مباحث عقلی و اعتقادی مقدمات تفقه در قران و روایات قرآن خلافت و امامت
ولایت فقیه و حکومت زنان از منظر قرآن خانواده و همسریابی
آموزش آمیزش احکام ازدواج موقت احکام فقهی از منظر قرآن و روایت
مناظرات نقدنامه های سیاسی متون ادبی (دکلمه های قرآنی)
وقایع تاریخی روایات اخلاقی و دعا آخرالزمان و علائم ظهور (شر الازمنه)
سلام دوستانی که ادرس وبلاگ جدید را میخواهند به این آیدی ،رجوع کنند.
rejale.sadegh@yahoo.com
به نام خدا
الأحزاب : 59
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً
برای اینکه به معنای واقعی یک لغت در قرآن کریم دست پیدا کنیم باید باید نکات زیر را در نظر داشته باشیم :
1) ترجمه آن لغت در کتب لغوی
2) واژه های معادل آن لغت در قرآن
3) واژه های معادل آن لغت در روایات
4) بررسی سیاق آیه ای که در آن از لغت استفاده شده است
5) بررسی روایات ذیل آیه ای که لغت را در برگرفته است
اکنون به صورت کامل و به فضل الهی برای هر کدام از مراحل بالا پیرامون واژه ( جلباب) مثال خواهیم زد.
با ما باشید:
1) وازه جلباب در لغت :
نهايه و صحاح و قاموس : جلباب ملحفه و لباس بالائى و چادر مانند است و نه فقط روسرى
التحقیق :
أنّ الجلباب هو ما قيل: إنّه ما يغطّي الثياب، و يستر البدن و الثياب معا، و الملاءة الّتي يشتمل بها، و الملحفة، و الرداء الّذي يستر تمام البدن و يلبس فوق الثياب. فالجلباب بهذا المعنى هو الّذي يقتضيه و يجلبه حجاب المرأة و محفوظيّتها، كما أنّ الفقر يقتضي الاشتمال بالصبر و إحاطته على الفقير، و محجوبيّة المرأة و عفّتها تقتضي أن تجلبب بالبيت و البيت جلبابها.
فحقيقة الجلباب: هي ما يجلب و يلازم و يغطّي الجالب.
در تحقیق بیان شده است که جلباب چیزی است که هم خمار را میپوشاند و هم ثیاب را، واژه ای معادل ملحفه که تمام بدن را در بر میگیرد.
2) واژه جلباب در قرآن :
در آیه 59 سوره احزاب به صورت جمع واژه جلباب به کار رفته است این واژه درکنار آیه 31 سوره نور معنای حقیقی خود را آشکار میکند .
خداوند در آیه 31 سوره نور دستور میدهد زنان خمر خود را بر جیوب خود فرو افکنند بنابر اینکه جیوب یعنی برآمدگی روی سینه ، پس واژه خمر یعنی روسری و چیزی که فقط تا روی سینه را میپوشاند .
از این رو جلبابی که باید با توجه به علیهن تمام بدن را بپوشاند ، قطعا زیر خمر نخواهد بود بلکه خمر را نیز در بر میگیرد و استعمال جلباب در کنار خمر بیان گر این نکته است که قطعا این دو یک معنا را نمیرسانند.
3) روایاتی که در آنها جلباب به معنای یک حالت فراگیر به کار رفته است :
در نهج البلاغه امیرمومنین علی علیه السلام میفرمایند :
«سترنى عنكم جلباب الدّين» خطبه 4
جلباب دين مرا از شما مستور كرد
و در جایی دیگر میفرمایند «من احبّنا اهل البيت فليستعدّ للفقر جلبابا» حكمت: 112
هر كه ما اهل بيت را دوست دارد براى فرو رفتن در فقر آماده باشد
و در جایی دیگر به بعضی از کارگزارانشان مينويسند:
«فالبس لهم جلبابا من اللّين» نامه: 19
برای مردم لباسى از نرمى بپوش.
با توجه به این که دین و نرمی خلق باید تمام وجود آدم را در بر بگیرد و فقر نیز بر زندگی آدمی سایه می افکند وزندگی آدمی را فرامیگیرد ، بنابرین باید با فعلی به این نکته اشاره شده باشد که در معنای ذاتیش پوشش سرتاسری نهفته شده باشد.
4) بررسی سیاق آیه ای که جلباب در آن به کار رفته است:
در آیه 59 سوره احزاب خداوند به پیامبر خود میفرماید که از این به بعد زنان جلباب خود را بر خود نزدیک کنند
واژه ( علی ) در زبان عربی استعلا را میرساند
اضافه (علی )بر (هن ) بیانگر معنای واقعی جلباب نیز میباشد چرا که باید جلباب چیزی باشد که علیهن نیز صادق گردد از این رو جلباب به همان معنایی است که در لغت به کار رفته ، یعنی پارچه ای همچون چادر که سرتاسری وفراگیر است .
5) روایاتی که تصریح به چادر بودن در مورد جلباب دارند:
1 ) بحارالأنوار 29 218 فصل نورد فيه خطبة خطبتها سيدة النسا
وَ فِي الرِّوَايَةِ الْأُولَى قَالَتْ عَائِشَةُ لَمَّا سَمِعَتْ فَاطِمَةُ (ع) إِجْمَاعَ أَبِي بَكْرٍ عَلَى مَنْعِهَا فَدَكَ لاتت [لَاثَتْ] خِمَارَهَا عَلَى رَأْسِهَا وَ اشْتَمَلَتْ بِجِلْبَابِهَا ، وَ أَقْبَلَتْ فِي لُمَةٍ مِنْ حَفَدَتِهَا ثُمَّ اتَّفَقَتِ الرِّوَايَتَانِ مِنْ هَاهُنَا وَ نِسَاءِ قَوْمِهَا.. وَ سَاقَ الْحَدِيثَ نَحْوَ مَا مَرَّ إِلَى قَوْلِهِ افْتَتَحَتْ كَلَامَهَا بِالْحَمْدِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الثَّنَاءِ عَلَيْهِ وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، ثُمَّ قَالَتْ لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ... إِلَى آخِرِهَا.
فاطمه زهرا سلام الله علیها وقتی تصمیم ابوبکر را در مورد منع ایشان از فدک که ارثیه و هدیه پدرشان بود شنیدند بعد مشورت با امیرمومنین علی علیه السلام در مسجد حاضر شدند . در حالی که
خمار خود را بر سر انداخته بود
و جلباب خود را نیز بر تن کرده بود
در میان گروهی از زنان قرار گرفته بود تا به مسجد رسید و سپس به حمد الهی و صلوات بر محمد صلی الله علیه وآله پرداخت و ..
2 ) عللالشرائع 1 163 130-
أبي رحمه الله قال حدثنا سعد بن عبد الله قال حدثنا الحسن بن عرفة بسر من رأى قال حدثنا وكيع قال حدثنا محمد بن إسرائيل قال حدثنا أبو صالح عن أبي ذر رحمة الله عليه قال كنت أنا و جعفر بن أبي طالب مهاجرين إلى بلاد الحبشة فأهديت لجعفر جارية قيمتها أربعة آلاف درهم فلما قدمنا المدينة أهداها لعلي ع تخدمه فجعلها علي ع في منزل فاطمة فدخلت فاطمة ع يوما فنظرت إلى رأس علي ع في حجر الجارية فقالت يا أبا الحسن فعلتها فقال لا و الله يا بنت محمد ما فعلت شيئا فما الذي تريدين قالت تأذن لي في المصير إلى منزل أبي رسول الله ص فقال لها قد أذنت لك فتجلببت بجلبابها و تبرقعت ببرقعهابحارالأنوار 36 288 باب 41- نصوص الرسول ص عليهم ع .....
فاطمه سلام الله علیها برای رفتن به خانه پدرشان از علی علیه السلام اجازه گرفتند و مخفی نمود خود را در میان جلباب خود و.. ( تجلببت بجلبابها یعنی خود را در میان جلباب خود مخفی نمود )
پست های مرتبط و شاخه اصلی :
......................................
سایر روایات:
11- نص، [كفاية الأثر] أَبُو الْفَرَجِ الْمُعَافَا بْنُ زَكَرِيَّا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامِ بْنِ سُهَيْلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُعَافًى السَّلْمَانِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ زَاهِرٍ عَنْ عَبْدِ الْقُدُّوسِ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ جَيْشِ بْنِ الْمُعْتَمِرِ قَالَ قَالَ أَبُو ذَرٍّ الْغِفَارِيُّ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ دَخَلْتُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فِي مَرَضِهِ الَّذِي تُوُفِّيَ فِيهِ فَقَالَ يَا أَبَا ذَرٍّ ايتِنِي بِابْنَتِي فَاطِمَةَ قَالَ فَقُمْتُ وَ دَخَلْتُ عَلَيْهَا وَ قُلْتُ يَا سَيِّدَةَ النِّسْوَانِ أَجِيبِي أَبَاكِ قَالَ فَلَبِسَتْ جِلْبَابَهَا وَ خَرَجَتْ حَتَّى دَخَلَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَلَمَّا رَأَتْ رَسُولَ اللَّهِ ص انْكَبَّتْ عَلَيْهِ وَ بَكَتْ وَ بَكَى رَسُولُ اللَّهِ ص لِبُكَائِهَا وَ ضَمَّهَا إِلَيْهِ ثُمَّ قَالَ يَا فَاطِمَةُ لَا تَبْكِي فِدَاكِ أَبُوكِ فَأَنْتِ أَوَّلُ مَنْ تَلْحَقِينَ بِي مَظْلُومَةً مَغْصُوبَةً
بحارالأنوار 33 102 باب 16- باب كتبه ع إلى معاوية و احت
و الجلابيب جمع جلباب و هي الملحفة في الأصل فاستعير لغيرها من الثياب.
