تبليغاتX
(`'•.عشق آسمان و آسمان عشق.•'´)
چرا قران یک معجزه است ؟

به نام خدا

 


این بحث به کسانی که وجود  خدا را قبول ندارند مربوط نمیشود .

ولطفا کسانی که خدا را قبول ندارند در بحث ما دخالت نکنند البته عقل های رشد یافته متوجه این نکته هستند که چون ادعای نبوت با خود یک ادعای دیگر نیز به همراه دارد وآن ادعای وجود داشتن  خداییست که شخص مدعی نبوت  میخواهد از جانب او برای ما خبر بیاورد بنابرین اگر ادعای نبوت ثابت شود ، وجود خدا نیز ثابت خواهد شد .

در هر حال در این پست ها  میتوانید اثبات وجود خدا را مطالعه نموده ، بعد ادامه بحث را پیگیری کنید .

نه خود خالق خویشند و نه هیچ

 

چرا قرآن معجزه است ؟

 

با کمال تعجب باید پرسید :  قرآن چه شاخصه هایی دارد که به آن معجزه گفته میشود ؟

خیلی از انسانهایی که شمه ای  از عقل و عقل گرایی به مشامشان رسیده   ،وقتی میشنوند کسی ادعا میکند من از جانب خداوند ، خبر آورده ام بر انگیخته میشوند تا تحقیق کنند  او چه میگوید وآیا راست میگوید ؟!

 

از طرفی آنها خبر آوردن از جانب خدا  را محال نمیدانند واحتمال چنین اتفاقی را همیشه میدهند .

از طرفی احتمال این را میدهند که او دروغ بگوید .

 

پس:

نه کلام او را رد میکنند، چون ممکن است حقیقتا او از جانب خدا خبرآورده باشد و احتمال این را میدهند که  با رد کلام او حقیقتی  عظیم را از دست بدهند .

ونه کلام او را قبول میکنند ، چرا که ممکن است ادعای او یک ادعای دروغین باشد وبا عمل به گفتار او خود را به تکلّف و سختی انداخته باشند و ضرر های زیادی را به خود و دیگران تحمیل کنند .

 

پس آنها اولین کاری که میکنند این است که از شک و گمان خارج شوند و با اقامه دلیل محکم و ثابت عقلانی ؛ یا صدق و درستی ادعای گوینده را اثبات کنند یا با اقامه دلیل محکم ، بطلان ادعای او را اثبات نمایند  .

 

در هر حال انسان عاقل  به شک و گمان خود ترتیب اثر نمیدهد .

من شک دارم و شاید  او واقعا نبی خدا باشد  ، پس شاید  او نبی خدا نباشد .

درست مانند کسی که شک دارد الآن روز است ، چنین کسی قطعا  شک خواهد داشت که شاید آلان شب باشد .

پس من همان طور که نمیتوانم ادعای او را بپذیرم ، همان طور نخواهم توانست ادعای او را رد کنم .

این همان معنای ترتیب اثر ندادن به شکیات و گمان هاست .

چرا که رد ادعای او بدون دلیل ، عمل کردن به ظنیات است ، همان طور که قبول ادعای او بدون دلیل ، عمل به ظنیات خواهد بود .

پس باید کسی که ادعای نبوت میکند یک دلیل محکم بر صحت ادعای خود اقامه کند والا ادعای اشخاص به درد ما نمیخورد .

اگر دلیلی محکم برای اثبات ادعای خودش نداشته باشد سخنان او برای ما هیچ اهمیتی نخواهد داشت  .

اما چون این امکان وجود دارد که او دلیل محکمی برای ادعای خود داشته باشد ، هر انسان عاقلی به این  امکان و احتمال نیز ترتیب اثر نمیدهد بلکه در مقام تحقیق بر خواهد آمد تا اثبات کند که آیا دلیلی قطعی وجود دارد یا نه .

 

 

اکنون سوال اساسی این است که :

دلیل محمد برای ادعای نبوتش چه بوده و چیست ؟

محمد نیز مانند سایر انبیاء  .

همانگونه که ما از انبیاء الهی توقع داریم کاری را انجام دهند که انجام آن در توان بشر نیست ، همان گونه توقع داریم محمد نیز چنین کاری را انجام دهد .

و اگر هیچ کسی نتواند کاری را انجام دهد که از توان بشر خارج است بلکه همه آنهایی که ادعای نبوت دارند کارهایی را انجام می دهند که انسان ها هم میتوانند مثل آن کار را بکنند ، پس  بین آنها و سایر انسانها تفاوتی وجود نخواهد داشت ودیگر ادعای آنها برای ما قابل قبول نخواهد بود .

 

ما از نبوت سایر انبیاء الهی خبری در دست نداریم ( البته با توجه به این که در مقام اثبات  قرآن هستیم وهنوز قرآن ثابت نشده است  )  چرا که تنها دلیل معتبر ، قرآن خواهد بود .

 

واین یعنی یک تفاوت عمده بین معجزه محمد ومعجزه  سایر انبیاء الهی .

به بیانی واضح تر  معجزه  محمد در نبودش نیز یک معجزه خواهد بود به خلاف معجزه سایر انبیاء.

علت این نکته را باید در ختم وحی جست و جو کرد . تفصیلا به یاری خدا این مطلب بیان خواهد شد.

 

اما هنوز ما به پاسخ سوالمان نرسیده ایم :
محمد چه کاری را کرده  که انجام آن در توان انسانها نیست ؟

وآن چه کاری است که چون او چنین کاری را کرده در حالی که خود او یک انسان است پس ما باید  بفهمیم واقعا دستش در دست  یک موجود بینیاز است ؟

 

 

محمد ادعا میکند من پیامبر خدا هستم .

وبرای اثبات ادعای خود ، قرآن را به عنوان معجزه به ما معرفی میکند .

حال باید بررسی کنیم و ببینیم که قرآن چه شاخصه هایی دارد که انجام آن شاخصه ها از توان بشریت خارج میباشد ؟

در دو بخش عمده میتوان جواب را پیدا کرد :

1)      الفاظ آن به گونه ای چینش شده که بیان کردن مانند آن الفاظ در توان  انسان نیست .

2)      معنایی که در قرآن توسط الفاظ بیان شده معنایی است که بیان آن در توان انسان نیست .

 

 

اعجاز معنوی قرآن در بخشهای گوناگونی  ، معنا پیدا میکند که من به سه بخش آن اشاره میکنم :

1)      خبر های علمی قرآن : که با توجه  به کشفیات بشر بر اثر تلاش های زیاد ، قواعد علمی ای به ثبت میرسد که قرآن هزار وچهار صد  سال قبل و بدون این امکانات به آن اشاره کرده است .این بخش اعجاز قرآن ذهن بسیاری از دانشمندان را مجذوب خود کرده و آنها را متوجه خالقی میکند که برای رسیدن به این اطلاعات نیازمند ابزار های محدود بشری نیست که البته همین ابزارهای محدود هم در زمان نزول قرآن وجود نداشته بنا برین  میتوان به قرآن گفت : کاری که در توان بشر نیست .

2)      خبر هایی که قرآن بارها و بارها از آینده بیان میکند و آنها بدون هیچ تخلفی به وقوع میپیوندد.

3)      یک پارچگی و عدم اختلاف و تعارض در تمام متن ششصد صفحه ای قرآن .که با توجه که محدودیت نوشتار انسان ولو در حد  یک صفحه و اشکالات فراوانی که به همان نوشته محدود یک صفحه ای وارد میشود ، دلیلی بس قاطع برای کسانیست که ذهنی فعال و منتقد دارند ، آنگاه که جواب انتقادهایشان را بدون تعارض  از متن شریف قرآن میشنوند .

 

البته نباید غافل بود همانطور که اشاره شد،  استحکام اعجازی قرآن ، نتنها دلیلی محکم بر صدق ادعای نبوت  محمد است بلکه به معنایی دقیق تر ، دلیلی محکم بر اثبات وجود خداست .

 

 

 

حال در متن زیر برای هر کدام از موارد بالا  نمونه هایی را بیان میکنیم :

 

 

1)      اعجاز لفظی قرآن:

آیات زیادی در قرآن وجود دارد که از همه انسانها دعوت به مبارزه کرده است .

در طول تاریخ اسلام ، افراد زیادی از گروه های مختلفی همچون یهودی ها که به شهادت  تاریخ و حتی خود قرآن از دشمن ترین دشمنان اسلام می باشند ، سعی و تلاش فراوان کرده اند که این مبارزه طلبی قرآن را پاسخ داده و اثبات کنند که بیان الفاظ قرآن بشری بوده و در توان همه انسانها که یکی از آنها خود ما هستیم و دیگری محمد ، میباشد .

واگر قرآن و الفاظ آن در توان انسانها است باید محمد ، کار دیگری رابرای اثبات ادعای خود ، بکند که در توان بشریت نباشد .

اما هنوز هم نتوانسته اند به مبارزه طلبی قرآن پاسخ دهند و مانند و مثالی برای قرآن بیاورند  وادعای قرآن را نقش بر آب کنند .

من خارج از گود از تمام کسانی که استعداد های شکوفا دارند تمنا میکنم اگر میتوانند مانند قرآن بیاورند و این همه ادعاهای بیخود نکنند وسر فلک را در حلقوم حماقتشان فرو نبرند . بلکه قبل از هر گونه داد و فریاد متنی را آماده کنند که یارای مقابله با قرآن را داشته باشد .

 

البته محتوای متن برای ما مهم نیست بلکه چون ادعا شده چینش الفاظ نیز در توان بشر نیست فقط الفاظی بیاورند مانند الفاظ قرآن .

برای این کارشان حتی از خود محمد هم میتوانستند کمک بگیرند .

 

آنهایی که محتوای قرآن را خدایی میدانند ، قطعا  محتوای آیه سیزده سوره هود را  نیز،خدایی خواهند دانست .

این محتوای خدایی بیان میکند که حتی چینش الفاظ در توان محمد نیست از این روست که ضمن مبارزه طلبی برای آوردن الفاظی مانند الفاظ قرآن ، حتی قرآنی که به ادعای دشمنان محتوایی دروغین دارد ، از آنها میخواهد که از تمام توان بشریت استفاده کنند حتی از خود محمد نیز کمک بگیرند  :

آیه را ببینید    --  ( آیات تحدی و مبارزه طلبی را در پست بعدی مطالعه کنید ) --

 

هود : 13 أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ

آنها مى گویند: «محمد به دروغ این (قرآن) را (به خدا) نسبت داده (واین قرآن ساختگى است)

به آنها بگو:

اگر راست مى گویید، شما هم ده سوره ساختگى همانند این قرآن بیاورید

و تمام کسانى را که مى توانید به غیر از خدا برای انجام این کار دعوت کنید!» ( حتی خود محمد )

 

 

 

2)      اعجاز علمی قرآن :

 

1) کاهش اکسیژن در ارتفاعات

قرآن بیان میکند که هر چه بر ارتفاع زمین افزوده می شود اکسیژن موجود در جو کاهش پیدا میکند .این حقیقت را قرآن هزار و چهار صد سال پیش بیان میکند در حالی که رابطه کاهش اکسیژن در اثر افزایش ارتفاع،  در صد سال گذشته کشف شده است .

