به نام خدا
یک نفرمی ره چشم پزشکی
- میگه :آقای دکتر چشمای من خیلی ضعیف شده !!
- دکتر می گه : مثلا چقدر ضعیفه ؟
- آنقدر که شما آن مگس روی دیوار را می بینید ولی من آن را نمی بینم !!!!!!!!
ادامه در : جذاب و شیرین
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/31 ساعت موضوع کمی بخندیم | لینک ثابت
به نام خدا
سایر موضوعات مرتبط با این موضوع :
اتحاد کتب آسمانی در تشریع اصول و فروع و بیان حکم
عیسای مسیحیان خدا را خوب عبادت نمیکرد
شباهت به کفار حرام است پس جشنهای نوروزی هم حرام است .
شروع بحث:
رد خدا بد تر است یا رد کلام خدا ؟
کفر یعنی پوشاندن حقیقت .
اسلام یعنی تسلیم محض خدا بودن .
یعنی تسلیم حکم خدا بودن .
از دید گاه خداوند کسانی حقیقتا مسلمانند که به طور خالص فقط کلام خدا را اطاعت کنند و از هر کلامی غیر کلام خدا دوری کنند .
و به تمام کلام خدا عمل کنند نه به بعضی از سخنان خدا .
از دید خدا کسانی که هم به سخن خدا عمل میکنند هم به سخن غیر خدا و کسانی که به بعضی از سخنان خدا عمل میکنند نه به همه آن ؛ چنین کسانی از دید خدا مسلمان نیستند بلکه کافر حقیقی همین افراد میباشند .
از دید خدا تبعیض در بین احکام خدا و تبعیض بین رسولان خدا که منجر به تبعیض در بین احکام خدا میشود همان کفر حقیقیست .
تبعیض در احکام خدا کفر حقیقیست
به این افراد اگر در درون دین اسلام بوده و به ظاهر متدین به دین اسلام باشند منافق گفته میشود و اگر داخل در اسلام نباشند به آنها کافر گفته میشود .ولی به شهادت قرآن همه این گروه از دسته کسانی هستند که حقیقتا کافر میباشند .
الزمر : 2 إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ
الزمر : 11 قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ
غافر : 14 فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ
تنها فرق بین منافقین و کفار اهل کتاب در این است که منافق کفر خود را آشکار نکرده از این جهت ما نمیتوانیم احکام کافر را بر او اعمال کنیم ولی کسانی که بین انبیاء خدا فرق گذاشته اند و سخنان انبیاء خدا را رد کرده اند ، به طور آشکار کفر خود را اعلام کرده اند و امکان اعمال احکام کفار بر انها برای ما وجود دارد .
نکته بعدی
بعد از اثبات وجود خدا این مطب ثابت میباشد که :
ممکن است خدا با انسان حرف بزند همانگونه که ممکن است حرف نزند .
:(اثبات وجود خدا :نه خود خالق خویشند و نه هیچ )
امکان تکلم خداوند با بشریت همان چیزی است که زمینه را برای پذیرش ادعای انبیاء فراهم میکند .
چرا که آنها ادعا میکنند از جانب خدا برای انسانیت خبر آورده اند و کافیست یک دلیل محکم برای اثبات ادعای خودشان اقامه کنند مثل اینکه کاری را بکنند که در توان بشریت نباشد در این صورت ما میفهمیم منشاء این کار خارق العاده انسان نخواهد بود بلکه کسی میباشد که قدرت او ما فوق قدرت انسانها میباشد ( البته باید کار او را دید که آیا در توان بشر هست یا نه )
درهرحال اگراحتمال اینکه خدا با بشرحرف بزند وجود نمیداشت پذیرش ادعای انبیاء غیر ممکن و اصلا یک کار بیهوده می بود .
اما بعد از اینکه ثابت شد کسی که ادعای نبوت میکند واقعا نبی است مثلا معجزه ای برای اثبات ادعای خودش آورده که ما درک میکنیم منشاء این کار خداست در این صورت چون نبی کسی است که از جانب خدا برای بشریت خبر می آورد به یقین خبر آوردن او را نیزباید قبول کنیم .
واگر کسی خدا را قبول کند اما کلام خدا را رد کند چنین کسی کافر حقیقیست و اصلا خود خدا را قبول ندارد .
اما همان طور که شاهد هستیم چندین گوینده وچندین نقل کننده خبر از جانب خدا درطول تاریخ برای بشریت خبرآورده اند .
این امر نیز محال نیست .
چرا که انسانها در طول تاریخ نیازمند کسی هستند که از جانب خدا برایشان خبر بیاورد.( علت نیاز نیز قابل اثبات است البته در فرصتی دیگر به یاری خدا )
بله چنین امری که چند نفر از جانب خدا خبر بیاورند امری محال نیست و فقط کافیست ثابت شود که ادعای این اشخاص یک ادعای دروغین نیست و واقعا آنها نبی خدا هستند .
والبته راه اثبات این مطلب همانطور که بیان شد انجام کاریست که در توان انسانها نباشد و ما از این کار بفهمیم که واقعا او از جانب خدا برای ما خبر آورده است .
وقتی اثبات شد او واقعا نبی خداست اثبات میشود که منبع سخن او با منبع سخن سایر انبیاء خدا یکیست .
وهمان طور که باید سخنان پیامبر قبلی را پذیرفت چون سخن خداست همانطور نیز باید سخنان پیامبر جدید را پذیرفت چرا که باز هم منبع سخن خداست .
و رد کلام پیامبر بعدی نیز مساوی با رد وجود خداست .
از این جهت فرقی بین انبیاء الهی وجود ندارد .
سوره نساء--- إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یُرِیدُونَ أَن یُفَرِّقُواْ بَینَْ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَ یُرِیدُونَ أَن یَتَّخِذُواْ بَینَْ ذَالِکَ سَبِیلاً(150)أُوْلَئکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقًّا وَ أَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ عَذَابًا مُّهِینًا(151)
کسانى که خدا و پیامبرانِ او را انکار می کنند،
و می خواهند میان خدا و پیامبرانش تبعیض قائل شوند، و مى گویند: «به بعضى ایمان مىآوریم، و بعضى را انکار مى کنیم» و مى خواهند در میان این دو، راهى براى خود انتخاب کنند ... (150)
آنها کافران حقیقى اند و براى کافران، مجازات خوارکنندهاى فراهم ساخته ایم. (151)
آل عمران -- قُلْ ءَامَنَّا بِاللَّهِ وَ مَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَ مَا أُنزِلَ عَلىَ إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْبَاطِ وَ مَا أُوتىَِ مُوسىَ وَ عِيسىَ وَ النَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَينَْ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ(84)
بگو: «به خدا ايمان آورديم و (همچنين) به آنچه بر ما( مسلمانان ) و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل گرديده و آنچه به موسى و عيسى و (ديگر) پيامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است ایمان آورده ایم ، ما در ميان هيچ يك از آنان فرقى نمى گذاريم و در برابرِ او تسليم هستيم.»
البته نباید از این نکته غافل شد که اثبات نبوت یک نبی مساوی با سالم ماندن کلام او از تحریف نیست و باید به طور جدا گانه اثبات کرد که کلام او در طول تاریخ دچار دستبرد نشده است .
بر این اساس ما یقین داریم از بین سخنان تمام انبیاء الهی ، تنها سخنانی را که نبی گرامی اسلام صلی الله علیه وآله از جانب خداوند آورده دچار تحریف و دستبرد نشده چرا که اصل معجزه نبی اسلام خود قرآن و تحریف نا پذیری قرآن میباشد که با ختم نبوت و بسته شدن دریچه وحی کاملا سازگار است چرا که اگر قرار است دوباره وحیی نازل نشود پس باید آخرین وحی الهی از هرگونه تحریف و دستبردی در امان باشد .تواتر نقلی تاریخ واتحاد نقلهای قرآن نیز موید این مطلب بوده و البته خداوند همان گونه که توان بیان قرآن را دارد همانگونه توان حفظ کلام خود را نیز خواهد داشت .
الإسراء : 88 قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهيراً
بگو: «اگر انسانها و پريان (جن و انس) اتفاق كنند كه همانند اين قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهند آورد هر چند يكديگر را (در اين كار) كمك كنند. (88)
الحجر : 9 إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
ما قرآن را نازل كرديم و ما بطور قطع می توانیم میتوانیم و میتوانیم آنرا حفظ کنیم .
بر این اساس تنها راه ما برای رسیدن به کلام سایر انبیاء الهی دریچه قرآن میباشد چرا که تنها کلامی که به شهادت عقل ،خدا و تاریخ ، تحریف نشده قرآن میباشد که این قرآن بسیاری از اوقات از کلام سایر انبیاء که به شهادت تاریخ ، عقل و خدا دچار دستبرد شده خبر میدهد.
وچون قرآن از آنها خبر میدهد برای ما وجود این اخبار در کتب سایر انبیاء یقینی میشود و الا راهی برای رسیدن به یقین برای ما وجود نداشته و ندارد .
این هم نکته ای دیگر.
اما نکته بعدی :
ما باید بدانیم که انسانها دو گروه هستند :
یا برای آنها پیامبری مبعوث شده یا نه .
اگر برای آنها پیامبر مبعوث شده باشد و او را و کتابش را پذیرفته باشند به این گروه از مردم گفته میشود اهل کتاب و دارای کتاب.
اما اگر پیامبری برای آنها مبعوث نشده ویا اگر مبعوث شده اما او و کتابش را رد کرده اند قطعا این گروه از اهل کتاب نخواهند بود .
بر این اساس باد بدانیم که در اصل این که قوم زردشت دارای نبی بوده اند و اگر نبی داشته اند کتاب او را پذیرفته اند جای بحث و تحقیق است و نمیتوان بدون دلیل آنها را از اهل کتاب دانست .
البته برای ما بر اساس روایت امام صادق علیه السلام یقینی است که زردشت اهل کتاب نیستند .
با این حال در مقام بحث با شما فرض میگیریم این قوم نیز از اهل کتاب میباشند .و در نهایت به شما خواهیم گفت قوم زدتشت از قوم مسیح برتر نخواهند بود .
در حالی که ما فرض کرده ایم که هر دو قوم از اهل کتاب هستند باید به شما بگوییم که به شهادت قرآن مسیحیون نیز از دسته کفار میباشند در حالی که در نبوت مسیح علیه السلام هیچ شکی وجود ندارد و از طرفی به شهادت خود قران نزدیک ترین افراد به مومنین کسانی هستند که میگویند ما نصارا ( مسیحی ) هستیم .
المائدة : 82 لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصارى ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ
بطور مسلّم، دشمنترين مردم نسبت به مؤمنان را، يهود و مشركان خواهى يافت و نزديكترين دوستان به مؤمنان را كسانى مىيابى كه مىگويند: «ما نصارى هستيم» اين بخاطر آن است كه در ميان آنها، افرادى عالم و تارك دنيا هستند و آنها (در برابر حق) تكبّر نمىورزند. (82)
البته علت کافر بودن مسیحیون تفصیلا بیان خواهد شد با یاری خدا .
اما اجمالا بدانید آنها اولین چیزی را که به آن کفر ورزیدند و آن را انکار کردند کلام نبی خودشان حضرت عیسی علیه السلام بود چرا که به شهادت قرآن عیسی علیه السلام خبر به نبوت محمد صلی الله علیه وآله داده بود اما مسیحیون این خبر حضرت را هنوزهم قبول نکرده و نمیکنند .
الصف : 6 وَ إِذْ قالَ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَني إِسْرائيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَيِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبينٌ
و (به ياد آوريد) هنگامى را كه عيسى بن مريم گفت: «اى بنى اسرائيل! من فرستاده خدا به سوى شما هستم در حالى كه تصديق كننده كتابى كه قبل از من فرستاده شده [تورات] مىباشم، و بشارتدهنده به رسولى كه بعد از من مىآيد و نام او احمد است!» هنگامى كه او [احمد] با معجزات و دلايل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: «اين سحرى است آشكار»! (6)
به امید روز ظهور قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه و اثبات شهادت حضرت مسیح به نبوت محمد صلوات الله علیه و علی آله و علی انبیاءالله اجمعین ،
آنهم به طور عملی و با اقتدا حضرت مسیح به قائم آل محمد علیهما السلام .
اما نکته بعدی:
اینکه کسی از اهل کتاب باشد مساوی با این نیست که او کافر نخواهد بود ، خیر اتفاقا باید بدانید که کفار دو گروه هستند یا کفار اهل کتاب یا کفار غیر اهل کتاب .
تازه این تقسیم بندی بر اساس تقسیم بندی متداول بین علماء میباشد.
که حق این است که بگوییم کفار دو نوعند یا کفار ذمی یا کفار محارب .چه کفار اهل کتاب باشند وچه نه، آنها یا با ما در حال جنگ هستند یا با خفت و خواری در سایه اسلام زندگی میکنند و جزیه میپردازند .
التوبة : 29 قاتِلُوا الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا يَدينُونَ دينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ
کسانی را از اهل کتاب كه نه به خدا، و نه به روز جزا ايمان دارند، و نه آنچه را خدا و رسولش تحريم كرده حرام مىشمرند، و نه آيين حق را مىپذيرند، بکشید تا این كه با خضوع و تسليم، جزيه را به دست خود بپردازند!
در این آیه انسانها به دو دسته تقسیم شده اند :
یا کسانی که به خدا و روز قیامت ایمان آورده اند و حرام خدا و رسولش را حرام میدانند و متدین به دین حق شده اند که بر اساس استدلال فوق و ایاتی که میگوید دین در نزد خدا فقط اسلام است و ایاتی که به انها اشاره خواهم کرد ، که آن آیات صریحا اهل کتاب و کسانی که بین رسولان خدا فرق می گذارند را کافر میخواند .براین اساس این گروه اول همان مومنین حقیقی خواهند بود .
و اما گروه دوم کسانی هستند که یا اصلا به خدا و روز قیامت ایمان ندارند ( قطعا اهل کتاب نیستند )
یا کسانی هستند که به خدا و روز قیامت ایمان دارند اما حرام خدا و رسولش را حرام نمیدانند ( مثل بهاییت وهابیت و علماء اهل سنت که علم به حقانیت امامت و خط تشیع دارند ولی آنرا انکار میکنند ویا کسانی که احکام خدا را با حیث انتساب به خدا رد میکنند و اصطلاحا بر اساس این آیه به آنها مرتد گفته میشود )
ویا خدا و روز قیامت را قبول دارند اما متدین به دین حق یعنی دین اسلام نیستند ( مثل مسیحیت یهودیت و هر ایینی که دارای کتاب میباشند )
وهمان طور که شاهد هستید همه این طوائف سه گانه در یک ردیف ذکر شده اند و کشتن آنها براساس این آیه واجب میباشد
دراین بین کشتن اهل کتاب که متدین به دین حق نشده اند واجب دانسته شده مگر این که با خفت و خواری جزیه بپردازند و به قوانین اسلام احترام بگذارند و در مقام مبارزه با مسلکانان بر نیایند .
براین اساس کفار یا در حال پرداخت جزیه هستند و به قوانین اسلام احترام میگذارند و از این جهت به آنها کافر گفته میشود که حکم خدا را کافر شده اند که به آنها کافر ذمی گفته میشود
یا به قوانین اسلام احترام نمیگذارند و جزیه نمیدهند بلکه در حال مبارزه با اسلام نیز میباشند که البته آیه به چنین کسانی ولو با مسلمانان جنگ نکنند کفاری میگوید که باید با آنها جنگید و از این جهت باز آنها کفار حربی میباشند .
پس تقسیم بندی صحیح به این گونه است :
انسانها یا تسلیم محض احکام خدا به طور خالص و ناب هستند یا نه
اگر تسلیم هستند به انها مسلمان گفته میشود
و اگر نه کافر
کفار خود دو نوع هستند یا کفاری که به قوانین اسلام احترام میگذارند و جزیه میدهند که به این گروه کفار اهل ذمه گفته میشود چه اهل کتاب باشند چه نه .
یا به قوانین اسلام احترام نمیگذارند و جزیه نمیدهند که به آنها کافر حربی گفته میشود چه اهل کتاب باشند وچه نه .
نکته اصلی :
به فرض که زردشت از اهل کتاب باشند بازهم کافر خواهند بود و ادله حرمت تشبه به کفار شامل حال آنها میشود .
تشبه به کفار در حدودی میباشد که بر اساس دین اسلام مباح بوده . از طرفی سنت کفار قرار گرفته است چنین موردی موضوع ادله حرمت تشبه به کفار است و نه آن حدودی که از جانب خدا به آن امر یا نهیی صورت گرفته ولو در حد ارشاد .ونه حتی موضوعات مباحی که سنت کفار نیست چنین مواردی تحت عنوان عام تشبه به کفار نخواهد بود .
در کتاب اوستا که نماد آیین زردشت است عید گرفتن نورز از سنتهای زردشت معرفی شده و بیان شده کسی که این روزرا عید نداند زردشتی نیست ، زردشتی کسی است که تا سیزده روز بازار را تعطیل کرده و به دیدار هم بروند و به هم تبریک بگویند و عیدی بدهند و هفت سین به نام خدایان آسمانهای هفتگانه بر سر سفره بگذارند و به همین ترتیبی که امروزه متاسفانه ما شاهد ان هستیم .
در هر حال همان طور که نمیشود به زور اثبات کرد که کاری سنت قومی قرار گرفته به زور هم نمیتوان سنتهای اقوام را انکار کرد .
بازهم خواست خواست شماست اما در نهایت این را بدانید که عید یک واژه درون دینی بوده و اثبات عید بودن نیازمند دلیل از جانب خداست خصوصا که ادله اعیاد مسلمین را در چهار عید محصور میداند : عید فطر قربان غدیر و جمعه .
وخصوصا که پیامبر اکرم صلی الله علیه واله از تعویض و تبدیل نوروز با فطر برای مسلمین خبر میدهند ( مستدركالوسائل 6 153 )
و امام موسی کاظم علیه السلام این نکته که اسلام ، نوروز را رد کرده و از بین برده را تایید میکنند و به خدا پناه میبرند از این که چیزی را زنده کنند که اسلام انرا از بین برده است . ( المناقب ج : 4 ص : 318)
در این آیه خداوند صریحا نصارا و یهود را از دسته کفار مینامد :
التوبة : 30 وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسيحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ
يهود گفتند: «عزير پسر خداست!» و نصارى گفتند: «مسيح پسر خداست!» اين سخنى است كه با زبان خود مىگويند، كه همانند گفتار كافران پيشين است خدا آنان را بكشد، چگونه از حق انحراف مىيابند؟! (30)
دراین آیات که وجه سخن خدا با کسانی هست که برای خدا فرزند قائل شدند یعنی نصارا ، خداوند آنها را کفار میخواند :
سورة الزمر بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الحَْكِيمِ(1)
إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مخُْلِصًا لَّهُ الدِّينَ(2)
أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الخَْالِصُ وَ الَّذِينَ اتخََّذُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلىَ اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يحَْكُمُ بَيْنَهُمْ فىِ مَا هُمْ فِيهِ يخَْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِى مَنْ هُوَ كَذِبٌ كَفَّارٌ(3)
لَّوْ أَرَادَ اللَّهُ أَن يَتَّخِذَ وَلَدًا لاَّصْطَفَى مِمَّا يخَْلُقُ مَا يَشَاءُ سُبْحَنَهُ هُوَ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ(4)
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
اين كتابى است كه از سوى خداوند عزيز و حكيم نازل شده است. (1)
ما اين كتاب را بحقّ بر تو نازل كرديم پس خدا را پرستش كن و دين خود را براى او خالص گردان! (2)
آگاه باشيد كه دين خالص از آن خداست، و آنها كه غير خدا را اولياى خود قرار دادند و دليلشان اين بود كه: «اينها را نمى پرستيم مگر بخاطر اينكه ما را به خداوند نزديك كنند»، خداوند روز قيامت ميان آنان در آنچه اختلاف داشتند داورى مى كند خداوند آن كس را كه دروغگو و كفرانكننده است هرگز هدايت نمى كند! (3)
اگر (بفرض محال) خدا مىخواست فرزندى انتخاب كند، از ميان مخلوقاتش آنچه را مىخواست برميگزيد منزّه است (از اينكه فرزندى داشته باشد)! او خداوند يكتاى پيروز است! (4)
اثبات این که دین در نزد خدا وند فقط اسلام است .
اگر در این آیات واژه اسلام را به معنای لفظی یعنی تسلیم شدن بدانید بازهم کسانی مسلمان هستند که تسلیم محض تمام احکام خدا باشند و بین هیچ یک از انبیاء خدا فرقی نگذارند .
در این آیه هم به دلالت التزامی و هم به دلالت منطوقی اهل کتاب از دسته کفار نامیده شده اند .
آلعمران : 19 إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِآياتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَريعُ الْحِسابِ
دين در نزد خدا، اسلام است. و كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده شد، اختلافى ايجاد نكردند، مگر بعد از آگاهى و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در ميان خود و هر كس به آيات خدا كفر ورزد، خداوند، سريع الحساب است.
در این آیه نیز دین حق در نزد خدا اسلام معرفی میشود .
آلعمران : 85 وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ
و هر كس دینی جز اسلام براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد و او در آخرت، از زيانكاران است.