و أرادت النبي ص فهبط جبرئيل ع فقال يا محمد إن الله يقرئك السلام و يقول لك إن هذه فاطمة قد أقبلت إليك تشكو عليا فلا تقبل منها في علي شيئا فدخلت فاطمة فقال لها رسول الله ص جئت تشكين عليا قالت إي و رب الكعبة فقال لها ارجعي إليه فقولي له رغم أنفي لرضاك فرجعت إلى علي ع فقالت له يا أبا الحسن رغم أنفي لرضاك تقولها ثلاثا فقال لها علي ع شكوتيني إلى خليلي و حبيبي رسول الله ص وا سوأتاه من رسول الله ص أشهد الله يا فاطمة أن الجارية حرة لوجه الله و أن الأربعمائة درهم التي فضلت من عطائي صدقة على فقراء أهل المدينة ثم تلبس و انتعل و أراد النبي ص فهبط جبرئيل فقال يا محمد إن الله يقرئك السلام و يقول لك قل لعلي قد أعطيتك الجنة بعتقك الجارية في رضا فاطمة و النار بالأربع مائة درهم التي تصدقت بها فأدخل الجنة من شئت برحمتي و أخرج من النار من شئت بعفوي فعندها قال علي ع أنا قسيم الله بين الجنة و النار
به نام خدا
وَ بَيْنهَُمَا حِجَابٌ وَ عَلىَ الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلَّا بِسِيمَئهُمْ وَ نَادَوْاْ أَصحَْابَ الجَْنَّةِ أَن سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَ هُمْ يَطْمَعُونَ(46 اعراف )
و در ميان آن دو [بهشتيان و دوزخيان]، حجابى است و بر «اعراف» مردانى هستند كه هر يك از آن دو را از چهره هاشان مى شناسند و آن مردان بهشتيان را صدا مى زنند كه: «درود بر شما باد!»
آنها داخل بهشت نمى شوند، در حالى كه طمع (امید ) آن را دارند.
امیر مومنین علی علیه السلام در مناظره خود با ابوبکر چنین فرمودند :
تو را به خدا قسم میدهم
من آن اذان و اعلام برای اهل موسم حج و برای تمام امت ، بوسیله سوره توبه هستم یا تو ؟
ابوبکر گفت:بلکه شمائید (1)
رجوع شود به کتب روایی شیعه و سنی در مورد تفسیر سوره توبه که نقل متواتر است به این مضمون که در ابتدا، اعلان سوره توبه را نبی اکرم صلی الله علیه وآله به ابوبکر سپردند اما در نهایت بر اساس وحی الهی می بایست نبی اکرم اعلان این سوره را یا خود انجام میداد یا به مردی از خودش واگذار میکردند از این رو اعلان و اذان این سوره را به علی بن ابی طالب وصی خود واگذار کردند .
موافق با آیه 61 سوره آل عمران . (۲)
امیرمومنین علی علیه السلام نیز در ذیل آیه چهل و ششم سوره اعراف میفرمایند :
بدانید که در قرآن نامهایی وجود دارد که فقط مخصوص من است
مواظب باشید که آن ها را به خود نسبت ندهید که گمراه خواهید شد
و من آن موذن در دنیا و آخرتم که خداوند فرمود: پس موذنی در بین آنها ندا میدهدکه لعنت خداوند بر ظالمین (۳)
حضرت در پاسخ کسی که میپرسد منظور خداوند در این آیه چیست (وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ؟) میفرمایند:
ما همان مردانی هستیم که بر اعرافیم
ما یاران خود را با چهره هاشان میشناسیم
ما اعرافی هستیم که طریق خداوند جزبا معرفت ما شناخته نمیشود
ما اعرافی هستیم که خداوند ما را در روز قیامت بر صراط نگه میدارد
و کسی داخل در بهشت نمیشود مگر این که ما را بشناسد و ما او را بشناسیم
و کسی داخل در جهنم نمیشود مگر این که ما را انکار کند و ما او را انکار کنیم (۴)
پست های مرتبط و شاخه اصلی :
.........................................................................
منابع :
1) تفسير نور الثقلين، ج2، ص: 184
..... 33-
في كتاب الخصال في احتجاج على عليه السلام على ابى بكر قال: فأنشدك بالله انا الأذان لأهل الموسم و لجميع الامة بسورة برائة أم أنت؟ قال: بل أنت
۲) آلعمران : 61 فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبينَ
هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود آن گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.
۳) تفسير نور الثقلين، ج2، ص: 32
يها نعم الله عز و جل عليه و فيها يقول عليه السلام: الا و انى مخصوص في القرآن بأسماء، احذروا أن تغلبوا عليها فتضلوا في دينكم، و انا المؤذن في الدنيا و الاخرة قال الله عز و جل: «فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ» انا ذلك المؤذن و قال: «وَ أَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ» و انا ذلك الأذان.
۴) عبد الله بن عبد الرحمن الأصم، عن الهيثم بن واقد، عن مقرن، قال: سمعت أبا عبد الله (عليه السلام) يقول: «جاء ابن الكواء إلى أمير المؤمنين (عليه السلام) فقال: يا أمير المؤمنين، وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ؟
فقال: نحن على الأعراف، و نحن نعرف أنصارنا بسيماهم، و نحن الأعراف الذين لا يعرف الله عز و جل إلا بسبيل معرفتنا، و نحن الأعراف يوقفنا «1» الله عز و جل يوم القيامة على الصراط «2»، فلا يدخل الجنة إلا من عرفنا و عرفناه، و لا يدخل النار إلا من أنكرنا و أنكرناه.
بسم الله الرحمن الرحیم
امام حسن عسکری از پدرشان ، امیرمومنین على عليهما السّلام نقل میکنند که :
زنى به حضور فاطمه زهرا سلام الله عليها رسيد و عرض کرد:
مادرى ناتوان دارم كه در نمازش مشکل دارد و مرا به سوى شما فرستاده تا از آن بپرسم.
او پرسش خود را مطرح کرد و حضرت فاطمه به آن پاسخ داد.
آن زن پرسش ديگری پرسيد و پاسخ گرفت. سپس پرسش سوم و چهارم و تا ده پرسش پرسيد و حضرت همه را پاسخ داد.
زن از فراوانى پرسشها خجالت كشيد و گفت: اى دختر پيامبر خدا ! ديگر مزاحم نمىشوم.
فاطمه عليها السّلام فرمود: نه. بيا و هرچه مىخواهى بپرس.
به نظر تو اگر كسى را يک روز براى بالا بردن بارى سنگين به پشت بام استخدام کنند و در عوض به او يکصد هزار دينار مزد دهند، آيا اين کار برای او دشوار و سنگين به نظر مىآيد؟
آن زن گفت: نه.
حضرت فرمود: مزدی که من در برابر پاسخ هر پرسش میگيرم ارزشش بيش از مرواريدهايی است که از زمين تا آسمان را پر کرده باشد! پس چنين کاری با چنين مزدی سزاوارتر است كه بر من گران نيايد.
از پدرم شنيدم كه مىفرمودند:
دانشمندان شيعيان ما پس از آن که محشور شوند به اندازه فراوانی دانششان و مقداری که در راه هدايت بندگان خدا تلاش کرده باشند بر آنها خلعتهاى كرامات پوشانده خواهد شد، تا آنجا كه بر برخى از آنها هزار هزار خلعت نور بپوشانند.
سپس منادى پروردگارمان (جلّ جلاله) ندا مىدهد:
اى سرپرستان يتيمان آل محمّد!
اى كسانى كه هنگام جدايى آنان از پدرانشان ـ كه همان پيشوايان آنها بودند ـ دست آنان را گرفتيد!
اينان شاگردان شمايند و يتيمانى كه سرپرستى آنها را برعهده گرفتيد و آنها را بر پا نگهداشتيد، پس همانگونه كه در دنيا خلعتهای دانش را بر آنها پوشانديد، اکنون نيز به آنها خلعت دهيد.
پس بر هريك از آن يتيمان به اندازه دانشى كه از عالمان فرا گرفتهاند خلعت مىپوشانند، تا آنجا كه بر برخى از آنها صدهزار خلعت پوشانده مىشود و همين گونه اين يتيمان نيز بر هركسی که دانشی از آنها آموخته است خلعت مىپوشانند.
