تبليغاتX
(`'•.عشق آسمان و آسمان عشق.•'´) - آنچه واجب است عمل به حکم خداست نه تقلید .
چیزی که به ما نسبت داده میشود را قبول نکنید مگر این که موافق قرآن باشد . امام صادق علیه السلام

به نام خدا

 

سلام دوستان من  

 

همه میدانیم خدایی وجود دارد و همه  میدانیم  وجود خدا  برای  خودش بی معنا ترین کار عالم است و البته میدانیم که او  که  تمام صفات  را  به طور کامل دارد باید مارا به سوی راه درست هدایت کند .

و همه ما میدانیم خدا برای ما قطعا احکامی را فرستاده .و این را هم میدانیم که احکامش را  نفرستاده  که ما  به آنها  عمل  نکنیم .بلکه هدف او از فرستادن این  احکام  عمل به آنها بوده است .

پس باید  به  احکام خدا  عمل کرد.

اما برای عمل به  احکام اول باید آنها را شناخت . تا ندانیم خدا چه حکمی داده به چه چیزی میخواهیم  عمل کنیم ؟

پس چون عمل  به احکام خدا  واجب است  فهم  احکام خدا هم واجب میشود .

دقت  کنید !!

آنچه واجب و ضروری است  عمل به احکام خداست  نه فهم آنها .

بنابر این مطلب اولین  چیزی که  بر عهده  همه  افراد  واجب میشود  فهم دقیق احکام خداست  که به این کار فقاهت  گفته  میشود . یعنی بر همه واجب است برای عمل  به احکام خدا  فقیه شوند.

اما فقاهت برای همه  آسان  نیست  و اصلا  امکان ندارد  همه فقیه شوند .اگر همه فقیه شوند امور مردم  مختل  میشود ضمن اینکه  همه استعداد این کار مشکل را هم ندارند . 

التوبة : 122   وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ

شایسته نیست مؤمنان همگى کوچ کنند  اما چرا از هر گروهى از آنان، طایفه‏اى کوچ نمى‏کند ، تا در دین (و معارف و احکام اسلام) آگاهى یابند و به هنگام بازگشت بسوى قوم خود، آنها را بیم دهند؟! شاید بترسند، و خوددارى کنند! (122) 

دوباره میگویم : آنچه ضروری است  عمل به  احکام خداست  نه  فقاهت .

پس اگر کسی توانایی فقاهت را در خود نمیبیند باید از کسی که یقین دارد او  احکام خدا را بیان میکند  تبعیت و تقلید  کند .

غرض و هدف همه ما  عمل به احکام خداست .چه خود مستقیما آنها را  استخراج کنیم و بفهمیم چه از کسی که آنها را  فهمیده و استخراج کرده  تبعیت و تقلید بکنیم

در هر حال  ما باید  یقین کنیم  که  تکلیف خود را  انجام داده ایم .

این  قید  یقین  یک نکته  بسیار مهم را در دل خود  جاداده است .وآن اینست که ممکن است  فقهاء زیادی در یک زمان وجود داشته باشند ولی قطعا یکی از آنها  از همه دقیق تر به  حکم خدا پی برده و به آن آگاهی دارد وقطعا  تا او وجود دارد  انسان نمیتواند یقین کند  که شخص دیگری حکم خدا را  بیان میکند .برای همین  مطلب و چون باید یقین کنیم که  فقیهی که میخواهیم از او  تقلید کنیم باید حکم خدا را دقیق  فهمیده باشد برای این  میگوییم باید او اعلم  فقهاء باشد والا  حق تقلید از او را نداریم

رسیدن به این یقین که آیا فلان فقیه  اعلم هست یا نه  راه های مختلفی دارد .

به طور خلاصه میگویم:

 یکی اینکه خودتان آشنایی اجمالی با شیوه کار فقاهتی  فقها  داشته باشید تا بتوانید اعلم آنها را بشناسید و این بهترین راه است .

دیگر اینکه از دونفر عادل که دونفر عادل دیگر آنها را تکذیب نکنند  بپرسید و دیگری اینکه ببینید  جماعتی از مردم  که در بین آنها انسانهای آگاه و عادل  وجود دارند از یک نفر به طور اتفاق تقلید میکنند (قید اتفاق نظر همه بر یک فقیه اهمیت دارد که حصول  چنین اتفاق نظری تقریبا از محالات است  ولی در تاریخ چنین اتفاق نظری پیش امده مثل  اتفاق بر امام خمینی یا اقای بروجردی) .

اما هدف از این بحث بیان  وجوب تقلید بر اساس یک دلیل عقلی بود .در حالی که وجوب تقلید  تنها دلیلش دلیل  عقلی نیست بلکه  وجوب شرعی نیز دارد .

یعنی خداوند توسط  قرآن یا  اهل بیت علیهم السلام  به ما دستور داده در امور دینی باید به  فقها رجوع کنیم .

بنابراین دستور  اگر کسی که در مقام تقلید از فقهاء  میباشد  فتوای آنها را رد کند  چون رد  فتوای آنها  منجر به رد  قول امام معصوم علیه السلام  ودر نهایت  رد  قول خدا  میشود بنابر این حق رد  قول  فقیه اعلم  را ندارد  چون  یقین کرده که او حکم خدا را بیان میکند .والبته حق رد قول کسی که چیزی رابه خدا و رسولش و اهل بیت رسولش  صلوات الله علیهم اجمین نسبت میدهد را  هم ندارد والبته اینکه حق رد نداریم به این معنا نیست که عمل  به آن نیز برای ما جایز است  خیر نه حق عمل به آن را داریم و نه حق رد چون عمل به چیزی که یقینی نیست  در اسلام  جایز نمی باشد و از طرفی رد چیزی که ممکن است  کلام خدا باشد  سبب خروج از دین  میشود .( آیات و روایاتی که این مطلب را اشاره میکنند در شیوه  کار فقاهتی بیان شده است ولی ذکر این حدیث به  اختصار مطلب را  آشکار میکند :  

ٍ قَال  أَبِو الْحَسَنِ مُوسَى علیه  السلام :

وَ لَا تَقُلْ لِمَا بَلَغَکَ عَنَّا وَ نُسِبَ إِلَیْنَا هَذَا بَاطِلٌ وَ إِنْ کُنْتَ تَعْرِفُ مِنَّا خِلَافَهُ فَإِنَّکَ لَا تَدْرِی لِمَا قُلْنَاهُ وَ عَلَى أَیِّ وَجْهٍ وَصَفْنَاه -- الکافی     8     125 – 

امام موسی کاظم علیه السلام  میفرمایند: به آنچه از ما به تو میرسد و آنچه که به ما نسبت داده میشود را نگو باطل  و غلط است هرچند دقیقا  ضد آنرا از ما شنیده باشی .چرا که  تو که نمیدانی ما برای چه  این چنین دستور دادیم و برای چه جهتی این چنین  توصیف کرده ایم )  

 

البته در طول مطالعه روایات  خود  متوجه این نکته میشوید که این  که  شما  حق رد  قول فقهاء را ندارید  به این معنا نیست که  هر چه آنها بگویند را باید  بدون درخواست دلیل و مدرک عمل کنید  نه !

بلکه  حتی اهل بیت  علیهم السلام  به  ما دستور داده اند از فقیهان  خود دلیل  بر گفته هایشان بخواهید .و فتوای آنها را به قرآن  عرضه کنید .والبته همچنان  تا  مخالفت  قول آنها با قرآن برایتان  ثابت نشده  حق رد آنرا ندارید و این که فهمیدید قول آنها  مخالف قرآن  میباشد  به این معناست  که شما از اول در تشخیص اعلم  دچارخطا  شده اید . 

 

حال با هم به بررسی روایات این باب میپردازیم :

  

 

33401-  أَحْمَدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ الطَّبْرِسِیُّ فِی الْإِحْتِجَاجِ عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ الْعَسْکَرِیِّ ع فِی قَوْلِهِ تَعَالَى فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ یَکْتُبُونَ الْکِتابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ.... فَأَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ وَ ذَلِکَ لَا یَکُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِ الشِّیعَةِ لَا کُلَّهُمْ فَإِنَّ مَنْ رَکِبَ مِنَ الْقَبَائِحِ وَ الْفَوَاحِشِ مَرَاکِبَ عُلَمَاءِ الْعَامَّةِ فَلَا تَقْبَلُوا مِنْهُمْ عَنَّا شَیْئاً وَ لَا کَرَامَةَ وَ إِنَّمَا کَثُرَ التَّخْلِیطُ فِیمَا یُتَحَمَّلُ عَنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ لِذَلِکَ لِأَنَّ الْفَسَقَةَ یَتَحَمَّلُونَ عَنَّا فَیُحَرِّفُونَهُ بِأَسْرِهِ لِجَهْلِهِمْ وَ یَضَعُونَ الْأَشْیَاءَ عَلَى غَیْرِ وَجْهِهَا لِقِلَّةِ مَعْرِفَتِهِمْ وَ آخَرُونَ یَتَعَمَّدُونَ الْکَذِبَ عَلَیْنَا الْحَدِیثَ

 

و امّا آن کسى از فقهاء  که مراقب  نفس خود میباشد و حافظ دین خودش می باشد  و مخالف هوای نفس خود است  و مطیع أمر مولاى خود  می باشد بر  عوام واجب است از او تقلید کنند و البته تمام فقهاء اینگونه نیستند وفقط بعضی از فقهاء  این صفات را دارند ، پس هر که از فقهاء ما مانند فقهای عامه  مرتکب عمل زشت و و بدی شد.دیگر نباید از او چیزی را  که به ما نسبت میدهد بپذیریدوآنها هیچ حرمتی ندارند به خاطر اینکه این دسته از علما کلام مارا با آنچه خودشان میپسندند   مخلوط میکنند و چرا که انسانها فاسق کلام مارا میشنوند ولی تمام انرا به خاطر جهالشان تغییر میدهند و انرا در غیر موضع  خود به کار میبرند و عده ای دیگر هم به ما  ممکن است  دروغ ببندند ..

 

وسائل‏الشیعة     27     131    10- باب عدم جواز تقلید غیر المعصوم

                  ودر  بحارالأنوار ج : 2 ص : 89

 

 

 

وسائل‏الشیعة     27     140    11- باب وجوب الرجوع فی القضاء و الف

33424-  وَ فِی کِتَابِ إِکْمَالِ الدِّینِ وَ إِتْمَامِ النِّعْمَةِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِصَامٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ یَعْقُوبَ قَالَ سَأَلْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عُثْمَانَ الْعَمْرِیَّ أَنْ یُوصِلَ لِی کِتَاباً قَدْ سَأَلْتُ فِیهِ عَنْ مَسَائِلَ أَشْکَلَتْ عَلَیَّ فَوَرَدَ التَّوْقِیعُ بِخَطِّ مَوْلَانَا صَاحِبِ الزَّمَانِ ع أَمَّا مَا سَأَلْتَ عَنْهُ أَرْشَدَکَ اللَّهُ وَ ثَبَّتَکَ إِلَى أَنْ قَالَ وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ وَ أَمَّا مُحَمَّدُ بْنُ عُثْمَانَ الْعَمْرِیُّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ وَ عَنْ أَبِیهِ مِنْ قَبْلُ فَإِنَّهُ ثِقَتِی وَ کِتَابُهُ کِتَابِی  

محمد بن عثمان میگوید : نامه ای از ناحیه مقدس امام زمان علیه السلام به دست  من رسید .که در آن پاسخ  سوالات من نوشته شده بود

حضرت با دست خط مبارک خود نوشته بودند : اما در مورد آنچه که پرسیده بودی خداوند تو را  به رشد و کمال برساند و تو را  ثابت قدم کند تا اینکه فرمودند :

واما در حوادثی که از این به بعد  به وقوع  خواهد پیوست در آن حوادث به روایان  حدیث ما رجوع کنید که آنها حجت  من بر شما هستند و من حجت خدا بر شما هستم و..

 

 

 

الکافی     7     412    باب کراهیة الارتفاع إلى قضاة الجور

5-  مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ صَفْوَانَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَیْنِ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلَیْنِ مِنْ أَصْحَابِنَا یَکُونُ بَیْنَهُمَا مُنَازَعَةٌ فِی دَیْنٍ أَوْ مِیرَاثٍ فَتَحَاکَمَا إِلَى السُّلْطَانِ أَوْ إِلَى الْقُضَاةِ أَ یَحِلُّ ذَلِکَ فَقَالَ مَنْ تَحَاکَمَ إِلَى الطَّاغُوتِ فَحَکَمَ لَهُ فَإِنَّمَا یَأْخُذُ سُحْتاً وَ إِنْ کَانَ حَقُّهُ ثَابِتاً لِأَنَّهُ أَخَذَ بِحُکْمِ الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أَمَرَ اللَّهُ أَنْ یُکْفَرَ بِهِ قُلْتُ کَیْفَ یَصْنَعَانِ قَالَ انْظُرُوا إِلَى مَنْ کَانَ مِنْکُمْ قَدْ رَوَى حَدِیثَنَا وَ نَظَرَ فِی حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْکَامَنَا فَارْضَوْا بِهِ حَکَماً فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حَاکِماً فَإِذَا حَکَمَ بِحُکْمِنَا فَلَمْ یَقْبَلْهُ مِنْهُ فَإِنَّمَا بِحُکْمِ اللَّهِ قَدِ اسْتَخَفَّ وَ عَلَیْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَیْنَا الرَّادُّ عَلَى اللَّهِ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ الشِّرْکِ بِاللَّهِ

عمر بن حنظله میگوید:

از امام صادق علیه السلام در مورد  دو مردی پرسیدم که با هم درگیری در مورد بدهی و ارث و میراث داشتند و برای حل درگیریشان به  سلطانی که شما او را نصب نکرده اید رجوع کرده اند آیا این کار جایز است ؟
حضرت فرمودند : هر کس از طاغوت حکم خود را  بپرسد و طاغوت  حکم او را بگوید حکمش باطل است هرچند حق با او باشد چرا  که او حکم  طاغوت را گرفته در حالی که خدا  در قرآن ( سوره نساء آیه 60) امر کرده که طاغوت را انکار کنیم .

پرسیدم پس چه کاری باید بکنند ؟ حضرت فرمودند : باید جستجو کنندو کسی را  از بین خودتان ( یعنی شیعیان ) پیدا کنند که حدیث ما را روایت میکند و در حلال و حرام ما نظر میکند و احکام  ما را میشناسد .پس من او را برای شما  حاکم قرار دادم .پس زمانی که به حکم ما  حکم کرد و از او قبول نکردند .حواسشان باشد  که حکم خدارا  خار و پست کرده اند و در مقابلش سستی کرده اند و ما را رد کرده اند و هر کس مارا رد کند  خدا را  رد کرده است و این  عمل او  مساوی با شرک به خداست .

 

 

 

 

 

الکافی     8     146    حدیث محاسبة النفس .....  ص : 143

120-  یَحْیَى الْحَلَبِیُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَ رَأَیْتَ الرَّادَّ عَلَیَّ هَذَا الْأَمْرَ فَهُوَ کَالرَّادِّ عَلَیْکُمْ فَقَالَ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ مَنْ رَدَّ عَلَیْکَ هَذَا الْأَمْرَ فَهُوَ کَالرَّادِّ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ عَلَى اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ الْمَیِّتَ مِنْکُمْ عَلَى هَذَا الْأَمْرِ شَهِیدٌ قَالَ قُلْتُ وَ إِنْ مَاتَ عَلَى فِرَاشِهِ قَالَ إِی وَ اللَّهِ وَ إِنْ مَاتَ عَلَى فِرَاشِهِ حَیٌّ عِنْدَ رَبِّهِ یُرْزَقُ

 

 

 

بحارالأنوار     1     106    باب 3- احتجاج الله تعالى على الناس

 2-  مع، [معانی الأخبار] أَبِی عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ یَزِیدَ الرَّزَّازِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع یَا بُنَیَّ اعْرِفْ مَنَازِلَ الشِّیعَةِ عَلَى قَدْرِ رِوَایَتِهِمْ وَ مَعْرِفَتِهِمْ فَإِنَّ الْمَعْرِفَةَ هِیَ الدِّرَایَةُ لِلرِّوَایَةِ وَ بِالدِّرَایَاتِ لِلرِّوَایَاتِ یَعْلُو الْمُؤْمِنُ إِلَى أَقْصَى دَرَجَاتِ الْإِیمَانِ إِنِّی نَظَرْتُ فِی کِتَابٍ لِعَلِیٍّ ع فَوَجَدْتُ فِی الْکِتَابِ أَنَّ قِیمَةَ کُلِّ امْرِئٍ وَ قَدْرَهُ مَعْرِفَتُهُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یُحَاسِبُ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ مَا آتَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ فِی دَارِ الدُّنْیَا

 

امام صادق علیه السلام میفرمایند: امام باقر فرمودند: ای فرزندم جایگاه مردان را از روی میزان روایت گویی و معرفت  آنها بشناس  چرا که معرفت  همان میزان  درایت و تفکر در یک روایت میباشد و بوسیله درایت ها و تفکرات در روایات  مومن  به بالاترین درجات ایمان میرسد . من  خودم در کتاب علی علیه السلام دیدم که نوشته شده بود : ارزش هر کسی به اندازه معرفت و شناخت اوست چرا که خداوندمردم را بر اساس آن مقداری که از عقلها به آنها در دنیا داده  مورد حساب رسی قرار میدهد .

 

 

 

 

الکافی     2     298    باب طلب الرئاسة .....  ص : 297

5-  مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ أَیُّوبَ عَنْ أَبِی عَقِیلَةَ الصَّیْرَفِیِّ قَالَ حَدَّثَنَا کَرَّامٌ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ قَالَ قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِیَّاکَ وَ الرِّئَاسَةَ وَ إِیَّاکَ أَنْ تَطَأَ أَعْقَابَ الرِّجَالِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَمَّا الرِّئَاسَةُ فَقَدْ عَرَفْتُهَا وَ أَمَّا أَنْ أَطَأَ أَعْقَابَ الرِّجَالِ فَمَا ثُلُثَا مَا فِی یَدِی إِلَّا مِمَّا وَطِئْتُ أَعْقَابَ الرِّجَالِ فَقَالَ لِی لَیْسَ حَیْثُ تَذْهَبُ إِیَّاکَ أَنْ تَنْصِبَ رَجُلًا دُونَ الْحُجَّةِ فَتُصَدِّقَهُ فِی کُلِّ مَا قَالَ

ابو حمزه ثمالی میگوید :

امام  صادق علیه السلام به من  فرمودند :

هم از ریاست  پرهیز کن . هم از پیروی کردن از  رجال (راویان و فقهاء ).

به حضرت  عرض کردم فدایت شوم در مورد ریاست علت را میدانم

اما اینکه چرا نباید از رجال ( راویان و فقهاء )  پیروی کنم  نه ؟

در حالی که دوسوم  آنچه از حق در دست دارم به وسیله پیروی کردن از آنها بدست آورده ام .

حضرت فرمودند منظورم آنچه تو گمان میکنی نیست ( منظورم این نیست که تقلید نکن) منظورم این است که مردی را غیر از امام معصوم در مقابل  خود  قرار ندهی سپس او را در تمام آنچه میگوید تصدیق کنی .( بلکه از او بر گفته هایش دلیل  از قرآن و ورایات  ثابت شده به وسیله قرآن بخواه)

(چرا که او معصوم نیست  وباید برای هر گفته اش از قرآن وروایات دلیل داشته باشد)

 

 

الکافی     1     46    باب المستأکل بعلمه و المباهی به ...

5-  عَلِیٌّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْفُقَهَاءُ أُمَنَاءُ الرُّسُلِ مَا لَمْ یَدْخُلُوا فِی الدُّنْیَا قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا دُخُولُهُمْ فِی الدُّنْیَا قَالَ اتِّبَاعُ السُّلْطَانِ فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِکَ فَاحْذَرُوهُمْ عَلَى دِینِکُمْ

امام صادق علیه السلام فرمودند : رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند:

فقهاء امانت داران رسولان خدا  هستند تا زمانی که داخل در امور دنیا نشده اند .

کسی پرسید معنای داخل شدن در دنیا چیست ؟

حضرت فرمودند : اینکه از حاکمان تبعیت کنند .زمانی که چنین کردند از آنها به خاطر  دینتان بترسید .

 

 

من‏لایحضره‏الفقیه     4     384    و من ألفاظ رسول الله ص الموجزة التی‏

5834-  وَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فِی وَصِیَّتِهِ لِابْنِهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَنَفِیَّةِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ یَا بُنَیَّ

 .....

وَ تَفَقَّهْ فِی الدِّینِ فَإِنَّ الْفُقَهَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِیَاءِ إِنَّ الْأَنْبِیَاءَ لَمْ یُوَرِّثُوا دِینَاراً وَ لَا دِرْهَماً وَ لَکِنَّهُمْ وَرَّثُوا الْعِلْمَ فَمَنْ أَخَذَ مِنْهُ أَخَذَ بِحَظٍّ وَافِرٍ وَ اعْلَمْ أَنَّ طَالِبَ الْعِلْمِ یَسْتَغْفِرُ لَهُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ حَتَّى الطَّیْرُ فِی جَوِّ السَّمَاءِ وَ الْحُوتُ فِی الْبَحْرِ وَ أَنَّ الْمَلَائِکَةَ لَتَضَعُ أَجْنِحَتَهَا لِطَالِبِ الْعِلْمِ رِضًا بِهِ وَ فِیهِ شَرَفُ الدُّنْیَا وَ الْفَوْزُ بِالْجَنَّةِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ لِأَنَّ الْفُقَهَاءَ هُمُ الدُّعَاةُ إِلَى الْجِنَانِ وَ الْأَدِلَّاءُ عَلَى اللَّهِ تَبَارَکَ وَ

 

امیرمومنین علی علیه السلام در وصیتشان به محمد حنفیه چینین میفرمایند :

ای فرزندم در دین فقیه شو. چرا که فقهاء وارثان انبیاء هستند . انبیاء که درهم و دینار به ارث نمیگذارند ولی علم را  به ارث میگذارند پس هر کس از آن علم چیزی را گرفت بیشترین بهره را برده و آگاه باش که برای جوینده علم تمام کسانی که در آسمان و زمین هستند حتی پرندگان آسمانها و ماهیان دریا  طلب آمرزش میکنند و ملائکه بالهایشان را زیر پای طالب علم پهن میکنند واین کار آنها را  راضی میکند . طلب علم سبب شرافت در دنیا و رستگاری در روز قیامت میشود چرا  که فقها  هستند که مردم را به  بهشت دعوت میکنند و دلیل بر وجود  خدا  هستند و....

( دقت کنید علم همان چیزی بود که  انبیاء آورده اند و در بحث هدایت  اثبات شد  که علم چیزی است که از جانب خدا می آید )

 

 

در انتها آیاتی که موید مطالب فوق است را  نه به طور جامع خدمتتان عرضه میکنم :

ارزش عالم  صفات  او و برتری های عالم : 

فاطر : 28   وَ مِنَ النَّاسِ وَ الدَّوَابِّ وَ الْأَنْعامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ کَذلِکَ إِنَّما یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ إِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ غَفُورٌ  

و از انسانها و جنبندگان و چهارپایان نیز  رنگهایشان  مختلف است ،به درستی که : از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او مى‏ترسند خداوند عزیز و غفور است! (28)

  

النحل : 27   ثُمَّ یَوْمَ الْقِیامَةِ یُخْزیهِمْ وَ یَقُولُ أَیْنَ شُرَکائِیَ الَّذینَ کُنْتُمْ تُشَاقُّونَ فیهِمْ قالَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْیَ الْیَوْمَ وَ السُّوءَ عَلَى الْکافِرینَ  

سپس روز قیامت خدا آنها را رسوا مى‏سازد و مى‏گوید: «شریکانى که شما براى من قرارداده بودید ، و بخاطر آنها با دیگران دشمنى مى‏کردید، کجا هستند؟!» (در این هنگام،) کسانى که به آنها علم داده شده مى‏گویند: «رسوایى و بدبختى، امروز بر کافران است!» (27) 

الإسراء : 107   قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا یُتْلى‏ عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً

بگو: «چه  به آن ایمان بیاورید، و چه  ایمان نیاورید، کسانى که پیش از آن به آنها دانش داده شده ، هنگامى که (این آیات) بر آنان خوانده مى‏شود، سجده‏کنان به خاک مى‏افتند  

 

الحج : 54   وَ لِیَعْلَمَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَیُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهادِ الَّذینَ آمَنُوا إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ  

و (نیز) هدف این بود که آگاهان بدانند این حقّى است از سوى پروردگارت، و در نتیجه به آن ایمان بیاورند، و دلهایشان در برابر آن خاضع گردد و خداوند کسانى را که ایمان آوردند، بسوى صراط مستقیم هدایت مى‏کند. (54) 

القصص : 80   وَ قالَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوابُ اللَّهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ لا یُلَقَّاها إِلاَّ الصَّابِرُونَ

اما کسانى که علم و دانش به آنها داده شده بود گفتند: «واى بر شما ثواب الهى براى کسانى که ایمان آورده‏اند و عمل صالح انجام مى‏دهند بهتر است، اما جز صابران آن را دریافت نمى‏کنند.» (80) 

العنکبوت : 49   بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فی‏ صُدُورِ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ ما یَجْحَدُ بِآیاتِنا إِلاَّ الظَّالِمُونَ  

ولى این آیات روشنى است که در سینه دانشوران جاى دارد و آیات ما را جز ستمگران انکار نمى‏کنند! (49) 

الروم : 56   وَ قالَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْإِیمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فی‏ کِتابِ اللَّهِ إِلى‏ یَوْمِ الْبَعْثِ فَهذا یَوْمُ الْبَعْثِ وَ لکِنَّکُمْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ  

ولى کسانى که علم و ایمان به آنان داده شده مى‏گویند: «شما بفرمان خدا تا روز قیامت (در عالم برزخ) درنگ کردید، و اکنون روز رستاخیز است، امّا شما نمى‏دانستید!» (56) 

سبأ : 6   وَ یَرَى الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذی أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ هُوَ الْحَقَّ وَ یَهْدی إِلى‏ صِراطِ الْعَزیزِ الْحَمیدِ  

کسانى که به ایشان علم داده شده، آنچه را از سوى پروردگارت بر تو نازل شده حق مى دانند و به راه خداوند عزیز و حمید هدایت مى‏کند. (6) 

المجادلة : 11   یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا قیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجالِسِ فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اللَّهُ لَکُمْ وَ إِذا قیلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبیرٌ  

اى کسانى که ایمان آورده‏اید! هنگامى که به شما گفته شود: «مجلس را وسعت بخشید (و به تازه‏واردها جا دهید)»، وسعت بخشید، خداوند  براى شما وسعت مى‏بخشد و هنگامى که گفته شود: «برخیزید»، برخیزید . خداوند کسانى را که ایمان آورده‏اند و کسانى را که علم به آنان داده شده درجات عظیمى مى‏بخشد و خداوند به آنچه انجام مى‏دهید آگاه است! (11) 

انتهای اختلاف!! 

الشورى : 10   وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ فیهِ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَحُکْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذلِکُمُ اللَّهُ رَبِّی عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ إِلَیْهِ أُنیبُ  

در هر چیز اختلاف کنید، داوریش با خداست این است خداوند، پروردگار من، بر او توکّل کرده‏ام و به سوى او بازمى‏گردم! (10)

 

 

پستهای مربوط:

 فقیه موضوعیتی در دین ندارد و نباید داشته باشد

رد فقیهی که مبتنی بر حکم خدا فتوا میدهد و عادل است چه حکمی دارد ؟

 جایگاه علماء‌ در عصر غیبت

  رگ گردن رسول خدا مهمتر است یا رگ گردن فقیهان ؟