الأنعام : 125   فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ

آن كس را كه خدا بخواهد هدايت كند، سينه‏اش را براى  اسلام، گشاده مى سازد

 و آن كس را كه  بخواهد گمراه سازد، سينه‏اش را  تنگ مى‏كند مانند کسی که  به آسمان بالا میرود ،

 اين گونه خداوند پليدى را بر افرادى كه ايمان نمى‏آورند قرار مى‏دهد!

 

2) گرد بودن زمین

اما نکته علمی بعدی  ؛  قرآن از گرد بودن زمین خبر میدهد :

این آیات  را ببنید :

الصافات : 5   رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ رَبُّ الْمَشارِقِ

پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آنهاست، و پروردگار مشرقها!

 

المعارج : 40   فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُونَ

سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها كه ما قادريم ... (40)

 

مشرق یعنی مکان طلوع خورشید و مغرب یعنی مکان غروب خورشید

 

تنها در صورتی زمین میتواند مشرق ها و مغربهای  متعددی داشته باشد  که کروی و گرد باشد .

در حالی قرآن این حقیقت را بیان میکند که کشف این حقیقت به کمتر  از چهار صد سال گذشته باز میگردد .

 

 

 

 

3)      محافظ سه لایه ای جنین :

قرآن بیان میکند که جنین انسان در سه لایه رشد و تکامل پیدا میکند و چون در این سه لایه نور وجود ندارد از آن تعبیر به ظلمتهای سه گانه میکند :

 

الزمر : 6   يَخْلُقُكُمْ في‏ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ في‏ ظُلُماتٍ ثَلاثٍ ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ

 او شما را در شكم مادرانتان خلق کرد .  آفرينشى بعد از آفرينش ديگر، در ميان تاريكيهاى سه گانه!

 اين است خداوند، پروردگار شما كه حكومت (عالم هستى) از آن اوست هيچ معبودى جز او نيست پس چگونه از راه حق منحرف مى‏شويد؟!

 

امروزه دانشمندان این سه لایه را بعد از دست رسی به امکانات پیشرفته و مطالعات دقیق کشف کرده اند در حالی که خدای محمد ، این علم را قبلا  به محمد یاد داده بود .

نام این سه لایه  به این ترتیب  است :

پوست شکم مادر ، رحم ، و مشیمه .( یا پرده آمینون ، پرده کورین  و کیسه زرد )

 

( نقل شده از کتاب پژوهشی در اعجاز علمی قرآن نوشته دکتر محمد علی رضایی اصفهانی – صفحه 516 )

 

برای بررسی ابعاد بیشتر اعجاز علمی قرآن به کتابهایی که در این زمینه نوشته شده واین موارد را جمع آوری کرده  مراجعه فرمایید :

 

 

4)      اخباری که قرآن از آینده میدهد :

5)       

برای نمونه به یک مورد اشاره می کنم :

الروم : 2   غُلِبَتِ الرُّومُ

روميان شکست خوردند

الروم : 3   في‏ أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ

 (و اين شكست) در سرزمين نزديكى رخ داد امّا آنان پس از (اين) شکست ، بزودى پیروز  خواهند شد .

 

شان نزول:

این آیات  به این دلیل نازل شد كه در آن هنگام كه پيامبر صلی الله علیه وآله  در مكه بودند، و مؤمنان در اقليت قرار داشتند، جنگى ميان ايرانيان و روميان در گرفت، و در اين نبرد ايرانيان پيروز شدند.

 

مشركان مكه اين را به فال نيك گرفتند و دليل بر حقانيت شرك خود دانستند! و گفتند: ايرانيان مجوسى هستند و مشرك (دوگانه‏پرست) اما روميان مسيحيند و اهل كتاب، همانگونه كه" ايرانيان" بر" روميان" پیروز شدند ،  پيروزى نهايى نیز  از آن شرك است و طومار اسلام به زودى پيچيده خواهد شد و ما پيروز مى‏شويم.

گرچه اينگونه نتيجه‏گيريها پايه و مايه‏اى نداشت اما در آن جو و محيط براى تبليغ در ميان مردم جاهل خالى از تاثير نبود، لذا اين امر بر مسلمانان  فشار زیادی را وارد کرد .

آيات فوق نازل شد و قاطعانه گفت: گرچه ايرانيان در اين نبرد پيروز شدند اما چيزى نمى‏گذرد كه از روميان شكست خواهند خورد و حتى حدود زمان اين پيشگويى را نيز بيان داشت و گفت اين امر فقط در طول چند سال به وقوع مى‏پيوندد!.

اين پيشگويى قاطع قرآن نشانه اعجاز اين كتاب آسمانى و تکیه  آورنده آن به علم بى پايان پروردگاریست عالم به  غيب .

 

 

 

4)  یک پارچگی  متن قرآن

بارها و بارها شده که متنی را تنظیم نموده اید .البته به خاطر اهمیت موضوع  بارها آن را چک نموده اید که مبادا در آن خطا و دو گانه  گویی یا پارادوکس وجود نداشته باشد .حتی بعد از مطالعه دقیق آن را  به  متخصص آن رشته نیز نشان داده اید تا خطا های متن را بگیرد .واصطلاحا آنرا ویرایش کند ، اما باز هم احتمال خطا گیری وجود دارد .

تازه متن شما کمتر از یک صفحه نیز بوده است  .

 

گذشته از این

تمام کتاب هایی که انسانها نوشته اند ؛

حتی اگر علامه دهر بوده باشند ، پر از  تناقض و دو گانه گویی میباشد .

کتابی را پیدا نخواهید کرد که اول و آخر آن بدون هیچ گونه  تناقض باشد،  جز قران کریم .

 

امتحان کنید :

 

النساء : 82   أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً

آيا درباره قرآن نمى‏انديشند؟!

 اگر از سوى غير خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى‏يافتند.

 

همان طور که اشاره کردم این آیه نتنها  اعجاز قرآن را اثبات میکند بلکه به طور ضمنی اصل وجود قدرتی که توان بیان چنین کتابی را فقط او دارد ، نیز اثبات میکند .

 

اگر قرآن کار غیر خدا بود در آن اختلافات زیادی یافت میشد .

اکنون که در آن هیچ اختلافی وجود ندارد ، این یعنی خدا وجود دارد  و قرآن  نیز از جانب او برای انسانهایی آمده که اهل اندیشه و تفکر هستند .

 

قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا يُتْلى‏ عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً

الإسراء : 107
به آنها بگو : «چه به قرآن ايمان بياوريد، و چه ايمان نياوريد،

 كسانى كه پيش از آن به آنها دانش داده شده است ،

هنگامى كه (اين آيات) بر آنان خوانده مى‏شود، سجده‏كنان به خاك مى‏افتند .

 

 

 

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

السلام علیک  ایها النبی  و رحمه الله و برکاته

والسلام علینا و علی عباد الله الصالحین


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/02/30 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


چرا قرآن معجزه است ؟

به نام خدا

 


این بحث به کسانی که وجود  خدا را قبول ندارند مربوط نمیشود .

ولطفا کسانی که خدا را قبول ندارند در بحث ما دخالت نکنند البته عقل های رشد یافته متوجه این نکته هستند که چون ادعای نبوت با خود یک ادعای دیگر نیز به همراه دارد وآن ادعای وجود داشتن  خداییست که شخص مدعی نبوت  میخواهد از جانب او برای ما خبر بیاورد بنابرین اگر ادعای نبوت ثابت شود ، وجود خدا نیز ثابت خواهد شد .

در هر حال در این پست ها  میتوانید اثبات وجود خدا را مطالعه نموده ، بعد ادامه بحث را پیگیری کنید .

نه خود خالق خویشند و نه هیچ

 

چرا قرآن معجزه است ؟

 

با کمال تعجب باید پرسید :  قرآن چه شاخصه هایی دارد که به آن معجزه گفته میشود ؟

خیلی از انسانهایی که شمه ای  از عقل و عقل گرایی به مشامشان رسیده   ،وقتی میشنوند کسی ادعا میکند من از جانب خداوند ، خبر آورده ام بر انگیخته میشوند تا تحقیق کنند  او چه میگوید وآیا راست میگوید ؟!

 

از طرفی آنها خبر آوردن از جانب خدا  را محال نمیدانند واحتمال چنین اتفاقی را همیشه میدهند .

از طرفی احتمال این را میدهند که او دروغ بگوید .

 

پس:

نه کلام او را رد میکنند، چون ممکن است حقیقتا او از جانب خدا خبرآورده باشد و احتمال این را میدهند که  با رد کلام او حقیقتی  عظیم را از دست بدهند .

ونه کلام او را قبول میکنند ، چرا که ممکن است ادعای او یک ادعای دروغین باشد وبا عمل به گفتار او خود را به تکلّف و سختی انداخته باشند و ضرر های زیادی را به خود و دیگران تحمیل کنند .

 

پس آنها اولین کاری که میکنند این است که از شک و گمان خارج شوند و با اقامه دلیل محکم و ثابت عقلانی ؛ یا صدق و درستی ادعای گوینده را اثبات کنند یا با اقامه دلیل محکم ، بطلان ادعای او را اثبات نمایند  .

 

در هر حال انسان عاقل  به شک و گمان خود ترتیب اثر نمیدهد .

من شک دارم و شاید  او واقعا نبی خدا باشد  ، پس شاید  او نبی خدا نباشد .

درست مانند کسی که شک دارد الآن روز است ، چنین کسی قطعا  شک خواهد داشت که شاید آلان شب باشد .

پس من همان طور که نمیتوانم ادعای او را بپذیرم ، همان طور نخواهم توانست ادعای او را رد کنم .

این همان معنای ترتیب اثر ندادن به شکیات و گمان هاست .

چرا که رد ادعای او بدون دلیل ، عمل کردن به ظنیات است ، همان طور که قبول ادعای او بدون دلیل ، عمل به ظنیات خواهد بود .

پس باید کسی که ادعای نبوت میکند یک دلیل محکم بر صحت ادعای خود اقامه کند والا ادعای اشخاص به درد ما نمیخورد .

اگر دلیلی محکم برای اثبات ادعای خودش نداشته باشد سخنان او برای ما هیچ اهمیتی نخواهد داشت  .

اما چون این امکان وجود دارد که او دلیل محکمی برای ادعای خود داشته باشد ، هر انسان عاقلی به این  امکان و احتمال نیز ترتیب اثر نمیدهد بلکه در مقام تحقیق بر خواهد آمد تا اثبات کند که آیا دلیلی قطعی وجود دارد یا نه .

 

 

اکنون سوال اساسی این است که :

دلیل محمد برای ادعای نبوتش چه بوده و چیست ؟

محمد نیز مانند سایر انبیاء  .

همانگونه که ما از انبیاء الهی توقع داریم کاری را انجام دهند که انجام آن در توان بشر نیست ، همان گونه توقع داریم محمد نیز چنین کاری را انجام دهد .

