تبليغاتX
(`'•.عشق آسمان و آسمان عشق.•'´) - فقیه موضوعیتی در دین ندارد و نباید داشته باشد
چیزی که به ما نسبت داده میشود را قبول نکنید مگر این که موافق قرآن باشد . امام صادق علیه السلام

 

 

 

 

 بسم الله الرحمن الرحیم  

امام صادق علیه السلام میفرمایند:

نبی اکرم صلی الله علیه و آله به امیر مومنین علی علیه السلام فرمودند:

زمانی خواهد آمد که از قرآن  فقط شکل شمائل ظاهری و خطوط آن باقی خواهد ماندو از اسلام فقط نام .مردم آن زمان بسیار از حقیقت اسلام دورند .مساجد آنها زیبا و شلوغ  است اما خالی از هر گونه هدایت . فقهاء آنها  بد ترین فقهایی هستند که تا بحال آسمان بر آنها  سایه افکنده. فتنه از آنها بر میخیزد و به آنها  نیز بر میگردد.                                                الكافي     8     307

 

 

 

عبد رحمان !!

چه تو متن من  را بخوانی چه نه  ،

آنهایی که پیش از این به آنها دانش داده  شده است ؛

وقتی آیات خدا را میشنوند سجده کنان به خاک  میافتند .

قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا یُتْلى‏ عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً

الإسراء : 107  

بگو: «چه  به آن ایمان بیاورید، و چه  ایمان نیاورید، کسانى که پیش از آن به آنها دانش داده شده ، هنگامى که (این آیات) بر آنان خوانده مى‏شود، سجده‏کنان به خاک مى‏افتند  

 

اما دوباره میگویم :

 

فقیه موضوعیتی در دین ندارد .

فقیه یک وسیله است برای انتقال  حکم  خدا ،

حکم خدا در قرآن است و در روایات  موافق با قرآن .

هر کس چیزی را به این دو اضافه کند  از سنت  رسول خدا صلی الله علیه وآله تعدی کرده است .

آنجا که فرمود :

انی تارک فیکم  الثقلین کتاب الله  و عترتی ،ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا .

کتاب و عترتم در میان شما باقیست .

هر کس فقط و فقط این دو را  با هم داشته باشد .

نه چیزی را از این دو کم  کند ،

و نه چیزی به آنها  بیافزاید ؛

مثلا فقهاء را ؛

هر کس فقط  قرآن و اهل بیت علیهم  السلام  را  بگیرد  و از این  دو تجاوز نکند ،

و فقهاء را  فقط راهی برای رسیدن  به این دو قرار دهد ،

نه این که فقهاء را شخص سومی در کنار قرآن و روایات  قرار دهد ،

چنین کسی که فقط قرآن و روایات را  همراهی میکند هرچند از طریق فقهاء ،

چنین کسی هیچ گاه  گمراه  نخواهد  شد .

امام صادق چه زیبا  به ابو حمزه  ثمالی میفرمایند :

از مردان دوری کن

از فقهاء پر هیز کن

پرسید : ای امام من !

چگونه از آنها دوری کنم  در حالی که دینم را از آنها  میگیرم ؟

فرمودند : منظورم این  نبود که تو برداشت کردی  .

منظورم این بود که مبادا کسی غیر امام زمانت را  جلو خودت  قرار دهی  آنگاه هرچه او میگوید بگویی درست است .

هرگز چنین کاری را نکنی .

او که معصوم نیست .

باید کلام او را  به قرآن و روایات  ثابته  عرضه کنی .

شان او که از شان  ما اهل بیت  بالاتر نیست .

مگر نشنیدی بارها گفتم از ما اهل  بیت  چیزی را  قبول نکنید مگر اینکه موافق با قرآن باشد ؟

(وسائل‏الشيعة     27     123 قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ وَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیهما السلام  لَا تُصَدِّقْ عَلَيْنَا إِلَّا مَا وَافَقَ كِتَابَ اللَّهِ وَ سُنَّةَ نَبِيِّهِ صلی الله علیه واله)

حال تو میخواهی سخن کسی که هیچ موضوعیتی در دین ندارد ،

و فقط و وفقط باید  ناقل  و راوی کلام ما  اهل بیت  باشد ،

سخن چنین کسی را ،

بدون تحقیق ،

وحتی اگر مخالف قرآن باشد بگیری؟
هرگز چنین کاری را نکنی .

اما  تو ای  عبد الرحمان !

مگر کلام امام  زمانت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف را نشنیدی که حضرت میفرمود:

در حوادث بعد از من

در دوران غیبت من

به راویان حدیث ما رجوع کنید

آنها را ملاک  قرار ندهید

آنها  قرار نیست  از خودشان چیزی بگویند

آنها  فقط باید  احادیث ما را برای شما  نقل  کنند .

در دروران  بعد از من  به کسانی  رجوع کنید که در حلال و  حرام ما  نظر میکنند .

نه  اینکه  خودشان  از پیش خودشان  حلال و حرام  بتراشند . نه !!!

آنها  موضوعیتی در دین ندارند .

به آنهایی که از خود  حلال و حرام  میتراشند  رجوع نکنید .

به کسانی رجوع کنید  که برای خود هیچ شانیتی در دین  قائل نیستند .

کسانی که خود را  فقط وسیله انتقال  حلال و حرام ما به شما میدانند  .

این چنین کسانی حجت من بر شما  هستند .

آری اینها  حجت من بر شمایند  نه حجت خدا  بر شما .

آنکه  حجت  خدا بر شماست  من هستم  .

من هستم  که میتوانم  پرده از  اسرار غیب بگشایم  .

نه این فقهاء .

اینها  حجت من  بر شمایند .

کلام آنها  موضوعیتی در دین ندارد .

آنها  وسیله انتقال  کلام حجت  خدا  به شما  هستند .

مواظب خودتان  باشید .

مگر نشنیدید  که  مولای من  امیر مومنین  علی علیه السلام  جد من  چنین  میفرمود :

جایگاه  مردان را  از میزان آشنایی آنها با روایات ما  بشناسید  .

آنها  خود  هیچ موضوعیتی ندارند ،

آنها  چون انتقال دهنده  کلام ما  هستند  محترمند .

و هرچه  بیشتر با  کلام ما مانوس باشند  ارزش بیشتری دارند .

وبدانید  با تفکر و درایت در روایات ما  مومن  به بالا ترین  درجات  ایمان  میرسد .

اما آگاه باشید .

که فقهای زمان شما بدترین  فقهاء روی زمین خواهند بود .

خود نبی اکرم صلی الله علیه و آله به امیر مومنین علی علیه السلام فرمودند:

زمانی خواهد آمد که از قرآن  فقط شکل شمائل ظاهری و خطوط آن باقی خواهد ماندو از اسلام فقط نام

مردم آن زمان بسیار از حقیقت اسلام دورند

مساجد آنها زیبا و شلوغ  است اما خالی از هر گونه هدایت

فقهاء آنها  بد ترین فقهایی هستند که تا بحال  آسمان بر آنها  سایه افکنده

فتنه از آنها بر میخیزد و به آنها  نیز بر میگردد

 الكافي     8     307    حديث الفقهاء و العلماء .....  ص : 7

ِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص سَيَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا يَبْقَى مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ وَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ يُسَمَّوْنَ بِهِ وَ هُمْ أَبْعَدُ النَّاسِ مِنْهُ مَسَاجِدُهُمْ عَامِرَةٌ وَ هِيَ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَى فُقَهَاءُ ذَلِكَ الزَّمَانِ شَرُّ فُقَهَاءَ تَحْتَ ظِلِّ السَّمَاءِ مِنْهُمْ خَرَجَتِ الْفِتْنَةُ وَ إِلَيْهِمْ تَعُودُ

آنها حکم خدا را با  یافته بافته  های خود  می آمیزند .

باطل را ترویج میکنند .

حق را پنهان میکنند .

وبا این کارشان  به گمان خودشان  از دین دفاع میکنند.

بوی گندشان آسمان و زمین را  فرا خواهد گرفت  .

مواظب باشید .

در بین  فقها ء از کسانی تقلید کنید که خویشتن  خویش را از دخالت در حلال و حرام ما  باز میدارد .

مخالف  هوای نفس خود گام بر میدارد .

مطیع امر مولایش میباشد .

در مقابل  روایات او  قد  علم نمیکند .

که وقتی امام زمان  ظهور کند  اولین گردنی که بزند  گردن  فقیهانی است که همین الان ،

آری همین الآن  در مقابل  روایات معصومین  ایستاده اند .

نیازی به  حضور مولا نیست .

اینها  همین الآن هم در مقابل  روایات  قطعیه  و موافق با قرآن  قد  علم میکنند .

حواستان باشد  که ( إِنَّمَا كَثُرَ التَّخْلِيطُ فِيمَا يُتَحَمَّلُ عَنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ)

 

متن  فوق بر اساس روایات زیر و ترجمه پی در پی این روایات میباشد .

 

33401-  أَحْمَدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ الطَّبْرِسِيُّ فِي الْإِحْتِجَاجِ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيِّ ع فِي قَوْلِهِ تَعَالَى فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ.... فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ وَ ذَلِكَ لَا يَكُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِ الشِّيعَةِ لَا كُلَّهُمْ فَإِنَّ مَنْ رَكِبَ مِنَ الْقَبَائِحِ وَ الْفَوَاحِشِ مَرَاكِبَ عُلَمَاءِ الْعَامَّةِ فَلَا تَقْبَلُوا مِنْهُمْ عَنَّا شَيْئاً وَ لَا كَرَامَةَ وَ إِنَّمَا كَثُرَ التَّخْلِيطُ فِيمَا يُتَحَمَّلُ عَنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ لِذَلِكَ لِأَنَّ الْفَسَقَةَ يَتَحَمَّلُونَ عَنَّا فَيُحَرِّفُونَهُ بِأَسْرِهِ لِجَهْلِهِمْ وَ يَضَعُونَ الْأَشْيَاءَ عَلَى غَيْرِ وَجْهِهَا لِقِلَّةِ مَعْرِفَتِهِمْ وَ آخَرُونَ يَتَعَمَّدُونَ الْكَذِبَ عَلَيْنَا الْحَدِيثَ

و امّا آن كسى از فقهاء  كه مراقب  نفس خود میباشد و حافظ دين خودش می باشد  و مخالف هوای نفس خود است  و مطيع أمر مولاى خود  می باشد بر  عوام واجب است از او تقلید کنند و البته تمام فقهاء اینگونه نیستند وفقط بعضی از فقهاء  این صفات را دارند ، پس هر كه از فقهاء ما مانند فقهای عامه  مرتكب عمل زشت و و بدی شد.دیگر نبايد از او چیزی را  که به ما نسبت میدهد بپذیریدوآنها هیچ حرمتی ندارند به خاطر اینکه این دسته از علما کلام مارا با آنچه خودشان میپسندند   مخلوط میکنند و چرا که انسانها فاسق کلام مارا میشنوند ولی تمام انرا به خاطر جهالشان تغییر میدهند و آنرا در غیر موضع  خود به کار میبرند و عده ای دیگر هم به ما  ممکن است  دروغ ببندند ..

 

عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيِّ علیه السلام : الْعُلَمَاءُ إِذَا فَسَدُوا هُمُ الْمُظْهِرُونَ لِلْأَبَاطِيلِ الْكَاتِمُونَ لِلْحَقَائِقِ وَ فِيهِمْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ : إِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى‏ مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ . البقرة : 159  

علماء زمانی که فاسد شوند ، در آن زمان باطل  را آشکار کرده و تبلیغ میکنند . حق را پنهان  کرده و کتمان میکنند . وخداوند در مورد آنها این چنین میفرمایند :

کسانی که  دلايل روشن، و  هدايتى را كه نازل كرده‏ايم،  آنهم  بعد از آنكه در كتاب  قرآن  آنرا براى مردم بيان نموديم، كتمان کردند ، خدا آنها را لعنت مى‏كند و همه لعن‏كنندگان نيز، آنها را لعن مى‏كنند . البقرة : 159  

 

وسائل‏الشيعة     27     131    ودر  بحارالأنوار ج : 2 ص : 89.

وسائل‏الشیعة     27     140    11- باب وجوب الرجوع فی القضاء و الف

محمد بن عثمان میگوید : نامه ای از ناحیه مقدس امام زمان علیه السلام به دست  من رسید .که در آن پاسخ  سوالات من نوشته شده بود . حضرت با دست خط مبارک خود نوشته بودند : اما در مورد آنچه که پرسیده بودی خداوند تو را  به رشد و کمال برساند و تو را  ثابت قدم کند تا اینکه فرمودند : واما در حوادثی که از این به بعد  به وقوع  خواهد پیوست در آن حوادث به روایان  حدیث ما رجوع کنید که آنها حجت  من بر شما هستند و من حجت خدا بر شما هستم و..

33424-  وَ فِی کِتَابِ إِکْمَالِ الدِّینِ وَ إِتْمَامِ النِّعْمَةِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِصَامٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ یَعْقُوبَ قَالَ سَأَلْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عُثْمَانَ الْعَمْرِیَّ أَنْ یُوصِلَ لِی کِتَاباً قَدْ سَأَلْتُ فِیهِ عَنْ مَسَائِلَ أَشْکَلَتْ عَلَیَّ فَوَرَدَ التَّوْقِیعُ بِخَطِّ مَوْلَانَا صَاحِبِ الزَّمَانِ ع أَمَّا مَا سَأَلْتَ عَنْهُ أَرْشَدَکَ اللَّهُ وَ ثَبَّتَکَ إِلَى أَنْ قَالَ وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ وَ أَمَّا مُحَمَّدُ بْنُ عُثْمَانَ الْعَمْرِیُّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ وَ عَنْ أَبِیهِ مِنْ قَبْلُ فَإِنَّهُ ثِقَتِی وَ کِتَابُهُ کِتَابِی  .

بحارالأنوار     1     106    باب 3- احتجاج الله تعالى على الناس

 امام صادق علیه السلام میفرمایند: امام باقر فرمودند: ای فرزندم جایگاه مردان را از روی میزان روایت گویی و معرفت  آنها بشناس  چرا که حقیقت معرفت  همان میزان  درایت و تفکر در یک روایت میباشد و بوسیله درایت ها و تفکرات در روایات  مومن  به بالاترین درجات ایمان میرسد . من  خودم در کتاب علی علیه السلام دیدم که نوشته شده بود : ارزش هر کسی به اندازه معرفت و شناخت اوست چرا که خداوندمردم را بر اساس آن مقداری که از عقلها به آنها در دنیا داده  مورد حساب رسی قرار میدهد .

2-  مع، [معانی الأخبار] أَبِی عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ یَزِیدَ الرَّزَّازِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع یَا بُنَیَّ اعْرِفْ مَنَازِلَ الشِّیعَةِ عَلَى قَدْرِ رِوَایَتِهِمْ وَ مَعْرِفَتِهِمْ فَإِنَّ الْمَعْرِفَةَ هِیَ الدِّرَایَةُ لِلرِّوَایَةِ وَ بِالدِّرَایَاتِ لِلرِّوَایَاتِ یَعْلُو الْمُؤْمِنُ إِلَى أَقْصَى دَرَجَاتِ الْإِیمَانِ إِنِّی نَظَرْتُ فِی کِتَابٍ لِعَلِیٍّ ع فَوَجَدْتُ فِی الْکِتَابِ أَنَّ قِیمَةَ کُلِّ امْرِئٍ وَ قَدْرَهُ مَعْرِفَتُهُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یُحَاسِبُ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ مَا آتَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ فِی دَارِ الدُّنْیَا  .

ابو حمزه ثمالی میگوید :امام  صادق علیه السلام به من  فرمودند :هم از ریاست  پرهیز کن . م از پیروی کردن از  رجال (راویان و فقهاء ).به حضرت عرض کردم فدایت شوم درموردریاست علت رامیدانم اما اینکه چرا نباید از رجال( راویان و فقهاء ) پیروی کنم نه ؟درحالی که دوسوم آنچه از حق در دست دارم به وسیله پیروی کردن از آنها بدست آورده ام .حضرت فرمودند منظورم آنچه تو گمان میکنی نیست . منظورم این استکه مردی را غیر از امام معصوم درمقابل خود قرار ندهی که او را در تمام آنچه میگوید تصدیق کنی. (چرا که او معصوم نیست  وباید برای هر گفته اش  دلیل از قرآن وروایات موافق با قرآن بخواهی) 

  الکافی     2     298    باب طلب الرئاسة .....  ص : 297عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ قَالَ قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام  إِیَّاکَ وَ الرِّئَاسَةَ  وَ إِیَّاکَ أَنْ تَطَأَ أَعْقَابَ الرِّجَالِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَمَّا الرِّئَاسَةُ فَقَدْ عَرَفْتُهَا  وَ أَمَّا أَنْ أَطَأَ أَعْقَابَ الرِّجَالِ فَمَا ثُلُثَا مَا فِی یَدِی إِلَّا مِمَّا وَطِئْتُ أَعْقَابَ الرِّجَالِ  فَقَالَ لِی لَیْسَ حَیْثُ تَذْهَبُ إِیَّاکَ أَنْ تَنْصِبَ رَجُلًا دُونَ الْحُجَّةِ فَتُصَدِّقَهُ فِی کُلِّ مَا قَالَ 

 

پستهای مرتبط :

 جایگاه علماء‌ در عصر غیبت

عمل به حکم خدا واجب است نه تقلید

 فقیه موضوعیتی در دین ندارد و نباید داشته باشد

رد فقیهی که مبتنی بر حکم خدا فتوا میدهد و عادل است چه حکمی دارد ؟

  رگ گردن رسول خدا مهمتر است یا رگ گردن فقیهان ؟

 

این پست رو هم حتما بخونید :

شباهت به کفار حرام است پس جشنهای نوروزی هم حرام است .

 وبخونید که این متن اثبات شده که :

باید فقیه رفتارش و کلامش مطابق با قران و بر اساس روایاتی باشه که با قران موافقت داره 

ومهم اینه که شما از فقها چیزی  که خلاف قران هست رو نگرید . بلکه برای حرفاشون از اونها دلیل  بخواهید

دلیلی از متن محکم  قرآن ( امیرمومنین علی علیه السلام : اما الرد الی الله  الاخذ بمحکم کتابه ... رد به خدا   گرفتن چیزی است که موافقت با محکمات قران داره )

 

+ نوشته شده در  87/12/29ساعت   توسط حسام الدین ادیب  |