تبليغاتX
(`'•.عشق آسمان و آسمان عشق.•'´)
صعود به آسمان

به نام خدا

 

عبور کلمات ، سکوت احساسات مرا به اهتزاز خود میشکند

ومن منتظر تولد واژه ای نو .

انگار سالهاست قلب من را نه  بادی روبیده

و نه آبی شوییده

همین نزدیکی ولادتگاه مردگان بوده

ولی نه ولادتی به یادم مانده و نه ولادتگاهی

این واقعه با من چه میکند

خدایا

صعود در آسمان عشق را نصیبم کن

چشم بد خواهان بد اندیش را کور

ودلم را منور به نور

و گامم را بر صراط خود صبور گردان

آنان را که قصد هدایتشان داری

مرا مامور همراهی آنها و بر متقین امامم گردان

که هر آنچه تو بخواهی همان لحظه همان است و همان

الفرقان : 74   وَ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماماً

و كسانى كه مى‏گويند: «پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مايه روشنى چشم ما قرار ده، و ما را براى پرهيزگاران پيشوا گردان!»

البقرة : 117   بَديعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِذا قَضى‏ أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ

هستى بخش آسمانها و زمين اوست! و هنگامى كه فرمان وجود چيزى را صادر كند، تنها مى‏گويد: «موجود باش!» و آن، فورى موجود مى‏شود.


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/08/27 ساعت موضوع شعر آسمانی | لینک ثابت


قبله یابی با تلنگر

به نام خدا

 

از وقتی صفحه مانیتورم رو به قبله شده  ،شده  انگشتان  دستم با صفحه کیبرد کامپیوترم نامانوس .

 شاید منتظر یک لحظه فکر بودم

اما قلب من آزرده تراز این بود که رهایی فکر در آسمان را دوباره تجربه کند

این حقیقتی بود عجین  با یک واقعه

 و منی منتظر یک تلنگر.

 تلنگری بر قلبی حزین

 حزنی درد آور

 ودستانی لرزان

واین بار من رو به قبله شده ام

اشتباه من همین بود

 گویا ندای إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكينَ

به درستی که من روى خود را به سوى كسى كردم كه آسمانها و زمين را آفريده ، من در ايمان خود خالصم و از مشركان نيستم!  الأنعام : 79

از یادم رفته بود

 بار الها روی گردانم زخود

روی گردان ، رویگردانم به خود

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 88/08/25 ساعت موضوع شعر آسمانی | لینک ثابت


جشن انتقام

بسم الله الرحمن الرحیم

 

دست ها رو به سماء

گوشه چشم عزیزم گریان

منعکس از دل کوه

یک صدا زمزمه وار

یارب آن منتقم آل عبا را برسان . علیهم السلام

چک چک آب به روی صخره

نغمه بلبل سرگشته  عشق

پرش چابک آهوی کویر

همشان عقربه وقت شمار

که خدا رونق بستان و صفا را برسان

 

من که از سهم طبیعت دورم

نور خورشید فقط مال من است

تا در این ظلمت نادانی و جهل

نفسی ساز کنم

و دعایی بکنم

یا رب آن مرهم غم ها و شفا را برسان  .

 

 آمین

 

هود : 86   بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفيظٍ

باقیمانده خدا ،  برايتان بهتر است  البته اگر ايمان داشته باشيد! و من، حفظ کننده شما  نيستم!

 

 

روزی خواهد آمد که آسمان آبی باشد .

بر دیوار خانه خدا تکیه  خواهد داد .

سیصد و سیزده  ستاره گرد  خورشید وجودش خواهند  چرخید .

چشم در چشمانش

خانه خدا بی او رونق ندارد.

با خودش میگوید :

اما چرا  این مردمان نفهمیدند.

چرا حسین  من را رها  کردند ؟

چرا  طواف سنگ و چوب را بر مولایم ترجیح دادند ؟


آمده ام ،

تا انتقام خونش را بگیرم .

چند قدم مانده تا کبودی صورت و  پرپر شدن سلاله الرسول ؛( صلی الله علیه وآله )

 

خاطرات  من زنده  شده ،

همشان را  زنده میکنم .

انتقام مادرم را هم خواهم گرفت .

ای موعود من :

تمام آروز ی حسام الدین  خلاصه شده یک سیلیست ؛

هر روز به یک چیز میاندیشد ؛

نقش دیوار را در ذهن مرور میکند ،

دیواری صورتی ،

چنان ضربه ای خواهدزد  که بین  دیوار و صورت قاتلین فاطمه فرقی نباشد .

سلام بر تو ای قائم .

سلام بر توای باقیمانده خدا .

سلام بر تو ای منتقم آل عبا .

 

آسمان آبی نیست

روزها  همه شب شده

تاریکی سرما  اندام مومنین را میلرزاند

ستاره ها  همه غروب کرده اند

تنها یک ستاره باقی مانده

باقیمانده خداست

وباقیمانده خدا برای مومنین  بهتر است .

 

 

آسمان آبي نيست

 رودها  جاري نيست

 نه صداي بلبل 

 خبر از ماهي نيست

 

همه  تقصير  شما ست

ماه میگفت  چنین

خودش آري خود او

خفته ؛ بی جوش و خروش

 

 آسمان آبي نيست

این چنین منتظرید ؟

نه . همان به که بمیرید شما

یا دهن بسته و باشید خموش

 

 

تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب، ج‏5، ص: 245

..... و روى الشّيخ محمّد بن يعقوب- رحمه اللّه-: عن محمّد بن يحيى، عن جعفر بن محمّد، بإسناده إلى عمر بن أبي نصر، عن أبي عبد اللّه- عليه السّلام- أنّه قال، و قد سأله رجل عن القائم- عليه السّلام-: يسلّم عليه بإمرة المؤمنين؟قال: لا. ذاك اسم سمّى اللّه به أمير المؤمنين، و لم يتسمّ «6» به أحد قبله، و لم «7» يتسمّ «8» به أحد «9» بعده [إلّا كافر] «10».قال: قلت: فكيف نسلّم على القائم- عليه السّلام-؟قال: تقول: السّلام عليك، يا بقيّة اللّه.قال: ثمّ قرأ: بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ «1».

شخصی از امام صادق علیه السلام در مورد  امام قائم  علیه السلام  سوال کرد:

که آیا میتوانیم به ایشان  با عنوان امیر مومنین  سلام بدهیم ؟

حضرت فرمودند : نه این عنوان را خدا وند برای علی علیه السلام انتخاب کرده و هیچ کس نه  قبل  از ایشان و نه بعد از ایشان به این نام صدا نشده مگر این که کافر باشد .

پرسیدم پس چگونه سلام دهم؟

فرومودند: بگو  :سلام  بر تو ای بقیت الله 

سپس این آیه شریفه را خواندند:

بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ

 

تفسير نور الثقلين، ج‏2، ص: 392

194- و باسناده الى محمد بن مسلم الثقفي عن ابى جعفر محمد بن على الباقر عليهما السلام حديث طويل يذكر فيه القائم عليه السلام يقول: فيه، فاذا خرج أسند ظهره الى الكعبة و اجتمع اليه ثلثمائة و ثلثة عشر رجلا فأول ما ينطق به هذه الآية «بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» ثم يقول: انا بقية الله و حجته و خليفته عليكم فلا يسلم اليه مسلم الا قال: السلام عليك يا بقية الله في أرضه.

 

امام صادق علیه السلام  میفرمایند :

زمانی که قائم آل محمد  صلی الله علیه و آله  قیام کند به کعبه تکیه خواهد داد و اطراف او را سیصد و سیزده مرد خواهند گرفت و اولین چیزی که حضرت میفرماید  این آیه شریفه است که :

بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ

سپس میگوید من بقیت الله و حجت او  و خلیفه او هستم .

واز آن به بعد  هیچ کس به حضرت  سلام نمیکند  مگر اینکه به  حضرت میگوید سلام بر تو ای بقیت الله

 

وسلام بر تو ای بقیه الله

 


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/12/17 ساعت موضوع اندیشه آسمانی | لینک ثابت


فصل بهاران

به نام خدا

 

نامه ای به یار مهربان

در آغاز فصل بهاران

از عاشق ترین گنه کاران

و سلامی گرم و فراوان

به یار یاران و جان جانان

آرام بخش روح و روان

رونق بخش بی سرو سامان

مرمّم دل ویران

والی ملک جان

سردار بی دلان

مولا صاحب الزمان ( عجل الله تعالی فرجه الشریف)

آری باز دل در هوای وصالت پر میکشد و قلم شرحه شرحه قلب را بر صفحه صفحه کاغذ میپراکند

به این امید  که دل یگانه همراهمان را به جوش و خروش آورد

( خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم     به روی ماه تو نگاری ندیدم و نشنیدم    )

و بهتر بگویم  بعد از آن

زشاخسار معلی فرشته وار پریدم

بدان که از توی حوری تنی چه ها که ندیدم

ولی وصال !

زهی وصال که دیدم .

زخویشتن چو بریدم  به روی ماه تو آرام  با امید پریدم

صدای ناز تویی بود آنچرا  که شنیدم  .

 

ای مهربان من که ویران نموده ای دلم

بی پرده گویمت  که تویی حل  مشکلم

باز آی که تاب و توانم بریده شد

در حسرت تویی دل من شقّه شقّه شد

 

ای ناز من  زیباترین آواز من

ای راز من سودای مشکل ساز من

ابروی تو خال  لبت  بوی خوشت  روی مهت 

 

شادم که چون یارم تویی .

 ۹/۱۲/۱۳۸۳


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/01/11 ساعت موضوع شعر آسمانی | لینک ثابت


شعر در غير مدح اهل بيت عليهم السلام و بیان صفات خدا كراهت دارد

به نام خدا

الگوی شماست

پیامبر من الگوی شماست .

البته اگر به روز قیامت و خداوند امید دارید .

 

از او تبعیت کنید

که من آنچه برای او نپسندم برای شما هم نمی پسندم .

 

الأحزاب : 21   لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثيراً


مسلّماً  رسول خدا برای شما  الگو و اسوه ای زیباست ، البته براى آنهایی كه اميد به رحمت خدا و روز قیامت  دارند و خدا را بسيار ياد مى‏كنند. (21)

من برای پیامبر شعر را نپسندیدم

پس برای شما هم شعر سزاوار نیست .


يس : 69   وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغي‏ لَهُ إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبينٌ
ما هرگز  به پيامبر شعر نياموختيم، و شعر و شاعری شايسته او نيست . اين (كتاب آسمانى) فقط ذكر و قرآنی آشکار و آشکار کننده  است! (69)

 


سوره شعراء


وَ الشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُنَ(224)
أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فىِ كُلّ‏ِ وَادٍ يَهِيمُونَ(225)
وَ أَنهَُّمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ(226)


إِلَّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَ ذَكَرُواْ اللَّهَ كَثِيرًا وَ انتَصَرُواْ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُواْ أَىَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ(227)


شاعران كسانى هستند كه گمراهان از آنان پيروى مى‏كنند. (224)
آيا نمى‏بينى آنها در هر وادى سرگردانند؟ (225)
و سخنانى مى‏گويند كه (به آنها) عمل نمى‏كنند؟! (226)
مگر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام مى‏دهند و خدا را بسيار ياد مى كنند، و بعداز انكه مورد ستم واقع مى‏شوند طلب يارى ميكنند وآنها كه ستم كردند به زودى مى‏دانند كه بازگشتشان به كجاست! (227)



شاعران سخنانى ميگويند كه به آن عمل نميكنند
خدا كسانى كه به گفته هاى خود عمل نكنند دوست ندارد


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ‏
سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فىِ السَّمَاوَاتِ وَ مَا فىِ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الحَْكِيمُ(1)
يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ(2)
كَبرَُ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفْعَلُونَ(3)
إِنَّ اللَّهَ يحُِبُّ الَّذِينَ يُقَتِلُونَ فىِ سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنْيَنٌ مَّرْصُوصٌ(4)


به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است همه تسبيح خدا مى‏گويند و او شكست‏ناپذير و حكيم است! (1)
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! چرا سخنى مى‏گوييد كه عمل نمى‏كنيد؟! (2)
نزد خدا بسيار موجب خشم است كه سخنى بگوييد كه عمل نمى‏كنيد! (3)
خداوند كسانى را دوست مى‏دارد كه در راه او پيكار مى‏كنند گويى بنايى آهنين‏اند! (4)

 

 

نکته :

در آیه ۲۲۷ سوره شعرا ء  از بین  شاعران عده ای خارج شده اند که با رجوع به روایات  باید  دید آنها چه کسانی هستند و در چه زمینه ای شعر میگویند


 

نوشته شده توسط حسام الدین ادیب در 87/01/10 ساعت موضوع شعر آسمانی | لینک ثابت