و اگر هیچ کسی نتواند کاری را انجام دهد که از توان بشر خارج است بلکه همه آنهایی که ادعای نبوت دارند کارهایی را انجام می دهند که انسان ها هم میتوانند مثل آن کار را بکنند ، پس  بین آنها و سایر انسانها تفاوتی وجود نخواهد داشت ودیگر ادعای آنها برای ما قابل قبول نخواهد بود .

 

ما از نبوت سایر انبیاء الهی خبری در دست نداریم ( البته با توجه به این که در مقام اثبات  قرآن هستیم وهنوز قرآن ثابت نشده است  )  چرا که تنها دلیل معتبر ، قرآن خواهد بود .

 

واین یعنی یک تفاوت عمده بین معجزه محمد ومعجزه  سایر انبیاء الهی .

به بیانی واضح تر  معجزه  محمد در نبودش نیز یک معجزه خواهد بود به خلاف معجزه سایر انبیاء.

علت این نکته را باید در ختم وحی جست و جو کرد . تفصیلا به یاری خدا این مطلب بیان خواهد شد.

 

اما هنوز ما به پاسخ سوالمان نرسیده ایم :
محمد چه کاری را کرده  که انجام آن در توان انسانها نیست ؟

وآن چه کاری است که چون او چنین کاری را کرده در حالی که خود او یک انسان است پس ما باید  بفهمیم واقعا دستش در دست  یک موجود بینیاز است ؟

 

 

محمد ادعا میکند من پیامبر خدا هستم .

وبرای اثبات ادعای خود ، قرآن را به عنوان معجزه به ما معرفی میکند .

حال باید بررسی کنیم و ببینیم که قرآن چه شاخصه هایی دارد که انجام آن شاخصه ها از توان بشریت خارج میباشد ؟

در دو بخش عمده میتوان جواب را پیدا کرد :

1)      الفاظ آن به گونه ای چینش شده که بیان کردن مانند آن الفاظ در توان  انسان نیست .

2)      معنایی که در قرآن توسط الفاظ بیان شده معنایی است که بیان آن در توان انسان نیست .

 

 

اعجاز معنوی قرآن در بخشهای گوناگونی  ، معنا پیدا میکند که من به سه بخش آن اشاره میکنم :

1)      خبر های علمی قرآن : که با توجه  به کشفیات بشر بر اثر تلاش های زیاد ، قواعد علمی ای به ثبت میرسد که قرآن هزار وچهار صد  سال قبل و بدون این امکانات به آن اشاره کرده است .این بخش اعجاز قرآن ذهن بسیاری از دانشمندان را مجذوب خود کرده و آنها را متوجه خالقی میکند که برای رسیدن به این اطلاعات نیازمند ابزار های محدود بشری نیست که البته همین ابزارهای محدود هم در زمان نزول قرآن وجود نداشته بنا برین  میتوان به قرآن گفت : کاری که در توان بشر نیست .

2)      خبر هایی که قرآن بارها و بارها از آینده بیان میکند و آنها بدون هیچ تخلفی به وقوع میپیوندد.

3)      یک پارچگی و عدم اختلاف و تعارض در تمام متن ششصد صفحه ای قرآن .که با توجه که محدودیت نوشتار انسان ولو در حد  یک صفحه و اشکالات فراوانی که به همان نوشته محدود یک صفحه ای وارد میشود ، دلیلی بس قاطع برای کسانیست که ذهنی فعال و منتقد دارند ، آنگاه که جواب انتقادهایشان را بدون تعارض  از متن شریف قرآن میشنوند .

 

البته نباید غافل بود همانطور که اشاره شد،  استحکام اعجازی قرآن ، نتنها دلیلی محکم بر صدق ادعای نبوت  محمد است بلکه به معنایی دقیق تر ، دلیلی محکم بر اثبات وجود خداست .

 

 

 

حال در متن زیر برای هر کدام از موارد بالا  نمونه هایی را بیان میکنیم :

 

 

1)      اعجاز لفظی قرآن:

آیات زیادی در قرآن وجود دارد که از همه انسانها دعوت به مبارزه کرده است .

در طول تاریخ اسلام ، افراد زیادی از گروه های مختلفی همچون یهودی ها که به شهادت  تاریخ و حتی خود قرآن از دشمن ترین دشمنان اسلام می باشند ، سعی و تلاش فراوان کرده اند که این مبارزه طلبی قرآن را پاسخ داده و اثبات کنند که بیان الفاظ قرآن بشری بوده و در توان همه انسانها که یکی از آنها خود ما هستیم و دیگری محمد ، میباشد .

واگر قرآن و الفاظ آن در توان انسانها است باید محمد ، کار دیگری رابرای اثبات ادعای خود ، بکند که در توان بشریت نباشد .

اما هنوز هم نتوانسته اند به مبارزه طلبی قرآن پاسخ دهند و مانند و مثالی برای قرآن بیاورند  وادعای قرآن را نقش بر آب کنند .

من خارج از گود از تمام کسانی که استعداد های شکوفا دارند تمنا میکنم اگر میتوانند مانند قرآن بیاورند و این همه ادعاهای بیخود نکنند وسر فلک را در حلقوم حماقتشان فرو نبرند . بلکه قبل از هر گونه داد و فریاد متنی را آماده کنند که یارای مقابله با قرآن را داشته باشد .

 

البته محتوای متن برای ما مهم نیست بلکه چون ادعا شده چینش الفاظ نیز در توان بشر نیست فقط الفاظی بیاورند مانند الفاظ قرآن .

برای این کارشان حتی از خود محمد هم میتوانستند کمک بگیرند .

 

آنهایی که محتوای قرآن را خدایی میدانند ، قطعا  محتوای آیه سیزده سوره هود را  نیز،خدایی خواهند دانست .

این محتوای خدایی بیان میکند که حتی چینش الفاظ در توان محمد نیست از این روست که ضمن مبارزه طلبی برای آوردن الفاظی مانند الفاظ قرآن ، حتی قرآنی که به ادعای دشمنان محتوایی دروغین دارد ، از آنها میخواهد که از تمام توان بشریت استفاده کنند حتی از خود محمد نیز کمک بگیرند  :

آیه را ببینید    --  ( آیات تحدی و مبارزه طلبی را در پست بعدی مطالعه کنید ) --

 

هود : 13 أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ

آنها مى گویند: «محمد به دروغ این (قرآن) را (به خدا) نسبت داده (واین قرآن ساختگى است)

به آنها بگو:

اگر راست مى گویید، شما هم ده سوره ساختگى همانند این قرآن بیاورید

و تمام کسانى را که مى توانید به غیر از خدا برای انجام این کار دعوت کنید!» ( حتی خود محمد )

 

 

 

2)      اعجاز علمی قرآن :

 

1) کاهش اکسیژن در ارتفاعات

قرآن بیان میکند که هر چه بر ارتفاع زمین افزوده می شود اکسیژن موجود در جو کاهش پیدا میکند .این حقیقت را قرآن هزار و چهار صد سال پیش بیان میکند در حالی که رابطه کاهش اکسیژن در اثر افزایش ارتفاع،  در صد سال گذشته کشف شده است .

الأنعام : 125   فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ

آن كس را كه خدا بخواهد هدايت كند، سينه‏اش را براى  اسلام، گشاده مى سازد

 و آن كس را كه  بخواهد گمراه سازد، سينه‏اش را  تنگ مى‏كند مانند کسی که  به آسمان بالا میرود ،

 اين گونه خداوند پليدى را بر افرادى كه ايمان نمى‏آورند قرار مى‏دهد!

 

2) گرد بودن زمین

اما نکته علمی بعدی  ؛  قرآن از گرد بودن زمین خبر میدهد :

این آیات  را ببنید :

الصافات : 5   رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ رَبُّ الْمَشارِقِ

پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آنهاست، و پروردگار مشرقها!

 

المعارج : 40   فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُونَ

سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها كه ما قادريم ... (40)

 

مشرق یعنی مکان طلوع خورشید و مغرب یعنی مکان غروب خورشید

 

تنها در صورتی زمین میتواند مشرق ها و مغربهای  متعددی داشته باشد  که کروی و گرد باشد .

در حالی قرآن این حقیقت را بیان میکند که کشف این حقیقت به کمتر  از چهار صد سال گذشته باز میگردد .

 

 

 

 

3)      محافظ سه لایه ای جنین :

قرآن بیان میکند که جنین انسان در سه لایه رشد و تکامل پیدا میکند و چون در این سه لایه نور وجود ندارد از آن تعبیر به ظلمتهای سه گانه میکند :

 

الزمر : 6   يَخْلُقُكُمْ في‏ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ في‏ ظُلُماتٍ ثَلاثٍ ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ

 او شما را در شكم مادرانتان خلق کرد .  آفرينشى بعد از آفرينش ديگر، در ميان تاريكيهاى سه گانه!

 اين است خداوند، پروردگار شما كه حكومت (عالم هستى) از آن اوست هيچ معبودى جز او نيست پس چگونه از راه حق منحرف مى‏شويد؟!

 

امروزه دانشمندان این سه لایه را بعد از دست رسی به امکانات پیشرفته و مطالعات دقیق کشف کرده اند در حالی که خدای محمد ، این علم را قبلا  به محمد یاد داده بود .

نام این سه لایه  به این ترتیب  است :

پوست شکم مادر ، رحم ، و مشیمه .( یا پرده آمینون ، پرده کورین  و کیسه زرد )

 

( نقل شده از کتاب پژوهشی در اعجاز علمی قرآن نوشته دکتر محمد علی رضایی اصفهانی – صفحه 516 )

 

برای بررسی ابعاد بیشتر اعجاز علمی قرآن به کتابهایی که در این زمینه نوشته شده واین موارد را جمع آوری کرده مراجعه فرمایید :

 

4)      اخباری که قرآن از آینده میدهد :

5)       

برای نمونه به یک مورد اشاره می کنم :

الروم : 2   غُلِبَتِ الرُّومُ

روميان شکست خوردند

الروم : 3   في‏ أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ

 (و اين شكست) در سرزمين نزديكى رخ داد امّا آنان پس از (اين) شکست ، بزودى پیروز  خواهند شد .

 

شان نزول:

این آیات  به این دلیل نازل شد كه در آن هنگام كه پيامبر صلی الله علیه وآله  در مكه بودند، و مؤمنان در اقليت قرار داشتند، جنگى ميان ايرانيان و روميان در گرفت، و در اين نبرد ايرانيان پيروز شدند.

 

مشركان مكه اين را به فال نيك گرفتند و دليل بر حقانيت شرك خود دانستند! و گفتند: ايرانيان مجوسى هستند و مشرك (دوگانه‏پرست) اما روميان مسيحيند و اهل كتاب، همانگونه كه" ايرانيان" بر" روميان" پیروز شدند ،  پيروزى نهايى نیز  از آن شرك است و طومار اسلام به زودى پيچيده خواهد شد و ما پيروز مى‏شويم.

گرچه اينگونه نتيجه‏گيريها پايه و مايه‏اى نداشت اما در آن جو و محيط براى تبليغ در ميان مردم جاهل خالى از تاثير نبود، لذا اين امر بر مسلمانان  فشار زیادی را وارد کرد .

آيات فوق نازل شد و قاطعانه گفت: گرچه ايرانيان در اين نبرد پيروز شدند اما چيزى نمى‏گذرد كه از روميان شكست خواهند خورد و حتى حدود زمان اين پيشگويى را نيز بيان داشت و گفت اين امر فقط در طول چند سال به وقوع مى‏پيوندد!.

اين پيشگويى قاطع قرآن نشانه اعجاز اين كتاب آسمانى و تکیه  آورنده آن به علم بى پايان پروردگاریست عالم به  غيب .

 

 

 

4)  یک پارچگی  متن قرآن

بارها و بارها شده که متنی را تنظیم نموده اید .البته به خاطر اهمیت موضوع  بارها آن را چک نموده اید که مبادا در آن خطا و دو گانه  گویی یا پارادوکس وجود نداشته باشد .حتی بعد از مطالعه دقیق آن را  به  متخصص آن رشته نیز نشان داده اید تا خطا های متن را بگیرد .واصطلاحا آنرا ویرایش کند ، اما باز هم احتمال خطا گیری وجود دارد .

تازه متن شما کمتر از یک صفحه نیز بوده است  .

 

گذشته از این

تمام کتاب هایی که انسانها نوشته اند ؛

حتی اگر علامه دهر بوده باشند ، پر از  تناقض و دو گانه گویی میباشد .

کتابی را پیدا نخواهید کرد که اول و آخر آن بدون هیچ گونه  تناقض باشد،  جز قران کریم .

 

امتحان کنید :

 

النساء : 82   أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً

آيا درباره قرآن نمى‏انديشند؟!

 اگر از سوى غير خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى‏يافتند.

 

همان طور که اشاره کردم این آیه نتنها  اعجاز قرآن را اثبات میکند بلکه به طور ضمنی اصل وجود قدرتی که توان بیان چنین کتابی را فقط او دارد ، نیز اثبات میکند .

 

اگر قرآن کار غیر خدا بود در آن اختلافات زیادی یافت میشد .

اکنون که در آن هیچ اختلافی وجود ندارد ، این یعنی خدا وجود دارد  و قرآن  نیز از جانب او برای انسانهایی آمده که اهل اندیشه و تفکر هستند .

 

قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا يُتْلى‏ عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً

الإسراء : 107
به آنها بگو : «چه به قرآن ايمان بياوريد، و چه ايمان نياوريد،

 كسانى كه پيش از آن به آنها دانش داده شده است ،

هنگامى كه (اين آيات) بر آنان خوانده مى‏شود، سجده‏كنان به خاك مى‏افتند .

 

 

 

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

السلام علیک  ایها النبی  و رحمه الله و برکاته

والسلام علینا و علی عباد الله الصالحین


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/02/28 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت


پاسخی دندان شکن به مجتهد شبستری و سروش

به نام خدا

 

 عده ای  مسلمان عقل گرا که بخار حماقتشان شفا دهنده هر نوع مرضی میباشد؛ ادعا میکنند قرآن ساخته دست رسول خداست ( صلی الله علیه وآله )

 خداوند در قرآن به کسانی که میگفتند ؛ قرآن دروغ و بافته های رسول خداست چنین جواب میدهد :

گیرم محتوای قرآن یک محتوای بیخود و دروغ و بافتنی است ، پس شما هم مانند این دروغ ها و بدون در نظر داشتن محتوا ، ده سوره بیاورید .

برای انجام این کارتان حتی از رسول من محمد نیز کمک بگیرید . 

 این آیات اشاره به این دارد که حتی بیان ظاهری و انتخاب الفاظ قرآن از توان بشر خارج میباشد ودر این نکته بین محمد صلی الله علیه وآله و سایر انسانها فرقی وجود ندارد . 

البته  انتخاب الفاظ و چینش ظاهری بدون در نظر گرفتن محتوا  مورد مبارزه طلبی قرار گرفته است .  

خواه محتوا باطل باشد خواه صحیح؛ چنیش الفاظ در توان بشر نیست .

 

هود : 13 أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ

آنها مىگویند: «محمد به دروغ این (قرآن) را (به خدا) نسبت داده (واین قرآن ساختگى است)

به آنها بگو:

اگر راست مى گویید، شما هم ده سوره ساختگى همانند این قرآن بیاورید

و تمام کسانى را که مى توانید به غیر از خدا برای انجام این کار دعوت کنید!»

 

 هر کسی غیر خدا ؛ حتی از محمد صلی الله علیه وآله  کمک بگیرید   

 

 نکته ای که از دید این عقل گراهای بی عقل مخفی مانده ، اعجاز قرآن و مبارزه طلبی قرآن میباشد .

سرّ اعجاز قرآن به عنوان وسیله ای که قرار است کسی را که ادعای نبوت می کند تصدیق کند باید در عجز و ناتوانی  انسان از آوردن و انجام آن کار باشد . 

به بیانی ساده تر :

 

چون کسی که ادعای نبوت میکند ، کاری را انجام میدهد که از دست نوع بشر و انسان خارج است در حالی که خود ادعا کننده نیز انسانی مانند سایر انسانها ست ، ما میفهمیم این کار، کار او نیست ؛ بلکه منشاء این کار خداوند تبارک و تعالی بوده که با اجازه او شخص ادعا کننده ای که میگوید من از جانب خدا برای شما خبر آوردم ؛ آن کار را انجام میدهد . 

قرآن نیز از این قاعده جدا و خارج نیست . 

بلکه چون آوردن مانند قرآن حتی از عهده رسول خدا محمد صلی الله علیه وآله  خارج است ؛ ما می فهمیم او نبی خداست . 

درست مثل شفا دادن کور و زنده کردن مرده توسط عیسی علیه السلام ؛ که چون چنین کار هایی از توان حتی خود او خارج است ما میفهمیم او از جانب کسی خبر آورده که به اذن او مرده ها زنده میشوند . 

به یاری خدا در بحث های آینده به طور دقیق ابعاد اعجاز قران و دلایل بیشتری که خود خدا بر نزول قرآن به طور کامل از جانب خود خبر داده ارائه خواهد شد . 

 

در این آیه خداوند می فرماید : اگر در آنچه ما تمام آن را بر محمد نازل کردیم شک دارید و گمان میکنید خودش آن ها را بافته ؛ پس شما هم  که مانند او انسان هستید پس سوره مانند سوره های قرآن بیاورید  در این کار  نیز از هر کسی غیر خدا کمک بگیرید: 

 

البقرة : 23 وَ إِنْ کُنْتُمْ فی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ

و اگر در باره آنچه بر بنده خود [پیامبر] نازل کردهایم شک و تردید دارید، (دست کم) یک سوره همانند آن بیاورید و گواهان خود را- غیر خدا- براى این کار، فرا خوانید اگر راست مى گویید! (23)

 در این آیه :   

 اگر میگویید این قرآن را خود محمد بافته  پس شما هم که مانند او یک انسان هستید و باید بتوانید سوره ای مانند سوره های همان قرآنی که میگیید دروغین است بیاورید و حتی برای این کار از خود محمد نیز کمک بگیرید . 

هر گز نخواهید توانست بدون کمک خدا مانند قران بیاورید حتی اگر خود محمد که مورد اتهام شماست و میگویید در آوردن قران نقش داشته کمکتان بکند . 

 

یونس : 38 أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ  

 

آیا آنها مى گویند: «محمد قرآن را بدروغ به خدا نسبت داده است»؟!  

بگو: «اگر راست مى گویید، یک سوره همانند آن بیاورید و غیر از خدا، هر کس را مى توانید (به یارى) طلبید!

 

  در این آیه خداوند میگوید :  

 

 تمام انس و جن که یکی از آنها خود رسول خداست اگر جمع شوند که مثالی مانند این قرآن بیاورند حتی به اندازه یک آیه ؛ هر گز نخواهند توانست چنین کاری را بکنند . 

مثالی مانند قرآن اعم از آیه ، سوره و تمام کتاب قرآن  

 

الإسراء : 88 قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهیراً

بگو: «اگر انسانها و پریان (جن و انس) اتفاق کنند که همانند این قرآن را بیاورند، همانند آن را نخواهند آورد هر چند یکدیگر را (در این کار) کمک کنند. (88) 

 

در این آیه ؛ بخلاف آیات قبل که اشاره به اعجاز ظاهری و  ناتوانی بشر حتی از بیان الفاظی مانند قرآن  داشت ؛ در این آیه اشاره به محتوای دقیق آن دارد   :  

خداوند محتوای قرآن را به عنوان یک کتاب هدایت گر در نظر ما جلوه داده و میگوید صرف نظر از اعجاز الفاظ و جمله بندی قرآن اگر میتوانید کتابی را بیاورید که در بعد هدایتگری از قرآن قوی تر باشد . هر گز نمیتوانید . 

کتابی مانند قرآن :

 

القصص : 49 قُلْ فَأْتُوا بِکِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ هُوَ أَهْدى مِنْهُما أَتَّبِعْهُ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ

بگو: «اگر راست مى گویید (که تورات و قرآن از سوى خدا نیست)، کتابى هدایت بخش تر از این دو از نزد خدا بیاورید، تا من از آن پیروى کنم!» (49) 

  

باید به ریش عقل گرا ها خندید ، چرا که گرایش آنها به سمت عقل حاکی از نبودن آنها در وادی عقلانیت است .

جناب سروش، مجتهد شبستری و احمق هایی که هنوز هم معقدند قرآن ساخته دست رسول خداست .

به برکت این نظام و مصلحت سنجی هایش ؛ نفس بکشید  

و گردن هاتان را کلفت کنید 

 که زمانی که شمشیر عدالت دست ما بیوفتد ، ما اهل مصلحت سنجی نخواهیم بود . 

 

پست مربوط:

چرازبان قرآن عربیست ؟

 

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم  


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/02/16 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


تمام موضوعات مورد نیاز در قرآن هست

 به نام خدا  

  

 دو دسته دلیل بر شامل بودن قران بر تمامی موضو عات وجود دارد : 

۱) دلیل اعتقادی: 

محال است خداوند اراده هدایت بشریت را داشته باشد اما حکم موضوعی که در راستای سعادت او قرار دارد را بیان نکرده باشد . خصوصا که بر مسئله ختم وحی نیز تصریح کرده است و لازمه اتمام وحی و بسته شدن دریچه ارتباطی انسان با خدا دو چیز است :  

       یک ) کامل بودن آخرین وحی الهی. 

       دو )  همیشگی بودن و غیر قابل دست برد بودن آن .

     چرا که محال است که هم خداوند بخواهد وحی دیگری نفرستد وهم آخرین وحی او از بین برود یا قابلیت از بین رفتن را داشته باشد و در عین حال خداوند  اراده هدایت بشریت را نیز داشته باشد بنابراین قرآن غیر قابل تحریف میباشد . 

 

۲) دلیل دوم دلیلی نقلی از متن خود قرآن و روایات میباشد که خداوند شهادت میدهد قرآن شامل تمامی موضوعات میباشد :

       ۱) - وای محمد- ما قرآن را بر تو نازل کردیم در حالی که قرآن بیان کننده تمامی اشیاء  و سبب هدایت و رحمت برای مسلمانان میباشد .

ِ  وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى‏ لِلْمُسْلِمینَ (89)النحل  

       ۲) امروز دینتان را برای شما کامل کردم  و نعمتم را بر مشا تمام کردم و برای شما راضی شدم که اسلام دین تان باشد  

 ...أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً ...المائدة : 3

        ۳) ما  از هیچ چیز در این کتاب، فرو گذار نکردیم  سپس همگى به سوى پروردگارشان محشور مى‏گردند.  

 ...ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْ‏ءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ الأنعام : 38 

       ۴) وما قرآن را بر تو نازل نکردیم مگر برای این که برای انسانها تمام چیز هایی که در آن اختلاف دارند تبیین شود و قرآن سبب هدایت و رحمت است برای کسانی که به آن ایمان میآورند .

 وَ ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فیهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ (64)النحل

 

امام صادق علیه السلام فرمودند :

هیچ مسئله ای نیست که دو نفر در آن مسئله اختلاف با هم پیدا کنند مگر این که برای آن مسئله اصلی در قرآن خواهد بود .لکن عقل های مردان به آن نمیرسد .

 

( به همین دلیل اهل بیت علیهم السلام اصل های قرآنی را برای ما تبیین میکنند و اهل سنت که از اهل بیت که مفسرین قرآن هستند دورند در حقیقت از تمامی مفاهیم قرآنی دور میباشند .چرا که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله میفرمایند : دور ترین چیز از ذهن مردان تفسیر قرآن میباشد .

بر همین اساس خدواند در قرآن تفسیر و بیان تاویلات را شان راسخون که همان اهل بیت پیامبر علیهم السلام می باشند معرفی میکند.

امیرمومنین علی علیه السلام میفرمانید :

نحن الراسخون فی العلم --ما راسخون در علمیم .

وما یعلم تاویله الا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ (7) آل عمران

 

در این روایت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله اهل بیت را کسانی معرفی میکنند که میتوانند تاویلات قران را بیان کنند

علی بن ابی طالب کیست و اعتقاد شیعه چیست ؟

 

 

الكافي     1     6۰
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا مِنْ أَمْرٍ يَخْتَلِفُ فِيهِ اثْنَانِ إِلَّا وَ لَهُ أَصْلٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَكِنْ لَا تَبْلُغُهُ عُقُولُ الرِّجَالِ 
 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/02/14 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


مصلحت اندیشی در برابر احکام خدا

به نام خدا

عده ای حکم خدا را خالی از مصلحت میدانند .

عده ای که حماقتشان به اوج فلک میرسد؛ حکم خدا را دارای مفسده و ضرر و زیان میدانند و گذشته از این خود را مسلمان عاقل معرفی میکنند و میگوید باید خلاف حکم خدا را عمل کرد چرا که حکم خدا ضرر دارد و عقل میگوید خوب نیست .

الف بای املا نویسی آنها کودکستانیست ، البته اگرفرض بگیریم که احمق نیستند .

خداوند کسانی را که در برابر احکام او تسلیم نباشند کافر میخواند و حتی عنوان کافر حقیقی را به آنها نسبت میدهد .             تبعیض در احکام خدا کفر حقیقیست

چنین کسانی که مصلحت اندیشی آنها برپایه آگاهی های محدود شان نسبت به عالم ماده و یافته های محدود حواس پنج گانه میباشد و راهی به عالم اسرار و حقایق ماوراء عالم ماده ندارند ، در برابر احکام کسی مصلحت اندیشی میکنند ، که خود را عالم به همه اسرار آسمان ها و زمین معرفی میکند و میگوید علم من بر همه امور احاطه کامل دارد .

الفرقان : 6 قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ كانَ غَفُوراً رَحيماً

بگو: «كسى قرآن را نازل كرده كه اسرار آسمانها و زمين را مى داند او آمرزنده و مهربان بوده است!

الطلاق : 12 وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً

واينكه خداوند علمش بر همه چيز احاطه دارد! (12)

تازه ما امکان چینش خطا و خطای در صدور حکم را که در آنها موج میزند نادیده گرفته ایم ، همان حکمی که بر اساس اطلاعات ناقص و محدود به ماده می خواهند صادر کنند .

 

1) چنین کسانی در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله نیز وجود داشته اند و خداوند به رسولش میگوید اگر درمقابل آیات من مصلحت اندیشی کردند ، چیز تازه ای نیست ، بلکه این مسئله در زمان پیامبران قبل از تو نیز اتفاق افتاده است .

حال با هم ادامه ایات را از سوره فاطر پیگیری میکنیم :

 

وَ إِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ وَ إِلىَ اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ(4)

اگر تو را تكذيب كنند بدان که پيامبران پيش از تو نيز تكذيب شده اند و همه امور بسوى خدا بازمى گردد.

 

2) کسانی که ایمان آورده اند باید بدانند:

اینکه خداوند میفرماید ، سر انجام امور تکذیب کنندگان به من بر میگردد یک وعده ایست الهی ،که حقیقت پیدا خواهد کرد و گذشت زمان و طول مدت دنیا و قدرت ظاهری تکذیب کنندگان آیات الهی آنها را فریب ندهد .

يَأَيهَُّا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الحَْيَوةُ الدُّنْيَا وَ لَا يَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ(5)

اى مردم! وعده خداوند حقّ است مبادا زندگى دنيا شما را فریب دهد، و مبادا شيطان شما را فريب دهد و مبادا این گمراهی وناامیدی از وعده خدا شما سبب گمراهی شما از خود خداوند شود .

 

 3) شیطان دشمن مومنین است ، با دشمن باید دشمنی کرد . تازه شیطان برای دشمنی با مومنین از دوستانش کمک میگیرید همان کسانی که در برابر احکام خدا مصلحت سنجی میکنند و پیامبر خدا و احکام او را تکذیب میکنند .

إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكمُْ عَدُوٌّ فَاتخَِّذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا يَدْعُواْ حِزْبَهُ لِيَكُونُواْ مِنْ أَصحَْابِ السَّعِيرِ(6)

البتّه شيطان دشمن شماست، پس او را دشمن خود بدانید . او حزبش را دعوت مىكند تا اهل آتش سوزان (جهنّم) باشند!

 

 4) کسانی که آیات خدا را تکذیب میکنند به این وسیله که در برابر آیات خدا مصلحت اندیشی میکنند و آن آیات را دارای مفسده میدانند کافر هستند و باید منتظر عذاب خداوند باشند.

در مقابل مومنین نیز باید بر این مصلحت اندیشی ها صبر کنند و منتظر وعده های خداوند و پاداش کبیر و آمرزش گناهان خودشان باشند .

 

الَّذِينَ كَفَرُواْ لهَُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لهَُم مَّغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ(7)

كسانى كه راه كفر پيش گرفتند، براى آنان عذابى سخت است و كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند، آمرزش و پاداش بزرگ از آن آنهاست!

5) به یقین کسانی که تسلیم محض احکام خداوند بودند با کسانی که زشتی های اعمالشان برایشان زیبا به نظر میرسید و گمان میکردند چه خوب اندیشه میکنند و چه خوب نظر در مقابل خداوند و احکام او میدهند تفاوت زیادی وجود دارد

6) و شما ای مومنین و ای پیامبر خدا هر گز بر کسانی که زشتی مصلحت اندیشی هایشان در برابر حکم خدا به چشمانشان زیبا می آید غصه و غم و حسرت بر هدایت آنها نخورید .

 

أَ فَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَءَاهُ حَسَنًا فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاءُ وَ يهَْدِى مَن يَشَاءُ فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيهِْمْ حَسَرَاتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمُ بِمَا

يَصْنَعُونَ(8)

آيا كسى كه عمل بدش براى او آراسته شده و آن را خوب و زيبا مىبيند (همانند كسى است كه واقع را آن چنان كه هست مىيابد وتسلیم احکام خداست )؟!

خداوند هر كس را بخواهد گمراه مى سازد و هر كس را بخواهد هدايت مى كند پس جانت به خاطر شدّت تأسف بر آنان از دست نرود خداوند به آنچه انجام مى دهند داناست!

  

7) خداوند زمانی را که مصلحت اندیشان جرات نفس کشیدن دارند به زمین خشکی تشبیه میکند که روزی باران بر آن خواهد بارید و آن زمان و زمین را با احکام خودش زنده خواهد کرد .

 

وَ اللَّهُ الَّذِى أَرْسَلَ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سحََابًا فَسُقْنَاهُ إِلىَ بَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَحْيَيْنَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتهَِا كَذَالِكَ النُّشُورُ(9)

خداوند كسى است كه بادها را فرستاد تا ابرهايى را به حركت درآورند سپس ما اين ابرها را به سوى زمين مردهاى رانديم و به وسيله آن، زمين را پس از مردنش زنده مىكنيم رستاخيز نيز همين گونه است!

 

8) در پایان خداوند خودش را منشاء حقیقی عزت و سر افرازی معرفی میکند و دوباره تکرار میکند که این عزت پوشالی آنهایی که در برابر حکم خدا مصلحت سنجی کردند از بین خواهد رفت چرا که تمام عزت از آن خداست .

خداوند در این آیه این مصلحت اندیشی آنها را که خالی از هر گونه حقیقت است چرا که خداوند حقیقتا مصلحت ها را آگاه است و هر حکمی که او بدهد دارای مصلحت حقیقیست و احکام مخالف حکم خدا قطعا خالی از هر گونه مصلحت خواهد بود.

بنابر این به مصلحت اندیشی آنها مکر و نیرنگ میگوید .

مَن كاَنَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَللهَِِّ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكلَِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّلِحُ يَرْفَعُهُ وَ الَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيَِّاتِ لهَُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَ مَكْرُ أُوْلَئكَ هُوَ يَبُورُ(10)

كسى كه خواهان عزّت است بدانند که تمام عزّت براى خداست .

سخنان پاكيزه به سوى او صعود مى كند، و عمل صالح را بالا مى برد و آنها كه نقشه هاى بد مى كشند، عذاب سختى براى آنهاست و مكر آنان نابود مى شود.

 

 نفی علم از بشریت  همان چیزیست که سبب نزول وحی و قرآن شد :

 

در این آیات خداوند از انسان و بشریت نفی علم مطلق میکندو میگوید آن کسی که علم دارد فقط خداست . گذشته از این کسانی که ادعا میکنند در کنار خداوند آنها هم میتوانند مستقلا به علم دست پیدا کنند هنوز پی به لزوم تشریع و برنامه دادن خداوند پی نبرده اند

کافیست از آنها بپرسید اگر ما با عقلمان میتوانستیم به سعادت برسیم پس چرا خداوند حرف زد و برنامه صادر کرد ؟
در آینده به یاری خدا این موضوع را کاملا شرح و بسط خواهم داد .

البقرة : 216 كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ

جهاد در راه خدا، بر شما واجب شد در حالى كه برايتان ناخوشايند است. چه بسا چيزى را خوش نداشته باشيد، حال آن كه خيرِ شما در آن است. و يا چيزى را دوست داشته باشيد، حال آنكه شرِّ شما در آن است. و فقط خدا مىداند، و شماهیچ نمى دانيد.

البقرة : 232 وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْواجَهُنَّ إِذا تَراضَوْا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ذلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكُمْ أَزْكى لَكُمْ وَ أَطْهَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ

و هنگامى كه زنان را طلاق داديد و عدّه خود را به پايان رساندند، مانع آنها نشويد كه با همسران (سابق) خويش، ازدواج كنند! اگر در ميان آنان، به طرز پسنديدهاى تراضى برقرار گردد. اين دستورى است كه تنها افرادى از شما، كه ايمان به خدا و روز قيامت دارند، از آن، پند مى گيرند (و به آن، عمل مى كنند). اين (دستور)، براى رشد (خانواده هاى) شما مؤثرتر، و براى شستن آلودگيها مفيدتر است وفقط خدا مى داند و شما هیچ نمى دانيد.

آل عمران : 66 ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ حاجَجْتُمْ فيا لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ فَلِمَ تُحَاجُّونَ فيما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ

شما كسانى هستيد كه درباره آنچه نسبت به آن آگاه بوديد، گفتگو و ستيز كرديد چرا درباره آنچه آگاه نيستيد، گفتگو مى كنيد؟! وفقط خدا مىداند، و شما هیچ نمى دانيد.

النحل : 74 فَلا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثالَ إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ

پس، براى خدا امثال قائل نشويد!فقط خدا مى داند، و شما هیچ نمى دانيد.

النور : 19 إِنَّ الَّذينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ

كسانى كه دوست دارند زشتيها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد، عذاب دردناكى براى آنان در دنيا و آخرت است وفقط خداوند مى داند و شما هیچ نمى دانيد!

 

نبود علم مساوی با وجود وهم و گمان و ظن است :

در این آیه خداوند یافته های انسانی را ظن و گمان معرفی میکند و میگوید علم و دلیل فقط چیزی است که از ناحیه خدا نازل شده و هرچیزی که دلیل از جانب خدا بر آن نازل نشود ظن و گمانی بیش نیست و تبعیت از آن سبب گمراهیست .

النجم : 23 إِنْ هِيَ إِلاَّ أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى

اينها فقط نامهايى است كه شما و پدرانتان بر آنها گذاشته ايد (نامهايى بى محتوا و اسمهايى بى مسمّى)،

و هرگز خداوند دليل و حجتى بر آن نازل نكرده ،

آنان فقط از گمانهاى بى اساس و هواى نفس پيروى مى كنند

در حالى كه هدايت از سوى پروردگارشان براى آنها آمده است! (23)

 

والبته هدایت از جانب خداوند آمده است

المائدة : 15 قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبينٌ

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/02/08 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


سلاح هسته از نظر قرآن

 به نام خدا

 

 

ضعف و ناتوانی دشمنان را جری میکند . 

کاری میکند که دشمن به خود جرات و شهامت تجاوز را میدهد . 

از این گذشته ضعف و ناتوانی امید به نفس و شهامت و جرات و اقتدار دشمن را صد برابر میکند . 

منطق اسلام منطق پیشگیریست . 

اسلام از هر عاملی که سبب ضعف مسلمانان و جرات بخشی به کفار شود جلو گیری میکند . 

علاوه بر این هر لحظه به مسلمانان دستور میدهد باید در زمینه سلاح های جنگی دست برتر وبالا تر را داشته باشند .

 

و هر کس مسلمانان را از داشتن سلاح جنگی دور کند، خلاف قرآن گام برداشته است  

چه آن شخص از بین دشمنان اسلام باشد چه در لباس فقیهان !!! 

قرآن میگوید باید دشمن از شما بترسد . 

پس هر سلاح جنگیی که سبب ترس دشمن بشود را باید فراهم کنید . 

تا مبادا دشمن هوس حمله به شما را بکند . 

و اگر چنین فکر خامی به سرش زد بتوانید با او به بهترین نحو و با کمترین تلفات مبارزه کرده و اورا نابود کنید .

 

بنا براین داشتن سلاح هسته ای بر مسلمانان بر طبق آیه 60 انفال ، واجب میباشد البته تکیه والبته توکل بر سلاح به جای توکل بر خدا حرام بوده و این آغاز سستی و شکست خواهد بود . 

در هر حال به وظیفه ات عمل کن . 

الأنفال : 60

وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فی سَبیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُون 

براى مقابله با دشمنان ، هر چه در توان دارید،آماده کنید ! و اسبهاى ورزیده را هم آماده کنید ، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید!( نقش ارهابی اسلحه )

و (همچنین) گروه دیگرى غیر از اینها را، که شما نمىشناسیدرا با آن سلاح ها بترسانید البته خدا آنها را مىشناسد!( یعنی منافقین داخلی )

و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعى اسلام) انفاق کنید، بطور کامل به شما بازگردانده مىشود، و به شما ستم نخواهد شد!  

 

بنابر این : 

تهیه بهترین سلاح جنگی بر مسلمانان واجب بوده ، اما توکل آنها فقط بر خداست .


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/02/05 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


آیا اگر کسی غیر عمر ازدواج موقت را حرام میکرد ، زنا ترویج نمیشد ؟

 به نام خدا

 

آیا اگر کسی غیر عمر ازدواج موقت را حرام میکرد ، زنا ترویج نمیشد ؟

خیر

باید دانست که هر کسی که ازدواج موقت را حرام بکند نتیجه ، چیزی نیست جز ترویج حرام .

 

البته در این که عمر ( علیه من الرحمن ما یستحق ) اولین کسی بود که به خودش جرات داد حلال خدا را حرام کند شکی نیست .

همان طور دراینکه نتیجه این کار او، همان ترویج زنا و رابطه غیر مشروع بود شکی وجود ندارد .

چرا که امیر مومنین علی علیه السلام به این قضیه شهادت داده اند .

امام صادق علیه السلام میفرمایند :

امیر مومنین علی علیه السلام دائما میفرمودند :
اگر عمر به خاطر سبقت گرفتن بر من ازدواج موقت را حرام نمیکرد هیچ کسی زنا نمیکرد مگر کسی که انسانی شقی و بد بخت باشد . ((1))

مسئولین جمهوری اسلامی هم بدانند که :

اگر مانند عمر ازدواج موقت را حرام کنند نتیجه ای که از کارشان میگیرند همان نتیجه کار عمر خواهد بود چرا که زنا نتیجه نبودن راه صحیح برای ارضای نیاز جنسی است

همان نیازی که جمهوری اسلامی خودش از مهمترین ترویج کنندگان و بر انگیزانندگان آن میباشد .

از تمام امکانات خودتان برای تروج رابطه دختر و پسر با پول بیت المال استفاده میکنید

دوبله فیلمهای خارجی ای که در آن پسرها از این ناراحتند که چرا هنوز شیوه برقراری یک رابطه صحیح را با یک دختر خانم یاد نگرفته اند

ساخت فیلمهایی که دختر و پسر ها عاشق هم شده اند آنهم از طریق دوستی

گذشته از این که سوره نور و مفاد و آیات حجاب و حرمت زنا و لزوم پوشش و احکام آرایش را به زنان یاد ندادید که وقتی به آنها میگویم آیه 31 سوره نور میگوید کفشهایی نپوشید که صدا بدهد تعجب میکنند که همچین آیه در قرآن وجود داشته وما نمیدانستیم ؟
از این گذشته ،

این اواخر که فیلم یوسف نبی علیه السلام را ساخته اید و به وضوح نمایش عشق ورزی یک زن شوهر دار را به یک جوان زیبا به نمایش در آوردید وآخر سر نتیجه گیری کردید که ای جوانها ببینید اگر میخواهید رشد کنید در مقابل خانمهایی که از شما حرام میخواهند صبر کنید.

من خودم به عنوان یک جوان

شاید باورتان نشود

اما دیگر جرات بیرون رفتن ندارم

از بس نگاه های زنان دریده شده .

در حالی که خداوند در همان آیه ۳۱ سوره نور به زنها میگوید نگاه به نامحرم برای آنها نیز حرام است .

 

النور : 31  

 وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَني‏ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَني‏ أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفينَ مِنْ زينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَميعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ


و به زنها ى با ايمان بگو چشم هاى خود را (از نگاه) فروگيرند،
و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را- جز آن مقدار كه نمايان است- آشكار ننمايند
 و (اطراف) روسرى‏هاى خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود)،
و زينت خود را آشكار نسازند مگر براى شوهرانشان، يا پدرانشان، يا پدر شوهرانشان، يا پسرانشان، يا پسران همسرانشان، يا برادرانشان، يا پسران برادرانشان، يا پسران خواهرانشان، يا زنان هم‏كيششان، يا بردگانشان [كنيزانشان‏]، يا افراد سفيه كه تمايلى به زن ندارند، يا كودكانى كه از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نيستند
و هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانيشان دانسته شود
. و همگى بسوى خدا بازگرديد اى مؤمنان، تا رستگار شويد! (31)

 

 

امیرمومنین علی علیه السلام میفرمایند : به زنها سوره یوسف را یاد ندهید که در این سوره فتنه های زیادی ( برای زنان ) وجود دارد بلکه به آنها سوره نور را یاد بدهید که درآن سوره پندها و مواعظ زیادی ( برای زنان ) وجود دارد .

وسائلالشيعة 20 177 َ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ على عليه السلام :

لَا تُعَلِّمُوا نِسَاءَكُمْ سُورَةَ يُوسُفَ وَ لَا تُقْرِءُوهُنَّ إِيَّاهَا فَإِنَّ فِيهَا الْفِتَنَ وَ عَلِّمُوهُنَّ سُورَةَ النُّورِ فَإِنَّ فِيهَا الْمَوَاعِظَ

از طرفی به عنوان حاکم نتنها این اعتقاد را ترویج نکردید که حضور نداشتن زن در جامعه حتی با پوشش کامل بهتر از حضور اوست بلکه حتی پست های اداری خودتان را به افرادی دادید که حتی حجاب شرعیشان را هم رعایت نمیکردند .آنوقت در رساله هاتان نوشتید حضور زن آرایش کرده در جامعه حرام است !!!!

وامروز زنهای جامعه شما در جامعه حضور پیدا میکنند در حالی که معتقدند حضورشان بهتر از عدم حضورشان است

واین دقیقا قدعلم کردن در مقابل فرمایش حضرت زهرا سلام الله علیها است .

(وسائل الشيعة 20   67  ) فَاطِمَةَ عليها السلام فَقَالَتْ : خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ

شما مقصرید که حکم خدا را بیان نکردید .

خلاصه با تمام وجود دختر و پسر را به جان هم انداختید

زمینه براقراری رابطه بین آنها را فراهم کردید

آنگاه دلتان برای پرده بکارت دختران و بی آبرویی آنها سوخت و مصلحت سنجی کردید و حکم خدا را به ضرر جامعه دانستید و فتوا دادید ازدواج موقت دختران باکره بدون اذن پدر حرام است ؟

نتیجه این کار شما از بین بردن رابطه دختر و پسر نبود

بلکه نتیجه آن، ترویج رابطه ای بود مبتنی بر حرام

نتیجه آن ، ترویج زنا بود .

 

باید جواب این مسئله را بدهید

بر طبق کدام دلیل شرعی ؟

آیا در احکام شرعی زمینه مصلحت سنجی شما وجود داشت ؟
آیا خداوند حکیم عالم به مصالح و مفاسد این کار نبود ؟
گیرم خدا از مصلحت و مفسده این حکم غافل شد

شما بی خاصیت ها همان کسانی بودید که به مصلحت و مفسده این حکم پی بردید ؟

شخصی از امام صادق علیه السلام پرسید که آیا ازدواج موقت با دختر باکره ای که با پدر و مادرش زندگی میکند جایز است ؟
حضرت فرمودند بلی جایز است

و من مانند این انسانهای بی خاصیت حرف نمیزنم .((2))

 

آری هر کس ازدواج موقت را حرام کند از دو قاعده کلی خارج نخواهد بود :

1) مانند عمر ، بی خواصیت و مضر خواهد بود ولو در لباس فقیهان باشد

2) نتیجه کارش ترویج زنا و حرام است ، خصوصا که از ترویج کنندگان رابطه دختر و پسر میباشد .

 

 پست مربوط:

مصلحت اندیشی در برابر احکام خدا -
تبعیض در احکام خدا کفر حقیقیست

 

 

((1)) الكافي 5 448 أبواب المتعة ..... ص : 448

قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ كَانَ عَلِيٌّ ع يَقُولُ لَوْ لَا مَا سَبَقَنِي بِهِ بَنِي الْخَطَّابِ مَا زَنَى إِلَّا شَقِيٌّ

 

((2)) - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ قَالَ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ التَّمَتُّعِ مِنَ الْأَبْكَارِ اللَّوَاتِي بَيْنَ الْأَبَوَيْنِ فَقَالَ لَا بَأْسَ وَ لَا أَقُولُ كَمَا يَقُولُ هَؤُلَاءِ الْأَقْشَابُ

تهذيبالأحكام 7 254 24- باب تفصيل أحكام النكاح ..... ص

الإستبصار 3 145 94- باب التمتع بالأبكار ..... ص :

وسائلالشيعة 21 33 11- باب حكم التمتع بالبكر بغير إذن


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/02/03 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت


چرازبان قرآن عربیست ؟

.به نام خدا

 

چرا قرآن به زبان عربی نازل شد ؟ 

 

 امام صادق علیه السلام

در مورد این آیه که خداوند میفرماید :  اگر قرآن را بر بعضی از غیر عربها نازل میکردیم و آن را بر عربها میخواندیم آنها ایمان نمیآوردند   -سوره شعرا 198-

فرمودند :

اگر قرآن برغیر عرب نازل میشد عرب به آن ایمان نمی آورد در حالی که قرآن بر عرب نازل شده ولی غیر عرب ها به آن ایمان آورده اند و این فضیلت و برتری غیر عربهاست بر عربها .  

چرا که مانند عربها بر زبان و ملیت و نژاد خود تعصب به خرج ندادند . 

 

 وَ لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى بَعْضِ الْأَعْجَمِینَ فَقَرَأَهُ عَلَیْهِمْ ما کانُوا بِهِ مُؤْمِنِینَ قَالَ الصَّادِقُ ع لَوْ نُزِّلَ الْقُرْآنُ عَلَى الْعَجَمِ مَا آمَنَتْ بِهِ الْعَرَبُ وَ قَدْ نُزِّلَ عَلَى الْعَرَبِ فَآمَنَتْ بِهِ الْعَجَمُ فَهَذِهِ فَضِیلَةُ الْعَجَمِ ( بحارالأنوار 64 173 )

 

  

قرار است خداوند برای هدایت بشریت برنامه بدهد .

چرایی و علت این امر نیاز به تبیین دارد .

اما به طور خلاصه بدانیم که:

 

نقص کار عقلی انسان که به خاطر احاطه نداشتن بر امور غیر مادی و محدود بودن مشاهده انسانی به عالم ماده و احتمال خطا در پردازش اطلاعات محدود به عالم ماده و احتمال خطای در مشاهده امور مادی میباشد ، سبب میشود که انسان و عقل او نتواند حکمی قطعی ویقینی نسبت به امور را صادر کند و برای هر حکم خود احتمال خلاف آنرا نیز میدهد الا حکم به غیر یقینی بودن احکام خودش .

 

به بیانی واضح تر عقل یقین میکند که نمیتواند حکمی یقینی بدهد . یعنی یقین به ناقص بودن خود میکند .

این همان بیان لزوم تشریع میباشد .

لزوم وحی و سخن گفتن خداوند با بشریت ، نقص و ناتوانی بشر از صدور برنامه زندگیست .

 

این نقص همیشه انسان را همراهی میکند وتا انسان ، انسان است نیاز مند برنامه الهی خواهد بود .

 

اما نکته اصلی است که این برنامه باید به چه زبانی بیان شود ؟

 

و آیا باید برای هر زبانی برنامه ای به آن زبان را نازل کرد ؟

 

پاسخ به سوال دوم زمانی آشکار میشود که بفهمیم عالم معنا یک عالم مشترک بین همه انسانهاست .

عالم الفاظ است که عالم تفرقه و جداییست . 

خورشید در معنا همان شمس است

و شمس در معنا همان sun است . 

و انسان با عالم حقیقت مواجه میباشد .

 و برای رسیدن به عالم حقیقت الفاظ را استخدام میکند .بنابر این الفظ هیچ موضوعیتی در زندگی بشر ندارد و فقط ابزاری است برای انتقال به معنا .

حتی ابندای امر تمام انسانها در یک خانواده کوچک جمع شده بودند و همه برای اشیاء خارجی اسم های یکسان انتخاب کرده بودند .

به مرور زمان و با تکثیر نسل و جابجایی ها لهجه های گوناگون پدید آمد .

با گذشت زمان و کشف مادیات و روابط بیشتر بین عالم ماده کم کم گویش ها نیز تغییر کرد .

تا اینکه امروز ما شاهد هستیم که صد ها نوع زبان در بین انسانها رایج میباشد .

 

اما همان طور که بیان شد همه این زبانها در اصل معنا با هم مشترک هستند ،مگر نمی بینید که یک مترجم زبانهای گونا گون را به سایر زبانها ترجمه میکند ؟
 

بدون اشتراک الفاظ مختلف در معنای واحد چگونه ترجمه زبانی به زبان دیگر ممکن خواهد بود ؟ 

از طرفی خداوند برای هدایت بشریت باید برنامه بدهد .و از طرفی اصل تمام برنامه ها در عالم معنا سیر میکنند یعنی اصل در برنامه ها ، انتقال انسان به معنای برنامه است و الفاظ فقط وسیله ای برای انتقال به معنا انتخاب شده اند و این الفاظ موضوعیتی در کلام هیچ گوینده ای ندارند .

پس باید برای برنامه زبان و لفظ انتخاب شود .

 

وچون معنا بین همه انسانها مشترک است و زبانها مختلف ؛ دونکته کلی نتیجه گیری میشود : 

1 ) یک زبان برای انتقال معنای مورد نظر خداوند به بشریت کفایت میکند و نیازی نیست این برنامه به چند زبان بیان شود چون معنا بین همه الفاظ مشترک است . 

2 ) نباید در عالم الفاظ باقی ماند بلکه باید از آن گذر کرد و به عالم معنای آن الفاظ رسید و باقیماندن در عالم الفاظ و اینکه مثلا چرا قران عربی نازل شد و فازسی نازل نشد ، کاری احمقانه و خلاف عقل است .

در ادامه به یاری خدا بیان خواهد شد که انتقال به معنا بدون نظر گرفتن الفاظ ، یک نوع فضیلت و برتری است که غیر عرب را بر عرب برتری داده است ، چرا که اگر قران به زبانی غیر عربی نازل میشد عربهای متعصب ، تعصب به خرج میداند و به آن ایمان نمی آوردند در حالی که این تعصب باطل بین غیر عربها وجود نداشت بنا براین آنها به قرآن ایمان آوردند و میاورند .

امید است دوباره غیر عربها دچار تعصب باطل نشوند و چون زبان قرآن عربیست در عالم الفظ باقی نمانند بلکه متوجه معنای مقصود خداوند شده وجرات این را به خود ندهند که به انتخاب خداوند حکیم ایراد بگیرند .

 

به این آیات توجه کنید :

 

خداوند در این آیات میفرماید: میدان الفاظ ، مانند میدان مین می ماند مواظب باشید گرفتار آن نشوید :

المدثر : 30 عَلَیْها تِسْعَةَ عَشَرَ

نوزده نفر به عنوان مامور بر در جهنم قرار داده شده اند

المدثر : 31 وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ النَّارِ إِلاَّ مَلائِکَةً وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ إِلاَّ فِتْنَةً لِلَّذینَ کَفَرُوا لِیَسْتَیْقِنَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ وَ یَزْدادَ الَّذینَ آمَنُوا إیماناً وَ لا یَرْتابَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِیَقُولَ الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْکافِرُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلاً کَذلِکَ یُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدی مَنْ یَشاءُ وَ ما یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلاَّ هُوَ وَ ما هِیَ إِلاَّ ذِکْرى لِلْبَشَرِ

مأموران جهنم را فقط از فرشتگان قرار دادیم،

و تعداد آنها را جز براى آزمایش کافران معیّن نکردیم

تا اهل کتاب یقین پیدا کنند و بر ایمان مؤمنان افزوده شود ، و اهل کتاب و مؤمنان (در حقّانیّت این کتاب آسمانى) تردید به خود راه ندهند،

و بیماردلان و کافران بگویند: « ( خدا چرا گفت نوزده تا ؟) و خداوند از این توصیف چه منظورى دارد؟!»

این گونه خداوند هر کس را بخواهد گمراه مىسازد

و هر کس را بخواهد هدایت مىکند!

و لشکریان پروردگارت را جز او کسى نمىداند، و این جز هشدار و تذکّرى براى انسانها نیست!

 

آری در این آیات خداوند اراده کرده که شدت عذاب آخرت را بیان کند اما کسانی که در الفاظ آن باقی میمانند و به معنای حقیقی آن توجه نمیکنند از حقیقت امر دور میمانند و گمراه میشوند .

 

 

آری غیر عرب ، بدون تعصب بر زبان قرآن ، هدایت را از آن میگیرند و مانند عرب بر باطل که همان نژاد و قومیت و زبان است تعصب به خرج نمیدهند .مواظب باشید مانند عرب بر زبان و نژاد خود تعصب به خرج ندهید که فضیلت شما از بین خواهد رفت .

 

این اولین نکته که نباید در الفظ باقیماند بلکه باید از آنها برای انتقال به معنای مورد نظر خدا استفاده کرد تا به این وسیله از هدایت شدگان قرار بگیریم .

 

 

 

 

اما نکته دوم :  

خداوند حکیم هیچ کاری را بدون دلیل انجام نمی دهد واگر در بین همه زبانها ، زبان عربی را برای قران انتخاب کرده حتما دلیلی برای این کار خواهد داشت .

 

برای این که متوجه آن دلیل بشویم به این نکات توجه کنید : 

) در عالم الفاظ برای هر معنا یک لفظ انتخاب میشود .

2) این الفاظ خود دارای زیبایی در بیان میباشد .

3) زبانی که از تعداد الفاظ بیشتری بر خوردار است از قوت و غنای بیشتری برخودار خواهد بود .چرا که این به این معناست که حقیقت های بیشتری را کشف کرده وبرای هین است که دامنه لغات گسترده تری دارد .

4) حقیقت های خارجی و موجودات مادی دارای حالات مختلف و مکانهای مختلف و زمانهای مختلفی هستند که هر کدام از این حالات و مکانها و زمانها میتواند در انتخاب لفظ مستقل تاثیر داشته باشد در بعضی از زبانها برای تک تک حالات و زمانها و مکانهای یک موضوع و شی خارجی ، لفظ وحود دارد ومتاسفانه در اکثر زبانهای دنیا حالات مختلف اشیاء در تغییر نام و لفظ آنها تاثیری ندارد بنا براین گوناگون بودن اسم یک شی در حالات مختلفش ، یک نوع غنای ادبی و لغتی به آن زبان میبخشد .

 

تمام این نکات در زبان عربی قابل مشاهده است بلکه زبان عربی غنی ترین زبان رایج دنیاست .

این مطلب موجب میشود که به راحتی امکان توصیف حالات مختلف هر گویشی به زبان عربی قابل تبیین باشد اما تبیین حالات مختلفی که درزبان عربی بیان شده توسط هیچ زبانی به راحتی امکان پذیر نخواهد بود بلکه نیازمند توضیح و اضافات در انتخاب کلمات می باشد در این صورت زبانی برتری خواهد داشت که :

 

اولا سرعت انتقال بالاتری به معنای مورد نظر داشته باشد

ثانیا دقت بیانی بالاتری داشته باشد

ثالثا زیبایی ظاهری الفاظ آن بر شیوایی بیان در آن زبان بیافزاید .

 

بر این اساس زبانی که از لحاظ لغات دارای غنای بیشتری بوده و کشف حالات مورد نظر خداوند توسط آن راحت تر انجام بگیرد و از طرفی دقت عقلی زیادی را طلب کند تا به همه بفهماند هیچ کس مانند من نمیتواند بیاورد زبان عربی خواهد بود .

 

برای اثبات مقدمات بالا اگر در حکیم بودن خداوند و حیکمانه بودن انتخاب او شک دارید بهتر است به کتابهای زبان شناسی مراجعه کنید و از آنها بپرسید چه عواملی موجب غنای یک گویش و ترجیح ان گویش بر سایر زبانها میشود .

 

 

 

 

امام صادق علیه السلام در مورد این آیه که خداوند میفرماید ما قرآن را به زبانی عربی که آشکار کننده است نازل کردیم ، فرمودند:

عربی تمام گویش ها را آشکار میکند اما هیچ گویشی نمیتواند آنرا آشکار کند وتوضیح دهد . 

7591- مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِی حَمَّادٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِلِسانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ قَالَ یُبَیِّنُ الْأَلْسُنَ وَ لَا تُبَیِّنُهُ الْأَلْسُنُ وسائلالشیعة 6 150

 

این مطلب یک قدر متیقن و وجه مشترک بین همه انسانها ایجاد میکند همه زبان عربی را به طور دقیق میتوانند بفهمند اما عربها نمیتوانند زبان غیر عربی را به طور دقیق بفهمند .

 

 

النحل : 103 وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّما یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِیٌّ مُبینٌ  

ما مى دانیم که آنها مى گویند: «این آیات را انسانى به او تعلیم مى دهد!» در حالى که زبان کسى که اینها را به او نسبت مى دهند غیر عربیست ولى این (قرآن)، زبان عربى آشکار است!  

فصلت : 44 وَ لَوْ جَعَلْناهُ قُرْآناً أَعْجَمِیًّا لَقالُوا لَوْ لا فُصِّلَتْ آیاتُهُ ءَ أَعْجَمِیٌّ وَ عَرَبِیٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذینَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ وَ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ فی آذانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَیْهِمْ عَمًى أُولئِکَ یُنادَوْنَ مِنْ مَکانٍ بَعیدٍ  

اگرآن قران را قرآنى غیر عربی قرار مى دادیم حتماً مى گفتند: «چرا آیاتش روشن نیست؟!

قرآن غیر عربی و عرب؟!

بگو: «این (کتاب) براى کسانى که ایمان آورده اند هدایت و درمان است

ولى کسانى که ایمان نمى آورند، در گوشهایشان سنگینى است و گویى نابینا هستند و آن را نمى بینند آنها (همچون کسانى هستند که گویى) از راه دور صدا زده مى شوند!»

 

درست مثل اینکه نبی خدا از جنس انسانهاست در حالی که جنیان نیز باید دین خدا را بپذیرند و به رسول خدا ایمان بیاورند.

رسول انسانی قابل استفاده برای هم انسانهاست وهم برای جنیان

اما رسول جنی قابل استفاده برای انسانها نیست چون دیده نمیشود .و از جنس مشترک نیست .

رسولی که دیده میشده ، انکار شد چه رسد به رسولی که از جنس انسانها نیست . 

 

الجن : 1 قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً

بگو: به من وحى شده است که جمعى از جنّ به سخنانم گوش فرا داده اند، سپس گفتهاند: «ما قرآن عجیبى شنیدهایم ... 

الأنعام : 9 وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَکاً لَجَعَلْناهُ رَجُلاً وَ لَلَبَسْنا عَلَیْهِمْ ما یَلْبِسُونَ

و اگر او را فرشتهاى قرار مى دادیم، حتماً وى را بصورت انسانى درمى آوردیم (باز به پندار آنان،) کار را بر آنها مشتبه مى ساختیم همان طور که آنها کار را بر دیگران مشتبه مى سازند! (9)

 

 

 

 

 

در آیات زیر خداوند علت اینکه قرآن را به زبان عربی نازل کرده بیان میکند :  

اثبات خدا و عدم تحریف قرآن در همین وبلاگ به طور اجمالی در این ادرس بیان شده است .

 

یوسف : 2 إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ

ما آن را قرآنى عربى نازل کردیم، شاید شما اندیشه کنید  

الرعد : 37 وَ کَذلِکَ أَنْزَلْناهُ حُکْماً عَرَبِیًّا وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا واقٍ

همانگونه (که به پیامبران پیشین کتاب آسمانى دادیم،) بر تو نیز این (قرآن) را به زبان عربی روشن و صریحى نازل کردیم

و اگر از هوسهاى آنان- بعد از آنکه آگاهى براى تو آمده- پیروى کنى، هیچ کس در برابر خدا، از تو حمایت و جلوگیرى نخواهد کرد.  

طه : 113 وَ کَذلِکَ أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا وَ صَرَّفْنا فیهِ مِنَ الْوَعیدِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ أَوْ یُحْدِثُ لَهُمْ ذِکْراً  

و این گونه آن را قرآنى عربى [فصیح و گویا] نازل کردیم، و انواع وعیدها (و انذارها) را در آن بازگو نمودیم، شاید تقوا پیشه کنند یا براى آنان تذکّرى پدید آورد! 

الزمر : 28 قُرْآناً عَرَبِیًّا غَیْرَ ذی عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ

قرآنى است به زبان عربی فصیح و به دور از هر گونه کجى و نادرستى، شاید آنان پرهیزگارى پیشه کنند! (28) 

فصلت : 3 کِتابٌ فُصِّلَتْ آیاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ

کتابى که آیاتش هر مطلبى را در جاى خود بازگو کرده، در حالى که عربی فصیح و گویاست براى جمعیّتى که آگاهند! (3) 

الشورى : 7 وَ کَذلِکَ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها وَ تُنْذِرَ یَوْمَ الْجَمْعِ لا رَیْبَ فیهِ فَریقٌ فِی الْجَنَّةِ وَ فَریقٌ فِی السَّعیرِ  

و این گونه قرآنى عربى [فصیح و گویا] را بر تو وحى کردیم تا «أمّ القرى» [مکّه] و مردم پیرامون آن را انذار کنى و آنها را از روزى که همه خلایق در آن روز جمع مىشوند و شکّ و تردید در آن نیست بترسانى گروهى در بهشتند و گروهى در آتش سوزان! (7) 

الزخرف : 3 إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ

که ما آن را قرآنى فصیح و عربى قرار دادیم، شاید شما اندیشه کنید  

الأحقاف : 12 وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَةً وَ هذا کِتابٌ مُصَدِّقٌ لِساناً عَرَبِیًّا لِیُنْذِرَ الَّذینَ ظَلَمُوا وَ بُشْرى لِلْمُحْسِنینَ

و پیش از آن، کتاب موسى که پیشوا و رحمت بود (نشانه هاى آن را بیان کرده)، و این کتاب هماهنگ با نشانههاى تورات است در حالى که به زبان عربى و فصیح و گویاست، تا ظالمان را بیم دهد و براى نیکوکاران بشارتى باشد! (12) 

سوره شعرا

وَ إِنَّهُ لَتَنزِیلُ رَبِّ الْعَالَمِینَ(192)

نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ(193)

عَلىَ قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنذِرِینَ(194)

بِلِسَانٍ عَرَبىٍِّ مُّبِینٍ(195)

وَ إِنَّهُ لَفِى زُبُرِ الْأَوَّلِینَ(196)

أَ وَ لَمْ یَکُن لهَُّمْ ءَایَةً أَن یَعْلَمَهُ عُلَمَؤُاْ بَنىِ إِسْرَ ءِیلَ(197)

وَ لَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلىَ بَعْضِ الْأَعْجَمِینَ(198)

فَقَرَأَهُ عَلَیْهِم مَّا کَانُواْ بِهِ مُؤْمِنِینَ(199)

کَذَالِکَ سَلَکْنَاهُ فىِ قُلُوبِ الْمُجْرِمِینَ(200)

لَا یُؤْمِنُونَ بِهِ حَتىَ یَرَوُاْ الْعَذَابَ الْأَلِیمَ(201) 

مسلّماً این (قرآن) از سوى پروردگار جهانیان نازل شده است! (192)

روح الامین آن را نازل کرده است ... (193)

بر قلب تو، تا از انذارکنندگان باشى! (194)

آن را به زبان عربى آشکار (نازل کرد)! (195)

و توصیف آن در کتابهاى پیشینیان نیز آمده است! (196)

آیا همین نشانه براى آنها کافى نیست که علماى بنى اسرائیل بخوبى از آن آگاهند؟! (197)

هر گاه ما آن را بر بعضى از عجم [غیر عرب] ها نازل مى کردیم ... (198)

و او قرآن را بر ایشان مى خواند، به آن ایمان نمىآورند! (199)

(آرى،) این گونه (با بیانى رسا) قرآن را در دلهاى مجرمان وارد مى کنیم! (200)

(امّا) به آن ایمان نمى آورند تا عذاب دردناک را با چشم خود ببینند! (201)


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/02/01 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت