به نام خدا
امام محمد باقر عليه السلام فرمودند:
هيچ عيدى از مسلمين چه فطر و چه قربان فرا نميرسد مگر اين كه در آن عيد براى آل محمد صلى الله عليه وآله غم و غصه ها تجديد ميشود
گفته شد چرا؟
حضرت فرمودند : چون آنها حقشان را در دست غير خودشان ميبينند .
(اقامه نماز عید فطر در زمان حظور امام معصوم واجب بوده این امر از شئون مخصوص امام معصوم میباشد )
منلايحضرهالفقيه 1 511 باب صلاة العيدين ..... ص : 504
َ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع مَا مِنْ عِيدٍ لِلْمُسْلِمِينَ أَضْحًى وَ لَا فِطْرٍ إِلَّا وَ هُوَ يُجَدَّدُ فِيهِ لآِلِ مُحَمَّدٍ حُزْنٌ قِيلَ وَ لِمَ ذَلِكَ قَالَ لِأَنَّهُمْ يَرَوْنَ حَقَّهُمْ فِي يَدِ غَيْرِهِمْ
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/29 ساعت موضوع امامت در روایات | لینک ثابت
به نام خدا
اثبات وجوب قرائت قرآن در حد توان :
در آیه زیر خداوند متعال هرگونه مریضی کار و مشغله و حتی مرگ را مجوز ترک قرائت قرآن نمیداند
و بیان میکند با این حال نیز باید هر آنچه در توانتان هست قرآن بخوانید
و البته نگویید ما نماز میخوانیم و نمازمان قرآن دارد خیر بلکه نماز هم بخوانید .
المزمل : 20 فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضى وَ آخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ يُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ
آنچه درتوانتان است قرآن بخوانيد ،
اومىداند ممكن است گروهى ازشما بيمارشوند،
وگروهى ديگربراى به دست آوردن فضل الهى به سفربروند
و گروهى ديگر در راه خدا جهاد كنند
اما بازهم به اندازهاى كه براى شما ممكن است ازقرآن تلاوت كنيد
ونمازرا برپا داريد
بررسی کیفیت قرائت قرآن :
تدبر از واژه دبر به معنای پشت و در اینجا به معنای فراتر رفتن از لفظ و حرکت به سوی معنای لفظ برای عمل به آن میباشد .
خداوند در این آیه تنها هدف خود را از نزول قرآن تدبر مردم در آن معرفی میکند :
ص : 29 كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ
قرآن كتابى است مبارك كه بر تو نازل كردهايم تنها به اين خاطر كه مردم در آيات آن تدبّر كنند و خردمندان متذكّر شوند
محمد : 24 أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها
آيا آنها قرآن را تدبّر نمىكنند، يا اينكه بر دلهايشان قفل نهاده شده است؟!
النساء : 82 أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً
آيا قرآن را نمىانديشند؟! و اگر از سوى غير خدا آمده بود، اختلاف فراوانى در آن مىيافتند
پستهای مرتبط:
قرآن ذکر است و هر کس از ذکر روی گردان شود بیچاره خواهد شد
ایمنی از فتنه های آخر الزمان در پناهگاه قرآن
چرا قران یک معجزه است ؟ -
قرآن کلام خداست نه کلام محمد ( صلی الله علیه وآله ) -
تمام موضوعات مورد نیاز در قرآن هست -
چرازبان قرآن عربیست ؟ -
قرآن ملاکی برای شناخت حق از باطل -
شرط عمل به روایات و دوری از جعل و دسیسه وفاق روایت است با قرآن. -
دعوت به بازگشت به محکمات قرآن و پرهیز از جدال و منازعه و اختلاف -
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/21 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
در این روایت که وفاق قطعی با ایات قرآن خصوصا آیات سوره قدر دارد ما با عکس العمل عمر و ابوبکر علیهما من الرحمن ما یستحقان آشنا میشویم و سپس با توجه به ایه تنزل الملائکه والروح که در سوره قدر میباشد و استمراری بودن فعل مضارع و از آنجایی که لازم است در شب قدر هر سال امام و معصومی وجود داشته باشد که امر از جانب خداوند بر او به طور پیوسته نازل شود از این رو این آیه یک استدلال محکم است بر وجود امام زمان علیه السلام در بین ما انسانها .
بادقت استدلال هر دو روایت به خصوص روایت دوم رو مطالعه بفرمایید
آن دوچنین میگفتند: یا رسول الله براى این سوره چه سخت دلت نازک است؟
آنگاه رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) مىفرمود: علتش آن چیزى است که به چشم خود دیده ام و با دل خود فهمیدهام و براى آن است که دل این مرد (على علیه السلام ) بعد از من خواهد فهمید .
مىگفتند: شما چه دیدید و او چه خواهد دید؟
امیر مومنین علی علیه السلام فرمود: پیامبر صلی الله علیه وآله روى خاک براى آنها نقش مىکرد «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ» وبعد پیغمبر مىفرمود:آیا چیزی هست که (من کل امر =همه امور ) شامل آن چیز نشود ؟
مىگفتند: نه،
مىفرمود: مىدانید بر قلب چه کسی همه امور را نازل مىکنند؟
مىگفتند: یا رسول اللَّه به شما،
مىفرمود: آرى درست است.
مىفرمود: ولى آیا شب قدر بعد از من هست؟
مىگفتند:آرى،
رسول خدا (ص) مىفرمود: آیا این امر در آن شب نازل مىشود؟
مىگفتند: آرى،
مىفرمود: بر چه کسى؟
میگفتند: ما نمىدانیم،
آنگاه علی علیه السلام فرمود :پیامبر صلی الله علیه وآله سر مرا در آغوش مىگرفت و مىفرمود: اگر نمىدانید، بدانید: آن کس بعد از من این مرد است،
وهمیشه علی علیه السلام می فرمود:
به راستى مطلب این است که آن دو نفر این شب را بعد از رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) از روی شدت هراسى که به دل آنها مىافتاد مىشناختند.
5 وَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ کَانَ عَلِیٌّ ع کَثِیراً مَا یَقُولُ- مَا اجْتَمَعَ التَّیْمِیُّ وَ الْعَدَوِیُّ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ هُوَ یَقْرَأُ- إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ بِتَخَشُّعٍ وَ بُکَاءٍ فَیَقُولَانِ مَا أَشَدَّ رِقَّتَکَ لِهَذِهِ السُّورَةِ فَیَقُولُ رَسُولُ اللَّهِ ص لِمَا رَأَتْ عَیْنِی وَ وَعَى قَلْبِی وَ لِمَا یَرَى قَلْبُ هَذَا مِنْ بَعْدِی فَیَقُولَانِ وَ مَا الَّذِی رَأَیْتَ وَ مَا الَّذِی یَرَى قَالَ فَیَکْتُبُ لَهُمَا فِی التُّرَابِ تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ قَالَ ثُمَّ یَقُولُ هَلْ بَقِیَ شَیْءٌ بَعْدَ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ- کُلِّ أَمْرٍ فَیَقُولَانِ لَا فَیَقُولُ هَلْ تَعْلَمَانِ مَنِ الْمُنْزَلُ إِلَیْهِ بِذَلِکَ فَیَقُولَانِ أَنْتَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَیَقُولُ نَعَمْ فَیَقُولُ هَلْ تَکُونُ لَیْلَةُ الْقَدْرِ مِنْ بَعْدِی فَیَقُولَانِ نَعَمْ قَالَ فَیَقُولُ فَهَلْ یَنْزِلُ ذَلِکَ الْأَمْرُ فِیهَا فَیَقُولَانِ نَعَمْ قَالَ فَیَقُولُ إِلَى مَنْ فَیَقُولَانِ لَا نَدْرِی فَیَأْخُذُ بِرَأْسِی وَ یَقُولُ إِنْ لَمْ تَدْرِیَا فَادْرِیَا هُوَ هَذَا مِنْ بَعْدِی قَالَ فَإِنْ کَانَا لَیَعْرِفَانِ تِلْکَ اللَّیْلَةَ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص مِنْ شِدَّةِ مَا یُدَاخِلُهُمَا مِنَ الرُّعْب
یک روایت دیگر:
امام صادق علیه السلام فرمودند:
امام سجاد علیه السلام دائما این ایه (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ ) را میخواند
وبعد چنین میفرمود:
خداى عز و جل راست گفته، قرآن در شب قدر نازل شد.خداوند در این شب از پیامبرش صلی الله علیه واله پرسید : «تو چه مىدانى شب قدر چیست» رسول خدا (ص) فرمود: من نمىدانم، خداى عز و جل فرمود: «شب قدر بهتر از هزار ماه است» که شب قدر نداشته باشد ،
خداوند به رسول خدا (ص) فرمود: مىدانى چرا شب قدر بهتر از هزار ماه است؟
گفت: نه، فرمود: براى آنکه «ملائکه و روح در آن شب به اذن پروردگار خود نازل مىشوند از براى هر امرى» واینکه خداوند به آنها اذن چنین کاری را داده یعنی به این کار آنها راضیست و « شب قدر تا هنگام سپیده دم سلامی است از جانب پروردگارت »
فرشتهها و روح مخصوص من در آن شب سلام مرا به تو مىرسانند تا بر آمدن سپیده دم
امام سجاد علیه السلام در ادامه میفرمایند :
این دو آیه در رابطه با سوره قدر نازل شده است :
(27 سوره انفال): «بپرهیزید از فتنهاى که تنها به آن کسانى که ستم کنند از شماها نمىرسد»
(138 سوره آل عمران): «محمد نیست جز رسولى که پیش از او رسولانى درگذشتهاند آیا اگرمحمد مرد یا کشته شد به دوران قبل از او بر میگردید؟ هر که به عقب برگردد به خدا زیانى نرساند و محققاً خدا به شاکران پاداش دهد»
امام سجاد میفرمودند :آنهایی که بعد از رحلت رسول خدا صلی الله علیه وآله در مورد جانشین او اختلاف پیدا کردند همان کسانی بودند که گمان کردند رسول خدا که رفت شب قدر نیز با او رفته است . واین همان فتنه ای بود که به این گروه فقط اصابت کرد و شما باید از آن فتنه بترسید وآنها با این حرفشان به دوران قبل از رسول خدا صلی الله علیه واله بازگشت کردند چرا که اگر قبول میکردند که شب قدر هنوز وجود دارد حتما باید قبول میکردند که در این شب ( امر ) نازل میشود واگر اقرار به نزول امر میکردند باید اقرار به وجود صاحب الامر نیز میکردند .
کافی جلد 1 ص 249
1 وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ یَقُولُ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ صَدَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْزَلَ اللَّهُ الْقُرْآنَ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ- وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا أَدْرِی قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ لَیْسَ فِیهَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ قَالَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص وَ هَلْ تَدْرِی لِمَ هِیَ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ قَالَ لَا قَالَ لِأَنَّهَا- تَنَزَّلُ فِیهَا الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ- بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ وَ إِذَا أَذِنَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِشَیْءٍ فَقَدْ رَضِیَهُ سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ یَقُولُ تُسَلِّمُ عَلَیْکَ یَا مُحَمَّدُ مَلَائِکَتِی وَ رُوحِی بِسَلَامِی مِنْ أَوَّلِ مَا یَهْبِطُونَ إِلَى مَطْلَعِ الْفَجْرِ- ثُمَّ قَالَ فِی بَعْضِ کِتَابِهِ- وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّةً فِی إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ قَالَ فِی بَعْضِ کِتَابِهِ- وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرِینَ یَقُولُ فِی الْآیَةِ الْأُولَى إِنَّ مُحَمَّداً حِینَ یَمُوتُ یَقُولُ أَهْلُ الْخِلَافِ لِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَضَتْ لَیْلَةُ الْقَدْرِ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص فَهَذِهِ فِتْنَةٌ أَصَابَتْهُمْ خَاصَّةً وَ بِهَا ارْتَدُّوا عَلَى أَعْقَابِهِمْ لِأَنَّهُمْ إِنْ قَالُوا لَمْ تَذْهَبْ فَلَا بُدَّ أَنْ یَکُونَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهَا أَمْرٌ وَ إِذَا أَقَرُّوا بِالْأَمْرِ لَمْ یَکُنْ لَهُ مِنْ صَاحِبٍ بُدٌّ
پستهای مرتبط:
۱) راه درمان جعل و دسیسه در روایات وفاق با قرآن است
۲)رسوایی عمر و ابوبکر در روایات مخالف قرآن
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/19 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
نتیجه اعراض از قران که همان ذکر خداست :
طه : 124 وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى
و هر كس از ذكر من روى گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت و روز قيامت، او را نابينا محشور مىكنيم!» (124)
وتنها راه رسیدن به آرامش نیز پناه بردن به قرآن که همان ذکر است میباشد
الحديد : 16 أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لا يَكُونُوا كَالَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَثيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ
آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حقّ نازل شده است خاشع گردد؟! و آیا وقت آن نرسیده که مومنین ، مانند كسانى نباشند كه در گذشته به آنها كتاب آسمانى داده شد، سپس زمانى طولانى بر آنها گذشت و قلبهايشان قساوت پيدا كرد و بسيارى از آنها گنهكارند .
الرعد : 28 الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
آنها كسانى هستند كه ايمان آوردهاند، و دلهايشان به ذکرخدا مطمئن (و آرام) گردید
آگاه باشيد، تنها با ذکر خدا دلها آرامش مىيابد.
ممکن است بگویید ذکر یعنی یاد خدا
آنگاه باید بدانید ذکر در قرآن به معنایی اعم به کار رفته و در چندین جا اسم این قرآن را ذکر یاد کرده و اصلا یاد خداوند حکیم امکان پذیر نیست مگر توسط عمل به این قرآن .
در سوره فصلت : 41و ۴۲
إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزيزٌ
كسانى كه به اين ذكر هنگامى كه برایشان آمد كافر شدند! در حالى كه اين ذكر كتابى است قطعاً شكست ناپذير ... (41)
42 لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزيلٌ مِنْ حَكيمٍ حَميدٍ
كتابى كه هيچ گونه باطلى، نه از پيش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمىآيد چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايسته ستايش نازل شده است! (42)
و در سوره الحجر : 9
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
ما ذكر را نازل كرديم و ما بطور قطع نگهدار آنيم! (9)
پستهای مرتبط:
ایمنی از فتنه های آخر الزمان در پناهگاه قرآن
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/17 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
باید یکی از این دو را انتخاب کرد
صبر بر سختی عمل به احکام خدا که اگر طول هم بکشد آخرش آخر دنیاست
و صبر بر سختی ترک احکام خدا که اولش همین اکنون ولی آخرش با خداست
عده کمی از بندگان من میگویند :
پروردگارا
ایمان آورده ایم
پس برای ما ببخش
و مارا رحم کن که تو بهترین رحم کنندگان هستی
ولی شما انسانهای بد آنها را به سخره گرفتید
تا این که من هم یاد خودم را از ذهنتان بردم و این در آن هنگامی بود که به آنها میخندیدید.
من به بندگانم گفتم
امروز به شما پاداش میدهم
به واسطه صبری که بر سختی بندگی من کردید
و همانها رستگارانند .
از آنها پرسیدم مگر چند سال زندگی کردیدو مگر چند مدت سختی ها با جانتان قرار همسایگی داشت ؟
میگویند یک روز شاید هم کمتر اصلا چرا از شمارشگران نمی پرسید ؟
آری شما مدت کمی سختی کش رنج و بلا می بودید
ای کاش شما بدها هم متوجه این حقیقت میشدید
نکند گمان میکردید پایان این مدت کم حساب و کتابی در کار نیست ؟
و عبث خلق شده اید و به سمت ما بر نمیگردید ؟
اما خدا و کار بیهوده ؟
بزرگ است خداوندی که مالک است و حق
هیچ خدایی جز او نیست و پروردگار عرش کریم است .
و من که خدا هستم به شما خبر میدهم
هر کس خدایی غیر من را در کنار من بخواند
نه دلیلی دارد و نه دیگر یاوری
حسابش نیز نزد من است کافر شده است و کافران رستگار نیستند
دوباره بگو
خدای مهربان
مرا ببخش
رحم کن که تو بهترین رحم کنندگانی
سوره مومنون
إِنَّهُ كاَنَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِى يَقُولُونَ رَبَّنَا ءَامَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَ ارْحمَْنَا وَ أَنتَ خَيرُْ الرَّاحِمِينَ(109)
فَاتخََّذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتىَّ أَنسَوْكُمْ ذِكْرِى وَ كُنتُم مِّنهُْمْ تَضْحَكُونَ(110)
إِنىِّ جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبرَُواْ أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائزُونَ(111)
قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فىِ الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ(112)
قَالُواْ لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَسَْلِ الْعَادِّينَ(113)
قَلَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ(114)
أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ(115)
فَتَعَلىَ اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ(116)
وَ مَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا ءَاخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ(117)
وَ قُل رَّبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ أَنتَ خَيرُْ الرَّاحِمِينَ(118)
گروهى از بندگانم مىگفتند: پروردگارا! ما ايمان آورديم ما را ببخش و بر ما رحم كن و تو بهترين رحم كنندگانى! (109)
امّا شما آنها را به باد مسخره گرفتيد تا شما را از ياد من غافل كردند و شما به آنان مىخنديديد! (110)
ولى من امروز آنها را بخاطر صبر و استقامتشان پاداش دادم آنها پيروز و رستگارند!» (111)
(خداوند) مىگويد: «چند سال در روى زمين توقّف كرديد؟» (112)
(در پاسخ) مىگويند: «تنها به اندازه يك روز، يا قسمتى از يك روز! از آنها كه مىتوانند بشمارند بپرس!» (113)
مىگويد: « (آرى،) شما مقدار كمى توقّف نموديد اگر مىدانستيد!» (114)
آيا گمان كرديد شما را بيهوده آفريدهايم، و بسوى ما باز نمىگرديد؟ (115)
پس برتر است خداوندى كه فرمانرواى حقّ است (از اينكه شما را بىهدف آفريده باشد)! معبودى جز او نيست و او پروردگار عرش كريم است! (116)
و هر كس معبود ديگرى را با خدا بخواند- و مسلّماً هيچ دليلى بر آن نخواهد داشت- حساب او نزد پروردگارش خواهد بود يقيناً كافران رستگار نخواهند شد! (117)
و بگو: «پروردگارا! مرا ببخش و رحمت كن و تو بهترين رحم كنندگانى! (118)
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/14 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
میلاد مسعود امام حسن مجتبی را به جد بزرگوارشان نبی گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و به پدر و مادر گرامیشان و امامان معصوم علیهم السلام تبریک عرض میکنیم

عَنِ الْحَسَنِ علیه السلام :
إِنَّ أَحْسَنَ الْحَسَنِ الْخُلُقُ الْحَسَنُ
امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند :
زیباترین زیبایی ها اخلاق زیباست .
وسائلالشيعة 12 153
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/13 ساعت موضوع امامت در روایات | لینک ثابت
به نام خدا
ابو هریره و عبد الله بن عباس میگویند :
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله درآخرین خطبه ای که در مدینه ایراد فرمودند و دیگر بعد ازآن به سوی خدا رحلت فرمودند ؛ چشمان مان پر از اشک شد و قلب های ما به لرزه درآمد پوست بدنمان در هم کشیده شد و لرزه برآن افتاد.
حضرت جنین فرمود :
... وهر کس که بر بد اخلاقی زنش صبر کند ومنتظر اجری بر این صبر خود باشد خداوند به خاطر هر مرتبه که صبر میکند به او همان پاداشی میدهد که به ایّوب علیه السلام به خاطر صبر بر بلاهایی که بر او نازل شد داده است .و البته زن او سنگینی بار بد رفتارش را در هر روز و شب بر دوش خواهد کشید آنهم به سنگینی تپه های انبوه شن ...
پستهای مربوط:
رابطه زن جهنم و کیفیت بر خورد با شوهر
رابطه زن بهشت و بد اخلاقی با همسر
دیدگاه اسلام در مورد سپردن کارهای سنگین به زنان
بازيابى نگرش صحيح به شخصيت حقيقى يك زن از ديدگاه خدا
جهاد زنان صبر بر غیرت شوهراست و خداوند از سختی آن غافل نیست
چرا زنان پیامبر نشدند؟
چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟
منبع روایت :
[ثواب الأعمال] ابْنُ الْمُتَوَکِّلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَیْنِ بْنِ یَزِیدَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عَمْرٍو النَّصِیبِیِّ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْخُرَاسَانِیِّ عَنْ مَیْسَرَةَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِی عَائِشَةَ السَّعْدِیِّ عَنْ یَزِیدَ بْنِ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِیزِ عَنْ أَبِی سَلَمَةَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَا خَطَبَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص قَبْلَ وَفَاتِهِ وَ هِیَ آخِرُ خُطْبَةٍ خَطَبَهَا بِالْمَدِینَةِ حَتَّى لَحِقَ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَوَعَظَنَا بِمَوَاعِظَ ذَرَفَتْ مِنْهَا الْعُیُونُ وَ وَجِلَتْ مِنْهَا الْقُلُوبُ وَ اقْشَعَرَّتْ مِنْهَا الْجُلُود : َ...... وَ مَنْ صَبَرَ عَلَى سُوءِ خُلُقِ امْرَأَتِهِ وَ احْتَسَبَهُ أَعْطَاهُ اللَّهُ بِکُلِّ مَرَّةٍ یَصْبِرُ عَلَیْهَا مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا أَعْطَى أَیُّوبَ ع عَلَى بَلَائِهِ وَ کَانَ عَلَیْهَا مِنَ الْوِزْرِ فِی کُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ مِثْلُ رَمْلِ عَالِجٍ فَإِنْ مَاتَتْ قَبْلَ أَنْ تُعِینَهُ وَ قَبْلَ أَنْ یَرْضَى عَنْهَا حُشِرَتْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مَنْکُوسَةً مَعَ الْمُنَافِقِینَ فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ مَنْ کَانَتْ لَهُ امْرَأَةٌ لَمْ تُوَافِقْهُ وَ لَمْ تَصْبِرْ عَلَى مَا رَزَقَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ شَقَّتْ عَلَیْهِ وَ حَمَلَتْهُ مَا لَمْ یَقْدِرْ عَلَیْهِ لَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ مِنْهَا حَسَنَةً تَتَّقِی بِهَا النَّارَ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهَا مَا دَامَتْ کَذَلِک
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/12 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت
به نام خدا
زن بد
امرأة سوء
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: پنج چیز از مصائب دنیاست مرگ دوست و تلف شدن مال و سرزنش دشمنان و ترک دانش و زن بد.
نهج الفصاحة مجموعه کلمات قصار حضرت رسول ص 461
1458
خمسة من مصائب الدّنیا فوت الحبیب و ذهاب المال و شماتة الأعداء و ترک العلم و امرأة سوء.زن بد اخلاق آدم را پیر میکند :
از امام باقر (علیه السلام ) نقل شده
:در میان بنى اسرائیل مردى عاقل و ثروتمند بود که از همسر عفیفه خود پسرى داشت که بسیار به او شبیه بود و از همسرى غیر عفیف و نابکار دو پسر دیگر داشت
.وقتى زمان مرگ او فرا رسید به پسران خود گفت: این مال من متعلّق به یکى از شماست
.وقتى که او از دنیا رفت هر کدام از پسرها ادّعا کرد که مال متعلّق به اوست، پس مرافعه خود را به نزد قاضى بردند، ولى او گفت: من نمىدانم، چطور میان شما قضاوت کنم، شما بسوى سه برادر چوپان بروید گره کار شما بدست آنهاست،
برادران به نزد اوّلى رفتند و او را پیر مردى کهنسال یافتند،
او گفت: به نزد برادر بزرگترم بروید، ولى وقتى آنها به نزد برادر دوّم رفتند او را جوانتر از اوّلى یافتند، او هم آنها را به برادر دیگر خود ارجاع داد و گفت: به نزد برادر بزرگترم بروید،
لیکن وقتى برادران به نزد برادر سوّمى رفتند او را بسیار جوانتر از دو برادر دیگر دیدند،
او از احوال آنها پرسش کرد و آنها ماجرا را گفتند، امّا از راز پیرى و جوانى او و برادرانش نیز سؤال کردند، چوپان سوّمگفت: قضیه این است که برادر اوّلى من کوچکترین ماست،
امّا او زنى بد اخلاق و لجباز دارد که همیشه از بیم آنکه به بلاى بزرگترى مبتلا شود با او مدارا و صبر مىکند و علّت پیر شدن او همین است، برادر دوّمى که از نظر سنّى برادر وسطى است
همسرى متوسط الحال دارد که گاهى باعث خوشحالى و گاهى باعث اندوه او مىشود
و او بخاطر همین میانسال به نظر مىرسد
و امّا من که بزرگترین برادر هستم، همسرى بسیار خوش اخلاق و مهربان دارم که همیشه باعث سرور و شادمانى من است
و هرگز امر ناپسندى از او ندیدهام، پس راز جوانى من در مصاحبت با اوست،
امّا حکم من میان شما این است که اوّل باید بروید و پدرتان را نبش قبر کنید و جسد او را بیرون آورده و بسوزانید، سپس باز گردید تا من میان شما قضاوت کنم
.برادران به جانب قبر پدر رفتند، برادر کوچکتر شمشیر پدرش را برداشت و دو برادر دیگر کلنگ برداشتند، وقتى آن دو برادر با کلنگ قصد نبش قبر پدر را نمودند،
پسر کوچکتر با شمشیر مانع آنها شد و گفت: پدرم را نبش قبر نکنید،
من سهم خودم را به شما واگذار مىکنم، پس به نزد قاضى رفتند و ماجرا را گفتند،
قاضى گفت: مال را به من بدهید، آنگاه برادر کوچک را فرا خواند و مال را به او تفویض کرد
و به دو پسر دیگر گفت: اگر شما پسر آن مرد بودید مثل این پسر به حال پدر خود رقّت مىکردید و راضى به نبش قبر او نمىشدید
.و عن الباقر علیه السلام قال کان فی بنی إسرائیل رجل عاقل کثیر المال و کان له ابن یشبهه فی الشمائل من زوجة عفیفة و کان له ابنان من زوجة غیر عفیفة فلما حضرته الوفاة قال لهم هذا مالی لواحد منکمفلما توفی قال الکبیر أنا ذلک الواحد و قال الأوسط أنا ذلک و قال الأصغر أنا ذلک فاختصموا إلى قاضیهم قال لیس عندی فی أمرکم شیء انطلق إلى بنی الاغنام الإخوة الثلاثة فانتهوا إلى واحد منهم فرأوا شیخا کبیرا فقال ادخلوا إلى أخی فلان فهو أکبر منی سنا فاسألوه فدخلوا علیه فخرج شیخ کهل فقال سلوا أخی الأکبر منی فدخلوا على الثالث فإذا هو فی المنظر أصغر فسألوه أولا عن حالهم فقال أما أخی الذی رأیتموه أولا هو الأصغر و إن له امرأة سوء تسوءه و قد صبر علیها مخافة أن یبتلى ببلاء لا صبر علیه فهو منه و أما أخی الثانی فإن عنده زوجة تسوءه و تسره فهو متماسک الشباب و أما أنا فزوجتی تسرنی و لا تسوءنی لم یلزمنی منها مکروه قط منذ صحبتنی فشبابی معها متماسک و أما حدیثکم الذی هو حدیث أبیکم انطلقوا أولا و انبشوا قبره و استخرجوا عظامه و أحرقوها ثم عودوا لأقضی بینکم فانصرفوا فأخذ الصبی سیف أبیه و أخذ الأخوان المعاول فلما أن هما بذلک قال لهما الصغیر لا تنبشا قبر أبی و أنا أدع لکما حصتی فانصرفوا إلى القاضی فقال یقنعکما هذا ائتونی بالمال فقال للصغیر خذ المال فلو کانا ابنیه لدخلهما من الرقة کما دخل على الصغیر
النور المبین فی قصص الأنبیاء و المرسلین 464 خاتمة الکتاب فی نوادر أخبار بنی إسرائیل و أحوال بعض الملوک
قصص الأنبیاء(قصص قرآن) 648 (در اخبار نادر بنى اسرائیل و ماجراى بعضى از پادشاهان) ..... ص : 644
چاره زن بد جدایی است
و روایت است از امام صادق (علیه السلام ) که فرمود
:سه نفر دعایشان مستجاب نمیشود
:مردى که در خانه بنشیند و بدنبال روزى نرود و سپس بگوید: بار خدایا روزیم ده و خدا تعالى به او میفرماید: آیا من راه طلب روزى برایت نساختم؟
و مردى که زن بدى دارد میگوید: بار خدایا مرا از او خلاص کن خدا میفرماید: طلاق او را بدست تو دادم
.و مردى که مالى به دیگرى داده بدون گرفتن شاهد و گواه و او منکر آن شده و به او پس نمیدهد و صاحب مال او را نفرین میکند و خدا تعالى میفرماید: من به تو فرمودم گواه بگیر و نکردى (و خود کرده را گله نیست
).
کنز الفوائد ج2 198 فصل مما روی فی الأرزاق ..... ص : 197
و روی عن الصادق ع أنه قال ثلاثة یدعون فلا یستجاب لهم رجل جلس عن طلب الرزق ثم یقول اللهم ارزقنی یقول الله تعالى له أ لم أجعل لک طریقا إلى الطلب و رجل له امرأة سوء یقول اللهم خلصنی منها یقول الله تعالى أ لیس قد جعلت أمرها بیدک و رجل سلم ماله إلى رجل و لم یشهد علیه به فجحده إیاه فهو یدعو علیه فیقول الله تعالى قد أمرت بالإشهاد فلم تفعل
گنجینه معارف شیعه-ترجمه کنز الفوائد و التعجب ج2 217 فصل: روایاتى در باره روزى ..... ص : 215
پستهای مربوط:
پاداش صبر بر بد اخلاقی زن و جزای زن بد اخلاق
رابطه زن بهشت و بد اخلاقی با همسر
دیدگاه اسلام در مورد سپردن کارهای سنگین به زنان
بازيابى نگرش صحيح به شخصيت حقيقى يك زن از ديدگاه خدا
جهاد زنان صبر بر غیرت شوهراست و خداوند از سختی آن غافل نیست
چرا زنان پیامبر نشدند؟
چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/12 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت
به نام خدا
ابو بصیر میگوید :
امام صادق علیه السلام میفرمودند:
روزی پیامبر صلی الله علیه واله با گروهی از زنان مواجه شدند وبه آنها چنین فرمودند :
ای گروه زنان صدقه بدهید حتی اگر شده از زینت و جواهر خود حتی اگر شده به اندازه یک شقه خرما
بدرستی که شما چوب جهنمید
شما زیاد لعن میکنید و زندگی نیک و نعمتها را کفران میورزید و ناشکری میکنید
در این هنگام زنی از قبیله بنی سلیم که شخصی مشهور به تعقل بود چنین عرضه کرد
یا رسول الله ایا ما همان مادرانی نیستیم که درد حمل را تحمل میکنیم و به فرزندانمان شیر میدهیم (در اسلام برای حمل و شیر دادن صواب فراوانی ذکر شده به گونه ای که زن پس از حمل همانند طفلش بدون گناه و بی حساب میشود )
ایا دخترانی که احکام خدا را اقامه میکنند و برادرانی که شفقت و جوانمردی دارند از ما نیستند؟
حضرت رسول صلی الله علیه و اله غمگین شدند و فرمودند آری شما زنانی هستید که حامله میشوید و فرزندانتان را به دنیا می اورید و به انها شیر میدهید و بسیار مهربان هستید
و اگر آن رفتاری که با شوهران خود میکنید نمی بود هیچ کدام شما که فقط یک نماز خوانده باشد (وهیچ کدام از احکام خدا را عمل نکرده و فقط یک نماز خوانده ) داخل در جهنم نمیشد .
یعنی بد رفتاری شما اگر با همسرتان نمیبود هیچ وقت داخل جهنم نمیشدید حتی اگر فقط از بین تمام عبادات یک نماز میخواندید
الکافی 5 513 باب ما یجب من طاعة الزوج على المرأة
25351- وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع
یَقُولُ خَطَبَ رَسُولُ اللَّهِ ص النِّسَاءَ فَقَالَ یَا مَعْشَرَ النِّسَاءِ تَصَدَّقْنَ وَ لَوْ مِنْ حُلِیِّکُنَّ وَ لَوْ بِتَمْرَةٍ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ فَإِنَّ أَکْثَرَکُنَّ حَطَبُ جَهَنَّمَ إِنَّکُنَّ تُکْثِرْنَ اللَّعْنَ وَ تَکْفُرْنَ الْعِشْرَةَ فَقَالَتِ امْرَأَةٌ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَ لَیْسَ نَحْنُ الْأُمَّهَاتُ الْحَامِلَاتُ الْمُرْضِعَاتُ أَ لَیْسَ مِنَّا الْبَنَاتُ الْمُقِیمَاتُ وَ الْأَخَوَاتُ الْمُشْفِقَاتُ فَقَالَ حَامِلَاتٌ وَالِدَاتٌ مُرْضِعَاتٌ رَحِیمَاتٌ لَوْ لَا مَا یَأْتِینَ إِلَى بُعُولَتِهِنَّ مَا دَخَلَتْ مُصَلِّیَةٌ مِنْهُنَّ النَّارَ
پستهای مربوط:
پاداش صبر بر بد اخلاقی زن و جزای زن بد اخلاق
رابطه زن جهنم و کیفیت بر خورد با شوهر
دیدگاه اسلام در مورد سپردن کارهای سنگین به زنان
بازيابى نگرش صحيح به شخصيت حقيقى يك زن از ديدگاه خدا
جهاد زنان صبر بر غیرت شوهراست و خداوند از سختی آن غافل نیست
چرا زنان پیامبر نشدند؟
چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/12 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت
به نام خدا
الزخرف : 18 أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبينٍ
آيا كسى را كه در لابلاى زينتها پرورش مىيابد
و به هنگام جدال قادر به تبيين مقصود خود نيست (فرزند خدا مىخوانيد)؟!
(اين جمله در پاسخ كسانيست كه ميگويند دختران فرزند خدايند )
آیا خداوند زشت است که مخلوقی زشت بیافریند ؟
واگر این طور نیست پس چرا این گونه خلقت زنان را زشت میدانید ؟
خدا زیباست و جز زیبایی از او سر نمیزند
زن مخلوق زیبای خداست
او را همان گونه که هست بخواهید
که اگر غیر این باشد زشت خواهد شد
امام صادق علیه السلام میفرمایند :
امیر مومنین علی علیه السلام در وصیتشان به امام حسن مجتبی علیهما السلام فرمودند :
کاری که بیش از توان زن است به او واگذار نکن که واگذار نکردن این گونه کار ها به زن برای احوالات اوبهتر و برای زندگیش راحت تر میباشد و زیبایی او را بیشتر و بهتر حفظ میکند و او را تا دیر مدت زیبا نگه میدارد
چرا که زن ریحانه است و قهرمان نیست .
ٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فِي رِسَالَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع إِلَى الْحَسَنِ علیهم السلام
لَا تُمَلِّكِ الْمَرْأَةَ مِنَ الْأَمْرِ مَا يُجَاوِزُ نَفْسَهَا فَإِنَّ ذَلِكَ أَنْعَمُ لِحَالِهَا وَ أَرْخَى لِبَالِهَا وَ أَدْوَمُ لِجَمَالِهَا فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَة
الكافي 5 510 باب إكرام الزوجة ..... ص : 509
پستهای مربوط:
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/11 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت
به نام خدا
الزخرف : 18 أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبينٍ
آيا كسى را كه در لابلاى زينتها پرورش مىيابد
و به هنگام جدال قادر به تبيين مقصود خود نيست (فرزند خدا مىخوانيد)؟!
(اين جمله در پاسخ كسانيست كه ميگويند دختران فرزند خدايند )
آیا خداوند زشت است که مخلوقی زشت بیافریند ؟
واگر این طور نیست پس چرا این گونه خلقت زنان را زشت میدانید ؟
خدا زیباست و جز زیبایی از او سر نمیزند
زن مخلوق زیبای خداست
او را همان گونه که هست بخواهید
که اگر غیر این باشد زشت خواهد شد
امام صادق علیه السلام میفرمایند :
امیر مومنین علی علیه السلام در وصیتشان به امام حسن مجتبی علیهما السلام فرمودند :
کاری که بیش از توان زن است به او واگذار نکن که واگذار نکردن این گونه کار ها به زن برای احوالات اوبهتر و برای زندگیش راحت تر میباشد و زیبایی او را بیشتر و بهتر حفظ میکند و او را تا دیر مدت زیبا نگه میدارد
چرا که زن ریحانه است و قهرمان نیست .
ٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فِي رِسَالَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع إِلَى الْحَسَنِ علیهم السلام
لَا تُمَلِّكِ الْمَرْأَةَ مِنَ الْأَمْرِ مَا يُجَاوِزُ نَفْسَهَا فَإِنَّ ذَلِكَ أَنْعَمُ لِحَالِهَا وَ أَرْخَى لِبَالِهَا وَ أَدْوَمُ لِجَمَالِهَا فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَة
الكافي 5 510 باب إكرام الزوجة ..... ص : 509
پستهای مربوط:
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/10 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت
به نام خدا
الزخرف : 18 أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبينٍ
آيا كسى را كه در لابلاى زينتها پرورش مىيابد
و به هنگام جدال قادر به تبيين مقصود خود نيست (فرزند خدا مىخوانيد)؟!
(اين جمله در پاسخ كسانيست كه ميگويند دختران فرزند خدايند )
آیا خداوند زشت است که مخلوقی زشت بیافریند ؟
واگر این طور نیست پس چرا این گونه خلقت زنان را زشت میدانید ؟
خدا زیباست و جز زیبایی از او سر نمیزند
زن مخلوق زیبای خداست
او را همان گونه که هست بخواهید
که اگر غیر این باشد زشت خواهد شد
امام صادق علیه السلام میفرمایند :
امیر مومنین علی علیه السلام در وصیتشان به امام حسن مجتبی علیهما السلام فرمودند :
کاری که بیش از توان زن است به او واگذار نکن که واگذار نکردن این گونه کار ها به زن برای احوالات اوبهتر و برای زندگیش راحت تر میباشد و زیبایی او را بیشتر و بهتر حفظ میکند و او را تا دیر مدت زیبا نگه میدارد
چرا که زن ریحانه است و قهرمان نیست .
ٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فِي رِسَالَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع إِلَى الْحَسَنِ علیهم السلام
لَا تُمَلِّكِ الْمَرْأَةَ مِنَ الْأَمْرِ مَا يُجَاوِزُ نَفْسَهَا فَإِنَّ ذَلِكَ أَنْعَمُ لِحَالِهَا وَ أَرْخَى لِبَالِهَا وَ أَدْوَمُ لِجَمَالِهَا فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَة
الكافي 5 510 باب إكرام الزوجة ..... ص : 509
پستهای مربوط:
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/10 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
التوبة : 16 أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَکُوا وَ لَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذینَ جاهَدُوا مِنْکُمْ وَ لَمْ یَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لاَ الْمُؤْمِنینَ وَلیجَةً وَ اللَّهُ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ
آیا گمان کرده اید که رها شده اید؟
وخداوند آن کسانی از شما را که در راه او جهاد میکنند نمیشناسد ؟
گمان کرده اید خدا آن کسانی که غیر خدا ورسولش و مومنین دوست و محرم اسراری انتخاب نمیکنند را نمیشناسد ؟ (نه بلکه ) خداوند بسی آگاه به آنچه شما انجام میدهید میباشد.
عَنْ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَالَ إِنَّ مِنْ جِهَادِ الْمَرْأَةِ حُسْنَ التَّبَعُّلِ لِزَوْجِهَا
امام علی علیه السلام فرمودند :
یکی از موارد جهاد زن محبت او به همسرش می باشد .
مستدرکالوسائل 14 246
آری خداوند کسانی از شما را که در راه او جهاد میکنند را می شناسد و از شما غافل نیست.
سوره توبه آیه 16
الکافی ج : 5 ص : 9
َ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع کَتَبَ اللَّهُ الْجِهَادَ عَلَى الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ فَجِهَادُ الرَّجُلِ بَذْلُ مَالِهِ وَ نَفْسِهِ حَتَّى یُقْتَلَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ جِهَادُ الْمَرْأَةِ أَنْ تَصْبِرَ عَلَى مَا تَرَى مِنْ أَذَى زَوْجِهَا وَ غَیْرَتِه
امیر مومنین علی علیه السلام فرمودند :
خداوند جهاد را هم بر مردان وهم بر زنان واجب کرده است
اما جهاد مرد بخشش مال و جانش در راه خدا است تا اینکه کشته شود .
و جهاد زن این استکه بر سختی هایی که از همسرش به او مرسد و بر غیرت او صبر کند .
وخداوند آگاه است به کسانی از شما که در راه او جهاد میکنند .سوره توبه ایه 16ِ
پستهای مربوط:
پاداش صبر بر بد اخلاقی زن و جزای زن بد اخلاق
رابطه زن جهنم و کیفیت بر خورد با شوهر
رابطه زن بهشت و بد اخلاقی با همسر
دیدگاه اسلام در مورد سپردن کارهای سنگین به زنان
بازيابى نگرش صحيح به شخصيت حقيقى يك زن از ديدگاه خدا
چرا زنان پیامبر نشدند؟
چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/03 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت
به نام خدا
به این مطلب رسیدیدم که اساسی ترین سوالی که یک انسان در طول زندگی با آن روبرو میباشد این است که چه چیزی یقینی است و چه چیزی غیریقینی ؟
یک انسان عاقل برای تصمیم گیری در طول زندگی خود باید اطلاعات زیادی را جمع آوری کند .
طبیعی است که اطلاعات اولیه او بر مبنای مشاهداتش صورت میگیرد ، و در دامنه بدیهات او سیر خواهد کرد .
از طرفی برای نتیجه گیری و صدور یک حکم یقینیِ بدون شک ، باید اقلا یکی از مقدمات قیاس عقلی او یقینی باشد والا نتیجه یقنی از مقدماتی که هر دو بر پایه شک و گمان استوار باشد به دست نخواهد آمد .
بنابر این ما باید به عنوان کسی که قصد دارد در تمام مسیر زندگی خود بر طبق یقینیات خود گام بردارد باید در جستجوی بدیهی باشیم که پایه تمام قیاس های عقلی ما را تشکیل می دهد و زمینه را برای بدیهی سازی سایر مقدمات فراهم میکند .
بدیهی و یقنی ای که از آن راه فراری نباشد .حقیتی انکار ناشدنی در جواب منکران حقانیت حقیقت یعنی اصل وجود .
نقص بشر در اصل وجود
در این هنگام که قرار است بر پایه یقنیات گام برداریم ، سوال این است که بدیهی ترین گزاره یقینی که مورد اتفاق همگان است ، چیست ؟
پاسخ به این سوال مبنای زندگی انسان و نحوه نگاه او به جهان اطراف را رقم خواهد زد .
به حقیقت ، اولین یقینی که با آن رو برو هستیم چیست ؟
آیا بدیهی تر از وجود ما بدیهی ای وجود دارد ؟
کیست که یقین به وجود خود نداشته باشد ؟
آیا عاقلی پیدا میشود که احتمال بدهد وجود ندارد و یا خیال کند که هست ؟
آیا تردید او نسبت به وجود خودش ، دلیلی بر وجود او نیست ؟
اما یک سوال دیگر:
آیا انسان فقط یقین به وجود خودش دارد ؟
آیا او یقین ندارد که یک موجود نیازمند است ؟
چه برای بودن و برای استمرار حیات ؟
آیا وجود او که حقیقتی است انکار نشدنی ، چنین وجودی بدون پدرو مادر به مرحله پیدایش قدم میگذاشت ؟
آیا برای ادامه حیات و استمرار بودن ، پس از پیدایش ، او دیگر نیازی به آب و غذا و اکسیژن ندارد ؟
وآیا قبول دارید که هر نیازی معرف یک نقص درونی است ؟
یعنی یک جای خالی که برای پر شدن نیازمند یک مکمل است ؟
ناقص برای رسیدن به کمال محتاج و نیازمند کامل است ، پس نقص او مقدمه نیاز اوست و این در حالی که ما نقص او را بر طرف شده میبینم .
پس ما به این نتیجه خواهیم رسید که انسان یک موجود ناقص است . این اولین گزاره یقینی برای هر انسان عاقل خواهد بود ، گزاره ای که پایه و اساس زندگی او را تشکیل میدهد .
گزاره ای که در دو موضع کلی یکی از مقدمات قیاس عقلی انسان خواهد بود
یکی زمانی که قرار است از نقص وجود خودش پی به وجود یک موجود بینیاز ببرد
و دیگری زمانی که از نقص عقلی خودش میخواهد دست نیاز به سمت وحی الهی دراز کند .
بیان جهات نقص
همان طور که بیان شد انسان از جهات گونانی دچار نقص است .
یکی ازآن جهات، نقصی است که به خاطر نیازاو به اصل پیدایش دراو وجود دارد .دیگر جهت نقص او به نیاز او برای استمرار حیات بر میگردد .
انسان موجودی است که برای اصل پیدایش محتاج به پدر و مادر است و بدون آنها هرگز نمیتواند پا به عرصه وجود بگذارد .
از این گذشته او برای استمرار حیات نیز محتاج به آب و اکسیژن و غذاست و در صورت نبودن هر کدام یا اصلا بوجود نمی آید ویا پس از پیدایش نابود خواهد شد .
درحین بیان تمام این مراحل ما شاهداین هستیم که انسان هست ، وجود دارد و ادامه حیات میدهد و این یعنی که نقص او برای بودن و برای استمرار حیات بر طرف شده و هر لحظه نیز بر طرف میشود .
اما سوال اساسی این است که چه کسی این نقص او را بر طرف کرده است ؟
همان طور که بیان شد علم و یقین به نقص انسان در ناحیه وجود و پیدایش و استمرار وجود و حیات ، یکی از مقدمات قیاس عقلی ای را تشکیل میدهد که آن قیاس کشف وجود موجودی را میکند که مانند ما نیازمند نیست .
حال به بیان این قیاس و مرحله استدلال عقلی آن میپردازیم :
1) ما انسانها همه مانند هم هستیم و همه هم برای بودن و هم برای استمرار بودن نیازمند میباشیم .
2) نیازمند نمیتواند نیاز خود را بر طرف کند چرا که اگر بخواهد نیاز خود را به بودن بر طرف کند باید بگوییم اصلا او هنوز به وجود نیامده پس چگونه چیزی که هنوز وجود ندارد میخواهد نیازخود را به بودن برطرف کند . حال آنکه ما میبینم او وجود دارد و این یعنی نیازش بر طرف شده است . از طرفی این مطلب نیز ثابت است که ناقص آن صفت کمالی را ندارد پس چگونه میخواهد چیزی را که منشاء نقص خود است به خود اعطاء کند ؟
3) هیچ چیز و عدم نیز نمی تواند کاری را از پیش ببرد و نیاز بشریت را چه در اصل بودن و چه برای استمرار بودن بر طرف کند چرا که نیست که بخواهد کاری بکند .
نتیجه : حال که نه خود بر طرف کننده نیاز خود است و نه هیچ چیز ، پس باید موجودی باشد که مانند او نیازمند نباشد .
تکرار یک نکته :
اگر موجودی که نیاز انسان را بر طرف کرده،دوباره خود نیازمند باشد این استدلال دوباره بیان خواهد شد که یا آن موجود برای بودن خودش ،خودش نیاز خود را برطرف کرده یا هیچ چیز ، و وقتی هر دو محال باشد پس قطعا کسی هست که مانند او نیازمند نخواهد بود .
پست مربوط:
ضرورت عمل به یقین و پرهیز از گمان
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/02 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت
به نام خدا
تفاوت انسان با حیوان در چیست ؟
آیا غیر از این است که انسان دارای عقل است و حیوان از این قوه محروم ؟
واگر انسان عاقل است ، عقل او چه فایده ای برای او دارد ؟
کار این عقل چیست ؟
اگر عاقل به کسی گفته میشود که از عقلش کمک میگیرد آیا ممکن است انسانی باشد که از عقل خود استفاده نکند ؟
حال نشانه ای اینکه انسان از عقلش استفاده میکند چیست ؟
آیا به کسی که بر اساس گمان و ظن و حدس و احتمال تصمیم گیری کرده و حرکت میکند ، میتوان گفت عاقل ؟
به نظر میرسدتنها به کسی میتوان گفت از عقلش استفاده میکند و او را به کار میگیرد که بر اساس یقین خود عمل میکند یعنی آنجا که هیچ گونه احتمال خطا در مطلب وجود نداشته باشد .
از آنجا که گمان و حدس و حتی احتمال قوی و نزدیک به یقین نیز ممکن است ضرری را در بر داشته باشد ، وعقل اجازه ارتکاب عملی که حتی احتمال ضررش کم باشد را نمیدهد، در این صورت عمل به یقین برای پرهیز از هر گونه ضرر احتمالی یک اصل در زندگی انسان عاقل خواهد بود .
عقل سلیم هر لحظه در بر خورد با احتمالات با خود چنین اندیشه میکند که انجام کاری که شاید صحیح باشد ،احتمال عدم صحت را نیز در بر دارد ،در این صورت شما مرتکب فعلی شده اید که صحیح نیست و این یعنی پذیرش ضرر .
و از طرفی با خود چنین می اندیشد که رد کاری که شاید صحیح نباشد با خود احتمال صحت را به همراه دارد و در صورت رد آن احتمال این وجود دارد که شما کاری را رها کرده باشد که انجام آن به صلاح شما بوده و ابن دوباره یعنی تحمل ضرر.
از دیدگاه عقل سلیم عمل به یقینیات یعنی پرهیز از ترتیب اثر دادن به غیر یقینیات ، یعنی نه رد آنها قبل از اثبات بطلان و نه پذیرش آنها قبل از اثبات صحت .
و چون احتمال دو وجهی بوده وهم صحت و هم عدم صحت را در بردارد بهتر است بگوییم انسان عاقل کسی است که به گمان خود ترتیب اثر نمیدهد یعنی نه آنرا میپذیرد ونه رد میکند بلکه همیشه سعی میکند گمان خود را تبدیل به یقین کند چه با اقامه دلیل بر صحت و چه با اقامه دلیل بر بطلان .
بنابر این اساسی ترین سوالی که یک انسان در طول زندگی با آن روبرو میباشد این است که چه چیزی یقینی و چه چیزی غیر یقینی است ؟
بر این اساس دیگر بی انصافی است انسانی که از عقلش استفاده نمیکند را مانند حیوانی بدانیم که اصلا عقل ندارد بلکه او از حیوان نیز پست تر خواهد بود :
الأعراف : 179 وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ
به يقين، گروه بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم آنها دلها [عقلها] يى دارند كه با آن (انديشه نمىكنند، و) نمىفهمند و چشمانى كه با آن نمىبينند و گوشهايى كه با آن نمىشنوند آنها همچون چهارپايانند بلكه پست تر
! اينان همان غافلانند.
(چرا كه با داشتن همهگونه امكانات هدايت، باز هم گمراهند)
يونس : 36 وَ ما يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْني مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ بِما يَفْعَلُونَ
و بيشتر انسان ها جز از گمان و ظن ، پيروى نمىكنند (در حالى كه) گمان، هرگز انسان را از حقّ بىنياز نمىسازد (و به حق نمىرساند)! به يقين، خداوند از آنچه انجام مىدهند، آگاه است!
النجم : 28 وَ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْني مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً
آنها هرگز به سخنشان دانشى ندارند، تنها از گمان و ظن پيروى مىكنند با اينكه «گمان» هرگز انسان را از حقّ بىنياز نمىكند!
پست بعدی:
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/01 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
چرا ،کی و چگونه با قرآن استخاره کنیم ؟
غلام سیاه و شاهزاده پریان ( ماجرای خواستگاری جویبر از ذلقا’)
گزیده ای از کتاب متعه شیخ مفید ( ازدواج موقت)
خدای من تو آروزی منی
قطعا کسانی که میگویند مسیح بن مریم خداست کافرند
چرا نباید به زنان سوره یوسف علیه السلام را آموخت ؟
سالگرد ازدواج علی و فاطمه سلام الله علیهما مبارک
صعود به آسمان
چرا آیه تطهیر شامل عایشه و حفصه نمیشود؟
اهل بیت کیست و کارش چیست ؟ ( رد اختلاف شیعه و سنی به قرآن )
درباره وبلاگ

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا يُتْلى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً
الإسراء : 107
به آنها بگو : «چه به قرآن ايمان بياوريد، و چه ايمان نياوريد، كسانى كه پيش از آن به آنها دانش داده شده است ، هنگامى كه (اين آيات) بر آنان خوانده مىشود، سجدهكنان به خاك مىافتند .
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
حرف حساب خدا
اندیشه آسمانی
زن آسمانی
شعر آسمانی
کمی بخندیم
زمان آخر
اثبات امامت در قرآن
امامت در روایات
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
آماده پاسخ گویی به سوالات شما عزیزان پیرامون موضوعات مطرح شده در وبلاگ هستیم
دوستان عزیز از این نکته غافل نباشند که مابا عقل درک میکنیم که ناقصیم چرا که دارای اجزای ریز تری به نام اتم هستیم و ترکیب یافته از این اجزا میباشیم و نیازمندیم چون علاوه بر این نقص نقصهای دیگری نیز داریم مانند این که برای پیدایش به پدرو مادر محتاجیم و برای ادامه حیات به آب اکسیژن و غذا
POWERED BY