تبليغاتX
(`'•.عشق آسمان و آسمان عشق.•'´)
غلام سیاه و شاهزاده پریان ( ماجرای خواستگاری جویبر از ذلقا’)

 به نام خدا

 

داستانی زیبا از زبان امام محمد باقر علیه السلام ، که در زمان رسول اکرم صلی الله علیه وآله رخ داده امیدوارم با تمام توجه مورد نظرتان قرار گیرد :

 

ابو حمزه ثمالی نقل میکند که من  نزد امام باقر  علیه السلام نشسته بودم که مردی از حضرت اجازه ورود خواست و حضرت به او  اجازه دادند و او داخل شد و سلام کرد و حضرت به گرمی از او استقبال کردند و در نزدیکی خودشان او را نشاندند و احوال او رو پرسیدند .

مرد گفت : فدای شما بشوم ، از دختر فلان دوست دار شما خواستگاری کرده ام اما او مرا رد کرده و از من دوری کرده است و مرا ذلیل دانسته به خاطر عیب و حاجت و تنهاییم .

در حالی که دلم برای او به تنگ آمده و به خاطر او آرزوی مرگ کرده ام .

امام باقر علیه السلام فرمودند :برو که تو رسول من هستی به سوی او و به او بگو محمد فرزند علی فرزند حسین فرزند علی بن ابی طالب علیهم السلام  به  تو گفته است که منحج را به ازدواج دخترت در آور و او را رد نکن .ابو حمزه می گوید : آن مرد در حالی که خوش حال شده بود با سرعت  نامه حضرت را برد وزمانی که مجلس را ترک کرد امام باقر علیه السلام فرمودند :

 

مردی بود  از اهل یمامه ، به او میگفتند جویبر .

هنگامی که آوازه پیغمبر  صلی الله علیه و آله  را شنید، به مدینه آمد و اسلام آورد. و چه زیبا  هم مسلمان شد .جويبرمردي كوتاه قد ، سيه چهره نازيبا ، فقير و برهنه بود .

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) ، اين ياور تازه وارد را به گرمي پذيرفت ، و چون فردي تهي دست و بي چيز بود ، برايش جيره اي از غذا كه شامل مقداري خرما بود قرار داد . دو دست لباس هم برايش تهيه كرد و او را در مسجد خود جـاي داد . جـويبـر شبها هم در مسجد پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) مي خوابيد .

مدتي اينچنين سپري شد ، كم كم تعداد غريب ها و مساكين روبه فزوني گذاشت و فضاي محدود مسجد برآنها تنگ شد .

پيك وحي فرا رسيد ، و پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) مأمور شد كه مسجد را از وجود اين افراد خالي كند ، و همه دربهايي را كه از خانه هاي انصار به مسجد باز مي شد ببندد ، مگر درب خانه حضرت علي (عليه السلام)  و بيت حضرت فاطمه (سلام الله عليها) را .

و از آن تاريخ به بعد قرار شد نه فرد جنب از مسجد عبور كند و نه غريبي در مسجد بخوابد .

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) دستور داد جايگاهي سقف دار در كنار مسجد ساختند كه بعدها آن جايگاه به « صُفَّه » معروف شد .

 غريب ها و فقرا را در آنجا مسكن داد ، تا روزها در سايه آن استراحت کنند و شبها هم ، همانجا بخوابند . و كساني كه در آنجا زندگي مي كردند « اصحاب صفَّه » نام گرفتند .

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) خود ، از خرما و كشمش و گندم و جو سهمي براي آنها معين كرده بود ، بقيه مسلمانان هم به پيروي از پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) ، آنها را در غذاي خود شريك ساختند و زكات و صدقات خود را هم به آنان مي دادند .

وجود نازنين پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) همواره ايشان را مورد تفقد قرار مي داد ، او درجمعشان حضور پيدا مي كرد و با آنان اُنس و مجالست داشت .

روزي در حالي كه با نگاه شفقت آميز خود به جويبر مي نگريست ، با عطوفت او را مورد خطاب قرار داده ، فرمود :

جويبر ! تو نمي خواهي ازدواج كني ؟

اگر همسري انتخاب كني ، هم خود را از لغزش و گناه حفظ كرده اي و هم او تو را در دين و دنيا ياور خواهد بود .

جويبر با لبخندي كه حاكي از رضايت باطني او بود پاسخ داد :

پدر و مادرم فداي شما باد ، چه كسي حاضر است با من ازدواج كند ؟ !

به خدا سوگند من نه حَسَبي دارم نه نَسَبي ، نه مالي و نه جمالي ، كدام زن حاضر است همسر چون مني بشود ؟ !

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمود : كساني كه در جاهليت از اشراف بودند  پست شدند ، و كساني كه پست بودند با قبول اسلام شريف و عزيز شدند . اسلام كبر وتفاخر جاهليت را نابود كرد و امروز همه مردم ، چه سياه و چه سفيد ، چه عرب و چه عجم ، قُرَشي و غير قُرَشي همه با هم برابرند . هيچ كس را بر ديگري فضيلتي نيست ؛ زيرا همه از آدم هستند و آدم از خاك . بهترين و محبوبترين مردم نزد خداوند در روز قيامت ، مطيع ترين و باتقواترين آنان است . ( موافق با آیه 13 حجرات )

جويبر، نمیبینم کسی بر تو برتر باشد مگر اینکه ترسش از خدا نسبت به تو بیشتر باشد  و مطیع تر از تو نسبت به خدا  باشد .

آنگاه پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمودند : مي روي پيش « زيادبن لَبيْد » او از نظر خانوادگي شريف ترين فرد قبيله « بني بياضة » است و از قول من به او مي گويي كه من رسول  رسول خدا به سوی تو هستم  وبه او میگویی رسول خدا میگوید  دخترت  « ذَلْفاء » را به عقد ازدواج جویبر  در آور.

جويبر به نزد زيادبن لبيد رفت .

زياد با جمعي از ميهمانانش در منزل نشسته بود .

جويبر اجازه ورود خواست و  وارد شد و براي زياد پيغام داد كه : من فرستاده رسول خدايم و حامل پيامي از جانب او هستم .

او زيادبن لبيد را مخاطب قرار داد و گفت :

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) ، مرا براي رساندن پيامي فرستاده ، آيا آشكارا و بلند بگويم ، يا در خلوت و آهسته به خود شما ؟

زياد در پاسخ گفت : نه بلند بگو و در حضور ، اين براي من شرف و افتخار است .

جويبر اظهار داشت ؛ يبامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرموده كه : دخترت ذلفاء را به عقد ازدواج من درآوري .

زياد  پرسيد : آیا واقعا  پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) تو را براي چنين امري فرستاده ؟

جويبر در پاسخ گفت : بله ، من هرگز بنا ندارم بر پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) دروغ ببندم . زياد ادامه داد :

ما دخترانمان را به افراد هم شأن خود از انـصار مـي دهيم ، تـو برگـرد تا من خودم پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) را ملاقات كنم و عذرم را به او بگويم .

جويبر بي درنگ بازگشت در حالی که میگفت به خدا سوگند نه قرآن به چنين چيزي نازل شده و نه پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) براي چنين امري ظهور كرده !

سخنان ِ پدر را ، دخترش ذلفاء از اندرون خانه شنيد .

كسي را پيش پدر فرستاده او را به نزد خود طلبيد .

پدر وقتي به اندرون آمد ، دخترش به او گفت : پدرجان اين چه سخني بود كه تو گفتي ؟

پدر گفت : تو مي داني او چه گفت ؟ ! او آمده مي گويد : پيغمبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) گفته ، من تو را به عقد ازدواجش در آورم !

دختر در پاسخ پدر گفت : به خدا قسم جویبر کسی نیست که به  پيغمبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) در حالي كه زنده است دروغ ببندد .

فوراً كسي را بفرست كه او را برگرداند .

زياد ، قاصدی را به دنبال جویبر فرستاد تا اینکه جویبر برگشت و زياد به استقبال جويبر شتافت و از او عذرخواهي كرد ، او را به گرمي پذيرفت و تقاضا كرد در منزلش استراحت كند تا او برگردد . و فوراً خود را به پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) رساند و گفت :

پدر و مادرم به فداي شماباد ، جويبر از طرف شما پيش من آمده تقاضاي ازدواج با دخترم را دارد ، قلبم با حرف او نرم نشده وتصمیم گرفتم خودم شخصا شما را ملاقات کنم در حالی که ما  دخترانمان را به افراد هم شأن خود از انصار شوهر مي دهيم .

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمود :

اي زياد ! جويبر مؤمن است و  مرد مؤمن كفو و هم شأن زن مؤمنه است ، و زن مسلمان کفو و هم شان مرد مسلمان .پس  دخترت را به عقد او درآور  و از او روی گردان  نباش .

زياد ، با شنيدن اين سخنان برگشت ، و آنچه شنيده بود براي دخترش بازگو كرد .

دختر ، ضمن اظهار رضايت گفت : پدرجان اگر از فرمان پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) اطاعت نكني كافر شده اي .پس او را به ازدواج در آور.  ( موافق با آیات زیادی از قران از جمله :51 نور)

پدر دست جويبر را گرفت ، او را به ميان قوم خود برد و طبق سنت خدا و رسولش ذلفاء را به عقد او درآورد .

زياد ، مَهر و خرج عروسي را هم خود بر عهده گرفت .

از جويبر پرسيدند : آيا منزلي داري كه عروس را آنجا بياوريم ؟

جويبر پاسخ داد : به خدا سوگند نه ، منزل ندارم .

زيادبن لبيد برايش خانه اي با كليه وسايل تهيه كرد و دو لباس زیبا  به تن جویبر کردند  ، و ذلفا  را به خانه او بردند .

جويبر داخل  منزل شد  . هنگامي كه وارد خانه شد يكّه خورد . او با ديدن خانه وسيع ، و وسايل آماده وآن عروس زيبا و خوشبو به گوشه اي از اتاق رفت ، شروع كرد به تلاوت قرآن و خواندن نماز.

آن شب را تا صبح به شب زنده داري و راز ونياز با معبود گذراند . سحرگاهان نداي مؤذن در شهر مدينه طنين انداخت ، دو زوج جوان وضو گرفتند و رفته نماز گزاردند .

از ذلفاء پرسيدندکه آیا با تو همبستر شد ؟ ، او گفت : ديشب تا صبح مشغول تلاوت قرآن و خواندن نماز بود . شب دوم نیز همین گونه سپری شد و خانواده ذلفاء سعي كردند اين امر را از پدرش زياد مخفي نگه دارند .

با فرارسيدن شب ، جويبر دوباره به راز و نياز و نيايش با پروردگار پرداخت و تا سه شبانه روز اين وضع ادامه داشت .

 

سرانجام خبر به گوش پدرش زياد رسيد .

زياد نزدپيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) رفت كه :

يا رسول الله ! شما مرا به ازدواج دخترم امر كردي ، با اينكه بر خلاف ميلم بود ، اما اطاعت شما بر من واجب كرد كه اين كار را بكنم .

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمود : مگر چه عمل زشتي از جويبر مشاهده كرده اي ؟

زياد ادامه داد : او را به گرمي پذيرفتم ، برايش خانه خريدم ، همه وسايل زندگي را مهيا كردم ، عروس را به خانه اش فرستادم ، اما سه شب از ازدواج آنها مي گذرد ولي جويبر نه نگاهي به دخترم مي كند و نه اعتنايي به او مي كند ، من فكر مي كنم كه او اصلا به زن نيازي ندارد . شبانه روز كارش تلاوت قرآن و ركوع و سجود است ؛ شما خود هرطور صلاح مي دانيد حكم كنيد .

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) به دنبال جويبر فرستاد .

جويبر فوراً آمد . پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) از او پرسيد : تو به زنان علاقه اي نداري ؟

جويبر با تعجب پاسخ داد : آیا من  مرد نیستم ؟ ! هرگز اينظور نيست ، اتفاقاً بسيار شهوتی و زن دوست هستم .

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمود : به خلاف ادعاي تو من مطالبي شنيده ام ، مي گويند برای تو خانه آماده کرده اند و عروسی زیبا و خوش بو را بر تو وارد کرده اند  ولی تو حتي به زن خود نگاه هم نمي كني .

جويبر در پاسخ پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) عرض كرد :

يارسول الله ! من وقتي وارد خانه اي بزرگ شدم و همه وسايل زندگي را در آن مهيا ديدم با همسري زيبا ، به ياد پيچارگيهاي قبل از ازدواجم افتادم . روزهايي كه نه خانه اي داشتم و نه كاشانه اي ، غريب بودم و تنها ، با عده اي فقير و مسكين زندگي مي كردم كه نه غذاي درستي داشتيم و نه لباسي ، دلم مي خواست در پاسخ اين همه نعمتي كه خداوند بزرگ بر من ارزاني داشته شكر او را به جاي آورم . لذا اين سه شبانه روز را به نماز و روزه گذراندم تا بدين وسيله حدّاقلِ اطاعت را به جاي آورده باشم . و فكر مي كنم در برابر اين همه نعمت اصلا كاري نكرده ام . اما شما مطمئن باشيد كه امشب هم همسرم و هم خانواده او را راضي خواهم کرد به یاری خدا .

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) كسي را به نزد زياد فرستاد و او را به نزد خود فرا خواند .

هنگامي كه زياد خدمت پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) آمد ، او را از اين عمل پسنديده جويبر آگاه ساخت .

زياد و همه افراد فاميلش خوشحال شدند .

و جويبر نیز  به آنچه وعده داده بود عمل كرد .

بعدها  جنگي پيش آمد و جويبر در ركاب پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) براي دفاع از اسلام عازم جبهه نبرد شد .

در آن جنگ جويبر شهيد شد . و پس ازشهادت جویبر  ، در بین انصار زن بیوه ای نبود که خواستگاری بیشتر از ذلفا داشته باشد .

  الكافي ج : 5 ص : 343

 

محتوای روایت فوق با کثیری از آیات و روایات ثابتات موافقت دارد از جمله :

الحجرات : 13   يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ

اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست خداوند دانا و آگاه است! (13))

سوره نور

وَ إِذَا دُعُواْ إِلىَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنهَُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنهُْم مُّعْرِضُونَ(48)وَ إِن يَكُن لهَُّمُ الحَْقُّ يَأْتُواْ إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ(49)أَ فىِ قُلُوبهِِم مَّرَضٌ أَمِ ارْتَابُواْ أَمْ يخََافُونَ أَن يحَِيفَ اللَّهُ عَلَيهِْمْ وَ رَسُولُهُ  بَلْ أُوْلَئكَ هُمُ الظَّالِمُونَ(50)و هنگامى كه از آنان دعوت شود كه بسوى خدا و پيامبرش بيايند تا در ميانشان داورى كند، ناگهان گروهى از آنان رويگردان مى‏شوند! (48)ولى اگر حق داشته باشند (و داورى به نفع آنان شود) با سرعت و تسليم بسوى او مى‏آيند! (49)آيا در دلهاى آنان بيمارى است، يا شكّ و ترديد دارند، يا مى‏ترسند خدا و رسولش بر آنان ستم كنند؟! نه، بلكه آنها خودشان ستمگرند! (50)

 إِنَّما كانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنينَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ 51) سخن مؤمنان، هنگامى كه بسوى خدا و رسولش دعوت شوند تا ميان آنان داورى كند، تنها اين است كه مى‏گويند: «شنيديم و اطاعت كرديم!» و اينها همان رستگاران واقعى هستند. (51)


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/09/09 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت


نبوت زنان مهم تر است یا وزارت ؟

به نام خدا

امیر مومنین علی علیه السلام فرمودند:

 ملعون است هر مردی که  امور  او را  زنی  تدبیر  کند .

 

 الكافي     5     518    وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ص كُلُّ امْرِئٍ تُدَبِّرُهُ امْرَأَةٌ فَهُوَ مَلْعُونٌ

 

نیازی نیست مطلبی جدید بنویسم این پست ها رو در این رابطه مطالعه کنید :

 

چرا زنان پیامبر نشدند؟ -

دید گاه اسلام در مورد سپردن کارهای سنگین به زنان


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/08/11 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


اثبات جواز ازدواج مجدد مرد حتی بدون رضایت همسر اول در قرآن

 به نام خدا 

بررسی حکم ازدواج مجدد  مرد  

 

 اصل ازدواج مجدد دائم  و موقت برای مردان  در دین مبین اسلام یک مسئله کاملا  قطعی و یقینی است اما این مسئله نیز قطعیسیت که شرط ازدواج مجدد دائم برای مردان توان اجرای عدالت  بین همسران میباشد .

حال سوال این است که عدالت مورد نظر در قران به چه معناست ؟

آیا  عدالت  را  در  جلب  نظر  ورضایت  همسر  اول  میباشد یا عدالت در نفقه ؟

آیا مخالفت  او  و نارضایتی  او خلاف  عدالتی است که  در  قرآن  شرط ازدواج مجدد  نامیده  شده است ؟

 

حال  با هم ببینیم  در قرآن  چه عدالتی از ما  خواسته  شده است :

 

النساء : 3   وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى‏ فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ذلِكَ أَدْنى‏ أَلاَّ تَعُولُوا

النساء : 129   وَ لَنْ تَسْتَطيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَميلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ وَ إِنْ تُصْلِحُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحيماً

و اگر مى‏ترسيد كه (بهنگام ازدواج با دختران يتيم،) عدالت را رعايت نكنيد، (از ازدواج با آنان، چشم‏پوشى كنيد و) با زنان پاك (ديگر) ازدواج نمائيد، دو يا سه يا چهار همسر و اگر مى‏ترسيد عدالت را (درباره همسران متعدد) رعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد، و يا از زنانى كه مالك آنهایید استفاده كنيد، اين كار، از ظلم و ستم بهتر جلوگیری میکند.نساء آیه 3

 

شما هرگز نمى‏توانيد در ميان زنان، عدالت برقرار كنيد، هر چند كوشش نماييد! ولى تمايل خود را بكلّى متوجّه يك طرف نسازيد كه ديگرى را بصورت زنى كه شوهرش را از دست داده درآوريد! و اگر راه صلاح و پرهيزگارى پيش گيريد، خداوند آمرزنده ومهربان  است نساءآایه 129

 

در نگاه  اول  به این  دوآیه  چنین  میابیم  که  : این دوآیه  با هم در تعارض هستند  چرا که  یکی امر به ازدواج  مجددی میکند  که  شرط آن  داشتن عدالت  است و دیگری  عدالتی را  نفی و سلب میکند  که  شرط  ازدواج مجدد  است .

اصلا   تعارض  بین  دو آیه  بماند . حتی  آیه دوم  نیز با خود  تعارض  دارد چرا  که  صدر  آیه  میفرماید  شما نمیتوانید  عدالت را  بر قرار کنید  آنگاه ذیل  آیه به  جای آنکه  بفرماید  پس حق ندارید  دوباره  ازدواج کنید   میفرماید  پس  میلتان  را  به  طور کلی متوجه  یکی از همسرانتان  نکنید.

 از  دقت  در این دوآیه و دقت در  آیه ای   که رفع وجود هر  گونه  تعارضی  را در  قرآن  میکند   خواهیم  فهمید  که  جنس  عدالتی که  شرط  ازدواج  مجدد  است  با  جنس عدالتی که هیچگاه  یک مرد   نمیتواند   آنرا  بین  همسرانش   تقسیم  کنید  فرق  خواهد داشت  چرا  که اگر  هر  دو از  یک  جنس  باشد در  آیه دوم  خداوند  باید  امر به جدایی   و طلاق   میداد   نه آنکه   میفرمود  پس  میلتان  را  به  یک  سمت   متوجه  نسازید .

البته  جنس  عدالت  در  آیه  دوم  به  قرینه ( فلا  تمیلو کل  المیل)    فی الجمله  مشخص است  و مشخص است  که  منظور  عدالت  در  محبت   است که  هیچ  گاه  شما ای مردان   نخواهید  توانست  بین همسرانتان  به طور یکسان محبت  بر قرار  کنید . اتفاقا  شان  نزول  این  آیه نیز مویّد همین مطلب است  چرا که رافع  همسر جوانش را  بیشتردوست میداشت   اما  خداوند  به  او امر نکرد که چون  اورا  بیشتر دوست داری و این خلاف عدالتی است که  لازمه ازدواج مجدد است پس باید او را  طلاق  دهی.

 

 عجیب  است   که  عده ای بازهم  در  صورت  عدم  رضایت  زن  اول   گفته اند این  ازدواج  فاقد ارزش حقوقی است و حرام . حال آنکه خداوند حکم به حرمت  ازدواج رافع  نداده !!!

در مجموع   ما  میفهمیم  که   جنس  عدالت  در   دو آیه  فوق  با هم فرق دارد  حال  یک  روایت برایتان مینویسم  تا  ببینید منظور از  عدالت در دو آیه  فوق  چیست وآقای  صانعی  چه برداشتی  از  عدالت  دارد!؟

 

 (6) الكافي     5     362    باب فيما أحله الله عز و جل من النسا

1-  عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَيْبٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ قَالَ سَأَلَ ابْنُ أَبِي الْعَوْجَاءِ هِشَامَ بْنَ الْحَكَمِ فَقَالَ لَهُ أَ لَيْسَ اللَّهُ حَكِيماً قَالَ بَلَى وَ هُوَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ قَالَ فَأَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَ لَيْسَ هَذَا فَرْضاً قَالَ بَلَى قَالَ فَأَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ أَيُّ حَكِيمٍ يَتَكَلَّمُ بِهَذَا فَلَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ جَوَابٌ فَرَحَلَ إِلَى الْمَدِينَةِ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ يَا هِشَامُ فِي غَيْرِ وَقْتِ حَجٍّ وَ لَا عُمْرَةٍ قَالَ نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ لِأَمْرٍ أَهَمَّنِي إِنَّ ابْنَ أَبِي الْعَوْجَاءِ سَأَلَنِي عَنْ مَسْأَلَةٍ لَمْ يَكُنْ عِنْدِي فِيهَا شَيْ‏ءٌ قَالَ وَ مَا هِيَ قَالَ فَأَخْبَرَهُ بِالْقِصَّةِ فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَمَّا قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً 

 يَعْنِي فِي النَّفَقَةِ

وَ أَمَّا قَوْلُهُ وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ يَعْنِي فِي الْمَوَدَّةِ قَالَ فَلَمَّا قَدِمَ عَلَيْهِ هِشَامٌ بِهَذَا الْجَوَابِ وَ أَخْبَرَهُ قَالَ وَ اللَّهِ مَا هَذَا مِنْ عِنْدِكَ

 

مرحوم کلینی در کتاب شریف خود  چنین  نقل  میکنند:

ابن  ابی العوجاء  ازهشام ابن  حکم سوالی میپرسد که  اوجواب آنرا  بلد نیست .

 او  میپرسد  آیا مگر نه اینستکه خداوند حکیم  است  هشام  گفت  بلی خداوند احکم الحاکمین  است  .

ابن ابی العوجاء میپرسد : پس به من  بگو  چرا  خدا وند  در  جایی از قرآن  میفرماید : فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً 

 ایا  این مسئله  مسلم وقطعی  نیست ؟

هشام : بلی

ان ابی العوجاء:  پس بگو  چرا  خداوند  در این آیه  چنین  میفرماید : وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ

بگو ببینم  کدام حکیمی چنین  سخن  میگوید؟

 اما  هشام  جواب آنرا  نمیدانست  تا  اینکه  به  مدینه  سفر  کرد .

 امام  صادق  علیه السلام  از  پرسیدند ای  هشام  الآن  نه وقت  حج است و نه وقت  عمره   به چه منظوری  به مدینه آمده ای؟

هشام: آری  فدایت شوم برای امر مهمی خدمت رسیده ام .

ابن ابی العوجاء سوالی پرسیده  که من جوابش را نمیدانم .

وانگاه  قضیه را برای امام  صادق  علیه السلام  نقل  میکند

وامام  علیه السلام  جواب او را  چنین  فرمودند : اینکه خدا میفرماید : فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً

 

منظورش  از  این  عدالت  عدالت  در  نفقه  است

اما  اینکه  میفرماید  وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَة

منظورش  عدالت  در محبت است

هشام میگوید  وقتی   این  جواب را  برای  ابن  ابی العوجاء بردم  او  چنین  گفت   به خدا  قسم  این جواب از آن  خودت  نیست .

 این  روایت  با متن  شریف  قرآن  همانگونه  که  قبلا  بیان  کردم  وفاق دارد آنجا  که  جنس عدالت درآیه  129 را عدالت در تمایل معرفی میکند عدالتی که هرگز حاصل  نمیشود  و  باز درآیه  3  طلب  عدالت  مینماید و آنرا شرط ازدواج دوم میداند  .

در این  روایت  حضرت ؛  بر طبق قرآن ، عدالتی که  شرط ازدواج  مجدد  است را  عدالت در  نفقه میدانند در حالی  که عده ای جلب  نظر همسر اول  را عدالت میدانند؟

به  نظر شما  کدام را بگیریم قول  امام صادق  علیه السلام را یا قول آنها را ؟

در حالی  که ممکن  است  مردی  عدالت  در نفقه  داشته  باشد  ولی  زنش  موافق  ازدواج  دوم  او نباشد  یا اینکه مردی زنش با ازدواج دوم  او موافق باشد اما توانایی عدالت در نفقه  را  به هر دلیلی نداشته  باشد  وازدواج  دوم او بر طبق  نظر  خدا   حرام  باشد.

 

اما یک طرفه  قضیه  زن اول میباشد که  غالبا  گرفتار غیرت زنانه  هستند و تمایلی به اینکه همسراشان در کنار زنی دیگر بخوابد  ندارند  ومتاسفانه حتی این خواسته خودشان را بروز میدهند .

این جبهه گیری آنها تحت عنوان  مختلفی پنهان میشود در مجموع باید  آنها را متوجه این نکته  کرد که جبهه گیری آنها در برابر مردان نیست بلکه در برابر حکم خداست از این رو

امیر مومنین علی علیه السلام میفرمایند :

غیرت مرد ایمان او  وغیرت زن  کفر اوست

حال درپست زیر به بررسی غیرت زنانه  میپردازیم :

 

اصل مطلب منقول از کتاب (صانعی مردی که خلاف قرآن فتوا میدهد )


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/08/11 ساعت موضوع حرف حساب خدا | لینک ثابت


پاداش صبر بر بد اخلاقی زن و جزای زن بد اخلاق

 به نام خدا  

   

  ابو هریره و عبد الله بن  عباس میگویند :

پیامبر اکرم صلی الله  علیه و اله  درآخرین  خطبه ای که  در مدینه  ایراد فرمودند و دیگر بعد  ازآن به سوی خدا  رحلت فرمودند ؛ چشمان مان پر از  اشک شد و قلب های ما  به لرزه درآمد پوست  بدنمان در هم  کشیده شد  و لرزه برآن افتاد.

حضرت  جنین فرمود :

... وهر کس که بر بد اخلاقی زنش صبر کند ومنتظر اجری بر  این صبر  خود باشد خداوند به خاطر  هر مرتبه  که صبر میکند به  او همان  پاداشی میدهد که  به ایّوب  علیه السلام به خاطر  صبر بر  بلاهایی که بر او نازل  شد داده است  .و البته زن او سنگینی بار بد رفتارش را  در هر روز و شب بر دوش خواهد  کشید آنهم  به سنگینی  تپه های انبوه  شن ...

 

پستهای مربوط:


رابطه زن جهنم و کیفیت بر خورد با شوهر
رابطه زن بهشت و بد اخلاقی با همسر
دیدگاه اسلام در مورد سپردن کارهای سنگین به زنان
بازيابى نگرش صحيح به شخصيت حقيقى يك زن از ديدگاه خدا
جهاد زنان صبر بر غیرت شوهراست و خداوند از سختی آن غافل نیست
چرا زنان پیامبر نشدند؟

چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟

منبع روایت :

[ثواب الأعمال‏] ابْنُ الْمُتَوَکِّلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَیْنِ بْنِ یَزِیدَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عَمْرٍو النَّصِیبِیِّ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْخُرَاسَانِیِّ عَنْ مَیْسَرَةَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِی عَائِشَةَ السَّعْدِیِّ عَنْ یَزِیدَ بْنِ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِیزِ عَنْ أَبِی سَلَمَةَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَا خَطَبَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص قَبْلَ وَفَاتِهِ وَ هِیَ آخِرُ خُطْبَةٍ خَطَبَهَا بِالْمَدِینَةِ حَتَّى لَحِقَ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَوَعَظَنَا بِمَوَاعِظَ ذَرَفَتْ مِنْهَا الْعُیُونُ وَ وَجِلَتْ مِنْهَا الْقُلُوبُ وَ اقْشَعَرَّتْ مِنْهَا الْجُلُود : َ...... وَ مَنْ صَبَرَ عَلَى سُوءِ خُلُقِ امْرَأَتِهِ وَ احْتَسَبَهُ أَعْطَاهُ اللَّهُ بِکُلِّ مَرَّةٍ یَصْبِرُ عَلَیْهَا مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا أَعْطَى أَیُّوبَ ع عَلَى بَلَائِهِ وَ کَانَ عَلَیْهَا مِنَ الْوِزْرِ فِی کُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ مِثْلُ رَمْلِ عَالِجٍ فَإِنْ مَاتَتْ قَبْلَ أَنْ تُعِینَهُ وَ قَبْلَ أَنْ یَرْضَى عَنْهَا حُشِرَتْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مَنْکُوسَةً مَعَ الْمُنَافِقِینَ فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ مَنْ کَانَتْ لَهُ امْرَأَةٌ لَمْ تُوَافِقْهُ وَ لَمْ تَصْبِرْ عَلَى مَا رَزَقَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ شَقَّتْ عَلَیْهِ وَ حَمَلَتْهُ مَا لَمْ یَقْدِرْ عَلَیْهِ لَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ مِنْهَا حَسَنَةً تَتَّقِی بِهَا النَّارَ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهَا مَا دَامَتْ کَذَلِک‏


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/12 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت


رابطه زن جهنم و کیفیت بر خورد با شوهر

به نام خدا

 

زن بد

امرأة سوء

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: پنج چیز از مصائب دنیاست مرگ دوست و تلف شدن مال و سرزنش دشمنان و ترک دانش و زن بد.

نهج الفصاحة مجموعه کلمات قصار حضرت رسول ص 461

1458 خمسة من مصائب الدّنیا فوت الحبیب و ذهاب المال و شماتة الأعداء و ترک العلم و امرأة سوء.

 

زن بد اخلاق آدم را پیر میکند :

از امام باقر (علیه السلام ) نقل شده:

در میان بنى اسرائیل مردى عاقل و ثروتمند بود که از همسر عفیفه خود پسرى داشت که بسیار به او شبیه بود و از همسرى غیر عفیف و نابکار دو پسر دیگر داشت.

وقتى زمان مرگ او فرا رسید به پسران خود گفت: این مال من متعلّق به یکى از شماست.

وقتى که او از دنیا رفت هر کدام از پسرها ادّعا کرد که مال متعلّق به اوست، پس مرافعه خود را به نزد قاضى بردند، ولى او گفت: من نمىدانم، چطور میان شما قضاوت کنم، شما بسوى سه برادر چوپان بروید گره کار شما بدست آنهاست،

برادران به نزد اوّلى رفتند و او را پیر مردى کهنسال یافتند،

او گفت: به نزد برادر بزرگترم بروید، ولى وقتى آنها به نزد برادر دوّم رفتند او را جوانتر از اوّلى یافتند، او هم آنها را به برادر دیگر خود ارجاع داد و گفت: به نزد برادر بزرگترم بروید،

لیکن وقتى برادران به نزد برادر سوّمى رفتند او را بسیار جوانتر از دو برادر دیگر دیدند،

او از احوال آنها پرسش کرد و آنها ماجرا را گفتند، امّا از راز پیرى و جوانى او و برادرانش نیز سؤال کردند، چوپان سوّمگفت: قضیه این است که برادر اوّلى من کوچکترین ماست،

امّا او زنى بد اخلاق و لجباز دارد که همیشه از بیم آنکه به بلاى بزرگترى مبتلا شود با او مدارا و صبر مىکند و علّت پیر شدن او همین است، برادر دوّمى که از نظر سنّى برادر وسطى است

همسرى متوسط الحال دارد که گاهى باعث خوشحالى و گاهى باعث اندوه او مىشود

و او بخاطر همین میانسال به نظر مىرسد

و امّا من که بزرگترین برادر هستم، همسرى بسیار خوش اخلاق و مهربان دارم که همیشه باعث سرور و شادمانى من است

و هرگز امر ناپسندى از او ندیدهام، پس راز جوانى من در مصاحبت با اوست،

امّا حکم من میان شما این است که اوّل باید بروید و پدرتان را نبش قبر کنید و جسد او را بیرون آورده و بسوزانید، سپس باز گردید تا من میان شما قضاوت کنم.

برادران به جانب قبر پدر رفتند، برادر کوچکتر شمشیر پدرش را برداشت و دو برادر دیگر کلنگ برداشتند، وقتى آن دو برادر با کلنگ قصد نبش قبر پدر را نمودند،

پسر کوچکتر با شمشیر مانع آنها شد و گفت: پدرم را نبش قبر نکنید،

من سهم خودم را به شما واگذار مىکنم، پس به نزد قاضى رفتند و ماجرا را گفتند،

قاضى گفت: مال را به من بدهید، آنگاه برادر کوچک را فرا خواند و مال را به او تفویض کرد

و به دو پسر دیگر گفت: اگر شما پسر آن مرد بودید مثل این پسر به حال پدر خود رقّت مىکردید و راضى به نبش قبر او نمىشدید.

و عن الباقر علیه السلام قال کان فی بنی إسرائیل رجل عاقل کثیر المال و کان له ابن یشبهه فی الشمائل من زوجة عفیفة و کان له ابنان من زوجة غیر عفیفة فلما حضرته الوفاة قال لهم هذا مالی لواحد منکمفلما توفی قال الکبیر أنا ذلک الواحد و قال الأوسط أنا ذلک و قال الأصغر أنا ذلک فاختصموا إلى قاضیهم قال لیس عندی فی أمرکم شیء انطلق إلى بنی الاغنام الإخوة الثلاثة فانتهوا إلى واحد منهم فرأوا شیخا کبیرا فقال ادخلوا إلى أخی فلان فهو أکبر منی سنا فاسألوه فدخلوا علیه فخرج شیخ کهل فقال سلوا أخی الأکبر منی فدخلوا على الثالث فإذا هو فی المنظر أصغر فسألوه أولا عن حالهم فقال أما أخی الذی رأیتموه أولا هو الأصغر و إن له امرأة سوء تسوءه و قد صبر علیها مخافة أن یبتلى ببلاء لا صبر علیه فهو منه و أما أخی الثانی فإن عنده زوجة تسوءه و تسره فهو متماسک الشباب و أما أنا فزوجتی تسرنی و لا تسوءنی لم یلزمنی منها مکروه قط منذ صحبتنی فشبابی معها متماسک و أما حدیثکم الذی هو حدیث أبیکم انطلقوا أولا و انبشوا قبره و استخرجوا عظامه و أحرقوها ثم عودوا لأقضی بینکم فانصرفوا فأخذ الصبی سیف أبیه و أخذ الأخوان المعاول فلما أن هما بذلک قال لهما الصغیر لا تنبشا قبر أبی و أنا أدع لکما حصتی فانصرفوا إلى القاضی فقال یقنعکما هذا ائتونی بالمال فقال للصغیر خذ المال فلو کانا ابنیه لدخلهما من الرقة کما دخل على الصغیر

النور المبین فی قصص الأنبیاء و المرسلین 464 خاتمة الکتاب فی نوادر أخبار بنی إسرائیل و أحوال بعض الملوک

قصص الأنبیاء(قصص قرآن) 648 (در اخبار نادر بنى اسرائیل و ماجراى بعضى از پادشاهان) ..... ص : 644

 

چاره زن بد جدایی است

 

و روایت است از امام صادق (علیه السلام ) که فرمود:

سه نفر دعایشان مستجاب نمیشود :

مردى که در خانه بنشیند و بدنبال روزى نرود و سپس بگوید: بار خدایا روزیم ده و خدا تعالى به او میفرماید: آیا من راه طلب روزى برایت نساختم؟

و مردى که زن بدى دارد میگوید: بار خدایا مرا از او خلاص کن خدا میفرماید: طلاق او را بدست تو دادم.

و مردى که مالى به دیگرى داده بدون گرفتن شاهد و گواه و او منکر آن شده و به او پس نمیدهد و صاحب مال او را نفرین میکند و خدا تعالى میفرماید: من به تو فرمودم گواه بگیر و نکردى (و خود کرده را گله نیست).

 

کنز الفوائد ج2 198 فصل مما روی فی الأرزاق ..... ص : 197

و روی عن الصادق ع أنه قال ثلاثة یدعون فلا یستجاب لهم رجل جلس عن طلب الرزق ثم یقول اللهم ارزقنی یقول الله تعالى له أ لم أجعل لک طریقا إلى الطلب و رجل له امرأة سوء یقول اللهم خلصنی منها یقول الله تعالى أ لیس قد جعلت أمرها بیدک و رجل سلم ماله إلى رجل و لم یشهد علیه به فجحده إیاه فهو یدعو علیه فیقول الله تعالى قد أمرت بالإشهاد فلم تفعل

گنجینه معارف شیعه-ترجمه کنز الفوائد و التعجب ج2 217 فصل: روایاتى در باره روزى ..... ص : 215

پستهای مربوط:

پاداش صبر بر بد اخلاقی زن و جزای زن بد اخلاق
رابطه زن بهشت و بد اخلاقی با همسر
دیدگاه اسلام در مورد سپردن کارهای سنگین به زنان
بازيابى نگرش صحيح به شخصيت حقيقى يك زن از ديدگاه خدا
جهاد زنان صبر بر غیرت شوهراست و خداوند از سختی آن غافل نیست
چرا زنان پیامبر نشدند؟

چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/12 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت


رابطه زن بهشت و بد اخلاقی با همسر

به نام خدا  

 

ابو بصیر  میگوید :

امام صادق علیه السلام  میفرمودند:

روزی پیامبر صلی الله علیه واله   با  گروهی از زنان  مواجه  شدند وبه آنها  چنین  فرمودند :

ای گروه  زنان صدقه  بدهید حتی  اگر شده از  زینت و جواهر خود  حتی اگر شده  به اندازه یک شقه خرما

بدرستی که  شما  چوب  جهنمید

شما زیاد  لعن  میکنید و زندگی نیک و نعمتها را   کفران  میورزید و ناشکری میکنید

 در این  هنگام  زنی از  قبیله بنی سلیم  که  شخصی مشهور به  تعقل  بود  چنین  عرضه  کرد 

یا رسول الله  ایا  ما  همان  مادرانی  نیستیم  که  درد  حمل  را  تحمل  میکنیم و به  فرزندانمان  شیر  میدهیم (در  اسلام  برای حمل و شیر  دادن  صواب  فراوانی  ذکر شده  به گونه ای  که زن پس  از  حمل  همانند  طفلش  بدون  گناه و بی حساب میشود )

ایا  دخترانی  که  احکام  خدا را  اقامه  میکنند و برادرانی  که  شفقت  و جوانمردی  دارند  از  ما   نیستند؟

حضرت  رسول صلی الله  علیه و اله  غمگین  شدند و فرمودند  آری شما  زنانی  هستید  که حامله میشوید و فرزندانتان  را  به  دنیا  می اورید و  به انها  شیر  میدهید و  بسیار مهربان هستید

و اگر  آن رفتاری  که با  شوهران  خود  میکنید  نمی بود  هیچ  کدام  شما  که  فقط  یک  نماز  خوانده  باشد  (وهیچ  کدام  از  احکام  خدا را  عمل  نکرده و فقط یک  نماز خوانده )  داخل  در  جهنم   نمیشد .

یعنی بد رفتاری  شما  اگر با  همسرتان  نمیبود هیچ وقت  داخل  جهنم  نمیشدید  حتی  اگر فقط از بین  تمام  عبادات  یک  نماز  میخواندید

 

 الکافی     5     513    باب ما یجب من طاعة الزوج على المرأة

25351-  وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع

 یَقُولُ خَطَبَ رَسُولُ اللَّهِ ص النِّسَاءَ فَقَالَ یَا مَعْشَرَ النِّسَاءِ تَصَدَّقْنَ وَ لَوْ مِنْ حُلِیِّکُنَّ وَ لَوْ بِتَمْرَةٍ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ فَإِنَّ أَکْثَرَکُنَّ حَطَبُ جَهَنَّمَ إِنَّکُنَّ تُکْثِرْنَ اللَّعْنَ وَ تَکْفُرْنَ الْعِشْرَةَ فَقَالَتِ امْرَأَةٌ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَ لَیْسَ نَحْنُ الْأُمَّهَاتُ الْحَامِلَاتُ الْمُرْضِعَاتُ أَ لَیْسَ مِنَّا الْبَنَاتُ الْمُقِیمَاتُ وَ الْأَخَوَاتُ الْمُشْفِقَاتُ فَقَالَ حَامِلَاتٌ وَالِدَاتٌ مُرْضِعَاتٌ رَحِیمَاتٌ لَوْ لَا مَا یَأْتِینَ إِلَى بُعُولَتِهِنَّ مَا دَخَلَتْ مُصَلِّیَةٌ مِنْهُنَّ النَّارَ

پستهای مربوط:

پاداش صبر بر بد اخلاقی زن و جزای زن بد اخلاق
رابطه زن جهنم و کیفیت بر خورد با شوهر
دیدگاه اسلام در مورد سپردن کارهای سنگین به زنان
بازيابى نگرش صحيح به شخصيت حقيقى يك زن از ديدگاه خدا
جهاد زنان صبر بر غیرت شوهراست و خداوند از سختی آن غافل نیست
چرا زنان پیامبر نشدند؟

چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/12 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت


دیدگاه اسلام در مورد سپردن کارهای سنگین به زنان

به نام خدا


الزخرف : 18   أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبينٍ


آيا كسى را كه در لابلاى زينتها پرورش مى‏يابد

 و به هنگام جدال قادر به تبيين مقصود خود نيست (فرزند خدا مى‏خوانيد)؟!

(اين جمله در پاسخ كسانيست كه ميگويند دختران فرزند خدايند )

 

آیا خداوند زشت است که مخلوقی زشت بیافریند ؟

واگر این طور نیست  پس چرا این گونه خلقت زنان را زشت میدانید ؟
خدا زیباست و جز زیبایی از او سر نمیزند

زن مخلوق زیبای خداست

او را همان گونه که هست بخواهید

که اگر غیر این باشد زشت خواهد شد

 

امام صادق علیه السلام میفرمایند :

امیر مومنین علی علیه السلام در وصیتشان به امام حسن مجتبی علیهما السلام  فرمودند :


کاری که بیش از توان زن است به او واگذار نکن که واگذار نکردن این گونه کار ها به زن برای احوالات اوبهتر و برای زندگیش راحت تر میباشد و زیبایی او را بیشتر و بهتر حفظ میکند و او را تا دیر مدت زیبا نگه میدارد

چرا که زن ریحانه است و قهرمان  نیست . 


ٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فِي رِسَالَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع إِلَى الْحَسَنِ علیهم السلام

 لَا تُمَلِّكِ الْمَرْأَةَ مِنَ الْأَمْرِ مَا يُجَاوِزُ نَفْسَهَا فَإِنَّ ذَلِكَ أَنْعَمُ لِحَالِهَا وَ أَرْخَى لِبَالِهَا وَ أَدْوَمُ لِجَمَالِهَا فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَة

الكافي     5     510    باب إكرام الزوجة .....  ص : 509

 

پستهای مربوط:


 

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/11 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت


دید گاه اسلام در مورد سپردن کارهای سنگین به زنان

به نام خدا


الزخرف : 18   أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبينٍ


آيا كسى را كه در لابلاى زينتها پرورش مى‏يابد

 و به هنگام جدال قادر به تبيين مقصود خود نيست (فرزند خدا مى‏خوانيد)؟!

(اين جمله در پاسخ كسانيست كه ميگويند دختران فرزند خدايند )

 

آیا خداوند زشت است که مخلوقی زشت بیافریند ؟

واگر این طور نیست  پس چرا این گونه خلقت زنان را زشت میدانید ؟
خدا زیباست و جز زیبایی از او سر نمیزند

زن مخلوق زیبای خداست

او را همان گونه که هست بخواهید

که اگر غیر این باشد زشت خواهد شد

 

امام صادق علیه السلام میفرمایند :

امیر مومنین علی علیه السلام در وصیتشان به امام حسن مجتبی علیهما السلام  فرمودند :


کاری که بیش از توان زن است به او واگذار نکن که واگذار نکردن این گونه کار ها به زن برای احوالات اوبهتر و برای زندگیش راحت تر میباشد و زیبایی او را بیشتر و بهتر حفظ میکند و او را تا دیر مدت زیبا نگه میدارد

چرا که زن ریحانه است و قهرمان  نیست . 


ٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فِي رِسَالَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع إِلَى الْحَسَنِ علیهم السلام

 لَا تُمَلِّكِ الْمَرْأَةَ مِنَ الْأَمْرِ مَا يُجَاوِزُ نَفْسَهَا فَإِنَّ ذَلِكَ أَنْعَمُ لِحَالِهَا وَ أَرْخَى لِبَالِهَا وَ أَدْوَمُ لِجَمَالِهَا فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَة

الكافي     5     510    باب إكرام الزوجة .....  ص : 509

 

پستهای مربوط:

 
 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/10 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت


بازيابى نگرش صحيح به شخصيت حقيقى يك زن از ديدگاه خدا

به نام خدا


الزخرف : 18   أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبينٍ


آيا كسى را كه در لابلاى زينتها پرورش مى‏يابد

 و به هنگام جدال قادر به تبيين مقصود خود نيست (فرزند خدا مى‏خوانيد)؟!

(اين جمله در پاسخ كسانيست كه ميگويند دختران فرزند خدايند )

 

آیا خداوند زشت است که مخلوقی زشت بیافریند ؟

واگر این طور نیست  پس چرا این گونه خلقت زنان را زشت میدانید ؟
خدا زیباست و جز زیبایی از او سر نمیزند

زن مخلوق زیبای خداست

او را همان گونه که هست بخواهید

که اگر غیر این باشد زشت خواهد شد

 

امام صادق علیه السلام میفرمایند :

امیر مومنین علی علیه السلام در وصیتشان به امام حسن مجتبی علیهما السلام  فرمودند :


کاری که بیش از توان زن است به او واگذار نکن که واگذار نکردن این گونه کار ها به زن برای احوالات اوبهتر و برای زندگیش راحت تر میباشد و زیبایی او را بیشتر و بهتر حفظ میکند و او را تا دیر مدت زیبا نگه میدارد

چرا که زن ریحانه است و قهرمان  نیست . 


ٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فِي رِسَالَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع إِلَى الْحَسَنِ علیهم السلام

 لَا تُمَلِّكِ الْمَرْأَةَ مِنَ الْأَمْرِ مَا يُجَاوِزُ نَفْسَهَا فَإِنَّ ذَلِكَ أَنْعَمُ لِحَالِهَا وَ أَرْخَى لِبَالِهَا وَ أَدْوَمُ لِجَمَالِهَا فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَة

الكافي     5     510    باب إكرام الزوجة .....  ص : 509

 

پستهای مربوط:


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/10 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت


جهاد زنان صبر بر غیرت شوهراست و خداوند از سختی آن غافل نیست

بسم الله الرحمن الرحیم

 

التوبة : 16   أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَکُوا وَ لَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذینَ جاهَدُوا مِنْکُمْ وَ لَمْ یَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لاَ الْمُؤْمِنینَ وَلیجَةً وَ اللَّهُ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ

آیا گمان کرده اید که رها شده اید؟

وخداوند آن کسانی از شما را که در راه او جهاد میکنند نمیشناسد ؟

گمان کرده اید خدا  آن کسانی که غیر خدا ورسولش و مومنین دوست و محرم اسراری انتخاب نمیکنند را نمیشناسد ؟  (نه بلکه ) خداوند بسی آگاه به آنچه شما انجام میدهید میباشد.

عَنْ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَالَ إِنَّ مِنْ جِهَادِ الْمَرْأَةِ حُسْنَ التَّبَعُّلِ لِزَوْجِهَا

امام علی علیه السلام فرمودند :

یکی از موارد جهاد زن محبت او به همسرش می باشد .

مستدرک‏الوسائل     14    246 

آری خداوند کسانی از شما را که در راه او جهاد میکنند را می شناسد و از شما غافل  نیست.

سوره توبه آیه 16

                         الکافی ج : 5 ص : 9

َ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع کَتَبَ اللَّهُ الْجِهَادَ عَلَى الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ فَجِهَادُ الرَّجُلِ بَذْلُ مَالِهِ وَ نَفْسِهِ حَتَّى یُقْتَلَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ جِهَادُ الْمَرْأَةِ أَنْ تَصْبِرَ عَلَى مَا تَرَى مِنْ أَذَى زَوْجِهَا وَ غَیْرَتِه

امیر مومنین علی علیه السلام فرمودند :

خداوند جهاد را هم بر مردان وهم بر زنان واجب کرده است

اما جهاد مرد بخشش مال و جانش در راه خدا است تا اینکه کشته شود .

و جهاد زن این استکه بر سختی هایی که از همسرش به او مرسد و بر غیرت او صبر کند .

وخداوند آگاه است به کسانی از شما که در راه  او جهاد میکنند .سوره توبه ایه 16ِ

 

پستهای مربوط:

پاداش صبر بر بد اخلاقی زن و جزای زن بد اخلاق
رابطه زن جهنم و کیفیت بر خورد با شوهر
رابطه زن بهشت و بد اخلاقی با همسر
دیدگاه اسلام در مورد سپردن کارهای سنگین به زنان
بازيابى نگرش صحيح به شخصيت حقيقى يك زن از ديدگاه خدا
چرا زنان پیامبر نشدند؟

چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/06/03 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت


چرا زنان پیامبر نشدند؟

به نام خدا

 

وظیفه پیامبران خدا دو چیز است :

1)خبر آوردن از جانب خدا

2) بیم دادن مردم از عذاب خدا و بشارت دادن آنها به رحمت خدا

این دو هدف دست به دست هم میدهند و نیاز ما را به وجود پیام آور از جانب خدا زنده میکند .

پس آن چیزی که هدف اصلی از نبوت هست این دو گزینه میباشد و اصلا شخص و نوع جنس کسی که می خواهد این دو کار را انجام بدهد هیچ موضوعیتی در نبوت او ندارد .

این دو هدف شخصیت اصلی یک پیامبر را می سازد بدون اینکه شخص و جنس او اهمیتی داشته باشد .

این نکته اول.

اما نکته دوم :

هر چیزی که مانع تحقق این دو هدف باشد باید از سر راه نبی خدا بر داشته شود .

واز طرفی خود نبی خدا نباید خلاف دستوراتی که قرار است از جانب خدا برای بشریت هدیه بیاورد عمل کند

واصلا تعالی و رسیدن به کمال برای خود نبی نیز باید مورد توجه خداوند قرار داشته باشد .

خداوند از این که بخواهد یک فرد را وسیله هدایت مردم قرار دهد اما از خود او غافل شود و برای خود فرد برنامه نداشته باشد دوری میکند و از خداوند حکیم چنین کاری بعید است چرا که خداوند به هیچ کس ظلم نمیکند و اینکه از یک فرد استفاده ابزاری در جهت تعالی مردم بکند ولی خود فرد را در نظر نگیرد با هدف خداوند از ارسال پیامبران در تضاد است چرا که خدا هدایت انسانیت را میخواهد و شخص نبی نیز یکی از انسانهایی میباشد که باید هدایت شود .

در متن شریف قرآن بارها شاهد این نکته هستیم که خداوند احکام مورد نیاز رسول خودش را نیز بیان میکند وبرای او نیز برنامه زندگی میدهد .

حتی از این نیز گذشته گاهی اوقات رسول خودش را تهدید به عذاب میکند .

به رسولش میگوید اگر ذره ای از انچه به تو وحی میکنم را بیان نکنی یا چیزی را از جانب خودت به آن بیافزایی تو را عذاب خواهم کرد در همین دنیا

آنهم دو برابر عذاب انسانهای معمولی

ودیگر هیچ یاوری نخواهی داشت

علت چنین بر خوردی با بهترین موجودات عالم یعنی رسول خدا صلی الله علیه وآله

شخصی که تمام عمرش را در غم و غصه جهالت انسانها بود و به شهادت خود خداوند نزدیک بود جانش را در راه هدایت مردم از دست بدهد . الشعراء : 3 لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلاَّ يَكُونُوا مُؤْمِنينَ

شخصی که رئوف مهربان نرم و دلسوزبرای مومنین بود.

رسولی که به شهادت خدا مایه رحمت برای عالمیان میباشد . الأنبياء : 107 وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ

تندی با چنین شخصیتی به خاطر اصلاح فردی خود اوست .

قرار نیست چون او نبی خدا شده خودش تحت تربیت خدا قرار نگیرد

این نکته دوم

اما نکته سوم :

یک پیامبر برای ابلاغ دین که تنها وظیفه اوست باید در میدان ها حاضر شده و به روشنی و با وضوح تمام احکام خدا را بیان کند

بعد از بیان حکم خدا باید زمینه اجرایی شدن انها را فراهم کند

در راه اجرای احکام خدا باید جهاد و نبرد کند

و کوتاهی در هر یک از این وظایف ،عدول از دو هدف اصلی انبیاء خداست

والبته کافیست چشمها را باز کنیم و ببینیم که تمام انبیاء الهی با این مشکلات مبارزه کرده اند و با این مشکلات رو در رو بوده اند .

 

بنابراین زنها پیامبر نشدند چرا که :

1) اگر فرد و نوع جنس او موضوعیتی در دین خدا ندارد و خدا بدون در نظر گرفتن تبلیغ کننده دین و با توجه به نیاز بشری و فطرت او حکم میدهد ؛ فرقی بین این که پیامبر خدا زن باشد یا مرد وجود نخواهد داشت .

 

2) توان انجام چنین مسئولیتی در زنان وجود ندارد ومردان را خداوند بر زنان در ناحیه خلقت بر تری داده و تا توان بیشتر وجود دارد استفاده از توان کمتر هم ظلم به کسی است که توان بیشتری دارد هم ظلم به کسی که توان کمتری دارد .

النساء : 34 الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ

مردان، قوام و سرپرست زنان هستند ، بخاطر برتريهايى كه خداوند (در توان جسمی ) براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهايى كه از اموالشان مىكنند.

3) از جمله احکام خداوند این است که یک زن پس از حجاب کامل بازهم حضور نداشتن او در جامعه بهتر از حضور او میباشد

برای یک زن بهتر است که نه مردی او را ببیند و نه او مردی را ببنید ( فرمایش فاطمه زهرا سلام الله علیها )

(وسائلالشيعة 20 67

بعد تقرير النبى صلى الله عليه وآله و بعد تقرير بن عمه و وصيه على عليمهم السلام قالت فاطمه الزهراء سلام الله عليهم :

خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَال)

نمیشود خداوند برای هدایت انسانها ؛ خود فرد و سعادت او را در نظر نگیرد .

اصلا اگر در حقیقت امر، عدم حضور زن در جامعه بهتر از حضور او میباشد لازمه بیان و هدایت سایر انسانها نیز این میباشد که خود نبی با این حکم مخالفت نکند .

فرض کنیم پیامبر خدا با حکمی که برای مردم میگوید میتواند مخالفت کند

الان که هیچ نبیی با حکم خدا مخالفت نکرده و نمیکند ،ما شاهد هستیم که مردم در پذیرش این احکام و عمل به آن با این همه سختی و انکار مواجه هستندوآنها را رد میکنند چه رسد به این که پیامبر خدا چیزی را بگوید که خودش قرار نیست به آن عمل کند .

4) لازمه بیم دادن به مردم پیامبر بودن نیست همانطور که لازمه بیم دادن به مردم حضور در جامعه نیست

حضرت زینب سلام الله علیها بیش از ده سال در شهر کوفه کلاس تدریس قرآن و احکام خدا داشت اما وقتی به اسارت رفت هیچ کس از مردان اورا نمیشناخت .

5) این که یک زن نمیتواند پیامبر خدا باشد به این معنا نیست که نمیتواند از نظر تقوا بر مردان پیشی و سبقت بگیرد به عکس بلکه به شهادت نبی اکرم صلی الله علیه وآله : یگ زن صالح بهتر از هزار مرد ناصالح میباشد .

در متن شریف قرآن نیز حضرت مریم با این که نبی خدا نیست اما از زکریا که پیامبر خدا ست سبقت گرفته و به او تذکر میدهد که خداوند بدون حساب به هر که بخواهد روزی میدهد و زکریا بعد از این متوجه میشود که باید برای فرزند دار شدن خدا را با این دید خواند که او بدون حساب به هر که بخواهد روزی میدهد و اتفاقا دعای او مستجاب شد . علیهما السلام

 

پستهای مربوط:

اول های آخر و آخر های اول

چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟

مناظره با خدا

  

آیات بحث:

در این ایات خداوند رسولش را تهدید به عذاب میکند :

الإسراء : 73 وَ إِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنا غَيْرَهُ وَ إِذاً لاَتَّخَذُوكَ خَليلاً

نزديك بود آنها تو را (با وسوسههاى خود) از آنچه بر تو وحى كردهايم بفريبند، تا غير آن را به ما نسبت دهى و در آن صورت، تو را به دوستى خود برميگزينند!

الإسراء : 75 إِذاً لَأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصيراً

اگر چنين مىكردى، ما دو برابر مجازات در زندگى دنيا، و دو برابر مجازات را بعد از مرگ، به تو مىچشانديم سپس در برابر ما، ياورى براى خود نمىيافتى!

الحاقة : 44 وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاويلِ

اگر او سخنى دروغ بر ما مىبست،

الحاقة : 45 لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمينِ

ما او را با قدرت مىگرفتيم،

الحاقة : 46 ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتينَ

سپس رگ قلبش را قطع مىكرديم،

 

این آیات به زنان پیامبر و سایر زنان دستور میدهد در خانه بمانند :

الأحزاب : 33 وَ قَرْنَ في بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً

و در خانههاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليّت ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد خداوند فقط مىخواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد.

 

این آیه به زنان با توجه به این که تقوا داشتن فقط برای زنان رسول خداواجب نیست بلکه برای تمام زنان واجب است به آنها دستور میدهد چون صدایشان نازک است با نامحرم صحبت نکنند

الأحزاب : 32 يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذي في قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً

اى همسران پيامبر! شما همچون يكى از آنان معمولى نيستيد البته اگر تقوا پيشه كنيد با کلام خود خضوع و نرمی نکنید كه بيماردلان در شما طمع كنند، سخن بگویید اما همان طور که خدا خواسته

 

این آیات به زنان پیامبر دستور میدهد از زندگی دنیا و زینت های آن باید دوری کنند

الأحزاب : 28 يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زينَتَها فَتَعالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً جَميلاً

الأحزاب : 29 وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظيماً

اى پيامبر! به همسرانت بگو: «اگر شما زندگى دنيا و زرق و برق آن را مىخواهيد بياييد با هديهاى شما را بهرهمند سازم و شما را بطرز نيكويى رها سازم! (28)

و اگر شما خدا و پيامبرش و سراى آخرت را مىخواهيد، خداوند براى نيكوكاران شما پاداش عظيمى آماده ساخته است.» (29)

 

 

 

 

آیات زیادی در این مضمون داریم که :

وظیفه نبی خدا تبین حق میباشد :

النور : 54 قُلْ أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ما حُمِّلْتُمْ وَ إِنْ تُطيعُوهُ تَهْتَدُوا وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبينُ

بگو: «خدا را اطاعت كنيد، و از پيامبرش فرمان بريد! و اگر سرپيچى نماييد، پيامبر مسئول اعمال خويش است و شما مسئول اعمال خود! امّا اگر از او اطاعت كنيد، هدايت خواهيد شد و بر پيامبر چيزى جز رساندن آشكار نيست!»

 

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/30 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت


چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟

 

به نام خدا

 

بعضی احمقهای روشنفکر نما میگویند :

چگونه مي توان در جامعه اي كه دختران را زنده به گور مي كردند توقع داشت پيامبر بيايد و زني را به عنوان رهبر يك جامعه منصوب نمايد؟ جامعه آن روز پذيرش اين مطلب را نداشت همانطور كه امروز هم برخي افراد جامعه با همه آگاهي ها و پيشرفت ها توان پذيرش و تحمل برخي ديدگاهها را ندارد

 اما حقیقت امر:

 

اینکه  پیامبرصلی الله علیه وآله  زنی را  به  عنوان  یک  رئیس  در جامعه  آنروز  انتخاب   نکرد  بماند  بلکه  عملی  انجام  داد  که  دقیقا  مخالف  و معارض با  این کار است :

شما  تا بحال  این  روایت را  نخوانده اید؟  (کمی پایین تر  ذکر میکنم )

 

آیا  پیامبر  تحت الشعاع   افکار  جامعه آن  زمان  بود  که  این  روایت  را  فرمود:

اگر  چنین  است  ما  نیاز به  یک  پیامبر دیگر داریم  که  بدون  اینکه   از  کسی  بترسد  دین  خدا را  بیان  کند .

نیاز به  پیامبری داریم که تمام  آنچه  مورد نیاز  بشر  است را  بیان  کند و اگر  بیان  نکند آنگاه  ما متدیّن  به  دینی  شدیم که  ناقص است .

البته  باید دید حضور زن در  جامعه بهتر  است  یا عدم حضورش؟

 نظر  شما  چیست؟

شما بفرمایید؟

لابد پیامبر که  فرموده  عدم  حضورش بهتراست   در مقام  تشریع  نبوده  اولا  

 ترس از مردم  داشته   ثانیا

 توانایی  تغییر  افکار مردم   را نداشته  ثالثا

 پیامبر  فقط میتوانسته   نظر  مردم را  راجع  به سوسمار خوری  و شراب  خوری و زنا  عوض کند  حال آنکه  بسیاری  حتی به  خاطر  این حکم  حاضر  به  پذیرش  اسلام  نشدند و ترجیح  دادند  شراب بخورند ویا زنا  بکنند  اما  مسلمان  نشوند  .

و خودش   مصداق  این آیه  شریفه  هرگز  نخواهد  بود  البته بر طبق  دیدگاه شما

الأحزاب : 39   الَّذينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ حَسيباً 

(پيامبران) كسانى بودند كه تبليغ رسالتهاى الهى مى‏كردند( تبلیغ  رسالت الهی آری تبلیغ  رسالت  الهی) و (تنها) از او مى ترسيدند، و از هيچ كس جز خدا بيم نداشتند و همين بس كه خداوند حسابگر (و پاداش‏دهنده اعمال آنها) است! (39)

ما  هستیم و دوراهی  انتخاب

کلام  پیامبری را انتخاب کنیم  که  فلسفه  وجودیش بیان  تمام  احکامی هست  که در راستای سعادت بشریت است و باید  در راستای  تبلیغ  دین خدا  از همه  چیز مایه  بگذارد  حتی از آبرویش و  از هیچ کس  نترسد  ،

یا  کلام  کسی  به گمان  او  موضوعی  هست  که خدا  از بیان حکمش  فرو گذار  کرده  و علت  این  فرو گذاری  شرایط  اجتماعی بوده است؟

 

وسائل‏الشيعة     20     67    24- باب استحباب حبس المرأة في بيتها

25054-  عَلِيُّ بْنُ عِيسَى فِي كَشْفِ الْغُمَّةِ نَقْلًا مِنْ كِتَابِ أَخْبَارِ فَاطِمَةَ ع لِابْنِ بَابَوَيْهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ كُنَّا عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ أَخْبِرُونِي أَيُّ شَيْ‏ءٍ خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ فَعَيِينَا بِذَلِكَ كُلُّنَا حَتَّى تَفَرَّقْنَا فَرَجَعْتُ إِلَى فَاطِمَةَ ع فَأَخْبَرْتُهَا بِالَّذِي قَالَ لَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص وَ لَيْسَ أَحَدٌ مِنَّا عَلِمَهُ وَ لَا عَرَفَهُ فَقَالَتْ وَ لَكِنِّي أَعْرِفُهُ خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ فَرَجَعْتُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ سَأَلْتَنَا أَيُّ شَيْ‏ءٍ خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ خَيْرٌ لَهُنَّ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ فَقَالَ مَنْ أَخْبَرَكَ فَلَمْ تَعْلَمْهُ وَ أَنْتَ عِنْدِي فَقُلْتُ فَاطِمَةُ فَأَعْجَبَ ذَلِكَ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ قَالَ إِنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّي

 

 علی  علیه السلام  امیر مومنان  میفرماید :

 هم نشین  رسول  خدا  صلی الله عله واله  بودیم .

حضرت  رسول  فرمودند به من بگویید  چه  چیز  برای  برای  زنان  از همه  بهتر است؟

هیچ کدام  ما  از  عهده  پاسخ  برنیامیدیم  تا  اینکه  پراکنده  شدیم

آنگاه من به سوی  حضرت زهرا سلام الله  علیها رفتم و داستان را برای  او نقل  کردم

حضرت زهرا  فرمودند  ولی من میدانم :

بهترین  چیز  برای  آنها  این است  که  نه آنها  مردی را  ببینند و نه مردی  آنها را ببیند

آنگاه  من  خدمت رسول  خدا  رسیدم و عرضه  کردم  از ما پرسیدید  بهترین  چیز برای  زنان  چیست   بهترین  چیز  این است  که نه  آنها مردی را ببینند و نه مردی آنها را ببیند

حضرت فرمود چه کسی  این  جواب را به تو  گفته در حالی که تو  نمیدانستی؟

عرضه  کردم  فاطمه گفته است

در این  هنگام  رسول  خدا  متعجب  شد و  فرمود  فاطمه  پاره  تن من است .

 

 

یا مثلا  این  روایت  که پیامبر اکرم صلی الله  علیه واله 

 قول  فاطمه  سلام الله  علیها  را  تصدیق  میکنند آنهم زمانی  که حضرت زهرا  سلام الله علیها میفرمایند  نزدیک ترین  حالتی که زن  به  خدا وند داردزمانی است که  درانتهای خانه خود  میباشد .

 

(9) مستدرك‏الوسائل     14     182    21- باب استحباب حبس المرأة في بيتها

16450-  2، وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ ع أَنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ ص دَخَلَ عَلَيْهَا عَلِيٌّ ع وَ بِهِ كَآبَةٌ شَدِيدَةٌ فَقَالَتْ مَا هَذِهِ الْكَآبَةُ فَقَالَ سَأَلَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص عَنْ مَسْأَلَةٍ وَ لَمْ يَكُنْ عِنْدَنَا جَوَابٌ لَهَا فَقَالَتْ وَ مَا الْمَسْأَلَةُ قَالَ سَأَلَنَا عَنِ الْمَرْأَةِ مَا هِيَ قُلْنَا عَوْرَةٌ قَالَ فَمَتَى تَكُونُ أَدْنَى مِنْ رَبِّهَا فَلَمْ نَدَرِ قَالَتِ ارْجِعْ إِلَيْهِ فَأَعْلِمْهُ أَنَّ أَدْنَى مَا تَكُونُ مِنْ رَبِّهَا أَنْ تَلْزَمَ قَعْرَ بَيْتِهَا فَانْطَلَقَ فَأَخْبَرَ النَّبِيَّ ص فَقَالَ مَا ذَا مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِكَ يَا عَلِيُّ فَأَخْبَرَهُ أَنَّ فَاطِمَةَ ع أَخْبَرَتْهُ فَقَالَ صَدَقَتْ إِنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّي

 

 

 یا  این  روایت  را  که  پیامبر  صلی الله  علیه واله  میفرمایند :

زنان  عورتند و عورت را  با  خانه ها  بپوشانید .

 

الكافي     5     534    باب التسليم على النساء .....  ص : 4

80    عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ [عَنْ أَبِيهِ‏] عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع لَا تَبْدَءُوا النِّسَاءَ بِالسَّلَامِ وَ لَا تَدْعُوهُنَّ إِلَى الطَّعَامِ فَإِنَّ النَّبِيَّ ص قَالَ النِّسَاءُ عَيٌّ وَ عَوْرَةٌ فَاسْتُرُوا عِيَّهُنَّ بِالسُّكُوتِ وَ اسْتُرُوا عَوْرَاتِهِنَّ بِالْبُيُوتِ  وفی الاخری والعوره  بالبیوت

 

 

یا  این  وصیت  حضرت  امیر علیه السلام  به امام  حسن  علیهما السلام :

 که ای پسرم  اگر  توانستی  کاری کنی که  همسرت  غیر  تو را از مردان  نشناسد  پس  چنین کن

 

 

الكافي     5     337    باب ما يستحب من تزويج النساء عند بل

80    أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عَنْبَسَةَ عَنْ عُبَادَةَ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع وَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَاصِمِيُّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي رِسَالَتِهِ إِلَى الْحَسَنِ

 

 فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ لَا يَعْرِفْنَ غَيْرَكَ مِنَ الرِّجَالِ فَافْعَلْ

 

 

آنقدر روایات  این باب زیاد است  که بیان آن  ساعتها  وقت  میبرد .

اما به قصد  تبرک هم  که شده چند روایت  دیگر از کتاب جامع احادیث الشیعه ایه الله  بروجردی جلد 25 باب 45 برایتان در موضوعات زیر  نقل  میکنم :

 

حضرت  آقایی که مدعیست رسول خدا  صلی الله علیه واله به خاطر  شرایط  اجتماع نمیتوانسته به زنان  اجازه بدهد ریاست  کنند ؛ آیا رسول خدا را  به عنوان  تشریع کننده احکام خدا  قبول دارید ؟

اگر قبول داریدآیا به فرض اینکه رسول  خدا  صلی الله علیه واله  نتواند به واسطه  طرز  تفکرافراد جامعه چنین  اقدام بزرگی  را عملی کند  و زنی را به  عنوان رئیس بر  جامعه  انتخاب  کند آیا نباید تفکر  جامعه را  برای  پذیرش  این امر  مهم  آماده  کند؟

وآیا  برای آماده کردن  تفکر  جامعه  نباید  بر  خلاف  آنچه جامعه گمان میکند  حق  است  گام  بردارد؟

پس چرا  رسول  خدا درست  در همان  جهت تفکر افکار جامعه آنروز حکم میکند؟

آیا رسول  خدا  صلی الله علیه وآله  تحت  تاثیر افکار انها  قرار گرفته است؟

عجیب است رسولی که باید افکار را تغییر دهد خود  تحت تاثیر افکارجامعه اش قراربگیرد؟

 

اگر میگویید حکمی در این  زمینه بیان نکرده  که  بخواهد  موافق  یا مخالف  افکار  عمومی جامعه  باشد  پس چرا در  این  روایت  میفرماید رسول  خدا  صلی الله  علیه وآله وقتی  عازم  جنگ میشد  اول با زنان  خود مشورت  میکرد و بعد  مخالف  نظر آنها عمل  میکرد؟

 

الكافي     5     518    باب في ترك طاعتهن .....  ص : 516

80        مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَيْفٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ رَفَعَهُ قَالَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا أَرَادَ الْحَرْبَ دَعَا نِسَاءَهُ فَاسْتَشَارَهُنَّ ثُمَّ خَالَفَهُنَّ

 

 

یا  این  که رسول خدا  صلی الله علیه و اله  چنین میفرمودند :اطاعت از زنان پشیمانی می آورد .

 

الكافي     5     517    باب في ترك طاعتهن .....  ص : 516

4-  وَ بِإِسْنَادِهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ طَاعَةُ الْمَرْأَةِ نَدَامَةٌ

 

الجعفريات          231    أول كتاب غير مترجم .....  ص : 229

 و بإسناده عن جعفر بن محمد عن أبيه عن جده علي بن الحسين عن أبيه عن علي بن أبي طالب ع قال قال رسول الله ص حسن الملكة يمن و سوء الخلق شوم و طاعة المرأة ندامة و الصدقة تدفع عن ميتة السوء

 

 

یا اینکه حضرت  حضور زن را در نماز جماعت  و نماز جمعه برداشته و از مشورت با آنها نهی میکردند؟

 

 

(11) من‏لايحضره‏الفقيه     4     362    باب النوادر و هو آخر أبواب الكتاب .

 762-  رَوَى حَمَّادُ بْنُ عَمْرٍو وَ أَنَسُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ لَهُ يَا عَلِيُّ أُوصِيكَ بِوَصِيَّةٍ فَاحْفَظْها

ُ يَا عَلِيُّ لَيْسَ عَلَى النِّسَاءِ جُمُعَةٌ وَ لَا جَمَاعَةٌ وَ لَا أَذَانٌ وَ لَا إِقَامَةٌ وَ لَا عِيَادَةُ مَرِيضٍ وَ لَا اتِّبَاعُ جَنَازَةٍ وَ لَا هَرْوَلَةٌ بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ وَ لَا اسْتِلَامُ الْحَجَرِ وَ لَا حَلْقٌ وَ لَا تَوَلِّي الْقَضَاءِ وَ لَا تُسْتَشَارُ وَ لَا تَذْبَحُ إِلَّا عِنْدَ الضَّرُورَةِ وَ لَا تَجْهَرُ بِالتَّلْبِيَةِ وَ لَا تُقِيمُ عِنْدَ قَبْرٍ وَ لَا تَسْمَعُ الْخُطْبَةَ وَ لَا تَتَوَلَّى التَّزْوِيجَ بِنَفْسِهَا وَ لَا تَخْرُجُ مِنْ بَيْتِ زَوْجِهَا إِلَّا بِإِذْنِهِ فَإِنْ خَرَجَتْ بِغَيْرِ إِذْنِهِ لَعَنَهَا اللَّهُ وَ جَبْرَئِيلُ وَ مِيكَائِيلُ وَ لَا تُعْطِي مِنْ بَيْتِ زَوْجِهَا شَيْئاً إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ لَا تَبِيتُ وَ زَوْجُهَا عَلَيْهَا سَاخِطٌ وَ إِنْ كَانَ ظَالِماً لَهَا

 

 

عجیب است که رسول  خدا در روایات فوق که منقول از حضرت زهرا سلام الله علیها  بود بهترین  چیز را برای زن  انتهای خانه اش معرفی میکنند و میفرمایند بهترین  چیز برای او  این است که نه مردی او را ببیند و نه  او مردی را . و این  در حالی است  که  قرار است  رسول  خدا صلی الله  علیه و آله  به  قول  شما  یک زن را به عنوان  رئیس  انتخاب کند ولی به  خاطر  اوضاع  جامعه نمیتواند  !!

کجایید ؟

 

در پایان ، این دو   روایت  زیبا را  از حضرت  امیر مومنان علی علیه السلام برایتان  نقل  میکنم که  حضرت  فرمودند:

 ملعون است هر مردی که  امور  او را  یک زن  تدبیر  کند .

 

الكافي     5     518    باب في ترك طاعتهن .....  ص : 516

80        وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ص كُلُّ امْرِئٍ تُدَبِّرُهُ امْرَأَةٌ فَهُوَ مَلْعُونٌ

 

 

ودر  نهج البلاغه بعد از  اتمام جنگ  جمل  که مسبب آن  یک زن بود   چنین  فرمودند :

ای مردم  بدانید و آگاه باشید که زنان ایمانشان و بهرمندی و عقلشان  ناقص است .

دینشان  ناقص است  به  خاطر  همین ، در ایام  حیضشان  نماز و روزه  نمیگیرند .

عقلشان  ناقص است به خاطر  همین ، شهادت دو نفر  از آنها در مقابل  شهادت  یک مرد  قرار گرفته  است .

بهرمندی آنها  ناقص است  به خاطر همین ، ارث آنها  نصف  ارث مردان  میباشد .

بنابر این از بهترین  آنها  بر  حذر  باشید واز آنها  در امور  نیک و معروف  تبعیت  نکنید  تا اینکه  از شما  در امور منکر توقع اطاعت  نداشته باشند و در شما برای منکر  طمع نکنند .

 

80 و من خطبة له ع بعد فراغه من حرب الجمل في ذم النساء ببيان نقصهن .....  ص : 105

مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِيمَانِ نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ

                        نهج البلاغة، ص: 106

نَوَاقِصُ الْعُقُولِ فَأَمَّا نُقْصَانُ إِيمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الصِّيَامِ فِي أَيَّامِ حَيْضِهِنَّ وَ أَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَيْنِ كَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ وَ أَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِيثُهُنَّ عَلَى الْأَنْصَافِ مِنْ مَوَارِيثِ الرِّجَالِ فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ كُونُوا مِنْ خِيَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ وَ لَا تُطِيعُوهُنَّ فِي الْمَعْرُوفِ حَتَّى لَا يَطْمَعْنَ فِي الْمُنْكَر

 

  این  روایات  و دهها  روایت  دیگر  که دلالت بر این میکند  که عدم  حضور  زن در جامعه  بهتر است از  حضورش ودلالت  میکند براین که زن  حتی در  امور  یک  جامعه کوچک  به نام خانواده  توانایی اینکه  بخواهد تدبیر امور را  بکند ندارد واینکه  اراده  الهی  تعلق  گرفته  که مرد  قوّام  در امور  زندگی باشد و مسئولیت اداره  زندگی را به دوش بکشد تا  چه رسد  به  اداره یک جامعه بزرگ  که  بازهم رسول خدا  برای اداره  آن خلاف  مشاوره آنها  عمل  مینمودند والبته برای بیان  چنین حکم  خطیری  نیاز به  فرهنگ  سازی نداشتند وبلکه به خلاف آنچه  شما انرا  فرهنگ مینامید  گام بر داشتند    .

 و آیا هنوز هم  معتقد هستید خداوند  حکم حضور زن را در جامعه  مشخص و معین نکرده است ؟

تا  اینکه نوبت  به این  برسد  که بخواهید  ریشه یابی  کنید ، چرا  خدا  این حکم را بیان نکرده و علتش را  در اوضاع  فکری  مردم ان  زمان بیابید؟

 

 

 به نقل از کتاب نقد و بررسی احکام مربوط به زنان از دید گاه آقای صانعی. 

  معرفی کتاب در این سایت   http://sa9ee.blogfa.com  

 

این پست ها رو هم ببنید :

 

 

مناظره با خدا

 

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/16 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت


دخترکان عاشق

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

نگران دخترکان عاشق ، به خاطر عشقشان و به خاطر  اوج احساساتشان نباشید .

زن ، خلقتی آمیخته به احساس و عاطفه دارد .

از او توقع غیر احساس و عشق را نداشته باشید که بدترین زنان ، زنی است که اهل  فکر و اندیشه و تعقل باشد و بهترین آنها کسیست که تمام قواعد عقلانی را زیر پا گذاشته همچون پروانه ای مجنون ، مجنون همسر و فرزندانش باشد .

( حتما نامه امیر مومنین علی علیه السلام رو به فرزندشون امام حسن علیهما السلام در نهج البلاغه مطالعه بفرمائید )

 

عیب کار در مردان بی غیرت و بی دینیست که این دختران مهربان ، عاشق  و دل باختشان میشوند .

پروانه را به خاطر عشقش سرزنش نباید کرد .

مردی را باید  سرزنش کرد که هنر بندگی خدا را به دور انداخته ، از حدود شرع خارج شده ، وبا احساسات  دختری که بر طبق  فطرت و خلقتش تمام هستیش را فدای او کرده ، بازی میکند و هستی او را به باد میدهد .

امام صادق علیه السلام میفرمایند : خدا حوا را از آدم  علیهما السلام خلق کرد .بنابر این  همت زنان در مردان میباشد .

مردها اگر  تدین داشته باشند زنها نیز متدین خواهند  شد .

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند :  زنها به دین شوهرشان هستند .

 

برای درک بهتر مطلب این روایات رو خدمتتون ترجمه میکنم .

 

 

امام صادق علیه السلام فرمودند :

از کسانی  که از دین و آیین شما نیستندو  در اعتقاداتشان سست و دچار شک  و تزلزل هستند  دختر بگیرید . اما دختر مومن خود را  به ازدواج چنین انسانهایی در نیاورید ، چرا  که زن ادب را از شوهرش میگیرد و شوهرش در نهایت دین خود را به اوغالب خواهد کرد .

 

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ تَزَوَّجُوا فِي الشُّكَّاكِ وَ لَا تُزَوِّجُوهُمْ لِأَنَّ الْمَرْأَةَ تَأْخُذُ مِنْ أَدَبِ زَوْجِهَا وَ يَقْهَرُهَا عَلَى دِينِهِ .                                                      . الكافي     5     348   

 

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند :

از آن قبیله ای زن بگیرید که به خاطر اینکه  مردانشان عفت داشتند زنهای آنها نیز عفیف شدند .

و از آن قبیله ای زن نگیرید که به خاطر اینکه  مردانشان  حرام انجام دادند پس زنهای آنها هم مرتکب حرام شدند وفرمودند : در تورات نوشته شده  که خداوند فرمود : من قاتل انسانهای قاتل  هستم .من فقیر کننده انسانهای زنا کار هستم .زنا نکنید که اگر زنا کنید زنان شما نیز  زنا  خواهند کرد .هر کاری که بکنی همان کار با تو خواهد شد .

 

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص تَزَوَّجُوا إِلَى آلِ فُلَانٍ فَإِنَّهُمْ عَفُّوا فَعَفَّتْ نِسَاؤُهُمْ وَ لَا تَزَوَّجُوا إِلَى آلِ فُلَانٍ فَإِنَّهُمْ بَغَوْا فَبَغَتْ نِسَاؤُهُمْ وَ قَالَ مَكْتُوبٌ فِي التَّوْرَاةِ أَنَا اللَّهُ قَاتِلُ الْقَاتِلِينَ وَ مُفْقِرُ الزَّانِينَ أَيُّهَا النَّاسُ لَا تَزْنُوا فَتَزْنِيَ نِسَاؤُكُمْ كَمَا تَدِينُ تُدَانُ .                     . الكافي     5     554   

 

پست های مربوط با این مطلب :

مناظره با خدا

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/01/08 ساعت موضوع زن آسمانی | لینک ثابت