به نام خدا
استخاره یعنی طلب خیر کردن
یعنی درخواست بهترین ها از خداوند
بنابرین یک مومن در تمامی حالات در حال دعا و درخواست خیر از خدای خود میباشد روایاتی در این مورد نیز وجود دارد که ذکر خواهد شد و آن روایات به ما دستور میدهد ما دائما از خداوند استخاره کنیم .
در مرحله بعد خواندن نماز استخاره و طلب خیر بعد از نماز شب یا نماز مستحبی یا نماز های واجب است .
دیگر این که استخاره با قرآن ، برای انجام امور مباحی که فرد در انجام یا ترک آن دچار تردید شده است که بعد از تبیین موضع و جایگاه آن به ذکر بعضی از روایات این مسئله میپردازیم .
امر استخاره در روایات آمده ولی باید در نظر داشت که حضرات معصومین استخاره را برای امورمباح ذکرکرده اند یعنی اموری که رضایت خداوند نسبت به انجام یا ترک آن در دین بیان نشده ( البته خداوند نسبت به این که آن ها را بیان نکرده دچار فراموشی نشده بلکه بیان آنها تاثیری در هدایت بشریت نداشته و ندارد ) و چون ما علم به رضایت خداوند برای انجام این فعل نداریم حال به هر دلیلی لذا برای کشف رضایت خداوند میتواند دراین مورد استخاره کرد چرا که ما حق نداریم برای انجام کاری که خدا از آن نهی کرده یا به آن امر کرده ؛چه نهی و امر او واجب و حرام باشد، چه مکروه و مستحب، استخاره بگیریم چرا که رضایت و عدم رضایت خدا نسبت به آن مورد مشخص است .
و
در بین اموری که نه واجب است نه حرام و نه مستحب است و نه مکروه وبلکه مباح است در صورتی باید استخاره کرد که در انتخاب انجام یا رد آن دچار تردید شده باشید.
مثلا خرید خانه در حالی که بر شما مباح باشد و شما مردد باشید که آیا بخرم و یا نه
یعنی جستجوی و تحقیق شما در امور اقتصادی ، شما را از تردید خارج نکرده است در این صورت این مورد مکان استخاره است.
ویا کسی استخاره بگیرد که آیا نماز بخواند یا نه روزه بگیرد یا نه نگاه به حرام بکند یا نه بلکه نماز شب بخواند یا نه شب ایستاده آب بخورد یا نه ،
در همه این موارد چون تکلیف از ناحیه خداوند بیان شده جایگاهی برای استخاره وجود ندارد ولی متاسفانه اکثر مردم برای این امور استخاره میگیرند
جایگاه استخاره با قرآن
وسائلالشيعة 6 233 ٍّ عَنِ الْيَسَعِ الْقُمِّيِّ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أُرِيدُ الشَّيْءَ وَ أَسْتَخِيرُ اللَّهَ فِيهِ فَلَا يُوَفَّقُ فِيهِ الرَّأْيُ إِلَى أَنْ قَالَ فَقَالَ افْتَتِحِ الْمُصْحَفَ فَانْظُرْ إِلَى أَوَّلِ مَا تَرَى فَخُذْ بِهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ
جناب یسع میگوید :
به امام صادق علیه السلام گفتم :
میخواهم کاری را انجام بدم و از خداوند در آن مورد طلب خیر کرده ام اما در آن مطلب به رای ثابتی نرسیدم ( که آنرا انجام بدهم یا رها کنم )
حضرت فرمودند :
قرآن را باز کن و به اولین چیزی که دیدی عمل کن به یاری خدا .
نماز طلب خیر ( نماز استخاره )
مستدركالوسائل 6 236 1- باب استحبابها حتى في العبادات ال
وَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ وَ يَقُولُ فِي دُبُرِهِمَا أَسْتَخِيرُ اللَّهَ مِائَةَ مَرَّةٍ ثُمَّ يَقُولُ اللَّهُمَّ إِنِّي قَدْ هَمَمْتُ بِأَمْرٍ قَدْ عَلِمْتَهُ فَإِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ خَيْرٌ لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي فَيَسِّرْهُ لِي وَ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ شَرٌّ لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي فَاصْرِفْهُ عَنِّي كَرِهَتْ نَفْسِي ذَلِكَ أَمْ أَحَبَّتْ فَإِنَّكَ تَعْلَمُ وَ لَا أَعْلَمُ وَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ثُمَّ يَعْزِمُ
امیرمومنین علی علیه السلام دائما دو رکعت نماز میخواندند و در انتهای آن نماز از خداوند صد مرتبه طلب خیر میکردند و میفرمودند : أَسْتَخِيرُ اللَّهَ سپس میفرمودند :
خدای من ، من قصد انجام کاری را دارم که تو به آن آگاهی
اگر در آن برای دین من و دنیای من و آخرت من خیری می بینی ، پس انجام آن را برای من آسان کن
واگر برای دین من و دنیای من و آخرت من در آن مطلب شری می بینی پس آن را از من دور کن
چه من به انجام این امور علاقه مند باشم چه از انجام آن بدم بیاید
چرا که تو میدانی و من نمیدانم و تو عَلَّامُ الْغُيُوب هستی
وبعد از این جملات حضرت عزم انجام آن فعل را میکردند .
طلب خیر از خداوند در تمامی اوقات:
امام صادق علیه السلام فرمودند :
زمانی که اراده انجام کاری را داری پس با هیچ کس در آن زمینه مشورت نکن مگر این که با خدای خودت مشورت کنی.
روایت کننده میگوید : پرسیدم چگونه با خدا مشاوره کنم
حضرت فرمودند :
صد مرتبه بگو : أَسْتَخِيرُ اللَّهَ بعد از آن با مردم مشاوره کن . پس خداوند خیر تو را بر زبان هر کس که دوست داشته باشد جاری میکند .
بحارالأنوار 88 253 باب 6- الاستخارة بالاستشارة .....
قَالَ الصَّادِقُ ع إِذَا أَرَدْتَ أَمْراً فَلَا تُشَاوِرْ فِيهِ أَحَداً حَتَّى تُشَاوِرَ رَبَّكَ قَالَ قُلْتُ وَ كَيْفَ أُشَاوِرُ رَبِّي قَالَ تَقُولُ أَسْتَخِيرُ اللَّهَ مِائَةَ مَرَّةٍ ثُمَّ تُشَاوِرُ النَّاسَ فَإِنَّ اللَّهَ يُجْرِي لَكَ الْخِيَرَةَ عَلَى لِسَانِ مَنْ أَحَبَّ
بحارالأنوار 88 263 باب 7- الاستخارة بالدعاء فقط من غير
أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ تَقُولُ فِي الِاسْتِخَارَةِ أَسْتَخِيرُ اللَّهَ وَ أَسْتَقْدِرُ اللَّهَ وَ أَتَوَكَّلُ عَلَى اللَّهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ أَرَدْتُ أَمْراً فَأَسْأَلُ إِلَهِي إِنْ كَانَ ذَلِكَ لَهُ رِضًا أَنْ يَقْضِيَ لِي حَاجَتِي وَ إِنْ كَانَ لَهُ سَخَطاً أَنْ يَصْرِفَنِي عَنْهُ وَ أَنْ يُوَفِّقَنِي لِرِضَاهُ
امام صادق علیه السلام فرمودند :
در هنگام استخاره و طلب خیر بگو :
از خداوند طلب خیر میکنم و بر او توکل میکنم و هیچ قوت و نیرویی نیست مگر به قدرت خدا
اراده انجام کاری را کردم پس از خداوند میخواهم اگر به آن کار راضیست پس حاجت من را برآورده کند و اگر نسبت به آن ناراضیست پس من را از آن منصرف کند و مرا با رضای خودش موافق گرداند .
بحث صله رحم نیازمند تحقیق و فرصت بیشتری است موفق باشید
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/09/11 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحيم
امام صادق علیه السلام میفرمایند :
امیر مومنین علی علیه السلام دائما میفرمودند :
اگر عمر به خاطر سبقت گرفتن بر من ازدواج موقت را حرام نمیکرد هیچ کسی زنا نمیکرد مگر کسی که انسانی شقی و بد بخت باشد .
تحریم ازدواج موقت منجر به تبعیض در آیات قرآن و نتیجه تبعیض در آیات خداوند، فساد و تباهی خواهد بود (آیه 85 بقره)
موضوعات مرتبط:
مصلحت اندیشی در برابر احکام خدا -
تبعیض در احکام خدا کفر حقیقیست
شروع مطلب:
1 _ عن أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه، عن أبيه، عن سعد بن عبد الله، عن أحمد بن محمد بن عيسي، عن ابن أبي عمير، عن هشام بن سالم، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: يستحب للرجل أن يتزوج المتعة و ما احب للرجل منكم أن يخرج من الدنيا حتي يتزوج المتعة و لو مرة.
امام صادق عليه السلام فرمودند: مستحب است که انسان متعه (ازدواج موقت) كند و دوست ندارم كه فردي از شما از دنيا برود، مگر اينكه حتی شده برای یک بار متعه كند.
2 _ و بهذا الاسناد عن ابن عيسي المذكور عن بكر بن محمد، عن الصادق عليه السلام حيث سئل عن المتعة فقال: أكره للرجل أن يخرج من الدنيا و قد بقيت خلة من خلال رسول الله صلي الله عليه و آله سلم لم تقض.
از امام صادق عليه السلام درباره متعه (ازدواج موقت) سؤال شد. حضرت فرمودند: دوست ندارم فردي از شما از دنيا برود و اين سنت پيامبر صلي الله عليه و آله را عمل نكرده باشد.
3 _ و بالاسناد عن ابن عيسي، عن ابن الحجاج، عن العلا، عن محمد ابن مسلم، عن أبي عبد الله عليه السلام أنه قال لي: تمتعت؟ قلت: لا، قال: لا تخرج من الدنيا حتي تحيي السنة.
محمد بن مسلم گفت: امام صادق عليه السلام به من فرمودند: آيا تا به حال متعه (ازدواج موقت) كرده¬اي؟ عرض كردم: نه، حضرت فرمود: از دنيا نروي تا اينكه سنت پيامبر صلي¬الله عليه و آله را عمل كرده باشي.( هرگز از دنیا نروی تا این که این کار را کرده باشی)
4 _ و بهذا الاسناد عن أحمد بن محمد، عن ابن أشيم، عن مروان بن مسلم عن إسماعيل بن الفضل الهاشمي قال: قال لي أبو عبد الله عليه السلام: تمتعت منذ خرجت من أهلك؟ قلت: لكثرة من معي من الطروقة أغناني الله عنها قال: و إن كنت مستغنيا فإني احب أن تحيي سنة رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم.
اسماعيل هاشمي گفت: امام صادق عليه السلام به من فرمودند: آيا از وقتي كه از كنار همسر خود بيرون آمده اي متعه (ازدواج موقت) كرده اي؟ عرض كردم: به جهت همسران و کنیزانی كه با من هستند [و من با آنها زیاد جماع میکنم ] خداوند مرا از متعه بي نياز كرده است، حضرت فرمودند: اگر چه بي نياز هستي؛ اما من دوست دارم كه سنت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله را زنده بداريد.
5 _ و بالاسناد عن أحمد بن محمد بن خالد، عن سعد بن سعد، عن إسماعيل الجعفي قال: قال أبو عبد الله عليه السلام يا إسماعيل تمتعت العام؟ قلت: نعم، قال: لا أعني متعة الحج، قلت: فما؟ قال: متعة النساء، قال قلت: في جارية بربرية فارهة قال: قد قيل يا إسماعيل تمتع بما وجدت و لو سندية.
اسماعيل جعفي مي گويد: امام صادق عليه السلام به من فرمودند: اي اسماعيل امسال متعه داشتي؟ عرض كردم بله، حضرت فرمودند: مقصودم حج تمتع نيست. عرض كردم: پس مقصود شما چيست؟ حضرت فرمودند: متعه و ازدواج موقت را مي گويم. عرض كردم: اگر دختري بربري و جوان باشد چه طور؟ حضرت فرمودند: حرف ها گفته شد، اي اسماعيل ازدواج موقت كن با هر چه كه يافتي اگر چه زن سندي باشد.
6 _ و بهذا الاسناد عن أحمد بن محمد بن عيسي، عن علي بن أبي حمزة البطايني، عن أبي بصير قال: دخلت علي أبي عبد الله عليه السلام فقال: يا أبا محمد تمتعت منذ خرجت من أهلك بشئ من النساء؟ قال: لا، قال: و لم؟ قلت: ما معي من النفقة يقصر عن ذلك، قال: فأمر لي بدينار و قال: أقسمت عليك إن صرت إلي منزلك حتي تفعل، قال: ففعلت.
ابي بصير مي گويد: خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم، حضرت از من سؤال فرمودند: آيا از وقتي كه از كنار همسرت بيرون آمده اي صيغه كرده اي؟ عرض كردم: نه، حضرت فرمود: براي چه؟ عرض كردم: پولم كم بود و به اين كار نمي رسيد. حضرت مقدار پولي را امر كرده، به من دادند و مرا قسم داده كه به منزل نروي مگر اينكه به صيغه عمل كرده باشي، ابن بصير گفت: همين كار را كردم.
7 _ و بهذا الاسناد عن أحمد بن محمد بن عيسي، عن محمد بن الحسن، عن محمد بن عبد الله، عن صالح بن عقبة، عن أبيه، عن الباقر عليه السلام قال: قلت: للتمتع ثواب؟ قال: إن كان يريد بذلك الله عزوجل وخلافا لفلان لم يكلمها كلمة إلا كتب الله له حسنة، وإذا دنا منها غفر الله له بذلك ذنبا، فإذا اغتسل غفر الله له بعدد ما مر الماء علي شعره، قال: قلت: بعدد الشعر؟ قال: نعم بعدد الشعر.
عقبه مي گويد: از امام باقر عليه السلام سؤال كردم: متعه و ازدواج موقت كردن ثواب دارد؟ حضرت فرمودند: اگر به نيت رضاي خدا و مخالفت با فلان [عمر] باشد، بله، هيچ حرفي با زنش نميگويد مگر براي او حسنه اي نوشته مي شود. وقتي با او هم آغوش مي شود. خدا براي آن كار، گناهش را مي آمرزد. وقتي غسل مي كند خدا گناهانش را به عدد موهايي كه آب بر آن ريخته مي شود مي آمرزد عرض كردم: به عدد موهاي بدنش؟! فرمود: بلي، به عدد موهايي كه در بدن دارد.
8 _ و بهذا الاسناد، عن أحمد بن محمد بن الحسن، عن موسي بن سعدان عن عبد الله بن القاسم، عن عبد الله بن سنان، عن الصادق عليه السلام قال: إن الله عزوجل حرم علي شيعتنا المسكر من كل شراب، وعوضهم عن ذلك المتعة.
عبدالله بن سنان مي گويد: امام صادق عليه السلام فرمودند: خدا شراب و مسكرات را بر شيعيان ما حرام كرده، در عوض آنها، متعه را براي آنها قرار داده است.
9 _ و بهذا الاسناد، عن أحمد بن علي ( كذا ) عن الباقر عليه السلام قال: قال رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم: أسري بي إلي السماء لحقني جبرئيل فقال: يا محمد إن الله عزوجل يقول: إني قد غفرت للمتمتعين من النساء.
از امام باقر عليه السلام است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند: وقتي خدا مرا به آسمان بالا برد جبرئيل با من بود و او به من گفت: اي محمد، خدا مي فرمايد: متعه كنندگان مورد غفران و آمرزش من هستند.
10 _ و بهذا الاسناد، عن أحمد بن محمد، عن موسي بن علي بن محمد الهمداني، عن رجل سماه، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: ما من رجل تمتع ثم اغتسل إلا خلق الله من كل قطرة تقطر منه سبعين ملكا يستغفرون له إلي يوم القيامة ويلعنون متجنبها إلي أن تقوم الساعة، وهذا قليل من كثير في هذا المعني.
موسي همداني از فردي كه نام آن را برد نقل مي كند كه: امام صادق عليه السلام فرمودند: هيچ متعه (ازدواج موقت) كننده اي نيست، مگر اينكه وقتي غسل مي كند، خدا براي هر قطره آبي كه بر او مي ريزد، هفتاد فرشته مي آفريند كه تا روز قيامت براي او استغفار كنند و بر كسي كه مانع ازدواج موقت شد و از آن جلوگيري كرد، لعنت بفرستند. تازه اين قدري از ثواب متعه (ازدواج موقت) و گناه مانع آن ميباشد.
11 _ و بهذا الاسناد، عن ابن قولويه، عن محمد بن يعقوب، عن محمد ابن يحيي، عن أحمد بن محمد، عن علي بن الحكم، عن بشر بن حمزة، عن رجل من قريش قال: بعثت إلي ابنة عمة لي لها مال كثير: قد عرفت كثرة من يخطبني من الرجال ولم ازوجهم نفسي وما بعثت إليك رغبة في الرجال غير أنه بلغني أن المتعة أحلها الله في كتابه وسنها رسول الله صلي عليه وآله وسلم في سنته فحرمها عمر فأحببت أن اطيع الله ورسوله وأعصي عمر فتزوجني متعة، فقلت لها: حتي أدخل علي أبي جعفر عليه السلام فأستشيره. فدخلت فاستشرته فقال: افعل.
بشر بن همزه مي گويد: در زمان امام باقر عليه السلام يكي از رجال قريش به من گفت: دختر عموي من كه داراي مال بسيار بود دنبال من فرستاده، پيام داد: كه تو مي داني چقدر براي من خواستگار آمده و من همه را جواب رد داده ام، زيرا نيازي به ازدواج ندارم، اما شنيده ام كه خدا متعه (ازدواج موقت) و ازدواج موقت را در كتاب خود حلال دانسته و پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله آن را جزء سنت خود قرار داده است، اما عمر از آن جلوگيري كرده و حرام دانسته و من مي خواهم متعه تو شوم تا در اين عمل اطاعت خدا و رسول كرده و با عمر مخالفت كرده باشم، به او گفتم: اجازه بده، خدمت امام باقر عليه السلام برسم و از او سؤال كنم. خدمت حضرت رسيده، مشاوره كردم، حضرت فرمود: قبول كن و عمل كن.
12 _ و بهذا الاسناد إلي ابن يعقوب، عن علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن ابن محبوب، عن علي السائي قال: قلت لابي الحسن عليه السلام إني كنت أتزوج المتعة فكرهتها وسئمتها ( وتشأمت بها ن ل ) فأعطيت الله عزوجل عهدا بين الركن والمقام وجعلت علي كذا نذرا وصياما أن لا أتزوجها ثم إن ذلك شق علي وندمت علي يميني ولم يكن بيدي من القوة ما أتزوج في العلانية قال: فقال لي: عاهدت الله أن لا تطيعه والله لئن لم تطعه لتعصينه.
علي سائي مي گويد: به امام رضا عليه السلام عرض كردم من متعه مي كردم و از اين كار خسته شدم، بدم آمد، زشت مي ديدم، از اين رو با خداي خودم بين ركن و مقام عهد كردم و نذر بستم كه ديگر ازدواج موقت نكنم و اگر رغبت پيدا كردم فلان قدر مال بدهم و روزه بگيرم. ولي بعد پشيمان شدم؛ زيرا برايم سخت شد. براي اين كه وضعم جوري نبود كه بتوانم همسر اختيار كنم، حضرت فرمودند: با خدا عهد كرده اي كه اطاعتش نكني؟ به خدا قسم اگر اطاعتش نكني معصيت كار خواهي بود.
[يعني عهد و نذر تو باطل است؛ زيرا عمل به نذر و عهد بايد از ترك آن ترجيح داشته و بهتر باشد يا حداقل نبايد مرجوح و گناه باشد لذا نذر منعقد نبوده و عمل به آن نذر لازم نيست .]
کیفیت خواندن صیغه عقد موقت :
13 _ و روي بإسناده إلي ابن قولويه، عن علي بن حاتم، عن أحمد بن إدريس، عن أحمد بن محمد بن عيسي، عن السري، عن الحسن بن علي بن يقطين قال: قال أبو الحسن موسي بن جعفر عليه السلام: أدني ما يجزي من القول أن يقول: أتزوجك متعة علي كتاب الله وسنة نبيه صلي عليه وآله وسلم بكذا وكذا إلي كذا.
حسن بن علي بن يقطين مي گويد: امام موسي بن جعفر عليه السلام فرمودند: كوتاه ترين عبارت عقد ازدواج موقت اين است كه مرد به زن بگويد: «اتزوجك متعة علي كتاب الله و سنة نبيه بكذا و كذا الي كذا» يعني مرد بگويد: تو را به عقد ازدواج موقت خودم در آوردم بنا به حكم كتاب خدا و سنت پيامبر صلي الله عليه و آله به فلان مبلغ و فلان مدت و زن بگويد: بله كافي است.
جواز ازدواج موقت با دختر باکره و بیان اولیت آن و کراهت دخول و از بین بردن بکارت او بدون اذن پدرش :
14 _ و بالاسناد إلي أحمد بن محمد بن عيسي، عن رجاله مرفوعا إلي الائمة عليهم السلام منهم محمد بن مسلم قال: قال أبو عبد الله عليه السلام: لا بأس بتزويج البكر إذا رضيت من غير إذن أبيها. وجميل بن دراج حيث سأل الصادق عليه السلام عن التمتع بالبكر قال: لا بأس أن يتمتع بالبكر ما لم يفض إليها كراهية العيب علي أهلها.
محمد بن مسلم مي گويد: امام صادق عليه السلام فرمودند: عيب ندارد اگر دختر باكره را بدون اجازه پدرش متعه ( ازدواج موقت ) كني به شرطي كه خود او راضي باشد. امام صادق عليه السلام در جواب جميل بن دراج كه سؤال كرده بود آيا مي شود دختر باكره را صيغه كرد؟ فرمودند:
اشكال ندارد ولي مواظب باشي بر او دخول نكني زيرا عيب بر او و قوم او مي باشد.
منلایحضرهالفقیه 3 466 باب المتعة ..... ص : 458
4611- وَ رَوَى عَلِیُّ بْنُ أَسْبَاطٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ التَّمَتُّعِ بِالْأَبْکَارِ قَالَ هَلْ جُعِلَ ذَلِکَ إِلَّا لَهُنَّ فَلْیَسْتَتِرْنَ مِنْهُ وَ لْیَسْتَعْفِفْنَ
شخصی میگوید از امام صادق در مورد ازدواج موقت با دختران باکره پرسیدم
حضرت فرمودند ایا این کار برای غیر آنها قرار داده شده آنها هستند که باید به این وسیله خود را بپوشانند و با این کار حیا و عفت خود را حفظ کنند
تهذیبالأحکام 7 254 24- باب تفصیل أحکام النکاح ..... ص
شخصی میگوید : به امام صادق علیه السلام گفتم دختریست باکره ودر کنار پدر و مادر خود .او مرا به سمت خود فرا میخواند و(از من تقاضای ازدواج موقت دارد) این کار را از خانواده اش پنهان میدارد . ایا به در خواستش پاسخ دهم ؟ فرمودند بلی ولی از موضع فرج (الت تناسلی) او پرهیز کن . گفتم : هر چند راضی باشد ؟ فرمودند: هرچند راضی باشد چرا که این کار موجب بی آبرویی دختران است .
15 _ و بالاسناد، عن أحمد بن محمد بن عيسي رواه عن ابن محبوب، عن جميل بن دراج، عمن رواه، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: لا يكون متعة إلا بأمرين أجل مسمي وأجر مسمي.
چه چیزی در ازدواج موقت اصل میباشد ( بیان میزان مدت و مهریه ) :
امام صادق عليه السلام فرمودند: عقد ازدواج موقت واقع نمي شود مگر به دو چيز، به تعيين اجرت و تعيين مدت.
16 _ و عن محمد بن مسلم الثقفي، عن أبي عبد الله عليه السلام حيث سأله كم المهر في المتعة؟ قال: ما تراضيا عليه إلي ما شاءا من الاجل.
محمد بن مسلم ثقفي نقل مي كند: وقتي از امام صادق عليه السلام سؤال شد: مقدار مهر در ازدواج موقت چقدر بايد باشد؟ حضرت فرمودند: هر چه كه هر دو به آن راضي شوند و به هر مقدار مدتي كه خود قرار گذاشته باشند.
17 _ و عن محمد بن نعمان الاحول قال: قلت لابي عبد الله عليه السلام: ما أدني ما يتزوج به المنمتع؟ قال: بكف من بر.
محمد بن نعمان احول مي گويد: از امام صادق عليه السلام سؤال كردم: كمترين چيزي كه مي شود مبلغ مهر باشد چقدر است؟ حضرت فرمودند: حتي يك كف دست گندم هم مي شود مهر باشد.
18 _ و عن هشام بن سالم، عن الصادق عليه السلام عن الادني في المتعة، قال: سواك يعض عليه.
هشام بن سالم از امام صادق عليه السلام آورده است كه: چيز كمي مثل چوب مسواك را هم مي شود مهر قرار داد.
19 _ و عن أبي بصير عن الصادق عليه السلام في المتعة يجزيها الدرهم فما فوقه.
ابي بصير از امام صادق عليه السلام نقل مي كند: مهر متعه مي تواند به مقدار يك درهم و بالاتر باشد.
20 _ و عن أبي بصير عنه عليه السلام كف من طعام أو دقيق أو سويق أو تمر.
ابي بصير از امام صادق عليه السلام نقل مي كند: مهر متعه مي تواند مشتي گندم يا آرد يا خمير يا خرما باشد.
21 _ و عن ابن بكار، عن أبي عبد الله عليه السلام في الرجل يلقي المرأة فيقول لها تزوجيني نفسك شهرا ولا يسمي الشهر بعينه، ثم يمضي فبلغها بعد سنين فقال: له شهره إن كان سماه فان لم يكن سماه فلا سبيل له عليها.
ابن بكار از امام صادق عليه السلام سؤال مي كند درباره مردي كه به زني مي گويد: يك ماه خود را به صيغه من درآور و زن قبول مي كند. بعد از چند سال كه از آن گفتگو گذشته دوباره زن را مي بيند. آيا مي تواند آن يك ماه را كه معين نكرده بودند بدون عقد مجدد همان ايام به حساب آورند؟ حضرت فرمودند: اگر مقصود از آن يك ماه همان چند سال بعد بوده درست است و اگر آن يك ماه را معين نكرده باشند عقد درست نيست. [يعني مدت عقد بايد در هنگام خواندن عقد معلوم باشد]
استحباب گرفتن شاهد بر عقد موقت :
22 _ و عن ابن قولويه، عن علي بن حاتم، عن أحمد بن إدريس، عن ابن عيسي، عن ابن محبوب، عن محمد بن الفضل، عن الحارث بن المغيرة أنه سأل أبا عبد الله عليه السلام: هل يجزي في المتعة رجل وامرأتان؟ قال: نعم ويجزيه رجل واحد وإنما ذاك لمكان البراءة ولئلا تقول في نفسها هو فجور.
حارث بن مغيره از امام صادق عليه السلام سؤال مي كند: آيا شاهد در عقد ازدواج موقت يك مرد و دو زن كافي است. حضرت فرمودند: بله، يك مرد هم شاهد عقد باشد كافي است. و اين براي آن است كه زن از موضع اتهام خود را دور بداند و پيش خود نگويد كه اين مرد گناهکار است.
23 _ و بهذا الاسناد، عن أحمد بن محمد بن عيسي، عن علي بن الحكم و محسن، عن أبان، عن زرارة، عن حمران، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: قلت: أتزوج المتعة بغير شهود؟ قال: لا، إلا أن تكون مثلك.
حمران مي گويد: از امام صادق عليه السلام سؤال كردم: آيا صيغه متعه را بدون شاهد و دو نفري زن و مرد ميان خود مي توانند بخوانند؟ حضرت فرمودند: نه مگر افرادي مثل تو باشند. [افرادي مثل تو باشند؛ يعني: مؤمن، متقي و مواظب حلال و حرام باشند و اين را هم براي احراز از فتنه، تهمت و گرفتاري مي فرمايند و گرنه حتي در عقد دائم هم شاهد مستحب است چه برسد به عقد موقت]
کیفیت جدایی زن و مرد در ازدواج موقت و تعداد زن هایی که یک مرد میتواند با انها ازدواج موقت کند :
24 _ و عن ابن قولويه، عن أبيه، عن سعد، عن ابن عيسي، عن محمد ابن خالد، عن القاسم بن عروة، عن عبد الحميد، عن محمد بن مسلم في المتعة قال: ليس من الاربع لانها لا تطلق ولا ترث.
زن به عقد ازدواج موقت جزء چهار زن عقد دائم نمي باشد؛ زيرا متعه ارث و طلاق ندارد.
در ازدواج موقت طلاق لازم نيست، به محض تمام شدن مدت از همديگر جدا مي¬شوند.
25 _ و عن حماد بن عيسي قال: سئل الصادق عليه السلام عن المتعة هي من الاربعة؟ قال: لا و لا من السبعين.
حماد بن عيسي از امام صادق عليه السلام سؤال مي كند: آيا صيغه جزء چهار زن مي باشد؟ حضرت فرمودند: نه از چهار حساب مي شود و نه از هفتاد تا.
26 _ و عن أبي بصير أنه ذكر للصادق عليه السلام المتعة هل هي من الاربع؟ فقال: تزوج منهن ألفا.
ابي بصير مي گويد: از امام صادق عليه السلام سوال كردم: آيا متعه از چهار زني است كه مرد مي تواند بگيرد؟ حضرت فرمودند: هزار تا زن را هم در يك زمان مي تواني به ازدواج موقت خود دربياري.
28 _ و عن محمد بن فضل، عن أبي الحسن عليه السلام في المرأة الحسناء الفاجرة هل يجوز للرجل أن يتمتع بها يوما أو أكثر؟ قال: إذا كانت مشهورة بالزنا فلا يتمتع بها و لا ينكحها.
محمد بن مفضل از امام كاظم عليه السلام سوال كرد: آيا مي شود زن زيبا كه فاجره و زاني است را يك روز يا دو روز صيغه كرد؟ حضرت فرمودند: اگر مشهور به زنا است آن را متعه نكن و با او ازدواج نكن.
29 _ و عن الحسن بن جرير قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام في المرأة تزني عليها أيتمتع بها؟ قال: أرأيت ذلك؟ قلت: لا، ولكنها ترمي به قال: نعم يتمتع بها علي أنك تغادر و تغلق بابك.
حسن بن جرير مي گويد: از امام صادق عليه السلام سوال كردم: آيا با زن زناكار مي شود ازدواج موقت كرد؟ حضرت فرمودند: خودت ديدي كه زنا مي دهد؟ گفتم نه، مردم مي گويند، حضرت فرمودند: عيبي ندارد، مي تواني آن را صيغه كني؛ ولي او را حفظ كن، ببر در خانه در را به روي او ببند.
30 _ و عن الحسن أيضا، عن الصادق عليه السلام في المرأة الفاجرة هل يحل تزويجها؟ قال: نعم، إذا هو اجتنبها حتي تنقضي عدتها باستبراء رحمها من ماء الفجور فله أن يتزوجها بعد أن يقف علي توبتها.
حسن مي گويد: از امام صادق عليه السلام سوال كردم: آيا جايز است با زن فاجره ازدواج كرد؟ حضرت فرمود: بله، به شرط اينكه مانع شوي از گناه و نگهش بداري تا عده او تمام شود و رحم او از آب فجور و گناه پاك گردد و توبه كرده باشد.
31 _ و عن محمد بن مسلم، عن أبي جعفر محتد بن علي عليه السلام قال: من شهر بالزنا أو اقيم عليه حد فلا تزوجه.
محمد بن مسلم از امام باقر عليه السلام روايت مي كند كه: حضرت از ازدواج با كسي كه شهرت به زنا داشته باشد يا بر او حدي جاري شده باشد نهي فرمودند.
32 _ و عن أبان بن تغلب قال: قلت لابي. عبد الله عليه السلام: الرجل يتزوج متعة إلي شهر فهل يجون أن يزيدها في أجرها ويزداد في الايام قبل أن يقضي أيامه؟ فقال: لا يجوز شرطان في شرط، قلت: و كيف يصنع؟ قال: يتصدق عليها بما بقي من الايام ثم يستأنف شرطا جديدا.
ابان بن تغلب مي گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: آيا با زني كه به عقد موقت با او ازدواج كرده شده، مي شود اجرت او را زياد كرده تا مدت متعه را زياد كنيم؟ حضرت فرمود: نمي شود دو شرط در يك شرط و همين طور دو عقد در يك عقد نمي شود. عرض كردم: پس چه بايد كرد؟ حضرت فرمود: مدت عقد او را ببخش، نامحرم مي شود و شرط را دوباره ببند
مقصود از شرط در اينجا عقد است؛ يعني او را دوباره عقد كن
33 _ و عن عمر بن حنظلة، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: أتزوج المرأة شهرا فتريد مني المهر كاملا وأتخوف أن تخلفني قال: احبس ما قدرت فان هي أخلفتك فخذ منها بقدر ما تخلفك.
عمر بن حنظله مي گويد: از امام صادق سوال كردم: زني را كه مدت يك ماه تزويج كردم و او تمام مهر را از من مي خواهد و من مي ترسم كه اگر اجرت او را بدهم يك ماه پهلوي من نماند، حضرت فرمودند: مهر را نگه دار و همه مهر را به او نده. به اندازه اي كه خلاف قرارداد كرد از او كم بگذار.
شرط عدم دخول در ضمن عقد موقت :
34 _ عن سماعة، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: قلت له: رجل إلي أن قال: إنك لا تدخل فرجك في فرجي وتلذذ بما شئت، قال: ليس له منها إلا ما شرط.
سماعه مي گويد كه فردي از امام صادق عليه السلام مسائلي را سوال كرد تا اينكه گفت: اگر در عقد موقت، زن شرط كند كه هر لذتي كه مي خواهي از من ببر ولي فرج خود را در فرج من نكن، آيا اين شرط درست است؟ امام فرمود: حق مرد نيست. مگر آنچه كه شرط شده است و بايد شرطي كه شده مراعات شود
[و اگر بعد از عقد زن رضايت داد، عيبي ندارد، مي تواند دخول كند.]
35 _ و عن عيسي بن يزيد قال: كتبت إلي أبي جعفر عليه السلام في رجل تكون في مزله امرأة تخدمه فيكره النظر إليها فيتمتع بها و الشرط أن لا يفتضها؟ فكتب لا بأس بالشرط إذا كانت متعة.
عيسي بن يزيد مي گويد: به امام باقر عليه السلام نوشتم كه زني در منزل مردي خدمت مي كند، مرد دوست ندارد به نامحرم نگاه كند و لذا از او تقاضا كرد كه به عقد موقت او دربيايد و زن به شرطي كه با او همخوابه نشود قبول مي كند. آيا اينگونه شرط درست است؟ حضرت در جواب او نوشتند: عيبي ندارد، شرط درست است؛ زيرا صيغه عقد، ازدواج موقت است.
37 _ و عن أبان بن تغلب، عن أبي عبد الله عليه السلام في المرأة الحسناء تري في الطريق ولا يعرف أن تكون ذات بعل أو عاهرة فقال: ليس هذا عليك، إنما عليك أن تصدقها في نفسها.
ابان بن تغلب از امام صادق عليه السلام سؤال مي كند: اگر زن زيبايي در راه ديده شود كه راضي به ازدواج موقت باشد؛ ولي معلوم نيست. شوهر دارد يا نه، چه بايد كرد؟ حضرت فرمود: لازم نيست تحقيق كني، حرف او كه مي گويد شوهر ندارم براي تو كافي است.
احادیث شماره دار از( رسالة المتعة_ الشيخ المفيد) انتخاب شده است .
روایات فوق با آیات 22 و 23 و 24 سوره نساء موافقت دارد .اثبات مطلب در پست زیر :
اثبات جواز ازدواج موقت در قرآن :
النساء : 22 وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ مَقْتاً وَ ساءَ سَبيلاً
با زنانى كه پدران شما با آنها ازدواج كردهاند، هرگز ازدواج نكنيد! مگر آنچه در گذشته (پيش از نزول اين حكم) انجام شده است زيرا اين كار، عملى زشت و تنفرآور و راه نادرستى است. (22)
النساء : 23 حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ وَ عَمَّاتُكُمْ وَ خالاتُكُمْ وَ بَناتُ الْأَخِ وَ بَناتُ الْأُخْتِ وَ أُمَّهاتُكُمُ اللاَّتي أَرْضَعْنَكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ مِنَ الرَّضاعَةِ وَ أُمَّهاتُ نِسائِكُمْ وَ رَبائِبُكُمُ اللاَّتي في حُجُورِكُمْ مِنْ نِسائِكُمُ اللاَّتي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ وَ حَلائِلُ أَبْنائِكُمُ الَّذينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلاَّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحيماً
حرام شده است بر شما، مادرانتان، و دختران، و خواهران، و عمهها، و خالهها، و دختران برادر، و دختران خواهر شما، و مادرانى كه شما را شير دادهاند، و خواهران رضاعى شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرتان كه در دامان شما پرورش يافتهاند از همسرانى كه با آنها آميزش جنسى داشتهايد- و چنانچه با آنها آميزش جنسى نداشتهايد، (دختران آنها) براى شما مانعى ندارد- و (همچنين) همسرهاى پسرانتان كه از نسل شما هستند (- نه پسرخواندهها-) و (نيز حرام است بر شما) جمع ميان دو خواهر كنيد مگر آنچه در گذشته واقع شده چرا كه خداوند، آمرزنده و مهربان است. (23)
النساء : 24 وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ كِتابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ مُحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَريضَةً وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فيما تَراضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَريضَةِ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليماً حَكيماً
و زنان شوهردار ( نیز حرامند ) مگر آنها را كه مالكشان شدهايد (زيرا اسارت آنها در حكم طلاق است) اينها احكامى است كه خداوند بر شما مقرّر داشته است. اما زنان ديگر غير از اينها (كه گفته شد)، براى شما حلال است كه با اموال خود، آنان را اختيار كنيد در حالى كه پاكدامن باشيد و از زنا، خوددارى نماييد. و زنانى را كه متعه [ازدواج موقت] مىكنيد، واجب است مهر آنها را بپردازيد. و گناهى بر شما نيست در آنچه بعد از تعيين مهر، با يكديگر توافق كردهايد. (بعداً مىتوانيد با توافق، آن را كم يا زياد كنيد.) خداوند، دانا و حكيم است. (24)
در آیه 24 خداوند متعال بعد از بر شمردن تمام کسانی که به قرینه لاتنکحوا مانکح آبائکم ازدواج با آنها حرام است ، بیان میکند که در غیر از این موارد ذکر شده ، تمامی زنان بر مردان حلال میباشند .
این حلیت اعم از حلیت به وسیله عقد و غیر عقد میباشد که کلمه ان تبتغوا باموالکم محصنین غیر مسافحین و همچنین آیات سوره مومنون و سوره معارج که به بیان لزوم حفظ فرج از همه کس به جز همسر و کنیز پرداخته ، این نکته فهمیده میشود که حلیت باید از طریقی مخصوص اقامه شود .
نتیجه ای که خداوند از بیان این سه آیه پی در پی میگیرد این است که حال که در مقام بیان کیفیت حلیت از طریق مخصوص هستیم پس :
هر گاه در بازه زمانی مخصوصی از جنس زنان بهره مند شدید اجر آنها را به آنها پرداخت کنید .
گذشته از مقام حلیت به وسیله تناکح ، این نتیجه گیری نسبت به اینکه بهره ای که قرار است از جنس زنان برده شود ، جنسی باشد یا غیر جنسی اعم بوده ودر عمومیت خود ظهور دارد .
در هر حال مرد باید به ازای مدت مشخص بهره مندی ، اجرتی مشخص به زنان پرداخت کند .
قرائن دیگری که دلالت بر این نکته میکند که آیه شریفه در مقام بیان عقد موقت است نیز موجود است از جمله این که :
پرداخت اجر بعد از استمتاع در عقد دائم وجوب پیدا نمیکند بلکه وجوب پرداخت بعد از عقد ثابت میشود ولو استمتاع صورت نگیرد .
واز طرفی بعد از استمتاع این وجوب تکرار نخواهد شد در حالی که در این آیه شریفه وجوب پرداخت اجرت بعد از استمتاع مستقر شده و با هر بهره مندی وجوبی دیگر تکرار میشود مگر اینکه تمام زمان عقد یک بهره مندی واحد فرض شود .
از طرفی واژه اجورهن در عقد موقت به کار میرود بخلاف عقد دائم که در آن از واژه صدقاتهن استفاده میشود .
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/09/08 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
هم شما و هم مسیح علیه السلام خداوندی الله را قبول دارید
اما الله خدا بودن مسیح را قبول ندارد
نتیجه :
مسیح بن مریم خدا نیست .
و هر کس به غیر این اعتقاد داشته باشد اولین چیزی را که کافر شده کلام اوست .
سوره مائده :
لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ قُلْ فَمَن يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيًْا إِنْ أَرَادَ أَن يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَن فىِ الْأَرْضِ جَمِيعًا وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا بَيْنَهُمَا يخَْلُقُ مَا يَشَاءُ وَ اللَّهُ عَلىَ كلُِّ شىَْءٍ قَدِيرٌ(17)مائده
بطور مسلّم آنهایی كه گفتند: «خدا، همان مسيح بن مريم است»، كافر شدند
بگو: «اگر خدا بخواهد مسيح بن مريم و مادرش و همه كسانى را كه روى زمين هستند هلاك كند، چه كسى مىتواند از خواست خدا چیزی را جلوگيرى كند؟
فقط حكومت آسمانها و زمين، و آنچه ميان آن دو قرار دارد از آن خداست
هر چه بخواهد، مىآفريند (حتّى انسانى بدون پدر، مانند مسيح) و او، بر هر چيزى تواناست.» (17)
وَ قَالَتِ الْيَهُودُ وَ النَّصَارَى نحَْنُ أَبْنَؤُاْ اللَّهِ وَ أَحِبَّؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُم بِذُنُوبِكُم بَلْ أَنتُم بَشرٌَ مِّمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَن يَشَاءُ وَ يُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا بَيْنَهُمَا وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ(18)
يهود و نصارى گفتند: «ما، فرزندان خدا و دوستان (خاصّ) او هستيم.»
بگو: «پس چرا شما را در برابر گناهانتان مجازات مىكند؟!
بلكه شما هم بشرى هستيد از مخلوقاتى كه خدا آفريده
هر كس را بخواهد (و شايسته بداند)، مىبخشد و هر كس را بخواهد (و مستحق بداند)، مجازات مىكند
و حكومت آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنهاست، از آن اوست
و بازگشت همه موجودات، به سوى اوست.» (18)
يَأَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَينُِّ لَكُمْ عَلىَ فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ أَن تَقُولُواْ مَا جَاءَنَا مِن بَشِيرٍ وَ لَا نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءَكُم بَشِيرٌ وَ نَذِيرٌ وَ اللَّهُ عَلىَ كلُِّ شىَْءٍ قَدِيرٌ(19)
اى اهل كتاب! رسول ما، پس از فاصله و فترتى ميان پيامبران، به سوى شما آمد
در حالى كه حقايق را براى شما بيان مىكند
تا مبادا (روز قيامت) بگوييد:
«نه بشارت دهندهاى به سراغ ما آمد، و نه بيم دهندهاى»!
(هم اكنون، پيامبر) بشارتدهنده و بيمدهنده، به سوى شما آمد!
و خداوند بر همه چيز تواناست. (19)
قُلْ يَأَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلىَ شىَْءٍ حَتىَ تُقِيمُواْ التَّوْرَئةَ وَ الْانجِيلَ وَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَ لَيزَِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنهُْم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَ كُفْرًا فَلَا تَأْسَ عَلىَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ(68)
اى اهل كتاب! شما بر هيچ آيينی نیستید
مگر اينكه تورات و انجيل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا داريد.
ولى آنچه بر تو از سوى پروردگارت نازل شده، (نه تنها مايه بيدارى آنها نمىگردد، بلكه) بر طغيان و كفر بسيارى از آنها مىافزايد. بنا بر اين، از اين قوم كافر، (و مخالفت آنها،) غمگين مباش! (68)
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَ قَالَ الْمَسِيحُ يَابَنىِ إِسرَْ ءِيلَ اعْبُدُواْ اللَّهَ رَبىِّ وَ رَبَّكُمْ إِنَّهُ مَن يُشرِْكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْوَئهُ النَّارُ وَ مَا لِلظَّلِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ(72)
یقینا آنهایی كه گفتند: «خداوند همان مسيح بن مريم است»، كافر شدند،
و مسيح گفت: اى بنى اسرائيل! خداوند يگانه را، كه پروردگار من و شماست، پرستش كنيد!
زيرا هر كس شريكى براى خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام كرده است و جايگاه او دوزخ است و ستمكاران، يار و ياورى ندارند. (72)
لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَثَةٍ وَ مَا مِنْ إِلَاهٍ إِلَّا إِلَاهٌ وَاحِدٌ وَ إِن لَّمْ يَنتَهُواْ عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ(73)
یقینا آنهایی كه گفتند: «الله ، يكى از سه خداست» كافر شدند
و معبودى جز معبود يگانه نيست
و اگر از آنچه مىگويند دست بر ندارند، عذاب دردناكى به كافران آنها (كه روى اين عقيده ايستادگى كنند،) خواهد رسيد. (73)
مَّا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كَانَا يَأْكُلَانِ الطَّعَامَ انظُرْ كَيْفَ نُبَينُِّ لَهُمُ الاَْيَاتِ ثُمَّ انظُرْ أَنىَ يُؤْفَكُونَ(75)
مسيح فرزند مريم، نیست مگر فرستاده (خدا)
پيش از وى نيز، فرستادگان ديگرى بودند، مادرش، زن بسيار راستگويى بود هر دو، غذا مىخوردند
(با اين حال، چگونه دعوى الوهيّت مسيح و پرستش مريم را داريد؟!)
بنگر چگونه نشانه را براى آنها آشكار مىسازيم! سپس بنگر چگونه از حق بازگردانده مىشوند! (75)
آیا تو به مردم گفتی من خدا هستم ؟
وَ إِذْ قَالَ اللَّهُ يَاعِيسىَ ابْنَ مَرْيَمَ ءَ أَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتخَِّذُونىِ وَ أُمِّىَ إِلَاهَينِْ مِن دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لىِ أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لىِ بِحَقٍّ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فىِ نَفْسىِ وَ لَا أَعْلَمُ مَا فىِ نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ(116)
و آن گاه كه خداوند به عيسى بن مريم مىگويد: «آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را بعنوان دو معبود غير از خدا انتخاب كنيد؟!
او مىگويد: «منزهى تو! من حق ندارم آنچه را كه شايسته من نيست، بگويم!
اگر چنين سخنى را گفته باشم، قطعا تو مىدانى!
تو از آنچه در نفس من است، آگاهى
و من از آنچه در ذات (پاك) توست، آگاه نيستم!
بيقين تو از تمام اسرار و پنهانيها با خبرى. (116)
مَا قُلْتُ لهَُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنىِ بِهِ أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ رَبىِّ وَ رَبَّكُمْ وَ كُنتُ عَلَيهِْمْ شهَِيدًا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنىِ كُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ عَلَيهِْمْ وَ أَنتَ عَلىَ كلُِّ شىَْءٍ شهَِيدٌ(117)
من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادى، چيزى به آنها نگفتم
(به آنها گفتم:) خداوندى را بپرستيد كه پروردگار من و پروردگار شماست!
و تا زمانى كه در ميان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم ولى هنگامى كه مرا از ميانشان برگرفتى، تو خود مراقب آنها بودى و تو بر هر چيز، گواهى! (117)
إِن تُعَذِّبهُْمْ فَإِنهَُّمْ عِبَادُكَ وَ إِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الحَْكِيمُ(118)
(با اين حال،) اگر آنها را مجازات كنى، بندگان تواند. (و قادر به فرار از مجازات تو نيستند)
و اگر آنان را ببخشى، توانا و حكيمى!
موضوعات مربوط:
عیسای مسیحیان خدا را خوب عبادت نمیکرد
شباهت به کفار حرام است پس جشنهای نوروزی هم حرام است .
اتحاد کتب آسمانی در تشریع اصول و فروع و بیان حکم قصاص درتورات انجیل و قرآن
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/09/03 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
در این بحث در ابتدا به بیان و اثبات روایت امیرمومنین علی علیه السلام که دستور میدهند به زنان سوره یوسف را یاد ندهید میپردازیم و صحت این روایت را به وسیله وفاق با قرآن برای شما اثبات میکنیم و بعد نکاتی دقیق از سوره نور را برای شما بیان میکنیم همچون :
۱)بدن زنان زینت زنان است
۲)علت حرام بودن استفاده از عطر یا آرایش در مقابل نامحرم برای زنان چیست ؟
۳)چرا نباید زنان از کفش صدا دار استفاده کنند و...
بسم الله الرحمن الرحیم
هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ آل عمران : 7
او كسى است كه اين كتاب (آسمانى) را بر تو نازل كرد،
كه قسمتى از آن، آيات محكم [صريح و روشن] میباشد
كه اساس اين كتاب است
(و هر گونه پيچيدگى در آيات ديگر، با مراجعه به اينها، برطرف مى گردد.)
و قسمتى از آن، آیات متشابه است
( آياتى كه به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات ديگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مى رود ولى با توجه به آيات محكم، معنای آنها آشكار مى گردد.)
اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا اینکه یا فتنه انگيزى كنند (و مردم را گمراه سازند)
و یا به دنبال تاویل قرآن توسط متشابهات هستند
( تا برای حرف های بی اساس خود و تاویل هایی که از پیش خودشان میبرند، دلیلی از قرآن پیدا کنند برای همین سراغ آیاتی میروند که دارای چند وجه میباشد )
در حالى كه تاویل قرآن را، جز خدا و راسخان در علم، نمى دانند.
همان هایی که مى گويند: «ما به همه قرآن ايمان آورديم همه از طرف پروردگارِ ماست.»
و جز صاحبان عقل، متذكر نمى شوند .
نکته اول :
تمام آیات قرآن برای هدایت بشریت نازل شده و البته این هدایت زمانی حاصل خواهد شد که به تمامیت آن چنگ زده شود بدون هیچ گونه تفرقه بین آبات آن وتبعیض در احکام
از این رو باید در نظر داشت که معنای حقیقی بعضی از آیات در کنار سایر آیات تجلی پیدا میکند و بدون در نظر گرفتن تمامی آیات ، معنای ابتدائی و متبادر آیات متشابه قطعا سبب گمراهی خواهد شد ، چرا که تبعیض در احکام خدا ثمره ای جز خزی و پستی و بی چارگی نخواهد داشت- 85 سوره بقره- .
از این رو امام رضا علیه السلام با اشاره به آیه صدو یک سوره آل عمران میفرمایند :
تنها راه هدایت به سوی صراط مستحکم و بهره مندی از قرآن ، رد متشابهات قرآنی به سوی محکمات آن میباشد .
عَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ مَنْ رَدَّ مُتَشَابِهَ الْقُرْآنِ إِلَى مُحْكَمِهِ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيم
مستدركالوسائل 17 345
شروع بحث :
اکثر آیات سوره یوسف از جمله متشابهات میباشند به این گونه که حکم در اکثر آیات به صورت مبهم بیان شده و برای فهمیدن حکم حقیقی باید این آیات را درکنار محکمات قرآنی قرار داد واصل زشتی و قبحی که در این آیات به راحتی از کنار آن عبور شده است در کنار آیات سوره نور معنا پیدا میکند وباید دانست که اکثر آیات سوره یوسف بازگویی مطالبی است که زشتی آن با کمک موازین ثابت شده در سوره نور اثبات میشود.
اما در سوره نور آیات ابتدایی آن که مربوط به موضوع میباشد، از جمله محکمات قرآن محسوب میشود و برای عمل به آیات سوره نور نیازی به در نظر گرفتن سایر آیات قرآن نمیباشد .
در این روایت امیرمونین علی علیه السلام نیز به بیان این حقیقت پرداخته اندو زنان را از تعلیم سوره یوسف نهی نموده اند.
در این نهی ، حتی حضرت راضی به رد متشابهات این سوره به محکات برای زنان نشده اند که می توان علت آن را در ضعف و نقصان عقلی زنان و غلبه احساسات آنها جستجو کرد که وفاق صد در صدی این روایت را برای ما با آیاتی که ناظر به نقصان زنان میباشد قطعی میکند .
خصوصا که خداوند در سوره زخرف نیز به همین حقیقت اشاره میکند و میفرماید توان استدلال در زنان نسبت به توان استدلال مردان پائین میباشد بنابراین رد متشابهات سوره یوسف به سوی محکمات سوره نور که خود از استدلال های دقیق قرانی است در توان زنان نبوده از این جهت نیز روایت حضرت موافق با قران میباشد
الزخرف : 18 أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبينٍ
آيا دخترانى را كه در لابلاى زينتها پرورش مىيابد و به هنگام جدال قادر به تبيين مقصود خود نيست (فرزند خدا مىخوانيد)؟! (18)
والبته استثاء سوره یوسف از زنان آنهم بدون رد متشابهات این سوره به محکمات از نکات زیبایی روایت امیر مومنین علی علیه السلام میباشد که به آن پی نمیبرند مگر کسانی که ادب را حفظ نموده و این روایت را رد نکنند.
توان پایین عقلی در زنان از این جهت که کرامت انسانی به میزان تقوای اوست نه به میزان عقل او - عیبی برای زنان نخواهد بود بلکه ای چه بسیار مردان که با وجود برخورداری از توان عقلی بالاتر اما ارزششان از زنان پائین تر . چرا که ملاک برتری به بیشتری تقواست نه به بیشتری توان عقل
نبی اکرم صلی الله علیه وآله میفرمایند : یک زن صالح بهتر از هزار مرد نا صالح
آیه ۲۸۲ سوره بقره نیز به این حقیقت اشاره میکند که توان عقلی دو زن برابر با توان عقلی یک مرد است از این جهت در هنکام نبود یک مرد از دو زن طلب شهادت کنید چرا که احتمال خطای عقلی در زنان دوبرابر احتمال خطای عقلی یک مرد است .
البقرة : 282 وَ اسْتَشْهِدُوا شَهيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْر
موضوع مرتبط با این مطلب:
اما اصل روایت :
امیرمومنین علی علیه السلام میفرمایند :
به زنها سوره یوسف را یاد ندهید که در این سوره فتنه های زیادی وجود دارد
بلکه به آنها سوره نور را یاد بدهید که درآن سوره پندها و مواعظ زیادی وجود دارد .
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ على عليه السلام :لَا تُعَلِّمُوا نِسَاءَكُمْ سُورَةَ يُوسُفَ وَ لَا تُقْرِءُوهُنَّ إِيَّاهَا فَإِنَّ فِيهَا الْفِتَنَ وَ عَلِّمُوهُنَّ سُورَةَ النُّورِ فَإِنَّ فِيهَا الْمَوَاعِظَ .وسائلالشيعة 20 . 177
فتنه های سوره یوسف برای زنان :
در ابتدای سوره یوسف از انسانها دعوت به تعقل میکند که خود بیانگر این مطلب میتواند باشد که فهم دقیق این آیات نیازمند اندیشه های بالا بوده تا با رد متشابهات به سوی محکمات ، معنای دقیق این آیات را درک کرده وبه سوی صراط مستحکم و بر افراشته ایمان هدایت شوند .
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْءَانًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ(2)
ما آن را قرآنى عربى نازل كرديم، تا اینکه شما اندیشه کنید .
1) زنان مصر اصل کار زلیخا را زشت نمیدانند بلکه شخص مورد نظر او را فردی بی ارزش می پندارند
2) زلیخا از کار زشت خود پشیمان نیست بلکه حتی با کمال جسارت مجلسی را ترتیب میدهد تا زنان مصر را متوجه پندار غلطشان بکند .
3) دراین ماجرا که از اصل به سبب نگاه شروع شده ، نگاه های به مرد نامحرم کاملا عادی جلوه داده میشود .
4) در طول داستان جسارت زلیخا در درخواست های مکرر به چشم میخورد .
5) اشاعه حرام به قدریست که اصل حرمت تهمت و یا غیبت ؛ ممکن است تحت غفلت قرار بگیرد
* وَ قَالَ نِسْوَةٌ فىِ الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَئهَا عَن نَّفْسِهِ قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا إِنَّا لَنرََئهَا فىِ ضَلَالٍ مُّبِينٍ(30)
فَلَمَّا سمَِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيهِْنَّ وَ أَعْتَدَتْ لهَُنَّ مُتَّكًَا وَ ءَاتَتْ كلَُّ وَاحِدَةٍ مِّنهُْنَّ سِكِّينًا وَ قَالَتِ اخْرُجْ عَلَيهِْنَّ فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبرَْنَهُ وَ قَطَّعْنَ أَيْدِيهَُنَّ وَ قُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا هَاذَا بَشَرًا إِنْ هَاذَا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ(31)
قَالَتْ فَذَالِكُنَّ الَّذِى لُمْتُنَّنىِ فِيهِ وَ لَقَدْ رَاوَدتُّهُ عَن نَّفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ وَ لَئنِ لَّمْ يَفْعَلْ مَا ءَامُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَ لَيَكُونًا مِّنَ الصَّغِرِينَ(32)
قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلىََّ مِمَّا يَدْعُونَنىِ إِلَيْهِ وَ إِلَّا تَصْرِفْ عَنىِّ كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيهِْنَّ وَ أَكُن مِّنَ الجَْاهِلِينَ(33)
فَاسْتَجَابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ(34)
(اين جريان در شهر منعكس شد) گروهى از زنان شهر گفتند: «همسر عزيز، جوانش [غلامش] را بسوى خود دعوت مىكند! عشق اين جوان، در اعماق قلبش نفوذ كرده، ما او را در گمراهى آشكارى مىبينيم!» (30)
هنگامى كه (همسر عزيز) از فكر آنها با خبر شد، به سراغشان فرستاد (و از آنها دعوت كرد) و براى آنها پشتى (گرانبها، و مجلس باشكوهى) فراهم ساخت و به دست هر كدام، چاقويى (براى بريدن ميوه) داد و در اين موقع (به يوسف) گفت: «وارد مجلس آنان شو!» هنگامى كه چشمشان به او افتاد، او را بسيار بزرگ (و زيبا) شمردند و (بىتوجه) دستهاى خود را بريدند و گفتند: «منزّه است خدا! اين بشر نيست اين يك فرشته بزرگوار است!» (31)
(همسر عزيز) گفت: «اين همان كسى است كه بخاطر (عشق) او مرا سرزنش كرديد! (آرى،) من او را به خويشتن دعوت كردم و او خوددارى كرد! و اگر آنچه را دستور مىدهم انجام ندهد، به زندان خواهد افتاد و مسلّماً خوار و ذليل خواهد شد!» (32)
(يوسف) گفت: «پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از آنچه اينها مرا بسوى آن مىخوانند! و اگر مكر و نيرنگ آنها را از من باز نگردانى، بسوى آنان متمايل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود!» (33)
پروردگارش دعاى او را اجابت كرد و مكر آنان را از او بگردانيد چرا كه او شنوا و داناست! (34)
مواعظ سوره نور:
النور : 1 سُورَةٌ أَنْزَلْناها وَ فَرَضْناها وَ أَنْزَلْنا فيها آياتٍ بَيِّناتٍ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
(اين) سورهاى است كه آن را فرستاديم، و (عمل به آن را) واجب نموديم، و در آن آيات روشنى نازل كرديم، شايد شما متذكّر شويد!
در اولین آیه سوره نور پرده از یک حقیقت زیبا بر داشته میشود که این سوره از محکمات قرانی است چرا که آیات آن آشکار و بدون اجمال است اما در ادامه :
1) اولین عاملی که در سوره نور خدا زنان را از آن نهی میکند ، فکر برقراری رابطه با نامحرم است که با بیان مجازات سخت آن حوس چنین رفتاری را هرگز به ذهن خطور ندهند
2) محدودیت های اجتماعی را بسنده نمیکند بلکه به افرادی که آگاه از رابطه حرام یک زن هستند تذکر میدهد که به فکر برقراری رابطه شرعی با آنها هم حتی نباشند
3) عامل بعدی که زمینه را برای اشاعه حرام فراهم میکند تهمت میباشد که خداوند با قاطعیت تمام با چنین برخوردی مقابله میکند
4) درادامه مومنین را توبیخ میکند تا مبادا در مورد دیگران دچار بد گمانی شوند ، که یکی از نتیج قطعی بد گمانی عادی سازی گناه و تحریک شهوانی برای خود فرد میباشد .
إِنَّ الَّذِينَ يحُِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فىِ الَّذِينَ ءَامَنُواْ لهَُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فىِ الدُّنْيَا وَ الاَْخِرَةِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ(19)
كسانى كه دوست دارند زشتيها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد، عذاب دردناكى براى آنان در دنيا و آخرت است و خداوند مىداند و شما نمىدانيد! (19)
5) نهی های مربوط به نحوه ورود و خروج به منزل دیگران و یا سایر اماکن ، که خود عاملی باز دارنده از مواجه شدن با صحنه های غیر مجاز میباشد
6) نهی مردان از نگاه به نامحرم
قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ يحَْفَظُواْ فُرُوجَهُمْ ذَالِكَ أَزْكىَ لهَُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرُ بِمَا يَصْنَعُونَ(30)
به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگيرند، و عفاف خود را حفظ كنند اين براى آنان پاكيزهتر است خداوند از آنچه انجام مىدهيد آگاه است! (30)
7) وبالاخره مهمترین عامل بازدارندگی زنان از وسوسه های شیطانی :
نهی از نگاه ، نهی از آرایش در مقابل غیر همسر و محارم ، نهی از ایجاد صدای محرک
النور : 31 وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَني إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَني أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفينَ مِنْ زينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَميعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
و به زنان با ايمان بگو چشمهاى خود را کوتاه کنند ، و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را- جز آن مقدار كه نمايان شده است
( بدون اختیار چرا که فعل ما ظهر لازم می باشد یعنی فاعل در این فعل مشخص نیست و باید به صورت مجهول ترجمه شود ) –
آشكار ننمايند.
و روسرىهاى خود را بر سينه خود بیاندازند ،
و زينت خود را آشكار نسازند مگر براى شوهرانشان، يا پدرانشان، يا پدر شوهرانشان، يا پسرانشان، يا پسران همسرانشان، يا برادرانشان، يا پسران برادرانشان، يا پسران خواهرانشان، يا زنان همكيششان، يا بردگانشان [كنيزانشان]، يا افراد سفيه كه تمايلى به زن ندارند، يا كودكانى كه از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نيستند
و هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمين نزنند تا زينتی که پنهانش کرده اند دانسته نشود
. و همگى بسوى خدا بازگرديد اى مؤمنان، تا رستگار شويد!
نکته ) بر اساس این آیه تمام بدن زن زینت زن محسوب میشود چرا که در جمله- لایبدین زینتهن الا ما ظهر منها -خداوند میفرماید زینت خود را آشکار نکنند جز مقداری که خود به خود آشکار میشود یعنی مقداری از بدن زن که بدون اینکه زن قصد آشکار شدن آن را داشته باشد و به طور غیر ارادی اشکار میشود .
بنابر این چون این مقدار بدن زن از کل زینت استثناء شده ، بیان گر این مفهوم است که بدن زن زینت زن محسوب میشود که پوشش آن به همان بیان قرانی واجب است مگر قسمتی که وقتی زن قصد پوشش خود را دارد ، بدون اراده او آشکار میشود
نکته دوم این است که اگر فعل ما ظهر ، فعلی لازم است و بیانگر این نکته است که زن نباید در آشکار کردن این زینت نقشی ایفا کند پس تمام آرایشی که به صورت میزند یا عطر یا انگشتری که به دست یا به روی پا همچون جورابی که زینت باشد میکند؛ همه زینتهایی هستند که خود زن با اراده خود آنرا آشکار کرده و پوشش آن بر طبق آیه واجب خواهد بود
نکته بعدی این است که اگر تمام بدن زن زینت او محسوب میشود پس چون به هنگام راه رفتن نباید پای خود را به زمین بزند که مبادا زینتش آشکار شود ، پس استفاده از کفش پاشنه دار که تولید صدا میکند نیز غیر مجاز خواهد بود چرا که زینت بدن زن و هیبت او را آشکار میکند . همچنین النگویی که در اثر برخورد با هم صدا داشته باشد .
8) وبعد کسانی را که امکان ازدواج برای آنها فراهم نیست را دعوت به عفت میکند
در پایان بحث ، همانگونه که در آغاز سوره فرموده بود که ما آیاتی بینات به سوی شما نازل کرده ایم و آنرا بر شما واجب کردیم ،همانگونه در انتهای بیان احکام جنسی ، آنها را مهر محکمی کوبیده و دوباره بیان میکند این آیات از جمله محکمات قرآنی میباشد همان گونه که امیر مومنین علی علیه السلام فرمودند در این سوره مواعظ زیادی وجود دارد بنابرین این دسته از آیات هیچ گونه اجمالی را در بر ندارند ، والبته با کمی اندیشه در محتوای این آیات نیز به این حقیقت دست پیدا خواهید کرد .
وَ لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكمُْ ءَايَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَ مَثَلًا مِّنَ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِكمُْ وَ مَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ(34)
ما بر شما آياتى فرستاديم كه حقايق بسيارى را تبيين مىكند، و اخبارى از كسانى كه پيش از شما بودند، و موعظه و اندرزى براى پرهيزگاران! (34)
نتیجه ترویج مطالب سوره یوسف برای زنان :
همانگونه که در آیه هفت سوره آل عمران مشاهده کردید عمل کردن به متشابهات قرآنی در جامعه ایجاد فتنه میکند واز همین جهت میباشد که منافقین برای ایجاد فتنه به متشابهات قرآنی چنگ زده و سعی در گسترش آنها در جامعه میکنند .
حال با هم به بررسی فتنه هایی که با نشر این سوره در بین زنان به عنوان یک سوره آمیخته از متشابهات، و سوره ای که پخش و نشر آن از جانب اهل بیت علیهم السلام نیز مورد نهی قرار گرفته است میپردازیم :
1) تشویق به نگاه های حرام .
2) نتیجه نگاه حرام ایجاد رابطه های حرام .
3)در مرحله بعد باز گو شدن این روابط حرام .
4) در کنار باز گوشدن حرام های انجام شده ، سوء ظن و تهمت به بعضی افراد بی گناه
5) افزایش خود کشی برای فرار از آبرو ریزی ویا قتل و خون ریزی برای انتقام
7) و در نهایت ، تمام این عوامل سبب از بین رفتن آرامش و اطمینان اجتماعی خواهند شد .
مطمئنا راه پیشگیری از موارد بالا افزایش تعداد نیروهای امنیتی نخواهد بود .
بلکه همان طور که امیرمونین علی علیه السلام فرمودند، تنها راه جلو گیری از این اتفاقات افزایش ایمان افراد و آگاهی آنها از مواعظ و پند های سوره نورمیباشد
و همان طور که آیات ابتدایی سوره نور اشاره به این نکته دارد که منشاء زنا ،و روابط حرام خود زنان و نگاه های آنها میباشد و این حقیقت زشت در سوره یوسف به عنوان یک ارزش معرفی شده ،که خود تاییدگر این مطلب میباشد که آغاز گر رابطه جنسی در اغلب موارد زنان میباشند ؛ پس باید برای جلوگیری از هر گونه ضد ارزش ابتدا به سراغ زنان رفت و احکام زیبایی که خداوند برای آنها تدوین کرده که همه آنها نقش باز دارنده دارد را در جامعه گسترش داد.
والسلام علینا و علی عباد الله الصالحین
موضوعات مربوط:
پاداش صبر بر بد اخلاقی زن و جزای زن بد اخلاق
رابطه زن جهنم و کیفیت بر خورد با شوهر
دیدگاه اسلام در مورد سپردن کارهای سنگین به زنان
بازيابى نگرش صحيح به شخصيت حقيقى يك زن از ديدگاه خدا
جهاد زنان صبر بر غیرت شوهراست و خداوند از سختی آن غافل نیست
چرا زنان پیامبر نشدند؟
چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/09/01 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
با توجه به آیه چهار سوره تحریم که خداوند شهادت به گناه عایشه و حفصه میدهد پس قطعا ایه تطهیر شامل حال این دو نخواهد شد . تفصیل متن در پست زیر :
اهل بیت کیست و کارش چیست ؟ ( رد اختلاف شیعه و سنی به قرآن )
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/08/26 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
درآیه 33 سوره احزاب خداوند از کسانی به اهل بیت نام میبرد که اراده کرده است به طور تکوینی فقط آنها از هرگونه زشتی و پلیدی پاک و محفوظ باشند و از طرفی دارای تطهیر ویژه گردند.
اشخاص ومصادیق خارجی چنین شخصیتی ، قطعا معصوم خواهند بود چرا که عصمت همان نتیجه پاکی از هر گونه پلیدی و زشتیست .
چنین اشخاصی ، دارای شانی برتر خواهند بود ، چرا که در آیه 79 سوره واقعه خداوند صریحا بیان میفرماید که حقیقت قرآن را درک نمیکنند مگر پاک شدگان .حال آنکه فقط و فقط اهل بیت از دسته پاک شدگان میباشند .
علم به قرآن توسط اهل بیت که همان پاک شدگان به دست خداوند هستند ،همان مسئله ای است که نادان را وادار به زانو زدن در مقابل شخصیت آنها میگرداند چرا که بر طبق (فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ) پرسش نادان از دانا یک تکلیف شرعیست .
والبته و به طور قطع ،ذکر همان قرآنیست که خداوند آنرا نازل کرده و خود توانا بر حفظ آنست و آگاهان به قرآن فقط پاک شدگان هستند و پاک شدگان نیز فقط همان اهل بیت .
واین همان نکته ای است که ما را وادار میکند به دنبال شخصی بگردیم که شخصیت اهل بیت منطبق با او و منطبق بر او باشد .
الأحزاب : 33 وَ قَرْنَ في بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً
و(ای زنان ) در خانههاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليّت نخستين ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد
خداوند مىخواهد به طور پیوسته پليدى و گناه را فقط از شما اهل بيت دور كند و شما را پاك سازد پاک کردنی ویژه .
منظور از اگاهی به قرآن همین قرانی است که نازل شده :
الواقعة : 77 إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَريمٌ
كه آن، قرآن كريمى است، (77)
في كِتابٍ مَكْنُونٍ
كه در كتاب محفوظى جاى دارد، (78)
لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ
و جز پاكان نمىتوانند به آن دست زنند [دست يابند]. (79)
تَنْزيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمينَ
آن از سوى پروردگار عالميان نازل شده (80)
أَ فَبِهذَا الْحَديثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ
آيا اين سخن را [اين قرآن را با اوصافى كه گفته شد] سست و كوچك مىشمريد، (81)
اکنون سوال اساسی مطرح میشود :
شخص این شخصیت کیست؟
و آیا شخصیت اهل بیت بر شخص زنان پیامبر صلی الله علیه وآله منطبق است یا بر شخص عترت او علیهم السلام
این همان سر آغاز اختلاف بین شیعه و سنیست که بر اساس آیه 59 سوره نساء ( َإِنْ تَنازَعْتُمْ في شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ --و هر گاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد) قصد داریم این اختلاف را به محکمات قرآن خداوند رد کنیم تا خداوند بین ما به زیبایی داوری کند امید است داوریش را قبول کنید
اثبات خروج زنان پیامبر صلی الله علیه وآله از شخصیت اهل بیت ، بوسیله قرآن :
قطعا کسانی که زمانی گناه کرده اند چه گناه آنها بخشوده شود چه نه ، در دایره شخصیت اهل بیت نخواهند بود ؛ چه رسد به این که گناهشان همچنان بخشیده نشده است .
یک دسته از کسانی که قرآن شهات به گناه آنها میدهد زنان پیامبر یعنی حفصه و عایشه میباشد . گذشته از این دو در ادامه خداوند شهادت میدهد که از زنان پیامبر ، زنانی بهتر در جامعه وجود دارد در حالی که هیچ کس بهتر از معصوم نخواهد شد .
التحريم : 4 إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْريلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهيرٌ
اگر شما (دونفر عایشه و حفصه ) از كار خود توبه كنيد (قطعا ) دلهايتان از حق منحرف گشته و اگر بر ضدّ پیامبر دست به دست هم دهيد، (باید بدانید که ) قطعا خداوند ياور اوست و همچنين جبرئيل و صالح مومنین ، و فرشتگان بعد از آنان پشتيبان اويند. (4)
واگر بر اساس آیه 5 سوره تحریم ، زنانی بهتر از زنان پیامبر صلی الله علیه واله ، در جامعه وجود دارند ، که خداوند به پیامبرش نوید میدهد در صورت جدایی از همسرانت ، زنانی بهتر از آنها را به تو خواهم داد ، پس قطعا تمام زنان پیامبر در دایره شخصیت اهل بیت نخواهند بود چرا که بالاتر از معصوم، آنهم معصومی که دارای عصمت کبری است در جامعه ، نه وجود دارد ونه وجود خواهد داشت .
البته اینکه بهتر از زنان پیامبر در جامعه وجود دارد به این معنا نیست که زنان نبی صلی الله علیه واله بد هستند ، نه . بلکه به جز حفصه و عایشه (که در آیه چهارم همین سوره که از دایره شخصیت اهل بیت علیهم السلام ، با اثبات -صغت قلوبکما -گمراهی دل این دو، خارج شدند ) باقی زنان پیامبر فقط از دسته بهترین ها ( معصومین ) خارج میشوند نه از دسته انسانهای مومن .
حال آنکه برای اثبات خروج زنان نبی صلی الله علیه وآله از دایره شخصیت اهل بیت کافیست بهتر نبودن آنها اثبات شود .
از این رو شخصیت خانم خدیجه کبری سلام الله علیها ، اگر چه در دایره اهل بیت نخواهد بود اما از جمله زنان نیک جامعه و بلکه پایین تر ازمعصوم و بالاتر از همه ، خواهد بود . گذشته از این که امکان طلاق حضرت خدیجه در زمان نزول آیات سوره تحریم وجود نداشته چرا که ایشان در سال سوم بعثت رحلت کرده بودند ، بنابر این آیه پنج سوره تحریم شامل وجود عظیم الشان خدیجه کبری ام الزهراء سلام الله علیهما نمیشود .
نکته ) اینکه زنانی که به عنوان زنان بهتر به نبی اکرم صلی الله علیه وآله معرفی میشوند هم امکان دارد باکره باشند وهم بیوه ، دلالت بر این مطلب میکند که بیوه بودن سبب کم ارزشی و باکره بودن سبب ارزشمندی نخواهد شد.
التحريم : 5 عَسى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَيْراً مِنْكُنَّ مُسْلِماتٍ مُؤْمِناتٍ قانِتاتٍ تائِباتٍ عابِداتٍ سائِحاتٍ ثَيِّباتٍ وَ أَبْكاراً
اميد است كه اگر او شما ( زنان ) را طلاق دهد، پروردگارش به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد، همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه كار، عابد، هجرتكننده، زنانى غير باكره و باكره! (5)
بر اساس آیات سوره تحریم قطعا شخص زنان نبی اکرم صلی الله علیه وآله از دایره شخصیت اهل بیت خارج میشوند چرا که شخصیت اهل بیت ، به اراده خداوند از هر گونه زشتی و پلدی به طور مستمر پاک میشود آنهم پاک شدنی ویژه .
و وقتی زنان نبی اکرم صلی الله علیه وآله به شهادت قرآن از دایره اهل بیت خارج شوند ، تنها یک گروه باقی میماند که بتوان به آنها گفت ، آنها اهل بیت نبی صلی الله علیه وآله هستند ، و آنها کسی نیستند جز علی و فاطمه و فرزندانشان علیهم السلام .
وجوب پرسش از اهل ذکر:
الأنبياء : 7 وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ إِلاَّ رِجالاً نُوحي إِلَيْهِمْ
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
ما پيش از تو، جز مردانى كه به آنان وحى مىكرديم، نفرستاديم!
اگر نمىدانيد، از اهل الذکر بپرسيد. (7)
الحجر : 9 إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
ما قرآن را نازل كرديم و ما بطور قطع نگهدار آنيم! (9)
فصلت : 41 إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزيزٌ
كسانى كه به اين ذكر [قرآن] هنگامى كه به سراغشان آمد كافر شدند و اين كتابى است قطعاً شكست ناپذير ... (41)
بنابر این اهل ذکر همان اهل قرآن خواهند بود که در ایه 79 سوره واقعه، پاک شدگان ، اهل قرآن دانسته شده اند.
ودر آیه 7 آل عمران بیان شده است که فقط خداوند و راسخون در علم ، آگاه از تاویل قران هستند .در حالی که در آیه 79 سوره واقعه علم القرآن فقط نزد پاک شدگان دانسته شده است و بر طبق آیه 33 احزاب پاک شدگان کسانی نیستند جز اهل بیت .
بنابر این راسخون در علم همان اشخاصی هستند که شخصیت اهل بیت بر آنها منطبق میباشد .
آلعمران : 7 هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ
او كسى است كه اين كتاب را بر تو نازل كرد، كه قسمتى از آن، آيات «محكم» [صريح و روشن] است كه اساس اين كتاب مىباشد (و هر گونه پيچيدگى در آيات ديگر، با مراجعه به اينها، برطرف مىگردد.)
و قسمتى از آن، «متشابه» است [آياتى كه به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات ديگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مىرود ولى با توجه به آيات محكم، تفسير آنها آشكار مىگردد.]
اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا اینکه یا با متشابهات فتنهانگيزى كنند
و یا با متشابهات تاویل قرآن را بیان کنند .
در حالى كه تاویل قرآن را، جز خدا و راسخان در علم، نمىدانند.
(همان ها یی که) مىگويند: «ما به همه قرآن ايمان آورديم همه از طرف پروردگارِ ماست.»
و جز صاحبان عقل، متذكر نمىشوند .
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
میخواهم که استدلال محکم یک شیعه را بر ولایت اهل بیت بشکنید
آیا مبارزی پیدا میشود که با منطق قرآن دندان در دهانش خوردکنیم ؟
آیا منطق شما چیزی جز کشتار شیعیان بیگناه در سراسر جهان است ؟
پس داد ان الحکم الا لله شما به کجا رفته ؟
از قرآن به کدامین قسمتش استدلال کنیم تا حقانیت تشیع برایتان محرز شود ای بی قرآنان بی منطق
ای متعصبان کور دل
لعنت خدا بر شما باد
والسلام علینا و علی عباد الله الصالحین
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/08/25 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
سلام
وقتتون رو صرف پاسخگویی به هر حرف بی اساس و لغوی نکنید
وقتی که با انسانهای جاهل رو برو شدید از اونها اعراض کنید و با گفتن یک سلام معمولی از اتلاف وقت بیشتر جلو گیری کنید
چرا که بندگان خوب خدا این گونه اند
انسان جاهل جدل را بر منطق ترجیح میدهد
و بی منطقیست منطقی بودن با او .
الفرقان : 63 وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً
بندگان (خاص خداوند) رحمان، كسانى هستند كه با آرامش و بىتكبّر بر زمين راه مىروند و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند)، به آنها سلام مىگويند (و با بىاعتنايى و بزرگوارى مىگذرند) (63)
القصص : 55 وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِي الْجاهِلينَ
و هر گاه (مومنین ) سخن لغو و بيهوده بشنوند، از آن روى مىگردانند و مىگويند: «اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن خودتان سلام بر شما (سلام وداع) ما خواهان جاهلان نيستيم!» (55)
ِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
* قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ(1)
الَّذِينَ هُمْ فىِ صَلَاتهِِمْ خَاشِعُونَ(2)
وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ(3)
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
مؤمنان رستگار شدند (1)
آنها كه در نمازشان خشوع دارند (2)
و آنها كه از لغو و بيهودگى روىگردانند (3)
سوره مومنون
الفرقان : 72 وَ الَّذينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً
و كسانى كه شهادت به باطل نمىدهند (و در مجالس باطل شركت نمىكنند) و هنگامى كه با لغو و بيهودگى برخورد كنند، بزرگوارانه از آن مىگذرند. (72)
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/08/23 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
امیر مومنین علی علیه السلام فرمودند:
ملعون است هر مردی که امور او را زنی تدبیر کند .
الكافي 5 518 وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ص كُلُّ امْرِئٍ تُدَبِّرُهُ امْرَأَةٌ فَهُوَ مَلْعُونٌ
نیازی نیست مطلبی جدید بنویسم این پست ها رو در این رابطه مطالعه کنید :
دید گاه اسلام در مورد سپردن کارهای سنگین به زنان
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/08/11 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
بررسی حکم ازدواج مجدد مرد
اصل ازدواج مجدد دائم و موقت برای مردان در دین مبین اسلام یک مسئله کاملا قطعی و یقینی است اما این مسئله نیز قطعیسیت که شرط ازدواج مجدد دائم برای مردان توان اجرای عدالت بین همسران میباشد .
حال سوال این است که عدالت مورد نظر در قران به چه معناست ؟
آیا عدالت را در جلب نظر ورضایت همسر اول میباشد یا عدالت در نفقه ؟
آیا مخالفت او و نارضایتی او خلاف عدالتی است که در قرآن شرط ازدواج مجدد نامیده شده است ؟
حال با هم ببینیم در قرآن چه عدالتی از ما خواسته شده است :
النساء : 3 وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ذلِكَ أَدْنى أَلاَّ تَعُولُوا
النساء : 129 وَ لَنْ تَسْتَطيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَميلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ وَ إِنْ تُصْلِحُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحيماً
و اگر مىترسيد كه (بهنگام ازدواج با دختران يتيم،) عدالت را رعايت نكنيد، (از ازدواج با آنان، چشمپوشى كنيد و) با زنان پاك (ديگر) ازدواج نمائيد، دو يا سه يا چهار همسر و اگر مىترسيد عدالت را (درباره همسران متعدد) رعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد، و يا از زنانى كه مالك آنهایید استفاده كنيد، اين كار، از ظلم و ستم بهتر جلوگیری میکند.نساء آیه 3
شما هرگز نمىتوانيد در ميان زنان، عدالت برقرار كنيد، هر چند كوشش نماييد! ولى تمايل خود را بكلّى متوجّه يك طرف نسازيد كه ديگرى را بصورت زنى كه شوهرش را از دست داده درآوريد! و اگر راه صلاح و پرهيزگارى پيش گيريد، خداوند آمرزنده ومهربان است نساءآایه 129
در نگاه اول به این دوآیه چنین میابیم که : این دوآیه با هم در تعارض هستند چرا که یکی امر به ازدواج مجددی میکند که شرط آن داشتن عدالت است و دیگری عدالتی را نفی و سلب میکند که شرط ازدواج مجدد است .
اصلا تعارض بین دو آیه بماند . حتی آیه دوم نیز با خود تعارض دارد چرا که صدر آیه میفرماید شما نمیتوانید عدالت را بر قرار کنید آنگاه ذیل آیه به جای آنکه بفرماید پس حق ندارید دوباره ازدواج کنید میفرماید پس میلتان را به طور کلی متوجه یکی از همسرانتان نکنید.
از دقت در این دوآیه و دقت در آیه ای که رفع وجود هر گونه تعارضی را در قرآن میکند خواهیم فهمید که جنس عدالتی که شرط ازدواج مجدد است با جنس عدالتی که هیچگاه یک مرد نمیتواند آنرا بین همسرانش تقسیم کنید فرق خواهد داشت چرا که اگر هر دو از یک جنس باشد در آیه دوم خداوند باید امر به جدایی و طلاق میداد نه آنکه میفرمود پس میلتان را به یک سمت متوجه نسازید .
البته جنس عدالت در آیه دوم به قرینه ( فلا تمیلو کل المیل) فی الجمله مشخص است و مشخص است که منظور عدالت در محبت است که هیچ گاه شما ای مردان نخواهید توانست بین همسرانتان به طور یکسان محبت بر قرار کنید . اتفاقا شان نزول این آیه نیز مویّد همین مطلب است چرا که رافع همسر جوانش را بیشتردوست میداشت اما خداوند به او امر نکرد که چون اورا بیشتر دوست داری و این خلاف عدالتی است که لازمه ازدواج مجدد است پس باید او را طلاق دهی.
عجیب است که عده ای بازهم در صورت عدم رضایت زن اول گفته اند این ازدواج فاقد ارزش حقوقی است و حرام . حال آنکه خداوند حکم به حرمت ازدواج رافع نداده !!!
در مجموع ما میفهمیم که جنس عدالت در دو آیه فوق با هم فرق دارد حال یک روایت برایتان مینویسم تا ببینید منظور از عدالت در دو آیه فوق چیست وآقای صانعی چه برداشتی از عدالت دارد!؟
(6) الكافي 5 362 باب فيما أحله الله عز و جل من النسا
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَيْبٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ قَالَ سَأَلَ ابْنُ أَبِي الْعَوْجَاءِ هِشَامَ بْنَ الْحَكَمِ فَقَالَ لَهُ أَ لَيْسَ اللَّهُ حَكِيماً قَالَ بَلَى وَ هُوَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ قَالَ فَأَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَ لَيْسَ هَذَا فَرْضاً قَالَ بَلَى قَالَ فَأَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ أَيُّ حَكِيمٍ يَتَكَلَّمُ بِهَذَا فَلَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ جَوَابٌ فَرَحَلَ إِلَى الْمَدِينَةِ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ يَا هِشَامُ فِي غَيْرِ وَقْتِ حَجٍّ وَ لَا عُمْرَةٍ قَالَ نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ لِأَمْرٍ أَهَمَّنِي إِنَّ ابْنَ أَبِي الْعَوْجَاءِ سَأَلَنِي عَنْ مَسْأَلَةٍ لَمْ يَكُنْ عِنْدِي فِيهَا شَيْءٌ قَالَ وَ مَا هِيَ قَالَ فَأَخْبَرَهُ بِالْقِصَّةِ فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَمَّا قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً
يَعْنِي فِي النَّفَقَةِ
وَ أَمَّا قَوْلُهُ وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ يَعْنِي فِي الْمَوَدَّةِ قَالَ فَلَمَّا قَدِمَ عَلَيْهِ هِشَامٌ بِهَذَا الْجَوَابِ وَ أَخْبَرَهُ قَالَ وَ اللَّهِ مَا هَذَا مِنْ عِنْدِكَ
مرحوم کلینی در کتاب شریف خود چنین نقل میکنند:
ابن ابی العوجاء ازهشام ابن حکم سوالی میپرسد که اوجواب آنرا بلد نیست .
او میپرسد آیا مگر نه اینستکه خداوند حکیم است هشام گفت بلی خداوند احکم الحاکمین است .
ابن ابی العوجاء میپرسد : پس به من بگو چرا خدا وند در جایی از قرآن میفرماید : فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً
ایا این مسئله مسلم وقطعی نیست ؟
هشام : بلی
ان ابی العوجاء: پس بگو چرا خداوند در این آیه چنین میفرماید : وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ
بگو ببینم کدام حکیمی چنین سخن میگوید؟
اما هشام جواب آنرا نمیدانست تا اینکه به مدینه سفر کرد .
امام صادق علیه السلام از پرسیدند ای هشام الآن نه وقت حج است و نه وقت عمره به چه منظوری به مدینه آمده ای؟
هشام: آری فدایت شوم برای امر مهمی خدمت رسیده ام .
ابن ابی العوجاء سوالی پرسیده که من جوابش را نمیدانم .
وانگاه قضیه را برای امام صادق علیه السلام نقل میکند
وامام علیه السلام جواب او را چنین فرمودند : اینکه خدا میفرماید : فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً
منظورش از این عدالت عدالت در نفقه است
اما اینکه میفرماید وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَة
منظورش عدالت در محبت است
هشام میگوید وقتی این جواب را برای ابن ابی العوجاء بردم او چنین گفت به خدا قسم این جواب از آن خودت نیست .
این روایت با متن شریف قرآن همانگونه که قبلا بیان کردم وفاق دارد آنجا که جنس عدالت درآیه 129 را عدالت در تمایل معرفی میکند عدالتی که هرگز حاصل نمیشود و باز درآیه 3 طلب عدالت مینماید و آنرا شرط ازدواج دوم میداند .
در این روایت حضرت ؛ بر طبق قرآن ، عدالتی که شرط ازدواج مجدد است را عدالت در نفقه میدانند در حالی که عده ای جلب نظر همسر اول را عدالت میدانند؟
به نظر شما کدام را بگیریم قول امام صادق علیه السلام را یا قول آنها را ؟
در حالی که ممکن است مردی عدالت در نفقه داشته باشد ولی زنش موافق ازدواج دوم او نباشد یا اینکه مردی زنش با ازدواج دوم او موافق باشد اما توانایی عدالت در نفقه را به هر دلیلی نداشته باشد وازدواج دوم او بر طبق نظر خدا حرام باشد.
اما یک طرفه قضیه زن اول میباشد که غالبا گرفتار غیرت زنانه هستند و تمایلی به اینکه همسراشان در کنار زنی دیگر بخوابد ندارند ومتاسفانه حتی این خواسته خودشان را بروز میدهند .
این جبهه گیری آنها تحت عنوان مختلفی پنهان میشود در مجموع باید آنها را متوجه این نکته کرد که جبهه گیری آنها در برابر مردان نیست بلکه در برابر حکم خداست از این رو
امیر مومنین علی علیه السلام میفرمایند :
غیرت مرد ایمان او وغیرت زن کفر اوست
حال درپست زیر به بررسی غیرت زنانه میپردازیم :
اصل مطلب منقول از کتاب (صانعی مردی که خلاف قرآن فتوا میدهد )
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/08/11 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
ضمن تبریک میلاد مسعود امام رضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام فرمودند :
هدایت را فقط از قرآن طلب کنبد و از قرآن تعدی نکنید که گمراه خواهید شد .
اثبات روایت امام رضا علیه السلام با قرآن :
در آیه (يونس : 32 ) خداوند میفرماید بعد از حق فقط گمراهی است و در آیه ( محمد : 2 )بیان میکند که اسم این قرآن حق است بنابراین بعد از قرآن چیزی نیست جز گمراهی.
يونس : 32 فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ
این است پروردگار حق شما
پس بعد از حق چیست جز گمراهی؟
پس به کجا رومیگردانید ؟
محمد : 2 وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ
و كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند و به آنچه بر محمد (صلى الله عليه واله ) نازل شده ايمان آوردند -كه آن چيز حقى است و از سوى پروردگارشان- ، خداوند گناهانشان را مىبخشد و كارشان را اصلاح مىكند
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/08/07 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
امام حسن عسكرى از پدرانشان از موسى بن جعفر عليهم السّلام روايت مىكنند كه حضرت فرمودند:
گروهى از خواص ومقرّبین امام صادق عليه السّلام در خدمت حضرت نشسته بودند،
شبى بود مهتابی ، و هوا و آکنده از روشنائى .
عرضه کردند : يا ابن رسول اللَّه چه زیباست صفحه آسمان و ستارگان .
امام صادق عليه السّلام فرمودند:
شما اين چنين مىگوئيد در حالى كه گردانندگان چهارگانه ،یعنی جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و ملك الموت ، وقتی به زمين نگاه مىكنند و شما و برادرانتان را در اطراف زمین مشاهده مىکننددر حالی که نور شما بطرف آسمانها و آنان روشنتر از نور اين ستارگان مىباشد، و آنها هم مانند شما مىگويند چه اندازه نور اينها درخشندگى دارد.
[عيون أخبار الرضا عليه السلام] عَنِ الْمُفَسِّرِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْحُسَيْنِيِّ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيِّ عَنْ آبَائِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ كَانَ قَوْمٌ مِنْ خَوَاصِّ الصَّادِقِ ع جُلُوساً بِحَضْرَتِهِ فِي لَيْلَةٍ مُقْمِرَةٍ مُصْحِيَةٍ فَقَالُوا يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا أَحْسَنَ أَدِيمَ هَذِهِ السَّمَاءِ وَ أَنْوَرَ هَذِهِ النُّجُومَ وَ الْكَوَاكِبَ فَقَالَ الصَّادِقُ ع إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ هَذَا وَ إِنَّ الْمُدَبِّرَاتِ الْأَرْبَعَةَ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ وَ إِسْرَافِيلَ وَ مَلَكَ الْمَوْتِ ع يَنْظُرُونَ إِلَى الْأَرْضِ فَيَرَوْنَكُمْ وَ إِخْوَانَكُمْ فِي أَقْطَارِ الْأَرْضِ وَ نُورُكُمْ إِلَى السَّمَاوَاتِ وَ إِلَيْهِمْ أَحْسَنُ مِنْ نُورِ هَذِهِ الْكَوَاكِبِ وَ إِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ كَمَا تَقُولُونَ مَا أَحْسَنَ أَنْوَارَ هَؤُلَاءِ الْمُؤْمِنِينَ
قرآن :
آیا کسی که ایمان به خدا و رسولش آورده و تقوای الهی پیشه کرده ،
آیا او همان کسی نیست که خداوند برای او نور قرار داده است ؟
نور قرآن بر دلش تابیده است و
زنده شده .
میان مردمان راه میرود
وروز قیامت نیز منافقان ملتمسانه از او درخواست نور خواهند کرد
اما اکنون دیگر دیر شده
الحديد : 12 يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ بُشْراكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ
در روزى است كه مردان و زنان باايمان را مىنگرى كه نورشان پيشرو و در سمت راستشان بسرعت حركت مىكند (در آن روز به آنها گفته میشود ) بشارت باد بر شما امروز به باغهايى از بهشت كه نهرها زير (درختان) آن جارى است جاودانه در آن خواهيد ماند! و اين همان رستگارى بزرگ است! (12)
الحديد : 13 يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذينَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ
روزى كه مردان و زنان منافق به مؤمنان مىگويند: «نظرى به ما بيفكنيد تا از نور شما پرتوى برگيريم!» به آنها گفته مىشود: «به پشت سر خود بازگرديد و كسب نور كنيد!» در اين هنگام ديوارى ميان آنها زده مىشود كه درى دارد، درونش رحمت است و برونش عذاب! (13)
الأنعام : 122 أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
آيا كسى كه مرده بود، سپس او را زنده كرديم، و نورى برايش قرار داديم كه با آن در ميان مردم راه برود، همانند كسى است كه در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد؟! اين گونه براى كافران، اعمال (زشتى) كه انجام مىدادند، تزيين شده (و زيبا جلوه كرده) است. (122)
الحديد : 28 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! تقواى الهى پيشه كنيد و به رسولش ايمان بياوريد تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشد و براى شما نورى قرار دهد كه با آن (در ميان مردم و در مسير زندگى خود) راه برويد و گناهان شما را ببخشد و خداوند غفور و رحيم است. (28)
منور به نور قرآن
النساء : 174 يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبيناً
اى مردم! دليل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمد و نورى آشكار به سوى شما نازل كرديم (قرآن)
التحريم : 8 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ
اى كسانى كه ايمان آوردهايد بسوى خدا توبه كنيد، توبهاى خالص اميد است (با اين كار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهايى از بهشت كه نهرها از زير درختانش جارى است وارد كند، در آن روزى كه خداوند پيامبر و كسانى را كه با او ايمان آوردند خوار نمىكند اين در حالى است كه نورشان پيشاپيش آنان و از سوى راستشان در حركت است، و مىگويند: «پروردگارا! نور ما را كامل كن و ما را ببخش كه تو بر هر چيز توانايى!» (8)
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/07/04 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
اثبات وجوب قرائت قرآن در حد توان :
در آیه زیر خداوند متعال هرگونه مریضی کار و مشغله و حتی مرگ را مجوز ترک قرائت قرآن نمیداند
و بیان میکند با این حال نیز باید هر آنچه در توانتان هست قرآن بخوانید
و البته نگویید ما نماز میخوانیم و نمازمان قرآن دارد خیر بلکه نماز هم بخوانید .
المزمل : 20 فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضى وَ آخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ يُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ
آنچه درتوانتان است قرآن بخوانيد ،
اومىداند ممكن است گروهى ازشما بيمارشوند،
وگروهى ديگربراى به دست آوردن فضل الهى به سفربروند
و گروهى ديگر در راه خدا جهاد كنند
اما بازهم به اندازهاى كه براى شما ممكن است ازقرآن تلاوت كنيد
ونمازرا برپا داريد
بررسی کیفیت قرائت قرآن :
تدبر از واژه دبر به معنای پشت و در اینجا به معنای فراتر رفتن از لفظ و حرکت به سوی معنای لفظ برای عمل به آن میباشد .
خداوند در این آیه تنها هدف خود را از نزول قرآن تدبر مردم در آن معرفی میکند :
ص : 29 كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ
قرآن كتابى است مبارك كه بر تو نازل كردهايم تنها به اين خاطر كه مردم در آيات آن تدبّر كنند و خردمندان متذكّر شوند
محمد : 24 أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها
آيا آنها قرآن را تدبّر نمىكنند، يا اينكه بر دلهايشان قفل نهاده شده است؟!
النساء : 82 أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً
آيا قرآن را نمىانديشند؟! و اگر از سوى غير خدا آمده بود، اختلاف فراوانى در آن مىيافتند
پستهای مرتبط:
قرآن ذکر است و هر کس از ذکر روی گردان شود بیچاره خواهد شد
ایمنی از فتنه های آخر الزمان در پناهگاه قرآن
چرا قران یک معجزه است ؟ -
قرآن کلام خداست نه کلام محمد ( صلی الله علیه وآله ) -
تمام موضوعات مورد نیاز در قرآن هست -
چرازبان قرآن عربیست ؟ -
قرآن ملاکی برای شناخت حق از باطل -
شرط عمل به روایات و دوری از جعل و دسیسه وفاق روایت است با قرآن. -
دعوت به بازگشت به محکمات قرآن و پرهیز از جدال و منازعه و اختلاف -
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/21 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
در این روایت که وفاق قطعی با ایات قرآن خصوصا آیات سوره قدر دارد ما با عکس العمل عمر و ابوبکر علیهما من الرحمن ما یستحقان آشنا میشویم و سپس با توجه به ایه تنزل الملائکه والروح که در سوره قدر میباشد و استمراری بودن فعل مضارع و از آنجایی که لازم است در شب قدر هر سال امام و معصومی وجود داشته باشد که امر از جانب خداوند بر او به طور پیوسته نازل شود از این رو این آیه یک استدلال محکم است بر وجود امام زمان علیه السلام در بین ما انسانها .
بادقت استدلال هر دو روایت به خصوص روایت دوم رو مطالعه بفرمایید
آن دوچنین میگفتند: یا رسول الله براى این سوره چه سخت دلت نازک است؟
آنگاه رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) مىفرمود: علتش آن چیزى است که به چشم خود دیده ام و با دل خود فهمیدهام و براى آن است که دل این مرد (على علیه السلام ) بعد از من خواهد فهمید .
مىگفتند: شما چه دیدید و او چه خواهد دید؟
امیر مومنین علی علیه السلام فرمود: پیامبر صلی الله علیه وآله روى خاک براى آنها نقش مىکرد «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ» وبعد پیغمبر مىفرمود:آیا چیزی هست که (من کل امر =همه امور ) شامل آن چیز نشود ؟
مىگفتند: نه،
مىفرمود: مىدانید بر قلب چه کسی همه امور را نازل مىکنند؟
مىگفتند: یا رسول اللَّه به شما،
مىفرمود: آرى درست است.
مىفرمود: ولى آیا شب قدر بعد از من هست؟
مىگفتند:آرى،
رسول خدا (ص) مىفرمود: آیا این امر در آن شب نازل مىشود؟
مىگفتند: آرى،
مىفرمود: بر چه کسى؟
میگفتند: ما نمىدانیم،
آنگاه علی علیه السلام فرمود :پیامبر صلی الله علیه وآله سر مرا در آغوش مىگرفت و مىفرمود: اگر نمىدانید، بدانید: آن کس بعد از من این مرد است،
وهمیشه علی علیه السلام می فرمود:
به راستى مطلب این است که آن دو نفر این شب را بعد از رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) از روی شدت هراسى که به دل آنها مىافتاد مىشناختند.
5 وَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ کَانَ عَلِیٌّ ع کَثِیراً مَا یَقُولُ- مَا اجْتَمَعَ التَّیْمِیُّ وَ الْعَدَوِیُّ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ هُوَ یَقْرَأُ- إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ بِتَخَشُّعٍ وَ بُکَاءٍ فَیَقُولَانِ مَا أَشَدَّ رِقَّتَکَ لِهَذِهِ السُّورَةِ فَیَقُولُ رَسُولُ اللَّهِ ص لِمَا رَأَتْ عَیْنِی وَ وَعَى قَلْبِی وَ لِمَا یَرَى قَلْبُ هَذَا مِنْ بَعْدِی فَیَقُولَانِ وَ مَا الَّذِی رَأَیْتَ وَ مَا الَّذِی یَرَى قَالَ فَیَکْتُبُ لَهُمَا فِی التُّرَابِ تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ قَالَ ثُمَّ یَقُولُ هَلْ بَقِیَ شَیْءٌ بَعْدَ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ- کُلِّ أَمْرٍ فَیَقُولَانِ لَا فَیَقُولُ هَلْ تَعْلَمَانِ مَنِ الْمُنْزَلُ إِلَیْهِ بِذَلِکَ فَیَقُولَانِ أَنْتَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَیَقُولُ نَعَمْ فَیَقُولُ هَلْ تَکُونُ لَیْلَةُ الْقَدْرِ مِنْ بَعْدِی فَیَقُولَانِ نَعَمْ قَالَ فَیَقُولُ فَهَلْ یَنْزِلُ ذَلِکَ الْأَمْرُ فِیهَا فَیَقُولَانِ نَعَمْ قَالَ فَیَقُولُ إِلَى مَنْ فَیَقُولَانِ لَا نَدْرِی فَیَأْخُذُ بِرَأْسِی وَ یَقُولُ إِنْ لَمْ تَدْرِیَا فَادْرِیَا هُوَ هَذَا مِنْ بَعْدِی قَالَ فَإِنْ کَانَا لَیَعْرِفَانِ تِلْکَ اللَّیْلَةَ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص مِنْ شِدَّةِ مَا یُدَاخِلُهُمَا مِنَ الرُّعْب
یک روایت دیگر:
امام صادق علیه السلام فرمودند:
امام سجاد علیه السلام دائما این ایه (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ ) را میخواند
وبعد چنین میفرمود:
خداى عز و جل راست گفته، قرآن در شب قدر نازل شد.خداوند در این شب از پیامبرش صلی الله علیه واله پرسید : «تو چه مىدانى شب قدر چیست» رسول خدا (ص) فرمود: من نمىدانم، خداى عز و جل فرمود: «شب قدر بهتر از هزار ماه است» که شب قدر نداشته باشد ،
خداوند به رسول خدا (ص) فرمود: مىدانى چرا شب قدر بهتر از هزار ماه است؟
گفت: نه، فرمود: براى آنکه «ملائکه و روح در آن شب به اذن پروردگار خود نازل مىشوند از براى هر امرى» واینکه خداوند به آنها اذن چنین کاری را داده یعنی به این کار آنها راضیست و « شب قدر تا هنگام سپیده دم سلامی است از جانب پروردگارت »
فرشتهها و روح مخصوص من در آن شب سلام مرا به تو مىرسانند تا بر آمدن سپیده دم
امام سجاد علیه السلام در ادامه میفرمایند :
این دو آیه در رابطه با سوره قدر نازل شده است :
(27 سوره انفال): «بپرهیزید از فتنهاى که تنها به آن کسانى که ستم کنند از شماها نمىرسد»
(138 سوره آل عمران): «محمد نیست جز رسولى که پیش از او رسولانى درگذشتهاند آیا اگرمحمد مرد یا کشته شد به دوران قبل از او بر میگردید؟ هر که به عقب برگردد به خدا زیانى نرساند و محققاً خدا به شاکران پاداش دهد»
امام سجاد میفرمودند :آنهایی که بعد از رحلت رسول خدا صلی الله علیه وآله در مورد جانشین او اختلاف پیدا کردند همان کسانی بودند که گمان کردند رسول خدا که رفت شب قدر نیز با او رفته است . واین همان فتنه ای بود که به این گروه فقط اصابت کرد و شما باید از آن فتنه بترسید وآنها با این حرفشان به دوران قبل از رسول خدا صلی الله علیه واله بازگشت کردند چرا که اگر قبول میکردند که شب قدر هنوز وجود دارد حتما باید قبول میکردند که در این شب ( امر ) نازل میشود واگر اقرار به نزول امر میکردند باید اقرار به وجود صاحب الامر نیز میکردند .
کافی جلد 1 ص 249
1 وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ یَقُولُ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ صَدَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْزَلَ اللَّهُ الْقُرْآنَ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ- وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا أَدْرِی قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ لَیْسَ فِیهَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ قَالَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص وَ هَلْ تَدْرِی لِمَ هِیَ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ قَالَ لَا قَالَ لِأَنَّهَا- تَنَزَّلُ فِیهَا الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ- بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ وَ إِذَا أَذِنَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِشَیْءٍ فَقَدْ رَضِیَهُ سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ یَقُولُ تُسَلِّمُ عَلَیْکَ یَا مُحَمَّدُ مَلَائِکَتِی وَ رُوحِی بِسَلَامِی مِنْ أَوَّلِ مَا یَهْبِطُونَ إِلَى مَطْلَعِ الْفَجْرِ- ثُمَّ قَالَ فِی بَعْضِ کِتَابِهِ- وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّةً فِی إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ قَالَ فِی بَعْضِ کِتَابِهِ- وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرِینَ یَقُولُ فِی الْآیَةِ الْأُولَى إِنَّ مُحَمَّداً حِینَ یَمُوتُ یَقُولُ أَهْلُ الْخِلَافِ لِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَضَتْ لَیْلَةُ الْقَدْرِ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص فَهَذِهِ فِتْنَةٌ أَصَابَتْهُمْ خَاصَّةً وَ بِهَا ارْتَدُّوا عَلَى أَعْقَابِهِمْ لِأَنَّهُمْ إِنْ قَالُوا لَمْ تَذْهَبْ فَلَا بُدَّ أَنْ یَکُونَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهَا أَمْرٌ وَ إِذَا أَقَرُّوا بِالْأَمْرِ لَمْ یَکُنْ لَهُ مِنْ صَاحِبٍ بُدٌّ
پستهای مرتبط:
۱) راه درمان جعل و دسیسه در روایات وفاق با قرآن است
۲)رسوایی عمر و ابوبکر در روایات مخالف قرآن
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/19 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
نتیجه اعراض از قران که همان ذکر خداست :
طه : 124 وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى
و هر كس از ذكر من روى گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت و روز قيامت، او را نابينا محشور مىكنيم!» (124)
وتنها راه رسیدن به آرامش نیز پناه بردن به قرآن که همان ذکر است میباشد
الحديد : 16 أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لا يَكُونُوا كَالَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَثيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ
آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حقّ نازل شده است خاشع گردد؟! و آیا وقت آن نرسیده که مومنین ، مانند كسانى نباشند كه در گذشته به آنها كتاب آسمانى داده شد، سپس زمانى طولانى بر آنها گذشت و قلبهايشان قساوت پيدا كرد و بسيارى از آنها گنهكارند .
الرعد : 28 الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
آنها كسانى هستند كه ايمان آوردهاند، و دلهايشان به ذکرخدا مطمئن (و آرام) گردید
آگاه باشيد، تنها با ذکر خدا دلها آرامش مىيابد.
ممکن است بگویید ذکر یعنی یاد خدا
آنگاه باید بدانید ذکر در قرآن به معنایی اعم به کار رفته و در چندین جا اسم این قرآن را ذکر یاد کرده و اصلا یاد خداوند حکیم امکان پذیر نیست مگر توسط عمل به این قرآن .
در سوره فصلت : 41و ۴۲
إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزيزٌ
كسانى كه به اين ذكر هنگامى كه برایشان آمد كافر شدند! در حالى كه اين ذكر كتابى است قطعاً شكست ناپذير ... (41)
42 لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزيلٌ مِنْ حَكيمٍ حَميدٍ
كتابى كه هيچ گونه باطلى، نه از پيش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمىآيد چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايسته ستايش نازل شده است! (42)
و در سوره الحجر : 9
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
ما ذكر را نازل كرديم و ما بطور قطع نگهدار آنيم! (9)
پستهای مرتبط:
ایمنی از فتنه های آخر الزمان در پناهگاه قرآن
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/17 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
باید یکی از این دو را انتخاب کرد
صبر بر سختی عمل به احکام خدا که اگر طول هم بکشد آخرش آخر دنیاست
و صبر بر سختی ترک احکام خدا که اولش همین اکنون ولی آخرش با خداست
عده کمی از بندگان من میگویند :
پروردگارا
ایمان آورده ایم
پس برای ما ببخش
و مارا رحم کن که تو بهترین رحم کنندگان هستی
ولی شما انسانهای بد آنها را به سخره گرفتید
تا این که من هم یاد خودم را از ذهنتان بردم و این در آن هنگامی بود که به آنها میخندیدید.
من به بندگانم گفتم
امروز به شما پاداش میدهم
به واسطه صبری که بر سختی بندگی من کردید
و همانها رستگارانند .
از آنها پرسیدم مگر چند سال زندگی کردیدو مگر چند مدت سختی ها با جانتان قرار همسایگی داشت ؟
میگویند یک روز شاید هم کمتر اصلا چرا از شمارشگران نمی پرسید ؟
آری شما مدت کمی سختی کش رنج و بلا می بودید
ای کاش شما بدها هم متوجه این حقیقت میشدید
نکند گمان میکردید پایان این مدت کم حساب و کتابی در کار نیست ؟
و عبث خلق شده اید و به سمت ما بر نمیگردید ؟
اما خدا و کار بیهوده ؟
بزرگ است خداوندی که مالک است و حق
هیچ خدایی جز او نیست و پروردگار عرش کریم است .
و من که خدا هستم به شما خبر میدهم
هر کس خدایی غیر من را در کنار من بخواند
نه دلیلی دارد و نه دیگر یاوری
حسابش نیز نزد من است کافر شده است و کافران رستگار نیستند
دوباره بگو
خدای مهربان
مرا ببخش
رحم کن که تو بهترین رحم کنندگانی
سوره مومنون
إِنَّهُ كاَنَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِى يَقُولُونَ رَبَّنَا ءَامَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَ ارْحمَْنَا وَ أَنتَ خَيرُْ الرَّاحِمِينَ(109)
فَاتخََّذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتىَّ أَنسَوْكُمْ ذِكْرِى وَ كُنتُم مِّنهُْمْ تَضْحَكُونَ(110)
إِنىِّ جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبرَُواْ أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائزُونَ(111)
قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فىِ الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ(112)
قَالُواْ لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَسَْلِ الْعَادِّينَ(113)
قَلَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ(114)
أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ(115)
فَتَعَلىَ اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ(116)
وَ مَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا ءَاخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ(117)
وَ قُل رَّبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ أَنتَ خَيرُْ الرَّاحِمِينَ(118)
گروهى از بندگانم مىگفتند: پروردگارا! ما ايمان آورديم ما را ببخش و بر ما رحم كن و تو بهترين رحم كنندگانى! (109)
امّا شما آنها را به باد مسخره گرفتيد تا شما را از ياد من غافل كردند و شما به آنان مىخنديديد! (110)
ولى من امروز آنها را بخاطر صبر و استقامتشان پاداش دادم آنها پيروز و رستگارند!» (111)
(خداوند) مىگويد: «چند سال در روى زمين توقّف كرديد؟» (112)
(در پاسخ) مىگويند: «تنها به اندازه يك روز، يا قسمتى از يك روز! از آنها كه مىتوانند بشمارند بپرس!» (113)
مىگويد: « (آرى،) شما مقدار كمى توقّف نموديد اگر مىدانستيد!» (114)
آيا گمان كرديد شما را بيهوده آفريدهايم، و بسوى ما باز نمىگرديد؟ (115)
پس برتر است خداوندى كه فرمانرواى حقّ است (از اينكه شما را بىهدف آفريده باشد)! معبودى جز او نيست و او پروردگار عرش كريم است! (116)
و هر كس معبود ديگرى را با خدا بخواند- و مسلّماً هيچ دليلى بر آن نخواهد داشت- حساب او نزد پروردگارش خواهد بود يقيناً كافران رستگار نخواهند شد! (117)
و بگو: «پروردگارا! مرا ببخش و رحمت كن و تو بهترين رحم كنندگانى! (118)
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/14 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
امام صادق علیه السلام میفرمایند
نبی اکرم صلی الله علیه و آله به امیر مومنین علی علیه السلام فرمودند
زمانی خواهد آمد که از قرآن فقط شکل شمائل ظاهری و خطوط آن باقی خواهد ماندو از اسلام فقط نام .مردم آن زمان بسیار از حقیقت اسلام دورند .مساجد آنها زیبا و شلوغ است اما خالی از هر گونه هدایت . فقهاء آنها بد ترین فقهایی هستند که تا بحال آسمان بر آنها سایه افکنده. فتنه از آنها بر میخیزد و به آنها نیز بر میگردد. الكافي 8 307
در این زمان منشا فتنه مردم جاهل نیستند
بلکه فتنه از بعضی از فقهاء نشات میگیرد و به آنها نیز ختم میشود
بر شما باد که در پناه قرآن بسر ببرید
والبته تنها مردمان جاهل هستند که در فتنه ها دست و پا میزنند
مردمان عاقل به فرموده امامشان امیرمونین علی علیه السلام عمل میکنندکه فرمود:
1) در فتنه ها مانند بچه شتر باش که نه شیر دارد دوشیده شود و نه پشت دارد که سواری بدهد
2) هنگامی که فتنه ها مانند پاره ای از شب ظلمانی شما را فراگرفت بر شما باد به همراهی با قرآن
همچنین امام رضا علیه السلام فرمودند :
هدایت را فقط ار قرآن طلب کنید و از آن تجاوز نکنید که در این صورت گمراه خواهید شد
آدرس:
[1) نهج البلاغة] قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع كُنْ فِي الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَب
2)الكافي 2 598 كتاب فضل القرآن ..... ص : 596
قال اميرالمومنين على عليه السلام
فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَيْكُمُ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآن
پستهای مربوط:
vعلائم آخر الزمان بیان نبی اکرم صلی الله علیه وآله
عمل به حکم خدا واجب است نه تقلید
فقیه موضوعیتی در دین ندارد و نباید داشته باشد
رد فقیهی که مبتنی بر حکم خدا فتوا میدهد و عادل است چه حکمی دارد ؟
رگ گردن رسول خدا مهمتر است یا رگ گردن فقیهان ؟
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/05/20 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
خداوند میفرماید :
من در نزديكي گمان بنده مومن خودم هستم .
گمان نيك نيكي و گمان بد بدي براي او به همراه دارد . امام رضا علیه السلام
الحجر : 56 قالَ وَ مَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّالُّونَ
حضرت ابراهیم علیه السلام گفت: «جز گمراهان، چه كسى از رحمت پروردگارش نا امید مىشود؟!»
يوسف : 87 يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخيهِ
وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُونَ
حضرت یعقوب علیه السلام به فرزندانش فرمود:
پسرانم! برويد، و از يوسف و برادرش جستجو كنيد و از رحمت خدا نا امید نشويد كه تنها گروه كافران، از رحمت خدا مأيوس مىشوند!»
الزمر : 53 قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ
لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ
خداوند به آخرین نبی خود محمد صلی الله علیه وآله میفرماید :
بگو: «اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كردهايد! از رحمت خداوند نا اميد نشويد كه خدا همه گناهان را مىآمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است.
الحج : 15 مَنْ كانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ
فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ ثُمَّ لْيَقْطَعْ فَلْيَنْظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ ما يَغيظُ
هر كس گمان مىكند كه خدا او را در دنيا و آخرت يارى نخواهد كرد
(و از اين نظر عصبانى است، هر كارى از دستش ساخته است بكند)،
ريسمانى به سقف خانه خود بياويزد،
و خود را حلق آويز کند و آنگاه طناب را قطع كند
(تا با سر به زمین بخورد )
پس ببيند آيا اين كار خشم او را فرو مىنشاند؟!
عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ:
أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ بِي إِنْ خَيْراً فَخَيْراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّا الكافي 2 72
امام رضا عليه السلام فرمودند :
به خداوندخوش گمان باش كه خداوند ميگويد من در نزديكي گمان بنده مومن خودم هستم .
گمان نيك نيكي و گمان بد بدي براي او به همراه دارد .
نااميدي از رحمت خدا
حرامترین حرامها .
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/05/20 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
شهادت امام موسی بن جعفر علیهما السلام را تسلیت عرض میکنم
البقرة : 159 إِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ
کسانی که دلايل روشن، و هدايتى را كه نازل كردهايم، آنهم بعد از آنكه در كتاب قرآن آنرا براى مردم بيان نموديم، كتمان کردند ، خدا آنها را لعنت مىكند و همه لعنكنندگان نيز، آنها را لعن مىكنند .
تمامی امامان علهیم السلام فرموده اند :
زمانی که بدعتها آشکار شد بر علما’ واجب است علم خود را آشکار کنند
که اگر این کار را نکنند نور ایمان از آنها سلب میشود
مخاطب این آیه و روایت کسیت ؟
آیا مخاطب ایه کسانی هستند که خطا میکنند ؟
یا مخاطب آن علمائی هستند که در برابر بدعتها سکوت اختیار کرده اند ؟
امام حسن عسکری علیه السلام میفرمایند :
و امّا آن كسى از فقهاء كه مراقب نفس خود میباشد
و حافظ دين خودش می باشد
و مخالف هوای نفس خود است
و مطيع أمر مولاى خود می باشد
بر مردم واجب است از او تقلید کنند
و البته تمام فقهاء اینگونه نیستند.
وفقط بعضی از فقهاء این صفات را دارند ، پس هر كه از فقهاء ما مانند فقهای عامه مرتكب عمل زشت و و بدی شد.دیگر نبايد از او چیزی را که به ما نسبت میدهد بپذیریدوآنها هیچ حرمتی ندارند ...
علماء زمانی که فاسد شوند ، در آن زمان باطل را آشکار کرده و تبلیغ میکنند . حق را پنهان کرده و کتمان میکنند . وخداوند در مورد آنها این چنین میفرمایند :
کسانی که دلايل روشن، و هدايتى را كه نازل كردهايم، آنهم بعد از آنكه در كتاب قرآن آنرا براى مردم بيان نموديم، كتمان کردند ، خدا آنها را لعنت مىكند و همه لعنكنندگان نيز، آنها را لعن مىكنند .
البقرة : 159
فإِنَّا رُوِّينَا عَنِ الصَّادِقِينَ ع أَنَّهُمْ قَالُوا إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فَعَلَى الْعَالِمِ أَنْ يُظْهِرَ عِلْمَهُ فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ سُلِبَ نُورَ الْإِيمَانِ .
وسائلالشيعة 16 271
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/04/26 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
عمر بن حنظله میگوید:
از امام صادق علیه السلام در مورد دو مردی پرسیدم که با هم درگیری در مورد بدهی و ارث و میراث داشتند و برای حل درگیریشان به سلطانی که شما او را نصب نکرده اید رجوع کرده اند آیا این کار جایز است ؟
حضرت فرمودند : هر کس از طاغوت حکم خود را بپرسد و طاغوت حکم او را بگوید حکمش باطل است هرچند حق با او باشد چرا که او حکم طاغوت را گرفته در حالی که خدا در قرآن ( سوره نساء آیه 60) امر کرده که طاغوت را انکار کنیم .
پرسیدم پس چه کاری باید بکنند ؟
حضرت فرمودند : باید جستجو کنند و کسی را از بین خودتان ( یعنی شیعیان ) پیدا کنند که حدیث ما را روایت میکند و در حلال و حرام ما نظر میکند و احکام ما را میشناسد .
پس من او را برای شما حاکم قرار دادم .
پس زمانی که به حکم ما حکم کرد و از او قبول نکردند .حواسشان باشد که حکم خدارا خار و پست کرده اند و در مقابلش سستی کرده اند و ما را رد کرده اند و هر کس مارا رد کند خدا را رد کرده است و این عمل او مساوی با شرک به خداست .
(النساء : 60
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُريدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعيداً
آيا نديدى كسانى را كه گمان مىكنند به آنچه (از كتابهاى آسمانى كه) بر تو و بر پيشينيان نازل شده، ايمان آوردهاند، ولى مىخواهند براى داورى نزد طاغوت و حكّام باطل بروند؟! با اينكه به آنها دستور داده شده كه به طاغوت كافر شوند. امّا شيطان مىخواهد آنان را گمراه كند، و به بيراهههاى دور دستى بيفكند.)
الکافی 7 412 باب کراهیة الارتفاع إلى قضاة الجور
5- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ صَفْوَانَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَیْنِ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلَیْنِ مِنْ أَصْحَابِنَا یَکُونُ بَیْنَهُمَا مُنَازَعَةٌ فِی دَیْنٍ أَوْ مِیرَاثٍ فَتَحَاکَمَا إِلَى السُّلْطَانِ أَوْ إِلَى الْقُضَاةِ أَ یَحِلُّ ذَلِکَ فَقَالَ مَنْ تَحَاکَمَ إِلَى الطَّاغُوتِ فَحَکَمَ لَهُ فَإِنَّمَا یَأْخُذُ سُحْتاً وَ إِنْ کَانَ حَقُّهُ ثَابِتاً لِأَنَّهُ أَخَذَ بِحُکْمِ الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أَمَرَ اللَّهُ أَنْ یُکْفَرَ بِهِ قُلْتُ کَیْفَ یَصْنَعَانِ قَالَ انْظُرُوا إِلَى مَنْ کَانَ مِنْکُمْ قَدْ رَوَى حَدِیثَنَا وَ نَظَرَ فِی حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْکَامَنَا فَارْضَوْا بِهِ حَکَماً فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حَاکِماً فَإِذَا حَکَمَ بِحُکْمِنَا فَلَمْ یَقْبَلْهُ مِنْهُ فَإِنَّمَا بِحُکْمِ اللَّهِ قَدِ اسْتَخَفَّ وَ عَلَیْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَیْنَا الرَّادُّ عَلَى اللَّهِ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ الشِّرْکِ بِاللَّهِ
و این روایت که ترجمه اش با خود شما
الکافی 8 146 حدیث محاسبة النفس ..... ص : 143
120- یَحْیَى الْحَلَبِیُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَ رَأَیْتَ الرَّادَّ عَلَیَّ هَذَا الْأَمْرَ فَهُوَ کَالرَّادِّ عَلَیْکُمْ فَقَالَ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ مَنْ رَدَّ عَلَیْکَ هَذَا الْأَمْرَ فَهُوَ کَالرَّادِّ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ عَلَى اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ الْمَیِّتَ مِنْکُمْ عَلَى هَذَا الْأَمْرِ شَهِیدٌ قَالَ قُلْتُ وَ إِنْ مَاتَ عَلَى فِرَاشِهِ قَالَ إِی وَ اللَّهِ وَ إِنْ مَاتَ عَلَى فِرَاشِهِ حَیٌّ عِنْدَ رَبِّهِ یُرْزَقُ
پستهای مربوط:
عمل به حکم خدا واجب است نه تقلید
فقیه موضوعیتی در دین ندارد و نباید داشته باشد
رگ گردن رسول خدا مهمتر است یا رگ گردن فقیهان ؟
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/04/20 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
التوبة : 8 كَيْفَ وَ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لا يَرْقُبُوا فيكُمْ إِلاًّ وَ لا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْواهِهِمْ وَ تَأْبى قُلُوبُهُمْ وَ أَكْثَرُهُمْ فاسِقُونَ
چگونه است که اگر آن مشرکان و کافران بر شما غالب شوند، نه ملاحظه خويشاوندى با شما را مىكنند، و نه پيمان را؟! شما را با زبان خود خشنود مىكنند، ولى دلهايشان ابا دارد و بيشتر آنها فرمانبردار نيستند! (8)
تحقق این آیه رو ما بارها مشاهده کرده ایم خصوصا در قضیه اخیر که در آلمان اتفاق افتاد
وقتی شوهر زنی که حامله هم بود برای دفاع از او حرکت میکند پلیس به او شلیک میکند اما به ضارب چاقو شلیک نمیکند ؟!!!!
حواسمان باشد صدر اعظم مرکل آلمانی از چه کسی حمایت میکنه ؟
در حالی که هنوز جمهوری اسلامی رو به رسمیت نمیشناشند چه اتفاقی افتاده که به بعضی ها آنهم قبل از اعلام نتایج ، تبریک ریاست جمهوری رو میگن ؟
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/04/20 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
سلام
اگر شما انسانی امین هستید باید بدانید که آقای صانعی آدم خائنی است .
البته قصد من این نیست که از کسانی که امروز در مقابل صانعی هستند حمایت کنم ولی باید بدانید که
امروز تکرار تاریخ دیروز می باشد .
شخصی خدمت امیر مومنین علی علیه السلام رسید
از حضرت چنین پرسید
تو هم نماز میخوانی معاویه هم نماز میخواند
تو هم روزه میگیری معاویه هم روزه میگیرد
تو هم قران میخوانی معاویه هم قران می خواند
من مانده ام از کدامتان حق هستید ؟
حضرت به او فرمودند :
مشکل تو این است که حق را در افراد جستجو میکنی
حق را جایی نصب نکردی و آنگاه افراد را به آن عرضه کنی
تا بفهمی هر کس با حق موافق بود حق است و هر کس با حق مخالف بود باطل .
بهتره بدونید ایشون با چه جراتی اول اقرار میکنه که ایه 282سوره بقره از نصوص است و بعد با صراحت تمام خلافش فتوا میده !!
همون طلبه هایی که یکیشون خود اقای صانعی هست میگن قرآن یا نص میباشد یا ظاهر.
وفرق نص با ظاهر رو در این میدونن که نص با هیچ قرینه ای از معنای خودش تغییر نمیکنه اون وقت ایشون اقرار به نص بودن میکنه و بعد خلافش فتوا میده !!!
به این جمله آقای صانعی دقت کنیدآنها را در یک صفحه وبا فاصله بیان کرده اند :
(اگرچه آيه شريفه قرآن نصّ صريحى است كه شهادت و گواهى دو زن در برابر يك مرد است _ امّا اين جانب با توجه به احترام و يژه اى كه به فقهاى بزرگ شيعه داشته و دارم _ ولى با تحقيق و پژوهشى كه ساليان پى در پى در فقه داشته ام اخيراً بدين نتيجه رسيدم كه هيچ گونه تفاوتى بين شهادت زن و مرد وجود ندارد ، بلكه آنچه مى تواند تساوى بين آنان را مسلّم نمايد عدالت آنهاست )
282 سوره بقره وَ اسْتَشْهِدُوا شَهيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى
و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر اين حقّ) شاهد بگيريد! و اگر دو مرد نبودند، يك مرد و دو زن، از كسانى كه مورد رضايت و اطمينان شما هستند، انتخاب كنيد! تا اگر يكى انحرافى يافت، ديگرى به او يادآورى كند
کلیک بفرمائید «تفاوت دیدگاه اقای صانعی با قرآن درمسئله شهادت زنان»
در هر حال کسی حق نداره خلاف قرآن فتوا بده .
با دقت پست زیر رو مطالعه بفرمایید :
موفق باشید .
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/04/14 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
چرا باید ما از داشتن انرژی هسته ای محروم باشیم ؟
چرا آمریکا و کشورهای اروپایی مخالف این هستند که ایران انرژی هسته ای داشته باشد ؟
جواب:
چون آنها میترسند ما بمب هسته ای ایجاد کنیم .
چه جالب!
پس نتیجه میگیریم که ما باید بمب هسته ای داشته باشیم
چراکه خدا گفته است :
وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فی سَبیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُون (الأنفال : 60 )
براى مقابله با دشمنان ، هر چه در توان دارید،آماده کنید ! و اسبهاى ورزیده را هم آماده کنید ، تا به وسیله همه این وسائل ، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید!
( نقش ارهابی اسلحه )
و (همچنین) گروه دیگرى غیر از اینها را، که شما آنها را نمى شناسید البته خدا آنها را میشناسد
(آنها را هم بترسانید )
و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعى اسلام) انفاق کنید،
بطور کامل به شما بازگردانده مى شود، و به شما ستم نخواهد شد!
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/04/09 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
قابل توجه اهل سنت و شیعیانی که از عمر پیروی میکنند :
آیا در قرآن سخن از ازدواج موقت آمده است ؟
امام صادق علیه السلام میفرمایند :
امیر مومنین علی علیه السلام دائما میفرمودند :
اگر عمر به خاطر سبقت گرفتن بر من ازدواج موقت را حرام نمیکرد هیچ کسی زنا نمیکرد مگر کسی که انسانی شقی و بد بخت باشد .
این پست رو هم بخونید جالبه :
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/04/03 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
این پست سیاسی است کلیک بفرمایید
علائم آخر الزمان بیان نبی اکرم صلی الله علیه وآله
البته با توجه به اینکه
سیاست ما نه عین دیانت ما
بلکه سیاست ما دیانت ماست .
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/03/31 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
وجود چند مرجع سیاسی آغازگر فتنه و آشوب است .
رهبرکبیر انقلاب اسلامی یکی از ثمرات صحبت های شما در فصل الخطاب نماز جمعه 29/خرداد /یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت ، مشروعیت بخشی به وجود مراجع مختلف سیاسی بود .
البته شما بارها بر لزوم وجود گرایشهای سیاسی متعدد و تحزب گرایی تاکید فرموده بودید .
در یک هفته اخیر شعارهای تخریبی جناحهای مختلف سیاسی بر ضد یکدیگر را شنیدیم تا اینکه کار به خون و خون ریزی کشید .
در این موقع بود که اولین ندای ( ما همه برادریم .مطیع امر رهبریم ) از بین توده مردم در سراسر جهان به گوش رسید .
گمانمان براین بود که جامعه اسلام پی به اشتباه خود برده است و دیگر منازعات گروهی و درگیریهای سیاسی حزبی را دور انداخته و با تمسک به آیات قرآن پی به این مطلب برده اند که :
الحجرات : 10 إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة
و فهمیده اند که تنها شانی که بین مسلمین بر قرار است برادریست
وفهمیده اند که تاکید بر حذف هر شانی جز برادری در این آیه موج میزند .
کما اینکه از دید فقیهی توانمند همچون شما نباید مخفی مانده باشد که حصر انما بر لفظ موخر واقع میشود وتبعا وجود هر شان و جایگاه و اعتباردیگری را بین مسلمین نابود میکند .
این آیه شریفه اعتقادی زیبا را بین مسلمین نهادینه میکند که در آن صورت ما خواهیم توانست شاهد ثمرات آن باشیم از قبیل اینکه خود برتربینی و نژاد پرستی و ملی گرایی که هر سه مورد تنفر مکتب انسان ساز اسلام است از میان جامعه اسلامی رخت بر بسته ، زمینه را برای به تصویر کشیدن معنای آیه (رُحَماءُ بَيْنَهُمْ ) فراهم خواهد کرد .
و تنها در این صورت است که عزت و اقتدار یک ملت مسلمان در برابر کفار متجلی خواهد شد .
جامعه ای که عزت را در پرتو خدا و ایمان به او جستجو نکند ؛ جامعه ای که ایمان به خدا را در ایمان به رسول خدا ( صلی الله علیه وآله ) جستجو نکند و جامعه ای که متوجه به این معنا نباشد که ایمان به خدا و رسولش فقط در پرتو طرح دوستی و برادری با مومنین حاصل میشود ، هرگز نخواهد توانست (أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ ) را ترجمه کند .
چرا که شدت در پرتو عزت حاصل میشود و أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرين ثمره دوستی و محبت و برداری با مومنین است این همان معنای فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرين میباشد ، همان مومنینی که خداوند شهادت میدهد عزت نزد آنهاست :
وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنينَ
در حالى كه عزت فقط مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است- المنافقون : 8-
اثبات مفهوم إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة چتر یکپارچگی بین مسلمین را میگستراند و علت این اتحاد را ایمان به الله معرفی میکند .
تبعا در جامعه ای که سریش و چسب اتصال بدنه آن و ملات رابطه بخش بین سنگ ها و آجرهای آنرا ایمان به خدا تشکیل میدهد ، تنها یک پرچم میتواند به اهتزاز درآید و آن پرچم كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا خواهد بود .
وقتی رابطه ها بر اساس ایمان به خدا ایجاد شد تنها مولّفه ای که ایجاد الفت بین مسلمین میکند و میتواند نماد مقابله چنین جامعه هماهنگی با کفار باشد كَلِمَةُ اللَّهِ خواهد بود.
و مولّف بین القلوب ، نه اندیشه شما و یا روان شناسان و نه جامعه شناسان و پرفسورانی همچون رفیع پور بلکه وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ خواهد بود .
در آن هنگام هیچ حزبی در بین شما به چشم نخواهد آمد جز حزب برادری ، همان برادریی که نتیجه تمسک به ریسمان محکم الهیست .
وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً
در آن صورت دیگر نه حزبی جز حزب خدا وجود خواهد داشت
و نه رنگی جز رنگ خدا .
مگر چه رنگی بهتر است از رنگ خدا که شما باید از وجود طرح و رنگ ها مختلف احساس وجد کنید ؟
صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ - البقرة : 138
اثبات مفهوم آیه إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة یعنی اثبات پرچمی به رنگ خدا و به نام خدا و این یعنی حزب خدا .
در آن صورت است که غلبه با شما خواهد بود چرا که إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ .
وطرح تحزّب گرایی در تنافی وتضاد با وحدت شان مومنین در برادری و در تنافی و تعارض با طرح پرچم یکرنگ خدایی و در نهایت در تنافی و تعارض با تشکّل حزب خدا و غلبه بر مستکبران خواهد بود .
اثبات إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة یک مفهوم زیبای دیگری را نیز برای ما به تصویر میکشد :
ایمان را در مقابل شرک قرار میدهد و بیان میکند که بر قراری هر شانی جز برادری بین مسلمین نه تنها خروج از ملاک إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ میباشد بلکه به منزله شرک به خداوند علی اعلاء نیز خواهد بود .
لا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكينَ
مِنَ الَّذينَ فَرَّقُوا دينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ
رنگ آبی ،رنگ زرد ، رنگ سبز ، من ، تو ، این یعنی این که شادی من با شادی تو در تضاد است .
منافع من با منافع تو در تضاد است واین یعنی آغاز کینه و دشمنی یعنی آغاز تفرقه ونفاق .
چرا که دیگر من و تو نتنها فقط برادر نیستیم بلکه دیگر اصلا برادر نیستیم .
من اصول گرا تو اصلاح طلب ، من اخباری تو اصولی، من شیعه تو سنی و انگار نه انگار که ما همه مسلمانیم و إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة .
و انگار نه انگار که وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد، و پراكنده نشويد! و نعمت خدا را بر خود، به ياد آوريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد، ولى او ميان دلهاى شما، الفت ايجاد كرد، و به بركتِ نعمتِ او، برادر شديد! و شما بر لبِ حفرهاى از آتش بوديد، خدا شما را از آن نجات داد اين چنين، خداوند آيات خود را براى شما آشكار مىسازد شايد پذيراى هدايت شويد. آلعمران : 103
و انگار نه انگار که فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ .
والبته بازگشت به خدا یعنی دست برداشتن از هر چیزی که من و تو در کنار خدا و رسولش به آن ایمان پیدا کرده ایم .
یعنی کافر شدن به غیر خدا و رسولش ، یعنی دوری از شرک و یعنی اتحاد .
یعنی عزت ، یعنی اقتدار .
والبته خداوند وعده اش را یک بار برای شما محقق نموده
همان زمانی که به ندای خمینی کبیر
همه یک پارچه و برادروار
دست در دست هم دادید
و به نعمت برادریی که خدا به شما ارزانی داشته بود
بر دشمنان غلبه کردید .
وَ لَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذا فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَ عَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما أَراكُمْ ما تُحِبُّونَ
ولی چه حیف که به همین زودی حزب حزب شدید و بر این کار پافشاری کردید و آنرا رنگ و رونق بخشیدید و تایید کردید .
این آستانه شکست شماست .
وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرينَ
و نزاع نكنيد، تا سست نشويد، و قدرت (و شوكت) شما از ميان نرود! و صبر و استقامت كنيد كه خداوند با استقامت كنندگان است!
نزدیک است تحقق فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ مگر اینکه به مفهوم دیگری از آیه إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة توجه پیدا کنید و تنازع و درگیری را با بازگشت به خدا و رسولش تمام کنید .
واین تنها راه درمان است اگر چه پیشگیری از این درد همانطور که بیان شد پافشاری بر إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة بوده و میباشد .
در پایان از خدا میخواهم همه مارا به راه راست هدایت کند و همه مارا متوجه این نکته نماید که حزب گرایی با برادری قابل جمع نیست .
والسلام علینا و علی عباد الله الصالحین
جمعه 29/خرداد /1388
الفتح : 29 مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ.
محمد رسول خداست و کسانی که با اویند در برابر کفار شدید و در بین خودشان رحیم و مهربانند
المائدة : 54 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! هر كس از شما، از آيين خود بازگردد، پس بداند كه خداوند جمعيّتى را خواهد آورد كه آنها را دوست دارد و آنان (نيز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر كافران سرسخت و نيرومندند آنها در راه خدا جهاد مىكنند، و از سرزنش هيچ ملامتگرى هراسى ندارند. اين، فضل خداست كه به هر كس بخواهد (و شايسته ببيند) مىدهد و (فضل) خدا وسيع، و خداوند داناست.
التوبة : 40 إِلاَّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذينَ كَفَرُوا ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذينَ كَفَرُوا السُّفْلى وَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا وَ اللَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ
اگر پیامبر را يارى نكنيد، خداوند او را يارى كرده آن هنگام كه كافران او را (از مكّه) بيرون كردند، در حالى كه دوّمين نفر بود (و يك نفر بيشتر همراه نداشت) در آن هنگام كه آن دو در غار بودند، و او به همراه خود مىگفت: «غم مخور، خدا با ماست!» در اين موقع، خداوند سكينه (و آرامش) خود را بر او فرستاد و با لشكرهايى كه مشاهده نمىكرديد، او را تقويت نمود و کلمه كافران را پايين قرار داد، وکلمه خدا ، بالا (و پيروز) است و خداوند عزيز و حكيم است!
الأنفال : 63 وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ
و دلهاى آنها را با هم، الفت داد! اگر تمام آنچه را روى زمين است صرف مىكردى كه ميان دلهاى آنان الفت دهى، نمىتوانستى! ولى خداوند در ميان آنها الفت ايجاد كرد! او توانا و حكيم است! (63)
آلعمران : 103 وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
و همگى به ريسمان خدا، چنگ زنيد، و پراكنده نشويد! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به ياد آوريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد، و او ميان دلهاى شما، الفت ايجاد كرد، و به بركتِ نعمتِ او، برادر شديد! و شما بر لبِ حفرهاى از آتش بوديد، خدا شما را از آن نجات داد اين چنين، خداوند آيات خود را براى شما آشكار مىسازد شايد پذيراى هدايت شويد.
المائدة : 56 وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ
و كسانى كه ولايت خدا و پيامبر او و افراد باايمان را بپذيرند، پيروزند (زيرا) حزب و جمعيّت خدا پيروز است. (56)
الحجرات : 13 يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ
اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيرهها و قبيلهها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامىترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست خداوند دانا و آگاه است! (13)
الروم : 31 مُنيبينَ إِلَيْهِ وَ اتَّقُوهُ وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكينَ
الروم : 32 مِنَ الَّذينَ فَرَّقُوا دينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ
اين بايد در حالى باشد كه شما بسوى او بازگشت مىكنيد و از (مخالفت فرمان) او بپرهيزيد، نماز را برپا داريد و از مشركان نباشيد ... (31)
از كسانى كه دين خود را پراكنده ساختند و به دستهها و گروهها تقسيم شدند! و (عجب اينكه) هر گروهى به آنچه نزد آنهاست (دلبسته و) خوشحالند! (32)
آلعمران : 152 وَ لَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذا فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَ عَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما أَراكُمْ ما تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُريدُ الدُّنْيا وَ مِنْكُمْ مَنْ يُريدُ الْآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَ لَقَدْ عَفا عَنْكُمْ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ
خداوند، وعده خود را به شما، تحقق بخشيد در آن هنگام (كه در آغاز جنگ،) دشمنان را به فرمان او، به قتل مىرسانديد (و اين پيروزى ادامه داشت) تا اينكه سست شديد و در كار خود به نزاع پرداختيد و بعد از آن كه آنچه را دوست مىداشتيد به شما نشان داد، نافرمانى كرديد. بعضى از شما، خواهان دنيا بودند و بعضى خواهان آخرت. سپس خداوند شما را از آنان منصرف ساخت (و پيروزى شما به شكست انجاميد) تا شما را آزمايش كند. و او شما را بخشيد و خداوند نسبت به مؤمنان، فضل و بخشش دارد. (152)
النساء : 59 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [اوصياى پيامبر] را! و هر گاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آنها داورى بطلبيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين (كار) براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است. (59)
الأنعام : 133 وَ رَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِكُمْ ما يَشاءُ كَما أَنْشَأَكُمْ مِنْ ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرينَ
پروردگارت بىنياز و مهربان است اگر بخواهد، همه شما را مىبرد سپس هر كس را بخواهد جانشين شما مىسازد همان طور كه شما را از نسل اقوام ديگرى به وجود آورد.
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/03/29 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلاً
در ميان مؤمنان مردانى هستند كه بر سر عهدى كه با خدا بستند صادقانه ايستادهاند
بعضى پيمان خود را به آخر بردند (و در راه او به شهادت رسيده اند )،
و بعضى ديگر در انتظارند و هرگز تغيير و تبديلى در عهد و پيمان خود ندادند.
الأحزاب : 23
ما از تو فقط بیان حقایق را میخواهیم
آنگاه خواهی دید
عاشورایی دیگر به وقوع پیوسته
با این تفاوت که این بار
اجازه نخواهیم داد دشمن حتی نگاهش را متوجه فرزندان رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) بکند .
تو امام باش
تو حق را بگو
تا به این ها اثبات کنیم:
گریه بر حسین بن علی علیهما السلام
مقدمه مردانه مردن و آزادانه زیستن است .
امام حسین علیه السلام فرمودند :
به جان خودم سوگند امام و رهبر نیست مگر کسی که
حکومت کننده به کتاب خدا باشد
قیام کننده برای اجرای عدالت باشد
متدین به دین خدا که حق است باشد
و نفس خود را بر ذات خدا حبس کرده باشد
بحارالأنوار 44 334 قال الحسین علیه السلام
فَلَعَمْرِي مَا الْإِمَامُ إِلَّا الْحَاكِمُ بِالْكِتَابِ الْقَائِمُ بِالْقِسْطِ الدَّائِنُ بِدِينِ الْحَقِّ الْحَابِسُ نَفْسَهُ عَلَى ذَلِكَ لِلَّهِ وَ السَّلَامُ (الإرشاد 2 39 فصل فمن مختصر الأخبار التي جاءت بسب
نفسه على ذات الله و السلام )
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/03/29 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
محاربین و آشوبگران باید اعدام شوند ( قابل توجه مراجع عظام )
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/03/26 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
المائدة : 33
إِنَّما جَزاءُ الَّذينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ
كيفر آنها كه با خدا و پيامبرش به جنگ برمىخيزند،
و اقدام به فساد در روى زمين مىكنند، (و با تهديد اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله مىبرند،) فقط اين است كه
اعدام شوند
يا به دار آويخته گردند
يا (چهار انگشت از) دست (راست) و پاى (چپ) آنها، بعكس يكديگر، بريده شود
و يا از سرزمين خود تبعيد گردند.
اين رسوايى آنها در دنياست و در آخرت، مجازات عظيمى دارند. (33)
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/03/26 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لک و الشکر لک مادامت النعماء لک
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
برای برقراری عدالت نیازی به ایجاد تساوی نیست بلکه بازخواست به میزان توانایی عین عدالت است :
( البقرة : 286 لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها و چهار آیه دیگر)
وجناب آقای صانعی همه امروزه میدانند که یک دوم برابر دو چهارم است الا شما :
در تناسب بندی لازم نیست اعداد با هم برابر باشند ممکن است دو نسبت با اعداد مختلف با هم برابر باشند .
یک شمش طلا برابر با یازده کیلو نقره است یک سوال ارزش یازده کیلو نقره بیشتر است یا یک شمش طلا؟
یک زن وقتی به آنچه خداوند از او خواسته خوب عمل کند میشود یک شمش طلا ویک مرد هم اگر به وظیفه اش خوب عمل کند میشود یازده کیلو نقره !
آیا اینکه زن و مرد شبیه هم نیستند و وزنشان مساوی نیست وخواصشان یکسان نیست تکلیفشان مساوی نیست در حقشان ظلم شده ؟
یک شمش طلا مهمتر است یا یازده کیلو نقره ؟!
هر دوباهم در قیمت و ارزش برابرند با اینکه شبیه هم نیستند و با هم تفاوت و اختلاف دارند
آری در اسلام روح برابری بین زن و مرد حاکم است .
کتاب نقد وبررسی احکام مربوط به زنان از دیدگاه آقای صانعی صفحه 90
معرفی کتاب (نقد و بررسی احکام مربوط به زنان از دیدگاه آقای صانعی) نوشته آقای علیرضا مودب
این کتاب از دو بخش مهم تشکیل شده است .
قسمت اول مقدمه استاد و فقیه اهل بیت علیهم السلام علی اکبر دوست علی میباشد که ایشان با دقت به طرح یک درد بزرگ یعنی مصلحت اندیشی به ظاهر عقلی و فردی پرداخته اند و به زیبایی جایگاه عقل را در دین مشخص کرده و از سکوت عالم در برابر بدعت ها شکایت کرده اند
در قسمت دوم به نقد و بررسی نظریات اقای صانعی پرداخته شده و با زبان همه فهم و به دور از استدلال های عمیق حوزوی و تخصصی . مخالف بودن این نظریات را با صریح قرآن به نمایش گذاشته شده است .
امید است با دقت این کتاب را مطالعه فرمایید چرا که به حقیقت این کتاب در تبیین جایگاه زن بینظیر بوده و تمام تلاش خود را کرده تا بفهماند هر حکمی غیر حکم خدا نه تنها به نفع زن نیست بلکه یک ظلم می باشد .هم در حق زن وهم در حق مرد والبته ظلم در حق خود گوینده چرا که از حدود خدا تعدی کرده است .
قسمتهایی از کتاب با اجازه از مولف در وبلاگ منتشر خواهد شد
پستهای مربوط:
مقدمه کتاب نقد و بررسی احکام مربوط به زنان
معنای قانون تساوی از دیدآقای صانعی
خدایا چرا مردان را بر زنان برتری دادی؟
چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟
تفاوت دیدگاه اقای صانعی با قرآن درمسئله شهادت زنان
نکته :
قصد ما عدول از روایت امیر مومنین علی علیه السلام که میفرمایند :
بنگر که چه میگوید نه آنکه چه کسی میگوید .
چه کنیم که عوام همیشه پیش از این که به اصل و محتوای کلام توجه داشته باشند به گوینده آن توجه دارند
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/03/24 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
بنده : ای خدا ،
تو چه جور خدایی هستی که مردان را بر زنان برتری دادی؟
خدا : بنده ام ، چرا زود قضاوت میکنی؟
من کی مردان را بر زنان برتری دادم؟
بنده : خودت گفتی مردان سرپرست زنانند چون بر آنها برتری دارند .
خدا : اما من بار ها گفته ام که ملاک برتری نزد من ، تقواست .
وتقوا یعنی انجام واجبات و ترک محرمات .
تقوا یعنی عمل به تکلیف .
بنده : پس چرا گفتی مردان ، بر زنان برتری دارند؟
خدا : منظورم در ناحیه خلقت و میزان قدرت و توان فردی بوده نه در کرامت انسانی.
وبرتری در قدرت فقط تکلیف فرد را زیاد میکند .
من که گفته بودم از هر کسی همان قدر که در توان اوست تکلیف میخواهم .
توان مرد بیشتر است ؛ تکلیفش هم بیشتر خواهد بود .
توان زن کمتر است ؛ تکلیفش هم کمتر خواهد بود .
توان و قدرت زیاد ، فقط تکلیف را زیاد میکند .
برتری در توانایی ، ربطی به زیاد شدن کرامت و ارزش بشری ندارد .
ارزش و کرامت انسان به زیادی تکلیف او نیست .
بلکه ارزش او بسته به میزان عمل به تکلیفی است که به مقتضای تواناییش از اوخواسته ام .
تکلیفش هر چه هست و هر میزانی هست مهم این است که چقدر به تکلیفش عمل میکند .
آری بنده من
من حکیمم .
حکیم به کسی ظلم نمیکند .
مگر نشنیدی رسولم میگفت که یک زن صالح بهتر از هزار مرد نا صالح است ؟( ارشادالقلوب۱ 175)
زنی که به تکلیفش خوب عمل میکند هر چند تکلیفش از تکلیف مردان کمتر است ؛
چون توانایی جسمیش کمتر است ؛
چنین زنی از هزاران مردی که به تکلیفشان عمل نمیکنند ،
هر چند تکلیفشان بیشتر است ،
چون توانشان بیشتر است ،
چنین زنی از چنین مردانی بهتر است .
نزد خدا گرامی تر است .
کرامتش بیشتر است و برتر است .
بنده : خدایا یک بار دیگر مرا ببخش .
النساء : 34 الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ وَ اللاَّتي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبيلاً إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كَبيراً
مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتريهايى كه خداوند براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهايى كه از اموالشان (در مورد زنان) مىكنند. و زنان صالح، زنانى هستند كه متواضعند، و در غياب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى كه خدا براى آنان قرار داده، حفظ مىكنند. و (امّا) آن دسته از زنان را كه از سركشى و مخالفتشان بيم داريد، آنها را پند و اندرز دهيد! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دورى کنید ! و (اگر هيچ راهى جز شدت عمل، براى وادار كردن آنها به انجام وظايفشان نبود،) آنها را تنبيه كنيد! و اگر از شما پيروى كردند، به آنها ستم نکنید ! (بدانيد) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است.
البقرة : 286 لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ ...
خداوند هيچ كس را، مگر به اندازه تواناييش، تكليف نمىكند.
(انسان،) هر كار (نيكى) را انجام دهد، براى خود انجام داده و هر كار (بدى) كند، به زيان خود كرده است...
الطلاق : 7 لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ ما آتاها سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً
خداوند هيچ كس را جز به مقدار توانايى كه به او داده تكليف نمىكند خداوند بزودى بعد از سختيها آسانى قرار مىدهد!
الحجرات : 13 يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ
اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را در تيرهها و قبيلهها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامىترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست خداوند دانا و آگاه است!
حتما این پست رو بخونید
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/03/22 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
هرکسی رنگی داره رنگ شما چیه ؟
یکی سبز یکی زرد یکی آبی ویکی هم رنگانگ
واما رنگ ما :
البقرة : 138 صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ
رنگ خدايى و چه رنگى از رنگ خدايى بهتر است؟! و ما تنها او را عبادت مىكنيم.
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/03/21 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
سلام
ای کاش با کفار نیز دست دوستی نمیداد و در برابر آنها شدید برخورد میکرد و با آنها عکس نمیگرفت البته او یک مقلد است مقلد کسی که میگوید ائدئولوزی ما حکم میکند نسبت به هیچ کس نباید کینه داشته باشیم در حالی که قرآن میگوید باید با کفار دشمنی کرد
همان طور که با احزاب درون کشور که مخالف شما هستند دوستی نمیکنید بلکه باید با کفار دوستی نکنید
الفتح : 29 مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ
محمّد (ص) فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند
التوبة : 123 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَ لْيَجِدُوا فيكُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقينَ
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! با كافرانى كه به شما نزديكند، پيكار كنيد!
آنها بايد در شما شدّت و خشونت (و قدرت) را احساس كنند و بدانيد خداوند با پرهيزگاران است! (123)
در عین حال او فردی قرآنی تر به نظر میرسد
وبه او میگوییم
از تهدید بچه غول های درون کشور باکی نداشته باش
با تمام توان حق را در کشور آشکار کن
از مصلحت سنجی در احکام خدا پرهیز کن
مصلحت اندیشی در برابر احکام خدا -
و به طور محض نسبت به احکام خدا بندگی کن
در این صورت با تمام توان حمایتت خواهیم کرد
الحج : 40 الَّذينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثيراً وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزيزٌ
همانها كه از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اينكه مىگفتند: «پروردگار ما، خداى يكتاست!» و اگر خداوند بعضى از مردم را بوسيله بعضى ديگر دفع نكند، ديرها و صومعهها، و معابد يهود و نصارا، و مساجدى كه نام خدا در آن بسيار برده مىشود، ويران مىگردد! و خداوند كسانى را كه يارى او كنند (و از آيينش دفاع نمايند) يارى مىكند خداوند قوى و شكست ناپذير است. (40)
الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ
همان كسانى كه هر گاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم، نماز را برپا مىدارند، و زكات مىدهند، و امر به معروف و نهى از منكر مىكنند، و پايان همه كارها از آن خداست! (41)
المائدة : 54 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ في سَبيلِ اللَّهِ
وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! هر كس از شما، از آيين خود بازگردد، (به خدا زيانى نمىرساند خداوند جمعيّتى را مىآورد كه آنها را دوست دارد و آنان (نيز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر كافران سرسخت و نيرومندند آنها در راه خدا جهاد مىكنند،
و از سرزنش هيچ ملامتگرى هراسى ندارند.
اين، فضل خداست كه به هر كس بخواهد (و شايسته ببيند) مىدهد و (فضل) خدا وسيع، و خداوند داناست. (54)
الأحزاب : 39 الَّذينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ وَ كَفى بِاللَّهِ حَسيباً
كسانى كه تبليغ رسالتهاى الهى مىكنند و (تنها) از او مى ترسند، و از هيچ كس جز خدا بيم ندارند و همين بس كه خداوند حسابگر (و پاداشدهنده اعمال آنها) است! (39)
محمد : 7 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اگر (آيين) خدا را يارى كنيد، شما را يارى مىكند و گامهايتان را استوار مىدارد. (7)
البقرة : 249
كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرينَ
«چه بسيار گروههاى كوچكى كه به فرمان خدا، بر گروههاى عظيمى پيروز شدند!» و خداوند، با صابران و استقامتكنندگان) است. (249)
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/03/19 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
بحارالأنوار 66 408 باب 38- جوامع المكارم و آفاتها و ما
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع كُنْ فِي الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ
امیر مومنین علی علیه السلام فرمودند:
در فتنه ها مانند بچه شتری باش که نه پشتی دارد که سواری بدهد ونه شیری دارد که دوشیده شود
امام صادق علیه السلام میفرمایند:
نبی اکرم صلی الله علیه و آله به امیر مومنین علی علیه السلام فرمودند:
زمانی خواهد آمد که از قرآن فقط شکل شمائل ظاهری و خطوط آن باقی خواهد ماندو از اسلام فقط نام .مردم آن زمان بسیار از حقیقت اسلام دورند .مساجد آنها زیبا و شلوغ است اما خالی از هر گونه هدایت . فقهاء آنها بد ترین فقهایی هستند که تا بحال آسمان بر آنها سایه افکنده. فتنه از آنها بر میخیزد و به آنها نیز بر میگردد. الكافي 8 307
تنها نتیجه ای که از بحث آقای احمدی نژاد با مهندس میر حسین موسوی میتواند گرفت :
نامشروع بودن نظامیست که هر کسی را برای وکالت رهبری در امور اجرایی دارای صلاحیت و مشروعیت میداند
نامشروع بودن شورای نگهبانی است که هر کسی را برای وکالت رهبری در امور اجرایی دارای صلاحیت و شرعیت میداند
نامشروع بودن رهبریست که چنین شورای نگهبانی را برای نظارت و انتخاب وکیل تعیین میکند و به آنها شرعیت میدهد
وقت را در بررسی مشکلات مقلدین این بزرگان به ظاهر بزرگ سپری نکنید
عیب کار در کسانیست که در برابر احکام خدا مصلحت سنجی میکنند
حکم خدا را تعطیل میکنند به این بهانه که حفظ نظام از آن واجب تر است
گویا فراموش کرده اند حکومت میکنند تا حکم خدا را اجرا کنند
به شهادت امام حسین علیه السلام چنین حکومتی که هدفش حفظ خودش باشد نه قیام برای اجرای احکام خدا
چنین حکومتی نامشروع است .
بحارالأنوار 44 334 باب 37- ما جرى عليه بعد بيعة الناس
قال الحسین علیه السلام
فَلَعَمْرِي مَا الْإِمَامُ إِلَّا الْحَاكِمُ بِالْكِتَابِ الْقَائِمُ بِالْقِسْطِ الدَّائِنُ بِدِينِ الْحَقِّ الْحَابِسُ نَفْسَهُ عَلَى ذَلِكَ لِلَّهِ وَ السَّلَامُ (الإرشاد 2 39 فصل فمن مختصر الأخبار التي جاءت بسب
نفسه على ذات الله و السلام )
امام حسین علیه السلام فرمودند :
به جان خودم سوگند امام و رهبر نیست مگر کسی که
حکومت کننده به کتاب خدا باشد
قیام کننده برای اجرای عدالت باشد
متدین به دین خدا که حق است باشد
و نفس خود را بر ذات خدا حبس کرده باشد
الكهف : 29 وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمينَ ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها وَ إِنْ يَسْتَغيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرابُ وَ ساءَتْ مُرْتَفَقاً
بگو: «اين (قرآن ) حقّ است از سوى پروردگارتان!
هر كس مىخواهد ايمان بياورد (و اين حقيقت را پذيرا شود)، و هر كس ميخواهد كافر گردد!» ما براى ستمگران آتشى آماده كرديم كه سراپردهاش آنان را از هر سو احاطه كرده است! و اگر تقاضاى آب كنند، آبى براى آنان مياورند كه همچون فلز گداخته صورتها را بريان مىكند! چه بد نوشيدنى، و چه بد محل اجتماعى است! (29)
يونس : 32 فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ
آن است خداوند، پروردگار حقّ شما
پس بعد از حق، چه چيزى وجود دارد جز گمراهی؟
پس چرا روى گردان مىشويد؟! (32)
پستهای مروبط:
فقیه موضوعیتی در دین ندارد و نباید داشته باشد
مصلحت اندیشی در برابر احکام خدا
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/03/14 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
شهادت مظلومانه دختر نبی گرامی اسلام ( فاطمه زهرا ) سلام الله علیهما را به پیشگاه معصومین علیهم السلام تسلیت عرض میکنیم
سوالی که امشب باید از همه کسانی که ادعای مسلمان بودن دارند پرسیده شود این سوال است
که:
چرا قبر فاطمه سلام الله علیها پیدا نیست ؟
اهل تسنن جواب مارا بدهید :
فاطمه از چه چیزی ناراحت بود که وصیت کرد مرا شبانه غسل دهید و کفن کنید و شبانه دفن کنید ؟
رمز پنهان بودن قبر فاطمه چیست ؟
( پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند رضایت فاطمه رضایت من و نا خشنودی او خشم من و خشم من خشم خداست )
آیا پنهان بودن قبر فاطمه سلام الله علیها دلیلی محکم بر نارضایتی او از اوضاع بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله نیست ؟
ما حتی از علت شهادت ایشان سوال نمیکنیم
فقط بگویید چرا قبرش پنهان است ؟
به امید روزی که منتقم آل عبا عجل الله تعالی فرجه انتقام مادرش را بگیرد .
در غربت یک شام تنها یک شمع ما را راهبر بود
می سوخت شمع ودرنگاهش یک قطره ازخون جگر بود
میگفت من میسوزم اما پروانه ام صاحب اثر بود
من سوختم تا در بسوزد هم میخ وهم در بی خبر بود
در سینه یک دردم فزون یافت زیرا علی بی همسفر بود
من سوختم خاموش و اکنون پروانه هم بی بال و پر بود
این ماه ماهی بس قشنگ است زیرا علی فکر سفر بود
خاطی چه میگوید خدا یا ای کاش رفتن زود تر بود
رمضان ۱۴۲۹
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/03/06 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
این بحث به کسانی که وجود خدا را قبول ندارند مربوط نمیشود .
ولطفا کسانی که خدا را قبول ندارند در بحث ما دخالت نکنند البته عقل های رشد یافته متوجه این نکته هستند که چون ادعای نبوت با خود یک ادعای دیگر نیز به همراه دارد وآن ادعای وجود داشتن خداییست که شخص مدعی نبوت میخواهد از جانب او برای ما خبر بیاورد بنابرین اگر ادعای نبوت ثابت شود ، وجود خدا نیز ثابت خواهد شد .
در هر حال در این پست ها میتوانید اثبات وجود خدا را مطالعه نموده ، بعد ادامه بحث را پیگیری کنید .
چرا قرآن معجزه است ؟
با کمال تعجب باید پرسید : قرآن چه شاخصه هایی دارد که به آن معجزه گفته میشود ؟
خیلی از انسانهایی که شمه ای از عقل و عقل گرایی به مشامشان رسیده ،وقتی میشنوند کسی ادعا میکند من از جانب خداوند ، خبر آورده ام بر انگیخته میشوند تا تحقیق کنند او چه میگوید وآیا راست میگوید ؟!
از طرفی آنها خبر آوردن از جانب خدا را محال نمیدانند واحتمال چنین اتفاقی را همیشه میدهند .
از طرفی احتمال این را میدهند که او دروغ بگوید .
پس:
نه کلام او را رد میکنند، چون ممکن است حقیقتا او از جانب خدا خبرآورده باشد و احتمال این را میدهند که با رد کلام او حقیقتی عظیم را از دست بدهند .
ونه کلام او را قبول میکنند ، چرا که ممکن است ادعای او یک ادعای دروغین باشد وبا عمل به گفتار او خود را به تکلّف و سختی انداخته باشند و ضرر های زیادی را به خود و دیگران تحمیل کنند .
پس آنها اولین کاری که میکنند این است که از شک و گمان خارج شوند و با اقامه دلیل محکم و ثابت عقلانی ؛ یا صدق و درستی ادعای گوینده را اثبات کنند یا با اقامه دلیل محکم ، بطلان ادعای او را اثبات نمایند .
در هر حال انسان عاقل به شک و گمان خود ترتیب اثر نمیدهد .
من شک دارم و شاید او واقعا نبی خدا باشد ، پس شاید او نبی خدا نباشد .
درست مانند کسی که شک دارد الآن روز است ، چنین کسی قطعا شک خواهد داشت که شاید آلان شب باشد .
پس من همان طور که نمیتوانم ادعای او را بپذیرم ، همان طور نخواهم توانست ادعای او را رد کنم .
این همان معنای ترتیب اثر ندادن به شکیات و گمان هاست .
چرا که رد ادعای او بدون دلیل ، عمل کردن به ظنیات است ، همان طور که قبول ادعای او بدون دلیل ، عمل به ظنیات خواهد بود .
پس باید کسی که ادعای نبوت میکند یک دلیل محکم بر صحت ادعای خود اقامه کند والا ادعای اشخاص به درد ما نمیخورد .
اگر دلیلی محکم برای اثبات ادعای خودش نداشته باشد سخنان او برای ما هیچ اهمیتی نخواهد داشت .
اما چون این امکان وجود دارد که او دلیل محکمی برای ادعای خود داشته باشد ، هر انسان عاقلی به این امکان و احتمال نیز ترتیب اثر نمیدهد بلکه در مقام تحقیق بر خواهد آمد تا اثبات کند که آیا دلیلی قطعی وجود دارد یا نه .
اکنون سوال اساسی این است که :
دلیل محمد برای ادعای نبوتش چه بوده و چیست ؟
محمد نیز مانند سایر انبیاء .
همانگونه که ما از انبیاء الهی توقع داریم کاری را انجام دهند که انجام آن در توان بشر نیست ، همان گونه توقع داریم محمد نیز چنین کاری را انجام دهد .
و اگر هیچ کسی نتواند کاری را انجام دهد که از توان بشر خارج است بلکه همه آنهایی که ادعای نبوت دارند کارهایی را انجام می دهند که انسان ها هم میتوانند مثل آن کار را بکنند ، پس بین آنها و سایر انسانها تفاوتی وجود نخواهد داشت ودیگر ادعای آنها برای ما قابل قبول نخواهد بود .
ما از نبوت سایر انبیاء الهی خبری در دست نداریم ( البته با توجه به این که در مقام اثبات قرآن هستیم وهنوز قرآن ثابت نشده است ) چرا که تنها دلیل معتبر ، قرآن خواهد بود .
واین یعنی یک تفاوت عمده بین معجزه محمد ومعجزه سایر انبیاء الهی .
به بیانی واضح تر معجزه محمد در نبودش نیز یک معجزه خواهد بود به خلاف معجزه سایر انبیاء.
علت این نکته را باید در ختم وحی جست و جو کرد . تفصیلا به یاری خدا این مطلب بیان خواهد شد.
اما هنوز ما به پاسخ سوالمان نرسیده ایم :
محمد چه کاری را کرده که انجام آن در توان انسانها نیست ؟
وآن چه کاری است که چون او چنین کاری را کرده در حالی که خود او یک انسان است پس ما باید بفهمیم واقعا دستش در دست یک موجود بینیاز است ؟
محمد ادعا میکند من پیامبر خدا هستم .
وبرای اثبات ادعای خود ، قرآن را به عنوان معجزه به ما معرفی میکند .
حال باید بررسی کنیم و ببینیم که قرآن چه شاخصه هایی دارد که انجام آن شاخصه ها از توان بشریت خارج میباشد ؟
در دو بخش عمده میتوان جواب را پیدا کرد :
1) الفاظ آن به گونه ای چینش شده که بیان کردن مانند آن الفاظ در توان انسان نیست .
2) معنایی که در قرآن توسط الفاظ بیان شده معنایی است که بیان آن در توان انسان نیست .
اعجاز معنوی قرآن در بخشهای گوناگونی ، معنا پیدا میکند که من به سه بخش آن اشاره میکنم :
1) خبر های علمی قرآن : که با توجه به کشفیات بشر بر اثر تلاش های زیاد ، قواعد علمی ای به ثبت میرسد که قرآن هزار وچهار صد سال قبل و بدون این امکانات به آن اشاره کرده است .این بخش اعجاز قرآن ذهن بسیاری از دانشمندان را مجذوب خود کرده و آنها را متوجه خالقی میکند که برای رسیدن به این اطلاعات نیازمند ابزار های محدود بشری نیست که البته همین ابزارهای محدود هم در زمان نزول قرآن وجود نداشته بنا برین میتوان به قرآن گفت : کاری که در توان بشر نیست .
2) خبر هایی که قرآن بارها و بارها از آینده بیان میکند و آنها بدون هیچ تخلفی به وقوع میپیوندد.
3) یک پارچگی و عدم اختلاف و تعارض در تمام متن ششصد صفحه ای قرآن .که با توجه که محدودیت نوشتار انسان ولو در حد یک صفحه و اشکالات فراوانی که به همان نوشته محدود یک صفحه ای وارد میشود ، دلیلی بس قاطع برای کسانیست که ذهنی فعال و منتقد دارند ، آنگاه که جواب انتقادهایشان را بدون تعارض از متن شریف قرآن میشنوند .
البته نباید غافل بود همانطور که اشاره شد، استحکام اعجازی قرآن ، نتنها دلیلی محکم بر صدق ادعای نبوت محمد است بلکه به معنایی دقیق تر ، دلیلی محکم بر اثبات وجود خداست .
حال در متن زیر برای هر کدام از موارد بالا نمونه هایی را بیان میکنیم :
1) اعجاز لفظی قرآن:
آیات زیادی در قرآن وجود دارد که از همه انسانها دعوت به مبارزه کرده است .
در طول تاریخ اسلام ، افراد زیادی از گروه های مختلفی همچون یهودی ها که به شهادت تاریخ و حتی خود قرآن از دشمن ترین دشمنان اسلام می باشند ، سعی و تلاش فراوان کرده اند که این مبارزه طلبی قرآن را پاسخ داده و اثبات کنند که بیان الفاظ قرآن بشری بوده و در توان همه انسانها که یکی از آنها خود ما هستیم و دیگری محمد ، میباشد .
واگر قرآن و الفاظ آن در توان انسانها است باید محمد ، کار دیگری رابرای اثبات ادعای خود ، بکند که در توان بشریت نباشد .
اما هنوز هم نتوانسته اند به مبارزه طلبی قرآن پاسخ دهند و مانند و مثالی برای قرآن بیاورند وادعای قرآن را نقش بر آب کنند .
من خارج از گود از تمام کسانی که استعداد های شکوفا دارند تمنا میکنم اگر میتوانند مانند قرآن بیاورند و این همه ادعاهای بیخود نکنند وسر فلک را در حلقوم حماقتشان فرو نبرند . بلکه قبل از هر گونه داد و فریاد متنی را آماده کنند که یارای مقابله با قرآن را داشته باشد .
البته محتوای متن برای ما مهم نیست بلکه چون ادعا شده چینش الفاظ نیز در توان بشر نیست فقط الفاظی بیاورند مانند الفاظ قرآن .
برای این کارشان حتی از خود محمد هم میتوانستند کمک بگیرند .
آنهایی که محتوای قرآن را خدایی میدانند ، قطعا محتوای آیه سیزده سوره هود را نیز،خدایی خواهند دانست .
این محتوای خدایی بیان میکند که حتی چینش الفاظ در توان محمد نیست از این روست که ضمن مبارزه طلبی برای آوردن الفاظی مانند الفاظ قرآن ، حتی قرآنی که به ادعای دشمنان محتوایی دروغین دارد ، از آنها میخواهد که از تمام توان بشریت استفاده کنند حتی از خود محمد نیز کمک بگیرند :
آیه را ببینید -- ( آیات تحدی و مبارزه طلبی را در پست بعدی مطالعه کنید ) --
هود : 13 أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ
آنها مى گویند: «محمد به دروغ این (قرآن) را (به خدا) نسبت داده (واین قرآن ساختگى است)
به آنها بگو:
اگر راست مى گویید، شما هم ده سوره ساختگى همانند این قرآن بیاورید
و تمام کسانى را که مى توانید به غیر از خدا برای انجام این کار دعوت کنید!» ( حتی خود محمد )
2) اعجاز علمی قرآن :
1) کاهش اکسیژن در ارتفاعات
قرآن بیان میکند که هر چه بر ارتفاع زمین افزوده می شود اکسیژن موجود در جو کاهش پیدا میکند .این حقیقت را قرآن هزار و چهار صد سال پیش بیان میکند در حالی که رابطه کاهش اکسیژن در اثر افزایش ارتفاع، در صد سال گذشته کشف شده است .
الأنعام : 125 فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ
آن كس را كه خدا بخواهد هدايت كند، سينهاش را براى اسلام، گشاده مى سازد
و آن كس را كه بخواهد گمراه سازد، سينهاش را تنگ مىكند مانند کسی که به آسمان بالا میرود ،
اين گونه خداوند پليدى را بر افرادى كه ايمان نمىآورند قرار مىدهد!
2) گرد بودن زمین
اما نکته علمی بعدی ؛ قرآن از گرد بودن زمین خبر میدهد :
این آیات را ببنید :
الصافات : 5 رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ رَبُّ الْمَشارِقِ
پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آنهاست، و پروردگار مشرقها!
المعارج : 40 فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُونَ
سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها كه ما قادريم ... (40)
مشرق یعنی مکان طلوع خورشید و مغرب یعنی مکان غروب خورشید
تنها در صورتی زمین میتواند مشرق ها و مغربهای متعددی داشته باشد که کروی و گرد باشد .
در حالی قرآن این حقیقت را بیان میکند که کشف این حقیقت به کمتر از چهار صد سال گذشته باز میگردد .
3) محافظ سه لایه ای جنین :
قرآن بیان میکند که جنین انسان در سه لایه رشد و تکامل پیدا میکند و چون در این سه لایه نور وجود ندارد از آن تعبیر به ظلمتهای سه گانه میکند :
الزمر : 6 يَخْلُقُكُمْ في بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ في ظُلُماتٍ ثَلاثٍ ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ
او شما را در شكم مادرانتان خلق کرد . آفرينشى بعد از آفرينش ديگر، در ميان تاريكيهاى سه گانه!
اين است خداوند، پروردگار شما كه حكومت (عالم هستى) از آن اوست هيچ معبودى جز او نيست پس چگونه از راه حق منحرف مىشويد؟!
امروزه دانشمندان این سه لایه را بعد از دست رسی به امکانات پیشرفته و مطالعات دقیق کشف کرده اند در حالی که خدای محمد ، این علم را قبلا به محمد یاد داده بود .
نام این سه لایه به این ترتیب است :
پوست شکم مادر ، رحم ، و مشیمه .( یا پرده آمینون ، پرده کورین و کیسه زرد )
( نقل شده از کتاب پژوهشی در اعجاز علمی قرآن نوشته دکتر محمد علی رضایی اصفهانی – صفحه 516 )
برای بررسی ابعاد بیشتر اعجاز علمی قرآن به کتابهایی که در این زمینه نوشته شده واین موارد را جمع آوری کرده مراجعه فرمایید :
4) اخباری که قرآن از آینده میدهد :
5)
برای نمونه به یک مورد اشاره می کنم :
الروم : 2 غُلِبَتِ الرُّومُ
روميان شکست خوردند
الروم : 3 في أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ
(و اين شكست) در سرزمين نزديكى رخ داد امّا آنان پس از (اين) شکست ، بزودى پیروز خواهند شد .
شان نزول:
این آیات به این دلیل نازل شد كه در آن هنگام كه پيامبر صلی الله علیه وآله در مكه بودند، و مؤمنان در اقليت قرار داشتند، جنگى ميان ايرانيان و روميان در گرفت، و در اين نبرد ايرانيان پيروز شدند.
مشركان مكه اين را به فال نيك گرفتند و دليل بر حقانيت شرك خود دانستند! و گفتند: ايرانيان مجوسى هستند و مشرك (دوگانهپرست) اما روميان مسيحيند و اهل كتاب، همانگونه كه" ايرانيان" بر" روميان" پیروز شدند ، پيروزى نهايى نیز از آن شرك است و طومار اسلام به زودى پيچيده خواهد شد و ما پيروز مىشويم.
گرچه اينگونه نتيجهگيريها پايه و مايهاى نداشت اما در آن جو و محيط براى تبليغ در ميان مردم جاهل خالى از تاثير نبود، لذا اين امر بر مسلمانان فشار زیادی را وارد کرد .
آيات فوق نازل شد و قاطعانه گفت: گرچه ايرانيان در اين نبرد پيروز شدند اما چيزى نمىگذرد كه از روميان شكست خواهند خورد و حتى حدود زمان اين پيشگويى را نيز بيان داشت و گفت اين امر فقط در طول چند سال به وقوع مىپيوندد!.
اين پيشگويى قاطع قرآن نشانه اعجاز اين كتاب آسمانى و تکیه آورنده آن به علم بى پايان پروردگاریست عالم به غيب .
4) یک پارچگی متن قرآن
بارها و بارها شده که متنی را تنظیم نموده اید .البته به خاطر اهمیت موضوع بارها آن را چک نموده اید که مبادا در آن خطا و دو گانه گویی یا پارادوکس وجود نداشته باشد .حتی بعد از مطالعه دقیق آن را به متخصص آن رشته نیز نشان داده اید تا خطا های متن را بگیرد .واصطلاحا آنرا ویرایش کند ، اما باز هم احتمال خطا گیری وجود دارد .
تازه متن شما کمتر از یک صفحه نیز بوده است .
گذشته از این
تمام کتاب هایی که انسانها نوشته اند ؛
حتی اگر علامه دهر بوده باشند ، پر از تناقض و دو گانه گویی میباشد .
کتابی را پیدا نخواهید کرد که اول و آخر آن بدون هیچ گونه تناقض باشد، جز قران کریم .
امتحان کنید :
النساء : 82 أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً
آيا درباره قرآن نمىانديشند؟!
اگر از سوى غير خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مىيافتند.
همان طور که اشاره کردم این آیه نتنها اعجاز قرآن را اثبات میکند بلکه به طور ضمنی اصل وجود قدرتی که توان بیان چنین کتابی را فقط او دارد ، نیز اثبات میکند .
اگر قرآن کار غیر خدا بود در آن اختلافات زیادی یافت میشد .
اکنون که در آن هیچ اختلافی وجود ندارد ، این یعنی خدا وجود دارد و قرآن نیز از جانب او برای انسانهایی آمده که اهل اندیشه و تفکر هستند .
قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا يُتْلى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً
الإسراء : 107
به آنها بگو : «چه به قرآن ايمان بياوريد، و چه ايمان نياوريد،
كسانى كه پيش از آن به آنها دانش داده شده است ،
هنگامى كه (اين آيات) بر آنان خوانده مىشود، سجدهكنان به خاك مىافتند .
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
السلام علیک ایها النبی و رحمه الله و برکاته
والسلام علینا و علی عباد الله الصالحین
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/02/30 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
عده ای مسلمان عقل گرا که بخار حماقتشان شفا دهنده هر نوع مرضی میباشد؛ ادعا میکنند قرآن ساخته دست رسول خداست ( صلی الله علیه وآله )
خداوند در قرآن به کسانی که میگفتند ؛ قرآن دروغ و بافته های رسول خداست چنین جواب میدهد :
گیرم محتوای قرآن یک محتوای بیخود و دروغ و بافتنی است ، پس شما هم مانند این دروغ ها و بدون در نظر داشتن محتوا ، ده سوره بیاورید .
برای انجام این کارتان حتی از رسول من محمد نیز کمک بگیرید .
این آیات اشاره به این دارد که حتی بیان ظاهری و انتخاب الفاظ قرآن از توان بشر خارج میباشد ودر این نکته بین محمد صلی الله علیه وآله و سایر انسانها فرقی وجود ندارد .
البته انتخاب الفاظ و چینش ظاهری بدون در نظر گرفتن محتوا مورد مبارزه طلبی قرار گرفته است .
خواه محتوا باطل باشد خواه صحیح؛ چنیش الفاظ در توان بشر نیست .
هود : 13 أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ
آنها مىگویند: «محمد به دروغ این (قرآن) را (به خدا) نسبت داده (واین قرآن ساختگى است)
به آنها بگو:
اگر راست مى گویید، شما هم ده سوره ساختگى همانند این قرآن بیاورید
و تمام کسانى را که مى توانید به غیر از خدا برای انجام این کار دعوت کنید!»
هر کسی غیر خدا ؛ حتی از محمد صلی الله علیه وآله کمک بگیرید
نکته ای که از دید این عقل گراهای بی عقل مخفی مانده ، اعجاز قرآن و مبارزه طلبی قرآن میباشد .
سرّ اعجاز قرآن به عنوان وسیله ای که قرار است کسی را که ادعای نبوت می کند تصدیق کند باید در عجز و ناتوانی انسان از آوردن و انجام آن کار باشد .
به بیانی ساده تر :
چون کسی که ادعای نبوت میکند ، کاری را انجام میدهد که از دست نوع بشر و انسان خارج است در حالی که خود ادعا کننده نیز انسانی مانند سایر انسانها ست ، ما میفهمیم این کار، کار او نیست ؛ بلکه منشاء این کار خداوند تبارک و تعالی بوده که با اجازه او شخص ادعا کننده ای که میگوید من از جانب خدا برای شما خبر آوردم ؛ آن کار را انجام میدهد .
قرآن نیز از این قاعده جدا و خارج نیست .
بلکه چون آوردن مانند قرآن حتی از عهده رسول خدا محمد صلی الله علیه وآله خارج است ؛ ما می فهمیم او نبی خداست .
درست مثل شفا دادن کور و زنده کردن مرده توسط عیسی علیه السلام ؛ که چون چنین کار هایی از توان حتی خود او خارج است ما میفهمیم او از جانب کسی خبر آورده که به اذن او مرده ها زنده میشوند .
به یاری خدا در بحث های آینده به طور دقیق ابعاد اعجاز قران و دلایل بیشتری که خود خدا بر نزول قرآن به طور کامل از جانب خود خبر داده ارائه خواهد شد .
در این آیه خداوند می فرماید : اگر در آنچه ما تمام آن را بر محمد نازل کردیم شک دارید و گمان میکنید خودش آن ها را بافته ؛ پس شما هم که مانند او انسان هستید پس سوره مانند سوره های قرآن بیاورید در این کار نیز از هر کسی غیر خدا کمک بگیرید:
البقرة : 23 وَ إِنْ کُنْتُمْ فی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ
و اگر در باره آنچه بر بنده خود [پیامبر] نازل کردهایم شک و تردید دارید، (دست کم) یک سوره همانند آن بیاورید و گواهان خود را- غیر خدا- براى این کار، فرا خوانید اگر راست مى گویید! (23)
در این آیه :
اگر میگویید این قرآن را خود محمد بافته پس شما هم که مانند او یک انسان هستید و باید بتوانید سوره ای مانند سوره های همان قرآنی که میگیید دروغین است بیاورید و حتی برای این کار از خود محمد نیز کمک بگیرید .
هر گز نخواهید توانست بدون کمک خدا مانند قران بیاورید حتی اگر خود محمد که مورد اتهام شماست و میگویید در آوردن قران نقش داشته کمکتان بکند .
یونس : 38 أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ
آیا آنها مى گویند: «محمد قرآن را بدروغ به خدا نسبت داده است»؟!
بگو: «اگر راست مى گویید، یک سوره همانند آن بیاورید و غیر از خدا، هر کس را مى توانید (به یارى) طلبید!
در این آیه خداوند میگوید :
تمام انس و جن که یکی از آنها خود رسول خداست اگر جمع شوند که مثالی مانند این قرآن بیاورند حتی به اندازه یک آیه ؛ هر گز نخواهند توانست چنین کاری را بکنند .
مثالی مانند قرآن اعم از آیه ، سوره و تمام کتاب قرآن
الإسراء : 88 قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهیراً
بگو: «اگر انسانها و پریان (جن و انس) اتفاق کنند که همانند این قرآن را بیاورند، همانند آن را نخواهند آورد هر چند یکدیگر را (در این کار) کمک کنند. (88)
در این آیه ؛ بخلاف آیات قبل که اشاره به اعجاز ظاهری و ناتوانی بشر حتی از بیان الفاظی مانند قرآن داشت ؛ در این آیه اشاره به محتوای دقیق آن دارد :
خداوند محتوای قرآن را به عنوان یک کتاب هدایت گر در نظر ما جلوه داده و میگوید صرف نظر از اعجاز الفاظ و جمله بندی قرآن اگر میتوانید کتابی را بیاورید که در بعد هدایتگری از قرآن قوی تر باشد . هر گز نمیتوانید .
کتابی مانند قرآن :
القصص : 49 قُلْ فَأْتُوا بِکِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ هُوَ أَهْدى مِنْهُما أَتَّبِعْهُ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ
بگو: «اگر راست مى گویید (که تورات و قرآن از سوى خدا نیست)، کتابى هدایت بخش تر از این دو از نزد خدا بیاورید، تا من از آن پیروى کنم!» (49)
باید به ریش عقل گرا ها خندید ، چرا که گرایش آنها به سمت عقل حاکی از نبودن آنها در وادی عقلانیت است .
جناب سروش، مجتهد شبستری و احمق هایی که هنوز هم معقدند قرآن ساخته دست رسول خداست .
به برکت این نظام و مصلحت سنجی هایش ؛ نفس بکشید
و گردن هاتان را کلفت کنید
که زمانی که شمشیر عدالت دست ما بیوفتد ، ما اهل مصلحت سنجی نخواهیم بود .
پست مربوط:
اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/02/16 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
دو دسته دلیل بر شامل بودن قران بر تمامی موضو عات وجود دارد :
۱) دلیل اعتقادی:
محال است خداوند اراده هدایت بشریت را داشته باشد اما حکم موضوعی که در راستای سعادت او قرار دارد را بیان نکرده باشد . خصوصا که بر مسئله ختم وحی نیز تصریح کرده است و لازمه اتمام وحی و بسته شدن دریچه ارتباطی انسان با خدا دو چیز است :
یک ) کامل بودن آخرین وحی الهی.
دو ) همیشگی بودن و غیر قابل دست برد بودن آن .
چرا که محال است که هم خداوند بخواهد وحی دیگری نفرستد وهم آخرین وحی او از بین برود یا قابلیت از بین رفتن را داشته باشد و در عین حال خداوند اراده هدایت بشریت را نیز داشته باشد بنابراین قرآن غیر قابل تحریف میباشد .
۲) دلیل دوم دلیلی نقلی از متن خود قرآن و روایات میباشد که خداوند شهادت میدهد قرآن شامل تمامی موضوعات میباشد :
۱) - وای محمد- ما قرآن را بر تو نازل کردیم در حالی که قرآن بیان کننده تمامی اشیاء و سبب هدایت و رحمت برای مسلمانان میباشد .
ِ وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمینَ (89)النحل
۲) امروز دینتان را برای شما کامل کردم و نعمتم را بر مشا تمام کردم و برای شما راضی شدم که اسلام دین تان باشد
...أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً ...المائدة : 3
۳) ما از هیچ چیز در این کتاب، فرو گذار نکردیم سپس همگى به سوى پروردگارشان محشور مىگردند.
...ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ الأنعام : 38
۴) وما قرآن را بر تو نازل نکردیم مگر برای این که برای انسانها تمام چیز هایی که در آن اختلاف دارند تبیین شود و قرآن سبب هدایت و رحمت است برای کسانی که به آن ایمان میآورند .
وَ ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فیهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ (64)النحل
امام صادق علیه السلام فرمودند :
هیچ مسئله ای نیست که دو نفر در آن مسئله اختلاف با هم پیدا کنند مگر این که برای آن مسئله اصلی در قرآن خواهد بود .لکن عقل های مردان به آن نمیرسد .
( به همین دلیل اهل بیت علیهم السلام اصل های قرآنی را برای ما تبیین میکنند و اهل سنت که از اهل بیت که مفسرین قرآن هستند دورند در حقیقت از تمامی مفاهیم قرآنی دور میباشند .چرا که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله میفرمایند : دور ترین چیز از ذهن مردان تفسیر قرآن میباشد .
بر همین اساس خدواند در قرآن تفسیر و بیان تاویلات را شان راسخون که همان اهل بیت پیامبر علیهم السلام می باشند معرفی میکند.
امیرمومنین علی علیه السلام میفرمانید :
نحن الراسخون فی العلم --ما راسخون در علمیم .
وما یعلم تاویله الا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ (7) آل عمران
در این روایت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله اهل بیت را کسانی معرفی میکنند که میتوانند تاویلات قران را بیان کنند
الكافي 1 6۰
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا مِنْ أَمْرٍ يَخْتَلِفُ فِيهِ اثْنَانِ إِلَّا وَ لَهُ أَصْلٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَكِنْ لَا تَبْلُغُهُ عُقُولُ الرِّجَالِ
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/02/14 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
عده ای حکم خدا را خالی از مصلحت میدانند .
عده ای که حماقتشان به اوج فلک میرسد؛ حکم خدا را دارای مفسده و ضرر و زیان میدانند و گذشته از این خود را مسلمان عاقل معرفی میکنند و میگوید باید خلاف حکم خدا را عمل کرد چرا که حکم خدا ضرر دارد و عقل میگوید خوب نیست .
الف بای املا نویسی آنها کودکستانیست ، البته اگرفرض بگیریم که احمق نیستند .
خداوند کسانی را که در برابر احکام او تسلیم نباشند کافر میخواند و حتی عنوان کافر حقیقی را به آنها نسبت میدهد . تبعیض در احکام خدا کفر حقیقیست
چنین کسانی که مصلحت اندیشی آنها برپایه آگاهی های محدود شان نسبت به عالم ماده و یافته های محدود حواس پنج گانه میباشد و راهی به عالم اسرار و حقایق ماوراء عالم ماده ندارند ، در برابر احکام کسی مصلحت اندیشی میکنند ، که خود را عالم به همه اسرار آسمان ها و زمین معرفی میکند و میگوید علم من بر همه امور احاطه کامل دارد .
الفرقان : 6 قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ كانَ غَفُوراً رَحيماً
بگو: «كسى قرآن را نازل كرده كه اسرار آسمانها و زمين را مى داند او آمرزنده و مهربان بوده است!
الطلاق : 12 وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً
واينكه خداوند علمش بر همه چيز احاطه دارد! (12)
تازه ما امکان چینش خطا و خطای در صدور حکم را که در آنها موج میزند نادیده گرفته ایم ، همان حکمی که بر اساس اطلاعات ناقص و محدود به ماده می خواهند صادر کنند .
1) چنین کسانی در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله نیز وجود داشته اند و خداوند به رسولش میگوید اگر درمقابل آیات من مصلحت اندیشی کردند ، چیز تازه ای نیست ، بلکه این مسئله در زمان پیامبران قبل از تو نیز اتفاق افتاده است .
حال با هم ادامه ایات را از سوره فاطر پیگیری میکنیم :
وَ إِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ وَ إِلىَ اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ(4)
اگر تو را تكذيب كنند بدان که پيامبران پيش از تو نيز تكذيب شده اند و همه امور بسوى خدا بازمى گردد.
2) کسانی که ایمان آورده اند باید بدانند:
اینکه خداوند میفرماید ، سر انجام امور تکذیب کنندگان به من بر میگردد یک وعده ایست الهی ،که حقیقت پیدا خواهد کرد و گذشت زمان و طول مدت دنیا و قدرت ظاهری تکذیب کنندگان آیات الهی آنها را فریب ندهد .
يَأَيهَُّا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الحَْيَوةُ الدُّنْيَا وَ لَا يَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ(5)
اى مردم! وعده خداوند حقّ است مبادا زندگى دنيا شما را فریب دهد، و مبادا شيطان شما را فريب دهد و مبادا این گمراهی وناامیدی از وعده خدا شما سبب گمراهی شما از خود خداوند شود .
3) شیطان دشمن مومنین است ، با دشمن باید دشمنی کرد . تازه شیطان برای دشمنی با مومنین از دوستانش کمک میگیرید همان کسانی که در برابر احکام خدا مصلحت سنجی میکنند و پیامبر خدا و احکام او را تکذیب میکنند .
إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكمُْ عَدُوٌّ فَاتخَِّذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا يَدْعُواْ حِزْبَهُ لِيَكُونُواْ مِنْ أَصحَْابِ السَّعِيرِ(6)
البتّه شيطان دشمن شماست، پس او را دشمن خود بدانید . او حزبش را دعوت مىكند تا اهل آتش سوزان (جهنّم) باشند!
4) کسانی که آیات خدا را تکذیب میکنند به این وسیله که در برابر آیات خدا مصلحت اندیشی میکنند و آن آیات را دارای مفسده میدانند کافر هستند و باید منتظر عذاب خداوند باشند.
در مقابل مومنین نیز باید بر این مصلحت اندیشی ها صبر کنند و منتظر وعده های خداوند و پاداش کبیر و آمرزش گناهان خودشان باشند .
الَّذِينَ كَفَرُواْ لهَُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لهَُم مَّغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ(7)
كسانى كه راه كفر پيش گرفتند، براى آنان عذابى سخت است و كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند، آمرزش و پاداش بزرگ از آن آنهاست!
5) به یقین کسانی که تسلیم محض احکام خداوند بودند با کسانی که زشتی های اعمالشان برایشان زیبا به نظر میرسید و گمان میکردند چه خوب اندیشه میکنند و چه خوب نظر در مقابل خداوند و احکام او میدهند تفاوت زیادی وجود دارد
6) و شما ای مومنین و ای پیامبر خدا هر گز بر کسانی که زشتی مصلحت اندیشی هایشان در برابر حکم خدا به چشمانشان زیبا می آید غصه و غم و حسرت بر هدایت آنها نخورید .
أَ فَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَءَاهُ حَسَنًا فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاءُ وَ يهَْدِى مَن يَشَاءُ فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيهِْمْ حَسَرَاتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمُ بِمَا
يَصْنَعُونَ(8)
آيا كسى كه عمل بدش براى او آراسته شده و آن را خوب و زيبا مىبيند (همانند كسى است كه واقع را آن چنان كه هست مىيابد وتسلیم احکام خداست )؟!
خداوند هر كس را بخواهد گمراه مى سازد و هر كس را بخواهد هدايت مى كند پس جانت به خاطر شدّت تأسف بر آنان از دست نرود خداوند به آنچه انجام مى دهند داناست!
7) خداوند زمانی را که مصلحت اندیشان جرات نفس کشیدن دارند به زمین خشکی تشبیه میکند که روزی باران بر آن خواهد بارید و آن زمان و زمین را با احکام خودش زنده خواهد کرد .
وَ اللَّهُ الَّذِى أَرْسَلَ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سحََابًا فَسُقْنَاهُ إِلىَ بَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَحْيَيْنَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتهَِا كَذَالِكَ النُّشُورُ(9)
خداوند كسى است كه بادها را فرستاد تا ابرهايى را به حركت درآورند سپس ما اين ابرها را به سوى زمين مردهاى رانديم و به وسيله آن، زمين را پس از مردنش زنده مىكنيم رستاخيز نيز همين گونه است!
8) در پایان خداوند خودش را منشاء حقیقی عزت و سر افرازی معرفی میکند و دوباره تکرار میکند که این عزت پوشالی آنهایی که در برابر حکم خدا مصلحت سنجی کردند از بین خواهد رفت چرا که تمام عزت از آن خداست .
خداوند در این آیه این مصلحت اندیشی آنها را که خالی از هر گونه حقیقت است چرا که خداوند حقیقتا مصلحت ها را آگاه است و هر حکمی که او بدهد دارای مصلحت حقیقیست و احکام مخالف حکم خدا قطعا خالی از هر گونه مصلحت خواهد بود.
بنابر این به مصلحت اندیشی آنها مکر و نیرنگ میگوید .
مَن كاَنَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَللهَِِّ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكلَِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّلِحُ يَرْفَعُهُ وَ الَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيَِّاتِ لهَُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَ مَكْرُ أُوْلَئكَ هُوَ يَبُورُ(10)
كسى كه خواهان عزّت است بدانند که تمام عزّت براى خداست .
سخنان پاكيزه به سوى او صعود مى كند، و عمل صالح را بالا مى برد و آنها كه نقشه هاى بد مى كشند، عذاب سختى براى آنهاست و مكر آنان نابود مى شود.
نفی علم از بشریت همان چیزیست که سبب نزول وحی و قرآن شد :
در این آیات خداوند از انسان و بشریت نفی علم مطلق میکندو میگوید آن کسی که علم دارد فقط خداست . گذشته از این کسانی که ادعا میکنند در کنار خداوند آنها هم میتوانند مستقلا به علم دست پیدا کنند هنوز پی به لزوم تشریع و برنامه دادن خداوند پی نبرده اند
کافیست از آنها بپرسید اگر ما با عقلمان میتوانستیم به سعادت برسیم پس چرا خداوند حرف زد و برنامه صادر کرد ؟
در آینده به یاری خدا این موضوع را کاملا شرح و بسط خواهم داد .
البقرة : 216 كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
جهاد در راه خدا، بر شما واجب شد در حالى كه برايتان ناخوشايند است. چه بسا چيزى را خوش نداشته باشيد، حال آن كه خيرِ شما در آن است. و يا چيزى را دوست داشته باشيد، حال آنكه شرِّ شما در آن است. و فقط خدا مىداند، و شماهیچ نمى دانيد.
البقرة : 232 وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْواجَهُنَّ إِذا تَراضَوْا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ذلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكُمْ أَزْكى لَكُمْ وَ أَطْهَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
و هنگامى كه زنان را طلاق داديد و عدّه خود را به پايان رساندند، مانع آنها نشويد كه با همسران (سابق) خويش، ازدواج كنند! اگر در ميان آنان، به طرز پسنديدهاى تراضى برقرار گردد. اين دستورى است كه تنها افرادى از شما، كه ايمان به خدا و روز قيامت دارند، از آن، پند مى گيرند (و به آن، عمل مى كنند). اين (دستور)، براى رشد (خانواده هاى) شما مؤثرتر، و براى شستن آلودگيها مفيدتر است وفقط خدا مى داند و شما هیچ نمى دانيد.
آل عمران : 66 ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ حاجَجْتُمْ فيا لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ فَلِمَ تُحَاجُّونَ فيما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
شما كسانى هستيد كه درباره آنچه نسبت به آن آگاه بوديد، گفتگو و ستيز كرديد چرا درباره آنچه آگاه نيستيد، گفتگو مى كنيد؟! وفقط خدا مىداند، و شما هیچ نمى دانيد.
النحل : 74 فَلا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثالَ إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
پس، براى خدا امثال قائل نشويد!فقط خدا مى داند، و شما هیچ نمى دانيد.
النور : 19 إِنَّ الَّذينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
كسانى كه دوست دارند زشتيها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد، عذاب دردناكى براى آنان در دنيا و آخرت است وفقط خداوند مى داند و شما هیچ نمى دانيد!
نبود علم مساوی با وجود وهم و گمان و ظن است :
در این آیه خداوند یافته های انسانی را ظن و گمان معرفی میکند و میگوید علم و دلیل فقط چیزی است که از ناحیه خدا نازل شده و هرچیزی که دلیل از جانب خدا بر آن نازل نشود ظن و گمانی بیش نیست و تبعیت از آن سبب گمراهیست .
النجم : 23 إِنْ هِيَ إِلاَّ أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى
اينها فقط نامهايى است كه شما و پدرانتان بر آنها گذاشته ايد (نامهايى بى محتوا و اسمهايى بى مسمّى)،
و هرگز خداوند دليل و حجتى بر آن نازل نكرده ،
آنان فقط از گمانهاى بى اساس و هواى نفس پيروى مى كنند
در حالى كه هدايت از سوى پروردگارشان براى آنها آمده است! (23)
والبته هدایت از جانب خداوند آمده است
المائدة : 15 قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبينٌ
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/02/08 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
ضعف و ناتوانی دشمنان را جری میکند .
کاری میکند که دشمن به خود جرات و شهامت تجاوز را میدهد .
از این گذشته ضعف و ناتوانی امید به نفس و شهامت و جرات و اقتدار دشمن را صد برابر میکند .
منطق اسلام منطق پیشگیریست .
اسلام از هر عاملی که سبب ضعف مسلمانان و جرات بخشی به کفار شود جلو گیری میکند .
علاوه بر این هر لحظه به مسلمانان دستور میدهد باید در زمینه سلاح های جنگی دست برتر وبالا تر را داشته باشند .
و هر کس مسلمانان را از داشتن سلاح جنگی دور کند، خلاف قرآن گام برداشته است
چه آن شخص از بین دشمنان اسلام باشد چه در لباس فقیهان !!!
قرآن میگوید باید دشمن از شما بترسد .
پس هر سلاح جنگیی که سبب ترس دشمن بشود را باید فراهم کنید .
تا مبادا دشمن هوس حمله به شما را بکند .
و اگر چنین فکر خامی به سرش زد بتوانید با او به بهترین نحو و با کمترین تلفات مبارزه کرده و اورا نابود کنید .
بنا براین داشتن سلاح هسته ای بر مسلمانان بر طبق آیه 60 انفال ، واجب میباشد البته تکیه والبته توکل بر سلاح به جای توکل بر خدا حرام بوده و این آغاز سستی و شکست خواهد بود .
در هر حال به وظیفه ات عمل کن .
الأنفال : 60
وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فی سَبیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُون
براى مقابله با دشمنان ، هر چه در توان دارید،آماده کنید ! و اسبهاى ورزیده را هم آماده کنید ، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید!( نقش ارهابی اسلحه )
و (همچنین) گروه دیگرى غیر از اینها را، که شما نمىشناسیدرا با آن سلاح ها بترسانید البته خدا آنها را مىشناسد!( یعنی منافقین داخلی )
و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعى اسلام) انفاق کنید، بطور کامل به شما بازگردانده مىشود، و به شما ستم نخواهد شد!
بنابر این :
تهیه بهترین سلاح جنگی بر مسلمانان واجب بوده ، اما توکل آنها فقط بر خداست .
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/02/05 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
سوره نساء
إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یُرِیدُونَ أَن یُفَرِّقُواْ بَینَْ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَ یُرِیدُونَ أَن یَتَّخِذُواْ بَینَْ ذَالِکَ سَبِیلاً(150)
أُوْلَئکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقًّا وَ أَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ عَذَابًا مُّهِینًا(151)
کسانى که خدا و پیامبرانِ او را انکار مىکنند، و مىخواهند میان خدا و پیامبرانش تبعیض قائل شوند، و مىگویند: «به بعضى ایمان مىآوریم، و بعضى را انکار مى کنیم» و مىخواهند در میان این دو، راهى براى خود انتخاب کنند ... (150)
آنها کافران حقیقىاند و براى کافران، مجازات خوارکنندهاى فراهم ساختهایم. (151)
البقرة : 85 ...أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذلِکَ مِنْکُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یُرَدُّونَ إِلى أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
... آیا به بعضى از دستورات کتاب آسمانى ایمان مىآورید، و به بعضى کافر مىشوید؟! هر کسى از شما که این عمل را انجام دهد، در دنیا جز بد بختی چیزی نصیبش نخواهد شد، و در روز قیامت به شدیدترین عذابها گرفتار مىشوند. و خداوند از آنچه انجام مىدهید غافل نیست. (85)
ودر سوره نوح :
نوح گفت: «پروردگارا! هيچ يك از كافران را بر روى زمين باقى مگذار! (26)
چرا كه اگر آنها را باقى بگذارى، بندگانت را گمراه مىكنند و جز نسلى فاجر و كافر به وجود نمىآورند! (27)
پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم و تمام كسانى را كه با ايمان وارد خانه من شدند، و جميع مردان و زنان باايمان را بيامرز و ظالمان را جز هلاكت ميفزا!» (28)
سوره نوح :
وَ قَالَ نُوحٌ رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلىَ الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا(26)
إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّواْ عِبَادَكَ وَ لَا يَلِدُواْ إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا(27)
رَّبِّ اغْفِرْ لىِ وَ لِوَالِدَىَّ وَ لِمَن دَخَلَ بَيْتىَِ مُؤْمِنًا وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ لَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارَا(28)
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/28 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
نمی دانم در کنار عشق معبود ؛من میتوانم عشق دیگری هم داشته باشم ؟
در کنارش؛ نه .
اما به خاطرش ، بله .
امام صادق علیه السلام فرمودند :
کسی که در راه خدا و به خاطر خدا دوست میدارد ، مانند کسی است که خود خدا را دوست دارد.
کسی که دیگران او را در راه خدا دوست دارند .مانند کسی است که دوست خود خدا باشد .
چرا که هم کسی که به خاطر خدا دوست دارد و هم کسی که به خاطر خدا دوست داشته میشود
هر دو محبتشان در راه خداست .
رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند :
انسان همراه وهم شکل و هم فکر کسیست که اورا دوست دارد .
پس هر کسی بنده ای را به خاطر خدا دوست داشته باشد ، حقیقتا خدا را دوست داشته است .
و هیچ کس خدا را دوست نخواهد داشت مگر اینکه خدا او را دوست داشته باشد .
رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند :
بر ترین انسانها بعد از انبیاء خدا در دنیا و آخرت کسانی هستند که
خدا را دوست دارند و برای خدا به دیگران عشق میورزند .
واگر محبت به خاطر هر علتی غیر خدا باشد در آخر سبب دشمنی میشود مگر دوستیی که به خاطر خدا و با خدا باشد .
واین دو محبت نیز از یک چشمه میجوشد و دائما بر چنین محبتی افزوده خواهد شد و هیچ وقت از چنین محبتی کم و کاسته نخواهد شد .
بر این اساس خداوند میفرماید :
دوستان در روز قیامت دشمن یکدیگر خواهند شد مگر کسانی که دوستیشان بر اساس تقوا ( انگیزش دینی ) بوده است .و انسانهای با تقوایی بوده اند .( سوره زخرف آیه 69).
چرا که اصل محبت دوری از هر چیزی غیر از دوست میباشد .
و امیرمومنین علی علیه السلام میفرمایند :
خوش بو ترین چیز ها و بهترین چیزها در بهشت ، محبت خداست و حمد و سپاس گویی خداست .
بر این اساس خداوند میفرماید :
آخرین سخن بهشتیان در بهشت این است که میگویند : الحمد لله رب العالمین (یونس ایه 10)
واین حمد به خاطر این است که وقتی بهشتیان نعمتهای بهشت را میبینند محبت در قلبهاشان به جوشش می افتد ودر آن هنگام فریاد بر میآورند که : الحمد لله رب العالمین .
بحارالأنوار 66 251
باید به خاطر عشق به معبود ، دیگرانی راکه او گفته ، نیز دوست داشته باشی .
همسرم را دوست دارم ، چون خدا را دوست دارم .
مومنین را دوست دارم ، چون خدا را دوست دارم .
محال است خدا را دوست داشته باشی اما همسرت را دوست نداشته باشی .
نمی شود خدا را دوست داشته باشی ، اما انسانهای مومن را دوست نداشته باشی .
همانگونه که محال است خدا را دوست داشته باشی اما با دشمن او دوستی کنی .
خیر .
تمام دین یعنی ایمان به خدا .
و ایمان به خدا یعنی دوست داشتن به خاطر خدا و دشمن بودن به خاطر خدا .
پس دین یعنی دوست داشتن کسانی که در برابر احکام خدا تسلیمند ،
و دشمنی با کسانی که در مقابل خدا و احکامش قد علم کرده اند .
(المجادلة : 22 لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
پیدا نمیکنی کسی را که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد -و خدا را دوست داشته باشد – در عین حال با دشمن خدا و رسولش دوست باشد )
دین یعنی دوستی و دشمنی
اما با مرکزیت خدا .
(فِي وَصِيَّةِ النَّبِيِّ ص لِعَلِيٍّ ع قَالَ يَا عَلِيُّ مِنْ أَوْثَقِ عُرَى الْإِيمَانِ
الْحُبُّ فِي اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِي اللَّهِ . وسائلالشيعة 16 168 )
مومن دور ترین انسانها ،
زشت ترین انسانها ،
وفقیر ترین آنها را دوست دارد ؛
البته اگر آن انسان به خدا ایمان داشته باشد .
اما
نزدیک ترین انسانها ،
پدر خودش را ،
مادر خودش را ،
برادر تنی اش را دوست ندارد ؛
البته اگر آن فرد دشمن خدا باشد .
(التوبة : 23 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَكُمْ وَ إِخْوانَكُمْ أَوْلِياءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإيمانِ
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! هر گاه پدران و برادران شما، كفر را بر ايمان ترجيح دهند، دیگر با آنها دوستی نکنید)
مومن رفتارش را بر اساس محبت خدا تنظیم میکند .
واز بین انسانهایی که لایق دوست داشتن هستند
چرا که آن انسانها ، ایمان به خدا دارند ،
خانواده انسان ،
خصوصا همسر او ،
بر همه انسان ها مقدم است .
چرا که نبی خدا صلی الله علیه وآله می فرمایند :
بهترین شما ، بهترین شما با خانوادتان میباشد .
ومیفرمایند :
البته من بهترین شما با خانواده ام هستم .
(منلايحضرهالفقيه وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِنِسَائِهِ وَ أَنَا خَيْرُكُمْ لِنِسَائى )
در جایی دیگر میفرمایند : به همسرت بگو من تو را دوست دارم
و بدان که این جمله تو هرگز از قلبش خارج نخواهد شد .
( عن أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله : قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً الكافي 5 569 )
مومن ، اگر دوست داشته باشد ، دوست داشتنش به خاطر خداست .
چرا که مومنین بسیار و شدیدا خدا را دوست میدارند و تمام محبتشان را فقط و فقط برای خدا نگهداشته اند .
البقرة : 165 وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ وَ لَوْ يَرَى الَّذينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَميعاً وَ أَنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعَذابِ
بعضى از انسانهای بی عقل ، غير از خداوند را نظیر خداوند قرار میدهند و آنها را همچون خدا دوست مىدارند.
امّا آنها كه ايمان دارند،
عشقشان به خدا، شديد است.
و آنها كه ستم كردند، هنگامى كه عذاب را مشاهده كنند، خواهند دانست كه تمامِ قدرت، از آنِ خداست و خدا داراى مجازات شديد است .
سلیمان علیه السلام فرمود من اسبها را به خاطر خدا و جهاد در راه خدا دوست میدارم .
ص : 32 فَقالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ
گفت: «من اين اسبان را بخاطر پروردگارم دوست دارم (و مىخواهم از آنها در جهاد استفاده كنم»، او هم چنان به آنها نگاه مىكرد) تا از ديدگانش پنهان شدند.
اما عده که بهتر است بگوییم اکثر مردم
دوست دارند اما نه به خاطر خدا .
چنین دوست داشتنی همان معنای حقیقی شرک است .
قلب حرم خداست در حرم خدا فیر خدا را ساکن کرده اند .
چنین کسانی به فرمایش امام صادق علیه السلام عمل نکرده اند .
( القلب حرم الله فلا تسکن حرم الله غیر الله )
توصیف حال آنها را بخوانید :
آلعمران : 14 زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنينَ وَ الْقَناطيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ
محبّت امور مادى،همچون محبت زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسبهاى ممتاز و چهارپايان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است.
اينها سرمايه زندگى پست (مادى) است و عاقبت نيك ، نزد خداست.
( این آیه متشابه است و به طور مطلق محبت ها را زشت میشمرد ولی وقتی در کنار ایات محکم خدا قرار میگرد همان ایاتی که محبت به خاطر خدا را نتیجه محبت به خود خدا میدانند ، و میفهمیم که محبتی متاع ناچیز دنیاست که در کنار محبت خدا و در مقابل محبت به خدا قرار گرفته باشد نه محبتی که به خاطر خداست )
ایمان به خدا محبت میآورد
خود ایمان نیز محبت میخواهد
باید به ایمان به خدا محبت داشت
الحجرات : 7 وَ اعْلَمُوا أَنَّ فيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطيعُكُمْ في كَثيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإيمانَ وَ زَيَّنَهُ في قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ
و بدانيد رسول خدا در ميان شماست
اگر در بسيارى از كارها از شما اطاعت كند،شما به مشقّت خواهيد افتاد
ولى خداوند ايمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دلهايتان زينت بخشيده،( پس شما از او اطاعت میکنید و به مشقت نمی افتید )
و كفر و فسق و گناه را در نظر شما زشت قرار داده است
كسانى كه داراى اين صفاتند هدايت يافته میباشند .
مومنین باید همدیگر را دوست داشته باشند
در مقابل هم خضوع به خرج بدهند و با هم با مهربانی برخورد کنند :
المائدة : 54 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ
ای مومنین :
اگر از دین خدا برگردید .
خداوند قومی را به جای شما خواهد آورد که :
اولا خودش آنها را دوست میدارد .
ثانیا آنها هم خدا را دوست میدارند
وچون آنها خدا را دوست دارند در مقابل مومنین ذلیل و متواضع هستند .
ودر مقابل کفار که دشمنان خدایند محکم و استوار و سر سخت .
آنها در راه خدا میجنگند .
واز سر زنش هیچ سرزنشکاری نمی ترسند و بیم ندارند
واین فضل خداست ، به هر که بخواهد میدهد و خداوند گشایش گر و آگاه است .
الفتح : 29 مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ ...
محمّد (صلی الله علیه وآله ) فرستاده خداست
و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شديد،
و با خودشان مهربانند .
بر اساس این آیه کسانی که با مومنین مهربان نباشند دیگر همراه نبی خدا نخواهند بود .
اما این آیه :
دوست خدا با دشمن خدا دشمن است .
المجادلة : 22 لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ في قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
پیدا نمیکنی کسی را که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد -و خدا را دوست داشته باشد – در عین حال با دشمن خدا و رسولش دوست باشد
هر چند آن دشمن خدا
افرادی همچون ، پدران و فرزندان و برادران و خانواده های آنها باشند
چنین کسانی ایمان بر صفحه قلبشان نوشته شده
و خداوند چنین کسانی را از جانب خودش تایید و یاری میکند
آنها داخل در بهشت خواهند شد
خدا از آنها راضیست
آنها از خدا راضی هستند
آنها حزب الله هستند و حزب خدا همیشه پیروز است
آری به هر بی سر و پایی نگویید حزب الله
حزب خدا با دشمن خدا دوستی نمیکند .
التوبة : 23 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَكُمْ وَ إِخْوانَكُمْ أَوْلِياءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإيمانِ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
اى كسانى كه ايمان آوردهايد!
هر گاه پدران و برادران شما، كفر را بر ايمان ترجيح دهند،
دیگر با آنها دوستی نکنید و آنها را ولی خود قرار ندهید !
و كسانى از شما كه آنان را ولىّ خود قرار دهند، ستمگرند!
متن اصلی اولین روایت
بحارالأنوار 66 251
[مصباح الشريعة] قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام :
الْمُحِبُّ فِي اللَّهِ مُحِبُّ اللَّهِ وَ الْمَحْبُوبُ فِي اللَّهِ حَبِيبُ اللَّهِ لِأَنَّهُمَا لَا يَتَحَابَّانِ إِلَّا فِي اللَّهِ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ فَمَنْ أَحَبَّ عَبْداً فِي اللَّهِ فَإِنَّمَا أَحَبَّ اللَّهَ وَ لَا يُحِبُّ اللَّهَ تَعَالَى إِلَّا مَنْ أَحَبَّهُ اللَّهُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَفْضَلُ النَّاسِ بَعْدَ النَّبِيِّينَ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ الْمُحِبُّونَ لِلَّهِ الْمُتَحَابُّونَ فِيهِ وَ كُلُّ حُبٍّ مَعْلُولٌ يُورِثُ بُعْداً فِيهِ عَدَاوَةٌ إِلَّا هَذَيْنِ وَ هُمَا مِنْ عَيْنٍ وَاحِدَةٍ يَزِيدَانِ أَبَداً وَ لَا يَنْقُصَانِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ لِأَنَّ أَصْلَ الْحُبِّ التَّبَرِّي عَنْ سِوَى الْمَحْبُوبِ وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع إِنَّ أَطْيَبَ شَيْءٍ فِي الْجَنَّةِ وَ أَلَذَّهُ حُبُّ اللَّهِ وَ الْحُبُّ فِي اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ ذَلِكَ أَنَّهُمْ إِذَا عَايَنُوا مَا فِي الْجَنَّةِ مِنَ النَّعِيمِ هَاجَتِ الْمَحَبَّةُ فِي قُلُوبِهِمْ فَيُنَادُونَ عِنْدَ ذَلِكَ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/23 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
لذتی که در وصال است در فراغ نیست :
البقرة : 156 الَّذینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ
آنها که هر گاه مصیبتى به ایشان مىرسد، مىگویند:
«ما از آنِ خدائیم و به سوى او بازمىگردیم!» (156)
النور : 42 وَ لِلَّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصیرُ
و از براى خداست حکومت و مالکیّت آسمانها و زمین
و بازگشت (تمامى موجودات) بسوى اوست! (42)
البقرة : 285 آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ
کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ
مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَکَ رَبَّنا وَ إِلَیْکَ الْمَصیرُ
پیامبر، به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است.
(و او، به تمام سخنان خود، کاملًا مؤمن مىباشد.) و همه مؤمنان (نیز)،
به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ایمان آوردهاند
(و مىگویند:) ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمىگذاریم
(و به همه ایمان داریم). و (مؤمنان) گفتند:
«ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! (انتظارِ) آمرزش تو را (داریم)
و بازگشت (ما) به سوى توست.» (285)
با این دید فراغ یک عذاب است که امید به وصال آنرا شیرین میکند
فراغ حسنش از آن خودش نیست
زیبایی فراغ مدیون حسن وصال است
تا که یار که باشد و وصال به کجا ختم شود !
البقرة : 46 الَّذینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَیْهِ راجِعُونَ
آنها کسانى هستند که مىدانند دیدارکننده پروردگار
خویشند، و به سوى او بازمىگردند. (46)
الأنبیاء : 93 وَ تَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ کُلٌّ إِلَیْنا راجِعُونَ
(گروهى از پیروان ناآگاه آنها) کار خود را به تفرقه در میان خود کشاندند
(ولى سرانجام) همگى بسوى ما بازمىگردند! (93)
المؤمنون : 60 وَ الَّذینَ یُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلى رَبِّهِمْ راجِعُونَ
و آنها که نهایت کوشش را در انجام طاعات به خرج مىدهند و با این حال،
دلهایشان هراسناک است از اینکه سرانجام بسوى پروردگارشان بازمىگردند،
موفق و موید
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/21 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء
ُ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ غَفُورٌ
از ميان بندگان خداوند ، تنها علماء از خدا مىترسند
خداوند عزيز و غفور است!
فاطر : 28
امام هادى علیه السلام فرمودند:
اگر در زمان غیبت امام قائم علیه السّلام علمائى نمی بودند که مردم را به سوی امام زمان دعوت کنند و به سمت او اشاره کنند،
و با براهان های الهى از او دفاع نمایند،
و بندگان مستضعف خدا را از دام ابلیس و یارانش نجات دهند ،
و از بند نواصب ( دشمنان شیعه ) رهایى بخشند،
. همه مردم دست از دین خدا کشیده و مرتدّ مىشدند.
اما علماء کسانى هستند که زمام قلوب شیعیان ما را در دست داشته و مهار مىکنند،
همچون ناخداى کشتى که سکّان کشتی را در دست دارد.
. این گروه همان شخصیتهاى برتر و افضل در نزد خداوند با عزّت و جلال مىباشند.
بحار الانوار ج1 190
امام حسن عسکری علیه السلام میفرمایند :
و امّا آن كسى از فقهاء كه مراقب نفس خود میباشد
و حافظ دين خودش می باشد
و مخالف هوای نفس خود است
و مطيع أمر مولاى خود می باشد
بر مردم واجب است از او تقلید کنند
و البته تمام فقهاء اینگونه نیستند.
وفقط بعضی از فقهاء این صفات را دارند ، پس هر كه از فقهاء ما مانند فقهای عامه مرتكب عمل زشت و و بدی شد.دیگر نبايد از او چیزی را که به ما نسبت میدهد بپذیریدوآنها هیچ حرمتی ندارند به خاطر اینکه این دسته از علما کلام مارا با آنچه خودشان میپسندند مخلوط میکنند و چرا که انسانها فاسق کلام مارا میشنوند ولی تمام انرا به خاطر جهالشان تغییر میدهند و آنرا در غیر موضع خود به کار میبرند و عده ای دیگر هم به ما ممکن است دروغ ببندند ..
حضرت در ادامه میفرمایند :
علماء زمانی که فاسد شوند ، در آن زمان باطل را آشکار کرده و تبلیغ میکنند . حق را پنهان کرده و کتمان میکنند . وخداوند در مورد آنها این چنین میفرمایند :
کسانی که دلايل روشن، و هدايتى را كه نازل كردهايم، آنهم بعد از آنكه در كتاب قرآن آنرا براى مردم بيان نموديم، كتمان کردند ، خدا آنها را لعنت مىكند و همه لعنكنندگان نيز، آنها را لعن مىكنند .
البقرة : 159
محمد بن عثمان میگوید :
نامه ای از ناحیه مقدس امام زمان علیه السلام به دست من رسید .که در آن پاسخ سوالات من نوشته شده بود . حضرت با دست خط مبارک خود نوشته بودند :
اما در مورد آنچه که پرسیده بودی خداوند تو را به رشد و کمال برساند و تو را ثابت قدم کند تا اینکه فرمودند : واما در حوادثی که از این به بعد به وقوع خواهد پیوست در آن حوادث به روایان حدیث ما رجوع کنید که آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر شما هستم و..
امام صادق علیه السلام میفرمایند:
امام باقر فرمودند:
ای فرزندم جایگاه مردان را از روی میزان روایت گویی و معرفت آنها بشناس چرا که حقیقت معرفت همان میزان درایت و تفکر در یک روایت میباشد و بوسیله درایت ها و تفکرات در روایات
مومن به بالاترین درجات ایمان میرسد . من خودم در کتاب علی علیه السلام دیدم که نوشته شده بود : ارزش هر کسی به اندازه معرفت و شناخت اوست چرا که خداوندمردم را بر اساس آن مقداری که از عقلها به آنها در دنیا داده مورد حساب رسی قرار میدهد .
رد فقیهی که مبتنی بر حکم خدا فتوا میدهد و عادل است چه حکمی دارد ؟
عمر بن حنظله میگوید:
از امام صادق علیه السلام در مورد دو مردی پرسیدم که با هم درگیری در مورد بدهی و ارث و میراث داشتند و برای حل درگیریشان به سلطانی که شما او را نصب نکرده اید رجوع کرده اند آیا این کار جایز است ؟
حضرت فرمودند : هر کس از طاغوت حکم خود را بپرسد و طاغوت حکم او را بگوید حکمش باطل است هرچند حق با او باشد چرا که او حکم طاغوت را گرفته در حالی که خدا در قرآن ( سوره نساء آیه 60) امر کرده که طاغوت را انکار کنیم .
پرسیدم پس چه کاری باید بکنند ؟ حضرت فرمودند : باید جستجو کنند و کسی را از بین خودتان ( یعنی شیعیان ) پیدا کنند که حدیث ما را روایت میکند و در حلال و حرام ما نظر میکند و احکام ما را میشناسد .پس من او را برای شما حاکم قرار دادم .پس زمانی که به حکم ما حکم کرد و از او قبول نکردند .حواسشان باشد که حکم خدارا خار و پست کرده اند و در مقابلش سستی کرده اند و ما را رد کرده اند و هر کس مارا رد کند خدا را رد کرده است و این عمل او مساوی با شرک به خداست .
الکافی 7 412 باب کراهیة الارتفاع إلى قضاة الجور
5- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ صَفْوَانَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَیْنِ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلَیْنِ مِنْ أَصْحَابِنَا یَکُونُ بَیْنَهُمَا مُنَازَعَةٌ فِی دَیْنٍ أَوْ مِیرَاثٍ فَتَحَاکَمَا إِلَى السُّلْطَانِ أَوْ إِلَى الْقُضَاةِ أَ یَحِلُّ ذَلِکَ فَقَالَ مَنْ تَحَاکَمَ إِلَى الطَّاغُوتِ فَحَکَمَ لَهُ فَإِنَّمَا یَأْخُذُ سُحْتاً وَ إِنْ کَانَ حَقُّهُ ثَابِتاً لِأَنَّهُ أَخَذَ بِحُکْمِ الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أَمَرَ اللَّهُ أَنْ یُکْفَرَ بِهِ قُلْتُ کَیْفَ یَصْنَعَانِ قَالَ انْظُرُوا إِلَى مَنْ کَانَ مِنْکُمْ قَدْ رَوَى حَدِیثَنَا وَ نَظَرَ فِی حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْکَامَنَا فَارْضَوْا بِهِ حَکَماً فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حَاکِماً فَإِذَا حَکَمَ بِحُکْمِنَا فَلَمْ یَقْبَلْهُ مِنْهُ فَإِنَّمَا بِحُکْمِ اللَّهِ قَدِ اسْتَخَفَّ وَ عَلَیْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَیْنَا الرَّادُّ عَلَى اللَّهِ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ الشِّرْکِ بِاللَّهِ
و این روایت که ترجمه اش با خود شما
الکافی 8 146 حدیث محاسبة النفس ..... ص : 143
120- یَحْیَى الْحَلَبِیُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَ رَأَیْتَ الرَّادَّ عَلَیَّ هَذَا الْأَمْرَ فَهُوَ کَالرَّادِّ عَلَیْکُمْ فَقَالَ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ مَنْ رَدَّ عَلَیْکَ هَذَا الْأَمْرَ فَهُوَ کَالرَّادِّ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ عَلَى اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ الْمَیِّتَ مِنْکُمْ عَلَى هَذَا الْأَمْرِ شَهِیدٌ قَالَ قُلْتُ وَ إِنْ مَاتَ عَلَى فِرَاشِهِ قَالَ إِی وَ اللَّهِ وَ إِنْ مَاتَ عَلَى فِرَاشِهِ حَیٌّ عِنْدَ رَبِّهِ یُرْزَقُ
33424- وَ فِی کِتَابِ إِکْمَالِ الدِّینِ وَ إِتْمَامِ النِّعْمَةِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِصَامٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ یَعْقُوبَ قَالَ سَأَلْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عُثْمَانَ الْعَمْرِیَّ أَنْ یُوصِلَ لِی کِتَاباً قَدْ سَأَلْتُ فِیهِ عَنْ مَسَائِلَ أَشْکَلَتْ عَلَیَّ فَوَرَدَ التَّوْقِیعُ بِخَطِّ مَوْلَانَا صَاحِبِ الزَّمَانِ ع أَمَّا مَا سَأَلْتَ عَنْهُ أَرْشَدَکَ اللَّهُ وَ ثَبَّتَکَ إِلَى أَنْ قَالَ وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ وَ أَمَّا مُحَمَّدُ بْنُ عُثْمَانَ الْعَمْرِیُّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ وَ عَنْ أَبِیهِ مِنْ قَبْلُ فَإِنَّهُ ثِقَتِی وَ کِتَابُهُ کِتَابِی .
بحارالأنوار 1 106
2- مع، [معانی الأخبار] أَبِی عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ یَزِیدَ الرَّزَّازِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع یَا بُنَیَّ اعْرِفْ مَنَازِلَ الشِّیعَةِ عَلَى قَدْرِ رِوَایَتِهِمْ وَ مَعْرِفَتِهِمْ فَإِنَّ الْمَعْرِفَةَ هِیَ الدِّرَایَةُ لِلرِّوَایَةِ وَ بِالدِّرَایَاتِ لِلرِّوَایَاتِ یَعْلُو الْمُؤْمِنُ إِلَى أَقْصَى دَرَجَاتِ الْإِیمَانِ إِنِّی نَظَرْتُ فِی کِتَابٍ لِعَلِیٍّ ع فَوَجَدْتُ فِی الْکِتَابِ أَنَّ قِیمَةَ کُلِّ امْرِئٍ وَ قَدْرَهُ مَعْرِفَتُهُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یُحَاسِبُ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ مَا آتَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ فِی دَارِ الدُّنْیَا .
33401- أَحْمَدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ الطَّبْرِسِيُّ فِي الْإِحْتِجَاجِ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيِّ ع فِي قَوْلِهِ تَعَالَى فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ.... فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ وَ ذَلِكَ لَا يَكُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِ الشِّيعَةِ لَا كُلَّهُمْ فَإِنَّ مَنْ رَكِبَ مِنَ الْقَبَائِحِ وَ الْفَوَاحِشِ مَرَاكِبَ عُلَمَاءِ الْعَامَّةِ فَلَا تَقْبَلُوا مِنْهُمْ عَنَّا شَيْئاً وَ لَا كَرَامَةَ وَ إِنَّمَا كَثُرَ التَّخْلِيطُ فِيمَا يُتَحَمَّلُ عَنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ لِذَلِكَ لِأَنَّ الْفَسَقَةَ يَتَحَمَّلُونَ عَنَّا فَيُحَرِّفُونَهُ بِأَسْرِهِ لِجَهْلِهِمْ وَ يَضَعُونَ الْأَشْيَاءَ عَلَى غَيْرِ وَجْهِهَا لِقِلَّةِ مَعْرِفَتِهِمْ وَ آخَرُونَ يَتَعَمَّدُونَ الْكَذِبَ عَلَيْنَا الْحَدِيثَ
عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيِّ علیه السلام : الْعُلَمَاءُ إِذَا فَسَدُوا هُمُ الْمُظْهِرُونَ لِلْأَبَاطِيلِ الْكَاتِمُونَ لِلْحَقَائِقِ وَ فِيهِمْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ : إِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ . البقرة : 159
وسائلالشيعة 27 131 ودر بحارالأنوار ج : 2 ص : 89.
وسائلالشیعة 27 140
پستهای مربوط با این موضوع :
عمل به حکم خدا واجب است نه تقلید
فقیه موضوعیتی در دین ندارد و نباید داشته باشد
رد فقیهی که مبتنی بر حکم خدا فتوا میدهد و عادل است چه حکمی دارد ؟
رگ گردن رسول خدا مهمتر است یا رگ گردن فقیهان ؟
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/21 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
حرمت تفسیر به رای
تفسیر به رای یعنی فراموش کردن معنای ظاهر یک آیه و سوق دادن معنا به سمتی که مد نظر گوینده است وبدون توجه به قرائن کلام خدا .
تفسیر به رای در ایات متشابه که برای ترجمه آنها نیاز به قرائن میباشد رخ میدهد
انسانهای بد صفت آیات متشابه قران را بدون در نظر گرفتن قرائن ترجمه میکنند و هدفشان از این کار یا ایجاد فتنه است یا برای حرفای بی اساس خود به دنبال دلیل هستند که ایات متشابه می توانند چنین کمکی به آنها بکنند
در هر حال برای فهم ایات قرآن باید همه ایات و روایات ذیل آنها را در نظر گرفت تا به معنای خطا بر خورد نکنیم
این آیه و روایات زیر پیرامون همین مبحث میباشد :
آلعمران : 7 هُوَ الَّذی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْویلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْویلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ
او کسى است که این کتاب را بر تو نازل کرد، که قسمتى از آن، آیات «محکم» است که اساس این کتاب مىباشد (و هر گونه پیچیدگى در آیات دیگر، با مراجعه به اینها، برطرف مىگردد.)
و قسمتى از آن، «متشابه» است
[آیاتى که به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مىرود ولى با توجه به آیات محکم، تفسیر آنها آشکار مىگردد.]
اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنهانگیزى کنند
(و مردم را گمراه سازند)
و تفسیر (نادرستى) براى آن مىطلبند
در حالى که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمىدانند.
(آنها که به دنبال فهم و درکِ اسرارِ همه آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهى) مىگویند:
«ما به همه آن ایمان آوردیم همه از طرف پروردگارِ ماست.»
و جز صاحبان عقل، متذکر نمىشوند (و این حقیقت را درک نمىکنند). (7)
امام رضا علیه السلام فرمودند :
که رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند :
خداوند تبارک وتعالی گفت : به من ایمان نیاورده کسی که کلام من را با نظر خود تفسیر کند و از معنای ظاهری کلام با رای خود صرف نظر به معنایی دیگر کند.
مستدرکالوسائل 17 327
قَالَ الرِّضَا ع إِنَّ النَّبِیَّ ص قَالَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى مَا آمَنَ بِی مَنْ فَسَّرَ بِرَأْیِهِ کَلَامِی الْخَبَرَ
حرمت فتوای به رای
اسحاق بن عمار نقل میکند امام صادق علیه السلام در حدیثی چنین فرمودند :
این کسانی که ادعامیکنند فقهاء و علماء هستند گمان میکنند جمیع فقه و دین وهر آنچه امت به آن نیاز دارند را اثبات کرده اند در حالی که آنها در حالتی نیستند که تمام علم رسول خدا صلی الله علیه وآله را بدانند واصلا آن علم به سمت آنها حرکت نکرده و هرگز آنها آن علم را نمیشناسند .علتش این است که وقتی چیزی از حلال و حرام و احکام به آنها میرسد و در آن مورد سوال میشوند و نزد آنها اثر و روایتی از پیامبراکرم صلی الله علیه واله نیست و علاوه بر این میترسند که مردم آنها را به جهالت متهم کنند و علاوه بر این دلشان نمیخواهد که وقتی سوالی از آنها پرسیده شد نتوانند جواب آنرا بدهند تا مردم به معدن علم رجوع کنند و علم را از اهلش بگیرند ؛ به این خاطر از قیاس استفاده میکنند واز نظر خود در دین خدا استفاده میکنند و آثار رسیده از رسول خدا صلی الله علیه واله را رها میکنند و به بدعت ها نزدیک میشوند واین در حالی است که رسول خدا صلی الله علیه واله فرمودند هر بدعتی گمراهیست واگر آنها زمانی که از مسئله ای سوال میشوند که در آن زمینه روایتی از رسول خدا ندارند آن مسئله را به خدا و رسولش وصاحبان امرشان رد کنند آنگاه متوجه میشدید آن کسانی که اهل استنباط احکام هستند واز آل محمد صلی الله علیه واله هستند به ان مسئله آگاه میباشند .
(1) وسائلالشیعة 27 61 6- باب عدم جواز القضاء و الحکم بالرای
33199- وَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ یَظُنُّ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ یَدَّعُونَ أَنَّهُمْ فُقَهَاءُ عُلَمَاءُ أَنَّهُمْ قَدْ أَثْبَتُوا جَمِیعَ الْفِقْهِ وَ الدِّینِ مِمَّا تَحْتَاجُ إِلَیْهِ الْأُمَّةُ وَ لَیْسَ کُلُّ عِلْمِ رَسُولِ اللَّهِ ص عَلِمُوهُ وَ لَا صَارَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ لَا عَرَفُوهُ وَ ذَلِکَ أَنَّ الشَّیْءَ مِنَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ الْأَحْکَامِ یَرِدُ عَلَیْهِمْ فَیُسْأَلُونَ عَنْهُ وَ لَا یَکُونُ عِنْدَهُمْ فِیهِ أَثَرٌ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ یَسْتَحْیُونَ أَنْ یَنْسُبَهُمُ النَّاسُ إِلَى الْجَهْلِ وَ یَکْرَهُونَ أَنْ یُسْأَلُوا فَلَا یُجِیبُوا فَیَطْلُبَ النَّاسُ الْعِلْمَ مِنْ مَعْدِنِهِ فَلِذَلِکَ اسْتَعْمَلُوا الرَّأْیَ وَ الْقِیَاسَ فِی دِینِ اللَّهِ وَ تَرَکُوا الْآثَارَ وَ دَانُوا بِالْبِدَعِ وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص کُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ فَلَوْ أَنَّهُمْ إِذَا سُئِلُوا عَنْ شَیْءٍ مِنْ دِینِ اللَّهِ فَلَمْ یَکُنْ عِنْدَهُمْ فِیهِ أَثَرٌ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص رَدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلَى أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص
روایتی دیگر:
امام صادق علیه السلام فرمودند :
هیچ مسئله ای نیست که دو نفر در آن مسئله اختلاف با هم پیدا کنند مگر این که برای آن مسئله اصلی در قرآن خواهد بود .لکن عقل های مردان به آن نمیرسد .
(الكافي 1 6۰
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا مِنْ أَمْرٍ يَخْتَلِفُ فِيهِ اثْنَانِ إِلَّا وَ لَهُ أَصْلٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَكِنْ لَا تَبْلُغُهُ عُقُولُ الرِّجَالِ
روایتی دیگر:
عبد الرحمن پسر سمره نقل میکند که
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند:
کسانی كه در دين خدا جدال وستیزه جویی می کنند در زبان هفتاد پيامبرخدا لعن شدهاند.
وهر كس در آيات خدا جدال و ستیزه جویی كند كافر است.
خداى عز وجل (در سوره غافر آيه 4) فرموده است ( در آيات خدا جدال نمی كنند مگر آن كسانى كه كافرشده اند ،دگرگونی آنان در شهرها تو را فریب ندهد)
هر كس قرآن را به رأى خودش تفسير كند به خدا دروغ بسته است
و هر كس بدون علم به مردم فتوى بدهد، ملائكه آسمان و زمين او را لعن می كنند،
هر بدعتى گمراهى است و هر گمراهى به سوی آتش ختم میشود ،
عبد الرحمن بن سمره در ادامه می گويد به رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) عرض كردم:
يا رسول اللَّه مرا به سوی نجات هدایت فرمایید ،
فرمودند: اى عبد الرحمن هر گاه خواسته های مردم مختلف شد و آراء و نظرات از یکدیگر جداشدند و تفرقه پیدا کردند ، در آن زمان بر تو واجب است که همراه و ملازم على بن ابى طالب باشی .
زيرا او امام امت و خليفه من ، بعد از من است.
زیرا او همان ( فاروقى ) است كه ميان حق و باطل را جدا ميكند (و فرق خواهد گذاشت )
هر كس از اوچیزی را بپرسد، او جواب دهد
و هر كس از او راهنمایی بخواهد او راهنماییش کند
و هر كس حق را از او طلب کند حق را پیدا خواهد کرد
وهر كس هدايت را از پیش او طلب کند آنرا بدست خواهد آورد
هر كس به او پناه ببرد ، او را در امنيت قرار دهد،
هر كس به او تمسک کند ، نجاتش دهد
و هر كس به او اقتداء كند او را هدايت نمايد
اى عبد الرحمن
هر كس تسلیم او شود سلامت خواهد ماند
و هر کس با او دشمنى كند هلاك میشود
اى عبد الرحمن
على از من است
روحش از روح من است
و خاكش از خاك من است
او برادر من است و من برادر او
و او شوهر دختر من فاطمه است
فاطمه ای كه سيده زنان عالم است ، زنان اولين و آخرين .
و دو امام امت من و دو سيد جوانان اهل بهشت حسن و حسين از او هستند
و نه نفر از فرزندان حسين ( عليهم السلام) از او هستند
که نهمين آنان قائم امت من است ،
که او زمين را از عدل و داد پر میکند همانگونه که از ظلم و جور پر شده است .
آدرس به همراه متن عربی :
كمال الدين و تمام النعمة ج1 257 24 باب ما روي عن النبي ص في النص على القائم ع و أنه الثاني عشر من الأئمة ع ..... ص : 256
1 حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنِي عَمِّي مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي الْقَاسِمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الصَّيْرَفِيِّ الْكُوفِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ الْجُعْفِيِّ عَنْ سَعِيدِ بْنِ الْمُسَيَّبِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَمُرَةَ قال :
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله :
لُعِنَ الْمُجَادِلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ عَلَى لِسَانِ سَبْعِينَ نَبِيّاً وَ مَنْ جَادَلَ فِي آيَاتِ اللَّهِ فَقَدْ كَفَرَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ما يُجادِلُ فِي آياتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلادِ وَ مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَأْيِهِ فَقَدِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ مَنْ أَفْتَى النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَلَعَنَتْهُ مَلَائِكَةُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ كُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ وَ كُلُّ ضَلَالَةٍ سَبِيلُهَا إِلَى النَّارِ قَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ سَمُرَةَ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَرْشِدْنِي إِلَى النَّجَاةِ فَقَالَ يَا ابْنَ سَمُرَةَ إِذَا اخْتَلَفَتِ الْأَهْوَاءُ وَ تَفَرَّقَتِ الْآرَاءُ فَعَلَيْكَ بِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَإِنَّهُ إِمَامُ أُمَّتِي وَ خَلِيفَتِي عَلَيْهِمْ مِنْ بَعْدِي وَ هُوَ الْفَارُوقُ الَّذِي يُمَيِّزُ بِهِ بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ مَنْ سَأَلَهُ أَجَابَهُ وَ مَنِ اسْتَرْشَدَهُ أَرْشَدَهُ وَ مَنْ طَلَبَ الْحَقَّ عِنْدَهُ وَجَدَهُ وَ مَنِ الْتَمَسَ الْهُدَى لَدَيْهِ صَادَفَهُ وَ مَنْ لَجَأَ إِلَيْهِ آمَنَهُ وَ مَنِ اسْتَمْسَكَ بِهِ نَجَّاهُ وَ مَنِ اقْتَدَى بِهِ هَدَاهُ يَا ابْنَ سَمُرَةَ سَلِمَ مِنْكُمْ مَنْ سَلَّمَ لَهُ وَ وَالاهُ وَ هَلَكَ مَنْ رَدَّ عَلَيْهِ وَ عَادَاهُ يَا ابْنَ سَمُرَةَ إِنَّ عَلِيّاً مِنِّي رُوحُهُ مِنْ رُوحِي وَ طِينَتُهُ مِنْ طِينَتِي وَ هُوَ أَخِي وَ أَنَا أَخُوهُ وَ هُوَ زَوْجُ ابْنَتِي فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ إِنَّ مِنْهُ إِمَامَيْ أُمَّتِي وَ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ تِسْعَةً مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ تَاسِعُهُمْ قَائِمُ أُمَّتِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/21 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
ارث همان چیزی است که از آن محروم بوده اید اما از این به بعد حق تصرف در آن چیز را پیدا میکنید .
بر این حساب انسانهای صالح از حق طبیعی خودشان که حکومت بر زمین است محروم مانده اند و
بر طبق وعده خدا روزی آنها به ارثشان خواهند رسید .
اما چرا زمین ارث انسانهای صالح است ؟
چون خداوند به عنوان اولین قاضی آسمانها و زمین
و تنها قاضی و حکمران آسمانها و زمین
هدف از خلقت آسمانها و زمین را پرستش خدا معرفی میکند .
بنابراین هیچ کس حق انجام هیچ کاری که مخالفت با بندگی خدا را داشته باشد ندارد .
واگر مخالف با بندگی خدا گام بر دارد نه خون او حرمت دارد نه مال او و نه آبرو و ناموس او .
الإسراء : 23 وَ قَضى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ
وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَريماً
و پروردگارت قضاوت کرده که جز او را نپرستيد!
و به پدر و مادر نيكى كنيد! هر گاه يكى از آن دو، يا هر دوى آنها، نزد تو به سن پيرى رسند، كمترين اهانتى به آنها روا مدار! و بر آنها فرياد مزن! و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آنها بگو!
الذاريات : 56 وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ
من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند.
التوبة : 29 قاتِلُوا الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا يَدينُونَ دينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ
كسانى را كه نه به خداايمان مى]ورند و نه به روز قيامت ايمان دارند، و نه آنچه را كه خدا و رسولش حرام كرده اندحرام مى دانند و نه آيين حق را مىپذيرند، بكشيد تا اينكه كه با خضوع و تسليم، جزيه را به دست خود به شما بپردازند!
الأنبياء : 105 وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ
در زبور نوشتيم بعد از اينكه در تورات نوشتيمكه :
زمين را بندگان شايسته من ارث خواهند برد
رسول اعظم صلی الله علیه وآله فرمودند :
یا علی، خداوند تبارک و تعالی فاطمه را به ازدواج تو در آورد و مهریه اش را تمام زمین قرار داد . پس هر کس بر روی زمین راه برود در حالی که کینه و دشمنی نسبت به تو دارد راه رفتنش حرام است .
َ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَا عَلِیُّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ زَوَّجَکَ فَاطِمَةَ وَ جَعَلَ صَدَاقَهَا الْأَرْضَ فَمَنْ مَشَى عَلَیْهَا مُبْغِضاً لَکَ مَشَى حَرَاماً بحارالأنوار 37 70
وعده خدا به مومنین : حکومت زمین را به شما بر خواهم گرداند .
النور : 55 وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَني لا يُشْرِكُونَ بي شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ
خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده اند
و كارهاى شايسته انجام دادهاند
وعده مىدهد
كه قطعاً آنان را حكمران روى زمين خواهد كرد،
همان گونه كه به پيشينيان آنها خلافت روى زمين را بخشيد
ووعده میدهد که دين و آيينى را كه براى آنان پسنديده، پابرجا و ريشهدار خواهد ساخت
و ترسشان را به امنيّت و آرامش تبدیل مىكند،
تا اینکه تنها مرا بپرستند و کوچک ترین شرکی به من نورزند
. و كسانى كه پس از آن كافر شوند، آنها فاسقانند. (55)
کافرین در زمین پایدار نیستند :
النور : 57 لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا مُعْجِزينَ فِي الْأَرْضِ وَ مَأْواهُمُ النَّارُ وَ لَبِئْسَ الْمَصيرُ
گمان نکن که كافران در زمین خدا را عاجز خواهند کرد !
و تنها ماوای آنان آتش است، و چه بد جايگاهى است!
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/21 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
متقین کسانی هستند که هر گاه کار زشتی را انجام دادند یا به خودشان ظلم کردند ،خدا را یاد میکنند
و خداوند برای گناهانشان استغفار میکنند .
و البته چه کسی جز خدا گناهان را میبخشد؟و متقین کسانی هستند که دیگر بر گناهشان اصرار نمیورزند وآنها علم دارند .
آلعمران : 135 وَ الَّذينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
امام هادی علیه السلام فرمودند :
توبه نصوح آن است که باطن مانند ظاهر شود .
( نه آنکه بر زبان از چیزی توبه کنی که هنوز به آن میل درونی داری)
95 منتخب میزان الحکمه
امام رضا علیه السلام فرمودند :
هر کس از گناهی استغفار کند که آنرا انجام میدهد مانند این است که خدا را به تمسخر گرفته است .
وَ قَالَ الرِّضَا ع مَنِ اسْتَغْفَرَ مِنْ ذَنْبٍ وَ هُوَ يَعْمَلُهُ فَكَأَنَّمَا يَسْتَهْزِئُ بِرَبِّهِ . بحارالأنوار 90 282
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/21 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
الزمر : 61 وَ يُنَجِّي اللَّهُ الَّذينَ اتَّقَوْا بِمَفازَتِهِمْ لا يَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
و خداوند كسانى را كه تقوا پيشه كردند با رستگارى رهايى مىبخشد
هيچ بدى به آنان نمىرسد و هرگز غمگين نخواهند شد. (61)
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/19 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
باران ؟
نباریده ؟
چراکه دلهاتان خشکیده .
خشکیده ولی نه چون باران نباریده .
دل خشکیده باران ندارد.
بوتهای خارِ زشت.
بادهای سوزان ِسهو.
خاکهای پراکنده ِ شهوت .
کویر دلتان لوت ِ لوت است .
چه کردید با خودتان .
نم نم گریهاتان را کجا بردید ؟
برای که گریستید ؟
که برای دلتان چیزی نمانده ؟
خدا را
خدا را
توبه کنید .
شاید دلتان گلستان شد .
خدا دل های بهاری را دوست دارد.
همه چیز را برای همرنگی آفریده .
باید بین دلتان با دل آسمان شباهتی باشد.
باران برای بهاریان .
درهای باز آسمان ،
برای توبه کنان .
دلهاتان بهاری.
رودهاتان جاری.
بازوانتان پر توان .
اگر از من تبعیت کنید وروبرنگردانید همچون مجرمان .
به خدا باز گردید و توبه کنید .
که اوست بسیار بخشنده .
نوح : 10 فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً -11 - يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً
به آنها گفتم: «از پروردگار خويش آمرزش بطلبيد كه او بسيار آمرزنده است ... (10)
تا بارانهاى پربركت آسمان را پى در پى بر شما بفرستد، (11)
هود : 52 وَ يا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى قُوَّتِكُمْ وَ لا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمينَ
و اى قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش كنيد، سپس به سوى او بازگرديد، تا (باران) آسمان را پى در پى برای شما بفرستد و نيرويى بر نيرويتان بيفزايد! و گنهكارانه، روى (از حق) بر نتابيد!» (52)
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/10 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
این هم نکاتی زیبا در مورد جن از متن شریف قرآن
جنیان علم به غیب ندارند !
سبأ : 14 فَلَمَّا قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ ما دَلَّهُمْ عَلى مَوْتِهِ إِلاَّ دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهينِ
(با اين همه جلال و شكوه سليمان) هنگامى كه مرگ را بر او مقرّر داشتيم، كسى آنها را از مرگ وى آگاه نساخت مگر جنبنده زمين [موريانه] كه عصاى او را مىخورد (تا شكست و پيكر سليمان فرو افتاد) هنگامى كه بر زمين افتاد جنّيان فهميدند كه اگر از غيب آگاه بودند در عذاب خواركننده باقى نمىماندند!
بهترین زنان چه از بین انسانها وچه از بین جنیان زنهایی هستند که به کسی غیر از شوهر خود نگاه نمیکنند .
الرحمن : 56 فيهِنَّ قاصِراتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ
در آن باغهاى بهشتى زنانى هستند كه جز به همسران خود عشق نمىورزند و هيچ انس و جنّ پيش از اينها با آنان تماس نگرفته است.
جنیان نیز عملیات جنسی دارند !
الرحمن : 74 لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ
پيش از بهشتيان هيچ آدمى و جنى به حوریان دست نزده است. (74)
تحریف قرآن نه برای جنیان ممکن و مقدور است و نه برای انسانها !
الإسراء : 88 قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهيراً
بگو: «اگر انسانها و پريان (جن و انس) تصميم بگيرند كه همانند اين قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهند آورد هر چند يكديگر را (در اين كار) كمك كنند.
پرستش جن ( یا همان شیطان پرستی )
سبأ : 41 قالُوا سُبْحانَكَ أَنْتَ وَلِيُّنا مِنْ دُونِهِمْ بَلْ كانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُمْ بِهِمْ مُؤْمِنُونَ
آنها مىگويند: «منزّهى (از اينكه همتايى داشته باشى)! تنها تو ولىّ مايى، نه آنها . ولی ( دورغ میگفتند و ) جنّ را پرستش مىنمودند و اكثرشان به آنها ايمان داشتند!»
در بین جنیان نیز کسانی هستند که بعد از فرا گرفتن علم خدا برای انذار به نزد قومشان کوچ میکنند.
الأحقاف : 29 وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلى قَوْمِهِمْ مُنْذِرينَ
و گروهى از جن را نزد تو روانه كرديم تا قرآن را بشنوند. چون به حضرتش رسيدند گفتند: گوش فرادهيد. چون به پايان آمد، همانند بيمدهندگانى نزد قوم خود بازگشتند. (29)
قرار نیست ما انسان و جن را هدایت کنیم بلکه ما نشانه ها رو میفرستیم تا آنها با تفکر و اختیار حق را از غیر حق تشخیص دهند و هدایت شوند .
السجدة : 13 وَ لَوْ شِئْنا لَآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها وَ لكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعينَ
اگر مىخواستيم، هدايت هر كس را به او ارزانى مىداشتيم. ولى وعده من كه جهنم را از همه جنيان و آدميان پر مىكنم، حق است. (13)
هود : 119 إِلاَّ مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعينَ
مگر آنهايى كه پروردگارت بر آنها رحمت آورده و آنها را براى همين بيافريده است. و سخن پروردگار تو بر اين مقرر شده كه: جهنم را از همه جن و انس انباشته مىكنم. (119)
جن مخلوق خداست ولی عده ای جن را قوم و خویش خدا میدانند یا شریک خدا !!
الصافات : 158 وَ جَعَلُوا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً وَ لَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ
و ميان خدا و جنيان خويشاوندى قائل شدند و جنيان مىدانند كه احضار شدگانند (158)
شیطان هم از جنس جن است هم از انسان !
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ(1)
مَلِكِ النَّاسِ(2)
إِلَهِ النَّاسِ(3)
مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الخَْنَّاسِ(4)
الَّذِى يُوَسْوِسُ فىِ صُدُورِ النَّاسِ(5)
مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ(6)به نام خداوند بخشنده مهربان
بگو: پناه مىبرم به پروردگار مردم، (1)
به مالك و حاكم مردم، (2)
به (خدا و) معبود مردم، (3)
از شرّ وسوسهگر پنهانكار، (4)
كه در درون سينه انسانها وسوسه مىكند، (5)
خواه از جنّ باشد يا از انسان! (6)
جنس جن از آتش است
الحجر : 27 وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ
و جن را پيش از آن از آتش سوزنده بىدود آفريده بوديم. (27)
الرحمن : 15 وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ
و جن را از شعلهاى بىدود. (15)
روز قیامت انسان و جن
الرحمن : 39 فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ
پس در آن روز از گناه هيچ جنى و آدميى نپرسند. (39)
جن مخلوق خداست . مخلوق خدا نمیتواند شریک خدا باشد .
الأنعام : 100 وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ الْجِنَّ وَ خَلَقَهُمْ وَ خَرَقُوا لَهُ بَنينَ وَ بَناتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَصِفُونَ
براى خدا شريكانى از جن قرار دادند و حال آنكه جن را خدا آفريده است. و بىهيچ دانشى، به دروغ دخترانى و پسرانى براى او تصور كردند. او منزه است و فراتر است از آنچه وصفش مىكنند. (100)
هدف از خلقت انسان و جن پرستش خدا میباشد که این هدف زمانی حاصل میشود که اول خدا را بشناسند : پس میشود گفت هدف از خلقت شناخت خدا است .
الذاريات : 56 وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ
جن و انس را جز براى پرستش خود نيافريدهام. (56)
دشمنان پیامبران هم از جن هستند و هم از انس !
الأنعام : 112 وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ
و همچنين براى هر پيامبرى دشمنانى از شياطين انس و جن قرار داديم. براى فريب يكديگر، سخنان آراسته القا مىكنند. اگر پروردگارت مىخواست، چنين نمىكردند. پس با افترايى كه مىزنند رهايشان ساز (112)
جنیان آدم ها را گمراه کردند بیشتر از اینکه آدمیان آنها را گمراه کنند
الأنعام : 128 وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَميعاً يا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ وَ قالَ أَوْلِياؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنا بِبَعْضٍ وَ بَلَغْنا أَجَلَنَا الَّذي أَجَّلْتَ لَنا قالَ النَّارُ مَثْواكُمْ خالِدينَ فيها إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكيمٌ عَليمٌ
و روزى كه همگان را گرد آورد و گويد: اى گروه جنيان، شما بسيارى از آدميان را پيرو خويش ساختيد. يارانشان از ميان آدميان گويند: اى پروردگار ما، ما از يكديگر بهرهمند مىشديم و به پايان زمانى كه براى زيستن ما قرار داده بودى رسيديم. گويد: جايگاه شما آتش است، جاودانه در آنجا خواهيد بود، مگر آنچه خدا بخواهد. هرآينه پروردگار تو حكيم و داناست. (128)
برای جنیان رسولانی فرستده شده که ایات خدا را بر آنها میخوانند !! ولی دنیا جنیان را نیز فریب میدهد .
الأنعام : 130 يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آياتي وَ يُنْذِرُونَكُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا قالُوا شَهِدْنا عَلى أَنْفُسِنا وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ شَهِدُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كانُوا كافِرينَ
اى گروه جنيان و آدميان، آيا بر شما پيامبرانى از خودتان فرستاده نشده تا آيات مرا برايتان بخوانند و شما را از ديدار چنين روزى بترسانند؟ گويند: ما به زيان خويش گواهى مىدهيم. زندگى دنيايى آنان را بفريفت و به زيان خود گواهى دادند، كه از كافران بودند. (130)
آتش جهنم جنیان که از جنس اتش هستند را میسوزاند !!
همانگونه که کلوخ سر انسان را که از جنس خاک است میشکند !
الأعراف : 38 قالَ ادْخُلُوا في أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ فِي النَّارِ كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها حَتَّى إِذَا ادَّارَكُوا فيها جَميعاً قالَتْ أُخْراهُمْ لِأُولاهُمْ رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النَّارِ قالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَ لكِنْ لا تَعْلَمُونَ
گويد: به ميان امتهايى كه پيش از شما بودهاند، از جن و انس، در آتش داخل شويد. هر امتى كه به آتش داخل شود امت هم عقیده خود را لعنت كند. تا چون همگى در آنجا گرد آيند، گروههايى كه پيرو بودهاند در باره گروههايى كه پيشوا بودهاند گويند: پروردگارا، اينان ما را گمراه كردند، دو چندان در آتش عذابشان كن. گويد: عذاب همه دوچندان است ولى شما نمىدانيد. (38)
جن غیر مومن هم مانند حیوانات نفهم است بلکه بد تر !
الأعراف : 179 وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ
براى جهنم بسيارى از جن و انس را بيافريديم. ايشان را دلهايى است كه بدان نمىفهمند و چشمهايى است كه بدان نمىبينند و گوشهايى است كه بدان نمىشنوند. اينان همانند چارپايانند حتى گمراهتر از آنهايند. اينان خود غافلانند. (179)
ابلیس( رئیس شیطانها ) از جنس جنیان است !
الكهف : 50 وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُوني وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمينَ بَدَلاً
و آن گاه كه به فرشتگان گفتيم كه آدم را سجده كنيد، همه جز ابليس كه از جن بود و از فرمان پروردگارش سر بتافت ؛ سجده كردند. آيا شيطان و فرزندانش را به جاى من به دوستى مىگيريد، حال آنكه دشمن شمايند؟ ظالمان بد چيزى را به جاى خدا برگزيدند. (50)
یک دسته از سپاهیان سلیمان علیه السلام جنیان بودند !
النمل : 17 وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ
سپاهيان سليمان از جن و آدمى و پرنده گرد آمدند و آنها به صف مىرفتند. (17)
قدرت جن بیشتر است یا قدرت انسان مومن ؟
( اثبات ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام توسط قرآن )
قَالَ يَأَيهَُّا الْمَلَؤُاْ أَيُّكُمْ يَأْتِينىِ بِعَرْشهَِا قَبْلَ أَن يَأْتُونىِ مُسْلِمِينَ(38)
سلیمان _ گفت: اى بزرگان، كدام يك از شما تخت او را ( بلقیس) برايم مىآورد؟ (38)
قَالَ عِفْرِيتٌ مِّنَ الجِْنِّ أَنَا ءَاتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ وَ إِنىِّ عَلَيْهِ لَقَوِىٌّ أَمِينٌ(39)
عفريتى از ميان جنها گفت: من، قبل از آنكه از جايت برخيزى، آن را نزد تو حاضر مىكنم، كه من بر اين كار هم توانايم و هم امين. (39)
قَالَ الَّذِى عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا ءَاتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَءَاهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَاذَا مِن فَضْلِ رَبىِّ لِيَبْلُوَنىِ ءَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَ مَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبىِّ غَنىٌِّ كَرِيمٌ(40)
و آن كس كه قسمتی از علم کتاب را می دانست گفت: من، پيش از آنكه چشم بر هم زنى، آن را نزد تو مىآورم. زمانی که او تخت را نزد خود ديد، گفت: اين بخشش پروردگار من است، تا مرا بيازمايد كه سپاسگزارم يا كافر نعمت. پس هر كه سپاس گويد براى خود گفته است و هر كه كفران ورزد پروردگار من بىنياز و كريم است. (40)
اهل بیت علیهم السلام تمام علم الکتاب را در نزذ خود دارند پس !!
کدام آیه اثبات میکند که اهل بیت علیهم السلام تمام علم کتاب را دارند ؟
در این آیه خداوند کسی که علم الکتاب را دارد به عنوان شاهد بر نبوت حضرت محمد صلی الله علیه وآله معرفی میکند :
الرعد : 43 وَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهيداً بَيْني وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ
كافران مىگويند كه تو پيامبر نيستى. بگو: خدا و هر كس كه از كتاب آگاهى داشته باشد، به شهادت ميان من و شما كافى است. (43)
و در این آیه اسم آن کس که شاهد بر نبوت نبی میباشد مشخص و معین میشود ، این آیه در مکه نازل شده یعنی در سیزده سالی که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در مکه تنها و بی یار و یاور بودند و به اقرار تمام مورخین و مفسرین تنها کسی که جرات میکرد همیشه همراه پیامبر باشد و او را همچون بچه شتر به دنبال مادر تعقیب کند امیر مومنین علی علیه السلام می باشد .
..هود : 17 أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَةً أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلا تَكُ في مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ
آيا آن كس كه از جانب پروردگار خويش دليلى روشن دارد وهمیشه همراه او شاهدی از جنس خودش او را همراهی میکند و قبل از او تورات موسی علیه السلام پيشوا و رحمت بوده است ، به چنین کسی ایمان می آورند . و هر گروه ديگرى كه به او كافر شود، جايگاهش در آتش است. در آن شك مكن، كه حق است و از جانب پروردگارت آمده است. ولى بيشتر مردم ايمان نمىآورند. (17)
در این آیه به وضوح میبینید که ایمان به رسول خدا صلی الله علیه وآله شرط ایمان به خدا نامیده شده است .
و به وضوح میبینیم که شخصی همیشه او را همراهی میکند که البته خدا اسم آن شخص را شاهد می نامد و میگوید این شاهد از جنس خود رسول خدا صلی الله علیه وآله می باشد .
نتیجه میگیریم که :
شاهد بر نبوت نبی اکرم دارای تمام علم کتاب است ( بر اساس ایه 43 رعد)
آن شاهد همیشه همراه پیامبر و از جنس اوست ( شاهد منه –منه یعنی از جنس نبی اکرم صلی الله علیه وآله - بر اساس 17 هود )
یک آیه دیگر که علی علیه السلام را از جنس نبی صلی الله علیه وآله معرفی میکند:
برگرفته شده از کتاب یا عاقل باش یا دین دار)
آری علی است که در آیه مباهله نفس رسول خدا معرفی شده و علی است که در ان روز رسول خدا او را به عنوان انفسنا انتخاب کرد همانگونه که زهرا سلام الله علیها را به عنوان نسائنا بر گزید و حسن و حسین علیهما السلام را به عنوان ابنائنا انتخاب کرد
آلعمران : 61 فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبينَ
هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود آن گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.
امیر مومنین علی علیه السلام در مورد این آیه (قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ) میفرمایند : من آن کسی هستم که نزدش تمام علم الکتاب میباشد . و خداوند راست میگوید زیرا به رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسیله ای برای هدایت بشر هدیه داده است و امت و مردم را بدون وسیله ای برای رسیدن به خداو رسولش تنها نگذاشته است وخود خدا میگوید ( ای کسانی که ایمان اورده اید تقوا پیشه کنید وبرای رسیدن به خدا از وسیله استفاده کنید مائده 35 )
عن أمير المؤمنين «1» (عليه السلام)، في قول الله تبارك و تعالى: قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ «2» قال: «أنا هو الذي عنده علم الكتاب». و قد صدقه الله، و قد أعطاه الوسيلة في الوصية و لا تخلى امة من وسيلة إليه و إلى الله تعالى، فقال: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ.
البرهان فى تفسير القرآن، ج3، ص: 92
امام صادق علیه السلام میفرمایند :
کسی که تمام علم کتاب نزد اوست امیر مومنین علی علیه السلام است .
در این هنگام از امام صادق در مورد کسی که قسمتی از علم الکتاب را دارد پرسیده شد که آیا او علمش بیشتر است یا کسی که تمام علم کتاب را دارد ؟
حضرت فرمودند :
علم كسى كه مقدارى از علم كتاب را دارد نسبت به علم كسى كه تمام علم كتاب را دارد به اندازه بال پشه ای است که از آب دريا خیس میشود .
امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: تمام دانشى را كه حضرت آدم از آسمان بزمين فرود آورد و همه امتيازات علمى پيامبران تا خاتم انبياء در اختيار عترت واهل بیت پيامبر خاتم صلی الله علیه واله است.
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج26 160
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ هُوَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ سُئِلَ عَنِ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَعْلَمُ أَمِ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ فَقَالَ مَا كَانَ عِلْمُ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ عِنْدَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ إِلَّا بِقَدْرِ مَا تَأْخُذُ الْبَعُوضَةُ بِجَنَاحِهَا مِنْ مَاءِ الْبَحْرِ وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ أَلَا إِنَّ الْعِلْمَ الَّذِي هَبَطَ بِهِ آدَمُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ جَمِيعَ مَا فُضِّلَتْ بِهِ النَّبِيُّونَ إِلَى خَاتَمِ النَّبِيِّينَ فِي عِتْرَةِ خَاتَمِ النَّبِيِّين
در این بحث شیرین توسط جن و بر تری مومن بر جنیان اثبات ولایت اهل بیت علیهم اسلام صورت گرفت .امید وارم بهره مند شده باشد .
کارگران حضرت سلیمان از جنیان نیز بودند :
سبأ : 12 وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ وَ أَسَلْنا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ مَنْ يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنا نُذِقْهُ مِنْ عَذابِ السَّعيرِ
و باد را مسخّر سليمان كرديم. بامدادان يك ماهه راه مىرفت و شبانگاه يك ماهه راه میرفت . و چشمه مس را برايش جارى ساختيم و گروهى از جنیان به فرمان پروردگارش برايش كار مىكردند و هر كه از آنان سر از فرمان ما مىپيچيد به او عذاب آتش سوزان را مىچشانيديم. (12)
هم انسان و هم جن هر دو دیگران را گمراه میکنند :
فصلت : 25 وَ قَيَّضْنا لَهُمْ قُرَناءَ فَزَيَّنُوا لَهُمْ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ في أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنَّهُمْ كانُوا خاسِرينَ
و برايشان همدمانى مقدر كرديم و آنان حال و آينده را در نظرشان بياراستند. و بر آنها نيز همانند پيشينيانشان از جن و انس، عذاب مقرر شد. زيرا زيانكار بودند. (25)
فصلت : 29 وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا رَبَّنا أَرِنَا الَّذَيْنِ أَضَلاَّنا مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ نَجْعَلْهُما تَحْتَ أَقْدامِنا لِيَكُونا مِنَ الْأَسْفَلينَ
كافران گويند: اى پروردگار ما، آن دو تن را از جن و انس كه ما را گمراه كردند به ما بنمايان، تا پاى بر سر آنها نهيم تا از ما فروتر روند. (29)
بعضی از جنیان نیز مانند انسانها هدایت خدا را نپذیرفتند و گمراه شدند .
الأحقاف : 18 أُولئِكَ الَّذينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ في أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنَّهُمْ كانُوا خاسِرينَ
در باره اينان همان سخن كه در باره امتهاى پيشين از جن و انس گفته شده بود به حقيقت مىپيوندد. اينان زيان كنندگانند. (18)
جنیان نیز مانند انسانها در آسمان و زمین ( کهکشان ) محصور وزندانی هستند
الرحمن : 33 يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلاَّ بِسُلْطانٍ
اى گروه جنيان و آدميان، اگر مىتوانيد كه از كنارههاى آسمانها و زمين بيرون رويد، بيرون رويد. ولى بيرون نتوانيد رفت مگر با داشتن قدرتى. (33)
جنیان متوجه اعجاز قرآن باید بشوند چرا که قرار است قرآن سبب هدایت آنها نیز باشد
الجن : 1 قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً
بگو: به من وحى شده است كه گروهى از جن گوش فرا دادند، و گفتند كه ما قرآنى شگفت شنيديم (1)
پناه بردن به غیر خدا موجب افزایش گمراهی است !!
الجن : 6 وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً
و نيز مردانى بودند از آدميان كه به مردانى از جن پناه مىبردند و بر طغيانشان مىافزودند. (6)
هم جن و هم انسان هر دو دروغ میگویند!!
الجن : 5 وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ تَقُولَ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِباً
و ما مىپنداشتيم كه آدمى و جن در باره خدا دروغ نمىگويند. (5)
چند روایت در مورد جنیان :
..... 290- في عيون الاخبار في باب ما جاء عن الرضا عليه السلام من خبر الشامي و ما سأل عنه أمير المؤمنين عليه السلام في جامع الكوفة حديث طويل و فيه و سألته هل بعث الله تعالى نبيا الى الجن؟ فقال. نعم بعث إليهم نبيا يقال له يوسف فدعاهم الى الله عز و جل فقتلوه.
امام رضا علیه السلام میفرمایند :
شخصی از امیر مومنین علی علیه السلام سوال کرد :
آیا خداوند به سوی جنیان هم نبی فرستاده است ؟
حضرت فرمود : بله برای انها نبیی به نام یوسف فرستاد .یوسف انها را به خدا دعوت کرد برای همین انها یوسف را کشتند .
تفسير نور الثقلين، ص: 768
..... 291- و باسناده الى محمد بن الفضل الصيرفي عن ابى حمزة الثمالي عن ابى جعفر عليه السلام قال في حديث طويل: ان الله عز و جل أرسل محمدا صلى الله عليه و آله الى الجن و الانس.
امام محمد باقر علیه السلام فرمودند :
خداوند تبارک و تعالی محمد صلی الله علیه وآله را به سوی جن و انسان به عنوان رسول خودش فرستاد.
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/10 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
خویشانت را بیم ده
با کسانی که به آیات ما ایمان آوردند و مومنند مهربان باش
اما آنهایی که از کلام خدا سرکشی کردند
از آنها اعلام برائت کن
بر خدا توکل کن
که خدا مهربانی شکست نا پذیر است .
کسانی که متشابهات قرآن را اخذ میکنند دو هدف بیشتر ندارند .
یا برای آنچه خواسته دلشان است دنبال دلیل میگردند
که متشبهات دلیل بر اشتباهات آنها میتواند باشد
یا دنبال فتنه میگردند .
در هر حال :
از کسانی که به متشبهات قرآن عمل میکنند دوری کن
که آنها عصیان و نافرمانی خدا و رسولش را کردند
بر آنها حجت تمام است
بر تو نیز
پس بر خدایت توکل کن
و از آنها دوری کن .
سوره شعراء
وَ أَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ(214)
وَ اخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ(215)
فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنىِّ بَرِىءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ(216)
وَ تَوَكلَْ عَلىَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ(217)
و خويشاوندان نزديكت را بترسان ! (214)
و بال و پر مهربانی خود را براى مؤمنانى كه از تو پيروى مىكنند بگستر! (215)
پس اگر تو را نافرمانى كردند بگو: «من از آنچه شما انجام مىدهيد بيزارم!» (216)
و بر خداوند عزيز و رحيم توكّل كن! (217)
یکی از فرمانهای خدا دوری از متشابهات است
در حالی که آنها برای القاء مقاصد زشت خود به متشابهات پناهنده میشوند
از آنها دوری کن .
آلعمران : 7 هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ
خداوند كسى است كه اين كتاب را بر تو نازل كرد، كه قسمتى از آن کتاب، آيات «محكم» [صريح و روشن] است كه اساس اين كتاب مىباشد و قسمتى از آن، «متشابه» است [آياتى كه به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات ديگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مىرود ولى با توجه به آيات محكم، تفسير آنها آشكار مىگردد.]
اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنهانگيزى كنند (و مردم را گمراه سازند) و تفسير براى آن مىطلبند در حالى كه تفسير آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمىدانند. راسخون کسانی هستند كه مىگويند: «ما به همه آن ايمان آورديم همه قرآن از طرف پروردگارِ ماست.» والبته جز انسانهای عاقل کسی ، متذكر به این مطلب نمیشود.
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/04 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
رگ گردنت را خواهم زد .
با دست قدرتم تو را خواهم گرفت .
و با دیگری گردنت را خواهم زد .
میخواستی آنها را جذب دین کنی؟!!!
میخواستی سر سازشِ با آنها را باز کنی؟!!!
به چه قیمیتی؟
به قیمت کوتاه آمدن از سخنان من ؟
به قیمت دروغ بستن به من ؟
آنها هم همین را میخواهند .
آنها میخواهند کمی در دین خود سست شوی.
آنها میخواهند کمی کوتاه بیایی .
تا غیر آن چیزی که به تو وحی کرده ام را به من نسبت دهی .
اگر این کار را میکردی آنها یقینا با تو دوست می شدند .
واگر دستت را نگرفته بودم ؛
ویاریت نکرده بودم ،
تو مرتکب چنین خطایی میشدی .
نزدیک بود کمی ، اندکی ،کمی، به سمت آنها و خواسته هاشان نزدیک شوی.
میخواستی دلهاشان را بدست آوری ،
تا به این بهانه آنها را به دین خود متمایل کنی،
یاریت کردم .
اجازه ندادم چنین کاری را بکنی .
اما اگر مرتکب چنین کاری میشدی ...
رگ گردنت را میزدم .
زندگی را برایت تلخ میکردم .
عذاب دنیا و آخرت را بر تو نازل میکردم .
دوبرابر مشرکین عذابت میکردم .
چه در دنیا و چه در آخرت .
ودیگر هیچ کس نبود که تو را در مقابل من یاری کند .
پیامبر من هستی که هستی .
قرار نیست نزدیکی تو به من مجوز اظهار نظر تو ، در دین من بشود .
.....
این است سخن خدا با بهترین مخلوقاتش .
اشرف انسانهای زمین ،
حتی اگر او خلاف کند ،
یا با دین خدا بازی کند ،
شدید ترین عذابها در انتظار اوست .
شاید خدا میخواهد با فقیهان سخن بگوید .
وبگوید ای متظاهرین فقاهت ،
حواستان را جمع کنید ،
حتی نبی من حق مصلحت اندیشی در مقابل من را ندارد .
(صلوات الله علیه و علی آله الطیبین )
اما چه زیبا فرمود امیرمومنین علی علیه السلام :
می آید زمانی که فقهاء در دین قیاس و مصلحت اندیشی میکنند .
آگاه باشید آنها دشمن دین خدایند .
چرا که دین خداحتی به رسولش اجازه قیاس و مصلحت اندیشی نمیدهد .
وسائلالشيعة 27 52
ٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فِي كِتَابِ آدَابِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع لَا تَقِيسُوا الدِّينَ فَإِنَّ أَمْرَ اللَّهِ لَا يُقَاسُ وَ سَيَأْتِي قَوْمٌ يَقِيسُونَ وَ هُمْ أَعْدَاءُ الدِّينِ
سوره الحاقه
وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ 44
لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ 45
ثمَُّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ 46
اگر او سخنى غیر سخن ما را به ما نسبت،میداد 44
ما او را با دست قدرتمان مىگرفتيم، 45
سپس رگ گردنش را قطع مىكرديم، 46
سوره اسراء
وَ إِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِى أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتَفْترَِىَ عَلَيْنَا غَيرَْهُ وَ إِذًا لاَّتخََّذُوكَ خَلِيلًا 73
وَ لَوْ لَا أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيًْا قَلِيلاً 74
إِذًا لَّأَذَقْنَكَ ضِعْفَ الْحَيَوةِ وَ ضِعْفَ الْمَمَاتِ ثمَُّ لَا تجَِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا 75
76 وَ إِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْها وَ إِذاً لا يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلاَّ قَليلاً
نزديك بود آنها تو را از آنچه بر تو وحى كردهايم فریب دهند ، که غير وحی را به ما نسبت دهى و در آن صورت، با تو دوست میشدند ! 73
و اگر ما تو را ثابت قدم نمىساختيم ، نزديك بود کمی به آنها تمايل پیدا كنى. 74
اگر چنين مىكردى، ما دو برابر مجازات (مشركان) در زندگى دنيا، و دو برابر (مجازات) آنها را بعد از مرگ، تو را عذاب میکردیم سپس در برابر ما، ياورى براى خود نمىيافتى! ۷۵
و نزديك بود (با نيرنگ و توطئه) تو را از اين سرزمين بلغزانند، تا از آن بيرونت كنند! و هر گاه چنين مىكردند، (گرفتار مجازات سخت الهى شده،) و پس از تو، جز مدت كمى باقى نمىماندند! (76)
برای این که متوجه شان رسول صلی الله علیه و آله باشیم خداوند در آیه ۷۶ اسراء میفرماید:
شما تصمیم داشتید که او را بیرون کنید
و اگر این کار را میکردید بعد از او جز مدتی کم زنده نمی ماندید
تا این حد وجود او با ارزش است که حیات شما بسته به حیات اوست
نبود او مساوی با نابودی شماست .
با این حال اگر در کار وحی خطایی میکرد همان که گفتم با او میکردم
سایر افراد که باید حساب کار خویش کنند !!!
این پست رو در همین موضوع حتما بخونید .نوشته امروز من دنباله این مطلب هست :
فقیه موضوعیتی در دین ندارد و نباید داشته باشد
رد فقیهی که مبتنی بر حکم خدا فتوا میدهد و عادل است چه حکمی دارد ؟
رگ گردن رسول خدا مهمتر است یا رگ گردن فقیهان ؟
عمل به حکم خدا واجب است نه تقلید
در پستی بعدی قصد دارم به یاری خدا جایگاه رسول خدا صلی الله علیه وآله و عظمت او را در پیشگاه خدا برایتان تبیین کنم .تا ببینم چقدر خدا نسبت به احکامش دقیق است و حتی از بهترین مخلوقاتش نخواهد گذشت چه رسد به دیگران .
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/01 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم
سایر موضوعات مرتبط با این موضوع :
آیا اهل کتاب کافرند ؟ ....و..... مجوس اهل کتاب نیستند
شروع بحث :
رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند :
دو روز از روزهای شما را خداوند تبارک و تعالی با دو روز دیگر تعویض کرد :
روز نوروز و روز مهرگان را
با عید فطر و عید قربان .
مستدركالوسائل 6 153
اثبات حرمت شباهت به کفار توسط نه آیه قرآن و روایات :
يكي از مسائلي كه هيچ گونه ترديد و ابهامي در آن راه ندارد مسئله حرام بودن شباهت به كفار و دشمنان خدا ميباشد.
ابتدائا، اين حكم را توسط آيات قرآن اثبات ميكنيم و در نهايت بيان ميكنيم كه جشن هاي عيد نوروز ، جشن چهار شنبه صوري ، اسپندگان ،و... چون از رسم هاي زردشتيان ميباشد، حرام است ؛ چرا كه انجام اين كارها سبب شباهت پيدا كردن به قوم زردشت و پيروي كردن و محبت پيدا كردن به آنها ميشود.
در حالي كه هر سه موضوع ، يعني هم شباهت به كفار ، هم اطاعت و پيروي از كفار ، و هم محبت به كفار از جمله كارهايي است كه صريحا خداوند در قرآن از آنها نهي كرده است .
بر اين اساس هر موضوعي كه تحت عنوان عام و اصل حرمت شباهت به كفار و مشركين برود، حرام خواهدبود .
چه مربوط به كيفيت لباس پوشيدن باشد ؛چه مربوط به نحوه آرايش ظاهري ،و چه مربوط به افعال ظاهري و جشنهاي آنها.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1).وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ وَ لَوْ يَرَى الَّذينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَميعاً وَ أَنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعَذابِ (165) البقرة
و از مردم، كساني كه معبودهايى غير از خداوند براى خود انتخاب مىكنند و آنها را همچون خدا دوست مىدارند. والبته كساني كه ايمان دارند، محبتشان براي خدا شديدتر است. اما آنهايي كه براي خدا همتا قرار دادند و با اين كارشان ستم كردند،هنگامى كه عذاب را ببينند،خواهند دانست كه تمامِ قدرتها ، از آنِ خداست و خدا داراى مجازات شديد است .
(2) لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ في شَيْءٍ إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصيرُ (28) آلعمران
افراد با ايمان نبايد به جاى مؤمنان، كافران را دوست و سرپرست خود انتخاب كنند و هر كس چنين كاري بكند، هيچ رابطهاى با خدا نخواهد داشت .
مگر اينكه ازكفار بترسد و به اين خاطرتقيّه كنيد . خداوند شما را از (نافرمانى) خود، بر حذر مىدارد و بازگشت (شما) به سوى خداست. (28)
(3) يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَكُمْ وَ إِخْوانَكُمْ أَوْلِياءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإيمانِ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (23) التوبة
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اگر پدران شما و برادران شما، كفر را بر ايمان ترجيح دادند، آنها را ولىّ و دوست خود قرار ندهيد! و هر كس از شما كه از آنها پيروي كند ،از ستمگران ميباشد! (23)
(4) أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ لَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لاَ الْمُؤْمِنينَ وَليجَةً وَ اللَّهُ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ (16) التوبة
آيا گمان كرديد كه (به حال خود) رها مىشويد در حالى كه هنوز كسانى كه از شما جهاد كردند، و غير از خدا و رسولش و مؤمنان را محرم اسرار خويش انتخاب ننمودند، (از ديگران) مشخّص نشدهاند؟! (بايد آزمون شويد و صفوف از هم جدا گردد) و خداوند به آنچه عمل مىكنيد، آگاه است! (16)
(5) أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ وَ يَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ (14) المجادلة
آيا نديدى كسانى را كه طرح دوستى با گروهى كه مورد غضب خدا بودند ريختند؟! نه آنها از شما هستند و نه از كفار .به دروغ قسم ميخورند در حالى كه خودشان مىدانند .
6) لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ في قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (22) المجادلة
هيچ گروهي را پيدا نخواهي كردكه ايمان به خدا و روز قيامت داشته باشند اما با دشمنان خدا و رسولش دوستى كنند، هر چندآن دشمنان خدا ، پدرانشان يا فرزندانشان يا برادرانشان يا خويشاوندانشان باشند .مومنين كسانى هستند كه خدا ايمان را بر صفحه دلهاشان نوشته و با روحى از ناحيه خودش آنها را تقويت كرده است . و آنها را در باغهايى از بهشت وارد خواهد كرد كه نهرها از زيرآن باغها جارى است، آنها براي هميشه در آن باغ ها مىمانند. در حالي كه خدا از آنها خشنود است، و آنان نيز از خدا خشنودند آنها «حزب اللَّه» اند بدانيد «حزب اللَّه» پيروزان و رستگارانند. (22)
(7) يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً في سَبيلي وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتي تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَيْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبيلِ (1) المُمتَحنَة
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! دشمن من و دشمن خودتان را به عنوان دوستاني كه به آنها اظهار محبّت مىكنيدانتخاب نكنيد . در حالى كه آنها به آنچه از حقّ براى شما آمده كافر شدهاند و رسول اللَّه و شما را به خاطر ايمان به خداوندى كه پروردگار همه شماست از شهر و ديارتان بيرون ميكنند .البته اگر شما براى جهاد در راه من و جلب خشنوديم هجرت كردهايد.
ولي شما مخفيانه با آنها رابطه دوستى برقرار مىكنيد در حالى كه من به آنچه پنهان يا آشكار مىسازيد از همه داناترم! و هر كس از شمابا آنها دوستي كند، از راه راست گمراه شده است! (1)
(8) قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ في إِبراهيمَ وَ الَّذينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلاَّ قَوْلَ إِبْراهيمَ لِأَبيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَ ما أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا وَ إِلَيْكَ الْمَصيرُ (4) المُمتَحنَة
در زندگى ابراهيم و كسانى كه با او بودند ؛براى شما سرمشق خوبى وجود داشت،البته در آن هنگامى كه به قوم (مشرك) خود گفتند: ما از شما و آنچه غير از خدا مىپرستيد بيزاريم ما نسبت به شما كافريم و ميان ما و شما عداوت و دشمنى هميشگى آشكار شده است مگر اين كه به خداى يگانه ايمان بياوريد!- تمام زندگي ابراهيم براي شما الگوست به جزآن سخني كه ابراهيم به پدرش گفت، كه براى تو استغفار خواهم كرد ، و در عين حال در برابر خداوند براى تو مالك چيزى نيستم (و اختيارى ندارم)!- پروردگارا! ما بر تو توكّل كرديم و به سوى تو بازگشتيم، و همه فرجامها بسوى تو است! (4)
(9) يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَما يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحابِ الْقُبُورِ (13) المُمتَحنَة
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از گروهي كه خداوند به آنها غضب كرده پيروي نكنيد آنان از آخرت مأيوسند همانگونه كه كفار مدفون در قبرها مأيوس مىباشند!
رواياتي كه بيانگر حرمت شباهت به كفار ميباشد:
امام صادق عليه السلام از قول پدارنشان ميفرمايند :
خداوند به يكي از انبياء وحي كرد كه به قومت بگو :
هرگز لباس دشمن من را نپوشيد . غداي دشمنان من را نخوريد . و شكل وشمائل دشمنان من را به خود نگيريد كه در آن صورت دشمن من خواهيد بود همانگونه كه آنها دشمن من هستند .
(1) مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّار عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ أَوْحَى اللَّهُ إِلَى نَبِيٍّ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ أَنْ قُلْ لِقَوْمِكَ لَا يَلْبَسُوا لِبَاسَ أَعْدَائِي وَ لَا يَطْعَمُوا طَعَامَ أَعْدَائِي وَ لَا يُشَاكِلُوا بِمَشَاكِلِ أَعْدَائِي فَيَكُونُوا أَعْدَائِي كَمَا هُمْ أَعْدَائِي . تهذيبالأحكام ج : 6 ص : 172
امام صادق عليه السلام فرمودند:
امير مومنين علي عليه السلام پيوسته ميفرمودند :
هميشه اين امت اسلامي در نيكي و خير به سر ميبرد تا زماني كه لباس غير خودشان را نپوشند و مانند غير خودشان غذا نخورند ولي زماني كه اين چنين كنند خداوند مهر ذلت را بر پيشاني آنها ميكوبد.
(3) أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ فِي الْمَحَاسِنِ عَنْ أَبِيه عن عبد الله بن المغيرة عن طلحة بن زيد عن أبي عبد الله ع قال كان أمير المؤمنين ع يقول لا تزال هذه الأمة بخير ما لم يلبسوا لباس العجم و يطعموا العجم فإذا فعلوا ذلك ضربهم الله بالذل . المحاسن ج : 2 ص : 410
امام صادق عليه السلام فرمودند :
پيامبر صلي الله عليه وآله فرمودند:
نان را با چاقو نبريد بلكه نان را با دستان ببريد يا اينكه براي شما ببرند .وبااين كارتان با با عجم ( غير مسلمين )مخالفت كنيد .
(5) أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ إِدْرِيسَ بْنِ يُوسُفَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا تَقْطَعُوا الْخُبْزَ بِالسِّكِّينِ وَ لَكِنِ اكْسِرُوهُ بِالْيَدِ وَ لْيُكْسَرْ لَكُمْ خَالِفُوا الْعَجَمَ . الكافي ج : 6 ص : 304
امام صادق عليه السلام فرمودند:
آستانه در خانه هايتان را جارو كنيد و مانند يهود نباشيد .
(7) الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع اكْنُسُوا أَفْنِيَتَكُمْ وَ لَا تَشَبَّهُوا بِالْيَهُودِ . الكافي ج : 6 ص : 531
امام رضا عليه السلام فرمودند:
جارو كردن آستانه خانه روزي باعث زيادي روزي ميشود.
و بعضي از اصحاب ما روايت كردند كه امام رضا عليه السلام فرمودند:
پيامبر خدا صلي الله عليه وآله فرمودند:
آستانه در خانه هايتان را جارو كنيد و مانند يهود نباشيد .
(8) أحمد بن محمد بن خالد عن أبيه عن ابن أبي عمير عن الحسين بن عثمان قال رأيت أبا الحسن الرضا ع قال كنس الفناء يجلب الرزق و روى بعض أصحابنا قال قال رسول الله ص اكنسوا أفنيتكم و لا تشبهوا باليهود . المحاسن ج : 2 ص : 24 - و في مكارمالأخلاق ص : 127 ( عنه ع قال قال رسول الله ص
اكنسوا أفنيتكم و لا تشبهوا باليهود ) .
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند: موي بالاي لب را كوتاه كنيد و ريش خود را رها كنيد و خود را شبيه يهود نكنيد .
(9) وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص حُفُّوا الشَّوَارِبَ وَ أَعْفُوا اللِّحَى وَ لَا تَشَبَّهُوا بِالْيَهُود ِ. منلايحضرهالفقيه ج : 1 ص : 130
پيامبر اكرم صلي الله عليه واله فرمودند :
موهاي سفيد خود را رنگ كنيد و مانند يهود و نصارا نباشيد .
(10) حدثنا أبو أحمد محمد بن جعفر البندار الشافعي الفرغاني بفرغانة قال حدثنا أبو بكر مسعدة بن أسمع قال حدثنا أبو عمرو أحمد بن حازم بن محمد بن يونس بن محمد بن حازم أبي غرزة الغفاري صاحب رسول الله ص قال أحمد أخبرنا محمد بن كناسة أبو يحيى الأسدي قال حدثنا هشام بن عروة عن عثمان بن عروة عن أبيه عن الزبير بن العوام قال قال رسول الله ص غيروا الشيب و لا تتشبهوا باليهود و النصارى . الخصال ج : 2 ص : 498
پيامبراكرم صلي الله عليه واله فرمودند :
موهاي بالاي لب را كوتاه كنيد و محاسن را رها كنيد و خود را شبيه زردتشت نكنيد .
13) الْحُسَيْن بْن إِبْرَاهِيمَ الْمُكَتِّبِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ الْأَسَدِيِّ عَنْ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ النَّخَعِيِّ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ غُرَابٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص حُفُّوا الشَّوَارِبَ وَ أَعْفُوا اللِّحَى وَ لَا تَشَبَّهُوا بِالْمَجُوسِ . معانيالأخبار ص : 291
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمودند: همانا زردشت ريشهاى خود را قيچي ميكردند و سبيلها را بزرگ و كلفت ميكردند و ما بر خلاف آنها پشت لبها را كوتاه ميكنيم و ريش هايمان را بلند ميگذاريم و اين خلقت اصلي انسان است .
(15) وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ الْمَجُوسَ جَزُّوا لِحَاهُمْ وَ وَفَّرُوا شَوَارِبَهُمْ وَ إِنَّا نَجُزُّ الشَّوَارِبَ وَ نُعْفِي اللِّحَى وَ هِيَ الْفِطْرَةُ منلايحضرهالفقيه ج : 1 ص : 130
امير مومنين علي عليه السلام زماني كه به اصحابشان درس ميدادند فرمودند : لباس سياه نپوشيد كه اين لباس، لباس فرعون بوده است .
(16) وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فِيمَا عَلَّمَ أَصْحَابَهُ لَا تَلْبَسُوا السَّوَادَ فَإِنَّهُ لِبَاسُ فِرْعَوْن . منلايحضرهالفقيه ج : 1 ص : 251
پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله فرمودند :
گوشت پخته شده را با چاغو در سر سفره قطعه قطعه نكنيد كه اين كار خارجی هاست بلكه گوشت را با دندان بخوريد كه اين كار راحت تر و گوارا تر است .
(17) الْقُطْبُ الرَّاوَنْدِيُّ فِي دَعَوَاتِهِ، عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ لَا تَقْطَعُوا اللَّحْمَ بِالسِّكِّينِ عَلَى الْمَائِدَةِ فَإِنَّهُ مِنْ فِعْلِ الْأَعَاجِمِ وَ انْهَشْهُ فَإِنَّهُ أَهْنَأُ وَ أَمْرَأُ . الدعوات ص : 154 و طبالنبي للْمُسْتَغْفِرِيُّ (ص) ص : 24
حرمت تشبه به كفار در مسئله عيد نوروز:
رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند :
دو روز از روزهای شما را خداوند تبارک و تعالی با دو روز دیگر تعویض کرد :
روز نوروز و روز مهرگان را
با عید فطر و عید قربان .
مستدركالوسائل 6 153 32- باب نوادر ما يتعلق بأبواب صلاة
6676- 5- الْقُطْبُ الرَّاوَنْدِيُّ فِي لُبِّ اللُّبَابِ، عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص قَالَ إِنَّ اللَّهَ أَبْدَلَكُمْ بِيَوْمَيْنِ يَوْمَيْنِ بِيَوْمِ النَّيْرُوزِ وَ الْمِهْرَجَانِ الْفِطْرَ وَ الْأَضْحَى
امام موسي كاطم عليه السلام در اين روز تمام هديه ها را به پيرمردي كه در فضيلت امام حسين عليه السلام شعر گفته بود بخشدند .
متن روايت خصوصا جايي كه امام عنوان امير مومنين را كه از صفات خاص امام اول است بر منصور به كار بردند بيانگر فشار شديد و اجبار ميباشد .
در هر حال امام حضور در مجلس تبريك عيد نوروز را سبب زنده كردن سنتي دانستند كه رسول خدا صلي الله عليه وآله با آوردن اسلام آن را از بين برده بود.
متن روايت :
حكايت شده كه منصور دوانيقى از امام موسى بن جعفر عليه السّلام درخواست كرد كه در عيد نوروز در مجلسي بنشيند تا مردم براى تبريك و تهنيت و دادن پيشكش خدمت حضرت برسند .حضرت در جوابش فرمودند:
من تمام اخبار جدم رسول خدا را جستجو كرده ام ولي خبرى راجع به اين عيد نيافتم . اين سنت ايرانى هاست كه اسلام آن را از بين برده است ومن هرگز چيزى را كه اسلام از بين برده باشد زنده نخواهم كرد .
منصور پيغام داد كه ما اين كار را به خاطرسياست لشكرى انجام ميدهيم . شما را بخداى بزرگ قسم ميدهم كه در مجلس حاضر شويد. امام قبول كرد ودر مجلس حاضر شد و امراء و وزراء و فرمانروايان و سپهداران براى عرض تبريك مىآمدند و هر كدام هديه و تحفهاى را پيشكش ميكردند.
خادم منصور، بالاى سرامام ايستاده بود و هر چه كه مىآوردند صورت بر داري ميكرد.
در انتهاء جلسه پيرمرد كهنسالى وارد شد و عرض كرد: من مرد فقيرى هستم كه وضع مالىام خوب نبوده تا براى شما هديه بياورم.
اما سه شعر جد من در باره جد شما حسين بن على عليه السّلام سروده كه همانها را بعنوان هديه به شما تقديم ميكنم :
عجبت لمصقول علاك فرنده يوم الهياج و قد علاك غبار
و لا سهم نفذتك دون حرائر يدعون جدك و الدموع غزار
الا تغضغضت السهام و عاقها عن جسمك الاجلال و الاكبار
امام فرمود: هديه تو را پذيرفتم . بنشين .آفرين خدا به تو بركت بدهد .
در اين موقع رو به خادم كردند و فرمودند: برو پيش امير المؤمنين
( از اين كه اين كلمه و صفت كه مخصوص اميرمومنين علي عليه السلام مي باشد و بارها معصومين فرموده اند كه هركسي غير امام اول به اين صفت ناميده شود كافر است ميتوان فهميد كه حضرت تحت فشار شديد بوده اند . براي همين حضور در مجلس را پذيرفته اند ).
حضرت فرمودند برو و به اميرت ، صورت هديهها را نشان بده و بپرس آنها را چه بايد كرد. خادم رفت پس از زمان كوتاهي برگشت و گفت: امير المؤمنين همه آنها را به شما بخشيده و گفته است هر كاري كه ميخواهيد با آنها بكنيد. امام عليه السّلام به پيرمرد فرمود :تمام اين مال را من به تو بخشيدم همه را جمع كن و ببر .
(20) و حكي أن المنصور تقدم إلى موسى بن جعفر بالجلوس للتهنئة في يوم النيروز و قبض ما يحمل إليه فقال ع إني قد فتشت الأخبار عن جدي رسول الله ص فلم أجد لهذا خبرا و إنه سنة للفرس و محاها الإسلام و معاذ الله أن نحيي ما محاه الإسلام فقال المنصور إنما نفعل هذا سياسة للجند فسألتك بالله العظيم إلا جلست فجلس و دخلت عليه الملوك و الأمراء و الأجناد يهنونه و يحملون إليه الهدايا و التحف و على رأسه خادم المنصور يحصي ما يحمل فدخل في آخر الناس رجل شيخ كبير السن فقال له يا ابن بنت رسول الله إنني رجل صعلوك لا مال لي أتحفك بثلاث أبيات قالها جدي في جدك الحسين بن علي ع
عجبت لمصقول علاك فرنده يوم الهياج و قد علاك غبار
و لا سهم نفذتك دون حرائر يدعون جدك و الدموع غزار
أ لا تقضقضت السهام و عاقها عن جسمك الإجلال و الإكبار
قال قبلت هديتك اجلس بارك الله فيك و رفع رأسه إلى الخادم و قال امض إلى أمير المؤمنين و عرفه بهذا المال و ما يصنع به فمضى الخادم و عاد و هو يقول كلها هبة مني له يفعل به ما أراد فقال موسى للشيخ اقبض جميع هذا المال فهو هبة مني لك . المناقب ج : 4 ص : 318
ذكر ساير روايات مربوط به باب :
- و در الأمان ص : 60 ( قال الطبرسي رحمه الله و روى ) و ذكر مثله .
(18) عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ حَدَّثَتْنِي أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ قَالَتْ كُنْتُ عِنْدَ فَاطِمَةَ جَدَّتِكَ إِذْ دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ فِي عُنُقِهَا قِلَادَةٌ مِنْ ذَهَبٍ كَانَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع اشْتَرَاهَا لَهُ مِنْ فَيْءٍ لَهُ فَقَالَ النَّبِيُّ ص لَا يَغُرَّنَّكَ النَّاسُ أَنْ يَقُولُوا بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ عَلَيْكَ لِبَاسُ الْجَبَابِرَةِ فَقَطَعَتْهَا وَ بَاعَتْهَا وَ اشْتَرَتْ بِهَا رَقَبَةً فَأَعْتَقَتْهَا فَسُرَّ رَسُولُ اللَّهِ ص بِذَلِكَ . صحيفةالرضا(ع) ص : 82
- و سند رواية در صحيفةالرضا(ع) ص : 39
(19) بِالْأَسَانِيدِ الثَّلَاثَةِ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع أَنَّهُ قَالَ حَدَّثَتْنِي أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ قَالَتْ كُنْتُ عِنْدَ فَاطِمَةَ ع إِذْ دَخَلَ عَلَيْهَا رَسُولُ اللَّهِ ص وَ فِي عُنُقِهَا قِلَادَةٌ مِنْ ذَهَبٍ كَانَ اشْتَرَاهَا لَهَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع مِنْ فَيْءٍ فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ ص يَا فَاطِمَةُ لَا يَقُولُ النَّاسُ إِنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ مُحَمَّدٍ تَلْبَسُ لِبَاسَ الْجَبَابِرَةِ فَقَطَعَتْهَا وَ بَاعَتْهَا وَ اشْتَرَتْ بِهَا رَقَبَةً فَأَعْتَقَتْهَا فَسُرَّ بِذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ ص . عيونأخبارالرضا(ع) ج : 2 ص :44
- و فى المناقب ج : 3 ص : 342 ( و في مسند الرضا ع أنه قال لا يغرنك الناس أن يقولوا بنت محمد و عليك لبس الجبابرة فقطعتها و باعتها و اشترت بها رقبة فأعتقتها فسر رسول الله ص بذلك ) .
اسناد مكرر:
- و در منلايحضرهالفقيه ج : 1 ص : 252 وَ رَوَى إِسْمَاعِيلُ بْنُ مُسْلِمٍ عَنِ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ قَالَ أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِهِ قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ لَا يَلْبَسُوا لِبَاسَ أَعْدَائِي وَ لَا يَطْعَمُوا مَطَاعِمَ أَعْدَائِي وَ لَا يَسْلُكُوا مَسَالِكَ أَعْدَائِي فَيَكُونُوا أَعْدَائِي كَمَا هُمْ أَعْدَائِي .
(2) أَخْبَرَنَا مُحَمَّدٌ حَدَّثَنِي مُوسَى قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ أَوْحَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَى نَبِيٍّ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ قُلْ لِقَوْمِكَ لَا يَلْبَسُوا لِبَاسَ أَعْدَائِي وَ لَا يَطْعَمُوا مَطَاعِمَ أَعْدَائِي وَ لَا يَتَشَكَّلُوا بِمَشَاكِلِ أَعْدَائِي فَيَكُونُوا أَعْدَائِي . الجعفريات ص : 234
(4) أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ فِي الْمَحَاسِنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ جَمِيعاً عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ ع أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع كَانَ لَا يُنْخَلُ لَهُ الدَّقِيقُ وَ كَانَ ع يَقُولُ لَا تَزَالُ هَذِهِ الْأُمَّةُ بِخَيْرٍ مَا لَمْ يَلْبَسُوا لِبَاسَ الْعَجَمِ وَ يَطْعَمُوا أَطْعِمَةَ الْعَجَمِ فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ ضَرَبَهُمُ اللَّهُ بِالذُّلِّ . المحاسن ج : 2 ص : 440
(6) عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ لَا تَقْطَعُوا الْخُبْزَ بِالسِّكِّينِ وَ لَكِنِ اكْسِرُوهُ بِالْيَدِ وَ خَالِفُوا الْعَجَمَ . الكافي ج : 6 ص : 304
(14) و قال النبى ص أحفوا الشوارب و أعفوا اللحى و لا تتشبهوا باليهود . مكارمالأخلاق ص : 67
(11) حدثنا أبو محمد محمد بن عبد الله الشافعي بفرغانة قال أخبرنا أبو جعفر محمد بن جعفر الأشعث قال حدثنا أبو حاتم محمد بن إدريس قال حدثنا محمد بن عبد الله الأنصاري عن محمد بن عمرو بن علقمة عن أبي سلمة عن أبي هريرة قال قال رسول الله ص غيروا الشيب و لا تتشبهوا باليهود و النصارى . الخصال ج : 2 ص : 498
- و در غررالحكم ص : 481 ( غيروا الشيب و لا تشبهوا باليهود ) .
(12) مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ الرَّضِيُّ الْمُوسَوِيُّ فِي نَهْجِ الْبَلَاغَةِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص غَيِّرُوا الشَّيْبَ وَ لَا تَشَبَّهُوا بِالْيَهُودِ فَقَالَ إِنَّمَا قَالَ النَّبِيُّ ص ذَلِكَ وَ الدِّينُ قُلٌّ وَ أَمَّا الْآنَ وَ قَدِ اتَّسَعَ نِطَاقُهُ وَ ضَرَبَ بِجِرَانِهِ فَامْرُؤٌ وَ مَا اخْتَارَ . نهجالبلاغة ص : 471
روایت مذکور در مفاتیح الجنان ، روایتی در جهت مخالف قرآن و روایات ثابته :
این روایت از این جهات دارای ایراد میباشد :
1) سند آن مرسله و اسناد آن به معلی بن خنیس نا معلوم میباشد .
2) بر فرض صحت و استحکام سند این روایت نه تنها موافقت با متن شریف قرآن ندارد بلکه صریحا مخالف قرآن میباشد . حال آنکه شما مامور به پذیرش موافق قرآن هستید .
3) تاریخ های ذکر شده در متن روایت ، مربوط به ایام مختلفی در طول سال می باشد واز لحاظ تاریخی این ایام نه تنها در یک روز واقع نشده بلکه حتی در روز نوروز هم واقع نشده است .
4) اگر منظور از ذکر تاریخ ها ، تعریف به ماهیت و تبدیل نوروز به هر روزی که در آن واقعه ای خجسته رخ داده باشد ، باز ربطی به روز معین نوروز که در اول فصل بهار است نخواهدداشت ،هرچندازکلمه حَفِظَتْهُ الْعَجَمُ وَ ضَيَّعْتُمُوهُ مشخص میشود منظور از نوروز در این روایت همان نوروز مصطلح میباشد .
وسائلالشيعة 8 173
عَنِ الْمُعَلَّى أَيْضاً قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي صَبِيحَةِ يَوْمِ النَّيْرُوزِ فَقَالَ يَا مُعَلَّى أَ تَعْرِفُ هَذَا الْيَوْمَ قُلْتُ لَا وَ لَكِنَّهُ يَوْمٌ تُعَظِّمُهُ الْعَجَمُ وَ تَتَبَارَكُ فِيهِ قَالَ كَلَّا وَ الْبَيْتِ الْعَتِيقِ الَّذِي بِبَطْنِ مَكَّةَ مَا هَذَا الْيَوْمُ إِلَّا لِأَمْرٍ قَدِيمٍ أُفَسِّرُهُ لَكَ حَتَّى تَعْلَمَهُ قُلْتُ تَعَلُّمِي هَذَا مِنْ عِنْدِكَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ تَعِيشَ أَتْرَابِي وَ يُهْلِكَ اللَّهُ أَعْدَاءَكُمْ قَالَ يَا مُعَلَّى يَوْمُ النَّيْرُوزِ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي أَخَذَ اللَّهُ فِيهِ مِيثَاقَ الْعِبَادِ أَنْ يَعْبُدُوهُ وَ لَا يُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ أَنْ يَدِينُوا لِرُسُلِهِ وَ حُجَجِهِ وَ أَوْلِيَائِهِ وَ هُوَ أَوَّلُ يَوْمٍ طَلَعَتْ فِيهِ الشَّمْسُ وَ هَبَّتْ فِيهِ الرِّيَاحُ اللَّوَاقِحُ وَ خُلِقَتْ فِيهِ زَهْرَةُ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي اسْتَوَتْ فِيهِ سَفِينَةُ نُوحٍ عَلَى الْجُودِيِّ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي أَحْيَا اللَّهُ فِيهِ الْقَوْمَ الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي كَسَرَ فِيهِ إِبْرَاهِيمُ أَصْنَامَ قَوْمِهِ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي حَمَلَ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلِيّاً ع عَلَى مَنْكِبَيْهِ حَتَّى رَمَى أَصْنَامَ قُرَيْشٍ مِنْ فَوْقِ الْبَيْتِ الْحَرَامِ وَ هَشَّمَهَا الْخَبَرَ بِطُولِهِ
مستدركالوسائل ج : 6 ص : 353
6972- 1- الْبِحَارُ، رَأَيْتُ فِي بَعْضِ الْكُتُبِ الْمُعْتَبَرَةِ رَوَى فَضْلُ اللَّهِ بْنُ عَلِيِّ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْعَبَّاسِ الدُّورْيَسْتِيِّ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ جَعْفَرِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ عَلِيٍّ الْمُونِسِيِّ الْقُمِّيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ بِلَالٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ يُوسُفَ عَنْ حَبِيبٍ الْخَيْرِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ الصَّائِغِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع يَوْمَ النَّيْرُوزِ فَقَالَ أَ تَعْرِفُ هَذَا الْيَوْمَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا يَوْمٌ تُعَظِّمُهُ الْعَجَمُ وَ تَتَهَادَى فِيهِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقُ علیه السلام وَ الْبَيْتِ الْعَتِيقِ الَّذِي بِمَكَّةَ مَا هَذَا إِلَّا لِأَمْرٍ قَدِيمٍ أُفَسِّرُهُ لَكَ حَتَّى تَفْهَمَهُ قُلْتُ يَا سَيِّدِي إِنْ عُلِمَ هَذَا مِنْ عِنْدِكَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ يَعِيشَ أَمْوَاتِي وَ تَمُوتَ أَعْدَائِي فَقَالَ يَا مُعَلَّى إِنَّ يَوْمَ النَّيْرُوزِ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي أَخَذَ اللَّهُ فِيهِ مَوَاثِيقَ الْعِبَادِ أَنْ يَعْبُدُوهُ وَ لَا يُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ أَنْ يُؤْمِنُوا بِرُسُلِهِ وَ حُجَجِهِ وَ أَنْ يُؤْمِنُوا بِالْأَئِمَّةِ ع وَ هُوَ أَوَّلُ يَوْمٍ طَلَعَتْ فِيهِ الشَّمْسُ وَ هَبَّتْ فِيهِ الرِّيَاحُ وَ خُلِقَتْ فِيهِ زَهْرَةُ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي اسْتَوَتْ فِيهِ سَفِينَةُ نُوحٍ عَلَى الْجُودِيِّ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي حَمَلَ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ صلی الله علیه وآله عَلَى مَنْكِبِهِ حَتَّى رَمَى أَصْنَامَ قُرَيْشٍ مِنْ فَوْقِ الْبَيْتِ الْحَرَامِ فَهَشَمَهَا وَ كَذَلِكَ إِبْرَاهِيمُ علیه السلام وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي أَمَرَ النَّبِيُّ صلی الله علیه وآله أَصْحَابَهُ أَنْ يُبَايِعُوا عَلِيّاً علیه السلام بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي وَجَّهَ النَّبِيُّ ص عَلِيّاً علیه السلام إِلَى وَادِي الْجِنِّ يَأْخُذُ عَلَيْهِمُ الْبَيْعَةَ لَهُ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي بُويِعَ فِيهِ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فِيهِ الْبَيْعَةَ الثَّانِيَةَ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي ظَفِرَ فِيهِ بِأَهْلِ نَهْرَوَانَ وَ قَتَلَ ذَا الثُّدَيَّةِ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي يَظْهَرُ فِيهِ قَائِمُنَا وَ وُلَاةُ الْأَمْرِ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي يَظْفَرُ فِيهِ قَائِمُنَا ع بِالدَّجَّالِ فَيَصْلِبُهُ عَلَى كُنَاسَةِ الْكُوفَةِ وَ مَا مِنْ يَوْمِ نَيْرُوزٍ إِلَّا وَ نَحْنُ نَتَوَقَّعُ فِيهِ الْفَرَجَ لِأَنَّهُ مِنْ أَيَّامِنَا وَ أَيَّامِ شِيعَتِنَا حَفِظَتْهُ الْعَجَمُ وَ ضَيَّعْتُمُوهُ أَنْتُمْ وَ قَالَ إِنَّ نَبِيّاً مِنَ الْأَنْبِيَاءِ سَأَلَ رَبَّهُ كَيْفَ يُحْيِي هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ الَّذِينَ خَرَجُوا فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ أَنْ يَصُبَّ الْمَاءَ عَلَيْهِمْ فِي مَضَاجِعِهِمْ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ هُوَ أَوَّلُ يَوْمٍ مِنْ سَنَةِ الْفُرْسِ فَعَاشُوا وَ هُمْ ثَلَاثُونَ أَلْفاً فَصَارَ صَبُّ الْمَاءِ فِي النَّيْرُوزِ سُنَّةً الْخَبَرَ
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/12/23 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
قبل از شروع متن این پست به معرفی دو پست دیگر میپردازیم که به بیان چگونگی تشخیص روایات دروغین از روایات صحیح پرداخته است
با توجه با این که خود رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند :
تعداد کسانی که به من دروغ می بندند ، زیاد شده است و بعد از من نیز زیاد خواهند بود . هر کس عمدا به من دروغ ببندد، جایگاهش در آتش خواهد بود. پس وقتی حدیثی از من برای شما نقل شدآن را به کتاب خدا و سنت من عرضه کنید. آنچه را که با کتاب خدا وسنت من موافق بود بگیرید و آنچه را که مخالف کتاب خدا و سنت من بود رها کنید.
۱) راه درمان جعل و دسیسه در روایات وفاق با قرآن است
۲)رسوایی عمر و ابوبکر در روایات مخالف قرآن
۳) اثبات ولایت توسط روایات موافق با قرآن
به نام خدا
همه با هم درگیرند .
یکی میگوید حرام است .
یکی میگوید حلال است .
یکی میگوید نکنید به صلاحتان نیست .
یکی میگوید چرا این کار را نکرده اید ؟
هر کسی سخنی
و هر سخنی را کسی میگوید .
نه فقط توده مردم ؛
نه !
بلکه حتی مدعیان مسلمانی ،
و نه فقط مردمان مدعی ،
بلکه عالمان به ظاهر عالم ،
و بلکه فقهاء به ظاهر فقیه ،
همه اختلاف دارند .
چاره چیست ؟
آیا راهی جز بازگشت به قرآن وجود دارد؟
قرآن آمده وقصه همه اختلافات را تمام میکند .
قرآن وسیله هدایت است .
راه حق یکیست .
یک راه ، حق است و باقی همه باطل .
قرآن صراط مستقیم و هدایت است .
قرآن رحمت است .
البته برای مومنین .
وخدا هم در روز قیامت با همین قرآن قضاوت خواهد کرد .
النساء : 59 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! خدا را اطاعت كنيد و پيامبر خدا و اولو الأمر را اطاعت كنيد. و هر گاه در چيزى اختلاف داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد البته اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است.
الشورى : 10 وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ فيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنيبُ
در هر چيز اختلاف داشتید ، داوريش با خداست .
اين است خداوند، پروردگار من، بر او توكّل كردهام و به سوى او بازمىگردم!
از این رو امیر مومنین علی علیه السلام فرمود :
رد به خدا ، گرفتن حکمیست که با محکمات قرآن موافقت دارد .
.نهج البلاغه نامه حضرت به مالک اشتر .
تو خود بر صراط حق هستی .
بر خدا توکل کن و نگران این کوردلان نباش .
نکند گمراهی توده مردم تو را در هدفت سست کند .
اما این مطلب برای همه قابل درک نیست .
خودت را به زحمت نینداز.
تو با کسانی که در قبرهای جهالت خفته اند کاری نداشته باش .
گوش آنها کر است0
کرها را که کسی صدا نمیزند!!
آنها به تو پشت کرده اند .
تو هدایت گر کوران از گمراهیشان نیستی .
تو فقط آیات مارا به کسانی میشنوایانی که ایمان به آنها آورده اند واز تسلیم شدگان هستند .
إِنَّ هَاذَا الْقُرْءَانَ يَقُصُّ عَلىَ بَنىِ إِسْرَ ءِيلَ أَكْثرََ الَّذِى هُمْ فِيهِ يخَْتَلِفُونَ(76)
وَ إِنَّهُ لهَُدًى وَ رَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ(77)
إِنَّ رَبَّكَ يَقْضىِ بَيْنهَُم بحُِكْمِهِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ(78)
فَتَوَكلَْ عَلىَ اللَّهِ إِنَّكَ عَلىَ الْحَقِّ الْمُبِينِ(79)
إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتىَ وَ لَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْاْ مُدْبِرِينَ(80)
وَ مَا أَنتَ بهَِادِى الْعُمْىِ عَن ضَلَالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بَِايَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ(81)
اين قرآن بیشتر چيزهايى را كه بنى اسرائيل در آن با هم اختلاف دارند براى آنها بيان مىكند (76)
و وسیله هدايت و رحمت براى مؤمنان است! (77)
پروردگار تو ميان آنها در روز قيامت به حكم خودش داورى مىكند و او قادر داناست. (78)
پس بر خدا توكّل كن، كه تو بر حقّ آشكار هستى! (79)
مسلّماً تو نمىتوانى سخنت را به گوش مردگان برسانى، و نمىتوانى كران را هنگامى كه روى برمىگردانند وبه تو پشت مىكنند دعوت به حق کنی ! (80)
و نيز نمىتوانى كوران را از گمراهيشان نجات دهی . تو فقط ميتوانى سخن خود را به گوش كسانى برسانى كه ايمان به آيات ما دارند و در برابر حق تسليمند! (81)
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/12/18 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
دلهاشان بهاری
رودها زیرشان جاری
سخن آنها حمد خداست .
میگویند: خدایی را شکر ، که مارا هدایت کرد .
اگر راه مارا ، راه خود نمیکرد ؛ ما کسانی نبودیم که راه را ، راه او کنیم .
پرده جهالت ،
غبار غفلت ،
نوامیدی و غرور ،
همه چشمانمان را ،
همه ذات نیکو سرشتمان را ،
همه خوبیهامان را ،
پوشیده بود .
خاکروبه ، به دست انبیاء دادی
و آنهابه یادمان انداختند که تو هستی .
منادی ندا میدهد :
بهشت ارث شماست .
سختی عمل ، نسبت پدری شماست .
وچه ارثی بهتر از بهشت وچه پدری مهربان تر از دست مایه و رنج انسانی؟
دلهاشان بهاری
زبانشان به حمد خداشان جاری
روبه جهنمیان میکنند و از آنها میپرسند :
ما که سخن خدا را حقیقتا یافتیم .
شما چطور؟
آیا وعده خدا را حقیقتا یافتید ؟
اما آن بد بختها حتی اجازه سخن گفتن ندارند .
ندائی بلند میشود ؛
شاید جواب بهشتیان را میدهد ،
که لعنت خدا بر ظالمین است .
وچه کسی ظالم تر از کسی که حکم خدا را زیر پایش میاندازد ؟
حکم خدایش را تکذیب میکند در حالی که خود میداند چه میکند .
ظلمش به خودش ...
وظلم به خود شدید ترین ظلمهاست .
وَ نَزَعْنَا مَا فىِ صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ تجَْرِى مِن تحَْتهِِمُ الْأَنهَْارُ وَ قَالُواْ الحَْمْدُ لِلَّهِ الَّذِى هَدَئنَا لِهَاذَا وَ مَا كُنَّا لِنهَْتَدِىَ لَوْ لَا أَنْ هَدَئنَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالحَْقِّ وَ نُودُواْ أَن تِلْكُمُ الجَْنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ(43)
کینه و حسد را از دل آنها بر میداریم . و از زير آنها، نهرها جريان دارد.
مىگويند: «خدایی را شکر كه ما را به اين مرحله هدایت کرد و اگر خدا ما را هدايت نكرده بود، ما راه نمىيافتيم!
مسلّماً فرستادگان خدا ی ما حق را آوردند!» و (در اين هنگام) به آنان ندا داده مىشود كه: «اين بهشت را در برابر اعمالى كه انجام مىداديد، به ارث برديد!»
وَ نَادَى أَصحَْبُ الجَْنَّةِ أَصحَْابَ النَّارِ أَن قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قَالُواْ نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنُ بَيْنهَُمْ أَن لَّعْنَةُ اللَّهِ عَلىَ الظَّالِمِينَ(44) اعراف
و بهشتيان دوزخيان را صدا مىزنند كه: «آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود، همه را حق يافتيم. آيا شما هم آنچه را پروردگارتان به شما وعده داده بود حق يافتيد؟!» در اين هنگام، ندادهندهاى در ميان آنها ندا مىدهد كه: «لعنت خدا بر ستمگران باد!
اینان به خود ستم کردند .
ما به آنها تذکر دادیم .
اما آنها از سخن ما رو بر گرداندند .
وما از این کار زشت آنها انتقام خواهیم گرفت .
السجدة : 22 وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْها إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمينَ مُنْتَقِمُونَ
چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه آيات پروردگارش به او يادآورى شد ولی او از آن اعراض كرده است؟! مسلّماً ما از مجرمان انتقام خواهيم گرفت! (22)
الكهف : 57 وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْها وَ نَسِيَ ما قَدَّمَتْ يَداهُ إِنَّا جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ في آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً
چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه آيات پروردگارش به او تذكّر داده شده، ولی از آن روى گرداند، و آنچه را با دستهاى خود پيش فرستاد فراموش كرد؟! ما بر دلهاى اينها پردههايى افكندهايم تا نفهمند و در گوشهايشان سنگينى قرار دادهايم (تا صداى حق را نشنوند)! و از اين رو اگر آنها را به سوى هدايت بخوانى، هرگز هدايت نمىشوند! (57)
الأنعام : 157 ...فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَّبَ بِآياتِ اللَّهِ وَ صَدَفَ عَنْها سَنَجْزِي الَّذينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آياتِنا سُوءَ الْعَذابِ بِما كانُوا يَصْدِفُونَ
.... پس، چه كسى ستمكارتر است از كسى كه آيات خدا را تكذيب كرده، و از آن روى گردانده است؟! اما بزودى كسانى را كه از آيات ما روى مىگردانند، بخاطر همين اعراض بىدليلشان، مجازات شديد خواهيم كرد! (157)
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/12/16 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
بنده : ای خدا ،
تو چه جور خدایی هستی که مردان را بر زنان برتری دادی؟
خدا : بنده ام ، چرا زود قضاوت میکنی؟
من کی مردان را بر زنان برتری دادم؟
بنده : خودت گفتی مردان سرپرست زنانند چون بر آنها برتری دارند .
خدا : اما من بار ها گفته ام که ملاک برتری نزد من ، تقواست .
وتقوا یعنی انجام واجبات و ترک محرمات .
تقوا یعنی عمل به تکلیف .
بنده : پس چرا گفتی مردان ، بر زنان برتری دارند؟
خدا : منظورم در ناحیه خلقت و میزان قدرت و توان فردی بوده نه در کرامت انسانی.
وبرتری در قدرت فقط تکلیف فرد را زیاد میکند .
من که گفته بودم از هر کسی همان قدر که در توان اوست تکلیف میخواهم .
توان مرد بیشتر است ؛ تکلیفش هم بیشتر خواهد بود .
توان زن کمتر است ؛ تکلیفش هم کمتر خواهد بود .
توان و قدرت زیاد ، فقط تکلیف را زیاد میکند .
برتری در توانایی ، ربطی به زیاد شدن کرامت و ارزش بشری ندارد .
ارزش و کرامت انسان به زیادی تکلیف او نیست .
بلکه ارزش او بسته به میزان عمل به تکلیفی است که به مقتضای تواناییش از اوخواسته ام .
تکلیفش هر چه هست و هر میزانی هست مهم این است که چقدر به تکلیفش عمل میکند .
آری بنده من
من حکیمم .
حکیم به کسی ظلم نمیکند .
مگر نشنیدی رسولم میگفت که یک زن صالح بهتر از هزار مرد نا صالح است ؟( ارشادالقلوب۱ 175)
زنی که به تکلیفش خوب عمل میکند هر چند تکلیفش از تکلیف مردان کمتر است ؛
چون توانایی جسمیش کمتر است ؛
چنین زنی از هزاران مردی که به تکلیفشان عمل نمیکنند ،
هر چند تکلیفشان بیشتر است ،
چون توانشان بیشتر است ،
چنین زنی از چنین مردانی بهتر است .
نزد خدا گرامی تر است .
کرامتش بیشتر است و برتر است .
بنده : خدایا یک بار دیگر مرا ببخش .
النساء : 34 الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ وَ اللاَّتي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبيلاً إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كَبيراً
مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتريهايى كه خداوند براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهايى كه از اموالشان (در مورد زنان) مىكنند. و زنان صالح، زنانى هستند كه متواضعند، و در غياب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى كه خدا براى آنان قرار داده، حفظ مىكنند. و (امّا) آن دسته از زنان را كه از سركشى و مخالفتشان بيم داريد، آنها را پند و اندرز دهيد! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دورى کنید ! و (اگر هيچ راهى جز شدت عمل، براى وادار كردن آنها به انجام وظايفشان نبود،) آنها را تنبيه كنيد! و اگر از شما پيروى كردند، به آنها ستم نکنید ! (بدانيد) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است.
البقرة : 286 لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ ...
خداوند هيچ كس را، مگر به اندازه تواناييش، تكليف نمىكند.
(انسان،) هر كار (نيكى) را انجام دهد، براى خود انجام داده و هر كار (بدى) كند، به زيان خود كرده است...
الطلاق : 7 لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ ما آتاها سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً
خداوند هيچ كس را جز به مقدار توانايى كه به او داده تكليف نمىكند خداوند بزودى بعد از سختيها آسانى قرار مىدهد!
الحجرات : 13 يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ
اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را در تيرهها و قبيلهها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامىترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست خداوند دانا و آگاه است!
حتما این پست رو بخونید
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/12/14 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
این دیگر چه پیامبریست؟
غذا میخورد.
در کوچه بازارها راه میرود .
پس چرا فرشته ای همراه او نیست که آن فرشته مردم را از نافرمانی خدا بترساند؟
اصلا این چه پیامبریست که از آسمان برای او پول نمیریزد؟
چرا این پیامبر ما در شمال شهر ویلا ندارد؟
که از درختان آن میوه های خوشمزه بخورد؟
شما دیوانه اید که از چنین مرد دیوانه ای اطاعت میکنید .
هیچ ندارد و ادعای نبوت میکند .
مسحور است والا چنین نمیکرد.
این مثالی بود که برای تو میزدند .
ای نبی ما نگران نباش هیچ راهی در پیش آنها نیست .
خدای تو بزرگ است .
همه چیز در دست قدرت اوست .
اگر میخواست بهتر از این مثالها برای تو قرار میداد .
باغهایی که از زیر درختان آن رودها جاری باشد و قصرهای سر به فلک کشیده .
مشکل آنها این چیزها نیست .
آنها خوب میدانند که اگر من میخواستم همه چیز به تو میدادم
مشکل آنها این است که به آخرت ایمان ندارند .
به آنها بگو سزای آنها عذاب درد ناک الهیست .
اما تو
خودت ،
آری خود تو
مگر به تو سوره حمد و قرآن را یاد ندادم ؟
پس چه نیازی به شکوفه های دنیایی داری؟
تمام این مادیات شکوفه هایی هستند که باد خزان در انتظار آنها کمین کرده .
میخواهم امتحانشان کنم .
ببینم من را ترجیح میدهند یا این شکوفه های نا پایدار را ؟
ببینم اگر این شکوفه ها را بگیرم هنوز هم من را شکر خواهند کرد؟
تو نیازی به امتحان نداری .
اگر البته بفهمی که روزی خدایت پایدار است و بهتر .
شکوفه های آنها
حتی قبل از وزش باد خزان خواهد ریخت .
خزان آنها در بی ثمر بودن آنهاست .
رزق خدا با توست .
باور کن که رزق و روزی خدا بهتر است و پایدار
چشم به آنها مدوز.
خودت را وقف مومنین کن .با آنها مهربان باش .
الحجر : 87 وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثاني وَ الْقُرْآنَ الْعَظيمَ
الحجر : 88 لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِلْمُؤْمِنينَ
ما به تو سوره حمد و قرآن عظيم داديم!
هرگز چشم خود را به نعمتهاى (مادّى)، كه به گروههايى از آنها داديم، نیفكن! و بخاطر آنچه آنها دارند، غمگين نشو! و بال مهربانی خود را براى مؤمنين پهن کن (88)
طه : 131 وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فيهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقى
و هرگز چشمان خود را به نعمتهاى مادّى، كه به گروههايى از آنان دادهايم، ندوز
اينها شكوفههاى زندگى دنياست تا آنان را به این وسیله امتحان کنیم و روزى پروردگارت بهتر است و پایدار .
پیامبر فقیر
پیامبر فقیر
فقیر!!!!
وَ قَالُواْ مَا لِ هَاذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَ يَمْشىِ فىِ الْأَسْوَاقِ لَوْ لَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا(7)
أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا وَ قَالَ الظَّلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًا(8)
انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُواْ لَكَ الْأَمْثَالَ فَضَلُّواْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا(9)
تَبَارَكَ الَّذِى إِن شَاءَ جَعَلَ لَكَ خَيرًْا مِّن ذَالِكَ جَنَّاتٍ تجَْرِى مِن تحَْتِهَا الْأَنْهَارُ وَ يجَْعَل لَّكَ قُصُورَا(10)
بَلْ كَذَّبُواْ بِالسَّاعَةِ وَ أَعْتَدْنَا لِمَن كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيرًا(11)
و گفتند: «چرا اين پيامبر غذا مىخورد و در بازارها راه مىرود؟!
چرا فرشتهاى بر او نازل نشده كه همراه وى مردم را بترساند (7)
يا گنجى (از آسمان) براى او فرستاده شود، يا باغى داشته باشد كه از (ميوه) آن بخورد
و ستمگران گفتند: «شما تنها از مردى مجنون پيروى مىكنيد!» (8)
ببين چگونه براى تو مثالها زدند و گمراه شدند، پس هیچ چاره ای هم ندارند 9
همیشگی و بزرگ است خدايى كه اگر بخواهد براى تو بهتر از اين قرار مىدهد: باغهايى قرار میدهد كه نهرها از زير درختانش جارى است، و (اگر بخواهد) براى تو كاخهايى مجلّل قرار مىدهد. (10)
(اينها همه بهانه است) بلكه آنان قيامت را تكذيب كردهاند و ما براى كسى كه قيامت را تكذيب كند، آتشى شعلهور و سوزان فراهم كردهايم! (11)
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/12/14 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
چه بسیار زنهایی که اولند و چه بسیار مردهایی که آخر ؛
چه بسیار سیاهانی که اولند و چه بسیار سفیدانی که آخر ؛
چه بسیار فقیرانی که اولند و چه بسیار پولدارانی که آخر ؛
سیاه ، سفید ، زن ، مرد ، ایرانی ، عرب ، کرد ، لر ، غربی ، شرقی ،
اینها ؛
هیچ کدام نه ملاک اول بودنند و نه ملاک آخر بودن .
چه بسیار اولهایی که آخرند و چه بسیار آخرهایی که اول .
چرا که اولترین انسانها برای خدا ، با تقواترین آنهاست .
اگر خدا علت اختلاف را ذکر نمیکرد شما چه میکردید ؟!!!
خوب است که علت را گفته و گفته ، این اختلاف را فقط برای شناسایی
و فقط برای شناسایی ، در بینتان افکنده ام .
خوب است که ملاک برتری را گفته و گفته :
اول ترین شما ، با تقوا ترین شماست .
اما شما هنوز بر رنگ و پول و نژاد و زیباییتان تعصب دارید ؟
این همان تعصب بر باطل است .
الحجرات : 13 يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ
اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيرهها و قبيلهها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامىترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست خداوند دانا و آگاه است! (13)
قال رسول الله صلی الله علیه وآله :
یک زن صالح بهتر از هزار مرد غیر صالح می باشد.
الِامْرَأَةُ الصَّالِحَةُ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ رَجُلٍ غَيْرِ صَالِحٍ
وفی ارشادالقلوب 1 175
سایر مطالب مربوط با این موضوع :
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/12/11 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
دختران را میکشتند .
زنها نوکرشان بودند .
شهواتشان ،
اگر شهوت نمیداشتند حتی زنها را هم میکشتند .
یک کالای جنسی منفور،
زنها نیز زنا میکردند .
بچه هاشان را میکشتند .
مظلومیت زن، حقیقت را پنهان نمیکند .
آنها هم خلاف کاری میکردند .
به شوهرشان خیانت میکردند .
خونریزی نتیجه یک بی حرمتی کوچک بود .
میگویند فقط عربها این چنین بودند .
خیر.
همین ایران متمدن آنها ، زنها را در قبال یک تخم مرغ میکشتند .
در میان مرفّهین جامعه زنها عیاش بودند و مردان در اختیار آنها .
محمد آمد ( اللهم صل عی محمد و آل محمد )
اسلام !!
زشتی ها رفت .
انسان انسان شد.
حریم ها حرمت پیدا کرد.
زن شد یک موجود محترم نه یک کالای جنسی منفور.
خانواده محل تجلی هنر یک زن شد .
جامعه رزم گاه مردان .
عدل بر پا شد .
و خون ریزی حرام .
کشتن اولاد آنهم از ترس گرسنگی !!
خیانت به شوهر!!
دروغ!!
غیبت !!
همه زشتیهایی که فقط خدا آنها را میداند ،
همه حرام شدند .
اما
محمد اگر برود ؟
چه به مرگ طبیعی چه به شهادت ،
اگر برود شما ؟
آیا همه خوبیها بسته به وجود اوست ؟
که اگر او نباشد شما به همان عصر جهالت بر خواهید گشت ؟
بر گردید .
به خدا ضرری نمیرسد .
آنکه ضرر میکند خود شماست .
محمد فقط آورنده دین است .
دین بدون او هم دین است .
قرآن کتاب دین او و در امان از تحریف است .
تا روز قیامت .
آیا اگر او نباشد شما به قبل از او رجوع میکنید یا به قرآن ؟
.
افسوس،
لخت و عریان میشوید.
در کوچه و خیابان .
خانواده شما همان جامعه مردان است .
حجابتان لایه آرایش شماست .
فرزندانتان را میکشید .
اما این بار نه از ترس گرسنگی .
که از ترس افشای حرام .
مرادن بی غیرت ،
مردانی که شکمشان هدف اصلیشان است .
مردانی که این بار به شیوه ای جدید ، زنان را کالای جنسی خود کرده اند .
دروغ میگویید ،
تهمت میزنید ،
غیبت میکنید ،
حق دیگران را میخورید .
با دشمن خدا دست دوستی میدهید .
دوستان خدا پیش شما ذلیلند .
خائنین را امین ،
و امین را خائن میدانید .
واین یعنی باز گشت به عصر جهالت .
عجیب تر آنکه خود را متجدد معرفی میکنید .
به مومنین میگوید عقب افتاده ، سنتی ، کهنه پرست ، به آنها میگویید متعصب .
حال آنکه شما به دوران قبل از نبی بازگشت کرده اید .
شما کهنه پرستید .
ومومنین نو گرا .
مومنین متجدد .
تجددی بالاتر از قرآن مگر وجود دارد ؟
چشمانتان را باز کنید ،
شما همان میکنید که قبل از اسلام میکردند .
می خواهم فریاد بزنم ،
من متعصبم بر حق.
ای کسانی که خود بر باطلشان پافشاری میکنند و خود خبر از تعصبشان ندارند .
خودشان میگویند: هر چیزی باشد ، جز قرآن ،
آیا رفتار شما چیزی غیر تعصب است ؟
آنهم تعصب بر باطل .
من مسلمانم .
من فکرم روشن است ای تیره بختان تیره اندیشه .
آلعمران : 144 وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرينَ
محمد (صلی الله علیه و آله ) فقط فرستاده خداست و پيش از او، فرستادگان ديگرى نيز بودند
آيا اگر او بميرد و يا كشته شود، شما به عقب برمىگرديد؟
(و اسلام را رها كرده به دوران جاهليّت و كفر بازگشت خواهيد نمود؟)
و هر كس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضررى نمىزند و خداوند بزودى شکرکنندگان را پاداش خواهد داد.
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/12/08 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
آيا كسى كه مرده بود،
بعد او را زنده كرديم،
و نورى را برايش قرار داديم
كه با آن در ميان مردم راه برود،
( وهدايت كند )
مانند كسى است كه در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد؟!
اين گونه براى كافران، اعمال (زشتى) كه انجام مىدادند، تزيين شده است .
الأنعام : 122 أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/12/07 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
شما به ساز دلتان میرقصید .
فقط حکم خدا با خواسته دلتان همسو شده .
اگر خلاف آنچه میخواهید به شما حکم دهد !
شما از دلتان پیروی خواهید کرد نه از حکم خدا .
مگر به شما نگفتم اکنون زمان جهاد نیست ؟
اما شما دست به شمشیر برده اید .
همین شماها
شماهایی که موقع جنگ
که گفتم بجنگید، نجنگیدید .
ترسیدید .
همانگونه که از خدا میترسید .
حتی بیشتر.
آنهم از کسانی که خود باید از خدا بترسند .
و میترسند .
شما بنده من نیستید .
بنده حکمی هستید که موافق میلتان باشد .
شما بنده دلتان هستید .
رسول ما ،
غمگین مباش.
بدان ،
که اگر از تو تبعیت نکنند ،
از دلشان تبعیت کردنده اند.
وچه گمراهند کسانی که بدون هدایت خدا به دنبال دلشان میروند .
خدا ظالمان را هدایت نمیکند .
القصص : 50 فَإِنْ لَمْ يَسْتَجيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّما يَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ
اگرخواسته تو را اجابت نکنند ، بدان كه آنان تنها از هوسهاى خود پيروى مىكنند! و آيا گمراهتر از كسی كه از هواى نفس خويش پيروى كرده آنهم بدون هدايت الهى پيدا مىشود؟! مسلّماً خداوند ظالمین را هدايت نمىكند!
آنچه مهم است خواست دلشان است نه حکم خدا ....
أَ لَمْ تَرَ إِلىَ الَّذِينَ قِيلَ لهَُمْ كُفُّواْ أَيْدِيَكُمْ وَ أَقِيمُواْ الصَّلَوةَ وَ ءَاتُواْ الزَّكَوةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيهِْمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِّنهُْمْ يخَْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَ قَالُواْ رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْ لَا أَخَّرْتَنَا إِلىَ أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَ الاَْخِرَةُ خَيرٌْ لِّمَنِ اتَّقَى وَ لَا تُظْلَمُونَ فَتِيلاً(77)
آيا نديدى كسانى را كه به آنها گفته شد: دست از جهاد بداريد! و نماز را اقامه كنيد! و زكات بپردازيد ، ولى هنگامى كه فرمان جهاد به آنها داده شد، جمعى از آنان، از مردم مىترسيدند، همان گونه كه از خدا مىترسند، بلكه بيشتر! و گفتند: «پروردگارا! چرا جهاد را بر ما واجب كردى ؟! چرا اين فرمان را تا
آينده نزديكى تأخير نينداختى؟!» به آنها بگو: «سرمايه زندگى دنيا، ناچيز است! و سراى آخرت، براى كسى كه پرهيزگار باشد، بهتر است! و حتى به اندازه رشته شكافِ هسته خرمايى، به شما ستم نخواهد شد.
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/12/05 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
تورا فرستادم که اطاعتت کنند
همه رسولان را ،
همه را فرستادم تا به اذن من از آنها تبعیت کنند .
واگر مردمان ، هنگامی که حکم خدا را شکستند .
و به خود ظلم کردند ،
نزد تو می آمدند ،
وهم تو برایشان ،
وهم خودشان ،
از گناهشان ،
استغفار میکردند ،
میدیدند که چه خدای مهربانی دارند ،
میدیدند که من اشتیاقم برای بازگشت به سمت آنها بیشتر است .
ولی به جلالت خودم سوگند ،
به پروردگاری خودم سوگند ،
اگر در امورشان سراغ غیر تو بروند ،
یا اگر سراغت بیایند ولی ذره ای در وجودشان به حکم و گفته های تو شک داشته باشند ،
یا از حکم تو در دل ذره ای ناراحتی داشته باشند ،
واگر در برابر تو تسلیم محض نباشند ،
اگر این چنین باشند ، به خدایی خودم سوگند مومن نخواهند بود .
ومومن نخواهند بود مگر زمانی که تو بگویی ، وآنها از عمق جان پذیرای گفته های تو باشند .
ای نبی ما .
وَ مَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا(64)
فَلَا وَ رَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يجَِدُواْ فىِ أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا(65)
ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر براى اين كه به فرمان خدا، از وى اطاعت شود.و ای پیامبر اگر اين مخالفان، هنگامى كه به خود ستم كردند به نزد تو مىآمدند و از خدا طلب آمرزش مىكردند و پيامبر هم براى آنها استغفار مىكرد میدیدند که خدا توبه پذير و مهربان است . (64)
به پروردگارت سوگند كه آنها ایمان نخواهند آورد ، مگر اينكه در اختلافات خود، تو را داور قرار دهند و پس از حکم تو، در دل خود احساس هیچ گونه ناراحتى نكنند و در برابر حکم تو تسلیم باشند ، تسلیم شدنی ! (65)
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/12/05 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
اذیت میشوی؟
در راه ما ؟
با ما معامله کردی. پس چرا غمگینی؟
حجاب؟
نماز ؟
روزه ؟
غیبت نمیکنی و آنها را تنها میگذاری؟
به تو حقیرانه مینگرند ؟
حقیرانه مینگرند.
خودشان حقیرند.
چپ نگاهت می کنند؟
اصلا نگاهشان نخواهم کرد .
تو را خواهم نگریست .
تو را ، که حکم من را زنده کردی.
زنده ات میکنم .
زندگی پاک از آن توست .
دعای تو مستجاب است .
جزاء تو بهترین جزاست .
تو فقط به حکم من عمل کردی و این بهترین کاریست که بهترین پاداش را میطلبد .
وآیا بهتراز این ،
که تو را (في مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَليكٍ مُقْتَدِرٍ در جايگاه صدق نزد خداوند مالك مقتدر) ساکن کنم ؟
القمر : 55
النحل : 97 مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
هر كس كار شايستهاى انجام دهد، چه مرد وچه زن، به شرطی که مومن باشد ، او را به حياتى پاك زنده مىکنیم و پاداش آنها را به خاطر بهترين اعمالى كه انجام مىدادند، به آنها خواهيم داد. (97)
آلعمران : 195 فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لا أُضيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذينَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أُوذُوا في سَبيلي وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ لَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ثَواباً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِ
خداوند، درخواست آنها رابه این صورت پذيرفت که من عمل هيچ عملكنندهاى از شما را، زن باشد يا مرد، ضايع نخواهم كرد بعضی از شما از بعضی دیگرند.
پس آنها كه در راه خدا هجرت كردند، و از خانههاى خود بيرون رانده شدند و در راه من آزار ديدند، و جنگ كردند و كشته شدند، یقینا گناهانشان را مىبخشم و آنها را در باغهاى بهشتى، كه از زير درختانش نهرها جارى است، وارد مىكنم. اين پاداشى است از طرف خداوند و بهترين پاداشها نزد پروردگار است. (195)
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/12/05 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
ما ذکر را نازل کردیم
و همانگونه که توانستیم آن را نازل کنیم ؛ همانگونه ، همانگونه ، همانگونه خواهیم توانست آنرا نگهداری کنیم .
وآیا وقت آن نرسیده که قلبهاتان در برابر ذکر، نرم و خاشع گردد ؟
مگراینکه ایمان نیاورده باشید !!
والا ؛
مومنین کسانی هستند که قلبهاشان با ذکر خدا آرام میگیرد.
آگاه باشید
بدانید که فقط و فقط،
با ذکر خدا ؛
همان ذکری که خدا آنرا نازل کرده ،
فقط با همان ذکر؛
فقط با ذکر خدا دلها آرام میگیرد .
الحجر : 9 إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
ما ذکر را نازل كرديم و ما بطور قطع از آن نگهداری میکنیم .
الحديد : 16 أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لا يَكُونُوا كَالَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَثيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ
آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حقّ نازل شده است خاشع گردد؟! و آیا وقت آن نرسیده که مومنین ، مانند كسانى نباشند كه در گذشته به آنها كتاب آسمانى داده شد، سپس زمانى طولانى بر آنها گذشت و قلبهايشان قساوت پيدا كرد و بسيارى از آنها گنهكارند .
الرعد : 28 الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
آنها كسانى هستند كه ايمان آوردهاند، و دلهايشان به ذکرخدا مطمئن (و آرام) گردید
آگاه باشيد، تنها با ذکر خدا دلها آرامش مىيابد.
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/12/02 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
تورا تنها میگذارند ؟
آنها مگر چه کاری از دستشان بر می آید؟
همه امور به دست خداست .
لا حول و لا قوه الا بالله علیه توکلت و الیه انیب
تو را تمسخر میکنند ؟
به آنها بگو همانچه که نوح( علیه السلام) به قومش گفت .
هود : 38 وَ يَصْنَعُ الْفُلْكَ وَ كُلَّما مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَما تَسْخَرُونَ
در حالی که او مشغول ساختن كشتى بود، و هر زمان گروهى از اشراف قومش بر او مىگذشتند، او را مسخره مىكردند ولى نوح گفت: «اگر ما را مسخره مىكنيد، ما نيز شما را همين گونه مسخره خواهيم كرد! (38)
صبر داشته باش.
تو حکم خدا را اجرا میکنی.
و تمسخر آنها به این خاطر است .
حکم خدا را خریدی.
خدا تو را میخرد .
ارزش تو به خداست .
از تمسخر آنها غمگین نباش.
بر هدفت پایدار باش.
همانگونه که به تو دستور داده ایم .
همراهانت را نیز دعوت به صبر و استقامت کن .
هود : 112 فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ وَ لا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ
پس همانگونه كه فرمان داده شده ای، استقامت كن و كسانى كه با تو بسوى خدا آمدهاند نیز .
و طغيان نكنيد، كه خداوند آنچه را انجام مىدهيد مىبيند! (112)
تو برای ما گام بر میداری
تو مارا ،
دین مارا یاری میکنی.
یاریت خواهیم کرد.
محمد : 7 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اگر خدا را يارى كنيد، او شما را يارى مىكند و گامهايتان را استوار مى گرداند .
وعده های ما حق است .
وگفته های آنها حقیقت را تغییری نمیدهد .
صبر کن .
و خدا را قبل از طلوع و قبل از غروب خورشید ، ستایش کن .
و بگو او منزه است .
پاک است .
نیمه ها شب را بر خیز.
راضیت خواهم کرد.
خشنود خواهی شد.
با ما معامله کن .
که خریدار دیگری وجود ندارد .
مگر چه میخواهی در برابر کالای عمرت بگیری ؟
چه کسی مگر صادق تر از خداست ؟
چه کسی مگر خوش حساب تر از خداست ؟
نترس.
با ما باش تا باتو باشند .
تنها خواهی بود .
شک نکن .
ولی باید برای خدا قیام کرد.
دوتایی شد، شد . نشد تنها .
سبأ : 46 قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا ما بِصاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ نَذيرٌ لَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ عَذابٍ شَديدٍ
بگو: «شما را تنها به يك چيز نصیحت میکنم ، و آن اينكه: دو نفر دو نفر يا يك نفر يك نفر براى خدا قيام كنيد،
سپس بينديشيد اين دوست و همنشين شما [محمّد] هيچ گونه جنونى ندارد او فقط بيمدهنده شما در برابر عذاب شديد (الهى) است!» (46)
باید قیام کرد .
اما فقط قیام برای ما کفایت نمیکند .
باید در راه استقامت داشته باشی.
سختی ها به تن بخری.
ملال ها بشنوی.
دوری ها بکشی.
گشنگی ها بخوری .
آوارگی ها بکشی .
که در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن
شرط اول قدم آنست که ثابت باشی ، نه عاشق .
عشق مظهر ثبوت است .
ثابت شو ،
عاشق هم خواهی شد .
باید با خدا معامله کرد .
تو در همه حال در مقابل چشمان مایی .
هیچ کدام از سختیهای تو از چشمان ما مخفی نیست .
الطور : 48 وَ اصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنا وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حينَ تَقُومُ
در راه ابلاغ حكم پروردگارت صبر و استقامت كن، چرا كه تو در حفاظت كامل ما قرار دارى! و هنگامى كه برمىخيزى پروردگارت را تسبيح و حمد گوى! (48)
طه : 130 فَاصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّكَ تَرْضى
پس در برابر آنچه مىگويند، صبر كن! و پيش از طلوع آفتاب، و قبل از غروب آن تسبيح و حمد پروردگارت را بجا آور و همچنين از نیمه های شب و اطراف روز تسبيح خدا بگو امید است خشنود شوى! (130)
الروم : 60 فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذينَ لا يُوقِنُونَ
پس صبر كن كه وعده خدا حق است و هرگز كسانى كه ايمان ندارند تو را خشمگين نسازند .
غافر : 55 فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ
پس صبر كن كه وعده خدا حقّ است، و براى گناهت استغفار كن، و هر صبح و شام تسبيح و حمد پروردگارت را بجا آور! (55)
غافر : 77 فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنا يُرْجَعُونَ
پس صبر كن كه وعده خدا حقّ است و هر گاه قسمتى از مجازاتهايى را كه به آنها وعده دادهايم در حال حياتت به تو نشان دهيم، يا تو را (پيش از آن) از دنيا ببريم (مهمّ نيست) چرا كه همه آنان را تنها بسوى ما باز مىگردانند! (77)
الأحقاف : 35 فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ ما يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلاَّ ساعَةً مِنْ نَهارٍ بَلاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفاسِقُونَ
پس صبر كن آن گونه كه پيامبران «اولو العزم» صبر كردند، و براى (عذاب) آنان شتاب مكن! هنگامى كه وعدههايى را كه به آنها داده مىشود ببينند، احساس مىكنند كه گويى فقط ساعتى از يك روز (در دنيا) توقّف داشتند اين ابلاغى است براى همگان آيا جز قوم فاسق هلاك مىشوند؟! (35)
ق : 39 فَاصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ الْغُرُوبِ
در برابر آنچه آنها مىگويند شكيبا باش، و پيش از طلوع آفتاب و پيش از غروب تسبيح و حمد پروردگارت را بجا آور، (39)
القلم : 48 فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى وَ هُوَ مَكْظُومٌ
پس صبر كن و منتظر فرمان پروردگارت باش، و مانند صاحب ماهى [يونس] مباش (كه در تقاضاى مجازات قومش عجله كرد و گرفتار مجازات ترك اولى شد) در آن زمان كه با نهايت اندوه خدا را خواند. (48)
المعارج : 5 فَاصْبِرْ صَبْراً جَميلاً
پس صبر کن زیبا صبر کردنی !
المدثر : 7 وَ لِرَبِّكَ فَاصْبِرْ
و بخاطر پروردگارت صبر كن! (7)
الإنسان : 24 فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِماً أَوْ كَفُوراً
پس در (تبليغ و اجراى) حكم پروردگارت صبر کن ، و از هيچ گنهكار يا كافرى از آنان اطاعت مكن!
يونس : 109 وَ اتَّبِعْ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ اصْبِرْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمينَ
و از آنچه بر تو وحى مىشود پيروى كن، و صبر کن تا خداوند فرمان (پيروزى) را صادر كند و او بهترين حاكمان است! (109)
هود : 115 وَ اصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنينَ
وصبر كن، كه خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نخواهد كرد! (115)
النحل : 127 وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُ في ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ
صبر كن، و صبر تو فقط براى خدا است ! و بخاطر (كارهاى) آنها، اندوهگين و دلسرد مشو! و از توطئههاى آنها، در تنگنا قرار مگير! (127)
الكهف : 28 وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُريدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُريدُ زينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً
با كسانى كه پروردگار خود را صبح و عصر مىخوانند، همه با هم صبر کنید آنهایی که تنها رضاى او را مىطلبند! و هرگز بخاطر زيورهاى دنيا، چشمان خود را از آنها برمگير! و از كسانى كه قلبشان را از ياد خود غافل ساختيم اطاعت مكن! همانها كه از هواى نفس پيروى كردند، و كارهايشان افراطى است.
لقمان : 17 يا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اصْبِرْ عَلى ما أَصابَكَ إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ
پسرم! نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهى از منكر كن، و در برابر بلاهایی كه به تو مىرسد صبر کن كه اين از كارهاى مهمّ است! (17)
ص : 17 اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ
در برابر آنچه مىگويند صبر کن ، و به خاطر بياور بنده ما داوود صاحب قدرت را، كه او بسيار توبهكننده بود! (17)
المزمل : 10 وَ اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَميلاً
و در برابر آنچه مىگويند صبر کن و با زیبایی از آنان دورى گزين! (10)
و صد ها آیه دیگر که دعوت به صبر میکند .
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/11/29 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
این بار چه بهانه ای دارید؟
حتما چشم به راه آمدن خود خدائید .
می آید
باور کنید می آید.
ولی اگر بیاید راه پس و پیش برای شما باقی نخواهد ماند .
همتان خواهید مرد.
اما او مهربانتر است.
زندتان میکند .
البقرة : 55. وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ . 56 . ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
وآن زمانی که گفتيد: اى موسى ما هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد مگر اينكه خدا را با چشم خود ببينيم . پس صاعقه شما را گرفت در حالى كه تماشا مىكرديد. (55)
سپس شما را پس از مرگتان، زنده کردیم . شايد شكر کنید . (56)
مردید وزنده شدید .
اما این بار ؛
راه پس و پیش در کار نیست .
فقط باید تبعیت کنید .
دیگر از خود اختیاری ندارید.
نگاه کنید.
این سایه چیست؟
به آسمان بنگیرید.
سنگ آسمان بر فراز سرتان قرار گرفته .
به محض کوچکترین خطایی ، سهمتان از زندگی فقط مرگ خواهد بود.
وَ إِذْ أَخَذْنا ميثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
البقرة : 63
و آن زمان كه از شما پيمان گرفتيم و كوه طور را بالاى سر شما قرار داديم . در آن زمان گفتیم با تمام نیرو به احکام خدا عمل کنید و احکام خدا را به ياد داشته باشيد. شايد پرهيزكار شويد
پس بیایید وبا اختیار خود زندگی کنید .
عقلتان را خاکی نکنید .
جای عقل در سر است نه زیر کفش.
اما شما درست شدنی نیستید.
مانده ام این بار چه بهانه ای دارید.
گفته بودید اگر رسولی می آمد از او تبعیت میکنیم .
مومن میشویم.
آمد .
پس چرا مومن نشدید .
یقینا این بار منتظر آمدن خود خدائید .
مرگ بر شما .
که حتی به گفتار خود پایبند نیستید.
خدایا
حجت را بر ما تمام کردی.
راهی برای بهانه نمانده .
بدی قبل از هدایت عقاب ندارد .
هرچند کرم توعقاب بدی بعد از هدایت را هم بر میدارد.
اما این بار ....
القصص :
وَ لَوْ لا أَنْ تُصيبَهُمْ مُصيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْديهِمْ فَيَقُولُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولاً فَنَتَّبِعَ آياتِكَ وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ 47
فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُواْ لَوْ لَا أُوتىَِ مِثْلَ مَا أُوتىَِ مُوسىَ أَ وَ لَمْ يَكْفُرُواْ بِمَا أُوتىَِ مُوسىَ مِن قَبْلُ قَالُواْ سِحْرَانِ تَظَهَرَا وَ قَالُواْ إِنَّا بِكلٍُّ كَافِرُونَ(48)
واگر مصیبت عقاب و عذاب کار های بدشان را بر آنها میفرستادیم ، مىگفتند: «پروردگارا! چرا رسولى براى ما نفرستادى تا از آيات تو پيروى كنيم و از مؤمنان باشيم؟ 47
ولى هنگامى كه حقّ از نزد ما براى آنها آمد و برایشان رسولی فرستادیم گفتند: «چرا مثل همان چيزى كه به موسى داده شد به اين پيامبر داده نشده است؟!»
آیا مگر قوم موسی ، معجزاتى را كه در گذشته به موسى داده شد، انكار نكردند وآیا نگفتند: اين دو نفر [موسى و هارون] دو ساحرند كه دست به دست هم دادهاند (تا ما را گمراه كنند) و ما به هر دو كافريم»؟! (48)
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/11/28 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
وقت شادی نماز میخوانم
وقت غم نه!!!
وقت شادی ،شاد نماز میخوانم
وقت غم نه!!!
خدا تو فقط به وقت شادی خدای منی
وقت غم نه!!!
من خدایی که مرا تکریم نکند نمیخواهم .
خدا
خواسته های تو فقط مال شادی های ما.
در هنگام غم ها و گرفتاری ها نامت فقط خوشست .
همه چیز دادی؟
اگر دادی،
آنچنان نماز بخوانمت که گویا فقط تو مرا داری،
وهمه را برای من قرار دادی،
یکتا بنده تو من باشم .
اما حواست باشد به من بی احترامی نکنی،
اگر حرمتم را بشکنی دیگر عبادتت نمیکنم .
خدا:
هیچ از تو نمیخواهم
همه مال تو
حتی نمازت
آنقدر به تو می دهم تا نام زیبایم را بر دهان کثیفت جاری نکنی.
الفجر : 15 فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ
امّا انسان هنگامى كه پروردگارش او را امتحان میکند ، وبرای این کار ابتدا او را اكرام مىكند و نعمت مىبخشد باخود مىگويد: «پروردگارم مرا گرامى داشته است!»
16 وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ
و امّا هنگامى كه امتحانش میکند و برای این کار ، روزيش را تنگ مى کند باخود مىگويد: «پروردگارم مرا خوار كرده است!»
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/11/27 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
زیباست ،سخنی که از یار باشد.
زیباست ،سخنی که از زیبا پسند زیبا باشد.
از غیر او سخن نگویید ؛
که زیبا ترین کلام کلام کسیست که به سوی خدا میخواند .
وکار نیک انجام میدهد .
و در مقابل خدا سر تسلیم فرود آورده است .
تسلیم خداست .
صورتش را برای خدا به خاک میمالد.
بهترین دین ها از اوست .
عبد است ؛
بندگی میکند ؛
چون و چرا در کارش نیست .
خدا گفته است .
همینش بس است .
خدا گفته ؟
همان میکنم که او میخواهد .
چنین کسی نیکو کار است .
گویا ملت ابراهیم را تبعیت میکند .
تو نیز از آنها تبعیت کن و دینت را خالص برای خدا قرار ده .
تا خدا تو را دوست خود انتخاب کند .
همانگونه که ابراهیم را به دوستی برگزید .
پاداش تسلیم ، دوستی خداست .
این است عاقبت سر سپردن به یار .
دوست خدا دشمن ندارد.
ریش دشمن خدا به پفش میسوزد.
مگر نور خدا با پف او خاموش شدنیست ؟
خدا دوست توست ؟
آتش برایت گلستان میشود .
توفقط همان کن که خدا میخواهد .
وخالص باش برای خدا .
فصلت : 33 وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّني مِنَ الْمُسْلِمينَ
چه كسى خوش گفتارتر است از آن كس كه دعوت به سوى خدا مىكند و عمل صالح انجام مىدهد و مىگويد: «من از مسلمانانم»؟! (33)
النساء : 125 وَ مَنْ أَحْسَنُ ديناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهيمَ حَنيفاً وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهيمَ خَليلاً
دين و آيين چه كسى بهتر است از آن كس كه خود را تسليم خدا کرده ، و نيكوكار است، و از آيين خالص و پاكِ ابراهيم تبعیت کرده ؟ و خدا ابراهيم را به دوستىِ خود، انتخاب كرد. (125)
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/11/26 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
هر کس کافر شود
آنهم بعد از ایمان ،
هر کس سینه اش را برای پذیرش کفر بگشاید ،
خشم خدا بر او باد .
عذاب خدا در انتظار اوست .
مگر کسی که از ترس جانش وبا اکراه اظهار کفر کند در حالی که هنوز از درون خدا را میخواند .
اما کافران ،
هر کس بدی کند ،
مثل شما که به خود بد کردید ،
اما بدیتان از سر جهالت بود ،
هر کس از شما بعد از این توبه کند و خود را اصلاح کند ،
خدا بعد از اصلاح اورا میبخشد .
اما ای مومنان
اگر کسی مومن بود ،
و به دیدارتان آمد،
بر او سلام کنید .
که خدا به پیامبرش نیز چنین گفت .
به آنها بگویید سلام بر شما
پروردگارتان رحمت و مهربانی را بر خود واجب کرده ،
هر کس از شما از سر نادانی بدی کرد،
آنگاه توبه کرد،
و خود را اصلاح نمود،
خدا غفور است .
رحیم است .
می بخشد .
کریمیست که هنوز کسی به بزرگی عفو او گناهی نکرده .
گناه من خجلان من .
عفو تو امید من .
بار الها مرا ببخش.
امام سجاد علیه السلام :
خدای من
چگونه بخوانمت در حالی که من معصیت کارم؟
وچگونه نخوانمت در حالی که تو کریم هستی ؟
چگونه شاد باشم در حالی که معصیت تو را کردم؟
و چگونه غمین باشم در حالی که تو کریم هستی؟
چگونه تو را بخوانم در حالی که من منم؟
وچگونه تو را نخوانم در حالی که تو تو هستی؟
مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إيمانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإيمانِ وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ
كسانى كه بعد از ايمان كافر شوند- بجز آنها كه تحت فشار واقع شدهاند در حالى كه قلبشان آرام و با ايمان است- آرى، آنها كه سينه خود را براى پذيرش كفر گشودهاند، غضب خدا بر آنهاست و عذاب عظيمى در انتظارشان است. النحل : 106
ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذينَ عَمِلُوا السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ أَصْلَحُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحيمٌ
امّا پروردگارت نسبت به آنها كه از روى جهالت، بدى كردهاند، سپس توبه كرده و در مقام جبران برآمدهاند، پروردگارت بعد از آن آمرزنده و مهربان است. النحل : 119
إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَريبٍ فَأُولئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ كانَ اللَّهُ عَليماً حَكيماً
پذيرش توبه از سوى خدا، تنها براى كسانى است كه كار بدى را از روى جهالت انجام مىدهند، سپس زود توبه مىكنند. خداوند نیز، به سوی چنين اشخاصى توبه میکند و خدا دانا و حكيم است. النساء : 17
وَ إِذا جاءَكَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ
هر گاه كسانى كه به آيات ما ايمان دارند نزد تو آيند، به آنها بگو: «سلام بر شما . پروردگارتان، رحمت را بر خود واجب كرده هر كس از شما كار بدى از روى نادانى انجام داد، سپس توبه کردو اصلاح نمود ، بداند که خداوند آمرزنده مهربان است.» الأنعام : 54
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/11/24 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
از مردم نترس .
حکم خدا چیست؟
همان را انجام بده .
خدا سزاوار تر است به ترس .
از سخن مردم نترس .
از خدا بترس .
آنها خواهند گفت :
محمد با همسر مطلقه فرزند خوانده خود ازدواج کرده .
بگویند .
حکم خدا آمده تا با سنت های غلط مبارزه کند .
از خدا بترس .
که خدا سزاوار تراست به ترس .
تو باید حکم خدا را بیان کنی .
مبادا زین پس گمان کنند پسر خواندگی با پسری یکیست .
زنش عروس توست .زنش محرم توست .
نه !!!
زن پسر خوانده تو با سایر زنها تفاوتی ندارد .
هر دو به تو نامحرمند .
و تو در صورتی که آنها پاک باشند میتوانی با آنها ازدواج کنی .
اراده خدا انجام شدنیست .
رسول ما وظیفه تو فقط بیان حق است .
واگر قرار است بترسی از خدا بترس که خدا سزاوار تر است به ترس .
الأحزاب : 37 وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ وَ تُخْفي في نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْديهِ وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ حَرَجٌ في أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً
و زمانى كه به آن كه خداوند به او نعمت داده بود و تو نيز به او نعمت داده بودى گفتى: «همسرت را نگاهدار و از خدا بپرهيز!»
ودر آن زمان در دل چيزى را پنهان مىداشتى كه خداوند آن را آشكار مىكند
ودر آن زمان که از مردم مىترسيدى در حالى كه خداوند سزاوارتر است كه از او بترسى!
پس زمانی كه زيد نيازش را از آن زن بر طرف کرد (و از او جدا شد)، ما او را به همسرى تو درآورديم تا مشكلى براى مؤمنان در ازدواج با همسران پسر خواندههايشان- بعد از طلاق – وجود نداشته باشد و فرمان خدا انجام شده است .
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/11/24 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
ره همان است که ره روان رفتند ؟
شنیده بودم
که همرنگ جماعت باش .
اما نه
جماعت به کجا میروند؟
این مهم است که جماعت به کجا میروند .
اگر از جماعتها تبعیت کنی ،
به جای آنکه از خدا تبعیت کنی ،
آنها تو را گمراه خواهند کرد.
جماعت سُر خورده گمان خود است .
گله گوسفندیست که نمی داند سیاهی لشکر، اورا به کدامین سو میراند .
جا خالی کند تو در دهان گرگی ،؛
خالی نکند به پرتگاه خواهی خورد .
فلّه ای و گلّه ای نباش .
هرچند تنها خواهی بود
ولی با خدا باش
تا گرگان تو را نخورند .
الأنعام : 116 وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ
اگر از بيشتر كسانى كه در روى زمين هستند اطاعت كنى، تو را از راه خدا گمراه مى كنند آنها تنها از گمان پيروى مىنمايند، و تخمين و حدس (واهى) مىزنند. (116)
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/11/23 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
باران ؟
نباریده ؟
چراکه دلهاتان خشکیده .
خشکیده ولی نه چون باران نباریده .
دل خشکیده باران ندارد.
بوتهای خارِ زشت.
بادهای سوزان ِسهو.
خاکهای پراکنده ِ شهوت .
کویر دلتان لوت ِ لوت است .
چه کردید با خودتان .
نم نم گریهاتان را کجا بردید ؟
برای که گریستید ؟
که برای دلتان چیزی نمانده ؟
خدا را
خدا را
توبه کنید .
شاید دلتان گلستان شد .
خدا دل های بهاری را دوست دارد.
همه چیز را برای همرنگی آفریده .
باید بین دلتان با دل آسمان شباهتی باشد.
باران برای بهاریان .
درهای باز آسمان ،
برای توبه کنان .
دلهاتان بهاری.
رودهاتان جاری.
بازوانتان پر توان .
اگر از من تبعیت کنید وروبرنگردانید همچون مجرمان .
به خدا باز گردید و توبه کنید .
که اوست بسیار بخشنده .
نوح : 10 فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً -11 - يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً
به آنها گفتم: «از پروردگار خويش آمرزش بطلبيد كه او بسيار آمرزنده است ... (10)
تا بارانهاى پربركت آسمان را پى در پى بر شما بفرستد، (11)
هود : 52 وَ يا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى قُوَّتِكُمْ وَ لا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمينَ
و اى قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش كنيد، سپس به سوى او بازگرديد، تا (باران) آسمان را پى در پى برای شما بفرستد و نيرويى بر نيرويتان بيفزايد! و گنهكارانه، روى (از حق) بر نتابيد!» (52)
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/11/23 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
ایمان ،
عمل،
این دو واژه همنشین یک دیگرند .
خدا را با تمام وجود قبول داری !
حتی اگر سخن نگفته باشد !
اما ،
وقتی سخن میگوید ،
به سخنانش عمل نمی کنی؟
ایمان نداری .
دین لقلقه زبانت شده است .
خدا را هم به تمسخر گرفته ای.
خودت را مسخره میکنی.
قلبت را هم باور نداری.
خدایا تو باش اما برای خودت .
گفتار تو بدرد من نمیخورد .
گفتی نماز ،
گفتی روزه ،
گفتی حجاب،
گفتی سختی جهاد ،
نه .
همه اش مال خودت .
ولی تو باش،
تا وقتی دلم برای دوستانم تنگ شد ،
وخواستم به آنها بفهمانم که من عاشقم ،
از نام زیبای تو استفاده کنم .
این نه ایمان است .
ولی مومنین
که عملشان توامان با عقیده شان است
که هر دو زیباست ،
سرای جاودان از آن آنهاست .
طوبی ، مکان آنهاست .
برای آنهاست .
نیکویی جایگاه آنهاست .
خوشا به حالشان .
نه به خود دروغ گفتند و نه به خدایشان .
الرعد : 29 الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ
آنها كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند، پاكيزهترين (زندگى) نصيبشان است و بهترين سرانجامها از آن آنهاست .
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/11/23 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
ما آوردیمش
به حق .
و خودش آمد
به حق .
تو فقط بشارت ده
تو فقط بترسان .
همانچه آمده بگو
نه آنرا کم کن و نه زیاد .
تو فقط بشارت ده و بترسان .
قرآنی را که ما با چینش خود بر تو فرستادیم .
ما نازلش کردیم .
آنگاه به آنها بگو :
ایمان بیاورید یا نه ،
تسلیم بشوید یا نه،
-
آمنوا او لا تومنوا
-
آنکه علم دارد ایمان آورده است و در مقابل خدایش به خاک افتاده .
کور دلی شما کوردلی شماست .
خودتان را به خاک بد بختی نشاندید .
رفتار شما مانع رسیدن مومنین به حقایق نخواهد شد.
آنها از عمق جان باور دارند که وعده های خدا انجام شدنیست .
خدا و دروغ؟
خداو تخلف از وعده؟
بد کردید .
منتظر عذاب خدا باشید که خدا دروغ نمیگوید .
ما خوشیم به وعده های خدا .
سختی کشیم . سازش در کار ما نیست .
بلا ببارد برما .
پاره پاره شویم .
خدا داریم .
ما را بس است .
ما به گفته هایش ایمان داریم .
آنکه باید برای خود چاره ای بیاندیشد شمائید .
وَ بِالحَْقِّ أَنزَلْنَاهُ وَ بِالحَْقِّ نَزَلَ وَ مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَ نَذِيرًا(105)
وَ قُرْءَانًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلىَ النَّاسِ عَلىَ مُكْثٍ وَ نَزَّلْنَاهُ تَنزِيلًا(106)
قُلْ ءَامِنُواْ بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُواْ إِنَّ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ مِن قَبْلِهِ إِذَا يُتْلىَ عَلَيهِْمْ يخَِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا(107)
وَ يَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِن كاَنَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولًا(108)
و ما قرآن را بحق نازل كرديم و بحق نازل شد. و تو را نفرستادیم ، مگر بعنوان بشارتدهنده و بيمدهنده .
و قرآنى كه آياتش را از هم جدا كرديم، تا آن را با درنگ بر مردم بخوانى و آن را بتدريج نازل كرديم.
بگو: «چه به آن ايمان بياوريد، و چه ايمان نياوريد، كسانى كه پيش از آن به آنها دانش داده شده، هنگامى كه (اين آيات) بر آنان خوانده مىشود، سجدهكنان به خاك مىافتند ...
و مىگويند: «پاک است پروردگار ما، وعدههاي خداوند یقینا انجام شده است!»
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/11/22 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
خدا فقط خدایی است که شما را جمع خواهد کرد .
تا روز قیامت .
همه شما را .
شک نکنید .
که هیچ کس صادقانه تر از خدا حرف نمیزند
وآنروز شما را به کدامین سو خواهند برد؟
به سوی بهشت؟
یا سوی جهنم ؟
همه چیز به نگاهتان بستگی دارد .
نگاهتان به کدامین سوست ؟
به آسمان مینگرید یا به زمین ؟
آسمان بیرنگ است
اشتباه نکنید
رنگ آبی باز تاب رنگ دریای زمین است .
تا بیرنگی راهی نمانده
آسمان دلبسته رنگ دریا نیست .
کاری به دریا ندارد .
چند روزی رنگ زمین به خود گرفته .
تن خاکیست
اورا از گل آفریده اند
اما این به این معنا نیست که او در خاک ماندگار شده .
او رنگ باخته خاک زمین نیست .
او آسمانیست .
دنیا بازیچه دست اوست .
همه را بازی میدهد .
چرا که عروسکِ خیمه شب بازی ِدست خدا شده .
اراده ای از خود ندارد .
خداست که اورا میچرخاند .
این است معنای ایمان .
سوی نگاهش خداست .
کار نیکِ پی ایمان ، ریسمانی است بر گریبان .
تو را میکشد .
به سمت بهشت .
تو نمیروی .
رودهای جاری
نغمه بلبل مست
حور و غلمان و قصور
همشان منتظر روی تواند
این چنین گفت خدا
سخنش راست ترین ِ سخن است
وعده اش حقانیست .
پس چرا منتظرید وعده اش حقانیست .
النساء : 87 اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لا رَيْبَ فيهِ وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَديثاً
خدا، نیست معبودی جز او! و به يقين، همه شما را در روز رستاخيز- كه شكى در آن نيست- جمع مىكند! و كيست كه از خداوند، راستگوتر باشد؟
النساء : 122 وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَداً وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قيلاً
و كسانى كه ايمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند، بزودى آن را در باغهايى از بهشت وارد مىكنيم كه نهرها از زير درختانش جارى است جاودانه در آن خواهند ماند. وعده حق خداوند است و كيست كه در گفتار و وعدههايش، از خدا صادقتر باشد؟
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/11/21 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
هرچند سوارید اما پیاده خواهید شد
هر چند جبارید اما شکسته خواهید شد
به همین زودی زود
به همین سادگی
به روانی خواندن متن من
البته اگر باطلید .
که بدون حق همه باطلیم
آنچه پایدار است همان است که بوده
صبرش زیاد است
امتحانتان میکند
گمان نکنید حقید و ماندگار
تا ادعا نکنید اگر مهلت میدادی حق می بودیم .با حق بودیم نه
نبودید
نیستید
اگر بدون حقید
باطلید
و باطل نابود شدنیست
مرهمی است بر دل مومنین
خاموشید اما آینده از آن شماست
چرا که باطل نابود شدنیست
خبر میدهد
با امر،
بگو :
محکم بگو :
چه چیزی را ؟
بگو که حق آمده است
وباطل رفته است
قبلا
حق آمده و باطل رفته
چرا که باطل از بین رفتنیست
این چنین کی خبر از آینده میدهند ؟
جز وقتی که خبر قطعا واقع شدنیست ؟
الإسراء : 81 وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً
و بگو: «حق آمد، و باطل نابود شد يقيناً باطل نابود شدنى است!
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/11/21 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
خنجر زشتیها قلبتان را پاره کرده
بد کرده اید
نتیجه کارتان را هم خواهید دید
و گمان نکنید که بدکاره ها با نیکان فرقی ندارند
نه
بدی بدی میآورد
نیکی نیکی .
شما را
فکرتان را
ثوابتان را
اگر داشتید ،
همه بر باد داد .
شما مرگتان
حیاتتان
مساوی با حیات و مرگ مومنین و نیکو کاران نیست
هم دنیا را باخته اید
هم آخرت را
که آنها هم دنیا دارند و هم آخرت
و اگر دنیا نداشته باشند آخرت که دارند
وشما ،
شما هم به بدی ها حکم کردید و هم بد حکم کردید .
منتظر نتیجه میمانیم .
الجاثية : 21 أَمْ حَسِبَ الَّذينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَواءً مَحْياهُمْ وَ مَماتُهُمْ ساءَ ما يَحْكُمُونَ
آيا كسانى كه مرتكب بديها و گناهان شدند گمان كردند كه ما آنها را همچون كسانى قرار مىدهيم كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند كه حيات و مرگشان يكسان باشد؟! چه بد حکم می کنند .
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/11/21 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
به نام خدا
به خودشان خیانت کردند
دیگر خدا هم دوستشان ندارد
چه خیانتی؟
از خدا نترسیدند
ولی از بنده اش ترسیدند
لابد بندگانش همیشه میبنند ولی خدا نه
چشم مردم را بر زشتی هاشان پوشاندند
اما چشم حاکم را نه
یادشان نبود کلام علی علیه السلام را که ( ان الشاهد هو الحاکم _ شاهد همان حاکم است )
وجود غیر قابل انکار خدا را از یاد بردند
ودر مجالس شبانه
گمان کردند خدا وجود ندارد.
خیر آنکه نیست شمائید و خداست ناظر بر شما
خدا را غافل پنداشتند و گفتند آنچه را که خدا راضی به گفتنش نبود
از آنها دفاع نکن
حال کسانی که از این خائنان دفاع کردند را بنگر.
چه اتفاقی افتاد ؟
گیرم که شما از آنها دفاع کنید
روز قیامت در مقابل خدا چه کسی از آنها دفاع خواهد کرد ؟
چه کسی وکیل آنها خواهد شد؟
حال ای خائنان
شما یا هر کس دیگری
هرکس که بدی کرد
یا به خودش ظلم کرد
اگر بعد از آن استغفار کند
از درونش خدا را خواهد یافت
خدایی که به سمت او آمده
غفور است و مهربان ( سوره نساء)
وَ لَا تجَُادِلْ عَنِ الَّذِينَ يخَْتَانُونَ أَنفُسَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يحُِبُّ مَن كاَنَ خَوَّانًا أَثِيمًا(107)
يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَ لَا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَ هُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لَا يَرْضىَ مِنَ الْقَوْلِ وَ كاَنَ اللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ محُِيطًا(108)
هَأَنتُمْ هَؤُلَاءِ جَدَلْتُمْ عَنهُْمْ فىِ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا فَمَن يُجَدِلُ اللَّهَ عَنهُْمْ يَوْمَ الْقِيَمَةِ أَم مَّن يَكُونُ عَلَيهِْمْ وَكِيلًا(109)
وَ مَن يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَّحِيمًا(110)
و از آنها كه به خود خيانت كردند، دفاع مكن! زيرا خداوند، افراد خيانتپيشه گنهكار را دوست ندارد. (107)
آنها زشتكارىِ خود را از مردم پنهان مىکنند اما از خدا پنهان نمىکنند، و هنگامى كه در مجالس شبانه، سخنانى كه خدا راضى نیست مىگفتند، خدا با آنها بود، خدا به آنچه انجام مىدهند، احاطه دارد. (108)
آرى، شما همانا هستيد كه در زندگى اين جهان، از آنان دفاع كرديد! اما كيست كه در برابر خداوند، در روز رستاخيز از آنها دفاع كند؟! يا چه كسى است كه وكيل و حامى آنها باشد؟! (109)
كسى كه كار بدى انجام دهد يا به خود ستم كند، سپس از خداوند طلب آمرزش نمايد، خدا را آمرزنده و مهربان خواهد يافت. (110)
نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/09/12 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
چرا ،کی و چگونه با قرآن استخاره کنیم ؟
غلام سیاه و شاهزاده پریان ( ماجرای خواستگاری جویبر از ذلقا’)
گزیده ای از کتاب متعه شیخ مفید ( ازدواج موقت)
خدای من تو آروزی منی
قطعا کسانی که میگویند مسیح بن مریم خداست کافرند
چرا نباید به زنان سوره یوسف علیه السلام را آموخت ؟
سالگرد ازدواج علی و فاطمه سلام الله علیهما مبارک
صعود به آسمان
چرا آیه تطهیر شامل عایشه و حفصه نمیشود؟
اهل بیت کیست و کارش چیست ؟ ( رد اختلاف شیعه و سنی به قرآن )
درباره وبلاگ

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا يُتْلى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً
الإسراء : 107
به آنها بگو : «چه به قرآن ايمان بياوريد، و چه ايمان نياوريد، كسانى كه پيش از آن به آنها دانش داده شده است ، هنگامى كه (اين آيات) بر آنان خوانده مىشود، سجدهكنان به خاك مىافتند .
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
حرف حساب خدا
اندیشه آسمانی
زن آسمانی
شعر آسمانی
کمی بخندیم
زمان آخر
اثبات امامت در قرآن
امامت در روایات
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
آماده پاسخ گویی به سوالات شما عزیزان پیرامون موضوعات مطرح شده در وبلاگ هستیم
دوستان عزیز از این نکته غافل نباشند که مابا عقل درک میکنیم که ناقصیم چرا که دارای اجزای ریز تری به نام اتم هستیم و ترکیب یافته از این اجزا میباشیم و نیازمندیم چون علاوه بر این نقص نقصهای دیگری نیز داریم مانند این که برای پیدایش به پدرو مادر محتاجیم و برای ادامه حیات به آب اکسیژن و غذا
POWERED BY