سپس خداوند متعال مىفرمايد:
دوباره به اين دانشمندان سرپرست يتيمان خلعت دهيد تا خلعتشان را كامل و دوچندان گردانند. پس به همان اندازه ، دوباره به آنها خلعت مىدهند و همينگونه به اندازه منزلت هركس خلعتش را دوچندان مىكنند.
فاطمه عليها سلام گفت: اى بنده خدا !
يك نخ اين خلعتها هزار هزار بار از آنچه خورشيد بر آن تابيده برتر است.
و چه فضيلتى دارد آنچه که آمیخته به تيرگى و كدورت است؟!
منبع :
مستدركالوسائل 17 317
و بحارالأنوار 2 3 باب 8- ثواب الهداية و التعليم
[تفسير الإمام عليه السلام] قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيُّ ع حَضَرَتِ امْرَأَةٌ عِنْدَ الصِّدِّيقَةِ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ ع فَقَالَتْ إِنَّ لِي وَالِدَةً ضَعِيفَةً وَ قَدْ لُبِسَ عَلَيْهَا فِي أَمْرِ صَلَاتِهَا شَيْءٌ وَ قَدْ بَعَثَتْنِي إِلَيْكِ أَسْأَلُكِ فَأَجَابَتْهَا فَاطِمَةُ ع عَنْ ذَلِكَ فَثَنَّتْ فَأَجَابَتْ ثُمَّ ثَلَّثَتْ إِلَى أَنْ عَشَّرَتْ فَأَجَابَتْ ثُمَّ خَجِلَتْ مِنَ الْكَثْرَةِ فَقَالَتْ لَا أَشُقُّ عَلَيْكِ يَا ابْنَةَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَتْ فَاطِمَةُ هَاتِي وَ سَلِي عَمَّا بَدَا لَكِ أَ رَأَيْتِ مَنِ اكْتُرِيَ يَوْماً يَصْعَدُ إِلَى سَطْحٍ بِحِمْلٍ ثَقِيلٍ وَ كِرَاهُ مِائَةُ أَلْفِ دِينَارٍ يَثْقُلُ عَلَيْهِ فَقَالَتْ لَا فَقَالَتْ اكْتُرِيتُ أَنَا لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ بِأَكْثَرَ مِنْ مِلْءِ مَا بَيْنَ الثَّرَى إِلَى الْعَرْشِ لُؤْلُؤاً فَأَحْرَى أَنْ لَا يَثْقُلَ عَلَيَّ سَمِعْتُ أَبِي ص يَقُولُ إِنَّ عُلَمَاءَ شِيعَتِنَا يُحْشَرُونَ فَيُخْلَعُ عَلَيْهِمْ مِنْ خِلَعِ الْكَرَامَاتِ عَلَى قَدْرِ كَثْرَةِ عُلُومِهِمْ وَ جِدِّهِمْ فِي إِرْشَادِ عِبَادِ اللَّهِ حَتَّى يُخْلَعُ عَلَى الْوَاحِدِ مِنْهُمْ أَلْفُ أَلْفِ حُلَّةٍ مِنْ نُورٍ ثُمَّ يُنَادِي مُنَادِي رَبِّنَا عَزَّ وَ جَلَّ أَيُّهَا الْكَافِلُونَ لِأَيْتَامِ آلِ مُحَمَّدٍ ص النَّاعِشُونَ لَهُمْ عِنْدَ انْقِطَاعِهِمْ عَنْ آبَائِهِمُ الَّذِينَ هُمْ أَئِمَّتُهُمْ هَؤُلَاءِ تَلَامِذَتُكُمْ وَ الْأَيْتَامُ الَّذِينَ كَفَلْتُمُوهُمْ وَ نَعَشْتُمُوهُمْ فَاخْلَعُوا عَلَيْهِمْ خِلَعَ الْعُلُومِ فِي الدُّنْيَا فَيَخْلَعُونَ عَلَى كُلِّ وَاحِدٍ مِنْ أُولَئِكَ الْأَيْتَامِ عَلَى قَدْرِ مَا أَخَذُوا عَنْهُمْ مِنَ الْعُلُومِ حَتَّى إِنَّ فِيهِمْ يَعْنِي فِي الْأَيْتَامِ لَمَنْ يُخْلَعُ عَلَيْهِ مِائَةُ أَلْفِ خِلْعَةٍ وَ كَذَلِكَ يَخْلَعُ هَؤُلَاءِ الْأَيْتَامُ عَلَى مَنْ تَعَلَّمَ مِنْهُمْ ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ أَعِيدُوا عَلَى هَؤُلَاءِ الْعُلَمَاءِ الْكَافِلِينَ لِلْأَيْتَامِ حَتَّى تُتِمُّوا لَهُمْ خِلَعَهُمْ وَ تُضَعِّفُوهَا لَهُمْ فَيَتِمُّ لَهُمْ مَا كَانَ لَهُمْ قَبْلَ أَنْ يَخْلَعُوا عَلَيْهِمْ وَ يُضَاعَفُ لَهُمْ وَ كَذَلِكَ مَنْ يَلِيهِمْ مِمَّنْ خَلَعَ عَلَى مَنْ يَلِيهِمْ وَ قَالَتْ فَاطِمَةُ ع يَا أَمَةَ اللَّهِ إِنَّ سِلْكَةً مِنْ تِلْكَ الْخِلَعِ لَأَفْضَلُ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ أَلْفَ أَلْفِ مَرَّةٍ وَ مَا فَضَلَ فَإِنَّهُ مَشُوبٌ بِالتَّنْغِيصِ وَ الْكَدَرِ
بسم الله الرحمن الرحیم
1) عفان از امام صادق علیه السلام روایت میکند که حضرت به من فرمودند:
آیا میدانی چرا قم را قم نامیدند؟
عرض کردم : خدا و رسولش و شما داناترید .
فرمودند: قم نامیدند برای آنکه اهلش با قائم آل محمد ( صلوات الله علیهم اجمعین) جمع میشوند و با او ایستادگی میکنند و یاریش می نمایند .
2) عبد العظیم حسنی میگوید:
شنیدم که امام حسن عسکری علیه السلام میفرمودند:
اهل قم و اهل آبه گناهانشان بخشیده شده و مغفورند. چرا که جد غریبم علی بن موسی الرضا علیه السلام را در طوس زیارت میکنند.
آگاه باشید هر کس او را زیارت کند و در راه یک قطره باران به او برسد خداوند جسدش را بر آتش حرام میکند.
3) امیرمومنین علی علیه السلام میفرمایند :
حسنی صاحب طبرستان با جمع زیادی از لشکریانش ؛ از سواره و پیاده خروج میکند و به سمت نیشابور میروند .
آنجا را فتح کنند و دروازه های آن را تقسیم کنند .وسپس به اصفهان می روند و سپس به قم !
بین آنها و اهل قم جنگ بزرگی واقع میشود و مردم بسیاری در این جنگ کشته میشوند سپس اهل قم شکست میخورند و فرار میکنند پس حسنی اموالشان را جمع آوری میکند و زنان و فرزندانشان را اسیر میکند و خانه هایشان را خراب میکند پس از ان اهل قم به کوهی که آن را واردهار( اردهال) میگویند پناهنده شوند .
حسنی چهل روز در قم اقامت کند و بیست نفر را بکشد و دو نفر را به دار میکشد و سپس کوچ میکند.
4) روایت شده است که امام صادق علیه السلام فرمودند:
اهل خراسان از بزرگان ما هستند
و اهل قم از یاران ما
و اهل کوفه از اوتاد ما و اهل این سواد ( عراق) از مایند و ما از ایشانیم.
5) امام صادق علیه السلام فرمودند:
وقتی امنیت از بندگان برداشته شد و مردم بر اسبها سوار شدند و از زنها کناره گرفتند و از عطرها استفاده نکردند ، از شدت بلا و گرفتاری !
در این زمان از کنار آنها فرار کنید ! فرار کنید !
راوی عرض کرد : فدایتان شوم به کجا بروم؟
فرمودند: به کوفه و اطراف آن
و به قم و اطراف آن
به درستی که بلا از این دو شهر دفع شده است .
6) از ابو موسی اشعری روایت شده که گفت:
از امیر مومنین علی علیه السلام در مورد سالم ترین شهرها و بهترین جایگاه ها در هنگام نزول فتنه و ظهور شمشیر سوال شد .
فرمودند: بهترین جا در آن روز بر روی زمین ، کوهسار است .
چرا که خراسان مضطرب میشود و جنگ بین گرگان و طبرستان رخ میدهد و سیستان خراب میشود .
پس سالم ترین جاها قصبه قم میباشد.( قم قسمتی از کوهسار است)
قم شهری است که خارج میشود از آن یاوران بهترین مردم از جهت پدر و مادر جد و جده ، عمو و عمه ، آن جاییست که آن را زهرا ( روشن ونورانی) نامند.
در آنجا جای قدم جبرییل است و آنجاست که آب از آن جوشید .
و هر کس از آن بیاشاماد از مرض ایمن شود و از آن آب حضرت عیسی علیه السلام گلی خمیر کرد و از آن گل به شکل پرنده درست شد و از آن آب حضرت رضا علیه السلام غسل کرد و از آنجا قوچ حضرت ابراهیم و عصای موسی و انگشتر سلیمان علیهم السلام خارج میشود .
7 ) از امام صادق علیه السلام روایت شده که حضرت فرمودند:
وقتی که بلا و خستگی به شما رسید ، پس بر شما باد به رفتن به قم
که آن جا ماوای (پناه گاه) فاطمیین است و استراحتگاه مومنین است و زود باشد که اولیاء و دوستان ما را از کنار (مرقد های ) ما کوچ دهند و دور سازند و همین کار به مصلحت ایشان است تا شناخته نشوند که ایشان دوستان ما هستند و همین سبب شود که جان و مالشان محفوظ بماند و هر کس اراده بدی نسبت به قم و اهلش داشته باشد خداوند او را ذلیل گرداند و از رحمتش دور سازد.
8 ) صفوان بن یحی می گوید روزی نزد موسی بن جعفر علیه السلام بودم که از قم و اهل آن ذکری صورت گرفت و این که آنها دوستداران مهدی علیه السلام هستند.
حضرت فرمودند: مرحبا بر ایشان
خدا راضی شود از ایشان و سپس فرمودند :
به درستی که برای بهشت هشت در میباشد که یکی از آنها برای اهل قم خواهد بود و آنها از بین سایر بلاد به یقین شیعیان ما هستند.
خداوند ولایت ما را در خمیر مایه وجودی ایشان قرار داده است .
9 ) از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمودند:
وقتی بلا عمومی بشود پس امنیت در کوفه و نواحی آن است و قم از بلاد کوهستان است و چه خوب جایگاهی است قم برای کسی که ترسان باشد
10 ) امام صادق علیه السلام فرمودند:
وقتی بلا و فتنه شهرها را گرفت ، بر شما باد به پناه بردن به قم و حوالی و نواحی آن که بلاء از قم دفع شده است .
11 ) پیرامون روایتی از امام صادق علیه السلام فرمودند:
دین و اهل آن در قم ذلیلند (یعنی مردمان قم در نظر مردم سایر شهرها ذلیلند )
واگر این طور نبود مردم به سوی قم می شتافتند در این صورت قم و اهلش خراب میشدند.
12 ) عده ای از مردم ری خدمت امام صادق علیه السلام رسیدند و عرض کردند : ما اهل ری هستیم
پس حضرت فرمودند : مرحبا به برادران ما در قم .
عرض کردند : ما از اهل ری هستیم !
حضرت دوباره کلام اول را تکرار کردند.
پس ایشان چند مرتبه کلام اول را گفتند.
و باز حضرت همان جواب اول را تکرار کردند ( مرحبا به برادران ما از اهل قم )
پس از آن فرمودند: به درستی که برای خدا حرمی است و آن مکه است ،
و برای رسول خدا صلی الله علیه واله و سلم حرمی است و آن مدینه است ،
و برای امیر مومنین علی علیه السلام حرمی است و آن کوفه است،
و برای ما نیز حرمیست و آن شهر قم است .
و زود است که خانمی از اولاد من در آنجا دفن شود که او را فاطمه نامند پس هر کس او را زیارت کند ، بهشت بر او واجب میشود .
راوی گفت : این کلام از امام صادق علیه السلام قبل از تولد فرزنداشان موسی الکاظم که پدر حضرت فاطمه معصومه علیها السلام هستند بود.
13 ) در روایات شیعه نقل شده است که عمارت های قم به جایی برسد که به اندازه جای یک اسب به هزار درهم خریده شود.
14 ) از یکی از اصحاب روایت شده که گفت :
نزد امام صادق علیه السلام بودم که ناگاه این آیه را خواندند:
( الإسراء : 5 فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولي بَأْسٍ شَديدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولاً
(اى بنى اسرائيل ) پس آنگاه كه وعدهى اولين از بين آن دو وعده فرا رسيد، بندگانى از خود را كه جنگاورانى نيرومندند بر شما برانگيزيم تا [براى تعقيب شما] لابه لاى خانهها را جست جو كنند، و اين وعده انجام شدنى است.)
عرض کردیم :فدایتان شویم آن بندگان خدا چه کسانی هستند :
حضرت سه مرتبه فرمودند انها به خدا اهل قم هستند.
15 ) از امام صادق علیه السلام فرمودند:
مردی وارد شد و عرض کرد ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه وآله )
من میخواهم از شما در مورد مسئله ای سوال کنم که قبل از من کسی از شما سوال نکرده باشد.
و بعد از من نیز کسی سوال نکند.
حضرت فرمودند:از حشر و نشر( قیامت) میخواهی سوال کنی؟
عرض کرد: بلی به حق آنکه محمد را بشیر و نذیر مبعوث کرد ، از شما سوال نمیکنم مگر از همین مسئله.
پس فرمود: حشر مردم همه در بیت المقدس است .
مگر یک بقعه در زمین کوهسار که آن را قم مینامند، که ایشان در قبرهایشان حساب کرده میشوندو از قبرهایشان به بهشت میروند.
سپس فرمودند: اهل قم بخشیده شده اند.
پس آن مرد روی دوپای خود نشست و عرض کرد: یابن رسول الله آیا این مختص اهل قم است؟
حضرت فرمودند : بلی و هر کس هم قول ایشان باشد .
پس از آن حضرت فرمودند میخواهی زیاد تر بگویم ؟
عرض کردم بلی.
حضرت فرمودند: پدرم به نقل از پدرشان به نقل از جدشان رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند:نظر کردم به سوی بقعه ای از زمین کوهسار که سبز رنگ و از زعفران رنگش بهتر و از مشک خوشبوتر بود که ناگهان دیدم پیرمردی بساط انداخته و بر سرش کلاهیست.
پس به جبریل گفتم این بقعه کیست؟
عرض کرد: در آن شیعیان وصی تو علی بن ابی طالب علیه السلام ، میباشند.
گفتم آن پیرمرد کیست؟
عرض کرد ابلیس لعین.
گفتم از ایشان چه میخواهد؟
عرض کرد : میخواهد از ولایت وصی تو بازشان دارد و به فسق و فجور دعوتشان کند.
پس گفتم ای جبریل مرا به سوی او ببر ، آنگاه به سرعت به پیش او رسیدیم .
به او گفتم :
قم یا ملعون! برو ای ملعون و در اموال و زنان گمراهان شراکت کن.(نه در اموال و زنان مردم قم)
چرا که اهل قم شیعه من و شیعه وصی من علی بن ابی طالب هستند.
..........................................................................................
متن اصلی به همراه ذکر منابع : قم و اهلها فی اخر الزمان
التوبة : 29 قاتِلُوا الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا يَدينُونَ دينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ
کسانی را كه به خدا، و به روز جزا ايمان ندارند، و آنچه را خدا و رسولش تحريم كرده حرام نمی دانند بکشید و کسانی را که از اهل کتاب ، آيين حق اسلام را نمی پذيرند، بکشید تا این كه با خفت و خاری ، جزيه (جریمه مالی معین ) را با دست خود بپردازند!
انسانها یا تسلیم محض احکام خدا به طور خالص و ناب هستند یا نه
اگر تسلیم هستند به انها مسلمان گفته میشود
و اگر نه کافر
کفار خود دو نوع هستند یا کفاری که برای آنها کتابی نازل شده است و آنرا قبول دارند و یا کفاری که هیچ کتاب آسمانی ای را قبول ندارند.
کفار اهل کتاب خود دو دسته هستند یا کفاری که به قوانین اسلام احترام میگذارند و جزیه میدهند که به این گروه ، کفار اهل ذمه گفته میشود .
یا به قوانین اسلام احترام نمیگذارند و جزیه نمیدهند که به آنها نیز کافر حربی گفته میشود .
در کافر بودن زردشتیها شکی وجود ندارد .
اما این که آیا زردشت از جمله کفار اهل کتابند یا اهل کتاب نیستند اختلاف وجود دارد !
فرض بگیریم که زردشت از اهل کتاب باشند، در این صورت بازهم آنها کافر خواهند بود .
و دلایل حرمت تشبه به کفار شامل حال آنها میشود .
از طرفی تشبه به کفار در اموری میباشد که بر اساس دین اسلام مباح و جایز بوده است یعنی به خصوص آن موارد امر و نهی تعلق نگرفته است .
و از طرفی دقیقا همان امر مباح ، سنت کفار قرار گرفته است .
چنین موردی موضوعیست برای دلایل حرمت تشبه به کفار .
و آن حدودی که از جانب خدا به آن امر یا نهیی صورت گرفته است اگرچه در حد ارشاد ، چنین اموری حتی اگر سنت کفار هم باشند موضوعی برای آیات حرمت تشبه به کفار نخواهند بود.
وحتی موضوعات مباحی که سنت کفار نیستند چنین مواردی نیز تحت عنوان عام حرام بودن تشبه به کفار نخواهند رفت .
در کتاب اوستا که نماد آیین زردشت است عید گرفتن نورز از سنتهای زردشت معرفی شده است
و بیان شده کسی که این روز را عید نداند زردشتی نیست ، زردشتی کسانی است که تا سیزده روز بازار را تعطیل کرده و به دیدار هم بروند و به هم تبریک بگویند و عیدی بدهند و هفت سین به نام خدایان آسمانهای هفتگانه بر سر سفره بگذارند و به همین ترتیبی که امروزه متاسفانه ما شاهد ان هستیم .
در هر حال همان طور که نمیشود به زور اثبات کرد کاری سنت قومی قرار گرفته است ، به زور هم نمیتوان سنت اقوام را انکار کرد .
خواست ، فقط خواست خداست !
در نهایت این نکته را یادآور میشویم که عید یک واژه درون دینی میباشد و اثبات عید بودن روزی، نیازمند دلیل از جانب خداست.
خصوصا که آیات و روایات ، اعیاد مسلمین را در چهار عید محصور میداند :
عید فطر ، عید قربان ، عید غدیر و جمعه .
وخصوصا که پیامبر اکرم صلی الله علیه واله از تعویض و تبدیل نوروز با عید فطر برای مسلمین خبر میدهند
( ابدلکم الله یومین بیومین یوم النیروز و المهرجان بالفطر والاضحی مستدرك الوسائل 6 153 )
و امام موسی کاظم علیه السلام این نکته را تایید میکنند که اسلام ، نوروز را رد کرده و از بین برده است ،و به خدا پناه میبرند از این که چیزی را زنده کنند که اسلام آنرا از بین برده است .
( المناقب ج : 4 ص : 318)
پستهای مرتبط:
به نام خدا
جناب مشائی قبل از هر چیزی سوالی از شما داشتیم
آیا شما زنا را حرام میدانید ؟
اگر این کار در نظر ارجمند شما حرام است آیا با تمام وجودتان زنا و زشتیش را درک کرده اید؟
با چه زبانی به شما باید فهماند که برای درک زشتی و کراهت موسیقی نیازی نیست آنرا تجربه کرد ؟
بلکه کفایت میکند که خدا و رسولش و اهل بیت علیهم السلام از موسیقی و ابزار لهو و لعب نهی کرده باشند ، همان طور که از زنا نهی کرده اند چه بین محارم باشد چه بین غیر آنها !
توهین شما به فقیه که بر اساس آیات قرآن و روایات پیامبر صلی الله علیه واله و اهل بیت علیهم السلام منصوب شده است ، قابل بخشش نیست .
مقایسه یک فقیه با یک سنی متهجر نیز غلط است !
البته انسان جاهلی مثل شما حق دارد این گونه قضاوت کند!
چرا که هر انسان جاهلی براساس داشته های ذهنی خود قضاوت میکند !
و البته عالمان در جایی که نمیدانند سکوت میکنند!
اما وقتش رسیده که چشمتان را به حقایق باز کنید.
برای شما و کسانی که این نجواهای شیطانی را در شما تایید و تقویت میکنند متاسفم .
نظر اسلام در مورد موسیقی که از مصادیق لهو و لعب است و در مورد آواز خواندن و غنا:
در قرآن کریم آیات زیادی وجود دارد که مومنین را از لهو و لعب و خوشگذرانی نهی کرده است.
همچنین از شنیدن قول باطل و خریدن آن و اهمیت دادن به آن . و در روایات به زیبایی تمام مصادیق لهو ولعب بیان شده اند.
باید دقت کرد که بین موسیقی و غنا تفاوت وجود دارد .
موسیقی به صدایی گفته میشود که از ابزار لهو و لعب همچون ( تار، سه تار، سنتور، عود، تنبور، قانون، قیچک، کمانچه، نی، تنبک، دف، پیانو، ویلا، کلارینت، فلوت، هورن، ترومپت و سازهای کوبهای ) خارج میشود .
غنا یعنی آواز خواندن . متنی که با صدای یک انسان خوانده میشود
(تعریف موسیقی به موسیقی غنایی و موسیقی غیرغنایی یک تعریف غلط است و چرا که موسیقی اساسا با آواز خواندن متفاوت میباشد برای درک این مطلب باید به کتاب لغت رجوع کنید و وازه غنا را بیابید که واژه غنا به معنای اصل آواز خواندن میباشد )
نکته : موضوع لهو و لعب در قرآن از موضوع موسیقی قابل تفکیک و جدا سازی نیست چرا که نتیجه استفاده از ابزار لهو و لعب که به شدت مورد نهی قرار گرفته اند همین موسیقی خواهد بود)
ابتدا تعدادی از آیات را مشاهده کنید و بعد روایات کتاب کافی را.
کتاب فروع کافی در عصر امام زمان علیه السلام توسط مرحوم کلینی تالیف شده است و از اصلی ترین منابع فقهی شیعه محسوب میشود و ما آن را برای شما ترجمه کرده ایم .
هزاران روایت در این موضوع وجود دارد که تواتر معنوی این روایات غیر قابل انکار است و جمع آوری آن امریست ممکن و کاریست دقیق و علمی و فقهی و ما سعی خود را میکنیم تا مقداری از آنها را جمع در صورت توان ترجمه کنیم .
(تواتر یعنی حالتی که افرادی که عقلا امکان نداشته یکدیگر را ملاقات کنند مثلا چون در یک زمان زندگی نمیکردند یا در مکانی دور زندگی میکردند در حالی که وسائل ارتباط جمعی نیز وجود نداشته است وهمه انها از یک حقیقت واحد خبر بدهند )
قسمتی از آیات مورد بحث:
الحج : 30 ذلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ حُرُماتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ أُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعامُ إِلاَّ ما يُتْلى عَلَيْكُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ
اين است! و هر كس برنامههاى الهى را بزرگ دارد، نزد پروردگارش براى او بهتر است! و چهارپايان براى شما حلال شده، مگر آنچه (ممنوع بودنش) بر شما خوانده مىشود. از پليديهاى بتها اجتناب كنيد! و از سخن باطل بپرهيزيد!
لقمان : 6 وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَري لَهْوَ الْحَديثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ
و بعضى از مردم سخنان بيهوده را مىخرند تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا گمراه سازند و آيات الهى را به استهزا گيرند براى آنان عذابى خواركننده است!
الفرقان : 72 وَ الَّذينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً
و كسانى كه باطل را مشاهده نميكنند (و در مجالس باطل شركت نمى كنند) و هنگامى كه با لغو و بيهودگى برخورد كنند، بزرگوارانه از آن مى گذرند.
الأنبياء : 16 وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبينَ
ما آسمانها و زمين و آنچه را كه در ميان اين دو است به بازى (و بى هدف) نيافريديم! (38)
الأنبياء : 17 لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لاَتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فاعِلينَ
(بفرض محال) اگر مى خواستيم سرگرمى انتخاب كنيم، چيزى متناسب خود انتخاب مى كرديم! (17)
الأنبياء : 18 بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ وَ لَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ
بلكه ما حق را بر سر باطل مى كوبيم تا آن را هلاك سازد و اين گونه، باطل محو و نابود مىشود! امّا واى بر شما از توصيفى كه (درباره خدا و هدف آفرينش) مى كنيد! (18)
المائدة : 62 وَ تَرى كَثيراً مِنْهُمْ يُسارِعُونَ فِي الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
بسيارى از آنان را مى بينى كه در گناه و تعدّى، و خوردن مال حرام، شتاب مى كنند! چه زشت است كارى كه انجام مى دادند!
الجمعة : 11 وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقينَ
هنگامى كه آنها تجارت يا سرگرمى و لهوى را ببينند پراكنده مى شوند و به سوى آن مى روند و تو را ايستاده به حال خود رها مى كنند بگو: آنچه نزد خداست بهتر از لهو و تجارت است، و خداوند بهترين روزىدهندگان است.
بَابُ الْغِنَاءِ ( الكافي ج : 6 )
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ قَالَ الْغِنَاءُ
امام صادق علیه السلام در مورد آیه 30 سوره حج که خداوند میفرماید ( از پلیدی بت ها و از سخن باطل پرهیز کنید) ، فرمودند:
منظور از قول زور آواز خواندن است .
2- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ الْغِنَاءُ عُشُّ النِّفَاقِ
امام صادق علیه السلام میفرمایند:
غنا (آواز خواندن) آشیانه نفاق است .
3- عَنْهُ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلاملَمَّا مَاتَ آدَمُ علیه السلام وَ شَمِتَ بِهِ إِبْلِيسُ وَ قَابِيلُ فَاجْتَمَعَا فِي الْأَرْضِ فَجَعَلَ إِبْلِيسُ وَ قَابِيلُ الْمَعَازِفَ وَ الْمَلَاهِيَ شَمَاتَةً بِآدَمَ علیه السلام فَكُلُّ مَا كَانَ فِي الْأَرْضِ مِنْ هَذَا الضَّرْبِ الَّذِي يَتَلَذَّذُ بِهِ النَّاسُ فَإِنَّمَا هُوَ مِنْ ذَاكَ
امام صادق(علیه السلام) فرمودند:
هنگامي كه حضرت آدم(علیه السلام) از دنيا رفت، ابليس و قابيل خوشحال شدند. آن دو در اجتماعي شركت كردند و به نشانه شادي و براي ابراز خوشحالي خود در مرگ آدم(ع)، از تنبورها و آلات لهو و لعب استفاده كردند. پس هر چيزي كه در روي زمين از اين قسم اشياء كه مردم به آن متلذذ مي شوند و از آن لذت مي برند باشد از همان معازف و ملاهي است.
(معازف و ملاهی دستگاه های نواختن موسیقی است و موسیقی نتیجه و حاصل استفاده از ابزار لهو و لعب است واین دو از هم تفکیک و جدا نمیشوند)
4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ الْغِنَاءُ مِمَّا وَعَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِ النَّارَ وَ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ
امام باقر علیه السلام :
غنا از جمله چیز هایی است که خدا بر آنها وعده آتش داده است و سپس این آیه را خواندند: و بعضی از مردم سخنان باطل را میخرند تا از سر نادانی مردم را از راه خدا گمراه کنند و آیات الهی را به تمسخر بگیرند اینان همان کسانی هستند که برایشان عذابی خوار کننده وجود دارد. (6 سوره لقمان)
5- ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مِهْرَانَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ الْغِنَاءُ مِمَّا قَالَ اللَّهُ وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
امام صادق علیه السلام میفرمایند: غنا از جمله چیز هایی است که خداوند در این ایه میفرماید سبب گمراهی مردم میشود: و بعضی از مردم سخنان باطل را میخرند تا از سر نادانی مردم را از راه خدا گمراه کنند. (6 سوره لقمان)
6- أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ قَالَ الْغِنَاءُ
امام صادق علیه السلام در مورد آیه (72 فرقان) که خداوند میفرماید مومنین کسانی هستند که شاهد سخن باطل نمیمانند . حضرت فرمودند یعنی شاهد غنا نمی مانند .
7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه واله أَنْهَاكُمْ عَنِ الزَّفْنِ وَ الْمِزْمَارِ وَ عَنِ الْكُوبَاتِ وَ الْكَبَرَاتِ
امام صادق علیه السلام فرمودند:
نبی اکرم صلی الله علیه وآله شما را از حرکات موزون (رقص) مزمار کوبات و کبرات نهی فرمودند.
( ابزار فوق وسیله نواختن و ایجاد صداست مانند: تار، سه تار، سنتور، عود، تنبور، قانون، قیچک، کمانچه، نی، تنبک، دف، پیانو، ویلا، کلارینت، فلوت، هورن، ترومپت و سازهای کوبهای )
8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْوَشَّاءِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام يَقُولُ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْغِنَاءِ فَقَالَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
امام رضا علیه السلام میفرمایند از امام صادق علیه السلام در مورد غنا سوال شد حضرت این ایه را خواندند (و بعضی از مردم سخنان باطل را میخرند تا از سر نادانی مردم را از راه خدا گمراه کنند. (6 سوره لقمان))
9- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جَنَاحٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ قَالَ نَزَلْنَا الْمَدِينَةَ فَأَتَيْنَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَالَ لَنَا أَيْنَ نَزَلْتُمْ فَقُلْنَا عَلَى فُلَانٍ صَاحِبِ الْقِيَانِ فَقَالَ كُونُوا كِرَاماً فَوَ اللَّهِ مَا عَلِمْنَا مَا أَرَادَ بِهِ وَ ظَنَنَّا أَنَّهُ يَقُولُ تَفَضَّلُوا عَلَيْهِ فَعُدْنَا إِلَيْهِ فَقُلْنَا إِنَّا لَا نَدْرِي مَا أَرَدْتَ بِقَوْلِكَ كُونُوا كِرَاماً فَقَالَ أَ مَا سَمِعْتُمْ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً
عده ای از اصحاب امام صادق علیه السلام برای دیدن حضرت به مدینه امدند
حضرت پرسیدند کجا ساکن شدید
گفتند در خانه صاحب زنان آوازه خوان .
حضرت فرمودند برخورد با کرامت داشته باشید .
آنها میگویند به خدا قسم ما منظور امام را نفهمیدیم و فکر کردیم حضرت میفرمایند به او تفضل و بخشش کنید.
به همین خاطر دوباره به خدمت امام رسیدیم و پرسیدیم منطور شما چه بود؟
حضرت فرمودند مگر این آیه را نشینیده اید ؟ ( مومنین زمانی که با لغو مواجه میشوند با کرامت عبور میکنند 72 فرقان )
10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ زِيَادٍ قَالَ كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي إِنَّنِي أَدْخُلُ كَنِيفاً لِي وَ لِي جِيرَانٌ عِنْدَهُمْ جَوَارٍ يَتَغَنَّيْنَ وَ يَضْرِبْنَ بِالْعُودِ فَرُبَّمَا أَطَلْتُ الْجُلُوسَ اسْتِمَاعاً مِنِّي لَهُنَّ فَقَالَ لَا تَفْعَلْ فَقَالَ الرَّجُلُ وَ اللَّهِ مَا آتِيهِنَّ إِنَّمَا هُوَ سَمَاعٌ أَسْمَعُهُ بِأُذُنِي فَقَالَ لِلَّهِ أَنْتَ أَ مَا سَمِعْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا فَقَالَ بَلَى وَ اللَّهِ لَكَأَنِّي لَمْ أَسْمَعْ بِهَذِهِ الْآيَةِ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ مِنْ أَعْجَمِيٍّ وَ لَا عَرَبِيٍّ لَا جَرَمَ أَنَّنِي لَا أَعُودُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ أَنِّي أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فَقَالَ لَهُ قُمْ فَاغْتَسِلْ وَ سَلْ مَا بَدَا لَكَ فَإِنَّكَ كُنْتَ مُقِيماً عَلَى أَمْرٍ عَظِيمٍ مَا كَانَ أَسْوَأَ حَالَكَ لَوْ مِتَّ عَلَى ذَلِكَ احْمَدِ اللَّهَ وَ سَلْهُ التَّوْبَةَ مِنْ كُلِّ مَا يَكْرَهُ فَإِنَّهُ لَا يَكْرَهُ إِلَّا كُلَّ قَبِيحٍ وَ الْقَبِيحَ دَعْهُ لِأَهْلِهِ فَإِنَّ لِكُلٍّ أَهْلًا
مردى به امام صادق عليه السّلام عرض كرد: من همسايه هایی دارم كه داراى كنيزكانى هستند كه آوازه خوانى ميكنند و عود مينوازند .
خیلی موارد پيش مى آيد که من داخل بيت الخلا ميشوم و به خاطر گوش دادن به ساز و آواز آن كنيزكان ماندن در بيت الخلا را طولانى ميكنم،
پس امام صادق عليه السّلام به او فرمود: ديگر چنين كارى نكن، عرض كرد: بخدا سوگند چنين نيست كه من از روى قصد با پاى خود به ان مکان بروم كه براى آن آواز و صدا رفته باشم.
بلكه آن صدا و آوازيست كه با گوشم ميشنوم،(بدون قصد به گوشم میرسد)
امام صادق عليه السّلام به او فرمود:
ترا به خدا تكرار مكن .
مگر نشنيدهاى خداى عزّ و جلّ ميفرمايد: همانا گوش و چشم و دل همگی در پيشگاه خداوند مورد باز پرسى قرار ميگيرند.
(الإسراء : 36 وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً )
پس آن مرد گفت: گويا من هرگز اين آيه از كتاب خداوند عزّ و جلّ را از هيچ عرب و غير عربى تاكنون نشنيده بودم،
حال كه شنيده ام بدون شک آن كار را ترك میکنم به یاری خدا.
من از خداوند طلب بخشش و عفو و توبه ميكنم،
پس امام صادق عليه السّلام به او فرمود: برخيز و غسل كن و هر آنچه از نماز به خاطرت رسيد به جاى آر، كه تو بر امر و گناهى بس بزرگ مصر و پایدار بودى و چه بد وضعى داشتى اگر بدان حال مرده بودى.
از خداى متعالى طلب آمرزش و بخشش كن و از او بخواه كه توبهات را از همه بديها بپذيرد، همانا خداوند عزّ و جلّ چيزى را زشت محسوب نکرده و نهى نكرده مگر عمل زشت را و تو کار زشت را براى طالبانش واگذار كه هر چيزى سزاوار و در خور گروهى است كه شايسته آن هستند.
11- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عِمْرَانَ الزَّعْفَرَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ مَنْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ بِنِعْمَةٍ فَجَاءَ عِنْدَ تِلْكَ النِّعْمَةِ بِمِزْمَارٍ فَقَدْ كَفَرَهَا وَ مَنْ أُصِيبَ بِمُصِيبَةٍ فَجَاءَ عِنْدَ تِلْكَ الْمُصِيبَةِ بِنَائِحَةٍ فَقَدْ كَفَرَهَا
امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس خدا به او نعمتی بدهد ولی او در کنار آن نعمت ، مزمار ( نی) بیاورد ، آن نعمت را کافر شده است و هر کسی دچار مصیبتی بشود و در آن مصیبت زن نوحه خوان بیاورد آن مصیبت را کفران کرده ( یعنی بی صبری کرده است 155و 156 بقره )
12- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْغِنَاءِ وَ قُلْتُ إِنَّهُمْ يَزْعُمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله رَخَّصَ فِي أَنْ يُقَالَ جِئْنَاكُمْ جِئْنَاكُمْ حَيُّونَا حَيُّونَا نُحَيِّكُمْ فَقَالَ كَذَبُوا إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ. بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ وَ لَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ ثُمَّ قَالَ وَيْلٌ لِفُلَانٍ مِمَّا يَصِفُ رَجُلٌ لَمْ يَحْضُرِ الْمَجْلِسَ
عبدالعلی میگوید از امام صادق علیه السلام در مورد غنا پرسیدم و گفتم مردم گمان میکنند رسول خدا صلی الله علیه وآله اجازه داده اند که با اواز بگوییم (جِئْنَاكُمْ جِئْنَاكُمْ حَيُّونَا حَيُّونَا نُحَيِّكُمْ )
حضرت فرمودند: مردم دروغ میگویندخداوند میفرماید: ( الأنبياء : 16تا 18
ما آسمانها و زمين و آنچه را كه در ميان اين دو است به بازى (و بىهدف) نيافريديم! 16 (بفرض محال) اگر مىخواستيم لهوی انتخاب كنيم، چيزى در نزد خودانتخاب مىكرديم! (17) بلكه ما حق را بر سر باطل مىكوبيم تا آن را هلاك سازد و اين گونه، باطل محو و نابود مىشود! امّا واى بر شما از توصيفى كه مىكنيد! (18))
سپس فرمودند وای بر فلانی از این که مردی توصیف میکند در حالی که در مجلسش حاضر نبوده است.
13- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ قَالَ هُوَ الْغِنَاءُ
قبلا این روایت ترجمه شد ( سند این روایت متفاوت است)
14- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ إِنَّ شَيْطَاناً يُقَالُ لَهُ الْقَفَنْدَرُ إِذَا ضُرِبَ فِي مَنْزِلِ رَجُلٍ أَرْبَعِينَ يَوْماً بِالْبَرْبَطِ وَ دَخَلَ عَلَيْهِ الرِّجَالُ وَضَعَ ذَلِكَ الشَّيْطَانُ كُلَّ عُضْوٍ مِنْهُ عَلَى مِثْلِهِ مِنْ صَاحِبِ الْبَيْتِ ثُمَّ نَفَخَ فِيهِ نَفْخَةً فَلَا يَغَارُ بَعْدَهَا حَتَّى تُؤْتَى نِسَاؤُهُ فَلَا يَغَارُ
دائما امام صادق علیه السلام میفرمودند:
شیطانی است که به او قفندر میگویند. زمانی که در خانه مردی چهل روز بربط(بربت نوعی وسیله نواختن در میان فارس) نواخته شود و مردم به خانه او بیاییند این شیطان هر عضو از بدنش را بر همانند عضو بدن صاحب خانه میگذارد سپس در اعضای او (یا در خانه ) میدمد
پس آن مرد دیگر غیرت ندارد تا این که زنانش نیز در مجلس مردان حاضر میشوند اما غیرت آن مرد برانگیخته نمیشود.
علي بن الحسين: لا قُدِّسَتْ أُمَّةٌ فيها البَرْبَط
امام زین العابدین فرمودند: امتی که در میان آنها بربت باشد مقدس و پاک نمیشود.
15- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام بَيْتُ الْغِنَاءِ لَا تُؤْمَنُ فِيهِ الْفَجِيعَةُ وَ لَا تُجَابُ فِيهِ الدَّعْوَةُ وَ لَا يَدْخُلُهُ الْمَلَكُ
امام صادق علیه السلام فرمودند: خانه ای که در آن آواز خوانده میشود از مرگ ناگهانی در امان نیست
و دعایی در آن خانه مستجاب نمیشود
و فرشته ای وارد آن خانه نمیشود.
16- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مِهْرَانَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ هَارُونَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ الْغِنَاءُ مَجْلِسٌ لَا يَنْظُرُ اللَّهُ إِلَى أَهْلِهِ وَ هُوَ مِمَّا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
امام صادق علیه السلام فرمودند:
آواز خواندن مجلسی است که خداوند به اهلش نگاه نمیکند و آواز خواندن از چیز هایی است که خداوند در این آیه میفرماید: و بعضی از مردم سخنان باطل را میخرند تا از سر نادانی مردم را از راه خدا گمراه کنند. (6 سوره لقمان)
17- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى أَوْ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي دَاوُدَ الْمُسْتَرِقِّ قَالَ مَنْ ضُرِبَ فِي بَيْتِهِ بَرْبَطٌ أَرْبَعِينَ يَوْماً سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِ شَيْطَاناً يُقَالُ لَهُ الْقَفَنْدَرُ فَلَا يُبْقِي عُضْواً مِنْ أَعْضَائِهِ إِلَّا قَعَدَ عَلَيْهِ فَإِذَا كَانَ كَذَلِكَ نُزِعَ مِنْهُ الْحَيَاءُ وَ لَمْ يُبَالِ مَا قَالَ وَ لَا مَا قِيلَ فِيهِ
امام صادق علیه السلام میفرمودند:
شیطانی است که به او قفندر میگویند. زمانی که در خانه مردی چهل روز بربط(بربت نوعی وسیله نواختن در میان فارس) نواخته شود این شیطان هر عضو از بدنش را بر همانند عضو بدن صاحب خانه میگذارد این کار را که بکند حیا از آن مرد کنده میشود و دیگر برایش مهم نیست که چه چیزی میگوید و یا در موردش چه چیزی گفته میشود.
18- سَهْلٌ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْمَدِينِيِّ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سُئِلَ عَنِ الْغِنَاءِ وَ أَنَا حَاضِرٌ فَقَالَ لَا تَدْخُلُوا بُيُوتاً اللَّهُ مُعْرِضٌ عَنْ أَهْلِهَا
شخصی از امام صادق علیه السلام در مورد آواز خواندن پرسید .
حضرت فرمودند داخل خانه ای نشو که خداوند از اهلش دوری میکند.
19- عَنْهُ عَنْ يَاسِرٍ الْخَادِمِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ مَنْ نَزَّهَ نَفْسَهُ عَنِ الْغِنَاءِ فَإِنَّ فِي الْجَنَّةِ شَجَرَةً يَأْمُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الرِّيَاحَ أَنْ تُحَرِّكَهَا فَيَسْمَعُ لَهَا صَوْتاً لَمْ يَسْمَعْ بِمِثْلِهِ وَ مَنْ لَمْ يَتَنَزَّهْ عَنْهُ لَمْ يَسْمَعْهُ
امام رضا علیه السلام فرمودند:
هر کس خودش را از آواز خواندن دور نگه دارد در بهشت درختی است که خداوند به باد دستور میدهد که برگهایش را تکان دهد که از آن درخت صدایی شنیده میشود که هرگز مثلش شنیده نشده است و هر کس خود را از غنا دور نکند صدای آن را نخواهد شنید.
20- عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَعْبَدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْخَزَّازِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ كُلَيْبٍ الصَّيْدَاوِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ ضَرْبُ الْعِيدَانِ يُنْبِتُ النِّفَاقَ فِي الْقَلْبِ كَمَا يُنْبِتُ الْمَاءُ الْخُضْرَةَ
امام صادق علیه السلام :
صدای نواختن طنبور، نفاق را در دل می رویاند همانگونه که آب سبزه ها را.
21- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ يُوسُفَ بْنِ عَقِيلٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُوسَى بْنِ حَبِيبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیه السلام قَالَ لَا يُقَدِّسُ اللَّهُ أُمَّةً فِيهَا بَرْبَطٌ يُقَعْقِعُ وَ تَائِهٌ تُفَجِّعُ
امام زین العابدین علیه السلام :
امتی که در آن بربت ، صدای آهنگین دهد وهلاکت ناگهانی وارد شود مقدس نمیشود.
22- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ جَهْمِ بْنِ حُمَيْدٍ قَالَ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّى كُنْتَ فَظَنَنْتُ أَنَّهُ قَدْ عَرَفَ الْمَوْضِعَ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي كُنْتُ مَرَرْتُ بِفُلَانٍ فَاحْتَبَسَنِي فَدَخَلْتُ إِلَى دَارِهِ وَ نَظَرْتُ إِلَى جَوَارِيهِ فَقَالَ لِي ذَلِكَ مَجْلِسٌ لَا يَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى أَهْلِهِ أَمِنْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى أَهْلِكَ وَ مَالِكَ
شخصی میگوید امام صادق علیه السلام به من فرمودند:
گمان کرده بودم تو جایگاه ها را میشناسی!
عرض کردم فدایتان شوم من از کنار فلانی رد میشدم مرا گرفت پس داخل خانه اش شدم و به کنیزانش نگاه کردم
حضرت فرمودند:
این مجلسی است که خداوند به اهلش نگاه نمیکند بگو ببینم اهلت را و مالت را از خدا در امان دیدی؟
23- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَنْبَسَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ اسْتِمَاعُ الْغِنَاءِ وَ اللَّهْوِ يُنْبِتُ النِّفَاقَ فِي الْقَلْبِ كَمَا يُنْبِتُ الْمَاءُ الزَّرْعَ
امام صادق علیه السلام :
شنیدن آواز و لهو نفاق را در دل می رویاند همانگونه که آب کشتزار را می رویاند.
24- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْأَرْمَنِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ مَنْ أَصْغَى إِلَى نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ كَانَ النَّاطِقُ يُؤَدِّي عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ كَانَ النَّاطِقُ يُؤَدِّي عَنِ الشَّيْطَانِ فَقَدْ عَبَدَ الشَّيْطَانَ (اشاره به حدیثی که فرمودند شیطان اولین آواز را سرود )
امام باقر علیه السلام فرمودند:
هر کس به سخن سخنگویی گوش کند او را بندگی کرده است
اگر سخنگو از خدا پیروی کند بندگی خدا را کرده
و اگر سخنگو از شیطان پیروی کند بندگی شیطان را کرده است .
25- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الرَّيَّانِ عَنْ يُونُسَ قَالَ سَأَلْتُ الْخُرَاسَانِيَّ ع وَ قُلْتُ إِنَّ الْعَبَّاسِيَّ ذَكَرَ أَنَّكَ تُرَخِّصُ فِي الْغِنَاءِ فَقَالَ كَذَبَ الزِّنْدِيقُ مَا هَكَذَا قُلْتُ لَهُ سَأَلَنِي عَنِ الْغِنَاءِ فَقُلْتُ لَهُ إِنَّ رَجُلًا أَتَى أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام فَسَأَلَهُ عَنِ الْغِنَاءِ فَقَالَ يَا فُلَانُ إِذَا مَيَّزَ اللَّهُ بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ فَأَنَّى يَكُونُ الْغِنَاءُ فَقَالَ مَعَ الْبَاطِلِ فَقَالَ قَدْ حَكَمْتَ
یونس میگوید از امام رضا علیه السلام سوال کردم و گفتم عباسیون میگویند شما آواز خواندن را اجازه داده اید
حضرت فرمودند: دروغ میگوید آن کافر زندیق من این چنین نگفتم
او از من در مورد آواز خواندن پرسید من به او گفتم :
شخصی خدمت امام باقر علیه السلام رسید و از ایشان در مورد آواز خواندن سوال کرد
ایشان فرموند : زمانی که خداوند بین حق و باطل را جدا میکرد ، آواز خواندن در کدام سمت بود؟
او گفت: در سمت باطل!
حضرت فرمودند : درست حکم کردی.
در ادامه متن روایات دیگری نیز در این باب مطرح شده که ترجمه نشده است و البته روایات این باب بسیار زیاد و متواتر میباشد. و اثبات میکند که موسیقی و غنا در اسلام امری پسندیده نیست .
پست مرتبط:
مناظره حضرت محمد صلی الله علیه وآله با زردشتیان
نظر امام صادق علیه السلام در مورد دیرینه پر افتخار ایرانیان !!!
قد قال الصادق علیه السلام فی روایه قبل الف سنه و اخبر عن واقعه انا نراها باعیننا و هذا الامر من معجزات الصادقین (علیهم السلام )
ایها الناس آمنوا بالله و اطیعوه و اعتصموا بحبل الله المتین و صراط المستقیم ، بولایه علی امیر المومنین
من قبل ان یاتیکم العذاب بغته و انتم لا تشعرون.
فاقروا ما قال الله و وعدنا بان الامر لله و لرسوله و للمومنین
و ان فی هذا لبلاغا لقوم عابدین (الأنبياء : 106 )
النور : 55
وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ
وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ
وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَني لا يُشْرِكُونَ بي شَيْئاً
وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ
الأنبياء : ۱۰۵و ۱۰۶
وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ
إِنَّ في هذا لَبَلاغاً لِقَوْمٍ عابِدينَ
المائدة : 54
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ (کما تکونون ایها العرب والعجم )
فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ
أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ
يُجاهِدُونَ في سَبيلِ اللَّهِ
وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ
و قد قال الصادق علیه السلام ایضا:
وَ اللَّهِ لَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِ ( الی القائم من بین اهل بیت النبوه وهو المهدی الحی )
بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ
يُبَايِعُ النَّاسَ عَلَى كِتَابٍ جَدِيدٍ
( وهو کتاب القرآن ، الذی بایدینا فی الحال ولکن من اجل تحریف مواضعه عن الواقع و اخذ الناس بمتشابهاته و مجملاته (۷ آلعمران ) و ترکهم المحکمات و عصیانهم عن آیات القرآن کانما کان یقرا قرآنا جدیدا کما انزل علی النبی صلی الله علیه وآله بین الجهال فیکون القران بینهم ایضا جدیدا )
عَلَى الْعَرَبِ شَدِيدٌ (شدید مواضع الحق و مرارته و اجراء حدوده بین من تفاخر بغیر الحق و حکم بینهم بغیر ما انزل الله )
وَ (قد ) قَالَ الصادق علیه السلام :
وَيْلٌ لِطُغَاةِ الْعَرَبِ مِنْ شَرٍّ قَدِ اقْتَرَبَ
و ایضا یقول :
وَ إِذَا كَانَ ذَلِكَ فَكُونُوا أَحْلَاسَ بُيُوتِكُمْ وَ أَلْبِدُوا مَا أَلْبَدْنَا
فَإِذَا تَحَرَّكَ مُتَحَرِّكُنَا فَاسْعَوْا إِلَيْهِ وَ لَوْ حَبْواً
----------------
بحارالأنوار 52 135 باب 22- فضل انتظار الفرج و مدح الشي
عَنِ ابْنِ الْبَطَائِنِيِّ عَنْ أَبِيهِ وَ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ قَالَ لِيَ أَبِي ع لَا بُدَّ لَنَا مِنْ آذَرْبِيجَانَ لَا يَقُومُ لَهَا شَيْءٌ وَ إِذَا كَانَ ذَلِكَ فَكُونُوا أَحْلَاسَ بُيُوتِكُمْ وَ أَلْبِدُوا مَا أَلْبَدْنَا فَإِذَا تَحَرَّكَ مُتَحَرِّكُنَا فَاسْعَوْا إِلَيْهِ وَ لَوْ حَبْواً وَ اللَّهِ لَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِ بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ يُبَايِعُ النَّاسَ عَلَى كِتَابٍ جَدِيدٍ عَلَى الْعَرَبِ شَدِيدٌ وَ قَالَ وَيْلٌ لِطُغَاةِ الْعَرَبِ مِنْ شَرٍّ قَدِ اقْتَرَبَ
مرتبط :
علامات ظهور المهدی الحی (عجل الله تعالی فرجه )
وشرح ممزوج عربیه بالفارسیه : علائم آخر الزمان بیان نبی اکرم صلی الله علیه وآله
ترجمه این صفحه به همراه ترجمه علامات ظهور:
مهدی به حکم قرآن خون چه کسانی را میریزد؟ (لیس شانه الا السیف)
محمد : 17 وَ الَّذينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً وَ آتاهُمْ تَقْواهُمْ
كسانى كه هدايت (ابتدايى ) را پذيرا شدند خداوند بر هدايتشان مىافزايد و روح تقوا را به آنان مىبخشد!
امام صادق علیه السلام به عبدالله بن جندب وصیت میفرمایند که :
خداوند تبارک و تعالی در ایه 82 سوره طه میفرماید :
من هر آینه آمرزنده کسی هستم که توبه کند و ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد سپس هدایت شود
پس هیچ کدام قبول نمیشود مگر به واسطه ایمان
و ایمان وجود ندارد مگر با عمل
و عمل پذیرفته نیست مگر با یقین
و یقین بدست نمی اید مگر با خشوع
و ملاک همه این موارد هدایت خداست
پس هر کس هدایت شود عملش قبول میشود و قبول شده بالا میرود
وخداوند هر کس را که بخواهد به سوی صراط مستقیم هدایت میکند (213 بقره )
بحارالأنوار 75 281 باب 24- ما روي عن الصادق ع من وصايا
فَإِنَّ اللَّهَ يَقُولُ وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى فَلَا يُقْبَلُ إِلَّا الْإِيمَانُ وَ لَا إِيمَانَ إِلَّا بِعَمَلٍ وَ لَا عَمَلَ إِلَّا بِيَقِينٍ وَ لَا يَقِينَ إِلَّا بِالْخُشُوعِ وَ مِلَاكُهَا كُلُّهَا الْهُدَى فَمَنِ اهْتَدَى يُقْبَلُ عَمَلُهُ وَ صَعِدَ إِلَى الْمَلَكُوتِ مُتَقَبَّلًا وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيم