<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>(`&apos;•.عشق آسمان و آسمان عشق.•&apos;´) </title>
<link>http://2soo.blogfa.com/</link>
<description>چیزی که به ما نسبت داده میشود را  قبول نکنید مگر این که موافق قرآن باشد . امام صادق علیه السلام </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 02 Dec 2009 05:31:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>چرا ،کی و چگونه با قرآن استخاره کنیم ؟</title>
<link>http://2soo.blogfa.com/post-205.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;به نام خدا &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; استخاره  یعنی طلب خیر کردن &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یعنی درخواست بهترین ها از خداوند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بنابرین یک مومن در تمامی حالات در حال دعا و درخواست خیر از خدای خود میباشد روایاتی در این مورد نیز وجود دارد که ذکر خواهد شد و آن روایات به ما دستور میدهد ما دائما از خداوند استخاره کنیم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در مرحله بعد خواندن نماز استخاره و طلب خیر بعد از نماز شب یا نماز مستحبی یا نماز های واجب است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دیگر این که استخاره با قرآن ، برای انجام امور مباحی که فرد در انجام یا ترک آن دچار تردید شده است که بعد از تبیین موضع و جایگاه آن به ذکر بعضی از روایات این مسئله میپردازیم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امر استخاره در روایات آمده ولی باید در نظر داشت که حضرات معصومین استخاره را برای امورمباح  ذکرکرده اند یعنی اموری که رضایت خداوند نسبت به انجام یا ترک آن در دین بیان نشده ( البته خداوند نسبت به این که آن ها را بیان نکرده دچار فراموشی نشده بلکه بیان آنها تاثیری در هدایت بشریت نداشته و ندارد ) و چون ما علم به رضایت خداوند برای انجام این فعل نداریم حال به هر دلیلی لذا برای کشف رضایت خداوند میتواند دراین مورد استخاره کرد چرا که ما حق نداریم برای انجام کاری که خدا از آن نهی کرده یا به آن امر کرده ؛چه نهی و امر او واجب و حرام باشد، چه مکروه و مستحب، استخاره بگیریم چرا که رضایت و عدم رضایت خدا  نسبت به آن مورد مشخص است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در بین اموری که نه واجب است نه حرام و نه مستحب است و نه مکروه وبلکه مباح است در صورتی باید استخاره کرد که در انتخاب انجام یا رد آن دچار تردید شده باشید. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مثلا خرید خانه در حالی که بر شما مباح باشد و شما مردد باشید که آیا بخرم و یا نه &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یعنی جستجوی و تحقیق شما در امور اقتصادی ، شما را از تردید خارج نکرده است در این صورت این مورد مکان استخاره است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ویا کسی استخاره بگیرد که آیا نماز بخواند یا نه  روزه بگیرد یا نه  نگاه به حرام بکند یا نه بلکه نماز شب بخواند یا نه  شب ایستاده آب بخورد یا نه ،&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در همه این موارد چون تکلیف از ناحیه خداوند بیان شده جایگاهی برای استخاره وجود ندارد ولی متاسفانه اکثر مردم برای این  امور استخاره میگیرند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جایگاه استخاره با قرآن &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وسائل‏الشيعة     6     233    ٍّ عَنِ الْيَسَعِ الْقُمِّيِّ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أُرِيدُ الشَّيْ‏ءَ وَ أَسْتَخِيرُ اللَّهَ فِيهِ فَلَا يُوَفَّقُ فِيهِ الرَّأْيُ إِلَى أَنْ قَالَ فَقَالَ افْتَتِحِ الْمُصْحَفَ فَانْظُرْ إِلَى أَوَّلِ مَا تَرَى فَخُذْ بِهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جناب یسع میگوید :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به امام صادق علیه السلام گفتم :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;میخواهم کاری را انجام بدم و از خداوند در آن مورد طلب خیر کرده ام اما در آن مطلب به رای ثابتی نرسیدم ( که آنرا انجام بدهم یا رها کنم )&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حضرت فرمودند :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قرآن را باز کن و به اولین چیزی که دیدی عمل کن به یاری خدا .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نماز طلب خیر ( نماز استخاره )&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مستدرك‏الوسائل     6     236    1- باب استحبابها حتى في العبادات ال&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ وَ يَقُولُ فِي دُبُرِهِمَا أَسْتَخِيرُ اللَّهَ مِائَةَ مَرَّةٍ ثُمَّ يَقُولُ اللَّهُمَّ إِنِّي قَدْ هَمَمْتُ بِأَمْرٍ قَدْ عَلِمْتَهُ فَإِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ خَيْرٌ لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي فَيَسِّرْهُ لِي وَ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ شَرٌّ لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي فَاصْرِفْهُ عَنِّي كَرِهَتْ نَفْسِي ذَلِكَ أَمْ أَحَبَّتْ فَإِنَّكَ تَعْلَمُ وَ لَا أَعْلَمُ وَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ثُمَّ يَعْزِمُ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امیرمومنین علی علیه السلام دائما دو رکعت نماز میخواندند و در انتهای آن نماز از خداوند صد مرتبه طلب خیر میکردند و میفرمودند : أَسْتَخِيرُ اللَّهَ   سپس میفرمودند :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خدای من ، من قصد انجام کاری را دارم که تو به آن آگاهی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر در آن  برای دین من و دنیای من و آخرت من خیری می بینی ، پس انجام آن را برای من آسان کن &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;واگر برای  دین من و دنیای من و آخرت من  در آن مطلب شری می بینی پس آن را از من دور کن &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چه من به انجام این امور علاقه مند باشم چه از انجام آن بدم بیاید &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چرا که تو میدانی و من نمیدانم و تو عَلَّامُ الْغُيُوب هستی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وبعد از این جملات حضرت عزم  انجام آن فعل را میکردند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;طلب خیر از خداوند در تمامی اوقات:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امام صادق علیه السلام فرمودند :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زمانی که اراده انجام کاری را داری پس با هیچ کس در آن زمینه مشورت نکن مگر این که با خدای خودت مشورت کنی.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روایت کننده میگوید : پرسیدم چگونه با خدا مشاوره کنم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حضرت فرمودند :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;صد مرتبه بگو : أَسْتَخِيرُ اللَّهَ   بعد از آن با مردم مشاوره کن . پس خداوند خیر تو را بر زبان هر کس که دوست داشته باشد جاری میکند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بحارالأنوار     88     253    باب 6- الاستخارة بالاستشارة .....  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قَالَ الصَّادِقُ ع إِذَا أَرَدْتَ أَمْراً فَلَا تُشَاوِرْ فِيهِ أَحَداً حَتَّى تُشَاوِرَ رَبَّكَ قَالَ قُلْتُ وَ كَيْفَ أُشَاوِرُ رَبِّي قَالَ تَقُولُ أَسْتَخِيرُ اللَّهَ مِائَةَ مَرَّةٍ ثُمَّ تُشَاوِرُ النَّاسَ فَإِنَّ اللَّهَ يُجْرِي لَكَ الْخِيَرَةَ عَلَى لِسَانِ مَنْ أَحَبَّ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بحارالأنوار     88     263    باب 7- الاستخارة بالدعاء فقط من غير&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ تَقُولُ فِي الِاسْتِخَارَةِ أَسْتَخِيرُ اللَّهَ وَ أَسْتَقْدِرُ اللَّهَ وَ أَتَوَكَّلُ عَلَى اللَّهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ أَرَدْتُ أَمْراً فَأَسْأَلُ إِلَهِي إِنْ كَانَ ذَلِكَ لَهُ رِضًا أَنْ يَقْضِيَ لِي حَاجَتِي وَ إِنْ كَانَ لَهُ سَخَطاً أَنْ يَصْرِفَنِي عَنْهُ وَ أَنْ يُوَفِّقَنِي لِرِضَاهُ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امام صادق علیه السلام فرمودند :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در هنگام استخاره و طلب خیر بگو :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از خداوند طلب خیر میکنم و بر او توکل میکنم و هیچ قوت و نیرویی نیست مگر به قدرت خدا &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اراده انجام کاری را کردم  پس از خداوند میخواهم  اگر به آن کار راضیست پس حاجت من را برآورده کند و اگر نسبت به آن ناراضیست پس من را از آن منصرف کند و مرا با رضای خودش موافق گرداند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; بحث صله رحم نیازمند تحقیق و فرصت بیشتری است موفق باشید &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Dec 2009 05:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=2soo&amp;postid=205</comments>
<dc:creator>2soo</dc:creator>
<guid>http://2soo.blogfa.com/post-205.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>غلام سیاه و شاهزاده پریان ( ماجرای خواستگاری جویبر از ذلقا’)</title>
<link>http://2soo.blogfa.com/post-204.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; به نام خدا &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;داستانی زیبا از زبان امام محمد باقر علیه السلام ، که در زمان رسول اکرم صلی الله علیه وآله رخ داده امیدوارم با تمام توجه مورد نظرتان قرار گیرد :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ابو حمزه ثمالی نقل میکند که من  نزد امام باقر  علیه السلام نشسته بودم که مردی از حضرت اجازه ورود خواست و حضرت به او  اجازه دادند و او داخل شد و سلام کرد و حضرت به گرمی از او استقبال کردند و در نزدیکی خودشان او را نشاندند و احوال او رو پرسیدند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مرد گفت : فدای شما بشوم ، از دختر فلان دوست دار شما خواستگاری کرده ام اما او مرا رد کرده و از من دوری کرده است و مرا ذلیل دانسته به خاطر عیب و حاجت و تنهاییم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در حالی که دلم برای او به تنگ آمده و به خاطر او آرزوی مرگ کرده ام .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امام باقر علیه السلام فرمودند :برو که تو رسول من هستی به سوی او و به او بگو محمد فرزند علی فرزند حسین فرزند علی بن ابی طالب علیهم السلام  به  تو گفته است که منحج را به ازدواج دخترت در آور و او را رد نکن .ابو حمزه می گوید : آن مرد در حالی که خوش حال شده بود با سرعت  نامه حضرت را برد وزمانی که مجلس را ترک کرد امام باقر علیه السلام فرمودند :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مردی بود  از اهل یمامه ، به او میگفتند جویبر .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هنگامی که آوازه پیغمبر  صلی الله علیه و آله  را شنید، به مدینه آمد و اسلام آورد. و چه زیبا  هم مسلمان شد .جويبرمردي كوتاه قد ، سيه چهره نازيبا ، فقير و برهنه بود . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) ، اين ياور تازه وارد را به گرمي پذيرفت ، و چون فردي تهي دست و بي چيز بود ، برايش جيره اي از غذا كه شامل مقداري خرما بود قرار داد . دو دست لباس هم برايش تهيه كرد و او را در مسجد خود جـاي داد . جـويبـر شبها هم در مسجد پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) مي خوابيد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مدتي اينچنين سپري شد ، كم كم تعداد غريب ها و مساكين روبه فزوني گذاشت و فضاي محدود مسجد برآنها تنگ شد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پيك وحي فرا رسيد ، و پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) مأمور شد كه مسجد را از وجود اين افراد خالي كند ، و همه دربهايي را كه از خانه هاي انصار به مسجد باز مي شد ببندد ، مگر درب خانه حضرت علي (عليه السلام)  و بيت حضرت فاطمه (سلام الله عليها) را .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و از آن تاريخ به بعد قرار شد نه فرد جنب از مسجد عبور كند و نه غريبي در مسجد بخوابد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) دستور داد جايگاهي سقف دار در كنار مسجد ساختند كه بعدها آن جايگاه به « صُفَّه » معروف شد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; غريب ها و فقرا را در آنجا مسكن داد ، تا روزها در سايه آن استراحت کنند و شبها هم ، همانجا بخوابند . و كساني كه در آنجا زندگي مي كردند « اصحاب صفَّه » نام گرفتند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) خود ، از خرما و كشمش و گندم و جو سهمي براي آنها معين كرده بود ، بقيه مسلمانان هم به پيروي از پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) ، آنها را در غذاي خود شريك ساختند و زكات و صدقات خود را هم به آنان مي دادند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وجود نازنين پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) همواره ايشان را مورد تفقد قرار مي داد ، او درجمعشان حضور پيدا مي كرد و با آنان اُنس و مجالست داشت .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روزي در حالي كه با نگاه شفقت آميز خود به جويبر مي نگريست ، با عطوفت او را مورد خطاب قرار داده ، فرمود : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جويبر ! تو نمي خواهي ازدواج كني ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر همسري انتخاب كني ، هم خود را از لغزش و گناه حفظ كرده اي و هم او تو را در دين و دنيا ياور خواهد بود . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جويبر با لبخندي كه حاكي از رضايت باطني او بود پاسخ داد : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پدر و مادرم فداي شما باد ، چه كسي حاضر است با من ازدواج كند ؟ ! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به خدا سوگند من نه حَسَبي دارم نه نَسَبي ، نه مالي و نه جمالي ، كدام زن حاضر است همسر چون مني بشود ؟ ! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمود : كساني كه در جاهليت از اشراف بودند  پست شدند ، و كساني كه پست بودند با قبول اسلام شريف و عزيز شدند . اسلام كبر وتفاخر جاهليت را نابود كرد و امروز همه مردم ، چه سياه و چه سفيد ، چه عرب و چه عجم ، قُرَشي و غير قُرَشي همه با هم برابرند . هيچ كس را بر ديگري فضيلتي نيست ؛ زيرا همه از آدم هستند و آدم از خاك . بهترين و محبوبترين مردم نزد خداوند در روز قيامت ، مطيع ترين و باتقواترين آنان است . ( موافق با آیه 13 حجرات )&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جويبر، نمیبینم کسی بر تو برتر باشد مگر اینکه ترسش از خدا نسبت به تو بیشتر باشد  و مطیع تر از تو نسبت به خدا  باشد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آنگاه پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمودند : مي روي پيش « زيادبن لَبيْد » او از نظر خانوادگي شريف ترين فرد قبيله « بني بياضة » است و از قول من به او مي گويي كه من رسول  رسول خدا به سوی تو هستم  وبه او میگویی رسول خدا میگوید  دخترت  « ذَلْفاء » را به عقد ازدواج جویبر  در آور. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جويبر به نزد زيادبن لبيد رفت . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زياد با جمعي از ميهمانانش در منزل نشسته بود . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جويبر اجازه ورود خواست و  وارد شد و براي زياد پيغام داد كه : من فرستاده رسول خدايم و حامل پيامي از جانب او هستم . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;او زيادبن لبيد را مخاطب قرار داد و گفت : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) ، مرا براي رساندن پيامي فرستاده ، آيا آشكارا و بلند بگويم ، يا در خلوت و آهسته به خود شما ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زياد در پاسخ گفت : نه بلند بگو و در حضور ، اين براي من شرف و افتخار است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جويبر اظهار داشت ؛ يبامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرموده كه : دخترت ذلفاء را به عقد ازدواج من درآوري . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زياد  پرسيد : آیا واقعا  پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) تو را براي چنين امري فرستاده ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جويبر در پاسخ گفت : بله ، من هرگز بنا ندارم بر پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) دروغ ببندم . زياد ادامه داد : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ما دخترانمان را به افراد هم شأن خود از انـصار مـي دهيم ، تـو برگـرد تا من خودم پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) را ملاقات كنم و عذرم را به او بگويم . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جويبر بي درنگ بازگشت در حالی که میگفت به خدا سوگند نه قرآن به چنين چيزي نازل شده و نه پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) براي چنين امري ظهور كرده ! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سخنان ِ پدر را ، دخترش ذلفاء از اندرون خانه شنيد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;كسي را پيش پدر فرستاده او را به نزد خود طلبيد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پدر وقتي به اندرون آمد ، دخترش به او گفت : پدرجان اين چه سخني بود كه تو گفتي ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پدر گفت : تو مي داني او چه گفت ؟ ! او آمده مي گويد : پيغمبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) گفته ، من تو را به عقد ازدواجش در آورم ! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دختر در پاسخ پدر گفت : به خدا قسم جویبر کسی نیست که به  پيغمبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) در حالي كه زنده است دروغ ببندد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فوراً كسي را بفرست كه او را برگرداند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زياد ، قاصدی را به دنبال جویبر فرستاد تا اینکه جویبر برگشت و زياد به استقبال جويبر شتافت و از او عذرخواهي كرد ، او را به گرمي پذيرفت و تقاضا كرد در منزلش استراحت كند تا او برگردد . و فوراً خود را به پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) رساند و گفت : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پدر و مادرم به فداي شماباد ، جويبر از طرف شما پيش من آمده تقاضاي ازدواج با دخترم را دارد ، قلبم با حرف او نرم نشده وتصمیم گرفتم خودم شخصا شما را ملاقات کنم در حالی که ما  دخترانمان را به افراد هم شأن خود از انصار شوهر مي دهيم . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمود : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اي زياد ! جويبر مؤمن است و  مرد مؤمن كفو و هم شأن زن مؤمنه است ، و زن مسلمان کفو و هم شان مرد مسلمان .پس  دخترت را به عقد او درآور  و از او روی گردان  نباش .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زياد ، با شنيدن اين سخنان برگشت ، و آنچه شنيده بود براي دخترش بازگو كرد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دختر ، ضمن اظهار رضايت گفت : پدرجان اگر از فرمان پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) اطاعت نكني كافر شده اي .پس او را به ازدواج در آور.  ( موافق با آیات زیادی از قران از جمله :51 نور) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پدر دست جويبر را گرفت ، او را به ميان قوم خود برد و طبق سنت خدا و رسولش ذلفاء را به عقد او درآورد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زياد ، مَهر و خرج عروسي را هم خود بر عهده گرفت . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از جويبر پرسيدند : آيا منزلي داري كه عروس را آنجا بياوريم ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جويبر پاسخ داد : به خدا سوگند نه ، منزل ندارم . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زيادبن لبيد برايش خانه اي با كليه وسايل تهيه كرد و دو لباس زیبا  به تن جویبر کردند  ، و ذلفا  را به خانه او بردند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جويبر داخل  منزل شد  . هنگامي كه وارد خانه شد يكّه خورد . او با ديدن خانه وسيع ، و وسايل آماده وآن عروس زيبا و خوشبو به گوشه اي از اتاق رفت ، شروع كرد به تلاوت قرآن و خواندن نماز. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آن شب را تا صبح به شب زنده داري و راز ونياز با معبود گذراند . سحرگاهان نداي مؤذن در شهر مدينه طنين انداخت ، دو زوج جوان وضو گرفتند و رفته نماز گزاردند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از ذلفاء پرسيدندکه آیا با تو همبستر شد ؟ ، او گفت : ديشب تا صبح مشغول تلاوت قرآن و خواندن نماز بود . شب دوم نیز همین گونه سپری شد و خانواده ذلفاء سعي كردند اين امر را از پدرش زياد مخفي نگه دارند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با فرارسيدن شب ، جويبر دوباره به راز و نياز و نيايش با پروردگار پرداخت و تا سه شبانه روز اين وضع ادامه داشت . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سرانجام خبر به گوش پدرش زياد رسيد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زياد نزدپيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) رفت كه : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;يا رسول الله ! شما مرا به ازدواج دخترم امر كردي ، با اينكه بر خلاف ميلم بود ، اما اطاعت شما بر من واجب كرد كه اين كار را بكنم . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمود : مگر چه عمل زشتي از جويبر مشاهده كرده اي ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زياد ادامه داد : او را به گرمي پذيرفتم ، برايش خانه خريدم ، همه وسايل زندگي را مهيا كردم ، عروس را به خانه اش فرستادم ، اما سه شب از ازدواج آنها مي گذرد ولي جويبر نه نگاهي به دخترم مي كند و نه اعتنايي به او مي كند ، من فكر مي كنم كه او اصلا به زن نيازي ندارد . شبانه روز كارش تلاوت قرآن و ركوع و سجود است ؛ شما خود هرطور صلاح مي دانيد حكم كنيد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) به دنبال جويبر فرستاد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جويبر فوراً آمد . پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) از او پرسيد : تو به زنان علاقه اي نداري ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جويبر با تعجب پاسخ داد : آیا من  مرد نیستم ؟ ! هرگز اينظور نيست ، اتفاقاً بسيار شهوتی و زن دوست هستم . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمود : به خلاف ادعاي تو من مطالبي شنيده ام ، مي گويند برای تو خانه آماده کرده اند و عروسی زیبا و خوش بو را بر تو وارد کرده اند  ولی تو حتي به زن خود نگاه هم نمي كني . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جويبر در پاسخ پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) عرض كرد : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;يارسول الله ! من وقتي وارد خانه اي بزرگ شدم و همه وسايل زندگي را در آن مهيا ديدم با همسري زيبا ، به ياد پيچارگيهاي قبل از ازدواجم افتادم . روزهايي كه نه خانه اي داشتم و نه كاشانه اي ، غريب بودم و تنها ، با عده اي فقير و مسكين زندگي مي كردم كه نه غذاي درستي داشتيم و نه لباسي ، دلم مي خواست در پاسخ اين همه نعمتي كه خداوند بزرگ بر من ارزاني داشته شكر او را به جاي آورم . لذا اين سه شبانه روز را به نماز و روزه گذراندم تا بدين وسيله حدّاقلِ اطاعت را به جاي آورده باشم . و فكر مي كنم در برابر اين همه نعمت اصلا كاري نكرده ام . اما شما مطمئن باشيد كه امشب هم همسرم و هم خانواده او را راضي خواهم کرد به یاری خدا . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) كسي را به نزد زياد فرستاد و او را به نزد خود فرا خواند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هنگامي كه زياد خدمت پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) آمد ، او را از اين عمل پسنديده جويبر آگاه ساخت . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زياد و همه افراد فاميلش خوشحال شدند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و جويبر نیز  به آنچه وعده داده بود عمل كرد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بعدها  جنگي پيش آمد و جويبر در ركاب پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) براي دفاع از اسلام عازم جبهه نبرد شد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در آن جنگ جويبر شهيد شد . و پس ازشهادت جویبر  ، در بین انصار زن بیوه ای نبود که خواستگاری بیشتر از ذلفا داشته باشد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  الكافي ج : 5 ص : 343&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;محتوای روایت فوق با کثیری از آیات و روایات ثابتات موافقت دارد از جمله :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;الحجرات : 13   يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست خداوند دانا و آگاه است! (13))&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سوره نور&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وَ إِذَا دُعُواْ إِلىَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنهَُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنهُْم مُّعْرِضُونَ(48)وَ إِن يَكُن لهَُّمُ الحَْقُّ يَأْتُواْ إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ(49)أَ فىِ قُلُوبهِِم مَّرَضٌ أَمِ ارْتَابُواْ أَمْ يخََافُونَ أَن يحَِيفَ اللَّهُ عَلَيهِْمْ وَ رَسُولُهُ  بَلْ أُوْلَئكَ هُمُ الظَّالِمُونَ(50)و هنگامى كه از آنان دعوت شود كه بسوى خدا و پيامبرش بيايند تا در ميانشان داورى كند، ناگهان گروهى از آنان رويگردان مى‏شوند! (48)ولى اگر حق داشته باشند (و داورى به نفع آنان شود) با سرعت و تسليم بسوى او مى‏آيند! (49)آيا در دلهاى آنان بيمارى است، يا شكّ و ترديد دارند، يا مى‏ترسند خدا و رسولش بر آنان ستم كنند؟! نه، بلكه آنها خودشان ستمگرند! (50)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; إِنَّما كانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنينَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ 51) سخن مؤمنان، هنگامى كه بسوى خدا و رسولش دعوت شوند تا ميان آنان داورى كند، تنها اين است كه مى‏گويند: «شنيديم و اطاعت كرديم!» و اينها همان رستگاران واقعى هستند. (51)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;موضوعات مرتبط:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://2soo.blogfa.com/post-98.aspx&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0033&gt;دوست دارم اما به خاطر خدا &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#ff0033&gt;- &lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt; &lt;A href=&quot;http://2soo.blogfa.com/post-52.aspx&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0033&gt;وجه اشتراک عاشق و معشوق&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#ff0033&gt; - &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 30 Nov 2009 20:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=2soo&amp;postid=204</comments>
<dc:creator>2soo</dc:creator>
<guid>http://2soo.blogfa.com/post-204.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گزیده ای از کتاب متعه شیخ مفید ( ازدواج موقت)</title>
<link>http://2soo.blogfa.com/post-203.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بسم الله الرحمن الرحيم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;امام صادق علیه السلام میفرمایند : &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;امیر مومنین علی علیه السلام دائما میفرمودند :&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;اگر عمر به خاطر سبقت گرفتن بر من ازدواج موقت را حرام نمیکرد هیچ کسی زنا نمیکرد مگر کسی که انسانی شقی و بد بخت باشد .&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; ت&lt;/B&gt;&lt;B&gt;حریم ازدواج موقت  منجر به تبعیض در آیات قرآن و نتیجه تبعیض در آیات خداوند، فساد و تباهی خواهد بود (آیه 85 بقره)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;موضوعات مرتبط:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://2soo.blogfa.com/post-108.aspx&quot;&gt;&lt;B&gt;مصلحت&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;اندیشی در برابر احکام خدا&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/A&gt;- &lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://2soo.blogfa.com/page/tabeez.aspx&quot;&gt;تبعیض در احکام خدا کفر حقیقیست &lt;/A&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;شروع مطلب:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;1 _ عن أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه، عن أبيه، عن سعد بن عبد الله، عن أحمد بن محمد بن عيسي، عن ابن أبي عمير، عن هشام بن سالم، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: يستحب للرجل أن يتزوج المتعة و ما احب للرجل منكم أن يخرج من الدنيا حتي يتزوج المتعة و لو مرة.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;امام صادق عليه السلام فرمودند: مستحب است که انسان متعه (ازدواج موقت) كند و دوست ندارم كه فردي از شما از دنيا برود، مگر اينكه حتی شده برای یک بار متعه كند.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;2 _ و بهذا الاسناد عن ابن عيسي المذكور عن بكر بن محمد، عن الصادق عليه السلام حيث سئل عن المتعة فقال: أكره للرجل أن يخرج من الدنيا و قد بقيت خلة من خلال رسول الله صلي الله عليه و آله سلم لم تقض.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;از امام صادق عليه السلام درباره متعه (ازدواج موقت) سؤال شد. حضرت فرمودند: دوست ندارم فردي از شما از دنيا برود و اين سنت پيامبر صلي الله عليه و آله را عمل نكرده باشد.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;3 _ و بالاسناد عن ابن عيسي، عن ابن الحجاج، عن العلا، عن محمد ابن مسلم، عن أبي عبد الله عليه السلام أنه قال لي: تمتعت؟ قلت: لا، قال: لا تخرج من الدنيا حتي تحيي السنة.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;محمد بن مسلم گفت: امام صادق عليه السلام به من فرمودند: آيا تا به حال متعه (ازدواج موقت) كرده&lt;/B&gt;&lt;B&gt;¬&lt;/B&gt;&lt;B&gt;اي؟ عرض كردم: نه، حضرت فرمود: از دنيا نروي تا اينكه سنت پيامبر صلي&lt;/B&gt;&lt;B&gt;¬&lt;/B&gt;&lt;B&gt;الله عليه و آله را عمل كرده باشي.( هرگز از دنیا نروی تا این که این کار را کرده باشی)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;4 _ و بهذا الاسناد عن أحمد بن محمد، عن ابن أشيم، عن مروان بن مسلم عن إسماعيل بن الفضل الهاشمي قال: قال لي أبو عبد الله عليه السلام: تمتعت منذ خرجت من أهلك؟ قلت: لكثرة من معي من الطروقة أغناني الله عنها قال: و إن كنت مستغنيا فإني احب أن تحيي سنة رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;اسماعيل هاشمي گفت: امام صادق عليه السلام به من فرمودند: آيا از وقتي كه از كنار همسر خود بيرون آمده اي متعه (ازدواج موقت) كرده اي؟ عرض كردم: به جهت همسران و کنیزانی كه با من هستند [و من با آنها زیاد جماع میکنم ] خداوند مرا از متعه بي نياز كرده است، حضرت فرمودند: اگر چه بي نياز هستي؛ اما من دوست دارم كه سنت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله را زنده بداريد.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;5 _ و بالاسناد عن أحمد بن محمد بن خالد، عن سعد بن سعد، عن إسماعيل الجعفي قال: قال أبو عبد الله عليه السلام يا إسماعيل تمتعت العام؟ قلت: نعم، قال: لا أعني متعة الحج، قلت: فما؟ قال: متعة النساء، قال قلت: في جارية بربرية فارهة قال: قد قيل يا إسماعيل تمتع بما وجدت و لو سندية.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;اسماعيل جعفي مي گويد: امام صادق عليه السلام به من فرمودند: اي اسماعيل امسال متعه داشتي؟ عرض كردم بله، حضرت فرمودند: مقصودم حج تمتع نيست. عرض كردم: پس مقصود شما چيست؟ حضرت فرمودند: متعه و ازدواج موقت را مي گويم. عرض كردم: اگر دختري بربري و جوان باشد چه طور؟ حضرت فرمودند: حرف ها گفته شد، اي اسماعيل ازدواج موقت كن با هر چه كه يافتي اگر چه زن سندي باشد.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;6 _ و بهذا الاسناد عن أحمد بن محمد بن عيسي، عن علي بن أبي حمزة البطايني، عن أبي بصير قال: دخلت علي أبي عبد الله عليه السلام فقال: يا أبا محمد تمتعت منذ خرجت من أهلك بشئ من النساء؟ قال: لا، قال: و لم؟ قلت: ما معي من النفقة يقصر عن ذلك، قال: فأمر لي بدينار و قال: أقسمت عليك إن صرت إلي منزلك حتي تفعل، قال: ففعلت.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;ابي بصير مي گويد: خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم، حضرت از من سؤال فرمودند: آيا از وقتي كه از كنار همسرت بيرون آمده اي صيغه كرده اي؟ عرض كردم: نه، حضرت فرمود: براي چه؟ عرض كردم: پولم كم بود و به اين كار نمي رسيد. حضرت مقدار پولي را امر كرده، به من دادند و مرا قسم داده كه به منزل نروي مگر اينكه به صيغه عمل كرده باشي، ابن بصير گفت: همين كار را كردم.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;7 _ و بهذا الاسناد عن أحمد بن محمد بن عيسي، عن محمد بن الحسن، عن محمد بن عبد الله، عن صالح بن عقبة، عن أبيه، عن الباقر عليه السلام قال: قلت: للتمتع ثواب؟ قال: إن كان يريد بذلك الله عزوجل وخلافا لفلان لم يكلمها كلمة إلا كتب الله له حسنة، وإذا دنا منها غفر الله له بذلك ذنبا، فإذا اغتسل غفر الله له بعدد ما مر الماء علي شعره، قال: قلت: بعدد الشعر؟ قال: نعم بعدد الشعر.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;عقبه مي گويد: از امام باقر عليه السلام سؤال كردم: متعه و ازدواج موقت كردن ثواب دارد؟ حضرت فرمودند: اگر به نيت رضاي خدا و مخالفت با فلان [عمر] باشد، بله، هيچ حرفي با زنش نميگويد مگر براي او حسنه اي نوشته مي شود. وقتي با او هم آغوش مي شود. خدا براي آن كار، گناهش را مي آمرزد. وقتي غسل مي كند خدا گناهانش را به عدد موهايي كه آب بر آن ريخته مي شود مي آمرزد عرض كردم: به عدد موهاي بدنش؟! فرمود: بلي، به عدد موهايي كه در بدن دارد.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;8 _ و بهذا الاسناد، عن أحمد بن محمد بن الحسن، عن موسي بن سعدان عن عبد الله بن القاسم، عن عبد الله بن سنان، عن الصادق عليه السلام قال: إن الله عزوجل حرم علي شيعتنا المسكر من كل شراب، وعوضهم عن ذلك المتعة.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;عبدالله بن سنان مي گويد: امام صادق عليه السلام فرمودند: خدا شراب و مسكرات را بر شيعيان ما حرام كرده، در عوض آنها، متعه را براي آنها قرار داده است.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;9 _ و بهذا الاسناد، عن أحمد بن علي ( كذا ) عن الباقر عليه السلام قال: قال رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم: أسري بي إلي السماء لحقني جبرئيل فقال: يا محمد إن الله عزوجل يقول: إني قد غفرت للمتمتعين من النساء.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;از امام باقر عليه السلام است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند: وقتي خدا مرا به آسمان بالا برد جبرئيل با من بود و او به من گفت: اي محمد، خدا مي فرمايد: متعه كنندگان مورد غفران و آمرزش من هستند.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;10 _ و بهذا الاسناد، عن أحمد بن محمد، عن موسي بن علي بن محمد الهمداني، عن رجل سماه، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: ما من رجل تمتع ثم اغتسل إلا خلق الله من كل قطرة تقطر منه سبعين ملكا يستغفرون له إلي يوم القيامة ويلعنون متجنبها إلي أن تقوم الساعة، وهذا قليل من كثير في هذا المعني.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;موسي همداني از فردي كه نام آن را برد نقل مي كند كه: امام صادق عليه السلام فرمودند: هيچ متعه (ازدواج موقت) كننده اي نيست، مگر اينكه وقتي غسل مي كند، خدا براي هر قطره آبي كه بر او مي ريزد، هفتاد فرشته مي آفريند كه تا روز قيامت براي او استغفار كنند و بر كسي كه مانع ازدواج موقت شد و از آن جلوگيري كرد، لعنت بفرستند. تازه اين قدري از ثواب متعه (ازدواج موقت) و گناه مانع آن ميباشد.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;11 _ و بهذا الاسناد، عن ابن قولويه، عن محمد بن يعقوب، عن محمد ابن يحيي، عن أحمد بن محمد، عن علي بن الحكم، عن بشر بن حمزة، عن رجل من قريش قال: بعثت إلي ابنة عمة لي لها مال كثير: قد عرفت كثرة من يخطبني من الرجال ولم ازوجهم نفسي وما بعثت إليك رغبة في الرجال غير أنه بلغني أن المتعة أحلها الله في كتابه وسنها رسول الله صلي عليه وآله وسلم في سنته فحرمها عمر فأحببت أن اطيع الله ورسوله وأعصي عمر فتزوجني متعة، فقلت لها: حتي أدخل علي أبي جعفر عليه السلام فأستشيره. فدخلت فاستشرته فقال: افعل.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بشر بن همزه مي گويد: در زمان امام باقر عليه السلام يكي از رجال قريش به من گفت: دختر عموي من كه داراي مال بسيار بود دنبال من فرستاده، پيام داد: كه تو مي داني چقدر براي من خواستگار آمده و من همه را جواب رد داده ام، زيرا نيازي به ازدواج ندارم، اما شنيده ام كه خدا متعه (ازدواج موقت) و ازدواج موقت را در كتاب خود حلال دانسته و پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله آن را جزء سنت خود قرار داده است، اما عمر از آن جلوگيري كرده و حرام دانسته و من مي خواهم متعه  تو شوم تا در اين عمل اطاعت خدا و رسول كرده و با عمر مخالفت كرده باشم، به او گفتم: اجازه بده، خدمت امام باقر عليه السلام برسم و از او سؤال كنم. خدمت حضرت رسيده، مشاوره كردم، حضرت فرمود: قبول كن و عمل كن.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;12 _ و بهذا الاسناد إلي ابن يعقوب، عن علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن ابن محبوب، عن علي السائي قال: قلت لابي الحسن عليه السلام إني كنت أتزوج المتعة فكرهتها وسئمتها ( وتشأمت بها ن ل ) فأعطيت الله عزوجل عهدا بين الركن والمقام وجعلت علي كذا نذرا وصياما أن لا أتزوجها ثم إن ذلك شق علي وندمت علي يميني ولم يكن بيدي من القوة ما أتزوج في العلانية قال: فقال لي: عاهدت الله أن لا تطيعه والله لئن لم تطعه لتعصينه.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;علي سائي مي گويد: به امام رضا عليه السلام عرض كردم من متعه مي كردم و از اين كار خسته شدم، بدم آمد، زشت مي ديدم، از اين رو با خداي خودم بين ركن و مقام عهد كردم و نذر بستم كه ديگر ازدواج موقت نكنم و اگر رغبت پيدا كردم فلان قدر مال بدهم و روزه بگيرم. ولي بعد پشيمان شدم؛ زيرا برايم سخت شد. براي اين كه وضعم جوري نبود كه بتوانم همسر اختيار كنم، حضرت فرمودند: با خدا عهد كرده اي كه اطاعتش نكني؟ به خدا قسم اگر اطاعتش نكني معصيت كار خواهي بود.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;[يعني عهد و نذر تو باطل است؛ زيرا عمل به نذر و عهد بايد از ترك آن ترجيح داشته و بهتر باشد يا حداقل نبايد مرجوح و گناه باشد  لذا نذر منعقد نبوده و عمل به آن نذر لازم نيست .] &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;کیفیت خواندن صیغه عقد موقت :&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;13 _ و روي بإسناده إلي ابن قولويه، عن علي بن حاتم، عن أحمد بن إدريس، عن أحمد بن محمد بن عيسي، عن السري، عن الحسن بن علي بن يقطين قال: قال أبو الحسن موسي بن جعفر عليه السلام: أدني ما يجزي من القول أن يقول: أتزوجك متعة علي كتاب الله وسنة نبيه صلي عليه وآله وسلم بكذا وكذا إلي كذا.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;حسن بن علي بن يقطين مي گويد: امام موسي بن جعفر عليه السلام فرمودند: كوتاه ترين عبارت عقد ازدواج موقت اين است كه مرد به زن بگويد: «اتزوجك متعة علي كتاب الله و سنة نبيه بكذا و كذا الي كذا» يعني مرد بگويد: تو را  به عقد ازدواج موقت خودم در آوردم بنا به حكم كتاب خدا و سنت پيامبر صلي الله عليه و آله به فلان مبلغ و فلان مدت و زن بگويد: بله كافي است. &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;جواز ازدواج موقت با دختر باکره و بیان اولیت آن و کراهت دخول و از بین بردن بکارت او بدون اذن پدرش  :&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;14 _ و بالاسناد إلي أحمد بن محمد بن عيسي، عن رجاله مرفوعا إلي الائمة عليهم السلام منهم محمد بن مسلم قال: قال أبو عبد الله عليه السلام: لا بأس بتزويج البكر إذا رضيت من غير إذن أبيها. وجميل بن دراج حيث سأل الصادق عليه السلام عن التمتع بالبكر قال: لا بأس أن يتمتع بالبكر ما لم يفض إليها كراهية العيب علي أهلها.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;محمد بن مسلم مي گويد: امام صادق عليه السلام فرمودند: عيب ندارد اگر دختر باكره را بدون اجازه پدرش متعه ( ازدواج موقت )  كني به شرطي كه خود او راضي باشد. امام صادق عليه السلام در جواب جميل بن دراج كه سؤال كرده بود آيا مي شود دختر باكره را صيغه كرد؟ فرمودند:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; اشكال ندارد ولي مواظب باشي بر او دخول نكني زيرا عيب بر او و قوم او مي باشد.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من‏لایحضره‏الفقیه     3     466    باب المتعة .....  ص : 458&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4611-  وَ رَوَى عَلِیُّ بْنُ أَسْبَاطٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ التَّمَتُّعِ بِالْأَبْکَارِ قَالَ هَلْ جُعِلَ ذَلِکَ إِلَّا لَهُنَّ فَلْیَسْتَتِرْنَ مِنْهُ وَ لْیَسْتَعْفِفْنَ  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; شخصی میگوید از امام صادق  در مورد ازدواج موقت  با  دختران باکره  پرسیدم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حضرت فرمودند  ایا این کار برای غیر  آنها قرار داده شده آنها  هستند  که باید به این وسیله خود را  بپوشانند و  با این کار حیا و عفت خود را حفظ کنند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تهذیب‏الأحکام     7     254    24- باب تفصیل أحکام النکاح .....  ص‏&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شخصی میگوید : به امام صادق علیه السلام  گفتم دختریست باکره ودر کنار پدر و مادر خود .او مرا به سمت خود فرا میخواند و(از من تقاضای ازدواج موقت  دارد) این کار را از خانواده اش پنهان میدارد . ایا به در خواستش پاسخ دهم ؟ فرمودند بلی ولی از موضع فرج (الت تناسلی) او پرهیز کن . گفتم : هر چند راضی باشد ؟ فرمودند: هرچند راضی باشد چرا که این کار موجب بی آبرویی دختران است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;15 _ و بالاسناد، عن أحمد بن محمد بن عيسي رواه عن ابن محبوب، عن جميل بن دراج، عمن رواه، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: لا يكون متعة إلا بأمرين أجل مسمي وأجر مسمي.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;چه چیزی در ازدواج موقت اصل میباشد ( بیان میزان مدت و مهریه )  :&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;امام صادق عليه السلام فرمودند: عقد ازدواج موقت واقع نمي شود مگر به دو چيز، به تعيين اجرت و تعيين مدت.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;16 _ و عن محمد بن مسلم الثقفي، عن أبي عبد الله عليه السلام حيث سأله كم المهر في المتعة؟ قال: ما تراضيا عليه إلي ما شاءا من الاجل.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;محمد بن مسلم ثقفي نقل مي كند: وقتي از امام صادق عليه السلام سؤال شد: مقدار مهر در ازدواج موقت چقدر بايد باشد؟ حضرت فرمودند: هر چه كه هر دو به آن راضي شوند و به هر مقدار مدتي كه خود قرار گذاشته باشند.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;17 _ و عن محمد بن نعمان الاحول قال: قلت لابي عبد الله عليه السلام: ما أدني ما يتزوج به المنمتع؟ قال: بكف من بر.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;محمد بن نعمان احول مي گويد: از امام صادق عليه السلام سؤال كردم: كمترين چيزي كه مي شود مبلغ مهر باشد چقدر است؟ حضرت فرمودند: حتي يك كف دست گندم هم مي شود مهر باشد.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;18 _ و عن هشام بن سالم، عن الصادق عليه السلام عن الادني في المتعة، قال: سواك يعض عليه.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;هشام بن سالم از امام صادق عليه السلام آورده است كه: چيز كمي مثل چوب مسواك را هم مي شود مهر قرار داد.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;19 _ و عن أبي بصير عن الصادق عليه السلام في المتعة يجزيها الدرهم فما فوقه.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;ابي بصير از امام صادق عليه السلام نقل مي كند: مهر متعه مي تواند به مقدار يك درهم و بالاتر باشد.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;20 _ و عن أبي بصير عنه عليه السلام كف من طعام أو دقيق أو سويق أو تمر.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;ابي بصير از امام صادق عليه السلام نقل مي كند: مهر متعه مي تواند مشتي گندم يا آرد يا خمير يا خرما باشد.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;21 _ و عن ابن بكار، عن أبي عبد الله عليه السلام في الرجل يلقي المرأة فيقول لها تزوجيني نفسك شهرا ولا يسمي الشهر بعينه، ثم يمضي فبلغها بعد سنين فقال: له شهره إن كان سماه فان لم يكن سماه فلا سبيل له عليها.