تبليغاتX
(`'•.عشق آسمان و آسمان عشق.•'´)
چرا ،کی و چگونه با قرآن استخاره کنیم ؟

به نام خدا

 

 استخاره  یعنی طلب خیر کردن

یعنی درخواست بهترین ها از خداوند

بنابرین یک مومن در تمامی حالات در حال دعا و درخواست خیر از خدای خود میباشد روایاتی در این مورد نیز وجود دارد که ذکر خواهد شد و آن روایات به ما دستور میدهد ما دائما از خداوند استخاره کنیم .

در مرحله بعد خواندن نماز استخاره و طلب خیر بعد از نماز شب یا نماز مستحبی یا نماز های واجب است .

دیگر این که استخاره با قرآن ، برای انجام امور مباحی که فرد در انجام یا ترک آن دچار تردید شده است که بعد از تبیین موضع و جایگاه آن به ذکر بعضی از روایات این مسئله میپردازیم .

 

امر استخاره در روایات آمده ولی باید در نظر داشت که حضرات معصومین استخاره را برای امورمباح  ذکرکرده اند یعنی اموری که رضایت خداوند نسبت به انجام یا ترک آن در دین بیان نشده ( البته خداوند نسبت به این که آن ها را بیان نکرده دچار فراموشی نشده بلکه بیان آنها تاثیری در هدایت بشریت نداشته و ندارد ) و چون ما علم به رضایت خداوند برای انجام این فعل نداریم حال به هر دلیلی لذا برای کشف رضایت خداوند میتواند دراین مورد استخاره کرد چرا که ما حق نداریم برای انجام کاری که خدا از آن نهی کرده یا به آن امر کرده ؛چه نهی و امر او واجب و حرام باشد، چه مکروه و مستحب، استخاره بگیریم چرا که رضایت و عدم رضایت خدا  نسبت به آن مورد مشخص است .

و

در بین اموری که نه واجب است نه حرام و نه مستحب است و نه مکروه وبلکه مباح است در صورتی باید استخاره کرد که در انتخاب انجام یا رد آن دچار تردید شده باشید.

مثلا خرید خانه در حالی که بر شما مباح باشد و شما مردد باشید که آیا بخرم و یا نه

یعنی جستجوی و تحقیق شما در امور اقتصادی ، شما را از تردید خارج نکرده است در این صورت این مورد مکان استخاره است.

 

ویا کسی استخاره بگیرد که آیا نماز بخواند یا نه  روزه بگیرد یا نه  نگاه به حرام بکند یا نه بلکه نماز شب بخواند یا نه  شب ایستاده آب بخورد یا نه ،

در همه این موارد چون تکلیف از ناحیه خداوند بیان شده جایگاهی برای استخاره وجود ندارد ولی متاسفانه اکثر مردم برای این  امور استخاره میگیرند

  

جایگاه استخاره با قرآن

 

وسائل‏الشيعة     6     233    ٍّ عَنِ الْيَسَعِ الْقُمِّيِّ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أُرِيدُ الشَّيْ‏ءَ وَ أَسْتَخِيرُ اللَّهَ فِيهِ فَلَا يُوَفَّقُ فِيهِ الرَّأْيُ إِلَى أَنْ قَالَ فَقَالَ افْتَتِحِ الْمُصْحَفَ فَانْظُرْ إِلَى أَوَّلِ مَا تَرَى فَخُذْ بِهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ

جناب یسع میگوید :

به امام صادق علیه السلام گفتم :

میخواهم کاری را انجام بدم و از خداوند در آن مورد طلب خیر کرده ام اما در آن مطلب به رای ثابتی نرسیدم ( که آنرا انجام بدهم یا رها کنم )

حضرت فرمودند :

قرآن را باز کن و به اولین چیزی که دیدی عمل کن به یاری خدا .

  

نماز طلب خیر ( نماز استخاره )

 

مستدرك‏الوسائل     6     236    1- باب استحبابها حتى في العبادات ال

وَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ وَ يَقُولُ فِي دُبُرِهِمَا أَسْتَخِيرُ اللَّهَ مِائَةَ مَرَّةٍ ثُمَّ يَقُولُ اللَّهُمَّ إِنِّي قَدْ هَمَمْتُ بِأَمْرٍ قَدْ عَلِمْتَهُ فَإِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ خَيْرٌ لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي فَيَسِّرْهُ لِي وَ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ شَرٌّ لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي فَاصْرِفْهُ عَنِّي كَرِهَتْ نَفْسِي ذَلِكَ أَمْ أَحَبَّتْ فَإِنَّكَ تَعْلَمُ وَ لَا أَعْلَمُ وَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ثُمَّ يَعْزِمُ

امیرمومنین علی علیه السلام دائما دو رکعت نماز میخواندند و در انتهای آن نماز از خداوند صد مرتبه طلب خیر میکردند و میفرمودند : أَسْتَخِيرُ اللَّهَ   سپس میفرمودند :

خدای من ، من قصد انجام کاری را دارم که تو به آن آگاهی

اگر در آن  برای دین من و دنیای من و آخرت من خیری می بینی ، پس انجام آن را برای من آسان کن

واگر برای  دین من و دنیای من و آخرت من  در آن مطلب شری می بینی پس آن را از من دور کن

چه من به انجام این امور علاقه مند باشم چه از انجام آن بدم بیاید

چرا که تو میدانی و من نمیدانم و تو عَلَّامُ الْغُيُوب هستی

وبعد از این جملات حضرت عزم  انجام آن فعل را میکردند .

 

طلب خیر از خداوند در تمامی اوقات:

 

امام صادق علیه السلام فرمودند :

زمانی که اراده انجام کاری را داری پس با هیچ کس در آن زمینه مشورت نکن مگر این که با خدای خودت مشورت کنی.

روایت کننده میگوید : پرسیدم چگونه با خدا مشاوره کنم

حضرت فرمودند :

صد مرتبه بگو : أَسْتَخِيرُ اللَّهَ   بعد از آن با مردم مشاوره کن . پس خداوند خیر تو را بر زبان هر کس که دوست داشته باشد جاری میکند .

 

بحارالأنوار     88     253    باب 6- الاستخارة بالاستشارة ..... 

قَالَ الصَّادِقُ ع إِذَا أَرَدْتَ أَمْراً فَلَا تُشَاوِرْ فِيهِ أَحَداً حَتَّى تُشَاوِرَ رَبَّكَ قَالَ قُلْتُ وَ كَيْفَ أُشَاوِرُ رَبِّي قَالَ تَقُولُ أَسْتَخِيرُ اللَّهَ مِائَةَ مَرَّةٍ ثُمَّ تُشَاوِرُ النَّاسَ فَإِنَّ اللَّهَ يُجْرِي لَكَ الْخِيَرَةَ عَلَى لِسَانِ مَنْ أَحَبَّ

 

بحارالأنوار     88     263    باب 7- الاستخارة بالدعاء فقط من غير

 أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ تَقُولُ فِي الِاسْتِخَارَةِ أَسْتَخِيرُ اللَّهَ وَ أَسْتَقْدِرُ اللَّهَ وَ أَتَوَكَّلُ عَلَى اللَّهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ أَرَدْتُ أَمْراً فَأَسْأَلُ إِلَهِي إِنْ كَانَ ذَلِكَ لَهُ رِضًا أَنْ يَقْضِيَ لِي حَاجَتِي وَ إِنْ كَانَ لَهُ سَخَطاً أَنْ يَصْرِفَنِي عَنْهُ وَ أَنْ يُوَفِّقَنِي لِرِضَاهُ

 

امام صادق علیه السلام فرمودند :

در هنگام استخاره و طلب خیر بگو :

از خداوند طلب خیر میکنم و بر او توکل میکنم و هیچ قوت و نیرویی نیست مگر به قدرت خدا

اراده انجام کاری را کردم  پس از خداوند میخواهم  اگر به آن کار راضیست پس حاجت من را برآورده کند و اگر نسبت به آن ناراضیست پس من را از آن منصرف کند و مرا با رضای خودش موافق گرداند .

 

 بحث صله رحم نیازمند تحقیق و فرصت بیشتری است موفق باشید


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/09/11 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


غلام سیاه و شاهزاده پریان ( ماجرای خواستگاری جویبر از ذلقا’)

 به نام خدا

 

داستانی زیبا از زبان امام محمد باقر علیه السلام ، که در زمان رسول اکرم صلی الله علیه وآله رخ داده امیدوارم با تمام توجه مورد نظرتان قرار گیرد :

 

ابو حمزه ثمالی نقل میکند که من  نزد امام باقر  علیه السلام نشسته بودم که مردی از حضرت اجازه ورود خواست و حضرت به او  اجازه دادند و او داخل شد و سلام کرد و حضرت به گرمی از او استقبال کردند و در نزدیکی خودشان او را نشاندند و احوال او رو پرسیدند .

مرد گفت : فدای شما بشوم ، از دختر فلان دوست دار شما خواستگاری کرده ام اما او مرا رد کرده و از من دوری کرده است و مرا ذلیل دانسته به خاطر عیب و حاجت و تنهاییم .

در حالی که دلم برای او به تنگ آمده و به خاطر او آرزوی مرگ کرده ام .

امام باقر علیه السلام فرمودند :برو که تو رسول من هستی به سوی او و به او بگو محمد فرزند علی فرزند حسین فرزند علی بن ابی طالب علیهم السلام  به  تو گفته است که منحج را به ازدواج دخترت در آور و او را رد نکن .ابو حمزه می گوید : آن مرد در حالی که خوش حال شده بود با سرعت  نامه حضرت را برد وزمانی که مجلس را ترک کرد امام باقر علیه السلام فرمودند :

 

مردی بود  از اهل یمامه ، به او میگفتند جویبر .

هنگامی که آوازه پیغمبر  صلی الله علیه و آله  را شنید، به مدینه آمد و اسلام آورد. و چه زیبا  هم مسلمان شد .جويبرمردي كوتاه قد ، سيه چهره نازيبا ، فقير و برهنه بود .

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) ، اين ياور تازه وارد را به گرمي پذيرفت ، و چون فردي تهي دست و بي چيز بود ، برايش جيره اي از غذا كه شامل مقداري خرما بود قرار داد . دو دست لباس هم برايش تهيه كرد و او را در مسجد خود جـاي داد . جـويبـر شبها هم در مسجد پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) مي خوابيد .

مدتي اينچنين سپري شد ، كم كم تعداد غريب ها و مساكين روبه فزوني گذاشت و فضاي محدود مسجد برآنها تنگ شد .

پيك وحي فرا رسيد ، و پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) مأمور شد كه مسجد را از وجود اين افراد خالي كند ، و همه دربهايي را كه از خانه هاي انصار به مسجد باز مي شد ببندد ، مگر درب خانه حضرت علي (عليه السلام)  و بيت حضرت فاطمه (سلام الله عليها) را .

و از آن تاريخ به بعد قرار شد نه فرد جنب از مسجد عبور كند و نه غريبي در مسجد بخوابد .

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) دستور داد جايگاهي سقف دار در كنار مسجد ساختند كه بعدها آن جايگاه به « صُفَّه » معروف شد .

 غريب ها و فقرا را در آنجا مسكن داد ، تا روزها در سايه آن استراحت کنند و شبها هم ، همانجا بخوابند . و كساني كه در آنجا زندگي مي كردند « اصحاب صفَّه » نام گرفتند .

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) خود ، از خرما و كشمش و گندم و جو سهمي براي آنها معين كرده بود ، بقيه مسلمانان هم به پيروي از پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) ، آنها را در غذاي خود شريك ساختند و زكات و صدقات خود را هم به آنان مي دادند .

وجود نازنين پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) همواره ايشان را مورد تفقد قرار مي داد ، او درجمعشان حضور پيدا مي كرد و با آنان اُنس و مجالست داشت .

روزي در حالي كه با نگاه شفقت آميز خود به جويبر مي نگريست ، با عطوفت او را مورد خطاب قرار داده ، فرمود :

جويبر ! تو نمي خواهي ازدواج كني ؟

اگر همسري انتخاب كني ، هم خود را از لغزش و گناه حفظ كرده اي و هم او تو را در دين و دنيا ياور خواهد بود .

جويبر با لبخندي كه حاكي از رضايت باطني او بود پاسخ داد :

پدر و مادرم فداي شما باد ، چه كسي حاضر است با من ازدواج كند ؟ !

به خدا سوگند من نه حَسَبي دارم نه نَسَبي ، نه مالي و نه جمالي ، كدام زن حاضر است همسر چون مني بشود ؟ !

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمود : كساني كه در جاهليت از اشراف بودند  پست شدند ، و كساني كه پست بودند با قبول اسلام شريف و عزيز شدند . اسلام كبر وتفاخر جاهليت را نابود كرد و امروز همه مردم ، چه سياه و چه سفيد ، چه عرب و چه عجم ، قُرَشي و غير قُرَشي همه با هم برابرند . هيچ كس را بر ديگري فضيلتي نيست ؛ زيرا همه از آدم هستند و آدم از خاك . بهترين و محبوبترين مردم نزد خداوند در روز قيامت ، مطيع ترين و باتقواترين آنان است . ( موافق با آیه 13 حجرات )

جويبر، نمیبینم کسی بر تو برتر باشد مگر اینکه ترسش از خدا نسبت به تو بیشتر باشد  و مطیع تر از تو نسبت به خدا  باشد .

آنگاه پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمودند : مي روي پيش « زيادبن لَبيْد » او از نظر خانوادگي شريف ترين فرد قبيله « بني بياضة » است و از قول من به او مي گويي كه من رسول  رسول خدا به سوی تو هستم  وبه او میگویی رسول خدا میگوید  دخترت  « ذَلْفاء » را به عقد ازدواج جویبر  در آور.

جويبر به نزد زيادبن لبيد رفت .

زياد با جمعي از ميهمانانش در منزل نشسته بود .

جويبر اجازه ورود خواست و  وارد شد و براي زياد پيغام داد كه : من فرستاده رسول خدايم و حامل پيامي از جانب او هستم .

او زيادبن لبيد را مخاطب قرار داد و گفت :

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) ، مرا براي رساندن پيامي فرستاده ، آيا آشكارا و بلند بگويم ، يا در خلوت و آهسته به خود شما ؟

زياد در پاسخ گفت : نه بلند بگو و در حضور ، اين براي من شرف و افتخار است .

جويبر اظهار داشت ؛ يبامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرموده كه : دخترت ذلفاء را به عقد ازدواج من درآوري .

زياد  پرسيد : آیا واقعا  پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) تو را براي چنين امري فرستاده ؟

جويبر در پاسخ گفت : بله ، من هرگز بنا ندارم بر پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) دروغ ببندم . زياد ادامه داد :

ما دخترانمان را به افراد هم شأن خود از انـصار مـي دهيم ، تـو برگـرد تا من خودم پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) را ملاقات كنم و عذرم را به او بگويم .

جويبر بي درنگ بازگشت در حالی که میگفت به خدا سوگند نه قرآن به چنين چيزي نازل شده و نه پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) براي چنين امري ظهور كرده !

سخنان ِ پدر را ، دخترش ذلفاء از اندرون خانه شنيد .

كسي را پيش پدر فرستاده او را به نزد خود طلبيد .

پدر وقتي به اندرون آمد ، دخترش به او گفت : پدرجان اين چه سخني بود كه تو گفتي ؟

پدر گفت : تو مي داني او چه گفت ؟ ! او آمده مي گويد : پيغمبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) گفته ، من تو را به عقد ازدواجش در آورم !

دختر در پاسخ پدر گفت : به خدا قسم جویبر کسی نیست که به  پيغمبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) در حالي كه زنده است دروغ ببندد .

فوراً كسي را بفرست كه او را برگرداند .

زياد ، قاصدی را به دنبال جویبر فرستاد تا اینکه جویبر برگشت و زياد به استقبال جويبر شتافت و از او عذرخواهي كرد ، او را به گرمي پذيرفت و تقاضا كرد در منزلش استراحت كند تا او برگردد . و فوراً خود را به پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) رساند و گفت :

پدر و مادرم به فداي شماباد ، جويبر از طرف شما پيش من آمده تقاضاي ازدواج با دخترم را دارد ، قلبم با حرف او نرم نشده وتصمیم گرفتم خودم شخصا شما را ملاقات کنم در حالی که ما  دخترانمان را به افراد هم شأن خود از انصار شوهر مي دهيم .

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمود :

اي زياد ! جويبر مؤمن است و  مرد مؤمن كفو و هم شأن زن مؤمنه است ، و زن مسلمان کفو و هم شان مرد مسلمان .پس  دخترت را به عقد او درآور  و از او روی گردان  نباش .

زياد ، با شنيدن اين سخنان برگشت ، و آنچه شنيده بود براي دخترش بازگو كرد .

دختر ، ضمن اظهار رضايت گفت : پدرجان اگر از فرمان پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) اطاعت نكني كافر شده اي .پس او را به ازدواج در آور.  ( موافق با آیات زیادی از قران از جمله :51 نور)

پدر دست جويبر را گرفت ، او را به ميان قوم خود برد و طبق سنت خدا و رسولش ذلفاء را به عقد او درآورد .

زياد ، مَهر و خرج عروسي را هم خود بر عهده گرفت .

از جويبر پرسيدند : آيا منزلي داري كه عروس را آنجا بياوريم ؟

جويبر پاسخ داد : به خدا سوگند نه ، منزل ندارم .

زيادبن لبيد برايش خانه اي با كليه وسايل تهيه كرد و دو لباس زیبا  به تن جویبر کردند  ، و ذلفا  را به خانه او بردند .

جويبر داخل  منزل شد  . هنگامي كه وارد خانه شد يكّه خورد . او با ديدن خانه وسيع ، و وسايل آماده وآن عروس زيبا و خوشبو به گوشه اي از اتاق رفت ، شروع كرد به تلاوت قرآن و خواندن نماز.

آن شب را تا صبح به شب زنده داري و راز ونياز با معبود گذراند . سحرگاهان نداي مؤذن در شهر مدينه طنين انداخت ، دو زوج جوان وضو گرفتند و رفته نماز گزاردند .

از ذلفاء پرسيدندکه آیا با تو همبستر شد ؟ ، او گفت : ديشب تا صبح مشغول تلاوت قرآن و خواندن نماز بود . شب دوم نیز همین گونه سپری شد و خانواده ذلفاء سعي كردند اين امر را از پدرش زياد مخفي نگه دارند .

با فرارسيدن شب ، جويبر دوباره به راز و نياز و نيايش با پروردگار پرداخت و تا سه شبانه روز اين وضع ادامه داشت .

 

سرانجام خبر به گوش پدرش زياد رسيد .

زياد نزدپيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) رفت كه :

يا رسول الله ! شما مرا به ازدواج دخترم امر كردي ، با اينكه بر خلاف ميلم بود ، اما اطاعت شما بر من واجب كرد كه اين كار را بكنم .

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمود : مگر چه عمل زشتي از جويبر مشاهده كرده اي ؟

زياد ادامه داد : او را به گرمي پذيرفتم ، برايش خانه خريدم ، همه وسايل زندگي را مهيا كردم ، عروس را به خانه اش فرستادم ، اما سه شب از ازدواج آنها مي گذرد ولي جويبر نه نگاهي به دخترم مي كند و نه اعتنايي به او مي كند ، من فكر مي كنم كه او اصلا به زن نيازي ندارد . شبانه روز كارش تلاوت قرآن و ركوع و سجود است ؛ شما خود هرطور صلاح مي دانيد حكم كنيد .

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) به دنبال جويبر فرستاد .

جويبر فوراً آمد . پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) از او پرسيد : تو به زنان علاقه اي نداري ؟

جويبر با تعجب پاسخ داد : آیا من  مرد نیستم ؟ ! هرگز اينظور نيست ، اتفاقاً بسيار شهوتی و زن دوست هستم .

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمود : به خلاف ادعاي تو من مطالبي شنيده ام ، مي گويند برای تو خانه آماده کرده اند و عروسی زیبا و خوش بو را بر تو وارد کرده اند  ولی تو حتي به زن خود نگاه هم نمي كني .

جويبر در پاسخ پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) عرض كرد :

يارسول الله ! من وقتي وارد خانه اي بزرگ شدم و همه وسايل زندگي را در آن مهيا ديدم با همسري زيبا ، به ياد پيچارگيهاي قبل از ازدواجم افتادم . روزهايي كه نه خانه اي داشتم و نه كاشانه اي ، غريب بودم و تنها ، با عده اي فقير و مسكين زندگي مي كردم كه نه غذاي درستي داشتيم و نه لباسي ، دلم مي خواست در پاسخ اين همه نعمتي كه خداوند بزرگ بر من ارزاني داشته شكر او را به جاي آورم . لذا اين سه شبانه روز را به نماز و روزه گذراندم تا بدين وسيله حدّاقلِ اطاعت را به جاي آورده باشم . و فكر مي كنم در برابر اين همه نعمت اصلا كاري نكرده ام . اما شما مطمئن باشيد كه امشب هم همسرم و هم خانواده او را راضي خواهم کرد به یاری خدا .

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) كسي را به نزد زياد فرستاد و او را به نزد خود فرا خواند .

هنگامي كه زياد خدمت پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) آمد ، او را از اين عمل پسنديده جويبر آگاه ساخت .

زياد و همه افراد فاميلش خوشحال شدند .

و جويبر نیز  به آنچه وعده داده بود عمل كرد .

بعدها  جنگي پيش آمد و جويبر در ركاب پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) براي دفاع از اسلام عازم جبهه نبرد شد .

در آن جنگ جويبر شهيد شد . و پس ازشهادت جویبر  ، در بین انصار زن بیوه ای نبود که خواستگاری بیشتر از ذلفا داشته باشد .

  الكافي ج : 5 ص : 343

 

محتوای روایت فوق با کثیری از آیات و روایات ثابتات موافقت دارد از جمله :

الحجرات : 13   يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ

اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست خداوند دانا و آگاه است! (13))

سوره نور

وَ إِذَا دُعُواْ إِلىَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنهَُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنهُْم مُّعْرِضُونَ(48)وَ إِن يَكُن لهَُّمُ الحَْقُّ يَأْتُواْ إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ(49)أَ فىِ قُلُوبهِِم مَّرَضٌ أَمِ ارْتَابُواْ أَمْ يخََافُونَ أَن يحَِيفَ اللَّهُ عَلَيهِْمْ وَ رَسُولُهُ  بَلْ أُوْلَئكَ هُمُ الظَّالِمُونَ(50)و هنگامى كه از آنان دعوت شود كه بسوى خدا و پيامبرش بيايند تا در ميانشان داورى كند، ناگهان گروهى از آنان رويگردان مى‏شوند! (48)ولى اگر حق داشته باشند (و داورى به نفع آنان شود) با سرعت و تسليم بسوى او مى‏آيند! (49)آيا در دلهاى آنان بيمارى است، يا شكّ و ترديد دارند، يا مى‏ترسند خدا و رسولش بر آنان ستم كنند؟! نه، بلكه آنها خودشان ستمگرند! (50)

 إِنَّما كانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنينَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ 51) سخن مؤمنان، هنگامى كه بسوى خدا و رسولش دعوت شوند تا ميان آنان داورى كند، تنها اين است كه مى‏گويند: «شنيديم و اطاعت كرديم!» و اينها همان رستگاران واقعى هستند. (51)


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/09/09 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت


گزیده ای از کتاب متعه شیخ مفید ( ازدواج موقت)

بسم الله الرحمن الرحيم

  

امام صادق علیه السلام میفرمایند :

امیر مومنین علی علیه السلام دائما میفرمودند :

اگر عمر به خاطر سبقت گرفتن بر من ازدواج موقت را حرام نمیکرد هیچ کسی زنا نمیکرد مگر کسی که انسانی شقی و بد بخت باشد .

 تحریم ازدواج موقت  منجر به تبعیض در آیات قرآن و نتیجه تبعیض در آیات خداوند، فساد و تباهی خواهد بود (آیه 85 بقره)

موضوعات مرتبط:

مصلحت اندیشی در برابر احکام خدا -
تبعیض در احکام خدا کفر حقیقیست

 

شروع مطلب:

 

1 _ عن أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه، عن أبيه، عن سعد بن عبد الله، عن أحمد بن محمد بن عيسي، عن ابن أبي عمير، عن هشام بن سالم، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: يستحب للرجل أن يتزوج المتعة و ما احب للرجل منكم أن يخرج من الدنيا حتي يتزوج المتعة و لو مرة.

امام صادق عليه السلام فرمودند: مستحب است که انسان متعه (ازدواج موقت) كند و دوست ندارم كه فردي از شما از دنيا برود، مگر اينكه حتی شده برای یک بار متعه كند.

 

2 _ و بهذا الاسناد عن ابن عيسي المذكور عن بكر بن محمد، عن الصادق عليه السلام حيث سئل عن المتعة فقال: أكره للرجل أن يخرج من الدنيا و قد بقيت خلة من خلال رسول الله صلي الله عليه و آله سلم لم تقض.

از امام صادق عليه السلام درباره متعه (ازدواج موقت) سؤال شد. حضرت فرمودند: دوست ندارم فردي از شما از دنيا برود و اين سنت پيامبر صلي الله عليه و آله را عمل نكرده باشد.

 

3 _ و بالاسناد عن ابن عيسي، عن ابن الحجاج، عن العلا، عن محمد ابن مسلم، عن أبي عبد الله عليه السلام أنه قال لي: تمتعت؟ قلت: لا، قال: لا تخرج من الدنيا حتي تحيي السنة.

 

محمد بن مسلم گفت: امام صادق عليه السلام به من فرمودند: آيا تا به حال متعه (ازدواج موقت) كرده¬اي؟ عرض كردم: نه، حضرت فرمود: از دنيا نروي تا اينكه سنت پيامبر صلي¬الله عليه و آله را عمل كرده باشي.( هرگز از دنیا نروی تا این که این کار را کرده باشی)

 

4 _ و بهذا الاسناد عن أحمد بن محمد، عن ابن أشيم، عن مروان بن مسلم عن إسماعيل بن الفضل الهاشمي قال: قال لي أبو عبد الله عليه السلام: تمتعت منذ خرجت من أهلك؟ قلت: لكثرة من معي من الطروقة أغناني الله عنها قال: و إن كنت مستغنيا فإني احب أن تحيي سنة رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم.

 

اسماعيل هاشمي گفت: امام صادق عليه السلام به من فرمودند: آيا از وقتي كه از كنار همسر خود بيرون آمده اي متعه (ازدواج موقت) كرده اي؟ عرض كردم: به جهت همسران و کنیزانی كه با من هستند [و من با آنها زیاد جماع میکنم ] خداوند مرا از متعه بي نياز كرده است، حضرت فرمودند: اگر چه بي نياز هستي؛ اما من دوست دارم كه سنت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله را زنده بداريد.

 

5 _ و بالاسناد عن أحمد بن محمد بن خالد، عن سعد بن سعد، عن إسماعيل الجعفي قال: قال أبو عبد الله عليه السلام يا إسماعيل تمتعت العام؟ قلت: نعم، قال: لا أعني متعة الحج، قلت: فما؟ قال: متعة النساء، قال قلت: في جارية بربرية فارهة قال: قد قيل يا إسماعيل تمتع بما وجدت و لو سندية.

 

اسماعيل جعفي مي گويد: امام صادق عليه السلام به من فرمودند: اي اسماعيل امسال متعه داشتي؟ عرض كردم بله، حضرت فرمودند: مقصودم حج تمتع نيست. عرض كردم: پس مقصود شما چيست؟ حضرت فرمودند: متعه و ازدواج موقت را مي گويم. عرض كردم: اگر دختري بربري و جوان باشد چه طور؟ حضرت فرمودند: حرف ها گفته شد، اي اسماعيل ازدواج موقت كن با هر چه كه يافتي اگر چه زن سندي باشد.

 

6 _ و بهذا الاسناد عن أحمد بن محمد بن عيسي، عن علي بن أبي حمزة البطايني، عن أبي بصير قال: دخلت علي أبي عبد الله عليه السلام فقال: يا أبا محمد تمتعت منذ خرجت من أهلك بشئ من النساء؟ قال: لا، قال: و لم؟ قلت: ما معي من النفقة يقصر عن ذلك، قال: فأمر لي بدينار و قال: أقسمت عليك إن صرت إلي منزلك حتي تفعل، قال: ففعلت.

 

ابي بصير مي گويد: خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم، حضرت از من سؤال فرمودند: آيا از وقتي كه از كنار همسرت بيرون آمده اي صيغه كرده اي؟ عرض كردم: نه، حضرت فرمود: براي چه؟ عرض كردم: پولم كم بود و به اين كار نمي رسيد. حضرت مقدار پولي را امر كرده، به من دادند و مرا قسم داده كه به منزل نروي مگر اينكه به صيغه عمل كرده باشي، ابن بصير گفت: همين كار را كردم.

 

7 _ و بهذا الاسناد عن أحمد بن محمد بن عيسي، عن محمد بن الحسن، عن محمد بن عبد الله، عن صالح بن عقبة، عن أبيه، عن الباقر عليه السلام قال: قلت: للتمتع ثواب؟ قال: إن كان يريد بذلك الله عزوجل وخلافا لفلان لم يكلمها كلمة إلا كتب الله له حسنة، وإذا دنا منها غفر الله له بذلك ذنبا، فإذا اغتسل غفر الله له بعدد ما مر الماء علي شعره، قال: قلت: بعدد الشعر؟ قال: نعم بعدد الشعر.

 

عقبه مي گويد: از امام باقر عليه السلام سؤال كردم: متعه و ازدواج موقت كردن ثواب دارد؟ حضرت فرمودند: اگر به نيت رضاي خدا و مخالفت با فلان [عمر] باشد، بله، هيچ حرفي با زنش نميگويد مگر براي او حسنه اي نوشته مي شود. وقتي با او هم آغوش مي شود. خدا براي آن كار، گناهش را مي آمرزد. وقتي غسل مي كند خدا گناهانش را به عدد موهايي كه آب بر آن ريخته مي شود مي آمرزد عرض كردم: به عدد موهاي بدنش؟! فرمود: بلي، به عدد موهايي كه در بدن دارد.

 

8 _ و بهذا الاسناد، عن أحمد بن محمد بن الحسن، عن موسي بن سعدان عن عبد الله بن القاسم، عن عبد الله بن سنان، عن الصادق عليه السلام قال: إن الله عزوجل حرم علي شيعتنا المسكر من كل شراب، وعوضهم عن ذلك المتعة.

 

عبدالله بن سنان مي گويد: امام صادق عليه السلام فرمودند: خدا شراب و مسكرات را بر شيعيان ما حرام كرده، در عوض آنها، متعه را براي آنها قرار داده است.

 

9 _ و بهذا الاسناد، عن أحمد بن علي ( كذا ) عن الباقر عليه السلام قال: قال رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم: أسري بي إلي السماء لحقني جبرئيل فقال: يا محمد إن الله عزوجل يقول: إني قد غفرت للمتمتعين من النساء.

 

از امام باقر عليه السلام است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند: وقتي خدا مرا به آسمان بالا برد جبرئيل با من بود و او به من گفت: اي محمد، خدا مي فرمايد: متعه كنندگان مورد غفران و آمرزش من هستند.

 

10 _ و بهذا الاسناد، عن أحمد بن محمد، عن موسي بن علي بن محمد الهمداني، عن رجل سماه، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: ما من رجل تمتع ثم اغتسل إلا خلق الله من كل قطرة تقطر منه سبعين ملكا يستغفرون له إلي يوم القيامة ويلعنون متجنبها إلي أن تقوم الساعة، وهذا قليل من كثير في هذا المعني.

 

موسي همداني از فردي كه نام آن را برد نقل مي كند كه: امام صادق عليه السلام فرمودند: هيچ متعه (ازدواج موقت) كننده اي نيست، مگر اينكه وقتي غسل مي كند، خدا براي هر قطره آبي كه بر او مي ريزد، هفتاد فرشته مي آفريند كه تا روز قيامت براي او استغفار كنند و بر كسي كه مانع ازدواج موقت شد و از آن جلوگيري كرد، لعنت بفرستند. تازه اين قدري از ثواب متعه (ازدواج موقت) و گناه مانع آن ميباشد.

 

11 _ و بهذا الاسناد، عن ابن قولويه، عن محمد بن يعقوب، عن محمد ابن يحيي، عن أحمد بن محمد، عن علي بن الحكم، عن بشر بن حمزة، عن رجل من قريش قال: بعثت إلي ابنة عمة لي لها مال كثير: قد عرفت كثرة من يخطبني من الرجال ولم ازوجهم نفسي وما بعثت إليك رغبة في الرجال غير أنه بلغني أن المتعة أحلها الله في كتابه وسنها رسول الله صلي عليه وآله وسلم في سنته فحرمها عمر فأحببت أن اطيع الله ورسوله وأعصي عمر فتزوجني متعة، فقلت لها: حتي أدخل علي أبي جعفر عليه السلام فأستشيره. فدخلت فاستشرته فقال: افعل.

 

بشر بن همزه مي گويد: در زمان امام باقر عليه السلام يكي از رجال قريش به من گفت: دختر عموي من كه داراي مال بسيار بود دنبال من فرستاده، پيام داد: كه تو مي داني چقدر براي من خواستگار آمده و من همه را جواب رد داده ام، زيرا نيازي به ازدواج ندارم، اما شنيده ام كه خدا متعه (ازدواج موقت) و ازدواج موقت را در كتاب خود حلال دانسته و پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله آن را جزء سنت خود قرار داده است، اما عمر از آن جلوگيري كرده و حرام دانسته و من مي خواهم متعه  تو شوم تا در اين عمل اطاعت خدا و رسول كرده و با عمر مخالفت كرده باشم، به او گفتم: اجازه بده، خدمت امام باقر عليه السلام برسم و از او سؤال كنم. خدمت حضرت رسيده، مشاوره كردم، حضرت فرمود: قبول كن و عمل كن.

 

12 _ و بهذا الاسناد إلي ابن يعقوب، عن علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن ابن محبوب، عن علي السائي قال: قلت لابي الحسن عليه السلام إني كنت أتزوج المتعة فكرهتها وسئمتها ( وتشأمت بها ن ل ) فأعطيت الله عزوجل عهدا بين الركن والمقام وجعلت علي كذا نذرا وصياما أن لا أتزوجها ثم إن ذلك شق علي وندمت علي يميني ولم يكن بيدي من القوة ما أتزوج في العلانية قال: فقال لي: عاهدت الله أن لا تطيعه والله لئن لم تطعه لتعصينه.

 

علي سائي مي گويد: به امام رضا عليه السلام عرض كردم من متعه مي كردم و از اين كار خسته شدم، بدم آمد، زشت مي ديدم، از اين رو با خداي خودم بين ركن و مقام عهد كردم و نذر بستم كه ديگر ازدواج موقت نكنم و اگر رغبت پيدا كردم فلان قدر مال بدهم و روزه بگيرم. ولي بعد پشيمان شدم؛ زيرا برايم سخت شد. براي اين كه وضعم جوري نبود كه بتوانم همسر اختيار كنم، حضرت فرمودند: با خدا عهد كرده اي كه اطاعتش نكني؟ به خدا قسم اگر اطاعتش نكني معصيت كار خواهي بود.

[يعني عهد و نذر تو باطل است؛ زيرا عمل به نذر و عهد بايد از ترك آن ترجيح داشته و بهتر باشد يا حداقل نبايد مرجوح و گناه باشد  لذا نذر منعقد نبوده و عمل به آن نذر لازم نيست .]

 

کیفیت خواندن صیغه عقد موقت :

 

13 _ و روي بإسناده إلي ابن قولويه، عن علي بن حاتم، عن أحمد بن إدريس، عن أحمد بن محمد بن عيسي، عن السري، عن الحسن بن علي بن يقطين قال: قال أبو الحسن موسي بن جعفر عليه السلام: أدني ما يجزي من القول أن يقول: أتزوجك متعة علي كتاب الله وسنة نبيه صلي عليه وآله وسلم بكذا وكذا إلي كذا.

 

حسن بن علي بن يقطين مي گويد: امام موسي بن جعفر عليه السلام فرمودند: كوتاه ترين عبارت عقد ازدواج موقت اين است كه مرد به زن بگويد: «اتزوجك متعة علي كتاب الله و سنة نبيه بكذا و كذا الي كذا» يعني مرد بگويد: تو را  به عقد ازدواج موقت خودم در آوردم بنا به حكم كتاب خدا و سنت پيامبر صلي الله عليه و آله به فلان مبلغ و فلان مدت و زن بگويد: بله كافي است.

 

جواز ازدواج موقت با دختر باکره و بیان اولیت آن و کراهت دخول و از بین بردن بکارت او بدون اذن پدرش  :

14 _ و بالاسناد إلي أحمد بن محمد بن عيسي، عن رجاله مرفوعا إلي الائمة عليهم السلام منهم محمد بن مسلم قال: قال أبو عبد الله عليه السلام: لا بأس بتزويج البكر إذا رضيت من غير إذن أبيها. وجميل بن دراج حيث سأل الصادق عليه السلام عن التمتع بالبكر قال: لا بأس أن يتمتع بالبكر ما لم يفض إليها كراهية العيب علي أهلها.

 

محمد بن مسلم مي گويد: امام صادق عليه السلام فرمودند: عيب ندارد اگر دختر باكره را بدون اجازه پدرش متعه ( ازدواج موقت )  كني به شرطي كه خود او راضي باشد. امام صادق عليه السلام در جواب جميل بن دراج كه سؤال كرده بود آيا مي شود دختر باكره را صيغه كرد؟ فرمودند:

 اشكال ندارد ولي مواظب باشي بر او دخول نكني زيرا عيب بر او و قوم او مي باشد.

 

 

من‏لایحضره‏الفقیه     3     466    باب المتعة .....  ص : 458

4611-  وَ رَوَى عَلِیُّ بْنُ أَسْبَاطٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ التَّمَتُّعِ بِالْأَبْکَارِ قَالَ هَلْ جُعِلَ ذَلِکَ إِلَّا لَهُنَّ فَلْیَسْتَتِرْنَ مِنْهُ وَ لْیَسْتَعْفِفْنَ 

 

 شخصی میگوید از امام صادق  در مورد ازدواج موقت  با  دختران باکره  پرسیدم

حضرت فرمودند  ایا این کار برای غیر  آنها قرار داده شده آنها  هستند  که باید به این وسیله خود را  بپوشانند و  با این کار حیا و عفت خود را حفظ کنند

 

 

تهذیب‏الأحکام     7     254    24- باب تفصیل أحکام النکاح .....  ص‏

 

شخصی میگوید : به امام صادق علیه السلام  گفتم دختریست باکره ودر کنار پدر و مادر خود .او مرا به سمت خود فرا میخواند و(از من تقاضای ازدواج موقت  دارد) این کار را از خانواده اش پنهان میدارد . ایا به در خواستش پاسخ دهم ؟ فرمودند بلی ولی از موضع فرج (الت تناسلی) او پرهیز کن . گفتم : هر چند راضی باشد ؟ فرمودند: هرچند راضی باشد چرا که این کار موجب بی آبرویی دختران است .

 

 

15 _ و بالاسناد، عن أحمد بن محمد بن عيسي رواه عن ابن محبوب، عن جميل بن دراج، عمن رواه، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: لا يكون متعة إلا بأمرين أجل مسمي وأجر مسمي.

 

چه چیزی در ازدواج موقت اصل میباشد ( بیان میزان مدت و مهریه )  :

 

امام صادق عليه السلام فرمودند: عقد ازدواج موقت واقع نمي شود مگر به دو چيز، به تعيين اجرت و تعيين مدت.

 

16 _ و عن محمد بن مسلم الثقفي، عن أبي عبد الله عليه السلام حيث سأله كم المهر في المتعة؟ قال: ما تراضيا عليه إلي ما شاءا من الاجل.

 

محمد بن مسلم ثقفي نقل مي كند: وقتي از امام صادق عليه السلام سؤال شد: مقدار مهر در ازدواج موقت چقدر بايد باشد؟ حضرت فرمودند: هر چه كه هر دو به آن راضي شوند و به هر مقدار مدتي كه خود قرار گذاشته باشند.

 

17 _ و عن محمد بن نعمان الاحول قال: قلت لابي عبد الله عليه السلام: ما أدني ما يتزوج به المنمتع؟ قال: بكف من بر.

 

محمد بن نعمان احول مي گويد: از امام صادق عليه السلام سؤال كردم: كمترين چيزي كه مي شود مبلغ مهر باشد چقدر است؟ حضرت فرمودند: حتي يك كف دست گندم هم مي شود مهر باشد.

 

18 _ و عن هشام بن سالم، عن الصادق عليه السلام عن الادني في المتعة، قال: سواك يعض عليه.

هشام بن سالم از امام صادق عليه السلام آورده است كه: چيز كمي مثل چوب مسواك را هم مي شود مهر قرار داد.

 

19 _ و عن أبي بصير عن الصادق عليه السلام في المتعة يجزيها الدرهم فما فوقه.

 

ابي بصير از امام صادق عليه السلام نقل مي كند: مهر متعه مي تواند به مقدار يك درهم و بالاتر باشد.

 

20 _ و عن أبي بصير عنه عليه السلام كف من طعام أو دقيق أو سويق أو تمر.

 

ابي بصير از امام صادق عليه السلام نقل مي كند: مهر متعه مي تواند مشتي گندم يا آرد يا خمير يا خرما باشد.

 

21 _ و عن ابن بكار، عن أبي عبد الله عليه السلام في الرجل يلقي المرأة فيقول لها تزوجيني نفسك شهرا ولا يسمي الشهر بعينه، ثم يمضي فبلغها بعد سنين فقال: له شهره إن كان سماه فان لم يكن سماه فلا سبيل له عليها.

 

ابن بكار از امام صادق عليه السلام سؤال مي كند درباره مردي كه به زني مي گويد: يك ماه خود را به صيغه من درآور و زن قبول مي كند. بعد از چند سال كه از آن گفتگو گذشته دوباره زن را مي بيند. آيا مي تواند آن يك ماه را كه معين نكرده بودند بدون عقد مجدد همان ايام به حساب آورند؟ حضرت فرمودند: اگر مقصود از آن يك ماه همان چند سال بعد بوده درست است و اگر آن يك ماه را معين نكرده باشند عقد درست نيست. [يعني مدت عقد بايد در هنگام خواندن عقد معلوم باشد]

 

 

استحباب گرفتن شاهد بر عقد موقت :

 

22 _ و عن ابن قولويه، عن علي بن حاتم، عن أحمد بن إدريس، عن ابن عيسي، عن ابن محبوب، عن محمد بن الفضل، عن الحارث بن المغيرة أنه سأل أبا عبد الله عليه السلام: هل يجزي في المتعة رجل وامرأتان؟ قال: نعم ويجزيه رجل واحد وإنما ذاك لمكان البراءة ولئلا تقول في نفسها هو فجور.

 

حارث بن مغيره از امام صادق عليه السلام سؤال مي كند: آيا شاهد در عقد ازدواج موقت يك مرد و دو زن كافي است. حضرت فرمودند: بله، يك مرد هم شاهد عقد باشد كافي است. و اين براي آن است كه زن از موضع اتهام خود را دور بداند و پيش خود نگويد كه اين مرد گناهکار  است.

 

23 _ و بهذا الاسناد، عن أحمد بن محمد بن عيسي، عن علي بن الحكم و محسن، عن أبان، عن زرارة، عن حمران، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: قلت: أتزوج المتعة بغير شهود؟ قال: لا، إلا أن تكون مثلك.

حمران مي گويد: از امام صادق عليه السلام سؤال كردم: آيا صيغه متعه را بدون شاهد و دو نفري زن و مرد ميان خود مي توانند بخوانند؟ حضرت فرمودند: نه مگر افرادي مثل تو باشند. [افرادي مثل تو باشند؛ يعني: مؤمن، متقي و مواظب حلال و حرام باشند و اين را هم براي احراز از فتنه، تهمت و گرفتاري مي فرمايند و گرنه حتي در عقد دائم هم شاهد مستحب است چه برسد به عقد موقت]

 

کیفیت جدایی زن و مرد در ازدواج موقت و تعداد زن هایی که یک مرد میتواند با انها ازدواج موقت کند :

 

24 _ و عن ابن قولويه، عن أبيه، عن سعد، عن ابن عيسي، عن محمد ابن خالد، عن القاسم بن عروة، عن عبد الحميد، عن محمد بن مسلم في المتعة قال: ليس من الاربع لانها لا تطلق ولا ترث.

 

زن به عقد ازدواج موقت جزء چهار زن عقد دائم نمي باشد؛ زيرا متعه ارث و طلاق ندارد.

 

در ازدواج موقت طلاق لازم نيست، به محض تمام شدن مدت از همديگر جدا مي¬شوند.

 

25 _ و عن حماد بن عيسي قال: سئل الصادق عليه السلام عن المتعة هي من الاربعة؟ قال: لا و لا من السبعين.

حماد بن عيسي از امام صادق عليه السلام سؤال مي كند: آيا صيغه جزء چهار زن مي باشد؟ حضرت فرمودند: نه از چهار حساب مي شود و نه از هفتاد تا.

 

26 _ و عن أبي بصير أنه ذكر للصادق عليه السلام المتعة هل هي من الاربع؟ فقال: تزوج منهن ألفا.

ابي بصير مي گويد: از امام صادق عليه السلام سوال كردم: آيا متعه از چهار زني است كه مرد مي تواند بگيرد؟ حضرت فرمودند: هزار تا زن را هم در يك زمان مي تواني به ازدواج موقت خود دربياري.

 

28 _ و عن محمد بن فضل، عن أبي الحسن عليه السلام في المرأة الحسناء الفاجرة هل يجوز للرجل أن يتمتع بها يوما أو أكثر؟ قال: إذا كانت مشهورة بالزنا فلا يتمتع بها و لا ينكحها.

محمد بن مفضل از امام كاظم عليه السلام سوال كرد: آيا مي شود زن زيبا كه فاجره و زاني است را يك روز يا دو روز صيغه كرد؟ حضرت فرمودند: اگر مشهور به زنا است آن را متعه نكن و با او ازدواج نكن.

 

29 _ و عن الحسن بن جرير قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام في المرأة تزني عليها أيتمتع بها؟ قال: أرأيت ذلك؟ قلت: لا، ولكنها ترمي به قال: نعم يتمتع بها علي أنك تغادر و تغلق بابك.

 

حسن بن جرير مي گويد: از امام صادق عليه السلام سوال كردم: آيا با زن زناكار مي شود ازدواج موقت كرد؟ حضرت فرمودند: خودت ديدي كه زنا مي دهد؟ گفتم نه، مردم مي گويند، حضرت فرمودند: عيبي ندارد، مي تواني آن را صيغه كني؛ ولي او را حفظ كن، ببر در خانه در را به روي او ببند.

 

30 _ و عن الحسن أيضا، عن الصادق عليه السلام في المرأة الفاجرة هل يحل تزويجها؟ قال: نعم، إذا هو اجتنبها حتي تنقضي عدتها باستبراء رحمها من ماء الفجور فله أن يتزوجها بعد أن يقف علي توبتها.

 

حسن مي گويد: از امام صادق عليه السلام سوال كردم: آيا جايز است با زن فاجره ازدواج كرد؟ حضرت فرمود: بله، به شرط اينكه مانع شوي از گناه و نگهش بداري تا عده او تمام شود و رحم او از آب فجور و گناه پاك گردد و توبه كرده باشد.

 

31 _ و عن محمد بن مسلم، عن أبي جعفر محتد بن علي عليه السلام قال: من شهر بالزنا أو اقيم عليه حد فلا تزوجه.

 

محمد بن مسلم از امام باقر عليه السلام روايت مي كند كه: حضرت از ازدواج با كسي كه شهرت به زنا داشته باشد يا بر او حدي جاري شده باشد نهي فرمودند.

 

32 _ و عن أبان بن تغلب قال: قلت لابي. عبد الله عليه السلام: الرجل يتزوج متعة إلي شهر فهل يجون أن يزيدها في أجرها ويزداد في الايام قبل أن يقضي أيامه؟ فقال: لا يجوز شرطان في شرط، قلت: و كيف يصنع؟ قال: يتصدق عليها بما بقي من الايام ثم يستأنف شرطا جديدا.

 

ابان بن تغلب مي گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: آيا با زني كه به عقد موقت با او ازدواج كرده شده، مي شود اجرت او را زياد كرده تا مدت متعه را زياد كنيم؟ حضرت فرمود: نمي شود دو شرط در يك شرط و همين طور دو عقد در يك عقد نمي شود. عرض كردم: پس چه بايد كرد؟ حضرت فرمود: مدت عقد او را ببخش، نامحرم مي شود و شرط را دوباره ببند

 

 مقصود از شرط در اينجا عقد است؛ يعني او را دوباره عقد كن

 

33 _ و عن عمر بن حنظلة، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: أتزوج المرأة شهرا فتريد مني المهر كاملا وأتخوف أن تخلفني قال: احبس ما قدرت فان هي أخلفتك فخذ منها بقدر ما تخلفك.

 

عمر بن حنظله مي گويد: از امام صادق سوال كردم: زني را كه مدت يك ماه تزويج كردم و او تمام مهر را از من مي خواهد و من مي ترسم كه اگر اجرت او را بدهم يك ماه پهلوي من نماند، حضرت فرمودند: مهر را نگه دار و همه مهر را به او نده. به اندازه اي كه خلاف قرارداد كرد از او كم بگذار.

 

شرط عدم دخول در ضمن عقد موقت  :

 

34 _ عن سماعة، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: قلت له: رجل إلي أن قال: إنك لا تدخل فرجك في فرجي وتلذذ بما شئت، قال: ليس له منها إلا ما شرط.

 

سماعه مي گويد كه فردي از امام صادق عليه السلام مسائلي را سوال كرد تا اينكه گفت: اگر در عقد موقت، زن شرط كند كه هر لذتي كه مي خواهي از من ببر ولي فرج خود را در فرج من نكن، آيا اين شرط درست است؟ امام فرمود: حق مرد نيست. مگر آنچه كه شرط شده است و بايد شرطي كه شده مراعات شود

 [و اگر بعد از عقد زن رضايت داد، عيبي ندارد، مي تواند دخول كند.]

 

35 _ و عن عيسي بن يزيد قال: كتبت إلي أبي جعفر عليه السلام في رجل تكون في مزله امرأة تخدمه فيكره النظر إليها فيتمتع بها و الشرط أن لا يفتضها؟ فكتب لا بأس بالشرط إذا كانت متعة.

عيسي بن يزيد مي گويد: به امام باقر عليه السلام نوشتم كه زني در منزل مردي خدمت مي كند، مرد دوست ندارد به نامحرم نگاه كند و لذا از او تقاضا كرد كه به عقد موقت او دربيايد و زن به شرطي كه با او همخوابه نشود قبول مي كند. آيا اينگونه شرط درست است؟ حضرت در جواب او نوشتند: عيبي ندارد، شرط درست است؛ زيرا صيغه عقد، ازدواج موقت است.

 

 

37 _ و عن أبان بن تغلب، عن أبي عبد الله عليه السلام في المرأة الحسناء تري في الطريق ولا يعرف أن تكون ذات بعل أو عاهرة فقال: ليس هذا عليك، إنما عليك أن تصدقها في نفسها.

ابان بن تغلب از امام صادق عليه السلام سؤال مي كند: اگر زن زيبايي در راه ديده شود كه راضي به ازدواج موقت باشد؛ ولي معلوم نيست. شوهر دارد يا نه، چه بايد كرد؟ حضرت فرمود: لازم نيست تحقيق كني، حرف او كه مي گويد شوهر ندارم براي تو كافي است.

 

احادیث شماره دار از( رسالة المتعة_ الشيخ المفيد) انتخاب شده است .

روایات فوق با آیات 22 و 23 و 24 سوره نساء موافقت دارد .اثبات مطلب در پست زیر :

 

 

اثبات  جواز ازدواج موقت در قرآن  :

 

النساء : 22   وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ مَقْتاً وَ ساءَ سَبيلاً

با زنانى كه پدران شما با آنها ازدواج كرده‏اند، هرگز ازدواج نكنيد! مگر آنچه در گذشته (پيش از نزول اين حكم) انجام شده است زيرا اين كار، عملى زشت و تنفرآور و راه نادرستى است. (22)

النساء : 23   حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ وَ عَمَّاتُكُمْ وَ خالاتُكُمْ وَ بَناتُ الْأَخِ وَ بَناتُ الْأُخْتِ وَ أُمَّهاتُكُمُ اللاَّتي‏ أَرْضَعْنَكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ مِنَ الرَّضاعَةِ وَ أُمَّهاتُ نِسائِكُمْ وَ رَبائِبُكُمُ اللاَّتي‏ في‏ حُجُورِكُمْ مِنْ نِسائِكُمُ اللاَّتي‏ دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ وَ حَلائِلُ أَبْنائِكُمُ الَّذينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلاَّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحيماً

حرام شده است بر شما، مادرانتان، و دختران، و خواهران، و عمه‏ها، و خاله‏ها، و دختران برادر، و دختران خواهر شما، و مادرانى كه شما را شير داده‏اند، و خواهران رضاعى شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرتان كه در دامان شما پرورش يافته‏اند از همسرانى كه با آنها آميزش جنسى داشته‏ايد- و چنانچه با آنها آميزش جنسى نداشته‏ايد، (دختران آنها) براى شما مانعى ندارد- و (همچنين) همسرهاى پسرانتان كه از نسل شما هستند (- نه پسرخوانده‏ها-) و (نيز حرام است بر شما) جمع ميان دو خواهر كنيد مگر آنچه در گذشته واقع شده چرا كه خداوند، آمرزنده و مهربان است. (23)

النساء : 24   وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ كِتابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ مُحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَريضَةً وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فيما تَراضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَريضَةِ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليماً حَكيماً

و زنان شوهردار ( نیز حرامند ) مگر آنها را كه  مالكشان  شده‏ايد (زيرا اسارت آنها در حكم طلاق است) اينها احكامى است كه خداوند بر شما مقرّر داشته است. اما زنان ديگر غير از اينها (كه گفته شد)، براى شما حلال است كه با اموال خود، آنان را اختيار كنيد در حالى كه پاكدامن باشيد و از زنا، خوددارى نماييد. و زنانى را كه متعه [ازدواج موقت‏] مى‏كنيد، واجب است مهر آنها را بپردازيد. و گناهى بر شما نيست در آنچه بعد از تعيين مهر، با يكديگر توافق كرده‏ايد. (بعداً مى‏توانيد با توافق، آن را كم يا زياد كنيد.) خداوند، دانا و حكيم است. (24)

 

در آیه 24 خداوند متعال بعد از بر شمردن تمام کسانی که به قرینه  لاتنکحوا  مانکح آبائکم  ازدواج با آنها حرام است ، بیان میکند که در غیر از این موارد ذکر شده ، تمامی زنان بر مردان حلال میباشند .

این حلیت اعم از حلیت به وسیله عقد و غیر عقد میباشد که کلمه ان تبتغوا باموالکم محصنین غیر مسافحین و همچنین آیات سوره مومنون و سوره معارج که به بیان لزوم حفظ فرج از همه کس به جز همسر و کنیز پرداخته ، این نکته فهمیده میشود که حلیت باید از طریقی مخصوص اقامه شود .

نتیجه ای که خداوند از بیان این سه آیه پی در پی میگیرد این است که حال که در مقام بیان کیفیت حلیت از طریق مخصوص هستیم پس :

هر گاه در بازه زمانی مخصوصی از جنس زنان بهره مند شدید اجر آنها را به آنها پرداخت کنید .

گذشته از مقام حلیت به وسیله تناکح ، این نتیجه گیری  نسبت به اینکه  بهره ای که قرار است از جنس زنان برده شود ، جنسی باشد یا غیر جنسی اعم بوده  ودر عمومیت خود ظهور دارد .

در هر حال مرد باید به ازای مدت مشخص بهره مندی ، اجرتی مشخص به زنان  پرداخت کند .

 

قرائن دیگری که دلالت بر این نکته میکند که آیه شریفه در مقام بیان عقد موقت است نیز موجود است از جمله این که :

پرداخت اجر بعد از استمتاع در عقد دائم وجوب پیدا نمیکند بلکه وجوب پرداخت بعد از عقد ثابت میشود ولو استمتاع صورت نگیرد .

واز طرفی بعد از استمتاع این وجوب تکرار نخواهد شد در حالی که در این آیه شریفه وجوب پرداخت اجرت بعد از استمتاع مستقر شده و با هر بهره مندی وجوبی دیگر تکرار میشود مگر اینکه تمام زمان عقد یک بهره مندی واحد فرض شود .

 

از طرفی واژه اجورهن در عقد موقت به کار میرود بخلاف عقد دائم که در آن از واژه صدقاتهن  استفاده میشود .

 

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/09/08 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


خدای من تو آروزی منی

به نام خدا


خدای من چگونه نا امید شوم در حالی که تو آروزی منی

یا چگونه خوار شوم در حالی که تو تکیه گاه  منی

 خدای من  چگونه عزیز باشم در حالی که تو مرا درمرکز ذلت ها قرار داده ای

یا چگونه عزیز نباشم در حالی که تو مرا به خود نسبت دادی

خدای من چگونه نیازمند نباشم در حالی که تو مرا در جمع نیازمندان قرار دادی

یا چگونه فقیر باشم در حالی که تو مرا با بخششت بی نیاز کردی

تو آن کسی هستی که خدایی غیر تو نیست

آشنای همه چیز هستی پس هیچ چیزی نسبت به تو در جهالت نیست .

و تو آن کسی هستی که خود را به من معرفی کردی در هر چیزی ، پس من تو را در همه چیز آشکارا میبینم و تو آشکار برای همه چیزی .

دعای امام حسین علیه السلام در روز عرفه

 

دُعَاءُ مَوْلَانَا الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْه‏فِي يَوْمِ عَرَفَةَ:

إِلَهِي كَيْفَ أَخِيبُ وَ أَنْتَ أَمَلِي أَمْ كَيْفَ أُهَانُ وَ عَلَيْكَ مُتَّكَلِي إِلَهِي كَيْفَ أَسْتَعِزُّ وَ فِي الذِّلَّةِ أَرْكَزْتَنِي أَمْ كَيْفَ لَا أَسْتَعِزُّ وَ إِلَيْكَ نَسَبْتَنِي إِلَهِي كَيْفَ لَا أَفْتَقِرُ وَ أَنْتَ الَّذِي فِي الْفُقَرَاءِ أَقَمْتَنِي أَمْ كَيْفَ أَفْتَقِرُ وَ أَنْتَ الَّذِي بِجُودِكَ أَغْنَيْتَنِي وَ أَنْتَ الَّذِي لَا إِلَهَ غَيْرُكَ تَعَرَّفْتَ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ فَمَا جَهِلَكَ شَيْ‏ءٌ وَ أَنْتَ الَّذِي تَعَرَّفْتَ إِلَيَّ فِي كُلِّ شَيْ‏ءٍ فَرَأَيْتُكَ ظَاهِراً فِي كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ أَنْتَ الظَّاهِرُ لِكُلِّ شَيْ‏ء

بحارالأنوار     95     226    باب 2- أعمال خصوص يوم عرفة و ليلتها

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/09/06 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت


قطعا کسانی که میگویند مسیح بن مریم خداست کافرند

به نام خدا

 

 هم شما  و هم مسیح علیه السلام خداوندی  الله را قبول دارید

اما الله خدا بودن مسیح را قبول ندارد

نتیجه :
مسیح بن مریم خدا نیست .

 و هر کس به غیر این اعتقاد داشته باشد  اولین چیزی را که کافر شده کلام اوست .

 

سوره مائده :

لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ  قُلْ فَمَن يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيًْا إِنْ أَرَادَ أَن يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَن فىِ الْأَرْضِ جَمِيعًا  وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا بَيْنَهُمَا  يخَْلُقُ مَا يَشَاءُ  وَ اللَّهُ عَلىَ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ قَدِيرٌ(17)مائده


بطور مسلّم آنهایی كه گفتند: «خدا، همان مسيح بن مريم است»،  كافر شدند

 بگو: «اگر خدا بخواهد مسيح بن مريم و مادرش و همه كسانى را كه روى زمين هستند هلاك كند، چه كسى مى‏تواند از خواست خدا چیزی را جلوگيرى كند؟

 فقط حكومت آسمانها و زمين، و آنچه ميان آن دو قرار دارد از آن خداست

 هر چه بخواهد، مى‏آفريند (حتّى انسانى بدون پدر، مانند مسيح) و او، بر هر چيزى تواناست.» (17)


وَ قَالَتِ الْيَهُودُ وَ النَّصَارَى‏ نحَْنُ أَبْنَؤُاْ اللَّهِ وَ أَحِبَّؤُهُ  قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُم بِذُنُوبِكُم  بَلْ أَنتُم بَشرٌَ مِّمَّنْ خَلَقَ  يَغْفِرُ لِمَن يَشَاءُ وَ يُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ  وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا بَيْنَهُمَا  وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ(18)

يهود و نصارى گفتند: «ما، فرزندان خدا و دوستان (خاصّ) او هستيم.»

 بگو: «پس چرا شما را در برابر گناهانتان مجازات مى‏كند؟!

بلكه شما هم بشرى هستيد از مخلوقاتى كه خدا آفريده

هر كس را بخواهد (و شايسته بداند)، مى‏بخشد و هر كس را بخواهد (و مستحق بداند)، مجازات مى‏كند

 و حكومت آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنهاست، از آن اوست

و بازگشت همه موجودات، به سوى اوست.» (18)


يَأَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَينِ‏ُّ لَكُمْ عَلىَ‏ فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ أَن تَقُولُواْ مَا جَاءَنَا مِن بَشِيرٍ وَ لَا نَذِيرٍ  فَقَدْ جَاءَكُم بَشِيرٌ وَ نَذِيرٌ  وَ اللَّهُ عَلىَ‏ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ قَدِيرٌ(19)

اى اهل كتاب! رسول ما، پس از فاصله و فترتى ميان پيامبران، به سوى شما آمد

در حالى كه حقايق را براى شما بيان مى‏كند

تا مبادا (روز قيامت) بگوييد:

«نه بشارت دهنده‏اى به سراغ ما آمد، و نه بيم دهنده‏اى»!

(هم اكنون، پيامبر) بشارت‏دهنده و بيم‏دهنده، به سوى شما آمد!

 و خداوند بر همه چيز تواناست. (19)

 


قُلْ يَأَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلىَ‏ شىَ‏ْءٍ حَتىَ‏ تُقِيمُواْ التَّوْرَئةَ وَ الْانجِيلَ وَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ  وَ لَيزَِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنهُْم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَ كُفْرًا  فَلَا تَأْسَ عَلىَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ(68)


اى اهل كتاب! شما بر هيچ آيينی نیستید

 مگر اينكه تورات و انجيل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا داريد.

ولى آنچه بر تو از سوى پروردگارت نازل شده، (نه تنها مايه بيدارى آنها نمى‏گردد، بلكه) بر طغيان و كفر بسيارى از آنها مى‏افزايد. بنا بر اين، از اين قوم كافر، (و مخالفت آنها،) غمگين مباش! (68)


لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ  وَ قَالَ الْمَسِيحُ يَابَنىِ إِسرَْ ءِيلَ اعْبُدُواْ اللَّهَ رَبىّ‏ِ وَ رَبَّكُمْ  إِنَّهُ مَن يُشرِْكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْوَئهُ النَّارُ  وَ مَا لِلظَّلِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ(72)


یقینا آنهایی كه گفتند: «خداوند همان مسيح بن مريم است»، كافر شدند،

و مسيح گفت: اى بنى اسرائيل! خداوند يگانه را، كه پروردگار من و شماست، پرستش كنيد!

زيرا هر كس شريكى براى خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام كرده است و جايگاه او دوزخ است و ستمكاران، يار و ياورى ندارند. (72)


لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَثَةٍ  وَ مَا مِنْ إِلَاهٍ إِلَّا إِلَاهٌ وَاحِدٌ  وَ إِن لَّمْ يَنتَهُواْ عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ(73)

یقینا آنهایی كه گفتند: «الله ، يكى از سه خداست» كافر شدند

و معبودى جز معبود يگانه نيست

 و اگر از آنچه مى‏گويند دست بر ندارند، عذاب دردناكى به كافران آنها (كه روى اين عقيده ايستادگى كنند،) خواهد رسيد. (73)

مَّا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ  كَانَا يَأْكُلَانِ الطَّعَامَ  انظُرْ كَيْفَ نُبَينِ‏ُّ لَهُمُ الاَْيَاتِ ثُمَّ انظُرْ أَنىَ‏ يُؤْفَكُونَ(75)


مسيح فرزند مريم،  نیست  مگر فرستاده (خدا)

پيش از وى نيز، فرستادگان ديگرى بودند، مادرش، زن بسيار راستگويى بود هر دو، غذا مى‏خوردند

 (با اين حال، چگونه دعوى الوهيّت مسيح و پرستش مريم را داريد؟!)

بنگر چگونه نشانه را براى آنها آشكار مى‏سازيم! سپس بنگر چگونه از حق بازگردانده مى‏شوند! (75)

 

آیا تو به مردم گفتی من خدا هستم ؟

وَ إِذْ قَالَ اللَّهُ يَاعِيسىَ ابْنَ مَرْيَمَ ءَ أَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتخَِّذُونىِ وَ أُمِّىَ إِلَاهَينْ‏ِ مِن دُونِ اللَّهِ  قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لىِ أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لىِ بِحَقّ‏ٍ  إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ  تَعْلَمُ مَا فىِ نَفْسىِ وَ لَا أَعْلَمُ مَا فىِ نَفْسِكَ  إِنَّكَ أَنتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ(116)

و آن گاه كه خداوند به عيسى بن مريم مى‏گويد: «آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را بعنوان دو معبود غير از خدا انتخاب كنيد؟!

 او مى‏گويد: «منزهى تو! من حق ندارم آنچه را كه شايسته من نيست، بگويم!

 اگر چنين سخنى را گفته باشم، قطعا تو مى‏دانى!

تو از آنچه در نفس  من است، آگاهى

و من از آنچه در ذات (پاك) توست، آگاه نيستم!

بيقين تو از تمام اسرار و پنهانيها با خبرى. (116)

 

مَا قُلْتُ لهَُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنىِ بِهِ أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ رَبىّ‏ِ وَ رَبَّكُمْ  وَ كُنتُ عَلَيهِْمْ شهَِيدًا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ  فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنىِ كُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ عَلَيهِْمْ  وَ أَنتَ عَلىَ‏ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ شهَِيدٌ(117)

من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادى، چيزى به آنها نگفتم

(به آنها گفتم:) خداوندى را بپرستيد كه پروردگار من و پروردگار شماست!

و تا زمانى كه در ميان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم ولى هنگامى كه مرا از ميانشان برگرفتى، تو خود مراقب آنها بودى و تو بر هر چيز، گواهى! (117)

 

إِن تُعَذِّبهُْمْ فَإِنهَُّمْ عِبَادُكَ  وَ إِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الحَْكِيمُ(118)
 

(با اين حال،) اگر آنها را مجازات كنى، بندگان تواند. (و قادر به فرار از مجازات تو نيستند)

 و اگر آنان را ببخشى، توانا و حكيمى!

 

 

موضوعات مربوط:

عیسای مسیحیان خدا را خوب عبادت نمیکرد

آیا اهل کتاب کافرند ؟

 مجوس اهل کتاب نیستند

 شباهت به کفار حرام است پس جشنهای نوروزی هم حرام است .

 اتحاد کتب آسمانی در تشریع اصول و فروع و بیان حکم قصاص درتورات انجیل و قرآن


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/09/03 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


چرا نباید به زنان سوره یوسف علیه السلام را آموخت ؟

به نام خدا

در این بحث در ابتدا به بیان و اثبات روایت امیرمومنین علی علیه السلام که دستور میدهند به زنان سوره یوسف را یاد ندهید میپردازیم و صحت این روایت را به وسیله وفاق با قرآن برای شما  اثبات میکنیم و بعد نکاتی دقیق از سوره نور را برای شما بیان میکنیم همچون :

۱)بدن زنان زینت زنان است

۲)علت حرام بودن استفاده از عطر یا آرایش در مقابل  نامحرم برای زنان چیست ؟

۳)چرا نباید زنان از کفش صدا دار استفاده کنند و...

 

بسم الله الرحمن الرحیم

هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ  وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ      آل عمران : 7

او كسى است كه اين كتاب (آسمانى) را بر تو نازل كرد،

كه قسمتى از آن، آيات محكم [صريح و روشن] میباشد

كه اساس اين كتاب است

(و هر گونه پيچيدگى در آيات ديگر، با مراجعه به اينها، برطرف مى گردد.)

و قسمتى از آن، آیات متشابه است

( آياتى كه به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات ديگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مى رود ولى با توجه به آيات محكم، معنای  آنها آشكار مى گردد.)

اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا اینکه یا فتنه انگيزى كنند (و مردم را گمراه سازند)

و یا به دنبال تاویل قرآن توسط متشابهات هستند

( تا برای حرف های بی اساس خود و تاویل هایی که از پیش خودشان میبرند، دلیلی از قرآن پیدا کنند برای همین سراغ آیاتی میروند که دارای چند وجه میباشد )

در حالى كه تاویل قرآن  را، جز خدا و راسخان در علم، نمى دانند.

همان هایی که مى گويند: «ما به همه قرآن ايمان آورديم همه از طرف پروردگارِ ماست.»

و جز صاحبان عقل، متذكر نمى شوند .

 

نکته اول :

تمام آیات قرآن برای هدایت بشریت نازل شده و البته این هدایت زمانی حاصل خواهد شد که به تمامیت آن چنگ زده شود بدون هیچ گونه تفرقه بین آبات آن وتبعیض در احکام

از این رو باید در نظر داشت که معنای حقیقی بعضی از آیات در کنار سایر آیات تجلی پیدا میکند و بدون در نظر گرفتن تمامی آیات ، معنای ابتدائی و متبادر آیات متشابه  قطعا سبب گمراهی خواهد شد ، چرا که تبعیض در احکام خدا ثمره ای جز خزی و پستی و بی چارگی  نخواهد داشت- 85 سوره بقره- .

از این رو امام رضا  علیه السلام  با اشاره به آیه صدو یک سوره آل عمران  میفرمایند :

تنها راه هدایت به سوی صراط مستحکم و بهره مندی از قرآن ، رد متشابهات قرآنی به سوی محکمات آن میباشد .

عَنِ الرِّضَا علیه السلام  قَالَ مَنْ رَدَّ مُتَشَابِهَ الْقُرْآنِ إِلَى مُحْكَمِهِ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيم

مستدرك‏الوسائل     17     345  

 

 شروع بحث :

اکثر آیات سوره یوسف از جمله متشابهات میباشند به این گونه که حکم در اکثر آیات به صورت مبهم بیان شده و برای فهمیدن حکم حقیقی باید این آیات را درکنار محکمات قرآنی قرار داد واصل زشتی و قبحی که در این آیات به راحتی از کنار آن عبور شده است در کنار آیات سوره نور معنا پیدا میکند وباید دانست که اکثر آیات سوره یوسف بازگویی مطالبی است که زشتی آن با کمک موازین ثابت شده در سوره نور اثبات میشود.

اما در سوره نور آیات ابتدایی آن که مربوط به موضوع میباشد،  از جمله محکمات قرآن محسوب میشود و برای عمل به آیات سوره نور نیازی به در نظر گرفتن سایر آیات قرآن نمیباشد .

در این روایت امیرمونین علی علیه السلام  نیز به بیان این حقیقت پرداخته اندو زنان را از تعلیم سوره یوسف نهی نموده اند.

در این نهی ، حتی حضرت راضی به رد  متشابهات این سوره به محکات برای زنان  نشده اند که  می توان علت آن را در ضعف و نقصان عقلی زنان و غلبه احساسات آنها جستجو کرد که وفاق صد در صدی این روایت را برای ما با آیاتی که ناظر به نقصان زنان میباشد قطعی میکند .

خصوصا که خداوند در سوره زخرف نیز به  همین حقیقت اشاره میکند و میفرماید توان استدلال در زنان نسبت به توان استدلال مردان پائین میباشد بنابراین رد متشابهات سوره یوسف  به سوی محکمات سوره نور که خود از استدلال های دقیق قرانی است  در توان  زنان نبوده  از این جهت  نیز روایت حضرت موافق با قران میباشد

الزخرف : 18   أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبينٍ

آيا دخترانى  را كه در لابلاى زينتها پرورش مى‏يابد و به هنگام جدال قادر به تبيين مقصود خود نيست (فرزند خدا مى‏خوانيد)؟! (18)

والبته استثاء سوره یوسف از زنان آنهم بدون رد متشابهات این سوره به محکمات از نکات  زیبایی روایت امیر مومنین علی علیه السلام میباشد که به آن پی نمیبرند مگر کسانی که ادب را حفظ نموده و این روایت را رد نکنند.

توان پایین عقلی در زنان از این جهت که کرامت انسانی به میزان تقوای اوست نه به  میزان عقل او - عیبی برای زنان نخواهد بود بلکه ای چه بسیار مردان که با وجود برخورداری از توان عقلی بالاتر اما ارزششان از زنان پائین تر . چرا که ملاک برتری به بیشتری تقواست نه به بیشتری توان عقل

نبی اکرم صلی الله علیه وآله میفرمایند : یک زن صالح بهتر از هزار مرد نا صالح

آیه ۲۸۲ سوره بقره نیز به این حقیقت اشاره میکند که توان عقلی دو زن برابر با توان عقلی یک مرد است از این جهت در هنکام نبود یک مرد از دو زن طلب شهادت کنید چرا که احتمال خطای عقلی در زنان دوبرابر احتمال خطای عقلی یک مرد است .