در این آیات کسانی که به این مطلب قائلند که بعضی از پیامبران گفته اند که هم خدا را پرستش کنید و هم مارا چنین کسانی را خداوند فاسق مینامد
مَا كاَنَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَادًا لىِّ مِن دُونِ اللَّهِ وَ لَاكِن كُونُواْ رَبَّانِيِّنَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَ بِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ(79)
وَ لَا يَأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذُواْ المَْلَئكَةَ وَ النَّبِيِّنَ أَرْبَابًا أَ يَأْمُرُكُم بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ(80)
وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّنَ لَمَا ءَاتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنصُرُنَّهُ قَالَ ءَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلىَ ذَالِكُمْ إِصْرِى قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشهَْدُواْ وَ أَنَا مَعَكُم مِّنَ الشَّهِدِينَ(81)
فَمَن تَوَلىَ بَعْدَ ذَالِكَ فَأُوْلَئكَ هُمُ الْفَسِقُونَ(82)
أَ فَغَيرَْ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَن فىِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعًا وَ كَرْهًا وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ(83)
قُلْ ءَامَنَّا بِاللَّهِ وَ مَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَ مَا أُنزِلَ عَلىَ إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْبَاطِ وَ مَا أُوتىَِ مُوسىَ وَ عِيسىَ وَ النَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَينَْ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ(84)
وَ مَن يَبْتَغِ غَيرَْ الْاسْلَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فىِ الاَْخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ(85)
كَيْفَ يَهْدِى اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانهِِمْ وَ شَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَ اللَّهُ لَا يَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ(86)
براى هيچ بشرى سزاوار نيست كه خداوند، كتاب آسمانى و حكم و نبوّت به او دهد سپس او به مردم بگويد: «غير از خدا، مرا پرستش كنيد!» بلكه (سزاوار مقام او، اين است كه بگويد:) مردمى الهى باشيد، آن گونه كه كتاب خدا را مىآموختيد و درس مىخوانديد! (و غير از خدا را پرستش نكنيد!) (79)
و نه اينكه به شما دستور دهد كه فرشتگان و پيامبران را، پروردگار خود انتخاب كنيد. آيا شما را، پس از آنكه مسلمان شديد، به كفر دعوت مىكند؟! (80)
و (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه خداوند، از پيامبران (و پيروان آنها)، پيمان مؤكّد گرفت، كه هر گاه كتاب و دانش به شما دادم، سپس پيامبرى به سوى شما آمد كه آنچه را با شماست تصديق مىكند، به او ايمان بياوريد و او را يارى كنيد! سپس (خداوند) به آنها گفت: «آيا به اين موضوع، اقرار داريد؟ و بر آن، پيمان مؤكّد بستيد؟» گفتند: « (آرى) اقرار داريم!» (خداوند به آنها) گفت: «پس گواه باشيد! و من نيز با شما از گواهانم.» (81)
پس كسى كه بعد از اين (پيمان محكم)، روى گرداند، فاسق است. (82)
آيا آنها غير از آيين خدا مىطلبند؟! (آيين او همين اسلام است) و تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند، از روى اختيار يا از روى اجبار، در برابرِ (فرمان) او تسليمند، و همه به سوى او بازگردانده مىشوند. (83)
بگو: «به خدا ايمان آورديم و (همچنين) به آنچه بر ما و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل گرديده و آنچه به موسى و عيسى و (ديگر) پيامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است ما در ميان هيچ يك از آنان فرقى نمىگذاريم و در برابرِ (فرمان) او تسليم هستيم.» (84)
و هر كس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق،) آيينى براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد و او در آخرت، از زيانكاران است. (85)
چگونه خداوند جمعيّتى را هدايت مىكند كه بعد از ايمان و گواهى به حقّانيّت رسول و آمدن نشانههاى روشن براى آنها، كافر شدند؟! و خدا، جمعيّت ستمكاران را هدايت نخواهد كرد! (86)
در این آیه خداوند حضرت عیسی را توبیخ میکند که آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را خدا انتخاب کنید ؟
خداوند در این ایه بیان میکند که حضرت عیسی چنین سخنی را نگفته و آنها دعوت حضرت را به یکتا پرستی کفران کرده وبا این کارشان نیز از دسته کفار هستند .
المائدة : 116 وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُوني وَ أُمِّيَ إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ ما في نَفْسي وَ لا أَعْلَمُ ما في نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ
و آن گاه كه خداوند به عيسى بن مريم مىگويد: «آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را بعنوان دو معبود غير از خدا انتخاب كنيد؟!»، او مىگويد: «منزهى تو! من حق ندارم آنچه را كه شايسته من نيست، بگويم! اگر چنين سخنى را گفته باشم، تو مىدانى! تو از آنچه در روح و جان من است، آگاهى و من از آنچه در ذات (پاك) توست، آگاه نيستم! بيقين تو از تمام اسرار و پنهانيها با خبرى. (116)
المائدة : 117 ما قُلْتُ لَهُمْ إِلاَّ ما أَمَرْتَني بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ وَ كُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهيداً ما دُمْتُ فيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَني كُنْتَ أَنْتَ الرَّقيبَ عَلَيْهِمْ وَ أَنْتَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهيدٌ
من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادى، چيزى به آنها نگفتم (به آنها گفتم:) خداوندى را بپرستيد كه پروردگار من و پروردگار شماست! و تا زمانى كه در ميان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم ولى هنگامى كه مرا از ميانشان برگرفتى، تو خود مراقب آنها بودى و تو بر هر چيز، گواهى! (117)
آیات در این زمینه بسیار است .
پستهای مربوط:
شباهت به کفار حرام است پس جشنهای نوروزی هم حرام است .
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/30 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت
به نام خدا
وظیفه پیامبران خدا دو چیز است :
1)خبر آوردن از جانب خدا
2) بیم دادن مردم از عذاب خدا و بشارت دادن آنها به رحمت خدا
این دو هدف دست به دست هم میدهند و نیاز ما را به وجود پیام آور از جانب خدا زنده میکند .
پس آن چیزی که هدف اصلی از نبوت هست این دو گزینه میباشد و اصلا شخص و نوع جنس کسی که می خواهد این دو کار را انجام بدهد هیچ موضوعیتی در نبوت او ندارد .
این دو هدف شخصیت اصلی یک پیامبر را می سازد بدون اینکه شخص و جنس او اهمیتی داشته باشد .
این نکته اول.
اما نکته دوم :
هر چیزی که مانع تحقق این دو هدف باشد باید از سر راه نبی خدا بر داشته شود .
واز طرفی خود نبی خدا نباید خلاف دستوراتی که قرار است از جانب خدا برای بشریت هدیه بیاورد عمل کند
واصلا تعالی و رسیدن به کمال برای خود نبی نیز باید مورد توجه خداوند قرار داشته باشد .
خداوند از این که بخواهد یک فرد را وسیله هدایت مردم قرار دهد اما از خود او غافل شود و برای خود فرد برنامه نداشته باشد دوری میکند و از خداوند حکیم چنین کاری بعید است چرا که خداوند به هیچ کس ظلم نمیکند و اینکه از یک فرد استفاده ابزاری در جهت تعالی مردم بکند ولی خود فرد را در نظر نگیرد با هدف خداوند از ارسال پیامبران در تضاد است چرا که خدا هدایت انسانیت را میخواهد و شخص نبی نیز یکی از انسانهایی میباشد که باید هدایت شود .
در متن شریف قرآن بارها شاهد این نکته هستیم که خداوند احکام مورد نیاز رسول خودش را نیز بیان میکند وبرای او نیز برنامه زندگی میدهد .
حتی از این نیز گذشته گاهی اوقات رسول خودش را تهدید به عذاب میکند .
به رسولش میگوید اگر ذره ای از انچه به تو وحی میکنم را بیان نکنی یا چیزی را از جانب خودت به آن بیافزایی تو را عذاب خواهم کرد در همین دنیا
آنهم دو برابر عذاب انسانهای معمولی
ودیگر هیچ یاوری نخواهی داشت
علت چنین بر خوردی با بهترین موجودات عالم یعنی رسول خدا صلی الله علیه وآله
شخصی که تمام عمرش را در غم و غصه جهالت انسانها بود و به شهادت خود خداوند نزدیک بود جانش را در راه هدایت مردم از دست بدهد . الشعراء : 3 لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلاَّ يَكُونُوا مُؤْمِنينَ
شخصی که رئوف مهربان نرم و دلسوزبرای مومنین بود.
رسولی که به شهادت خدا مایه رحمت برای عالمیان میباشد . الأنبياء : 107 وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ
تندی با چنین شخصیتی به خاطر اصلاح فردی خود اوست .
قرار نیست چون او نبی خدا شده خودش تحت تربیت خدا قرار نگیرد
این نکته دوم
اما نکته سوم :
یک پیامبر برای ابلاغ دین که تنها وظیفه اوست باید در میدان ها حاضر شده و به روشنی و با وضوح تمام احکام خدا را بیان کند
بعد از بیان حکم خدا باید زمینه اجرایی شدن انها را فراهم کند
در راه اجرای احکام خدا باید جهاد و نبرد کند
و کوتاهی در هر یک از این وظایف ،عدول از دو هدف اصلی انبیاء خداست
والبته کافیست چشمها را باز کنیم و ببینیم که تمام انبیاء الهی با این مشکلات مبارزه کرده اند و با این مشکلات رو در رو بوده اند .
بنابراین زنها پیامبر نشدند چرا که :
1) اگر فرد و نوع جنس او موضوعیتی در دین خدا ندارد و خدا بدون در نظر گرفتن تبلیغ کننده دین و با توجه به نیاز بشری و فطرت او حکم میدهد ؛ فرقی بین این که پیامبر خدا زن باشد یا مرد وجود نخواهد داشت .
2) توان انجام چنین مسئولیتی در زنان وجود ندارد ومردان را خداوند بر زنان در ناحیه خلقت بر تری داده و تا توان بیشتر وجود دارد استفاده از توان کمتر هم ظلم به کسی است که توان بیشتری دارد هم ظلم به کسی که توان کمتری دارد .
النساء : 34 الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ
مردان، قوام و سرپرست زنان هستند ، بخاطر برتريهايى كه خداوند (در توان جسمی ) براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهايى كه از اموالشان مىكنند.
3) از جمله احکام خداوند این است که یک زن پس از حجاب کامل بازهم حضور نداشتن او در جامعه بهتر از حضور او میباشد
برای یک زن بهتر است که نه مردی او را ببیند و نه او مردی را ببنید ( فرمایش فاطمه زهرا سلام الله علیها )
(وسائلالشيعة 20 67
بعد تقرير النبى صلى الله عليه وآله و بعد تقرير بن عمه و وصيه على عليمهم السلام قالت فاطمه الزهراء سلام الله عليهم :
خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَال)
نمیشود خداوند برای هدایت انسانها ؛ خود فرد و سعادت او را در نظر نگیرد .
اصلا اگر در حقیقت امر، عدم حضور زن در جامعه بهتر از حضور او میباشد لازمه بیان و هدایت سایر انسانها نیز این میباشد که خود نبی با این حکم مخالفت نکند .
فرض کنیم پیامبر خدا با حکمی که برای مردم میگوید میتواند مخالفت کند
الان که هیچ نبیی با حکم خدا مخالفت نکرده و نمیکند ،ما شاهد هستیم که مردم در پذیرش این احکام و عمل به آن با این همه سختی و انکار مواجه هستندوآنها را رد میکنند چه رسد به این که پیامبر خدا چیزی را بگوید که خودش قرار نیست به آن عمل کند .
4) لازمه بیم دادن به مردم پیامبر بودن نیست همانطور که لازمه بیم دادن به مردم حضور در جامعه نیست
حضرت زینب سلام الله علیها بیش از ده سال در شهر کوفه کلاس تدریس قرآن و احکام خدا داشت اما وقتی به اسارت رفت هیچ کس از مردان اورا نمیشناخت .
5) این که یک زن نمیتواند پیامبر خدا باشد به این معنا نیست که نمیتواند از نظر تقوا بر مردان پیشی و سبقت بگیرد به عکس بلکه به شهادت نبی اکرم صلی الله علیه وآله : یگ زن صالح بهتر از هزار مرد ناصالح میباشد .
در متن شریف قرآن نیز حضرت مریم با این که نبی خدا نیست اما از زکریا که پیامبر خدا ست سبقت گرفته و به او تذکر میدهد که خداوند بدون حساب به هر که بخواهد روزی میدهد و زکریا بعد از این متوجه میشود که باید برای فرزند دار شدن خدا را با این دید خواند که او بدون حساب به هر که بخواهد روزی میدهد و اتفاقا دعای او مستجاب شد . علیهما السلام
پستهای مربوط:
چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟
آیات بحث:
در این ایات خداوند رسولش را تهدید به عذاب میکند :
الإسراء : 73 وَ إِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنا غَيْرَهُ وَ إِذاً لاَتَّخَذُوكَ خَليلاً
نزديك بود آنها تو را (با وسوسههاى خود) از آنچه بر تو وحى كردهايم بفريبند، تا غير آن را به ما نسبت دهى و در آن صورت، تو را به دوستى خود برميگزينند!
الإسراء : 75 إِذاً لَأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصيراً
اگر چنين مىكردى، ما دو برابر مجازات در زندگى دنيا، و دو برابر مجازات را بعد از مرگ، به تو مىچشانديم سپس در برابر ما، ياورى براى خود نمىيافتى!
الحاقة : 44 وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاويلِ
اگر او سخنى دروغ بر ما مىبست،
الحاقة : 45 لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمينِ
ما او را با قدرت مىگرفتيم،
الحاقة : 46 ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتينَ
سپس رگ قلبش را قطع مىكرديم،
این آیات به زنان پیامبر و سایر زنان دستور میدهد در خانه بمانند :
الأحزاب : 33 وَ قَرْنَ في بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً
و در خانههاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليّت ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد خداوند فقط مىخواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد.
این آیه به زنان با توجه به این که تقوا داشتن فقط برای زنان رسول خداواجب نیست بلکه برای تمام زنان واجب است به آنها دستور میدهد چون صدایشان نازک است با نامحرم صحبت نکنند
الأحزاب : 32 يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذي في قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً
اى همسران پيامبر! شما همچون يكى از آنان معمولى نيستيد البته اگر تقوا پيشه كنيد با کلام خود خضوع و نرمی نکنید كه بيماردلان در شما طمع كنند، سخن بگویید اما همان طور که خدا خواسته
این آیات به زنان پیامبر دستور میدهد از زندگی دنیا و زینت های آن باید دوری کنند
الأحزاب : 28 يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زينَتَها فَتَعالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً جَميلاً
الأحزاب : 29 وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظيماً
اى پيامبر! به همسرانت بگو: «اگر شما زندگى دنيا و زرق و برق آن را مىخواهيد بياييد با هديهاى شما را بهرهمند سازم و شما را بطرز نيكويى رها سازم! (28)
و اگر شما خدا و پيامبرش و سراى آخرت را مىخواهيد، خداوند براى نيكوكاران شما پاداش عظيمى آماده ساخته است.» (29)
آیات زیادی در این مضمون داریم که :
وظیفه نبی خدا تبین حق میباشد :
النور : 54 قُلْ أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ما حُمِّلْتُمْ وَ إِنْ تُطيعُوهُ تَهْتَدُوا وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبينُ
بگو: «خدا را اطاعت كنيد، و از پيامبرش فرمان بريد! و اگر سرپيچى نماييد، پيامبر مسئول اعمال خويش است و شما مسئول اعمال خود! امّا اگر از او اطاعت كنيد، هدايت خواهيد شد و بر پيامبر چيزى جز رساندن آشكار نيست!»
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/30 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت
به نام خدا
عقد موقت رو خدا جایز دونسته و لی زنا رو نه .
فرقش اینه .
تازه بعضی احمقهای به ازدواج موقت زنای شرعی میگن !!!!
از کی تا حالا زنا شرعی و غیر شرعی پیدا کرده ؟
زنا غیر شرعی هم داشتیم و ما بیخبریم؟
خیلی عجیبه که خدا میتونه بگه رابطه دختر و پسر بدون عقد محرمیت زنا هست و حرام
اما نمیتونه بگه رابطه دختر و پسر با عقد محرمیت جایز است و زنا نیست ؟
زنا یک وازه درون دینیه
زنا چون خدا گفته بده بده
ما بنده خدا هستیم
اونی که خدا گفته بده ما هم میگیم بده
حلال خدا حلال
و حرام خدا حرام
از صفات امیر مومنین ( صاحب نهج البلاغه ) علی علیه السلام این هست که
امام صادق علیه السلام میفرمایند : سلام بر توای کسی که حلال خدا رو حلال دانستی و حرام خدا رو حرام .
بهتره در اعتقاداتون کمی تامل کنید
اگر سخن خدا حق هست بین حلال بودن عقد موقت و حرام بودن زنا و حرام بودن تشبه به کفار هیچ فرقی نیست
الأحزاب : 36 وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً
هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند، اختيارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد و هر كس نافرمانى خدا و رسولش را بكند، به گمراهى آشكارى گرفتار شده است! (36)
اپستهای مربوط:
تبعیض در احکام خدا کفر حقیقیست
موفق باشید
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/28 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت
به نام خدا
سوره نساء
إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یُرِیدُونَ أَن یُفَرِّقُواْ بَینَْ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَ یُرِیدُونَ أَن یَتَّخِذُواْ بَینَْ ذَالِکَ سَبِیلاً(150)
أُوْلَئکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقًّا وَ أَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ عَذَابًا مُّهِینًا(151)
کسانى که خدا و پیامبرانِ او را انکار مىکنند، و مىخواهند میان خدا و پیامبرانش تبعیض قائل شوند، و مىگویند: «به بعضى ایمان مىآوریم، و بعضى را انکار مى کنیم» و مىخواهند در میان این دو، راهى براى خود انتخاب کنند ... (150)
آنها کافران حقیقىاند و براى کافران، مجازات خوارکنندهاى فراهم ساختهایم. (151)
البقرة : 85 ...أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذلِکَ مِنْکُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یُرَدُّونَ إِلى أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
... آیا به بعضى از دستورات کتاب آسمانى ایمان مىآورید، و به بعضى کافر مىشوید؟! هر کسى از شما که این عمل را انجام دهد، در دنیا جز بد بختی چیزی نصیبش نخواهد شد، و در روز قیامت به شدیدترین عذابها گرفتار مىشوند. و خداوند از آنچه انجام مىدهید غافل نیست. (85)
ودر سوره نوح :
نوح گفت: «پروردگارا! هيچ يك از كافران را بر روى زمين باقى مگذار! (26)
چرا كه اگر آنها را باقى بگذارى، بندگانت را گمراه مىكنند و جز نسلى فاجر و كافر به وجود نمىآورند! (27)
پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم و تمام كسانى را كه با ايمان وارد خانه من شدند، و جميع مردان و زنان باايمان را بيامرز و ظالمان را جز هلاكت ميفزا!» (28)
سوره نوح :
وَ قَالَ نُوحٌ رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلىَ الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا(26)
إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّواْ عِبَادَكَ وَ لَا يَلِدُواْ إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا(27)
رَّبِّ اغْفِرْ لىِ وَ لِوَالِدَىَّ وَ لِمَن دَخَلَ بَيْتىَِ مُؤْمِنًا وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ لَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارَا(28)
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/28 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
نمی دانم در کنار عشق معبود ؛من میتوانم عشق دیگری هم داشته باشم ؟
در کنارش؛ نه .
اما به خاطرش ، بله .
امام صادق علیه السلام فرمودند :
کسی که در راه خدا و به خاطر خدا دوست میدارد ، مانند کسی است که خود خدا را دوست دارد.
کسی که دیگران او را در راه خدا دوست دارند .مانند کسی است که دوست خود خدا باشد .
چرا که هم کسی که به خاطر خدا دوست دارد و هم کسی که به خاطر خدا دوست داشته میشود
هر دو محبتشان در راه خداست .
رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند :
انسان همراه وهم شکل و هم فکر کسیست که اورا دوست دارد .
پس هر کسی بنده ای را به خاطر خدا دوست داشته باشد ، حقیقتا خدا را دوست داشته است .
و هیچ کس خدا را دوست نخواهد داشت مگر اینکه خدا او را دوست داشته باشد .
رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند :
بر ترین انسانها بعد از انبیاء خدا در دنیا و آخرت کسانی هستند که
خدا را دوست دارند و برای خدا به دیگران عشق میورزند .
واگر محبت به خاطر هر علتی غیر خدا باشد در آخر سبب دشمنی میشود مگر دوستیی که به خاطر خدا و با خدا باشد .
واین دو محبت نیز از یک چشمه میجوشد و دائما بر چنین محبتی افزوده خواهد شد و هیچ وقت از چنین محبتی کم و کاسته نخواهد شد .
بر این اساس خداوند میفرماید :
دوستان در روز قیامت دشمن یکدیگر خواهند شد مگر کسانی که دوستیشان بر اساس تقوا ( انگیزش دینی ) بوده است .و انسانهای با تقوایی بوده اند .( سوره زخرف آیه 69).
چرا که اصل محبت دوری از هر چیزی غیر از دوست میباشد .
و امیرمومنین علی علیه السلام میفرمایند :
خوش بو ترین چیز ها و بهترین چیزها در بهشت ، محبت خداست و حمد و سپاس گویی خداست .
بر این اساس خداوند میفرماید :
آخرین سخن بهشتیان در بهشت این است که میگویند : الحمد لله رب العالمین (یونس ایه 10)
واین حمد به خاطر این است که وقتی بهشتیان نعمتهای بهشت را میبینند محبت در قلبهاشان به جوشش می افتد ودر آن هنگام فریاد بر میآورند که : الحمد لله رب العالمین .
بحارالأنوار 66 251
باید به خاطر عشق به معبود ، دیگرانی راکه او گفته ، نیز دوست داشته باشی .
همسرم را دوست دارم ، چون خدا را دوست دارم .
مومنین را دوست دارم ، چون خدا را دوست دارم .
محال است خدا را دوست داشته باشی اما همسرت را دوست نداشته باشی .
نمی شود خدا را دوست داشته باشی ، اما انسانهای مومن را دوست نداشته باشی .
همانگونه که محال است خدا را دوست داشته باشی اما با دشمن او دوستی کنی .
خیر .
تمام دین یعنی ایمان به خدا .
و ایمان به خدا یعنی دوست داشتن به خاطر خدا و دشمن بودن به خاطر خدا .
پس دین یعنی دوست داشتن کسانی که در برابر احکام خدا تسلیمند ،
و دشمنی با کسانی که در مقابل خدا و احکامش قد علم کرده اند .
(المجادلة : 22 لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
پیدا نمیکنی کسی را که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد -و خدا را دوست داشته باشد – در عین حال با دشمن خدا و رسولش دوست باشد )
دین یعنی دوستی و دشمنی
اما با مرکزیت خدا .
(فِي وَصِيَّةِ النَّبِيِّ ص لِعَلِيٍّ ع قَالَ يَا عَلِيُّ مِنْ أَوْثَقِ عُرَى الْإِيمَانِ
الْحُبُّ فِي اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِي اللَّهِ . وسائلالشيعة 16 168 )
مومن دور ترین انسانها ،
زشت ترین انسانها ،
وفقیر ترین آنها را دوست دارد ؛
البته اگر آن انسان به خدا ایمان داشته باشد .
اما
نزدیک ترین انسانها ،
پدر خودش را ،
مادر خودش را ،
برادر تنی اش را دوست ندارد ؛
البته اگر آن فرد دشمن خدا باشد .
(التوبة : 23 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَكُمْ وَ إِخْوانَكُمْ أَوْلِياءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإيمانِ
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! هر گاه پدران و برادران شما، كفر را بر ايمان ترجيح دهند، دیگر با آنها دوستی نکنید)
مومن رفتارش را بر اساس محبت خدا تنظیم میکند .
واز بین انسانهایی که لایق دوست داشتن هستند
چرا که آن انسانها ، ایمان به خدا دارند ،
خانواده انسان ،
خصوصا همسر او ،
بر همه انسان ها مقدم است .
چرا که نبی خدا صلی الله علیه وآله می فرمایند :
بهترین شما ، بهترین شما با خانوادتان میباشد .
ومیفرمایند :
البته من بهترین شما با خانواده ام هستم .
(منلايحضرهالفقيه وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِنِسَائِهِ وَ أَنَا خَيْرُكُمْ لِنِسَائى )
در جایی دیگر میفرمایند : به همسرت بگو من تو را دوست دارم
و بدان که این جمله تو هرگز از قلبش خارج نخواهد شد .
( عن أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله : قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً الكافي 5 569 )
مومن ، اگر دوست داشته باشد ، دوست داشتنش به خاطر خداست .
چرا که مومنین بسیار و شدیدا خدا را دوست میدارند و تمام محبتشان را فقط و فقط برای خدا نگهداشته اند .
البقرة : 165 وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ وَ لَوْ يَرَى الَّذينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَميعاً وَ أَنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعَذابِ
بعضى از انسانهای بی عقل ، غير از خداوند را نظیر خداوند قرار میدهند و آنها را همچون خدا دوست مىدارند.
امّا آنها كه ايمان دارند،
عشقشان به خدا، شديد است.
و آنها كه ستم كردند، هنگامى كه عذاب را مشاهده كنند، خواهند دانست كه تمامِ قدرت، از آنِ خداست و خدا داراى مجازات شديد است .
سلیمان علیه السلام فرمود من اسبها را به خاطر خدا و جهاد در راه خدا دوست میدارم .
ص : 32 فَقالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ
گفت: «من اين اسبان را بخاطر پروردگارم دوست دارم (و مىخواهم از آنها در جهاد استفاده كنم»، او هم چنان به آنها نگاه مىكرد) تا از ديدگانش پنهان شدند.
اما عده که بهتر است بگوییم اکثر مردم
دوست دارند اما نه به خاطر خدا .
چنین دوست داشتنی همان معنای حقیقی شرک است .
قلب حرم خداست در حرم خدا فیر خدا را ساکن کرده اند .
چنین کسانی به فرمایش امام صادق علیه السلام عمل نکرده اند .
( القلب حرم الله فلا تسکن حرم الله غیر الله )
توصیف حال آنها را بخوانید :
آلعمران : 14 زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنينَ وَ الْقَناطيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ
محبّت امور مادى،همچون محبت زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسبهاى ممتاز و چهارپايان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است.
اينها سرمايه زندگى پست (مادى) است و عاقبت نيك ، نزد خداست.
( این آیه متشابه است و به طور مطلق محبت ها را زشت میشمرد ولی وقتی در کنار ایات محکم خدا قرار میگرد همان ایاتی که محبت به خاطر خدا را نتیجه محبت به خود خدا میدانند ، و میفهمیم که محبتی متاع ناچیز دنیاست که در کنار محبت خدا و در مقابل محبت به خدا قرار گرفته باشد نه محبتی که به خاطر خداست )
ایمان به خدا محبت میآورد
خود ایمان نیز محبت میخواهد
باید به ایمان به خدا محبت داشت
الحجرات : 7 وَ اعْلَمُوا أَنَّ فيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطيعُكُمْ في كَثيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإيمانَ وَ زَيَّنَهُ في قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ
و بدانيد رسول خدا در ميان شماست
اگر در بسيارى از كارها از شما اطاعت كند،شما به مشقّت خواهيد افتاد
ولى خداوند ايمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دلهايتان زينت بخشيده،( پس شما از او اطاعت میکنید و به مشقت نمی افتید )
و كفر و فسق و گناه را در نظر شما زشت قرار داده است
كسانى كه داراى اين صفاتند هدايت يافته میباشند .
مومنین باید همدیگر را دوست داشته باشند
در مقابل هم خضوع به خرج بدهند و با هم با مهربانی برخورد کنند :
المائدة : 54 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ
ای مومنین :
اگر از دین خدا برگردید .
خداوند قومی را به جای شما خواهد آورد که :
اولا خودش آنها را دوست میدارد .
ثانیا آنها هم خدا را دوست میدارند
وچون آنها خدا را دوست دارند در مقابل مومنین ذلیل و متواضع هستند .
ودر مقابل کفار که دشمنان خدایند محکم و استوار و سر سخت .
آنها در راه خدا میجنگند .
واز سر زنش هیچ سرزنشکاری نمی ترسند و بیم ندارند
واین فضل خداست ، به هر که بخواهد میدهد و خداوند گشایش گر و آگاه است .
الفتح : 29 مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ ...
محمّد (صلی الله علیه وآله ) فرستاده خداست
و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شديد،
و با خودشان مهربانند .
بر اساس این آیه کسانی که با مومنین مهربان نباشند دیگر همراه نبی خدا نخواهند بود .
اما این آیه :
دوست خدا با دشمن خدا دشمن است .
المجادلة : 22 لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ في قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
پیدا نمیکنی کسی را که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد -و خدا را دوست داشته باشد – در عین حال با دشمن خدا و رسولش دوست باشد
هر چند آن دشمن خدا
افرادی همچون ، پدران و فرزندان و برادران و خانواده های آنها باشند
چنین کسانی ایمان بر صفحه قلبشان نوشته شده
و خداوند چنین کسانی را از جانب خودش تایید و یاری میکند
آنها داخل در بهشت خواهند شد
خدا از آنها راضیست
آنها از خدا راضی هستند
آنها حزب الله هستند و حزب خدا همیشه پیروز است
آری به هر بی سر و پایی نگویید حزب الله
حزب خدا با دشمن خدا دوستی نمیکند .
التوبة : 23 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَكُمْ وَ إِخْوانَكُمْ أَوْلِياءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإيمانِ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
اى كسانى كه ايمان آوردهايد!
هر گاه پدران و برادران شما، كفر را بر ايمان ترجيح دهند،
دیگر با آنها دوستی نکنید و آنها را ولی خود قرار ندهید !
و كسانى از شما كه آنان را ولىّ خود قرار دهند، ستمگرند!
متن اصلی اولین روایت
بحارالأنوار 66 251
[مصباح الشريعة] قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام :
الْمُحِبُّ فِي اللَّهِ مُحِبُّ اللَّهِ وَ الْمَحْبُوبُ فِي اللَّهِ حَبِيبُ اللَّهِ لِأَنَّهُمَا لَا يَتَحَابَّانِ إِلَّا فِي اللَّهِ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ فَمَنْ أَحَبَّ عَبْداً فِي اللَّهِ فَإِنَّمَا أَحَبَّ اللَّهَ وَ لَا يُحِبُّ اللَّهَ تَعَالَى إِلَّا مَنْ أَحَبَّهُ اللَّهُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَفْضَلُ النَّاسِ بَعْدَ النَّبِيِّينَ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ الْمُحِبُّونَ لِلَّهِ الْمُتَحَابُّونَ فِيهِ وَ كُلُّ حُبٍّ مَعْلُولٌ يُورِثُ بُعْداً فِيهِ عَدَاوَةٌ إِلَّا هَذَيْنِ وَ هُمَا مِنْ عَيْنٍ وَاحِدَةٍ يَزِيدَانِ أَبَداً وَ لَا يَنْقُصَانِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ لِأَنَّ أَصْلَ الْحُبِّ التَّبَرِّي عَنْ سِوَى الْمَحْبُوبِ وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع إِنَّ أَطْيَبَ شَيْءٍ فِي الْجَنَّةِ وَ أَلَذَّهُ حُبُّ اللَّهِ وَ الْحُبُّ فِي اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ ذَلِكَ أَنَّهُمْ إِذَا عَايَنُوا مَا فِي الْجَنَّةِ مِنَ النَّعِيمِ هَاجَتِ الْمَحَبَّةُ فِي قُلُوبِهِمْ فَيُنَادُونَ عِنْدَ ذَلِكَ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/23 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
یک نمونه از کار فقهی قرآنی ( ازدواج موقت دختران )
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/22 ساعت موضوع | لینک ثابت
به نام خدا
لذتی که در وصال است در فراغ نیست :
البقرة : 156 الَّذینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ
آنها که هر گاه مصیبتى به ایشان مىرسد، مىگویند:
«ما از آنِ خدائیم و به سوى او بازمىگردیم!» (156)
النور : 42 وَ لِلَّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصیرُ
و از براى خداست حکومت و مالکیّت آسمانها و زمین
و بازگشت (تمامى موجودات) بسوى اوست! (42)
البقرة : 285 آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ
کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ
مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَکَ رَبَّنا وَ إِلَیْکَ الْمَصیرُ
پیامبر، به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است.
(و او، به تمام سخنان خود، کاملًا مؤمن مىباشد.) و همه مؤمنان (نیز)،
به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ایمان آوردهاند
(و مىگویند:) ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمىگذاریم
(و به همه ایمان داریم). و (مؤمنان) گفتند:
«ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! (انتظارِ) آمرزش تو را (داریم)
و بازگشت (ما) به سوى توست.» (285)
با این دید فراغ یک عذاب است که امید به وصال آنرا شیرین میکند
فراغ حسنش از آن خودش نیست
زیبایی فراغ مدیون حسن وصال است
تا که یار که باشد و وصال به کجا ختم شود !
البقرة : 46 الَّذینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَیْهِ راجِعُونَ
آنها کسانى هستند که مىدانند دیدارکننده پروردگار
خویشند، و به سوى او بازمىگردند. (46)
الأنبیاء : 93 وَ تَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ کُلٌّ إِلَیْنا راجِعُونَ
(گروهى از پیروان ناآگاه آنها) کار خود را به تفرقه در میان خود کشاندند
(ولى سرانجام) همگى بسوى ما بازمىگردند! (93)
المؤمنون : 60 وَ الَّذینَ یُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلى رَبِّهِمْ راجِعُونَ
و آنها که نهایت کوشش را در انجام طاعات به خرج مىدهند و با این حال،
دلهایشان هراسناک است از اینکه سرانجام بسوى پروردگارشان بازمىگردند،
موفق و موید
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/21 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء
ُ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ غَفُورٌ
از ميان بندگان خداوند ، تنها علماء از خدا مىترسند
خداوند عزيز و غفور است!
فاطر : 28
امام هادى علیه السلام فرمودند:
اگر در زمان غیبت امام قائم علیه السّلام علمائى نمی بودند که مردم را به سوی امام زمان دعوت کنند و به سمت او اشاره کنند،
و با براهان های الهى از او دفاع نمایند،
و بندگان مستضعف خدا را از دام ابلیس و یارانش نجات دهند ،
و از بند نواصب ( دشمنان شیعه ) رهایى بخشند،
. همه مردم دست از دین خدا کشیده و مرتدّ مىشدند.
اما علماء کسانى هستند که زمام قلوب شیعیان ما را در دست داشته و مهار مىکنند،
همچون ناخداى کشتى که سکّان کشتی را در دست دارد.
. این گروه همان شخصیتهاى برتر و افضل در نزد خداوند با عزّت و جلال مىباشند.
بحار الانوار ج1 190
امام حسن عسکری علیه السلام میفرمایند :
و امّا آن كسى از فقهاء كه مراقب نفس خود میباشد
و حافظ دين خودش می باشد
و مخالف هوای نفس خود است
و مطيع أمر مولاى خود می باشد
بر مردم واجب است از او تقلید کنند
و البته تمام فقهاء اینگونه نیستند.
وفقط بعضی از فقهاء این صفات را دارند ، پس هر كه از فقهاء ما مانند فقهای عامه مرتكب عمل زشت و و بدی شد.دیگر نبايد از او چیزی را که به ما نسبت میدهد بپذیریدوآنها هیچ حرمتی ندارند به خاطر اینکه این دسته از علما کلام مارا با آنچه خودشان میپسندند مخلوط میکنند و چرا که انسانها فاسق کلام مارا میشنوند ولی تمام انرا به خاطر جهالشان تغییر میدهند و آنرا در غیر موضع خود به کار میبرند و عده ای دیگر هم به ما ممکن است دروغ ببندند ..
حضرت در ادامه میفرمایند :
علماء زمانی که فاسد شوند ، در آن زمان باطل را آشکار کرده و تبلیغ میکنند . حق را پنهان کرده و کتمان میکنند . وخداوند در مورد آنها این چنین میفرمایند :
کسانی که دلايل روشن، و هدايتى را كه نازل كردهايم، آنهم بعد از آنكه در كتاب قرآن آنرا براى مردم بيان نموديم، كتمان کردند ، خدا آنها را لعنت مىكند و همه لعنكنندگان نيز، آنها را لعن مىكنند .
البقرة : 159
محمد بن عثمان میگوید :
نامه ای از ناحیه مقدس امام زمان علیه السلام به دست من رسید .که در آن پاسخ سوالات من نوشته شده بود . حضرت با دست خط مبارک خود نوشته بودند :
اما در مورد آنچه که پرسیده بودی خداوند تو را به رشد و کمال برساند و تو را ثابت قدم کند تا اینکه فرمودند : واما در حوادثی که از این به بعد به وقوع خواهد پیوست در آن حوادث به روایان حدیث ما رجوع کنید که آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر شما هستم و..
امام صادق علیه السلام میفرمایند:
امام باقر فرمودند:
ای فرزندم جایگاه مردان را از روی میزان روایت گویی و معرفت آنها بشناس چرا که حقیقت معرفت همان میزان درایت و تفکر در یک روایت میباشد و بوسیله درایت ها و تفکرات در روایات
مومن به بالاترین درجات ایمان میرسد . من خودم در کتاب علی علیه السلام دیدم که نوشته شده بود : ارزش هر کسی به اندازه معرفت و شناخت اوست چرا که خداوندمردم را بر اساس آن مقداری که از عقلها به آنها در دنیا داده مورد حساب رسی قرار میدهد .
رد فقیهی که مبتنی بر حکم خدا فتوا میدهد و عادل است چه حکمی دارد ؟
عمر بن حنظله میگوید:
از امام صادق علیه السلام در مورد دو مردی پرسیدم که با هم درگیری در مورد بدهی و ارث و میراث داشتند و برای حل درگیریشان به سلطانی که شما او را نصب نکرده اید رجوع کرده اند آیا این کار جایز است ؟
حضرت فرمودند : هر کس از طاغوت حکم خود را بپرسد و طاغوت حکم او را بگوید حکمش باطل است هرچند حق با او باشد چرا که او حکم طاغوت را گرفته در حالی که خدا در قرآن ( سوره نساء آیه 60) امر کرده که طاغوت را انکار کنیم .
پرسیدم پس چه کاری باید بکنند ؟ حضرت فرمودند : باید جستجو کنند و کسی را از بین خودتان ( یعنی شیعیان ) پیدا کنند که حدیث ما را روایت میکند و در حلال و حرام ما نظر میکند و احکام ما را میشناسد .پس من او را برای شما حاکم قرار دادم .پس زمانی که به حکم ما حکم کرد و از او قبول نکردند .حواسشان باشد که حکم خدارا خار و پست کرده اند و در مقابلش سستی کرده اند و ما را رد کرده اند و هر کس مارا رد کند خدا را رد کرده است و این عمل او مساوی با شرک به خداست .
الکافی 7 412 باب کراهیة الارتفاع إلى قضاة الجور
5- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ صَفْوَانَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَیْنِ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلَیْنِ مِنْ أَصْحَابِنَا یَکُونُ بَیْنَهُمَا مُنَازَعَةٌ فِی دَیْنٍ أَوْ مِیرَاثٍ فَتَحَاکَمَا إِلَى السُّلْطَانِ أَوْ إِلَى الْقُضَاةِ أَ یَحِلُّ ذَلِکَ فَقَالَ مَنْ تَحَاکَمَ إِلَى الطَّاغُوتِ فَحَکَمَ لَهُ فَإِنَّمَا یَأْخُذُ سُحْتاً وَ إِنْ کَانَ حَقُّهُ ثَابِتاً لِأَنَّهُ أَخَذَ بِحُکْمِ الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أَمَرَ اللَّهُ أَنْ یُکْفَرَ بِهِ قُلْتُ کَیْفَ یَصْنَعَانِ قَالَ انْظُرُوا إِلَى مَنْ کَانَ مِنْکُمْ قَدْ رَوَى حَدِیثَنَا وَ نَظَرَ فِی حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْکَامَنَا فَارْضَوْا بِهِ حَکَماً فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حَاکِماً فَإِذَا حَکَمَ بِحُکْمِنَا فَلَمْ یَقْبَلْهُ مِنْهُ فَإِنَّمَا بِحُکْمِ اللَّهِ قَدِ اسْتَخَفَّ وَ عَلَیْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَیْنَا الرَّادُّ عَلَى اللَّهِ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ الشِّرْکِ بِاللَّهِ
و این روایت که ترجمه اش با خود شما
الکافی 8 146 حدیث محاسبة النفس ..... ص : 143
120- یَحْیَى الْحَلَبِیُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَ رَأَیْتَ الرَّادَّ عَلَیَّ هَذَا الْأَمْرَ فَهُوَ کَالرَّادِّ عَلَیْکُمْ فَقَالَ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ مَنْ رَدَّ عَلَیْکَ هَذَا الْأَمْرَ فَهُوَ کَالرَّادِّ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ عَلَى اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ الْمَیِّتَ مِنْکُمْ عَلَى هَذَا الْأَمْرِ شَهِیدٌ قَالَ قُلْتُ وَ إِنْ مَاتَ عَلَى فِرَاشِهِ قَالَ إِی وَ اللَّهِ وَ إِنْ مَاتَ عَلَى فِرَاشِهِ حَیٌّ عِنْدَ رَبِّهِ یُرْزَقُ
33424- وَ فِی کِتَابِ إِکْمَالِ الدِّینِ وَ إِتْمَامِ النِّعْمَةِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِصَامٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ یَعْقُوبَ قَالَ سَأَلْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عُثْمَانَ الْعَمْرِیَّ أَنْ یُوصِلَ لِی کِتَاباً قَدْ سَأَلْتُ فِیهِ عَنْ مَسَائِلَ أَشْکَلَتْ عَلَیَّ فَوَرَدَ التَّوْقِیعُ بِخَطِّ مَوْلَانَا صَاحِبِ الزَّمَانِ ع أَمَّا مَا سَأَلْتَ عَنْهُ أَرْشَدَکَ اللَّهُ وَ ثَبَّتَکَ إِلَى أَنْ قَالَ وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ وَ أَمَّا مُحَمَّدُ بْنُ عُثْمَانَ الْعَمْرِیُّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ وَ عَنْ أَبِیهِ مِنْ قَبْلُ فَإِنَّهُ ثِقَتِی وَ کِتَابُهُ کِتَابِی .
بحارالأنوار 1 106
2- مع، [معانی الأخبار] أَبِی عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ یَزِیدَ الرَّزَّازِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع یَا بُنَیَّ اعْرِفْ مَنَازِلَ الشِّیعَةِ عَلَى قَدْرِ رِوَایَتِهِمْ وَ مَعْرِفَتِهِمْ فَإِنَّ الْمَعْرِفَةَ هِیَ الدِّرَایَةُ لِلرِّوَایَةِ وَ بِالدِّرَایَاتِ لِلرِّوَایَاتِ یَعْلُو الْمُؤْمِنُ إِلَى أَقْصَى دَرَجَاتِ الْإِیمَانِ إِنِّی نَظَرْتُ فِی کِتَابٍ لِعَلِیٍّ ع فَوَجَدْتُ فِی الْکِتَابِ أَنَّ قِیمَةَ کُلِّ امْرِئٍ وَ قَدْرَهُ مَعْرِفَتُهُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یُحَاسِبُ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ مَا آتَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ فِی دَارِ الدُّنْیَا .
33401- أَحْمَدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ الطَّبْرِسِيُّ فِي الْإِحْتِجَاجِ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيِّ ع فِي قَوْلِهِ تَعَالَى فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ.... فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ وَ ذَلِكَ لَا يَكُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِ الشِّيعَةِ لَا كُلَّهُمْ فَإِنَّ مَنْ رَكِبَ مِنَ الْقَبَائِحِ وَ الْفَوَاحِشِ مَرَاكِبَ عُلَمَاءِ الْعَامَّةِ فَلَا تَقْبَلُوا مِنْهُمْ عَنَّا شَيْئاً وَ لَا كَرَامَةَ وَ إِنَّمَا كَثُرَ التَّخْلِيطُ فِيمَا يُتَحَمَّلُ عَنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ لِذَلِكَ لِأَنَّ الْفَسَقَةَ يَتَحَمَّلُونَ عَنَّا فَيُحَرِّفُونَهُ بِأَسْرِهِ لِجَهْلِهِمْ وَ يَضَعُونَ الْأَشْيَاءَ عَلَى غَيْرِ وَجْهِهَا لِقِلَّةِ مَعْرِفَتِهِمْ وَ آخَرُونَ يَتَعَمَّدُونَ الْكَذِبَ عَلَيْنَا الْحَدِيثَ
عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيِّ علیه السلام : الْعُلَمَاءُ إِذَا فَسَدُوا هُمُ الْمُظْهِرُونَ لِلْأَبَاطِيلِ الْكَاتِمُونَ لِلْحَقَائِقِ وَ فِيهِمْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ : إِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ . البقرة : 159
وسائلالشيعة 27 131 ودر بحارالأنوار ج : 2 ص : 89.
وسائلالشیعة 27 140
پستهای مربوط با این موضوع :
عمل به حکم خدا واجب است نه تقلید
فقیه موضوعیتی در دین ندارد و نباید داشته باشد
رد فقیهی که مبتنی بر حکم خدا فتوا میدهد و عادل است چه حکمی دارد ؟
رگ گردن رسول خدا مهمتر است یا رگ گردن فقیهان ؟
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/21 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
حرمت تفسیر به رای
تفسیر به رای یعنی فراموش کردن معنای ظاهر یک آیه و سوق دادن معنا به سمتی که مد نظر گوینده است وبدون توجه به قرائن کلام خدا .
تفسیر به رای در ایات متشابه که برای ترجمه آنها نیاز به قرائن میباشد رخ میدهد
انسانهای بد صفت آیات متشابه قران را بدون در نظر گرفتن قرائن ترجمه میکنند و هدفشان از این کار یا ایجاد فتنه است یا برای حرفای بی اساس خود به دنبال دلیل هستند که ایات متشابه می توانند چنین کمکی به آنها بکنند
در هر حال برای فهم ایات قرآن باید همه ایات و روایات ذیل آنها را در نظر گرفت تا به معنای خطا بر خورد نکنیم
این آیه و روایات زیر پیرامون همین مبحث میباشد :
آلعمران : 7 هُوَ الَّذی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْویلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْویلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ
او کسى است که این کتاب را بر تو نازل کرد، که قسمتى از آن، آیات «محکم» است که اساس این کتاب مىباشد (و هر گونه پیچیدگى در آیات دیگر، با مراجعه به اینها، برطرف مىگردد.)
و قسمتى از آن، «متشابه» است
[آیاتى که به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مىرود ولى با توجه به آیات محکم، تفسیر آنها آشکار مىگردد.]
اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنهانگیزى کنند
(و مردم را گمراه سازند)
و تفسیر (نادرستى) براى آن مىطلبند
در حالى که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمىدانند.
(آنها که به دنبال فهم و درکِ اسرارِ همه آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهى) مىگویند:
«ما به همه آن ایمان آوردیم همه از طرف پروردگارِ ماست.»
و جز صاحبان عقل، متذکر نمىشوند (و این حقیقت را درک نمىکنند). (7)
امام رضا علیه السلام فرمودند :
که رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند :
خداوند تبارک وتعالی گفت : به من ایمان نیاورده کسی که کلام من را با نظر خود تفسیر کند و از معنای ظاهری کلام با رای خود صرف نظر به معنایی دیگر کند.
مستدرکالوسائل 17 327
قَالَ الرِّضَا ع إِنَّ النَّبِیَّ ص قَالَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى مَا آمَنَ بِی مَنْ فَسَّرَ بِرَأْیِهِ کَلَامِی الْخَبَرَ
حرمت فتوای به رای
اسحاق بن عمار نقل میکند امام صادق علیه السلام در حدیثی چنین فرمودند :
این کسانی که ادعامیکنند فقهاء و علماء هستند گمان میکنند جمیع فقه و دین وهر آنچه امت به آن نیاز دارند را اثبات کرده اند در حالی که آنها در حالتی نیستند که تمام علم رسول خدا صلی الله علیه وآله را بدانند واصلا آن علم به سمت آنها حرکت نکرده و هرگز آنها آن علم را نمیشناسند .علتش این است که وقتی چیزی از حلال و حرام و احکام به آنها میرسد و در آن مورد سوال میشوند و نزد آنها اثر و روایتی از پیامبراکرم صلی الله علیه واله نیست و علاوه بر این میترسند که مردم آنها را به جهالت متهم کنند و علاوه بر این دلشان نمیخواهد که وقتی سوالی از آنها پرسیده شد نتوانند جواب آنرا بدهند تا مردم به معدن علم رجوع کنند و علم را از اهلش بگیرند ؛ به این خاطر از قیاس استفاده میکنند واز نظر خود در دین خدا استفاده میکنند و آثار رسیده از رسول خدا صلی الله علیه واله را رها میکنند و به بدعت ها نزدیک میشوند واین در حالی است که رسول خدا صلی الله علیه واله فرمودند هر بدعتی گمراهیست واگر آنها زمانی که از مسئله ای سوال میشوند که در آن زمینه روایتی از رسول خدا ندارند آن مسئله را به خدا و رسولش وصاحبان امرشان رد کنند آنگاه متوجه میشدید آن کسانی که اهل استنباط احکام هستند واز آل محمد صلی الله علیه واله هستند به ان مسئله آگاه میباشند .
(1) وسائلالشیعة 27 61 6- باب عدم جواز القضاء و الحکم بالرای
33199- وَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ یَظُنُّ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ یَدَّعُونَ أَنَّهُمْ فُقَهَاءُ عُلَمَاءُ أَنَّهُمْ قَدْ أَثْبَتُوا جَمِیعَ الْفِقْهِ وَ الدِّینِ مِمَّا تَحْتَاجُ إِلَیْهِ الْأُمَّةُ وَ لَیْسَ کُلُّ عِلْمِ رَسُولِ اللَّهِ ص عَلِمُوهُ وَ لَا صَارَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ لَا عَرَفُوهُ وَ ذَلِکَ أَنَّ الشَّیْءَ مِنَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ الْأَحْکَامِ یَرِدُ عَلَیْهِمْ فَیُسْأَلُونَ عَنْهُ وَ لَا یَکُونُ عِنْدَهُمْ فِیهِ أَثَرٌ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ یَسْتَحْیُونَ أَنْ یَنْسُبَهُمُ النَّاسُ إِلَى الْجَهْلِ وَ یَکْرَهُونَ أَنْ یُسْأَلُوا فَلَا یُجِیبُوا فَیَطْلُبَ النَّاسُ الْعِلْمَ مِنْ مَعْدِنِهِ فَلِذَلِکَ اسْتَعْمَلُوا الرَّأْیَ وَ الْقِیَاسَ فِی دِینِ اللَّهِ وَ تَرَکُوا الْآثَارَ وَ دَانُوا بِالْبِدَعِ وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص کُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ فَلَوْ أَنَّهُمْ إِذَا سُئِلُوا عَنْ شَیْءٍ مِنْ دِینِ اللَّهِ فَلَمْ یَکُنْ عِنْدَهُمْ فِیهِ أَثَرٌ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص رَدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلَى أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص
روایتی دیگر:
امام صادق علیه السلام فرمودند :
هیچ مسئله ای نیست که دو نفر در آن مسئله اختلاف با هم پیدا کنند مگر این که برای آن مسئله اصلی در قرآن خواهد بود .لکن عقل های مردان به آن نمیرسد .
(الكافي 1 6۰
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا مِنْ أَمْرٍ يَخْتَلِفُ فِيهِ اثْنَانِ إِلَّا وَ لَهُ أَصْلٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَكِنْ لَا تَبْلُغُهُ عُقُولُ الرِّجَالِ
روایتی دیگر:
عبد الرحمن پسر سمره نقل میکند که
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند:
کسانی كه در دين خدا جدال وستیزه جویی می کنند در زبان هفتاد پيامبرخدا لعن شدهاند.
وهر كس در آيات خدا جدال و ستیزه جویی كند كافر است.
خداى عز وجل (در سوره غافر آيه 4) فرموده است ( در آيات خدا جدال نمی كنند مگر آن كسانى كه كافرشده اند ،دگرگونی آنان در شهرها تو را فریب ندهد)
هر كس قرآن را به رأى خودش تفسير كند به خدا دروغ بسته است
و هر كس بدون علم به مردم فتوى بدهد، ملائكه آسمان و زمين او را لعن می كنند،
هر بدعتى گمراهى است و هر گمراهى به سوی آتش ختم میشود ،
عبد الرحمن بن سمره در ادامه می گويد به رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) عرض كردم:
يا رسول اللَّه مرا به سوی نجات هدایت فرمایید ،
فرمودند: اى عبد الرحمن هر گاه خواسته های مردم مختلف شد و آراء و نظرات از یکدیگر جداشدند و تفرقه پیدا کردند ، در آن زمان بر تو واجب است که همراه و ملازم على بن ابى طالب باشی .
زيرا او امام امت و خليفه من ، بعد از من است.
زیرا او همان ( فاروقى ) است كه ميان حق و باطل را جدا ميكند (و فرق خواهد گذاشت )
هر كس از اوچیزی را بپرسد، او جواب دهد
و هر كس از او راهنمایی بخواهد او راهنماییش کند
و هر كس حق را از او طلب کند حق را پیدا خواهد کرد
وهر كس هدايت را از پیش او طلب کند آنرا بدست خواهد آورد
هر كس به او پناه ببرد ، او را در امنيت قرار دهد،
هر كس به او تمسک کند ، نجاتش دهد
و هر كس به او اقتداء كند او را هدايت نمايد
اى عبد الرحمن
هر كس تسلیم او شود سلامت خواهد ماند
و هر کس با او دشمنى كند هلاك میشود
اى عبد الرحمن
على از من است
روحش از روح من است
و خاكش از خاك من است
او برادر من است و من برادر او
و او شوهر دختر من فاطمه است
فاطمه ای كه سيده زنان عالم است ، زنان اولين و آخرين .
و دو امام امت من و دو سيد جوانان اهل بهشت حسن و حسين از او هستند
و نه نفر از فرزندان حسين ( عليهم السلام) از او هستند
که نهمين آنان قائم امت من است ،
که او زمين را از عدل و داد پر میکند همانگونه که از ظلم و جور پر شده است .
آدرس به همراه متن عربی :
كمال الدين و تمام النعمة ج1 257 24 باب ما روي عن النبي ص في النص على القائم ع و أنه الثاني عشر من الأئمة ع ..... ص : 256
1 حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنِي عَمِّي مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي الْقَاسِمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الصَّيْرَفِيِّ الْكُوفِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ الْجُعْفِيِّ عَنْ سَعِيدِ بْنِ الْمُسَيَّبِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَمُرَةَ قال :
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله :
لُعِنَ الْمُجَادِلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ عَلَى لِسَانِ سَبْعِينَ نَبِيّاً وَ مَنْ جَادَلَ فِي آيَاتِ اللَّهِ فَقَدْ كَفَرَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ما يُجادِلُ فِي آياتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلادِ وَ مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَأْيِهِ فَقَدِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ مَنْ أَفْتَى النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَلَعَنَتْهُ مَلَائِكَةُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ كُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ وَ كُلُّ ضَلَالَةٍ سَبِيلُهَا إِلَى النَّارِ قَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ سَمُرَةَ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَرْشِدْنِي إِلَى النَّجَاةِ فَقَالَ يَا ابْنَ سَمُرَةَ إِذَا اخْتَلَفَتِ الْأَهْوَاءُ وَ تَفَرَّقَتِ الْآرَاءُ فَعَلَيْكَ بِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَإِنَّهُ إِمَامُ أُمَّتِي وَ خَلِيفَتِي عَلَيْهِمْ مِنْ بَعْدِي وَ هُوَ الْفَارُوقُ الَّذِي يُمَيِّزُ بِهِ بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ مَنْ سَأَلَهُ أَجَابَهُ وَ مَنِ اسْتَرْشَدَهُ أَرْشَدَهُ وَ مَنْ طَلَبَ الْحَقَّ عِنْدَهُ وَجَدَهُ وَ مَنِ الْتَمَسَ الْهُدَى لَدَيْهِ صَادَفَهُ وَ مَنْ لَجَأَ إِلَيْهِ آمَنَهُ وَ مَنِ اسْتَمْسَكَ بِهِ نَجَّاهُ وَ مَنِ اقْتَدَى بِهِ هَدَاهُ يَا ابْنَ سَمُرَةَ سَلِمَ مِنْكُمْ مَنْ سَلَّمَ لَهُ وَ وَالاهُ وَ هَلَكَ مَنْ رَدَّ عَلَيْهِ وَ عَادَاهُ يَا ابْنَ سَمُرَةَ إِنَّ عَلِيّاً مِنِّي رُوحُهُ مِنْ رُوحِي وَ طِينَتُهُ مِنْ طِينَتِي وَ هُوَ أَخِي وَ أَنَا أَخُوهُ وَ هُوَ زَوْجُ ابْنَتِي فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ إِنَّ مِنْهُ إِمَامَيْ أُمَّتِي وَ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ تِسْعَةً مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ تَاسِعُهُمْ قَائِمُ أُمَّتِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/21 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
ارث همان چیزی است که از آن محروم بوده اید اما از این به بعد حق تصرف در آن چیز را پیدا میکنید .
بر این حساب انسانهای صالح از حق طبیعی خودشان که حکومت بر زمین است محروم مانده اند و
بر طبق وعده خدا روزی آنها به ارثشان خواهند رسید .
اما چرا زمین ارث انسانهای صالح است ؟
چون خداوند به عنوان اولین قاضی آسمانها و زمین
و تنها قاضی و حکمران آسمانها و زمین
هدف از خلقت آسمانها و زمین را پرستش خدا معرفی میکند .
بنابراین هیچ کس حق انجام هیچ کاری که مخالفت با بندگی خدا را داشته باشد ندارد .
واگر مخالف با بندگی خدا گام بر دارد نه خون او حرمت دارد نه مال او و نه آبرو و ناموس او .
الإسراء : 23 وَ قَضى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ
وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَريماً
و پروردگارت قضاوت کرده که جز او را نپرستيد!
و به پدر و مادر نيكى كنيد! هر گاه يكى از آن دو، يا هر دوى آنها، نزد تو به سن پيرى رسند، كمترين اهانتى به آنها روا مدار! و بر آنها فرياد مزن! و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آنها بگو!
الذاريات : 56 وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ
من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند.
التوبة : 29 قاتِلُوا الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا يَدينُونَ دينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ
كسانى را كه نه به خداايمان مى]ورند و نه به روز قيامت ايمان دارند، و نه آنچه را كه خدا و رسولش حرام كرده اندحرام مى دانند و نه آيين حق را مىپذيرند، بكشيد تا اينكه كه با خضوع و تسليم، جزيه را به دست خود به شما بپردازند!
الأنبياء : 105 وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ
در زبور نوشتيم بعد از اينكه در تورات نوشتيمكه :
زمين را بندگان شايسته من ارث خواهند برد
رسول اعظم صلی الله علیه وآله فرمودند :
یا علی، خداوند تبارک و تعالی فاطمه را به ازدواج تو در آورد و مهریه اش را تمام زمین قرار داد . پس هر کس بر روی زمین راه برود در حالی که کینه و دشمنی نسبت به تو دارد راه رفتنش حرام است .
َ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَا عَلِیُّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ زَوَّجَکَ فَاطِمَةَ وَ جَعَلَ صَدَاقَهَا الْأَرْضَ فَمَنْ مَشَى عَلَیْهَا مُبْغِضاً لَکَ مَشَى حَرَاماً بحارالأنوار 37 70
وعده خدا به مومنین : حکومت زمین را به شما بر خواهم گرداند .
النور : 55 وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَني لا يُشْرِكُونَ بي شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ
خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده اند
و كارهاى شايسته انجام دادهاند
وعده مىدهد
كه قطعاً آنان را حكمران روى زمين خواهد كرد،
همان گونه كه به پيشينيان آنها خلافت روى زمين را بخشيد
ووعده میدهد که دين و آيينى را كه براى آنان پسنديده، پابرجا و ريشهدار خواهد ساخت
و ترسشان را به امنيّت و آرامش تبدیل مىكند،
تا اینکه تنها مرا بپرستند و کوچک ترین شرکی به من نورزند
. و كسانى كه پس از آن كافر شوند، آنها فاسقانند. (55)
کافرین در زمین پایدار نیستند :
النور : 57 لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا مُعْجِزينَ فِي الْأَرْضِ وَ مَأْواهُمُ النَّارُ وَ لَبِئْسَ الْمَصيرُ
گمان نکن که كافران در زمین خدا را عاجز خواهند کرد !
و تنها ماوای آنان آتش است، و چه بد جايگاهى است!
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/21 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
متقین کسانی هستند که هر گاه کار زشتی را انجام دادند یا به خودشان ظلم کردند ،خدا را یاد میکنند
و خداوند برای گناهانشان استغفار میکنند .
و البته چه کسی جز خدا گناهان را میبخشد؟و متقین کسانی هستند که دیگر بر گناهشان اصرار نمیورزند وآنها علم دارند .
آلعمران : 135 وَ الَّذينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
امام هادی علیه السلام فرمودند :
توبه نصوح آن است که باطن مانند ظاهر شود .
( نه آنکه بر زبان از چیزی توبه کنی که هنوز به آن میل درونی داری)
95 منتخب میزان الحکمه
امام رضا علیه السلام فرمودند :
هر کس از گناهی استغفار کند که آنرا انجام میدهد مانند این است که خدا را به تمسخر گرفته است .
وَ قَالَ الرِّضَا ع مَنِ اسْتَغْفَرَ مِنْ ذَنْبٍ وَ هُوَ يَعْمَلُهُ فَكَأَنَّمَا يَسْتَهْزِئُ بِرَبِّهِ . بحارالأنوار 90 282
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/21 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
الزمر : 61 وَ يُنَجِّي اللَّهُ الَّذينَ اتَّقَوْا بِمَفازَتِهِمْ لا يَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
و خداوند كسانى را كه تقوا پيشه كردند با رستگارى رهايى مىبخشد
هيچ بدى به آنان نمىرسد و هرگز غمگين نخواهند شد. (61)
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/19 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
قابل توجه کسانی که مانند اعراب جاهلی عوض اینکه اسلام و ایمان و تقوا را ملاک برتری انسانها بدانند ، ملیت و نژاد خود را به رخ جهانیان میکشند و حرف از تمدن غنی و پربار خود به میان می آورند .
باید پیشینه پر افتخار خود و پدرانشان را قبل از مخالفت با هزاران آیه و روایاتی که در حرمت ملی گرایی و تعصبات بر باطل آمده، حتما مطالعه کنند .
در این متن این موضوعات را بخوانید:
1) مجوس آیینی آمیخته به شرک میباشد
2) مجوس پیامبر خدا را انکار کردند .
3) زردشت پیامبر خدا نبوده و آخرکار نصیب گرگها شده است .
4) اقوام عرب جاهلیت ( قبل از اسلام ) به دلیل تبعیت از دین ابراهیم علیه السلام از قوم فارس برتر بوده اند .
نکته : بازهم ملاک برتری ایمان است .
اصل متن :
شخصی بیدین از امام صادق علیه السلام پیرامون پاره از مسائل ، سوالاتی را مطرح کرد تا اینکه از حضرت پرسید :
قصه مانی چیست ؟
حضرت فرمودند : شخصی بود جستجوگر ، که قسمتی از احکام مجوس را با قسمتی از احکام نصارا مخلوط کرد و سر انجام هر دو عقیده را بد فهمید و خطا کرد و به یک اعتقاد واحد دست پیدا نکرد وگمان کرد که عالم را دو خداوند نور وخداوند ظلمت اداره میکنند .
و گمان کرد نور در حصار ظلمت زندانی شده .
این چیزی بود که برای ما از این مرد حکایت شده است .
اهل نصاری او را و عقایدش را تکذیب کردند ولی مجوس اورا پذیرفتند .
مرد بیدین در ادامه پرسید :
از مجوس برای من بگو و بگو آیا خداوند برای آنها رسولی را مبعوث کرده بود ؟چراکه من نزد آنها کتابهای محکم و مواعظ رسا و بلیغ و مثالهایی گیرا پیدا کرده ام و آنها به ثواب و عقاب اعتقاد دارند و دستورات دینیی دارند که به آن عمل میکنند. که به نظر میرسد باید پیامبری داشته باشند؟
حضرت به آیه 24 سوره فاطر ، اشاره فرمودند و فرمودند : هیچ امتی نیست مگر این که خداوند در میان آنها منذر و بیم دهنده ای قرار میدهد .بنابر این به شما میگویم که خداوند برای آنها پیامبری همراه با کتاب آسمانی مبعوث کرد . اما آنها اورا انکار کردند . ودر مقابل کتاب او سرسختی نشان دادند و آن را قبول نکردند .
مرد بیدین پرسید آن پیامبر اسمش چه بوده ؟
آیا اینکه مرد گمان میکنند او خالد بن سنان بوده درست است ؟
حضرت فرمودند: خیر.خالد یک عرب بیابان گرد بیسواد بوده ونبی نبوده این حرف بی اعتبار مرد است .
مرد بیدین پرسید : پس پیامبر آنها زردشت بوده ؟
حضرت فرمودند :
زردشت برای مردم مجوس چشمه آبی را آورد و بعد به دروغ ادعای نبوت کرد وعده ای از مردم به او ایمان آوردند و عده ای هم اورا انکار کردند .و گروهی هم او را از شهر بیرون کردند تا آنکه در سر زمینی درندگان او را خوردند.
مرد بیدین در ادامه از حضرت در خواست کرد که از مجوس به حضرت خبر بدهد که آیا مجوس در زمان خودشان به خیر و صواب نزدیک تر بودند یا اقوام عربی که پیش از اسلام میزیستند ؟
حضرت فرمودند :
عرب در زمان جاهلیت و قبل از اسلام از مجوسی ها به دین حضرت ابراهیم علیه السلام نزدیک تر بودند. واین مطلب به خاطر اینستکه مجوس تمام انبیاء الهی را انکار کردند . و کتاب های آسمانی آنها را ردکردند .و برهانهای عقلی و معجزات آنها را انکار کردند و هیچ سنتی از سنتها و آثار انبیاء خدا را نپذیرفتند .
وکیخسرو پادشاه مجوسی ها در سال اول سیصد پیامبر خدا را کشت .
علت دیگر این برتری در این است که :
مجوسی ها از جنابت غسل نمیکردند اما عرب از جنابت غسل میکرد چرا که غسل کردن از ویژگی های دین حضرت ابراهیم علیه السلام است .
مردم مجوس ختنه نمیکردند در حالی که این از سنتهای انبیاء بود و اولین کسی که این کار را کرده بود حضرت ابراهیم خلیل الله ( علیه السلام) بود.
مردم مجوس مردگان خود را غسل نمیداند و کفن نمیکردند اما عربها این کار را میکردند .
مردم مجوس مردگان خود را در بیابانها و دره ها رها میکردند ، اما مردم عرب مردگان خود را در قبرها پنهان میکردند برای آنها لحد میگذاشتند و سنت پیامبران خدا این گونه بوده است .اولین کسی که برای او قبری کنده شد و لحد برای او گذاشته شد ، حضرت آدم ابوالبشر علیه السلام بوده است .
مردم مجوس با مادران و دختران و خواهران خودشان آمیزش میکردند ( هنوز هم این کارها رو میکنند ) اما عرب این کار را حرام میدانست .
مجوس خانه خدا را انکار کردند و آن را خانه شیطان نامیدند اما مردم عرب آنرا حج میکردند و آنرا بزرگ میدانستند و به آن خانه ، خانه خدا میگفتند و به انجیل و تورات اعتقاد داشتند و از اهل کتاب سوالات مورد نیاز خود را میپرسیدند و به آن عمل میکردند .
وعرب جاهلیت در هر موضوعی که نام ببری، به دین حنفی ( دین حضرت ابراهیم علیه السلام ) نزدیک تر بودند تا مردم مجوس.
مرد بیدین گفت :
مجوسی ها علت نزدیکی و همبستری با خواهران شان را این میدانند که اولین کسی که این کاررا کرد حضرت ادم بود . در این مورد چه میگویید ؟
حضرت فرمودند :
از کجا چنین ادعایی میکنند در حالی که این مطلب را هم حضرت ادم حرام کرده هم نوح هم ابراهیم هم موسی و هم عیسی وهم سایر انبیاء الهی علیهم السلام .
تمام آنچه از جانب خدا آمده مورد اتفاق تمام انبیاء خداست .
( و مورد مسلم و قطعی آن در نزد ما یعنی قرآن است و قرآن شهادت میدهد که حرامهای زمان آدم علیه السلام با حرام سایر انبیاء یکی بوده حضرت ادم نیز آنها را حرام میدانسته .وتمام احکام خدا همین طور است . )
در آخر این آیه را از بین هزاران دلیل و آیه قرآن که دلالت بر بی ارزش بودن ملیت میکند خدمتتان ارائه میدهم .وبه یاری خدا این مبحث را کامل خواهم کرد.
الحجرات : 13 يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ
اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيرهها و قبيلههای مختلف قرار داديم تا با این اختلاف فقط يكديگر را بشناسيد (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامىترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست خداوند دانا و آگاه است!
بحارالأنوار ج : 10 ص : 180
2- ج، [الإحتجاج] مِنْ سُؤَالِ الزِّنْدِيقِ الَّذِي سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ مَسَائِلَ كَثِيرَة الی ان قال : فَمَا قِصَّةُ مَانِي قَالَ مُتَفَحِّصٌ أَخَذَ بَعْضَ الْمَجُوسِيَّةِ فَشَابَهَا بِبَعْضِ النَّصْرَانِيَّةِ فَأَخْطَأَ الْمِلَّتَيْنِ وَ لَمْ يُصِبْ مَذْهَباً وَاحِداً مِنْهُمَا وَ زَعَمَ أَنَّ الْعَالَمَ دُبِّرَ مِنْ إِلَهَيْنِ نُورٍ وَ ظُلْمَةٍ وَ أَنَّ النُّورَ فِي حِصَارٍ مِنَ الظُّلْمَةِ عَلَى مَا حَكَيْنَا مِنْهُ فَكَذَّبَتْهُ النَّصَارَى وَ قَبِلَتْهُ الْمَجُوسُ
قَالَ فَأَخْبِرْنِي عَنِ الْمَجُوسِ أَ بَعَثَ اللَّهُ إِلَيْهِمْ نَبِيّاً فَإِنِّي أَجِدُ لَهُمْ كُتُباً مُحْكَمَةً وَ مَوَاعِظَ بَلِيغَةً وَ أَمْثَالًا شَافِيَةً يُقِرُّونَ بِالثَّوَابِ وَ الْعِقَابِ وَ لَهُمْ شَرَائِعُ يَعْمَلُونَ بِهَا قَالَ مَا مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ وَ قَدْ بُعِثَ إِلَيْهِمْ نَبِيٌّ بِكِتَابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَأَنْكَرُوهُ وَ جَحَدُوا لِكِتَابِهِ
قَالَ وَ مَنْ هُوَ فَإِنَّ النَّاسَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُ خَالِدُ بْنُ سِنَانٍ قَالَ ع إِنَّ خَالِداً كَانَ عَرَبِيّاً بَدَوِيّاً مَا كَانَ نَبِيّاً وَ إِنَّمَا ذَلِكَ شَيْءٌ يَقُولُهُ النَّاسُ قَالَ أَ فَزَرْدُشْتُ قَالَ إِنَّ زَرْدُشْتَ أَتَاهُمْ بِزَمْزَمَةٍ وَ ادَّعَى النُّبُوَّةَ فَآمَنَ مِنْهُمْ قَوْمٌ وَ جَحَدَهُ قَوْمٌ فَأَخْرَجُوهُ فَأَكَلَتْهُ السِّبَاعُ فِي بَرِّيَّةٍ مِنَ الْأَرْضِ .
قَالَ فَأَخْبِرْنِي عَنِ الْمَجُوسِ كَانُوا أَقْرَبَ إِلَى الصَّوَابِ فِي دَهْرِهِمْ أَمِ الْعَرَبُ قَالَ الْعَرَبُ فِي الْجَاهِلِيَّةِ كَانَتْ أَقْرَبَ إِلَى الدِّينِ الْحَنِيفِيِّ مِنَ الْمَجُوسِ وَ ذَلِكَ أَنَّ الْمَجُوسَ كَفَرَتْ بِكُلِّ الْأَنْبِيَاءِ وَ جَحَدَتْ كُتُبَهَا وَ أَنْكَرَتْ بَرَاهِينَهَا وَ لَمْ تَأْخُذْ بِشَيْءٍ مِنْ سُنَنِهَا وَ آثَارِهَا وَ أَنَّ كَيْخُسْرَوَ مَلِكَ الْمَجُوسِ فِي الدَّهْرِ الْأَوَّلِ قَتَلَ ثَلَاثَمِائَةِ نَبِيٍّ وَ كَانَتِ الْمَجُوسُ لَا تَغْتَسِلُ مِنَ الْجَنَابَةِ وَ الْعَرَبُ كَانَتْ تَغْتَسِلُ وَ الِاغْتِسَالُ مِنْ خَالِصِ شَرَائِعِ الْحَنِيفِيَّةِ .
وَ كَانَتِ الْمَجُوسُ لَا تَخْتَتِنُ وَ هُوَ مِنْ سُنَنِ الْأَنْبِيَاءِ وَ إِنَّ أَوَّلَ مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ إِبْرَاهِيمُ خَلِيلُ اللَّهِ وَ كَانَتِ الْمَجُوسُ لَا تَغْتَسِلُ [تُغَسِّلُ] مَوْتَاهُمْ وَ لَا تُكَفِّنُهَا وَ كَانَتِ الْعَرَبُ تَفْعَلُ ذَلِكَ وَ كَانَتِ الْمَجُوسُ تَرْمِي الْمَوْتَى فِي الصَّحَارِي وَ النَّوَاوِيسِ وَ الْعَرَبُ تُوَارِيهَا فِي قُبُورِهَا وَ تَلْحَدُ لَهَا وَ كَذَلِكَ السُّنَّةُ عَلَى الرُّسُلِ إِنَّ أَوَّلَ مَنْ حُفِرَ لَهُ قَبْرٌ آدَمُ أَبُو الْبَشَرِ وَ أُلْحِدَ لَهُ لَحْدٌ .
وَ كَانَتِ الْمَجُوسُ تَأْتِي الْأُمَّهَاتِ وَ تَنْكِحُ الْبَنَاتِ وَ الْأَخَوَاتِ وَ حَرَّمَتْ ذَلِكَ الْعَرَبُ وَ أَنْكَرَتِ الْمَجُوسُ بَيْتَ اللَّهِ الْحَرَامَ وَ سَمَّتْهُ بَيْتَ الشَّيْطَانِ وَ الْعَرَبُ كَانَتْ تَحُجُّهُ وَ تُعَظِّمُهُ وَ يَقُولُ بَيْتُ رَبِّنَا وَ تُقِرُّ بِالتَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ تَسْأَلُ أَهْلَ الْكِتَابِ وَ تَأْخُذُ عَنْهُمْ وَ كَانَتِ الْعَرَبُ فِي كُلِّ الْأَسْبَابِ أَقْرَبَ إِلَى الدِّينِ الْحَنِيفِيِّ مِنَ الْمَجُوسِ.
قَالَ فَإِنَّهُمْ احْتَجُّوا بِإِتْيَانِ الْأَخَوَاتِ أَنَّهَا سُنَّةٌ مِنْ آدَمَ قَالَ فَمَا حُجَّتُهُمْ فِي إِتْيَانِ الْبَنَاتِ وَ الْأُمَّهَاتِ وَ قَدْ حَرَّمَ ذَلِكَ آدَمُ وَ نُوحٌ وَ إِبْرَاهِيمُ وَ مُوسَى وَ عِيسَى وَ سَائِرُ الْأَنْبِيَاءِ ع وَ كُلُّ مَا جَاءَ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ .
این پست رو هم حتما بخونید :
شباهت به کفار حرام است پس جشنهای نوروزی هم حرام است .
بازگشت به جهالت در نبود محمد ( صلی الله علیه و آله )
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/17 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت
به نام خدا
بعضی احمقهای روشنفکر نما میگویند :
چگونه مي توان در جامعه اي كه دختران را زنده به گور مي كردند توقع داشت پيامبر بيايد و زني را به عنوان رهبر يك جامعه منصوب نمايد؟ جامعه آن روز پذيرش اين مطلب را نداشت همانطور كه امروز هم برخي افراد جامعه با همه آگاهي ها و پيشرفت ها توان پذيرش و تحمل برخي ديدگاهها را ندارد
اما حقیقت امر:
اینکه پیامبرصلی الله علیه وآله زنی را به عنوان یک رئیس در جامعه آنروز انتخاب نکرد بماند بلکه عملی انجام داد که دقیقا مخالف و معارض با این کار است :
شما تا بحال این روایت را نخوانده اید؟ (کمی پایین تر ذکر میکنم )
آیا پیامبر تحت الشعاع افکار جامعه آن زمان بود که این روایت را فرمود:
اگر چنین است ما نیاز به یک پیامبر دیگر داریم که بدون اینکه از کسی بترسد دین خدا را بیان کند .
نیاز به پیامبری داریم که تمام آنچه مورد نیاز بشر است را بیان کند و اگر بیان نکند آنگاه ما متدیّن به دینی شدیم که ناقص است .
البته باید دید حضور زن در جامعه بهتر است یا عدم حضورش؟
نظر شما چیست؟
شما بفرمایید؟
لابد پیامبر که فرموده عدم حضورش بهتراست در مقام تشریع نبوده اولا
ترس از مردم داشته ثانیا
توانایی تغییر افکار مردم را نداشته ثالثا
پیامبر فقط میتوانسته نظر مردم را راجع به سوسمار خوری و شراب خوری و زنا عوض کند حال آنکه بسیاری حتی به خاطر این حکم حاضر به پذیرش اسلام نشدند و ترجیح دادند شراب بخورند ویا زنا بکنند اما مسلمان نشوند .
و خودش مصداق این آیه شریفه هرگز نخواهد بود البته بر طبق دیدگاه شما
الأحزاب : 39 الَّذينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ وَ كَفى بِاللَّهِ حَسيباً
(پيامبران) كسانى بودند كه تبليغ رسالتهاى الهى مىكردند( تبلیغ رسالت الهی آری تبلیغ رسالت الهی) و (تنها) از او مى ترسيدند، و از هيچ كس جز خدا بيم نداشتند و همين بس كه خداوند حسابگر (و پاداشدهنده اعمال آنها) است! (39)
ما هستیم و دوراهی انتخاب
کلام پیامبری را انتخاب کنیم که فلسفه وجودیش بیان تمام احکامی هست که در راستای سعادت بشریت است و باید در راستای تبلیغ دین خدا از همه چیز مایه بگذارد حتی از آبرویش و از هیچ کس نترسد ،
یا کلام کسی به گمان او موضوعی هست که خدا از بیان حکمش فرو گذار کرده و علت این فرو گذاری شرایط اجتماعی بوده است؟
وسائلالشيعة 20 67 24- باب استحباب حبس المرأة في بيتها
25054- عَلِيُّ بْنُ عِيسَى فِي كَشْفِ الْغُمَّةِ نَقْلًا مِنْ كِتَابِ أَخْبَارِ فَاطِمَةَ ع لِابْنِ بَابَوَيْهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ كُنَّا عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ أَخْبِرُونِي أَيُّ شَيْءٍ خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ فَعَيِينَا بِذَلِكَ كُلُّنَا حَتَّى تَفَرَّقْنَا فَرَجَعْتُ إِلَى فَاطِمَةَ ع فَأَخْبَرْتُهَا بِالَّذِي قَالَ لَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص وَ لَيْسَ أَحَدٌ مِنَّا عَلِمَهُ وَ لَا عَرَفَهُ فَقَالَتْ وَ لَكِنِّي أَعْرِفُهُ خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ فَرَجَعْتُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ سَأَلْتَنَا أَيُّ شَيْءٍ خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ خَيْرٌ لَهُنَّ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ فَقَالَ مَنْ أَخْبَرَكَ فَلَمْ تَعْلَمْهُ وَ أَنْتَ عِنْدِي فَقُلْتُ فَاطِمَةُ فَأَعْجَبَ ذَلِكَ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ قَالَ إِنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّي
علی علیه السلام امیر مومنان میفرماید :
هم نشین رسول خدا صلی الله عله واله بودیم .
حضرت رسول فرمودند به من بگویید چه چیز برای برای زنان از همه بهتر است؟
هیچ کدام ما از عهده پاسخ برنیامیدیم تا اینکه پراکنده شدیم
آنگاه من به سوی حضرت زهرا سلام الله علیها رفتم و داستان را برای او نقل کردم
حضرت زهرا فرمودند ولی من میدانم :
بهترین چیز برای آنها این است که نه آنها مردی را ببینند و نه مردی آنها را ببیند
آنگاه من خدمت رسول خدا رسیدم و عرضه کردم از ما پرسیدید بهترین چیز برای زنان چیست بهترین چیز این است که نه آنها مردی را ببینند و نه مردی آنها را ببیند
حضرت فرمود چه کسی این جواب را به تو گفته در حالی که تو نمیدانستی؟
عرضه کردم فاطمه گفته است
در این هنگام رسول خدا متعجب شد و فرمود فاطمه پاره تن من است .
یا مثلا این روایت که پیامبر اکرم صلی الله علیه واله
قول فاطمه سلام الله علیها را تصدیق میکنند آنهم زمانی که حضرت زهرا سلام الله علیها میفرمایند نزدیک ترین حالتی که زن به خدا وند داردزمانی است که درانتهای خانه خود میباشد .
(9) مستدركالوسائل 14 182 21- باب استحباب حبس المرأة في بيتها
16450- 2، وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ ع أَنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ ص دَخَلَ عَلَيْهَا عَلِيٌّ ع وَ بِهِ كَآبَةٌ شَدِيدَةٌ فَقَالَتْ مَا هَذِهِ الْكَآبَةُ فَقَالَ سَأَلَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص عَنْ مَسْأَلَةٍ وَ لَمْ يَكُنْ عِنْدَنَا جَوَابٌ لَهَا فَقَالَتْ وَ مَا الْمَسْأَلَةُ قَالَ سَأَلَنَا عَنِ الْمَرْأَةِ مَا هِيَ قُلْنَا عَوْرَةٌ قَالَ فَمَتَى تَكُونُ أَدْنَى مِنْ رَبِّهَا فَلَمْ نَدَرِ قَالَتِ ارْجِعْ إِلَيْهِ فَأَعْلِمْهُ أَنَّ أَدْنَى مَا تَكُونُ مِنْ رَبِّهَا أَنْ تَلْزَمَ قَعْرَ بَيْتِهَا فَانْطَلَقَ فَأَخْبَرَ النَّبِيَّ ص فَقَالَ مَا ذَا مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِكَ يَا عَلِيُّ فَأَخْبَرَهُ أَنَّ فَاطِمَةَ ع أَخْبَرَتْهُ فَقَالَ صَدَقَتْ إِنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّي
یا این روایت را که پیامبر صلی الله علیه واله میفرمایند :
زنان عورتند و عورت را با خانه ها بپوشانید .
الكافي 5 534 باب التسليم على النساء ..... ص : 4
80 عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ [عَنْ أَبِيهِ] عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع لَا تَبْدَءُوا النِّسَاءَ بِالسَّلَامِ وَ لَا تَدْعُوهُنَّ إِلَى الطَّعَامِ فَإِنَّ النَّبِيَّ ص قَالَ النِّسَاءُ عَيٌّ وَ عَوْرَةٌ فَاسْتُرُوا عِيَّهُنَّ بِالسُّكُوتِ وَ اسْتُرُوا عَوْرَاتِهِنَّ بِالْبُيُوتِ وفی الاخری والعوره بالبیوت
یا این وصیت حضرت امیر علیه السلام به امام حسن علیهما السلام :
که ای پسرم اگر توانستی کاری کنی که همسرت غیر تو را از مردان نشناسد پس چنین کن
الكافي 5 337 باب ما يستحب من تزويج النساء عند بل
80 أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عَنْبَسَةَ عَنْ عُبَادَةَ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع وَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَاصِمِيُّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي رِسَالَتِهِ إِلَى الْحَسَنِ
فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ لَا يَعْرِفْنَ غَيْرَكَ مِنَ الرِّجَالِ فَافْعَلْ
آنقدر روایات این باب زیاد است که بیان آن ساعتها وقت میبرد .
اما به قصد تبرک هم که شده چند روایت دیگر از کتاب جامع احادیث الشیعه ایه الله بروجردی جلد 25 باب 45 برایتان در موضوعات زیر نقل میکنم :
حضرت آقایی که مدعیست رسول خدا صلی الله علیه واله به خاطر شرایط اجتماع نمیتوانسته به زنان اجازه بدهد ریاست کنند ؛ آیا رسول خدا را به عنوان تشریع کننده احکام خدا قبول دارید ؟
اگر قبول داریدآیا به فرض اینکه رسول خدا صلی الله علیه واله نتواند به واسطه طرز تفکرافراد جامعه چنین اقدام بزرگی را عملی کند و زنی را به عنوان رئیس بر جامعه انتخاب کند آیا نباید تفکر جامعه را برای پذیرش این امر مهم آماده کند؟
وآیا برای آماده کردن تفکر جامعه نباید بر خلاف آنچه جامعه گمان میکند حق است گام بردارد؟
پس چرا رسول خدا درست در همان جهت تفکر افکار جامعه آنروز حکم میکند؟
آیا رسول خدا صلی الله علیه وآله تحت تاثیر افکار انها قرار گرفته است؟
عجیب است رسولی که باید افکار را تغییر دهد خود تحت تاثیر افکارجامعه اش قراربگیرد؟
اگر میگویید حکمی در این زمینه بیان نکرده که بخواهد موافق یا مخالف افکار عمومی جامعه باشد پس چرا در این روایت میفرماید رسول خدا صلی الله علیه وآله وقتی عازم جنگ میشد اول با زنان خود مشورت میکرد و بعد مخالف نظر آنها عمل میکرد؟
الكافي 5 518 باب في ترك طاعتهن ..... ص : 516
80 مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَيْفٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ رَفَعَهُ قَالَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا أَرَادَ الْحَرْبَ دَعَا نِسَاءَهُ فَاسْتَشَارَهُنَّ ثُمَّ خَالَفَهُنَّ
یا این که رسول خدا صلی الله علیه و اله چنین میفرمودند :اطاعت از زنان پشیمانی می آورد .
الكافي 5 517 باب في ترك طاعتهن ..... ص : 516
4- وَ بِإِسْنَادِهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ طَاعَةُ الْمَرْأَةِ نَدَامَةٌ
الجعفريات 231 أول كتاب غير مترجم ..... ص : 229
و بإسناده عن جعفر بن محمد عن أبيه عن جده علي بن الحسين عن أبيه عن علي بن أبي طالب ع قال قال رسول الله ص حسن الملكة يمن و سوء الخلق شوم و طاعة المرأة ندامة و الصدقة تدفع عن ميتة السوء
یا اینکه حضرت حضور زن را در نماز جماعت و نماز جمعه برداشته و از مشورت با آنها نهی میکردند؟
(11) منلايحضرهالفقيه 4 362 باب النوادر و هو آخر أبواب الكتاب .
762- رَوَى حَمَّادُ بْنُ عَمْرٍو وَ أَنَسُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ لَهُ يَا عَلِيُّ أُوصِيكَ بِوَصِيَّةٍ فَاحْفَظْها
ُ يَا عَلِيُّ لَيْسَ عَلَى النِّسَاءِ جُمُعَةٌ وَ لَا جَمَاعَةٌ وَ لَا أَذَانٌ وَ لَا إِقَامَةٌ وَ لَا عِيَادَةُ مَرِيضٍ وَ لَا اتِّبَاعُ جَنَازَةٍ وَ لَا هَرْوَلَةٌ بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ وَ لَا اسْتِلَامُ الْحَجَرِ وَ لَا حَلْقٌ وَ لَا تَوَلِّي الْقَضَاءِ وَ لَا تُسْتَشَارُ وَ لَا تَذْبَحُ إِلَّا عِنْدَ الضَّرُورَةِ وَ لَا تَجْهَرُ بِالتَّلْبِيَةِ وَ لَا تُقِيمُ عِنْدَ قَبْرٍ وَ لَا تَسْمَعُ الْخُطْبَةَ وَ لَا تَتَوَلَّى التَّزْوِيجَ بِنَفْسِهَا وَ لَا تَخْرُجُ مِنْ بَيْتِ زَوْجِهَا إِلَّا بِإِذْنِهِ فَإِنْ خَرَجَتْ بِغَيْرِ إِذْنِهِ لَعَنَهَا اللَّهُ وَ جَبْرَئِيلُ وَ مِيكَائِيلُ وَ لَا تُعْطِي مِنْ بَيْتِ زَوْجِهَا شَيْئاً إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ لَا تَبِيتُ وَ زَوْجُهَا عَلَيْهَا سَاخِطٌ وَ إِنْ كَانَ ظَالِماً لَهَا
عجیب است که رسول خدا در روایات فوق که منقول از حضرت زهرا سلام الله علیها بود بهترین چیز را برای زن انتهای خانه اش معرفی میکنند و میفرمایند بهترین چیز برای او این است که نه مردی او را ببیند و نه او مردی را . و این در حالی است که قرار است رسول خدا صلی الله علیه و آله به قول شما یک زن را به عنوان رئیس انتخاب کند ولی به خاطر اوضاع جامعه نمیتواند !!
کجایید ؟
در پایان ، این دو روایت زیبا را از حضرت امیر مومنان علی علیه السلام برایتان نقل میکنم که حضرت فرمودند:
ملعون است هر مردی که امور او را یک زن تدبیر کند .
الكافي 5 518 باب في ترك طاعتهن ..... ص : 516
80 وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ص كُلُّ امْرِئٍ تُدَبِّرُهُ امْرَأَةٌ فَهُوَ مَلْعُونٌ
ودر نهج البلاغه بعد از اتمام جنگ جمل که مسبب آن یک زن بود چنین فرمودند :
ای مردم بدانید و آگاه باشید که زنان ایمانشان و بهرمندی و عقلشان ناقص است .
دینشان ناقص است به خاطر همین ، در ایام حیضشان نماز و روزه نمیگیرند .
عقلشان ناقص است به خاطر همین ، شهادت دو نفر از آنها در مقابل شهادت یک مرد قرار گرفته است .
بهرمندی آنها ناقص است به خاطر همین ، ارث آنها نصف ارث مردان میباشد .
بنابر این از بهترین آنها بر حذر باشید واز آنها در امور نیک و معروف تبعیت نکنید تا اینکه از شما در امور منکر توقع اطاعت نداشته باشند و در شما برای منکر طمع نکنند .
80 و من خطبة له ع بعد فراغه من حرب الجمل في ذم النساء ببيان نقصهن ..... ص : 105
مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِيمَانِ نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ
نهج البلاغة، ص: 106
نَوَاقِصُ الْعُقُولِ فَأَمَّا نُقْصَانُ إِيمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الصِّيَامِ فِي أَيَّامِ حَيْضِهِنَّ وَ أَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَيْنِ كَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ وَ أَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِيثُهُنَّ عَلَى الْأَنْصَافِ مِنْ مَوَارِيثِ الرِّجَالِ فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ كُونُوا مِنْ خِيَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ وَ لَا تُطِيعُوهُنَّ فِي الْمَعْرُوفِ حَتَّى لَا يَطْمَعْنَ فِي الْمُنْكَر
این روایات و دهها روایت دیگر که دلالت بر این میکند که عدم حضور زن در جامعه بهتر است از حضورش ودلالت میکند براین که زن حتی در امور یک جامعه کوچک به نام خانواده توانایی اینکه بخواهد تدبیر امور را بکند ندارد واینکه اراده الهی تعلق گرفته که مرد قوّام در امور زندگی باشد و مسئولیت اداره زندگی را به دوش بکشد تا چه رسد به اداره یک جامعه بزرگ که بازهم رسول خدا برای اداره آن خلاف مشاوره آنها عمل مینمودند والبته برای بیان چنین حکم خطیری نیاز به فرهنگ سازی نداشتند وبلکه به خلاف آنچه شما انرا فرهنگ مینامید گام بر داشتند .
و آیا هنوز هم معتقد هستید خداوند حکم حضور زن را در جامعه مشخص و معین نکرده است ؟
تا اینکه نوبت به این برسد که بخواهید ریشه یابی کنید ، چرا خدا این حکم را بیان نکرده و علتش را در اوضاع فکری مردم ان زمان بیابید؟
به نقل از کتاب نقد و بررسی احکام مربوط به زنان از دید گاه آقای صانعی.
معرفی کتاب در این سایت http://sa9ee.blogfa.com
این پست ها رو هم ببنید :
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/16 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت
به نام خدا
باران ؟
نباریده ؟
چراکه دلهاتان خشکیده .
خشکیده ولی نه چون باران نباریده .
دل خشکیده باران ندارد.
بوتهای خارِ زشت.
بادهای سوزان ِسهو.
خاکهای پراکنده ِ شهوت .
کویر دلتان لوت ِ لوت است .
چه کردید با خودتان .
نم نم گریهاتان را کجا بردید ؟
برای که گریستید ؟
که برای دلتان چیزی نمانده ؟
خدا را
خدا را
توبه کنید .
شاید دلتان گلستان شد .
خدا دل های بهاری را دوست دارد.
همه چیز را برای همرنگی آفریده .
باید بین دلتان با دل آسمان شباهتی باشد.
باران برای بهاریان .
درهای باز آسمان ،
برای توبه کنان .
دلهاتان بهاری.
رودهاتان جاری.
بازوانتان پر توان .
اگر از من تبعیت کنید وروبرنگردانید همچون مجرمان .
به خدا باز گردید و توبه کنید .
که اوست بسیار بخشنده .
نوح : 10 فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً -11 - يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً
به آنها گفتم: «از پروردگار خويش آمرزش بطلبيد كه او بسيار آمرزنده است ... (10)
تا بارانهاى پربركت آسمان را پى در پى بر شما بفرستد، (11)
هود : 52 وَ يا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى قُوَّتِكُمْ وَ لا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمينَ
و اى قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش كنيد، سپس به سوى او بازگرديد، تا (باران) آسمان را پى در پى برای شما بفرستد و نيرويى بر نيرويتان بيفزايد! و گنهكارانه، روى (از حق) بر نتابيد!» (52)
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/10 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
این هم نکاتی زیبا در مورد جن از متن شریف قرآن
جنیان علم به غیب ندارند !
سبأ : 14 فَلَمَّا قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ ما دَلَّهُمْ عَلى مَوْتِهِ إِلاَّ دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهينِ
(با اين همه جلال و شكوه سليمان) هنگامى كه مرگ را بر او مقرّر داشتيم، كسى آنها را از مرگ وى آگاه نساخت مگر جنبنده زمين [موريانه] كه عصاى او را مىخورد (تا شكست و پيكر سليمان فرو افتاد) هنگامى كه بر زمين افتاد جنّيان فهميدند كه اگر از غيب آگاه بودند در عذاب خواركننده باقى نمىماندند!
بهترین زنان چه از بین انسانها وچه از بین جنیان زنهایی هستند که به کسی غیر از شوهر خود نگاه نمیکنند .
الرحمن : 56 فيهِنَّ قاصِراتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ
در آن باغهاى بهشتى زنانى هستند كه جز به همسران خود عشق نمىورزند و هيچ انس و جنّ پيش از اينها با آنان تماس نگرفته است.
جنیان نیز عملیات جنسی دارند !
الرحمن : 74 لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ
پيش از بهشتيان هيچ آدمى و جنى به حوریان دست نزده است. (74)
تحریف قرآن نه برای جنیان ممکن و مقدور است و نه برای انسانها !
الإسراء : 88 قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهيراً
بگو: «اگر انسانها و پريان (جن و انس) تصميم بگيرند كه همانند اين قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهند آورد هر چند يكديگر را (در اين كار) كمك كنند.
پرستش جن ( یا همان شیطان پرستی )
سبأ : 41 قالُوا سُبْحانَكَ أَنْتَ وَلِيُّنا مِنْ دُونِهِمْ بَلْ كانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُمْ بِهِمْ مُؤْمِنُونَ
آنها مىگويند: «منزّهى (از اينكه همتايى داشته باشى)! تنها تو ولىّ مايى، نه آنها . ولی ( دورغ میگفتند و ) جنّ را پرستش مىنمودند و اكثرشان به آنها ايمان داشتند!»
در بین جنیان نیز کسانی هستند که بعد از فرا گرفتن علم خدا برای انذار به نزد قومشان کوچ میکنند.
الأحقاف : 29 وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلى قَوْمِهِمْ مُنْذِرينَ
و گروهى از جن را نزد تو روانه كرديم تا قرآن را بشنوند. چون به حضرتش رسيدند گفتند: گوش فرادهيد. چون به پايان آمد، همانند بيمدهندگانى نزد قوم خود بازگشتند. (29)
قرار نیست ما انسان و جن را هدایت کنیم بلکه ما نشانه ها رو میفرستیم تا آنها با تفکر و اختیار حق را از غیر حق تشخیص دهند و هدایت شوند .
السجدة : 13 وَ لَوْ شِئْنا لَآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها وَ لكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعينَ
اگر مىخواستيم، هدايت هر كس را به او ارزانى مىداشتيم. ولى وعده من كه جهنم را از همه جنيان و آدميان پر مىكنم، حق است. (13)
هود : 119 إِلاَّ مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعينَ
مگر آنهايى كه پروردگارت بر آنها رحمت آورده و آنها را براى همين بيافريده است. و سخن پروردگار تو بر اين مقرر شده كه: جهنم را از همه جن و انس انباشته مىكنم. (119)
جن مخلوق خداست ولی عده ای جن را قوم و خویش خدا میدانند یا شریک خدا !!
الصافات : 158 وَ جَعَلُوا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً وَ لَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ
و ميان خدا و جنيان خويشاوندى قائل شدند و جنيان مىدانند كه احضار شدگانند (158)
شیطان هم از جنس جن است هم از انسان !
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ(1)
مَلِكِ النَّاسِ(2)
إِلَهِ النَّاسِ(3)
مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الخَْنَّاسِ(4)
الَّذِى يُوَسْوِسُ فىِ صُدُورِ النَّاسِ(5)
مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ(6)به نام خداوند بخشنده مهربان
بگو: پناه مىبرم به پروردگار مردم، (1)
به مالك و حاكم مردم، (2)
به (خدا و) معبود مردم، (3)
از شرّ وسوسهگر پنهانكار، (4)
كه در درون سينه انسانها وسوسه مىكند، (5)
خواه از جنّ باشد يا از انسان! (6)
جنس جن از آتش است
الحجر : 27 وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ
و جن را پيش از آن از آتش سوزنده بىدود آفريده بوديم. (27)
الرحمن : 15 وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ
و جن را از شعلهاى بىدود. (15)
روز قیامت انسان و جن
الرحمن : 39 فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ
پس در آن روز از گناه هيچ جنى و آدميى نپرسند. (39)
جن مخلوق خداست . مخلوق خدا نمیتواند شریک خدا باشد .
الأنعام : 100 وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ الْجِنَّ وَ خَلَقَهُمْ وَ خَرَقُوا لَهُ بَنينَ وَ بَناتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَصِفُونَ
براى خدا شريكانى از جن قرار دادند و حال آنكه جن را خدا آفريده است. و بىهيچ دانشى، به دروغ دخترانى و پسرانى براى او تصور كردند. او منزه است و فراتر است از آنچه وصفش مىكنند. (100)
هدف از خلقت انسان و جن پرستش خدا میباشد که این هدف زمانی حاصل میشود که اول خدا را بشناسند : پس میشود گفت هدف از خلقت شناخت خدا است .
الذاريات : 56 وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ
جن و انس را جز براى پرستش خود نيافريدهام. (56)
دشمنان پیامبران هم از جن هستند و هم از انس !
الأنعام : 112 وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ
و همچنين براى هر پيامبرى دشمنانى از شياطين انس و جن قرار داديم. براى فريب يكديگر، سخنان آراسته القا مىكنند. اگر پروردگارت مىخواست، چنين نمىكردند. پس با افترايى كه مىزنند رهايشان ساز (112)
جنیان آدم ها را گمراه کردند بیشتر از اینکه آدمیان آنها را گمراه کنند
الأنعام : 128 وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَميعاً يا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ وَ قالَ أَوْلِياؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنا بِبَعْضٍ وَ بَلَغْنا أَجَلَنَا الَّذي أَجَّلْتَ لَنا قالَ النَّارُ مَثْواكُمْ خالِدينَ فيها إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكيمٌ عَليمٌ
و روزى كه همگان را گرد آورد و گويد: اى گروه جنيان، شما بسيارى از آدميان را پيرو خويش ساختيد. يارانشان از ميان آدميان گويند: اى پروردگار ما، ما از يكديگر بهرهمند مىشديم و به پايان زمانى كه براى زيستن ما قرار داده بودى رسيديم. گويد: جايگاه شما آتش است، جاودانه در آنجا خواهيد بود، مگر آنچه خدا بخواهد. هرآينه پروردگار تو حكيم و داناست. (128)
برای جنیان رسولانی فرستده شده که ایات خدا را بر آنها میخوانند !! ولی دنیا جنیان را نیز فریب میدهد .
الأنعام : 130 يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آياتي وَ يُنْذِرُونَكُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا قالُوا شَهِدْنا عَلى أَنْفُسِنا وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ شَهِدُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كانُوا كافِرينَ
اى گروه جنيان و آدميان، آيا بر شما پيامبرانى از خودتان فرستاده نشده تا آيات مرا برايتان بخوانند و شما را از ديدار چنين روزى بترسانند؟ گويند: ما به زيان خويش گواهى مىدهيم. زندگى دنيايى آنان را بفريفت و به زيان خود گواهى دادند، كه از كافران بودند. (130)
آتش جهنم جنیان که از جنس اتش هستند را میسوزاند !!
همانگونه که کلوخ سر انسان را که از جنس خاک است میشکند !
الأعراف : 38 قالَ ادْخُلُوا في أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ فِي النَّارِ كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها حَتَّى إِذَا ادَّارَكُوا فيها جَميعاً قالَتْ أُخْراهُمْ لِأُولاهُمْ رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النَّارِ قالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَ لكِنْ لا تَعْلَمُونَ
گويد: به ميان امتهايى كه پيش از شما بودهاند، از جن و انس، در آتش داخل شويد. هر امتى كه به آتش داخل شود امت هم عقیده خود را لعنت كند. تا چون همگى در آنجا گرد آيند، گروههايى كه پيرو بودهاند در باره گروههايى كه پيشوا بودهاند گويند: پروردگارا، اينان ما را گمراه كردند، دو چندان در آتش عذابشان كن. گويد: عذاب همه دوچندان است ولى شما نمىدانيد. (38)
جن غیر مومن هم مانند حیوانات نفهم است بلکه بد تر !
الأعراف : 179 وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ
براى جهنم بسيارى از جن و انس را بيافريديم. ايشان را دلهايى است كه بدان نمىفهمند و چشمهايى است كه بدان نمىبينند و گوشهايى است كه بدان نمىشنوند. اينان همانند چارپايانند حتى گمراهتر از آنهايند. اينان خود غافلانند. (179)
ابلیس( رئیس شیطانها ) از جنس جنیان است !
الكهف : 50 وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُوني وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمينَ بَدَلاً
و آن گاه كه به فرشتگان گفتيم كه آدم را سجده كنيد، همه جز ابليس كه از جن بود و از فرمان پروردگارش سر بتافت ؛ سجده كردند. آيا شيطان و فرزندانش را به جاى من به دوستى مىگيريد، حال آنكه دشمن شمايند؟ ظالمان بد چيزى را به جاى خدا برگزيدند. (50)
یک دسته از سپاهیان سلیمان علیه السلام جنیان بودند !
النمل : 17 وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ
سپاهيان سليمان از جن و آدمى و پرنده گرد آمدند و آنها به صف مىرفتند. (17)
قدرت جن بیشتر است یا قدرت انسان مومن ؟
( اثبات ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام توسط قرآن )
قَالَ يَأَيهَُّا الْمَلَؤُاْ أَيُّكُمْ يَأْتِينىِ بِعَرْشهَِا قَبْلَ أَن يَأْتُونىِ مُسْلِمِينَ(38)
سلیمان _ گفت: اى بزرگان، كدام يك از شما تخت او را ( بلقیس) برايم مىآورد؟ (38)
قَالَ عِفْرِيتٌ مِّنَ الجِْنِّ أَنَا ءَاتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ وَ إِنىِّ عَلَيْهِ لَقَوِىٌّ أَمِينٌ(39)
عفريتى از ميان جنها گفت: من، قبل از آنكه از جايت برخيزى، آن را نزد تو حاضر مىكنم، كه من بر اين كار هم توانايم و هم امين. (39)
قَالَ الَّذِى عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا ءَاتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَءَاهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَاذَا مِن فَضْلِ رَبىِّ لِيَبْلُوَنىِ ءَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَ مَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبىِّ غَنىٌِّ كَرِيمٌ(40)
و آن كس كه قسمتی از علم کتاب را می دانست گفت: من، پيش از آنكه چشم بر هم زنى، آن را نزد تو مىآورم. زمانی که او تخت را نزد خود ديد، گفت: اين بخشش پروردگار من است، تا مرا بيازمايد كه سپاسگزارم يا كافر نعمت. پس هر كه سپاس گويد براى خود گفته است و هر كه كفران ورزد پروردگار من بىنياز و كريم است. (40)
اهل بیت علیهم السلام تمام علم الکتاب را در نزذ خود دارند پس !!
کدام آیه اثبات میکند که اهل بیت علیهم السلام تمام علم کتاب را دارند ؟
در این آیه خداوند کسی که علم الکتاب را دارد به عنوان شاهد بر نبوت حضرت محمد صلی الله علیه وآله معرفی میکند :
الرعد : 43 وَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهيداً بَيْني وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ
كافران مىگويند كه تو پيامبر نيستى. بگو: خدا و هر كس كه از كتاب آگاهى داشته باشد، به شهادت ميان من و شما كافى است. (43)
و در این آیه اسم آن کس که شاهد بر نبوت نبی میباشد مشخص و معین میشود ، این آیه در مکه نازل شده یعنی در سیزده سالی که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در مکه تنها و بی یار و یاور بودند و به اقرار تمام مورخین و مفسرین تنها کسی که جرات میکرد همیشه همراه پیامبر باشد و او را همچون بچه شتر به دنبال مادر تعقیب کند امیر مومنین علی علیه السلام می باشد .
..هود : 17 أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَةً أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلا تَكُ في مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ
آيا آن كس كه از جانب پروردگار خويش دليلى روشن دارد وهمیشه همراه او شاهدی از جنس خودش او را همراهی میکند و قبل از او تورات موسی علیه السلام پيشوا و رحمت بوده است ، به چنین کسی ایمان می آورند . و هر گروه ديگرى كه به او كافر شود، جايگاهش در آتش است. در آن شك مكن، كه حق است و از جانب پروردگارت آمده است. ولى بيشتر مردم ايمان نمىآورند. (17)
در این آیه به وضوح میبینید که ایمان به رسول خدا صلی الله علیه وآله شرط ایمان به خدا نامیده شده است .
و به وضوح میبینیم که شخصی همیشه او را همراهی میکند که البته خدا اسم آن شخص را شاهد می نامد و میگوید این شاهد از جنس خود رسول خدا صلی الله علیه وآله می باشد .
نتیجه میگیریم که :
شاهد بر نبوت نبی اکرم دارای تمام علم کتاب است ( بر اساس ایه 43 رعد)
آن شاهد همیشه همراه پیامبر و از جنس اوست ( شاهد منه –منه یعنی از جنس نبی اکرم صلی الله علیه وآله - بر اساس 17 هود )
یک آیه دیگر که علی علیه السلام را از جنس نبی صلی الله علیه وآله معرفی میکند:
برگرفته شده از کتاب یا عاقل باش یا دین دار)
آری علی است که در آیه مباهله نفس رسول خدا معرفی شده و علی است که در ان روز رسول خدا او را به عنوان انفسنا انتخاب کرد همانگونه که زهرا سلام الله علیها را به عنوان نسائنا بر گزید و حسن و حسین علیهما السلام را به عنوان ابنائنا انتخاب کرد
آلعمران : 61 فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبينَ
هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود آن گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.
امیر مومنین علی علیه السلام در مورد این آیه (قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ) میفرمایند : من آن کسی هستم که نزدش تمام علم الکتاب میباشد . و خداوند راست میگوید زیرا به رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسیله ای برای هدایت بشر هدیه داده است و امت و مردم را بدون وسیله ای برای رسیدن به خداو رسولش تنها نگذاشته است وخود خدا میگوید ( ای کسانی که ایمان اورده اید تقوا پیشه کنید وبرای رسیدن به خدا از وسیله استفاده کنید مائده 35 )
عن أمير المؤمنين «1» (عليه السلام)، في قول الله تبارك و تعالى: قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ «2» قال: «أنا هو الذي عنده علم الكتاب». و قد صدقه الله، و قد أعطاه الوسيلة في الوصية و لا تخلى امة من وسيلة إليه و إلى الله تعالى، فقال: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ.
البرهان فى تفسير القرآن، ج3، ص: 92
امام صادق علیه السلام میفرمایند :
کسی که تمام علم کتاب نزد اوست امیر مومنین علی علیه السلام است .
در این هنگام از امام صادق در مورد کسی که قسمتی از علم الکتاب را دارد پرسیده شد که آیا او علمش بیشتر است یا کسی که تمام علم کتاب را دارد ؟
حضرت فرمودند :
علم كسى كه مقدارى از علم كتاب را دارد نسبت به علم كسى كه تمام علم كتاب را دارد به اندازه بال پشه ای است که از آب دريا خیس میشود .
امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: تمام دانشى را كه حضرت آدم از آسمان بزمين فرود آورد و همه امتيازات علمى پيامبران تا خاتم انبياء در اختيار عترت واهل بیت پيامبر خاتم صلی الله علیه واله است.
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج26 160
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ هُوَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ سُئِلَ عَنِ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَعْلَمُ أَمِ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ فَقَالَ مَا كَانَ عِلْمُ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ عِنْدَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ إِلَّا بِقَدْرِ مَا تَأْخُذُ الْبَعُوضَةُ بِجَنَاحِهَا مِنْ مَاءِ الْبَحْرِ وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ أَلَا إِنَّ الْعِلْمَ الَّذِي هَبَطَ بِهِ آدَمُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ جَمِيعَ مَا فُضِّلَتْ بِهِ النَّبِيُّونَ إِلَى خَاتَمِ النَّبِيِّينَ فِي عِتْرَةِ خَاتَمِ النَّبِيِّين
در این بحث شیرین توسط جن و بر تری مومن بر جنیان اثبات ولایت اهل بیت علیهم اسلام صورت گرفت .امید وارم بهره مند شده باشد .
کارگران حضرت سلیمان از جنیان نیز بودند :
سبأ : 12 وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ وَ أَسَلْنا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ مَنْ يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنا نُذِقْهُ مِنْ عَذابِ السَّعيرِ
و باد را مسخّر سليمان كرديم. بامدادان يك ماهه راه مىرفت و شبانگاه يك ماهه راه میرفت . و چشمه مس را برايش جارى ساختيم و گروهى از جنیان به فرمان پروردگارش برايش كار مىكردند و هر كه از آنان سر از فرمان ما مىپيچيد به او عذاب آتش سوزان را مىچشانيديم. (12)
هم انسان و هم جن هر دو دیگران را گمراه میکنند :
فصلت : 25 وَ قَيَّضْنا لَهُمْ قُرَناءَ فَزَيَّنُوا لَهُمْ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ في أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنَّهُمْ كانُوا خاسِرينَ
و برايشان همدمانى مقدر كرديم و آنان حال و آينده را در نظرشان بياراستند. و بر آنها نيز همانند پيشينيانشان از جن و انس، عذاب مقرر شد. زيرا زيانكار بودند. (25)
فصلت : 29 وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا رَبَّنا أَرِنَا الَّذَيْنِ أَضَلاَّنا مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ نَجْعَلْهُما تَحْتَ أَقْدامِنا لِيَكُونا مِنَ الْأَسْفَلينَ
كافران گويند: اى پروردگار ما، آن دو تن را از جن و انس كه ما را گمراه كردند به ما بنمايان، تا پاى بر سر آنها نهيم تا از ما فروتر روند. (29)
بعضی از جنیان نیز مانند انسانها هدایت خدا را نپذیرفتند و گمراه شدند .
الأحقاف : 18 أُولئِكَ الَّذينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ في أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنَّهُمْ كانُوا خاسِرينَ
در باره اينان همان سخن كه در باره امتهاى پيشين از جن و انس گفته شده بود به حقيقت مىپيوندد. اينان زيان كنندگانند. (18)
جنیان نیز مانند انسانها در آسمان و زمین ( کهکشان ) محصور وزندانی هستند
الرحمن : 33 يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلاَّ بِسُلْطانٍ
اى گروه جنيان و آدميان، اگر مىتوانيد كه از كنارههاى آسمانها و زمين بيرون رويد، بيرون رويد. ولى بيرون نتوانيد رفت مگر با داشتن قدرتى. (33)
جنیان متوجه اعجاز قرآن باید بشوند چرا که قرار است قرآن سبب هدایت آنها نیز باشد
الجن : 1 قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً
بگو: به من وحى شده است كه گروهى از جن گوش فرا دادند، و گفتند كه ما قرآنى شگفت شنيديم (1)
پناه بردن به غیر خدا موجب افزایش گمراهی است !!
الجن : 6 وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً
و نيز مردانى بودند از آدميان كه به مردانى از جن پناه مىبردند و بر طغيانشان مىافزودند. (6)
هم جن و هم انسان هر دو دروغ میگویند!!
الجن : 5 وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ تَقُولَ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِباً
و ما مىپنداشتيم كه آدمى و جن در باره خدا دروغ نمىگويند. (5)
چند روایت در مورد جنیان :
..... 290- في عيون الاخبار في باب ما جاء عن الرضا عليه السلام من خبر الشامي و ما سأل عنه أمير المؤمنين عليه السلام في جامع الكوفة حديث طويل و فيه و سألته هل بعث الله تعالى نبيا الى الجن؟ فقال. نعم بعث إليهم نبيا يقال له يوسف فدعاهم الى الله عز و جل فقتلوه.
امام رضا علیه السلام میفرمایند :
شخصی از امیر مومنین علی علیه السلام سوال کرد :
آیا خداوند به سوی جنیان هم نبی فرستاده است ؟
حضرت فرمود : بله برای انها نبیی به نام یوسف فرستاد .یوسف انها را به خدا دعوت کرد برای همین انها یوسف را کشتند .
تفسير نور الثقلين، ص: 768
..... 291- و باسناده الى محمد بن الفضل الصيرفي عن ابى حمزة الثمالي عن ابى جعفر عليه السلام قال في حديث طويل: ان الله عز و جل أرسل محمدا صلى الله عليه و آله الى الجن و الانس.
امام محمد باقر علیه السلام فرمودند :
خداوند تبارک و تعالی محمد صلی الله علیه وآله را به سوی جن و انسان به عنوان رسول خودش فرستاد.
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/10 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
نگران دخترکان عاشق ، به خاطر عشقشان و به خاطر اوج احساساتشان نباشید .
زن ، خلقتی آمیخته به احساس و عاطفه دارد .
از او توقع غیر احساس و عشق را نداشته باشید که بدترین زنان ، زنی است که اهل فکر و اندیشه و تعقل باشد و بهترین آنها کسیست که تمام قواعد عقلانی را زیر پا گذاشته همچون پروانه ای مجنون ، مجنون همسر و فرزندانش باشد .
( حتما نامه امیر مومنین علی علیه السلام رو به فرزندشون امام حسن علیهما السلام در نهج البلاغه مطالعه بفرمائید )
عیب کار در مردان بی غیرت و بی دینیست که این دختران مهربان ، عاشق و دل باختشان میشوند .
پروانه را به خاطر عشقش سرزنش نباید کرد .
مردی را باید سرزنش کرد که هنر بندگی خدا را به دور انداخته ، از حدود شرع خارج شده ، وبا احساسات دختری که بر طبق فطرت و خلقتش تمام هستیش را فدای او کرده ، بازی میکند و هستی او را به باد میدهد .
امام صادق علیه السلام میفرمایند : خدا حوا را از آدم علیهما السلام خلق کرد .بنابر این همت زنان در مردان میباشد .
مردها اگر تدین داشته باشند زنها نیز متدین خواهند شد .
رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند : زنها به دین شوهرشان هستند .
برای درک بهتر مطلب این روایات رو خدمتتون ترجمه میکنم .
امام صادق علیه السلام فرمودند :
از کسانی که از دین و آیین شما نیستندو در اعتقاداتشان سست و دچار شک و تزلزل هستند دختر بگیرید . اما دختر مومن خود را به ازدواج چنین انسانهایی در نیاورید ، چرا که زن ادب را از شوهرش میگیرد و شوهرش در نهایت دین خود را به اوغالب خواهد کرد .
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ تَزَوَّجُوا فِي الشُّكَّاكِ وَ لَا تُزَوِّجُوهُمْ لِأَنَّ الْمَرْأَةَ تَأْخُذُ مِنْ أَدَبِ زَوْجِهَا وَ يَقْهَرُهَا عَلَى دِينِهِ . . الكافي 5 348
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند :
از آن قبیله ای زن بگیرید که به خاطر اینکه مردانشان عفت داشتند زنهای آنها نیز عفیف شدند .
و از آن قبیله ای زن نگیرید که به خاطر اینکه مردانشان حرام انجام دادند پس زنهای آنها هم مرتکب حرام شدند وفرمودند : در تورات نوشته شده که خداوند فرمود : من قاتل انسانهای قاتل هستم .من فقیر کننده انسانهای زنا کار هستم .زنا نکنید که اگر زنا کنید زنان شما نیز زنا خواهند کرد .هر کاری که بکنی همان کار با تو خواهد شد .
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص تَزَوَّجُوا إِلَى آلِ فُلَانٍ فَإِنَّهُمْ عَفُّوا فَعَفَّتْ نِسَاؤُهُمْ وَ لَا تَزَوَّجُوا إِلَى آلِ فُلَانٍ فَإِنَّهُمْ بَغَوْا فَبَغَتْ نِسَاؤُهُمْ وَ قَالَ مَكْتُوبٌ فِي التَّوْرَاةِ أَنَا اللَّهُ قَاتِلُ الْقَاتِلِينَ وَ مُفْقِرُ الزَّانِينَ أَيُّهَا النَّاسُ لَا تَزْنُوا فَتَزْنِيَ نِسَاؤُكُمْ كَمَا تَدِينُ تُدَانُ . . الكافي 5 554
پست های مربوط با این مطلب :
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/08 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت
به نام خدا
حتما برای شما این اتفاق افتاده که یک انسان دروغ گو حرفی را به شخصی که برای شما دارای احترام است نسبت داده باشد تا از شما سوء استفاده کرده یا شما را گمراه کند .
گاهی اوقات هم این خبر دروغین را از یک شخصیت محترم برای شما نقل میکند .واصلا گاهی اوقات خود شخصیت محترم برای شما خبری را نقل میکند که واقعا از گوینده ای که در ذهن شما از عظمت برخوردار است صادر نشده است .به این کار دسیسه گفته میشود .
امام صادق علیه السلام میفرمایند :
مغیره که شخصی خائن و از فرقه مخالف اهل بیت علیهم السلام بوده، اصحابش را میفرستاد تا کتاب اصحاب و شاگردان مورد اعتماد پدرم امام باقر علیه السلام را بگیرند .وبعد از پیش خودشان در آن کتابها روایاتی را جعل میکردند و به دروغ آنها را به پدرم نسبت میدادند .
تا بعدها هر کس کتاب شاگردان پدرم را مطالعه میکند ،گمان کند این روایت ، واقعا روایت امام باقر علیه السلام است چرا که این نوشته ،نوشته شاگردان مورد اعتماد حضرت میباشد .
به این ترتیب مغیره و شاگردانش و سایر افراد معاند کاری کردند که ما امروزه از روی شناختن افراد و بررسی گوینده نمیتوانیم اطمینان حاصل کنیم که این روایت ، روایت امام معصوم هست یا نه ؟
ما وقتی سند یک روایت را بررسی میکنیم هرچند این سند به یکی از شاگردان مورد اعتماد امام باقر علیه السلام ختم میشود اما چون مغیره وشاگردانش در کتاب او روایت جعل کرده اند ؛ نمیتوانیم بگوییم که قطعا این روایت، روایت شاگرد حضرت میباشد .
بررسی سلسله اسناد یک روایت این اطمینان را به ما میدهد که تمام گویندگان و ناقلین این روایت انسانهای درستکار و عادلی هستند اما این اطمینان را به ما نمیدهند که آیا این خبر واقعا خبر آنهاست یا نه .
وقتی ما در علم رجال بررسی سند یک روایت را شروع کردیم و ثابت کردیم که مثلا این روایت به زراره که یکی از برجسته ترین شاگردان امام محمد باقر علیه السلام است بر میگردد؛یعنی این روایت از کتاب زراره برای ما نقل شده است در این صورت چون ما احتمال دسیسه و جعل روایت را در کتاب زراره می دهیم ؛ نمیتوانیم به طور قطع بگوییم که این روایت حقیقتا از زراره میباشد چرا که ممکن است مغیره آنرا در کتاب زراره جعل کرده باشد ، چرا که مغیره در کتاب زراره ننوشته است که این خبر را من جعل کرده ام واصلا در کتاب زراره حتی خود زراره نگفته است که من ، این روایت را از امام برایتان نقل میکنم . چرا که کتاب ، کتاب زراره است و اصلا نیازی به ذکر نام خودش در صدر هر روایت نمیباشد بلکه اول دفتر یا کتاب اسم گوینده حک میشده ودر متن فقط نام شریف امام معصوم نوشته میشده بنابرین راه برای دسیسه در متن کتاب باز بوده و امروزه ما نمیتوانیم به طور قطع بگوییم این روایت ،روایت خود زراره است . هرچند سندش به زراره بر گردد.
حال چاره چیست ؟
آیا باید به طور کل قید روایات را زد؟
در حالی که بر طبق ده ها دلیل که محکم ترین آنها متن شریف قرآن است دین ما از دومنبع تشکیل شده : یکی قرآن و دیگری سنت .
ونماد سنت روایاتی میباشد که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت ایشان به دست ما رسیده است .
حدیث ثقلین گویای این مطلب است که همیشه باید در کنار قرآن متن روایات اهل بیت علیهم السلام قرار داشته باشد .چرا که جانشین خود فرد ،کلام اوست و گرفتن قرآن بدون کلام اهل بیت به شهادت رسول خدا صلی الله علیه وآله سبب گمراهی میشود .
واصلا برای عمل به متن ده ها آیه ای که به ما امر به اطاعت از رسول خدا در تمام سخنانش میکند ، باید روایات خود نبی اکرم و اهل بیت او را در کنار قرآن ، وجزء منابع دین اسلام قرار داد والا به متن خود قرآن عمل نشده و شعار حسبنا کتاب الله دروغ ترین شعار دنیا خواهد بود .
حال دوباره میپرسم .
اگر دسیسه در متن کتب روایی صورت گرفته و از طرفی حق کنار گذاشتن روایات را نداریم چون منبع دین ماست پس ، چگونه و با چه ملاکی حدیث واقعی را از غیر واقعی بشناسیم ؟
چگونه بفهمیم این روایت واقعا روایت امام معصوم یا پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله میباشد؟
راه و چاره چیست ؟
برای پی بردن به راه و چاره ؛ متن دو روایت را برای شما ترجمه میکنم و خدمت شما عرض میکنم که (سی و دو ) روایت دیگر از طریق راویان مختلف به دست ما رسیده که همین مضمون را برای ما نقل میکنند واین به معنای تواتر در روایت بوده و از طرفی متن تمامی این روایات موافقت قطعی و صد در صدی با قرآن داشته و احتمال هر گونه دسیسه و جعل را در مورد خود این روایات برطرف میکند .
قبل از هر گونه قضاوت متن روایت را مطالعه فرموده و منتظر ترجمه سایر روایات به حول و قوه خداوند منان باشید .
1 ) یقطینی میگوید :
بعضی از شیعیان از یونس بن عبد الرحمن سوالی را پرسیدند در حالی که من نیز در جمع آنها حاضر بودم.
پرسیدند چرا شما این همه با شدت با روایات بر خورد میکنید؟
چرا بیشتر روایاتی راکه برای شما نقل میکنیم ، انکار میکنید؟
چه چیزی موجب شده تا شما روایات را رد کنید؟
یونس گفت : هشام از قول امام صادق علیه السلام چنین برای من روایت کرده است که :
امام صادق علیه السلام فرمودند :
حدیث ما را از ما قبول نکنید مگر به شرطی که موافق با قرآن و سنت رسول خدا صلی الله علیه آله باشد یا موافق با احادیث متقدمه ما که با قرآن و سنت ثابت شده .
چرا که مغیره بن سعید که لعنت خدا بر او باد در کتاب شاگردان پدرم روایاتی را نوشته که پدرم آن روایات را هرگز نفرموده اند . پس از خدا بترسید و کلامی را که به ما نسبت داده میشود و مخالف قرآن و سنت رسول خداست را قبول نکنید چرا که ما هر وقت سخن میگوییم ، سخن خدا و رسولش را برای شما میگوییم .
یونس در ادامه فرمود:
من به عراق رفتم .عده زیادی از شاگردان امام باقر و امام صادق علیهما السلام را دیدم واز آنها روایات زیادی را شنیدم و کتاب های آنها را از آنها امانت گرفتم و بعد خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم و آن روایات را به حضرت عرضه کردم .اما حضرت تعداد زیادی از آن روایات را انکار کردند و فرمودند اینها روایت امام صادق علیه السلام نیست .اینها روایاتی است که ابی الخطاب بر پدرم به دروغ بسته است خداوند ابا الخطاب وشاگردانش را لعنت کند که تا به امروز در کتاب های شاگردان امام صادق روایات را دسیسه میکنند و به حضرت نسبت میدهند .
پس آگاه باشید از ما اهل بیت روایتی را که خلاف قرآن است قبول نکنید ما هر وقت سخن میگوییم ، سخنمان موافق با قرآن و موافق با سنت رسول خدا صلی الله علیه وآله میباشد .
ما از خدا و رسولش سخن میگوییم .
ما مثل سایر افراد از این و آن برای شما سخن نقل نمیکنیم که کلاممان یکدیگر را نقض کند .
کلام آخرین ما اهل بیت مانند کلام اولین ما یعنی امیر مومنین علی علیه السلام است .
کلام اول ما تصدیق کننده و موید کلام آخر ماست . پس هرگاه کسی برای شما سخنی را نقل کرد که با قرآن مخالف بود آن سخن را به خودش رد کنید و به او بگویید تو نسبت به آنچه آورده ای آگاه تری و خوب میدانی که این دروغ است .
آگاه باشید که هر کلام ما دارای یک حقیقت و نور میباشد که با نور قرآن هم خوانی دارد .و هر کلامی که نور و حقیقت نداشته باشد کلام شیطان است .
بیان شیوه دسیسه توسط امام صادق علیه السلام .
2 ) امام صادق علیه السلام میفرمایند :
مغیره بن سعید به عمد بر پدرم دروغ میبست . و کتابهای اصحاب پدرم را میگرفت و این کار را توسط شاگردانش که بین شاگردان پدرم مخفی و پراکنده بودند انجام میداد .
آنها کتابهای شاگردان پدرم را میگرفتند و به مغیره تحویل میدادند و مغیره در آن کتابها کفر و خرافات و عقائد شرک را دسیسه میکرد و به پدرم نسبت میداد وبعد آن کتابها را به اصحابش میداد و به آنها دستور میداد تا این کتابها را نسخه برداری کرده و بین شیعه پراکنده سازند .پس هرچه در کتابهای شاگردان پدرم از غلو وجود دارد دسیسه مغیره میباشد .
در این دو پست هم دو روایت زیبا از امام جواد و امام هادی علیهما السلام به نمایش گذاشته شده و در این دوروایت حضرات ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام را توسط قرآن اثبات کرده و اثبات میکنند روایات ابوبکر و عمر علیهما من الرحمن ما یستحقا مخالف نص قرآن میباشد .
تمام پافشاری حضرات بر عمل به روایتی است که موافق متن شریف قران باشد و حتی میفرمایند اجماع امت بر مطلبی که مخالف قرآن است سبب خروج همه آنها از دین و مخالفت با نص قران خواهد بود .
1) مُحَمَّدُ بْنُ قُولَوَيْهِ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ بُنْدَارَ مَعاً عَنْ سَعْدٍ عَنِ الْيَقْطِينِيِّ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ أَنَّ بَعْضَ أَصْحَابِنَا سَأَلَهُ وَ أَنَا حَاضِرٌ فَقَالَ لَهُ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ مَا أَشَدَّكَ فِي الْحَدِيثِ وَ أَكْثَرَ إِنْكَارَكَ لِمَا يَرْوِيهِ أَصْحَابُنَا فَمَا الَّذِي يَحْمِلُكَ عَلَى رَدِّ الْأَحَادِيثِ . . فَقَالَ حَدَّثَنِي هِشَامُ بْنُ الْحَكَمِ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ لَا تَقْبَلُوا عَلَيْنَا حَدِيثَنَا إِلَّا مَا وَافَقَ الْقُرْآنَ وَ السُّنَّةَ أَوْ تَجِدُونَ مَعَهُ شَاهِداً مِنْ أَحَادِيثِنَا الْمُتَقَدِّمَةِ فَإِنَّ الْمُغِيرَةَ بْنَ سَعِيدٍ لَعَنَهُ اللَّهُ دَسَّ فِي كُتُبِ أَصْحَابِ أَبِي أَحَادِيثَ لَمْ يُحَدِّثْ بِهَا أَبِي فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لَا تَقْبَلُوا عَلَيْنَا مَا خَالَفَ قَوْلَ رَبِّنَا تَعَالَى وَ سُنَّةَ نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ ص فَإِنَّا إِذَا حَدَّثْنَا قُلْنَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله . .
قَالَ يُونُسُ وَافَيْتُ الْعِرَاقَ فَوَجَدْتُ بِهَا قِطْعَةً مِنْ أَصْحَابِ أَبِي جَعْفَرٍ ع وَ وَجَدْتُ أَصْحَابَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع مُتَوَافِرِينَ فَسَمِعْتُ مِنْهُمْ وَ أَخَذْتُ كُتُبَهُمْ فَعَرَضْتُهَا بَعْدُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع فَأَنْكَرَ مِنْهَا أَحَادِيثَ كَثِيرَةً أَنْ يَكُونَ مِنْ أَحَادِيثِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ قَالَ لِي إِنَّ أَبَا الْخَطَّابِ كَذَبَ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع لَعَنَ اللَّهُ أَبَا الْخَطَّابِ وَ كَذَلِكَ أَصْحَابُ أَبِي الْخَطَّابِ يَدُسُّونَ هَذِهِ الْأَحَادِيثَ إِلَى يَوْمِنَا هَذَا فِي كُتُبِ أَصْحَابِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَلَا تَقْبَلُوا عَلَيْنَا خِلَافَ الْقُرْآنِ فَإِنَّا إِنْ تَحَدَّثْنَا [حَدَّثْنَا] حَدَّثْنَا بِمُوَافَقَةِ الْقُرْآنِ وَ مُوَافَقَةِ السُّنَّةِ إِنَّا عَنِ اللَّهِ وَ عَنْ رَسُولِهِ نُحَدِّثُ وَ لَا نَقُولُ قَالَ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ فَيَتَنَاقَضُ كَلَامُنَا إِنَّ كَلَامَ آخِرِنَا مِثْلُ كَلَامِ أَوَّلِنَا وَ كَلَامَ أَوَّلِنَا مِصْدَاقٌ لِكَلَامِ آخِرِنَا وَ إِذَا أَتَاكُمْ مَنْ يُحَدِّثُكُمْ بِخِلَافِ ذَلِكَ فَرُدُّوهُ عَلَيْهِ وَ قُولُوا أَنْتَ أَعْلَمُ وَ مَا جِئْتَ بِهِ فَإِنَّ مَعَ كُلِّ قَوْلٍ مِنَّا حَقِيقَةً وَ عَلَيْهِ نُورٌ فَمَا لَا حَقِيقَةَ مَعَهُ وَ لَا نُورَ عَلَيْهِ فَذَلِكَ قَوْلُ الشَّيْطَانِ
رجال کشی صفحه 224
2 ) بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ يُونُسَ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ كَانَ الْمُغِيرَةُ بْنُ سَعِيدٍ يَتَعَمَّدُ الْكَذِبَ عَلَى أَبِي ع وَ يَأْخُذُ كُتُبَ أَصْحَابِهِ وَ كَانَ أَصْحَابُهُ الْمُسْتَتِرُونَ بِأَصْحَابِ أَبِي يَأْخُذُونَ الْكُتُبَ مِنْ أَصْحَابِ أَبِي فَيَدْفَعُونَهَا إِلَى الْمُغِيرَةِ فَكَانَ يَدُسُّ فِيهَا الْكُفْرَ وَ الزَّنْدَقَةَ وَ يُسْنِدُهَا إِلَى أَبِي ع ثُمَّ يَدْفَعُهَا إِلَى أَصْحَابِهِ فَيَأْمُرُهُمْ أَنْ يَبُثُّوهَا فِي الشِّيعَةِ فَكُلُّ مَا كَانَ فِي كُتُبِ أَصْحَابِ أَبِي ع مِنَ الْغُلُوِّ فَذَاكَ مِمَّا دَسَّهُ الْمُغِيرَةُ بْنُ سَعِيدٍ فِي كُتُبِهِمْ
رجال کشی صفحه 225
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/05 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت
به نام خدا
خویشانت را بیم ده
با کسانی که به آیات ما ایمان آوردند و مومنند مهربان باش
اما آنهایی که از کلام خدا سرکشی کردند
از آنها اعلام برائت کن
بر خدا توکل کن
که خدا مهربانی شکست نا پذیر است .
کسانی که متشابهات قرآن را اخذ میکنند دو هدف بیشتر ندارند .
یا برای آنچه خواسته دلشان است دنبال دلیل میگردند
که متشبهات دلیل بر اشتباهات آنها میتواند باشد
یا دنبال فتنه میگردند .
در هر حال :
از کسانی که به متشبهات قرآن عمل میکنند دوری کن
که آنها عصیان و نافرمانی خدا و رسولش را کردند
بر آنها حجت تمام است
بر تو نیز
پس بر خدایت توکل کن
و از آنها دوری کن .
سوره شعراء
وَ أَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ(214)
وَ اخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ(215)
فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنىِّ بَرِىءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ(216)
وَ تَوَكلَْ عَلىَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ(217)
و خويشاوندان نزديكت را بترسان ! (214)
و بال و پر مهربانی خود را براى مؤمنانى كه از تو پيروى مىكنند بگستر! (215)
پس اگر تو را نافرمانى كردند بگو: «من از آنچه شما انجام مىدهيد بيزارم!» (216)
و بر خداوند عزيز و رحيم توكّل كن! (217)
یکی از فرمانهای خدا دوری از متشابهات است
در حالی که آنها برای القاء مقاصد زشت خود به متشابهات پناهنده میشوند
از آنها دوری کن .
آلعمران : 7 هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ
خداوند كسى است كه اين كتاب را بر تو نازل كرد، كه قسمتى از آن کتاب، آيات «محكم» [صريح و روشن] است كه اساس اين كتاب مىباشد و قسمتى از آن، «متشابه» است [آياتى كه به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات ديگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مىرود ولى با توجه به آيات محكم، تفسير آنها آشكار مىگردد.]
اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنهانگيزى كنند (و مردم را گمراه سازند) و تفسير براى آن مىطلبند در حالى كه تفسير آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمىدانند. راسخون کسانی هستند كه مىگويند: «ما به همه آن ايمان آورديم همه قرآن از طرف پروردگارِ ماست.» والبته جز انسانهای عاقل کسی ، متذكر به این مطلب نمیشود.
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/04 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
در پست های زیر به ترتیب راه فرار از اختلاف و درگیری و تفرقه بیان شده و در نهایت گفتگویی با یکی از دوستان که بنده ایشان را دعوت به بازگشت به محکمات قرانی کرده ام ارائه شده و یک نمونه از رفع اختلافها به وسیله قران به نمایش در امده است :
1) سلام و خسته نباشید از پیگیری شما و ابراز ناراحتی از صدور حکم بر اساس ظن و گمان .
2) به فرض که روایت امام موسی کاظم علیه السلام کنار برود بازهم روایت معلی بن خنیس حجیت پیدا نخواهد کرد به دو دلیل یک : سند صحیح و معتبر ندارد . دو: مخالفت صد درصد با قرآن دارد .
3) تنها روایتی که از عید نوروز مارا نهی میکند ، روایت امام موسی کاظم علیه السلام نیست بلکه روایت پیامبر صلی الله علیه و آله میفرماید:خداوند دوروز عید فطر و قربان را به جای روز نوروز و مهرگان برای مومنین عید کرده است و این دو روز را با آن دوروز عوض کرده است . اصل روایت رو در متن حرمت شباهت گذاشتم .
4) در کنار روایت پیامبر اکرم روایات زیاد دیگری وجود دارد که میفرمایند اعیاد مسلمین فقط محصور در چهار عید میباشد : جمعه . عید غدیر . فطر. و قربان .
5) اگرتمام روایات و آیاتی که دلالت بر حرمت تشبه به کفار و حرمت عید میکنند کنار برود بازهم روایت معلی بن خنیس اعتبار پیدا نخواهد کرد چون سندش غیر معتبر و مخالف قرآن است .
6) در مقام تقیه انسان باید برای حفظ جان خود یا دوستانش از مخالفت با پادشاهان دوری کند در حالی که امام موسی کاظم صریحا در مقام مخالفت با منصور بر آمده و دست رد به خواسته او میزنند و میفرمایند این از سنت رسول خدا نیست بلکه من دوست ندارم چیزی رازنده کنم که اسلام آنرا میراند .
7) منصور از خلفاء عرب و بنی عباس بوده و شدیدا دارای عرق ملی گرایی عرب و تعصبات جاهلانه بوده اما در متن روایت ما شاهدیم که او از حضرت در خواست میکند که این روز را زنده کنند .
8) امام موسی کاظم در اواخر عمر منصور زندگی میکردند یعنی در انتهای قدرت او و از بیان آزاد تری بر خوردار بوده اند بخلاف امام صادق علیه السلام و زمان صدور روایت معلی بن خنیس که در اوایل حکومت منصور لعنتی بوده و فشار شدیدتری بر جامعه و خصوصا امام صادق علیه السلام حاکم بوده است .
9) تقیه یعنی خلاف حقایق ثابت شده در قرآن و سیره پیامبر صلی الله علیه و اله ، حکم کردن.
آنهم برای حفظ جان خود و شیعیان . روایت امام صادق خلاف حقایق قرآن و سنت بوده و این مطلب با توجه به فشار شدید اوایل حکومت منصور بیانگر تقیه بودن روایت معلی بن خنیس میباشد.( امام صادق علیه السلام به دست منصور لعنت الله علیه به شهادت رسیدند)
در پایان :
النساء : 59 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! خدا را اطاعت كنيد! وپيامبر خدا و اولو الأمر [اوصياى پيامبر] را اطاعت كنيد! و هر گاه در چيزى اختلاف داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آنها داورى بطلبيد) البته اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين (كار) براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است. (59)
قال امیرالمومنین علی علیه السلام :
اما الرد الی الله الاخذ بحکم کتابه .
رد به خدا ، گرفتن محکمات قرآن است .
در هر حال با رد حکم به کلام خدا و پذیرش آیات محکمات حرمت تشابه به کفار، شما را دعوت به دوستی با مومنین و پرهیز ار تفرقه و دشمنی میکنم .
این آیات مورد اتفاق تمام علماء بوده بر این اساس کلیت حرمت تشبه به کفار را اثبات میکنند.
الأنفال : 46 وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرينَ
و (فرمان) خدا و پيامبرش را اطاعت نماييد! و نزاع (و كشمكش) نكنيد، تا سست نشويد، و قدرت (و شوكت) شما از ميان نرود! و صبر و استقامت كنيد كه خداوند با استقامت كنندگان است! (46)
متن دوستم :
در روایت معلى بنحنیس از حضرت امام صادق(ع) اشاره به همین حقیقت است. «...
این روز از روزهاى ماست و از روزهاى شیعیان ما به شمار مىرود، كه ایرانیان آنرا حفظ كرده، و شما عربها آن را ضایع ساختهاید.»
اعراب به پیروى از دستگاه خلافتبنىامیه و بنىعباس چون نوروز را روز ولایت وخلافت الهى مىشناختند، سخت كوشیدند كه این روز را مخفى كرده، ضایع سازند. و لذابراى لكهدار كردن نوروز، این روز را از بازماندههاى مجوس معرفى كردهاند. تاجایى كه مىبینیم حضرت امام موسى بنجعفر(ع) نیز در مقام تقیه به منصور دوانقىمىفرماید: «از رسمهاى فرس است و اسلام آن را از بین برده است ...» بعضى افراداین روایت را دلیل بر عدم مشروعیت نوروز گرفتهاند; اما با توجه به روایاتمعارض، حمل بر تقیه شده است، و بهترین دلیل بر عظمت نوروز میباشد.
ادرس اصل بحث :
شباهت به کفار حرام است پس عید نوروز هم حرام است
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/03 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت
به نام خدا
رگ گردنت را خواهم زد .
با دست قدرتم تو را خواهم گرفت .
و با دیگری گردنت را خواهم زد .
میخواستی آنها را جذب دین کنی؟!!!
میخواستی سر سازشِ با آنها را باز کنی؟!!!
به چه قیمیتی؟
به قیمت کوتاه آمدن از سخنان من ؟
به قیمت دروغ بستن به من ؟
آنها هم همین را میخواهند .
آنها میخواهند کمی در دین خود سست شوی.
آنها میخواهند کمی کوتاه بیایی .
تا غیر آن چیزی که به تو وحی کرده ام را به من نسبت دهی .
اگر این کار را میکردی آنها یقینا با تو دوست می شدند .
واگر دستت را نگرفته بودم ؛
ویاریت نکرده بودم ،
تو مرتکب چنین خطایی میشدی .
نزدیک بود کمی ، اندکی ،کمی، به سمت آنها و خواسته هاشان نزدیک شوی.
میخواستی دلهاشان را بدست آوری ،
تا به این بهانه آنها را به دین خود متمایل کنی،
یاریت کردم .
اجازه ندادم چنین کاری را بکنی .
اما اگر مرتکب چنین کاری میشدی ...
رگ گردنت را میزدم .
زندگی را برایت تلخ میکردم .
عذاب دنیا و آخرت را بر تو نازل میکردم .
دوبرابر مشرکین عذابت میکردم .
چه در دنیا و چه در آخرت .
ودیگر هیچ کس نبود که تو را در مقابل من یاری کند .
پیامبر من هستی که هستی .
قرار نیست نزدیکی تو به من مجوز اظهار نظر تو ، در دین من بشود .
.....
این است سخن خدا با بهترین مخلوقاتش .
اشرف انسانهای زمین ،
حتی اگر او خلاف کند ،
یا با دین خدا بازی کند ،
شدید ترین عذابها در انتظار اوست .
شاید خدا میخواهد با فقیهان سخن بگوید .
وبگوید ای متظاهرین فقاهت ،
حواستان را جمع کنید ،
حتی نبی من حق مصلحت اندیشی در مقابل من را ندارد .
(صلوات الله علیه و علی آله الطیبین )
اما چه زیبا فرمود امیرمومنین علی علیه السلام :
می آید زمانی که فقهاء در دین قیاس و مصلحت اندیشی میکنند .
آگاه باشید آنها دشمن دین خدایند .
چرا که دین خداحتی به رسولش اجازه قیاس و مصلحت اندیشی نمیدهد .
وسائلالشيعة 27 52
ٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فِي كِتَابِ آدَابِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع لَا تَقِيسُوا الدِّينَ فَإِنَّ أَمْرَ اللَّهِ لَا يُقَاسُ وَ سَيَأْتِي قَوْمٌ يَقِيسُونَ وَ هُمْ أَعْدَاءُ الدِّينِ
سوره الحاقه
وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ 44
لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ 45
ثمَُّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ 46
اگر او سخنى غیر سخن ما را به ما نسبت،میداد 44
ما او را با دست قدرتمان مىگرفتيم، 45
سپس رگ گردنش را قطع مىكرديم، 46
سوره اسراء
وَ إِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِى أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتَفْترَِىَ عَلَيْنَا غَيرَْهُ وَ إِذًا لاَّتخََّذُوكَ خَلِيلًا 73
وَ لَوْ لَا أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيًْا قَلِيلاً 74
إِذًا لَّأَذَقْنَكَ ضِعْفَ الْحَيَوةِ وَ ضِعْفَ الْمَمَاتِ ثمَُّ لَا تجَِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا 75
76 وَ إِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْها وَ إِذاً لا يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلاَّ قَليلاً
نزديك بود آنها تو را از آنچه بر تو وحى كردهايم فریب دهند ، که غير وحی را به ما نسبت دهى و در آن صورت، با تو دوست میشدند ! 73
و اگر ما تو را ثابت قدم نمىساختيم ، نزديك بود کمی به آنها تمايل پیدا كنى. 74
اگر چنين مىكردى، ما دو برابر مجازات (مشركان) در زندگى دنيا، و دو برابر (مجازات) آنها را بعد از مرگ، تو را عذاب میکردیم سپس در برابر ما، ياورى براى خود نمىيافتى! ۷۵
و نزديك بود (با نيرنگ و توطئه) تو را از اين سرزمين بلغزانند، تا از آن بيرونت كنند! و هر گاه چنين مىكردند، (گرفتار مجازات سخت الهى شده،) و پس از تو، جز مدت كمى باقى نمىماندند! (76)
برای این که متوجه شان رسول صلی الله علیه و آله باشیم خداوند در آیه ۷۶ اسراء میفرماید:
شما تصمیم داشتید که او را بیرون کنید
و اگر این کار را میکردید بعد از او جز مدتی کم زنده نمی ماندید
تا این حد وجود او با ارزش است که حیات شما بسته به حیات اوست
نبود او مساوی با نابودی شماست .
با این حال اگر در کار وحی خطایی میکرد همان که گفتم با او میکردم
سایر افراد که باید حساب کار خویش کنند !!!
این پست رو در همین موضوع حتما بخونید .نوشته امروز من دنباله این مطلب هست :
فقیه موضوعیتی در دین ندارد و نباید داشته باشد
رد فقیهی که مبتنی بر حکم خدا فتوا میدهد و عادل است چه حکمی دارد ؟
رگ گردن رسول خدا مهمتر است یا رگ گردن فقیهان ؟
عمل به حکم خدا واجب است نه تقلید
در پستی بعدی قصد دارم به یاری خدا جایگاه رسول خدا صلی الله علیه وآله و عظمت او را در پیشگاه خدا برایتان تبیین کنم .تا ببینم چقدر خدا نسبت به احکامش دقیق است و حتی از بهترین مخلوقاتش نخواهد گذشت چه رسد به دیگران .
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/01 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
چرا ،کی و چگونه با قرآن استخاره کنیم ؟
غلام سیاه و شاهزاده پریان ( ماجرای خواستگاری جویبر از ذلقا’)
گزیده ای از کتاب متعه شیخ مفید ( ازدواج موقت)
خدای من تو آروزی منی
قطعا کسانی که میگویند مسیح بن مریم خداست کافرند
چرا نباید به زنان سوره یوسف علیه السلام را آموخت ؟
سالگرد ازدواج علی و فاطمه سلام الله علیهما مبارک
صعود به آسمان
چرا آیه تطهیر شامل عایشه و حفصه نمیشود؟
اهل بیت کیست و کارش چیست ؟ ( رد اختلاف شیعه و سنی به قرآن )
درباره وبلاگ

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا يُتْلى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً
الإسراء : 107
به آنها بگو : «چه به قرآن ايمان بياوريد، و چه ايمان نياوريد، كسانى كه پيش از آن به آنها دانش داده شده است ، هنگامى كه (اين آيات) بر آنان خوانده مىشود، سجدهكنان به خاك مىافتند .
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
حرف حساب خدا
اندیشه آسمانی
زن آسمانی
شعر آسمانی
کمی بخندیم
زمان آخر
اثبات امامت در قرآن
امامت در روایات
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
آماده پاسخ گویی به سوالات شما عزیزان پیرامون موضوعات مطرح شده در وبلاگ هستیم
دوستان عزیز از این نکته غافل نباشند که مابا عقل درک میکنیم که ناقصیم چرا که دارای اجزای ریز تری به نام اتم هستیم و ترکیب یافته از این اجزا میباشیم و نیازمندیم چون علاوه بر این نقص نقصهای دیگری نیز داریم مانند این که برای پیدایش به پدرو مادر محتاجیم و برای ادامه حیات به آب اکسیژن و غذا
POWERED BY