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;ابن بكار از امام صادق عليه السلام سؤال مي كند درباره مردي كه به زني مي گويد: يك ماه خود را به صيغه من درآور و زن قبول مي كند. بعد از چند سال كه از آن گفتگو گذشته دوباره زن را مي بيند. آيا مي تواند آن يك ماه را كه معين نكرده بودند بدون عقد مجدد همان ايام به حساب آورند؟ حضرت فرمودند: اگر مقصود از آن يك ماه همان چند سال بعد بوده درست است و اگر آن يك ماه را معين نكرده باشند عقد درست نيست. [يعني مدت عقد بايد در هنگام خواندن عقد معلوم باشد]&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;استحباب گرفتن شاهد بر عقد موقت :&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;22 _ و عن ابن قولويه، عن علي بن حاتم، عن أحمد بن إدريس، عن ابن عيسي، عن ابن محبوب، عن محمد بن الفضل، عن الحارث بن المغيرة أنه سأل أبا عبد الله عليه السلام: هل يجزي في المتعة رجل وامرأتان؟ قال: نعم ويجزيه رجل واحد وإنما ذاك لمكان البراءة ولئلا تقول في نفسها هو فجور.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;حارث بن مغيره از امام صادق عليه السلام سؤال مي كند: آيا شاهد در عقد ازدواج موقت يك مرد و دو زن كافي است. حضرت فرمودند: بله، يك مرد هم شاهد عقد باشد كافي است. و اين براي آن است كه زن از موضع اتهام خود را دور بداند و پيش خود نگويد كه اين مرد گناهکار  است.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;23 _ و بهذا الاسناد، عن أحمد بن محمد بن عيسي، عن علي بن الحكم و محسن، عن أبان، عن زرارة، عن حمران، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: قلت: أتزوج المتعة بغير شهود؟ قال: لا، إلا أن تكون مثلك.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;حمران مي گويد: از امام صادق عليه السلام سؤال كردم: آيا صيغه متعه را بدون شاهد و دو نفري زن و مرد ميان خود مي توانند بخوانند؟ حضرت فرمودند: نه مگر افرادي مثل تو باشند. [افرادي مثل تو باشند؛ يعني: مؤمن، متقي و مواظب حلال و حرام باشند و اين را هم براي احراز از فتنه، تهمت و گرفتاري مي فرمايند و گرنه حتي در عقد دائم هم شاهد مستحب است چه برسد به عقد موقت]&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;کیفیت جدایی زن و مرد در ازدواج موقت و تعداد زن هایی که یک مرد میتواند با انها ازدواج موقت کند :&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;24 _ و عن ابن قولويه، عن أبيه، عن سعد، عن ابن عيسي، عن محمد ابن خالد، عن القاسم بن عروة، عن عبد الحميد، عن محمد بن مسلم في المتعة قال: ليس من الاربع لانها لا تطلق ولا ترث.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;زن به عقد ازدواج موقت جزء چهار زن عقد دائم نمي باشد؛ زيرا متعه ارث و طلاق ندارد.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;در ازدواج موقت طلاق لازم نيست، به محض تمام شدن مدت از همديگر جدا مي&lt;/B&gt;&lt;B&gt;¬&lt;/B&gt;&lt;B&gt;شوند.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;25 _ و عن حماد بن عيسي قال: سئل الصادق عليه السلام عن المتعة هي من الاربعة؟ قال: لا و لا من السبعين.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;حماد بن عيسي از امام صادق عليه السلام سؤال مي كند: آيا صيغه جزء چهار زن مي باشد؟ حضرت فرمودند: نه از چهار حساب مي شود و نه از هفتاد تا.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;26 _ و عن أبي بصير أنه ذكر للصادق عليه السلام المتعة هل هي من الاربع؟ فقال: تزوج منهن ألفا.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;ابي بصير مي گويد: از امام صادق عليه السلام سوال كردم: آيا متعه از چهار زني است كه مرد مي تواند بگيرد؟ حضرت فرمودند: هزار تا زن را هم در يك زمان مي تواني به ازدواج موقت خود دربياري.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;28 _ و عن محمد بن فضل، عن أبي الحسن عليه السلام في المرأة الحسناء الفاجرة هل يجوز للرجل أن يتمتع بها يوما أو أكثر؟ قال: إذا كانت مشهورة بالزنا فلا يتمتع بها و لا ينكحها.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;محمد بن مفضل از امام كاظم عليه السلام سوال كرد: آيا مي شود زن زيبا كه فاجره و زاني است را يك روز يا دو روز صيغه كرد؟ حضرت فرمودند: اگر مشهور به زنا است آن را متعه نكن و با او ازدواج نكن.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;29 _ و عن الحسن بن جرير قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام في المرأة تزني عليها أيتمتع بها؟ قال: أرأيت ذلك؟ قلت: لا، ولكنها ترمي به قال: نعم يتمتع بها علي أنك تغادر و تغلق بابك.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;حسن بن جرير مي گويد: از امام صادق عليه السلام سوال كردم: آيا با زن زناكار مي شود ازدواج موقت كرد؟ حضرت فرمودند: خودت ديدي كه زنا مي دهد؟ گفتم نه، مردم مي گويند، حضرت فرمودند: عيبي ندارد، مي تواني آن را صيغه كني؛ ولي او را حفظ كن، ببر در خانه در را به روي او ببند.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;30 _ و عن الحسن أيضا، عن الصادق عليه السلام في المرأة الفاجرة هل يحل تزويجها؟ قال: نعم، إذا هو اجتنبها حتي تنقضي عدتها باستبراء رحمها من ماء الفجور فله أن يتزوجها بعد أن يقف علي توبتها.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;حسن مي گويد: از امام صادق عليه السلام سوال كردم: آيا جايز است با زن فاجره ازدواج كرد؟ حضرت فرمود: بله، به شرط اينكه مانع شوي از گناه و نگهش بداري تا عده او تمام شود و رحم او از آب فجور و گناه پاك گردد و توبه كرده باشد.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;31 _ و عن محمد بن مسلم، عن أبي جعفر محتد بن علي عليه السلام قال: من شهر بالزنا أو اقيم عليه حد فلا تزوجه.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;محمد بن مسلم از امام باقر عليه السلام روايت مي كند كه: حضرت از ازدواج با كسي كه شهرت به زنا داشته باشد يا بر او حدي جاري شده باشد نهي فرمودند.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;32 _ و عن أبان بن تغلب قال: قلت لابي. عبد الله عليه السلام: الرجل يتزوج متعة إلي شهر فهل يجون أن يزيدها في أجرها ويزداد في الايام قبل أن يقضي أيامه؟ فقال: لا يجوز شرطان في شرط، قلت: و كيف يصنع؟ قال: يتصدق عليها بما بقي من الايام ثم يستأنف شرطا جديدا.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;ابان بن تغلب مي گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: آيا با زني كه به عقد موقت با او ازدواج كرده شده، مي شود اجرت او را زياد كرده تا مدت متعه را زياد كنيم؟ حضرت فرمود: نمي شود دو شرط در يك شرط و همين طور دو عقد در يك عقد نمي شود. عرض كردم: پس چه بايد كرد؟ حضرت فرمود: مدت عقد او را ببخش، نامحرم مي شود و شرط را دوباره ببند&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; مقصود از شرط در اينجا عقد است؛ يعني او را دوباره عقد كن&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;33 _ و عن عمر بن حنظلة، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: أتزوج المرأة شهرا فتريد مني المهر كاملا وأتخوف أن تخلفني قال: احبس ما قدرت فان هي أخلفتك فخذ منها بقدر ما تخلفك.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;عمر بن حنظله مي گويد: از امام صادق سوال كردم: زني را كه مدت يك ماه تزويج كردم و او تمام مهر را از من مي خواهد و من مي ترسم كه اگر اجرت او را بدهم يك ماه پهلوي من نماند، حضرت فرمودند: مهر را نگه دار و همه مهر را به او نده. به اندازه اي كه خلاف قرارداد كرد از او كم بگذار. &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;شرط عدم دخول در ضمن عقد موقت  :&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;34 _ عن سماعة، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: قلت له: رجل إلي أن قال: إنك لا تدخل فرجك في فرجي وتلذذ بما شئت، قال: ليس له منها إلا ما شرط.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;سماعه مي گويد كه فردي از امام صادق عليه السلام مسائلي را سوال كرد تا اينكه گفت: اگر در عقد موقت، زن شرط كند كه هر لذتي كه مي خواهي از من ببر ولي فرج خود را در فرج من نكن، آيا اين شرط درست است؟ امام فرمود: حق مرد نيست. مگر آنچه كه شرط شده است و بايد شرطي كه شده مراعات شود&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; [و اگر بعد از عقد زن رضايت داد، عيبي ندارد، مي تواند دخول كند.]&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;35 _ و عن عيسي بن يزيد قال: كتبت إلي أبي جعفر عليه السلام في رجل تكون في مزله امرأة تخدمه فيكره النظر إليها فيتمتع بها و الشرط أن لا يفتضها؟ فكتب لا بأس بالشرط إذا كانت متعة.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;عيسي بن يزيد مي گويد: به امام باقر عليه السلام نوشتم كه زني در منزل مردي خدمت مي كند، مرد دوست ندارد به نامحرم نگاه كند و لذا از او تقاضا كرد كه به عقد موقت او دربيايد و زن به شرطي كه با او همخوابه نشود قبول مي كند. آيا اينگونه شرط درست است؟ حضرت در جواب او نوشتند: عيبي ندارد، شرط درست است؛ زيرا صيغه عقد، ازدواج موقت است. &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;37 _ و عن أبان بن تغلب، عن أبي عبد الله عليه السلام في المرأة الحسناء تري في الطريق ولا يعرف أن تكون ذات بعل أو عاهرة فقال: ليس هذا عليك، إنما عليك أن تصدقها في نفسها.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;ابان بن تغلب از امام صادق عليه السلام سؤال مي كند: اگر زن زيبايي در راه ديده شود كه راضي به ازدواج موقت باشد؛ ولي معلوم نيست. شوهر دارد يا نه، چه بايد كرد؟ حضرت فرمود: لازم نيست تحقيق كني، حرف او كه مي گويد شوهر ندارم براي تو كافي است. &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;احادیث شماره دار از( رسالة المتعة_ الشيخ المفيد) انتخاب شده است .&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;روایات فوق با آیات 22 و 23 و 24 سوره نساء موافقت دارد .اثبات مطلب در پست زیر :&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اثبات  جواز ازدواج موقت در قرآن  :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;النساء : 22   وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ مَقْتاً وَ ساءَ سَبيلاً &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با زنانى كه پدران شما با آنها ازدواج كرده‏اند، هرگز ازدواج نكنيد! مگر آنچه در گذشته (پيش از نزول اين حكم) انجام شده است زيرا اين كار، عملى زشت و تنفرآور و راه نادرستى است. (22)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;النساء : 23   حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ وَ عَمَّاتُكُمْ وَ خالاتُكُمْ وَ بَناتُ الْأَخِ وَ بَناتُ الْأُخْتِ وَ أُمَّهاتُكُمُ اللاَّتي‏ أَرْضَعْنَكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ مِنَ الرَّضاعَةِ وَ أُمَّهاتُ نِسائِكُمْ وَ رَبائِبُكُمُ اللاَّتي‏ في‏ حُجُورِكُمْ مِنْ نِسائِكُمُ اللاَّتي‏ دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ وَ حَلائِلُ أَبْنائِكُمُ الَّذينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلاَّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحيماً &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حرام شده است بر شما، مادرانتان، و دختران، و خواهران، و عمه‏ها، و خاله‏ها، و دختران برادر، و دختران خواهر شما، و مادرانى كه شما را شير داده‏اند، و خواهران رضاعى شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرتان كه در دامان شما پرورش يافته‏اند از همسرانى كه با آنها آميزش جنسى داشته‏ايد- و چنانچه با آنها آميزش جنسى نداشته‏ايد، (دختران آنها) براى شما مانعى ندارد- و (همچنين) همسرهاى پسرانتان كه از نسل شما هستند (- نه پسرخوانده‏ها-) و (نيز حرام است بر شما) جمع ميان دو خواهر كنيد مگر آنچه در گذشته واقع شده چرا كه خداوند، آمرزنده و مهربان است. (23)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;النساء : 24   وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ كِتابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ مُحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَريضَةً وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فيما تَراضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَريضَةِ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليماً حَكيماً &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و زنان شوهردار ( نیز حرامند ) مگر آنها را كه  مالكشان  شده‏ايد (زيرا اسارت آنها در حكم طلاق است) اينها احكامى است كه خداوند بر شما مقرّر داشته است. اما زنان ديگر غير از اينها (كه گفته شد)، براى شما حلال است كه با اموال خود، آنان را اختيار كنيد در حالى كه پاكدامن باشيد و از زنا، خوددارى نماييد. و زنانى را كه متعه [ازدواج موقت‏] مى‏كنيد، واجب است مهر آنها را بپردازيد. و گناهى بر شما نيست در آنچه بعد از تعيين مهر، با يكديگر توافق كرده‏ايد. (بعداً مى‏توانيد با توافق، آن را كم يا زياد كنيد.) خداوند، دانا و حكيم است. (24)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در آیه 24 خداوند متعال بعد از بر شمردن تمام کسانی که به قرینه  لاتنکحوا  مانکح آبائکم  ازدواج با آنها حرام است ، بیان میکند که در غیر از این موارد ذکر شده ، تمامی زنان بر مردان حلال میباشند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این حلیت اعم از حلیت به وسیله عقد و غیر عقد میباشد که کلمه ان تبتغوا باموالکم محصنین غیر مسافحین و همچنین آیات سوره مومنون و سوره معارج که به بیان لزوم حفظ فرج از همه کس به جز همسر و کنیز پرداخته ، این نکته فهمیده میشود که حلیت باید از طریقی مخصوص اقامه شود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نتیجه ای که خداوند از بیان این سه آیه پی در پی میگیرد این است که حال که در مقام بیان کیفیت حلیت از طریق مخصوص هستیم پس :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هر گاه در بازه زمانی مخصوصی از جنس زنان بهره مند شدید اجر آنها را به آنها پرداخت کنید .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گذشته از مقام حلیت به وسیله تناکح ، این نتیجه گیری  نسبت به اینکه  بهره ای که قرار است از جنس زنان برده شود ، جنسی باشد یا غیر جنسی اعم بوده  ودر عمومیت خود ظهور دارد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در هر حال مرد باید به ازای مدت مشخص بهره مندی ، اجرتی مشخص به زنان  پرداخت کند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قرائن دیگری که دلالت بر این نکته میکند که آیه شریفه در مقام بیان عقد موقت است نیز موجود است از جمله این که : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پرداخت اجر بعد از استمتاع در عقد دائم وجوب پیدا نمیکند بلکه وجوب پرداخت بعد از عقد ثابت میشود ولو استمتاع صورت نگیرد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;واز طرفی بعد از استمتاع این وجوب تکرار نخواهد شد در حالی که در این آیه شریفه وجوب پرداخت اجرت بعد از استمتاع مستقر شده و با هر بهره مندی وجوبی دیگر تکرار میشود مگر اینکه تمام زمان عقد یک بهره مندی واحد فرض شود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از طرفی واژه اجورهن در عقد موقت به کار میرود بخلاف عقد دائم که در آن از واژه صدقاتهن  استفاده میشود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Nov 2009 11:40:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=2soo&amp;postid=203</comments>
<dc:creator>2soo</dc:creator>
<guid>http://2soo.blogfa.com/post-203.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خدای من تو آروزی منی</title>
<link>http://2soo.blogfa.com/post-202.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;به نام خدا &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;خدای من چگونه نا امید شوم در حالی که تو آروزی منی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یا چگونه خوار شوم در حالی که تو تکیه گاه  منی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; خدای من  چگونه عزیز باشم در حالی که تو مرا درمرکز ذلت ها قرار داده ای &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یا چگونه عزیز نباشم در حالی که تو مرا به خود نسبت دادی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خدای من چگونه نیازمند نباشم در حالی که تو مرا در جمع نیازمندان قرار دادی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یا چگونه فقیر باشم در حالی که تو مرا با بخششت بی نیاز کردی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تو آن کسی هستی که خدایی غیر تو نیست &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آشنای همه چیز هستی پس هیچ چیزی نسبت به تو در جهالت نیست .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و تو آن کسی هستی که خود را به من معرفی کردی در هر چیزی ، پس من تو را در همه چیز آشکارا میبینم و تو آشکار برای همه چیزی . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دعای امام حسین علیه السلام در روز عرفه &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دُعَاءُ مَوْلَانَا الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْه‏فِي يَوْمِ عَرَفَةَ:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;إِلَهِي كَيْفَ أَخِيبُ وَ أَنْتَ أَمَلِي أَمْ كَيْفَ أُهَانُ وَ عَلَيْكَ مُتَّكَلِي إِلَهِي كَيْفَ أَسْتَعِزُّ وَ فِي الذِّلَّةِ أَرْكَزْتَنِي أَمْ كَيْفَ لَا أَسْتَعِزُّ وَ إِلَيْكَ نَسَبْتَنِي إِلَهِي كَيْفَ لَا أَفْتَقِرُ وَ أَنْتَ الَّذِي فِي الْفُقَرَاءِ أَقَمْتَنِي أَمْ كَيْفَ أَفْتَقِرُ وَ أَنْتَ الَّذِي بِجُودِكَ أَغْنَيْتَنِي وَ أَنْتَ الَّذِي لَا إِلَهَ غَيْرُكَ تَعَرَّفْتَ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ فَمَا جَهِلَكَ شَيْ‏ءٌ وَ أَنْتَ الَّذِي تَعَرَّفْتَ إِلَيَّ فِي كُلِّ شَيْ‏ءٍ فَرَأَيْتُكَ ظَاهِراً فِي كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ أَنْتَ الظَّاهِرُ لِكُلِّ شَيْ‏ء&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بحارالأنوار     95     226    باب 2- أعمال خصوص يوم عرفة و ليلتها&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 27 Nov 2009 10:44:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=2soo&amp;postid=202</comments>
<dc:creator>2soo</dc:creator>
<guid>http://2soo.blogfa.com/post-202.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قطعا کسانی که میگویند مسیح بن مریم خداست کافرند </title>
<link>http://2soo.blogfa.com/post-201.aspx</link>
<description>به نام خدا 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; هم شما  و هم مسیح علیه السلام خداوندی  الله را قبول دارید &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما الله خدا بودن مسیح را قبول ندارد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نتیجه :&lt;BR&gt;مسیح بن مریم خدا نیست .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; و هر کس به غیر این اعتقاد داشته باشد  اولین چیزی را که کافر شده کلام اوست .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سوره مائده :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ  قُلْ فَمَن يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيًْا إِنْ أَرَادَ أَن يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَن فىِ الْأَرْضِ جَمِيعًا  وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا بَيْنَهُمَا  يخَْلُقُ مَا يَشَاءُ  وَ اللَّهُ عَلىَ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ قَدِيرٌ(17)مائده &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;بطور مسلّم آنهایی كه گفتند: «خدا، همان مسيح بن مريم است»،  كافر شدند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; بگو: «اگر خدا بخواهد مسيح بن مريم و مادرش و همه كسانى را كه روى زمين هستند هلاك كند، چه كسى مى‏تواند از خواست خدا چیزی را جلوگيرى كند؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; فقط حكومت آسمانها و زمين، و آنچه ميان آن دو قرار دارد از آن خداست&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; هر چه بخواهد، مى‏آفريند (حتّى انسانى بدون پدر، مانند مسيح) و او، بر هر چيزى تواناست.» (17)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;وَ قَالَتِ الْيَهُودُ وَ النَّصَارَى‏ نحَْنُ أَبْنَؤُاْ اللَّهِ وَ أَحِبَّؤُهُ  قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُم بِذُنُوبِكُم  بَلْ أَنتُم بَشرٌَ مِّمَّنْ خَلَقَ  يَغْفِرُ لِمَن يَشَاءُ وَ يُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ  وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا بَيْنَهُمَا  وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ(18)&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;يهود و نصارى گفتند: «ما، فرزندان خدا و دوستان (خاصّ) او هستيم.»&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; بگو: «پس چرا شما را در برابر گناهانتان مجازات مى‏كند؟! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بلكه شما هم بشرى هستيد از مخلوقاتى كه خدا آفريده &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر كس را بخواهد (و شايسته بداند)، مى‏بخشد و هر كس را بخواهد (و مستحق بداند)، مجازات مى‏كند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; و حكومت آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنهاست، از آن اوست &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و بازگشت همه موجودات، به سوى اوست.» (18)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;يَأَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَينِ‏ُّ لَكُمْ عَلىَ‏ فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ أَن تَقُولُواْ مَا جَاءَنَا مِن بَشِيرٍ وَ لَا نَذِيرٍ  فَقَدْ جَاءَكُم بَشِيرٌ وَ نَذِيرٌ  وَ اللَّهُ عَلىَ‏ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ قَدِيرٌ(19)&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اى اهل كتاب! رسول ما، پس از فاصله و فترتى ميان پيامبران، به سوى شما آمد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در حالى كه حقايق را براى شما بيان مى‏كند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا مبادا (روز قيامت) بگوييد: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«نه بشارت دهنده‏اى به سراغ ما آمد، و نه بيم دهنده‏اى»! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(هم اكنون، پيامبر) بشارت‏دهنده و بيم‏دهنده، به سوى شما آمد!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; و خداوند بر همه چيز تواناست. (19)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;قُلْ يَأَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلىَ‏ شىَ‏ْءٍ حَتىَ‏ تُقِيمُواْ التَّوْرَئةَ وَ الْانجِيلَ وَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ  وَ لَيزَِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنهُْم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَ كُفْرًا  فَلَا تَأْسَ عَلىَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ(68)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;اى اهل كتاب! شما بر هيچ آيينی نیستید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; مگر اينكه تورات و انجيل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا داريد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ولى آنچه بر تو از سوى پروردگارت نازل شده، (نه تنها مايه بيدارى آنها نمى‏گردد، بلكه) بر طغيان و كفر بسيارى از آنها مى‏افزايد. بنا بر اين، از اين قوم كافر، (و مخالفت آنها،) غمگين مباش! (68)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ  وَ قَالَ الْمَسِيحُ يَابَنىِ إِسرَْ ءِيلَ اعْبُدُواْ اللَّهَ رَبىّ‏ِ وَ رَبَّكُمْ  إِنَّهُ مَن يُشرِْكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْوَئهُ النَّارُ  وَ مَا لِلظَّلِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ(72)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;یقینا آنهایی كه گفتند: «خداوند همان مسيح بن مريم است»، كافر شدند، &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و مسيح گفت: اى بنى اسرائيل! خداوند يگانه را، كه پروردگار من و شماست، پرستش كنيد! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زيرا هر كس شريكى براى خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام كرده است و جايگاه او دوزخ است و ستمكاران، يار و ياورى ندارند. (72)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَثَةٍ  وَ مَا مِنْ إِلَاهٍ إِلَّا إِلَاهٌ وَاحِدٌ  وَ إِن لَّمْ يَنتَهُواْ عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ(73)&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یقینا آنهایی كه گفتند: «الله ، يكى از سه خداست» كافر شدند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و معبودى جز معبود يگانه نيست&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; و اگر از آنچه مى‏گويند دست بر ندارند، عذاب دردناكى به كافران آنها (كه روى اين عقيده ايستادگى كنند،) خواهد رسيد. (73)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مَّا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ  كَانَا يَأْكُلَانِ الطَّعَامَ  انظُرْ كَيْفَ نُبَينِ‏ُّ لَهُمُ الاَْيَاتِ ثُمَّ انظُرْ أَنىَ‏ يُؤْفَكُونَ(75)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;مسيح فرزند مريم،  نیست  مگر فرستاده (خدا) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پيش از وى نيز، فرستادگان ديگرى بودند، مادرش، زن بسيار راستگويى بود هر دو، غذا مى‏خوردند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; (با اين حال، چگونه دعوى الوهيّت مسيح و پرستش مريم را داريد؟!) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بنگر چگونه نشانه را براى آنها آشكار مى‏سازيم! سپس بنگر چگونه از حق بازگردانده مى‏شوند! (75)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آیا تو به مردم گفتی من خدا هستم ؟&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وَ إِذْ قَالَ اللَّهُ يَاعِيسىَ ابْنَ مَرْيَمَ ءَ أَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتخَِّذُونىِ وَ أُمِّىَ إِلَاهَينْ‏ِ مِن دُونِ اللَّهِ  قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لىِ أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لىِ بِحَقّ‏ٍ  إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ  تَعْلَمُ مَا فىِ نَفْسىِ وَ لَا أَعْلَمُ مَا فىِ نَفْسِكَ  إِنَّكَ أَنتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ(116)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و آن گاه كه خداوند به عيسى بن مريم مى‏گويد: «آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را بعنوان دو معبود غير از خدا انتخاب كنيد؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; او مى‏گويد: «منزهى تو! من حق ندارم آنچه را كه شايسته من نيست، بگويم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; اگر چنين سخنى را گفته باشم، قطعا تو مى‏دانى! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تو از آنچه در نفس  من است، آگاهى &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و من از آنچه در ذات (پاك) توست، آگاه نيستم! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بيقين تو از تمام اسرار و پنهانيها با خبرى. (116)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مَا قُلْتُ لهَُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنىِ بِهِ أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ رَبىّ‏ِ وَ رَبَّكُمْ  وَ كُنتُ عَلَيهِْمْ شهَِيدًا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ  فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنىِ كُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ عَلَيهِْمْ  وَ أَنتَ عَلىَ‏ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ شهَِيدٌ(117)&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادى، چيزى به آنها نگفتم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(به آنها گفتم:) خداوندى را بپرستيد كه پروردگار من و پروردگار شماست! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و تا زمانى كه در ميان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم ولى هنگامى كه مرا از ميانشان برگرفتى، تو خود مراقب آنها بودى و تو بر هر چيز، گواهى! (117)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;إِن تُعَذِّبهُْمْ فَإِنهَُّمْ عِبَادُكَ  وَ إِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الحَْكِيمُ(118)&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(با اين حال،) اگر آنها را مجازات كنى، بندگان تواند. (و قادر به فرار از مجازات تو نيستند)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; و اگر آنان را ببخشى، توانا و حكيمى! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;موضوعات مربوط:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://2soo.blogfa.com/page/isaalayhessalam.aspx&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0033&gt;عیسای مسیحیان خدا را خوب عبادت نمیکرد&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://2soo.blogfa.com/post-104.aspx&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0033&gt;آیا اهل کتاب کافرند ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;A href=&quot;http://2soo.blogfa.com/page/majos.aspx&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0033&gt;مجوس اهل کتاب نیستند &lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;A href=&quot;http://2soo.blogfa.com/post-69.aspx&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0033&gt;شباهت به کفار حرام است پس جشنهای نوروزی هم حرام است .&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;A title=&quot;&quot; href=&quot;http://2soo.blogfa.com/page/din.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0033&gt;اتحاد کتب آسمانی در تشریع اصول و فروع و بیان حکم قصاص درتورات انجیل و قرآن&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 24 Nov 2009 04:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=2soo&amp;postid=201</comments>
<dc:creator>2soo</dc:creator>
<guid>http://2soo.blogfa.com/post-201.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا نباید به زنان سوره یوسف علیه السلام  را آموخت ؟</title>
<link>http://2soo.blogfa.com/post-200.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;به نام خدا &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در این بحث در ابتدا به بیان و اثبات روایت امیرمومنین علی علیه السلام که دستور میدهند به زنان سوره یوسف را یاد ندهید میپردازیم و صحت این روایت را به وسیله وفاق با قرآن برای شما  اثبات میکنیم و بعد نکاتی دقیق از سوره نور را برای شما بیان میکنیم همچون :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;۱)بدن زنان زینت زنان است &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;۲)علت حرام بودن استفاده از عطر یا آرایش در مقابل  نامحرم برای زنان چیست ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;۳)چرا نباید زنان از کفش صدا دار استفاده کنند و...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بسم الله الرحمن الرحیم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ  وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ      آل عمران : 7 &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;او كسى است كه اين كتاب (آسمانى) را بر تو نازل كرد،&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;كه قسمتى از آن، آيات محكم [صريح و روشن] میباشد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;كه اساس اين كتاب است &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;(و هر گونه پيچيدگى در آيات ديگر، با مراجعه به اينها، برطرف مى گردد.)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و قسمتى از آن، آیات متشابه است &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;( آياتى كه به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات ديگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مى رود ولى با توجه به آيات محكم، معنای  آنها آشكار مى گردد.) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا اینکه یا فتنه انگيزى كنند (و مردم را گمراه سازند) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و یا به دنبال تاویل قرآن توسط متشابهات هستند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;( تا برای حرف های بی اساس خود و تاویل هایی که از پیش خودشان میبرند، دلیلی از قرآن پیدا کنند برای همین سراغ آیاتی میروند که دارای چند وجه میباشد ) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در حالى كه تاویل قرآن  را، جز خدا و راسخان در علم، نمى دانند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همان هایی که مى گويند: «ما به همه قرآن ايمان آورديم همه از طرف پروردگارِ ماست.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و جز صاحبان عقل، متذكر نمى شوند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نکته اول : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تمام آیات قرآن برای هدایت بشریت نازل شده و البته این هدایت زمانی حاصل خواهد شد که به تمامیت آن چنگ زده شود بدون هیچ گونه تفرقه بین آبات آن وتبعیض در احکام &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از این رو باید در نظر داشت که معنای حقیقی بعضی از آیات در کنار سایر آیات تجلی پیدا میکند و بدون در نظر گرفتن تمامی آیات ، معنای ابتدائی و متبادر آیات متشابه  قطعا سبب گمراهی خواهد شد ، چرا که تبعیض در احکام خدا ثمره ای جز خزی و پستی و بی چارگی  نخواهد داشت- 85 سوره بقره- .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از این رو امام رضا  علیه السلام  با اشاره به آیه صدو یک سوره آل عمران  میفرمایند : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تنها راه هدایت به سوی صراط مستحکم و بهره مندی از قرآن ، رد متشابهات قرآنی به سوی محکمات آن میباشد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عَنِ الرِّضَا علیه السلام  قَالَ مَنْ رَدَّ مُتَشَابِهَ الْقُرْآنِ إِلَى مُحْكَمِهِ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مستدرك‏الوسائل     17     345   &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; شروع بحث : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اکثر آیات سوره یوسف از جمله متشابهات میباشند به این گونه که حکم در اکثر آیات به صورت مبهم بیان شده و برای فهمیدن حکم حقیقی باید این آیات را درکنار محکمات قرآنی قرار داد واصل زشتی و قبحی که در این آیات به راحتی از کنار آن عبور شده است در کنار آیات سوره نور معنا پیدا میکند وباید دانست که اکثر آیات سوره یوسف بازگویی مطالبی است که زشتی آن با کمک موازین ثابت شده در سوره نور اثبات میشود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما در سوره نور آیات ابتدایی آن که مربوط به موضوع میباشد،  از جمله محکمات قرآن محسوب میشود و برای عمل به آیات سوره نور نیازی به در نظر گرفتن سایر آیات قرآن نمیباشد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در این روایت امیرمونین علی علیه السلام  نیز به بیان این حقیقت پرداخته اندو زنان را از تعلیم سوره یوسف نهی نموده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در این نهی ، حتی حضرت راضی به رد  متشابهات این سوره به محکات برای زنان  نشده اند که  می توان علت آن را در ضعف و نقصان عقلی زنان و غلبه احساسات آنها جستجو کرد که وفاق صد در صدی این روایت را برای ما با آیاتی که ناظر به نقصان زنان میباشد قطعی میکند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خصوصا که خداوند در سوره زخرف نیز به  همین حقیقت اشاره میکند و میفرماید توان استدلال در زنان نسبت به توان استدلال مردان پائین میباشد بنابراین رد متشابهات سوره یوسف  به سوی محکمات سوره نور که خود از استدلال های دقیق قرانی است  در توان  زنان نبوده  از این جهت  نیز روایت حضرت موافق با قران میباشد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;الزخرف : 18   أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبينٍ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آيا دخترانى  را كه در لابلاى زينتها پرورش مى‏يابد و به هنگام جدال قادر به تبيين مقصود خود نيست (فرزند خدا مى‏خوانيد)؟! (18)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;والبته استثاء سوره یوسف از زنان آنهم بدون رد متشابهات این سوره به محکمات از نکات  زیبایی روایت امیر مومنین علی علیه السلام میباشد که به آن پی نمیبرند مگر کسانی که ادب را حفظ نموده و این روایت را رد نکنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;توان پایین عقلی در زنان از این جهت که کرامت انسانی به میزان تقوای اوست نه به  میزان عقل او - عیبی برای زنان نخواهد بود بلکه ای چه بسیار مردان که با وجود برخورداری از توان عقلی بالاتر اما ارزششان از زنان پائین تر . چرا که ملاک برتری به بیشتری تقواست نه به بیشتری توان عقل&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نبی اکرم صلی الله علیه وآله میفرمایند : یک زن صالح بهتر از هزار مرد نا صالح &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آیه ۲۸۲ سوره بقره نیز به این حقیقت اشاره میکند که توان عقلی دو زن برابر با توان عقلی یک مرد است از این جهت در هنکام نبود یک مرد از دو زن طلب شهادت کنید چرا که احتمال خطای عقلی در زنان دوبرابر احتمال خطای عقلی یک مرد است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;البقرة : 282  وَ اسْتَشْهِدُوا شَهيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;موضوع مرتبط با این مطلب:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://2soo.blogfa.com/post-59.aspx&quot;&gt;مناظره با خدا &lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;A href=&quot;http://2soo.blogfa.com/post-53.aspx&quot;&gt;اول های آخر و آخر های اول&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما اصل روایت :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امیرمومنین علی علیه السلام میفرمایند :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به زنها سوره یوسف را یاد ندهید که در این سوره فتنه های زیادی  وجود دارد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بلکه به آنها سوره نور را یاد بدهید که درآن سوره پندها و مواعظ زیادی  وجود دارد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ على عليه السلام :لَا تُعَلِّمُوا نِسَاءَكُمْ سُورَةَ يُوسُفَ وَ لَا تُقْرِءُوهُنَّ إِيَّاهَا فَإِنَّ فِيهَا الْفِتَنَ وَ عَلِّمُوهُنَّ سُورَةَ النُّورِ فَإِنَّ فِيهَا الْمَوَاعِظَ .وسائلالشيعة 20 . 177 &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فتنه های سوره یوسف برای زنان :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در ابتدای سوره یوسف از انسانها دعوت به تعقل میکند که خود بیانگر این مطلب میتواند باشد که فهم دقیق این آیات نیازمند اندیشه های بالا بوده تا با رد متشابهات به سوی محکمات ، معنای دقیق  این آیات را درک کرده وبه سوی صراط مستحکم و بر افراشته ایمان هدایت شوند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْءَانًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ(2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ما آن را قرآنى عربى نازل كرديم،  تا اینکه شما اندیشه کنید .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1)     زنان مصر اصل کار زلیخا را زشت نمیدانند بلکه شخص مورد نظر او را فردی بی ارزش می پندارند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2)     زلیخا از کار زشت خود پشیمان نیست  بلکه حتی با کمال جسارت مجلسی را ترتیب میدهد تا  زنان مصر را متوجه پندار غلطشان بکند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3)     دراین ماجرا که از اصل به سبب نگاه شروع شده ، نگاه های به مرد نامحرم کاملا عادی جلوه داده میشود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4)     در طول داستان  جسارت زلیخا در درخواست های مکرر به چشم میخورد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5)     اشاعه حرام به قدریست که اصل حرمت تهمت و یا غیبت ؛ ممکن است تحت غفلت قرار بگیرد  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; * وَ قَالَ نِسْوَةٌ فىِ الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَئهَا عَن نَّفْسِهِ  قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا  إِنَّا لَنرََئهَا فىِ ضَلَالٍ مُّبِينٍ(30)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فَلَمَّا سمَِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيهِْنَّ وَ أَعْتَدَتْ لهَُنَّ مُتَّكًَا وَ ءَاتَتْ كلُ‏َّ وَاحِدَةٍ مِّنهُْنَّ سِكِّينًا وَ قَالَتِ اخْرُجْ عَلَيهِْنَّ  فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبرَْنَهُ وَ قَطَّعْنَ أَيْدِيهَُنَّ وَ قُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا هَاذَا بَشَرًا إِنْ هَاذَا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ(31)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قَالَتْ فَذَالِكُنَّ الَّذِى لُمْتُنَّنىِ فِيهِ  وَ لَقَدْ رَاوَدتُّهُ عَن نَّفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ  وَ لَئنِ لَّمْ يَفْعَلْ مَا ءَامُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَ لَيَكُونًا مِّنَ الصَّغِرِينَ(32)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قَالَ رَبّ‏ِ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلىَ‏َّ مِمَّا يَدْعُونَنىِ إِلَيْهِ  وَ إِلَّا تَصْرِفْ عَنىّ‏ِ كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيهِْنَّ وَ أَكُن مِّنَ الجَْاهِلِينَ(33)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فَاسْتَجَابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ  إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ(34)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; (اين جريان در شهر منعكس شد) گروهى از زنان شهر گفتند: «همسر عزيز، جوانش [غلامش‏] را بسوى خود دعوت مى‏كند! عشق اين جوان، در اعماق قلبش نفوذ كرده، ما او را در گمراهى آشكارى مى‏بينيم!» (30)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هنگامى كه (همسر عزيز) از فكر آنها با خبر شد، به سراغشان فرستاد (و از آنها دعوت كرد) و براى آنها پشتى (گرانبها، و مجلس باشكوهى) فراهم ساخت و به دست هر كدام، چاقويى (براى بريدن ميوه) داد و در اين موقع (به يوسف) گفت: «وارد مجلس آنان شو!» هنگامى كه چشمشان به او افتاد، او را بسيار بزرگ (و زيبا) شمردند و (بى‏توجه) دستهاى خود را بريدند و گفتند: «منزّه است خدا! اين بشر نيست اين يك فرشته بزرگوار است!» (31)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; (همسر عزيز) گفت: «اين همان كسى است كه بخاطر (عشق) او مرا سرزنش كرديد! (آرى،) من او را به خويشتن دعوت كردم و او خوددارى كرد! و اگر آنچه را دستور مى‏دهم انجام ندهد، به زندان خواهد افتاد و مسلّماً خوار و ذليل خواهد شد!» (32)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; (يوسف) گفت: «پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از آنچه اينها مرا بسوى آن مى‏خوانند! و اگر مكر و نيرنگ آنها را از من باز نگردانى، بسوى آنان متمايل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود!» (33)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پروردگارش دعاى او را اجابت كرد و مكر آنان را از او بگردانيد چرا كه او شنوا و داناست! (34)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مواعظ سوره نور:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;النور : 1   سُورَةٌ أَنْزَلْناها وَ فَرَضْناها وَ أَنْزَلْنا فيها آياتٍ بَيِّناتٍ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; (اين) سوره‏اى است كه آن را فرستاديم، و (عمل به آن را) واجب نموديم، و در آن آيات روشنى نازل كرديم، شايد شما متذكّر شويد! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در اولین آیه سوره نور پرده از یک حقیقت  زیبا بر داشته میشود که این سوره از محکمات قرانی است چرا که آیات آن آشکار و بدون اجمال است اما در ادامه :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1)     اولین عاملی که در سوره نور خدا زنان را از آن نهی میکند ، فکر برقراری رابطه با نامحرم است که با بیان مجازات سخت آن حوس چنین رفتاری را هرگز به ذهن خطور ندهند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2)     محدودیت های اجتماعی را بسنده نمیکند بلکه به افرادی که آگاه از رابطه حرام یک زن هستند تذکر میدهد که به فکر برقراری رابطه شرعی با آنها هم حتی نباشند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3)     عامل بعدی که زمینه را برای اشاعه حرام  فراهم میکند تهمت میباشد که خداوند با قاطعیت  تمام با چنین برخوردی مقابله میکند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4)     درادامه مومنین را توبیخ میکند تا مبادا در مورد دیگران دچار بد گمانی شوند ، که یکی از نتیج قطعی بد گمانی عادی سازی گناه و تحریک شهوانی برای خود فرد میباشد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;إِنَّ الَّذِينَ يحُِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فىِ الَّذِينَ ءَامَنُواْ لهَُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فىِ الدُّنْيَا وَ الاَْخِرَةِ  وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ(19)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;كسانى كه دوست دارند زشتيها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد، عذاب دردناكى براى آنان در دنيا و آخرت است و خداوند مى‏داند و شما نمى‏دانيد! (19)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5)     نهی های مربوط به نحوه ورود و خروج به منزل دیگران و یا سایر اماکن  ، که خود عاملی باز دارنده از مواجه شدن با صحنه های غیر مجاز میباشد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;6)     نهی مردان از نگاه به نامحرم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ يحَْفَظُواْ فُرُوجَهُمْ  ذَالِكَ أَزْكىَ‏ لهَُمْ  إِنَّ اللَّهَ خَبِيرُ  بِمَا يَصْنَعُونَ(30)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگيرند، و عفاف خود را حفظ كنند اين براى آنان پاكيزه‏تر است خداوند از آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است! (30)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;7)     وبالاخره مهمترین عامل بازدارندگی زنان از وسوسه های شیطانی : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نهی از نگاه ، نهی از آرایش در مقابل غیر همسر و محارم ، نهی از ایجاد صدای محرک &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; النور : 31   وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَني‏ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَني‏ أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفينَ مِنْ زينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَميعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و به زنان  با ايمان بگو چشمهاى خود را  کوتاه کنند ، و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را- جز آن مقدار كه نمايان شده  است &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;( بدون اختیار چرا که فعل ما ظهر لازم می باشد یعنی فاعل در این فعل مشخص نیست و باید به صورت مجهول ترجمه شود ) – &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آشكار ننمايند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و روسرى‏هاى خود را بر سينه خود بیاندازند ،&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و زينت خود را آشكار نسازند مگر براى شوهرانشان، يا پدرانشان، يا پدر شوهرانشان، يا پسرانشان، يا پسران همسرانشان، يا برادرانشان، يا پسران برادرانشان، يا پسران خواهرانشان، يا زنان هم‏كيششان، يا بردگانشان [كنيزانشان‏]، يا افراد سفيه كه تمايلى به زن ندارند، يا كودكانى كه از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نيستند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمين نزنند تا زينتی که  پنهانش کرده اند دانسته نشود &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;. و همگى بسوى خدا بازگرديد اى مؤمنان، تا رستگار شويد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; نکته ) بر اساس این آیه تمام بدن زن زینت زن محسوب میشود چرا که در جمله- لایبدین زینتهن الا ما ظهر منها  -خداوند میفرماید زینت خود را آشکار نکنند جز مقداری که خود به خود آشکار میشود یعنی مقداری از بدن زن که بدون اینکه زن قصد آشکار شدن آن  را داشته باشد و به طور غیر ارادی اشکار میشود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; بنابر این چون این مقدار بدن زن از کل زینت  استثناء شده ، بیان گر این مفهوم است که بدن زن زینت  زن محسوب میشود که پوشش آن به  همان بیان قرانی واجب است مگر قسمتی که وقتی زن قصد پوشش خود را دارد ، بدون اراده او آشکار میشود &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نکته دوم این است که اگر فعل ما ظهر ، فعلی لازم است و بیانگر این نکته است که زن نباید در آشکار کردن این زینت نقشی ایفا کند پس تمام آرایشی که به صورت میزند یا عطر  یا انگشتری که به دست یا به روی پا همچون جورابی که زینت باشد میکند؛ همه زینتهایی هستند که خود زن با  اراده  خود آنرا آشکار کرده و پوشش آن بر طبق آیه واجب خواهد بود &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نکته بعدی این  است که اگر تمام بدن زن زینت او محسوب میشود پس چون  به هنگام راه رفتن  نباید پای خود را به زمین بزند  که مبادا  زینتش آشکار شود ، پس استفاده از کفش پاشنه دار که تولید  صدا میکند  نیز غیر مجاز خواهد بود چرا که زینت بدن زن و هیبت  او را آشکار میکند . همچنین النگویی که در اثر برخورد با هم صدا داشته باشد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;8)     وبعد کسانی را که امکان ازدواج برای آنها فراهم نیست را دعوت به عفت میکند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; در پایان بحث ، همانگونه که در آغاز سوره فرموده بود که ما آیاتی بینات به سوی شما نازل کرده ایم و آنرا بر شما واجب کردیم ،همانگونه در انتهای بیان احکام جنسی ، آنها را مهر محکمی کوبیده و دوباره بیان میکند این آیات از جمله محکمات قرآنی میباشد همان گونه که امیر مومنین علی علیه السلام فرمودند در این سوره مواعظ زیادی وجود دارد بنابرین این دسته از آیات هیچ گونه اجمالی را در بر ندارند ، والبته با کمی اندیشه در محتوای این آیات نیز به این حقیقت دست پیدا خواهید کرد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وَ لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكمُ‏ْ ءَايَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَ مَثَلًا مِّنَ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِكمُ‏ْ وَ مَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ(34)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ما بر شما آياتى فرستاديم كه حقايق بسيارى را تبيين مى‏كند، و اخبارى از كسانى كه پيش از شما بودند، و موعظه و اندرزى براى پرهيزگاران! (34)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  نتیجه ترویج مطالب سوره یوسف برای زنان :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همانگونه که در آیه هفت سوره آل عمران مشاهده کردید عمل کردن به متشابهات قرآنی در جامعه ایجاد فتنه میکند واز همین جهت میباشد که منافقین برای ایجاد فتنه به متشابهات قرآنی چنگ زده و سعی در گسترش آنها در جامعه میکنند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حال با هم به بررسی فتنه هایی که با نشر این سوره در بین زنان به عنوان یک سوره آمیخته از متشابهات، و سوره ای که پخش و نشر آن از جانب اهل بیت علیهم السلام نیز مورد نهی قرار گرفته  است میپردازیم : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1) تشویق به نگاه های حرام .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2) نتیجه نگاه حرام ایجاد رابطه های حرام .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3)در مرحله بعد باز گو شدن این روابط حرام .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4) در کنار باز گوشدن حرام های انجام شده ، سوء ظن  و تهمت به بعضی افراد بی گناه &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5) افزایش خود کشی برای فرار از آبرو ریزی ویا قتل و خون ریزی برای  انتقام &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;7) و در نهایت ، تمام این عوامل سبب از بین رفتن آرامش و اطمینان اجتماعی خواهند شد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; مطمئنا راه پیشگیری از موارد بالا افزایش تعداد نیروهای امنیتی نخواهد بود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بلکه همان طور که امیرمونین علی علیه السلام فرمودند، تنها راه جلو گیری از این اتفاقات افزایش ایمان افراد و آگاهی آنها از مواعظ و پند های سوره نورمیباشد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و همان طور که آیات ابتدایی سوره نور اشاره به این نکته دارد که منشاء زنا ،و روابط حرام خود زنان و نگاه های آنها میباشد و این حقیقت زشت در سوره یوسف به عنوان یک ارزش معرفی شده ،که خود تاییدگر این مطلب میباشد که آغاز گر رابطه جنسی در اغلب موارد زنان میباشند ؛ پس باید برای جلوگیری از هر گونه ضد ارزش ابتدا به سراغ زنان رفت و احکام زیبایی که خداوند برای آنها تدوین کرده که همه آنها نقش باز دارنده دارد را در جامعه گسترش داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; والسلام علینا و علی عباد الله الصالحین &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;موضوعات مربوط:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A title=88/06/12 href=&quot;http://2soo.blogfa.com/post-179.aspx&quot; target=_blank&gt;پاداش صبر بر بد اخلاقی زن و جزای زن بد اخلاق&lt;BR&gt;&lt;/A&gt;&lt;A title=88/06/12 href=&quot;http://2soo.blogfa.com/post-178.aspx&quot; target=_blank&gt;رابطه زن جهنم و کیفیت بر خورد با شوهر&lt;BR&gt;&lt;/A&gt;&lt;A title=88/06/11 href=&quot;http://2soo.blogfa.com/post-176.aspx&quot; target=_blank&gt;دیدگاه اسلام در مورد سپردن کارهای سنگین به زنان &lt;BR&gt;&lt;/A&gt;&lt;A title=88/06/10 href=&quot;http://2soo.blogfa.com/post-174.aspx&quot; target=_blank&gt;بازيابى نگرش صحيح به شخصيت حقيقى يك زن از ديدگاه خدا&lt;BR&gt;&lt;/A&gt;&lt;A title=88/06/03 href=&quot;http://2soo.blogfa.com/post-171.aspx&quot; target=_blank&gt;جهاد زنان صبر بر غیرت شوهراست و خداوند از سختی آن غافل نیست &lt;BR&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://2soo.blogfa.com/post-103.aspx&quot;&gt;چرا زنان پیامبر نشدند؟&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://2soo.blogfa.com/post-88.aspx&quot;&gt;چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;A href=&quot;http://2soo.blogfa.com/post-53.aspx&quot;&gt;اول های آخر و آخر های اول&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://2soo.blogfa.com/page/zanan.aspx&quot;&gt;زنان بهشتی &lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://2soo.blogfa.com/page/gheyrat.aspx&quot;&gt;غیرت:ملاک همسریابی&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Nov 2009 14:11:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=2soo&amp;postid=200</comments>
<dc:creator>2soo</dc:creator>
<guid>http://2soo.blogfa.com/post-200.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سالگرد ازدواج علی و فاطمه سلام الله علیهما مبارک </title>
<link>http://2soo.blogfa.com/post-199.aspx</link>
<description>به نام خدا &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;یا علی خداوند فاطمه را به ازدواج تو در آورد و مهریه اش را زمین قرار داد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس هر کس بر روی زمین راه رود در حالی که به تو بغض دارد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راه رفتنش راه رفتنی حرام است .( غصب) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;َ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; يَا عَلِيُّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ زَوَّجَكَ فَاطِمَةَ وَ جَعَلَ صَدَاقَهَا الْأَرْضَ فَمَنْ مَشَى عَلَيْهَا مُبْغِضاً لَكَ مَشَى حَرَاماً (بحارالأنوار     37     70    باب 50- مناقب أصحاب الكساء و فضلهم )&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;موضوعات مرتبط:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A title=&quot;&lt;span dir=ltr&gt;88/08/25&lt;/span&gt;&quot; href=&quot;http://2soo.blogfa.com/post-196.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff&gt;اهل بیت کیست و کارش چیست ؟ ( رد اختلاف شیعه و سنی به قرآن )&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A title=&quot;&lt;span dir=ltr&gt;88/08/26&lt;/span&gt;&quot; href=&quot;http://2soo.blogfa.com/post-197.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;چرا آیه تطهیر شامل عایشه و حفصه نمیشود؟&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A title=&quot;&lt;span dir=ltr&gt;88/06/19&lt;/span&gt;&quot; href=&quot;http://2soo.blogfa.com/post-184.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff&gt;عکس العمل ابوبکر و عمر در شب قدر (علیهما من الرحمن مایستحق) &lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A title=&quot;&quot; href=&quot;http://2soo.blogfa.com/page/mokhalefeqoran.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff&gt;رسوایی عمرو ابوبکر در روایات مخالف قرآن&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://2soo.blogfa.com/post-154.aspx&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff&gt;علی بن ابی طالب کیست و اعتقاد شیعه چیست ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://2soo.blogfa.com/post-146.aspx&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff&gt;امامت در قرآن&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff&gt; - &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://2soo.blogfa.com/page/vefaghbaghran.aspx&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff&gt;اثبات ولایت توسط روایات موافق با قرآن &lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://2soo.blogfa.com/page/mokhalefeqoran.aspx&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff&gt;رسوایی عمر و ابوبکر در روایات مخالف قرآن &lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;A title=&quot;&quot; href=&quot;http://2soo.blogfa.com/page/sahebolamr.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff&gt;شب قدر صاحب الامر میخواهد ؟(اثبات بر اساس قرآن)&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Nov 2009 19:23:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=2soo&amp;postid=199</comments>
<dc:creator>2soo</dc:creator>
<guid>http://2soo.blogfa.com/post-199.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>صعود به آسمان </title>
<link>http://2soo.blogfa.com/post-198.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;به نام خدا &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عبور کلمات ، سکوت احساسات مرا به اهتزاز خود میشکند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ومن منتظر تولد واژه ای نو .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;انگار سالهاست قلب من را نه  بادی روبیده &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و نه آبی شوییده &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همین نزدیکی ولادتگاه مردگان بوده &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ولی نه ولادتی به یادم مانده و نه ولادتگاهی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این واقعه با من چه میکند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خدایا &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;صعود در آسمان عشق را نصیبم کن &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چشم بد خواهان بد اندیش را کور &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ودلم را منور به نور&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و گامم را بر صراط خود صبور گردان &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آنان را که قصد هدایتشان داری &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مرا مامور همراهی آنها و بر متقین امامم گردان &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;که هر آنچه تو بخواهی همان لحظه همان است و همان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;الفرقان : 74   وَ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماماً &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و كسانى كه مى‏گويند: «پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مايه روشنى چشم ما قرار ده، و ما را براى پرهيزگاران پيشوا گردان!»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;البقرة : 117   بَديعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِذا قَضى‏ أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هستى بخش آسمانها و زمين اوست! و هنگامى كه فرمان وجود چيزى را صادر كند، تنها مى‏گويد: «موجود باش!» و آن، فورى موجود مى‏شود.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Nov 2009 19:12:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=2soo&amp;postid=198</comments>
<dc:creator>2soo</dc:creator>
<guid>http://2soo.blogfa.com/post-198.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا آیه تطهیر شامل عایشه و حفصه نمیشود؟</title>
<link>http://2soo.blogfa.com/post-197.aspx</link>
<description>با توجه به آیه چهار سوره تحریم که خداوند شهادت به گناه عایشه و حفصه میدهد پس قطعا ایه تطهیر شامل حال این دو نخواهد شد . تفصیل متن در پست زیر :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A title=&quot;&lt;span dir=ltr&gt;88/08/25&lt;/span&gt;&quot; href=&quot;http://2soo.blogfa.com/post-196.aspx&quot; target=_blank&gt;اهل بیت کیست و کارش چیست ؟ ( رد اختلاف شیعه و سنی به قرآن )&lt;BR&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 10:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=2soo&amp;postid=197</comments>
<dc:creator>2soo</dc:creator>
<guid>http://2soo.blogfa.com/post-197.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اهل بیت کیست و کارش چیست ؟ ( رد اختلاف شیعه و سنی به قرآن )</title>
<link>http://2soo.blogfa.com/post-196.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;به نام خدا &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;درآیه 33 سوره احزاب  خداوند از کسانی به اهل بیت نام میبرد که اراده کرده است  به طور تکوینی  فقط آنها از هرگونه زشتی و پلیدی پاک و محفوظ باشند و از طرفی دارای تطهیر ویژه گردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اشخاص ومصادیق خارجی چنین شخصیتی ، قطعا معصوم خواهند بود چرا که عصمت  همان نتیجه پاکی از هر گونه پلیدی و زشتیست .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چنین اشخاصی ، دارای شانی برتر خواهند بود ، چرا که در آیه 79  سوره واقعه خداوند  صریحا بیان میفرماید که حقیقت قرآن را درک نمیکنند مگر پاک شدگان .حال آنکه فقط و فقط اهل بیت از دسته پاک شدگان میباشند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;علم  به قرآن توسط اهل بیت که همان پاک شدگان  به دست خداوند هستند ،همان مسئله ای است که نادان را وادار به زانو زدن در مقابل شخصیت آنها میگرداند چرا که بر طبق (فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ) پرسش نادان از دانا یک تکلیف شرعیست .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;والبته و به طور قطع ،ذکر همان قرآنیست که خداوند آنرا نازل کرده و خود توانا بر حفظ آنست  و آگاهان به قرآن فقط پاک شدگان هستند و پاک شدگان نیز فقط همان اهل بیت .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;واین همان  نکته ای است که ما را وادار میکند به دنبال شخصی بگردیم که شخصیت اهل بیت منطبق با او و منطبق بر او باشد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;الأحزاب : 33   وَ قَرْنَ في‏ بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى‏ وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و(ای زنان )  در خانه‏هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليّت نخستين ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خداوند مى‏خواهد به طور پیوسته  پليدى و گناه را فقط  از شما اهل بيت دور كند و شما را پاك سازد پاک کردنی ویژه .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;منظور از اگاهی به قرآن همین قرانی است که نازل  شده :&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;الواقعة : 77   إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَريمٌ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;كه آن، قرآن كريمى است، (77)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;في‏ كِتابٍ مَكْنُونٍ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;كه در كتاب محفوظى جاى دارد، (78)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و جز پاكان نمى‏توانند به آن دست زنند [دست يابند]. (79)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  تَنْزيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمينَ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آن از سوى پروردگار عالميان نازل شده (80)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  أَ فَبِهذَا الْحَديثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آيا اين سخن را [اين قرآن را با اوصافى كه گفته شد] سست و كوچك مى‏شمريد، (81)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اکنون سوال اساسی مطرح میشود :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شخص این شخصیت کیست؟&lt;BR&gt;و آیا شخصیت  اهل بیت بر  شخص زنان پیامبر صلی الله علیه وآله منطبق است  یا بر شخص عترت او علیهم السلام&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این همان سر آغاز اختلاف بین شیعه و سنیست  که بر اساس آیه 59 سوره نساء ( َإِنْ تَنازَعْتُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ    --و هر گاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد) قصد داریم این اختلاف را  به محکمات قرآن خداوند رد کنیم تا خداوند بین ما به زیبایی داوری کند امید است داوریش را قبول کنید &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اثبات خروج  زنان پیامبر صلی الله علیه وآله از شخصیت اهل بیت  ، بوسیله قرآن :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قطعا کسانی که زمانی گناه کرده اند چه گناه آنها بخشوده شود چه نه ، در دایره شخصیت اهل بیت نخواهند بود ؛ چه رسد به این که گناهشان همچنان بخشیده نشده است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یک دسته  از کسانی که قرآن شهات  به گناه آنها میدهد زنان پیامبر  یعنی حفصه و عایشه میباشد . گذشته از این دو در ادامه خداوند شهادت میدهد که از زنان پیامبر ، زنانی بهتر در جامعه  وجود دارد در حالی که  هیچ کس بهتر از معصوم نخواهد شد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;التحريم : 4   إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْريلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهيرٌ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر شما (دونفر عایشه و حفصه ) از كار خود توبه كنيد (قطعا ) دلهايتان از حق منحرف گشته و اگر بر ضدّ پیامبر  دست به دست هم دهيد، (باید بدانید که ) قطعا  خداوند ياور اوست و همچنين جبرئيل و صالح مومنین ، و فرشتگان بعد از آنان پشتيبان اويند. (4)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;واگر بر اساس آیه 5 سوره تحریم ، زنانی بهتر از زنان پیامبر صلی الله علیه واله  ، در جامعه  وجود دارند ، که خداوند  به پیامبرش نوید میدهد در صورت  جدایی از همسرانت ، زنانی بهتر از آنها  را به تو خواهم  داد ، پس قطعا  تمام زنان پیامبر در دایره  شخصیت اهل بیت  نخواهند بود چرا که  بالاتر از معصوم، آنهم معصومی که دارای عصمت کبری است در جامعه ، نه وجود دارد ونه  وجود خواهد داشت .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;البته اینکه  بهتر از زنان پیامبر در جامعه  وجود دارد  به این معنا نیست که زنان نبی صلی الله علیه واله  بد هستند ، نه . بلکه به جز حفصه و عایشه (که در آیه  چهارم همین سوره  که از دایره  شخصیت اهل بیت  علیهم السلام ، با اثبات -صغت قلوبکما -گمراهی دل این دو، خارج شدند ) باقی زنان  پیامبر فقط از دسته  بهترین ها ( معصومین ) خارج میشوند نه از دسته انسانهای مومن .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حال آنکه برای اثبات خروج زنان نبی صلی الله علیه وآله از دایره شخصیت اهل بیت کافیست بهتر نبودن آنها اثبات شود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از این رو  شخصیت خانم خدیجه کبری سلام الله علیها ، اگر چه در دایره  اهل بیت نخواهد بود اما از جمله زنان نیک جامعه  و بلکه پایین تر ازمعصوم و بالاتر از همه ، خواهد بود . گذشته از این که  امکان  طلاق حضرت خدیجه در زمان نزول  آیات سوره تحریم  وجود نداشته چرا که ایشان  در سال سوم بعثت رحلت کرده بودند ، بنابر این آیه پنج سوره تحریم  شامل وجود عظیم الشان خدیجه کبری ام الزهراء سلام الله علیهما  نمیشود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نکته ) اینکه  زنانی که به عنوان زنان بهتر به نبی اکرم صلی الله علیه وآله معرفی میشوند هم امکان دارد باکره باشند وهم بیوه ، دلالت بر این مطلب  میکند که بیوه بودن  سبب کم ارزشی و باکره بودن سبب ارزشمندی نخواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;التحريم : 5   عَسى‏ رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَيْراً مِنْكُنَّ مُسْلِماتٍ مُؤْمِناتٍ قانِتاتٍ تائِباتٍ عابِداتٍ سائِحاتٍ ثَيِّباتٍ وَ أَبْكاراً &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اميد است كه اگر او شما ( زنان  ) را طلاق دهد، پروردگارش به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد، همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه كار، عابد، هجرت‏كننده، زنانى غير باكره و باكره! (5)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بر اساس آیات سوره تحریم قطعا  شخص زنان نبی اکرم صلی الله علیه وآله  از دایره  شخصیت اهل بیت خارج میشوند چرا که شخصیت اهل بیت ، به اراده خداوند از هر گونه زشتی و پلدی به طور مستمر پاک میشود آنهم پاک شدنی ویژه .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و وقتی زنان نبی اکرم صلی الله علیه وآله  به شهادت قرآن  از دایره اهل بیت خارج شوند ، تنها  یک گروه  باقی میماند که بتوان به آنها گفت ، آنها  اهل بیت نبی صلی الله علیه وآله هستند ، و آنها کسی نیستند جز علی و فاطمه و فرزندانشان  علیهم السلام .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وجوب پرسش از اهل ذکر:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;الأنبياء : 7   وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ إِلاَّ رِجالاً نُوحي‏ إِلَيْهِمْ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ما پيش از تو، جز مردانى كه به آنان وحى مى‏كرديم، نفرستاديم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; اگر نمى‏دانيد، از اهل الذکر بپرسيد. (7)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;الحجر : 9   إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ما قرآن را نازل كرديم و ما بطور قطع نگهدار آنيم! (9)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فصلت : 41   إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزيزٌ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;كسانى كه به اين ذكر [قرآن‏] هنگامى كه به سراغشان آمد كافر شدند  و اين كتابى است قطعاً شكست ناپذير ... (41)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بنابر این اهل  ذکر همان اهل قرآن خواهند بود که در ایه 79 سوره واقعه، پاک شدگان ، اهل قرآن دانسته شده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ودر آیه 7 آل عمران بیان شده است که فقط خداوند و راسخون در علم ، آگاه از تاویل قران هستند .در حالی که در آیه 79 سوره واقعه علم القرآن فقط نزد پاک شدگان دانسته شده است  و بر طبق آیه 33 احزاب  پاک شدگان کسانی نیستند جز اهل بیت .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بنابر این راسخون در علم همان اشخاصی هستند که شخصیت اهل بیت بر آنها منطبق میباشد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آل‏عمران : 7   هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;او كسى است كه اين كتاب  را بر تو نازل كرد، كه قسمتى از آن، آيات «محكم» [صريح و روشن‏] است كه اساس اين كتاب مى‏باشد (و هر گونه پيچيدگى در آيات ديگر، با مراجعه به اينها، برطرف مى‏گردد.)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و قسمتى از آن، «متشابه» است [آياتى كه به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات ديگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مى‏رود ولى با توجه به آيات محكم، تفسير آنها آشكار مى‏گردد.]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا اینکه یا  با متشابهات فتنه‏انگيزى كنند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و یا  با متشابهات تاویل قرآن را بیان کنند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; در حالى كه تاویل قرآن  را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‏دانند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; (همان ها یی که) مى‏گويند: «ما به همه قرآن ايمان آورديم همه از طرف پروردگارِ ماست.» &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و جز صاحبان عقل، متذكر نمى‏شوند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;میخواهم که استدلال  محکم  یک شیعه را بر ولایت اهل بیت  بشکنید &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آیا مبارزی پیدا میشود که با منطق قرآن دندان در دهانش خوردکنیم ؟&lt;BR&gt;آیا منطق شما چیزی جز کشتار شیعیان بیگناه در سراسر جهان است ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس داد ان الحکم الا  لله شما به کجا رفته ؟&lt;BR&gt;از قرآن به کدامین قسمتش استدلال کنیم  تا  حقانیت  تشیع برایتان  محرز شود ای بی قرآنان بی منطق&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ای متعصبان  کور دل&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;لعنت خدا بر شما باد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;والسلام علینا و علی عباد الله الصالحین &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 17:36:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=2soo&amp;postid=196</comments>
<dc:creator>2soo</dc:creator>
<guid>http://2soo.blogfa.com/post-196.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