البقرة : 282  وَ اسْتَشْهِدُوا شَهيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْر

 

موضوع مرتبط با این مطلب:

مناظره با خدا 

 اول های آخر و آخر های اول

 

اما اصل روایت :

 

امیرمومنین علی علیه السلام میفرمایند :

به زنها سوره یوسف را یاد ندهید که در این سوره فتنه های زیادی  وجود دارد

بلکه به آنها سوره نور را یاد بدهید که درآن سوره پندها و مواعظ زیادی  وجود دارد .

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ على عليه السلام :لَا تُعَلِّمُوا نِسَاءَكُمْ سُورَةَ يُوسُفَ وَ لَا تُقْرِءُوهُنَّ إِيَّاهَا فَإِنَّ فِيهَا الْفِتَنَ وَ عَلِّمُوهُنَّ سُورَةَ النُّورِ فَإِنَّ فِيهَا الْمَوَاعِظَ .وسائلالشيعة 20 . 177

 

 

فتنه های سوره یوسف برای زنان :

در ابتدای سوره یوسف از انسانها دعوت به تعقل میکند که خود بیانگر این مطلب میتواند باشد که فهم دقیق این آیات نیازمند اندیشه های بالا بوده تا با رد متشابهات به سوی محکمات ، معنای دقیق  این آیات را درک کرده وبه سوی صراط مستحکم و بر افراشته ایمان هدایت شوند .

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْءَانًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ(2)

ما آن را قرآنى عربى نازل كرديم،  تا اینکه شما اندیشه کنید .

1)     زنان مصر اصل کار زلیخا را زشت نمیدانند بلکه شخص مورد نظر او را فردی بی ارزش می پندارند

2)     زلیخا از کار زشت خود پشیمان نیست  بلکه حتی با کمال جسارت مجلسی را ترتیب میدهد تا  زنان مصر را متوجه پندار غلطشان بکند .

3)     دراین ماجرا که از اصل به سبب نگاه شروع شده ، نگاه های به مرد نامحرم کاملا عادی جلوه داده میشود .

4)     در طول داستان  جسارت زلیخا در درخواست های مکرر به چشم میخورد .

5)     اشاعه حرام به قدریست که اصل حرمت تهمت و یا غیبت ؛ ممکن است تحت غفلت قرار بگیرد 

 * وَ قَالَ نِسْوَةٌ فىِ الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَئهَا عَن نَّفْسِهِ  قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا  إِنَّا لَنرََئهَا فىِ ضَلَالٍ مُّبِينٍ(30)

فَلَمَّا سمَِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيهِْنَّ وَ أَعْتَدَتْ لهَُنَّ مُتَّكًَا وَ ءَاتَتْ كلُ‏َّ وَاحِدَةٍ مِّنهُْنَّ سِكِّينًا وَ قَالَتِ اخْرُجْ عَلَيهِْنَّ  فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبرَْنَهُ وَ قَطَّعْنَ أَيْدِيهَُنَّ وَ قُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا هَاذَا بَشَرًا إِنْ هَاذَا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ(31)

قَالَتْ فَذَالِكُنَّ الَّذِى لُمْتُنَّنىِ فِيهِ  وَ لَقَدْ رَاوَدتُّهُ عَن نَّفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ  وَ لَئنِ لَّمْ يَفْعَلْ مَا ءَامُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَ لَيَكُونًا مِّنَ الصَّغِرِينَ(32)

قَالَ رَبّ‏ِ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلىَ‏َّ مِمَّا يَدْعُونَنىِ إِلَيْهِ  وَ إِلَّا تَصْرِفْ عَنىّ‏ِ كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيهِْنَّ وَ أَكُن مِّنَ الجَْاهِلِينَ(33)

فَاسْتَجَابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ  إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ(34)

 (اين جريان در شهر منعكس شد) گروهى از زنان شهر گفتند: «همسر عزيز، جوانش [غلامش‏] را بسوى خود دعوت مى‏كند! عشق اين جوان، در اعماق قلبش نفوذ كرده، ما او را در گمراهى آشكارى مى‏بينيم!» (30)

هنگامى كه (همسر عزيز) از فكر آنها با خبر شد، به سراغشان فرستاد (و از آنها دعوت كرد) و براى آنها پشتى (گرانبها، و مجلس باشكوهى) فراهم ساخت و به دست هر كدام، چاقويى (براى بريدن ميوه) داد و در اين موقع (به يوسف) گفت: «وارد مجلس آنان شو!» هنگامى كه چشمشان به او افتاد، او را بسيار بزرگ (و زيبا) شمردند و (بى‏توجه) دستهاى خود را بريدند و گفتند: «منزّه است خدا! اين بشر نيست اين يك فرشته بزرگوار است!» (31)

 (همسر عزيز) گفت: «اين همان كسى است كه بخاطر (عشق) او مرا سرزنش كرديد! (آرى،) من او را به خويشتن دعوت كردم و او خوددارى كرد! و اگر آنچه را دستور مى‏دهم انجام ندهد، به زندان خواهد افتاد و مسلّماً خوار و ذليل خواهد شد!» (32)

 (يوسف) گفت: «پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از آنچه اينها مرا بسوى آن مى‏خوانند! و اگر مكر و نيرنگ آنها را از من باز نگردانى، بسوى آنان متمايل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود!» (33)

پروردگارش دعاى او را اجابت كرد و مكر آنان را از او بگردانيد چرا كه او شنوا و داناست! (34)

 

 

مواعظ سوره نور:

النور : 1   سُورَةٌ أَنْزَلْناها وَ فَرَضْناها وَ أَنْزَلْنا فيها آياتٍ بَيِّناتٍ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ

 (اين) سوره‏اى است كه آن را فرستاديم، و (عمل به آن را) واجب نموديم، و در آن آيات روشنى نازل كرديم، شايد شما متذكّر شويد!

در اولین آیه سوره نور پرده از یک حقیقت  زیبا بر داشته میشود که این سوره از محکمات قرانی است چرا که آیات آن آشکار و بدون اجمال است اما در ادامه :

1)     اولین عاملی که در سوره نور خدا زنان را از آن نهی میکند ، فکر برقراری رابطه با نامحرم است که با بیان مجازات سخت آن حوس چنین رفتاری را هرگز به ذهن خطور ندهند

2)     محدودیت های اجتماعی را بسنده نمیکند بلکه به افرادی که آگاه از رابطه حرام یک زن هستند تذکر میدهد که به فکر برقراری رابطه شرعی با آنها هم حتی نباشند

3)     عامل بعدی که زمینه را برای اشاعه حرام  فراهم میکند تهمت میباشد که خداوند با قاطعیت  تمام با چنین برخوردی مقابله میکند

4)     درادامه مومنین را توبیخ میکند تا مبادا در مورد دیگران دچار بد گمانی شوند ، که یکی از نتیج قطعی بد گمانی عادی سازی گناه و تحریک شهوانی برای خود فرد میباشد .

 

إِنَّ الَّذِينَ يحُِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فىِ الَّذِينَ ءَامَنُواْ لهَُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فىِ الدُّنْيَا وَ الاَْخِرَةِ  وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ(19)

كسانى كه دوست دارند زشتيها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد، عذاب دردناكى براى آنان در دنيا و آخرت است و خداوند مى‏داند و شما نمى‏دانيد! (19)

 

5)     نهی های مربوط به نحوه ورود و خروج به منزل دیگران و یا سایر اماکن  ، که خود عاملی باز دارنده از مواجه شدن با صحنه های غیر مجاز میباشد

6)     نهی مردان از نگاه به نامحرم

قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ يحَْفَظُواْ فُرُوجَهُمْ  ذَالِكَ أَزْكىَ‏ لهَُمْ  إِنَّ اللَّهَ خَبِيرُ  بِمَا يَصْنَعُونَ(30)

به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگيرند، و عفاف خود را حفظ كنند اين براى آنان پاكيزه‏تر است خداوند از آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است! (30)

7)     وبالاخره مهمترین عامل بازدارندگی زنان از وسوسه های شیطانی :

نهی از نگاه ، نهی از آرایش در مقابل غیر همسر و محارم ، نهی از ایجاد صدای محرک

 

 النور : 31   وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَني‏ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَني‏ أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفينَ مِنْ زينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَميعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

و به زنان  با ايمان بگو چشمهاى خود را  کوتاه کنند ، و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را- جز آن مقدار كه نمايان شده  است

( بدون اختیار چرا که فعل ما ظهر لازم می باشد یعنی فاعل در این فعل مشخص نیست و باید به صورت مجهول ترجمه شود ) –

آشكار ننمايند.

 و روسرى‏هاى خود را بر سينه خود بیاندازند ،

 و زينت خود را آشكار نسازند مگر براى شوهرانشان، يا پدرانشان، يا پدر شوهرانشان، يا پسرانشان، يا پسران همسرانشان، يا برادرانشان، يا پسران برادرانشان، يا پسران خواهرانشان، يا زنان هم‏كيششان، يا بردگانشان [كنيزانشان‏]، يا افراد سفيه كه تمايلى به زن ندارند، يا كودكانى كه از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نيستند

و هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمين نزنند تا زينتی که  پنهانش کرده اند دانسته نشود

. و همگى بسوى خدا بازگرديد اى مؤمنان، تا رستگار شويد!

 

 نکته ) بر اساس این آیه تمام بدن زن زینت زن محسوب میشود چرا که در جمله- لایبدین زینتهن الا ما ظهر منها  -خداوند میفرماید زینت خود را آشکار نکنند جز مقداری که خود به خود آشکار میشود یعنی مقداری از بدن زن که بدون اینکه زن قصد آشکار شدن آن  را داشته باشد و به طور غیر ارادی اشکار میشود .

 بنابر این چون این مقدار بدن زن از کل زینت  استثناء شده ، بیان گر این مفهوم است که بدن زن زینت  زن محسوب میشود که پوشش آن به  همان بیان قرانی واجب است مگر قسمتی که وقتی زن قصد پوشش خود را دارد ، بدون اراده او آشکار میشود

نکته دوم این است که اگر فعل ما ظهر ، فعلی لازم است و بیانگر این نکته است که زن نباید در آشکار کردن این زینت نقشی ایفا کند پس تمام آرایشی که به صورت میزند یا عطر  یا انگشتری که به دست یا به روی پا همچون جورابی که زینت باشد میکند؛ همه زینتهایی هستند که خود زن با  اراده  خود آنرا آشکار کرده و پوشش آن بر طبق آیه واجب خواهد بود

نکته بعدی این  است که اگر تمام بدن زن زینت او محسوب میشود پس چون  به هنگام راه رفتن  نباید پای خود را به زمین بزند  که مبادا  زینتش آشکار شود ، پس استفاده از کفش پاشنه دار که تولید  صدا میکند  نیز غیر مجاز خواهد بود چرا که زینت بدن زن و هیبت  او را آشکار میکند . همچنین النگویی که در اثر برخورد با هم صدا داشته باشد .

 

8)     وبعد کسانی را که امکان ازدواج برای آنها فراهم نیست را دعوت به عفت میکند

 در پایان بحث ، همانگونه که در آغاز سوره فرموده بود که ما آیاتی بینات به سوی شما نازل کرده ایم و آنرا بر شما واجب کردیم ،همانگونه در انتهای بیان احکام جنسی ، آنها را مهر محکمی کوبیده و دوباره بیان میکند این آیات از جمله محکمات قرآنی میباشد همان گونه که امیر مومنین علی علیه السلام فرمودند در این سوره مواعظ زیادی وجود دارد بنابرین این دسته از آیات هیچ گونه اجمالی را در بر ندارند ، والبته با کمی اندیشه در محتوای این آیات نیز به این حقیقت دست پیدا خواهید کرد .

 

وَ لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكمُ‏ْ ءَايَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَ مَثَلًا مِّنَ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِكمُ‏ْ وَ مَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ(34)

ما بر شما آياتى فرستاديم كه حقايق بسيارى را تبيين مى‏كند، و اخبارى از كسانى كه پيش از شما بودند، و موعظه و اندرزى براى پرهيزگاران! (34)

 

 

  نتیجه ترویج مطالب سوره یوسف برای زنان :

همانگونه که در آیه هفت سوره آل عمران مشاهده کردید عمل کردن به متشابهات قرآنی در جامعه ایجاد فتنه میکند واز همین جهت میباشد که منافقین برای ایجاد فتنه به متشابهات قرآنی چنگ زده و سعی در گسترش آنها در جامعه میکنند .

حال با هم به بررسی فتنه هایی که با نشر این سوره در بین زنان به عنوان یک سوره آمیخته از متشابهات، و سوره ای که پخش و نشر آن از جانب اهل بیت علیهم السلام نیز مورد نهی قرار گرفته  است میپردازیم :

1) تشویق به نگاه های حرام .

2) نتیجه نگاه حرام ایجاد رابطه های حرام .

3)در مرحله بعد باز گو شدن این روابط حرام .

4) در کنار باز گوشدن حرام های انجام شده ، سوء ظن  و تهمت به بعضی افراد بی گناه

5) افزایش خود کشی برای فرار از آبرو ریزی ویا قتل و خون ریزی برای  انتقام

7) و در نهایت ، تمام این عوامل سبب از بین رفتن آرامش و اطمینان اجتماعی خواهند شد .

 مطمئنا راه پیشگیری از موارد بالا افزایش تعداد نیروهای امنیتی نخواهد بود .

بلکه همان طور که امیرمونین علی علیه السلام فرمودند، تنها راه جلو گیری از این اتفاقات افزایش ایمان افراد و آگاهی آنها از مواعظ و پند های سوره نورمیباشد

و همان طور که آیات ابتدایی سوره نور اشاره به این نکته دارد که منشاء زنا ،و روابط حرام خود زنان و نگاه های آنها میباشد و این حقیقت زشت در سوره یوسف به عنوان یک ارزش معرفی شده ،که خود تاییدگر این مطلب میباشد که آغاز گر رابطه جنسی در اغلب موارد زنان میباشند ؛ پس باید برای جلوگیری از هر گونه ضد ارزش ابتدا به سراغ زنان رفت و احکام زیبایی که خداوند برای آنها تدوین کرده که همه آنها نقش باز دارنده دارد را در جامعه گسترش داد.

 والسلام علینا و علی عباد الله الصالحین

 

موضوعات مربوط:

پاداش صبر بر بد اخلاقی زن و جزای زن بد اخلاق
رابطه زن جهنم و کیفیت بر خورد با شوهر
دیدگاه اسلام در مورد سپردن کارهای سنگین به زنان
بازيابى نگرش صحيح به شخصيت حقيقى يك زن از ديدگاه خدا
جهاد زنان صبر بر غیرت شوهراست و خداوند از سختی آن غافل نیست
چرا زنان پیامبر نشدند؟

چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟

 اول های آخر و آخر های اول

زنان بهشتی

غیرت:ملاک همسریابی

 

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/09/01 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


سالگرد ازدواج علی و فاطمه سلام الله علیهما مبارک

به نام خدا

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند:


یا علی خداوند فاطمه را به ازدواج تو در آورد و مهریه اش را زمین قرار داد

پس هر کس بر روی زمین راه رود در حالی که به تو بغض دارد

راه رفتنش راه رفتنی حرام است .( غصب)


َ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله :

 يَا عَلِيُّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ زَوَّجَكَ فَاطِمَةَ وَ جَعَلَ صَدَاقَهَا الْأَرْضَ فَمَنْ مَشَى عَلَيْهَا مُبْغِضاً لَكَ مَشَى حَرَاماً (بحارالأنوار     37     70    باب 50- مناقب أصحاب الكساء و فضلهم )

موضوعات مرتبط:

اهل بیت کیست و کارش چیست ؟ ( رد اختلاف شیعه و سنی به قرآن )

چرا آیه تطهیر شامل عایشه و حفصه نمیشود؟

عکس العمل ابوبکر و عمر در شب قدر (علیهما من الرحمن مایستحق)

رسوایی عمرو ابوبکر در روایات مخالف قرآن

 علی بن ابی طالب کیست و اعتقاد شیعه چیست ؟

امامت در قرآن -

اثبات ولایت توسط روایات موافق با قرآن

رسوایی عمر و ابوبکر در روایات مخالف قرآن
شب قدر صاحب الامر میخواهد ؟(اثبات بر اساس قرآن)


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/08/27 ساعت موضوع اثبات امامت در قرآن | لینک ثابت


صعود به آسمان

به نام خدا

 

عبور کلمات ، سکوت احساسات مرا به اهتزاز خود میشکند

ومن منتظر تولد واژه ای نو .

انگار سالهاست قلب من را نه  بادی روبیده

و نه آبی شوییده

همین نزدیکی ولادتگاه مردگان بوده

ولی نه ولادتی به یادم مانده و نه ولادتگاهی

این واقعه با من چه میکند

خدایا

صعود در آسمان عشق را نصیبم کن

چشم بد خواهان بد اندیش را کور

ودلم را منور به نور

و گامم را بر صراط خود صبور گردان

آنان را که قصد هدایتشان داری

مرا مامور همراهی آنها و بر متقین امامم گردان

که هر آنچه تو بخواهی همان لحظه همان است و همان

الفرقان : 74   وَ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماماً

و كسانى كه مى‏گويند: «پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مايه روشنى چشم ما قرار ده، و ما را براى پرهيزگاران پيشوا گردان!»

البقرة : 117   بَديعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِذا قَضى‏ أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ

هستى بخش آسمانها و زمين اوست! و هنگامى كه فرمان وجود چيزى را صادر كند، تنها مى‏گويد: «موجود باش!» و آن، فورى موجود مى‏شود.


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/08/27 ساعت موضوع شعر آسمانی | لینک ثابت


چرا آیه تطهیر شامل عایشه و حفصه نمیشود؟

با توجه به آیه چهار سوره تحریم که خداوند شهادت به گناه عایشه و حفصه میدهد پس قطعا ایه تطهیر شامل حال این دو نخواهد شد . تفصیل متن در پست زیر :

اهل بیت کیست و کارش چیست ؟ ( رد اختلاف شیعه و سنی به قرآن )


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/08/26 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


اهل بیت کیست و کارش چیست ؟ ( رد اختلاف شیعه و سنی به قرآن )

به نام خدا


درآیه 33 سوره احزاب  خداوند از کسانی به اهل بیت نام میبرد که اراده کرده است  به طور تکوینی  فقط آنها از هرگونه زشتی و پلیدی پاک و محفوظ باشند و از طرفی دارای تطهیر ویژه گردند.

اشخاص ومصادیق خارجی چنین شخصیتی ، قطعا معصوم خواهند بود چرا که عصمت  همان نتیجه پاکی از هر گونه پلیدی و زشتیست .

چنین اشخاصی ، دارای شانی برتر خواهند بود ، چرا که در آیه 79  سوره واقعه خداوند  صریحا بیان میفرماید که حقیقت قرآن را درک نمیکنند مگر پاک شدگان .حال آنکه فقط و فقط اهل بیت از دسته پاک شدگان میباشند .

 

علم  به قرآن توسط اهل بیت که همان پاک شدگان  به دست خداوند هستند ،همان مسئله ای است که نادان را وادار به زانو زدن در مقابل شخصیت آنها میگرداند چرا که بر طبق (فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ) پرسش نادان از دانا یک تکلیف شرعیست .

والبته و به طور قطع ،ذکر همان قرآنیست که خداوند آنرا نازل کرده و خود توانا بر حفظ آنست  و آگاهان به قرآن فقط پاک شدگان هستند و پاک شدگان نیز فقط همان اهل بیت .

واین همان  نکته ای است که ما را وادار میکند به دنبال شخصی بگردیم که شخصیت اهل بیت منطبق با او و منطبق بر او باشد .

 

الأحزاب : 33   وَ قَرْنَ في‏ بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى‏ وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً

و(ای زنان )  در خانه‏هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليّت نخستين ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد

خداوند مى‏خواهد به طور پیوسته  پليدى و گناه را فقط  از شما اهل بيت دور كند و شما را پاك سازد پاک کردنی ویژه .

 

منظور از اگاهی به قرآن همین قرانی است که نازل  شده :

الواقعة : 77   إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَريمٌ

كه آن، قرآن كريمى است، (77)

في‏ كِتابٍ مَكْنُونٍ

كه در كتاب محفوظى جاى دارد، (78)

  لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ

و جز پاكان نمى‏توانند به آن دست زنند [دست يابند]. (79)

  تَنْزيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمينَ

آن از سوى پروردگار عالميان نازل شده (80)

  أَ فَبِهذَا الْحَديثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ

آيا اين سخن را [اين قرآن را با اوصافى كه گفته شد] سست و كوچك مى‏شمريد، (81)

 

اکنون سوال اساسی مطرح میشود :

شخص این شخصیت کیست؟
و آیا شخصیت  اهل بیت بر  شخص زنان پیامبر صلی الله علیه وآله منطبق است  یا بر شخص عترت او علیهم السلام

 

این همان سر آغاز اختلاف بین شیعه و سنیست  که بر اساس آیه 59 سوره نساء ( َإِنْ تَنازَعْتُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ    --و هر گاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد) قصد داریم این اختلاف را  به محکمات قرآن خداوند رد کنیم تا خداوند بین ما به زیبایی داوری کند امید است داوریش را قبول کنید

 

اثبات خروج  زنان پیامبر صلی الله علیه وآله از شخصیت اهل بیت  ، بوسیله قرآن :

 

قطعا کسانی که زمانی گناه کرده اند چه گناه آنها بخشوده شود چه نه ، در دایره شخصیت اهل بیت نخواهند بود ؛ چه رسد به این که گناهشان همچنان بخشیده نشده است .

یک دسته  از کسانی که قرآن شهات  به گناه آنها میدهد زنان پیامبر  یعنی حفصه و عایشه میباشد . گذشته از این دو در ادامه خداوند شهادت میدهد که از زنان پیامبر ، زنانی بهتر در جامعه  وجود دارد در حالی که  هیچ کس بهتر از معصوم نخواهد شد .

 

التحريم : 4   إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْريلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهيرٌ

اگر شما (دونفر عایشه و حفصه ) از كار خود توبه كنيد (قطعا ) دلهايتان از حق منحرف گشته و اگر بر ضدّ پیامبر  دست به دست هم دهيد، (باید بدانید که ) قطعا  خداوند ياور اوست و همچنين جبرئيل و صالح مومنین ، و فرشتگان بعد از آنان پشتيبان اويند. (4)

 

واگر بر اساس آیه 5 سوره تحریم ، زنانی بهتر از زنان پیامبر صلی الله علیه واله  ، در جامعه  وجود دارند ، که خداوند  به پیامبرش نوید میدهد در صورت  جدایی از همسرانت ، زنانی بهتر از آنها  را به تو خواهم  داد ، پس قطعا  تمام زنان پیامبر در دایره  شخصیت اهل بیت  نخواهند بود چرا که  بالاتر از معصوم، آنهم معصومی که دارای عصمت کبری است در جامعه ، نه وجود دارد ونه  وجود خواهد داشت .

البته اینکه  بهتر از زنان پیامبر در جامعه  وجود دارد  به این معنا نیست که زنان نبی صلی الله علیه واله  بد هستند ، نه . بلکه به جز حفصه و عایشه (که در آیه  چهارم همین سوره  که از دایره  شخصیت اهل بیت  علیهم السلام ، با اثبات -صغت قلوبکما -گمراهی دل این دو، خارج شدند ) باقی زنان  پیامبر فقط از دسته  بهترین ها ( معصومین ) خارج میشوند نه از دسته انسانهای مومن .

حال آنکه برای اثبات خروج زنان نبی صلی الله علیه وآله از دایره شخصیت اهل بیت کافیست بهتر نبودن آنها اثبات شود .

از این رو  شخصیت خانم خدیجه کبری سلام الله علیها ، اگر چه در دایره  اهل بیت نخواهد بود اما از جمله زنان نیک جامعه  و بلکه پایین تر ازمعصوم و بالاتر از همه ، خواهد بود . گذشته از این که  امکان  طلاق حضرت خدیجه در زمان نزول  آیات سوره تحریم  وجود نداشته چرا که ایشان  در سال سوم بعثت رحلت کرده بودند ، بنابر این آیه پنج سوره تحریم  شامل وجود عظیم الشان خدیجه کبری ام الزهراء سلام الله علیهما  نمیشود .

 

نکته ) اینکه  زنانی که به عنوان زنان بهتر به نبی اکرم صلی الله علیه وآله معرفی میشوند هم امکان دارد باکره باشند وهم بیوه ، دلالت بر این مطلب  میکند که بیوه بودن  سبب کم ارزشی و باکره بودن سبب ارزشمندی نخواهد شد.

 

التحريم : 5   عَسى‏ رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَيْراً مِنْكُنَّ مُسْلِماتٍ مُؤْمِناتٍ قانِتاتٍ تائِباتٍ عابِداتٍ سائِحاتٍ ثَيِّباتٍ وَ أَبْكاراً

اميد است كه اگر او شما ( زنان  ) را طلاق دهد، پروردگارش به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد، همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه كار، عابد، هجرت‏كننده، زنانى غير باكره و باكره! (5)

 

 

بر اساس آیات سوره تحریم قطعا  شخص زنان نبی اکرم صلی الله علیه وآله  از دایره  شخصیت اهل بیت خارج میشوند چرا که شخصیت اهل بیت ، به اراده خداوند از هر گونه زشتی و پلدی به طور مستمر پاک میشود آنهم پاک شدنی ویژه .

و وقتی زنان نبی اکرم صلی الله علیه وآله  به شهادت قرآن  از دایره اهل بیت خارج شوند ، تنها  یک گروه  باقی میماند که بتوان به آنها گفت ، آنها  اهل بیت نبی صلی الله علیه وآله هستند ، و آنها کسی نیستند جز علی و فاطمه و فرزندانشان  علیهم السلام .

وجوب پرسش از اهل ذکر:

 

الأنبياء : 7   وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ إِلاَّ رِجالاً نُوحي‏ إِلَيْهِمْ

فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ

ما پيش از تو، جز مردانى كه به آنان وحى مى‏كرديم، نفرستاديم!

 اگر نمى‏دانيد، از اهل الذکر بپرسيد. (7)

 

 

الحجر : 9   إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ

ما قرآن را نازل كرديم و ما بطور قطع نگهدار آنيم! (9)

فصلت : 41   إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزيزٌ

كسانى كه به اين ذكر [قرآن‏] هنگامى كه به سراغشان آمد كافر شدند  و اين كتابى است قطعاً شكست ناپذير ... (41)

 

بنابر این اهل  ذکر همان اهل قرآن خواهند بود که در ایه 79 سوره واقعه، پاک شدگان ، اهل قرآن دانسته شده اند.

ودر آیه 7 آل عمران بیان شده است که فقط خداوند و راسخون در علم ، آگاه از تاویل قران هستند .در حالی که در آیه 79 سوره واقعه علم القرآن فقط نزد پاک شدگان دانسته شده است  و بر طبق آیه 33 احزاب  پاک شدگان کسانی نیستند جز اهل بیت .

بنابر این راسخون در علم همان اشخاصی هستند که شخصیت اهل بیت بر آنها منطبق میباشد .

  

آل‏عمران : 7   هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ

او كسى است كه اين كتاب  را بر تو نازل كرد، كه قسمتى از آن، آيات «محكم» [صريح و روشن‏] است كه اساس اين كتاب مى‏باشد (و هر گونه پيچيدگى در آيات ديگر، با مراجعه به اينها، برطرف مى‏گردد.)

 و قسمتى از آن، «متشابه» است [آياتى كه به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات ديگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مى‏رود ولى با توجه به آيات محكم، تفسير آنها آشكار مى‏گردد.]

 اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا اینکه یا  با متشابهات فتنه‏انگيزى كنند

و یا  با متشابهات تاویل قرآن را بیان کنند .

 در حالى كه تاویل قرآن  را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‏دانند.

 (همان ها یی که) مى‏گويند: «ما به همه قرآن ايمان آورديم همه از طرف پروردگارِ ماست.»

و جز صاحبان عقل، متذكر نمى‏شوند .

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

میخواهم که استدلال  محکم  یک شیعه را بر ولایت اهل بیت  بشکنید

آیا مبارزی پیدا میشود که با منطق قرآن دندان در دهانش خوردکنیم ؟
آیا منطق شما چیزی جز کشتار شیعیان بیگناه در سراسر جهان است ؟

پس داد ان الحکم الا  لله شما به کجا رفته ؟
از قرآن به کدامین قسمتش استدلال کنیم  تا  حقانیت  تشیع برایتان  محرز شود ای بی قرآنان بی منطق

ای متعصبان  کور دل

لعنت خدا بر شما باد

 

والسلام علینا و علی عباد الله الصالحین


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/08/25 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


قبله یابی با تلنگر

به نام خدا

 

از وقتی صفحه مانیتورم رو به قبله شده  ،شده  انگشتان  دستم با صفحه کیبرد کامپیوترم نامانوس .

 شاید منتظر یک لحظه فکر بودم

اما قلب من آزرده تراز این بود که رهایی فکر در آسمان را دوباره تجربه کند

این حقیقتی بود عجین  با یک واقعه

 و منی منتظر یک تلنگر.

 تلنگری بر قلبی حزین

 حزنی درد آور

 ودستانی لرزان

واین بار من رو به قبله شده ام

اشتباه من همین بود

 گویا ندای إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكينَ

به درستی که من روى خود را به سوى كسى كردم كه آسمانها و زمين را آفريده ، من در ايمان خود خالصم و از مشركان نيستم!  الأنعام : 79

از یادم رفته بود

 بار الها روی گردانم زخود

روی گردان ، رویگردانم به خود

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/08/25 ساعت موضوع شعر آسمانی | لینک ثابت


منطقی بودن گاهی اوقات بی منطقیست

به نام خدا
سلام

وقتتون رو صرف پاسخگویی به هر حرف بی اساس و لغوی نکنید
وقتی که با انسانهای جاهل رو برو شدید از اونها اعراض کنید و با گفتن  یک سلام معمولی از اتلاف وقت بیشتر جلو گیری کنید
چرا که بندگان خوب خدا این گونه اند

انسان جاهل جدل را بر منطق ترجیح میدهد
و بی منطقیست منطقی بودن با او .


الفرقان : 63   وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً
بندگان (خاص خداوند) رحمان، كسانى هستند كه با آرامش و بى‏تكبّر بر زمين راه مى‏روند و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند)، به آنها سلام مى‏گويند (و با بى‏اعتنايى و بزرگوارى مى‏گذرند) (63)

القصص : 55   وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِي الْجاهِلينَ
و هر گاه (مومنین ) سخن لغو و بيهوده بشنوند، از آن روى مى‏گردانند و مى‏گويند: «اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن خودتان سلام بر شما (سلام وداع) ما خواهان جاهلان نيستيم!» (55)

ِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ‏
* قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ(1)
الَّذِينَ هُمْ فىِ صَلَاتهِِمْ خَاشِعُونَ(2)
وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ(3)

به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
مؤمنان رستگار شدند (1)
آنها كه در نمازشان خشوع دارند (2)
و آنها كه از لغو و بيهودگى روى‏گردانند (3)
سوره مومنون

الفرقان : 72   وَ الَّذينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً

و كسانى كه شهادت به باطل نمى‏دهند (و در مجالس باطل شركت نمى‏كنند) و هنگامى كه با لغو و بيهودگى برخورد كنند، بزرگوارانه از آن مى‏گذرند. (72)


 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/08/23 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


نبوت زنان مهم تر است یا وزارت ؟

به نام خدا

امیر مومنین علی علیه السلام فرمودند:

 ملعون است هر مردی که  امور  او را  زنی  تدبیر  کند .

 

 الكافي     5     518    وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ص كُلُّ امْرِئٍ تُدَبِّرُهُ امْرَأَةٌ فَهُوَ مَلْعُونٌ

 

نیازی نیست مطلبی جدید بنویسم این پست ها رو در این رابطه مطالعه کنید :

 

چرا زنان پیامبر نشدند؟ -

دید گاه اسلام در مورد سپردن کارهای سنگین به زنان


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/08/11 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


اثبات جواز ازدواج مجدد مرد حتی بدون رضایت همسر اول در قرآن

 به نام خدا 

بررسی حکم ازدواج مجدد  مرد  

 

 اصل ازدواج مجدد دائم  و موقت برای مردان  در دین مبین اسلام یک مسئله کاملا  قطعی و یقینی است اما این مسئله نیز قطعیسیت که شرط ازدواج مجدد دائم برای مردان توان اجرای عدالت  بین همسران میباشد .

حال سوال این است که عدالت مورد نظر در قران به چه معناست ؟

آیا  عدالت  را  در  جلب  نظر  ورضایت  همسر  اول  میباشد یا عدالت در نفقه ؟

آیا مخالفت  او  و نارضایتی  او خلاف  عدالتی است که  در  قرآن  شرط ازدواج مجدد  نامیده  شده است ؟

 

حال  با هم ببینیم  در قرآن  چه عدالتی از ما  خواسته  شده است :

 

النساء : 3   وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى‏ فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ذلِكَ أَدْنى‏ أَلاَّ تَعُولُوا

النساء : 129   وَ لَنْ تَسْتَطيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَميلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ وَ إِنْ تُصْلِحُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحيماً

و اگر مى‏ترسيد كه (بهنگام ازدواج با دختران يتيم،) عدالت را رعايت نكنيد، (از ازدواج با آنان، چشم‏پوشى كنيد و) با زنان پاك (ديگر) ازدواج نمائيد، دو يا سه يا چهار همسر و اگر مى‏ترسيد عدالت را (درباره همسران متعدد) رعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد، و يا از زنانى كه مالك آنهایید استفاده كنيد، اين كار، از ظلم و ستم بهتر جلوگیری میکند.نساء آیه 3

 

شما هرگز نمى‏توانيد در ميان زنان، عدالت برقرار كنيد، هر چند كوشش نماييد! ولى تمايل خود را بكلّى متوجّه يك طرف نسازيد كه ديگرى را بصورت زنى كه شوهرش را از دست داده درآوريد! و اگر راه صلاح و پرهيزگارى پيش گيريد، خداوند آمرزنده ومهربان  است نساءآایه 129

 

در نگاه  اول  به این  دوآیه  چنین  میابیم  که  : این دوآیه  با هم در تعارض هستند  چرا که  یکی امر به ازدواج  مجددی میکند  که  شرط آن  داشتن عدالت  است و دیگری  عدالتی را  نفی و سلب میکند  که  شرط  ازدواج مجدد  است .

اصلا   تعارض  بین  دو آیه  بماند . حتی  آیه دوم  نیز با خود  تعارض  دارد چرا  که  صدر  آیه  میفرماید  شما نمیتوانید  عدالت را  بر قرار کنید  آنگاه ذیل  آیه به  جای آنکه  بفرماید  پس حق ندارید  دوباره  ازدواج کنید   میفرماید  پس  میلتان  را  به  طور کلی متوجه  یکی از همسرانتان  نکنید.

 از  دقت  در این دوآیه و دقت در  آیه ای   که رفع وجود هر  گونه  تعارضی  را در  قرآن  میکند   خواهیم  فهمید  که  جنس  عدالتی که  شرط  ازدواج  مجدد  است  با  جنس عدالتی که هیچگاه  یک مرد   نمیتواند   آنرا  بین  همسرانش   تقسیم  کنید  فرق  خواهد داشت  چرا  که اگر  هر  دو از  یک  جنس  باشد در  آیه دوم  خداوند  باید  امر به جدایی   و طلاق   میداد   نه آنکه   میفرمود  پس  میلتان  را  به  یک  سمت   متوجه  نسازید .

البته  جنس  عدالت  در  آیه  دوم  به  قرینه ( فلا  تمیلو کل  المیل)    فی الجمله  مشخص است  و مشخص است  که  منظور  عدالت  در  محبت   است که  هیچ  گاه  شما ای مردان   نخواهید  توانست  بین همسرانتان  به طور یکسان محبت  بر قرار  کنید . اتفاقا  شان  نزول  این  آیه نیز مویّد همین مطلب است  چرا که رافع  همسر جوانش را  بیشتردوست میداشت   اما  خداوند  به  او امر نکرد که چون  اورا  بیشتر دوست داری و این خلاف عدالتی است که  لازمه ازدواج مجدد است پس باید او را  طلاق  دهی.

 

 عجیب  است   که  عده ای بازهم  در  صورت  عدم  رضایت  زن  اول   گفته اند این  ازدواج  فاقد ارزش حقوقی است و حرام . حال آنکه خداوند حکم به حرمت  ازدواج رافع  نداده !!!

در مجموع   ما  میفهمیم  که   جنس  عدالت  در   دو آیه  فوق  با هم فرق دارد  حال  یک  روایت برایتان مینویسم  تا  ببینید منظور از  عدالت در دو آیه  فوق  چیست وآقای  صانعی  چه برداشتی  از  عدالت  دارد!؟

 

 (6) الكافي     5     362    باب فيما أحله الله عز و جل من النسا

1-  عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَيْبٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ قَالَ سَأَلَ ابْنُ أَبِي الْعَوْجَاءِ هِشَامَ بْنَ الْحَكَمِ فَقَالَ لَهُ أَ لَيْسَ اللَّهُ حَكِيماً قَالَ بَلَى وَ هُوَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ قَالَ فَأَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَ لَيْسَ هَذَا فَرْضاً قَالَ بَلَى قَالَ فَأَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ أَيُّ حَكِيمٍ يَتَكَلَّمُ بِهَذَا فَلَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ جَوَابٌ فَرَحَلَ إِلَى الْمَدِينَةِ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ يَا هِشَامُ فِي غَيْرِ وَقْتِ حَجٍّ وَ لَا عُمْرَةٍ قَالَ نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ لِأَمْرٍ أَهَمَّنِي إِنَّ ابْنَ أَبِي الْعَوْجَاءِ سَأَلَنِي عَنْ مَسْأَلَةٍ لَمْ يَكُنْ عِنْدِي فِيهَا شَيْ‏ءٌ قَالَ وَ مَا هِيَ قَالَ فَأَخْبَرَهُ بِالْقِصَّةِ فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَمَّا قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً 

 يَعْنِي فِي النَّفَقَةِ

وَ أَمَّا قَوْلُهُ وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ يَعْنِي فِي الْمَوَدَّةِ قَالَ فَلَمَّا قَدِمَ عَلَيْهِ هِشَامٌ بِهَذَا الْجَوَابِ وَ أَخْبَرَهُ قَالَ وَ اللَّهِ مَا هَذَا مِنْ عِنْدِكَ

 

مرحوم کلینی در کتاب شریف خود  چنین  نقل  میکنند:

ابن  ابی العوجاء  ازهشام ابن  حکم سوالی میپرسد که  اوجواب آنرا  بلد نیست .

 او  میپرسد  آیا مگر نه اینستکه خداوند حکیم  است  هشام  گفت  بلی خداوند احکم الحاکمین  است  .

ابن ابی العوجاء میپرسد : پس به من  بگو  چرا  خدا وند  در  جایی از قرآن  میفرماید : فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً 

 ایا  این مسئله  مسلم وقطعی  نیست ؟

هشام : بلی

ان ابی العوجاء:  پس بگو  چرا  خداوند  در این آیه  چنین  میفرماید : وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ

بگو ببینم  کدام حکیمی چنین  سخن  میگوید؟

 اما  هشام  جواب آنرا  نمیدانست  تا  اینکه  به  مدینه  سفر  کرد .

 امام  صادق  علیه السلام  از  پرسیدند ای  هشام  الآن  نه وقت  حج است و نه وقت  عمره   به چه منظوری  به مدینه آمده ای؟

هشام: آری  فدایت شوم برای امر مهمی خدمت رسیده ام .

ابن ابی العوجاء سوالی پرسیده  که من جوابش را نمیدانم .

وانگاه  قضیه را برای امام  صادق  علیه السلام  نقل  میکند

وامام  علیه السلام  جواب او را  چنین  فرمودند : اینکه خدا میفرماید : فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً

 

منظورش  از  این  عدالت  عدالت  در  نفقه  است

اما  اینکه  میفرماید  وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَة

منظورش  عدالت  در محبت است

هشام میگوید  وقتی   این  جواب را  برای  ابن  ابی العوجاء بردم  او  چنین  گفت   به خدا  قسم  این جواب از آن  خودت  نیست .

 این  روایت  با متن  شریف  قرآن  همانگونه  که  قبلا  بیان  کردم  وفاق دارد آنجا  که  جنس عدالت درآیه  129 را عدالت در تمایل معرفی میکند عدالتی که هرگز حاصل  نمیشود  و  باز درآیه  3  طلب  عدالت  مینماید و آنرا شرط ازدواج دوم میداند  .

در این  روایت  حضرت ؛  بر طبق قرآن ، عدالتی که  شرط ازدواج  مجدد  است را  عدالت در  نفقه میدانند در حالی  که عده ای جلب  نظر همسر اول  را عدالت میدانند؟

به  نظر شما  کدام را بگیریم قول  امام صادق  علیه السلام را یا قول آنها را ؟

در حالی  که ممکن  است  مردی  عدالت  در نفقه  داشته  باشد  ولی  زنش  موافق  ازدواج  دوم  او نباشد  یا اینکه مردی زنش با ازدواج دوم  او موافق باشد اما توانایی عدالت در نفقه  را  به هر دلیلی نداشته  باشد  وازدواج  دوم او بر طبق  نظر  خدا   حرام  باشد.

 

اما یک طرفه  قضیه  زن اول میباشد که  غالبا  گرفتار غیرت زنانه  هستند و تمایلی به اینکه همسراشان در کنار زنی دیگر بخوابد  ندارند  ومتاسفانه حتی این خواسته خودشان را بروز میدهند .

این جبهه گیری آنها تحت عنوان  مختلفی پنهان میشود در مجموع باید  آنها را متوجه این نکته  کرد که جبهه گیری آنها در برابر مردان نیست بلکه در برابر حکم خداست از این رو

امیر مومنین علی علیه السلام میفرمایند :

غیرت مرد ایمان او  وغیرت زن  کفر اوست

حال درپست زیر به بررسی غیرت زنانه  میپردازیم :

 

اصل مطلب منقول از کتاب (صانعی مردی که خلاف قرآن فتوا میدهد )


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/08/11 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


هدیه امام رضا علیه السلام به انسانها

 به نام خدا

ضمن تبریک میلاد مسعود امام رضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام  فرمودند :

هدایت را فقط از قرآن طلب کنبد و از قرآن تعدی نکنید که گمراه  خواهید شد .

 

اثبات روایت امام رضا علیه السلام با قرآن :

در آیه (يونس : 32 ) خداوند میفرماید بعد از حق فقط گمراهی است و در آیه ( محمد : 2 )بیان میکند که  اسم این قرآن حق است بنابراین بعد از قرآن چیزی نیست جز گمراهی.

 

يونس : 32   فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ

این است پروردگار حق شما

پس بعد از حق چیست جز گمراهی؟
پس به کجا رومیگردانید ؟

 محمد : 2   وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ

و كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند و به آنچه بر محمد (صلى الله عليه واله ) نازل شده ايمان آوردند -كه آن چيز حقى  است و از سوى پروردگارشان- ، خداوند گناهانشان را مى‏بخشد و كارشان را اصلاح مى‏كند

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/08/07 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


السلام علیک یا اباصالح المهدی

Image Hosted by Free picture image hosting at Free-Picture-Host.com


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/07/15 ساعت موضوع | لینک ثابت


چهره مومنین ستاره آسمانیان بروی زمین

به نام خدا

 

 امام حسن عسكرى از پدرانشان از موسى بن جعفر عليهم السّلام روايت مى‏كنند كه حضرت فرمودند:

  گروهى از خواص ومقرّبین  امام صادق عليه السّلام در خدمت حضرت نشسته بودند،

 شبى بود مهتابی ، و هوا و آکنده از روشنائى .

عرضه کردند :  يا ابن رسول اللَّه چه زیباست صفحه آسمان و ستارگان .

امام صادق عليه السّلام فرمودند:

 شما اين چنين مى‏گوئيد در حالى كه گردانندگان چهارگانه ،یعنی جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و ملك الموت ، وقتی به زمين نگاه مى‏كنند  و شما  و برادرانتان را در اطراف زمین  مشاهده مى‏کننددر حالی که نور شما بطرف آسمان‏ها و آنان روشن‏تر از نور اين ستارگان مى‏باشد، و آنها هم مانند شما مى‏گويند چه اندازه نور اين‏ها درخشندگى دارد.

 [عيون أخبار الرضا عليه السلام‏] عَنِ الْمُفَسِّرِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْحُسَيْنِيِّ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيِّ عَنْ آبَائِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ كَانَ قَوْمٌ مِنْ خَوَاصِّ الصَّادِقِ ع جُلُوساً بِحَضْرَتِهِ فِي لَيْلَةٍ مُقْمِرَةٍ مُصْحِيَةٍ فَقَالُوا يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا أَحْسَنَ أَدِيمَ هَذِهِ السَّمَاءِ وَ أَنْوَرَ هَذِهِ النُّجُومَ وَ الْكَوَاكِبَ فَقَالَ الصَّادِقُ ع إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ هَذَا وَ إِنَّ الْمُدَبِّرَاتِ الْأَرْبَعَةَ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ وَ إِسْرَافِيلَ وَ مَلَكَ الْمَوْتِ ع يَنْظُرُونَ إِلَى الْأَرْضِ فَيَرَوْنَكُمْ وَ إِخْوَانَكُمْ فِي أَقْطَارِ الْأَرْضِ وَ نُورُكُمْ إِلَى السَّمَاوَاتِ وَ إِلَيْهِمْ أَحْسَنُ مِنْ نُورِ هَذِهِ الْكَوَاكِبِ وَ إِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ كَمَا تَقُولُونَ مَا أَحْسَنَ أَنْوَارَ هَؤُلَاءِ الْمُؤْمِنِينَ

 

قرآن :

آیا کسی که ایمان به خدا و رسولش آورده و تقوای الهی پیشه کرده ،

آیا او همان کسی نیست که خداوند برای او نور قرار داده است ؟
نور قرآن بر دلش تابیده است و

زنده شده .

میان مردمان راه میرود

وروز قیامت نیز منافقان ملتمسانه از او درخواست نور خواهند کرد

اما اکنون دیگر دیر شده

 الحديد : 12   يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ يَسْعى‏ نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ بُشْراكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ

در روزى است كه مردان و زنان باايمان را مى‏نگرى كه نورشان پيش‏رو و در سمت راستشان بسرعت حركت مى‏كند (در آن روز به آنها گفته میشود ) بشارت باد بر شما امروز به باغهايى از بهشت كه نهرها زير (درختان) آن جارى است جاودانه در آن خواهيد ماند! و اين همان رستگارى بزرگ است! (12)

 الحديد : 13   يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذينَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ

 روزى كه مردان و زنان منافق به مؤمنان مى‏گويند: «نظرى به ما بيفكنيد تا از نور شما پرتوى برگيريم!» به آنها گفته مى‏شود: «به پشت سر خود بازگرديد و كسب نور كنيد!» در اين هنگام ديوارى ميان آنها زده مى‏شود كه درى دارد، درونش رحمت است و برونش عذاب! (13)

 الأنعام : 122   أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشي‏ بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ

آيا كسى كه مرده بود، سپس او را زنده كرديم، و نورى برايش قرار داديم كه با آن در ميان مردم راه برود، همانند كسى است كه در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد؟! اين گونه براى كافران، اعمال (زشتى) كه انجام مى‏دادند، تزيين شده (و زيبا جلوه كرده) است. (122)

 

الحديد : 28   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! تقواى الهى پيشه كنيد و به رسولش ايمان بياوريد تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشد و براى شما نورى قرار دهد كه با آن (در ميان مردم و در مسير زندگى خود) راه برويد و گناهان شما را ببخشد و خداوند غفور و رحيم است. (28)

 

منور به نور قرآن

 

النساء : 174   يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبيناً

اى مردم! دليل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمد و نورى  آشكار به سوى شما نازل كرديم (قرآن)

  

التحريم : 8   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسى‏ رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعى‏ بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد بسوى خدا توبه كنيد، توبه‏اى خالص اميد است (با اين كار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهايى از بهشت كه نهرها از زير درختانش جارى است وارد كند، در آن روزى كه خداوند پيامبر و كسانى را كه با او ايمان آوردند خوار نمى‏كند اين در حالى است كه نورشان پيشاپيش آنان و از سوى راستشان در حركت است، و مى‏گويند: «پروردگارا! نور ما را كامل كن و ما را ببخش كه تو بر هر چيز توانايى!» (8)


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/07/04 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


عید فطر و آل محمد صلی الله علیه وآله

به نام خدا

امام محمد باقر عليه السلام فرمودند:

هيچ عيدى از مسلمين چه فطر و چه قربان فرا نميرسد مگر اين كه در آن عيد براى آل محمد صلى الله عليه وآله غم و غصه ها تجديد ميشود

گفته شد چرا؟

حضرت فرمودند : چون آنها حقشان را در دست غير خودشان ميبينند .

 

(اقامه نماز عید فطر در زمان حظور امام معصوم واجب بوده این امر از شئون مخصوص امام معصوم میباشد )

 

 

من‏لايحضره‏الفقيه     1     511    باب صلاة العيدين .....  ص : 504

َ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع مَا مِنْ عِيدٍ لِلْمُسْلِمِينَ أَضْحًى وَ لَا فِطْرٍ إِلَّا وَ هُوَ يُجَدَّدُ فِيهِ لآِلِ مُحَمَّدٍ حُزْنٌ قِيلَ وَ لِمَ ذَلِكَ قَالَ لِأَنَّهُمْ يَرَوْنَ حَقَّهُمْ فِي يَدِ غَيْرِهِمْ


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/29 ساعت موضوع امامت در روایات | لینک ثابت


اثبات وجوب قرائت قرآن در حد توان

به نام خدا

اثبات وجوب قرائت قرآن در حد توان :

 در آیه زیر خداوند متعال  هرگونه مریضی کار و مشغله و حتی مرگ را مجوز ترک قرائت قرآن نمیداند

و بیان میکند با این حال نیز باید هر آنچه در توانتان هست قرآن بخوانید

 و البته نگویید ما نماز میخوانیم و نمازمان قرآن دارد خیر بلکه نماز هم بخوانید .

 

 المزمل : 20  فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضى وَ آخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ يُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ

 آنچه درتوانتان است قرآن بخوانيد ،

اومى‏داند  ممكن است گروهى ازشما بيمارشوند،

وگروهى ديگربراى به دست آوردن فضل الهى به سفربروند

 و گروهى ديگر در راه خدا جهاد كنند

 اما بازهم به اندازه‏اى كه براى شما ممكن است ازقرآن تلاوت كنيد

 ونمازرا برپا داريد

 

 بررسی کیفیت قرائت قرآن :

 

 تدبر از واژه دبر به معنای پشت و در اینجا به معنای فراتر رفتن از لفظ و حرکت به سوی معنای لفظ برای عمل به آن میباشد .

 

خداوند در این آیه تنها هدف خود را از نزول قرآن تدبر مردم در آن  معرفی میکند :

 

 ص : 29   كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ

قرآن كتابى است  مبارك كه بر تو نازل كرده‏ايم  تنها به اين خاطر كه مردم در آيات آن تدبّر كنند و خردمندان متذكّر شوند

 

محمد : 24   أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها

آيا آنها قرآن  را تدبّر نمى‏كنند، يا اينكه بر دلهايشان قفل نهاده شده است؟!

 

 النساء : 82   أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً

آيا  قرآن را نمى‏انديشند؟! و اگر از سوى غير خدا آمده بود، اختلاف فراوانى در آن مى‏يافتند

 

پستهای مرتبط:

قرآن ذکر است و هر کس از ذکر روی گردان شود بیچاره خواهد شد

ایمنی از فتنه های آخر الزمان در پناهگاه قرآن

چرا قران یک معجزه است ؟ -
قرآن کلام خداست نه کلام محمد ( صلی الله علیه وآله ) -
تمام موضوعات مورد نیاز در قرآن هست -
چرازبان قرآن عربیست ؟ -
قرآن ملاکی برای شناخت حق از باطل -
شرط عمل به روایات و دوری از جعل و دسیسه وفاق روایت است با قرآن. -
دعوت به بازگشت به محکمات قرآن و پرهیز از جدال و منازعه و اختلاف -


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/21 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


عکس العمل ابوبکر و عمر در شب قدر (علیهما من الرحمن مایستحقان)

 به نام خدا

 

در این روایت که وفاق قطعی با ایات قرآن خصوصا آیات سوره قدر  دارد ما با عکس العمل عمر و ابوبکر علیهما من الرحمن ما یستحقان آشنا میشویم و سپس با  توجه به ایه تنزل الملائکه والروح  که در سوره قدر میباشد و استمراری بودن فعل مضارع و از آنجایی که  لازم است  در شب قدر هر سال  امام و معصومی وجود داشته باشد که امر از جانب خداوند بر او به طور پیوسته نازل شود  از این رو این آیه یک استدلال محکم است بر وجود امام زمان علیه السلام در بین ما انسانها .

 بادقت استدلال هر دو روایت به خصوص روایت دوم رو مطالعه بفرمایید

  

امام صادق (علیه السلام ) فرمودند:
 
 على (علیه السلام ) بسیار مى‏فرمود: هر گاه تَیْمِى و عَدَوِى (ابو بکر و عمر) خدمت رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) بودند و آن حضرت انا انزلناه را با خشوع و گریه تلاوت مى‏کرد .

آن دوچنین میگفتند: یا رسول الله براى این سوره چه سخت دلت نازک است؟

آنگاه  رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) مى‏فرمود: علتش آن چیزى است که به چشم خود دیده ام  و با دل خود فهمیده‏ام و براى آن است که دل این مرد (على علیه السلام ) بعد از من خواهد فهمید .

 مى‏گفتند: شما چه دیدید و او چه خواهد دید؟

امیر مومنین علی علیه السلام  فرمود: پیامبر صلی الله علیه وآله  روى خاک براى آنها نقش مى‏کرد «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ» وبعد  پیغمبر مى‏فرمود:آیا چیزی هست که (من کل  امر =همه امور ) شامل آن چیز نشود ؟

 مى‏گفتند: نه،

 مى‏فرمود: مى‏دانید بر قلب  چه کسی همه امور را نازل مى‏کنند؟

 مى‏گفتند: یا رسول اللَّه به شما،

 مى‏فرمود: آرى درست است.

 مى‏فرمود: ولى آیا شب قدر بعد از من هست؟

 مى‏گفتند:آرى،

رسول خدا (ص) مى‏فرمود: آیا این امر در آن شب نازل مى‏شود؟

مى‏گفتند: آرى،

مى‏فرمود: بر چه کسى؟

 میگفتند: ما نمى‏دانیم،

آنگاه علی علیه السلام فرمود :پیامبر صلی الله علیه وآله سر مرا در آغوش مى‏گرفت و مى‏فرمود: اگر نمى‏دانید، بدانید: آن کس بعد از من این مرد است،

وهمیشه علی علیه السلام  می فرمود:

 به راستى مطلب این است که آن دو نفر این شب را بعد از رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) از  روی شدت هراسى که به دل آنها مى‏افتاد مى‏شناختند. 

 

5 وَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ کَانَ عَلِیٌّ ع کَثِیراً مَا یَقُولُ- مَا اجْتَمَعَ التَّیْمِیُّ وَ الْعَدَوِیُّ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ هُوَ یَقْرَأُ- إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ بِتَخَشُّعٍ وَ بُکَاءٍ فَیَقُولَانِ مَا أَشَدَّ رِقَّتَکَ لِهَذِهِ السُّورَةِ فَیَقُولُ رَسُولُ اللَّهِ ص لِمَا رَأَتْ عَیْنِی وَ وَعَى قَلْبِی وَ لِمَا یَرَى قَلْبُ هَذَا مِنْ بَعْدِی فَیَقُولَانِ وَ مَا الَّذِی رَأَیْتَ وَ مَا الَّذِی یَرَى قَالَ فَیَکْتُبُ لَهُمَا فِی التُّرَابِ تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ قَالَ ثُمَّ یَقُولُ هَلْ بَقِیَ شَیْ‏ءٌ بَعْدَ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ- کُلِّ أَمْرٍ فَیَقُولَانِ لَا فَیَقُولُ هَلْ تَعْلَمَانِ مَنِ الْمُنْزَلُ إِلَیْهِ بِذَلِکَ فَیَقُولَانِ أَنْتَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَیَقُولُ نَعَمْ فَیَقُولُ هَلْ تَکُونُ لَیْلَةُ الْقَدْرِ مِنْ بَعْدِی فَیَقُولَانِ نَعَمْ قَالَ فَیَقُولُ فَهَلْ یَنْزِلُ ذَلِکَ الْأَمْرُ فِیهَا فَیَقُولَانِ نَعَمْ قَالَ فَیَقُولُ إِلَى مَنْ فَیَقُولَانِ لَا نَدْرِی فَیَأْخُذُ بِرَأْسِی وَ یَقُولُ إِنْ لَمْ تَدْرِیَا فَادْرِیَا هُوَ هَذَا مِنْ بَعْدِی قَالَ فَإِنْ کَانَا لَیَعْرِفَانِ تِلْکَ اللَّیْلَةَ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص مِنْ شِدَّةِ مَا یُدَاخِلُهُمَا مِنَ الرُّعْب

 

یک روایت دیگر:

 

 امام صادق علیه السلام فرمودند:

امام سجاد علیه السلام دائما این ایه (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ ) را میخواند

 وبعد چنین میفرمود:

خداى عز و جل راست گفته، قرآن در شب قدر نازل شد.خداوند در این شب  از پیامبرش صلی الله علیه واله پرسید : «تو چه مى‏دانى شب قدر چیست» رسول خدا (ص) فرمود: من نمى‏دانم، خداى عز و جل فرمود: «شب قدر بهتر از هزار ماه است» که شب قدر نداشته باشد ،

خداوند به رسول خدا (ص) فرمود: مى‏دانى چرا شب قدر بهتر از هزار ماه است؟

گفت: نه، فرمود: براى آنکه «ملائکه و روح در آن شب به اذن پروردگار خود نازل مى‏شوند از براى هر امرى» واینکه خداوند به آنها  اذن چنین کاری را  داده  یعنی به این کار آنها راضیست  و « شب قدر تا هنگام سپیده دم  سلامی است از جانب پروردگارت »

فرشته‏ها و روح مخصوص من در آن شب سلام مرا به تو مى‏رسانند تا بر آمدن سپیده دم

امام سجاد علیه السلام در ادامه میفرمایند :

این دو آیه در رابطه  با سوره قدر نازل  شده است :

(27 سوره انفال): «بپرهیزید از فتنه‏اى که تنها به آن کسانى که ستم کنند از شماها نمى‏رسد»

(138 سوره آل عمران): «محمد نیست جز رسولى که پیش از او رسولانى درگذشته‏اند آیا اگرمحمد مرد یا کشته شد به دوران قبل از او  بر میگردید؟ هر که به عقب برگردد به خدا زیانى نرساند و محققاً خدا به شاکران پاداش دهد»

امام سجاد  میفرمودند :آنهایی که  بعد از رحلت رسول خدا  صلی الله علیه وآله در مورد  جانشین او اختلاف پیدا  کردند همان  کسانی بودند که گمان  کردند رسول خدا که رفت  شب قدر نیز با او رفته است . واین  همان  فتنه ای بود  که  به این گروه فقط اصابت  کرد و شما  باید از آن فتنه بترسید وآنها  با این حرفشان  به دوران  قبل از رسول  خدا صلی الله علیه واله  بازگشت  کردند چرا که اگر قبول  میکردند که  شب  قدر هنوز وجود دارد حتما باید  قبول میکردند  که در این شب  ( امر ) نازل  میشود واگر اقرار به نزول  امر میکردند باید اقرار به وجود  صاحب الامر نیز میکردند .

کافی جلد 1 ص 249

1 وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ یَقُولُ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ صَدَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْزَلَ اللَّهُ الْقُرْآنَ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ- وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا أَدْرِی قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ لَیْسَ فِیهَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ قَالَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص وَ هَلْ تَدْرِی لِمَ هِیَ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ قَالَ لَا قَالَ لِأَنَّهَا- تَنَزَّلُ فِیهَا الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ- بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ وَ إِذَا أَذِنَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِشَیْ‏ءٍ فَقَدْ رَضِیَهُ سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ یَقُولُ تُسَلِّمُ عَلَیْکَ یَا مُحَمَّدُ مَلَائِکَتِی وَ رُوحِی بِسَلَامِی مِنْ أَوَّلِ مَا یَهْبِطُونَ إِلَى مَطْلَعِ الْفَجْرِ- ثُمَّ قَالَ فِی بَعْضِ کِتَابِهِ- وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّةً فِی إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ قَالَ فِی بَعْضِ کِتَابِهِ- وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ‏ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى‏ عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرِینَ یَقُولُ فِی الْآیَةِ الْأُولَى إِنَّ مُحَمَّداً حِینَ یَمُوتُ یَقُولُ أَهْلُ الْخِلَافِ لِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَضَتْ لَیْلَةُ الْقَدْرِ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص فَهَذِهِ فِتْنَةٌ أَصَابَتْهُمْ خَاصَّةً وَ بِهَا ارْتَدُّوا عَلَى أَعْقَابِهِمْ لِأَنَّهُمْ إِنْ قَالُوا لَمْ تَذْهَبْ فَلَا بُدَّ أَنْ یَکُونَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهَا أَمْرٌ وَ إِذَا أَقَرُّوا بِالْأَمْرِ لَمْ یَکُنْ لَهُ مِنْ صَاحِبٍ بُدٌّ

 

پستهای مرتبط:

۱) راه درمان جعل و دسیسه در روایات وفاق با قرآن است

۲)رسوایی عمر و ابوبکر در روایات مخالف قرآن

۳) قرآن ملاکی برای شناخت حق از باطل

۴)اثبات ولایت توسط روایات موافق با قرآن


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/19 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


قرآن ذکر است و هر کس از ذکر روی گردان شود بیچاره خواهد شد

به نام خدا

نتیجه اعراض از قران که همان ذکر خداست :

طه : 124   وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى‏
و هر كس از ذكر من روى گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت و روز قيامت، او را نابينا محشور مى‏كنيم!» (124)

 

 

وتنها راه رسیدن به آرامش نیز پناه بردن به قرآن که همان ذکر است میباشد

 

الحديد : 16   أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لا يَكُونُوا كَالَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَثيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ

آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حقّ نازل شده  است خاشع گردد؟! و آیا وقت آن نرسیده که مومنین ، مانند كسانى نباشند كه در گذشته به آنها كتاب آسمانى داده شد، سپس زمانى طولانى بر آنها گذشت و قلبهايشان قساوت پيدا كرد و بسيارى از آنها گنهكارند .

الرعد : 28   الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ

آنها كسانى هستند كه ايمان آورده‏اند، و دلهايشان به ذکرخدا مطمئن (و آرام) گردید

 آگاه باشيد، تنها با ذکر خدا دلها آرامش مى‏يابد.

 

ممکن است بگویید ذکر یعنی یاد خدا

آنگاه باید بدانید ذکر در قرآن به معنایی اعم به کار رفته و در چندین جا اسم این قرآن را ذکر یاد کرده و اصلا یاد خداوند حکیم امکان پذیر نیست مگر توسط عمل به این قرآن .

 

در سوره فصلت : 41و ۴۲

   إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزيزٌ
كسانى كه به اين ذكر هنگامى كه برایشان آمد كافر شدند! در  حالى كه اين ذكر  كتابى است قطعاً شكست ناپذير ... (41)

 42   لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزيلٌ مِنْ حَكيمٍ حَميدٍ
كتابى كه هيچ گونه باطلى، نه از پيش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمى‏آيد چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايسته ستايش نازل شده است! (42)

و در سوره الحجر : 9  

 إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
ما ذكر  را نازل كرديم و ما بطور قطع نگهدار آنيم! (9)

 

 

 

پستهای مرتبط:

ایمنی از فتنه های آخر الزمان در پناهگاه قرآن


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/17 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


دنیای یک روزه

بسم الله الرحمن الرحیم

 

باید یکی از این دو را انتخاب کرد

صبر  بر سختی عمل به احکام  خدا که اگر طول هم بکشد آخرش آخر دنیاست

و صبر بر سختی ترک احکام خدا که اولش همین اکنون ولی آخرش با خداست

 

عده کمی از بندگان من میگویند :
پروردگارا

ایمان آورده ایم

پس برای ما ببخش

و مارا رحم کن که تو بهترین رحم کنندگان هستی

ولی شما انسانهای بد  آنها را به سخره گرفتید

تا این که من هم یاد خودم را از ذهنتان بردم  و این در آن  هنگامی بود که به آنها میخندیدید.

من به بندگانم گفتم

امروز به شما پاداش میدهم

به واسطه صبری که بر سختی بندگی من کردید

و همانها رستگارانند .

از آنها پرسیدم مگر چند سال زندگی کردیدو  مگر چند مدت سختی ها با جانتان قرار همسایگی داشت ؟
میگویند یک روز شاید هم کمتر اصلا چرا از شمارشگران نمی پرسید ؟

آری شما مدت کمی سختی  کش رنج و بلا  می بودید

ای کاش شما بدها هم متوجه این حقیقت میشدید

نکند گمان میکردید پایان این مدت کم حساب و کتابی در کار نیست ؟
و عبث خلق شده اید و به سمت ما بر نمیگردید ؟

اما خدا و کار بیهوده ؟
بزرگ است خداوندی که مالک است و حق

هیچ خدایی جز او نیست و پروردگار عرش کریم است .

و من که خدا هستم به شما خبر میدهم

هر کس خدایی غیر من را در کنار من  بخواند

نه دلیلی  دارد و نه دیگر یاوری

حسابش نیز نزد من است کافر شده است و کافران رستگار نیستند

دوباره بگو

خدای مهربان

مرا ببخش

رحم کن که تو بهترین رحم کنندگانی

سوره مومنون

إِنَّهُ كاَنَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِى يَقُولُونَ رَبَّنَا ءَامَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَ ارْحمَْنَا وَ أَنتَ خَيرُْ الرَّاحِمِينَ(109)
فَاتخََّذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتىَّ أَنسَوْكُمْ ذِكْرِى وَ كُنتُم مِّنهُْمْ تَضْحَكُونَ(110)
إِنىّ‏ِ جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبرَُواْ أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائزُونَ(111)
قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فىِ الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ(112)
قَالُواْ لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَسَْلِ الْعَادِّينَ(113)
قَلَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا  لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ(114)
أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ(115)
فَتَعَلىَ اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ  لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ(116)
وَ مَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا ءَاخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ  إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ(117)
وَ قُل رَّبّ‏ِ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ أَنتَ خَيرُْ الرَّاحِمِينَ(118)


 گروهى از بندگانم مى‏گفتند: پروردگارا! ما ايمان آورديم ما را ببخش و بر ما رحم كن و تو بهترين رحم كنندگانى! (109)
امّا شما آنها را به باد مسخره گرفتيد تا شما را از ياد من غافل كردند و شما به آنان مى‏خنديديد! (110)
ولى من امروز آنها را بخاطر صبر و استقامتشان پاداش دادم آنها پيروز و رستگارند!» (111)
 (خداوند) مى‏گويد: «چند سال در روى زمين توقّف كرديد؟» (112)
 (در پاسخ) مى‏گويند: «تنها به اندازه يك روز، يا قسمتى از يك روز! از آنها كه مى‏توانند بشمارند بپرس!» (113)
مى‏گويد: « (آرى،) شما مقدار كمى توقّف نموديد اگر مى‏دانستيد!» (114)
آيا گمان كرديد شما را بيهوده آفريده‏ايم، و بسوى ما باز نمى‏گرديد؟ (115)
پس برتر است خداوندى كه فرمانرواى حقّ است (از اينكه شما را بى‏هدف آفريده باشد)! معبودى جز او نيست و او پروردگار عرش كريم است! (116)
و هر كس معبود ديگرى را با خدا بخواند- و مسلّماً هيچ دليلى بر آن نخواهد داشت- حساب او نزد پروردگارش خواهد بود يقيناً كافران رستگار نخواهند شد! (117)
و بگو: «پروردگارا! مرا ببخش و رحمت كن و تو بهترين رحم كنندگانى! (118)


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/14 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک باد

 به نام خدا

میلاد مسعود امام حسن مجتبی را به جد بزرگوارشان نبی گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و به پدر و مادر گرامیشان و امامان معصوم علیهم السلام تبریک عرض میکنیم

 

عَنِ الْحَسَنِ علیه السلام :
 إِنَّ أَحْسَنَ الْحَسَنِ الْخُلُقُ الْحَسَنُ

امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند :

زیباترین زیبایی ها اخلاق زیباست .

وسائل‏الشيعة     12     153 

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/13 ساعت موضوع امامت در روایات | لینک ثابت


پاداش صبر بر بد اخلاقی زن و جزای زن بد اخلاق

 به نام خدا  

   

  ابو هریره و عبد الله بن  عباس میگویند :

پیامبر اکرم صلی الله  علیه و اله  درآخرین  خطبه ای که  در مدینه  ایراد فرمودند و دیگر بعد  ازآن به سوی خدا  رحلت فرمودند ؛ چشمان مان پر از  اشک شد و قلب های ما  به لرزه درآمد پوست  بدنمان در هم  کشیده شد  و لرزه برآن افتاد.

حضرت  جنین فرمود :

... وهر کس که بر بد اخلاقی زنش صبر کند ومنتظر اجری بر  این صبر  خود باشد خداوند به خاطر  هر مرتبه  که صبر میکند به  او همان  پاداشی میدهد که  به ایّوب  علیه السلام به خاطر  صبر بر  بلاهایی که بر او نازل  شد داده است  .و البته زن او سنگینی بار بد رفتارش را  در هر روز و شب بر دوش خواهد  کشید آنهم  به سنگینی  تپه های انبوه  شن ...

 

پستهای مربوط:


رابطه زن جهنم و کیفیت بر خورد با شوهر
رابطه زن بهشت و بد اخلاقی با همسر
دیدگاه اسلام در مورد سپردن کارهای سنگین به زنان
بازيابى نگرش صحيح به شخصيت حقيقى يك زن از ديدگاه خدا
جهاد زنان صبر بر غیرت شوهراست و خداوند از سختی آن غافل نیست
چرا زنان پیامبر نشدند؟

چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟

منبع روایت :

[ثواب الأعمال‏] ابْنُ الْمُتَوَکِّلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَیْنِ بْنِ یَزِیدَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عَمْرٍو النَّصِیبِیِّ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْخُرَاسَانِیِّ عَنْ مَیْسَرَةَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِی عَائِشَةَ السَّعْدِیِّ عَنْ یَزِیدَ بْنِ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِیزِ عَنْ أَبِی سَلَمَةَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَا خَطَبَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص قَبْلَ وَفَاتِهِ وَ هِیَ آخِرُ خُطْبَةٍ خَطَبَهَا بِالْمَدِینَةِ حَتَّى لَحِقَ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَوَعَظَنَا بِمَوَاعِظَ ذَرَفَتْ مِنْهَا الْعُیُونُ وَ وَجِلَتْ مِنْهَا الْقُلُوبُ وَ اقْشَعَرَّتْ مِنْهَا الْجُلُود : َ...... وَ مَنْ صَبَرَ عَلَى سُوءِ خُلُقِ امْرَأَتِهِ وَ احْتَسَبَهُ أَعْطَاهُ اللَّهُ بِکُلِّ مَرَّةٍ یَصْبِرُ عَلَیْهَا مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا أَعْطَى أَیُّوبَ ع عَلَى بَلَائِهِ وَ کَانَ عَلَیْهَا مِنَ الْوِزْرِ فِی کُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ مِثْلُ رَمْلِ عَالِجٍ فَإِنْ مَاتَتْ قَبْلَ أَنْ تُعِینَهُ وَ قَبْلَ أَنْ یَرْضَى عَنْهَا حُشِرَتْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مَنْکُوسَةً مَعَ الْمُنَافِقِینَ فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ مَنْ کَانَتْ لَهُ امْرَأَةٌ لَمْ تُوَافِقْهُ وَ لَمْ تَصْبِرْ عَلَى مَا رَزَقَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ شَقَّتْ عَلَیْهِ وَ حَمَلَتْهُ مَا لَمْ یَقْدِرْ عَلَیْهِ لَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ مِنْهَا حَسَنَةً تَتَّقِی بِهَا النَّارَ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهَا مَا دَامَتْ کَذَلِک‏


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/12 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت


رابطه زن جهنم و کیفیت بر خورد با شوهر

به نام خدا

 

زن بد

امرأة سوء

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: پنج چیز از مصائب دنیاست مرگ دوست و تلف شدن مال و سرزنش دشمنان و ترک دانش و زن بد.

نهج الفصاحة مجموعه کلمات قصار حضرت رسول ص 461

1458 خمسة من مصائب الدّنیا فوت الحبیب و ذهاب المال و شماتة الأعداء و ترک العلم و امرأة سوء.

 

زن بد اخلاق آدم را پیر میکند :

از امام باقر (علیه السلام ) نقل شده:

در میان بنى اسرائیل مردى عاقل و ثروتمند بود که از همسر عفیفه خود پسرى داشت که بسیار به او شبیه بود و از همسرى غیر عفیف و نابکار دو پسر دیگر داشت.

