تبليغاتX
(`'•.عشق آسمان و آسمان عشق.•'´) - نظر قرآن در مورد در خواست طلاق خلع مبارات و رجعی
چیزی که به ما نسبت داده میشود را قبول نکنید مگر این که موافق قرآن باشد . امام صادق علیه السلام

به نام خدا

 

در این پست به بررسی قسمتی از شرائط طلاق میپردازیم

 

اینکه وظیفه مرد در قبال زندگی یا جدایی چیست

اینکه وظیفه زن در قبال زندگی یا جدای چیست

اینکه طلاق خلع در چه صورتی برای مرد جایز است

اینکه طلاق خلع در چه صورتی برای زن جایز است

و اینکه ایا حاکم میتواند مرد را مجبور به پذیرش خلع بکند یا نه

خلع و مرد:

البقرة : 229 الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساکٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْریحٌ بِإِحْسانٍ وَ لا یَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَأْخُذُوا مِمَّا آتَیْتُمُوهُنَّ شَیْئاً إِلاَّ أَنْ یَخافا أَلاَّ یُقیما حُدُودَ اللَّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ یُقیما حُدُودَ اللَّهِ فَلا جُناحَ عَلَیْهِما فیمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَعْتَدُوها وَ مَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ

طلاق، دو مرتبه است (و در هر مرتبه،) یا باید به طور شایسته همسر خود را نگاهدارى کند، یا با نیکى او را رها سازد . و براى شما حلال نیست که چیزى از آنچه به آنها دادهاید، پس بگیرید مگر اینکه دو همسر، بترسند که حدود الهى را برپا ندارند. اگر بترسید که حدود الهى را رعایت نکنند، مانعى براى آنها نیست که زن، فدیه و عوضى بپردازد (ودرخواست طلاق بکند ). اینها حدود و مرزهاى الهى است از آن، تجاوز نکنید! و هر کس از آن تجاوز کند، ستمگر است. (229)

اما بحث طلاق خلع و وجوب پذیرش آن از جانب مرد ؟

قبل از شروع بحث لازم است چند نکته را متذکر شوم :

1)فدیه با مهریه متفاوت میباشد فدیه عنوانی است که هم شامل ما آتیتموهن شیئا و هم شامل الفریضه و هم شامل بیشتر از این دو عنوان میشود و آنچه در این آیه به عنوان بذل زن به مرد آمده اعم از مهر و ماآتیتموهن میباشد و بنابر این حق اینکه بگوییم فدیه یعنی فقط مهریه وبگوییم بیشتر از مهر را شامل نمیشود را نداریم .

2 )اگر ما باشیم و فقط این آیه شریفه و هیچ کدام ازآیات ومسلمات باب طلاق را نمیداشتیم آنوقت مرد را به عنوان فرد مخیر معرفی نمیکردیم اما چه میشود کرد که آیه وَ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ بمَِعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بمَِعْرُوفٍ 231سوره بقره مرد را به عنوان کسی که مخیر است بین امساک و تسریح معرفی میکند .البته واژه امساک و تخییر زن برای نگهداشتن شوهرش نیز کمی بعید است در هر حال دلیل محکمی مثل آیه 231 در دست میباشد و نیاز به دلیل دیگری برای تایید این مطلب نمی باشد .

3) در طلاق خلع نیز مانند طلاق رجعی امکان نگه داشتن ویا رهاکردن وجود دارد با این تفاوت که در طلاق رجعی نگهداشتن همسر مشروط به چیزی نیست اما در طلاق خلع نگهداشتن و امساک مشروط به رجوع زن به بذل و فدیه خودش میباشد والبته در هر دو نوع طلاق چه رجعی و چه خلع امکان نگهداشتن و امساک مربوط به دو طلاق اول است و درطلاق سوم امکان رجوع مرد وامساک وجود ندارد چه طلاق رجعی باشد چه خلع. وبرای رجوع نیاز به محلل میباشد .

4) جوازفعل بعد از حرمت ؛ رفع حرمت و حلیت را میرساند و بسیاری از روایات خلع نیز مویّد همین مفهوم موجود در آیه میباشند به عنوان مثال یک روایت از کتاب جامع احلدیث شیعه کتاب الخلع والمبارات جلد 27 صفحه 304 ذکر میکنم :

رَوَى عَلِیُّ بْنُ النُّعْمَانِ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ شُعَیْبٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ فِی الْخُلْعِ إِذَا قَالَتْ لَهُ لَا أَغْتَسِلُ لَکَ مِنْ جَنَابَةٍ وَ لَا أُبِرُّ لَکَ قَسَماً وَ لَأُوطِئَنَّ فِرَاشَکَ مَنْ تَکْرَهُهُ فَإِذَا قَالَتْ لَهُ هَذَا حَلَّ لَهُ أَنْ یَخْلَعَهَا وَ حَلَّ لَهُ مَا أَخَذَ مِنْهَا

امام صادق علیه السلام فرمودند :در خلع اگر زنی به همسرش بگوید من دیگر از تو جنب نخواهم شد و غسل جنابت از تو نخواهم کرد و به عهد تو وفادار نخواهم بود کسی دیگر را در بستر تو خواهم خواباند زمانی که زنی این سخن را به همسرش بگوید برای مرد حلال است که او را طلاق خلع دهد و برای مرد حلال است هر چه که به عنوان فدیه از زن بگیرد .

حال سوال اینست شما به چه دلیلی پذیرش طلاق خلع را بر مرد واجب کردید ؟ درحالی که خداوند این اختیار را به مرد داده که همسرش را نگهدارد یا او را رها کند ؟

ودر حالی که خداوند خود صریحا میفرماید در صورتی که ترس از این داشته باشید که حدود خدا اجرا نشود اگر زنی مهرش را به مردش بخشید و فدیه داد جایزست که مرد در خواست طلاق او را بپذیرد .

خدا وند میفرماید جایزست مرد در خواست زن را بپذیرد اما شما میفرمایید مرد باید بپذیرد؟

تازه همه این مباحث منوط به جایی است که احراز شود زن و مرد ممکن حدود خدا را رعایت نکنند و معلوم میشود در غیراین صورت چنین درخواستی توسط زن تماما دارای ایراد واشکال است همانگونه که اذیت کردن یک مرد همسرش را برای اینکه ازاو درخواست طلاق بعوض بکند دارای اشکال است وحرام مگر اینکه آن زن بدی آشکاری را انجام دهد البته بر طبق این آیه شریفه :

النساء : 19 یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ کَرْهاً وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَیْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَنْ یَأْتینَ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ یَجْعَلَ اللَّهُ فیهِ خَیْراً کَثیراً

اى کسانى که ایمان آوردهاید! براى شما حلال نیست که از زنان، از روى اکراه (و ایجاد ناراحتى براى آنها،) ارث ببرید! و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتى از آنچه را به آنها دادهاید را، تملک کنید! مگر اینکه آنها عمل زشت آشکارى انجام دهند. و با آنان، بطور شایسته رفتار کنید! و اگر از آنها،کراهت داشتید، (فوراً تصمیم به جدایى نگیرید!) چه بسا چیزى خوشایند شما نباشد، و خداوند خیر فراوانى در آن قرار مىدهد! (19)

این هم یک مورد دیگر از مواردی که ما آنرا بد میپنداریم در حالی که خداوند درآن برای ما خیر و نیکی فراوان قرار داده است .

بگذریم !!

اما حرمت درخواست طلاق خلع از جانب زن در صورتی که ترس از شکستن حدود خداوند وجود نداشته باشد:

البته میتوان حکم به حرمت چنین در خواستی را توسط زن از این آیه شریفه بیرون کشید البته با توجه به روایات زیادی که در مذمت درخواست طلاق توسط زن ( در صورتی که ترس مخالفت با حدود الهی نداشته باشد ) وارد شده است که همگی با این آیه شریفه موافقت دارد در حالی که شما و ما مامور به اخذ ما وافق القران شده ایم ؟!!

که اگر روایتی در این باب نمیبود ما مامور به سکوت بودیم و حق نداشتیم من عند انفسنا و به صرف مفهوم گیری از این آیه حکم به حرمت چنین درخواستی را صادر کنیم چرا که حکم هر موضوع با حکم موضوع دیگرتفاوت دارد والبته دین ما حکم تمام موضوعات را مشخص کرده است ولو توسط عمومات .

( روایتی در این زمینه از نبی اکرم صلی الله علیه واله داریم که در پایان این بحث ذکر خواهم نمود .ان شالله )

اما نمونه ای از روایاتی که در خواست طلاق توسط زن را در صورتی که ترس از شکستن حدود خدا نداشته باشند را مذمت نموده اند:

وسائلالشیعة 22 282 2- باب عدم جواز الإضرار بالمرأة حتى

285- مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی عِقَابِ الْأَعْمَالِ بِسَنَدٍ تَقَدَّمَ فِی عِیَادَةِ الْمَرِیضِ عَنِ النَّبِیِّ ص فِی حَدِیثٍ قَالَ وَ مَنْ أَضَرَّ بِامْرَأَةٍ حَتَّى تَفْتَدِیَ مِنْهُ نَفْسَهَا لَمْ یَرْضَ اللَّهُ لَهُ بِعُقُوبَةٍ دُونَ النَّارِ لِأَنَّ اللَّهَ یَغْضَبُ لِلْمَرْأَةِ کَمَا یَغْضَبُ لِلْیَتِیمِ أَلَا وَ مَنْ قَالَ لِخَادِمِهِ أَوْ لِمَمْلُوکِهِ أَوْ لِمَنْ کَانَ مِنَ النَّاسِ لَا لَبَّیْکَ وَ لَا سَعْدَیْکَ قَالَ اللَّهُ لَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ لَا لَبَّیْکَ وَ لَا سَعْدَیْکَ اتْعَسْ فِی النَّارِ وَ مَنْ ضَارَّ مُسْلِماً فَلَیْسَ مِنَّا وَ لَسْنَا مِنْهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَیُّمَا امْرَأَةٍ اخْتَلَعَتْ مِنْ زَوْجِهَا لَمْ تَزَلْ فِی لَعْنَةِ اللَّهِ وَ مَلَائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ حَتَّى إِذَا نَزَلَ بِهَا مَلَکُ الْمَوْتِ قَالَ لَهَا أَبْشِرِی بِالنَّارِ فَإِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ قِیلَ لَهَا ادْخُلِی النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِینَ أَلَا وَ إِنَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ بَرِیئَانِ مِنَ الْمُخْتَلِعَاتِ بِغَیْرِ حَقٍّ أَلَا وَ إِنَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ بَرِیئَانِ مِمَّنْ أَضَرَّ بِامْرَأَتِهِ حَتَّى تَخْتَلِعَ مِنْهُ

پیامبر اکرم صلی الله علیه واله میفرمایند هر کس زنش را اذیت کند و به او ضرر برساند تا اینکه زن مجبور شود مهریش را به او فدیه بدهد و از او درخواست طلاق کند خداوند به کمتر از آتش جهنم برای او راضی نخواهد شد چرا که خداوند همانطور که از غضب یتیم ناراحت میشود از غضب وناراحتی زنان نیز ناراحت میشود .

هر کس به خادم یا مملوکش یا به گروهی از مردم چنین بگوید تو ارزش اینکه به ندایت پاسخ دهم را نداری خداوند نیز روز قیامت به او همین جمله را خواهد گفت و خواهد گفت سزای تو جهنم است به جهنم برو .

وهر کس مسلمانی را بیازارد از ما نخواهد بود و ما نیز از او نخواهیم بود چه در دنیا و چه در آخرت .

و هر زنی که از همسرش در خواست طلاق خلع کند پیوسته در عذاب و لعنت خداوند وملائکه او و رسولانش و همه مردم خواهد بود تا اینکه ملک الموت بر او نازل شود وبه او چنین بشارت دهد که سزای تو جهنم است .وزمانی که قیامت بر پاشود به آن زن گفته میشود داخل در جهنم شو و همنشین با جهنمیان باش .اگاه باشید همانا خدا و رسولش هر دو از زنانی که بدون حق و بی دلیل (بدون اینکه ترس از شکست حدود خدا داشته باشند )طلاق خلع گرفته اند بیزار است و بری ؛ همانگونه که خداوند از مردانی که زنانشان را اذیت و آزار کردند تا از آنها درخواست طلاق خلع کنند بیزار است و بری.

این است معنای عدالت .

کاملا مشهود است که این روایت با آیه قرآن وفاق دارد چرا که این روایت همچون آیه شریفه طلاق فدیه ای ( طلاق در مقابل عوض که همان خلع یا مبارات میباشد ) بدون دلیل را دارای عیب میداند .

والبته با نقل این روایت دیگر نیازی به صدور حکم نیست . میپرسید کدام حکم ؟

همین که بگوییم در خواست طلاق خلع از جانب زن در صورت عدم ترس از شکستن حدود حرام است .

حال این روایت را به مقتضای انظرالی ما قال بنگرید و ببینید آیا موافق باقرآن می باشد یا خیر؟ آنگاه که شرط جواز پذیرش خواسته زن را شکستن حدود خدا توسط او میداند :

الکافی 6 139 باب الخلع ..... ص : 139

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا یَحِلُّ خُلْعُهَا حَتَّى تَقُولَ لِزَوْجِهَا وَ اللَّهِ لَا أُبِرُّ لَکَ قَسَماً وَ لَا أُطِیعُ لَکَ أَمْراً وَ لَا أَغْتَسِلُ لَکَ مِنْ جَنَابَةٍ وَ لَأُوطِئَنَّ فِرَاشَکَ وَ لآَذَنَنَّ عَلَیْکَ بِغَیْرِ إِذْنِکَ وَ قَدْ کَانَ النَّاسُ یُرَخِّصُونَ فِیمَا دُونَ هَذَا فَإِذَا قَالَتِ الْمَرْأَةُ ذَلِکَ لِزَوْجِهَا حَلَّ لَهُ مَا أَخَذَ مِنْهَا فَکَانَتْ عِنْدَهُ عَلَى تَطْلِیقَتَیْنِ بَاقِیَتَیْنِ وَ کَانَ الْخُلْعُ تَطْلِیقَةً وَ قَالَ یَکُونُ الْکَلَامُ مِنْ عِنْدِهَا وَ قَالَ لَوْ کَانَ الْأَمْرُ إِلَیْنَا لَمْ نُجِزْ طَلَاقاً إِلَّا لِلْعِدَّةِ

امام صادق علیه السلام میفرمایند :

جایز نیست مردی زنش را طلاق خلع بدهد مگر اینکه زنش به او چنین بگوید به خدا قسم دیگربه هیچ یک از سوگندهایم که به تو داده ام عمل نخواهم کرد و هیچ گاه دیگر از تو غسل جنابت نخواهم کرد (کنایه از اینکه دیگر تو را تمکین نخواهم نمود )و با مردی غیر تو همبستر خواهم شد و بدون اجازه تو اجازه ورود به خانه ات را خواهم داد (که البته قبل از این اگر زنی سخنانی که شدت کمتری را داشته باشند به شوهرش میگفت شوهرش او را رها میکرد )پس هر گاه زنی به همسرش چنین سخنانی بگوید مردش میتواند هر چه میخواهد از زن بگیرد واورا طلاق خلع دهد و بعد از این طلاق مرد فقط دوبار دیگر خواهد توانست زنش را طلاق دهد و طلاق خلع یک طلاق کامل محسوب میشود . (و رجوع درطلاق خلع بویسله ) آغاز سخن از ناحیه زن ( وبازگشت او به فدیه اش ) است و در ادامه حضرت فرمودند اگر امر به دست ما بود طلاقی را بجز طلاقی که در خارج از عده به زن رجوع شود جایز نمیدانستیم .

این روایت هم از این جهت که پذیرش خلع بدون دلیل را برای مرد جایز نمیداند با آیه شریفه وفاق دارد چرا که در آیه نیز از طلاقی که ترس ازشکستن حدود در آن نیست به عنوان طلاق دارای عیب نام برده میشود .وهم از این جهت با این آیه موافق است که اگر زنی آن چنان سخنانی رابه شوهرش بگوید حدود خدا را شکسته است ودر مورد او طلاق خلع جایز است لذا این روایت منطوقا با آیه شریفه موافقت خواهد داشت .

در پایان روایت نیز حضرت شان خود را تبین احکام الهی بیان میکند و هرگونه تشریع را از خود منتفی میداند .یک سوال تبین یک حکم مبتنی برچه چیزی جز آیه قرآن میتواند باشد؟

البته اینکه مرد در قبال شنیدن این کلمات اجازه دارد درخواست خلع زن را اجابت کند دلیل ومجوز این که زنی به مردش چنین کلماتی را بگوید نمیشود ودر روایتی که نقل خواهم کرد خواهید دید گفتن چنین کلماتی حرام است و خداوند برای چنین زنی یک مجازات قرار داده است وآن اینست که به مجرد صدور چنین کلماتی زن بر مردش حرام میشود هر چند پذیرش خلع بر مرد واجب نخواهد بود .البته حرمت او بر شوهرش زمانی که توبه از گفتار خود بکند کنار میرود .

والبته درهر دو هم در آیه وهم در روایت ، طلاق چنین زنی جایزدانسته شده است نه واجب جناب اقای صانعی!!!

و از اینکه خداوند میفرماید عیبی بر آندو نیست در انجام طلاق خلع در صورتی که زن و مرد ترس از شکستن حدود خدا داشته باشند معلوم میشود که در صورتی که ترس از شکستن حدود وجود نداشته باشد طلاق خلع بر هر دوی آنها دارای عیب میشود هرچند ما تا مثل روایت ذیل را نبینیم درمورد پذیرش طلاق خلع توسط مرد آنهم درجایی که ترس از شکستن حدود نیست حکمی صادر نمیکنیم و منتظر شنیدن دلیل می مانیم :

1 )مثل روایت فوق که صریح در مطلوب است ویا این روایت :

2 ) وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَوْصَانِی جَبْرَئِیلُ بِالْمَرْأَةِ حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُ لَا یَنْبَغِی طَلَاقُهَا إِلَّا مِنْ فَاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ

امام صادق علیه السلام میفرمایند :رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمودند : آنقدر جبرئیل مرا در مورد زنان سفارش نمود که گمان کردم طلاق دادن هیچ زنی جایز نیست مگر زنی که اعمال بد را اشکارا انجام میدهد و بد رفتاری میکند و حدود خدا را میشکند .

شما شاهد هستید این روایت وفاق کامل و قطعی با آیه قرآن دارد چرا که هم در آیه ، وهم در روایت ، طلاق زنی که حدود خدا را نگه داشته است ، امری دارای عیب شمرده شده واز طرفی هم در آیه شریفه و هم در روایت ؛ طلاق زنی که حدود خدا را شکسته جایز معرفی میشود آری جایز ! (جواز بر طلاق برابر با جواز بر عدم طلاق است )

و اگر نگهداشتن چنین زنی جایز نمی بود این روایت به ما نمیفرمود نگه داشتن زن بد اخلاق و صبر بر سوءخلق او ثوابی همچون ثواب صبر ایوب درمقابل بلاهایی که بر او نازل شده را دارد :

[ثواب الأعمال] ابْنُ الْمُتَوَکِّلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَیْنِ بْنِ یَزِیدَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عَمْرٍو النَّصِیبِیِّ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْخُرَاسَانِیِّ عَنْ مَیْسَرَةَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِی عَائِشَةَ السَّعْدِیِّ عَنْ یَزِیدَ بْنِ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِیزِ عَنْ أَبِی سَلَمَةَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَا خَطَبَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص قَبْلَ وَفَاتِهِ وَ هِیَ آخِرُ خُطْبَةٍ خَطَبَهَا بِالْمَدِینَةِ حَتَّى لَحِقَ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَوَعَظَنَا بِمَوَاعِظَ ذَرَفَتْ مِنْهَا الْعُیُونُ وَ وَجِلَتْ مِنْهَا الْقُلُوبُ وَ اقْشَعَرَّتْ مِنْهَا الْجُلُود :

َ...... وَ مَنْ صَبَرَ عَلَى سُوءِ خُلُقِ امْرَأَتِهِ وَ احْتَسَبَهُ أَعْطَاهُ اللَّهُ بِکُلِّ مَرَّةٍ یَصْبِرُ عَلَیْهَا مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا أَعْطَى أَیُّوبَ ع عَلَى بَلَائِهِ وَ کَانَ عَلَیْهَا مِنَ الْوِزْرِ فِی کُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ مِثْلُ رَمْلِ عَالِجٍ فَإِنْ مَاتَتْ قَبْلَ أَنْ تُعِینَهُ وَ قَبْلَ أَنْ یَرْضَى عَنْهَا حُشِرَتْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مَنْکُوسَةً مَعَ الْمُنَافِقِینَ فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ مَنْ کَانَتْ لَهُ امْرَأَةٌ لَمْ تُوَافِقْهُ وَ لَمْ تَصْبِرْ عَلَى مَا رَزَقَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ شَقَّتْ عَلَیْهِ وَ حَمَلَتْهُ مَا لَمْ یَقْدِرْ عَلَیْهِ لَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ مِنْهَا حَسَنَةً تَتَّقِی بِهَا النَّارَ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهَا مَا دَامَتْ کَذَلِک

ابو هریره و عبد الله بن عباس میگویند :

پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله درآخرین خطبه ای که در مدینه ایراد فرمودند و دیگر بعد ازآن به سوی خدا رحلت فرمودند ؛ چشمان مان پر از اشک شد و قلب های ما به لرزه درآمد پوست بدنمان در هم کشیده شد و لرزه برآن افتاد.

حضرت جنین فرمود :

... وهر کس که بر بد اخلاقی زنش صبر کند ومنتظر اجری بر این صبر خود باشد خداوند به خاطر هر مرتبه که صبر میکند به او همان پاداشی میدهد که به ایّوب علیه السلام به خاطر صبر بر بلاهایی که بر او نازل شد داده است .و البته زن او سنگینی بار بد رفتارش را در هر روز و شب بر دوش خواهد کشید آنهم به سنگینی تپه های انبوه شن ...

ذکر این روایت در پایان بحث همانگونه که اشاره کردم لازم است تا مبادا زنی گمان کند که میتواند هر سخنی به شوهرش بگوید تا خلع او جایز شود .

واز این نکته نباید غافل شود که اگر احتمال گفتن چنین کلماتی رابدهد یا احتمال وقوع یک نافرمانی یا شکستن یکی از حدود خدا را بدهد درخواست طلاق برای او جایز خواهد بود .

الکافی 6 141 باب الخلع ..... ص : 139

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فِی الْمُخْتَلِعَةِ إِنَّهَا لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّى تَتُوبَ مِنْ قَوْلِهَا الَّذِی قَالَتْ لَهُ عِنْدَ الْخُلْعِ

امام صادق علیه السلام درمورد زن مختلعه(زنی که تقاضای خلع کرده است) چنین فرمودند:

چنین زنی بر همسرش حلال نمیشود مگر اینکه از سخنی که هنگام درخواست طلاق به همسرش گفته(مانند اینکه هیچ گاه دیگر از تو غسل جنابت نخواهم کرد ) توبه کند .

این روایت شامل قبل از اینکه مرد او را طلاق خلع دهد هم میشود .یعنی اگر زنی سخنان فوق را به همسرش گفت حتی اگر همسرش اورا طلاق ندهد به او حرام می شود .در هر حال مسئله نیاز به تامل دارد.

اما مسئله حاکم و اجبار کردن حاکم یک مرد را به پذیرش در خواست زن

یک مرد به حکم آیه قرآن یا باید امساک به معروف داشته باشد یا تسریح باحسان .یعنی یا باید همسرش را با رعایت حدود الهی نگهدارد یا باید او را با نیکی طلاق دهد و حالت سومی در کار نیست واگر برای قاضی ویا حاکم بوسیله بینه ثابت شد که مرد نمیتواند با رعایت حدود الهی ؛ همسرش را نگهدارد و در عین حال او را طلاق هم نمیدهد بر اساس فامساک بمعروف او تسریح باحسان حاکم باید مرد را وادار به طلاق رجعی کند همانطور که بر اساس ولایحل لکم ان تاخذوا مما آتیتموهن شیئا باید تمام مهریه زن را نیز از مرد بگیرد .

و اینکه بگویید اگر زنی در خواست طلاق خلع از همسرش کرد بر مرد واجب است این درخواست را بپذیرد تعدی از حکم خداست همانطور که اگر بگویید که اگر مرد حاضر به قبول طلاق خلع نشد حاکم باید او را وادار به پذیرش خلع بکندتعدی از حکم خداست .

اگر مشکل از ناحیه زن است و او تعدی از احکام خدا میکند ومرد تمام حدود الهی را رعایت میکند ؛هیچ کس حق ندارد مرد را وادار به پذیرش خلع کند چرا که مرد بر اساس امساک بمعروف و نگهداری با تمام شئونات از همسرش نگهداری میکند .

در این صورت زن دو راه در مقابل خود دارد : یا بر اساس حدود الهی با مردش به زندگی خود ادامه دهد یا آنقدر فدیه را زیاد کند تا مردش حاضر به پذیرش طلاق خلع شود (وان خفتم الا یقیما حدود الله فلا جناح علیهما فیما افتدت به )

واگرمشکل از ناحیه مرد است و او حدود الهی را رعایت نمیکند برمرد واجب است همسرش را طلاق رجعی بدهد و حرام است که چیزی از آنچه به زنش داده است را از او بگیرد .

آنگاه شما یا حاکم ، با چه مجوزی میخواهید مهر زن را به مردی که حدود الهی را میشکند بدهید .آیا این خلاف آیات قرآن نیست ؟

حاکم باید چنین زنی را که مردش نه حدود الهی را رعایت میکند و نه زنش را طلاق میدهد وادار به طلاق کند و تمام مهریه را از مرد بگیرد .واگر حاکم به غیر این حکم کند خلاف قرآن عمل کرده است.

این جملات اقای صانعی را بخوانید :

و اما اگر زن بخواهد طلاق بگیرد، یعنى طلاق در اختیار زن باشد، دو صورت براى آن فرض مى شود، یکى اینکه زن به مرد بگوید من را طلاق بده و مهریه هم از من باشد، یعنى هم مهریه را مى خواهم و هم باید من را طلاق بدهى، که این صحیح نیست زیرا ظلم به مرد است، صورت دوم این است که زن به مرد مى گوید من را طلاق بده و مهریه هم نمى خواهم، به نظر ما بر مرد واجب است که زن را طلاق بدهد، و نباید زن را ناراحت و اذیت کند، و نمى تواند بگوید طلاق نمى دهم، و اگر گفت طلاق نمى دهم، محکمه طلاق مى دهد، در ضمن نمى تواند بگوید که باید یک مقدار اضافه بر مهریه به من بدهى تا تو را طلاق بدهم.

چه میتوان کرد من اول باید شما را از آیات خدا آگاه کنم یا مردم را ؟

تلک حدود الله اینها حدود الهی هستند ومن یتعد حدود الله فاولئک هم الظالمون وهر کس از حدود الهی تعدی کند آن کس از ظالمین است .چرا که در درجه اول به خودش ظلم کرده که چنین حکمی را صادر کرده است وبعد به زن صالحه ای که مردش نه حاضر است حقوق او را بدهد و نه حاضر است او را طلاق بدهد .ظلم به زن کرده چرا که زن را از مهریه اش محروم نموده است

منقول از کتاب نقد و بررسی احکام زنان از دیدگاه آقای صانعی