وقتى زمان مرگ او فرا رسید به پسران خود گفت: این مال من متعلّق به یکى از شماست.

وقتى که او از دنیا رفت هر کدام از پسرها ادّعا کرد که مال متعلّق به اوست، پس مرافعه خود را به نزد قاضى بردند، ولى او گفت: من نمىدانم، چطور میان شما قضاوت کنم، شما بسوى سه برادر چوپان بروید گره کار شما بدست آنهاست،

برادران به نزد اوّلى رفتند و او را پیر مردى کهنسال یافتند،

او گفت: به نزد برادر بزرگترم بروید، ولى وقتى آنها به نزد برادر دوّم رفتند او را جوانتر از اوّلى یافتند، او هم آنها را به برادر دیگر خود ارجاع داد و گفت: به نزد برادر بزرگترم بروید،

لیکن وقتى برادران به نزد برادر سوّمى رفتند او را بسیار جوانتر از دو برادر دیگر دیدند،

او از احوال آنها پرسش کرد و آنها ماجرا را گفتند، امّا از راز پیرى و جوانى او و برادرانش نیز سؤال کردند، چوپان سوّمگفت: قضیه این است که برادر اوّلى من کوچکترین ماست،

امّا او زنى بد اخلاق و لجباز دارد که همیشه از بیم آنکه به بلاى بزرگترى مبتلا شود با او مدارا و صبر مىکند و علّت پیر شدن او همین است، برادر دوّمى که از نظر سنّى برادر وسطى است

همسرى متوسط الحال دارد که گاهى باعث خوشحالى و گاهى باعث اندوه او مىشود

و او بخاطر همین میانسال به نظر مىرسد

و امّا من که بزرگترین برادر هستم، همسرى بسیار خوش اخلاق و مهربان دارم که همیشه باعث سرور و شادمانى من است

و هرگز امر ناپسندى از او ندیدهام، پس راز جوانى من در مصاحبت با اوست،

امّا حکم من میان شما این است که اوّل باید بروید و پدرتان را نبش قبر کنید و جسد او را بیرون آورده و بسوزانید، سپس باز گردید تا من میان شما قضاوت کنم.

برادران به جانب قبر پدر رفتند، برادر کوچکتر شمشیر پدرش را برداشت و دو برادر دیگر کلنگ برداشتند، وقتى آن دو برادر با کلنگ قصد نبش قبر پدر را نمودند،

پسر کوچکتر با شمشیر مانع آنها شد و گفت: پدرم را نبش قبر نکنید،

من سهم خودم را به شما واگذار مىکنم، پس به نزد قاضى رفتند و ماجرا را گفتند،

قاضى گفت: مال را به من بدهید، آنگاه برادر کوچک را فرا خواند و مال را به او تفویض کرد

و به دو پسر دیگر گفت: اگر شما پسر آن مرد بودید مثل این پسر به حال پدر خود رقّت مىکردید و راضى به نبش قبر او نمىشدید.

و عن الباقر علیه السلام قال کان فی بنی إسرائیل رجل عاقل کثیر المال و کان له ابن یشبهه فی الشمائل من زوجة عفیفة و کان له ابنان من زوجة غیر عفیفة فلما حضرته الوفاة قال لهم هذا مالی لواحد منکمفلما توفی قال الکبیر أنا ذلک الواحد و قال الأوسط أنا ذلک و قال الأصغر أنا ذلک فاختصموا إلى قاضیهم قال لیس عندی فی أمرکم شیء انطلق إلى بنی الاغنام الإخوة الثلاثة فانتهوا إلى واحد منهم فرأوا شیخا کبیرا فقال ادخلوا إلى أخی فلان فهو أکبر منی سنا فاسألوه فدخلوا علیه فخرج شیخ کهل فقال سلوا أخی الأکبر منی فدخلوا على الثالث فإذا هو فی المنظر أصغر فسألوه أولا عن حالهم فقال أما أخی الذی رأیتموه أولا هو الأصغر و إن له امرأة سوء تسوءه و قد صبر علیها مخافة أن یبتلى ببلاء لا صبر علیه فهو منه و أما أخی الثانی فإن عنده زوجة تسوءه و تسره فهو متماسک الشباب و أما أنا فزوجتی تسرنی و لا تسوءنی لم یلزمنی منها مکروه قط منذ صحبتنی فشبابی معها متماسک و أما حدیثکم الذی هو حدیث أبیکم انطلقوا أولا و انبشوا قبره و استخرجوا عظامه و أحرقوها ثم عودوا لأقضی بینکم فانصرفوا فأخذ الصبی سیف أبیه و أخذ الأخوان المعاول فلما أن هما بذلک قال لهما الصغیر لا تنبشا قبر أبی و أنا أدع لکما حصتی فانصرفوا إلى القاضی فقال یقنعکما هذا ائتونی بالمال فقال للصغیر خذ المال فلو کانا ابنیه لدخلهما من الرقة کما دخل على الصغیر

النور المبین فی قصص الأنبیاء و المرسلین 464 خاتمة الکتاب فی نوادر أخبار بنی إسرائیل و أحوال بعض الملوک

قصص الأنبیاء(قصص قرآن) 648 (در اخبار نادر بنى اسرائیل و ماجراى بعضى از پادشاهان) ..... ص : 644

 

چاره زن بد جدایی است

 

و روایت است از امام صادق (علیه السلام ) که فرمود:

سه نفر دعایشان مستجاب نمیشود :

مردى که در خانه بنشیند و بدنبال روزى نرود و سپس بگوید: بار خدایا روزیم ده و خدا تعالى به او میفرماید: آیا من راه طلب روزى برایت نساختم؟

و مردى که زن بدى دارد میگوید: بار خدایا مرا از او خلاص کن خدا میفرماید: طلاق او را بدست تو دادم.

و مردى که مالى به دیگرى داده بدون گرفتن شاهد و گواه و او منکر آن شده و به او پس نمیدهد و صاحب مال او را نفرین میکند و خدا تعالى میفرماید: من به تو فرمودم گواه بگیر و نکردى (و خود کرده را گله نیست).

 

کنز الفوائد ج2 198 فصل مما روی فی الأرزاق ..... ص : 197

و روی عن الصادق ع أنه قال ثلاثة یدعون فلا یستجاب لهم رجل جلس عن طلب الرزق ثم یقول اللهم ارزقنی یقول الله تعالى له أ لم أجعل لک طریقا إلى الطلب و رجل له امرأة سوء یقول اللهم خلصنی منها یقول الله تعالى أ لیس قد جعلت أمرها بیدک و رجل سلم ماله إلى رجل و لم یشهد علیه به فجحده إیاه فهو یدعو علیه فیقول الله تعالى قد أمرت بالإشهاد فلم تفعل

گنجینه معارف شیعه-ترجمه کنز الفوائد و التعجب ج2 217 فصل: روایاتى در باره روزى ..... ص : 215

پستهای مربوط:

پاداش صبر بر بد اخلاقی زن و جزای زن بد اخلاق
رابطه زن بهشت و بد اخلاقی با همسر
دیدگاه اسلام در مورد سپردن کارهای سنگین به زنان
بازيابى نگرش صحيح به شخصيت حقيقى يك زن از ديدگاه خدا
جهاد زنان صبر بر غیرت شوهراست و خداوند از سختی آن غافل نیست
چرا زنان پیامبر نشدند؟

چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/12 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت


رابطه زن بهشت و بد اخلاقی با همسر

به نام خدا  

 

ابو بصیر  میگوید :

امام صادق علیه السلام  میفرمودند:

روزی پیامبر صلی الله علیه واله   با  گروهی از زنان  مواجه  شدند وبه آنها  چنین  فرمودند :

ای گروه  زنان صدقه  بدهید حتی  اگر شده از  زینت و جواهر خود  حتی اگر شده  به اندازه یک شقه خرما

بدرستی که  شما  چوب  جهنمید

شما زیاد  لعن  میکنید و زندگی نیک و نعمتها را   کفران  میورزید و ناشکری میکنید

 در این  هنگام  زنی از  قبیله بنی سلیم  که  شخصی مشهور به  تعقل  بود  چنین  عرضه  کرد 

یا رسول الله  ایا  ما  همان  مادرانی  نیستیم  که  درد  حمل  را  تحمل  میکنیم و به  فرزندانمان  شیر  میدهیم (در  اسلام  برای حمل و شیر  دادن  صواب  فراوانی  ذکر شده  به گونه ای  که زن پس  از  حمل  همانند  طفلش  بدون  گناه و بی حساب میشود )

ایا  دخترانی  که  احکام  خدا را  اقامه  میکنند و برادرانی  که  شفقت  و جوانمردی  دارند  از  ما   نیستند؟

حضرت  رسول صلی الله  علیه و اله  غمگین  شدند و فرمودند  آری شما  زنانی  هستید  که حامله میشوید و فرزندانتان  را  به  دنیا  می اورید و  به انها  شیر  میدهید و  بسیار مهربان هستید

و اگر  آن رفتاری  که با  شوهران  خود  میکنید  نمی بود  هیچ  کدام  شما  که  فقط  یک  نماز  خوانده  باشد  (وهیچ  کدام  از  احکام  خدا را  عمل  نکرده و فقط یک  نماز خوانده )  داخل  در  جهنم   نمیشد .

یعنی بد رفتاری  شما  اگر با  همسرتان  نمیبود هیچ وقت  داخل  جهنم  نمیشدید  حتی  اگر فقط از بین  تمام  عبادات  یک  نماز  میخواندید

 

 الکافی     5     513    باب ما یجب من طاعة الزوج على المرأة

25351-  وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع

 یَقُولُ خَطَبَ رَسُولُ اللَّهِ ص النِّسَاءَ فَقَالَ یَا مَعْشَرَ النِّسَاءِ تَصَدَّقْنَ وَ لَوْ مِنْ حُلِیِّکُنَّ وَ لَوْ بِتَمْرَةٍ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ فَإِنَّ أَکْثَرَکُنَّ حَطَبُ جَهَنَّمَ إِنَّکُنَّ تُکْثِرْنَ اللَّعْنَ وَ تَکْفُرْنَ الْعِشْرَةَ فَقَالَتِ امْرَأَةٌ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَ لَیْسَ نَحْنُ الْأُمَّهَاتُ الْحَامِلَاتُ الْمُرْضِعَاتُ أَ لَیْسَ مِنَّا الْبَنَاتُ الْمُقِیمَاتُ وَ الْأَخَوَاتُ الْمُشْفِقَاتُ فَقَالَ حَامِلَاتٌ وَالِدَاتٌ مُرْضِعَاتٌ رَحِیمَاتٌ لَوْ لَا مَا یَأْتِینَ إِلَى بُعُولَتِهِنَّ مَا دَخَلَتْ مُصَلِّیَةٌ مِنْهُنَّ النَّارَ

پستهای مربوط:

پاداش صبر بر بد اخلاقی زن و جزای زن بد اخلاق
رابطه زن جهنم و کیفیت بر خورد با شوهر
دیدگاه اسلام در مورد سپردن کارهای سنگین به زنان
بازيابى نگرش صحيح به شخصيت حقيقى يك زن از ديدگاه خدا
جهاد زنان صبر بر غیرت شوهراست و خداوند از سختی آن غافل نیست
چرا زنان پیامبر نشدند؟

چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/12 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت


دیدگاه اسلام در مورد سپردن کارهای سنگین به زنان

به نام خدا


الزخرف : 18   أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبينٍ


آيا كسى را كه در لابلاى زينتها پرورش مى‏يابد

 و به هنگام جدال قادر به تبيين مقصود خود نيست (فرزند خدا مى‏خوانيد)؟!

(اين جمله در پاسخ كسانيست كه ميگويند دختران فرزند خدايند )

 

آیا خداوند زشت است که مخلوقی زشت بیافریند ؟

واگر این طور نیست  پس چرا این گونه خلقت زنان را زشت میدانید ؟
خدا زیباست و جز زیبایی از او سر نمیزند

زن مخلوق زیبای خداست

او را همان گونه که هست بخواهید

که اگر غیر این باشد زشت خواهد شد

 

امام صادق علیه السلام میفرمایند :

امیر مومنین علی علیه السلام در وصیتشان به امام حسن مجتبی علیهما السلام  فرمودند :


کاری که بیش از توان زن است به او واگذار نکن که واگذار نکردن این گونه کار ها به زن برای احوالات اوبهتر و برای زندگیش راحت تر میباشد و زیبایی او را بیشتر و بهتر حفظ میکند و او را تا دیر مدت زیبا نگه میدارد

چرا که زن ریحانه است و قهرمان  نیست . 


ٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فِي رِسَالَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع إِلَى الْحَسَنِ علیهم السلام

 لَا تُمَلِّكِ الْمَرْأَةَ مِنَ الْأَمْرِ مَا يُجَاوِزُ نَفْسَهَا فَإِنَّ ذَلِكَ أَنْعَمُ لِحَالِهَا وَ أَرْخَى لِبَالِهَا وَ أَدْوَمُ لِجَمَالِهَا فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَة

الكافي     5     510    باب إكرام الزوجة .....  ص : 509

 

پستهای مربوط:


 

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/11 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت


دید گاه اسلام در مورد سپردن کارهای سنگین به زنان

به نام خدا


الزخرف : 18   أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبينٍ


آيا كسى را كه در لابلاى زينتها پرورش مى‏يابد

 و به هنگام جدال قادر به تبيين مقصود خود نيست (فرزند خدا مى‏خوانيد)؟!

(اين جمله در پاسخ كسانيست كه ميگويند دختران فرزند خدايند )

 

آیا خداوند زشت است که مخلوقی زشت بیافریند ؟

واگر این طور نیست  پس چرا این گونه خلقت زنان را زشت میدانید ؟
خدا زیباست و جز زیبایی از او سر نمیزند

زن مخلوق زیبای خداست

او را همان گونه که هست بخواهید

که اگر غیر این باشد زشت خواهد شد

 

امام صادق علیه السلام میفرمایند :

امیر مومنین علی علیه السلام در وصیتشان به امام حسن مجتبی علیهما السلام  فرمودند :


کاری که بیش از توان زن است به او واگذار نکن که واگذار نکردن این گونه کار ها به زن برای احوالات اوبهتر و برای زندگیش راحت تر میباشد و زیبایی او را بیشتر و بهتر حفظ میکند و او را تا دیر مدت زیبا نگه میدارد

چرا که زن ریحانه است و قهرمان  نیست . 


ٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فِي رِسَالَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع إِلَى الْحَسَنِ علیهم السلام

 لَا تُمَلِّكِ الْمَرْأَةَ مِنَ الْأَمْرِ مَا يُجَاوِزُ نَفْسَهَا فَإِنَّ ذَلِكَ أَنْعَمُ لِحَالِهَا وَ أَرْخَى لِبَالِهَا وَ أَدْوَمُ لِجَمَالِهَا فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَة

الكافي     5     510    باب إكرام الزوجة .....  ص : 509

 

پستهای مربوط:

 
 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/10 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت


بازيابى نگرش صحيح به شخصيت حقيقى يك زن از ديدگاه خدا

به نام خدا


الزخرف : 18   أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبينٍ


آيا كسى را كه در لابلاى زينتها پرورش مى‏يابد

 و به هنگام جدال قادر به تبيين مقصود خود نيست (فرزند خدا مى‏خوانيد)؟!

(اين جمله در پاسخ كسانيست كه ميگويند دختران فرزند خدايند )

 

آیا خداوند زشت است که مخلوقی زشت بیافریند ؟

واگر این طور نیست  پس چرا این گونه خلقت زنان را زشت میدانید ؟
خدا زیباست و جز زیبایی از او سر نمیزند

زن مخلوق زیبای خداست

او را همان گونه که هست بخواهید

که اگر غیر این باشد زشت خواهد شد

 

امام صادق علیه السلام میفرمایند :

امیر مومنین علی علیه السلام در وصیتشان به امام حسن مجتبی علیهما السلام  فرمودند :


کاری که بیش از توان زن است به او واگذار نکن که واگذار نکردن این گونه کار ها به زن برای احوالات اوبهتر و برای زندگیش راحت تر میباشد و زیبایی او را بیشتر و بهتر حفظ میکند و او را تا دیر مدت زیبا نگه میدارد

چرا که زن ریحانه است و قهرمان  نیست . 


ٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فِي رِسَالَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع إِلَى الْحَسَنِ علیهم السلام

 لَا تُمَلِّكِ الْمَرْأَةَ مِنَ الْأَمْرِ مَا يُجَاوِزُ نَفْسَهَا فَإِنَّ ذَلِكَ أَنْعَمُ لِحَالِهَا وَ أَرْخَى لِبَالِهَا وَ أَدْوَمُ لِجَمَالِهَا فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَة

الكافي     5     510    باب إكرام الزوجة .....  ص : 509

 

پستهای مربوط:


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/10 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت


جهاد زنان صبر بر غیرت شوهراست و خداوند از سختی آن غافل نیست

بسم الله الرحمن الرحیم

 

التوبة : 16   أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَکُوا وَ لَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذینَ جاهَدُوا مِنْکُمْ وَ لَمْ یَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لاَ الْمُؤْمِنینَ وَلیجَةً وَ اللَّهُ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ

آیا گمان کرده اید که رها شده اید؟

وخداوند آن کسانی از شما را که در راه او جهاد میکنند نمیشناسد ؟

گمان کرده اید خدا  آن کسانی که غیر خدا ورسولش و مومنین دوست و محرم اسراری انتخاب نمیکنند را نمیشناسد ؟  (نه بلکه ) خداوند بسی آگاه به آنچه شما انجام میدهید میباشد.

عَنْ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَالَ إِنَّ مِنْ جِهَادِ الْمَرْأَةِ حُسْنَ التَّبَعُّلِ لِزَوْجِهَا

امام علی علیه السلام فرمودند :

یکی از موارد جهاد زن محبت او به همسرش می باشد .

مستدرک‏الوسائل     14    246 

آری خداوند کسانی از شما را که در راه او جهاد میکنند را می شناسد و از شما غافل  نیست.

سوره توبه آیه 16

                         الکافی ج : 5 ص : 9

َ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع کَتَبَ اللَّهُ الْجِهَادَ عَلَى الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ فَجِهَادُ الرَّجُلِ بَذْلُ مَالِهِ وَ نَفْسِهِ حَتَّى یُقْتَلَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ جِهَادُ الْمَرْأَةِ أَنْ تَصْبِرَ عَلَى مَا تَرَى مِنْ أَذَى زَوْجِهَا وَ غَیْرَتِه

امیر مومنین علی علیه السلام فرمودند :

خداوند جهاد را هم بر مردان وهم بر زنان واجب کرده است

اما جهاد مرد بخشش مال و جانش در راه خدا است تا اینکه کشته شود .

و جهاد زن این استکه بر سختی هایی که از همسرش به او مرسد و بر غیرت او صبر کند .

وخداوند آگاه است به کسانی از شما که در راه  او جهاد میکنند .سوره توبه ایه 16ِ

 

پستهای مربوط:

پاداش صبر بر بد اخلاقی زن و جزای زن بد اخلاق
رابطه زن جهنم و کیفیت بر خورد با شوهر
رابطه زن بهشت و بد اخلاقی با همسر
دیدگاه اسلام در مورد سپردن کارهای سنگین به زنان
بازيابى نگرش صحيح به شخصيت حقيقى يك زن از ديدگاه خدا
چرا زنان پیامبر نشدند؟

چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/03 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت


اولین مطلب یقینی انسان چیست و چه نتایجی دارد ؟

به نام خدا

 

به این مطلب رسیدیدم که اساسی ترین سوالی که یک انسان در طول زندگی با آن روبرو میباشد این است که چه چیزی یقینی است و چه چیزی غیریقینی ؟

یک انسان عاقل  برای تصمیم گیری در طول زندگی خود باید اطلاعات زیادی را جمع آوری کند .

 طبیعی است که اطلاعات اولیه او  بر مبنای مشاهداتش صورت میگیرد ، و در دامنه بدیهات او سیر خواهد کرد .

از طرفی  برای نتیجه گیری و صدور یک حکم یقینیِ بدون شک ، باید اقلا یکی از مقدمات قیاس عقلی او  یقینی باشد والا نتیجه یقنی از مقدماتی که هر دو بر پایه شک و گمان استوار باشد به دست  نخواهد آمد .
بنابر این  ما باید به عنوان کسی که قصد دارد در تمام مسیر زندگی خود بر طبق یقینیات  خود گام بردارد باید در جستجوی بدیهی باشیم که پایه تمام قیاس های عقلی ما را تشکیل می دهد و زمینه را برای بدیهی سازی سایر مقدمات فراهم میکند .

بدیهی و یقنی ای که از آن راه فراری نباشد .حقیتی انکار ناشدنی در جواب منکران حقانیت حقیقت یعنی اصل وجود .

 

نقص بشر در اصل وجود

 

در این هنگام که قرار است بر پایه یقنیات گام برداریم ، سوال این است که بدیهی ترین گزاره یقینی که مورد اتفاق همگان است ، چیست ؟
پاسخ به این سوال مبنای زندگی انسان و نحوه نگاه او به جهان اطراف را رقم خواهد زد .

به حقیقت ، اولین یقینی که با آن رو برو هستیم چیست ؟
آیا بدیهی تر از وجود ما بدیهی ای وجود دارد ؟
کیست که یقین به وجود خود نداشته باشد ؟
آیا عاقلی پیدا میشود که احتمال بدهد وجود ندارد و یا خیال کند که هست ؟
آیا تردید او نسبت به وجود خودش  ، دلیلی بر وجود او نیست ؟
اما یک سوال دیگر:

آیا انسان فقط یقین به وجود خودش دارد ؟
آیا او یقین ندارد که یک موجود نیازمند است ؟
چه برای بودن و برای استمرار حیات ؟
آیا وجود او که حقیقتی است انکار نشدنی ، چنین وجودی بدون پدرو مادر به مرحله پیدایش قدم میگذاشت ؟
آیا برای ادامه حیات و استمرار بودن ، پس از پیدایش ، او دیگر نیازی به آب و غذا و اکسیژن ندارد ؟
وآیا قبول دارید که هر نیازی معرف  یک نقص درونی است ؟
یعنی یک جای خالی که برای پر شدن نیازمند  یک مکمل است ؟
ناقص برای رسیدن به کمال محتاج و نیازمند کامل است ، پس نقص او مقدمه نیاز اوست و این در حالی که ما نقص او را بر طرف شده میبینم .

پس ما به این نتیجه خواهیم رسید که انسان یک موجود ناقص است . این اولین گزاره یقینی برای هر انسان عاقل خواهد بود ، گزاره ای که پایه و اساس زندگی او را تشکیل میدهد .

گزاره ای که در دو موضع  کلی یکی از مقدمات قیاس عقلی انسان خواهد بود

یکی زمانی که قرار است از نقص وجود خودش پی به وجود یک موجود بینیاز ببرد

و دیگری زمانی که از نقص عقلی خودش میخواهد دست نیاز به سمت وحی الهی دراز کند .

 

بیان جهات نقص

 

همان طور که بیان شد انسان از جهات گونانی دچار نقص است .

یکی ازآن جهات، نقصی است که به خاطر نیازاو به اصل پیدایش دراو وجود دارد .دیگر جهت نقص او به نیاز او برای استمرار حیات بر میگردد .

انسان موجودی است که برای اصل پیدایش محتاج به پدر و مادر است و بدون آنها هرگز نمیتواند پا به عرصه وجود بگذارد .

از این گذشته او برای استمرار حیات  نیز محتاج به آب و اکسیژن و غذاست و در صورت نبودن هر کدام یا اصلا بوجود نمی آید ویا پس از پیدایش نابود خواهد شد .

درحین بیان تمام این مراحل ما شاهداین هستیم که انسان هست ، وجود دارد و ادامه حیات میدهد و این یعنی که نقص  او برای بودن و برای استمرار حیات  بر طرف شده و هر لحظه نیز بر طرف میشود .

 

اما سوال اساسی این است که چه کسی این  نقص او را بر طرف کرده است ؟


همان طور که بیان شد علم و یقین به نقص انسان در ناحیه وجود و پیدایش و استمرار وجود و حیات ، یکی از مقدمات  قیاس عقلی ای را  تشکیل  میدهد که آن قیاس کشف وجود موجودی را میکند  که مانند ما نیازمند نیست .

حال به بیان این قیاس و مرحله استدلال  عقلی آن میپردازیم :

1)      ما انسانها همه مانند هم هستیم و همه هم برای بودن و هم برای استمرار بودن نیازمند میباشیم .

2)      نیازمند نمیتواند نیاز خود را بر طرف کند چرا که اگر بخواهد نیاز خود را به بودن بر طرف کند باید بگوییم اصلا او هنوز به وجود نیامده پس چگونه چیزی که هنوز وجود ندارد میخواهد نیازخود را به بودن برطرف کند . حال آنکه ما میبینم او وجود دارد و این یعنی نیازش بر طرف شده است . از طرفی این مطلب نیز ثابت است که ناقص آن صفت کمالی را ندارد پس چگونه میخواهد چیزی را که منشاء نقص خود است به خود اعطاء کند ؟

3)      هیچ چیز و عدم  نیز نمی تواند کاری را از پیش ببرد و نیاز بشریت را  چه در اصل  بودن و چه برای استمرار بودن بر طرف کند چرا که نیست که بخواهد کاری بکند .

نتیجه : حال که نه خود بر طرف کننده نیاز خود است  و نه هیچ چیز ، پس باید موجودی باشد  که مانند او نیازمند نباشد .

تکرار یک نکته :
اگر موجودی که نیاز انسان را بر طرف کرده،دوباره خود نیازمند باشد این استدلال دوباره بیان خواهد  شد که یا آن موجود برای بودن خودش ،خودش نیاز خود را برطرف کرده یا  هیچ چیز ، و وقتی هر دو محال  باشد پس قطعا کسی هست که مانند او نیازمند نخواهد بود .

 پست مربوط:


نه خود خالق خویشند و نه هیچ

ضرورت عمل به یقین و پرهیز از گمان


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/02 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت


ضرورت عمل به یقین و پرهیز از گمان

به نام خدا

 

تفاوت انسان با حیوان در چیست ؟
آیا غیر از این است که انسان دارای عقل است و حیوان از این قوه محروم  ؟
واگر انسان عاقل است ، عقل او چه فایده ای برای او دارد ؟
 کار این عقل چیست ؟
اگر عاقل به کسی گفته میشود که از عقلش کمک میگیرد آیا ممکن است انسانی باشد که  از عقل خود استفاده نکند ؟
حال نشانه ای اینکه انسان از عقلش استفاده میکند چیست ؟
آیا به کسی که بر اساس گمان و ظن و حدس و احتمال تصمیم گیری کرده و حرکت میکند ، میتوان گفت عاقل ؟
به نظر میرسدتنها به کسی  میتوان گفت از عقلش استفاده میکند و او را به کار میگیرد که بر اساس یقین خود عمل میکند یعنی آنجا که هیچ گونه احتمال خطا در مطلب وجود نداشته باشد  .

از آنجا که گمان و حدس و حتی احتمال قوی و نزدیک به یقین نیز ممکن است ضرری را در بر داشته باشد ، وعقل اجازه ارتکاب عملی که حتی احتمال ضررش کم باشد را نمیدهد، در این صورت عمل به یقین برای پرهیز از هر گونه ضرر احتمالی یک اصل در زندگی انسان عاقل خواهد بود .

عقل سلیم هر لحظه در بر خورد با احتمالات با خود چنین اندیشه میکند که انجام کاری که شاید صحیح باشد ،احتمال  عدم صحت را نیز در بر دارد ،در این صورت شما مرتکب فعلی شده اید که صحیح نیست و این یعنی پذیرش ضرر .

و از طرفی با خود چنین می اندیشد که رد کاری که شاید صحیح نباشد با خود احتمال صحت را به همراه دارد و در صورت رد آن احتمال این وجود دارد که شما کاری را رها کرده باشد که انجام آن به صلاح شما بوده و ابن دوباره یعنی تحمل ضرر.

از دیدگاه عقل سلیم عمل به یقینیات یعنی پرهیز از ترتیب اثر دادن به غیر یقینیات ، یعنی نه رد آنها قبل از اثبات بطلان و نه پذیرش آنها قبل از اثبات صحت .

و چون احتمال دو وجهی بوده وهم صحت و هم  عدم صحت را در بردارد بهتر است بگوییم انسان عاقل کسی است که به گمان خود ترتیب اثر نمیدهد یعنی نه آنرا میپذیرد ونه رد میکند بلکه همیشه سعی میکند گمان خود را تبدیل به یقین کند چه با اقامه دلیل بر صحت و چه با اقامه دلیل بر بطلان .

 

بنابر این  اساسی ترین سوالی که یک انسان در طول زندگی با آن روبرو میباشد این است که چه چیزی یقینی و چه چیزی غیر یقینی است ؟

 

بر این اساس دیگر بی انصافی است انسانی که از عقلش استفاده نمیکند را مانند حیوانی بدانیم که اصلا عقل ندارد بلکه او از حیوان نیز پست تر خواهد بود :

الأعراف : 179   وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ


به يقين، گروه بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم آنها دلها [عقلها] يى دارند كه با آن (انديشه نمى‏كنند، و) نمى‏فهمند و چشمانى كه با آن نمى‏بينند و گوشهايى كه با آن نمى‏شنوند آنها همچون چهارپايانند بلكه پست تر

! اينان همان غافلانند.

 (چرا كه با داشتن همه‏گونه امكانات هدايت، باز هم گمراهند)

يونس : 36   وَ ما يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْني‏ مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ بِما يَفْعَلُونَ


و بيشتر انسان ها  جز از گمان و ظن  ، پيروى نمى‏كنند (در حالى كه) گمان، هرگز انسان را از حقّ بى‏نياز نمى‏سازد (و به حق نمى‏رساند)! به يقين، خداوند از آنچه انجام مى‏دهند، آگاه است!


النجم : 28   وَ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْني‏ مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً


آنها هرگز به سخنشان  دانشى ندارند، تنها از گمان  و ظن پيروى مى‏كنند با اينكه «گمان» هرگز انسان را از حقّ بى‏نياز نمى‏كند!

پست بعدی:


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/01 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت


ایمنی از فتنه های آخر الزمان در پناهگاه قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم 

 

امام صادق علیه السلام میفرمایند

نبی اکرم صلی الله علیه و آله به امیر مومنین علی علیه السلام فرمودند

زمانی خواهد آمد که از قرآن  فقط شکل شمائل ظاهری و خطوط آن باقی خواهد ماندو از اسلام فقط نام .مردم آن زمان بسیار از حقیقت اسلام دورند .مساجد آنها زیبا و شلوغ  است اما خالی از هر گونه هدایت . فقهاء آنها  بد ترین فقهایی هستند که تا بحال آسمان بر آنها  سایه افکنده. فتنه از آنها بر میخیزد و به آنها  نیز بر میگردد.                                                الكافي     8     307

 

 

در این زمان منشا فتنه مردم جاهل نیستند

بلکه فتنه از بعضی از فقهاء نشات میگیرد و به آنها نیز ختم میشود

بر شما باد که در پناه قرآن بسر ببرید

 

والبته  تنها مردمان جاهل  هستند که در فتنه ها  دست و پا میزنند

مردمان عاقل  به فرموده امامشان امیرمونین علی علیه السلام عمل میکنندکه فرمود:

 1) در فتنه ها مانند بچه شتر باش که نه شیر دارد دوشیده شود و نه پشت دارد که سواری بدهد

2) هنگامی که فتنه ها  مانند پاره ای از شب ظلمانی  شما را فراگرفت بر شما باد به همراهی با قرآن

 

همچنین امام رضا علیه السلام فرمودند :
هدایت را فقط ار قرآن طلب کنید و از آن تجاوز نکنید  که در این صورت گمراه خواهید شد

 آدرس:

[1) نهج البلاغة] قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع كُنْ فِي الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَب

2)الكافي     2     598    كتاب فضل القرآن .....  ص : 596

قال اميرالمومنين على عليه السلام

فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَيْكُمُ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآن

 

پستهای مربوط:

vعلائم آخر الزمان بیان نبی اکرم صلی الله علیه وآله

جایگاه علماء‌ در عصر غیبت

عمل به حکم خدا واجب است نه تقلید

 فقیه موضوعیتی در دین ندارد و نباید داشته باشد

رد فقیهی که مبتنی بر حکم خدا فتوا میدهد و عادل است چه حکمی دارد ؟

رگ گردن رسول خدا مهمتر است یا رگ گردن فقیهان ؟


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/05/20 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


نا امیدی از رحمت خدا بزرگترین گناه

به نام خدا

خداوند میفرماید :

من در نزديكي گمان بنده مومن خودم هستم .

گمان نيك  نيكي و گمان بد  بدي براي او به همراه دارد . امام رضا علیه السلام

 

الحجر : 56   قالَ وَ مَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّالُّونَ


حضرت ابراهیم علیه السلام گفت: «جز گمراهان، چه كسى از رحمت پروردگارش نا امید مى‏شود؟!»


يوسف : 87   يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخيهِ

وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُونَ


حضرت یعقوب  علیه السلام به فرزندانش فرمود:
پسرانم! برويد، و از يوسف و برادرش جستجو كنيد و از رحمت خدا نا امید نشويد كه تنها گروه كافران، از رحمت خدا مأيوس مى‏شوند!»


الزمر : 53   قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ

لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ


خداوند به آخرین نبی خود محمد صلی الله علیه وآله میفرماید :

بگو: «اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده‏ايد! از رحمت خداوند نا اميد نشويد كه خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است.

 


الحج : 15   مَنْ كانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ

 فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ ثُمَّ لْيَقْطَعْ فَلْيَنْظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ ما يَغيظُ


هر كس گمان مى‏كند كه خدا او را در دنيا و آخرت يارى نخواهد كرد

 (و از اين نظر عصبانى است، هر كارى از دستش ساخته است بكند)،

 ريسمانى به سقف خانه خود بياويزد،

و خود را حلق آويز کند  و آنگاه طناب را  قطع كند

(تا با سر به زمین بخورد )

پس ببيند آيا اين كار خشم او را فرو مى‏نشاند؟!

 

 
عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام  قَالَ أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ:

 أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ بِي إِنْ خَيْراً فَخَيْراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّا      الكافي     2     72   


امام رضا عليه السلام فرمودند :
به خداوندخوش گمان باش كه خداوند ميگويد من در نزديكي گمان بنده مومن خودم هستم .

گمان نيك  نيكي و گمان بد  بدي براي او به همراه دارد .

نااميدي از رحمت خدا
حرامترین حرام‏ها .                     


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/05/20 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


برای دیدن موضوع مقاله ها و متون روی نوار متحرک کلیک بفرمائید

به نام خدا 

 

ابتدا با هم موضوع مقاله ها را مشاهده میکنیم و بعد به معرفی موضوعات متن وبلاگ میپردازیم  

  

معرفی مقاله ها  :

چرا ،کی و چگونه با قرآن استخاره کنیم ؟

غلام سیاه و شاهزاده پریان ( ماجرای خواستگاری جویبر از ذلقا’)

گزیده ای از کتاب متعه شیخ مفید ( ازدواج موقت)

قطعا کسانی که میگویند مسیح بن مریم خداست کافرند

چرا نباید به زنان سوره یوسف علیه السلام را آموخت ؟


سالگرد ازدواج علی و فاطمه سلام الله علیهما مبارک

صعود به آسمان

چرا آیه تطهیر شامل عایشه و حفصه نمیشود؟

اهل بیت کیست و کارش چیست ؟ ( رد اختلاف شیعه و سنی به قرآن )

قبله یابی با تلنگر

نبوت زنان مهم تر است یا وزارت ؟

اثبات جواز ازدواج مجدد مرد حتی بدون رضایت همسر اول در قرآن

هدیه امام رضا علیه السلام به انسانها

چهره مومنین ستاره آسمانیان بروی زمین
عید فطر و آل محمد صلی الله علیه وآله 
 اثبات وجوب قرائت قرآن در حد توان

عکس العمل ابوبکر و عمر در شب قدر (علیهما من الرحمن مایستحق)

قرآن ذکر است و هر کس از ذکر روی گردان شود بیچاره خواهد شد

دنیای یک روزه
زیادی ما به ایمان ماست نه به تعداد

 
 
 
 
 

ذکر یعنی از خدا سخن گفتن و سخن خدا را گفتن .

آیا در قرآن سخن از ازدواج موقت آمده است ؟

علائم آخر الزمان بیان نبی اکرم صلی الله علیه وآله

شب قدر صاحب الامر میخواهد ؟(اثبات بر اساس قرآن)

معنای قانون تساوی از دیدآقای صانعی

مقدمه کتاب نقد و بررسی احکام مربوط به زنان

 عیسای مسیحیان خدا را خوب عبادت نمیکرد

اتحاد کتب آسمانی در تشریع اصول و فروع و بیان حکم قصاص درتورات انجیل و قرآن

چرا شیطان شیطان شد؟و بر چه کسی سلطه دارد ؟

نظر قرآن در مورد طلاق خلع مبارات و رجعی

علت حرمت زنا لواط و استمنا’

حقوق الزوج

یک نمونه کار فقهی با قرآن (ازدواج موقت)

آموزش آمیزش

اثبات ولایت توسط روایات موافق با قرآن

راه درمان جعل و دسیسه در روایات وفاق با قرآن است

تبعیض در احکام خدا کفر حقیقیست

جشنهای عید نوروز حرام است

ازدواج موقت

رسوایی عمرو ابوبکر در روایات مخالف قرآن

عمل به حکم خدا واجب است نه تقلید

لذت از غیر حرام

ویژگیهای همسرخوب

زنان بهشتی

  

 

معرفی موضوعات متن وبلاگ : 

 علی بن ابی طالب کیست و اعتقاد شیعه چیست ؟

امامت در قرآن -
چرا ما از داشتن انرژی هسته ای محروم هستیم ؟ -
ادعای رویت امام زمان علیه السلام دروغ است -
آیا در قرآن سخن از ازدواج موقت آمده است ؟ -
سیاست آخر الزمان در بیان نبی اکرم صلی الله علیه وآله -
فتنه و آشوب نتیجه حزب گرایی است -
بیعتی مجدد با ولایت فقیه -
نتیجه دلسوزی برای آشوبگران کشته شدن انسانهای بیگناه است -
محاربین و آشوبگران باید اعدام شوند ( قابل توجه مراجع عظام ) -
صانعی مردی که خلاف قرآن فتوا میدهد -
خدایا چرا مردان را بر زنان برتری دادی؟ -
رنگ شما چیه ؟ -
این هم نتیجه حفظ نظام از اوجب واجبات است !!! -
بنده خوبی برای خدا باشید تا حمایتتان کنیم -
نتیجه مناظره : نامشروع بودن نظام -

اهل تسنن بگویند : چرا قبر فاطمه سلام الله علیها پنهان است ؟ -
بازگشت همه به سوی خداست -
چرا قران یک معجزه است ؟ -
قرآن کلام خداست نه کلام محمد ( صلی الله علیه وآله ) -
تمام موضوعات مورد نیاز در قرآن هست -
مصلحت اندیشی در برابر احکام خدا -
سلاح هسته از نظر قرآن -
آیا اگر کسی غیر عمر ازدواج موقت را حرام میکرد ، زنا ترویج نمیشد ؟ -
چرازبان قرآن عربیست ؟ -
آیا اهل کتاب کافرند ؟ -
چرا زنان پیامبر نشدند؟ -
فرق ازدواج موقت با زنا -
خدایا تبعیضی ها را از زمین بر دار -
دوست دارم اما به خاطر خدا -
آخرین موضوعات -
زیبایی فراق در لذت وصال است -
جایگاه علماء‌ در عصر غیبت -
حرمت تفسیر به رای قرآن -
زمین ارث صالحان است -
تمسخر خدا -
عاقبت متقین در تقواست -
نظر امام صادق علیه السلام در مورد دیرینه پر افتخار ایرانیان !!! -
چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟ -
باران برای بهاریان -
معرفی جن در قرآن -
دخترکان عاشق -
شرط عمل به روایات و دوری از جعل و دسیسه وفاق روایت است با قرآن. -
اعلام برائت -
دعوت به بازگشت به محکمات قرآن و پرهیز از جدال و منازعه و اختلاف -
رگ گردن رسول خدا مهمتر است یا رگ گردن فقیهان ؟ -
فقیه موضوعیتی در دین ندارد و نباید داشته باشد -
نقدی عالمانه ؟ -
نقد دو نظر -
شباهت به کفار حرام است پس جشنهای نوروزی هم حرام است . -
قرآن ملاکی برای شناخت حق از باطل -
جشن انتقام -
ارث پدری -
مناظره با خدا -
پیامبری که ویلا نداشت -
عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد -
اول های آخر و آخر های اول -
وجه اشتراک عاشق و معشوق -
تعصب -
اگر زیبایی دین در کلامتان نیست علتش بی دینی شماست -
بازگشت به جهالت در نبود محمد ( صلی الله علیه و آله ) -

زنده به نوریم -
دل یا خدا !! -
شفاعت تنها راه بازگشت -
نگاه من برای تو -
وقت نرمی قلبها -
نه خود خالق خویشند و نه هیچ -
معامله با خدا -
اتمام حجت وارسال رسل -
خدا به من توهین کرد -
زیباترین دین تسلیم در برابر خدا -
رحمت خدا و گناه من ! -
از خدا بترس نه از مردم -
تنهایی ولی با خدا ... -
باران برای بهاریان -
فرق من با شیطان -
ایمان تا عمل -
ایمان بیاورید یا نه ... -
سوی بهشت . -
حق آمده باطل رفته خبر ندارید ؟ -
مرگ و زندگی کفر و ایمان -
اخراجی ها -
قحطیست یا فراوانی؟ -
عالم یا جاهل -
ایستاده یا نشسته -
خوب و بد -
حقیقت باطل و باطل حقیقی -
شب و روز -
کور و بینا -
آنکه نباید ببیند حاکمیست که همیشه شاهد است -
یا خدا یا خود -
تاریکی ها یا نور؟ -
سه سو !!! -
باور نمیکنم ولی تو باور کن -
این طرف و اون طرف -
یا خدا یا غیر خدا -
بسم الله الرحمن الرحیم -
فصل بهاران -
شعر در غير مدح اهل بيت عليهم السلام و بیان صفات خدا كراهت دارد -


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/05/12 ساعت موضوع | لینک ثابت


آیا خداوند میتواند سنگی را خلق کند که نتواند آنرا بردارد ؟

به نام خدا

 

ما در زندگی با حقایقی رو برو هستیم که قابل  انکار نیستند

 

اما همه حقایق ما  از جمله بدیهات نمیباشند .

حقایق بدیهی نسبت  به حقایق غیر بدیهی  اصل  میباشند

و حقایق غیر بدیهی نسبت به بدیهات  فرع .

چرا که بدیهیات وسیله  ای هستند برای دست یافتن  به غیر بدیهات .

البته  یک حقیقت  غیر بدیهی بعد از  اثبات  و تکرار  اثبات آن  تبدیل  به یک حقیقت بدیهی خواهد شد

به طور مثال  وجود انسان و نقص این وجود  اولین حقیقت بدیهی عالم میباشد که برای هیچ کسی قابل انکار نیست  ( الا الصم البکم الذین لایعقلون  ۲۲ انفال )


نقص وجود  انسان  که ناشی از مرکب بودن اوست بدیهی ای است برای رسیدن به حقیقت وجود خدا.

 
بنابر این اثبات وجود خدا فرع نقص وجود ماست

 (  البته باید دقت کنیم که خط سیر عقلی همیشه از مخلوق به خالق است  والا  نحوه دید ما به  عالم حقیقت  تاثیری در آن ندارد )


بعد از اثبات وجود خدا و تکرار این مسئله  خودمسئله  وجود خدا  از بدیهیاتی خواهد شد که هم منشا’ اثبات سایر حقایق میشود  وهم برای هیچ کس قابل  انکار نیست ( الا الصم البکم الذین لایعقلون )

پس اثبات حقیقت وجود خدا  فرع نقص وجود ما و اصل  وجود انبیاء است البته در سیر عقلی و منطقی.

 

شبهاتی از قبیل  اینکه  ایا خداوند میتواند سنگی بزرگ خلق کند  که نتواند آنرا بردارد  دو نکته در بردارد
اول اینکه  این شبه  اصل  ثابت عقلی ما را که خدا را اثبات کرده نابود نمیکند ولو ما در جواب آن عاجز باشیم

مسئله دوم  به خود شبه بر میگردد که به چند دلیل  محال  عقلی است :


یک خلق کردن یک شی مساوی با برداشتن ان  شی است و دیگر  نیازی به برداشتن ان نیست
2 لازمه برداشتن  سنگ بودن آن بر روی جسمی بزرگ تر است  که باز هم آن جسم مخلوق خداست
3 و4و...

 

مانند این سوال از امیر مومنین علی علیه السلام پرسیده شد

حضرت در جواب فرمودند : بدرستی که خدا به عجز و ناتوانی نسبت داده نمیشود ولی آنچه تو میپرسی نشدنی است.

پست مربوط:

آیا خدا میتواند....!؟


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/05/12 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت


در شب مبعثت ای رسول خدا نمیدانم گریه کنم یا شادی؟

به نام خدا

 

آیا اگر مردم سراغ علی علیه السلام نیایند حکومت بر او حرام است ؟

فرق یک شیعه با سنی در چیست ؟

شعیان معتقدند خلافت بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله انتصابی از جانب خداوند است

چرا که خلیفه رسول خدا  باید  معصوم در اجرای احکام خدا و  معصوم در تبیین  متشابهات و بیان تاویلات قرآنی باشد و  فقط خداست که میداند چه کسی معصوم است و چه کسی نه .

اما  اهل  تسنن میگویند ما شورا میکنیم و تشخیص میدهیم  ابوبکر (علیه من الرحمن ما یستحق) باید  خلیفه باشد پس خلیفه میشود چرا که رسول خدا هم  معصوم نبود چه رسد به جانشین او .

 

همین سخن را از دهان مسئولین حکومت اسلامی هم میشنویم

مردم نیز گمان میکنند  که اگر از  فقیه  حمایت نکنند او شرعیت نخواهد داشت

رهبری هم بارها میگوید ما افتخار میکنیم که در نظامی زندگی میکنیم که  همه مسئولین آن حتی رهبری توسط انتخابات مردم سر کار می آیند !!

اما

آیا چون مردم به سراغ علی بن ابی طالب امدند ولایت علی علیه السلام ثابت شد ؟
آیا رای مردم  ولایت را برای کسی ثابت میکرد که عدم رای انها به او  و اجتماع اکثر آرای بر خلافت ابوبکر

ولایت را از علی بگیرد  و به ابوبکر بدهد ؟

آیا چون مردم  به سمت علی نیامدند حکومت  بر علی حرام است ؟

فرق تو با یک سنی چیست ؟
چرا ما باید  سخنان اهل سنت را از دهان  امام جمعه  شیعیان  بشنویم ؟( البته  نه امام جمعه پا در جای پای علی گذاشته  و نه کسانی که به چنین امام جمعه ای اقتدا میکنند )

آقای هاشمی رفسنجانی آیا واقعا  حضور مردم  به علی بن ابی طالب شرعیت بخشید ؟

واگر مردم به سراغ  علی نیایند قیام برای تشکیل حکومت بر علی حرام است ؟
آیا به شهادت قرآن فاطمه زهرا سلام الله علیها  معصومه نبود ؟

آیا مگر همین فاطمه نبود که  علی را  عتاب کرد که مگر صدای  شهادت به نبوت  پدرم را بر ماذنه  ها نمینشوی؟

پس چرا شمشیر در نیام کرده ای؟
چرا  قیام نمیکنی؟

آیا فاطمه از علی درخواست  حرام کرده است ؟
خدایا با تو پناه میبریم

و  وای بر تو و مامومینت  جناب هاشمی

 

نمیدانم دراین ایام گریه کنم یا شادی؟

یا رسول الله چگونه تو ولایت را در زمان  حضورت  به علی تفویض کردی اما اینان حکومت را بعد از تو بر علی حرام میدانند ؟
اینان چگونه  خون علی و فاطمه  سلام الله علیهما را پایمال میکنند ؟


یا رسول الله من در شب مبعث تو گریه میکنم

به امید ظهور فرزندت حضرت  حجت علیه السلام .

 

بحارالأنوار     67     107    -  نهج، [نهج البلاغة] قَالَ علیه السلام

 لَا يَتْرُكُ النَّاسُ شَيْئاً مِنْ أَمْرِ دِينِهِمْ لِاسْتِصْلَاحِ دُنْيَاهُمْ إِلَّا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مَا هُوَ أَضَرُّ مِنْهُ

امیر مومنین علی علیه السلام فرمودند :

مردم هیچ حکمی را از دین برای اصلاح امور دنیایشان ترک نمیکنند مگر این که خداوند بابی را برای آنها باز میکند که سختیش بیشتر خواهد بود .

 

بحارالأنوار     52     140   

 أَبِو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام  قَالَ

مَنْ سُرَّ أَنْ يَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْيَنْتَظِرْ وَ لْيَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ وَ هُوَ مُنْتَظِرٌ فَإِنْ مَاتَ وَ قَامَ الْقَائِمُ بَعْدَهُ كَانَ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ أَدْرَكَهُ فَجِدُّوا وَ انْتَظِرُوا هَنِيئاً لَكُمْ أَيَّتُهَا الْعِصَابَةُ الْمَرْحُومَةُ

امام صادق علیه السلام فرمودند

هر کس دوست دارد از اصحاب امام قایم باشد  باید  منتظر باشد و باید  به ورع و  زیبایی های  اخلاق   عمل کند

چنین کسی منتظر حقیقی است

اگر بمیرد و قائم بعد از او  ظهور کند  پاداش کسی را خواهد داشت که  قائم را  درک کرده

پس  تلاش کنید و منتظر بمانید ای گروه آمرزیده شده .


 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/04/28 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت


آیا اگر مردم سراغ علی علیه السلام نیایند حکومت بر او حرام است ؟

کلیک کنید :   در شب مبعثت ای رسول خدا نمیدانم گریه کنم یا شادی؟

نقد نماز جمعه هاشمی رفسنجانی دو روز قبل از بعثت رسول اکرم صلی الله علیه وآله ۱۴۳۰هجری قمری


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/04/28 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت


سکوت در برابر بدعتها !

 به نام خدا

شهادت امام موسی بن جعفر علیهما السلام  را تسلیت عرض میکنم

 

 البقرة : 159   إِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى‏ مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ

کسانی که  دلايل روشن، و  هدايتى را كه نازل كرده‏ايم،  آنهم  بعد از آنكه در كتاب  قرآن  آنرا براى مردم بيان نموديم، كتمان کردند ، خدا آنها را لعنت مى‏كند و همه لعن‏كنندگان نيز، آنها را لعن مى‏كنند .

 

تمامی امامان علهیم السلام فرموده اند :

زمانی که بدعتها آشکار شد بر علما’ واجب است  علم خود را آشکار کنند
که اگر این کار را نکنند  نور ایمان از آنها سلب میشود

 


مخاطب این آیه و روایت کسیت ؟
آیا مخاطب ایه کسانی هستند که خطا میکنند ؟
یا مخاطب آن علمائی هستند که در برابر بدعتها  سکوت اختیار کرده اند ؟


امام حسن عسکری علیه السلام  میفرمایند : 

 و امّا آن كسى از فقهاء  كه مراقب  نفس خود میباشد

و حافظ دين خودش می باشد

 و مخالف هوای نفس خود است

 و مطيع أمر مولاى خود  می باشد

بر مردم  واجب است از او تقلید کنند

 و البته تمام فقهاء اینگونه نیستند.

 وفقط بعضی از فقهاء  این صفات را دارند ، پس هر كه از فقهاء ما مانند فقهای عامه  مرتكب عمل زشت و و بدی شد.دیگر نبايد از او چیزی را  که به ما نسبت میدهد بپذیریدوآنها هیچ حرمتی ندارند ...

 علماء زمانی که فاسد شوند ، در آن زمان باطل  را آشکار کرده و تبلیغ میکنند . حق را پنهان  کرده و کتمان میکنند . وخداوند در مورد آنها این چنین میفرمایند :

کسانی که  دلايل روشن، و  هدايتى را كه نازل كرده‏ايم،  آنهم  بعد از آنكه در كتاب  قرآن  آنرا براى مردم بيان نموديم، كتمان کردند ، خدا آنها را لعنت مى‏كند و همه لعن‏كنندگان نيز، آنها را لعن مى‏كنند .

 البقرة : 159  

 

فإِنَّا رُوِّينَا عَنِ الصَّادِقِينَ ع أَنَّهُمْ قَالُوا إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فَعَلَى الْعَالِمِ أَنْ يُظْهِرَ عِلْمَهُ فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ سُلِبَ نُورَ الْإِيمَانِ .

وسائل‏الشيعة     16     271

 

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/04/26 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


رد فقیهی که مبتنی بر حکم خدا فتوا میدهد و عادل است چه حکمی دارد ؟

به نام خدا

عمر بن حنظله میگوید:

از امام صادق علیه السلام در مورد  دو مردی پرسیدم که با هم درگیری در مورد بدهی و ارث و میراث داشتند و برای حل درگیریشان به  سلطانی که شما او را نصب نکرده اید رجوع کرده اند آیا این کار جایز است ؟
حضرت فرمودند : هر کس از طاغوت حکم خود را  بپرسد و طاغوت  حکم او را بگوید حکمش باطل است هرچند حق با او باشد چرا  که او حکم  طاغوت را گرفته در حالی که خدا  در قرآن ( سوره نساء آیه 60) امر کرده که طاغوت را انکار کنیم .

پرسیدم پس چه کاری باید بکنند ؟

حضرت فرمودند : باید جستجو کنند و کسی را  از بین خودتان ( یعنی شیعیان ) پیدا کنند که حدیث ما را روایت میکند و در حلال و حرام ما نظر میکند و احکام  ما را میشناسد .

پس من او را برای شما  حاکم قرار دادم .

پس زمانی که به حکم ما  حکم کرد و از او قبول نکردند .حواسشان باشد  که حکم خدارا  خار و پست کرده اند و در مقابلش سستی کرده اند و ما را رد کرده اند و هر کس مارا رد کند خدا را  رد کرده است و این  عمل او  مساوی با شرک به خداست .

(النساء : 60 

  أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُريدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعيداً


آيا نديدى كسانى را كه گمان مى‏كنند به آنچه (از كتابهاى آسمانى كه) بر تو و بر پيشينيان نازل شده، ايمان آورده‏اند، ولى مى‏خواهند براى داورى نزد طاغوت و حكّام باطل بروند؟! با اينكه به آنها دستور داده شده كه به طاغوت كافر شوند. امّا شيطان مى‏خواهد آنان را گمراه كند، و به بيراهه‏هاى دور دستى بيفكند.)

 

الکافی     7     412    باب کراهیة الارتفاع إلى قضاة الجور

5-  مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ صَفْوَانَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَیْنِ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلَیْنِ مِنْ أَصْحَابِنَا یَکُونُ بَیْنَهُمَا مُنَازَعَةٌ فِی دَیْنٍ أَوْ مِیرَاثٍ فَتَحَاکَمَا إِلَى السُّلْطَانِ أَوْ إِلَى الْقُضَاةِ أَ یَحِلُّ ذَلِکَ فَقَالَ مَنْ تَحَاکَمَ إِلَى الطَّاغُوتِ فَحَکَمَ لَهُ فَإِنَّمَا یَأْخُذُ سُحْتاً وَ إِنْ کَانَ حَقُّهُ ثَابِتاً لِأَنَّهُ أَخَذَ بِحُکْمِ الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أَمَرَ اللَّهُ أَنْ یُکْفَرَ بِهِ قُلْتُ کَیْفَ یَصْنَعَانِ قَالَ انْظُرُوا إِلَى مَنْ کَانَ مِنْکُمْ قَدْ رَوَى حَدِیثَنَا وَ نَظَرَ فِی حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْکَامَنَا فَارْضَوْا بِهِ حَکَماً فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حَاکِماً فَإِذَا حَکَمَ بِحُکْمِنَا فَلَمْ یَقْبَلْهُ مِنْهُ فَإِنَّمَا بِحُکْمِ اللَّهِ قَدِ اسْتَخَفَّ وَ عَلَیْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَیْنَا الرَّادُّ عَلَى اللَّهِ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ الشِّرْکِ بِاللَّهِ

 

 

 و این روایت که ترجمه اش با خود شما

الکافی     8     146    حدیث محاسبة النفس .....  ص : 143

120-  یَحْیَى الْحَلَبِیُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَ رَأَیْتَ الرَّادَّ عَلَیَّ هَذَا الْأَمْرَ فَهُوَ کَالرَّادِّ عَلَیْکُمْ فَقَالَ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ مَنْ رَدَّ عَلَیْکَ هَذَا الْأَمْرَ فَهُوَ کَالرَّادِّ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ عَلَى اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ الْمَیِّتَ مِنْکُمْ عَلَى هَذَا الْأَمْرِ شَهِیدٌ قَالَ قُلْتُ وَ إِنْ مَاتَ عَلَى فِرَاشِهِ قَالَ إِی وَ اللَّهِ وَ إِنْ مَاتَ عَلَى فِرَاشِهِ حَیٌّ عِنْدَ رَبِّهِ یُرْزَقُ

 

 پستهای مربوط: 

عمل به حکم خدا واجب است نه تقلید

 فقیه موضوعیتی در دین ندارد و نباید داشته باشد

جایگاه علماء‌ در عصر غیبت

 رگ گردن رسول خدا مهمتر است یا رگ گردن فقیهان ؟


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/04/20 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


چرا پلیس عوض شلیک به قاتل خانم «مروه الشربینی» به شوهر او شلیک کرد؟

 به نام خدا

التوبة : 8   كَيْفَ وَ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لا يَرْقُبُوا فيكُمْ إِلاًّ وَ لا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْواهِهِمْ وَ تَأْبى‏ قُلُوبُهُمْ وَ أَكْثَرُهُمْ فاسِقُونَ

چگونه است که اگر آن مشرکان و کافران بر شما غالب شوند، نه ملاحظه خويشاوندى با شما را مى‏كنند، و نه پيمان را؟! شما را با زبان خود خشنود مى‏كنند، ولى دلهايشان ابا دارد و بيشتر آنها فرمانبردار نيستند! (8)

 

تحقق این آیه رو ما  بارها  مشاهده کرده ایم خصوصا در قضیه اخیر که  در آلمان اتفاق افتاد

 

وقتی شوهر زنی که حامله هم بود برای دفاع از او حرکت میکند پلیس به او شلیک میکند اما به ضارب چاقو شلیک نمیکند ؟!!!!

 

حواسمان باشد صدر اعظم مرکل آلمانی از چه کسی حمایت میکنه ؟

 

در حالی که هنوز جمهوری اسلامی رو به رسمیت نمیشناشند چه اتفاقی افتاده که به  بعضی ها آنهم  قبل از اعلام نتایج ، تبریک ریاست جمهوری رو میگن ؟


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/04/20 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


شهید حجاب

بسم الله الرحمن الرحيم

 

انا لله و انا الیه راجعون  

 

بار دیگر چهره خونخوار غرب ، از چاه تاریک جهل و ظلم آلمان دیده شد و خون محترم یک انسان بدست یک ستمگر ریخته شد .

نژاد پرستان آلمان و انگلیس و آمریکا و فرانسه و دیگر همشکلان آنها برای بشر به خواب رفته هویدا و آشکار شدند .

آنها که خون بیگناهان بر گرده نجسشان سنگینی می کند .

آنها که در پس پرچم دولتشان ، خون مظلومان ایران و عراق و افغانستان و هندوستان و پاکستان فلسطین و لبنان و بوسنی ، فریاد داد خواهی میکند .

و کشته شدگان جنگهای خونینی که ساخته آنها بود مثل هیروشیما و ناکازاکی و کره دیده مشوند .

و به خاک و خون کشیده شدگان سرخپوست آمریکا نیز به یاد آورده می شود.

 و صدای انسانهای بی دفاع که در کشتار خونین نژاد پرستیشان در آلمان و ویتنام و بوسنی و آفریقا و آمریکا به گوش می رسد .

خون کشته شده گان و مفقودان پاناما و شیلی برچهره آنها نقش بسته است .

آری ، پرچم انگلیس و آلمان و آمریکا و فرانسه انسانها را به یاد خونهای بسیار که به ناحق ریخته شده اند می اندازد .

در پس پرده فریب و نیرگ بازی و دروغ پردازیشان ، به راحتی هدفهای شومشان را میتوان دید .

و دست خون آلود آنها و دندانهای آغشته شان به گوشت و پوست متلاشی شده انسانهای بی دفاع ( که قربانی نژاد پرستی کثیف آنها شده اند ) ، از پس ژستهای سسته رفته و بوی ادکلانهایی که برای دور کردن بوی گندشان به خود می زنند هویدا و آشکار است .

به راحتی می توان خباثت و خیانت را در چهره کریهشان دید .

در پس خنده های شیطانی آنها ، مظلومیت بنده های خوب خداوند دیده می شود .

پشت سر ظاهر ایستاده به تبلیغات دروغینشان ، افسرگی مستضعفان احساس می شود .

یک زن مسلمان که بندگی خویش را به خدای تعالی اظهار نموده در اوج مظلومیت در مقابل چشمان همسر و فرزدش به ناحق به خاک و خون کشیده می شود .

چه آبرویی برای انسانیت باقی است .

در این سکوت مرگ بار ، تعاریف انسان ها از خوبیها در خطر است .

آری ،

هم اکنون عمق نیاز بشریت به امیر المؤمنین صلوات الله علیه شناخته و احساس می شود ، به طنین عدالت گستر آن ابر مرد خدای  تعالی ، به فریادهای داد خواهی او از دو زن که نه تجاوزی به آنها روا شده بود و نه خونی از آنها ریخته شده بود و فقط مال آنها به یغما برده شده بود آن هم به وسیله انسانهایی که به این خون خوار ها شرف دارند .

قلب انسانهای آزاده با طنین کلام او آرام می گیرد و سوز حزن و غضب و اندوه سراپای تشنگان آزادگی و عدالت را فرا می گیرد که می فرمود :

( وَ قَدْ بَلَغَنِي أَنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ كَانَ يَدْخُلُ عَلَى الْمَرْأَةِ الْمُسْلِمَةِ وَ الْأُخْرَى الْمُعَاهَدَةِ فَيَنْتَزِعُ حِجْلَهَا وَ قُلْبَهَا وَ قَلَائِدَهَا وَ رِعَاثَهَا مَا تُمْنَعُ مِنْهُ إِلَّا بِالِاسْتِرْجَاعِ وَ الِاسْتِرْحَامِ ثُمَّ انْصَرَفُوا وَافِرِينَ مَا نَالَ رَجُلًا مِنْهُمْ كَلْمٌ وَ لَا أُرِيقَ لَهُ دَمٌ فَلَوْ أَنَّ امْرَأً مُسْلِماً مَاتَ مِنْ بَعْدِ هَذَا أَسَفاً مَا كَانَ بِهِ مَلُوماً بَلْ كَانَ عِنْدِي بِهِ جَدِيراً فَيَا عَجَباً عَجَباً وَ اللَّهِ يَمِيثُ الْقَلْبَ وَ يَجْلِبُ الْهَمَّ مِنِ اجْتِمَاعِ هَؤُلَاءِ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُمْ فَقُبْحاً لَكُمْ وَ تَرَحاً حِينَ صِرْتُمْ غَرَضاً يُرْمَى يُغَارُ عَلَيْكُمْ وَ لَا تُغِيرُونَ وَ تُغْزَوْنَ وَ لَا تَغْزُونَ وَ يُعْصَى اللَّهُ وَ تَرْضَوْن‏ )

( به من خبر رسیده که مردی از لشگر معاویه  بر دو زن که  یکی مسلمان و دیگری غیر مسلمانی بوده است که با حکومت اسلام عهد بسته   وارد شده و از آنها لباس ها و زیور آلاتشان را گرفته و رفته است و آن دو هیچ حمایت کننده ای نداشته اند جز التماس و زاری کردن .  

 و بعد ، آن متجاوزین با دست پر برگشته اند در حالی که خونی از آنان نریخته و تقاصی گرفته نشده است  .

پس اگر مسلمانی از این غصه بمیرد هیچ سرزنشی براو نیست بلکه نزد من  این کارسزاوار است . 

پس چقدر شگفت آور است و به خداوند قسم قلب را میکشند و اندوه را زنده می کند اتحاد اهل باطل بر باطل و تفرقه اهل حق در حق ،

اما زشتی و حقارت ، بر اهل سکوت سزاوار است آن زمان که علیه آنها  در باطل غیرت ورزیده می شود ولی آنها در حق غیرت نمی وزند و به آنها حمله می شود ولی از خود دفاع نمی کنند و خداوند بزرگ را نافرمانی می شود ولی آنان راضی هستند ) . 

 

سلام بر تو ای صدای عدالت الهی انسان ، سلامی به پهنای تاریخ بشریت ، سلامی از به خاک و خون خفتگان بیابان مظلومیت ، سلام برتو ای پشوای سراسر نور و زیبایی ، ای جلودار عرصه دفاع از مظلومین ، ای امام عزیز تنها مانده در میدان مبارزه با ستمگران جانم و هر آنچه با من است فدای آه سوزان شما باد .

امید آنکه فرزندتان که منجی بشریت و به پا کننده قوانین عدالت گستر دین عزیز اسلام است به اراده خداوند ظهور فرماید و غصه هارا برطرف و ظالمین را محو سازد .

بر امت اسلام و انسانهای آزاده است که غریو دادخواهی از خون آن زن مظلومه را فریاد کنند و طومار ظالمین را در هم پیچند که خون محترم یک انسان اینگونه غریبانه بر زمین نقش نبندد .

و السلام علی من اتبع الحق و الهدی


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/04/18 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت


بیایید شب های آرزو را با حجت بن الحسن العسگري علیه السلام سپری کنیم

به نام خدا

با تشکر از دوست خوبم علی و با امید که این قطره کوچک به دریا عشق مولایمان بپیوندد برای اعلام حضور در طرح دعایی برای ظهور حضرت به آدرس  زیر مراجعه فرمایید :


http://saheledoor.parsiblog.com/

 

تا الان به غربت امام زمان انديشيده ايم؟

به بي کسي و تنهايي او فکر کرده ايم؟

آيا انديشيده ايم که بيش از هزار و سيصد سال است که امام زمان گرفتار غيبت است؟

رسم دوستي اين است که اگر دوستمان مشکلي داشت؛ اگر گرفتاري در زندگيش به وجود آمد او را کمک کنيم. اگر کمک بدني از ما ساخته نبود حداقل براي او دعا مي کنيم تا به خواست خدا مشکلش برطرف شود.

 


به راستي دوستان امام زمان چه کساني هستند؟ آيا غير از کساني هستند که از ايشان پيروي مي کنند؟ مگر ما خود را از پيروان و دوستان آن جناب نمي دانيم؟


مهدي جان!


سال هاست که از غيبتت مي گذرد و من بي خيال نشسته ام. گرچه نامت بر زبانم جاري است؛ گرچه گهگاه برايت دعا مي‌کنم؛ اما اعتراف مي کنم که اين‌ها فقط لق لقه‌ي زبان است، نه سوز دل.


آقا جان!


گرچه گناهکارم اما با تمام وجود مي گويم: «دوستت دارم». رسم رفاقت است که اگر دوستمان مشکلي داشت ياريش کنيم. من هم مي‌خواهم به اندازه توانم ياريت کنم اي بهترين رفيق! اين بار مي خواهم نه فقط با زبانِ سر، که با تمام وجود فرياد برآورم.


 امام صادق مي فرمود: «هيچ چهل نفري نيستند که باهم جمع شوند و درباره ي موضوعي به درگاه خدا دعا کنند مگر اينکه دعايشان مستجاب مي شود» (اصول کافي، ج4، کتاب دعا)       قرار است ما هم جمع شويم، 2 رکعت نماز مستحب بخوانيم و با اشک و آه، گريه و زاري، ظهورت را از گره گشاي مشکلات بخواهيم. راستي فراموش کردم، خواستم بگويم:        «غمگين نباش آقا؛ ما دوستت داريم»


دعا کردن وظيفه ي ماست. از آن جا که دعاي گروهي تأثير بسيار زيادي دارد تصميم داريم در زماني مشخص و بسيار حساس، از سراسر نقاط ايران براي آقايمان دعا کنيم و دعوتش را لبيک گوييم.


چه زماني بهتر از نيمه شب. پنج شنبه شب _نيمه شب جمعه_ که اختصاص به آقايمان دارد.


آن هم چه زماني؟ در تاريکي شب آن هنگام که مردم در خواب به سر مي برند، بر مي خيزيم و پس از دو رکعت نماز مستحبي يا نماز شب براي امام زمان دعا مي کنيم. ممکن است افرادي تا کنون نماز شب نخوانده باشند. اما اين بار به خاطر رضاي خدا برمي خيزند و مي خوانند تا آماده ي دعا براي ظهور شوند.


زمان: پنجشنبه شب _شب جمعه_ 18/4/1388بعد از خواندن نماز شب يا دو رکعت نماز مستحبي.


از دوستاني که مي خواهند شرکت کنند خواهشمندم از طريق نظرات وبلاگ به من خبر دهند و در صورت امکان اين طرح را در وبلاگ خود قرار داده تا بهتر و پرشکوه تر برگزار شود.


نکته: دوستان مي توانند يا دو رکعت نماز مستحبي (همانند نماز صبح با نيت نماز مستحبي) بخوانند يا نماز شب بخوانند بعد براي ظهور دعا کنند. مطمئنا نماز شب بهتر است اما انتخاب را به عهده ي دوستان مي گذاريم.


نکته: مطمئناً شيطان از اين برنامه ها بسيار هراس ناک است و در تلاش است به هر طريقي انسان را از اين کارها باز دارد. از طريق خواب ماندن و بيدار نشدن افراد و ... . مواظب باشيم


 آقا جان، يابن الحسن!


غمگين نباش. شما هم دوستاني داريد که برايتان دعا مي کنند. 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/04/17 ساعت موضوع زمان آخر | لینک ثابت


علی بن ابی طالب کیست و اعتقاد شیعه چیست ؟

به نام خدا

 

ضمن عرض تبریک و شاد باش این ایام خجسته میلاد امیر مومنین علی علیه السلام

امروز به صورت اتفاقی با این روایت مواجه شدم  و متوجه شدم این روایت مجموعه ای کوچک و در عین حال بسیار دقیق از عقاید شیعه

در مورد حرمت تفسیر به رای و اظهار نظر در دین خدا

و همچنین مسئله خلافت رسول خدا صلی الله علیه وآله میباشد

که با ایات و روایات زیادی موافقت قطعی داره .

از این رو تصمیم گرفتم این روایت رو ترجمه کنم تا به طور خلاصه  عقاید شیعیان رو مرور کنیم

 

عبد الرحمن پسر سمره نقل میکند که

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند:

کسانی  كه در دين خدا  جدال  وستیزه جویی می کنند در زبان هفتاد پيامبرخدا لعن شده‏اند.

وهر كس در آيات خدا جدال و ستیزه جویی  كند كافر است.

 خداى عز وجل (در سوره غافر آيه 4) فرموده است (  در آيات خدا جدال نمی كنند مگر آن كسانى كه كافرشده اند ،دگرگونی آنان در شهرها تو را فریب ندهد)

 

 هر كس قرآن را به رأى خودش تفسير كند به  خدا دروغ بسته است

و هر كس بدون علم  به مردم فتوى بدهد، ملائكه آسمان و زمين او را لعن می كنند،

هر بدعتى گمراهى است و هر گمراهى به سوی آتش ختم میشود ،

 

 عبد الرحمن بن سمره در ادامه می گويد به رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) عرض كردم:

 يا رسول اللَّه مرا به سوی نجات هدایت فرمایید ،

 فرمودند:  اى عبد الرحمن  هر گاه خواسته های مردم مختلف شد و آراء و نظرات از یکدیگر جداشدند و تفرقه پیدا کردند ، در آن زمان بر تو واجب است که همراه و ملازم على بن ابى طالب باشی .

 زيرا او امام امت و خليفه من ، بعد از من است.

زیرا  او همان ( فاروقى ) است  كه ميان حق و باطل را جدا ميكند (و فرق خواهد گذاشت )

هر كس از اوچیزی را بپرسد، او جواب دهد

 و هر كس از او راهنمایی بخواهد او راهنماییش کند

و هر كس حق را از او طلب کند حق را پیدا خواهد کرد

وهر كس هدايت را از پیش او طلب کند آنرا بدست خواهد آورد

هر كس به او پناه ببرد ، او را در امنيت قرار دهد،

هر كس به او تمسک کند ، نجاتش دهد

 و هر كس به او اقتداء كند او را هدايت نمايد

 اى عبد الرحمن

هر كس تسلیم او شود سلامت خواهد ماند

 و هر کس با او  دشمنى كند هلاك میشود

اى عبد الرحمن

 على از من است

 روحش از روح من است

 و خاكش از خاك من است

او برادر من است و من برادر او

 و او شوهر دختر من فاطمه است

فاطمه ای  كه سيده زنان عالم است ، زنان اولين و آخرين .

و دو امام امت من  و دو سيد جوانان اهل بهشت حسن و حسين از او هستند

و نه نفر از فرزندان حسين ( عليهم السلام) از او هستند

که  نهمين آنان قائم امت من است ،

که او زمين را از عدل و داد پر میکند  همانگونه که از ظلم و جور پر شده است .

 

پستهای مربوط:

 

آدرس روایت  به همراه  متن عربی :

كمال الدين و تمام النعمة    ج‏1    257    24 باب ما روي عن النبي ص في النص على القائم ع و أنه الثاني عشر من الأئمة ع .....  ص : 256

1 حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنِي عَمِّي مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي الْقَاسِمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الصَّيْرَفِيِّ الْكُوفِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ الْجُعْفِيِّ عَنْ سَعِيدِ بْنِ الْمُسَيَّبِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَمُرَةَ قال :

 قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله :

 لُعِنَ الْمُجَادِلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ عَلَى لِسَانِ سَبْعِينَ نَبِيّاً وَ مَنْ جَادَلَ فِي آيَاتِ اللَّهِ فَقَدْ كَفَرَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ما يُجادِلُ فِي آياتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلادِ وَ مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَأْيِهِ فَقَدِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ مَنْ أَفْتَى النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَلَعَنَتْهُ مَلَائِكَةُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ كُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ وَ كُلُّ ضَلَالَةٍ سَبِيلُهَا إِلَى النَّارِ قَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ سَمُرَةَ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَرْشِدْنِي إِلَى النَّجَاةِ فَقَالَ يَا ابْنَ سَمُرَةَ إِذَا اخْتَلَفَتِ الْأَهْوَاءُ وَ تَفَرَّقَتِ الْآرَاءُ فَعَلَيْكَ بِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَإِنَّهُ إِمَامُ أُمَّتِي وَ خَلِيفَتِي عَلَيْهِمْ مِنْ بَعْدِي وَ هُوَ الْفَارُوقُ الَّذِي يُمَيِّزُ بِهِ بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ مَنْ سَأَلَهُ أَجَابَهُ وَ مَنِ اسْتَرْشَدَهُ أَرْشَدَهُ وَ مَنْ طَلَبَ الْحَقَّ عِنْدَهُ وَجَدَهُ وَ مَنِ الْتَمَسَ الْهُدَى لَدَيْهِ صَادَفَهُ وَ مَنْ لَجَأَ إِلَيْهِ آمَنَهُ وَ مَنِ اسْتَمْسَكَ بِهِ نَجَّاهُ وَ مَنِ اقْتَدَى بِهِ هَدَاهُ يَا ابْنَ سَمُرَةَ سَلِمَ مِنْكُمْ مَنْ سَلَّمَ لَهُ وَ وَالاهُ وَ هَلَكَ مَنْ رَدَّ عَلَيْهِ وَ عَادَاهُ يَا ابْنَ سَمُرَةَ إِنَّ عَلِيّاً مِنِّي رُوحُهُ مِنْ رُوحِي وَ طِينَتُهُ مِنْ طِينَتِي وَ هُوَ أَخِي وَ أَنَا أَخُوهُ وَ هُوَ زَوْجُ ابْنَتِي فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ إِنَّ مِنْهُ إِمَامَيْ أُمَّتِي وَ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ تِسْعَةً مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ تَاسِعُهُمْ قَائِمُ أُمَّتِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/04/14 ساعت موضوع امامت در روایات | لینک ثابت


آیا صانعی یک آیه الله است ؟ به کدام معنا؟

به نام خدا

سلام

 اگر شما انسانی امین هستید باید بدانید که آقای صانعی آدم خائنی است .

البته قصد من این نیست که از کسانی که امروز در مقابل صانعی هستند حمایت کنم ولی باید بدانید که

 امروز تکرار تاریخ دیروز می باشد .

 

شخصی خدمت امیر مومنین علی علیه السلام رسید
از حضرت چنین پرسید
تو هم نماز میخوانی معاویه هم نماز میخواند
تو هم روزه میگیری معاویه هم روزه میگیرد
تو هم قران میخوانی معاویه هم قران می خواند
من مانده ام از کدامتان حق هستید ؟

حضرت به او فرمودند :
مشکل تو این است که حق را در افراد جستجو میکنی

حق را جایی نصب نکردی و آنگاه افراد را به آن عرضه کنی

تا بفهمی هر کس با حق موافق بود حق است و هر کس با حق مخالف بود باطل  .

 

بهتره بدونید  ایشون با چه جراتی اول اقرار میکنه که ایه 282سوره بقره  از نصوص است و بعد با صراحت تمام خلافش فتوا میده !!

همون طلبه هایی که یکیشون خود اقای صانعی هست میگن قرآن یا نص میباشد یا ظاهر.

وفرق نص با ظاهر رو در این میدونن که نص با هیچ قرینه ای از معنای خودش تغییر نمیکنه  اون وقت ایشون اقرار به نص بودن میکنه و بعد خلافش فتوا میده !!!

به این جمله آقای صانعی دقت کنیدآنها را در یک صفحه وبا فاصله بیان کرده اند :

(اگرچه آيه شريفه قرآن نصّ صريحى است كه شهادت و گواهى دو زن در برابر يك مرد است _ امّا اين جانب با توجه به احترام و يژه اى كه به فقهاى بزرگ شيعه داشته و دارم _ ولى با تحقيق و پژوهشى كه ساليان پى در پى در فقه داشته ام اخيراً بدين نتيجه رسيدم كه هيچ گونه تفاوتى بين شهادت زن و مرد وجود ندارد ، بلكه آنچه مى تواند تساوى بين آنان را مسلّم نمايد عدالت آنهاست ) 

 

282 سوره بقره     وَ اسْتَشْهِدُوا شَهيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى

و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر اين حقّ) شاهد بگيريد! و اگر دو مرد نبودند، يك مرد و دو زن، از كسانى كه مورد رضايت و اطمينان شما هستند، انتخاب كنيد! تا اگر يكى انحرافى يافت، ديگرى به او يادآورى كند

کلیک بفرمائید «تفاوت دیدگاه اقای صانعی با قرآن درمسئله شهادت زنان»


در هر حال کسی حق نداره خلاف قرآن فتوا بده .

 

با دقت پست زیر رو مطالعه بفرمایید  :

 

موفق باشید .


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/04/14 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


امامت در قرآن

به نام خدا

سلام

امام هادی علیه السلام در روایتی که بیان خواهد شد به زیبایی تمام و با کمک گرفتن از استدلال هایی قرآنی و با کمک گرفتن از روایاتی که به وسیله متن شریف قرآن اثبات میکنند به تبیین جایگاه ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام میپردازند . 

اثبات ولایت به وسیله قرآن سوالی است که حقیقتا ذهن افراد بیشماری را به خود مشغول کرده که علت آنرا باید در انتصابی بودن این جایگاه که همان خلافت رسول خدا صلی الله علیه و آله میباشد جستجو کرد

عصمت از خطا و اشتباه لازمه صحت اجرا و صحت تبیین و تفسیر آیات خداست .

والبته تشخیص اصل عصمت و فرد معصوم از توان افراد بشر  خارج میباشد و تنها کسی میتواند خبر از معصوم بودن فردی از خطا و اشتباه و گناه بدهد که عالم به اسرار آسمانها و زمین  باشد و علمش بر همه چیز احاطه داشته باشد .

و او کسی نخواهد بود جز خدا :

  قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ كانَ غَفُوراً رَحيماً
بگو: «كسى قرآن را نازل كرده كه اسرار آسمانها و زمين را مى‏داند او (هميشه) آمرزنده و مهربان بوده است!» (الفرقان : 6 )

 اللَّهُ الَّذي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عِلْماً
خداوند همان كسى است كه هفت آسمان را آفريد، و از زمين نيز همانند آنها را فرمان او در ميان آنها پيوسته فرود مى‏آيد تا بدانيد خداوند بر هر چيز تواناست و اينكه علم او به همه چيز احاطه دارد!

 (الطلاق : 12 )

 

از این رو ما باید در قرآن به دنبال  دلایلی باشیم که جایگاه خلافت رسول خدا صلی الله علیه وآله را اثبات می کند .

بنابر این اگر تمایلی به دیدن ادامه بحث دارید کلیک رنجه بفرمائید :


اثبات ولایت توسط روایات موافق با قرآن

رسوایی عمر و ابوبکر در روایات مخالف قرآن


شب قدر صاحب الامر میخواهد ؟(اثبات بر اساس قرآن)


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/04/10 ساعت موضوع اثبات امامت در قرآن | لینک ثابت


چرا ما از داشتن انرژی هسته ای محروم هستیم ؟

به نام خدا

چرا باید ما از داشتن انرژی هسته ای محروم باشیم ؟

چرا آمریکا و کشورهای اروپایی مخالف این هستند که ایران انرژی هسته ای داشته باشد ؟

جواب:

چون آنها میترسند ما بمب هسته ای ایجاد کنیم .

چه جالب!

پس نتیجه میگیریم که ما باید بمب هسته ای داشته باشیم

چراکه خدا گفته است :

وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فی سَبیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُون (الأنفال : 60 )

براى مقابله با دشمنان ، هر چه در توان دارید،آماده کنید ! و اسبهاى ورزیده را هم آماده کنید ، تا به وسیله همه این وسائل ، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید!

( نقش ارهابی اسلحه )

و (همچنین) گروه دیگرى غیر از اینها را، که شما آنها را نمى شناسید البته خدا آنها را میشناسد

(آنها را هم بترسانید )

و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعى اسلام) انفاق کنید،

بطور کامل به شما بازگردانده مى شود، و به شما ستم نخواهد شد!


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/04/09 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


ادعای رویت امام زمان علیه السلام دروغ است

به نام خدا

با توجه به این که یکی از علائم زمان آخر این است که افراد زیادی ادعای رویت امام زمان علیه السلام را میکند وظیفه ما در قبال کسانی که همچون (محمد علی باب .لعنت خدا بر او باد.)  ادعای رویت امام زمان علیه السلام را می کنند چیست ؟
چه کنیم که از خرافات و ایجاد فرقه های منحرف جلوگیری کنیم ؟
این پست رو با هم ببینیم :

 

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/04/05 ساعت موضوع زمان آخر | لینک ثابت


آیا در قرآن سخن از ازدواج موقت آمده است ؟

به نام خدا

قابل توجه اهل سنت و شیعیانی که از عمر پیروی میکنند :

آیا در قرآن سخن از ازدواج موقت آمده است ؟

امام صادق علیه السلام میفرمایند :

امیر مومنین علی علیه السلام دائما میفرمودند :
اگر عمر به خاطر سبقت گرفتن بر من ازدواج موقت را حرام نمیکرد هیچ کسی زنا نمیکرد مگر کسی که انسانی شقی و بد بخت باشد .

این پست رو هم بخونید جالبه :


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/04/03 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


سیاست آخر الزمان در بیان نبی اکرم صلی الله علیه وآله

به نام خدا

این پست سیاسی است کلیک بفرمایید

علائم آخر الزمان بیان نبی اکرم صلی الله علیه وآله

البته با توجه به اینکه

سیاست ما نه عین دیانت ما

بلکه سیاست ما دیانت ماست .


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/03/31 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


فتنه و آشوب نتیجه حزب گرایی است

به نام خدا

 

وجود چند مرجع  سیاسی آغازگر فتنه و آشوب است .

 

رهبرکبیر انقلاب اسلامی یکی از ثمرات صحبت های شما در فصل الخطاب  نماز جمعه  29/خرداد /یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت ، مشروعیت بخشی به وجود مراجع مختلف سیاسی بود .

 

البته شما بارها بر لزوم وجود گرایشهای سیاسی متعدد و تحزب گرایی تاکید فرموده بودید .

در یک هفته اخیر شعارهای تخریبی  جناحهای مختلف سیاسی بر ضد یکدیگر را شنیدیم تا اینکه کار به خون و خون ریزی کشید .

در این موقع بود که اولین ندای ( ما همه برادریم .مطیع امر رهبریم ) از بین توده مردم در سراسر جهان به گوش رسید .

گمانمان براین بود که جامعه اسلام پی به اشتباه خود برده است و دیگر منازعات گروهی و درگیریهای سیاسی حزبی را دور انداخته و با تمسک به آیات قرآن پی به این مطلب برده اند که :

الحجرات : 10   إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة

 

و فهمیده اند که تنها شانی که بین مسلمین بر قرار است برادریست

وفهمیده اند که تاکید بر حذف هر شانی جز برادری در این آیه موج میزند .

کما اینکه از دید فقیهی توانمند همچون شما نباید مخفی مانده باشد که حصر انما بر لفظ موخر واقع میشود وتبعا وجود هر شان و جایگاه و اعتباردیگری را بین مسلمین نابود میکند .

 

این آیه شریفه اعتقادی زیبا را بین مسلمین نهادینه میکند که در آن صورت ما خواهیم توانست شاهد ثمرات آن باشیم از قبیل اینکه خود برتربینی و نژاد پرستی و ملی گرایی که هر سه مورد تنفر مکتب انسان ساز اسلام است از میان جامعه اسلامی رخت بر بسته ، زمینه را برای به تصویر کشیدن معنای آیه (رُحَماءُ بَيْنَهُمْ  ) فراهم خواهد کرد .

و تنها در این صورت است که عزت و اقتدار یک ملت مسلمان در برابر کفار متجلی خواهد شد .

جامعه ای که عزت را در پرتو خدا و ایمان به او جستجو نکند ؛ جامعه ای که ایمان به خدا را در ایمان به رسول خدا ( صلی الله علیه وآله ) جستجو نکند و جامعه ای که متوجه به این معنا نباشد که ایمان به خدا و رسولش فقط در پرتو طرح دوستی و برادری با مومنین حاصل میشود ، هرگز نخواهد توانست (أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ ) را ترجمه کند .

چرا که شدت در پرتو عزت حاصل میشود و أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرين ثمره دوستی و محبت و برداری با مومنین است  این همان معنای  فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرين میباشد ، همان مومنینی که خداوند شهادت میدهد عزت نزد آنهاست :

وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنينَ

 در حالى كه عزت فقط مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است- المنافقون : 8-

 

اثبات مفهوم  إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة   چتر یکپارچگی بین مسلمین را میگستراند و علت این اتحاد را ایمان به الله معرفی میکند .

تبعا در جامعه ای که سریش و چسب اتصال بدنه آن و ملات رابطه بخش بین سنگ ها و آجرهای آنرا ایمان به خدا تشکیل میدهد ، تنها  یک پرچم میتواند به اهتزاز درآید و آن پرچم  كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا خواهد بود .

وقتی رابطه ها بر اساس ایمان به خدا ایجاد شد تنها مولّفه ای که ایجاد الفت بین مسلمین میکند و میتواند نماد مقابله چنین جامعه هماهنگی با کفار  باشد  كَلِمَةُ اللَّهِ خواهد بود.

 و مولّف بین القلوب ، نه اندیشه شما و یا روان شناسان و نه جامعه شناسان و پرفسورانی همچون رفیع پور بلکه وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ خواهد بود .

در آن هنگام هیچ حزبی در بین شما به چشم نخواهد آمد جز حزب برادری ، همان برادریی که نتیجه  تمسک به ریسمان محکم الهیست .

 وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً

 

در آن صورت دیگر نه حزبی جز حزب خدا وجود خواهد داشت

و نه رنگی جز رنگ خدا .

مگر چه رنگی بهتر است از رنگ خدا که شما باید از وجود طرح و رنگ ها مختلف احساس وجد کنید ؟
صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ - البقرة : 138  

 

اثبات مفهوم آیه إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة یعنی اثبات پرچمی به رنگ خدا و به نام خدا و این یعنی حزب خدا .

در آن صورت است که غلبه با شما خواهد بود چرا که إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ .

 

وطرح تحزّب گرایی در تنافی وتضاد  با وحدت شان مومنین در برادری و در تنافی و تعارض  با طرح پرچم یکرنگ خدایی و در نهایت در تنافی و تعارض با تشکّل حزب خدا و غلبه بر مستکبران خواهد بود .

 

اثبات  إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة  یک مفهوم زیبای دیگری را نیز برای ما به تصویر میکشد :

ایمان را در مقابل شرک قرار میدهد و بیان میکند که بر قراری هر شانی جز برادری بین مسلمین نه تنها خروج از ملاک  إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ  میباشد بلکه به منزله شرک به خداوند علی اعلاء نیز خواهد بود .

 

لا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكينَ

مِنَ الَّذينَ فَرَّقُوا دينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ

 

رنگ آبی ،رنگ زرد ، رنگ سبز ، من ، تو ، این یعنی این که شادی من با شادی تو در تضاد است .

منافع من با منافع تو در تضاد است واین یعنی آغاز کینه و دشمنی یعنی آغاز تفرقه ونفاق .

چرا که دیگر من و تو نتنها فقط برادر نیستیم بلکه دیگر اصلا برادر نیستیم .

من اصول گرا تو اصلاح طلب ، من اخباری تو اصولی، من شیعه تو سنی و انگار نه انگار که ما همه مسلمانیم و إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة .

و انگار نه انگار که  وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ

و همگى به ريسمان خدا  چنگ زنيد، و پراكنده نشويد! و نعمت خدا را بر خود، به ياد آوريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد، ولى  او ميان دلهاى شما، الفت ايجاد كرد، و به بركتِ نعمتِ او، برادر شديد! و شما بر لبِ حفره‏اى از آتش بوديد، خدا شما را از آن نجات داد اين چنين، خداوند آيات خود را براى شما آشكار مى‏سازد شايد پذيراى هدايت شويد. آل‏عمران : 103  

 

و انگار نه انگار که  فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ  .

 

والبته بازگشت به خدا یعنی دست برداشتن از هر چیزی که  من و تو در کنار خدا و رسولش به آن ایمان پیدا کرده ایم .

یعنی کافر شدن به غیر خدا و رسولش ، یعنی دوری از شرک و یعنی اتحاد .

یعنی عزت ، یعنی اقتدار .

 

والبته خداوند وعده اش را یک بار برای شما محقق نموده

همان زمانی که به ندای خمینی کبیر

همه یک پارچه و برادروار

دست در دست هم دادید

و به نعمت برادریی که خدا به شما ارزانی داشته بود

بر دشمنان غلبه کردید .

وَ لَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذا فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَ عَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما أَراكُمْ ما تُحِبُّونَ

ولی چه حیف که به همین زودی حزب حزب شدید و بر این کار پافشاری کردید و آنرا رنگ و رونق بخشیدید و تایید کردید .

 این آستانه شکست شماست .

 

وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرينَ

و نزاع  نكنيد، تا سست نشويد، و قدرت (و شوكت) شما از ميان نرود! و صبر و استقامت كنيد كه خداوند با استقامت كنندگان است!

 

نزدیک است تحقق  فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ  مگر اینکه به مفهوم دیگری از  آیه إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة  توجه پیدا کنید و تنازع و درگیری را با بازگشت به خدا و رسولش تمام کنید .

واین تنها راه درمان است اگر چه پیشگیری از این درد همانطور که بیان شد پافشاری بر إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة  بوده و میباشد .

در پایان از خدا میخواهم همه مارا به راه راست هدایت کند و همه مارا متوجه این نکته نماید که حزب گرایی با برادری قابل جمع نیست .

                                                  والسلام علینا و علی عباد الله الصالحین     

                                                            جمعه  29/خرداد /1388

 

 

 

 

 

الفتح : 29   مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ.

محمد رسول خداست و کسانی که با اویند در برابر کفار شدید و در بین خودشان رحیم و مهربانند

المائدة : 54   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هر كس از شما، از آيين خود بازگردد، پس  بداند كه خداوند جمعيّتى را  خواهد آورد كه آنها را دوست دارد و آنان (نيز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر كافران سرسخت و نيرومندند آنها در راه خدا جهاد مى‏كنند، و از سرزنش هيچ ملامتگرى هراسى ندارند. اين، فضل خداست كه به هر كس بخواهد (و شايسته ببيند) مى‏دهد و (فضل) خدا وسيع، و خداوند داناست.

 

التوبة : 40   إِلاَّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذينَ كَفَرُوا ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذينَ كَفَرُوا السُّفْلى‏ وَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا وَ اللَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ

اگر پیامبر  را يارى نكنيد، خداوند او را يارى كرده آن هنگام كه كافران او را (از مكّه) بيرون كردند، در حالى كه دوّمين نفر بود (و يك نفر بيشتر همراه نداشت) در آن هنگام كه آن دو در غار بودند، و او به همراه خود مى‏گفت: «غم مخور، خدا با ماست!» در اين موقع، خداوند سكينه (و آرامش) خود را بر او فرستاد و با لشكرهايى كه مشاهده نمى‏كرديد، او را تقويت نمود و کلمه  كافران را پايين قرار داد، وکلمه  خدا ، بالا (و پيروز) است و خداوند عزيز و حكيم است!

الأنفال : 63   وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ 

و دلهاى آنها را با هم، الفت داد! اگر تمام آنچه را روى زمين است صرف مى‏كردى كه ميان دلهاى آنان الفت دهى، نمى‏توانستى! ولى خداوند در ميان آنها الفت ايجاد كرد! او توانا و حكيم است! (63)

 

آل‏عمران : 103   وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ

و همگى به ريسمان خدا، چنگ زنيد، و پراكنده نشويد! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به ياد آوريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد، و او ميان دلهاى شما، الفت ايجاد كرد، و به بركتِ نعمتِ او، برادر شديد! و شما بر لبِ حفره‏اى از آتش بوديد، خدا شما را از آن نجات داد اين چنين، خداوند آيات خود را براى شما آشكار مى‏سازد شايد پذيراى هدايت شويد.

 

المائدة : 56   وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ

و كسانى كه ولايت خدا و پيامبر او و افراد باايمان را بپذيرند، پيروزند (زيرا) حزب و جمعيّت خدا پيروز است. (56)

 

الحجرات : 13   يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ

اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست خداوند دانا و آگاه است! (13)

 

الروم : 31   مُنيبينَ إِلَيْهِ وَ اتَّقُوهُ وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكينَ

الروم : 32   مِنَ الَّذينَ فَرَّقُوا دينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ

اين بايد در حالى باشد كه شما بسوى او بازگشت مى‏كنيد و از (مخالفت فرمان) او بپرهيزيد، نماز را برپا داريد و از مشركان نباشيد ... (31)

از كسانى كه دين خود را پراكنده ساختند و به دسته‏ها و گروه‏ها تقسيم شدند! و (عجب اينكه) هر گروهى به آنچه نزد آنهاست (دلبسته و) خوشحالند! (32)

 

آل‏عمران : 152   وَ لَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذا فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَ عَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما أَراكُمْ ما تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُريدُ الدُّنْيا وَ مِنْكُمْ مَنْ يُريدُ الْآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَ لَقَدْ عَفا عَنْكُمْ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ

خداوند، وعده خود را به شما، تحقق بخشيد در آن هنگام (كه در آغاز جنگ،) دشمنان را به فرمان او، به قتل مى‏رسانديد (و اين پيروزى ادامه داشت) تا اينكه سست شديد و در كار خود به نزاع پرداختيد و بعد از آن كه آنچه را دوست مى‏داشتيد  به شما نشان داد، نافرمانى كرديد. بعضى از شما، خواهان دنيا بودند و بعضى خواهان آخرت. سپس خداوند شما را از آنان منصرف ساخت (و پيروزى شما به شكست انجاميد) تا شما را آزمايش كند. و او شما را بخشيد و خداوند نسبت به مؤمنان، فضل و بخشش دارد. (152)

النساء : 59   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [اوصياى پيامبر] را! و هر گاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آنها داورى بطلبيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين (كار) براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است. (59)

 

الأنعام : 133   وَ رَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِكُمْ ما يَشاءُ كَما أَنْشَأَكُمْ مِنْ ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرينَ

پروردگارت بى‏نياز و مهربان است اگر بخواهد، همه شما را مى‏برد سپس هر كس را بخواهد جانشين شما مى‏سازد همان طور كه شما را از نسل اقوام ديگرى به وجود آورد.                                                                     


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/03/29 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


بیعتی مجدد با ولایت فقیه

به نام خدا

  مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلاً


در ميان مؤمنان مردانى هستند كه بر سر عهدى كه با خدا بستند صادقانه ايستاده‏اند

بعضى پيمان خود را به آخر بردند (و در راه او به شهادت رسيده اند )،

و بعضى ديگر در انتظارند و هرگز تغيير و تبديلى در عهد و پيمان خود ندادند.

الأحزاب : 23 

 

ما از تو فقط بیان حقایق را میخواهیم

آنگاه خواهی دید

 عاشورایی دیگر به وقوع پیوسته

با این تفاوت که این بار

 اجازه نخواهیم داد دشمن حتی نگاهش را متوجه فرزندان رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) بکند .

 

تو امام باش

تو حق را بگو

تا به این ها اثبات کنیم:

 گریه بر حسین بن علی علیهما السلام

مقدمه مردانه مردن و آزادانه زیستن است .

 

امام حسین علیه السلام فرمودند :

به جان خودم سوگند امام و رهبر نیست مگر کسی که

 حکومت کننده به کتاب خدا باشد

قیام کننده برای اجرای عدالت باشد

متدین  به دین خدا که حق است باشد

و نفس خود را بر ذات خدا حبس کرده باشد

 

بحارالأنوار     44     334    قال الحسین علیه السلام
فَلَعَمْرِي مَا الْإِمَامُ إِلَّا الْحَاكِمُ بِالْكِتَابِ الْقَائِمُ بِالْقِسْطِ الدَّائِنُ بِدِينِ الْحَقِّ الْحَابِسُ نَفْسَهُ عَلَى ذَلِكَ لِلَّهِ وَ السَّلَامُ (الإرشاد     2     39    فصل فمن مختصر الأخبار التي جاءت بسب
نفسه على ذات الله و السلام )


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/03/29 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


نتیجه دلسوزی برای آشوبگران کشته شدن انسانهای بیگناه است

محاربین و آشوبگران باید اعدام شوند ( قابل توجه مراجع عظام )


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/03/26 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


محاربین و آشوبگران باید اعدام شوند ( قابل توجه مراجع عظام )

به نام خدا

المائدة : 33 

  إِنَّما جَزاءُ الَّذينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ


كيفر آنها كه با خدا و پيامبرش به جنگ برمى‏خيزند،

 و اقدام به فساد در روى زمين مى‏كنند، (و با تهديد اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله مى‏برند،) فقط اين است كه

اعدام شوند

يا به دار آويخته گردند

يا (چهار انگشت از) دست (راست) و پاى (چپ) آنها، بعكس يكديگر، بريده شود

و يا از سرزمين خود تبعيد گردند.

 اين رسوايى آنها در دنياست و در آخرت، مجازات عظيمى دارند. (33)


 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/03/26 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


صانعی مردی که خلاف قرآن فتوا میدهد

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لک و الشکر لک مادامت النعماء لک

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

 

برای برقراری عدالت نیازی به ایجاد تساوی نیست بلکه بازخواست به میزان توانایی عین عدالت است :

( البقرة : 286   لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها  و چهار آیه دیگر)

 

وجناب آقای صانعی  همه امروزه میدانند که یک دوم برابر دو چهارم است الا شما :


در تناسب بندی لازم نیست اعداد با هم برابر باشند ممکن است دو نسبت با اعداد مختلف با هم برابر باشند .
یک شمش طلا برابر با یازده کیلو نقره است یک سوال ارزش یازده کیلو نقره بیشتر است یا یک شمش طلا؟
یک زن وقتی به آنچه خداوند از او خواسته خوب عمل کند میشود یک شمش طلا ویک مرد هم اگر به وظیفه اش خوب عمل کند میشود یازده کیلو نقره !
آیا اینکه زن و مرد شبیه هم نیستند و وزنشان مساوی نیست وخواصشان یکسان نیست تکلیفشان مساوی نیست در حقشان ظلم شده ؟
یک شمش طلا مهمتر است یا یازده کیلو نقره ؟!
هر دوباهم در قیمت و ارزش برابرند با اینکه شبیه هم نیستند و با هم تفاوت و اختلاف دارند
آری در اسلام روح برابری بین زن و مرد حاکم است .

کتاب نقد وبررسی احکام مربوط به زنان از دیدگاه آقای صانعی صفحه 90

 

 

معرفی کتاب (نقد و بررسی احکام مربوط به زنان از دیدگاه آقای  صانعی)  نوشته  آقای علیرضا مودب

 

این کتاب از دو بخش  مهم  تشکیل  شده است  .

 قسمت اول  مقدمه  استاد و فقیه اهل بیت علیهم السلام  علی اکبر دوست علی میباشد  که ایشان  با دقت  به  طرح  یک  درد  بزرگ   یعنی مصلحت اندیشی به  ظاهر عقلی و فردی  پرداخته  اند و به زیبایی  جایگاه عقل را  در دین  مشخص کرده و از سکوت  عالم در برابر  بدعت ها  شکایت  کرده اند

در قسمت  دوم  به نقد و بررسی  نظریات اقای صانعی پرداخته شده  و با زبان  همه  فهم و به دور از استدلال های عمیق حوزوی  و تخصصی . مخالف بودن این  نظریات را با  صریح  قرآن  به نمایش گذاشته  شده است .

امید است  با دقت  این کتاب را مطالعه  فرمایید  چرا که به حقیقت  این کتاب در  تبیین   جایگاه  زن  بینظیر بوده و تمام  تلاش خود را  کرده  تا  بفهماند  هر حکمی  غیر حکم خدا  نه تنها به نفع  زن نیست  بلکه  یک  ظلم می باشد .هم در حق  زن  وهم در حق  مرد  والبته ظلم در حق خود گوینده  چرا  که از  حدود خدا تعدی کرده است .

 

قسمتهایی از کتاب با اجازه از مولف در وبلاگ منتشر خواهد شد

پستهای مربوط:

مقدمه کتاب نقد و بررسی احکام مربوط به زنان

معنای قانون تساوی از دیدآقای صانعی

خدایا چرا مردان را بر زنان برتری دادی؟

چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟

تفاوت دیدگاه اقای صانعی با قرآن درمسئله شهادت زنان

 

 

نکته :

 قصد ما عدول از روایت امیر مومنین علی علیه السلام که میفرمایند :

بنگر که چه میگوید نه آنکه چه کسی میگوید .

چه کنیم که عوام همیشه پیش از این که به اصل و محتوای کلام توجه داشته باشند به گوینده آن توجه دارند


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/03/24 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


خدایا چرا مردان را بر زنان برتری دادی؟

به نام خدا

 

 بنده : ای خدا  ،

تو چه جور خدایی هستی که مردان را بر زنان برتری دادی؟

خدا : بنده ام ، چرا  زود  قضاوت میکنی؟
من کی مردان را بر زنان برتری دادم؟
بنده : خودت گفتی مردان سرپرست  زنانند  چون بر آنها برتری دارند .

خدا : اما من بار ها گفته ام که ملاک برتری نزد من ، تقواست .

وتقوا یعنی انجام واجبات و ترک محرمات .

تقوا یعنی عمل به تکلیف .

بنده :  پس چرا  گفتی مردان ،  بر زنان برتری دارند؟
خدا : منظورم  در ناحیه  خلقت  و میزان قدرت و توان فردی بوده  نه در کرامت انسانی.

وبرتری در قدرت  فقط تکلیف فرد را زیاد میکند .

من که گفته بودم از هر کسی همان قدر که در توان اوست  تکلیف میخواهم .

توان مرد بیشتر است  ؛  تکلیفش هم بیشتر خواهد بود .

توان زن کمتر است ؛ تکلیفش هم  کمتر خواهد بود .

توان و قدرت  زیاد  ، فقط  تکلیف را زیاد میکند .

برتری در توانایی ،  ربطی به  زیاد شدن  کرامت و ارزش بشری ندارد  .

ارزش و کرامت انسان  به زیادی تکلیف  او نیست  .

بلکه  ارزش او بسته  به میزان عمل  به تکلیفی است که به مقتضای تواناییش از اوخواسته ام .

تکلیفش هر چه  هست و هر میزانی  هست  مهم  این است  که  چقدر به تکلیفش عمل میکند .

 

آری بنده من

من حکیمم .

حکیم  به کسی ظلم نمیکند .

مگر نشنیدی رسولم  میگفت  که یک زن صالح بهتر از هزار مرد نا صالح است ؟( ارشادالقلوب۱  175)   
زنی که  به تکلیفش خوب عمل میکند هر چند  تکلیفش از تکلیف مردان  کمتر است ؛

چون توانایی جسمیش کمتر است ؛

چنین زنی از هزاران مردی که به تکلیفشان عمل نمیکنند ،

هر چند  تکلیفشان بیشتر است ،

چون توانشان بیشتر است ،

چنین زنی از چنین  مردانی بهتر است  .

نزد خدا گرامی تر است .

کرامتش بیشتر است و برتر است  .

بنده : خدایا یک بار دیگر مرا ببخش .

 

النساء : 34   الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ وَ اللاَّتي‏ تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبيلاً إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كَبيراً

مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتريهايى كه خداوند  براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهايى كه از اموالشان (در مورد زنان) مى‏كنند. و زنان صالح، زنانى هستند كه متواضعند، و در غياب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى كه خدا براى آنان قرار داده، حفظ مى‏كنند. و (امّا) آن دسته از زنان را كه از سركشى و مخالفتشان بيم داريد،  آنها را پند و اندرز دهيد! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دورى کنید ! و (اگر هيچ راهى جز شدت عمل، براى وادار كردن آنها به انجام وظايفشان نبود،) آنها را تنبيه كنيد! و اگر از شما پيروى كردند، به آنها ستم نکنید  ! (بدانيد) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است.

 

البقرة : 286   لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ ...

خداوند هيچ كس را، مگر  به اندازه تواناييش، تكليف نمى‏كند.

 (انسان،) هر كار (نيكى) را انجام دهد، براى خود انجام داده و هر كار (بدى) كند، به زيان خود كرده است...

 

الطلاق : 7   لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ ما آتاها سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً

خداوند هيچ كس را جز به مقدار توانايى كه به او داده تكليف نمى‏كند خداوند بزودى بعد از سختيها آسانى قرار مى‏دهد!

الحجرات : 13   يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ

اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را  در تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست خداوند دانا و آگاه است!

 

حتما این پست رو بخونید

اول های آخر و آخر های اول

 

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/03/22 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


رنگ شما چیه ؟

به نام خدا

هرکسی رنگی داره رنگ شما چیه ؟

یکی سبز یکی زرد یکی آبی ویکی هم رنگانگ

 

واما رنگ ما :

البقرة : 138   صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ


رنگ خدايى و چه رنگى از رنگ خدايى بهتر است؟! و ما تنها او را عبادت مى‏كنيم.


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/03/21 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


این هم نتیجه حفظ نظام از اوجب واجبات است !!!

ادامه مطلب رو از یکی از سایت های ضد اسلامی براتون نقل میکنم


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/03/19 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت


بنده خوبی برای خدا باشید تا حمایتتان کنیم

به نام خدا


سلام
ای کاش با کفار نیز دست دوستی نمیداد و در برابر آنها شدید برخورد میکرد و با آنها عکس نمیگرفت  البته او یک مقلد است  مقلد کسی که میگوید ائدئولوزی ما حکم میکند نسبت به هیچ کس نباید کینه داشته باشیم  در حالی که قرآن میگوید باید با کفار دشمنی کرد

همان طور که با احزاب درون کشور که  مخالف شما هستند دوستی نمیکنید بلکه باید با کفار دوستی نکنید

الفتح : 29   مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ

محمّد (ص) فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند

التوبة : 123   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَ لْيَجِدُوا فيكُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقينَ
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! با كافرانى كه به شما نزديكند، پيكار كنيد!
 آنها بايد در شما شدّت و خشونت (و قدرت)  را احساس كنند و بدانيد خداوند با پرهيزگاران است! (123)

دوست دارم اما به خاطر خدا

در عین حال او فردی قرآنی تر  به نظر میرسد

وبه او میگوییم

 

از تهدید بچه غول های درون کشور باکی نداشته باش

با تمام توان حق را در کشور آشکار کن

از مصلحت سنجی در احکام خدا پرهیز کن

مصلحت اندیشی در برابر احکام خدا -

و به طور محض  نسبت به احکام خدا بندگی کن

در این صورت با تمام توان حمایتت خواهیم کرد

 

 

الحج : 40   الَّذينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثيراً وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزيزٌ
همانها كه از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اينكه مى‏گفتند: «پروردگار ما، خداى يكتاست!» و اگر خداوند بعضى از مردم را بوسيله بعضى ديگر دفع نكند، ديرها و صومعه‏ها، و معابد يهود و نصارا، و مساجدى كه نام خدا در آن بسيار برده مى‏شود، ويران مى‏گردد! و خداوند كسانى را كه يارى او كنند (و از آيينش دفاع نمايند) يارى مى‏كند خداوند قوى و شكست ناپذير است. (40)

 الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ
همان كسانى كه هر گاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم، نماز را برپا مى‏دارند، و زكات مى‏دهند، و امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند، و پايان همه كارها از آن خداست! (41)


المائدة : 54   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ

وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ


ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هر كس از شما، از آيين خود بازگردد، (به خدا زيانى نمى‏رساند خداوند جمعيّتى را مى‏آورد كه آنها را دوست دارد و آنان (نيز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر كافران سرسخت و نيرومندند آنها در راه خدا جهاد مى‏كنند،
و از سرزنش هيچ ملامتگرى هراسى ندارند.
 اين، فضل خداست كه به هر كس بخواهد (و شايسته ببيند) مى‏دهد و (فضل) خدا وسيع، و خداوند داناست. (54)
الأحزاب : 39   الَّذينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ حَسيباً
  كسانى كه تبليغ رسالتهاى الهى مى‏كنند و (تنها) از او مى ترسند، و از هيچ كس جز خدا بيم ندارند و همين بس كه خداوند حسابگر (و پاداش‏دهنده اعمال آنها) است! (39)

محمد : 7   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اگر (آيين) خدا را يارى كنيد، شما را يارى مى‏كند و گامهايتان را استوار مى‏دارد. (7)


البقرة : 249  
 كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرينَ

 «چه بسيار گروه‏هاى كوچكى كه به فرمان خدا، بر گروه‏هاى عظيمى پيروز شدند!» و خداوند، با صابران و استقامت‏كنندگان) است. (249)

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/03/19 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


نتیجه مناظره : نامشروع بودن نظام

به نام خدا

 

بحارالأنوار     66     408    باب 38- جوامع المكارم و آفاتها و ما
 قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع كُنْ فِي الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ

امیر مومنین علی علیه السلام فرمودند:

در فتنه ها مانند بچه شتری باش که نه پشتی دارد که سواری بدهد ونه شیری دارد که دوشیده شود

 

امام صادق علیه السلام میفرمایند:

نبی اکرم صلی الله علیه و آله به امیر مومنین علی علیه السلام فرمودند:

زمانی خواهد آمد که از قرآن  فقط شکل شمائل ظاهری و خطوط آن باقی خواهد ماندو از اسلام فقط نام .مردم آن زمان بسیار از حقیقت اسلام دورند .مساجد آنها زیبا و شلوغ  است اما خالی از هر گونه هدایت . فقهاء آنها  بد ترین فقهایی هستند که تا بحال آسمان بر آنها  سایه افکنده. فتنه از آنها بر میخیزد و به آنها  نیز بر میگردد.                                                الكافي     8     307

 

 

تنها نتیجه ای که از بحث آقای احمدی نژاد با مهندس میر حسین موسوی میتواند گرفت :

 

نامشروع بودن نظامیست که هر کسی را برای وکالت رهبری در امور اجرایی دارای صلاحیت و مشروعیت میداند

نامشروع بودن شورای نگهبانی است که هر کسی را برای وکالت رهبری در امور اجرایی دارای صلاحیت و شرعیت میداند

نامشروع بودن رهبریست که چنین شورای نگهبانی را برای نظارت و انتخاب وکیل تعیین میکند و به آنها شرعیت میدهد

 

وقت را در بررسی مشکلات مقلدین این بزرگان به ظاهر بزرگ سپری نکنید

عیب کار در کسانیست که در برابر احکام خدا مصلحت سنجی میکنند

حکم خدا را  تعطیل میکنند به این بهانه که حفظ نظام از آن واجب تر است

گویا فراموش کرده اند حکومت میکنند تا حکم خدا را  اجرا کنند

 

 

به شهادت امام حسین علیه السلام چنین حکومتی که هدفش حفظ خودش باشد نه قیام برای اجرای احکام خدا 

چنین حکومتی نامشروع است .

بحارالأنوار     44     334    باب 37- ما جرى عليه بعد بيعة الناس

قال الحسین علیه السلام
فَلَعَمْرِي مَا الْإِمَامُ إِلَّا الْحَاكِمُ بِالْكِتَابِ الْقَائِمُ بِالْقِسْطِ الدَّائِنُ بِدِينِ الْحَقِّ الْحَابِسُ نَفْسَهُ عَلَى ذَلِكَ لِلَّهِ وَ السَّلَامُ (الإرشاد     2     39    فصل فمن مختصر الأخبار التي جاءت بسب
نفسه على ذات الله و السلام )

امام حسین علیه السلام فرمودند :

به جان خودم سوگند امام و رهبر نیست مگر کسی که

 حکومت کننده به کتاب خدا باشد

قیام کننده برای اجرای عدالت باشد

متدین  به دین خدا که حق است باشد

و نفس خود را بر ذات خدا حبس کرده باشد

 

 

الكهف : 29   وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمينَ ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها وَ إِنْ يَسْتَغيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرابُ وَ ساءَتْ مُرْتَفَقاً


بگو: «اين (قرآن )  حقّ است از سوى پروردگارتان!

هر كس مى‏خواهد ايمان بياورد (و اين حقيقت را پذيرا شود)، و هر كس ميخواهد كافر گردد!» ما براى ستمگران آتشى آماده كرديم كه سراپرده‏اش آنان را از هر سو احاطه كرده است! و اگر تقاضاى آب كنند، آبى براى آنان مياورند كه همچون فلز گداخته صورتها را بريان مى‏كند! چه بد نوشيدنى، و چه بد محل اجتماعى است! (29)


يونس : 32   فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ
آن است خداوند، پروردگار حقّ شما

پس بعد از حق، چه چيزى وجود دارد  جز گمراهی؟

 پس چرا روى گردان مى‏شويد؟! (32)

 

پستهای مروبط:
 

فقیه موضوعیتی در دین ندارد و نباید داشته باشد

مصلحت اندیشی در برابر احکام خدا


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/03/14 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


اهل تسنن بگویند : چرا قبر فاطمه سلام الله علیها پنهان است ؟

به نام خدا

 

شهادت مظلومانه دختر نبی گرامی اسلام ( فاطمه زهرا ) سلام الله علیهما را به پیشگاه معصومین علیهم السلام تسلیت عرض میکنیم

 

سوالی که امشب باید از همه کسانی که ادعای مسلمان بودن دارند پرسیده شود این سوال است

که:

چرا قبر فاطمه سلام الله علیها پیدا نیست ؟

اهل تسنن جواب مارا بدهید :

فاطمه از چه چیزی ناراحت بود که وصیت کرد مرا شبانه غسل دهید و کفن  کنید و شبانه دفن کنید ؟

رمز پنهان بودن قبر فاطمه چیست ؟

( پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند رضایت فاطمه رضایت من و نا خشنودی او خشم من و خشم من  خشم خداست )

آیا پنهان بودن قبر فاطمه سلام الله علیها  دلیلی محکم بر نارضایتی او از اوضاع بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله نیست ؟

ما حتی از علت شهادت ایشان سوال نمیکنیم

فقط بگویید چرا قبرش پنهان است ؟

به امید روزی که منتقم آل عبا  عجل الله تعالی فرجه  انتقام مادرش را بگیرد .

 

 

در غربت  یک شام  تنها یک  شمع  ما را  راهبر  بود

 می سوخت شمع ودرنگاهش یک  قطره ازخون جگر بود

 میگفت   من میسوزم  اما پروانه ام  صاحب اثر بود

من سوختم  تا  در بسوزد   هم میخ  وهم  در   بی خبر بود

 در سینه یک دردم  فزون  یافت  زیرا  علی  بی همسفر  بود

من  سوختم  خاموش و اکنون   پروانه هم   بی  بال و پر  بود

این ماه  ماهی بس  قشنگ است زیرا علی  فکر  سفر  بود

خاطی  چه  میگوید  خدا یا   ای کاش  رفتن   زود تر بود

 

رمضان ۱۴۲۹


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/03/06 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


بازگشت همه به سوی خداست


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/03/04 ساعت موضوع | لینک ثابت


چرا قران یک معجزه است ؟

به نام خدا

 


این بحث به کسانی که وجود  خدا را قبول ندارند مربوط نمیشود .

ولطفا کسانی که خدا را قبول ندارند در بحث ما دخالت نکنند البته عقل های رشد یافته متوجه این نکته هستند که چون ادعای نبوت با خود یک ادعای دیگر نیز به همراه دارد وآن ادعای وجود داشتن  خداییست که شخص مدعی نبوت  میخواهد از جانب او برای ما خبر بیاورد بنابرین اگر ادعای نبوت ثابت شود ، وجود خدا نیز ثابت خواهد شد .

در هر حال در این پست ها  میتوانید اثبات وجود خدا را مطالعه نموده ، بعد ادامه بحث را پیگیری کنید .

نه خود خالق خویشند و نه هیچ

 

چرا قرآن معجزه است ؟

 

با کمال تعجب باید پرسید :  قرآن چه شاخصه هایی دارد که به آن معجزه گفته میشود ؟

خیلی از انسانهایی که شمه ای  از عقل و عقل گرایی به مشامشان رسیده   ،وقتی میشنوند کسی ادعا میکند من از جانب خداوند ، خبر آورده ام بر انگیخته میشوند تا تحقیق کنند  او چه میگوید وآیا راست میگوید ؟!

 

از طرفی آنها خبر آوردن از جانب خدا  را محال نمیدانند واحتمال چنین اتفاقی را همیشه میدهند .

از طرفی احتمال این را میدهند که او دروغ بگوید .

 

پس:

نه کلام او را رد میکنند، چون ممکن است حقیقتا او از جانب خدا خبرآورده باشد و احتمال این را میدهند که  با رد کلام او حقیقتی  عظیم را از دست بدهند .

ونه کلام او را قبول میکنند ، چرا که ممکن است ادعای او یک ادعای دروغین باشد وبا عمل به گفتار او خود را به تکلّف و سختی انداخته باشند و ضرر های زیادی را به خود و دیگران تحمیل کنند .

 

پس آنها اولین کاری که میکنند این است که از شک و گمان خارج شوند و با اقامه دلیل محکم و ثابت عقلانی ؛ یا صدق و درستی ادعای گوینده را اثبات کنند یا با اقامه دلیل محکم ، بطلان ادعای او را اثبات نمایند  .

 

در هر حال انسان عاقل  به شک و گمان خود ترتیب اثر نمیدهد .

من شک دارم و شاید  او واقعا نبی خدا باشد  ، پس شاید  او نبی خدا نباشد .

درست مانند کسی که شک دارد الآن روز است ، چنین کسی قطعا  شک خواهد داشت که شاید آلان شب باشد .

پس من همان طور که نمیتوانم ادعای او را بپذیرم ، همان طور نخواهم توانست ادعای او را رد کنم .

این همان معنای ترتیب اثر ندادن به شکیات و گمان هاست .

چرا که رد ادعای او بدون دلیل ، عمل کردن به ظنیات است ، همان طور که قبول ادعای او بدون دلیل ، عمل به ظنیات خواهد بود .

پس باید کسی که ادعای نبوت میکند یک دلیل محکم بر صحت ادعای خود اقامه کند والا ادعای اشخاص به درد ما نمیخورد .

اگر دلیلی محکم برای اثبات ادعای خودش نداشته باشد سخنان او برای ما هیچ اهمیتی نخواهد داشت  .

اما چون این امکان وجود دارد که او دلیل محکمی برای ادعای خود داشته باشد ، هر انسان عاقلی به این  امکان و احتمال نیز ترتیب اثر نمیدهد بلکه در مقام تحقیق بر خواهد آمد تا اثبات کند که آیا دلیلی قطعی وجود دارد یا نه .

 

 

اکنون سوال اساسی این است که :

دلیل محمد برای ادعای نبوتش چه بوده و چیست ؟

محمد نیز مانند سایر انبیاء  .

همانگونه که ما از انبیاء الهی توقع داریم کاری را انجام دهند که انجام آن در توان بشر نیست ، همان گونه توقع داریم محمد نیز چنین کاری را انجام دهد .

و اگر هیچ کسی نتواند کاری را انجام دهد که از توان بشر خارج است بلکه همه آنهایی که ادعای نبوت دارند کارهایی را انجام می دهند که انسان ها هم میتوانند مثل آن کار را بکنند ، پس  بین آنها و سایر انسانها تفاوتی وجود نخواهد داشت ودیگر ادعای آنها برای ما قابل قبول نخواهد بود .

 

ما از نبوت سایر انبیاء الهی خبری در دست نداریم ( البته با توجه به این که در مقام اثبات  قرآن هستیم وهنوز قرآن ثابت نشده است  )  چرا که تنها دلیل معتبر ، قرآن خواهد بود .

 

واین یعنی یک تفاوت عمده بین معجزه محمد ومعجزه  سایر انبیاء الهی .

به بیانی واضح تر  معجزه  محمد در نبودش نیز یک معجزه خواهد بود به خلاف معجزه سایر انبیاء.

علت این نکته را باید در ختم وحی جست و جو کرد . تفصیلا به یاری خدا این مطلب بیان خواهد شد.

 

اما هنوز ما به پاسخ سوالمان نرسیده ایم :
محمد چه کاری را کرده  که انجام آن در توان انسانها نیست ؟

وآن چه کاری است که چون او چنین کاری را کرده در حالی که خود او یک انسان است پس ما باید  بفهمیم واقعا دستش در دست  یک موجود بینیاز است ؟

 

 

محمد ادعا میکند من پیامبر خدا هستم .

وبرای اثبات ادعای خود ، قرآن را به عنوان معجزه به ما معرفی میکند .

حال باید بررسی کنیم و ببینیم که قرآن چه شاخصه هایی دارد که انجام آن شاخصه ها از توان بشریت خارج میباشد ؟

در دو بخش عمده میتوان جواب را پیدا کرد :

1)      الفاظ آن به گونه ای چینش شده که بیان کردن مانند آن الفاظ در توان  انسان نیست .

2)      معنایی که در قرآن توسط الفاظ بیان شده معنایی است که بیان آن در توان انسان نیست .

 

 

اعجاز معنوی قرآن در بخشهای گوناگونی  ، معنا پیدا میکند که من به سه بخش آن اشاره میکنم :

1)      خبر های علمی قرآن : که با توجه  به کشفیات بشر بر اثر تلاش های زیاد ، قواعد علمی ای به ثبت میرسد که قرآن هزار وچهار صد  سال قبل و بدون این امکانات به آن اشاره کرده است .این بخش اعجاز قرآن ذهن بسیاری از دانشمندان را مجذوب خود کرده و آنها را متوجه خالقی میکند که برای رسیدن به این اطلاعات نیازمند ابزار های محدود بشری نیست که البته همین ابزارهای محدود هم در زمان نزول قرآن وجود نداشته بنا برین  میتوان به قرآن گفت : کاری که در توان بشر نیست .

2)      خبر هایی که قرآن بارها و بارها از آینده بیان میکند و آنها بدون هیچ تخلفی به وقوع میپیوندد.

3)      یک پارچگی و عدم اختلاف و تعارض در تمام متن ششصد صفحه ای قرآن .که با توجه که محدودیت نوشتار انسان ولو در حد  یک صفحه و اشکالات فراوانی که به همان نوشته محدود یک صفحه ای وارد میشود ، دلیلی بس قاطع برای کسانیست که ذهنی فعال و منتقد دارند ، آنگاه که جواب انتقادهایشان را بدون تعارض  از متن شریف قرآن میشنوند .

 

البته نباید غافل بود همانطور که اشاره شد،  استحکام اعجازی قرآن ، نتنها دلیلی محکم بر صدق ادعای نبوت  محمد است بلکه به معنایی دقیق تر ، دلیلی محکم بر اثبات وجود خداست .

 

 

 

حال در متن زیر برای هر کدام از موارد بالا  نمونه هایی را بیان میکنیم :

 

 

1)      اعجاز لفظی قرآن:

آیات زیادی در قرآن وجود دارد که از همه انسانها دعوت به مبارزه کرده است .

در طول تاریخ اسلام ، افراد زیادی از گروه های مختلفی همچون یهودی ها که به شهادت  تاریخ و حتی خود قرآن از دشمن ترین دشمنان اسلام می باشند ، سعی و تلاش فراوان کرده اند که این مبارزه طلبی قرآن را پاسخ داده و اثبات کنند که بیان الفاظ قرآن بشری بوده و در توان همه انسانها که یکی از آنها خود ما هستیم و دیگری محمد ، میباشد .

واگر قرآن و الفاظ آن در توان انسانها است باید محمد ، کار دیگری رابرای اثبات ادعای خود ، بکند که در توان بشریت نباشد .

اما هنوز هم نتوانسته اند به مبارزه طلبی قرآن پاسخ دهند و مانند و مثالی برای قرآن بیاورند  وادعای قرآن را نقش بر آب کنند .

من خارج از گود از تمام کسانی که استعداد های شکوفا دارند تمنا میکنم اگر میتوانند مانند قرآن بیاورند و این همه ادعاهای بیخود نکنند وسر فلک را در حلقوم حماقتشان فرو نبرند . بلکه قبل از هر گونه داد و فریاد متنی را آماده کنند که یارای مقابله با قرآن را داشته باشد .

 

البته محتوای متن برای ما مهم نیست بلکه چون ادعا شده چینش الفاظ نیز در توان بشر نیست فقط الفاظی بیاورند مانند الفاظ قرآن .

برای این کارشان حتی از خود محمد هم میتوانستند کمک بگیرند .

 

آنهایی که محتوای قرآن را خدایی میدانند ، قطعا  محتوای آیه سیزده سوره هود را  نیز،خدایی خواهند دانست .

این محتوای خدایی بیان میکند که حتی چینش الفاظ در توان محمد نیست از این روست که ضمن مبارزه طلبی برای آوردن الفاظی مانند الفاظ قرآن ، حتی قرآنی که به ادعای دشمنان محتوایی دروغین دارد ، از آنها میخواهد که از تمام توان بشریت استفاده کنند حتی از خود محمد نیز کمک بگیرند  :

آیه را ببینید    --  ( آیات تحدی و مبارزه طلبی را در پست بعدی مطالعه کنید ) --

 

هود : 13 أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ

آنها مى گویند: «محمد به دروغ این (قرآن) را (به خدا) نسبت داده (واین قرآن ساختگى است)

به آنها بگو:

اگر راست مى گویید، شما هم ده سوره ساختگى همانند این قرآن بیاورید

و تمام کسانى را که مى توانید به غیر از خدا برای انجام این کار دعوت کنید!» ( حتی خود محمد )

 

 

 

2)      اعجاز علمی قرآن :

 

1) کاهش اکسیژن در ارتفاعات

قرآن بیان میکند که هر چه بر ارتفاع زمین افزوده می شود اکسیژن موجود در جو کاهش پیدا میکند .این حقیقت را قرآن هزار و چهار صد سال پیش بیان میکند در حالی که رابطه کاهش اکسیژن در اثر افزایش ارتفاع،  در صد سال گذشته کشف شده است .

الأنعام : 125   فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ

آن كس را كه خدا بخواهد هدايت كند، سينه‏اش را براى  اسلام، گشاده مى سازد

 و آن كس را كه  بخواهد گمراه سازد، سينه‏اش را  تنگ مى‏كند مانند کسی که  به آسمان بالا میرود ،

 اين گونه خداوند پليدى را بر افرادى كه ايمان نمى‏آورند قرار مى‏دهد!

 

2) گرد بودن زمین

اما نکته علمی بعدی  ؛  قرآن از گرد بودن زمین خبر میدهد :

این آیات  را ببنید :

الصافات : 5   رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ رَبُّ الْمَشارِقِ

پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آنهاست، و پروردگار مشرقها!

 

المعارج : 40   فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُونَ

سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها كه ما قادريم ... (40)

 

مشرق یعنی مکان طلوع خورشید و مغرب یعنی مکان غروب خورشید

 

تنها در صورتی زمین میتواند مشرق ها و مغربهای  متعددی داشته باشد  که کروی و گرد باشد .

در حالی قرآن این حقیقت را بیان میکند که کشف این حقیقت به کمتر  از چهار صد سال گذشته باز میگردد .

 

 

 

 

3)      محافظ سه لایه ای جنین :

قرآن بیان میکند که جنین انسان در سه لایه رشد و تکامل پیدا میکند و چون در این سه لایه نور وجود ندارد از آن تعبیر به ظلمتهای سه گانه میکند :

 

الزمر : 6   يَخْلُقُكُمْ في‏ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ في‏ ظُلُماتٍ ثَلاثٍ ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ

 او شما را در شكم مادرانتان خلق کرد .  آفرينشى بعد از آفرينش ديگر، در ميان تاريكيهاى سه گانه!

 اين است خداوند، پروردگار شما كه حكومت (عالم هستى) از آن اوست هيچ معبودى جز او نيست پس چگونه از راه حق منحرف مى‏شويد؟!

 

امروزه دانشمندان این سه لایه را بعد از دست رسی به امکانات پیشرفته و مطالعات دقیق کشف کرده اند در حالی که خدای محمد ، این علم را قبلا  به محمد یاد داده بود .

نام این سه لایه  به این ترتیب  است :

پوست شکم مادر ، رحم ، و مشیمه .( یا پرده آمینون ، پرده کورین  و کیسه زرد )

 

( نقل شده از کتاب پژوهشی در اعجاز علمی قرآن نوشته دکتر محمد علی رضایی اصفهانی – صفحه 516 )

 

برای بررسی ابعاد بیشتر اعجاز علمی قرآن به کتابهایی که در این زمینه نوشته شده واین موارد را جمع آوری کرده  مراجعه فرمایید :

 

 

4)      اخباری که قرآن از آینده میدهد :

5)       

برای نمونه به یک مورد اشاره می کنم :

الروم : 2   غُلِبَتِ الرُّومُ

روميان شکست خوردند

الروم : 3   في‏ أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ

 (و اين شكست) در سرزمين نزديكى رخ داد امّا آنان پس از (اين) شکست ، بزودى پیروز  خواهند شد .

 

شان نزول:

این آیات  به این دلیل نازل شد كه در آن هنگام كه پيامبر صلی الله علیه وآله  در مكه بودند، و مؤمنان در اقليت قرار داشتند، جنگى ميان ايرانيان و روميان در گرفت، و در اين نبرد ايرانيان پيروز شدند.

 

مشركان مكه اين را به فال نيك گرفتند و دليل بر حقانيت شرك خود دانستند! و گفتند: ايرانيان مجوسى هستند و مشرك (دوگانه‏پرست) اما روميان مسيحيند و اهل كتاب، همانگونه كه" ايرانيان" بر" روميان" پیروز شدند ،  پيروزى نهايى نیز  از آن شرك است و طومار اسلام به زودى پيچيده خواهد شد و ما پيروز مى‏شويم.

گرچه اينگونه نتيجه‏گيريها پايه و مايه‏اى نداشت اما در آن جو و محيط براى تبليغ در ميان مردم جاهل خالى از تاثير نبود، لذا اين امر بر مسلمانان  فشار زیادی را وارد کرد .

آيات فوق نازل شد و قاطعانه گفت: گرچه ايرانيان در اين نبرد پيروز شدند اما چيزى نمى‏گذرد كه از روميان شكست خواهند خورد و حتى حدود زمان اين پيشگويى را نيز بيان داشت و گفت اين امر فقط در طول چند سال به وقوع مى‏پيوندد!.

اين پيشگويى قاطع قرآن نشانه اعجاز اين كتاب آسمانى و تکیه  آورنده آن به علم بى پايان پروردگاریست عالم به  غيب .

 

 

 

4)  یک پارچگی  متن قرآن

بارها و بارها شده که متنی را تنظیم نموده اید .البته به خاطر اهمیت موضوع  بارها آن را چک نموده اید که مبادا در آن خطا و دو گانه  گویی یا پارادوکس وجود نداشته باشد .حتی بعد از مطالعه دقیق آن را  به  متخصص آن رشته نیز نشان داده اید تا خطا های متن را بگیرد .واصطلاحا آنرا ویرایش کند ، اما باز هم احتمال خطا گیری وجود دارد .

تازه متن شما کمتر از یک صفحه نیز بوده است  .

 

گذشته از این

تمام کتاب هایی که انسانها نوشته اند ؛

حتی اگر علامه دهر بوده باشند ، پر از  تناقض و دو گانه گویی میباشد .

کتابی را پیدا نخواهید کرد که اول و آخر آن بدون هیچ گونه  تناقض باشد،  جز قران کریم .

 

امتحان کنید :

 

النساء : 82   أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً

آيا درباره قرآن نمى‏انديشند؟!

 اگر از سوى غير خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى‏يافتند.

 

همان طور که اشاره کردم این آیه نتنها  اعجاز قرآن را اثبات میکند بلکه به طور ضمنی اصل وجود قدرتی که توان بیان چنین کتابی را فقط او دارد ، نیز اثبات میکند .

 

اگر قرآن کار غیر خدا بود در آن اختلافات زیادی یافت میشد .

اکنون که در آن هیچ اختلافی وجود ندارد ، این یعنی خدا وجود دارد  و قرآن  نیز از جانب او برای انسانهایی آمده که اهل اندیشه و تفکر هستند .

 

قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا يُتْلى‏ عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً

الإسراء : 107
به آنها بگو : «چه به قرآن ايمان بياوريد، و چه ايمان نياوريد،

 كسانى كه پيش از آن به آنها دانش داده شده است ،

هنگامى كه (اين آيات) بر آنان خوانده مى‏شود، سجده‏كنان به خاك مى‏افتند .

 

 

 

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

السلام علیک  ایها النبی  و رحمه الله و برکاته

والسلام علینا و علی عباد الله الصالحین


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/02/30 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


چرا قرآن معجزه است ؟

به نام خدا

 


این بحث به کسانی که وجود  خدا را قبول ندارند مربوط نمیشود .

ولطفا کسانی که خدا را قبول ندارند در بحث ما دخالت نکنند البته عقل های رشد یافته متوجه این نکته هستند که چون ادعای نبوت با خود یک ادعای دیگر نیز به همراه دارد وآن ادعای وجود داشتن  خداییست که شخص مدعی نبوت  میخواهد از جانب او برای ما خبر بیاورد بنابرین اگر ادعای نبوت ثابت شود ، وجود خدا نیز ثابت خواهد شد .

در هر حال در این پست ها  میتوانید اثبات وجود خدا را مطالعه نموده ، بعد ادامه بحث را پیگیری کنید .

نه خود خالق خویشند و نه هیچ

 

چرا قرآن معجزه است ؟

 

با کمال تعجب باید پرسید :  قرآن چه شاخصه هایی دارد که به آن معجزه گفته میشود ؟

خیلی از انسانهایی که شمه ای  از عقل و عقل گرایی به مشامشان رسیده   ،وقتی میشنوند کسی ادعا میکند من از جانب خداوند ، خبر آورده ام بر انگیخته میشوند تا تحقیق کنند  او چه میگوید وآیا راست میگوید ؟!

 

از طرفی آنها خبر آوردن از جانب خدا  را محال نمیدانند واحتمال چنین اتفاقی را همیشه میدهند .

از طرفی احتمال این را میدهند که او دروغ بگوید .

 

پس:

نه کلام او را رد میکنند، چون ممکن است حقیقتا او از جانب خدا خبرآورده باشد و احتمال این را میدهند که  با رد کلام او حقیقتی  عظیم را از دست بدهند .

ونه کلام او را قبول میکنند ، چرا که ممکن است ادعای او یک ادعای دروغین باشد وبا عمل به گفتار او خود را به تکلّف و سختی انداخته باشند و ضرر های زیادی را به خود و دیگران تحمیل کنند .

 

پس آنها اولین کاری که میکنند این است که از شک و گمان خارج شوند و با اقامه دلیل محکم و ثابت عقلانی ؛ یا صدق و درستی ادعای گوینده را اثبات کنند یا با اقامه دلیل محکم ، بطلان ادعای او را اثبات نمایند  .

 

در هر حال انسان عاقل  به شک و گمان خود ترتیب اثر نمیدهد .

من شک دارم و شاید  او واقعا نبی خدا باشد  ، پس شاید  او نبی خدا نباشد .

درست مانند کسی که شک دارد الآن روز است ، چنین کسی قطعا  شک خواهد داشت که شاید آلان شب باشد .

پس من همان طور که نمیتوانم ادعای او را بپذیرم ، همان طور نخواهم توانست ادعای او را رد کنم .

این همان معنای ترتیب اثر ندادن به شکیات و گمان هاست .

چرا که رد ادعای او بدون دلیل ، عمل کردن به ظنیات است ، همان طور که قبول ادعای او بدون دلیل ، عمل به ظنیات خواهد بود .

پس باید کسی که ادعای نبوت میکند یک دلیل محکم بر صحت ادعای خود اقامه کند والا ادعای اشخاص به درد ما نمیخورد .

اگر دلیلی محکم برای اثبات ادعای خودش نداشته باشد سخنان او برای ما هیچ اهمیتی نخواهد داشت  .

اما چون این امکان وجود دارد که او دلیل محکمی برای ادعای خود داشته باشد ، هر انسان عاقلی به این  امکان و احتمال نیز ترتیب اثر نمیدهد بلکه در مقام تحقیق بر خواهد آمد تا اثبات کند که آیا دلیلی قطعی وجود دارد یا نه .

 

 

اکنون سوال اساسی این است که :

دلیل محمد برای ادعای نبوتش چه بوده و چیست ؟

محمد نیز مانند سایر انبیاء  .

همانگونه که ما از انبیاء الهی توقع داریم کاری را انجام دهند که انجام آن در توان بشر نیست ، همان گونه توقع داریم محمد نیز چنین کاری را انجام دهد .

و اگر هیچ کسی نتواند کاری را انجام دهد که از توان بشر خارج است بلکه همه آنهایی که ادعای نبوت دارند کارهایی را انجام می دهند که انسان ها هم میتوانند مثل آن کار را بکنند ، پس  بین آنها و سایر انسانها تفاوتی وجود نخواهد داشت ودیگر ادعای آنها برای ما قابل قبول نخواهد بود .

 

ما از نبوت سایر انبیاء الهی خبری در دست نداریم ( البته با توجه به این که در مقام اثبات  قرآن هستیم وهنوز قرآن ثابت نشده است  )  چرا که تنها دلیل معتبر ، قرآن خواهد بود .

 

واین یعنی یک تفاوت عمده بین معجزه محمد ومعجزه  سایر انبیاء الهی .

به بیانی واضح تر  معجزه  محمد در نبودش نیز یک معجزه خواهد بود به خلاف معجزه سایر انبیاء.

علت این نکته را باید در ختم وحی جست و جو کرد . تفصیلا به یاری خدا این مطلب بیان خواهد شد.

 

اما هنوز ما به پاسخ سوالمان نرسیده ایم :
محمد چه کاری را کرده  که انجام آن در توان انسانها نیست ؟

وآن چه کاری است که چون او چنین کاری را کرده در حالی که خود او یک انسان است پس ما باید  بفهمیم واقعا دستش در دست  یک موجود بینیاز است ؟

 

 

محمد ادعا میکند من پیامبر خدا هستم .

وبرای اثبات ادعای خود ، قرآن را به عنوان معجزه به ما معرفی میکند .

حال باید بررسی کنیم و ببینیم که قرآن چه شاخصه هایی دارد که انجام آن شاخصه ها از توان بشریت خارج میباشد ؟

در دو بخش عمده میتوان جواب را پیدا کرد :

1)      الفاظ آن به گونه ای چینش شده که بیان کردن مانند آن الفاظ در توان  انسان نیست .

2)      معنایی که در قرآن توسط الفاظ بیان شده معنایی است که بیان آن در توان انسان نیست .

 

 

اعجاز معنوی قرآن در بخشهای گوناگونی  ، معنا پیدا میکند که من به سه بخش آن اشاره میکنم :

1)      خبر های علمی قرآن : که با توجه  به کشفیات بشر بر اثر تلاش های زیاد ، قواعد علمی ای به ثبت میرسد که قرآن هزار وچهار صد  سال قبل و بدون این امکانات به آن اشاره کرده است .این بخش اعجاز قرآن ذهن بسیاری از دانشمندان را مجذوب خود کرده و آنها را متوجه خالقی میکند که برای رسیدن به این اطلاعات نیازمند ابزار های محدود بشری نیست که البته همین ابزارهای محدود هم در زمان نزول قرآن وجود نداشته بنا برین  میتوان به قرآن گفت : کاری که در توان بشر نیست .

2)      خبر هایی که قرآن بارها و بارها از آینده بیان میکند و آنها بدون هیچ تخلفی به وقوع میپیوندد.

3)      یک پارچگی و عدم اختلاف و تعارض در تمام متن ششصد صفحه ای قرآن .که با توجه که محدودیت نوشتار انسان ولو در حد  یک صفحه و اشکالات فراوانی که به همان نوشته محدود یک صفحه ای وارد میشود ، دلیلی بس قاطع برای کسانیست که ذهنی فعال و منتقد دارند ، آنگاه که جواب انتقادهایشان را بدون تعارض  از متن شریف قرآن میشنوند .

 

البته نباید غافل بود همانطور که اشاره شد،  استحکام اعجازی قرآن ، نتنها دلیلی محکم بر صدق ادعای نبوت  محمد است بلکه به معنایی دقیق تر ، دلیلی محکم بر اثبات وجود خداست .

 

 

 

حال در متن زیر برای هر کدام از موارد بالا  نمونه هایی را بیان میکنیم :

 

 

1)      اعجاز لفظی قرآن:

آیات زیادی در قرآن وجود دارد که از همه انسانها دعوت به مبارزه کرده است .

در طول تاریخ اسلام ، افراد زیادی از گروه های مختلفی همچون یهودی ها که به شهادت  تاریخ و حتی خود قرآن از دشمن ترین دشمنان اسلام می باشند ، سعی و تلاش فراوان کرده اند که این مبارزه طلبی قرآن را پاسخ داده و اثبات کنند که بیان الفاظ قرآن بشری بوده و در توان همه انسانها که یکی از آنها خود ما هستیم و دیگری محمد ، میباشد .

واگر قرآن و الفاظ آن در توان انسانها است باید محمد ، کار دیگری رابرای اثبات ادعای خود ، بکند که در توان بشریت نباشد .

اما هنوز هم نتوانسته اند به مبارزه طلبی قرآن پاسخ دهند و مانند و مثالی برای قرآن بیاورند  وادعای قرآن را نقش بر آب کنند .

من خارج از گود از تمام کسانی که استعداد های شکوفا دارند تمنا میکنم اگر میتوانند مانند قرآن بیاورند و این همه ادعاهای بیخود نکنند وسر فلک را در حلقوم حماقتشان فرو نبرند . بلکه قبل از هر گونه داد و فریاد متنی را آماده کنند که یارای مقابله با قرآن را داشته باشد .

 

البته محتوای متن برای ما مهم نیست بلکه چون ادعا شده چینش الفاظ نیز در توان بشر نیست فقط الفاظی بیاورند مانند الفاظ قرآن .

برای این کارشان حتی از خود محمد هم میتوانستند کمک بگیرند .

 

آنهایی که محتوای قرآن را خدایی میدانند ، قطعا  محتوای آیه سیزده سوره هود را  نیز،خدایی خواهند دانست .

این محتوای خدایی بیان میکند که حتی چینش الفاظ در توان محمد نیست از این روست که ضمن مبارزه طلبی برای آوردن الفاظی مانند الفاظ قرآن ، حتی قرآنی که به ادعای دشمنان محتوایی دروغین دارد ، از آنها میخواهد که از تمام توان بشریت استفاده کنند حتی از خود محمد نیز کمک بگیرند  :

آیه را ببینید    --  ( آیات تحدی و مبارزه طلبی را در پست بعدی مطالعه کنید ) --

 

هود : 13 أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ

آنها مى گویند: «محمد به دروغ این (قرآن) را (به خدا) نسبت داده (واین قرآن ساختگى است)

به آنها بگو:

اگر راست مى گویید، شما هم ده سوره ساختگى همانند این قرآن بیاورید

و تمام کسانى را که مى توانید به غیر از خدا برای انجام این کار دعوت کنید!» ( حتی خود محمد )

 

 

 

2)      اعجاز علمی قرآن :

 

1) کاهش اکسیژن در ارتفاعات

قرآن بیان میکند که هر چه بر ارتفاع زمین افزوده می شود اکسیژن موجود در جو کاهش پیدا میکند .این حقیقت را قرآن هزار و چهار صد سال پیش بیان میکند در حالی که رابطه کاهش اکسیژن در اثر افزایش ارتفاع،  در صد سال گذشته کشف شده است .

الأنعام : 125   فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ

آن كس را كه خدا بخواهد هدايت كند، سينه‏اش را براى  اسلام، گشاده مى سازد

 و آن كس را كه  بخواهد گمراه سازد، سينه‏اش را  تنگ مى‏كند مانند کسی که  به آسمان بالا میرود ،

 اين گونه خداوند پليدى را بر افرادى كه ايمان نمى‏آورند قرار مى‏دهد!

 

2) گرد بودن زمین

اما نکته علمی بعدی  ؛  قرآن از گرد بودن زمین خبر میدهد :

این آیات  را ببنید :

الصافات : 5   رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ رَبُّ الْمَشارِقِ

پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آنهاست، و پروردگار مشرقها!

 

المعارج : 40   فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُونَ

سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها كه ما قادريم ... (40)

 

مشرق یعنی مکان طلوع خورشید و مغرب یعنی مکان غروب خورشید

 

تنها در صورتی زمین میتواند مشرق ها و مغربهای  متعددی داشته باشد  که کروی و گرد باشد .

در حالی قرآن این حقیقت را بیان میکند که کشف این حقیقت به کمتر  از چهار صد سال گذشته باز میگردد .

 

 

 

 

3)      محافظ سه لایه ای جنین :

قرآن بیان میکند که جنین انسان در سه لایه رشد و تکامل پیدا میکند و چون در این سه لایه نور وجود ندارد از آن تعبیر به ظلمتهای سه گانه میکند :

 

الزمر : 6   يَخْلُقُكُمْ في‏ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ في‏ ظُلُماتٍ ثَلاثٍ ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ

 او شما را در شكم مادرانتان خلق کرد .  آفرينشى بعد از آفرينش ديگر، در ميان تاريكيهاى سه گانه!

 اين است خداوند، پروردگار شما كه حكومت (عالم هستى) از آن اوست هيچ معبودى جز او نيست پس چگونه از راه حق منحرف مى‏شويد؟!

 

امروزه دانشمندان این سه لایه را بعد از دست رسی به امکانات پیشرفته و مطالعات دقیق کشف کرده اند در حالی که خدای محمد ، این علم را قبلا  به محمد یاد داده بود .

نام این سه لایه  به این ترتیب  است :

پوست شکم مادر ، رحم ، و مشیمه .( یا پرده آمینون ، پرده کورین  و کیسه زرد )

 

( نقل شده از کتاب پژوهشی در اعجاز علمی قرآن نوشته دکتر محمد علی رضایی اصفهانی – صفحه 516 )

 

برای بررسی ابعاد بیشتر اعجاز علمی قرآن به کتابهایی که در این زمینه نوشته شده واین موارد را جمع آوری کرده مراجعه فرمایید :

 

4)      اخباری که قرآن از آینده میدهد :

5)       

برای نمونه به یک مورد اشاره می کنم :

الروم : 2   غُلِبَتِ الرُّومُ

روميان شکست خوردند

الروم : 3   في‏ أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ

 (و اين شكست) در سرزمين نزديكى رخ داد امّا آنان پس از (اين) شکست ، بزودى پیروز  خواهند شد .

 

شان نزول:

این آیات  به این دلیل نازل شد كه در آن هنگام كه پيامبر صلی الله علیه وآله  در مكه بودند، و مؤمنان در اقليت قرار داشتند، جنگى ميان ايرانيان و روميان در گرفت، و در اين نبرد ايرانيان پيروز شدند.

 

مشركان مكه اين را به فال نيك گرفتند و دليل بر حقانيت شرك خود دانستند! و گفتند: ايرانيان مجوسى هستند و مشرك (دوگانه‏پرست) اما روميان مسيحيند و اهل كتاب، همانگونه كه" ايرانيان" بر" روميان" پیروز شدند ،  پيروزى نهايى نیز  از آن شرك است و طومار اسلام به زودى پيچيده خواهد شد و ما پيروز مى‏شويم.

گرچه اينگونه نتيجه‏گيريها پايه و مايه‏اى نداشت اما در آن جو و محيط براى تبليغ در ميان مردم جاهل خالى از تاثير نبود، لذا اين امر بر مسلمانان  فشار زیادی را وارد کرد .

آيات فوق نازل شد و قاطعانه گفت: گرچه ايرانيان در اين نبرد پيروز شدند اما چيزى نمى‏گذرد كه از روميان شكست خواهند خورد و حتى حدود زمان اين پيشگويى را نيز بيان داشت و گفت اين امر فقط در طول چند سال به وقوع مى‏پيوندد!.

اين پيشگويى قاطع قرآن نشانه اعجاز اين كتاب آسمانى و تکیه  آورنده آن به علم بى پايان پروردگاریست عالم به  غيب .

 

 

 

4)  یک پارچگی  متن قرآن

بارها و بارها شده که متنی را تنظیم نموده اید .البته به خاطر اهمیت موضوع  بارها آن را چک نموده اید که مبادا در آن خطا و دو گانه  گویی یا پارادوکس وجود نداشته باشد .حتی بعد از مطالعه دقیق آن را  به  متخصص آن رشته نیز نشان داده اید تا خطا های متن را بگیرد .واصطلاحا آنرا ویرایش کند ، اما باز هم احتمال خطا گیری وجود دارد .

تازه متن شما کمتر از یک صفحه نیز بوده است  .

 

گذشته از این

تمام کتاب هایی که انسانها نوشته اند ؛

حتی اگر علامه دهر بوده باشند ، پر از  تناقض و دو گانه گویی میباشد .

کتابی را پیدا نخواهید کرد که اول و آخر آن بدون هیچ گونه  تناقض باشد،  جز قران کریم .

 

امتحان کنید :

 

النساء : 82   أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً

آيا درباره قرآن نمى‏انديشند؟!

 اگر از سوى غير خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى‏يافتند.

 

همان طور که اشاره کردم این آیه نتنها  اعجاز قرآن را اثبات میکند بلکه به طور ضمنی اصل وجود قدرتی که توان بیان چنین کتابی را فقط او دارد ، نیز اثبات میکند .

 

اگر قرآن کار غیر خدا بود در آن اختلافات زیادی یافت میشد .

اکنون که در آن هیچ اختلافی وجود ندارد ، این یعنی خدا وجود دارد  و قرآن  نیز از جانب او برای انسانهایی آمده که اهل اندیشه و تفکر هستند .

 

قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا يُتْلى‏ عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً

الإسراء : 107
به آنها بگو : «چه به قرآن ايمان بياوريد، و چه ايمان نياوريد،

 كسانى كه پيش از آن به آنها دانش داده شده است ،

هنگامى كه (اين آيات) بر آنان خوانده مى‏شود، سجده‏كنان به خاك مى‏افتند .

 

 

 

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

السلام علیک  ایها النبی  و رحمه الله و برکاته

والسلام علینا و علی عباد الله الصالحین


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/02/28 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت


پاسخی دندان شکن به مجتهد شبستری و سروش

به نام خدا

 

 عده ای  مسلمان عقل گرا که بخار حماقتشان شفا دهنده هر نوع مرضی میباشد؛ ادعا میکنند قرآن ساخته دست رسول خداست ( صلی الله علیه وآله )

 خداوند در قرآن به کسانی که میگفتند ؛ قرآن دروغ و بافته های رسول خداست چنین جواب میدهد :

گیرم محتوای قرآن یک محتوای بیخود و دروغ و بافتنی است ، پس شما هم مانند این دروغ ها و بدون در نظر داشتن محتوا ، ده سوره بیاورید .

برای انجام این کارتان حتی از رسول من محمد نیز کمک بگیرید . 

 این آیات اشاره به این دارد که حتی بیان ظاهری و انتخاب الفاظ قرآن از توان بشر خارج میباشد ودر این نکته بین محمد صلی الله علیه وآله و سایر انسانها فرقی وجود ندارد . 

البته  انتخاب الفاظ و چینش ظاهری بدون در نظر گرفتن محتوا  مورد مبارزه طلبی قرار گرفته است .  

خواه محتوا باطل باشد خواه صحیح؛ چنیش الفاظ در توان بشر نیست .

 

هود : 13 أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ

آنها مىگویند: «محمد به دروغ این (قرآن) را (به خدا) نسبت داده (واین قرآن ساختگى است)

به آنها بگو:

اگر راست مى گویید، شما هم ده سوره ساختگى همانند این قرآن بیاورید

و تمام کسانى را که مى توانید به غیر از خدا برای انجام این کار دعوت کنید!»

 

 هر کسی غیر خدا ؛ حتی از محمد صلی الله علیه وآله  کمک بگیرید   

 

 نکته ای که از دید این عقل گراهای بی عقل مخفی مانده ، اعجاز قرآن و مبارزه طلبی قرآن میباشد .

سرّ اعجاز قرآن به عنوان وسیله ای که قرار است کسی را که ادعای نبوت می کند تصدیق کند باید در عجز و ناتوانی  انسان از آوردن و انجام آن کار باشد . 

به بیانی ساده تر :

 

چون کسی که ادعای نبوت میکند ، کاری را انجام میدهد که از دست نوع بشر و انسان خارج است در حالی که خود ادعا کننده نیز انسانی مانند سایر انسانها ست ، ما میفهمیم این کار، کار او نیست ؛ بلکه منشاء این کار خداوند تبارک و تعالی بوده که با اجازه او شخص ادعا کننده ای که میگوید من از جانب خدا برای شما خبر آوردم ؛ آن کار را انجام میدهد . 

قرآن نیز از این قاعده جدا و خارج نیست . 

بلکه چون آوردن مانند قرآن حتی از عهده رسول خدا محمد صلی الله علیه وآله  خارج است ؛ ما می فهمیم او نبی خداست . 

درست مثل شفا دادن کور و زنده کردن مرده توسط عیسی علیه السلام ؛ که چون چنین کار هایی از توان حتی خود او خارج است ما میفهمیم او از جانب کسی خبر آورده که به اذن او مرده ها زنده میشوند . 

به یاری خدا در بحث های آینده به طور دقیق ابعاد اعجاز قران و دلایل بیشتری که خود خدا بر نزول قرآن به طور کامل از جانب خود خبر داده ارائه خواهد شد . 

 

در این آیه خداوند می فرماید : اگر در آنچه ما تمام آن را بر محمد نازل کردیم شک دارید و گمان میکنید خودش آن ها را بافته ؛ پس شما هم  که مانند او انسان هستید پس سوره مانند سوره های قرآن بیاورید  در این کار  نیز از هر کسی غیر خدا کمک بگیرید: 

 

البقرة : 23 وَ إِنْ کُنْتُمْ فی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ

و اگر در باره آنچه بر بنده خود [پیامبر] نازل کردهایم شک و تردید دارید، (دست کم) یک سوره همانند آن بیاورید و گواهان خود را- غیر خدا- براى این کار، فرا خوانید اگر راست مى گویید! (23)

 در این آیه :   

 اگر میگویید این قرآن را خود محمد بافته  پس شما هم که مانند او یک انسان هستید و باید بتوانید سوره ای مانند سوره های همان قرآنی که میگیید دروغین است بیاورید و حتی برای این کار از خود محمد نیز کمک بگیرید . 

هر گز نخواهید توانست بدون کمک خدا مانند قران بیاورید حتی اگر خود محمد که مورد اتهام شماست و میگویید در آوردن قران نقش داشته کمکتان بکند . 

 

یونس : 38 أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ  

 

آیا آنها مى گویند: «محمد قرآن را بدروغ به خدا نسبت داده است»؟!  

بگو: «اگر راست مى گویید، یک سوره همانند آن بیاورید و غیر از خدا، هر کس را مى توانید (به یارى) طلبید!

 

  در این آیه خداوند میگوید :  

 

 تمام انس و جن که یکی از آنها خود رسول خداست اگر جمع شوند که مثالی مانند این قرآن بیاورند حتی به اندازه یک آیه ؛ هر گز نخواهند توانست چنین کاری را بکنند . 

مثالی مانند قرآن اعم از آیه ، سوره و تمام کتاب قرآن  

 

الإسراء : 88 قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهیراً

بگو: «اگر انسانها و پریان (جن و انس) اتفاق کنند که همانند این قرآن را بیاورند، همانند آن را نخواهند آورد هر چند یکدیگر را (در این کار) کمک کنند. (88) 

 

در این آیه ؛ بخلاف آیات قبل که اشاره به اعجاز ظاهری و  ناتوانی بشر حتی از بیان الفاظی مانند قرآن  داشت ؛ در این آیه اشاره به محتوای دقیق آن دارد   :  

خداوند محتوای قرآن را به عنوان یک کتاب هدایت گر در نظر ما جلوه داده و میگوید صرف نظر از اعجاز الفاظ و جمله بندی قرآن اگر میتوانید کتابی را بیاورید که در بعد هدایتگری از قرآن قوی تر باشد . هر گز نمیتوانید . 

کتابی مانند قرآن :

 

القصص : 49 قُلْ فَأْتُوا بِکِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ هُوَ أَهْدى مِنْهُما أَتَّبِعْهُ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ

بگو: «اگر راست مى گویید (که تورات و قرآن از سوى خدا نیست)، کتابى هدایت بخش تر از این دو از نزد خدا بیاورید، تا من از آن پیروى کنم!» (49) 

  

باید به ریش عقل گرا ها خندید ، چرا که گرایش آنها به سمت عقل حاکی از نبودن آنها در وادی عقلانیت است .

جناب سروش، مجتهد شبستری و احمق هایی که هنوز هم معقدند قرآن ساخته دست رسول خداست .

به برکت این نظام و مصلحت سنجی هایش ؛ نفس بکشید  

و گردن هاتان را کلفت کنید 

 که زمانی که شمشیر عدالت دست ما بیوفتد ، ما اهل مصلحت سنجی نخواهیم بود . 

 

پست مربوط:

چرازبان قرآن عربیست ؟

 

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم  


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/02/16 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


تمام موضوعات مورد نیاز در قرآن هست

 به نام خدا  

  

 دو دسته دلیل بر شامل بودن قران بر تمامی موضو عات وجود دارد : 

۱) دلیل اعتقادی: 

محال است خداوند اراده هدایت بشریت را داشته باشد اما حکم موضوعی که در راستای سعادت او قرار دارد را بیان نکرده باشد . خصوصا که بر مسئله ختم وحی نیز تصریح کرده است و لازمه اتمام وحی و بسته شدن دریچه ارتباطی انسان با خدا دو چیز است :  

       یک ) کامل بودن آخرین وحی الهی. 

       دو )  همیشگی بودن و غیر قابل دست برد بودن آن .

     چرا که محال است که هم خداوند بخواهد وحی دیگری نفرستد وهم آخرین وحی او از بین برود یا قابلیت از بین رفتن را داشته باشد و در عین حال خداوند  اراده هدایت بشریت را نیز داشته باشد بنابراین قرآن غیر قابل تحریف میباشد . 

 

۲) دلیل دوم دلیلی نقلی از متن خود قرآن و روایات میباشد که خداوند شهادت میدهد قرآن شامل تمامی موضوعات میباشد :

       ۱) - وای محمد- ما قرآن را بر تو نازل کردیم در حالی که قرآن بیان کننده تمامی اشیاء  و سبب هدایت و رحمت برای مسلمانان میباشد .

ِ  وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى‏ لِلْمُسْلِمینَ (89)النحل  

       ۲) امروز دینتان را برای شما کامل کردم  و نعمتم را بر مشا تمام کردم و برای شما راضی شدم که اسلام دین تان باشد  

 ...أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً ...المائدة : 3

        ۳) ما  از هیچ چیز در این کتاب، فرو گذار نکردیم  سپس همگى به سوى پروردگارشان محشور مى‏گردند.  

 ...ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْ‏ءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ الأنعام : 38 

       ۴) وما قرآن را بر تو نازل نکردیم مگر برای این که برای انسانها تمام چیز هایی که در آن اختلاف دارند تبیین شود و قرآن سبب هدایت و رحمت است برای کسانی که به آن ایمان میآورند .

 وَ ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فیهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ (64)النحل

 

امام صادق علیه السلام فرمودند :

هیچ مسئله ای نیست که دو نفر در آن مسئله اختلاف با هم پیدا کنند مگر این که برای آن مسئله اصلی در قرآن خواهد بود .لکن عقل های مردان به آن نمیرسد .

 

( به همین دلیل اهل بیت علیهم السلام اصل های قرآنی را برای ما تبیین میکنند و اهل سنت که از اهل بیت که مفسرین قرآن هستند دورند در حقیقت از تمامی مفاهیم قرآنی دور میباشند .چرا که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله میفرمایند : دور ترین چیز از ذهن مردان تفسیر قرآن میباشد .

بر همین اساس خدواند در قرآن تفسیر و بیان تاویلات را شان راسخون که همان اهل بیت پیامبر علیهم السلام می باشند معرفی میکند.

امیرمومنین علی علیه السلام میفرمانید :

نحن الراسخون فی العلم --ما راسخون در علمیم .

وما یعلم تاویله الا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ (7) آل عمران

 

در این روایت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله اهل بیت را کسانی معرفی میکنند که میتوانند تاویلات قران را بیان کنند

علی بن ابی طالب کیست و اعتقاد شیعه چیست ؟

 

 

الكافي     1     6۰
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا مِنْ أَمْرٍ يَخْتَلِفُ فِيهِ اثْنَانِ إِلَّا وَ لَهُ أَصْلٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَكِنْ لَا تَبْلُغُهُ عُقُولُ الرِّجَالِ 
 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/02/14 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


مصلحت اندیشی در برابر احکام خدا

به نام خدا

عده ای حکم خدا را خالی از مصلحت میدانند .

عده ای که حماقتشان به اوج فلک میرسد؛ حکم خدا را دارای مفسده و ضرر و زیان میدانند و گذشته از این خود را مسلمان عاقل معرفی میکنند و میگوید باید خلاف حکم خدا را عمل کرد چرا که حکم خدا ضرر دارد و عقل میگوید خوب نیست .

الف بای املا نویسی آنها کودکستانیست ، البته اگرفرض بگیریم که احمق نیستند .

خداوند کسانی را که در برابر احکام او تسلیم نباشند کافر میخواند و حتی عنوان کافر حقیقی را به آنها نسبت میدهد .             تبعیض در احکام خدا کفر حقیقیست

چنین کسانی که مصلحت اندیشی آنها برپایه آگاهی های محدود شان نسبت به عالم ماده و یافته های محدود حواس پنج گانه میباشد و راهی به عالم اسرار و حقایق ماوراء عالم ماده ندارند ، در برابر احکام کسی مصلحت اندیشی میکنند ، که خود را عالم به همه اسرار آسمان ها و زمین معرفی میکند و میگوید علم من بر همه امور احاطه کامل دارد .

الفرقان : 6 قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ كانَ غَفُوراً رَحيماً

بگو: «كسى قرآن را نازل كرده كه اسرار آسمانها و زمين را مى داند او آمرزنده و مهربان بوده است!

الطلاق : 12 وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً

واينكه خداوند علمش بر همه چيز احاطه دارد! (12)

تازه ما امکان چینش خطا و خطای در صدور حکم را که در آنها موج میزند نادیده گرفته ایم ، همان حکمی که بر اساس اطلاعات ناقص و محدود به ماده می خواهند صادر کنند .

 

1) چنین کسانی در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله نیز وجود داشته اند و خداوند به رسولش میگوید اگر درمقابل آیات من مصلحت اندیشی کردند ، چیز تازه ای نیست ، بلکه این مسئله در زمان پیامبران قبل از تو نیز اتفاق افتاده است .

حال با هم ادامه ایات را از سوره فاطر پیگیری میکنیم :

 

وَ إِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ وَ إِلىَ اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ(4)

اگر تو را تكذيب كنند بدان که پيامبران پيش از تو نيز تكذيب شده اند و همه امور بسوى خدا بازمى گردد.

 

2) کسانی که ایمان آورده اند باید بدانند:

اینکه خداوند میفرماید ، سر انجام امور تکذیب کنندگان به من بر میگردد یک وعده ایست الهی ،که حقیقت پیدا خواهد کرد و گذشت زمان و طول مدت دنیا و قدرت ظاهری تکذیب کنندگان آیات الهی آنها را فریب ندهد .

يَأَيهَُّا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الحَْيَوةُ الدُّنْيَا وَ لَا يَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ(5)

اى مردم! وعده خداوند حقّ است مبادا زندگى دنيا شما را فریب دهد، و مبادا شيطان شما را فريب دهد و مبادا این گمراهی وناامیدی از وعده خدا شما سبب گمراهی شما از خود خداوند شود .

 

 3) شیطان دشمن مومنین است ، با دشمن باید دشمنی کرد . تازه شیطان برای دشمنی با مومنین از دوستانش کمک میگیرید همان کسانی که در برابر احکام خدا مصلحت سنجی میکنند و پیامبر خدا و احکام او را تکذیب میکنند .

إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكمُْ عَدُوٌّ فَاتخَِّذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا يَدْعُواْ حِزْبَهُ لِيَكُونُواْ مِنْ أَصحَْابِ السَّعِيرِ(6)

البتّه شيطان دشمن شماست، پس او را دشمن خود بدانید . او حزبش را دعوت مىكند تا اهل آتش سوزان (جهنّم) باشند!

 

 4) کسانی که آیات خدا را تکذیب میکنند به این وسیله که در برابر آیات خدا مصلحت اندیشی میکنند و آن آیات را دارای مفسده میدانند کافر هستند و باید منتظر عذاب خداوند باشند.

در مقابل مومنین نیز باید بر این مصلحت اندیشی ها صبر کنند و منتظر وعده های خداوند و پاداش کبیر و آمرزش گناهان خودشان باشند .

 

الَّذِينَ كَفَرُواْ لهَُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لهَُم مَّغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ(7)

كسانى كه راه كفر پيش گرفتند، براى آنان عذابى سخت است و كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند، آمرزش و پاداش بزرگ از آن آنهاست!

5) به یقین کسانی که تسلیم محض احکام خداوند بودند با کسانی که زشتی های اعمالشان برایشان زیبا به نظر میرسید و گمان میکردند چه خوب اندیشه میکنند و چه خوب نظر در مقابل خداوند و احکام او میدهند تفاوت زیادی وجود دارد

6) و شما ای مومنین و ای پیامبر خدا هر گز بر کسانی که زشتی مصلحت اندیشی هایشان در برابر حکم خدا به چشمانشان زیبا می آید غصه و غم و حسرت بر هدایت آنها نخورید .

 

أَ فَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَءَاهُ حَسَنًا فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاءُ وَ يهَْدِى مَن يَشَاءُ فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيهِْمْ حَسَرَاتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمُ بِمَا

يَصْنَعُونَ(8)

آيا كسى كه عمل بدش براى او آراسته شده و آن را خوب و زيبا مىبيند (همانند كسى است كه واقع را آن چنان كه هست مىيابد وتسلیم احکام خداست )؟!

خداوند هر كس را بخواهد گمراه مى سازد و هر كس را بخواهد هدايت مى كند پس جانت به خاطر شدّت تأسف بر آنان از دست نرود خداوند به آنچه انجام مى دهند داناست!

  

7) خداوند زمانی را که مصلحت اندیشان جرات نفس کشیدن دارند به زمین خشکی تشبیه میکند که روزی باران بر آن خواهد بارید و آن زمان و زمین را با احکام خودش زنده خواهد کرد .

 

وَ اللَّهُ الَّذِى أَرْسَلَ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سحََابًا فَسُقْنَاهُ إِلىَ بَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَحْيَيْنَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتهَِا كَذَالِكَ النُّشُورُ(9)

خداوند كسى است كه بادها را فرستاد تا ابرهايى را به حركت درآورند سپس ما اين ابرها را به سوى زمين مردهاى رانديم و به وسيله آن، زمين را پس از مردنش زنده مىكنيم رستاخيز نيز همين گونه است!

 

8) در پایان خداوند خودش را منشاء حقیقی عزت و سر افرازی معرفی میکند و دوباره تکرار میکند که این عزت پوشالی آنهایی که در برابر حکم خدا مصلحت سنجی کردند از بین خواهد رفت چرا که تمام عزت از آن خداست .

خداوند در این آیه این مصلحت اندیشی آنها را که خالی از هر گونه حقیقت است چرا که خداوند حقیقتا مصلحت ها را آگاه است و هر حکمی که او بدهد دارای مصلحت حقیقیست و احکام مخالف حکم خدا قطعا خالی از هر گونه مصلحت خواهد بود.

بنابر این به مصلحت اندیشی آنها مکر و نیرنگ میگوید .

مَن كاَنَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَللهَِِّ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكلَِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّلِحُ يَرْفَعُهُ وَ الَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيَِّاتِ لهَُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَ مَكْرُ أُوْلَئكَ هُوَ يَبُورُ(10)

كسى كه خواهان عزّت است بدانند که تمام عزّت براى خداست .

سخنان پاكيزه به سوى او صعود مى كند، و عمل صالح را بالا مى برد و آنها كه نقشه هاى بد مى كشند، عذاب سختى براى آنهاست و مكر آنان نابود مى شود.

 

 نفی علم از بشریت  همان چیزیست که سبب نزول وحی و قرآن شد :

 

در این آیات خداوند از انسان و بشریت نفی علم مطلق میکندو میگوید آن کسی که علم دارد فقط خداست . گذشته از این کسانی که ادعا میکنند در کنار خداوند آنها هم میتوانند مستقلا به علم دست پیدا کنند هنوز پی به لزوم تشریع و برنامه دادن خداوند پی نبرده اند

کافیست از آنها بپرسید اگر ما با عقلمان میتوانستیم به سعادت برسیم پس چرا خداوند حرف زد و برنامه صادر کرد ؟
در آینده به یاری خدا این موضوع را کاملا شرح و بسط خواهم داد .

البقرة : 216 كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ

جهاد در راه خدا، بر شما واجب شد در حالى كه برايتان ناخوشايند است. چه بسا چيزى را خوش نداشته باشيد، حال آن كه خيرِ شما در آن است. و يا چيزى را دوست داشته باشيد، حال آنكه شرِّ شما در آن است. و فقط خدا مىداند، و شماهیچ نمى دانيد.

البقرة : 232 وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْواجَهُنَّ إِذا تَراضَوْا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ذلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكُمْ أَزْكى لَكُمْ وَ أَطْهَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ

و هنگامى كه زنان را طلاق داديد و عدّه خود را به پايان رساندند، مانع آنها نشويد كه با همسران (سابق) خويش، ازدواج كنند! اگر در ميان آنان، به طرز پسنديدهاى تراضى برقرار گردد. اين دستورى است كه تنها افرادى از شما، كه ايمان به خدا و روز قيامت دارند، از آن، پند مى گيرند (و به آن، عمل مى كنند). اين (دستور)، براى رشد (خانواده هاى) شما مؤثرتر، و براى شستن آلودگيها مفيدتر است وفقط خدا مى داند و شما هیچ نمى دانيد.

آل عمران : 66 ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ حاجَجْتُمْ فيا لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ فَلِمَ تُحَاجُّونَ فيما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ

شما كسانى هستيد كه درباره آنچه نسبت به آن آگاه بوديد، گفتگو و ستيز كرديد چرا درباره آنچه آگاه نيستيد، گفتگو مى كنيد؟! وفقط خدا مىداند، و شما هیچ نمى دانيد.

النحل : 74 فَلا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثالَ إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ

پس، براى خدا امثال قائل نشويد!فقط خدا مى داند، و شما هیچ نمى دانيد.

النور : 19 إِنَّ الَّذينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ

كسانى كه دوست دارند زشتيها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد، عذاب دردناكى براى آنان در دنيا و آخرت است وفقط خداوند مى داند و شما هیچ نمى دانيد!

 

نبود علم مساوی با وجود وهم و گمان و ظن است :

در این آیه خداوند یافته های انسانی را ظن و گمان معرفی میکند و میگوید علم و دلیل فقط چیزی است که از ناحیه خدا نازل شده و هرچیزی که دلیل از جانب خدا بر آن نازل نشود ظن و گمانی بیش نیست و تبعیت از آن سبب گمراهیست .

النجم : 23 إِنْ هِيَ إِلاَّ أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى

اينها فقط نامهايى است كه شما و پدرانتان بر آنها گذاشته ايد (نامهايى بى محتوا و اسمهايى بى مسمّى)،

و هرگز خداوند دليل و حجتى بر آن نازل نكرده ،

آنان فقط از گمانهاى بى اساس و هواى نفس پيروى مى كنند

در حالى كه هدايت از سوى پروردگارشان براى آنها آمده است! (23)

 

والبته هدایت از جانب خداوند آمده است

المائدة : 15 قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبينٌ

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/02/08 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


سلاح هسته از نظر قرآن

 به نام خدا

 

 

ضعف و ناتوانی دشمنان را جری میکند . 

کاری میکند که دشمن به خود جرات و شهامت تجاوز را میدهد . 

از این گذشته ضعف و ناتوانی امید به نفس و شهامت و جرات و اقتدار دشمن را صد برابر میکند . 

منطق اسلام منطق پیشگیریست . 

اسلام از هر عاملی که سبب ضعف مسلمانان و جرات بخشی به کفار شود جلو گیری میکند . 

علاوه بر این هر لحظه به مسلمانان دستور میدهد باید در زمینه سلاح های جنگی دست برتر وبالا تر را داشته باشند .

 

و هر کس مسلمانان را از داشتن سلاح جنگی دور کند، خلاف قرآن گام برداشته است  

چه آن شخص از بین دشمنان اسلام باشد چه در لباس فقیهان !!! 

قرآن میگوید باید دشمن از شما بترسد . 

پس هر سلاح جنگیی که سبب ترس دشمن بشود را باید فراهم کنید . 

تا مبادا دشمن هوس حمله به شما را بکند . 

و اگر چنین فکر خامی به سرش زد بتوانید با او به بهترین نحو و با کمترین تلفات مبارزه کرده و اورا نابود کنید .

 

بنا براین داشتن سلاح هسته ای بر مسلمانان بر طبق آیه 60 انفال ، واجب میباشد البته تکیه والبته توکل بر سلاح به جای توکل بر خدا حرام بوده و این آغاز سستی و شکست خواهد بود . 

در هر حال به وظیفه ات عمل کن . 

الأنفال : 60

وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فی سَبیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُون 

براى مقابله با دشمنان ، هر چه در توان دارید،آماده کنید ! و اسبهاى ورزیده را هم آماده کنید ، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید!( نقش ارهابی اسلحه )

و (همچنین) گروه دیگرى غیر از اینها را، که شما نمىشناسیدرا با آن سلاح ها بترسانید البته خدا آنها را مىشناسد!( یعنی منافقین داخلی )

و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعى اسلام) انفاق کنید، بطور کامل به شما بازگردانده مىشود، و به شما ستم نخواهد شد!  

 

بنابر این : 

تهیه بهترین سلاح جنگی بر مسلمانان واجب بوده ، اما توکل آنها فقط بر خداست .


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/02/05 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


آیا اگر کسی غیر عمر ازدواج موقت را حرام میکرد ، زنا ترویج نمیشد ؟

 به نام خدا

 

آیا اگر کسی غیر عمر ازدواج موقت را حرام میکرد ، زنا ترویج نمیشد ؟

خیر

باید دانست که هر کسی که ازدواج موقت را حرام بکند نتیجه ، چیزی نیست جز ترویج حرام .

 

البته در این که عمر ( علیه من الرحمن ما یستحق ) اولین کسی بود که به خودش جرات داد حلال خدا را حرام کند شکی نیست .

همان طور دراینکه نتیجه این کار او، همان ترویج زنا و رابطه غیر مشروع بود شکی وجود ندارد .

چرا که امیر مومنین علی علیه السلام به این قضیه شهادت داده اند .

امام صادق علیه السلام میفرمایند :

امیر مومنین علی علیه السلام دائما میفرمودند :
اگر عمر به خاطر سبقت گرفتن بر من ازدواج موقت را حرام نمیکرد هیچ کسی زنا نمیکرد مگر کسی که انسانی شقی و بد بخت باشد . ((1))

مسئولین جمهوری اسلامی هم بدانند که :

اگر مانند عمر ازدواج موقت را حرام کنند نتیجه ای که از کارشان میگیرند همان نتیجه کار عمر خواهد بود چرا که زنا نتیجه نبودن راه صحیح برای ارضای نیاز جنسی است

همان نیازی که جمهوری اسلامی خودش از مهمترین ترویج کنندگان و بر انگیزانندگان آن میباشد .

از تمام امکانات خودتان برای تروج رابطه دختر و پسر با پول بیت المال استفاده میکنید

دوبله فیلمهای خارجی ای که در آن پسرها از این ناراحتند که چرا هنوز شیوه برقراری یک رابطه صحیح را با یک دختر خانم یاد نگرفته اند

ساخت فیلمهایی که دختر و پسر ها عاشق هم شده اند آنهم از طریق دوستی

گذشته از این که سوره نور و مفاد و آیات حجاب و حرمت زنا و لزوم پوشش و احکام آرایش را به زنان یاد ندادید که وقتی به آنها میگویم آیه 31 سوره نور میگوید کفشهایی نپوشید که صدا بدهد تعجب میکنند که همچین آیه در قرآن وجود داشته وما نمیدانستیم ؟
از این گذشته ،

این اواخر که فیلم یوسف نبی علیه السلام را ساخته اید و به وضوح نمایش عشق ورزی یک زن شوهر دار را به یک جوان زیبا به نمایش در آوردید وآخر سر نتیجه گیری کردید که ای جوانها ببینید اگر میخواهید رشد کنید در مقابل خانمهایی که از شما حرام میخواهند صبر کنید.

من خودم به عنوان یک جوان

شاید باورتان نشود

اما دیگر جرات بیرون رفتن ندارم

از بس نگاه های زنان دریده شده .

در حالی که خداوند در همان آیه ۳۱ سوره نور به زنها میگوید نگاه به نامحرم برای آنها نیز حرام است .

 

النور : 31  

 وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَني‏ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَني‏ أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفينَ مِنْ زينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَميعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ


و به زنها ى با ايمان بگو چشم هاى خود را (از نگاه) فروگيرند،
و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را- جز آن مقدار كه نمايان است- آشكار ننمايند
 و (اطراف) روسرى‏هاى خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود)،
و زينت خود را آشكار نسازند مگر براى شوهرانشان، يا پدرانشان، يا پدر شوهرانشان، يا پسرانشان، يا پسران همسرانشان، يا برادرانشان، يا پسران برادرانشان، يا پسران خواهرانشان، يا زنان هم‏كيششان، يا بردگانشان [كنيزانشان‏]، يا افراد سفيه كه تمايلى به زن ندارند، يا كودكانى كه از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نيستند
و هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانيشان دانسته شود
. و همگى بسوى خدا بازگرديد اى مؤمنان، تا رستگار شويد! (31)

 

 

امیرمومنین علی علیه السلام میفرمایند : به زنها سوره یوسف را یاد ندهید که در این سوره فتنه های زیادی ( برای زنان ) وجود دارد بلکه به آنها سوره نور را یاد بدهید که درآن سوره پندها و مواعظ زیادی ( برای زنان ) وجود دارد .

وسائلالشيعة 20 177 َ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ على عليه السلام :

لَا تُعَلِّمُوا نِسَاءَكُمْ سُورَةَ يُوسُفَ وَ لَا تُقْرِءُوهُنَّ إِيَّاهَا فَإِنَّ فِيهَا الْفِتَنَ وَ عَلِّمُوهُنَّ سُورَةَ النُّورِ فَإِنَّ فِيهَا الْمَوَاعِظَ

از طرفی به عنوان حاکم نتنها این اعتقاد را ترویج نکردید که حضور نداشتن زن در جامعه حتی با پوشش کامل بهتر از حضور اوست بلکه حتی پست های اداری خودتان را به افرادی دادید که حتی حجاب شرعیشان را هم رعایت نمیکردند .آنوقت در رساله هاتان نوشتید حضور زن آرایش کرده در جامعه حرام است !!!!

وامروز زنهای جامعه شما در جامعه حضور پیدا میکنند در حالی که معتقدند حضورشان بهتر از عدم حضورشان است

واین دقیقا قدعلم کردن در مقابل فرمایش حضرت زهرا سلام الله علیها است .

(وسائل الشيعة 20   67  ) فَاطِمَةَ عليها السلام فَقَالَتْ : خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ

شما مقصرید که حکم خدا را بیان نکردید .

خلاصه با تمام وجود دختر و پسر را به جان هم انداختید

زمینه براقراری رابطه بین آنها را فراهم کردید

آنگاه دلتان برای پرده بکارت دختران و بی آبرویی آنها سوخت و مصلحت سنجی کردید و حکم خدا را به ضرر جامعه دانستید و فتوا دادید ازدواج موقت دختران باکره بدون اذن پدر حرام است ؟

نتیجه این کار شما از بین بردن رابطه دختر و پسر نبود

بلکه نتیجه آن، ترویج رابطه ای بود مبتنی بر حرام

نتیجه آن ، ترویج زنا بود .

 

باید جواب این مسئله را بدهید

بر طبق کدام دلیل شرعی ؟

آیا در احکام شرعی زمینه مصلحت سنجی شما وجود داشت ؟
آیا خداوند حکیم عالم به مصالح و مفاسد این کار نبود ؟
گیرم خدا از مصلحت و مفسده این حکم غافل شد

شما بی خاصیت ها همان کسانی بودید که به مصلحت و مفسده این حکم پی بردید ؟

شخصی از امام صادق علیه السلام پرسید که آیا ازدواج موقت با دختر باکره ای که با پدر و مادرش زندگی میکند جایز است ؟
حضرت فرمودند بلی جایز است

و من مانند این انسانهای بی خاصیت حرف نمیزنم .((2))

 

آری هر کس ازدواج موقت را حرام کند از دو قاعده کلی خارج نخواهد بود :

1) مانند عمر ، بی خواصیت و مضر خواهد بود ولو در لباس فقیهان باشد

2) نتیجه کارش ترویج زنا و حرام است ، خصوصا که از ترویج کنندگان رابطه دختر و پسر میباشد .

 

 پست مربوط:

مصلحت اندیشی در برابر احکام خدا -
تبعیض در احکام خدا کفر حقیقیست

 

 

((1)) الكافي 5 448 أبواب المتعة ..... ص : 448

قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ كَانَ عَلِيٌّ ع يَقُولُ لَوْ لَا مَا سَبَقَنِي بِهِ بَنِي الْخَطَّابِ مَا زَنَى إِلَّا شَقِيٌّ

 

((2)) - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ قَالَ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ التَّمَتُّعِ مِنَ الْأَبْكَارِ اللَّوَاتِي بَيْنَ الْأَبَوَيْنِ فَقَالَ لَا بَأْسَ وَ لَا أَقُولُ كَمَا يَقُولُ هَؤُلَاءِ الْأَقْشَابُ

تهذيبالأحكام 7 254 24- باب تفصيل أحكام النكاح ..... ص

الإستبصار 3 145 94- باب التمتع بالأبكار ..... ص :

وسائلالشيعة 21 33 11- باب حكم التمتع بالبكر بغير إذن


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/02/03 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت


چرازبان قرآن عربیست ؟

.به نام خدا

 

چرا قرآن به زبان عربی نازل شد ؟ 

 

 امام صادق علیه السلام

در مورد این آیه که خداوند میفرماید :  اگر قرآن را بر بعضی از غیر عربها نازل میکردیم و آن را بر عربها میخواندیم آنها ایمان نمیآوردند   -سوره شعرا 198-

فرمودند :

اگر قرآن برغیر عرب نازل میشد عرب به آن ایمان نمی آورد در حالی که قرآن بر عرب نازل شده ولی غیر عرب ها به آن ایمان آورده اند و این فضیلت و برتری غیر عربهاست بر عربها .  

چرا که مانند عربها بر زبان و ملیت و نژاد خود تعصب به خرج ندادند . 

 

 وَ لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى بَعْضِ الْأَعْجَمِینَ فَقَرَأَهُ عَلَیْهِمْ ما کانُوا بِهِ مُؤْمِنِینَ قَالَ الصَّادِقُ ع لَوْ نُزِّلَ الْقُرْآنُ عَلَى الْعَجَمِ مَا آمَنَتْ بِهِ الْعَرَبُ وَ قَدْ نُزِّلَ عَلَى الْعَرَبِ فَآمَنَتْ بِهِ الْعَجَمُ فَهَذِهِ فَضِیلَةُ الْعَجَمِ ( بحارالأنوار 64 173 )

 

  

قرار است خداوند برای هدایت بشریت برنامه بدهد .

چرایی و علت این امر نیاز به تبیین دارد .

اما به طور خلاصه بدانیم که:

 

نقص کار عقلی انسان که به خاطر احاطه نداشتن بر امور غیر مادی و محدود بودن مشاهده انسانی به عالم ماده و احتمال خطا در پردازش اطلاعات محدود به عالم ماده و احتمال خطای در مشاهده امور مادی میباشد ، سبب میشود که انسان و عقل او نتواند حکمی قطعی ویقینی نسبت به امور را صادر کند و برای هر حکم خود احتمال خلاف آنرا نیز میدهد الا حکم به غیر یقینی بودن احکام خودش .

 

به بیانی واضح تر عقل یقین میکند که نمیتواند حکمی یقینی بدهد . یعنی یقین به ناقص بودن خود میکند .

این همان بیان لزوم تشریع میباشد .

لزوم وحی و سخن گفتن خداوند با بشریت ، نقص و ناتوانی بشر از صدور برنامه زندگیست .

 

این نقص همیشه انسان را همراهی میکند وتا انسان ، انسان است نیاز مند برنامه الهی خواهد بود .

 

اما نکته اصلی است که این برنامه باید به چه زبانی بیان شود ؟

 

و آیا باید برای هر زبانی برنامه ای به آن زبان را نازل کرد ؟

 

پاسخ به سوال دوم زمانی آشکار میشود که بفهمیم عالم معنا یک عالم مشترک بین همه انسانهاست .

عالم الفاظ است که عالم تفرقه و جداییست . 

خورشید در معنا همان شمس است

و شمس در معنا همان sun است . 

و انسان با عالم حقیقت مواجه میباشد .

 و برای رسیدن به عالم حقیقت الفاظ را استخدام میکند .بنابر این الفظ هیچ موضوعیتی در زندگی بشر ندارد و فقط ابزاری است برای انتقال به معنا .

حتی ابندای امر تمام انسانها در یک خانواده کوچک جمع شده بودند و همه برای اشیاء خارجی اسم های یکسان انتخاب کرده بودند .

به مرور زمان و با تکثیر نسل و جابجایی ها لهجه های گوناگون پدید آمد .

با گذشت زمان و کشف مادیات و روابط بیشتر بین عالم ماده کم کم گویش ها نیز تغییر کرد .

تا اینکه امروز ما شاهد هستیم که صد ها نوع زبان در بین انسانها رایج میباشد .

 

اما همان طور که بیان شد همه این زبانها در اصل معنا با هم مشترک هستند ،مگر نمی بینید که یک مترجم زبانهای گونا گون را به سایر زبانها ترجمه میکند ؟
 

بدون اشتراک الفاظ مختلف در معنای واحد چگونه ترجمه زبانی به زبان دیگر ممکن خواهد بود ؟ 

از طرفی خداوند برای هدایت بشریت باید برنامه بدهد .و از طرفی اصل تمام برنامه ها در عالم معنا سیر میکنند یعنی اصل در برنامه ها ، انتقال انسان به معنای برنامه است و الفاظ فقط وسیله ای برای انتقال به معنا انتخاب شده اند و این الفاظ موضوعیتی در کلام هیچ گوینده ای ندارند .

پس باید برای برنامه زبان و لفظ انتخاب شود .

 

وچون معنا بین همه انسانها مشترک است و زبانها مختلف ؛ دونکته کلی نتیجه گیری میشود : 

1 ) یک زبان برای انتقال معنای مورد نظر خداوند به بشریت کفایت میکند و نیازی نیست این برنامه به چند زبان بیان شود چون معنا بین همه الفاظ مشترک است . 

2 ) نباید در عالم الفاظ باقی ماند بلکه باید از آن گذر کرد و به عالم معنای آن الفاظ رسید و باقیماندن در عالم الفاظ و اینکه مثلا چرا قران عربی نازل شد و فازسی نازل نشد ، کاری احمقانه و خلاف عقل است .

در ادامه به یاری خدا بیان خواهد شد که انتقال به معنا بدون نظر گرفتن الفاظ ، یک نوع فضیلت و برتری است که غیر عرب را بر عرب برتری داده است ، چرا که اگر قران به زبانی غیر عربی نازل میشد عربهای متعصب ، تعصب به خرج میداند و به آن ایمان نمی آوردند در حالی که این تعصب باطل بین غیر عربها وجود نداشت بنا براین آنها به قرآن ایمان آوردند و میاورند .

امید است دوباره غیر عربها دچار تعصب باطل نشوند و چون زبان قرآن عربیست در عالم الفظ باقی نمانند بلکه متوجه معنای مقصود خداوند شده وجرات این را به خود ندهند که به انتخاب خداوند حکیم ایراد بگیرند .

 

به این آیات توجه کنید :

 

خداوند در این آیات میفرماید: میدان الفاظ ، مانند میدان مین می ماند مواظب باشید گرفتار آن نشوید :

المدثر : 30 عَلَیْها تِسْعَةَ عَشَرَ

نوزده نفر به عنوان مامور بر در جهنم قرار داده شده اند

المدثر : 31 وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ النَّارِ إِلاَّ مَلائِکَةً وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ إِلاَّ فِتْنَةً لِلَّذینَ کَفَرُوا لِیَسْتَیْقِنَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ وَ یَزْدادَ الَّذینَ آمَنُوا إیماناً وَ لا یَرْتابَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِیَقُولَ الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْکافِرُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلاً کَذلِکَ یُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدی مَنْ یَشاءُ وَ ما یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلاَّ هُوَ وَ ما هِیَ إِلاَّ ذِکْرى لِلْبَشَرِ

مأموران جهنم را فقط از فرشتگان قرار دادیم،

و تعداد آنها را جز براى آزمایش کافران معیّن نکردیم

تا اهل کتاب یقین پیدا کنند و بر ایمان مؤمنان افزوده شود ، و اهل کتاب و مؤمنان (در حقّانیّت این کتاب آسمانى) تردید به خود راه ندهند،

و بیماردلان و کافران بگویند: « ( خدا چرا گفت نوزده تا ؟) و خداوند از این توصیف چه منظورى دارد؟!»

این گونه خداوند هر کس را بخواهد گمراه مىسازد

و هر کس را بخواهد هدایت مىکند!

و لشکریان پروردگارت را جز او کسى نمىداند، و این جز هشدار و تذکّرى براى انسانها نیست!

 

آری در این آیات خداوند اراده کرده که شدت عذاب آخرت را بیان کند اما کسانی که در الفاظ آن باقی میمانند و به معنای حقیقی آن توجه نمیکنند از حقیقت امر دور میمانند و گمراه میشوند .

 

 

آری غیر عرب ، بدون تعصب بر زبان قرآن ، هدایت را از آن میگیرند و مانند عرب بر باطل که همان نژاد و قومیت و زبان است تعصب به خرج نمیدهند .مواظب باشید مانند عرب بر زبان و نژاد خود تعصب به خرج ندهید که فضیلت شما از بین خواهد رفت .

 

این اولین نکته که نباید در الفظ باقیماند بلکه باید از آنها برای انتقال به معنای مورد نظر خدا استفاده کرد تا به این وسیله از هدایت شدگان قرار بگیریم .

 

 

 

 

اما نکته دوم :  

خداوند حکیم هیچ کاری را بدون دلیل انجام نمی دهد واگر در بین همه زبانها ، زبان عربی را برای قران انتخاب کرده حتما دلیلی برای این کار خواهد داشت .

 

برای این که متوجه آن دلیل بشویم به این نکات توجه کنید : 

) در عالم الفاظ برای هر معنا یک لفظ انتخاب میشود .

2) این الفاظ خود دارای زیبایی در بیان میباشد .

3) زبانی که از تعداد الفاظ بیشتری بر خوردار است از قوت و غنای بیشتری برخودار خواهد بود .چرا که این به این معناست که حقیقت های بیشتری را کشف کرده وبرای هین است که دامنه لغات گسترده تری دارد .

4) حقیقت های خارجی و موجودات مادی دارای حالات مختلف و مکانهای مختلف و زمانهای مختلفی هستند که هر کدام از این حالات و مکانها و زمانها میتواند در انتخاب لفظ مستقل تاثیر داشته باشد در بعضی از زبانها برای تک تک حالات و زمانها و مکانهای یک موضوع و شی خارجی ، لفظ وحود دارد ومتاسفانه در اکثر زبانهای دنیا حالات مختلف اشیاء در تغییر نام و لفظ آنها تاثیری ندارد بنا براین گوناگون بودن اسم یک شی در حالات مختلفش ، یک نوع غنای ادبی و لغتی به آن زبان میبخشد .

 

تمام این نکات در زبان عربی قابل مشاهده است بلکه زبان عربی غنی ترین زبان رایج دنیاست .

این مطلب موجب میشود که به راحتی امکان توصیف حالات مختلف هر گویشی به زبان عربی قابل تبیین باشد اما تبیین حالات مختلفی که درزبان عربی بیان شده توسط هیچ زبانی به راحتی امکان پذیر نخواهد بود بلکه نیازمند توضیح و اضافات در انتخاب کلمات می باشد در این صورت زبانی برتری خواهد داشت که :

 

اولا سرعت انتقال بالاتری به معنای مورد نظر داشته باشد

ثانیا دقت بیانی بالاتری داشته باشد

ثالثا زیبایی ظاهری الفاظ آن بر شیوایی بیان در آن زبان بیافزاید .

 

بر این اساس زبانی که از لحاظ لغات دارای غنای بیشتری بوده و کشف حالات مورد نظر خداوند توسط آن راحت تر انجام بگیرد و از طرفی دقت عقلی زیادی را طلب کند تا به همه بفهماند هیچ کس مانند من نمیتواند بیاورد زبان عربی خواهد بود .

 

برای اثبات مقدمات بالا اگر در حکیم بودن خداوند و حیکمانه بودن انتخاب او شک دارید بهتر است به کتابهای زبان شناسی مراجعه کنید و از آنها بپرسید چه عواملی موجب غنای یک گویش و ترجیح ان گویش بر سایر زبانها میشود .

 

 

 

 

امام صادق علیه السلام در مورد این آیه که خداوند میفرماید ما قرآن را به زبانی عربی که آشکار کننده است نازل کردیم ، فرمودند:

عربی تمام گویش ها را آشکار میکند اما هیچ گویشی نمیتواند آنرا آشکار کند وتوضیح دهد . 

7591- مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِی حَمَّادٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِلِسانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ قَالَ یُبَیِّنُ الْأَلْسُنَ وَ لَا تُبَیِّنُهُ الْأَلْسُنُ وسائلالشیعة 6 150

 

این مطلب یک قدر متیقن و وجه مشترک بین همه انسانها ایجاد میکند همه زبان عربی را به طور دقیق میتوانند بفهمند اما عربها نمیتوانند زبان غیر عربی را به طور دقیق بفهمند .

 

 

النحل : 103 وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّما یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِیٌّ مُبینٌ  

ما مى دانیم که آنها مى گویند: «این آیات را انسانى به او تعلیم مى دهد!» در حالى که زبان کسى که اینها را به او نسبت مى دهند غیر عربیست ولى این (قرآن)، زبان عربى آشکار است!  

فصلت : 44 وَ لَوْ جَعَلْناهُ قُرْآناً أَعْجَمِیًّا لَقالُوا لَوْ لا فُصِّلَتْ آیاتُهُ ءَ أَعْجَمِیٌّ وَ عَرَبِیٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذینَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ وَ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ فی آذانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَیْهِمْ عَمًى أُولئِکَ یُنادَوْنَ مِنْ مَکانٍ بَعیدٍ  

اگرآن قران را قرآنى غیر عربی قرار مى دادیم حتماً مى گفتند: «چرا آیاتش روشن نیست؟!

قرآن غیر عربی و عرب؟!

بگو: «این (کتاب) براى کسانى که ایمان آورده اند هدایت و درمان است

ولى کسانى که ایمان نمى آورند، در گوشهایشان سنگینى است و گویى نابینا هستند و آن را نمى بینند آنها (همچون کسانى هستند که گویى) از راه دور صدا زده مى شوند!»

 

درست مثل اینکه نبی خدا از جنس انسانهاست در حالی که جنیان نیز باید دین خدا را بپذیرند و به رسول خدا ایمان بیاورند.

رسول انسانی قابل استفاده برای هم انسانهاست وهم برای جنیان

اما رسول جنی قابل استفاده برای انسانها نیست چون دیده نمیشود .و از جنس مشترک نیست .

رسولی که دیده میشده ، انکار شد چه رسد به رسولی که از جنس انسانها نیست . 

 

الجن : 1 قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً

بگو: به من وحى شده است که جمعى از جنّ به سخنانم گوش فرا داده اند، سپس گفتهاند: «ما قرآن عجیبى شنیدهایم ... 

الأنعام : 9 وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَکاً لَجَعَلْناهُ رَجُلاً وَ لَلَبَسْنا عَلَیْهِمْ ما یَلْبِسُونَ

و اگر او را فرشتهاى قرار مى دادیم، حتماً وى را بصورت انسانى درمى آوردیم (باز به پندار آنان،) کار را بر آنها مشتبه مى ساختیم همان طور که آنها کار را بر دیگران مشتبه مى سازند! (9)

 

 

 

 

 

در آیات زیر خداوند علت اینکه قرآن را به زبان عربی نازل کرده بیان میکند :  

اثبات خدا و عدم تحریف قرآن در همین وبلاگ به طور اجمالی در این ادرس بیان شده است .

 

یوسف : 2 إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ

ما آن را قرآنى عربى نازل کردیم، شاید شما اندیشه کنید  

الرعد : 37 وَ کَذلِکَ أَنْزَلْناهُ حُکْماً عَرَبِیًّا وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا واقٍ

همانگونه (که به پیامبران پیشین کتاب آسمانى دادیم،) بر تو نیز این (قرآن) را به زبان عربی روشن و صریحى نازل کردیم

و اگر از هوسهاى آنان- بعد از آنکه آگاهى براى تو آمده- پیروى کنى، هیچ کس در برابر خدا، از تو حمایت و جلوگیرى نخواهد کرد.  

طه : 113 وَ کَذلِکَ أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا وَ صَرَّفْنا فیهِ مِنَ الْوَعیدِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ أَوْ یُحْدِثُ لَهُمْ ذِکْراً  

و این گونه آن را قرآنى عربى [فصیح و گویا] نازل کردیم، و انواع وعیدها (و انذارها) را در آن بازگو نمودیم، شاید تقوا پیشه کنند یا براى آنان تذکّرى پدید آورد! 

الزمر : 28 قُرْآناً عَرَبِیًّا غَیْرَ ذی عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ

قرآنى است به زبان عربی فصیح و به دور از هر گونه کجى و نادرستى، شاید آنان پرهیزگارى پیشه کنند! (28) 

فصلت : 3 کِتابٌ فُصِّلَتْ آیاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ

کتابى که آیاتش هر مطلبى را در جاى خود بازگو کرده، در حالى که عربی فصیح و گویاست براى جمعیّتى که آگاهند! (3) 

الشورى : 7 وَ کَذلِکَ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها وَ تُنْذِرَ یَوْمَ الْجَمْعِ لا رَیْبَ فیهِ فَریقٌ فِی الْجَنَّةِ وَ فَریقٌ فِی السَّعیرِ  

و این گونه قرآنى عربى [فصیح و گویا] را بر تو وحى کردیم تا «أمّ القرى» [مکّه] و مردم پیرامون آن را انذار کنى و آنها را از روزى که همه خلایق در آن روز جمع مىشوند و شکّ و تردید در آن نیست بترسانى گروهى در بهشتند و گروهى در آتش سوزان! (7) 

الزخرف : 3 إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ

که ما آن را قرآنى فصیح و عربى قرار دادیم، شاید شما اندیشه کنید  

الأحقاف : 12 وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَةً وَ هذا کِتابٌ مُصَدِّقٌ لِساناً عَرَبِیًّا لِیُنْذِرَ الَّذینَ ظَلَمُوا وَ بُشْرى لِلْمُحْسِنینَ

و پیش از آن، کتاب موسى که پیشوا و رحمت بود (نشانه هاى آن را بیان کرده)، و این کتاب هماهنگ با نشانههاى تورات است در حالى که به زبان عربى و فصیح و گویاست، تا ظالمان را بیم دهد و براى نیکوکاران بشارتى باشد! (12) 

سوره شعرا

وَ إِنَّهُ لَتَنزِیلُ رَبِّ الْعَالَمِینَ(192)

نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ(193)

عَلىَ قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنذِرِینَ(194)

بِلِسَانٍ عَرَبىٍِّ مُّبِینٍ(195)

وَ إِنَّهُ لَفِى زُبُرِ الْأَوَّلِینَ(196)

أَ وَ لَمْ یَکُن لهَُّمْ ءَایَةً أَن یَعْلَمَهُ عُلَمَؤُاْ بَنىِ إِسْرَ ءِیلَ(197)

وَ لَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلىَ بَعْضِ الْأَعْجَمِینَ(198)

فَقَرَأَهُ عَلَیْهِم مَّا کَانُواْ بِهِ مُؤْمِنِینَ(199)

کَذَالِکَ سَلَکْنَاهُ فىِ قُلُوبِ الْمُجْرِمِینَ(200)

لَا یُؤْمِنُونَ بِهِ حَتىَ یَرَوُاْ الْعَذَابَ الْأَلِیمَ(201) 

مسلّماً این (قرآن) از سوى پروردگار جهانیان نازل شده است! (192)

روح الامین آن را نازل کرده است ... (193)

بر قلب تو، تا از انذارکنندگان باشى! (194)

آن را به زبان عربى آشکار (نازل کرد)! (195)

و توصیف آن در کتابهاى پیشینیان نیز آمده است! (196)

آیا همین نشانه براى آنها کافى نیست که علماى بنى اسرائیل بخوبى از آن آگاهند؟! (197)

هر گاه ما آن را بر بعضى از عجم [غیر عرب] ها نازل مى کردیم ... (198)

و او قرآن را بر ایشان مى خواند، به آن ایمان نمىآورند! (199)

(آرى،) این گونه (با بیانى رسا) قرآن را در دلهاى مجرمان وارد مى کنیم! (200)

(امّا) به آن ایمان نمى آورند تا عذاب دردناک را با چشم خود ببینند! (201)


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/02/01 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت


لذت غیر حرام

به نام خدا

 

 

یک نفرمی ره چشم پزشکی

- میگه :آقای دکتر چشمای من خیلی ضعیف شده !!

- دکتر می گه : مثلا چقدر ضعیفه ؟

- آنقدر که شما آن مگس روی دیوار را می بینید ولی من آن را نمی بینم !!!!!!!!

 

ادامه در :                       جذاب و شیرین


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/31 ساعت موضوع کمی بخندیم | لینک ثابت


آیا اهل کتاب کافرند ؟

به نام خدا

سایر موضوعات مرتبط با این موضوع :

                                                       اتحاد کتب آسمانی در تشریع اصول و فروع و بیان حکم

                                                                عیسای مسیحیان خدا را خوب عبادت نمیکرد         

                                                                              مجوس اهل کتاب نیستند

                                       شباهت به کفار حرام است پس جشنهای نوروزی هم حرام است .

 

شروع بحث:

 رد خدا بد تر است یا رد کلام خدا ؟


کفر یعنی پوشاندن حقیقت .

اسلام یعنی تسلیم محض خدا بودن .

یعنی تسلیم حکم خدا بودن .

از دید گاه خداوند کسانی حقیقتا مسلمانند که به طور خالص فقط کلام خدا را اطاعت کنند و از هر کلامی غیر کلام خدا دوری کنند .

و به تمام کلام خدا عمل کنند نه به بعضی از سخنان خدا .

از دید خدا کسانی که هم به سخن خدا عمل میکنند هم به سخن غیر خدا و کسانی که به بعضی از سخنان خدا عمل میکنند نه به همه آن ؛ چنین کسانی از دید خدا مسلمان نیستند بلکه کافر حقیقی همین افراد میباشند .

از دید خدا تبعیض در بین احکام خدا و تبعیض بین رسولان خدا که منجر به تبعیض در بین احکام خدا میشود همان کفر حقیقیست .

تبعیض در احکام خدا کفر حقیقیست

به این افراد اگر در درون دین اسلام بوده و به ظاهر متدین به دین اسلام باشند منافق گفته میشود و اگر داخل در اسلام نباشند به آنها کافر گفته میشود .ولی به شهادت قرآن همه این گروه از دسته کسانی هستند که حقیقتا کافر میباشند .

الزمر : 2 إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ

الزمر : 11 قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ

غافر : 14 فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ

 

تنها فرق بین منافقین و کفار اهل کتاب در این است که منافق کفر خود را آشکار نکرده از این جهت ما نمیتوانیم احکام کافر را بر او اعمال کنیم ولی کسانی که بین انبیاء خدا فرق گذاشته اند و سخنان انبیاء خدا را رد کرده اند ، به طور آشکار کفر خود را اعلام کرده اند و امکان اعمال احکام کفار بر انها برای ما وجود دارد .

نکته بعدی

بعد از اثبات وجود خدا این مطب ثابت میباشد که :

ممکن است خدا با انسان حرف بزند همانگونه که ممکن است حرف نزند .

:(اثبات وجود خدا :نه خود خالق خویشند و نه هیچ )

امکان تکلم خداوند با بشریت همان چیزی است که زمینه را برای پذیرش ادعای انبیاء فراهم میکند .

چرا که آنها ادعا میکنند از جانب خدا برای انسانیت خبر آورده اند و کافیست یک دلیل محکم برای اثبات ادعای خودشان اقامه کنند مثل اینکه کاری را بکنند که در توان بشریت نباشد در این صورت ما میفهمیم منشاء این کار خارق العاده انسان نخواهد بود بلکه کسی میباشد که قدرت او ما فوق قدرت انسانها میباشد ( البته باید کار او را دید که آیا در توان بشر هست یا نه )

درهرحال اگراحتمال اینکه خدا با بشرحرف بزند وجود نمیداشت پذیرش ادعای انبیاء غیر ممکن و اصلا یک کار بیهوده می بود .

اما بعد از اینکه ثابت شد کسی که ادعای نبوت میکند واقعا نبی است مثلا معجزه ای برای اثبات ادعای خودش آورده که ما درک میکنیم منشاء این کار خداست در این صورت چون نبی کسی است که از جانب خدا برای بشریت خبر می آورد به یقین خبر آوردن او را نیزباید قبول کنیم .

واگر کسی خدا را قبول کند اما کلام خدا را رد کند چنین کسی کافر حقیقیست و اصلا خود خدا را قبول ندارد .

اما همان طور که شاهد هستیم چندین گوینده وچندین نقل کننده خبر از جانب خدا درطول تاریخ برای بشریت خبرآورده اند .

این امر نیز محال نیست .

چرا که انسانها در طول تاریخ نیازمند کسی هستند که از جانب خدا برایشان خبر بیاورد.( علت نیاز نیز قابل اثبات است البته در فرصتی دیگر به یاری خدا )

بله چنین امری که چند نفر از جانب خدا خبر بیاورند امری محال نیست و فقط کافیست ثابت شود که ادعای این اشخاص یک ادعای دروغین نیست و واقعا آنها نبی خدا هستند .

والبته راه اثبات این مطلب همانطور که بیان شد انجام کاریست که در توان انسانها نباشد و ما از این کار بفهمیم که واقعا او از جانب خدا برای ما خبر آورده است .

وقتی اثبات شد او واقعا نبی خداست اثبات میشود که منبع سخن او با منبع سخن سایر انبیاء خدا یکیست .

وهمان طور که باید سخنان پیامبر قبلی را پذیرفت چون سخن خداست همانطور نیز باید سخنان پیامبر جدید را پذیرفت چرا که باز هم منبع سخن خداست .

و رد کلام پیامبر بعدی نیز مساوی با رد وجود خداست .

از این جهت فرقی بین انبیاء الهی وجود ندارد .

سوره نساء--- إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یُرِیدُونَ أَن یُفَرِّقُواْ بَینَْ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَ یُرِیدُونَ أَن یَتَّخِذُواْ بَینَْ ذَالِکَ سَبِیلاً(150)أُوْلَئکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقًّا وَ أَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ عَذَابًا مُّهِینًا(151)

کسانى که خدا و پیامبرانِ او را انکار می کنند،

و می خواهند میان خدا و پیامبرانش تبعیض قائل شوند، و مى گویند: «به بعضى ایمان مىآوریم، و بعضى را انکار مى کنیم» و مى خواهند در میان این دو، راهى براى خود انتخاب کنند ... (150)

آنها کافران حقیقى اند و براى کافران، مجازات خوارکنندهاى فراهم ساخته ایم. (151)

آل عمران -- قُلْ ءَامَنَّا بِاللَّهِ وَ مَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَ مَا أُنزِلَ عَلىَ إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْبَاطِ وَ مَا أُوتىَِ مُوسىَ وَ عِيسىَ وَ النَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَينَْ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ(84)

بگو: «به خدا ايمان آورديم و (همچنين) به آنچه بر ما( مسلمانان ) و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل گرديده و آنچه به موسى و عيسى و (ديگر) پيامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است ایمان آورده ایم ، ما در ميان هيچ يك از آنان فرقى نمى گذاريم و در برابرِ او تسليم هستيم.»

البته نباید از این نکته غافل شد که اثبات نبوت یک نبی مساوی با سالم ماندن کلام او از تحریف نیست و باید به طور جدا گانه اثبات کرد که کلام او در طول تاریخ دچار دستبرد نشده است .

بر این اساس ما یقین داریم از بین سخنان تمام انبیاء الهی ، تنها سخنانی را که نبی گرامی اسلام صلی الله علیه وآله از جانب خداوند آورده دچار تحریف و دستبرد نشده چرا که اصل معجزه نبی اسلام خود قرآن و تحریف نا پذیری قرآن میباشد که با ختم نبوت و بسته شدن دریچه وحی کاملا سازگار است چرا که اگر قرار است دوباره وحیی نازل نشود پس باید آخرین وحی الهی از هرگونه تحریف و دستبردی در امان باشد .تواتر نقلی تاریخ واتحاد نقلهای قرآن نیز موید این مطلب بوده و البته خداوند همان گونه که توان بیان قرآن را دارد همانگونه توان حفظ کلام خود را نیز خواهد داشت .

الإسراء : 88 قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهيراً

بگو: «اگر انسانها و پريان (جن و انس) اتفاق كنند كه همانند اين قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهند آورد هر چند يكديگر را (در اين كار) كمك كنند. (88)

الحجر : 9 إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ

ما قرآن را نازل كرديم و ما بطور قطع می توانیم میتوانیم و میتوانیم آنرا حفظ کنیم .

 

بر این اساس تنها راه ما برای رسیدن به کلام سایر انبیاء الهی دریچه قرآن میباشد چرا که تنها کلامی که به شهادت عقل ،خدا و تاریخ ، تحریف نشده قرآن میباشد که این قرآن بسیاری از اوقات از کلام سایر انبیاء که به شهادت تاریخ ، عقل و خدا دچار دستبرد شده خبر میدهد.

وچون قرآن از آنها خبر میدهد برای ما وجود این اخبار در کتب سایر انبیاء یقینی میشود و الا راهی برای رسیدن به یقین برای ما وجود نداشته و ندارد .

 

این هم نکته ای دیگر.

اما نکته بعدی :


ما باید بدانیم که انسانها دو گروه هستند :

یا برای آنها پیامبری مبعوث شده یا نه .

اگر برای آنها پیامبر مبعوث شده باشد و او را و کتابش را پذیرفته باشند به این گروه از مردم گفته میشود اهل کتاب و دارای کتاب.

اما اگر پیامبری برای آنها مبعوث نشده ویا اگر مبعوث شده اما او و کتابش را رد کرده اند قطعا این گروه از اهل کتاب نخواهند بود .

بر این اساس باد بدانیم که در اصل این که قوم زردشت دارای نبی بوده اند و اگر نبی داشته اند کتاب او را پذیرفته اند جای بحث و تحقیق است و نمیتوان بدون دلیل آنها را از اهل کتاب دانست .

البته برای ما بر اساس روایت امام صادق علیه السلام یقینی است که زردشت اهل کتاب نیستند .

با این حال در مقام بحث با شما فرض میگیریم این قوم نیز از اهل کتاب میباشند .و در نهایت به شما خواهیم گفت قوم زدتشت از قوم مسیح برتر نخواهند بود .

در حالی که ما فرض کرده ایم که هر دو قوم از اهل کتاب هستند باید به شما بگوییم که به شهادت قرآن مسیحیون نیز از دسته کفار میباشند در حالی که در نبوت مسیح علیه السلام هیچ شکی وجود ندارد و از طرفی به شهادت خود قران نزدیک ترین افراد به مومنین کسانی هستند که میگویند ما نصارا ( مسیحی ) هستیم .

المائدة : 82 لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصارى ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ

بطور مسلّم، دشمنترين مردم نسبت به مؤمنان را، يهود و مشركان خواهى يافت و نزديكترين دوستان به مؤمنان را كسانى مىيابى كه مىگويند: «ما نصارى هستيم» اين بخاطر آن است كه در ميان آنها، افرادى عالم و تارك دنيا هستند و آنها (در برابر حق) تكبّر نمىورزند. (82)

 

البته علت کافر بودن مسیحیون تفصیلا بیان خواهد شد با یاری خدا .

اما اجمالا بدانید آنها اولین چیزی را که به آن کفر ورزیدند و آن را انکار کردند کلام نبی خودشان حضرت عیسی علیه السلام بود چرا که به شهادت قرآن عیسی علیه السلام خبر به نبوت محمد صلی الله علیه وآله داده بود اما مسیحیون این خبر حضرت را هنوزهم قبول نکرده و نمیکنند .

الصف : 6 وَ إِذْ قالَ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَني إِسْرائيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَيِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبينٌ

و (به ياد آوريد) هنگامى را كه عيسى بن مريم گفت: «اى بنى اسرائيل! من فرستاده خدا به سوى شما هستم در حالى كه تصديق كننده كتابى كه قبل از من فرستاده شده [تورات] مىباشم، و بشارتدهنده به رسولى كه بعد از من مىآيد و نام او احمد است!» هنگامى كه او [احمد] با معجزات و دلايل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: «اين سحرى است آشكار»! (6)

به امید روز ظهور قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه و اثبات شهادت حضرت مسیح به نبوت محمد صلوات الله علیه و علی آله و علی انبیاءالله اجمعین ،

آنهم به طور عملی و با اقتدا حضرت مسیح به قائم آل محمد علیهما السلام .

 

اما نکته بعدی:

اینکه کسی از اهل کتاب باشد مساوی با این نیست که او کافر نخواهد بود ، خیر اتفاقا باید بدانید که کفار دو گروه هستند یا کفار اهل کتاب یا کفار غیر اهل کتاب .

تازه این تقسیم بندی بر اساس تقسیم بندی متداول بین علماء میباشد.

که حق این است که بگوییم کفار دو نوعند یا کفار ذمی یا کفار محارب .چه کفار اهل کتاب باشند وچه نه، آنها یا با ما در حال جنگ هستند یا با خفت و خواری در سایه اسلام زندگی میکنند و جزیه میپردازند .

التوبة : 29 قاتِلُوا الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا يَدينُونَ دينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ

کسانی را از اهل کتاب كه نه به خدا، و نه به روز جزا ايمان دارند، و نه آنچه را خدا و رسولش تحريم كرده حرام مىشمرند، و نه آيين حق را مىپذيرند، بکشید تا این كه با خضوع و تسليم، جزيه را به دست خود بپردازند!

در این آیه انسانها به دو دسته تقسیم شده اند :

یا کسانی که به خدا و روز قیامت ایمان آورده اند و حرام خدا و رسولش را حرام میدانند و متدین به دین حق شده اند که بر اساس استدلال فوق و ایاتی که میگوید دین در نزد خدا فقط اسلام است و ایاتی که به انها اشاره خواهم کرد ، که آن آیات صریحا اهل کتاب و کسانی که بین رسولان خدا فرق می گذارند را کافر میخواند .براین اساس این گروه اول همان مومنین حقیقی خواهند بود .

و اما گروه دوم کسانی هستند که یا اصلا به خدا و روز قیامت ایمان ندارند ( قطعا اهل کتاب نیستند )

یا کسانی هستند که به خدا و روز قیامت ایمان دارند اما حرام خدا و رسولش را حرام نمیدانند ( مثل بهاییت وهابیت و علماء اهل سنت که علم به حقانیت امامت و خط تشیع دارند ولی آنرا انکار میکنند ویا کسانی که احکام خدا را با حیث انتساب به خدا رد میکنند و اصطلاحا بر اساس این آیه به آنها مرتد گفته میشود )

ویا خدا و روز قیامت را قبول دارند اما متدین به دین حق یعنی دین اسلام نیستند ( مثل مسیحیت یهودیت و هر ایینی که دارای کتاب میباشند )

وهمان طور که شاهد هستید همه این طوائف سه گانه در یک ردیف ذکر شده اند و کشتن آنها براساس این آیه واجب میباشد

دراین بین کشتن اهل کتاب که متدین به دین حق نشده اند واجب دانسته شده مگر این که با خفت و خواری جزیه بپردازند و به قوانین اسلام احترام بگذارند و در مقام مبارزه با مسلکانان بر نیایند .

براین اساس کفار یا در حال پرداخت جزیه هستند و به قوانین اسلام احترام میگذارند و از این جهت به آنها کافر گفته میشود که حکم خدا را کافر شده اند که به آنها کافر ذمی گفته میشود

یا به قوانین اسلام احترام نمیگذارند و جزیه نمیدهند بلکه در حال مبارزه با اسلام نیز میباشند که البته آیه به چنین کسانی ولو با مسلمانان جنگ نکنند کفاری میگوید که باید با آنها جنگید و از این جهت باز آنها کفار حربی میباشند .

 

 

 

پس تقسیم بندی صحیح به این گونه است :

انسانها یا تسلیم محض احکام خدا به طور خالص و ناب هستند یا نه

اگر تسلیم هستند به انها مسلمان گفته میشود

و اگر نه کافر

کفار خود دو نوع هستند یا کفاری که به قوانین اسلام احترام میگذارند و جزیه میدهند که به این گروه کفار اهل ذمه گفته میشود چه اهل کتاب باشند چه نه .

یا به قوانین اسلام احترام نمیگذارند و جزیه نمیدهند که به آنها کافر حربی گفته میشود چه اهل کتاب باشند وچه نه .

 

نکته اصلی :

به فرض که زردشت از اهل کتاب باشند بازهم کافر خواهند بود و ادله حرمت تشبه به کفار شامل حال آنها میشود .

تشبه به کفار در حدودی میباشد که بر اساس دین اسلام مباح بوده . از طرفی سنت کفار قرار گرفته است چنین موردی موضوع ادله حرمت تشبه به کفار است و نه آن حدودی که از جانب خدا به آن امر یا نهیی صورت گرفته ولو در حد ارشاد .ونه حتی موضوعات مباحی که سنت کفار نیست چنین مواردی تحت عنوان عام تشبه به کفار نخواهد بود .

در کتاب اوستا که نماد آیین زردشت است عید گرفتن نورز از سنتهای زردشت معرفی شده و بیان شده کسی که این روزرا عید نداند زردشتی نیست ، زردشتی کسی است که تا سیزده روز بازار را تعطیل کرده و به دیدار هم بروند و به هم تبریک بگویند و عیدی بدهند و هفت سین به نام خدایان آسمانهای هفتگانه بر سر سفره بگذارند و به همین ترتیبی که امروزه متاسفانه ما شاهد ان هستیم .

در هر حال همان طور که نمیشود به زور اثبات کرد که کاری سنت قومی قرار گرفته به زور هم نمیتوان سنتهای اقوام را انکار کرد .

بازهم خواست خواست شماست اما در نهایت این را بدانید که عید یک واژه درون دینی بوده و اثبات عید بودن نیازمند دلیل از جانب خداست خصوصا که ادله اعیاد مسلمین را در چهار عید محصور میداند : عید فطر قربان غدیر و جمعه .

وخصوصا که پیامبر اکرم صلی الله علیه واله از تعویض و تبدیل نوروز با فطر برای مسلمین خبر میدهند ( مستدركالوسائل 6 153 )

و امام موسی کاظم علیه السلام این نکته که اسلام ، نوروز را رد کرده و از بین برده را تایید میکنند و به خدا پناه میبرند از این که چیزی را زنده کنند که اسلام انرا از بین برده است . ( المناقب ج : 4 ص : 318)

 

در این آیه خداوند صریحا نصارا و یهود را از دسته کفار مینامد :

التوبة : 30 وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسيحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ

يهود گفتند: «عزير پسر خداست!» و نصارى گفتند: «مسيح پسر خداست!» اين سخنى است كه با زبان خود مىگويند، كه همانند گفتار كافران پيشين است خدا آنان را بكشد، چگونه از حق انحراف مىيابند؟! (30)

 

دراین آیات که وجه سخن خدا با کسانی هست که برای خدا فرزند قائل شدند یعنی نصارا ، خداوند آنها را کفار میخواند :

سورة الزمر بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الحَْكِيمِ(1)

إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مخُْلِصًا لَّهُ الدِّينَ(2)

أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الخَْالِصُ وَ الَّذِينَ اتخََّذُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلىَ اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يحَْكُمُ بَيْنَهُمْ فىِ مَا هُمْ فِيهِ يخَْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِى مَنْ هُوَ كَذِبٌ كَفَّارٌ(3)

لَّوْ أَرَادَ اللَّهُ أَن يَتَّخِذَ وَلَدًا لاَّصْطَفَى مِمَّا يخَْلُقُ مَا يَشَاءُ سُبْحَنَهُ هُوَ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ(4)

به نام خداوند بخشنده بخشايشگر

اين كتابى است كه از سوى خداوند عزيز و حكيم نازل شده است. (1)

ما اين كتاب را بحقّ بر تو نازل كرديم پس خدا را پرستش كن و دين خود را براى او خالص گردان! (2)

آگاه باشيد كه دين خالص از آن خداست، و آنها كه غير خدا را اولياى خود قرار دادند و دليلشان اين بود كه: «اينها را نمى پرستيم مگر بخاطر اينكه ما را به خداوند نزديك كنند»، خداوند روز قيامت ميان آنان در آنچه اختلاف داشتند داورى مى كند خداوند آن كس را كه دروغگو و كفرانكننده است هرگز هدايت نمى كند! (3)

اگر (بفرض محال) خدا مىخواست فرزندى انتخاب كند، از ميان مخلوقاتش آنچه را مىخواست برميگزيد منزّه است (از اينكه فرزندى داشته باشد)! او خداوند يكتاى پيروز است! (4)

اثبات این که دین در نزد خدا وند فقط اسلام است .

اگر در این آیات واژه اسلام را به معنای لفظی یعنی تسلیم شدن بدانید بازهم کسانی مسلمان هستند که تسلیم محض تمام احکام خدا باشند و بین هیچ یک از انبیاء خدا فرقی نگذارند .

در این آیه هم به دلالت التزامی و هم به دلالت منطوقی  اهل کتاب از دسته کفار نامیده شده اند .

آلعمران : 19 إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِآياتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَريعُ الْحِسابِ

دين در نزد خدا، اسلام است. و كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده شد، اختلافى ايجاد نكردند، مگر بعد از آگاهى و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در ميان خود و هر كس به آيات خدا كفر ورزد، خداوند، سريع الحساب است.

 

در این آیه نیز دین حق در نزد خدا اسلام معرفی میشود .

 

آلعمران : 85 وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ

و هر كس دینی جز اسلام براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد و او در آخرت، از زيانكاران است.

 

 

در این آیات کسانی که به این مطلب قائلند که بعضی از پیامبران گفته اند که هم خدا را پرستش کنید و هم مارا چنین کسانی را خداوند فاسق مینامد

 

 

مَا كاَنَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَادًا لىِّ مِن دُونِ اللَّهِ وَ لَاكِن كُونُواْ رَبَّانِيِّنَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَ بِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ(79)

وَ لَا يَأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذُواْ المَْلَئكَةَ وَ النَّبِيِّنَ أَرْبَابًا أَ يَأْمُرُكُم بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ(80)

وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّنَ لَمَا ءَاتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنصُرُنَّهُ قَالَ ءَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلىَ ذَالِكُمْ إِصْرِى قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشهَْدُواْ وَ أَنَا مَعَكُم مِّنَ الشَّهِدِينَ(81)

فَمَن تَوَلىَ بَعْدَ ذَالِكَ فَأُوْلَئكَ هُمُ الْفَسِقُونَ(82)

أَ فَغَيرَْ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَن فىِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعًا وَ كَرْهًا وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ(83)

قُلْ ءَامَنَّا بِاللَّهِ وَ مَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَ مَا أُنزِلَ عَلىَ إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْبَاطِ وَ مَا أُوتىَِ مُوسىَ وَ عِيسىَ وَ النَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَينَْ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ(84)

وَ مَن يَبْتَغِ غَيرَْ الْاسْلَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فىِ الاَْخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ(85)

كَيْفَ يَهْدِى اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانهِِمْ وَ شَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَ اللَّهُ لَا يَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ(86)

براى هيچ بشرى سزاوار نيست كه خداوند، كتاب آسمانى و حكم و نبوّت به او دهد سپس او به مردم بگويد: «غير از خدا، مرا پرستش كنيد!» بلكه (سزاوار مقام او، اين است كه بگويد:) مردمى الهى باشيد، آن گونه كه كتاب خدا را مىآموختيد و درس مىخوانديد! (و غير از خدا را پرستش نكنيد!) (79)

و نه اينكه به شما دستور دهد كه فرشتگان و پيامبران را، پروردگار خود انتخاب كنيد. آيا شما را، پس از آنكه مسلمان شديد، به كفر دعوت مىكند؟! (80)

و (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه خداوند، از پيامبران (و پيروان آنها)، پيمان مؤكّد گرفت، كه هر گاه كتاب و دانش به شما دادم، سپس پيامبرى به سوى شما آمد كه آنچه را با شماست تصديق مىكند، به او ايمان بياوريد و او را يارى كنيد! سپس (خداوند) به آنها گفت: «آيا به اين موضوع، اقرار داريد؟ و بر آن، پيمان مؤكّد بستيد؟» گفتند: « (آرى) اقرار داريم!» (خداوند به آنها) گفت: «پس گواه باشيد! و من نيز با شما از گواهانم.» (81)

پس كسى كه بعد از اين (پيمان محكم)، روى گرداند، فاسق است. (82)

آيا آنها غير از آيين خدا مىطلبند؟! (آيين او همين اسلام است) و تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند، از روى اختيار يا از روى اجبار، در برابرِ (فرمان) او تسليمند، و همه به سوى او بازگردانده مىشوند. (83)

بگو: «به خدا ايمان آورديم و (همچنين) به آنچه بر ما و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل گرديده و آنچه به موسى و عيسى و (ديگر) پيامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است ما در ميان هيچ يك از آنان فرقى نمىگذاريم و در برابرِ (فرمان) او تسليم هستيم.» (84)

و هر كس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق،) آيينى براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد و او در آخرت، از زيانكاران است. (85)

چگونه خداوند جمعيّتى را هدايت مىكند كه بعد از ايمان و گواهى به حقّانيّت رسول و آمدن نشانههاى روشن براى آنها، كافر شدند؟! و خدا، جمعيّت ستمكاران را هدايت نخواهد كرد! (86)

 

در این آیه خداوند حضرت عیسی را توبیخ میکند که آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را خدا انتخاب کنید ؟

خداوند در این ایه بیان میکند که حضرت عیسی چنین سخنی را نگفته و آنها دعوت حضرت را به یکتا پرستی کفران کرده وبا این کارشان نیز از دسته کفار هستند .

المائدة : 116 وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُوني وَ أُمِّيَ إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ ما في نَفْسي وَ لا أَعْلَمُ ما في نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ

و آن گاه كه خداوند به عيسى بن مريم مىگويد: «آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را بعنوان دو معبود غير از خدا انتخاب كنيد؟!»، او مىگويد: «منزهى تو! من حق ندارم آنچه را كه شايسته من نيست، بگويم! اگر چنين سخنى را گفته باشم، تو مىدانى! تو از آنچه در روح و جان من است، آگاهى و من از آنچه در ذات (پاك) توست، آگاه نيستم! بيقين تو از تمام اسرار و پنهانيها با خبرى. (116)

 

المائدة : 117 ما قُلْتُ لَهُمْ إِلاَّ ما أَمَرْتَني بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ وَ كُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهيداً ما دُمْتُ فيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَني كُنْتَ أَنْتَ الرَّقيبَ عَلَيْهِمْ وَ أَنْتَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهيدٌ

من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادى، چيزى به آنها نگفتم (به آنها گفتم:) خداوندى را بپرستيد كه پروردگار من و پروردگار شماست! و تا زمانى كه در ميان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم ولى هنگامى كه مرا از ميانشان برگرفتى، تو خود مراقب آنها بودى و تو بر هر چيز، گواهى! (117)

 

آیات در این زمینه بسیار است .

 پستهای مربوط:

 مجوس اهل کتاب نیستند

شباهت به کفار حرام است پس جشنهای نوروزی هم حرام است .

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/30 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت


چرا زنان پیامبر نشدند؟

به نام خدا

 

وظیفه پیامبران خدا دو چیز است :

1)خبر آوردن از جانب خدا

2) بیم دادن مردم از عذاب خدا و بشارت دادن آنها به رحمت خدا

این دو هدف دست به دست هم میدهند و نیاز ما را به وجود پیام آور از جانب خدا زنده میکند .

پس آن چیزی که هدف اصلی از نبوت هست این دو گزینه میباشد و اصلا شخص و نوع جنس کسی که می خواهد این دو کار را انجام بدهد هیچ موضوعیتی در نبوت او ندارد .

این دو هدف شخصیت اصلی یک پیامبر را می سازد بدون اینکه شخص و جنس او اهمیتی داشته باشد .

این نکته اول.

اما نکته دوم :

هر چیزی که مانع تحقق این دو هدف باشد باید از سر راه نبی خدا بر داشته شود .

واز طرفی خود نبی خدا نباید خلاف دستوراتی که قرار است از جانب خدا برای بشریت هدیه بیاورد عمل کند

واصلا تعالی و رسیدن به کمال برای خود نبی نیز باید مورد توجه خداوند قرار داشته باشد .

خداوند از این که بخواهد یک فرد را وسیله هدایت مردم قرار دهد اما از خود او غافل شود و برای خود فرد برنامه نداشته باشد دوری میکند و از خداوند حکیم چنین کاری بعید است چرا که خداوند به هیچ کس ظلم نمیکند و اینکه از یک فرد استفاده ابزاری در جهت تعالی مردم بکند ولی خود فرد را در نظر نگیرد با هدف خداوند از ارسال پیامبران در تضاد است چرا که خدا هدایت انسانیت را میخواهد و شخص نبی نیز یکی از انسانهایی میباشد که باید هدایت شود .

در متن شریف قرآن بارها شاهد این نکته هستیم که خداوند احکام مورد نیاز رسول خودش را نیز بیان میکند وبرای او نیز برنامه زندگی میدهد .

حتی از این نیز گذشته گاهی اوقات رسول خودش را تهدید به عذاب میکند .

به رسولش میگوید اگر ذره ای از انچه به تو وحی میکنم را بیان نکنی یا چیزی را از جانب خودت به آن بیافزایی تو را عذاب خواهم کرد در همین دنیا

آنهم دو برابر عذاب انسانهای معمولی

ودیگر هیچ یاوری نخواهی داشت

علت چنین بر خوردی با بهترین موجودات عالم یعنی رسول خدا صلی الله علیه وآله

شخصی که تمام عمرش را در غم و غصه جهالت انسانها بود و به شهادت خود خداوند نزدیک بود جانش را در راه هدایت مردم از دست بدهد . الشعراء : 3 لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلاَّ يَكُونُوا مُؤْمِنينَ

شخصی که رئوف مهربان نرم و دلسوزبرای مومنین بود.

رسولی که به شهادت خدا مایه رحمت برای عالمیان میباشد . الأنبياء : 107 وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ

تندی با چنین شخصیتی به خاطر اصلاح فردی خود اوست .

قرار نیست چون او نبی خدا شده خودش تحت تربیت خدا قرار نگیرد

این نکته دوم

اما نکته سوم :

یک پیامبر برای ابلاغ دین که تنها وظیفه اوست باید در میدان ها حاضر شده و به روشنی و با وضوح تمام احکام خدا را بیان کند

بعد از بیان حکم خدا باید زمینه اجرایی شدن انها را فراهم کند

در راه اجرای احکام خدا باید جهاد و نبرد کند

و کوتاهی در هر یک از این وظایف ،عدول از دو هدف اصلی انبیاء خداست

والبته کافیست چشمها را باز کنیم و ببینیم که تمام انبیاء الهی با این مشکلات مبارزه کرده اند و با این مشکلات رو در رو بوده اند .

 

بنابراین زنها پیامبر نشدند چرا که :

1) اگر فرد و نوع جنس او موضوعیتی در دین خدا ندارد و خدا بدون در نظر گرفتن تبلیغ کننده دین و با توجه به نیاز بشری و فطرت او حکم میدهد ؛ فرقی بین این که پیامبر خدا زن باشد یا مرد وجود نخواهد داشت .

 

2) توان انجام چنین مسئولیتی در زنان وجود ندارد ومردان را خداوند بر زنان در ناحیه خلقت بر تری داده و تا توان بیشتر وجود دارد استفاده از توان کمتر هم ظلم به کسی است که توان بیشتری دارد هم ظلم به کسی که توان کمتری دارد .

النساء : 34 الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ

مردان، قوام و سرپرست زنان هستند ، بخاطر برتريهايى كه خداوند (در توان جسمی ) براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهايى كه از اموالشان مىكنند.

3) از جمله احکام خداوند این است که یک زن پس از حجاب کامل بازهم حضور نداشتن او در جامعه بهتر از حضور او میباشد

برای یک زن بهتر است که نه مردی او را ببیند و نه او مردی را ببنید ( فرمایش فاطمه زهرا سلام الله علیها )

(وسائلالشيعة 20 67

بعد تقرير النبى صلى الله عليه وآله و بعد تقرير بن عمه و وصيه على عليمهم السلام قالت فاطمه الزهراء سلام الله عليهم :

خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَال)

نمیشود خداوند برای هدایت انسانها ؛ خود فرد و سعادت او را در نظر نگیرد .

اصلا اگر در حقیقت امر، عدم حضور زن در جامعه بهتر از حضور او میباشد لازمه بیان و هدایت سایر انسانها نیز این میباشد که خود نبی با این حکم مخالفت نکند .

فرض کنیم پیامبر خدا با حکمی که برای مردم میگوید میتواند مخالفت کند

الان که هیچ نبیی با حکم خدا مخالفت نکرده و نمیکند ،ما شاهد هستیم که مردم در پذیرش این احکام و عمل به آن با این همه سختی و انکار مواجه هستندوآنها را رد میکنند چه رسد به این که پیامبر خدا چیزی را بگوید که خودش قرار نیست به آن عمل کند .

4) لازمه بیم دادن به مردم پیامبر بودن نیست همانطور که لازمه بیم دادن به مردم حضور در جامعه نیست

حضرت زینب سلام الله علیها بیش از ده سال در شهر کوفه کلاس تدریس قرآن و احکام خدا داشت اما وقتی به اسارت رفت هیچ کس از مردان اورا نمیشناخت .

5) این که یک زن نمیتواند پیامبر خدا باشد به این معنا نیست که نمیتواند از نظر تقوا بر مردان پیشی و سبقت بگیرد به عکس بلکه به شهادت نبی اکرم صلی الله علیه وآله : یگ زن صالح بهتر از هزار مرد ناصالح میباشد .

در متن شریف قرآن نیز حضرت مریم با این که نبی خدا نیست اما از زکریا که پیامبر خدا ست سبقت گرفته و به او تذکر میدهد که خداوند بدون حساب به هر که بخواهد روزی میدهد و زکریا بعد از این متوجه میشود که باید برای فرزند دار شدن خدا را با این دید خواند که او بدون حساب به هر که بخواهد روزی میدهد و اتفاقا دعای او مستجاب شد . علیهما السلام

 

پستهای مربوط:

اول های آخر و آخر های اول

چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟

مناظره با خدا

  

آیات بحث:

در این ایات خداوند رسولش را تهدید به عذاب میکند :

الإسراء : 73 وَ إِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنا غَيْرَهُ وَ إِذاً لاَتَّخَذُوكَ خَليلاً

نزديك بود آنها تو را (با وسوسههاى خود) از آنچه بر تو وحى كردهايم بفريبند، تا غير آن را به ما نسبت دهى و در آن صورت، تو را به دوستى خود برميگزينند!

الإسراء : 75 إِذاً لَأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصيراً

اگر چنين مىكردى، ما دو برابر مجازات در زندگى دنيا، و دو برابر مجازات را بعد از مرگ، به تو مىچشانديم سپس در برابر ما، ياورى براى خود نمىيافتى!

الحاقة : 44 وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاويلِ

اگر او سخنى دروغ بر ما مىبست،

الحاقة : 45 لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمينِ

ما او را با قدرت مىگرفتيم،

الحاقة : 46 ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتينَ

سپس رگ قلبش را قطع مىكرديم،

 

این آیات به زنان پیامبر و سایر زنان دستور میدهد در خانه بمانند :

الأحزاب : 33 وَ قَرْنَ في بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً

و در خانههاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليّت ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد خداوند فقط مىخواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد.

 

این آیه به زنان با توجه به این که تقوا داشتن فقط برای زنان رسول خداواجب نیست بلکه برای تمام زنان واجب است به آنها دستور میدهد چون صدایشان نازک است با نامحرم صحبت نکنند

الأحزاب : 32 يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذي في قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً

اى همسران پيامبر! شما همچون يكى از آنان معمولى نيستيد البته اگر تقوا پيشه كنيد با کلام خود خضوع و نرمی نکنید كه بيماردلان در شما طمع كنند، سخن بگویید اما همان طور که خدا خواسته

 

این آیات به زنان پیامبر دستور میدهد از زندگی دنیا و زینت های آن باید دوری کنند

الأحزاب : 28 يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زينَتَها فَتَعالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً جَميلاً

الأحزاب : 29 وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظيماً

اى پيامبر! به همسرانت بگو: «اگر شما زندگى دنيا و زرق و برق آن را مىخواهيد بياييد با هديهاى شما را بهرهمند سازم و شما را بطرز نيكويى رها سازم! (28)

و اگر شما خدا و پيامبرش و سراى آخرت را مىخواهيد، خداوند براى نيكوكاران شما پاداش عظيمى آماده ساخته است.» (29)

 

 

 

 

آیات زیادی در این مضمون داریم که :

وظیفه نبی خدا تبین حق میباشد :

النور : 54 قُلْ أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ما حُمِّلْتُمْ وَ إِنْ تُطيعُوهُ تَهْتَدُوا وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبينُ

بگو: «خدا را اطاعت كنيد، و از پيامبرش فرمان بريد! و اگر سرپيچى نماييد، پيامبر مسئول اعمال خويش است و شما مسئول اعمال خود! امّا اگر از او اطاعت كنيد، هدايت خواهيد شد و بر پيامبر چيزى جز رساندن آشكار نيست!»

 

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/30 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت


فرق ازدواج موقت با زنا

به نام خدا

عقد موقت رو خدا جایز دونسته و لی زنا رو نه .

فرقش اینه .

تازه بعضی احمقهای به ازدواج موقت زنای شرعی میگن !!!!



از کی تا حالا زنا شرعی و غیر شرعی پیدا کرده ؟

زنا غیر شرعی هم داشتیم و ما بیخبریم؟

خیلی عجیبه که خدا میتونه بگه رابطه دختر و پسر بدون عقد محرمیت زنا هست و حرام
اما نمیتونه بگه رابطه دختر و پسر با عقد محرمیت جایز است و زنا نیست ؟

زنا یک وازه درون دینیه
زنا چون خدا گفته بده بده

ما بنده خدا هستیم
اونی که خدا گفته بده ما هم میگیم بده

حلال خدا حلال
و حرام خدا حرام
از صفات امیر مومنین ( صاحب نهج البلاغه ) علی علیه السلام این هست که

امام صادق علیه السلام میفرمایند : سلام بر توای کسی که حلال خدا رو حلال دانستی و حرام خدا رو حرام .

بهتره در اعتقاداتون کمی تامل کنید

اگر سخن خدا حق هست بین حلال بودن عقد موقت و حرام بودن زنا و حرام بودن تشبه به کفار هیچ فرقی نیست


الأحزاب : 36 وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً

هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند، اختيارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد و هر كس نافرمانى خدا و رسولش را بكند، به گمراهى آشكارى گرفتار شده است! (36)


اپستهای مربوط:

جواز ازدواج موقت

علت حرمت زنا ولواط و استمنا’

تبعیض در احکام خدا کفر حقیقیست




موفق باشید


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/28 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت


خدایا تبعیضی ها را از زمین بر دار

به نام خدا

 

سوره نساء

إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یُرِیدُونَ أَن یُفَرِّقُواْ بَینْ‏َ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَ یُرِیدُونَ أَن یَتَّخِذُواْ بَینْ‏َ ذَالِکَ سَبِیلاً(150)

أُوْلَئکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقًّا  وَ أَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ عَذَابًا مُّهِینًا(151) 

 

کسانى که خدا و پیامبرانِ او را انکار مى‏کنند، و مى‏خواهند میان خدا و پیامبرانش تبعیض قائل شوند، و مى‏گویند: «به بعضى ایمان مى‏آوریم، و بعضى را انکار مى کنیم» و مى‏خواهند در میان این دو، راهى براى خود انتخاب کنند ... (150)

آنها کافران حقیقى‏اند و براى کافران، مجازات خوارکننده‏اى فراهم ساخته‏ایم. (151) 

 

 

البقرة : 85   ...أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذلِکَ مِنْکُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ  

... آیا به بعضى از دستورات کتاب آسمانى ایمان مى‏آورید، و به بعضى کافر مى‏شوید؟! هر کسى از شما که این عمل را انجام دهد، در دنیا جز بد بختی چیزی نصیبش نخواهد شد، و در روز قیامت  به شدیدترین عذابها گرفتار مى‏شوند. و خداوند از آنچه انجام مى‏دهید غافل نیست. (85) 

ودر سوره نوح :

نوح گفت: «پروردگارا! هيچ يك از كافران را بر روى زمين باقى مگذار! (26)


چرا كه اگر آنها را باقى بگذارى، بندگانت را گمراه مى‏كنند و جز نسلى فاجر و كافر به وجود نمى‏آورند! (27)


پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم و تمام كسانى را كه با ايمان وارد خانه من شدند، و جميع مردان و زنان باايمان را بيامرز و ظالمان را جز هلاكت ميفزا!» (28)

سوره نوح :

وَ قَالَ نُوحٌ رَّبّ‏ِ لَا تَذَرْ عَلىَ الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا(26)
إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّواْ عِبَادَكَ وَ لَا يَلِدُواْ إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا(27)
رَّبّ‏ِ اغْفِرْ لىِ وَ لِوَالِدَىَّ وَ لِمَن دَخَلَ بَيْتىِ‏َ مُؤْمِنًا وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ لَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارَا(28)

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/28 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


دوست دارم اما به خاطر خدا

به نام خدا

 

نمی دانم در کنار عشق معبود ؛من میتوانم عشق دیگری هم داشته باشم ؟

در کنارش؛ نه  .

اما به خاطرش ، بله   .

 

امام صادق علیه السلام فرمودند :


کسی که در راه خدا و به خاطر خدا دوست میدارد ، مانند کسی است که خود خدا را دوست دارد.

کسی که دیگران او را در راه خدا دوست دارند .مانند کسی است که دوست خود خدا باشد .

چرا که هم کسی که به خاطر خدا دوست دارد و هم کسی که به خاطر خدا دوست داشته میشود

هر دو محبتشان در راه خداست .

رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند :

انسان همراه  وهم شکل و هم فکر کسیست که اورا دوست دارد .

پس هر کسی بنده ای را به خاطر خدا دوست داشته باشد ، حقیقتا خدا را دوست داشته است .

و هیچ کس خدا را دوست نخواهد داشت مگر اینکه خدا او را دوست داشته باشد .

رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند :

بر ترین انسانها بعد از انبیاء خدا  در دنیا و آخرت کسانی هستند که

 خدا را دوست دارند و برای خدا به دیگران عشق میورزند .

واگر محبت به خاطر هر علتی غیر خدا باشد در آخر سبب دشمنی میشود مگر دوستیی که به خاطر خدا و با خدا باشد .

واین دو محبت نیز از یک چشمه  میجوشد و دائما بر چنین محبتی افزوده خواهد شد و هیچ وقت از چنین محبتی کم و کاسته نخواهد شد .

بر این اساس خداوند میفرماید :

دوستان در روز قیامت  دشمن یکدیگر خواهند شد مگر کسانی که دوستیشان بر اساس تقوا ( انگیزش دینی ) بوده است .و انسانهای با تقوایی بوده اند .( سوره زخرف آیه 69).

چرا که اصل  محبت دوری از هر چیزی غیر از دوست میباشد .

و امیرمومنین علی علیه السلام میفرمایند :

خوش بو ترین چیز ها و بهترین چیزها در بهشت ، محبت خداست و حمد و سپاس گویی خداست .

بر این اساس خداوند میفرماید :

آخرین سخن بهشتیان در بهشت این است که میگویند : الحمد لله رب العالمین (یونس ایه 10)

واین حمد به خاطر این است که وقتی بهشتیان نعمتهای بهشت را میبینند محبت در قلبهاشان به جوشش می افتد ودر آن هنگام فریاد بر میآورند که : الحمد لله رب العالمین .

 بحارالأنوار     66     251                                                                

 

 

 باید به خاطر  عشق به معبود ، دیگرانی راکه  او گفته ، نیز دوست داشته باشی .

 همسرم را دوست دارم ، چون خدا را دوست دارم .     

مومنین را دوست دارم  ، چون خدا را دوست دارم  .

 

محال  است خدا را دوست داشته باشی اما همسرت را دوست نداشته باشی .

نمی شود خدا را دوست داشته باشی ، اما انسانهای مومن را دوست نداشته باشی .

 

همانگونه که محال است خدا را دوست داشته باشی اما با دشمن او دوستی کنی .

 

خیر .

تمام دین یعنی ایمان به خدا .

و ایمان به خدا یعنی دوست داشتن به خاطر خدا و دشمن بودن به خاطر خدا  .

پس دین یعنی دوست داشتن کسانی که در برابر احکام خدا تسلیمند ،

 و دشمنی با کسانی که در مقابل خدا و احکامش قد علم کرده اند .

 

(المجادلة : 22   لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ

پیدا نمیکنی کسی را که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد -و خدا را دوست داشته باشد – در عین حال  با دشمن خدا و رسولش دوست  باشد )

 

دین یعنی دوستی و دشمنی

اما با مرکزیت خدا .

 

(فِي وَصِيَّةِ النَّبِيِّ ص لِعَلِيٍّ ع قَالَ يَا عَلِيُّ مِنْ أَوْثَقِ عُرَى الْإِيمَانِ

 الْحُبُّ فِي اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِي اللَّهِ .  وسائل‏الشيعة     16     168 )

 

مومن دور ترین انسانها ،

زشت ترین انسانها ،

وفقیر ترین آنها را دوست دارد ؛

البته اگر آن انسان  به خدا ایمان داشته باشد .

 

اما

نزدیک ترین انسانها ،

پدر خودش را ،

مادر خودش را ،

برادر تنی اش را دوست ندارد ؛

البته اگر آن فرد  دشمن خدا باشد .

 

(التوبة : 23   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَكُمْ وَ إِخْوانَكُمْ أَوْلِياءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإيمانِ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هر گاه پدران و برادران شما، كفر را بر ايمان ترجيح دهند، دیگر با آنها  دوستی نکنید)

 

مومن رفتارش را بر اساس محبت خدا تنظیم میکند .

 

واز بین انسانهایی که لایق دوست داشتن هستند

 چرا که آن انسانها ، ایمان به خدا دارند ،

خانواده انسان ،

خصوصا همسر او ،

بر همه انسان ها مقدم است .

چرا که نبی خدا صلی الله علیه وآله می فرمایند :

بهترین شما ، بهترین شما با خانوادتان میباشد .

ومیفرمایند :

البته من بهترین شما با خانواده ام هستم .

 

(من‏لايحضره‏الفقيه  وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى  الله عليه وآله خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِنِسَائِهِ وَ أَنَا خَيْرُكُمْ لِنِسَائى )

 

در جایی دیگر میفرمایند : به همسرت بگو من تو را دوست دارم

و بدان که این جمله تو هرگز از قلبش خارج نخواهد شد .

( عن  أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام  قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله : قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً          الكافي     5     569  )   

 

 

مومن ، اگر دوست داشته باشد ، دوست داشتنش به خاطر خداست .

 

چرا که مومنین بسیار و شدیدا خدا را دوست میدارند و تمام محبتشان را فقط و فقط برای خدا نگهداشته اند .

البقرة : 165   وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ وَ لَوْ يَرَى الَّذينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَميعاً وَ أَنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعَذابِ

بعضى از انسانهای بی عقل ،  غير از خداوند را نظیر خداوند قرار میدهند و  آنها را همچون خدا دوست مى‏دارند.

 امّا آنها كه ايمان دارند،

 عشقشان به خدا،  شديد  است.

 و آنها كه ستم كردند، هنگامى كه عذاب  را مشاهده كنند، خواهند دانست كه تمامِ قدرت، از آنِ خداست و خدا داراى مجازات شديد است .

 

سلیمان علیه السلام فرمود من اسبها را به خاطر  خدا و جهاد در راه خدا دوست میدارم .

 

ص : 32   فَقالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ

گفت: «من اين اسبان را بخاطر پروردگارم دوست دارم (و مى‏خواهم از آنها در جهاد استفاده كنم»، او هم چنان به آنها نگاه مى‏كرد) تا از ديدگانش پنهان شدند.

 

اما عده که بهتر است بگوییم اکثر مردم

دوست دارند اما نه به خاطر خدا .

چنین دوست داشتنی همان معنای حقیقی شرک است .

قلب حرم خداست در حرم خدا فیر خدا را ساکن کرده اند .

چنین کسانی به فرمایش امام صادق علیه السلام عمل نکرده اند .

( القلب حرم الله فلا تسکن حرم الله غیر الله )

 

توصیف حال آنها را بخوانید :

آل‏عمران : 14   زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنينَ وَ الْقَناطيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ

محبّت امور مادى،همچون محبت زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسبهاى ممتاز و چهارپايان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است.

 اينها سرمايه زندگى پست (مادى) است و عاقبت نيك ، نزد خداست.

( این آیه متشابه است و به طور مطلق محبت ها را زشت میشمرد ولی وقتی در کنار ایات محکم خدا قرار میگرد همان ایاتی که محبت به خاطر خدا را نتیجه محبت به خود خدا میدانند ، و میفهمیم که محبتی متاع ناچیز دنیاست که در کنار محبت خدا و در مقابل  محبت به خدا قرار گرفته باشد نه محبتی که به خاطر خداست )

 

ایمان به خدا محبت میآورد

خود ایمان نیز محبت میخواهد

باید به ایمان به خدا محبت داشت

 

الحجرات : 7   وَ اعْلَمُوا أَنَّ فيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطيعُكُمْ في‏ كَثيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإيمانَ وَ زَيَّنَهُ في‏ قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ

و بدانيد رسول خدا در ميان شماست

اگر در بسيارى از كارها از شما اطاعت كند،شما به مشقّت خواهيد افتاد

 ولى خداوند ايمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دلهايتان زينت بخشيده،( پس شما از او اطاعت میکنید و به مشقت نمی افتید )

 و كفر و فسق و گناه را در نظر شما زشت قرار داده است

 كسانى كه داراى اين صفاتند هدايت يافته میباشند .

 

 

مومنین باید همدیگر را دوست داشته باشند

در مقابل هم خضوع به خرج بدهند و با هم با مهربانی برخورد کنند :

 

المائدة : 54   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ

 

ای مومنین :

اگر از دین خدا برگردید .

خداوند قومی را به جای شما خواهد آورد که :

اولا خودش آنها را دوست میدارد .

ثانیا  آنها هم خدا را دوست میدارند

 وچون آنها خدا را دوست دارند در مقابل مومنین ذلیل و متواضع  هستند .

ودر مقابل  کفار که دشمنان خدایند  محکم و استوار و سر سخت .

آنها در راه خدا میجنگند .

واز سر زنش هیچ سرزنشکاری نمی ترسند و بیم ندارند

واین فضل خداست ، به هر که بخواهد میدهد و خداوند گشایش گر و آگاه است .

 

الفتح : 29   مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ ...

محمّد (صلی الله علیه وآله ) فرستاده خداست

 و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شديد،

 و با خودشان  مهربانند .

بر اساس این آیه کسانی که با مومنین  مهربان نباشند دیگر همراه نبی خدا نخواهند بود .

 

 

اما این آیه :

دوست خدا با دشمن خدا دشمن است .

 

المجادلة : 22   لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ في‏ قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

پیدا نمیکنی کسی را که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد -و خدا را دوست داشته باشد – در عین حال  با دشمن خدا و رسولش دوست  باشد

هر چند آن دشمن خدا

افرادی همچون ، پدران و فرزندان و برادران و خانواده های آنها باشند

 

 

چنین کسانی ایمان بر صفحه قلبشان  نوشته شده

و خداوند چنین کسانی را از جانب خودش تایید و یاری میکند

 

آنها داخل در بهشت خواهند شد

خدا از آنها راضیست

آنها از خدا راضی هستند

 

آنها حزب الله هستند و حزب خدا همیشه پیروز است

 

آری به هر بی سر و پایی نگویید حزب الله

حزب خدا با دشمن خدا دوستی نمیکند .

 

 

التوبة : 23   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَكُمْ وَ إِخْوانَكُمْ أَوْلِياءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإيمانِ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد!

 هر گاه پدران و برادران شما، كفر را بر ايمان ترجيح دهند،

دیگر با آنها  دوستی نکنید و آنها را ولی خود قرار ندهید !

 و كسانى از شما كه آنان را ولىّ خود قرار دهند، ستمگرند!

 

 متن اصلی اولین روایت

 بحارالأنوار     66     251   

 [مصباح الشريعة] قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام :
 الْمُحِبُّ فِي اللَّهِ مُحِبُّ اللَّهِ وَ الْمَحْبُوبُ فِي اللَّهِ حَبِيبُ اللَّهِ لِأَنَّهُمَا لَا يَتَحَابَّانِ إِلَّا فِي اللَّهِ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ فَمَنْ أَحَبَّ عَبْداً فِي اللَّهِ فَإِنَّمَا أَحَبَّ اللَّهَ وَ لَا يُحِبُّ اللَّهَ تَعَالَى إِلَّا مَنْ أَحَبَّهُ اللَّهُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَفْضَلُ النَّاسِ بَعْدَ النَّبِيِّينَ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ الْمُحِبُّونَ لِلَّهِ الْمُتَحَابُّونَ فِيهِ وَ كُلُّ حُبٍّ مَعْلُولٌ يُورِثُ بُعْداً فِيهِ عَدَاوَةٌ إِلَّا هَذَيْنِ وَ هُمَا مِنْ عَيْنٍ وَاحِدَةٍ يَزِيدَانِ أَبَداً وَ لَا يَنْقُصَانِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ لِأَنَّ أَصْلَ الْحُبِّ التَّبَرِّي عَنْ سِوَى الْمَحْبُوبِ وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع إِنَّ أَطْيَبَ شَيْ‏ءٍ فِي الْجَنَّةِ وَ أَلَذَّهُ حُبُّ اللَّهِ وَ الْحُبُّ فِي اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ ذَلِكَ أَنَّهُمْ إِذَا عَايَنُوا مَا فِي الْجَنَّةِ مِنَ النَّعِيمِ هَاجَتِ الْمَحَبَّةُ فِي قُلُوبِهِمْ فَيُنَادُونَ عِنْدَ ذَلِكَ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/23 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


آخرین موضوعات

به نام خدا

 

یک نمونه از کار فقهی قرآنی ( ازدواج موقت دختران )

زیبایی فراق در لذت وصال است

جایگاه علماء‌ در عصر غیبت

حرمت تفسیر به رای قرآن

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/22 ساعت موضوع | لینک ثابت


زیبایی فراق در لذت وصال است

به نام خدا

 

 

لذتی که در وصال است در فراغ نیست :

البقرة : 156   الَّذینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ

آنها که هر گاه مصیبتى به ایشان مى‏رسد، مى‏گویند:

«ما از آنِ خدائیم و به سوى او بازمى‏گردیم!» (156)

 

النور : 42   وَ لِلَّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصیرُ
و از براى خداست حکومت و مالکیّت آسمانها و زمین

و بازگشت (تمامى موجودات) بسوى اوست! (42)


البقرة : 285   آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ

 کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ

مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَکَ رَبَّنا وَ إِلَیْکَ الْمَصیرُ


پیامبر، به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است.

(و او، به تمام سخنان خود، کاملًا مؤمن مى‏باشد.) و همه مؤمنان (نیز)،

 به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ایمان آورده‏اند

 (و مى‏گویند:) ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمى‏گذاریم

 (و به همه ایمان داریم). و (مؤمنان) گفتند:

«ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! (انتظارِ) آمرزش تو را (داریم)

 و بازگشت (ما) به سوى توست.» (285)

 

با این دید  فراغ یک عذاب است که امید به وصال  آنرا شیرین میکند
فراغ  حسنش از آن خودش نیست


زیبایی فراغ  مدیون  حسن وصال  است

تا که یار که باشد و وصال  به کجا ختم شود !

 

البقرة : 46   الَّذینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَیْهِ راجِعُونَ
آنها کسانى هستند که مى‏دانند دیدارکننده پروردگار

خویشند، و به سوى او بازمى‏گردند. (46)


الأنبیاء : 93   وَ تَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ کُلٌّ إِلَیْنا راجِعُونَ
 (گروهى از پیروان ناآگاه آنها) کار خود را به تفرقه در میان خود کشاندند

(ولى سرانجام) همگى بسوى ما بازمى‏گردند! (93)


المؤمنون : 60   وَ الَّذینَ یُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلى رَبِّهِمْ راجِعُونَ
و آنها که نهایت کوشش را در انجام طاعات به خرج مى‏دهند و با این حال،

 دلهایشان هراسناک است از اینکه سرانجام بسوى پروردگارشان بازمى‏گردند،


موفق و موید


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/21 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


جایگاه علماء‌ در عصر غیبت

 به نام  خدا  

   

  إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء
ُ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ غَفُورٌ
 از ميان بندگان خداوند ، تنها  علماء از  خدا مى‏ترسند
خداوند عزيز و غفور است!
فاطر : 28 

 

امام هادى علیه السلام  فرمودند:

 اگر در زمان غیبت امام قائم علیه السّلام علمائى نمی بودند که  مردم را به سوی امام زمان دعوت کنند و به سمت او اشاره  کنند، 

 و با براهان های  الهى از او دفاع نمایند،  

و بندگان مستضعف خدا را از دام ابلیس و یارانش نجات دهند ، 

 و از بند نواصب ( دشمنان شیعه )  رهایى بخشند، 

. همه مردم دست از دین خدا  کشیده و مرتدّ مى‏شدند. 

 اما علماء کسانى هستند که زمام قلوب شیعیان ما را در دست داشته و مهار مى‏کنند،  

همچون ناخداى کشتى که سکّان کشتی را در دست دارد. 

. این گروه همان شخصیتهاى برتر و افضل در نزد خداوند با عزّت و جلال مى‏باشند. 

 

بحار الانوار    ج‏1    190   

 

  امام حسن عسکری علیه السلام  میفرمایند :  

 و امّا آن كسى از فقهاء  كه مراقب  نفس خود میباشد

و حافظ دين خودش می باشد

 و مخالف هوای نفس خود است

 و مطيع أمر مولاى خود  می باشد

بر مردم  واجب است از او تقلید کنند

 و البته تمام فقهاء اینگونه نیستند.

 وفقط بعضی از فقهاء  این صفات را دارند ، پس هر كه از فقهاء ما مانند فقهای عامه  مرتكب عمل زشت و و بدی شد.دیگر نبايد از او چیزی را  که به ما نسبت میدهد بپذیریدوآنها هیچ حرمتی ندارند به خاطر اینکه این دسته از علما کلام مارا با آنچه خودشان میپسندند   مخلوط میکنند و چرا که انسانها فاسق کلام مارا میشنوند ولی تمام انرا به خاطر جهالشان تغییر میدهند و آنرا در غیر موضع  خود به کار میبرند و عده ای دیگر هم به ما  ممکن است  دروغ ببندند ..  

 حضرت در ادامه میفرمایند :

 علماء زمانی که فاسد شوند ، در آن زمان باطل  را آشکار کرده و تبلیغ میکنند . حق را پنهان  کرده و کتمان میکنند . وخداوند در مورد آنها این چنین میفرمایند :

کسانی که  دلايل روشن، و  هدايتى را كه نازل كرده‏ايم،  آنهم  بعد از آنكه در كتاب  قرآن  آنرا براى مردم بيان نموديم، كتمان کردند ، خدا آنها را لعنت مى‏كند و همه لعن‏كنندگان نيز، آنها را لعن مى‏كنند . 

 البقرة : 159  

 

  محمد بن عثمان میگوید : 

 نامه ای از ناحیه مقدس امام زمان علیه السلام به دست  من رسید .که در آن پاسخ  سوالات من نوشته شده بود . حضرت با دست خط مبارک خود نوشته بودند : 

 اما در مورد آنچه که پرسیده بودی خداوند تو را  به رشد و کمال برساند و تو را  ثابت قدم کند تا اینکه فرمودند : واما در حوادثی که از این به بعد  به وقوع  خواهد پیوست در آن حوادث به روایان  حدیث ما رجوع کنید که آنها حجت  من بر شما هستند و من حجت خدا بر شما هستم و..

  

 

 امام صادق علیه السلام میفرمایند: 

 امام باقر فرمودند: 

 ای فرزندم جایگاه مردان را از روی میزان روایت گویی و معرفت  آنها بشناس  چرا که حقیقت معرفت  همان میزان  درایت و تفکر در یک روایت میباشد و بوسیله درایت ها و تفکرات در روایات  

مومن  به بالاترین درجات ایمان میرسد . من  خودم در کتاب علی علیه السلام دیدم که نوشته شده بود : ارزش هر کسی به اندازه معرفت و شناخت اوست چرا که خداوندمردم را بر اساس آن مقداری که از عقلها به آنها در دنیا داده  مورد حساب رسی قرار میدهد . 

  

رد فقیهی که مبتنی بر حکم خدا فتوا میدهد و عادل است چه حکمی دارد ؟

عمر بن حنظله میگوید:

از امام صادق علیه السلام در مورد  دو مردی پرسیدم که با هم درگیری در مورد بدهی و ارث و میراث داشتند و برای حل درگیریشان به  سلطانی که شما او را نصب نکرده اید رجوع کرده اند آیا این کار جایز است ؟
حضرت فرمودند : هر کس از طاغوت حکم خود را  بپرسد و طاغوت  حکم او را بگوید حکمش باطل است هرچند حق با او باشد چرا  که او حکم  طاغوت را گرفته در حالی که خدا  در قرآن ( سوره نساء آیه 60) امر کرده که طاغوت را انکار کنیم .

پرسیدم پس چه کاری باید بکنند ؟ حضرت فرمودند : باید جستجو کنند و کسی را  از بین خودتان ( یعنی شیعیان ) پیدا کنند که حدیث ما را روایت میکند و در حلال و حرام ما نظر میکند و احکام  ما را میشناسد .پس من او را برای شما  حاکم قرار دادم .پس زمانی که به حکم ما  حکم کرد و از او قبول نکردند .حواسشان باشد  که حکم خدارا  خار و پست کرده اند و در مقابلش سستی کرده اند و ما را رد کرده اند و هر کس مارا رد کند  خدا را  رد کرده است و این  عمل او  مساوی با شرک به خداست .

 

الکافی     7     412    باب کراهیة الارتفاع إلى قضاة الجور

5-  مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ صَفْوَانَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَیْنِ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلَیْنِ مِنْ أَصْحَابِنَا یَکُونُ بَیْنَهُمَا مُنَازَعَةٌ فِی دَیْنٍ أَوْ مِیرَاثٍ فَتَحَاکَمَا إِلَى السُّلْطَانِ أَوْ إِلَى الْقُضَاةِ أَ یَحِلُّ ذَلِکَ فَقَالَ مَنْ تَحَاکَمَ إِلَى الطَّاغُوتِ فَحَکَمَ لَهُ فَإِنَّمَا یَأْخُذُ سُحْتاً وَ إِنْ کَانَ حَقُّهُ ثَابِتاً لِأَنَّهُ أَخَذَ بِحُکْمِ الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أَمَرَ اللَّهُ أَنْ یُکْفَرَ بِهِ قُلْتُ کَیْفَ یَصْنَعَانِ قَالَ انْظُرُوا إِلَى مَنْ کَانَ مِنْکُمْ قَدْ رَوَى حَدِیثَنَا وَ نَظَرَ فِی حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْکَامَنَا فَارْضَوْا بِهِ حَکَماً فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حَاکِماً فَإِذَا حَکَمَ بِحُکْمِنَا فَلَمْ یَقْبَلْهُ مِنْهُ فَإِنَّمَا بِحُکْمِ اللَّهِ قَدِ اسْتَخَفَّ وَ عَلَیْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَیْنَا الرَّادُّ عَلَى اللَّهِ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ الشِّرْکِ بِاللَّهِ

 

 و این روایت که ترجمه اش با خود شما

الکافی     8     146    حدیث محاسبة النفس .....  ص : 143

120-  یَحْیَى الْحَلَبِیُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَ رَأَیْتَ الرَّادَّ عَلَیَّ هَذَا الْأَمْرَ فَهُوَ کَالرَّادِّ عَلَیْکُمْ فَقَالَ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ مَنْ رَدَّ عَلَیْکَ هَذَا الْأَمْرَ فَهُوَ کَالرَّادِّ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ عَلَى اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ الْمَیِّتَ مِنْکُمْ عَلَى هَذَا الْأَمْرِ شَهِیدٌ قَالَ قُلْتُ وَ إِنْ مَاتَ عَلَى فِرَاشِهِ قَالَ إِی وَ اللَّهِ وَ إِنْ مَاتَ عَلَى فِرَاشِهِ حَیٌّ عِنْدَ رَبِّهِ یُرْزَقُ

 

33424-  وَ فِی کِتَابِ إِکْمَالِ الدِّینِ وَ إِتْمَامِ النِّعْمَةِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِصَامٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ یَعْقُوبَ قَالَ سَأَلْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عُثْمَانَ الْعَمْرِیَّ أَنْ یُوصِلَ لِی کِتَاباً قَدْ سَأَلْتُ فِیهِ عَنْ مَسَائِلَ أَشْکَلَتْ عَلَیَّ فَوَرَدَ التَّوْقِیعُ بِخَطِّ مَوْلَانَا صَاحِبِ الزَّمَانِ ع أَمَّا مَا سَأَلْتَ عَنْهُ أَرْشَدَکَ اللَّهُ وَ ثَبَّتَکَ إِلَى أَنْ قَالَ وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ وَ أَمَّا مُحَمَّدُ بْنُ عُثْمَانَ الْعَمْرِیُّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ وَ عَنْ أَبِیهِ مِنْ قَبْلُ فَإِنَّهُ ثِقَتِی وَ کِتَابُهُ کِتَابِی  .

بحارالأنوار     1     106   

 

2-  مع، [معانی الأخبار] أَبِی عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ یَزِیدَ الرَّزَّازِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع یَا بُنَیَّ اعْرِفْ مَنَازِلَ الشِّیعَةِ عَلَى قَدْرِ رِوَایَتِهِمْ وَ مَعْرِفَتِهِمْ فَإِنَّ الْمَعْرِفَةَ هِیَ الدِّرَایَةُ لِلرِّوَایَةِ وَ بِالدِّرَایَاتِ لِلرِّوَایَاتِ یَعْلُو الْمُؤْمِنُ إِلَى أَقْصَى دَرَجَاتِ الْإِیمَانِ إِنِّی نَظَرْتُ فِی کِتَابٍ لِعَلِیٍّ ع فَوَجَدْتُ فِی الْکِتَابِ أَنَّ قِیمَةَ کُلِّ امْرِئٍ وَ قَدْرَهُ مَعْرِفَتُهُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یُحَاسِبُ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ مَا آتَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ فِی دَارِ الدُّنْیَا  . 

 

33401-  أَحْمَدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ الطَّبْرِسِيُّ فِي الْإِحْتِجَاجِ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيِّ ع فِي قَوْلِهِ تَعَالَى فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ.... فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ وَ ذَلِكَ لَا يَكُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِ الشِّيعَةِ لَا كُلَّهُمْ فَإِنَّ مَنْ رَكِبَ مِنَ الْقَبَائِحِ وَ الْفَوَاحِشِ مَرَاكِبَ عُلَمَاءِ الْعَامَّةِ فَلَا تَقْبَلُوا مِنْهُمْ عَنَّا شَيْئاً وَ لَا كَرَامَةَ وَ إِنَّمَا كَثُرَ التَّخْلِيطُ فِيمَا يُتَحَمَّلُ عَنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ لِذَلِكَ لِأَنَّ الْفَسَقَةَ يَتَحَمَّلُونَ عَنَّا فَيُحَرِّفُونَهُ بِأَسْرِهِ لِجَهْلِهِمْ وَ يَضَعُونَ الْأَشْيَاءَ عَلَى غَيْرِ وَجْهِهَا لِقِلَّةِ مَعْرِفَتِهِمْ وَ آخَرُونَ يَتَعَمَّدُونَ الْكَذِبَ عَلَيْنَا الْحَدِيثَ

عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيِّ علیه السلام : الْعُلَمَاءُ إِذَا فَسَدُوا هُمُ الْمُظْهِرُونَ لِلْأَبَاطِيلِ الْكَاتِمُونَ لِلْحَقَائِقِ وَ فِيهِمْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ : إِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى‏ مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ . البقرة : 159  

وسائل‏الشيعة     27     131    ودر  بحارالأنوار ج : 2 ص : 89. 

 وسائل‏الشیعة     27     140  

 

پستهای مربوط با این موضوع :

عمل به حکم خدا واجب است نه تقلید

 فقیه موضوعیتی در دین ندارد و نباید داشته باشد

رد فقیهی که مبتنی بر حکم خدا فتوا میدهد و عادل است چه حکمی دارد ؟

  رگ گردن رسول خدا مهمتر است یا رگ گردن فقیهان ؟

 

 

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/21 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


اثبات حرمت تفسیر به رای آیات قرآن

به نام خدا

 

حرمت تفسیر به رای

 

تفسیر به رای یعنی فراموش کردن معنای ظاهر یک آیه و سوق دادن معنا به سمتی که مد نظر گوینده است وبدون توجه به قرائن کلام خدا .

 

تفسیر به رای در ایات متشابه که برای ترجمه آنها نیاز به قرائن میباشد رخ میدهد

انسانهای بد صفت آیات متشابه قران را بدون در نظر گرفتن قرائن ترجمه میکنند و هدفشان از این کار یا ایجاد فتنه است یا برای حرفای بی اساس خود به دنبال دلیل هستند که ایات متشابه می توانند چنین کمکی به آنها بکنند

در هر حال برای فهم ایات قرآن باید همه ایات و روایات ذیل آنها را در نظر گرفت تا به معنای خطا بر خورد نکنیم

 

این آیه و روایات زیر پیرامون همین مبحث میباشد :

 

 آل‏عمران : 7   هُوَ الَّذی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذینَ فی‏ قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْویلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْویلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ  

 


او کسى است که این کتاب  را بر تو نازل کرد، که قسمتى از آن، آیات «محکم»  است که اساس این کتاب مى‏باشد (و هر گونه پیچیدگى در آیات دیگر، با مراجعه به اینها، برطرف مى‏گردد.)  

و قسمتى از آن، «متشابه» است  

[آیاتى که به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مى‏رود ولى با توجه به آیات محکم، تفسیر آنها آشکار مى‏گردد.] 

 

 اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‏انگیزى کنند 

 (و مردم را گمراه سازند) 

 و تفسیر (نادرستى) براى آن مى‏طلبند 

 در حالى که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‏دانند.  

 

(آنها که به دنبال فهم و درکِ اسرارِ همه آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهى) مى‏گویند:  

«ما به همه آن ایمان آوردیم همه از طرف پروردگارِ ماست.»  

و جز صاحبان عقل، متذکر نمى‏شوند (و این حقیقت را درک نمى‏کنند). (7)

 

 

 

 

امام رضا علیه السلام فرمودند : 

که رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند : 

 

خداوند تبارک وتعالی گفت : به من ایمان  نیاورده کسی که  کلام من را  با نظر  خود   تفسیر کند و از معنای ظاهری کلام با رای خود  صرف نظر به معنایی دیگر  کند. 

 

 

مستدرک‏الوسائل     17     327   

قَالَ الرِّضَا ع إِنَّ النَّبِیَّ ص قَالَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى مَا آمَنَ بِی مَنْ فَسَّرَ بِرَأْیِهِ کَلَامِی الْخَبَرَ

 

 

حرمت فتوای به رای  

 

اسحاق بن عمار نقل  میکند امام صادق علیه السلام در حدیثی چنین فرمودند :

این کسانی که  ادعامیکنند  فقهاء و علماء هستند گمان میکنند جمیع فقه و دین وهر آنچه امت به  آن نیاز دارند را  اثبات کرده اند در حالی که آنها در حالتی  نیستند که  تمام علم  رسول  خدا  صلی الله علیه وآله  را بدانند واصلا آن علم  به سمت  آنها حرکت  نکرده و هرگز آنها  آن علم را  نمیشناسند .علتش  این است که  وقتی چیزی از حلال و حرام و احکام به آنها  میرسد و در آن مورد سوال  میشوند و نزد  آنها اثر و روایتی از پیامبراکرم صلی الله علیه واله  نیست و علاوه بر این میترسند که مردم آنها را به جهالت  متهم کنند و علاوه بر این دلشان نمیخواهد  که وقتی سوالی از آنها پرسیده  شد نتوانند جواب آنرا بدهند تا مردم به معدن علم رجوع کنند و علم را از اهلش بگیرند ؛ به این خاطر از قیاس استفاده  میکنند واز نظر  خود در دین خدا  استفاده میکنند و آثار رسیده  از رسول خدا  صلی الله علیه واله  را رها  میکنند و به  بدعت ها  نزدیک  میشوند واین در حالی  است که رسول  خدا  صلی الله علیه واله  فرمودند هر بدعتی گمراهیست واگر آنها  زمانی که  از مسئله ای سوال  میشوند که در آن زمینه روایتی از رسول خدا  ندارند آن  مسئله را  به خدا و رسولش وصاحبان امرشان رد کنند آنگاه متوجه میشدید آن کسانی که  اهل  استنباط احکام هستند واز آل محمد صلی الله علیه واله  هستند  به ان مسئله آگاه میباشند . 

 

 

(1) وسائل‏الشیعة     27     61    6- باب عدم جواز القضاء و الحکم بالرای

33199-  وَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ یَظُنُّ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ یَدَّعُونَ أَنَّهُمْ فُقَهَاءُ عُلَمَاءُ أَنَّهُمْ قَدْ أَثْبَتُوا جَمِیعَ الْفِقْهِ وَ الدِّینِ مِمَّا تَحْتَاجُ إِلَیْهِ الْأُمَّةُ وَ لَیْسَ کُلُّ عِلْمِ رَسُولِ اللَّهِ ص عَلِمُوهُ وَ لَا صَارَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ لَا عَرَفُوهُ وَ ذَلِکَ أَنَّ الشَّیْ‏ءَ مِنَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ الْأَحْکَامِ یَرِدُ عَلَیْهِمْ فَیُسْأَلُونَ عَنْهُ وَ لَا یَکُونُ عِنْدَهُمْ فِیهِ أَثَرٌ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ یَسْتَحْیُونَ أَنْ یَنْسُبَهُمُ النَّاسُ إِلَى الْجَهْلِ وَ یَکْرَهُونَ أَنْ یُسْأَلُوا فَلَا یُجِیبُوا فَیَطْلُبَ النَّاسُ الْعِلْمَ مِنْ مَعْدِنِهِ فَلِذَلِکَ اسْتَعْمَلُوا الرَّأْیَ وَ الْقِیَاسَ فِی دِینِ اللَّهِ وَ تَرَکُوا الْآثَارَ وَ دَانُوا بِالْبِدَعِ وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص کُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ فَلَوْ أَنَّهُمْ إِذَا سُئِلُوا عَنْ شَیْ‏ءٍ مِنْ دِینِ اللَّهِ فَلَمْ یَکُنْ عِنْدَهُمْ فِیهِ أَثَرٌ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص رَدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلَى أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص 

  

 

 

روایتی دیگر:

امام صادق علیه السلام فرمودند :

هیچ مسئله ای نیست که دو نفر در آن مسئله اختلاف با هم پیدا کنند مگر این که برای آن مسئله اصلی در قرآن خواهد بود .لکن عقل های مردان به آن نمیرسد .

 

(الكافي     1     6۰
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا مِنْ أَمْرٍ يَخْتَلِفُ فِيهِ اثْنَانِ إِلَّا وَ لَهُ أَصْلٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَكِنْ لَا تَبْلُغُهُ عُقُولُ الرِّجَالِ 
 

 روایتی دیگر:

عبد الرحمن پسر سمره نقل میکند که

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند:

کسانی  كه در دين خدا  جدال  وستیزه جویی می کنند در زبان هفتاد پيامبرخدا لعن شده‏اند.

وهر كس در آيات خدا جدال و ستیزه جویی  كند كافر است.

 خداى عز وجل (در سوره غافر آيه 4) فرموده است (  در آيات خدا جدال نمی كنند مگر آن كسانى كه كافرشده اند ،دگرگونی آنان در شهرها تو را فریب ندهد)

 

 هر كس قرآن را به رأى خودش تفسير كند به  خدا دروغ بسته است

و هر كس بدون علم  به مردم فتوى بدهد، ملائكه آسمان و زمين او را لعن می كنند،

هر بدعتى گمراهى است و هر گمراهى به سوی آتش ختم میشود ،

 

 عبد الرحمن بن سمره در ادامه می گويد به رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) عرض كردم:

 يا رسول اللَّه مرا به سوی نجات هدایت فرمایید ،

 فرمودند:  اى عبد الرحمن  هر گاه خواسته های مردم مختلف شد و آراء و نظرات از یکدیگر جداشدند و تفرقه پیدا کردند ، در آن زمان بر تو واجب است که همراه و ملازم على بن ابى طالب باشی .

 زيرا او امام امت و خليفه من ، بعد از من است.

زیرا  او همان ( فاروقى ) است  كه ميان حق و باطل را جدا ميكند (و فرق خواهد گذاشت )

هر كس از اوچیزی را بپرسد، او جواب دهد

 و هر كس از او راهنمایی بخواهد او راهنماییش کند

و هر كس حق را از او طلب کند حق را پیدا خواهد کرد

وهر كس هدايت را از پیش او طلب کند آنرا بدست خواهد آورد

هر كس به او پناه ببرد ، او را در امنيت قرار دهد،

هر كس به او تمسک کند ، نجاتش دهد

 و هر كس به او اقتداء كند او را هدايت نمايد

 اى عبد الرحمن

هر كس تسلیم او شود سلامت خواهد ماند

 و هر کس با او  دشمنى كند هلاك میشود

اى عبد الرحمن

 على از من است

 روحش از روح من است

 و خاكش از خاك من است

او برادر من است و من برادر او

 و او شوهر دختر من فاطمه است

فاطمه ای  كه سيده زنان عالم است ، زنان اولين و آخرين .

و دو امام امت من  و دو سيد جوانان اهل بهشت حسن و حسين از او هستند

و نه نفر از فرزندان حسين ( عليهم السلام) از او هستند

که  نهمين آنان قائم امت من است ،

که او زمين را از عدل و داد پر میکند  همانگونه که از ظلم و جور پر شده است .

 

آدرس به همراه  متن عربی :

كمال الدين و تمام النعمة    ج‏1    257    24 باب ما روي عن النبي ص في النص على القائم ع و أنه الثاني عشر من الأئمة ع .....  ص : 256

1 حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنِي عَمِّي مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي الْقَاسِمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الصَّيْرَفِيِّ الْكُوفِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ الْجُعْفِيِّ عَنْ سَعِيدِ بْنِ الْمُسَيَّبِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَمُرَةَ قال :

 قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله :

 لُعِنَ الْمُجَادِلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ عَلَى لِسَانِ سَبْعِينَ نَبِيّاً وَ مَنْ جَادَلَ فِي آيَاتِ اللَّهِ فَقَدْ كَفَرَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ما يُجادِلُ فِي آياتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلادِ وَ مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَأْيِهِ فَقَدِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ مَنْ أَفْتَى النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَلَعَنَتْهُ مَلَائِكَةُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ كُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ وَ كُلُّ ضَلَالَةٍ سَبِيلُهَا إِلَى النَّارِ قَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ سَمُرَةَ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَرْشِدْنِي إِلَى النَّجَاةِ فَقَالَ يَا ابْنَ سَمُرَةَ إِذَا اخْتَلَفَتِ الْأَهْوَاءُ وَ تَفَرَّقَتِ الْآرَاءُ فَعَلَيْكَ بِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَإِنَّهُ إِمَامُ أُمَّتِي وَ خَلِيفَتِي عَلَيْهِمْ مِنْ بَعْدِي وَ هُوَ الْفَارُوقُ الَّذِي يُمَيِّزُ بِهِ بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ مَنْ سَأَلَهُ أَجَابَهُ وَ مَنِ اسْتَرْشَدَهُ أَرْشَدَهُ وَ مَنْ طَلَبَ الْحَقَّ عِنْدَهُ وَجَدَهُ وَ مَنِ الْتَمَسَ الْهُدَى لَدَيْهِ صَادَفَهُ وَ مَنْ لَجَأَ إِلَيْهِ آمَنَهُ وَ مَنِ اسْتَمْسَكَ بِهِ نَجَّاهُ وَ مَنِ اقْتَدَى بِهِ هَدَاهُ يَا ابْنَ سَمُرَةَ سَلِمَ مِنْكُمْ مَنْ سَلَّمَ لَهُ وَ وَالاهُ وَ هَلَكَ مَنْ رَدَّ عَلَيْهِ وَ عَادَاهُ يَا ابْنَ سَمُرَةَ إِنَّ عَلِيّاً مِنِّي رُوحُهُ مِنْ رُوحِي وَ طِينَتُهُ مِنْ طِينَتِي وَ هُوَ أَخِي وَ أَنَا أَخُوهُ وَ هُوَ زَوْجُ ابْنَتِي فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ إِنَّ مِنْهُ إِمَامَيْ أُمَّتِي وَ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ تِسْعَةً مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ تَاسِعُهُمْ قَائِمُ أُمَّتِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/21 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


زمین ارث صالحان است

 به نام خدا  

 

 ارث همان چیزی است که از آن محروم بوده اید اما از این به بعد  حق تصرف در آن چیز را پیدا میکنید .

 بر این حساب انسانهای صالح از حق طبیعی خودشان که حکومت بر زمین است  محروم مانده اند و  

بر طبق وعده خدا روزی آنها به ارثشان خواهند رسید .

 

اما چرا زمین ارث انسانهای صالح است ؟


چون خداوند به عنوان اولین قاضی آسمانها و زمین  

و تنها قاضی و حکمران آسمانها و زمین  

هدف از خلقت آسمانها و زمین را پرستش خدا معرفی میکند .

بنابراین هیچ کس حق انجام  هیچ کاری که مخالفت با بندگی خدا را داشته باشد ندارد . 

واگر مخالف با بندگی خدا  گام بر دارد نه خون او حرمت دارد  نه مال  او  و نه آبرو  و ناموس او  . 

 

 الإسراء : 23   وَ قَضى‏ رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ  

وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَريماً
و پروردگارت  قضاوت کرده که جز او را نپرستيد! 

 و به پدر و مادر نيكى كنيد! هر گاه يكى از آن دو، يا هر دوى آنها، نزد تو به سن پيرى رسند، كمترين اهانتى به آنها روا مدار! و بر آنها فرياد مزن! و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آنها بگو!  

 

 الذاريات : 56   وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ
من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند. 

 

التوبة : 29   قاتِلُوا الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا يَدينُونَ دينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ
كسانى را كه نه به خداايمان  مى‏]ورند و نه به روز  قيامت ايمان دارند، و نه آنچه را  كه خدا و رسولش  حرام كرده اندحرام مى  دانند و نه آيين حق را مى‏پذيرند، بكشيد تا  اينكه كه با خضوع و تسليم، جزيه را به دست خود  به شما بپردازند! 

 

الأنبياء : 105   وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ
در زبور  نوشتيم بعد از اينكه در تورات  نوشتيم‏كه :
زمين را بندگان شايسته من ارث خواهند برد

 

رسول اعظم صلی الله علیه وآله فرمودند : 

 یا علی، خداوند تبارک و تعالی فاطمه را به ازدواج تو در آورد و مهریه اش را تمام زمین قرار داد . پس هر کس بر روی زمین راه برود در حالی که کینه و دشمنی  نسبت به تو دارد  راه رفتنش حرام است . 

   َ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَا عَلِیُّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ زَوَّجَکَ فَاطِمَةَ وَ جَعَلَ صَدَاقَهَا الْأَرْضَ فَمَنْ مَشَى عَلَیْهَا مُبْغِضاً لَکَ مَشَى حَرَاماً                                   بحارالأنوار     37     70  

 

وعده خدا به مومنین : حکومت زمین را به شما بر خواهم گرداند .

 

النور : 55   وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَني‏ لا يُشْرِكُونَ بي‏ شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ

خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده اند

و كارهاى شايسته انجام داده‏اند

 وعده مى‏دهد

 كه قطعاً آنان را حكمران روى زمين خواهد كرد،

 همان گونه كه به پيشينيان آنها خلافت روى زمين را بخشيد

 ووعده میدهد که دين و آيينى را كه براى آنان پسنديده، پابرجا و ريشه‏دار خواهد ساخت

و ترسشان را به امنيّت و آرامش تبدیل مى‏كند،

تا اینکه  تنها مرا بپرستند و کوچک ترین شرکی به من نورزند

. و كسانى كه پس از آن كافر شوند، آنها فاسقانند. (55)

 

کافرین در زمین پایدار نیستند :

النور : 57   لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا مُعْجِزينَ فِي الْأَرْضِ وَ مَأْواهُمُ النَّارُ وَ لَبِئْسَ الْمَصيرُ
گمان نکن که كافران در زمین خدا را عاجز خواهند کرد !

و تنها ماوای آنان آتش است، و چه بد جايگاهى است!

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/21 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


تمسخر خدا

بسم الله الرحمن الرحیم

 

   متقین کسانی هستند که هر گاه  کار زشتی را انجام دادند یا به خودشان ظلم کردند ،خدا را یاد میکنند 

و خداوند برای گناهانشان  استغفار  میکنند . 

و البته چه کسی جز خدا  گناهان را میبخشد؟

و متقین کسانی هستند که دیگر بر گناهشان  اصرار نمیورزند وآنها علم دارند . 

 

 

آل‏عمران : 135   وَ الَّذينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ  

 امام هادی علیه السلام فرمودند :

توبه نصوح آن است که باطن مانند  ظاهر شود .

( نه آنکه  بر زبان از چیزی توبه کنی که   هنوز  به آن میل درونی  داری)  

95 منتخب میزان الحکمه

 

امام رضا علیه السلام فرمودند :  

هر کس از گناهی استغفار کند که آنرا انجام میدهد مانند این است که خدا را  به تمسخر گرفته است . 

 

وَ قَالَ الرِّضَا ع مَنِ اسْتَغْفَرَ مِنْ ذَنْبٍ وَ هُوَ يَعْمَلُهُ فَكَأَنَّمَا يَسْتَهْزِئُ بِرَبِّهِ .           بحارالأنوار     90     282   


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/21 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


عاقبت متقین در تقواست

 

به نام خدا

 

الزمر : 61   وَ يُنَجِّي اللَّهُ الَّذينَ اتَّقَوْا بِمَفازَتِهِمْ لا يَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ


و خداوند كسانى را كه تقوا پيشه كردند با رستگارى رهايى مى‏بخشد

هيچ بدى به آنان نمى‏رسد و هرگز غمگين نخواهند شد. (61)


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/19 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


نظر امام صادق علیه السلام در مورد دیرینه پر افتخار ایرانیان !!!

 به نام خدا

 

قابل توجه کسانی که مانند اعراب جاهلی عوض اینکه اسلام و ایمان و تقوا را ملاک برتری انسانها بدانند ، ملیت و نژاد خود را به رخ جهانیان میکشند و حرف از تمدن غنی و پربار خود به میان می آورند .

باید پیشینه پر افتخار خود و پدرانشان را قبل از مخالفت با هزاران آیه و روایاتی که در حرمت ملی گرایی و تعصبات بر باطل آمده، حتما مطالعه کنند .

در این متن این موضوعات را بخوانید:

1)     مجوس آیینی آمیخته به شرک میباشد

2)     مجوس پیامبر خدا را انکار کردند .

3)     زردشت پیامبر خدا نبوده و آخرکار نصیب گرگها شده است .

4)     اقوام عرب جاهلیت ( قبل از اسلام )  به دلیل تبعیت از دین ابراهیم علیه السلام از قوم فارس برتر بوده اند .

 نکته : بازهم ملاک برتری ایمان است .

 

اصل متن :

 

     شخصی بیدین از امام  صادق علیه السلام پیرامون پاره از مسائل ، سوالاتی را مطرح کرد تا اینکه از حضرت پرسید :
قصه مانی چیست ؟
حضرت فرمودند : شخصی بود جستجوگر ، که قسمتی از احکام مجوس را با قسمتی  از احکام  نصارا  مخلوط کرد و سر انجام هر دو عقیده را بد فهمید و خطا کرد و به یک اعتقاد واحد دست پیدا نکرد وگمان کرد که عالم را دو خداوند نور وخداوند ظلمت اداره میکنند .

و گمان کرد نور در حصار ظلمت زندانی شده .

این چیزی بود که برای ما از این مرد حکایت شده است .

 اهل نصاری او را و عقایدش را تکذیب کردند ولی مجوس اورا پذیرفتند .

مرد بیدین در ادامه پرسید :

از مجوس برای من بگو و بگو آیا خداوند برای آنها رسولی را مبعوث کرده بود ؟چراکه من نزد آنها کتابهای محکم و مواعظ رسا و بلیغ و مثالهایی گیرا پیدا کرده ام و آنها به ثواب و عقاب اعتقاد دارند و دستورات دینیی دارند که به آن عمل میکنند. که به نظر میرسد باید پیامبری داشته باشند؟
حضرت به آیه 24 سوره فاطر ، اشاره فرمودند و فرمودند : هیچ امتی نیست مگر این که خداوند در میان آنها منذر و بیم دهنده ای قرار میدهد .بنابر این به شما میگویم که خداوند برای آنها پیامبری همراه با کتاب آسمانی مبعوث کرد . اما آنها اورا انکار کردند . ودر مقابل کتاب او سرسختی نشان دادند و آن را قبول نکردند .

 

مرد بیدین پرسید آن پیامبر اسمش چه بوده ؟
آیا اینکه مرد گمان میکنند او خالد بن سنان بوده درست است ؟
حضرت فرمودند: خیر.خالد یک عرب بیابان گرد بیسواد بوده ونبی نبوده این حرف بی اعتبار مرد است .

مرد بیدین پرسید : پس پیامبر آنها زردشت بوده ؟
حضرت فرمودند :

زردشت برای مردم مجوس چشمه آبی را آورد و بعد به دروغ ادعای نبوت کرد وعده ای از مردم به او ایمان آوردند و عده ای هم اورا انکار کردند .و گروهی هم او را از شهر بیرون کردند تا آنکه در سر زمینی درندگان او را خوردند.

 

مرد بیدین در ادامه از حضرت در خواست کرد که از مجوس به حضرت خبر بدهد که آیا مجوس  در زمان خودشان به خیر و صواب نزدیک تر بودند یا اقوام عربی که پیش از اسلام میزیستند  ؟

حضرت فرمودند :

عرب در زمان جاهلیت و قبل از اسلام از مجوسی ها به دین حضرت ابراهیم علیه السلام نزدیک تر بودند. واین مطلب به خاطر اینستکه مجوس تمام انبیاء الهی  را انکار کردند . و کتاب های آسمانی آنها را ردکردند .و برهانهای عقلی و معجزات آنها را انکار کردند و هیچ سنتی از سنتها و آثار انبیاء خدا را نپذیرفتند .

وکیخسرو پادشاه مجوسی ها در سال اول سیصد پیامبر خدا را کشت .

علت دیگر این برتری در این است که :

مجوسی ها از جنابت غسل نمیکردند اما عرب از جنابت غسل  میکرد چرا که غسل کردن از ویژگی های دین حضرت ابراهیم علیه السلام است .
مردم مجوس ختنه نمیکردند در حالی که این از سنتهای انبیاء بود و اولین کسی که این کار را کرده بود حضرت ابراهیم خلیل الله ( علیه السلام)  بود.

مردم مجوس مردگان خود را غسل نمیداند و کفن نمیکردند اما عربها این کار را میکردند .

مردم مجوس مردگان خود را در بیابانها و دره ها  رها میکردند ، اما مردم عرب مردگان خود را در قبرها پنهان میکردند برای آنها لحد میگذاشتند و سنت پیامبران خدا این گونه بوده است .اولین کسی که برای او  قبری کنده شد  و لحد برای او گذاشته شد ، حضرت آدم ابوالبشر علیه السلام  بوده است .  

مردم مجوس با مادران و دختران و خواهران خودشان آمیزش میکردند ( هنوز هم این کارها رو میکنند ) اما عرب این کار را حرام میدانست .

مجوس خانه خدا را انکار کردند و آن را خانه شیطان نامیدند اما مردم عرب آنرا حج میکردند و آنرا بزرگ میدانستند و به آن خانه ، خانه خدا میگفتند و به انجیل و تورات اعتقاد داشتند و از اهل  کتاب سوالات مورد نیاز خود را میپرسیدند و به آن عمل میکردند .

وعرب جاهلیت  در هر موضوعی که نام ببری،  به دین حنفی ( دین حضرت ابراهیم علیه السلام ) نزدیک تر بودند تا مردم مجوس.

مرد بیدین گفت :

مجوسی ها علت نزدیکی و همبستری با خواهران شان را این میدانند که اولین کسی که این کاررا کرد حضرت ادم بود . در این مورد چه میگویید ؟

حضرت فرمودند :

از کجا چنین ادعایی میکنند در حالی که این مطلب را هم حضرت ادم حرام کرده هم نوح هم ابراهیم هم موسی و هم عیسی وهم سایر انبیاء الهی علیهم السلام .

تمام آنچه از جانب خدا آمده مورد اتفاق تمام انبیاء خداست .

 ( و مورد مسلم و قطعی آن در نزد ما یعنی قرآن است و قرآن شهادت میدهد که حرامهای زمان آدم علیه السلام با حرام سایر انبیاء یکی بوده حضرت ادم نیز آنها را حرام میدانسته .وتمام احکام خدا همین طور است . )

 

در آخر این آیه را از بین هزاران دلیل و آیه قرآن که دلالت بر بی ارزش بودن ملیت میکند خدمتتان ارائه میدهم .وبه یاری خدا این مبحث را کامل خواهم کرد.

 

الحجرات : 13   يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ

اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏های مختلف قرار داديم تا با این اختلاف فقط  يكديگر را بشناسيد (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست خداوند دانا و آگاه است!

 

 

 

 

           بحارالأنوار ج : 10 ص : 180

 

2-  ج، [الإحتجاج‏] مِنْ سُؤَالِ الزِّنْدِيقِ الَّذِي سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام  عَنْ مَسَائِلَ كَثِيرَة الی ان قال : فَمَا قِصَّةُ مَانِي قَالَ مُتَفَحِّصٌ أَخَذَ بَعْضَ الْمَجُوسِيَّةِ فَشَابَهَا بِبَعْضِ النَّصْرَانِيَّةِ فَأَخْطَأَ الْمِلَّتَيْنِ وَ لَمْ يُصِبْ مَذْهَباً وَاحِداً مِنْهُمَا وَ زَعَمَ أَنَّ الْعَالَمَ دُبِّرَ مِنْ إِلَهَيْنِ نُورٍ وَ ظُلْمَةٍ وَ أَنَّ النُّورَ فِي حِصَارٍ مِنَ الظُّلْمَةِ عَلَى مَا حَكَيْنَا مِنْهُ فَكَذَّبَتْهُ النَّصَارَى وَ قَبِلَتْهُ الْمَجُوسُ

 قَالَ فَأَخْبِرْنِي عَنِ الْمَجُوسِ أَ بَعَثَ اللَّهُ إِلَيْهِمْ نَبِيّاً فَإِنِّي أَجِدُ لَهُمْ كُتُباً مُحْكَمَةً وَ مَوَاعِظَ بَلِيغَةً وَ أَمْثَالًا شَافِيَةً يُقِرُّونَ بِالثَّوَابِ وَ الْعِقَابِ وَ لَهُمْ شَرَائِعُ يَعْمَلُونَ بِهَا قَالَ مَا مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ وَ قَدْ بُعِثَ إِلَيْهِمْ نَبِيٌّ بِكِتَابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَأَنْكَرُوهُ وَ جَحَدُوا لِكِتَابِهِ

قَالَ وَ مَنْ هُوَ فَإِنَّ النَّاسَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُ خَالِدُ بْنُ سِنَانٍ قَالَ ع إِنَّ خَالِداً كَانَ عَرَبِيّاً بَدَوِيّاً مَا كَانَ نَبِيّاً وَ إِنَّمَا ذَلِكَ شَيْ‏ءٌ يَقُولُهُ النَّاسُ قَالَ أَ فَزَرْدُشْتُ قَالَ إِنَّ زَرْدُشْتَ أَتَاهُمْ بِزَمْزَمَةٍ وَ ادَّعَى النُّبُوَّةَ فَآمَنَ مِنْهُمْ قَوْمٌ وَ جَحَدَهُ قَوْمٌ فَأَخْرَجُوهُ فَأَكَلَتْهُ السِّبَاعُ فِي بَرِّيَّةٍ مِنَ الْأَرْضِ .

قَالَ فَأَخْبِرْنِي عَنِ الْمَجُوسِ كَانُوا أَقْرَبَ إِلَى الصَّوَابِ فِي دَهْرِهِمْ أَمِ الْعَرَبُ قَالَ الْعَرَبُ فِي الْجَاهِلِيَّةِ كَانَتْ أَقْرَبَ إِلَى الدِّينِ الْحَنِيفِيِّ مِنَ الْمَجُوسِ وَ ذَلِكَ أَنَّ الْمَجُوسَ‏ كَفَرَتْ بِكُلِّ الْأَنْبِيَاءِ وَ جَحَدَتْ كُتُبَهَا وَ أَنْكَرَتْ بَرَاهِينَهَا وَ لَمْ تَأْخُذْ بِشَيْ‏ءٍ مِنْ سُنَنِهَا وَ آثَارِهَا وَ أَنَّ كَيْخُسْرَوَ مَلِكَ الْمَجُوسِ فِي الدَّهْرِ الْأَوَّلِ قَتَلَ ثَلَاثَمِائَةِ نَبِيٍّ وَ كَانَتِ الْمَجُوسُ لَا تَغْتَسِلُ مِنَ الْجَنَابَةِ وَ الْعَرَبُ كَانَتْ تَغْتَسِلُ وَ الِاغْتِسَالُ مِنْ خَالِصِ شَرَائِعِ الْحَنِيفِيَّةِ .

وَ كَانَتِ الْمَجُوسُ لَا تَخْتَتِنُ وَ هُوَ مِنْ سُنَنِ الْأَنْبِيَاءِ وَ إِنَّ أَوَّلَ مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ إِبْرَاهِيمُ خَلِيلُ اللَّهِ وَ كَانَتِ الْمَجُوسُ لَا تَغْتَسِلُ [تُغَسِّلُ‏] مَوْتَاهُمْ وَ لَا تُكَفِّنُهَا وَ كَانَتِ الْعَرَبُ تَفْعَلُ ذَلِكَ وَ كَانَتِ الْمَجُوسُ تَرْمِي الْمَوْتَى فِي الصَّحَارِي وَ النَّوَاوِيسِ وَ الْعَرَبُ تُوَارِيهَا فِي قُبُورِهَا وَ تَلْحَدُ لَهَا وَ كَذَلِكَ السُّنَّةُ عَلَى الرُّسُلِ إِنَّ أَوَّلَ مَنْ حُفِرَ لَهُ قَبْرٌ آدَمُ أَبُو الْبَشَرِ وَ أُلْحِدَ لَهُ لَحْدٌ .

  وَ كَانَتِ الْمَجُوسُ تَأْتِي الْأُمَّهَاتِ وَ تَنْكِحُ الْبَنَاتِ وَ الْأَخَوَاتِ وَ حَرَّمَتْ ذَلِكَ الْعَرَبُ وَ أَنْكَرَتِ الْمَجُوسُ بَيْتَ اللَّهِ الْحَرَامَ وَ سَمَّتْهُ بَيْتَ الشَّيْطَانِ وَ الْعَرَبُ كَانَتْ تَحُجُّهُ وَ تُعَظِّمُهُ وَ يَقُولُ بَيْتُ رَبِّنَا وَ تُقِرُّ بِالتَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ تَسْأَلُ أَهْلَ الْكِتَابِ وَ تَأْخُذُ عَنْهُمْ وَ كَانَتِ الْعَرَبُ فِي كُلِّ الْأَسْبَابِ أَقْرَبَ إِلَى الدِّينِ الْحَنِيفِيِّ مِنَ الْمَجُوسِ.

قَالَ فَإِنَّهُمْ احْتَجُّوا بِإِتْيَانِ الْأَخَوَاتِ أَنَّهَا سُنَّةٌ مِنْ آدَمَ قَالَ فَمَا حُجَّتُهُمْ فِي إِتْيَانِ الْبَنَاتِ وَ الْأُمَّهَاتِ وَ قَدْ حَرَّمَ ذَلِكَ آدَمُ وَ نُوحٌ وَ إِبْرَاهِيمُ وَ مُوسَى وَ عِيسَى وَ سَائِرُ الْأَنْبِيَاءِ ع وَ كُلُّ مَا جَاءَ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ .

 

این پست رو هم حتما بخونید :

 

شباهت به کفار حرام است پس جشنهای نوروزی هم حرام است .

تعصب

بازگشت به جهالت در نبود محمد ( صلی الله علیه و آله )

اول های آخر و آخر های اول

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/17 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت


چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟

 

به نام خدا

 

بعضی احمقهای روشنفکر نما میگویند :

چگونه مي توان در جامعه اي كه دختران را زنده به گور مي كردند توقع داشت پيامبر بيايد و زني را به عنوان رهبر يك جامعه منصوب نمايد؟ جامعه آن روز پذيرش اين مطلب را نداشت همانطور كه امروز هم برخي افراد جامعه با همه آگاهي ها و پيشرفت ها توان پذيرش و تحمل برخي ديدگاهها را ندارد

 اما حقیقت امر:

 

اینکه  پیامبرصلی الله علیه وآله  زنی را  به  عنوان  یک  رئیس  در جامعه  آنروز  انتخاب   نکرد  بماند  بلکه  عملی  انجام  داد  که  دقیقا  مخالف  و معارض با  این کار است :

شما  تا بحال  این  روایت را  نخوانده اید؟  (کمی پایین تر  ذکر میکنم )

 

آیا  پیامبر  تحت الشعاع   افکار  جامعه آن  زمان  بود  که  این  روایت  را  فرمود:

اگر  چنین  است  ما  نیاز به  یک  پیامبر دیگر داریم  که  بدون  اینکه   از  کسی  بترسد  دین  خدا را  بیان  کند .

نیاز به  پیامبری داریم که تمام  آنچه  مورد نیاز  بشر  است را  بیان  کند و اگر  بیان  نکند آنگاه  ما متدیّن  به  دینی  شدیم که  ناقص است .

البته  باید دید حضور زن در  جامعه بهتر  است  یا عدم حضورش؟

 نظر  شما  چیست؟

شما بفرمایید؟

لابد پیامبر که  فرموده  عدم  حضورش بهتراست   در مقام  تشریع  نبوده  اولا  

 ترس از مردم  داشته   ثانیا

 توانایی  تغییر  افکار مردم   را نداشته  ثالثا

 پیامبر  فقط میتوانسته   نظر  مردم را  راجع  به سوسمار خوری  و شراب  خوری و زنا  عوض کند  حال آنکه  بسیاری  حتی به  خاطر  این حکم  حاضر  به  پذیرش  اسلام  نشدند و ترجیح  دادند  شراب بخورند ویا زنا  بکنند  اما  مسلمان  نشوند  .

و خودش   مصداق  این آیه  شریفه  هرگز  نخواهد  بود  البته بر طبق  دیدگاه شما

الأحزاب : 39   الَّذينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ حَسيباً 

(پيامبران) كسانى بودند كه تبليغ رسالتهاى الهى مى‏كردند( تبلیغ  رسالت الهی آری تبلیغ  رسالت  الهی) و (تنها) از او مى ترسيدند، و از هيچ كس جز خدا بيم نداشتند و همين بس كه خداوند حسابگر (و پاداش‏دهنده اعمال آنها) است! (39)

ما  هستیم و دوراهی  انتخاب

کلام  پیامبری را انتخاب کنیم  که  فلسفه  وجودیش بیان  تمام  احکامی هست  که در راستای سعادت بشریت است و باید  در راستای  تبلیغ  دین خدا  از همه  چیز مایه  بگذارد  حتی از آبرویش و  از هیچ کس  نترسد  ،

یا  کلام  کسی  به گمان  او  موضوعی  هست  که خدا  از بیان حکمش  فرو گذار  کرده  و علت  این  فرو گذاری  شرایط  اجتماعی بوده است؟

 

وسائل‏الشيعة     20     67    24- باب استحباب حبس المرأة في بيتها

25054-  عَلِيُّ بْنُ عِيسَى فِي كَشْفِ الْغُمَّةِ نَقْلًا مِنْ كِتَابِ أَخْبَارِ فَاطِمَةَ ع لِابْنِ بَابَوَيْهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ كُنَّا عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ أَخْبِرُونِي أَيُّ شَيْ‏ءٍ خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ فَعَيِينَا بِذَلِكَ كُلُّنَا حَتَّى تَفَرَّقْنَا فَرَجَعْتُ إِلَى فَاطِمَةَ ع فَأَخْبَرْتُهَا بِالَّذِي قَالَ لَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص وَ لَيْسَ أَحَدٌ مِنَّا عَلِمَهُ وَ لَا عَرَفَهُ فَقَالَتْ وَ لَكِنِّي أَعْرِفُهُ خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ فَرَجَعْتُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ سَأَلْتَنَا أَيُّ شَيْ‏ءٍ خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ خَيْرٌ لَهُنَّ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ فَقَالَ مَنْ أَخْبَرَكَ فَلَمْ تَعْلَمْهُ وَ أَنْتَ عِنْدِي فَقُلْتُ فَاطِمَةُ فَأَعْجَبَ ذَلِكَ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ قَالَ إِنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّي

 

 علی  علیه السلام  امیر مومنان  میفرماید :

 هم نشین  رسول  خدا  صلی الله عله واله  بودیم .

حضرت  رسول  فرمودند به من بگویید  چه  چیز  برای  برای  زنان  از همه  بهتر است؟

هیچ کدام  ما  از  عهده  پاسخ  برنیامیدیم  تا  اینکه  پراکنده  شدیم

آنگاه من به سوی  حضرت زهرا سلام الله  علیها رفتم و داستان را برای  او نقل  کردم

حضرت زهرا  فرمودند  ولی من میدانم :

بهترین  چیز  برای  آنها  این است  که  نه آنها  مردی را  ببینند و نه مردی  آنها را ببیند

آنگاه  من  خدمت رسول  خدا  رسیدم و عرضه  کردم  از ما پرسیدید  بهترین  چیز برای  زنان  چیست   بهترین  چیز  این است  که نه  آنها مردی را ببینند و نه مردی آنها را ببیند

حضرت فرمود چه کسی  این  جواب را به تو  گفته در حالی که تو  نمیدانستی؟

عرضه  کردم  فاطمه گفته است

در این  هنگام  رسول  خدا  متعجب  شد و  فرمود  فاطمه  پاره  تن من است .

 

 

یا مثلا  این  روایت  که پیامبر اکرم صلی الله  علیه واله 

 قول  فاطمه  سلام الله  علیها  را  تصدیق  میکنند آنهم زمانی  که حضرت زهرا  سلام الله علیها میفرمایند  نزدیک ترین  حالتی که زن  به  خدا وند داردزمانی است که  درانتهای خانه خود  میباشد .

 

(9) مستدرك‏الوسائل     14     182    21- باب استحباب حبس المرأة في بيتها

16450-  2، وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ ع أَنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ ص دَخَلَ عَلَيْهَا عَلِيٌّ ع وَ بِهِ كَآبَةٌ شَدِيدَةٌ فَقَالَتْ مَا هَذِهِ الْكَآبَةُ فَقَالَ سَأَلَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص عَنْ مَسْأَلَةٍ وَ لَمْ يَكُنْ عِنْدَنَا جَوَابٌ لَهَا فَقَالَتْ وَ مَا الْمَسْأَلَةُ قَالَ سَأَلَنَا عَنِ الْمَرْأَةِ مَا هِيَ قُلْنَا عَوْرَةٌ قَالَ فَمَتَى تَكُونُ أَدْنَى مِنْ رَبِّهَا فَلَمْ نَدَرِ قَالَتِ ارْجِعْ إِلَيْهِ فَأَعْلِمْهُ أَنَّ أَدْنَى مَا تَكُونُ مِنْ رَبِّهَا أَنْ تَلْزَمَ قَعْرَ بَيْتِهَا فَانْطَلَقَ فَأَخْبَرَ النَّبِيَّ ص فَقَالَ مَا ذَا مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِكَ يَا عَلِيُّ فَأَخْبَرَهُ أَنَّ فَاطِمَةَ ع أَخْبَرَتْهُ فَقَالَ صَدَقَتْ إِنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّي

 

 

 یا  این  روایت  را  که  پیامبر  صلی الله  علیه واله  میفرمایند :

زنان  عورتند و عورت را  با  خانه ها  بپوشانید .

 

الكافي     5     534    باب التسليم على النساء .....  ص : 4

80    عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ [عَنْ أَبِيهِ‏] عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع لَا تَبْدَءُوا النِّسَاءَ بِالسَّلَامِ وَ لَا تَدْعُوهُنَّ إِلَى الطَّعَامِ فَإِنَّ النَّبِيَّ ص قَالَ النِّسَاءُ عَيٌّ وَ عَوْرَةٌ فَاسْتُرُوا عِيَّهُنَّ بِالسُّكُوتِ وَ اسْتُرُوا عَوْرَاتِهِنَّ بِالْبُيُوتِ  وفی الاخری والعوره  بالبیوت

 

 

یا  این  وصیت  حضرت  امیر علیه السلام  به امام  حسن  علیهما السلام :

 که ای پسرم  اگر  توانستی  کاری کنی که  همسرت  غیر  تو را از مردان  نشناسد  پس  چنین کن

 

 

الكافي     5     337    باب ما يستحب من تزويج النساء عند بل

80    أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عَنْبَسَةَ عَنْ عُبَادَةَ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع وَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَاصِمِيُّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي رِسَالَتِهِ إِلَى الْحَسَنِ

 

 فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ لَا يَعْرِفْنَ غَيْرَكَ مِنَ الرِّجَالِ فَافْعَلْ

 

 

آنقدر روایات  این باب زیاد است  که بیان آن  ساعتها  وقت  میبرد .

اما به قصد  تبرک هم  که شده چند روایت  دیگر از کتاب جامع احادیث الشیعه ایه الله  بروجردی جلد 25 باب 45 برایتان در موضوعات زیر  نقل  میکنم :

 

حضرت  آقایی که مدعیست رسول خدا  صلی الله علیه واله به خاطر  شرایط  اجتماع نمیتوانسته به زنان  اجازه بدهد ریاست  کنند ؛ آیا رسول خدا را  به عنوان  تشریع کننده احکام خدا  قبول دارید ؟

اگر قبول داریدآیا به فرض اینکه رسول  خدا  صلی الله علیه واله  نتواند به واسطه  طرز  تفکرافراد جامعه چنین  اقدام بزرگی  را عملی کند  و زنی را به  عنوان رئیس بر  جامعه  انتخاب  کند آیا نباید تفکر  جامعه را  برای  پذیرش  این امر  مهم  آماده  کند؟

وآیا  برای آماده کردن  تفکر  جامعه  نباید  بر  خلاف  آنچه جامعه گمان میکند  حق  است  گام  بردارد؟

پس چرا  رسول  خدا درست  در همان  جهت تفکر افکار جامعه آنروز حکم میکند؟

آیا رسول  خدا  صلی الله علیه وآله  تحت  تاثیر افکار انها  قرار گرفته است؟

عجیب است رسولی که باید افکار را تغییر دهد خود  تحت تاثیر افکارجامعه اش قراربگیرد؟

 

اگر میگویید حکمی در این  زمینه بیان نکرده  که  بخواهد  موافق  یا مخالف  افکار  عمومی جامعه  باشد  پس چرا در  این  روایت  میفرماید رسول  خدا  صلی الله  علیه وآله وقتی  عازم  جنگ میشد  اول با زنان  خود مشورت  میکرد و بعد  مخالف  نظر آنها عمل  میکرد؟

 

الكافي     5     518    باب في ترك طاعتهن .....  ص : 516

80        مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَيْفٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ رَفَعَهُ قَالَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا أَرَادَ الْحَرْبَ دَعَا نِسَاءَهُ فَاسْتَشَارَهُنَّ ثُمَّ خَالَفَهُنَّ

 

 

یا  این  که رسول خدا  صلی الله علیه و اله  چنین میفرمودند :اطاعت از زنان پشیمانی می آورد .

 

الكافي     5     517    باب في ترك طاعتهن .....  ص : 516

4-  وَ بِإِسْنَادِهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ طَاعَةُ الْمَرْأَةِ نَدَامَةٌ

 

الجعفريات          231    أول كتاب غير مترجم .....  ص : 229

 و بإسناده عن جعفر بن محمد عن أبيه عن جده علي بن الحسين عن أبيه عن علي بن أبي طالب ع قال قال رسول الله ص حسن الملكة يمن و سوء الخلق شوم و طاعة المرأة ندامة و الصدقة تدفع عن ميتة السوء

 

 

یا اینکه حضرت  حضور زن را در نماز جماعت  و نماز جمعه برداشته و از مشورت با آنها نهی میکردند؟

 

 

(11) من‏لايحضره‏الفقيه     4     362    باب النوادر و هو آخر أبواب الكتاب .

 762-  رَوَى حَمَّادُ بْنُ عَمْرٍو وَ أَنَسُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ لَهُ يَا عَلِيُّ أُوصِيكَ بِوَصِيَّةٍ فَاحْفَظْها

ُ يَا عَلِيُّ لَيْسَ عَلَى النِّسَاءِ جُمُعَةٌ وَ لَا جَمَاعَةٌ وَ لَا أَذَانٌ وَ لَا إِقَامَةٌ وَ لَا عِيَادَةُ مَرِيضٍ وَ لَا اتِّبَاعُ جَنَازَةٍ وَ لَا هَرْوَلَةٌ بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ وَ لَا اسْتِلَامُ الْحَجَرِ وَ لَا حَلْقٌ وَ لَا تَوَلِّي الْقَضَاءِ وَ لَا تُسْتَشَارُ وَ لَا تَذْبَحُ إِلَّا عِنْدَ الضَّرُورَةِ وَ لَا تَجْهَرُ بِالتَّلْبِيَةِ وَ لَا تُقِيمُ عِنْدَ قَبْرٍ وَ لَا تَسْمَعُ الْخُطْبَةَ وَ لَا تَتَوَلَّى التَّزْوِيجَ بِنَفْسِهَا وَ لَا تَخْرُجُ مِنْ بَيْتِ زَوْجِهَا إِلَّا بِإِذْنِهِ فَإِنْ خَرَجَتْ بِغَيْرِ إِذْنِهِ لَعَنَهَا اللَّهُ وَ جَبْرَئِيلُ وَ مِيكَائِيلُ وَ لَا تُعْطِي مِنْ بَيْتِ زَوْجِهَا شَيْئاً إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ لَا تَبِيتُ وَ زَوْجُهَا عَلَيْهَا سَاخِطٌ وَ إِنْ كَانَ ظَالِماً لَهَا

 

 

عجیب است که رسول  خدا در روایات فوق که منقول از حضرت زهرا سلام الله علیها  بود بهترین  چیز را برای زن  انتهای خانه اش معرفی میکنند و میفرمایند بهترین  چیز برای او  این است که نه مردی او را ببیند و نه  او مردی را . و این  در حالی است  که  قرار است  رسول  خدا صلی الله  علیه و آله  به  قول  شما  یک زن را به عنوان  رئیس  انتخاب کند ولی به  خاطر  اوضاع  جامعه نمیتواند  !!

کجایید ؟

 

در پایان ، این دو   روایت  زیبا را  از حضرت  امیر مومنان علی علیه السلام برایتان  نقل  میکنم که  حضرت  فرمودند:

 ملعون است هر مردی که  امور  او را  یک زن  تدبیر  کند .

 

الكافي     5     518    باب في ترك طاعتهن .....  ص : 516

80        وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ص كُلُّ امْرِئٍ تُدَبِّرُهُ امْرَأَةٌ فَهُوَ مَلْعُونٌ

 

 

ودر  نهج البلاغه بعد از  اتمام جنگ  جمل  که مسبب آن  یک زن بود   چنین  فرمودند :

ای مردم  بدانید و آگاه باشید که زنان ایمانشان و بهرمندی و عقلشان  ناقص است .

دینشان  ناقص است  به  خاطر  همین ، در ایام  حیضشان  نماز و روزه  نمیگیرند .

عقلشان  ناقص است به خاطر  همین ، شهادت دو نفر  از آنها در مقابل  شهادت  یک مرد  قرار گرفته  است .

بهرمندی آنها  ناقص است  به خاطر همین ، ارث آنها  نصف  ارث مردان  میباشد .

بنابر این از بهترین  آنها  بر  حذر  باشید واز آنها  در امور  نیک و معروف  تبعیت  نکنید  تا اینکه  از شما  در امور منکر توقع اطاعت  نداشته باشند و در شما برای منکر  طمع نکنند .

 

80 و من خطبة له ع بعد فراغه من حرب الجمل في ذم النساء ببيان نقصهن .....  ص : 105

مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِيمَانِ نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ

                        نهج البلاغة، ص: 106

نَوَاقِصُ الْعُقُولِ فَأَمَّا نُقْصَانُ إِيمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الصِّيَامِ فِي أَيَّامِ حَيْضِهِنَّ وَ أَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَيْنِ كَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ وَ أَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِيثُهُنَّ عَلَى الْأَنْصَافِ مِنْ مَوَارِيثِ الرِّجَالِ فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ كُونُوا مِنْ خِيَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ وَ لَا تُطِيعُوهُنَّ فِي الْمَعْرُوفِ حَتَّى لَا يَطْمَعْنَ فِي الْمُنْكَر

 

  این  روایات  و دهها  روایت  دیگر  که دلالت بر این میکند  که عدم  حضور  زن در جامعه  بهتر است از  حضورش ودلالت  میکند براین که زن  حتی در  امور  یک  جامعه کوچک  به نام خانواده  توانایی اینکه  بخواهد تدبیر امور را  بکند ندارد واینکه  اراده  الهی  تعلق  گرفته  که مرد  قوّام  در امور  زندگی باشد و مسئولیت اداره  زندگی را به دوش بکشد تا  چه رسد  به  اداره یک جامعه بزرگ  که  بازهم رسول خدا  برای اداره  آن خلاف  مشاوره آنها  عمل  مینمودند والبته برای بیان  چنین حکم  خطیری  نیاز به  فرهنگ  سازی نداشتند وبلکه به خلاف آنچه  شما انرا  فرهنگ مینامید  گام بر داشتند    .

 و آیا هنوز هم  معتقد هستید خداوند  حکم حضور زن را در جامعه  مشخص و معین نکرده است ؟

تا  اینکه نوبت  به این  برسد  که بخواهید  ریشه یابی  کنید ، چرا  خدا  این حکم را بیان نکرده و علتش را  در اوضاع  فکری  مردم ان  زمان بیابید؟

 

 

 به نقل از کتاب نقد و بررسی احکام مربوط به زنان از دید گاه آقای صانعی. 

  معرفی کتاب در این سایت   http://sa9ee.blogfa.com  

 

این پست ها رو هم ببنید :

 

 

مناظره با خدا

 

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/16 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت


باران برای بهاریان

به نام خدا

 

باران ؟

نباریده ؟

چراکه دلهاتان خشکیده .

خشکیده ولی نه چون باران نباریده .

 

دل خشکیده باران ندارد.

 

بوتهای خارِ زشت.

بادهای سوزان ِسهو.

خاکهای پراکنده ِ شهوت .

کویر دلتان  لوت ِ لوت است .

چه کردید با خودتان .

 

نم نم  گریهاتان را کجا بردید ؟

برای که گریستید ؟

که برای دلتان  چیزی نمانده ؟

خدا را

خدا را

توبه کنید .

 

شاید  دلتان گلستان شد .

خدا دل های بهاری را  دوست دارد.

 

همه چیز را برای همرنگی  آفریده .

باید  بین دلتان با دل آسمان شباهتی باشد.

 

باران برای بهاریان .

 

درهای باز آسمان ،

برای توبه کنان .

 

دلهاتان بهاری.

رودهاتان جاری.

بازوانتان پر توان .

 

اگر از من تبعیت کنید  وروبرنگردانید همچون مجرمان .

به خدا باز گردید و توبه کنید .

که اوست بسیار بخشنده .

 

نوح : 10   فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً -11 -  يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً

به آنها گفتم: «از پروردگار خويش آمرزش بطلبيد كه او بسيار آمرزنده است ... (10)

تا بارانهاى پربركت آسمان را پى در پى بر شما بفرستد، (11)

هود : 52   وَ يا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى‏ قُوَّتِكُمْ وَ لا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمينَ

و اى قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش كنيد، سپس به سوى او بازگرديد، تا (باران) آسمان را پى در پى برای  شما بفرستد و نيرويى بر نيرويتان بيفزايد! و گنهكارانه، روى (از حق) بر نتابيد!» (52)


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/10 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


معرفی جن در قرآن

 به نام خدا

این هم نکاتی زیبا در مورد جن از متن شریف قرآن

 

جنیان علم به غیب ندارند !

 

سبأ : 14   فَلَمَّا قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ ما دَلَّهُمْ عَلى‏ مَوْتِهِ إِلاَّ دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهينِ

(با اين همه جلال و شكوه سليمان) هنگامى كه مرگ را بر او مقرّر داشتيم، كسى آنها را از مرگ وى آگاه نساخت مگر جنبنده زمين [موريانه‏] كه عصاى او را مى‏خورد (تا شكست و پيكر سليمان فرو افتاد) هنگامى كه بر زمين افتاد جنّيان فهميدند كه اگر از غيب آگاه بودند در عذاب خواركننده باقى نمى‏ماندند!

 

بهترین  زنان چه از بین  انسانها  وچه از بین  جنیان  زنهایی هستند که به کسی غیر از شوهر خود نگاه  نمیکنند .

 

الرحمن : 56   فيهِنَّ قاصِراتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ

در آن باغهاى بهشتى زنانى هستند كه جز به همسران خود عشق نمى‏ورزند و هيچ انس و جنّ پيش از اينها با آنان تماس نگرفته است.

 

جنیان نیز عملیات جنسی دارند !

 

الرحمن : 74   لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ

پيش از بهشتيان هيچ آدمى و جنى به حوریان دست نزده است. (74)

 

تحریف قرآن نه برای جنیان ممکن و مقدور است و نه برای انسانها !

 

الإسراء : 88   قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهيراً

بگو: «اگر انسانها و پريان (جن و انس)  تصميم بگيرند كه همانند اين قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهند آورد هر چند يكديگر را (در اين كار) كمك كنند.

 

پرستش  جن (  یا همان  شیطان پرستی )

 

سبأ : 41   قالُوا سُبْحانَكَ أَنْتَ وَلِيُّنا مِنْ دُونِهِمْ بَلْ كانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُمْ بِهِمْ مُؤْمِنُونَ

آنها مى‏گويند: «منزّهى (از اينكه همتايى داشته باشى)! تنها تو ولىّ مايى، نه آنها . ولی ( دورغ میگفتند و )  جنّ را پرستش مى‏نمودند و اكثرشان به آنها ايمان داشتند!»

 

در بین  جنیان  نیز کسانی هستند که  بعد از فرا گرفتن  علم خدا  برای انذار به نزد قومشان  کوچ میکنند.

 

الأحقاف : 29   وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلى‏ قَوْمِهِمْ مُنْذِرينَ

و گروهى از جن را نزد تو روانه كرديم تا قرآن را بشنوند. چون به حضرتش رسيدند گفتند: گوش فرادهيد. چون به پايان آمد، همانند بيم‏دهندگانى نزد قوم خود بازگشتند. (29)

 

 

قرار نیست ما انسان و  جن را هدایت کنیم  بلکه ما  نشانه ها رو میفرستیم  تا آنها  با  تفکر و اختیار  حق را از غیر  حق تشخیص دهند و هدایت  شوند .

 

السجدة : 13   وَ لَوْ شِئْنا لَآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها وَ لكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعينَ

اگر مى‏خواستيم، هدايت هر كس را به او ارزانى مى‏داشتيم. ولى وعده من كه جهنم را از همه جنيان و آدميان پر مى‏كنم، حق است. (13)

 

هود : 119   إِلاَّ مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعينَ

مگر آنهايى كه پروردگارت بر آنها رحمت آورده و آنها را براى همين بيافريده است. و سخن پروردگار تو بر اين مقرر شده كه: جهنم را از همه جن و انس انباشته مى‏كنم. (119)

 

جن مخلوق خداست  ولی عده ای جن را  قوم و خویش خدا  میدانند یا شریک خدا !!

 

الصافات : 158   وَ جَعَلُوا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً وَ لَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ

و ميان خدا و جنيان خويشاوندى قائل شدند و جنيان مى‏دانند كه احضار شدگانند (158)

 

شیطان هم از جنس جن است هم از انسان !

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ‏

قُلْ أَعُوذُ بِرَبّ‏ِ النَّاسِ(1)

مَلِكِ النَّاسِ(2)

إِلَهِ النَّاسِ(3)

مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الخَْنَّاسِ(4)

الَّذِى يُوَسْوِسُ فىِ صُدُورِ النَّاسِ(5)

مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ(6)به نام خداوند بخشنده مهربان‏

بگو: پناه مى‏برم به پروردگار مردم، (1)

به مالك و حاكم مردم، (2)

به (خدا و) معبود مردم، (3)

از شرّ وسوسه‏گر پنهانكار، (4)

كه در درون سينه انسانها وسوسه مى‏كند، (5)

خواه از جنّ باشد يا از انسان! (6)

 

جنس جن  از آتش است

 

الحجر : 27   وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ

و جن را پيش از آن از آتش سوزنده بى‏دود آفريده بوديم. (27)

الرحمن : 15   وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ

و جن را از شعله‏اى بى‏دود. (15)

 

روز قیامت  انسان و جن

 

الرحمن : 39   فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ

پس در آن روز از گناه هيچ جنى و آدميى نپرسند. (39)

 

 

جن مخلوق خداست . مخلوق خدا نمیتواند شریک خدا  باشد .

 

الأنعام : 100   وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ الْجِنَّ وَ خَلَقَهُمْ وَ خَرَقُوا لَهُ بَنينَ وَ بَناتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ عَمَّا يَصِفُونَ

براى خدا شريكانى از جن قرار دادند و حال آنكه جن را خدا آفريده است. و بى‏هيچ دانشى، به دروغ دخترانى و پسرانى براى او تصور كردند. او منزه است و فراتر است از آنچه وصفش مى‏كنند. (100)

 

هدف از خلقت انسان و جن  پرستش خدا  میباشد  که این هدف  زمانی حاصل  میشود  که اول خدا را  بشناسند : پس میشود گفت  هدف از خلقت  شناخت  خدا است .

 

الذاريات : 56   وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ

جن و انس را جز براى پرستش خود نيافريده‏ام. (56)

 

دشمنان پیامبران هم از جن هستند و هم از انس !

 

الأنعام : 112   وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحي‏ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ

و همچنين براى هر پيامبرى دشمنانى از شياطين انس و جن قرار داديم. براى فريب يكديگر، سخنان آراسته القا مى‏كنند. اگر پروردگارت مى‏خواست، چنين نمى‏كردند. پس با افترايى كه مى‏زنند رهايشان ساز (112)

 

 

جنیان  آدم ها را گمراه کردند بیشتر از اینکه آدمیان آنها را گمراه کنند

 

الأنعام : 128   وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَميعاً يا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ وَ قالَ أَوْلِياؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنا بِبَعْضٍ وَ بَلَغْنا أَجَلَنَا الَّذي أَجَّلْتَ لَنا قالَ النَّارُ مَثْواكُمْ خالِدينَ فيها إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكيمٌ عَليمٌ

و روزى كه همگان را گرد آورد و گويد: اى گروه جنيان، شما بسيارى از آدميان را پيرو خويش ساختيد. يارانشان از ميان آدميان گويند: اى پروردگار ما، ما از يكديگر بهره‏مند مى‏شديم و به پايان زمانى كه براى زيستن ما قرار داده بودى رسيديم. گويد: جايگاه شما آتش است، جاودانه در آنجا خواهيد بود، مگر آنچه خدا بخواهد. هرآينه پروردگار تو حكيم و داناست. (128)

 

برای جنیان  رسولانی فرستده شده که ایات خدا را  بر آنها میخوانند !! ولی دنیا جنیان را نیز فریب میدهد .

 

الأنعام : 130   يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آياتي‏ وَ يُنْذِرُونَكُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا قالُوا شَهِدْنا عَلى‏ أَنْفُسِنا وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ شَهِدُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كانُوا كافِرينَ

اى گروه جنيان و آدميان، آيا بر شما پيامبرانى از خودتان فرستاده نشده تا آيات مرا برايتان بخوانند و شما را از ديدار چنين روزى بترسانند؟ گويند: ما به زيان خويش گواهى مى‏دهيم. زندگى دنيايى آنان را بفريفت و به زيان خود گواهى دادند، كه از كافران بودند. (130)

 

آتش جهنم  جنیان که از جنس اتش هستند را  میسوزاند !!

همانگونه که کلوخ  سر انسان را که از جنس خاک است میشکند !

 

الأعراف : 38   قالَ ادْخُلُوا في‏ أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ فِي النَّارِ كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها حَتَّى إِذَا ادَّارَكُوا فيها جَميعاً قالَتْ أُخْراهُمْ لِأُولاهُمْ رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النَّارِ قالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَ لكِنْ لا تَعْلَمُونَ

گويد: به ميان امتهايى كه پيش از شما بوده‏اند، از جن و انس، در آتش داخل شويد. هر امتى كه به آتش داخل شود امت هم عقیده  خود را لعنت كند. تا چون همگى در آنجا گرد آيند، گروه‏هايى كه پيرو بوده‏اند در باره گروه‏هايى كه پيشوا بوده‏اند گويند: پروردگارا، اينان ما را گمراه كردند، دو چندان در آتش عذابشان كن. گويد: عذاب همه دوچندان است ولى شما نمى‏دانيد. (38)

 

 

 جن غیر مومن  هم مانند  حیوانات  نفهم  است  بلکه بد تر !

 

الأعراف : 179   وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ

براى جهنم بسيارى از جن و انس را بيافريديم. ايشان را دلهايى است كه بدان نمى‏فهمند و چشمهايى است كه بدان نمى‏بينند و گوشهايى است كه بدان نمى‏شنوند. اينان همانند چارپايانند حتى گمراه‏تر از آنهايند. اينان خود غافلانند. (179)

 

 

ابلیس( رئیس شیطانها )  از جنس جنیان است !

 

الكهف : 50   وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُوني‏ وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمينَ بَدَلاً

و آن گاه كه به فرشتگان گفتيم كه آدم را سجده كنيد، همه جز ابليس كه از جن بود و از فرمان پروردگارش سر بتافت ؛  سجده كردند. آيا شيطان و فرزندانش را به جاى من به دوستى مى‏گيريد، حال آنكه دشمن شمايند؟ ظالمان بد چيزى را به جاى خدا برگزيدند. (50)

 

یک دسته از سپاهیان سلیمان علیه السلام  جنیان بودند !

 

 

النمل : 17   وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ

سپاهيان سليمان از جن و آدمى و پرنده گرد آمدند و آنها به صف مى‏رفتند. (17)

 

 

 

 

قدرت  جن بیشتر است یا  قدرت انسان مومن ؟

( اثبات ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام توسط قرآن )

 

قَالَ يَأَيهَُّا الْمَلَؤُاْ أَيُّكُمْ يَأْتِينىِ بِعَرْشهَِا قَبْلَ أَن يَأْتُونىِ مُسْلِمِينَ(38)

سلیمان _ گفت: اى بزرگان، كدام يك از شما تخت او را ( بلقیس)  برايم مى‏آورد؟ (38)

 

قَالَ عِفْرِيتٌ مِّنَ الجِْنّ‏ِ أَنَا ءَاتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ  وَ إِنىّ‏ِ عَلَيْهِ لَقَوِىٌّ أَمِينٌ(39)

 

 

عفريتى از ميان جنها گفت: من، قبل از آنكه از جايت برخيزى، آن را نزد تو حاضر مى‏كنم، كه من بر اين كار هم توانايم و هم امين. (39)

 

قَالَ الَّذِى عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا ءَاتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ  فَلَمَّا رَءَاهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَاذَا مِن فَضْلِ رَبىّ‏ِ لِيَبْلُوَنىِ ءَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ  وَ مَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ  وَ مَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبىّ‏ِ غَنىِ‏ٌّ كَرِيمٌ(40)

و آن كس كه قسمتی از علم کتاب را می دانست گفت: من، پيش از آنكه چشم بر هم زنى، آن را نزد تو مى‏آورم. زمانی که او  تخت  را نزد خود ديد، گفت: اين بخشش پروردگار من است، تا مرا بيازمايد كه سپاسگزارم يا كافر نعمت. پس هر كه سپاس گويد براى خود گفته است و هر كه كفران ورزد پروردگار من بى‏نياز و كريم است. (40)

 

اهل بیت علیهم السلام تمام علم الکتاب را در نزذ خود دارند پس !!

کدام  آیه  اثبات میکند که اهل بیت  علیهم السلام تمام علم کتاب را دارند ؟

 

در این آیه خداوند کسی که  علم الکتاب را دارد  به  عنوان شاهد بر نبوت  حضرت محمد  صلی الله علیه وآله معرفی میکند :

 

الرعد : 43   وَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهيداً بَيْني وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ

كافران مى‏گويند كه تو پيامبر نيستى. بگو: خدا و هر كس كه از كتاب آگاهى داشته باشد، به شهادت ميان من و شما كافى است. (43)

 

و در این  آیه  اسم آن کس که  شاهد بر  نبوت  نبی  میباشد  مشخص و معین  میشود ، این آیه  در مکه  نازل  شده یعنی در سیزده  سالی که  پیامبر اکرم صلی الله  علیه وآله  در مکه  تنها و بی یار و یاور بودند و به  اقرار تمام مورخین و مفسرین تنها کسی که  جرات میکرد  همیشه  همراه  پیامبر باشد و او را  همچون  بچه  شتر به دنبال  مادر  تعقیب کند  امیر مومنین  علی علیه السلام  می باشد .

 

..هود : 17   أَ فَمَنْ كانَ عَلى‏ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى‏ إِماماً وَ رَحْمَةً أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلا تَكُ في‏ مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ

آيا آن كس كه از جانب پروردگار خويش دليلى روشن دارد وهمیشه  همراه او شاهدی از جنس خودش او را  همراهی میکند و قبل  از او تورات  موسی  علیه السلام پيشوا و رحمت بوده است ، به چنین کسی ایمان می آورند  . و هر گروه ديگرى كه به او كافر شود، جايگاهش در آتش است. در آن شك مكن، كه حق است و از جانب پروردگارت آمده است. ولى بيشتر مردم ايمان نمى‏آورند. (17)

 

در این  آیه به وضوح  میبینید که  ایمان به رسول خدا صلی الله علیه وآله شرط ایمان به خدا نامیده شده است .

و به وضوح میبینیم که  شخصی همیشه او را همراهی میکند که البته  خدا  اسم آن  شخص را  شاهد  می نامد و میگوید این  شاهد از جنس خود رسول  خدا صلی الله علیه وآله  می باشد .

 

نتیجه میگیریم که :

شاهد بر نبوت نبی اکرم  دارای تمام علم کتاب است ( بر اساس ایه 43 رعد)

آن شاهد همیشه همراه پیامبر و از جنس اوست ( شاهد منه –منه یعنی از جنس نبی اکرم صلی الله علیه وآله - بر اساس 17 هود )

 

یک آیه دیگر که علی علیه السلام را از جنس نبی صلی الله علیه وآله معرفی میکند:

برگرفته شده از کتاب یا عاقل باش یا دین دار)

آری  علی  است   که  در آیه   مباهله   نفس  رسول  خدا  معرفی  شده و علی  است  که  در  ان روز رسول  خدا   او را  به   عنوان  انفسنا   انتخاب  کرد  همانگونه   که  زهرا  سلام الله علیها  را   به  عنوان   نسائنا  بر  گزید و  حسن و حسین   علیهما  السلام را   به  عنوان  ابنائنا   انتخاب   کرد

 

آل‏عمران : 61   فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبينَ

هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را  ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را     ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود آن گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.

 

امیر مومنین علی علیه السلام در مورد این آیه (قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ)  میفرمایند : من آن کسی هستم که نزدش تمام علم الکتاب میباشد . و خداوند راست میگوید زیرا  به رسول  اکرم صلی الله علیه وآله  وسیله ای برای هدایت  بشر هدیه داده  است و امت و مردم را بدون وسیله ای برای رسیدن به خداو رسولش  تنها نگذاشته است وخود خدا  میگوید ( ای کسانی که  ایمان اورده اید  تقوا  پیشه کنید وبرای رسیدن به  خدا از وسیله  استفاده کنید   مائده 35 )

 

عن أمير المؤمنين «1» (عليه السلام)، في قول الله تبارك و تعالى: قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ «2» قال: «أنا هو الذي عنده علم الكتاب». و قد صدقه الله، و قد أعطاه الوسيلة في الوصية و لا تخلى امة من وسيلة إليه و إلى الله تعالى، فقال: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ.

البرهان فى تفسير القرآن، ج‏3، ص: 92

 

 

امام صادق علیه السلام  میفرمایند :

کسی که تمام علم کتاب نزد اوست امیر مومنین علی علیه السلام است .

در این هنگام از امام صادق در مورد کسی که  قسمتی از علم الکتاب را دارد  پرسیده  شد که آیا او علمش بیشتر است  یا  کسی که تمام علم کتاب را دارد ؟

حضرت  فرمودند :

علم كسى كه مقدارى از علم كتاب را  دارد  نسبت به علم  كسى كه  تمام علم كتاب را  دارد به  اندازه‏ بال پشه ای است که از آب دريا خیس میشود .

 امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: تمام دانشى را كه حضرت آدم از آسمان بزمين فرود آورد و همه امتيازات علمى پيامبران تا خاتم انبياء در اختيار عترت واهل بیت  پيامبر خاتم صلی الله علیه واله است.

 

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏26    160   

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ هُوَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ سُئِلَ عَنِ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَعْلَمُ أَمِ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ فَقَالَ مَا كَانَ عِلْمُ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ عِنْدَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ إِلَّا بِقَدْرِ مَا تَأْخُذُ الْبَعُوضَةُ بِجَنَاحِهَا مِنْ مَاءِ الْبَحْرِ وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ أَلَا إِنَّ الْعِلْمَ الَّذِي هَبَطَ بِهِ آدَمُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ جَمِيعَ مَا فُضِّلَتْ بِهِ النَّبِيُّونَ إِلَى خَاتَمِ النَّبِيِّينَ فِي عِتْرَةِ خَاتَمِ النَّبِيِّين‏

 

در این بحث شیرین توسط  جن و بر تری مومن بر جنیان اثبات  ولایت اهل بیت علیهم اسلام  صورت گرفت .امید وارم بهره مند شده باشد .

 

 

کارگران حضرت سلیمان از جنیان نیز بودند :

 

سبأ : 12   وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ وَ أَسَلْنا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ مَنْ يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنا نُذِقْهُ مِنْ عَذابِ السَّعيرِ

و باد را مسخّر سليمان كرديم. بامدادان يك ماهه راه مى‏رفت و شبانگاه يك ماهه راه میرفت . و چشمه مس را برايش جارى ساختيم و گروهى از جنیان  به فرمان پروردگارش برايش كار مى‏كردند و هر كه از آنان سر از فرمان ما مى‏پيچيد به او عذاب آتش سوزان را مى‏چشانيديم. (12)

 

هم انسان و هم جن هر دو دیگران را  گمراه میکنند :

 

فصلت : 25   وَ قَيَّضْنا لَهُمْ قُرَناءَ فَزَيَّنُوا لَهُمْ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ في‏ أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنَّهُمْ كانُوا خاسِرينَ

و برايشان همدمانى مقدر كرديم و آنان حال و آينده را در نظرشان بياراستند. و بر آنها نيز همانند پيشينيانشان از جن و انس، عذاب مقرر شد. زيرا زيانكار بودند. (25)

 

فصلت : 29   وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا رَبَّنا أَرِنَا الَّذَيْنِ أَضَلاَّنا مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ نَجْعَلْهُما تَحْتَ أَقْدامِنا لِيَكُونا مِنَ الْأَسْفَلينَ

كافران گويند: اى پروردگار ما، آن دو تن را از جن و انس كه ما را گمراه كردند به ما بنمايان، تا پاى بر سر آنها نهيم تا از ما فروتر روند. (29)

 

 بعضی از جنیان نیز مانند انسانها هدایت خدا را  نپذیرفتند و گمراه شدند .

 

الأحقاف : 18   أُولئِكَ الَّذينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ في‏ أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنَّهُمْ كانُوا خاسِرينَ

در باره اينان همان سخن كه در باره امتهاى پيشين از جن و انس گفته شده بود به حقيقت مى‏پيوندد. اينان زيان كنندگانند. (18)

 

جنیان  نیز مانند انسانها  در آسمان و زمین ( کهکشان ) محصور وزندانی هستند

 

الرحمن : 33   يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلاَّ بِسُلْطانٍ

اى گروه جنيان و آدميان، اگر مى‏توانيد كه از كناره‏هاى آسمانها و زمين بيرون رويد، بيرون رويد. ولى بيرون نتوانيد رفت مگر با داشتن قدرتى. (33)

 

 

جنیان  متوجه  اعجاز قرآن باید  بشوند چرا که قرار است  قرآن سبب هدایت  آنها  نیز باشد

 

الجن : 1   قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً

بگو: به من وحى شده است كه گروهى از جن گوش فرا دادند، و گفتند كه ما قرآنى شگفت شنيديم (1)

 

پناه بردن  به غیر خدا  موجب افزایش گمراهی است !!

 

 

الجن : 6   وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً

و نيز مردانى بودند از آدميان كه به مردانى از جن پناه مى‏بردند و بر طغيانشان مى‏افزودند. (6)

 

 

هم جن و هم انسان هر دو دروغ میگویند!!

 

الجن : 5   وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ تَقُولَ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِباً

و ما مى‏پنداشتيم كه آدمى و جن در باره خدا دروغ نمى‏گويند. (5)

 

 

 

چند روایت در مورد جنیان :

 

 

..... 290- في عيون الاخبار في باب ما جاء عن الرضا عليه السلام من خبر الشامي و ما سأل عنه أمير المؤمنين عليه السلام في جامع الكوفة حديث طويل و فيه و سألته هل بعث الله تعالى نبيا الى الجن؟ فقال. نعم بعث إليهم نبيا يقال له يوسف فدعاهم الى الله عز و جل فقتلوه.

 

امام رضا علیه السلام میفرمایند :

شخصی از امیر مومنین علی علیه السلام سوال کرد :

آیا خداوند به سوی جنیان هم نبی فرستاده است ؟

حضرت فرمود : بله برای انها  نبیی به نام  یوسف فرستاد .یوسف  انها را به خدا دعوت کرد برای همین انها  یوسف  را کشتند .

 

تفسير نور الثقلين، ص: 768

..... 291- و باسناده الى محمد بن الفضل الصيرفي عن ابى حمزة الثمالي عن ابى جعفر عليه السلام قال في حديث طويل: ان الله عز و جل أرسل محمدا صلى الله عليه و آله الى الجن و الانس.

امام محمد باقر علیه السلام فرمودند :

خداوند  تبارک و تعالی محمد  صلی الله علیه وآله را به سوی جن و انسان  به عنوان رسول خودش  فرستاد.

 

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/10 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


دخترکان عاشق

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

نگران دخترکان عاشق ، به خاطر عشقشان و به خاطر  اوج احساساتشان نباشید .

زن ، خلقتی آمیخته به احساس و عاطفه دارد .

از او توقع غیر احساس و عشق را نداشته باشید که بدترین زنان ، زنی است که اهل  فکر و اندیشه و تعقل باشد و بهترین آنها کسیست که تمام قواعد عقلانی را زیر پا گذاشته همچون پروانه ای مجنون ، مجنون همسر و فرزندانش باشد .

( حتما نامه امیر مومنین علی علیه السلام رو به فرزندشون امام حسن علیهما السلام در نهج البلاغه مطالعه بفرمائید )

 

عیب کار در مردان بی غیرت و بی دینیست که این دختران مهربان ، عاشق  و دل باختشان میشوند .

پروانه را به خاطر عشقش سرزنش نباید کرد .

مردی را باید  سرزنش کرد که هنر بندگی خدا را به دور انداخته ، از حدود شرع خارج شده ، وبا احساسات  دختری که بر طبق  فطرت و خلقتش تمام هستیش را فدای او کرده ، بازی میکند و هستی او را به باد میدهد .

امام صادق علیه السلام میفرمایند : خدا حوا را از آدم  علیهما السلام خلق کرد .بنابر این  همت زنان در مردان میباشد .

مردها اگر  تدین داشته باشند زنها نیز متدین خواهند  شد .

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند :  زنها به دین شوهرشان هستند .

 

برای درک بهتر مطلب این روایات رو خدمتتون ترجمه میکنم .

 

 

امام صادق علیه السلام فرمودند :

از کسانی  که از دین و آیین شما نیستندو  در اعتقاداتشان سست و دچار شک  و تزلزل هستند  دختر بگیرید . اما دختر مومن خود را  به ازدواج چنین انسانهایی در نیاورید ، چرا  که زن ادب را از شوهرش میگیرد و شوهرش در نهایت دین خود را به اوغالب خواهد کرد .

 

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ تَزَوَّجُوا فِي الشُّكَّاكِ وَ لَا تُزَوِّجُوهُمْ لِأَنَّ الْمَرْأَةَ تَأْخُذُ مِنْ أَدَبِ زَوْجِهَا وَ يَقْهَرُهَا عَلَى دِينِهِ .                                                      . الكافي     5     348   

 

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند :

از آن قبیله ای زن بگیرید که به خاطر اینکه  مردانشان عفت داشتند زنهای آنها نیز عفیف شدند .

و از آن قبیله ای زن نگیرید که به خاطر اینکه  مردانشان  حرام انجام دادند پس زنهای آنها هم مرتکب حرام شدند وفرمودند : در تورات نوشته شده  که خداوند فرمود : من قاتل انسانهای قاتل  هستم .من فقیر کننده انسانهای زنا کار هستم .زنا نکنید که اگر زنا کنید زنان شما نیز  زنا  خواهند کرد .هر کاری که بکنی همان کار با تو خواهد شد .

 

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص تَزَوَّجُوا إِلَى آلِ فُلَانٍ فَإِنَّهُمْ عَفُّوا فَعَفَّتْ نِسَاؤُهُمْ وَ لَا تَزَوَّجُوا إِلَى آلِ فُلَانٍ فَإِنَّهُمْ بَغَوْا فَبَغَتْ نِسَاؤُهُمْ وَ قَالَ مَكْتُوبٌ فِي التَّوْرَاةِ أَنَا اللَّهُ قَاتِلُ الْقَاتِلِينَ وَ مُفْقِرُ الزَّانِينَ أَيُّهَا النَّاسُ لَا تَزْنُوا فَتَزْنِيَ نِسَاؤُكُمْ كَمَا تَدِينُ تُدَانُ .                     . الكافي     5     554   

 

پست های مربوط با این مطلب :

مناظره با خدا

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/08 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت


شرط عمل به روایات و دوری از جعل و دسیسه وفاق روایت است با قرآن.

به نام خدا

 

حتما برای شما این  اتفاق افتاده  که یک انسان دروغ گو حرفی را به شخصی که برای شما دارای احترام است نسبت داده باشد تا از شما سوء استفاده کرده  یا شما را  گمراه کند .

گاهی اوقات هم این خبر دروغین را از یک شخصیت محترم برای شما نقل میکند .واصلا گاهی اوقات  خود شخصیت محترم برای شما  خبری را نقل میکند که واقعا از گوینده ای که در ذهن شما از عظمت برخوردار است  صادر نشده است .به این کار دسیسه گفته میشود .

امام صادق علیه السلام میفرمایند :

مغیره که شخصی خائن و از فرقه مخالف  اهل بیت علیهم السلام بوده، اصحابش را میفرستاد تا کتاب اصحاب و شاگردان مورد اعتماد پدرم امام باقر علیه السلام را  بگیرند .وبعد از پیش خودشان در آن کتابها روایاتی را جعل میکردند و به دروغ  آنها را به پدرم نسبت میدادند .

تا بعدها  هر کس کتاب شاگردان پدرم را  مطالعه میکند ،گمان کند این روایت ، واقعا روایت امام باقر علیه السلام است چرا که این نوشته ،نوشته شاگردان مورد اعتماد  حضرت میباشد .

به این ترتیب مغیره و شاگردانش و سایر افراد معاند کاری کردند که ما امروزه از روی شناختن افراد و بررسی گوینده نمیتوانیم اطمینان حاصل کنیم  که این روایت ، روایت امام معصوم هست  یا نه ؟

ما وقتی سند یک روایت را بررسی میکنیم هرچند  این  سند به یکی از شاگردان  مورد اعتماد امام باقر علیه السلام ختم میشود اما چون  مغیره وشاگردانش در کتاب او روایت جعل کرده اند ؛ نمیتوانیم بگوییم که  قطعا این روایت، روایت شاگرد حضرت میباشد .

بررسی سلسله اسناد یک روایت  این  اطمینان را به ما  میدهد که تمام گویندگان و ناقلین این روایت  انسانهای درستکار و عادلی هستند اما این اطمینان را به ما نمیدهند که آیا  این خبر واقعا خبر آنهاست یا نه .

وقتی ما در علم رجال بررسی سند یک روایت را شروع کردیم و ثابت کردیم که مثلا این روایت به  زراره که یکی از برجسته ترین شاگردان امام محمد باقر علیه السلام  است بر میگردد؛یعنی این روایت از کتاب زراره برای ما نقل شده است در این صورت چون ما احتمال دسیسه و جعل روایت را  در کتاب زراره  می دهیم ؛ نمیتوانیم به طور قطع بگوییم  که این روایت  حقیقتا از زراره میباشد چرا که ممکن است مغیره آنرا در کتاب زراره جعل کرده باشد ، چرا که مغیره در کتاب زراره ننوشته است  که این  خبر را من جعل کرده ام واصلا در کتاب زراره حتی خود زراره نگفته است که من  ، این روایت را از امام برایتان نقل میکنم . چرا که کتاب ، کتاب  زراره است و اصلا  نیازی به ذکر نام خودش در صدر هر روایت نمیباشد بلکه  اول دفتر یا کتاب اسم گوینده حک میشده ودر متن فقط نام شریف امام معصوم نوشته میشده بنابرین راه برای دسیسه در متن کتاب باز بوده و امروزه ما نمیتوانیم به طور قطع بگوییم این روایت ،روایت خود زراره است . هرچند  سندش به زراره بر گردد.

 

حال چاره  چیست ؟

آیا باید به طور کل قید روایات را زد؟
در حالی که بر طبق ده ها دلیل که محکم ترین آنها متن شریف قرآن است دین ما از دومنبع تشکیل  شده : یکی قرآن و دیگری سنت .

ونماد سنت روایاتی میباشد که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت ایشان به دست ما رسیده است .

حدیث ثقلین گویای این مطلب است که همیشه باید در کنار قرآن متن روایات  اهل بیت علیهم السلام قرار داشته باشد .چرا که جانشین خود فرد ،کلام اوست و گرفتن قرآن بدون کلام اهل بیت به شهادت رسول خدا صلی الله علیه وآله سبب گمراهی میشود .

واصلا برای عمل به متن ده ها آیه ای که به ما امر به اطاعت از رسول خدا در تمام سخنانش میکند ، باید روایات خود نبی اکرم و اهل بیت او را در کنار قرآن ، وجزء منابع دین اسلام  قرار داد  والا به متن  خود قرآن عمل نشده و شعار حسبنا کتاب الله  دروغ  ترین  شعار دنیا خواهد بود .

حال دوباره میپرسم .

اگر دسیسه در متن کتب روایی صورت گرفته و از طرفی  حق کنار گذاشتن روایات را نداریم چون منبع  دین ماست پس ، چگونه و با چه ملاکی حدیث واقعی را از غیر واقعی بشناسیم ؟
چگونه بفهمیم این روایت واقعا  روایت امام معصوم یا پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله میباشد؟

راه و چاره چیست ؟

برای پی بردن به راه و چاره  ؛  متن دو روایت را برای شما ترجمه میکنم و خدمت شما عرض میکنم که (سی و دو ) روایت دیگر از طریق راویان مختلف به دست ما رسیده که همین مضمون را برای ما  نقل میکنند واین به معنای تواتر در روایت بوده  و از طرفی متن تمامی این روایات موافقت  قطعی و صد در صدی با قرآن  داشته و احتمال  هر گونه دسیسه و جعل را در مورد  خود این روایات برطرف میکند .

قبل از هر گونه  قضاوت متن روایت را مطالعه فرموده و منتظر ترجمه سایر روایات به حول و قوه خداوند منان باشید .

 

 

1  )  یقطینی میگوید :

بعضی از شیعیان از یونس بن عبد الرحمن سوالی را پرسیدند در حالی که من نیز در جمع آنها  حاضر بودم.

پرسیدند چرا شما  این همه با شدت با روایات بر خورد میکنید؟
چرا بیشتر روایاتی راکه برای شما  نقل  میکنیم ، انکار میکنید؟
چه چیزی موجب شده  تا شما  روایات را رد کنید؟
یونس گفت : هشام از قول امام صادق علیه السلام چنین برای من روایت کرده است که :

امام صادق علیه السلام فرمودند :

حدیث ما را از ما قبول نکنید مگر به شرطی که موافق با قرآن و سنت رسول خدا صلی الله علیه آله باشد یا موافق با  احادیث متقدمه ما که با قرآن و سنت  ثابت  شده .

چرا که مغیره بن سعید  که لعنت خدا بر او باد در کتاب شاگردان پدرم روایاتی را  نوشته که پدرم آن روایات  را هرگز نفرموده اند . پس از خدا بترسید و کلامی را که به ما نسبت داده میشود و مخالف قرآن و سنت رسول خداست را قبول نکنید چرا که ما هر وقت  سخن میگوییم ،  سخن خدا و رسولش را برای شما میگوییم .

یونس در ادامه فرمود:

من به عراق رفتم .عده زیادی  از شاگردان امام باقر و امام صادق علیهما السلام را دیدم واز آنها روایات زیادی را شنیدم و کتاب های آنها را از آنها امانت گرفتم و بعد خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم و آن روایات را به  حضرت عرضه کردم .اما حضرت تعداد زیادی از آن روایات را انکار کردند و فرمودند اینها روایت امام صادق علیه السلام نیست .اینها روایاتی است که ابی الخطاب بر پدرم به دروغ  بسته است خداوند ابا الخطاب وشاگردانش را لعنت کند که تا به امروز در کتاب های شاگردان امام صادق روایات را دسیسه میکنند و به حضرت نسبت میدهند .

پس آگاه باشید از ما اهل بیت روایتی را  که خلاف قرآن است قبول نکنید ما هر وقت سخن میگوییم  ، سخنمان موافق با قرآن و موافق با سنت رسول خدا صلی الله علیه وآله میباشد .

ما از خدا و رسولش سخن میگوییم .

ما مثل سایر افراد از این و آن برای شما  سخن نقل نمیکنیم که کلاممان یکدیگر را  نقض کند .

کلام آخرین ما اهل بیت مانند کلام  اولین  ما یعنی امیر مومنین علی علیه السلام  است .

کلام اول ما  تصدیق کننده و موید کلام آخر ماست . پس هرگاه کسی برای شما  سخنی را نقل  کرد که با قرآن مخالف بود آن سخن را به خودش رد کنید و به او بگویید تو نسبت به آنچه آورده ای آگاه تری  و خوب میدانی که این دروغ است .

آگاه باشید که هر کلام ما دارای یک حقیقت و نور میباشد که با نور قرآن  هم خوانی دارد .و هر کلامی که  نور و حقیقت نداشته باشد کلام  شیطان است .

 

 

بیان شیوه دسیسه توسط امام صادق علیه السلام .

 

2 ) امام صادق علیه السلام میفرمایند :

مغیره بن سعید به عمد بر پدرم دروغ میبست . و کتابهای اصحاب پدرم را میگرفت و این کار را توسط شاگردانش که بین  شاگردان پدرم مخفی و پراکنده بودند انجام میداد .

آنها کتابهای شاگردان پدرم را میگرفتند و به مغیره  تحویل میدادند و مغیره در آن کتابها کفر و خرافات و عقائد شرک را دسیسه میکرد و به پدرم  نسبت میداد وبعد آن کتابها را به اصحابش میداد و به آنها دستور میداد  تا این کتابها را  نسخه برداری کرده و بین  شیعه پراکنده سازند .پس هرچه در کتابهای شاگردان پدرم از غلو وجود دارد دسیسه مغیره میباشد .

 

 در این دو پست هم دو روایت زیبا از امام جواد و امام هادی علیهما السلام به نمایش گذاشته شده و در این دوروایت  حضرات  ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام را   توسط قرآن اثبات کرده و اثبات میکنند روایات  ابوبکر و عمر علیهما من الرحمن ما یستحقا  مخالف نص قرآن میباشد .

تمام پافشاری حضرات بر عمل به روایتی است که موافق متن شریف قران باشد و حتی میفرمایند اجماع  امت بر مطلبی که مخالف قرآن  است سبب خروج همه آنها از دین و مخالفت با  نص قران خواهد بود .

 

 
 
 
 
 
متن روایات :

1)  مُحَمَّدُ بْنُ قُولَوَيْهِ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ بُنْدَارَ مَعاً عَنْ سَعْدٍ عَنِ الْيَقْطِينِيِّ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ أَنَّ بَعْضَ أَصْحَابِنَا سَأَلَهُ وَ أَنَا حَاضِرٌ فَقَالَ لَهُ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ مَا أَشَدَّكَ فِي الْحَدِيثِ وَ أَكْثَرَ إِنْكَارَكَ لِمَا يَرْوِيهِ أَصْحَابُنَا فَمَا الَّذِي يَحْمِلُكَ عَلَى رَدِّ الْأَحَادِيثِ‏ .       . فَقَالَ حَدَّثَنِي هِشَامُ بْنُ الْحَكَمِ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ لَا تَقْبَلُوا عَلَيْنَا حَدِيثَنَا إِلَّا مَا وَافَقَ الْقُرْآنَ وَ السُّنَّةَ أَوْ تَجِدُونَ مَعَهُ شَاهِداً مِنْ أَحَادِيثِنَا الْمُتَقَدِّمَةِ فَإِنَّ الْمُغِيرَةَ بْنَ سَعِيدٍ لَعَنَهُ اللَّهُ دَسَّ فِي كُتُبِ أَصْحَابِ أَبِي أَحَادِيثَ لَمْ يُحَدِّثْ بِهَا أَبِي فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لَا تَقْبَلُوا عَلَيْنَا مَا خَالَفَ قَوْلَ رَبِّنَا تَعَالَى وَ سُنَّةَ نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ ص فَإِنَّا إِذَا حَدَّثْنَا قُلْنَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله .           .

قَالَ يُونُسُ وَافَيْتُ الْعِرَاقَ فَوَجَدْتُ بِهَا قِطْعَةً مِنْ أَصْحَابِ أَبِي جَعْفَرٍ ع وَ وَجَدْتُ أَصْحَابَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع مُتَوَافِرِينَ فَسَمِعْتُ مِنْهُمْ وَ أَخَذْتُ كُتُبَهُمْ فَعَرَضْتُهَا بَعْدُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع فَأَنْكَرَ مِنْهَا أَحَادِيثَ كَثِيرَةً أَنْ يَكُونَ مِنْ أَحَادِيثِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ قَالَ لِي إِنَّ أَبَا الْخَطَّابِ كَذَبَ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع لَعَنَ اللَّهُ أَبَا الْخَطَّابِ وَ كَذَلِكَ أَصْحَابُ أَبِي الْخَطَّابِ يَدُسُّونَ هَذِهِ الْأَحَادِيثَ إِلَى يَوْمِنَا هَذَا فِي كُتُبِ أَصْحَابِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَلَا تَقْبَلُوا عَلَيْنَا خِلَافَ الْقُرْآنِ فَإِنَّا إِنْ تَحَدَّثْنَا [حَدَّثْنَا] حَدَّثْنَا بِمُوَافَقَةِ الْقُرْآنِ وَ مُوَافَقَةِ السُّنَّةِ إِنَّا عَنِ اللَّهِ وَ عَنْ رَسُولِهِ نُحَدِّثُ وَ لَا نَقُولُ قَالَ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ فَيَتَنَاقَضُ كَلَامُنَا إِنَّ كَلَامَ آخِرِنَا مِثْلُ كَلَامِ أَوَّلِنَا وَ كَلَامَ أَوَّلِنَا مِصْدَاقٌ لِكَلَامِ  آخِرِنَا وَ إِذَا أَتَاكُمْ مَنْ يُحَدِّثُكُمْ بِخِلَافِ ذَلِكَ فَرُدُّوهُ عَلَيْهِ وَ قُولُوا أَنْتَ أَعْلَمُ وَ مَا جِئْتَ بِهِ فَإِنَّ مَعَ كُلِّ قَوْلٍ مِنَّا حَقِيقَةً وَ عَلَيْهِ نُورٌ فَمَا لَا حَقِيقَةَ مَعَهُ وَ لَا نُورَ عَلَيْهِ فَذَلِكَ قَوْلُ الشَّيْطَانِ

رجال کشی صفحه 224

 

2 )   بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ يُونُسَ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ كَانَ الْمُغِيرَةُ بْنُ سَعِيدٍ يَتَعَمَّدُ الْكَذِبَ عَلَى أَبِي ع وَ يَأْخُذُ كُتُبَ أَصْحَابِهِ وَ كَانَ أَصْحَابُهُ الْمُسْتَتِرُونَ بِأَصْحَابِ أَبِي يَأْخُذُونَ الْكُتُبَ مِنْ أَصْحَابِ أَبِي فَيَدْفَعُونَهَا إِلَى الْمُغِيرَةِ فَكَانَ يَدُسُّ فِيهَا الْكُفْرَ وَ الزَّنْدَقَةَ وَ يُسْنِدُهَا إِلَى أَبِي ع ثُمَّ يَدْفَعُهَا إِلَى أَصْحَابِهِ فَيَأْمُرُهُمْ أَنْ يَبُثُّوهَا فِي الشِّيعَةِ فَكُلُّ مَا كَانَ فِي كُتُبِ أَصْحَابِ أَبِي ع مِنَ الْغُلُوِّ فَذَاكَ مِمَّا دَسَّهُ الْمُغِيرَةُ بْنُ سَعِيدٍ فِي كُتُبِهِمْ

رجال کشی صفحه 225


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/05 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت


اعلام برائت

به نام خدا

 

خویشانت را بیم ده

با کسانی که به آیات ما ایمان آوردند و مومنند مهربان باش

اما آنهایی که از کلام خدا سرکشی کردند

از آنها اعلام برائت کن

بر خدا توکل  کن

که خدا مهربانی شکست نا پذیر است .

 

 کسانی که متشابهات قرآن را  اخذ میکنند دو هدف بیشتر ندارند .

یا برای آنچه خواسته دلشان است  دنبال دلیل میگردند

که متشبهات دلیل بر اشتباهات آنها میتواند باشد

یا دنبال فتنه میگردند .

در هر حال :

از کسانی که  به متشبهات قرآن عمل میکنند دوری کن

که آنها عصیان و نافرمانی خدا و رسولش را کردند

بر آنها حجت  تمام است

بر تو نیز  

پس بر خدایت توکل کن

و از آنها  دوری کن .

 

 

سوره شعراء

 

وَ أَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ(214)

وَ اخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ(215)

فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنىّ‏ِ بَرِى‏ءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ(216)

وَ تَوَكلَ‏ْ عَلىَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ(217)

و خويشاوندان نزديكت را بترسان ! (214)

و بال و پر مهربانی  خود را براى مؤمنانى كه از تو پيروى مى‏كنند بگستر! (215)

پس اگر تو را نافرمانى كردند بگو: «من از آنچه شما انجام مى‏دهيد بيزارم!» (216)

و بر خداوند عزيز و رحيم توكّل كن! (217)

 

یکی از فرمانهای خدا دوری از متشابهات است

در حالی که آنها برای  القاء مقاصد  زشت خود به متشابهات پناهنده میشوند

از آنها دوری کن .

 

آل‏عمران : 7   هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ

خداوند كسى است كه اين كتاب  را بر تو نازل كرد، كه قسمتى از آن کتاب، آيات «محكم» [صريح و روشن‏] است كه اساس اين كتاب مى‏باشد و قسمتى از آن، «متشابه» است [آياتى كه به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات ديگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مى‏رود ولى با توجه به آيات محكم، تفسير آنها آشكار مى‏گردد.]

 اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‏انگيزى كنند (و مردم را گمراه سازند) و تفسير  براى آن مى‏طلبند در حالى كه تفسير آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‏دانند. راسخون کسانی هستند  كه مى‏گويند: «ما به همه آن ايمان آورديم همه قرآن از طرف پروردگارِ ماست.» والبته  جز انسانهای عاقل کسی ، متذكر به این مطلب نمیشود.


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/04 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


دعوت به بازگشت به محکمات قرآن و پرهیز از جدال و منازعه و اختلاف

به نام خدا

 

در پست های زیر به ترتیب راه فرار از اختلاف و درگیری و تفرقه بیان شده و در نهایت گفتگویی با یکی از دوستان که بنده ایشان را دعوت به بازگشت به محکمات قرانی کرده ام ارائه شده و یک نمونه از رفع اختلافها به وسیله قران به نمایش در امده است :

 
 
 
 
 
نمونه :
 

1) سلام و خسته نباشید از پیگیری شما و ابراز ناراحتی از صدور حکم بر اساس ظن و گمان .

2) به فرض که روایت امام موسی کاظم علیه السلام کنار برود بازهم روایت معلی بن خنیس حجیت پیدا نخواهد کرد  به دو دلیل یک : سند صحیح و معتبر ندارد . دو: مخالفت صد درصد با قرآن دارد .

3) تنها روایتی که از عید نوروز مارا نهی میکند ، روایت امام موسی کاظم علیه السلام نیست بلکه روایت پیامبر صلی الله علیه و آله میفرماید:خداوند دوروز عید فطر و قربان را به جای روز نوروز و مهرگان  برای مومنین عید کرده است  و این دو روز را با آن دوروز عوض کرده است . اصل روایت رو در متن حرمت شباهت گذاشتم .

4) در کنار روایت پیامبر اکرم روایات زیاد دیگری وجود دارد که  میفرمایند اعیاد مسلمین  فقط محصور در چهار عید  میباشد : جمعه . عید غدیر . فطر. و قربان .

5) اگرتمام روایات و آیاتی که دلالت بر حرمت تشبه به کفار و حرمت  عید میکنند کنار برود بازهم روایت  معلی بن خنیس اعتبار پیدا نخواهد کرد چون سندش غیر معتبر و مخالف قرآن  است .

6) در مقام تقیه انسان باید برای حفظ جان  خود یا دوستانش از مخالفت با پادشاهان  دوری کند  در حالی که امام موسی کاظم صریحا در مقام مخالفت با منصور بر آمده و دست رد به خواسته او میزنند و میفرمایند این از سنت رسول خدا نیست بلکه من دوست  ندارم چیزی رازنده کنم  که اسلام آنرا میراند .

7) منصور از خلفاء عرب و بنی عباس بوده و شدیدا دارای  عرق ملی گرایی عرب و تعصبات  جاهلانه بوده اما در متن روایت ما شاهدیم  که او از حضرت در خواست میکند که این روز را زنده کنند .

8) امام موسی کاظم در اواخر عمر منصور زندگی میکردند یعنی در انتهای قدرت او و از بیان آزاد تری بر خوردار بوده اند بخلاف امام صادق علیه السلام و زمان صدور روایت معلی بن خنیس که در اوایل حکومت منصور لعنتی بوده و فشار شدیدتری بر جامعه و خصوصا امام صادق علیه السلام حاکم بوده است .

9) تقیه یعنی خلاف حقایق ثابت شده در قرآن و سیره پیامبر صلی الله علیه و اله ، حکم کردن.

آنهم برای حفظ جان خود و شیعیان . روایت امام صادق خلاف حقایق قرآن و سنت بوده و این مطلب با توجه به فشار شدید اوایل حکومت منصور بیانگر تقیه بودن روایت معلی بن خنیس میباشد.( امام صادق علیه السلام به دست منصور لعنت الله علیه  به شهادت رسیدند)

 

در پایان :

 

النساء : 59   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! خدا را اطاعت كنيد! وپيامبر خدا و اولو الأمر [اوصياى پيامبر] را اطاعت كنيد! و هر گاه در چيزى اختلاف  داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آنها داورى بطلبيد) البته اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين (كار) براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است. (59)

 

قال امیرالمومنین علی علیه السلام :

اما الرد الی الله الاخذ بحکم کتابه .

رد به خدا ، گرفتن محکمات قرآن است .

 

 در هر حال با  رد حکم  به کلام  خدا و پذیرش آیات  محکمات حرمت تشابه به کفار، شما را دعوت به دوستی با مومنین و پرهیز ار تفرقه و دشمنی میکنم .

این آیات مورد اتفاق تمام علماء بوده بر این اساس کلیت حرمت تشبه به کفار را  اثبات میکنند.

 

الأنفال : 46   وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرينَ

و (فرمان) خدا و پيامبرش را اطاعت نماييد! و نزاع (و كشمكش) نكنيد، تا سست نشويد، و قدرت (و شوكت) شما از ميان نرود! و صبر و استقامت كنيد كه خداوند با استقامت كنندگان است! (46)

 

 

متن دوستم :

در روایت معلى بن‏حنیس از حضرت امام صادق(ع) اشاره به همین حقیقت است. «...

این روز از روزهاى ماست و از روزهاى شیعیان ما به شمار مى‏رود، كه ایرانیان آن‏را حفظ كرده، و شما عرب‏ها آن را ضایع ساخته‏اید.»
اعراب به پیروى از دستگاه خلافت‏بنى‏امیه و بنى‏عباس چون نوروز را روز ولایت وخلافت الهى مى‏شناختند، سخت كوشیدند كه این روز را مخفى كرده، ضایع سازند. و لذابراى لكه‏دار كردن نوروز، این روز را از بازمانده‏هاى مجوس معرفى كرده‏اند. تاجایى كه مى‏بینیم حضرت امام موسى بن‏جعفر(ع) نیز در مقام تقیه به منصور دوانقى‏مى‏فرماید: «از رسم‏هاى فرس است و اسلام آن را از بین برده است ...» بعضى افراداین روایت را دلیل بر عدم مشروعیت نوروز گرفته‏اند; اما با توجه به روایات‏معارض، حمل بر تقیه شده است، و بهترین دلیل بر عظمت نوروز میباشد.

 ادرس اصل بحث :

شباهت به کفار حرام است پس عید نوروز هم حرام است

 

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/03 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت


رگ گردن رسول خدا مهمتر است یا رگ گردن فقیهان ؟

 به نام خدا

 

رگ گردنت را خواهم زد .

با دست قدرتم تو را خواهم گرفت . 

و با دیگری گردنت را خواهم زد .

میخواستی آنها را جذب دین کنی؟!!!


میخواستی سر سازشِ با آنها را باز کنی؟!!!


به چه قیمیتی؟

به قیمت  کوتاه آمدن از سخنان من ؟
به قیمت دروغ بستن  به من ؟

 آنها هم همین را میخواهند .

آنها میخواهند کمی در دین خود سست  شوی.

آنها  میخواهند کمی کوتاه بیایی .

تا غیر آن چیزی که به تو وحی کرده ام را به من نسبت  دهی .

اگر این کار را میکردی  آنها  یقینا  با تو دوست می شدند .

واگر دستت  را نگرفته بودم ؛

ویاریت نکرده بودم ،

تو  مرتکب چنین خطایی میشدی .

نزدیک بود کمی ، اندکی ،کمی،  به سمت آنها و خواسته هاشان نزدیک شوی.

میخواستی دلهاشان را بدست آوری ،

تا به این  بهانه آنها را به دین خود متمایل کنی،

یاریت کردم .

اجازه ندادم چنین کاری را بکنی .

اما اگر مرتکب چنین کاری میشدی ...

رگ گردنت را میزدم  .

زندگی را برایت  تلخ میکردم .

عذاب دنیا و آخرت را بر تو نازل میکردم  .

دوبرابر مشرکین عذابت میکردم .

چه در دنیا و چه در آخرت .

ودیگر هیچ کس نبود که تو را در مقابل من  یاری کند .

پیامبر من هستی که هستی .

قرار نیست  نزدیکی تو به من مجوز  اظهار نظر تو ، در دین من بشود .

.....

این است سخن خدا  با بهترین مخلوقاتش .

اشرف انسانهای زمین ،

حتی اگر او خلاف کند ،

یا با دین خدا بازی کند ،

شدید ترین عذابها در انتظار اوست .

شاید خدا میخواهد با فقیهان سخن بگوید .

وبگوید ای متظاهرین فقاهت ،

حواستان را جمع کنید ،

حتی نبی من  حق مصلحت اندیشی  در مقابل  من  را ندارد .

(صلوات الله علیه و علی آله الطیبین )

اما  چه زیبا فرمود امیرمومنین علی علیه السلام :

می آید زمانی که فقهاء در دین قیاس و مصلحت اندیشی میکنند .

آگاه باشید آنها دشمن دین خدایند .

 

چرا  که دین خداحتی به رسولش اجازه  قیاس و مصلحت اندیشی نمیدهد .

 

وسائل‏الشيعة     27     52  

ٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فِي كِتَابِ آدَابِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع لَا تَقِيسُوا الدِّينَ فَإِنَّ أَمْرَ اللَّهِ لَا يُقَاسُ وَ سَيَأْتِي قَوْمٌ يَقِيسُونَ وَ هُمْ أَعْدَاءُ الدِّينِ

 


سوره الحاقه

وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ  44

لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ  45

ثمُ‏َّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ  46

اگر او سخنى غیر سخن ما را به  ما نسبت،میداد    44

ما او را با دست قدرتمان  مى‏گرفتيم،   45

سپس رگ گردنش  را قطع مى‏كرديم،  46

سوره اسراء

وَ إِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِى أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتَفْترَِىَ عَلَيْنَا غَيرَْهُ  وَ إِذًا لاَّتخََّذُوكَ خَلِيلًا   73

وَ لَوْ لَا أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيًْا قَلِيلاً   74

إِذًا لَّأَذَقْنَكَ ضِعْفَ الْحَيَوةِ وَ ضِعْفَ الْمَمَاتِ ثمُ‏َّ لَا تجَِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا   75

 76   وَ إِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْها وَ إِذاً لا يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلاَّ قَليلاً

نزديك بود آنها تو را  از آنچه بر تو وحى كرده‏ايم فریب دهند ، که  غير وحی  را به ما نسبت دهى و در آن صورت، با تو دوست میشدند !     73

و اگر ما تو را ثابت قدم نمى‏ساختيم ، نزديك بود کمی به آنها  تمايل پیدا كنى.   74 

اگر چنين مى‏كردى، ما دو برابر مجازات (مشركان) در زندگى دنيا، و دو برابر (مجازات) آنها را بعد از مرگ، تو را عذاب میکردیم  سپس در برابر ما، ياورى براى خود نمى‏يافتى!   ۷۵

 
و نزديك بود (با نيرنگ و توطئه) تو را از اين سرزمين بلغزانند، تا از آن بيرونت كنند! و هر گاه چنين مى‏كردند، (گرفتار مجازات سخت الهى شده،) و پس از تو، جز مدت كمى باقى نمى‏ماندند! (76)

 

برای این که متوجه شان رسول صلی الله علیه و آله باشیم خداوند  در آیه  ۷۶   اسراء میفرماید:

شما تصمیم  داشتید که او را بیرون کنید

و اگر این کار را میکردید بعد از او جز مدتی کم زنده نمی ماندید

تا این حد  وجود او با ارزش  است که حیات شما  بسته  به حیات اوست

نبود او مساوی با نابودی شماست .

با این حال  اگر در کار وحی خطایی میکرد  همان که گفتم با  او میکردم

سایر افراد  که باید حساب کار خویش کنند !!!

 

این پست رو در همین موضوع حتما بخونید .نوشته امروز من  دنباله این مطلب هست :

 

 فقیه موضوعیتی در دین ندارد و نباید داشته باشد

رد فقیهی که مبتنی بر حکم خدا فتوا میدهد و عادل است چه حکمی دارد ؟

 جایگاه علماء‌ در عصر غیبت

  رگ گردن رسول خدا مهمتر است یا رگ گردن فقیهان ؟

عمل به حکم خدا واجب است نه تقلید 

در پستی بعدی قصد دارم به یاری خدا جایگاه رسول خدا  صلی الله علیه وآله و عظمت او را در پیشگاه خدا برایتان تبیین کنم .تا ببینم چقدر خدا نسبت به احکامش دقیق است و حتی از بهترین  مخلوقاتش نخواهد گذشت چه رسد به دیگران .


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/01 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


فقیه موضوعیتی در دین ندارد و نباید داشته باشد

 بسم الله الرحمن الرحیم  

امام صادق علیه السلام میفرمایند:

نبی اکرم صلی الله علیه و آله به امیر مومنین علی علیه السلام فرمودند:

زمانی خواهد آمد که از قرآن  فقط شکل شمائل ظاهری و خطوط آن باقی خواهد ماندو از اسلام فقط نام .مردم آن زمان بسیار از حقیقت اسلام دورند .مساجد آنها زیبا و شلوغ  است اما خالی از هر گونه هدایت . فقهاء آنها  بد ترین فقهایی هستند که تا بحال آسمان بر آنها  سایه افکنده. فتنه از آنها بر میخیزد و به آنها  نیز بر میگردد.                                                الكافي     8     307

 

 

 

عبد رحمان !!

چه تو متن من  را بخوانی چه نه  ،

آنهایی که پیش از این به آنها دانش داده  شده است ؛

وقتی آیات خدا را میشنوند سجده کنان به خاک  میافتند .

قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا یُتْلى‏ عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً

الإسراء : 107  

بگو: «چه  به آن ایمان بیاورید، و چه  ایمان نیاورید، کسانى که پیش از آن به آنها دانش داده شده ، هنگامى که (این آیات) بر آنان خوانده مى‏شود، سجده‏کنان به خاک مى‏افتند  

 

اما دوباره میگویم :

 

فقیه موضوعیتی در دین ندارد .

فقیه یک وسیله است برای انتقال  حکم  خدا ،

حکم خدا در قرآن است و در روایات  موافق با قرآن .

هر کس چیزی را به این دو اضافه کند  از سنت  رسول خدا صلی الله علیه وآله تعدی کرده است .

آنجا که فرمود :

انی تارک فیکم  الثقلین کتاب الله  و عترتی ،ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا .

کتاب و عترتم در میان شما باقیست .

هر کس فقط و فقط این دو را  با هم داشته باشد .

نه چیزی را از این دو کم  کند ،

و نه چیزی به آنها  بیافزاید ؛

مثلا فقهاء را ؛

هر کس فقط  قرآن و اهل بیت علیهم  السلام  را  بگیرد  و از این  دو تجاوز نکند ،

و فقهاء را  فقط راهی برای رسیدن  به این دو قرار دهد ،

نه این که فقهاء را شخص سومی در کنار قرآن و روایات  قرار دهد ،

چنین کسی که فقط قرآن و روایات را  همراهی میکند هرچند از طریق فقهاء ،

چنین کسی هیچ گاه  گمراه  نخواهد  شد .

امام صادق چه زیبا  به ابو حمزه  ثمالی میفرمایند :

از مردان دوری کن

از فقهاء پر هیز کن

پرسید : ای امام من !

چگونه از آنها دوری کنم  در حالی که دینم را از آنها  میگیرم ؟

فرمودند : منظورم این  نبود که تو برداشت کردی  .

منظورم این بود که مبادا کسی غیر امام زمانت را  جلو خودت  قرار دهی  آنگاه هرچه او میگوید بگویی درست است .

هرگز چنین کاری را نکنی .

او که معصوم نیست .

باید کلام او را  به قرآن و روایات  ثابته  عرضه کنی .

شان او که از شان  ما اهل بیت  بالاتر نیست .

مگر نشنیدی بارها گفتم از ما اهل  بیت  چیزی را  قبول نکنید مگر اینکه موافق با قرآن باشد ؟

(وسائل‏الشيعة     27     123 قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ وَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیهما السلام  لَا تُصَدِّقْ عَلَيْنَا إِلَّا مَا وَافَقَ كِتَابَ اللَّهِ وَ سُنَّةَ نَبِيِّهِ صلی الله علیه واله)

حال تو میخواهی سخن کسی که هیچ موضوعیتی در دین ندارد ،

و فقط و وفقط باید  ناقل  و راوی کلام ما  اهل بیت  باشد ،

سخن چنین کسی را ،

بدون تحقیق ،

وحتی اگر مخالف قرآن باشد بگیری؟
هرگز چنین کاری را نکنی .

اما  تو ای  عبد الرحمان !

مگر کلام امام  زمانت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف را نشنیدی که حضرت میفرمود:

در حوادث بعد از من

در دوران غیبت من

به راویان حدیث ما رجوع کنید

آنها را ملاک  قرار ندهید

آنها  قرار نیست  از خودشان چیزی بگویند

آنها  فقط باید  احادیث ما را برای شما  نقل  کنند .

در دروران  بعد از من  به کسانی  رجوع کنید که در حلال و  حرام ما  نظر میکنند .

نه  اینکه  خودشان  از پیش خودشان  حلال و حرام  بتراشند . نه !!!

آنها  موضوعیتی در دین ندارند .

به آنهایی که از خود  حلال و حرام  میتراشند  رجوع نکنید .

به کسانی رجوع کنید  که برای خود هیچ شانیتی در دین  قائل نیستند .

کسانی که خود را  فقط وسیله انتقال  حلال و حرام ما به شما میدانند  .

این چنین کسانی حجت من بر شما  هستند .

آری اینها  حجت من بر شمایند  نه حجت خدا  بر شما .

آنکه  حجت  خدا بر شماست  من هستم  .

من هستم  که میتوانم  پرده از  اسرار غیب بگشایم  .

نه این فقهاء .

اینها  حجت من  بر شمایند .

کلام آنها  موضوعیتی در دین ندارد .

آنها  وسیله انتقال  کلام حجت  خدا  به شما  هستند .

مواظب خودتان  باشید .

مگر نشنیدید  که  مولای من  امیر مومنین  علی علیه السلام  جد من  چنین  میفرمود :

جایگاه  مردان را  از میزان آشنایی آنها با روایات ما  بشناسید  .

آنها  خود  هیچ موضوعیتی ندارند ،

آنها  چون انتقال دهنده  کلام ما  هستند  محترمند .

و هرچه  بیشتر با  کلام ما مانوس باشند  ارزش بیشتری دارند .

وبدانید  با تفکر و درایت در روایات ما  مومن  به بالا ترین  درجات  ایمان  میرسد .

اما آگاه باشید .

که فقهای زمان شما بدترین  فقهاء روی زمین خواهند بود .

خود نبی اکرم صلی الله علیه و آله به امیر مومنین علی علیه السلام فرمودند:

زمانی خواهد آمد که از قرآن  فقط شکل شمائل ظاهری و خطوط آن باقی خواهد ماندو از اسلام فقط نام

مردم آن زمان بسیار از حقیقت اسلام دورند

مساجد آنها زیبا و شلوغ  است اما خالی از هر گونه هدایت

فقهاء آنها  بد ترین فقهایی هستند که تا بحال  آسمان بر آنها  سایه افکنده

فتنه از آنها بر میخیزد و به آنها  نیز بر میگردد

 الكافي     8     307    حديث الفقهاء و العلماء .....  ص : 7

ِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص سَيَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا يَبْقَى مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ وَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ يُسَمَّوْنَ بِهِ وَ هُمْ أَبْعَدُ النَّاسِ مِنْهُ مَسَاجِدُهُمْ عَامِرَةٌ وَ هِيَ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَى فُقَهَاءُ ذَلِكَ الزَّمَانِ شَرُّ فُقَهَاءَ تَحْتَ ظِلِّ السَّمَاءِ مِنْهُمْ خَرَجَتِ الْفِتْنَةُ وَ إِلَيْهِمْ تَعُودُ

آنها حکم خدا را با  یافته بافته  های خود  می آمیزند .

باطل را ترویج میکنند .

حق را پنهان میکنند .

وبا این کارشان  به گمان خودشان  از دین دفاع میکنند.

بوی گندشان آسمان و زمین را  فرا خواهد گرفت  .

مواظب باشید .

در بین  فقها ء از کسانی تقلید کنید که خویشتن  خویش را از دخالت در حلال و حرام ما  باز میدارد .

مخالف  هوای نفس خود گام بر میدارد .

مطیع امر مولایش میباشد .

در مقابل  روایات او  قد  علم نمیکند .

که وقتی امام زمان  ظهور کند  اولین گردنی که بزند  گردن  فقیهانی است که همین الان ،

آری همین الآن  در مقابل  روایات معصومین  ایستاده اند .

نیازی به  حضور مولا نیست .

اینها  همین الآن هم در مقابل  روایات  قطعیه  و موافق با قرآن  قد  علم میکنند .

حواستان باشد  که ( إِنَّمَا كَثُرَ التَّخْلِيطُ فِيمَا يُتَحَمَّلُ عَنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ)

 

متن  فوق بر اساس روایات زیر و ترجمه پی در پی این روایات میباشد .

 

33401-  أَحْمَدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ الطَّبْرِسِيُّ فِي الْإِحْتِجَاجِ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيِّ ع فِي قَوْلِهِ تَعَالَى فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ.... فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ وَ ذَلِكَ لَا يَكُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِ الشِّيعَةِ لَا كُلَّهُمْ فَإِنَّ مَنْ رَكِبَ مِنَ الْقَبَائِحِ وَ الْفَوَاحِشِ مَرَاكِبَ عُلَمَاءِ الْعَامَّةِ فَلَا تَقْبَلُوا مِنْهُمْ عَنَّا شَيْئاً وَ لَا كَرَامَةَ وَ إِنَّمَا كَثُرَ التَّخْلِيطُ فِيمَا يُتَحَمَّلُ عَنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ لِذَلِكَ لِأَنَّ الْفَسَقَةَ يَتَحَمَّلُونَ عَنَّا فَيُحَرِّفُونَهُ بِأَسْرِهِ لِجَهْلِهِمْ وَ يَضَعُونَ الْأَشْيَاءَ عَلَى غَيْرِ وَجْهِهَا لِقِلَّةِ مَعْرِفَتِهِمْ وَ آخَرُونَ يَتَعَمَّدُونَ الْكَذِبَ عَلَيْنَا الْحَدِيثَ

و امّا آن كسى از فقهاء  كه مراقب  نفس خود میباشد و حافظ دين خودش می باشد  و مخالف هوای نفس خود است  و مطيع أمر مولاى خود  می باشد بر  عوام واجب است از او تقلید کنند و البته تمام فقهاء اینگونه نیستند وفقط بعضی از فقهاء  این صفات را دارند ، پس هر كه از فقهاء ما مانند فقهای عامه  مرتكب عمل زشت و و بدی شد.دیگر نبايد از او چیزی را  که به ما نسبت میدهد بپذیریدوآنها هیچ حرمتی ندارند به خاطر اینکه این دسته از علما کلام مارا با آنچه خودشان میپسندند   مخلوط میکنند و چرا که انسانها فاسق کلام مارا میشنوند ولی تمام انرا به خاطر جهالشان تغییر میدهند و آنرا در غیر موضع  خود به کار میبرند و عده ای دیگر هم به ما  ممکن است  دروغ ببندند ..

 

عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيِّ علیه السلام : الْعُلَمَاءُ إِذَا فَسَدُوا هُمُ الْمُظْهِرُونَ لِلْأَبَاطِيلِ الْكَاتِمُونَ لِلْحَقَائِقِ وَ فِيهِمْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ : إِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى‏ مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ . البقرة : 159  

علماء زمانی که فاسد شوند ، در آن زمان باطل  را آشکار کرده و تبلیغ میکنند . حق را پنهان  کرده و کتمان میکنند . وخداوند در مورد آنها این چنین میفرمایند :

کسانی که  دلايل روشن، و  هدايتى را كه نازل كرده‏ايم،  آنهم  بعد از آنكه در كتاب  قرآن  آنرا براى مردم بيان نموديم، كتمان کردند ، خدا آنها را لعنت مى‏كند و همه لعن‏كنندگان نيز، آنها را لعن مى‏كنند . البقرة : 159  

 

وسائل‏الشيعة     27     131    ودر  بحارالأنوار ج : 2 ص : 89.

وسائل‏الشیعة     27     140    11- باب وجوب الرجوع فی القضاء و الف

محمد بن عثمان میگوید : نامه ای از ناحیه مقدس امام زمان علیه السلام به دست  من رسید .که در آن پاسخ  سوالات من نوشته شده بود . حضرت با دست خط مبارک خود نوشته بودند : اما در مورد آنچه که پرسیده بودی خداوند تو را  به رشد و کمال برساند و تو را  ثابت قدم کند تا اینکه فرمودند : واما در حوادثی که از این به بعد  به وقوع  خواهد پیوست در آن حوادث به روایان  حدیث ما رجوع کنید که آنها حجت  من بر شما هستند و من حجت خدا بر شما هستم و..

33424-  وَ فِی کِتَابِ إِکْمَالِ الدِّینِ وَ إِتْمَامِ النِّعْمَةِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِصَامٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ یَعْقُوبَ قَالَ سَأَلْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عُثْمَانَ الْعَمْرِیَّ أَنْ یُوصِلَ لِی کِتَاباً قَدْ سَأَلْتُ فِیهِ عَنْ مَسَائِلَ أَشْکَلَتْ عَلَیَّ فَوَرَدَ التَّوْقِیعُ بِخَطِّ مَوْلَانَا صَاحِبِ الزَّمَانِ ع أَمَّا مَا سَأَلْتَ عَنْهُ أَرْشَدَکَ اللَّهُ وَ ثَبَّتَکَ إِلَى أَنْ قَالَ وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ وَ أَمَّا مُحَمَّدُ بْنُ عُثْمَانَ الْعَمْرِیُّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ وَ عَنْ أَبِیهِ مِنْ قَبْلُ فَإِنَّهُ ثِقَتِی وَ کِتَابُهُ کِتَابِی  .

بحارالأنوار     1     106    باب 3- احتجاج الله تعالى على الناس

 امام صادق علیه السلام میفرمایند: امام باقر فرمودند: ای فرزندم جایگاه مردان را از روی میزان روایت گویی و معرفت  آنها بشناس  چرا که حقیقت معرفت  همان میزان  درایت و تفکر در یک روایت میباشد و بوسیله درایت ها و تفکرات در روایات  مومن  به بالاترین درجات ایمان میرسد . من  خودم در کتاب علی علیه السلام دیدم که نوشته شده بود : ارزش هر کسی به اندازه معرفت و شناخت اوست چرا که خداوندمردم را بر اساس آن مقداری که از عقلها به آنها در دنیا داده  مورد حساب رسی قرار میدهد .

2-  مع، [معانی الأخبار] أَبِی عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ یَزِیدَ الرَّزَّازِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع یَا بُنَیَّ اعْرِفْ مَنَازِلَ الشِّیعَةِ عَلَى قَدْرِ رِوَایَتِهِمْ وَ مَعْرِفَتِهِمْ فَإِنَّ الْمَعْرِفَةَ هِیَ الدِّرَایَةُ لِلرِّوَایَةِ وَ بِالدِّرَایَاتِ لِلرِّوَایَاتِ یَعْلُو الْمُؤْمِنُ إِلَى أَقْصَى دَرَجَاتِ الْإِیمَانِ إِنِّی نَظَرْتُ فِی کِتَابٍ لِعَلِیٍّ ع فَوَجَدْتُ فِی الْکِتَابِ أَنَّ قِیمَةَ کُلِّ امْرِئٍ وَ قَدْرَهُ مَعْرِفَتُهُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یُحَاسِبُ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ مَا آتَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ فِی دَارِ الدُّنْیَا  .

ابو حمزه ثمالی میگوید :امام  صادق علیه السلام به من  فرمودند :هم از ریاست  پرهیز کن . م از پیروی کردن از  رجال (راویان و فقهاء ).به حضرت عرض کردم فدایت شوم درموردریاست علت رامیدانم اما اینکه چرا نباید از رجال( راویان و فقهاء ) پیروی کنم نه ؟درحالی که دوسوم آنچه از حق در دست دارم به وسیله پیروی کردن از آنها بدست آورده ام .حضرت فرمودند منظورم آنچه تو گمان میکنی نیست . منظورم این استکه مردی را غیر از امام معصوم درمقابل خود قرار ندهی که او را در تمام آنچه میگوید تصدیق کنی. (چرا که او معصوم نیست  وباید برای هر گفته اش  دلیل از قرآن وروایات موافق با قرآن بخواهی) 

  الکافی     2     298    باب طلب الرئاسة .....  ص : 297عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ قَالَ قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام  إِیَّاکَ وَ الرِّئَاسَةَ  وَ إِیَّاکَ أَنْ تَطَأَ أَعْقَابَ الرِّجَالِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَمَّا الرِّئَاسَةُ فَقَدْ عَرَفْتُهَا  وَ أَمَّا أَنْ أَطَأَ أَعْقَابَ الرِّجَالِ فَمَا ثُلُثَا مَا فِی یَدِی إِلَّا مِمَّا وَطِئْتُ أَعْقَابَ الرِّجَالِ  فَقَالَ لِی لَیْسَ حَیْثُ تَذْهَبُ إِیَّاکَ أَنْ تَنْصِبَ رَجُلًا دُونَ الْحُجَّةِ فَتُصَدِّقَهُ فِی کُلِّ مَا قَالَ 

 

پستهای مرتبط :

 جایگاه علماء‌ در عصر غیبت

عمل به حکم خدا واجب است نه تقلید

 فقیه موضوعیتی در دین ندارد و نباید داشته باشد

رد فقیهی که مبتنی بر حکم خدا فتوا میدهد و عادل است چه حکمی دارد ؟

  رگ گردن رسول خدا مهمتر است یا رگ گردن فقیهان ؟

 

این پست رو هم حتما بخونید :

شباهت به کفار حرام است پس جشنهای نوروزی هم حرام است .

 وبخونید که این متن اثبات شده که :

باید فقیه رفتارش و کلامش مطابق با قران و بر اساس روایاتی باشه که با قران موافقت داره 

ومهم اینه که شما از فقها چیزی  که خلاف قران هست رو نگرید . بلکه برای حرفاشون از اونها دلیل  بخواهید

دلیلی از متن محکم  قرآن ( امیرمومنین علی علیه السلام : اما الرد الی الله  الاخذ بمحکم کتابه ... رد به خدا   گرفتن چیزی است که موافقت با محکمات قران داره )

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/12/29 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت


خوش اومدید

به نام خدا


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/12/28 ساعت موضوع | لینک ثابت


نقدی عالمانه ؟

به نام خدا

خوشحال  بودم که یکی پیدا شد یک نقد عالمانه به حرفای ما بزنه

دیری نپایید که خوشحالیم تبدیل به غم شد

سریعا  اتهام به تفسیر به رای!!!

بعد استناد به حرف کسانی که نتنها موضوعیتی در دین ندارن بلکه از دین بویی هم نبردن ؟

 منظورم اقای شریعتی بود که البته حرفاشو از متن دوستم حذف کردم تا سبب گمراهی کسی نشم .

اشترای باطل  حرامه .البته  عمل به ظنیات هم  حرامه

ایاتش  رو به یاری خدا در  طول مدت بحث عرضه خواهم کرد .

امیدوارم اصل متن رو در پست زیر ابتدا بخونید و بعد متن دوستم و جوابی که بهشون دادم رو 

 درادامه مطلب مطالعه کنید :

 

شباهت به کفار حرام است پس جشنهای نوروزی هم حرام است .

 

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/12/27 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت


نقد دو نظر

به نام خدا

دونفر از ایرانی های به ظاهر متفکر قبل از مطالعه متن  من با کمی بی ادبی اظهار نظر در مورد حکم خدا کردند .

امیدوارم اصل متن رو در پست زیر ابتدا بخونید و بعد نظرات و نقدشون رو درادامه مطلب مطالعه کنید :

شباهت به کفار حرام است پس جشنهای نوروزی هم حرام است .


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/12/26 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت


شباهت به کفار حرام است پس جشنهای نوروزی هم حرام است .

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏

 

سایر موضوعات مرتبط با این موضوع :

                                                  آیا اهل کتاب کافرند ؟ ....و..... مجوس اهل کتاب نیستند

        

 

شروع بحث :                                               

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند :

دو روز از روزهای شما را خداوند تبارک و تعالی با دو روز دیگر تعویض کرد :

روز نوروز  و روز مهرگان  را

با عید فطر و عید قربان .

 

مستدرك‏الوسائل     6     153 

 

 اثبات حرمت شباهت به کفار توسط نه آیه قرآن و روایات :

 

يكي  از مسائلي كه هيچ گونه ترديد و ابهامي در آن راه ندارد مسئله حرام بودن شباهت به كفار و دشمنان  خدا ميباشد.

ابتدائا، اين حكم را توسط آيات قرآن اثبات ميكنيم و در نهايت بيان ميكنيم كه جشن هاي عيد نوروز ، جشن چهار شنبه صوري ، اسپندگان  ،و... چون از رسم هاي زردشتيان ميباشد، حرام است ؛ چرا كه انجام اين كارها سبب شباهت پيدا كردن به قوم زردشت و پيروي كردن و محبت پيدا كردن به آنها ميشود.

در حالي كه هر سه موضوع ، يعني هم شباهت به  كفار ، هم اطاعت و پيروي از كفار ، و هم محبت به كفار از جمله كارهايي است كه صريحا خداوند در قرآن از آنها نهي كرده است .

بر اين اساس هر موضوعي كه تحت عنوان عام و اصل حرمت شباهت به كفار و مشركين برود، حرام خواهدبود .

چه مربوط به كيفيت لباس پوشيدن باشد ؛چه مربوط به نحوه آرايش ظاهري ،و چه مربوط به افعال  ظاهري و جشنهاي آنها.

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

(1).وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ وَ لَوْ يَرَى الَّذينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَميعاً وَ أَنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعَذابِ (165) البقرة

و از مردم، كساني كه معبودهايى غير از خداوند براى خود انتخاب مى‏كنند و آنها را همچون خدا دوست مى‏دارند. والبته كساني كه ايمان دارند، محبتشان براي خدا شديدتر است. اما آنهايي كه براي خدا همتا قرار دادند و با اين كارشان ستم كردند،هنگامى كه عذاب را ببينند،خواهند دانست كه تمامِ قدرتها ، از آنِ خداست و خدا داراى مجازات شديد است .

(2) لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ في‏ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصيرُ (28) آل‏عمران

افراد با ايمان نبايد به جاى مؤمنان، كافران را دوست و سرپرست خود انتخاب كنند و هر كس چنين كاري بكند، هيچ رابطه‏اى با خدا نخواهد داشت .

 مگر اينكه ازكفار بترسد و به اين خاطرتقيّه كنيد . خداوند شما را از (نافرمانى) خود، بر حذر مى‏دارد و بازگشت (شما) به سوى خداست. (28)

(3) يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَكُمْ وَ إِخْوانَكُمْ أَوْلِياءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإيمانِ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (23) التوبة

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اگر پدران شما  و برادران شما، كفر را بر ايمان ترجيح دادند، آنها را ولىّ  و دوست خود قرار ندهيد! و هر كس از شما كه از آنها پيروي كند ،از ستمگران  ميباشد! (23)

(4) أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ لَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لاَ الْمُؤْمِنينَ وَليجَةً وَ اللَّهُ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ (16) التوبة

آيا گمان كرديد كه (به حال خود) رها مى‏شويد در حالى كه هنوز كسانى كه از شما جهاد كردند، و غير از خدا و رسولش و مؤمنان را محرم اسرار خويش انتخاب ننمودند، (از ديگران) مشخّص نشده‏اند؟! (بايد آزمون شويد و صفوف از هم جدا گردد) و خداوند به آنچه عمل مى‏كنيد، آگاه است! (16)

(5) أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ وَ يَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ (14) المجادلة

آيا نديدى كسانى را كه طرح دوستى با گروهى كه مورد غضب خدا بودند ريختند؟! نه آنها از شما هستند و نه از كفار .به دروغ قسم ميخورند در حالى كه خودشان مى‏دانند .

6) لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ في‏ قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (22) المجادلة

هيچ گروهي را پيدا نخواهي كردكه ايمان به خدا و روز قيامت داشته باشند اما با دشمنان خدا و رسولش دوستى كنند، هر چندآن دشمنان خدا ، پدرانشان يا فرزندانشان يا برادرانشان  يا خويشاوندانشان باشند .مومنين كسانى هستند كه خدا ايمان را بر صفحه دلهاشان نوشته و با روحى از ناحيه خودش آنها را تقويت كرده است . و آنها را در باغهايى از بهشت وارد خواهد كرد كه نهرها از زيرآن باغها جارى است، آنها براي هميشه  در آن باغ ها مى‏مانند. در حالي كه  خدا از آنها خشنود است، و آنان نيز از خدا خشنودند آنها «حزب اللَّه» اند بدانيد «حزب اللَّه» پيروزان و رستگارانند. (22)

(7) يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً في سَبيلي وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتي تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَيْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبيلِ (1) المُمتَحنَة

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! دشمن من و دشمن خودتان را به عنوان دوستاني كه به آنها اظهار محبّت مى‏كنيدانتخاب نكنيد . در حالى كه آنها به آنچه از حقّ براى شما آمده كافر شده‏اند و رسول اللَّه و شما را به خاطر ايمان به خداوندى كه پروردگار همه شماست از شهر و ديارتان بيرون ميكنند .البته اگر شما براى جهاد در راه من و جلب خشنوديم هجرت كرده‏ايد.

ولي شما مخفيانه با آنها رابطه دوستى برقرار مى‏كنيد در حالى كه من به آنچه پنهان يا آشكار مى‏سازيد از همه داناترم! و هر كس از شمابا آنها دوستي كند، از راه راست گمراه شده است! (1)

(8) قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ في إِبراهيمَ وَ الَّذينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلاَّ قَوْلَ إِبْراهيمَ لِأَبيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَ ما أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا وَ إِلَيْكَ الْمَصيرُ (4) المُمتَحنَة

در زندگى ابراهيم و كسانى كه با او بودند ؛براى شما سرمشق خوبى وجود داشت،البته در آن هنگامى كه به قوم (مشرك) خود گفتند: ما از شما و آنچه غير از خدا مى‏پرستيد بيزاريم ما نسبت به شما كافريم و ميان ما و شما عداوت و دشمنى هميشگى آشكار شده است مگر اين  كه به خداى يگانه ايمان بياوريد!- تمام زندگي ابراهيم براي شما الگوست به  جزآن سخني كه  ابراهيم به پدرش گفت، كه براى تو استغفار خواهم كرد ، و در عين حال در برابر خداوند براى تو مالك چيزى نيستم (و اختيارى ندارم)!- پروردگارا! ما بر تو توكّل كرديم و به سوى تو بازگشتيم، و همه فرجامها بسوى تو است! (4)

(9) يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَما يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحابِ الْقُبُورِ (13) المُمتَحنَة

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از گروهي كه خداوند به آنها غضب كرده پيروي  نكنيد آنان از آخرت مأيوسند همان‏گونه كه كفار مدفون در قبرها مأيوس مى‏باشند!

 

  رواياتي كه بيانگر حرمت شباهت به كفار ميباشد:

 

امام صادق عليه السلام از قول پدارنشان ميفرمايند :

خداوند به يكي از انبياء وحي كرد كه به قومت بگو :

هرگز لباس دشمن من را نپوشيد . غداي دشمنان من را نخوريد . و شكل وشمائل دشمنان من را به خود نگيريد كه در آن صورت دشمن من خواهيد بود همانگونه كه آنها دشمن  من هستند .

 

(1) مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّار عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ أَوْحَى اللَّهُ إِلَى نَبِيٍّ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ أَنْ قُلْ لِقَوْمِكَ لَا يَلْبَسُوا لِبَاسَ أَعْدَائِي وَ لَا يَطْعَمُوا طَعَامَ أَعْدَائِي وَ لَا يُشَاكِلُوا بِمَشَاكِلِ أَعْدَائِي فَيَكُونُوا أَعْدَائِي كَمَا هُمْ أَعْدَائِي . تهذيب‏الأحكام ج : 6 ص : 172

 

 

امام صادق عليه السلام فرمودند:

امير مومنين علي عليه السلام پيوسته ميفرمودند :

هميشه اين امت اسلامي در نيكي و خير به سر ميبرد تا زماني كه لباس غير خودشان را نپوشند و مانند غير خودشان غذا نخورند ولي زماني كه اين چنين كنند خداوند مهر ذلت را بر پيشاني آنها ميكوبد.

 (3) أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ فِي الْمَحَاسِنِ عَنْ أَبِيه عن عبد الله بن المغيرة عن طلحة بن زيد عن أبي عبد الله ع قال كان أمير المؤمنين ع يقول لا تزال هذه الأمة بخير ما لم يلبسوا لباس العجم و يطعموا العجم فإذا فعلوا ذلك ضربهم الله بالذل . المحاسن ج : 2 ص : 410

 

 

امام صادق عليه السلام فرمودند :

پيامبر صلي الله عليه وآله فرمودند:

نان را با چاقو نبريد بلكه نان را با دستان ببريد يا اينكه براي شما ببرند .وبااين كارتان با با عجم ( غير مسلمين )‌مخالفت كنيد .

 (5) أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ إِدْرِيسَ بْنِ يُوسُفَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا تَقْطَعُوا الْخُبْزَ بِالسِّكِّينِ وَ لَكِنِ اكْسِرُوهُ بِالْيَدِ وَ لْيُكْسَرْ لَكُمْ خَالِفُوا الْعَجَمَ . الكافي ج : 6 ص : 304

 

 

امام صادق عليه السلام فرمودند:

آستانه در خانه هايتان را جارو كنيد و مانند يهود نباشيد .

(7) الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع اكْنُسُوا أَفْنِيَتَكُمْ وَ لَا تَشَبَّهُوا بِالْيَهُودِ . الكافي ج : 6 ص : 531

 

 

امام رضا عليه السلام فرمودند:

جارو  كردن آستانه خانه روزي باعث زيادي روزي ميشود.

و بعضي از اصحاب ما روايت كردند كه امام رضا عليه السلام فرمودند:

پيامبر خدا صلي الله عليه وآله فرمودند:

آستانه در خانه هايتان را جارو كنيد و مانند يهود نباشيد .

(8) أحمد بن محمد بن خالد عن أبيه عن ابن أبي عمير عن الحسين بن عثمان قال رأيت أبا الحسن الرضا ع قال كنس الفناء يجلب الرزق و روى بعض أصحابنا قال قال رسول الله ص اكنسوا أفنيتكم و لا تشبهوا باليهود . المحاسن ج : 2 ص : 24   - و في مكارم‏الأخلاق ص : 127 ( عنه ع قال قال رسول الله ص

 اكنسوا أفنيتكم و لا تشبهوا باليهود ) .

 

 

 

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند: موي بالاي لب را كوتاه كنيد و ريش خود را رها كنيد و خود را شبيه  يهود نكنيد .

(9) وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص حُفُّوا الشَّوَارِبَ وَ أَعْفُوا اللِّحَى وَ لَا تَشَبَّهُوا بِالْيَهُود ِ. من‏لايحضره‏الفقيه ج : 1 ص : 130

 

 

پيامبر اكرم صلي الله عليه واله فرمودند :

موهاي سفيد خود را رنگ كنيد و مانند يهود و نصارا نباشيد .

(10) حدثنا أبو أحمد محمد بن جعفر البندار الشافعي الفرغاني بفرغانة قال حدثنا أبو بكر مسعدة بن أسمع قال حدثنا أبو عمرو أحمد بن حازم بن محمد بن يونس بن محمد بن حازم أبي غرزة الغفاري صاحب رسول الله ص قال أحمد أخبرنا محمد بن كناسة أبو يحيى الأسدي قال حدثنا هشام بن عروة عن عثمان بن عروة عن أبيه عن الزبير بن العوام قال قال رسول الله ص غيروا الشيب و لا تتشبهوا باليهود و النصارى . الخصال ج : 2 ص : 498

 

 

پيامبراكرم صلي الله عليه واله فرمودند :

موهاي بالاي لب را كوتاه كنيد و محاسن را رها كنيد و خود را شبيه زردتشت نكنيد .

13) الْحُسَيْن بْن إِبْرَاهِيمَ الْمُكَتِّبِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ الْأَسَدِيِّ عَنْ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ النَّخَعِيِّ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ غُرَابٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص حُفُّوا الشَّوَارِبَ وَ أَعْفُوا اللِّحَى وَ لَا تَشَبَّهُوا بِالْمَجُوسِ . معاني‏الأخبار ص : 291

 

 

 رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمودند: همانا زردشت ريشهاى خود را قيچي ميكردند و سبيلها را بزرگ و كلفت ميكردند و ما بر خلاف آنها پشت لبها را كوتاه ميكنيم و ريش هايمان را بلند ميگذاريم و اين خلقت اصلي انسان است .

(15) وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ الْمَجُوسَ جَزُّوا لِحَاهُمْ وَ وَفَّرُوا شَوَارِبَهُمْ وَ إِنَّا نَجُزُّ الشَّوَارِبَ وَ نُعْفِي اللِّحَى وَ هِيَ الْفِطْرَةُ  من‏لايحضره‏الفقيه ج : 1 ص : 130

 

 

امير مومنين علي عليه السلام زماني كه به اصحابشان درس ميدادند فرمودند : لباس سياه نپوشيد كه اين لباس، لباس فرعون بوده است .

(16) وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فِيمَا عَلَّمَ أَصْحَابَهُ لَا تَلْبَسُوا السَّوَادَ فَإِنَّهُ لِبَاسُ فِرْعَوْن . من‏لايحضره‏الفقيه ج : 1 ص : 251

 

 

پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله فرمودند :

گوشت پخته شده  را با چاغو در سر سفره قطعه قطعه نكنيد كه اين  كار خارجی هاست بلكه گوشت را با دندان بخوريد كه اين كار راحت تر و گوارا تر است .

(17) الْقُطْبُ الرَّاوَنْدِيُّ فِي دَعَوَاتِهِ، عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ لَا تَقْطَعُوا اللَّحْمَ بِالسِّكِّينِ عَلَى الْمَائِدَةِ فَإِنَّهُ مِنْ فِعْلِ الْأَعَاجِمِ وَ انْهَشْهُ فَإِنَّهُ أَهْنَأُ وَ أَمْرَأُ  . الدعوات ص : 154 و طب‏النبي للْمُسْتَغْفِرِيُّ (ص) ص : 24

 

 

حرمت تشبه به كفار در مسئله عيد نوروز:

 

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند :

دو روز از روزهای شما را خداوند تبارک و تعالی با دو روز دیگر تعویض کرد :

روز نوروز  و روز مهرگان  را

با عید فطر و عید قربان .

 

مستدرك‏الوسائل     6     153    32- باب نوادر ما يتعلق بأبواب صلاة

6676-  5-  الْقُطْبُ الرَّاوَنْدِيُّ فِي لُبِّ اللُّبَابِ، عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص قَالَ إِنَّ اللَّهَ أَبْدَلَكُمْ بِيَوْمَيْنِ يَوْمَيْنِ بِيَوْمِ النَّيْرُوزِ وَ الْمِهْرَجَانِ الْفِطْرَ وَ الْأَضْحَى

 

امام موسي كاطم عليه السلام در اين روز تمام هديه ها را به پيرمردي كه در فضيلت امام حسين عليه السلام شعر گفته بود بخشدند .

متن روايت خصوصا  جايي كه امام عنوان  امير مومنين را  كه از صفات خاص امام اول است بر  منصور به كار بردند بيانگر فشار شديد و اجبار ميباشد .

در هر حال امام حضور در مجلس تبريك عيد نوروز  را  سبب زنده كردن سنتي دانستند كه رسول خدا صلي الله عليه وآله با آوردن اسلام آن را از بين برده بود.

متن روايت :

حكايت شده كه منصور دوانيقى از امام موسى بن جعفر عليه السّلام درخواست كرد كه در عيد نوروز در مجلسي بنشيند تا مردم براى تبريك و تهنيت و دادن پيشكش خدمت حضرت برسند .حضرت در جوابش فرمودند:

 من تمام اخبار جدم رسول خدا را جستجو كرده ام ولي خبرى راجع به اين عيد نيافتم . اين سنت ايرانى هاست كه اسلام آن را از بين برده  است  ومن هرگز چيزى را كه اسلام از بين برده باشد زنده نخواهم كرد .

منصور پيغام داد كه ما اين كار را به خاطرسياست لشكرى انجام ميدهيم . شما را بخداى بزرگ قسم ميدهم كه در مجلس حاضر شويد. امام قبول كرد ودر مجلس حاضر شد و  امراء و وزراء و فرمانروايان و سپهداران براى عرض تبريك مى‏آمدند و هر كدام هديه و تحفه‏اى را پيشكش ميكردند.

خادم منصور، بالاى سرامام ايستاده بود و هر چه كه مى‏آوردند صورت بر داري ميكرد.

 در انتهاء  جلسه  پيرمرد كهنسالى وارد شد و عرض كرد: من مرد فقيرى هستم كه وضع مالى‏ام خوب نبوده  تا براى شما هديه بياورم.

اما سه شعر جد من در باره جد شما حسين بن على عليه السّلام سروده كه همان‏ها را بعنوان هديه به شما تقديم ميكنم :

         عجبت لمصقول علاك فرنده             يوم الهياج و قد علاك غبار

        و لا سهم نفذتك دون حرائر             يدعون جدك و الدموع غزار

         الا تغضغضت السهام و عاقها             عن جسمك الاجلال و الاكبار

 امام فرمود: هديه تو را پذيرفتم . بنشين .آفرين  خدا به تو بركت بدهد .

 در اين موقع رو به خادم كردند و فرمودند: برو پيش امير المؤمنين

( از اين كه اين  كلمه و صفت كه مخصوص اميرمومنين علي عليه السلام  مي باشد و بارها  معصومين فرموده اند كه هركسي غير امام اول به اين صفت ناميده شود  كافر است  ميتوان فهميد كه حضرت تحت فشار شديد بوده اند . براي همين حضور در مجلس را پذيرفته اند ).

حضرت فرمودند برو و به اميرت ، صورت هديه‏ها را نشان بده  و بپرس آنها را چه بايد كرد. خادم رفت پس از زمان كوتاهي  برگشت  و گفت: امير المؤمنين همه آنها را به شما بخشيده و گفته است هر كاري كه ميخواهيد با آنها بكنيد. امام عليه السّلام به پيرمرد فرمود :تمام اين مال را من به تو بخشيدم  همه را جمع كن و ببر .

 

 (20) و حكي أن المنصور تقدم إلى موسى بن جعفر بالجلوس للتهنئة في يوم النيروز و قبض ما يحمل إليه فقال ع إني قد فتشت الأخبار عن جدي رسول الله ص فلم أجد لهذا خبرا و إنه سنة للفرس و محاها الإسلام و معاذ الله أن نحيي ما محاه الإسلام فقال المنصور إنما نفعل هذا سياسة للجند فسألتك بالله العظيم إلا جلست فجلس و دخلت عليه الملوك و الأمراء و الأجناد يهنونه و يحملون إليه الهدايا و التحف و على رأسه خادم المنصور يحصي ما يحمل فدخل في آخر الناس رجل شيخ كبير السن فقال له يا ابن بنت رسول الله إنني رجل صعلوك لا مال لي أتحفك بثلاث أبيات قالها جدي في جدك الحسين بن علي ع

عجبت لمصقول علاك فرنده            يوم الهياج و قد علاك غبار

و لا سهم نفذتك دون حرائر            يدعون جدك و الدموع غزار

أ لا تقضقضت السهام و عاقها            عن جسمك الإجلال و الإكبار

قال قبلت هديتك اجلس بارك الله فيك و رفع رأسه إلى الخادم و قال امض إلى أمير المؤمنين و عرفه بهذا المال و ما يصنع به فمضى الخادم و عاد و هو يقول كلها هبة مني له يفعل به ما أراد فقال موسى للشيخ اقبض جميع هذا المال فهو هبة مني لك . المناقب ج : 4 ص : 318

 

 

 

ذكر ساير روايات مربوط به باب :

 

 

 

- و در الأمان ص : 60  ( قال الطبرسي رحمه الله و روى ) و ذكر مثله .

(18) عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ حَدَّثَتْنِي أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ قَالَتْ كُنْتُ عِنْدَ فَاطِمَةَ جَدَّتِكَ إِذْ دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ فِي عُنُقِهَا قِلَادَةٌ مِنْ ذَهَبٍ كَانَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع اشْتَرَاهَا لَهُ مِنْ فَيْ‏ءٍ لَهُ فَقَالَ النَّبِيُّ ص لَا يَغُرَّنَّكَ النَّاسُ أَنْ يَقُولُوا بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ عَلَيْكَ لِبَاسُ الْجَبَابِرَةِ فَقَطَعَتْهَا وَ بَاعَتْهَا وَ اشْتَرَتْ بِهَا رَقَبَةً فَأَعْتَقَتْهَا فَسُرَّ رَسُولُ اللَّهِ ص بِذَلِكَ . صحيفةالرضا(ع) ص : 82

- و سند رواية در صحيفةالرضا(ع) ص : 39   

(19) بِالْأَسَانِيدِ الثَّلَاثَةِ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع أَنَّهُ قَالَ حَدَّثَتْنِي أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ قَالَتْ كُنْتُ عِنْدَ فَاطِمَةَ ع إِذْ دَخَلَ عَلَيْهَا رَسُولُ اللَّهِ ص وَ فِي عُنُقِهَا قِلَادَةٌ مِنْ ذَهَبٍ كَانَ اشْتَرَاهَا لَهَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع مِنْ فَيْ‏ءٍ فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ ص يَا فَاطِمَةُ لَا يَقُولُ النَّاسُ إِنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ مُحَمَّدٍ تَلْبَسُ لِبَاسَ الْجَبَابِرَةِ فَقَطَعَتْهَا وَ بَاعَتْهَا وَ اشْتَرَتْ بِهَا رَقَبَةً فَأَعْتَقَتْهَا فَسُرَّ بِذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ ص . عيون‏أخبارالرضا(ع) ج : 2 ص :44

- و فى المناقب ج : 3 ص : 342 ( و في مسند الرضا ع أنه قال لا يغرنك الناس أن يقولوا بنت محمد و عليك لبس الجبابرة فقطعتها و باعتها و اشترت بها رقبة فأعتقتها فسر رسول الله ص بذلك ) .

 

 

 

 

 

اسناد مكرر:

 

- و در من‏لايحضره‏الفقيه ج : 1 ص : 252 وَ رَوَى إِسْمَاعِيلُ بْنُ مُسْلِمٍ عَنِ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ قَالَ أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِهِ قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ لَا يَلْبَسُوا لِبَاسَ أَعْدَائِي وَ لَا يَطْعَمُوا مَطَاعِمَ أَعْدَائِي وَ لَا يَسْلُكُوا مَسَالِكَ أَعْدَائِي فَيَكُونُوا أَعْدَائِي كَمَا هُمْ أَعْدَائِي .

(2) أَخْبَرَنَا مُحَمَّدٌ حَدَّثَنِي مُوسَى قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ أَوْحَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَى نَبِيٍّ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ قُلْ لِقَوْمِكَ لَا يَلْبَسُوا لِبَاسَ أَعْدَائِي وَ لَا يَطْعَمُوا مَطَاعِمَ أَعْدَائِي وَ لَا يَتَشَكَّلُوا بِمَشَاكِلِ أَعْدَائِي فَيَكُونُوا أَعْدَائِي . الجعفريات ص : 234

 

(4) أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ فِي الْمَحَاسِنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ جَمِيعاً عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ ع أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع كَانَ لَا يُنْخَلُ لَهُ الدَّقِيقُ وَ كَانَ ع يَقُولُ لَا تَزَالُ هَذِهِ الْأُمَّةُ بِخَيْرٍ مَا لَمْ يَلْبَسُوا لِبَاسَ الْعَجَمِ وَ يَطْعَمُوا أَطْعِمَةَ الْعَجَمِ فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ ضَرَبَهُمُ اللَّهُ بِالذُّلِّ . المحاسن ج : 2 ص : 440

 

 

 

(6) عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ لَا تَقْطَعُوا الْخُبْزَ بِالسِّكِّينِ وَ لَكِنِ اكْسِرُوهُ بِالْيَدِ وَ خَالِفُوا الْعَجَمَ . الكافي ج : 6 ص : 304

(14) و قال النبى ص أحفوا الشوارب و أعفوا اللحى و لا تتشبهوا باليهود . مكارم‏الأخلاق ص : 67

 

 

(11) حدثنا أبو محمد محمد بن عبد الله الشافعي بفرغانة قال أخبرنا أبو جعفر محمد بن جعفر الأشعث قال حدثنا أبو حاتم محمد بن إدريس قال حدثنا محمد بن عبد الله الأنصاري عن محمد بن عمرو بن علقمة عن أبي سلمة عن أبي هريرة قال قال رسول الله ص غيروا الشيب و لا تتشبهوا باليهود و النصارى . الخصال ج : 2 ص : 498

- و در غررالحكم ص : 481 ( غيروا الشيب و لا تشبهوا باليهود ) .

(12) مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ الرَّضِيُّ الْمُوسَوِيُّ فِي نَهْجِ الْبَلَاغَةِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص غَيِّرُوا الشَّيْبَ وَ لَا تَشَبَّهُوا بِالْيَهُودِ فَقَالَ إِنَّمَا قَالَ النَّبِيُّ ص ذَلِكَ وَ الدِّينُ قُلٌّ وَ أَمَّا الْآنَ وَ قَدِ اتَّسَعَ نِطَاقُهُ وَ ضَرَبَ بِجِرَانِهِ فَامْرُؤٌ وَ مَا اخْتَارَ . نهج‏البلاغة ص : 471

 

  

روایت مذکور در مفاتیح الجنان ، روایتی در جهت مخالف قرآن و روایات ثابته  :

 

 

این روایت از این جهات  دارای ایراد میباشد :

1)     سند آن مرسله و اسناد آن به معلی بن خنیس نا معلوم میباشد .

2)     بر فرض صحت و استحکام سند این روایت  نه تنها  موافقت با  متن  شریف قرآن ندارد  بلکه  صریحا مخالف قرآن میباشد . حال آنکه  شما مامور به پذیرش موافق قرآن هستید .

3)     تاریخ های ذکر شده در متن روایت ، مربوط به ایام مختلفی در طول سال می باشد واز لحاظ تاریخی این ایام نه تنها در یک روز واقع نشده بلکه  حتی در  روز نوروز  هم واقع نشده است .

4)     اگر منظور از  ذکر تاریخ ها ، تعریف به ماهیت و تبدیل  نوروز به هر روزی که در آن واقعه ای خجسته رخ داده باشد ، باز ربطی به  روز معین نوروز که در اول فصل بهار است نخواهدداشت ،هرچندازکلمه حَفِظَتْهُ الْعَجَمُ وَ ضَيَّعْتُمُوهُ مشخص میشود منظور از نوروز در این روایت همان  نوروز مصطلح میباشد .

 

 

وسائل‏الشيعة     8     173   

عَنِ الْمُعَلَّى أَيْضاً قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي صَبِيحَةِ يَوْمِ النَّيْرُوزِ فَقَالَ يَا مُعَلَّى أَ تَعْرِفُ هَذَا الْيَوْمَ قُلْتُ لَا وَ لَكِنَّهُ يَوْمٌ تُعَظِّمُهُ الْعَجَمُ وَ تَتَبَارَكُ فِيهِ قَالَ كَلَّا وَ الْبَيْتِ الْعَتِيقِ الَّذِي بِبَطْنِ مَكَّةَ مَا هَذَا الْيَوْمُ إِلَّا لِأَمْرٍ قَدِيمٍ أُفَسِّرُهُ لَكَ حَتَّى تَعْلَمَهُ قُلْتُ تَعَلُّمِي هَذَا مِنْ عِنْدِكَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ تَعِيشَ أَتْرَابِي وَ يُهْلِكَ اللَّهُ أَعْدَاءَكُمْ قَالَ يَا مُعَلَّى يَوْمُ النَّيْرُوزِ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي أَخَذَ اللَّهُ فِيهِ مِيثَاقَ الْعِبَادِ أَنْ يَعْبُدُوهُ وَ لَا يُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ أَنْ يَدِينُوا لِرُسُلِهِ وَ حُجَجِهِ وَ أَوْلِيَائِهِ وَ هُوَ أَوَّلُ يَوْمٍ طَلَعَتْ فِيهِ الشَّمْسُ وَ هَبَّتْ فِيهِ الرِّيَاحُ اللَّوَاقِحُ وَ خُلِقَتْ فِيهِ زَهْرَةُ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي اسْتَوَتْ فِيهِ سَفِينَةُ نُوحٍ عَلَى الْجُودِيِّ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي أَحْيَا اللَّهُ فِيهِ الْقَوْمَ الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي كَسَرَ فِيهِ إِبْرَاهِيمُ أَصْنَامَ قَوْمِهِ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي حَمَلَ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلِيّاً ع عَلَى مَنْكِبَيْهِ حَتَّى رَمَى أَصْنَامَ قُرَيْشٍ مِنْ فَوْقِ الْبَيْتِ الْحَرَامِ وَ هَشَّمَهَا الْخَبَرَ بِطُولِهِ

 

                          مستدرك‏الوسائل ج : 6 ص : 353

 

6972-  1-  الْبِحَارُ، رَأَيْتُ فِي بَعْضِ الْكُتُبِ الْمُعْتَبَرَةِ رَوَى فَضْلُ اللَّهِ بْنُ عَلِيِّ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْعَبَّاسِ الدُّورْيَسْتِيِّ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ جَعْفَرِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ عَلِيٍّ الْمُونِسِيِّ الْقُمِّيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ بِلَالٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ يُوسُفَ عَنْ حَبِيبٍ الْخَيْرِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ الصَّائِغِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع يَوْمَ النَّيْرُوزِ فَقَالَ أَ تَعْرِفُ هَذَا الْيَوْمَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا يَوْمٌ تُعَظِّمُهُ الْعَجَمُ وَ تَتَهَادَى فِيهِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقُ علیه السلام وَ الْبَيْتِ الْعَتِيقِ الَّذِي بِمَكَّةَ مَا هَذَا إِلَّا لِأَمْرٍ قَدِيمٍ أُفَسِّرُهُ لَكَ حَتَّى تَفْهَمَهُ قُلْتُ يَا سَيِّدِي إِنْ عُلِمَ هَذَا مِنْ عِنْدِكَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ يَعِيشَ أَمْوَاتِي وَ تَمُوتَ أَعْدَائِي فَقَالَ يَا مُعَلَّى إِنَّ يَوْمَ النَّيْرُوزِ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي أَخَذَ اللَّهُ فِيهِ مَوَاثِيقَ الْعِبَادِ أَنْ يَعْبُدُوهُ وَ لَا يُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ أَنْ يُؤْمِنُوا بِرُسُلِهِ وَ حُجَجِهِ وَ أَنْ يُؤْمِنُوا بِالْأَئِمَّةِ ع وَ هُوَ أَوَّلُ يَوْمٍ طَلَعَتْ فِيهِ الشَّمْسُ وَ هَبَّتْ فِيهِ الرِّيَاحُ وَ خُلِقَتْ فِيهِ زَهْرَةُ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي اسْتَوَتْ فِيهِ سَفِينَةُ نُوحٍ عَلَى الْجُودِيِّ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي حَمَلَ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ‏ صلی الله علیه وآله  أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ صلی الله علیه وآله  عَلَى مَنْكِبِهِ حَتَّى رَمَى أَصْنَامَ قُرَيْشٍ مِنْ فَوْقِ الْبَيْتِ الْحَرَامِ فَهَشَمَهَا وَ كَذَلِكَ إِبْرَاهِيمُ علیه السلام  وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي أَمَرَ النَّبِيُّ صلی الله علیه وآله  أَصْحَابَهُ أَنْ يُبَايِعُوا عَلِيّاً علیه السلام بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي وَجَّهَ النَّبِيُّ ص عَلِيّاً علیه السلام   إِلَى وَادِي الْجِنِّ يَأْخُذُ عَلَيْهِمُ الْبَيْعَةَ لَهُ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي بُويِعَ فِيهِ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فِيهِ الْبَيْعَةَ الثَّانِيَةَ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي ظَفِرَ فِيهِ بِأَهْلِ نَهْرَوَانَ وَ قَتَلَ ذَا الثُّدَيَّةِ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي يَظْهَرُ فِيهِ قَائِمُنَا وَ وُلَاةُ الْأَمْرِ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي يَظْفَرُ فِيهِ قَائِمُنَا ع بِالدَّجَّالِ فَيَصْلِبُهُ عَلَى كُنَاسَةِ الْكُوفَةِ وَ مَا مِنْ يَوْمِ نَيْرُوزٍ إِلَّا وَ نَحْنُ نَتَوَقَّعُ فِيهِ الْفَرَجَ لِأَنَّهُ مِنْ أَيَّامِنَا وَ أَيَّامِ شِيعَتِنَا حَفِظَتْهُ الْعَجَمُ وَ ضَيَّعْتُمُوهُ أَنْتُمْ وَ قَالَ إِنَّ نَبِيّاً مِنَ الْأَنْبِيَاءِ سَأَلَ رَبَّهُ كَيْفَ يُحْيِي هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ الَّذِينَ خَرَجُوا فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ أَنْ يَصُبَّ الْمَاءَ عَلَيْهِمْ فِي مَضَاجِعِهِمْ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ هُوَ أَوَّلُ يَوْمٍ مِنْ سَنَةِ الْفُرْسِ فَعَاشُوا وَ هُمْ ثَلَاثُونَ أَلْفاً فَصَارَ صَبُّ الْمَاءِ فِي النَّيْرُوزِ سُنَّةً الْخَبَرَ


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/12/23 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


آخرین موضوعات

به نام خدا

 

ارث پدری                   مریم زنی برتر از مردان

جشن انتقام                قرآن ملاکی برای شناخت حق از باطل


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/12/21 ساعت موضوع | لینک ثابت


قرآن ملاکی برای شناخت حق از باطل

به نام خدا

 قبل از شروع متن این پست به معرفی دو پست دیگر میپردازیم که به بیان  چگونگی  تشخیص روایات دروغین  از روایات  صحیح  پرداخته است

با توجه  با این که خود رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند :

تعداد کسانی که به من دروغ می بندند ، زیاد شده  است  و بعد از من نیز زیاد خواهند بود . هر کس عمدا به من دروغ ببندد، جایگاهش در آتش خواهد بود.  پس وقتی حدیثی از من برای شما نقل شدآن را به کتاب خدا و سنت من عرضه کنید. آنچه را که با کتاب خدا وسنت من موافق بود بگیرید و آنچه را که مخالف کتاب خدا و سنت من بود رها کنید.

 

۱) راه درمان جعل و دسیسه در روایات وفاق با قرآن است

۲)رسوایی عمر و ابوبکر در روایات مخالف قرآن

۳) اثبات ولایت توسط روایات موافق با قرآن

 

به نام خدا

همه با هم درگیرند .

یکی میگوید  حرام است .

یکی میگوید  حلال است .

یکی میگوید  نکنید  به  صلاحتان نیست .

یکی میگوید چرا این کار را نکرده اید ؟

هر کسی سخنی

و هر سخنی را کسی میگوید .

نه فقط  توده مردم ؛

نه !

بلکه حتی مدعیان مسلمانی ،

و نه فقط مردمان  مدعی ،

بلکه  عالمان  به  ظاهر عالم ،

و بلکه  فقهاء به ظاهر فقیه  ،

همه اختلاف دارند .

 

چاره  چیست ؟
آیا راهی جز بازگشت به قرآن وجود دارد؟

قرآن آمده وقصه  همه  اختلافات را  تمام میکند .

قرآن وسیله هدایت است .

راه حق یکیست .

یک راه  ، حق است و باقی همه باطل .

قرآن صراط مستقیم و هدایت است  .

قرآن رحمت است .

البته  برای مومنین .

وخدا هم در روز قیامت با همین قرآن قضاوت خواهد کرد .

 

النساء : 59   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! خدا را اطاعت كنيد و پيامبر خدا و اولو الأمر را اطاعت كنيد. و هر گاه در چيزى اختلاف  داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد البته  اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين  براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است.

 

الشورى : 10   وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ فيهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنيبُ

در هر چيز اختلاف داشتید ، داوريش با خداست .

اين است خداوند، پروردگار من، بر او توكّل كرده‏ام و به سوى او بازمى‏گردم!

 

از این رو  امیر مومنین علی علیه السلام فرمود :

رد به خدا ، گرفتن حکمیست که با محکمات قرآن موافقت دارد .

                                                                     .نهج البلاغه نامه حضرت به مالک اشتر .

 

تو خود بر صراط  حق  هستی .

بر خدا توکل  کن و نگران این کوردلان نباش .

نکند گمراهی توده مردم تو را در هدفت سست کند .

 

اما این مطلب برای همه قابل  درک نیست .

خودت را به  زحمت نینداز.

 

تو با کسانی که در قبرهای جهالت  خفته اند کاری نداشته باش .

گوش آنها  کر است0

کرها را که کسی صدا نمیزند!!

آنها به تو پشت کرده اند .

تو هدایت گر کوران از گمراهیشان نیستی .

تو فقط آیات مارا به کسانی میشنوایانی که ایمان  به آنها آورده اند واز تسلیم شدگان هستند .

 

 

 

إِنَّ هَاذَا الْقُرْءَانَ يَقُصُّ عَلىَ‏ بَنىِ إِسْرَ ءِيلَ أَكْثرََ الَّذِى هُمْ فِيهِ يخَْتَلِفُونَ(76)

وَ إِنَّهُ لهَُدًى وَ رَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ(77)

إِنَّ رَبَّكَ يَقْضىِ بَيْنهَُم بحُِكْمِهِ  وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ(78)

فَتَوَكلَ‏ْ عَلىَ اللَّهِ  إِنَّكَ عَلىَ الْحَقّ‏ِ الْمُبِينِ(79)

إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتىَ‏ وَ لَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْاْ مُدْبِرِينَ(80)

وَ مَا أَنتَ بهَِادِى الْعُمْىِ عَن ضَلَالَتِهِمْ  إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بَِايَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ(81)

اين قرآن بیشتر چيزهايى را كه بنى اسرائيل در آن با هم  اختلاف دارند براى آنها بيان مى‏كند (76)

و وسیله  هدايت و رحمت براى مؤمنان است! (77)

پروردگار تو ميان آنها در روز  قيامت به حكم خودش داورى مى‏كند و او قادر داناست. (78)

پس بر خدا توكّل كن، كه تو بر حقّ آشكار هستى! (79)

مسلّماً تو نمى‏توانى سخنت را به گوش مردگان برسانى، و نمى‏توانى كران را هنگامى كه روى برمى‏گردانند وبه تو  پشت مى‏كنند دعوت به حق کنی ! (80)

و نيز نمى‏توانى كوران را از گمراهيشان نجات دهی . تو فقط ميتوانى سخن خود را به گوش كسانى برسانى كه ايمان به آيات ما دارند  و در برابر حق تسليمند! (81)


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/12/18 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت