فرق ازدواج موقت با زنا

به نام خدا

عقد موقت رو خدا جایز دونسته و لی زنا رو نه .

فرقش اینه .

تازه بعضی احمقهای به ازدواج موقت زنای شرعی میگن !!!!



از کی تا حالا زنا شرعی و غیر شرعی پیدا کرده ؟

زنا غیر شرعی هم داشتیم و ما بیخبریم؟

خیلی عجیبه که خدا میتونه بگه رابطه دختر و پسر بدون عقد محرمیت زنا هست و حرام
اما نمیتونه بگه رابطه دختر و پسر با عقد محرمیت جایز است و زنا نیست ؟

زنا یک وازه درون دینیه
زنا چون خدا گفته بده بده

ما بنده خدا هستیم
اونی که خدا گفته بده ما هم میگیم بده

حلال خدا حلال
و حرام خدا حرام
از صفات امیر مومنین ( صاحب نهج البلاغه ) علی علیه السلام این هست که

امام صادق علیه السلام میفرمایند : سلام بر توای کسی که حلال خدا رو حلال دانستی و حرام خدا رو حرام .

بهتره در اعتقاداتون کمی تامل کنید

اگر سخن خدا حق هست بین حلال بودن عقد موقت و حرام بودن زنا و حرام بودن تشبه به کفار هیچ فرقی نیست


الأحزاب : 36 وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً

هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند، اختيارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد و هر كس نافرمانى خدا و رسولش را بكند، به گمراهى آشكارى گرفتار شده است! (36)


اپستهای مربوط:

جواز ازدواج موقت

علت حرمت زنا ولواط و استمنا’

تبعیض در احکام خدا کفر حقیقیست




موفق باشید

خدایا تبعیضی ها را از زمین بر دار

به نام خدا

 

سوره نساء

إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یُرِیدُونَ أَن یُفَرِّقُواْ بَینْ‏َ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَ یُرِیدُونَ أَن یَتَّخِذُواْ بَینْ‏َ ذَالِکَ سَبِیلاً(150)

أُوْلَئکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقًّا  وَ أَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ عَذَابًا مُّهِینًا(151) 

 

کسانى که خدا و پیامبرانِ او را انکار مى‏کنند، و مى‏خواهند میان خدا و پیامبرانش تبعیض قائل شوند، و مى‏گویند: «به بعضى ایمان مى‏آوریم، و بعضى را انکار مى کنیم» و مى‏خواهند در میان این دو، راهى براى خود انتخاب کنند ... (150)

آنها کافران حقیقى‏اند و براى کافران، مجازات خوارکننده‏اى فراهم ساخته‏ایم. (151) 

 

 

البقرة : 85   ...أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذلِکَ مِنْکُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ  

... آیا به بعضى از دستورات کتاب آسمانى ایمان مى‏آورید، و به بعضى کافر مى‏شوید؟! هر کسى از شما که این عمل را انجام دهد، در دنیا جز بد بختی چیزی نصیبش نخواهد شد، و در روز قیامت  به شدیدترین عذابها گرفتار مى‏شوند. و خداوند از آنچه انجام مى‏دهید غافل نیست. (85) 

ودر سوره نوح :

نوح گفت: «پروردگارا! هيچ يك از كافران را بر روى زمين باقى مگذار! (26)


چرا كه اگر آنها را باقى بگذارى، بندگانت را گمراه مى‏كنند و جز نسلى فاجر و كافر به وجود نمى‏آورند! (27)


پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم و تمام كسانى را كه با ايمان وارد خانه من شدند، و جميع مردان و زنان باايمان را بيامرز و ظالمان را جز هلاكت ميفزا!» (28)

سوره نوح :

وَ قَالَ نُوحٌ رَّبّ‏ِ لَا تَذَرْ عَلىَ الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا(26)
إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّواْ عِبَادَكَ وَ لَا يَلِدُواْ إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا(27)
رَّبّ‏ِ اغْفِرْ لىِ وَ لِوَالِدَىَّ وَ لِمَن دَخَلَ بَيْتىِ‏َ مُؤْمِنًا وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ لَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارَا(28)

 

دوست دارم اما به خاطر خدا

به نام خدا

 

نمی دانم در کنار عشق معبود ؛من میتوانم عشق دیگری هم داشته باشم ؟

در کنارش؛ نه  .

اما به خاطرش ، بله   .

 

امام صادق علیه السلام فرمودند :


کسی که در راه خدا و به خاطر خدا دوست میدارد ، مانند کسی است که خود خدا را دوست دارد.

کسی که دیگران او را در راه خدا دوست دارند .مانند کسی است که دوست خود خدا باشد .

چرا که هم کسی که به خاطر خدا دوست دارد و هم کسی که به خاطر خدا دوست داشته میشود

هر دو محبتشان در راه خداست .

رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند :

انسان همراه  وهم شکل و هم فکر کسیست که اورا دوست دارد .

پس هر کسی بنده ای را به خاطر خدا دوست داشته باشد ، حقیقتا خدا را دوست داشته است .

و هیچ کس خدا را دوست نخواهد داشت مگر اینکه خدا او را دوست داشته باشد .

رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند :

بر ترین انسانها بعد از انبیاء خدا  در دنیا و آخرت کسانی هستند که

 خدا را دوست دارند و برای خدا به دیگران عشق میورزند .

واگر محبت به خاطر هر علتی غیر خدا باشد در آخر سبب دشمنی میشود مگر دوستیی که به خاطر خدا و با خدا باشد .

واین دو محبت نیز از یک چشمه  میجوشد و دائما بر چنین محبتی افزوده خواهد شد و هیچ وقت از چنین محبتی کم و کاسته نخواهد شد .

بر این اساس خداوند میفرماید :

دوستان در روز قیامت  دشمن یکدیگر خواهند شد مگر کسانی که دوستیشان بر اساس تقوا ( انگیزش دینی ) بوده است .و انسانهای با تقوایی بوده اند .( سوره زخرف آیه 69).

چرا که اصل  محبت دوری از هر چیزی غیر از دوست میباشد .

و امیرمومنین علی علیه السلام میفرمایند :

خوش بو ترین چیز ها و بهترین چیزها در بهشت ، محبت خداست و حمد و سپاس گویی خداست .

بر این اساس خداوند میفرماید :

آخرین سخن بهشتیان در بهشت این است که میگویند : الحمد لله رب العالمین (یونس ایه 10)

واین حمد به خاطر این است که وقتی بهشتیان نعمتهای بهشت را میبینند محبت در قلبهاشان به جوشش می افتد ودر آن هنگام فریاد بر میآورند که : الحمد لله رب العالمین .

 بحارالأنوار     66     251                                                                

 

 

 باید به خاطر  عشق به معبود ، دیگرانی راکه  او گفته ، نیز دوست داشته باشی .

 همسرم را دوست دارم ، چون خدا را دوست دارم .     

مومنین را دوست دارم  ، چون خدا را دوست دارم  .

 

محال  است خدا را دوست داشته باشی اما همسرت را دوست نداشته باشی .

نمی شود خدا را دوست داشته باشی ، اما انسانهای مومن را دوست نداشته باشی .

 

همانگونه که محال است خدا را دوست داشته باشی اما با دشمن او دوستی کنی .

 

خیر .

تمام دین یعنی ایمان به خدا .

و ایمان به خدا یعنی دوست داشتن به خاطر خدا و دشمن بودن به خاطر خدا  .

پس دین یعنی دوست داشتن کسانی که در برابر احکام خدا تسلیمند ،

 و دشمنی با کسانی که در مقابل خدا و احکامش قد علم کرده اند .

 

(المجادلة : 22   لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ

پیدا نمیکنی کسی را که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد -و خدا را دوست داشته باشد – در عین حال  با دشمن خدا و رسولش دوست  باشد )

 

دین یعنی دوستی و دشمنی

اما با مرکزیت خدا .

 

(فِي وَصِيَّةِ النَّبِيِّ ص لِعَلِيٍّ ع قَالَ يَا عَلِيُّ مِنْ أَوْثَقِ عُرَى الْإِيمَانِ

 الْحُبُّ فِي اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِي اللَّهِ .  وسائل‏الشيعة     16     168 )

 

مومن دور ترین انسانها ،

زشت ترین انسانها ،

وفقیر ترین آنها را دوست دارد ؛

البته اگر آن انسان  به خدا ایمان داشته باشد .

 

اما

نزدیک ترین انسانها ،

پدر خودش را ،

مادر خودش را ،

برادر تنی اش را دوست ندارد ؛

البته اگر آن فرد  دشمن خدا باشد .

 

(التوبة : 23   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَكُمْ وَ إِخْوانَكُمْ أَوْلِياءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإيمانِ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هر گاه پدران و برادران شما، كفر را بر ايمان ترجيح دهند، دیگر با آنها  دوستی نکنید)

 

مومن رفتارش را بر اساس محبت خدا تنظیم میکند .

 

واز بین انسانهایی که لایق دوست داشتن هستند

 چرا که آن انسانها ، ایمان به خدا دارند ،

خانواده انسان ،

خصوصا همسر او ،

بر همه انسان ها مقدم است .

چرا که نبی خدا صلی الله علیه وآله می فرمایند :

بهترین شما ، بهترین شما با خانوادتان میباشد .

ومیفرمایند :

البته من بهترین شما با خانواده ام هستم .

 

(من‏لايحضره‏الفقيه  وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى  الله عليه وآله خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِنِسَائِهِ وَ أَنَا خَيْرُكُمْ لِنِسَائى )

 

در جایی دیگر میفرمایند : به همسرت بگو من تو را دوست دارم

و بدان که این جمله تو هرگز از قلبش خارج نخواهد شد .

( عن  أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام  قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله : قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً          الكافي     5     569  )   

 

 

مومن ، اگر دوست داشته باشد ، دوست داشتنش به خاطر خداست .

 

چرا که مومنین بسیار و شدیدا خدا را دوست میدارند و تمام محبتشان را فقط و فقط برای خدا نگهداشته اند .

البقرة : 165   وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ وَ لَوْ يَرَى الَّذينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَميعاً وَ أَنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعَذابِ

بعضى از انسانهای بی عقل ،  غير از خداوند را نظیر خداوند قرار میدهند و  آنها را همچون خدا دوست مى‏دارند.

 امّا آنها كه ايمان دارند،

 عشقشان به خدا،  شديد  است.

 و آنها كه ستم كردند، هنگامى كه عذاب  را مشاهده كنند، خواهند دانست كه تمامِ قدرت، از آنِ خداست و خدا داراى مجازات شديد است .

 

سلیمان علیه السلام فرمود من اسبها را به خاطر  خدا و جهاد در راه خدا دوست میدارم .

 

ص : 32   فَقالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ

گفت: «من اين اسبان را بخاطر پروردگارم دوست دارم (و مى‏خواهم از آنها در جهاد استفاده كنم»، او هم چنان به آنها نگاه مى‏كرد) تا از ديدگانش پنهان شدند.

 

اما عده که بهتر است بگوییم اکثر مردم

دوست دارند اما نه به خاطر خدا .

چنین دوست داشتنی همان معنای حقیقی شرک است .

قلب حرم خداست در حرم خدا فیر خدا را ساکن کرده اند .

چنین کسانی به فرمایش امام صادق علیه السلام عمل نکرده اند .

( القلب حرم الله فلا تسکن حرم الله غیر الله )

 

توصیف حال آنها را بخوانید :

آل‏عمران : 14   زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنينَ وَ الْقَناطيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ

محبّت امور مادى،همچون محبت زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسبهاى ممتاز و چهارپايان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است.

 اينها سرمايه زندگى پست (مادى) است و عاقبت نيك ، نزد خداست.

( این آیه متشابه است و به طور مطلق محبت ها را زشت میشمرد ولی وقتی در کنار ایات محکم خدا قرار میگرد همان ایاتی که محبت به خاطر خدا را نتیجه محبت به خود خدا میدانند ، و میفهمیم که محبتی متاع ناچیز دنیاست که در کنار محبت خدا و در مقابل  محبت به خدا قرار گرفته باشد نه محبتی که به خاطر خداست )

 

ایمان به خدا محبت میآورد

خود ایمان نیز محبت میخواهد

باید به ایمان به خدا محبت داشت

 

الحجرات : 7   وَ اعْلَمُوا أَنَّ فيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطيعُكُمْ في‏ كَثيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإيمانَ وَ زَيَّنَهُ في‏ قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ

و بدانيد رسول خدا در ميان شماست

اگر در بسيارى از كارها از شما اطاعت كند،شما به مشقّت خواهيد افتاد

 ولى خداوند ايمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دلهايتان زينت بخشيده،( پس شما از او اطاعت میکنید و به مشقت نمی افتید )

 و كفر و فسق و گناه را در نظر شما زشت قرار داده است

 كسانى كه داراى اين صفاتند هدايت يافته میباشند .

 

 

مومنین باید همدیگر را دوست داشته باشند

در مقابل هم خضوع به خرج بدهند و با هم با مهربانی برخورد کنند :

 

المائدة : 54   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ

 

ای مومنین :

اگر از دین خدا برگردید .

خداوند قومی را به جای شما خواهد آورد که :

اولا خودش آنها را دوست میدارد .

ثانیا  آنها هم خدا را دوست میدارند

 وچون آنها خدا را دوست دارند در مقابل مومنین ذلیل و متواضع  هستند .

ودر مقابل  کفار که دشمنان خدایند  محکم و استوار و سر سخت .

آنها در راه خدا میجنگند .

واز سر زنش هیچ سرزنشکاری نمی ترسند و بیم ندارند

واین فضل خداست ، به هر که بخواهد میدهد و خداوند گشایش گر و آگاه است .

 

الفتح : 29   مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ ...

محمّد (صلی الله علیه وآله ) فرستاده خداست

 و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شديد،

 و با خودشان  مهربانند .

بر اساس این آیه کسانی که با مومنین  مهربان نباشند دیگر همراه نبی خدا نخواهند بود .

 

 

اما این آیه :

دوست خدا با دشمن خدا دشمن است .

 

المجادلة : 22   لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ في‏ قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

پیدا نمیکنی کسی را که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد -و خدا را دوست داشته باشد – در عین حال  با دشمن خدا و رسولش دوست  باشد

هر چند آن دشمن خدا

افرادی همچون ، پدران و فرزندان و برادران و خانواده های آنها باشند

 

 

چنین کسانی ایمان بر صفحه قلبشان  نوشته شده

و خداوند چنین کسانی را از جانب خودش تایید و یاری میکند

 

آنها داخل در بهشت خواهند شد

خدا از آنها راضیست

آنها از خدا راضی هستند

 

آنها حزب الله هستند و حزب خدا همیشه پیروز است

 

آری به هر بی سر و پایی نگویید حزب الله

حزب خدا با دشمن خدا دوستی نمیکند .

 

 

التوبة : 23   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَكُمْ وَ إِخْوانَكُمْ أَوْلِياءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإيمانِ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد!

 هر گاه پدران و برادران شما، كفر را بر ايمان ترجيح دهند،

دیگر با آنها  دوستی نکنید و آنها را ولی خود قرار ندهید !

 و كسانى از شما كه آنان را ولىّ خود قرار دهند، ستمگرند!

 

 متن اصلی اولین روایت

 بحارالأنوار     66     251   

 [مصباح الشريعة] قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام :
 الْمُحِبُّ فِي اللَّهِ مُحِبُّ اللَّهِ وَ الْمَحْبُوبُ فِي اللَّهِ حَبِيبُ اللَّهِ لِأَنَّهُمَا لَا يَتَحَابَّانِ إِلَّا فِي اللَّهِ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ فَمَنْ أَحَبَّ عَبْداً فِي اللَّهِ فَإِنَّمَا أَحَبَّ اللَّهَ وَ لَا يُحِبُّ اللَّهَ تَعَالَى إِلَّا مَنْ أَحَبَّهُ اللَّهُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَفْضَلُ النَّاسِ بَعْدَ النَّبِيِّينَ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ الْمُحِبُّونَ لِلَّهِ الْمُتَحَابُّونَ فِيهِ وَ كُلُّ حُبٍّ مَعْلُولٌ يُورِثُ بُعْداً فِيهِ عَدَاوَةٌ إِلَّا هَذَيْنِ وَ هُمَا مِنْ عَيْنٍ وَاحِدَةٍ يَزِيدَانِ أَبَداً وَ لَا يَنْقُصَانِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ لِأَنَّ أَصْلَ الْحُبِّ التَّبَرِّي عَنْ سِوَى الْمَحْبُوبِ وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع إِنَّ أَطْيَبَ شَيْ‏ءٍ فِي الْجَنَّةِ وَ أَلَذَّهُ حُبُّ اللَّهِ وَ الْحُبُّ فِي اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ ذَلِكَ أَنَّهُمْ إِذَا عَايَنُوا مَا فِي الْجَنَّةِ مِنَ النَّعِيمِ هَاجَتِ الْمَحَبَّةُ فِي قُلُوبِهِمْ فَيُنَادُونَ عِنْدَ ذَلِكَ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏

 

موضوعات مرتبط:
غلام سیاه و شاهزاده پریان ( ماجرای خواستگاری جویبر از ذلقا’)
 وجه اشتراک عاشق و معشوق -

آخرین موضوعات

به نام خدا

 

یک نمونه از کار فقهی قرآنی ( ازدواج موقت دختران )

زیبایی فراق در لذت وصال است

جایگاه علماء‌ در عصر غیبت

حرمت تفسیر به رای قرآن

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

زیبایی فراق در لذت وصال است

به نام خدا

 

 

لذتی که در وصال است در فراغ نیست :

البقرة : 156   الَّذینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ

آنها که هر گاه مصیبتى به ایشان مى‏رسد، مى‏گویند:

«ما از آنِ خدائیم و به سوى او بازمى‏گردیم!» (156)

 

النور : 42   وَ لِلَّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصیرُ
و از براى خداست حکومت و مالکیّت آسمانها و زمین

و بازگشت (تمامى موجودات) بسوى اوست! (42)


البقرة : 285   آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ

 کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ

مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَکَ رَبَّنا وَ إِلَیْکَ الْمَصیرُ


پیامبر، به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است.

(و او، به تمام سخنان خود، کاملًا مؤمن مى‏باشد.) و همه مؤمنان (نیز)،

 به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ایمان آورده‏اند

 (و مى‏گویند:) ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمى‏گذاریم

 (و به همه ایمان داریم). و (مؤمنان) گفتند:

«ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! (انتظارِ) آمرزش تو را (داریم)

 و بازگشت (ما) به سوى توست.» (285)

 

با این دید  فراغ یک عذاب است که امید به وصال  آنرا شیرین میکند
فراغ  حسنش از آن خودش نیست


زیبایی فراغ  مدیون  حسن وصال  است

تا که یار که باشد و وصال  به کجا ختم شود !

 

البقرة : 46   الَّذینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَیْهِ راجِعُونَ
آنها کسانى هستند که مى‏دانند دیدارکننده پروردگار

خویشند، و به سوى او بازمى‏گردند. (46)


الأنبیاء : 93   وَ تَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ کُلٌّ إِلَیْنا راجِعُونَ
 (گروهى از پیروان ناآگاه آنها) کار خود را به تفرقه در میان خود کشاندند

(ولى سرانجام) همگى بسوى ما بازمى‏گردند! (93)


المؤمنون : 60   وَ الَّذینَ یُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلى رَبِّهِمْ راجِعُونَ
و آنها که نهایت کوشش را در انجام طاعات به خرج مى‏دهند و با این حال،

 دلهایشان هراسناک است از اینکه سرانجام بسوى پروردگارشان بازمى‏گردند،


موفق و موید

اثبات حرمت تفسیر به رای آیات  قرآن

به نام خدا

 

حرمت تفسیر به رای

 

تفسیر به رای یعنی فراموش کردن معنای ظاهر یک آیه و سوق دادن معنا به سمتی که مد نظر گوینده است وبدون توجه به قرائن کلام خدا .

 

تفسیر به رای در ایات متشابه که برای ترجمه آنها نیاز به قرائن میباشد رخ میدهد

انسانهای بد صفت آیات متشابه قران را بدون در نظر گرفتن قرائن ترجمه میکنند و هدفشان از این کار یا ایجاد فتنه است یا برای حرفای بی اساس خود به دنبال دلیل هستند که ایات متشابه می توانند چنین کمکی به آنها بکنند

در هر حال برای فهم ایات قرآن باید همه ایات و روایات ذیل آنها را در نظر گرفت تا به معنای خطا بر خورد نکنیم

 

این آیه و روایات زیر پیرامون همین مبحث میباشد :

 

 آل‏عمران : 7   هُوَ الَّذی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذینَ فی‏ قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْویلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْویلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ  

 


او کسى است که این کتاب  را بر تو نازل کرد، که قسمتى از آن، آیات «محکم»  است که اساس این کتاب مى‏باشد (و هر گونه پیچیدگى در آیات دیگر، با مراجعه به اینها، برطرف مى‏گردد.)  

و قسمتى از آن، «متشابه» است  

[آیاتى که به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مى‏رود ولى با توجه به آیات محکم، تفسیر آنها آشکار مى‏گردد.] 

 

 اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‏انگیزى کنند 

 (و مردم را گمراه سازند) 

 و تفسیر (نادرستى) براى آن مى‏طلبند 

 در حالى که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‏دانند.  

 

(آنها که به دنبال فهم و درکِ اسرارِ همه آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهى) مى‏گویند:  

«ما به همه آن ایمان آوردیم همه از طرف پروردگارِ ماست.»  

و جز صاحبان عقل، متذکر نمى‏شوند (و این حقیقت را درک نمى‏کنند). (7)

 

 

 

 

امام رضا علیه السلام فرمودند : 

که رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند : 

 

خداوند تبارک وتعالی گفت : به من ایمان  نیاورده کسی که  کلام من را  با نظر  خود   تفسیر کند و از معنای ظاهری کلام با رای خود  صرف نظر به معنایی دیگر  کند. 

 

 

مستدرک‏الوسائل     17     327   

قَالَ الرِّضَا ع إِنَّ النَّبِیَّ ص قَالَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى مَا آمَنَ بِی مَنْ فَسَّرَ بِرَأْیِهِ کَلَامِی الْخَبَرَ

 

 

حرمت فتوای به رای  

 

اسحاق بن عمار نقل  میکند امام صادق علیه السلام در حدیثی چنین فرمودند :

این کسانی که  ادعامیکنند  فقهاء و علماء هستند گمان میکنند جمیع فقه و دین وهر آنچه امت به  آن نیاز دارند را  اثبات کرده اند در حالی که آنها در حالتی  نیستند که  تمام علم  رسول  خدا  صلی الله علیه وآله  را بدانند واصلا آن علم  به سمت  آنها حرکت  نکرده و هرگز آنها  آن علم را  نمیشناسند .علتش  این است که  وقتی چیزی از حلال و حرام و احکام به آنها  میرسد و در آن مورد سوال  میشوند و نزد  آنها اثر و روایتی از پیامبراکرم صلی الله علیه واله  نیست و علاوه بر این میترسند که مردم آنها را به جهالت  متهم کنند و علاوه بر این دلشان نمیخواهد  که وقتی سوالی از آنها پرسیده  شد نتوانند جواب آنرا بدهند تا مردم به معدن علم رجوع کنند و علم را از اهلش بگیرند ؛ به این خاطر از قیاس استفاده  میکنند واز نظر  خود در دین خدا  استفاده میکنند و آثار رسیده  از رسول خدا  صلی الله علیه واله  را رها  میکنند و به  بدعت ها  نزدیک  میشوند واین در حالی  است که رسول  خدا  صلی الله علیه واله  فرمودند هر بدعتی گمراهیست واگر آنها  زمانی که  از مسئله ای سوال  میشوند که در آن زمینه روایتی از رسول خدا  ندارند آن  مسئله را  به خدا و رسولش وصاحبان امرشان رد کنند آنگاه متوجه میشدید آن کسانی که  اهل  استنباط احکام هستند واز آل محمد صلی الله علیه واله  هستند  به ان مسئله آگاه میباشند . 

 

 

(1) وسائل‏الشیعة     27     61    6- باب عدم جواز القضاء و الحکم بالرای

33199-  وَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ یَظُنُّ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ یَدَّعُونَ أَنَّهُمْ فُقَهَاءُ عُلَمَاءُ أَنَّهُمْ قَدْ أَثْبَتُوا جَمِیعَ الْفِقْهِ وَ الدِّینِ مِمَّا تَحْتَاجُ إِلَیْهِ الْأُمَّةُ وَ لَیْسَ کُلُّ عِلْمِ رَسُولِ اللَّهِ ص عَلِمُوهُ وَ لَا صَارَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ لَا عَرَفُوهُ وَ ذَلِکَ أَنَّ الشَّیْ‏ءَ مِنَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ الْأَحْکَامِ یَرِدُ عَلَیْهِمْ فَیُسْأَلُونَ عَنْهُ وَ لَا یَکُونُ عِنْدَهُمْ فِیهِ أَثَرٌ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ یَسْتَحْیُونَ أَنْ یَنْسُبَهُمُ النَّاسُ إِلَى الْجَهْلِ وَ یَکْرَهُونَ أَنْ یُسْأَلُوا فَلَا یُجِیبُوا فَیَطْلُبَ النَّاسُ الْعِلْمَ مِنْ مَعْدِنِهِ فَلِذَلِکَ اسْتَعْمَلُوا الرَّأْیَ وَ الْقِیَاسَ فِی دِینِ اللَّهِ وَ تَرَکُوا الْآثَارَ وَ دَانُوا بِالْبِدَعِ وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص کُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ فَلَوْ أَنَّهُمْ إِذَا سُئِلُوا عَنْ شَیْ‏ءٍ مِنْ دِینِ اللَّهِ فَلَمْ یَکُنْ عِنْدَهُمْ فِیهِ أَثَرٌ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص رَدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلَى أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص 

  

 

 

روایتی دیگر:

امام صادق علیه السلام فرمودند :

هیچ مسئله ای نیست که دو نفر در آن مسئله اختلاف با هم پیدا کنند مگر این که برای آن مسئله اصلی در قرآن خواهد بود .لکن عقل های مردان به آن نمیرسد .

 

(الكافي     1     6۰
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا مِنْ أَمْرٍ يَخْتَلِفُ فِيهِ اثْنَانِ إِلَّا وَ لَهُ أَصْلٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَكِنْ لَا تَبْلُغُهُ عُقُولُ الرِّجَالِ 
 

 روایتی دیگر:

عبد الرحمن پسر سمره نقل میکند که

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند:

کسانی  كه در دين خدا  جدال  وستیزه جویی می کنند در زبان هفتاد پيامبرخدا لعن شده‏اند.

وهر كس در آيات خدا جدال و ستیزه جویی  كند كافر است.

 خداى عز وجل (در سوره غافر آيه 4) فرموده است (  در آيات خدا جدال نمی كنند مگر آن كسانى كه كافرشده اند ،دگرگونی آنان در شهرها تو را فریب ندهد)

 

 هر كس قرآن را به رأى خودش تفسير كند به  خدا دروغ بسته است

و هر كس بدون علم  به مردم فتوى بدهد، ملائكه آسمان و زمين او را لعن می كنند،

هر بدعتى گمراهى است و هر گمراهى به سوی آتش ختم میشود ،

 

 عبد الرحمن بن سمره در ادامه می گويد به رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) عرض كردم:

 يا رسول اللَّه مرا به سوی نجات هدایت فرمایید ،

 فرمودند:  اى عبد الرحمن  هر گاه خواسته های مردم مختلف شد و آراء و نظرات از یکدیگر جداشدند و تفرقه پیدا کردند ، در آن زمان بر تو واجب است که همراه و ملازم على بن ابى طالب باشی .

 زيرا او امام امت و خليفه من ، بعد از من است.

زیرا  او همان ( فاروقى ) است  كه ميان حق و باطل را جدا ميكند (و فرق خواهد گذاشت )

هر كس از اوچیزی را بپرسد، او جواب دهد

 و هر كس از او راهنمایی بخواهد او راهنماییش کند

و هر كس حق را از او طلب کند حق را پیدا خواهد کرد

وهر كس هدايت را از پیش او طلب کند آنرا بدست خواهد آورد

هر كس به او پناه ببرد ، او را در امنيت قرار دهد،

هر كس به او تمسک کند ، نجاتش دهد

 و هر كس به او اقتداء كند او را هدايت نمايد

 اى عبد الرحمن

هر كس تسلیم او شود سلامت خواهد ماند

 و هر کس با او  دشمنى كند هلاك میشود

اى عبد الرحمن

 على از من است

 روحش از روح من است

 و خاكش از خاك من است

او برادر من است و من برادر او

 و او شوهر دختر من فاطمه است

فاطمه ای  كه سيده زنان عالم است ، زنان اولين و آخرين .

و دو امام امت من  و دو سيد جوانان اهل بهشت حسن و حسين از او هستند

و نه نفر از فرزندان حسين ( عليهم السلام) از او هستند

که  نهمين آنان قائم امت من است ،

که او زمين را از عدل و داد پر میکند  همانگونه که از ظلم و جور پر شده است .

 

آدرس به همراه  متن عربی :

كمال الدين و تمام النعمة    ج‏1    257    24 باب ما روي عن النبي ص في النص على القائم ع و أنه الثاني عشر من الأئمة ع .....  ص : 256

1 حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنِي عَمِّي مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي الْقَاسِمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الصَّيْرَفِيِّ الْكُوفِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ الْجُعْفِيِّ عَنْ سَعِيدِ بْنِ الْمُسَيَّبِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَمُرَةَ قال :

 قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله :

 لُعِنَ الْمُجَادِلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ عَلَى لِسَانِ سَبْعِينَ نَبِيّاً وَ مَنْ جَادَلَ فِي آيَاتِ اللَّهِ فَقَدْ كَفَرَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ما يُجادِلُ فِي آياتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلادِ وَ مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَأْيِهِ فَقَدِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ مَنْ أَفْتَى النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَلَعَنَتْهُ مَلَائِكَةُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ كُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ وَ كُلُّ ضَلَالَةٍ سَبِيلُهَا إِلَى النَّارِ قَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ سَمُرَةَ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَرْشِدْنِي إِلَى النَّجَاةِ فَقَالَ يَا ابْنَ سَمُرَةَ إِذَا اخْتَلَفَتِ الْأَهْوَاءُ وَ تَفَرَّقَتِ الْآرَاءُ فَعَلَيْكَ بِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَإِنَّهُ إِمَامُ أُمَّتِي وَ خَلِيفَتِي عَلَيْهِمْ مِنْ بَعْدِي وَ هُوَ الْفَارُوقُ الَّذِي يُمَيِّزُ بِهِ بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ مَنْ سَأَلَهُ أَجَابَهُ وَ مَنِ اسْتَرْشَدَهُ أَرْشَدَهُ وَ مَنْ طَلَبَ الْحَقَّ عِنْدَهُ وَجَدَهُ وَ مَنِ الْتَمَسَ الْهُدَى لَدَيْهِ صَادَفَهُ وَ مَنْ لَجَأَ إِلَيْهِ آمَنَهُ وَ مَنِ اسْتَمْسَكَ بِهِ نَجَّاهُ وَ مَنِ اقْتَدَى بِهِ هَدَاهُ يَا ابْنَ سَمُرَةَ سَلِمَ مِنْكُمْ مَنْ سَلَّمَ لَهُ وَ وَالاهُ وَ هَلَكَ مَنْ رَدَّ عَلَيْهِ وَ عَادَاهُ يَا ابْنَ سَمُرَةَ إِنَّ عَلِيّاً مِنِّي رُوحُهُ مِنْ رُوحِي وَ طِينَتُهُ مِنْ طِينَتِي وَ هُوَ أَخِي وَ أَنَا أَخُوهُ وَ هُوَ زَوْجُ ابْنَتِي فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ إِنَّ مِنْهُ إِمَامَيْ أُمَّتِي وَ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ تِسْعَةً مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ تَاسِعُهُمْ قَائِمُ أُمَّتِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما

زمین ارث صالحان است

 به نام خدا  

 

 ارث همان چیزی است که از آن محروم بوده اید اما از این به بعد  حق تصرف در آن چیز را پیدا میکنید .

 بر این حساب انسانهای صالح از حق طبیعی خودشان که حکومت بر زمین است  محروم مانده اند و  

بر طبق وعده خدا روزی آنها به ارثشان خواهند رسید .

 

اما چرا زمین ارث انسانهای صالح است ؟


چون خداوند به عنوان اولین قاضی آسمانها و زمین  

و تنها قاضی و حکمران آسمانها و زمین  

هدف از خلقت آسمانها و زمین را پرستش خدا معرفی میکند .

بنابراین هیچ کس حق انجام  هیچ کاری که مخالفت با بندگی خدا را داشته باشد ندارد . 

واگر مخالف با بندگی خدا  گام بر دارد نه خون او حرمت دارد  نه مال  او  و نه آبرو  و ناموس او  . 

 

 الإسراء : 23   وَ قَضى‏ رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ  

وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَريماً
و پروردگارت  قضاوت کرده که جز او را نپرستيد! 

 و به پدر و مادر نيكى كنيد! هر گاه يكى از آن دو، يا هر دوى آنها، نزد تو به سن پيرى رسند، كمترين اهانتى به آنها روا مدار! و بر آنها فرياد مزن! و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آنها بگو!  

 

 الذاريات : 56   وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ
من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند. 

 

التوبة : 29   قاتِلُوا الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا يَدينُونَ دينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ
كسانى را كه نه به خداايمان  مى‏]ورند و نه به روز  قيامت ايمان دارند، و نه آنچه را  كه خدا و رسولش  حرام كرده اندحرام مى  دانند و نه آيين حق را مى‏پذيرند، بكشيد تا  اينكه كه با خضوع و تسليم، جزيه را به دست خود  به شما بپردازند! 

 

الأنبياء : 105   وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ
در زبور  نوشتيم بعد از اينكه در تورات  نوشتيم‏كه :
زمين را بندگان شايسته من ارث خواهند برد

 

رسول اعظم صلی الله علیه وآله فرمودند : 

 یا علی، خداوند تبارک و تعالی فاطمه را به ازدواج تو در آورد و مهریه اش را تمام زمین قرار داد . پس هر کس بر روی زمین راه برود در حالی که کینه و دشمنی  نسبت به تو دارد  راه رفتنش حرام است . 

   َ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَا عَلِیُّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ زَوَّجَکَ فَاطِمَةَ وَ جَعَلَ صَدَاقَهَا الْأَرْضَ فَمَنْ مَشَى عَلَیْهَا مُبْغِضاً لَکَ مَشَى حَرَاماً                                   بحارالأنوار     37     70  

 

وعده خدا به مومنین : حکومت زمین را به شما بر خواهم گرداند .

 

النور : 55   وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَني‏ لا يُشْرِكُونَ بي‏ شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ

خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده اند

و كارهاى شايسته انجام داده‏اند

 وعده مى‏دهد

 كه قطعاً آنان را حكمران روى زمين خواهد كرد،

 همان گونه كه به پيشينيان آنها خلافت روى زمين را بخشيد

 ووعده میدهد که دين و آيينى را كه براى آنان پسنديده، پابرجا و ريشه‏دار خواهد ساخت

و ترسشان را به امنيّت و آرامش تبدیل مى‏كند،

تا اینکه  تنها مرا بپرستند و کوچک ترین شرکی به من نورزند

. و كسانى كه پس از آن كافر شوند، آنها فاسقانند. (55)

 

کافرین در زمین پایدار نیستند :

النور : 57   لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا مُعْجِزينَ فِي الْأَرْضِ وَ مَأْواهُمُ النَّارُ وَ لَبِئْسَ الْمَصيرُ
گمان نکن که كافران در زمین خدا را عاجز خواهند کرد !

و تنها ماوای آنان آتش است، و چه بد جايگاهى است!

 

تمسخر خدا

بسم الله الرحمن الرحیم

 

   متقین کسانی هستند که هر گاه  کار زشتی را انجام دادند یا به خودشان ظلم کردند ،خدا را یاد میکنند 

و خداوند برای گناهانشان  استغفار  میکنند . 

و البته چه کسی جز خدا  گناهان را میبخشد؟

و متقین کسانی هستند که دیگر بر گناهشان  اصرار نمیورزند وآنها علم دارند . 

 

 

آل‏عمران : 135   وَ الَّذينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ  

 امام هادی علیه السلام فرمودند :

توبه نصوح آن است که باطن مانند  ظاهر شود .

( نه آنکه  بر زبان از چیزی توبه کنی که   هنوز  به آن میل درونی  داری)  

95 منتخب میزان الحکمه

 

امام رضا علیه السلام فرمودند :  

هر کس از گناهی استغفار کند که آنرا انجام میدهد مانند این است که خدا را  به تمسخر گرفته است . 

 

وَ قَالَ الرِّضَا ع مَنِ اسْتَغْفَرَ مِنْ ذَنْبٍ وَ هُوَ يَعْمَلُهُ فَكَأَنَّمَا يَسْتَهْزِئُ بِرَبِّهِ .           بحارالأنوار     90     282   

عاقبت متقین در تقواست

 

به نام خدا

 

الزمر : 61   وَ يُنَجِّي اللَّهُ الَّذينَ اتَّقَوْا بِمَفازَتِهِمْ لا يَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ


و خداوند كسانى را كه تقوا پيشه كردند با رستگارى رهايى مى‏بخشد

هيچ بدى به آنان نمى‏رسد و هرگز غمگين نخواهند شد. (61)

چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟

 

به نام خدا

 

بعضی از خودباختگان  بی فکر میگویند :

چگونه مي توان در جامعه اي كه دختران را زنده به گور مي كردند توقع داشت پيامبر بيايد و زني را به عنوان رهبر يك جامعه منصوب نمايد؟ جامعه آن روز پذيرش اين مطلب را نداشت همانطور كه امروز هم برخي افراد جامعه با همه آگاهي ها و پيشرفت ها توان پذيرش و تحمل برخي ديدگاهها را ندارد

 اما حقیقت امر:

 

اینکه  پیامبرصلی الله علیه وآله  زنی را  به  عنوان  یک  رئیس  در جامعه  آنروز  انتخاب   نکرد  بماند  بلکه  عملی  انجام  داد  که  دقیقا  مخالف  و معارض با  این کار است :

شما  تا بحال  این  روایت را  نخوانده اید؟  (کمی پایین تر  ذکر میکنم )

 

آیا  پیامبر  تحت الشعاع   افکار  جامعه آن  زمان  بود  که  این  روایت  را  فرمود:

اگر  چنین  است  ما  نیاز به  یک  پیامبر دیگر داریم  که  بدون  اینکه   از  کسی  بترسد  دین  خدا را  بیان  کند .

نیاز به  پیامبری داریم که تمام  آنچه  مورد نیاز  بشر  است را  بیان  کند و اگر  بیان  نکند آنگاه  ما متدیّن  به  دینی  شدیم که  ناقص است .

البته  باید دید حضور زن در  جامعه بهتر  است  یا عدم حضورش؟

 نظر  شما  چیست؟

شما بفرمایید؟

لابد پیامبر که  فرموده  عدم  حضورش بهتراست   در مقام  تشریع  نبوده  اولا  

 ترس از مردم  داشته   ثانیا

 توانایی  تغییر  افکار مردم   را نداشته  ثالثا

 پیامبر  فقط میتوانسته   نظر  مردم را  راجع  به سوسمار خوری  و شراب  خوری و زنا  عوض کند  حال آنکه  بسیاری  حتی به  خاطر  این حکم  حاضر  به  پذیرش  اسلام  نشدند و ترجیح  دادند  شراب بخورند ویا زنا  بکنند  اما  مسلمان  نشوند  .

و خودش   مصداق  این آیه  شریفه  هرگز  نخواهد  بود  البته بر طبق  دیدگاه شما

الأحزاب : 39   الَّذينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ حَسيباً 

(پيامبران) كسانى بودند كه تبليغ رسالتهاى الهى مى‏كردند( تبلیغ  رسالت الهی آری تبلیغ  رسالت  الهی) و (تنها) از او مى ترسيدند، و از هيچ كس جز خدا بيم نداشتند و همين بس كه خداوند حسابگر (و پاداش‏دهنده اعمال آنها) است! (39)

ما  هستیم و دوراهی  انتخاب

کلام  پیامبری را انتخاب کنیم  که  فلسفه  وجودیش بیان  تمام  احکامی هست  که در راستای سعادت بشریت است و باید  در راستای  تبلیغ  دین خدا  از همه  چیز مایه  بگذارد  حتی از آبرویش و  از هیچ کس  نترسد  ،

یا  کلام  کسی  به گمان  او  موضوعی  هست  که خدا  از بیان حکمش  فرو گذار  کرده  و علت  این  فرو گذاری  شرایط  اجتماعی بوده است؟

 

وسائل‏الشيعة     20     67    24- باب استحباب حبس المرأة في بيتها

25054-  عَلِيُّ بْنُ عِيسَى فِي كَشْفِ الْغُمَّةِ نَقْلًا مِنْ كِتَابِ أَخْبَارِ فَاطِمَةَ ع لِابْنِ بَابَوَيْهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ كُنَّا عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ أَخْبِرُونِي أَيُّ شَيْ‏ءٍ خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ فَعَيِينَا بِذَلِكَ كُلُّنَا حَتَّى تَفَرَّقْنَا فَرَجَعْتُ إِلَى فَاطِمَةَ ع فَأَخْبَرْتُهَا بِالَّذِي قَالَ لَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص وَ لَيْسَ أَحَدٌ مِنَّا عَلِمَهُ وَ لَا عَرَفَهُ فَقَالَتْ وَ لَكِنِّي أَعْرِفُهُ خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ فَرَجَعْتُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ سَأَلْتَنَا أَيُّ شَيْ‏ءٍ خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ خَيْرٌ لَهُنَّ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ فَقَالَ مَنْ أَخْبَرَكَ فَلَمْ تَعْلَمْهُ وَ أَنْتَ عِنْدِي فَقُلْتُ فَاطِمَةُ فَأَعْجَبَ ذَلِكَ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ قَالَ إِنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّي

 

 علی  علیه السلام  امیر مومنان  میفرماید :

 هم نشین  رسول  خدا  صلی الله عله واله  بودیم .

حضرت  رسول  فرمودند به من بگویید  چه  چیز  برای  برای  زنان  از همه  بهتر است؟

هیچ کدام  ما  از  عهده  پاسخ  برنیامیدیم  تا  اینکه  پراکنده  شدیم

آنگاه من به سوی  حضرت زهرا سلام الله  علیها رفتم و داستان را برای  او نقل  کردم

حضرت زهرا  فرمودند  ولی من میدانم :

بهترین  چیز  برای  آنها  این است  که  نه آنها  مردی را  ببینند و نه مردی  آنها را ببیند

آنگاه  من  خدمت رسول  خدا  رسیدم و عرضه  کردم  از ما پرسیدید  بهترین  چیز برای  زنان  چیست   بهترین  چیز  این است  که نه  آنها مردی را ببینند و نه مردی آنها را ببیند

حضرت فرمود چه کسی  این  جواب را به تو  گفته در حالی که تو  نمیدانستی؟

عرضه  کردم  فاطمه گفته است

در این  هنگام  رسول  خدا  متعجب  شد و  فرمود  فاطمه  پاره  تن من است .

 

 

یا مثلا  این  روایت  که پیامبر اکرم صلی الله  علیه واله 

 قول  فاطمه  سلام الله  علیها  را  تصدیق  میکنند آنهم زمانی  که حضرت زهرا  سلام الله علیها میفرمایند  نزدیک ترین  حالتی که زن  به  خدا وند داردزمانی است که  درانتهای خانه خود  میباشد .

 

(9) مستدرك‏الوسائل     14     182    21- باب استحباب حبس المرأة في بيتها

16450-  2، وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ ع أَنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ ص دَخَلَ عَلَيْهَا عَلِيٌّ ع وَ بِهِ كَآبَةٌ شَدِيدَةٌ فَقَالَتْ مَا هَذِهِ الْكَآبَةُ فَقَالَ سَأَلَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص عَنْ مَسْأَلَةٍ وَ لَمْ يَكُنْ عِنْدَنَا جَوَابٌ لَهَا فَقَالَتْ وَ مَا الْمَسْأَلَةُ قَالَ سَأَلَنَا عَنِ الْمَرْأَةِ مَا هِيَ قُلْنَا عَوْرَةٌ قَالَ فَمَتَى تَكُونُ أَدْنَى مِنْ رَبِّهَا فَلَمْ نَدَرِ قَالَتِ ارْجِعْ إِلَيْهِ فَأَعْلِمْهُ أَنَّ أَدْنَى مَا تَكُونُ مِنْ رَبِّهَا أَنْ تَلْزَمَ قَعْرَ بَيْتِهَا فَانْطَلَقَ فَأَخْبَرَ النَّبِيَّ ص فَقَالَ مَا ذَا مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِكَ يَا عَلِيُّ فَأَخْبَرَهُ أَنَّ فَاطِمَةَ ع أَخْبَرَتْهُ فَقَالَ صَدَقَتْ إِنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّي

 

 

 یا  این  روایت  را  که  پیامبر  صلی الله  علیه واله  میفرمایند :

زنان  عورتند و عورت را  با  خانه ها  بپوشانید .

 

الكافي     5     534    باب التسليم على النساء .....  ص : 4

80    عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ [عَنْ أَبِيهِ‏] عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع لَا تَبْدَءُوا النِّسَاءَ بِالسَّلَامِ وَ لَا تَدْعُوهُنَّ إِلَى الطَّعَامِ فَإِنَّ النَّبِيَّ ص قَالَ النِّسَاءُ عَيٌّ وَ عَوْرَةٌ فَاسْتُرُوا عِيَّهُنَّ بِالسُّكُوتِ وَ اسْتُرُوا عَوْرَاتِهِنَّ بِالْبُيُوتِ  وفی الاخری والعوره  بالبیوت

 

 

یا  این  وصیت  حضرت  امیر علیه السلام  به امام  حسن  علیهما السلام :

 که ای پسرم  اگر  توانستی  کاری کنی که  همسرت  غیر  تو را از مردان  نشناسد  پس  چنین کن

 

 

الكافي     5     337    باب ما يستحب من تزويج النساء عند بل

80    أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عَنْبَسَةَ عَنْ عُبَادَةَ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع وَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَاصِمِيُّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي رِسَالَتِهِ إِلَى الْحَسَنِ

 

 فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ لَا يَعْرِفْنَ غَيْرَكَ مِنَ الرِّجَالِ فَافْعَلْ

 

 

آنقدر روایات  این باب زیاد است  که بیان آن  ساعتها  وقت  میبرد .

اما به قصد  تبرک هم  که شده چند روایت  دیگر از کتاب جامع احادیث الشیعه ایه الله  بروجردی جلد 25 باب 45 برایتان در موضوعات زیر  نقل  میکنم :

 

حضرت  آقایی که مدعیست رسول خدا  صلی الله علیه واله به خاطر  شرایط  اجتماع نمیتوانسته به زنان  اجازه بدهد ریاست  کنند ؛ آیا رسول خدا را  به عنوان  تشریع کننده احکام خدا  قبول دارید ؟

اگر قبول داریدآیا به فرض اینکه رسول  خدا  صلی الله علیه واله  نتواند به واسطه  طرز  تفکرافراد جامعه چنین  اقدام بزرگی  را عملی کند  و زنی را به  عنوان رئیس بر  جامعه  انتخاب  کند آیا نباید تفکر  جامعه را  برای  پذیرش  این امر  مهم  آماده  کند؟

وآیا  برای آماده کردن  تفکر  جامعه  نباید  بر  خلاف  آنچه جامعه گمان میکند  حق  است  گام  بردارد؟

پس چرا  رسول  خدا درست  در همان  جهت تفکر افکار جامعه آنروز حکم میکند؟

آیا رسول  خدا  صلی الله علیه وآله  تحت  تاثیر افکار انها  قرار گرفته است؟

عجیب است رسولی که باید افکار را تغییر دهد خود  تحت تاثیر افکارجامعه اش قراربگیرد؟

 

اگر میگویید حکمی در این  زمینه بیان نکرده  که  بخواهد  موافق  یا مخالف  افکار  عمومی جامعه  باشد  پس چرا در  این  روایت  میفرماید رسول  خدا  صلی الله  علیه وآله وقتی  عازم  جنگ میشد  اول با زنان  خود مشورت  میکرد و بعد  مخالف  نظر آنها عمل  میکرد؟

 

الكافي     5     518    باب في ترك طاعتهن .....  ص : 516

80        مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَيْفٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ رَفَعَهُ قَالَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا أَرَادَ الْحَرْبَ دَعَا نِسَاءَهُ فَاسْتَشَارَهُنَّ ثُمَّ خَالَفَهُنَّ

 

 

یا  این  که رسول خدا  صلی الله علیه و اله  چنین میفرمودند :اطاعت از زنان پشیمانی می آورد .

 

الكافي     5     517    باب في ترك طاعتهن .....  ص : 516

4-  وَ بِإِسْنَادِهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ طَاعَةُ الْمَرْأَةِ نَدَامَةٌ

 

الجعفريات          231    أول كتاب غير مترجم .....  ص : 229

 و بإسناده عن جعفر بن محمد عن أبيه عن جده علي بن الحسين عن أبيه عن علي بن أبي طالب ع قال قال رسول الله ص حسن الملكة يمن و سوء الخلق شوم و طاعة المرأة ندامة و الصدقة تدفع عن ميتة السوء

 

 

یا اینکه حضرت  حضور زن را در نماز جماعت  و نماز جمعه برداشته و از مشورت با آنها نهی میکردند؟

 

 

(11) من‏لايحضره‏الفقيه     4     362    باب النوادر و هو آخر أبواب الكتاب .

 762-  رَوَى حَمَّادُ بْنُ عَمْرٍو وَ أَنَسُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ لَهُ يَا عَلِيُّ أُوصِيكَ بِوَصِيَّةٍ فَاحْفَظْها

ُ يَا عَلِيُّ لَيْسَ عَلَى النِّسَاءِ جُمُعَةٌ وَ لَا جَمَاعَةٌ وَ لَا أَذَانٌ وَ لَا إِقَامَةٌ وَ لَا عِيَادَةُ مَرِيضٍ وَ لَا اتِّبَاعُ جَنَازَةٍ وَ لَا هَرْوَلَةٌ بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ وَ لَا اسْتِلَامُ الْحَجَرِ وَ لَا حَلْقٌ وَ لَا تَوَلِّي الْقَضَاءِ وَ لَا تُسْتَشَارُ وَ لَا تَذْبَحُ إِلَّا عِنْدَ الضَّرُورَةِ وَ لَا تَجْهَرُ بِالتَّلْبِيَةِ وَ لَا تُقِيمُ عِنْدَ قَبْرٍ وَ لَا تَسْمَعُ الْخُطْبَةَ وَ لَا تَتَوَلَّى التَّزْوِيجَ بِنَفْسِهَا وَ لَا تَخْرُجُ مِنْ بَيْتِ زَوْجِهَا إِلَّا بِإِذْنِهِ فَإِنْ خَرَجَتْ بِغَيْرِ إِذْنِهِ لَعَنَهَا اللَّهُ وَ جَبْرَئِيلُ وَ مِيكَائِيلُ وَ لَا تُعْطِي مِنْ بَيْتِ زَوْجِهَا شَيْئاً إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ لَا تَبِيتُ وَ زَوْجُهَا عَلَيْهَا سَاخِطٌ وَ إِنْ كَانَ ظَالِماً لَهَا

 

 

عجیب است که رسول  خدا در روایات فوق که منقول از حضرت زهرا سلام الله علیها  بود بهترین  چیز را برای زن  انتهای خانه اش معرفی میکنند و میفرمایند بهترین  چیز برای او  این است که نه مردی او را ببیند و نه  او مردی را . و این  در حالی است  که  قرار است  رسول  خدا صلی الله  علیه و آله  به  قول  شما  یک زن را به عنوان  رئیس  انتخاب کند ولی به  خاطر  اوضاع  جامعه نمیتواند  !!

کجایید ؟

 

در پایان ، این دو   روایت  زیبا را  از حضرت  امیر مومنان علی علیه السلام برایتان  نقل  میکنم که  حضرت  فرمودند:

 ملعون است هر مردی که  امور  او را  یک زن  تدبیر  کند .

 

الكافي     5     518    باب في ترك طاعتهن .....  ص : 516

80        وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ص كُلُّ امْرِئٍ تُدَبِّرُهُ امْرَأَةٌ فَهُوَ مَلْعُونٌ

 

 قبل از مطالعه این روایت در نظر داشته باشید که هر نقصی  مساوی با یک عیب نیست بلکه معرف یک نیاز است .

مثال یک لیوان اب را در نظر داشته باشید که  نسبت به یک پارچ دارای نقص و کمبود است اما اگر  ازتمام ظرفیت ان لیوان استفاده شود کامل خواهد بود .

ظرفیت عقل زن نسبت به ظرفیت عقل مرد کمتر است اما خیلی از زنان از تمام ظرفیت خود استفاده میکنند بر خلاف خیلی از مردان !

 

 

در  نهج البلاغه بعد از  اتمام جنگ  جمل  که مسبب آن  یک زن بود   چنین  فرمودند :

ای مردم  بدانید و آگاه باشید که زنان ایمانشان و بهرمندی و عقلشان  ناقص است .

دینشان  ناقص است  به  خاطر  همین ، در ایام  حیضشان  نماز و روزه  نمیگیرند .

عقلشان  ناقص است به خاطر  همین ، شهادت دو نفر  از آنها در مقابل  شهادت  یک مرد  قرار گرفته  است .

بهرمندی آنها  ناقص است  به خاطر همین ، ارث آنها  نصف  ارث مردان  میباشد .

بنابر این از بهترین  آنها  بر  حذر  باشید واز آنها  در امور  نیک و معروف  تبعیت  نکنید  تا اینکه  از شما  در امور منکر توقع اطاعت  نداشته باشند و در شما برای منکر  طمع نکنند .

 

80 و من خطبة له ع بعد فراغه من حرب الجمل في ذم النساء ببيان نقصهن .....  ص : 105

مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِيمَانِ نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ

                        نهج البلاغة، ص: 106

نَوَاقِصُ الْعُقُولِ فَأَمَّا نُقْصَانُ إِيمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الصِّيَامِ فِي أَيَّامِ حَيْضِهِنَّ وَ أَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَيْنِ كَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ وَ أَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِيثُهُنَّ عَلَى الْأَنْصَافِ مِنْ مَوَارِيثِ الرِّجَالِ فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ كُونُوا مِنْ خِيَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ وَ لَا تُطِيعُوهُنَّ فِي الْمَعْرُوفِ حَتَّى لَا يَطْمَعْنَ فِي الْمُنْكَر

 

  این  روایات  و دهها  روایت  دیگر  که دلالت بر این میکند  که عدم  حضور  زن در جامعه  بهتر است از  حضورش ودلالت  میکند براین که زن  حتی در  امور  یک  جامعه کوچک  به نام خانواده  توانایی اینکه  بخواهد تدبیر امور را  بکند ندارد واینکه  اراده  الهی  تعلق  گرفته  که مرد  قوّام  در امور  زندگی باشد و مسئولیت اداره  زندگی را به دوش بکشد تا  چه رسد  به  اداره یک جامعه بزرگ  که  بازهم رسول خدا  برای اداره  آن خلاف  مشاوره آنها  عمل  مینمودند والبته برای بیان  چنین حکم  خطیری  نیاز به  فرهنگ  سازی نداشتند وبلکه به خلاف آنچه  شما انرا  فرهنگ مینامید  گام بر داشتند    .

 و آیا هنوز هم  معتقد هستید خداوند  حکم حضور زن را در جامعه  مشخص و معین نکرده است ؟

تا  اینکه نوبت  به این  برسد  که بخواهید  ریشه یابی  کنید ، چرا  خدا  این حکم را بیان نکرده و علتش را  در اوضاع  فکری  مردم ان  زمان بیابید؟

 

 

 به نقل از کتاب نقد و بررسی احکام مربوط به زنان از دید گاه آقای صانعی. 

  معرفی کتاب در این سایت   http://sa9ee.blogfa.com  

 

این پست ها رو هم ببنید :

 

 

مناظره با خدا

 

 

باران برای بهاریان

به نام خدا

 

باران ؟

نباریده ؟

چراکه دلهاتان خشکیده .

خشکیده ولی نه چون باران نباریده .

 

دل خشکیده باران ندارد.

 

بوتهای خارِ زشت.

بادهای سوزان ِسهو.

خاکهای پراکنده ِ شهوت .

کویر دلتان  لوت ِ لوت است .

چه کردید با خودتان .

 

نم نم  گریهاتان را کجا بردید ؟

برای که گریستید ؟

که برای دلتان  چیزی نمانده ؟

خدا را

خدا را

توبه کنید .

 

شاید  دلتان گلستان شد .

خدا دل های بهاری را  دوست دارد.

 

همه چیز را برای همرنگی  آفریده .

باید  بین دلتان با دل آسمان شباهتی باشد.

 

باران برای بهاریان .

 

درهای باز آسمان ،

برای توبه کنان .

 

دلهاتان بهاری.

رودهاتان جاری.

بازوانتان پر توان .

 

اگر از من تبعیت کنید  وروبرنگردانید همچون مجرمان .

به خدا باز گردید و توبه کنید .

که اوست بسیار بخشنده .

 

نوح : 10   فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً -11 -  يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً

به آنها گفتم: «از پروردگار خويش آمرزش بطلبيد كه او بسيار آمرزنده است ... (10)

تا بارانهاى پربركت آسمان را پى در پى بر شما بفرستد، (11)

هود : 52   وَ يا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى‏ قُوَّتِكُمْ وَ لا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمينَ

و اى قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش كنيد، سپس به سوى او بازگرديد، تا (باران) آسمان را پى در پى برای  شما بفرستد و نيرويى بر نيرويتان بيفزايد! و گنهكارانه، روى (از حق) بر نتابيد!» (52)

معرفی جن در قرآن

 به نام خدا

این هم نکاتی زیبا در مورد جن از متن شریف قرآن

 

جنیان علم به غیب ندارند !

 

سبأ : 14   فَلَمَّا قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ ما دَلَّهُمْ عَلى‏ مَوْتِهِ إِلاَّ دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهينِ

(با اين همه جلال و شكوه سليمان) هنگامى كه مرگ را بر او مقرّر داشتيم، كسى آنها را از مرگ وى آگاه نساخت مگر جنبنده زمين [موريانه‏] كه عصاى او را مى‏خورد (تا شكست و پيكر سليمان فرو افتاد) هنگامى كه بر زمين افتاد جنّيان فهميدند كه اگر از غيب آگاه بودند در عذاب خواركننده باقى نمى‏ماندند!

 

بهترین  زنان چه از بین  انسانها  وچه از بین  جنیان  زنهایی هستند که به کسی غیر از شوهر خود نگاه  نمیکنند .

 

الرحمن : 56   فيهِنَّ قاصِراتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ

در آن باغهاى بهشتى زنانى هستند كه جز به همسران خود عشق نمى‏ورزند و هيچ انس و جنّ پيش از اينها با آنان تماس نگرفته است.

 

جنیان نیز عملیات جنسی دارند !

 

الرحمن : 74   لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ

پيش از بهشتيان هيچ آدمى و جنى به حوریان دست نزده است. (74)

 

تحریف قرآن نه برای جنیان ممکن و مقدور است و نه برای انسانها !

 

الإسراء : 88   قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهيراً

بگو: «اگر انسانها و پريان (جن و انس)  تصميم بگيرند كه همانند اين قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهند آورد هر چند يكديگر را (در اين كار) كمك كنند.

 

پرستش  جن (  یا همان  شیطان پرستی )

 

سبأ : 41   قالُوا سُبْحانَكَ أَنْتَ وَلِيُّنا مِنْ دُونِهِمْ بَلْ كانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُمْ بِهِمْ مُؤْمِنُونَ

آنها مى‏گويند: «منزّهى (از اينكه همتايى داشته باشى)! تنها تو ولىّ مايى، نه آنها . ولی ( دورغ میگفتند و )  جنّ را پرستش مى‏نمودند و اكثرشان به آنها ايمان داشتند!»

 

در بین  جنیان  نیز کسانی هستند که  بعد از فرا گرفتن  علم خدا  برای انذار به نزد قومشان  کوچ میکنند.

 

الأحقاف : 29   وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلى‏ قَوْمِهِمْ مُنْذِرينَ

و گروهى از جن را نزد تو روانه كرديم تا قرآن را بشنوند. چون به حضرتش رسيدند گفتند: گوش فرادهيد. چون به پايان آمد، همانند بيم‏دهندگانى نزد قوم خود بازگشتند. (29)

 

 

قرار نیست ما انسان و  جن را هدایت کنیم  بلکه ما  نشانه ها رو میفرستیم  تا آنها  با  تفکر و اختیار  حق را از غیر  حق تشخیص دهند و هدایت  شوند .

 

السجدة : 13   وَ لَوْ شِئْنا لَآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها وَ لكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعينَ

اگر مى‏خواستيم، هدايت هر كس را به او ارزانى مى‏داشتيم. ولى وعده من كه جهنم را از همه جنيان و آدميان پر مى‏كنم، حق است. (13)

 

هود : 119   إِلاَّ مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعينَ

مگر آنهايى كه پروردگارت بر آنها رحمت آورده و آنها را براى همين بيافريده است. و سخن پروردگار تو بر اين مقرر شده كه: جهنم را از همه جن و انس انباشته مى‏كنم. (119)

 

جن مخلوق خداست  ولی عده ای جن را  قوم و خویش خدا  میدانند یا شریک خدا !!

 

الصافات : 158   وَ جَعَلُوا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً وَ لَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ

و ميان خدا و جنيان خويشاوندى قائل شدند و جنيان مى‏دانند كه احضار شدگانند (158)

 

شیطان هم از جنس جن است هم از انسان !

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ‏

قُلْ أَعُوذُ بِرَبّ‏ِ النَّاسِ(1)

مَلِكِ النَّاسِ(2)

إِلَهِ النَّاسِ(3)

مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الخَْنَّاسِ(4)

الَّذِى يُوَسْوِسُ فىِ صُدُورِ النَّاسِ(5)

مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ(6)به نام خداوند بخشنده مهربان‏

بگو: پناه مى‏برم به پروردگار مردم، (1)

به مالك و حاكم مردم، (2)

به (خدا و) معبود مردم، (3)

از شرّ وسوسه‏گر پنهانكار، (4)

كه در درون سينه انسانها وسوسه مى‏كند، (5)

خواه از جنّ باشد يا از انسان! (6)

 

جنس جن  از آتش است

 

الحجر : 27   وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ

و جن را پيش از آن از آتش سوزنده بى‏دود آفريده بوديم. (27)

الرحمن : 15   وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ

و جن را از شعله‏اى بى‏دود. (15)

 

روز قیامت  انسان و جن

 

الرحمن : 39   فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ

پس در آن روز از گناه هيچ جنى و آدميى نپرسند. (39)

 

 

جن مخلوق خداست . مخلوق خدا نمیتواند شریک خدا  باشد .

 

الأنعام : 100   وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ الْجِنَّ وَ خَلَقَهُمْ وَ خَرَقُوا لَهُ بَنينَ وَ بَناتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ عَمَّا يَصِفُونَ

براى خدا شريكانى از جن قرار دادند و حال آنكه جن را خدا آفريده است. و بى‏هيچ دانشى، به دروغ دخترانى و پسرانى براى او تصور كردند. او منزه است و فراتر است از آنچه وصفش مى‏كنند. (100)

 

هدف از خلقت انسان و جن  پرستش خدا  میباشد  که این هدف  زمانی حاصل  میشود  که اول خدا را  بشناسند : پس میشود گفت  هدف از خلقت  شناخت  خدا است .

 

الذاريات : 56   وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ

جن و انس را جز براى پرستش خود نيافريده‏ام. (56)

 

دشمنان پیامبران هم از جن هستند و هم از انس !

 

الأنعام : 112   وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحي‏ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ

و همچنين براى هر پيامبرى دشمنانى از شياطين انس و جن قرار داديم. براى فريب يكديگر، سخنان آراسته القا مى‏كنند. اگر پروردگارت مى‏خواست، چنين نمى‏كردند. پس با افترايى كه مى‏زنند رهايشان ساز (112)

 

 

جنیان  آدم ها را گمراه کردند بیشتر از اینکه آدمیان آنها را گمراه کنند

 

الأنعام : 128   وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَميعاً يا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ وَ قالَ أَوْلِياؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنا بِبَعْضٍ وَ بَلَغْنا أَجَلَنَا الَّذي أَجَّلْتَ لَنا قالَ النَّارُ مَثْواكُمْ خالِدينَ فيها إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكيمٌ عَليمٌ

و روزى كه همگان را گرد آورد و گويد: اى گروه جنيان، شما بسيارى از آدميان را پيرو خويش ساختيد. يارانشان از ميان آدميان گويند: اى پروردگار ما، ما از يكديگر بهره‏مند مى‏شديم و به پايان زمانى كه براى زيستن ما قرار داده بودى رسيديم. گويد: جايگاه شما آتش است، جاودانه در آنجا خواهيد بود، مگر آنچه خدا بخواهد. هرآينه پروردگار تو حكيم و داناست. (128)

 

برای جنیان  رسولانی فرستده شده که ایات خدا را  بر آنها میخوانند !! ولی دنیا جنیان را نیز فریب میدهد .

 

الأنعام : 130   يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آياتي‏ وَ يُنْذِرُونَكُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا قالُوا شَهِدْنا عَلى‏ أَنْفُسِنا وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ شَهِدُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كانُوا كافِرينَ

اى گروه جنيان و آدميان، آيا بر شما پيامبرانى از خودتان فرستاده نشده تا آيات مرا برايتان بخوانند و شما را از ديدار چنين روزى بترسانند؟ گويند: ما به زيان خويش گواهى مى‏دهيم. زندگى دنيايى آنان را بفريفت و به زيان خود گواهى دادند، كه از كافران بودند. (130)

 

آتش جهنم  جنیان که از جنس اتش هستند را  میسوزاند !!

همانگونه که کلوخ  سر انسان را که از جنس خاک است میشکند !

 

الأعراف : 38   قالَ ادْخُلُوا في‏ أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ فِي النَّارِ كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها حَتَّى إِذَا ادَّارَكُوا فيها جَميعاً قالَتْ أُخْراهُمْ لِأُولاهُمْ رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النَّارِ قالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَ لكِنْ لا تَعْلَمُونَ

گويد: به ميان امتهايى كه پيش از شما بوده‏اند، از جن و انس، در آتش داخل شويد. هر امتى كه به آتش داخل شود امت هم عقیده  خود را لعنت كند. تا چون همگى در آنجا گرد آيند، گروه‏هايى كه پيرو بوده‏اند در باره گروه‏هايى كه پيشوا بوده‏اند گويند: پروردگارا، اينان ما را گمراه كردند، دو چندان در آتش عذابشان كن. گويد: عذاب همه دوچندان است ولى شما نمى‏دانيد. (38)

 

 

 جن غیر مومن  هم مانند  حیوانات  نفهم  است  بلکه بد تر !

 

الأعراف : 179   وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ

براى جهنم بسيارى از جن و انس را بيافريديم. ايشان را دلهايى است كه بدان نمى‏فهمند و چشمهايى است كه بدان نمى‏بينند و گوشهايى است كه بدان نمى‏شنوند. اينان همانند چارپايانند حتى گمراه‏تر از آنهايند. اينان خود غافلانند. (179)

 

 

ابلیس( رئیس شیطانها )  از جنس جنیان است !

 

الكهف : 50   وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُوني‏ وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمينَ بَدَلاً

و آن گاه كه به فرشتگان گفتيم كه آدم را سجده كنيد، همه جز ابليس كه از جن بود و از فرمان پروردگارش سر بتافت ؛  سجده كردند. آيا شيطان و فرزندانش را به جاى من به دوستى مى‏گيريد، حال آنكه دشمن شمايند؟ ظالمان بد چيزى را به جاى خدا برگزيدند. (50)

 

یک دسته از سپاهیان سلیمان علیه السلام  جنیان بودند !

 

 

النمل : 17   وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ

سپاهيان سليمان از جن و آدمى و پرنده گرد آمدند و آنها به صف مى‏رفتند. (17)

 

 

 

 

قدرت  جن بیشتر است یا  قدرت انسان مومن ؟

( اثبات ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام توسط قرآن )

 

قَالَ يَأَيهَُّا الْمَلَؤُاْ أَيُّكُمْ يَأْتِينىِ بِعَرْشهَِا قَبْلَ أَن يَأْتُونىِ مُسْلِمِينَ(38)

سلیمان _ گفت: اى بزرگان، كدام يك از شما تخت او را ( بلقیس)  برايم مى‏آورد؟ (38)

 

قَالَ عِفْرِيتٌ مِّنَ الجِْنّ‏ِ أَنَا ءَاتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ  وَ إِنىّ‏ِ عَلَيْهِ لَقَوِىٌّ أَمِينٌ(39)

 

 

عفريتى از ميان جنها گفت: من، قبل از آنكه از جايت برخيزى، آن را نزد تو حاضر مى‏كنم، كه من بر اين كار هم توانايم و هم امين. (39)

 

قَالَ الَّذِى عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا ءَاتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ  فَلَمَّا رَءَاهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَاذَا مِن فَضْلِ رَبىّ‏ِ لِيَبْلُوَنىِ ءَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ  وَ مَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ  وَ مَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبىّ‏ِ غَنىِ‏ٌّ كَرِيمٌ(40)

و آن كس كه قسمتی از علم کتاب را می دانست گفت: من، پيش از آنكه چشم بر هم زنى، آن را نزد تو مى‏آورم. زمانی که او  تخت  را نزد خود ديد، گفت: اين بخشش پروردگار من است، تا مرا بيازمايد كه سپاسگزارم يا كافر نعمت. پس هر كه سپاس گويد براى خود گفته است و هر كه كفران ورزد پروردگار من بى‏نياز و كريم است. (40)

 

اهل بیت علیهم السلام تمام علم الکتاب را در نزذ خود دارند پس !!

کدام  آیه  اثبات میکند که اهل بیت  علیهم السلام تمام علم کتاب را دارند ؟

 

در این آیه خداوند کسی که  علم الکتاب را دارد  به  عنوان شاهد بر نبوت  حضرت محمد  صلی الله علیه وآله معرفی میکند :

 

الرعد : 43   وَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهيداً بَيْني وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ

كافران مى‏گويند كه تو پيامبر نيستى. بگو: خدا و هر كس كه از كتاب آگاهى داشته باشد، به شهادت ميان من و شما كافى است. (43)

 

و در این  آیه  اسم آن کس که  شاهد بر  نبوت  نبی  میباشد  مشخص و معین  میشود ، این آیه  در مکه  نازل  شده یعنی در سیزده  سالی که  پیامبر اکرم صلی الله  علیه وآله  در مکه  تنها و بی یار و یاور بودند و به  اقرار تمام مورخین و مفسرین تنها کسی که  جرات میکرد  همیشه  همراه  پیامبر باشد و او را  همچون  بچه  شتر به دنبال  مادر  تعقیب کند  امیر مومنین  علی علیه السلام  می باشد .

 

..هود : 17   أَ فَمَنْ كانَ عَلى‏ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى‏ إِماماً وَ رَحْمَةً أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلا تَكُ في‏ مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ

آيا آن كس كه از جانب پروردگار خويش دليلى روشن دارد وهمیشه  همراه او شاهدی از جنس خودش او را  همراهی میکند و قبل  از او تورات  موسی  علیه السلام پيشوا و رحمت بوده است ، به چنین کسی ایمان می آورند  . و هر گروه ديگرى كه به او كافر شود، جايگاهش در آتش است. در آن شك مكن، كه حق است و از جانب پروردگارت آمده است. ولى بيشتر مردم ايمان نمى‏آورند. (17)

 

در این  آیه به وضوح  میبینید که  ایمان به رسول خدا صلی الله علیه وآله شرط ایمان به خدا نامیده شده است .

و به وضوح میبینیم که  شخصی همیشه او را همراهی میکند که البته  خدا  اسم آن  شخص را  شاهد  می نامد و میگوید این  شاهد از جنس خود رسول  خدا صلی الله علیه وآله  می باشد .

 

نتیجه میگیریم که :

شاهد بر نبوت نبی اکرم  دارای تمام علم کتاب است ( بر اساس ایه 43 رعد)

آن شاهد همیشه همراه پیامبر و از جنس اوست ( شاهد منه –منه یعنی از جنس نبی اکرم صلی الله علیه وآله - بر اساس 17 هود )

 

یک آیه دیگر که علی علیه السلام را از جنس نبی صلی الله علیه وآله معرفی میکند:

برگرفته شده از کتاب یا عاقل باش یا دین دار)

آری  علی  است   که  در آیه   مباهله   نفس  رسول  خدا  معرفی  شده و علی  است  که  در  ان روز رسول  خدا   او را  به   عنوان  انفسنا   انتخاب  کرد  همانگونه   که  زهرا  سلام الله علیها  را   به  عنوان   نسائنا  بر  گزید و  حسن و حسین   علیهما  السلام را   به  عنوان  ابنائنا   انتخاب   کرد

 

آل‏عمران : 61   فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبينَ

هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را  ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را     ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود آن گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.

 

امیر مومنین علی علیه السلام در مورد این آیه (قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ)  میفرمایند : من آن کسی هستم که نزدش تمام علم الکتاب میباشد . و خداوند راست میگوید زیرا  به رسول  اکرم صلی الله علیه وآله  وسیله ای برای هدایت  بشر هدیه داده  است و امت و مردم را بدون وسیله ای برای رسیدن به خداو رسولش  تنها نگذاشته است وخود خدا  میگوید ( ای کسانی که  ایمان اورده اید  تقوا  پیشه کنید وبرای رسیدن به  خدا از وسیله  استفاده کنید   مائده 35 )

 

عن أمير المؤمنين «1» (عليه السلام)، في قول الله تبارك و تعالى: قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ «2» قال: «أنا هو الذي عنده علم الكتاب». و قد صدقه الله، و قد أعطاه الوسيلة في الوصية و لا تخلى امة من وسيلة إليه و إلى الله تعالى، فقال: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ.

البرهان فى تفسير القرآن، ج‏3، ص: 92

 

 

امام صادق علیه السلام  میفرمایند :

کسی که تمام علم کتاب نزد اوست امیر مومنین علی علیه السلام است .

در این هنگام از امام صادق در مورد کسی که  قسمتی از علم الکتاب را دارد  پرسیده  شد که آیا او علمش بیشتر است  یا  کسی که تمام علم کتاب را دارد ؟

حضرت  فرمودند :

علم كسى كه مقدارى از علم كتاب را  دارد  نسبت به علم  كسى كه  تمام علم كتاب را  دارد به  اندازه‏ بال پشه ای است که از آب دريا خیس میشود .

 امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: تمام دانشى را كه حضرت آدم از آسمان بزمين فرود آورد و همه امتيازات علمى پيامبران تا خاتم انبياء در اختيار عترت واهل بیت  پيامبر خاتم صلی الله علیه واله است.

 

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏26    160   

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ هُوَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ سُئِلَ عَنِ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَعْلَمُ أَمِ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ فَقَالَ مَا كَانَ عِلْمُ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ عِنْدَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ إِلَّا بِقَدْرِ مَا تَأْخُذُ الْبَعُوضَةُ بِجَنَاحِهَا مِنْ مَاءِ الْبَحْرِ وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ أَلَا إِنَّ الْعِلْمَ الَّذِي هَبَطَ بِهِ آدَمُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ جَمِيعَ مَا فُضِّلَتْ بِهِ النَّبِيُّونَ إِلَى خَاتَمِ النَّبِيِّينَ فِي عِتْرَةِ خَاتَمِ النَّبِيِّين‏

 

در این بحث شیرین توسط  جن و بر تری مومن بر جنیان اثبات  ولایت اهل بیت علیهم اسلام  صورت گرفت .امید وارم بهره مند شده باشد .

 

 

کارگران حضرت سلیمان از جنیان نیز بودند :

 

سبأ : 12   وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ وَ أَسَلْنا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ مَنْ يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنا نُذِقْهُ مِنْ عَذابِ السَّعيرِ

و باد را مسخّر سليمان كرديم. بامدادان يك ماهه راه مى‏رفت و شبانگاه يك ماهه راه میرفت . و چشمه مس را برايش جارى ساختيم و گروهى از جنیان  به فرمان پروردگارش برايش كار مى‏كردند و هر كه از آنان سر از فرمان ما مى‏پيچيد به او عذاب آتش سوزان را مى‏چشانيديم. (12)

 

هم انسان و هم جن هر دو دیگران را  گمراه میکنند :

 

فصلت : 25   وَ قَيَّضْنا لَهُمْ قُرَناءَ فَزَيَّنُوا لَهُمْ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ في‏ أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنَّهُمْ كانُوا خاسِرينَ

و برايشان همدمانى مقدر كرديم و آنان حال و آينده را در نظرشان بياراستند. و بر آنها نيز همانند پيشينيانشان از جن و انس، عذاب مقرر شد. زيرا زيانكار بودند. (25)

 

فصلت : 29   وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا رَبَّنا أَرِنَا الَّذَيْنِ أَضَلاَّنا مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ نَجْعَلْهُما تَحْتَ أَقْدامِنا لِيَكُونا مِنَ الْأَسْفَلينَ

كافران گويند: اى پروردگار ما، آن دو تن را از جن و انس كه ما را گمراه كردند به ما بنمايان، تا پاى بر سر آنها نهيم تا از ما فروتر روند. (29)

 

 بعضی از جنیان نیز مانند انسانها هدایت خدا را  نپذیرفتند و گمراه شدند .

 

الأحقاف : 18   أُولئِكَ الَّذينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ في‏ أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنَّهُمْ كانُوا خاسِرينَ

در باره اينان همان سخن كه در باره امتهاى پيشين از جن و انس گفته شده بود به حقيقت مى‏پيوندد. اينان زيان كنندگانند. (18)

 

جنیان  نیز مانند انسانها  در آسمان و زمین ( کهکشان ) محصور وزندانی هستند

 

الرحمن : 33   يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلاَّ بِسُلْطانٍ

اى گروه جنيان و آدميان، اگر مى‏توانيد كه از كناره‏هاى آسمانها و زمين بيرون رويد، بيرون رويد. ولى بيرون نتوانيد رفت مگر با داشتن قدرتى. (33)

 

 

جنیان  متوجه  اعجاز قرآن باید  بشوند چرا که قرار است  قرآن سبب هدایت  آنها  نیز باشد

 

الجن : 1   قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً

بگو: به من وحى شده است كه گروهى از جن گوش فرا دادند، و گفتند كه ما قرآنى شگفت شنيديم (1)

 

پناه بردن  به غیر خدا  موجب افزایش گمراهی است !!

 

 

الجن : 6   وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً

و نيز مردانى بودند از آدميان كه به مردانى از جن پناه مى‏بردند و بر طغيانشان مى‏افزودند. (6)

 

 

هم جن و هم انسان هر دو دروغ میگویند!!

 

الجن : 5   وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ تَقُولَ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِباً

و ما مى‏پنداشتيم كه آدمى و جن در باره خدا دروغ نمى‏گويند. (5)

 

 

 

چند روایت در مورد جنیان :

 

 

..... 290- في عيون الاخبار في باب ما جاء عن الرضا عليه السلام من خبر الشامي و ما سأل عنه أمير المؤمنين عليه السلام في جامع الكوفة حديث طويل و فيه و سألته هل بعث الله تعالى نبيا الى الجن؟ فقال. نعم بعث إليهم نبيا يقال له يوسف فدعاهم الى الله عز و جل فقتلوه.

 

امام رضا علیه السلام میفرمایند :

شخصی از امیر مومنین علی علیه السلام سوال کرد :

آیا خداوند به سوی جنیان هم نبی فرستاده است ؟

حضرت فرمود : بله برای انها  نبیی به نام  یوسف فرستاد .یوسف  انها را به خدا دعوت کرد برای همین انها  یوسف  را کشتند .

 

تفسير نور الثقلين، ص: 768

..... 291- و باسناده الى محمد بن الفضل الصيرفي عن ابى حمزة الثمالي عن ابى جعفر عليه السلام قال في حديث طويل: ان الله عز و جل أرسل محمدا صلى الله عليه و آله الى الجن و الانس.

امام محمد باقر علیه السلام فرمودند :

خداوند  تبارک و تعالی محمد  صلی الله علیه وآله را به سوی جن و انسان  به عنوان رسول خودش  فرستاد.

 

 

دخترکان عاشق

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

نگران دخترکان عاشق ، به خاطر عشقشان و به خاطر  اوج احساساتشان نباشید .

زن ، خلقتی آمیخته به احساس و عاطفه دارد .

از او توقع غیر احساس و عشق را نداشته باشید که بدترین زنان ، زنی است که اهل  فکر و اندیشه و تعقل باشد و بهترین آنها کسیست که تمام قواعد عقلانی را زیر پا گذاشته همچون پروانه ای مجنون ، مجنون همسر و فرزندانش باشد .

( حتما نامه امیر مومنین علی علیه السلام رو به فرزندشون امام حسن علیهما السلام در نهج البلاغه مطالعه بفرمائید )

 

عیب کار در مردان بی غیرت و بی دینیست که این دختران مهربان ، عاشق  و دل باختشان میشوند .

پروانه را به خاطر عشقش سرزنش نباید کرد .

مردی را باید  سرزنش کرد که هنر بندگی خدا را به دور انداخته ، از حدود شرع خارج شده ، وبا احساسات  دختری که بر طبق  فطرت و خلقتش تمام هستیش را فدای او کرده ، بازی میکند و هستی او را به باد میدهد .

امام صادق علیه السلام میفرمایند : خدا حوا را از آدم  علیهما السلام خلق کرد .بنابر این  همت زنان در مردان میباشد .

مردها اگر  تدین داشته باشند زنها نیز متدین خواهند  شد .

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند :  زنها به دین شوهرشان هستند .

 

برای درک بهتر مطلب این روایات رو خدمتتون ترجمه میکنم .

 

 

امام صادق علیه السلام فرمودند :

از کسانی  که از دین و آیین شما نیستندو  در اعتقاداتشان سست و دچار شک  و تزلزل هستند  دختر بگیرید . اما دختر مومن خود را  به ازدواج چنین انسانهایی در نیاورید ، چرا  که زن ادب را از شوهرش میگیرد و شوهرش در نهایت دین خود را به اوغالب خواهد کرد .

 

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ تَزَوَّجُوا فِي الشُّكَّاكِ وَ لَا تُزَوِّجُوهُمْ لِأَنَّ الْمَرْأَةَ تَأْخُذُ مِنْ أَدَبِ زَوْجِهَا وَ يَقْهَرُهَا عَلَى دِينِهِ .                                                      . الكافي     5     348   

 

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند :

از آن قبیله ای زن بگیرید که به خاطر اینکه  مردانشان عفت داشتند زنهای آنها نیز عفیف شدند .

و از آن قبیله ای زن نگیرید که به خاطر اینکه  مردانشان  حرام انجام دادند پس زنهای آنها هم مرتکب حرام شدند وفرمودند : در تورات نوشته شده  که خداوند فرمود : من قاتل انسانهای قاتل  هستم .من فقیر کننده انسانهای زنا کار هستم .زنا نکنید که اگر زنا کنید زنان شما نیز  زنا  خواهند کرد .هر کاری که بکنی همان کار با تو خواهد شد .

 

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص تَزَوَّجُوا إِلَى آلِ فُلَانٍ فَإِنَّهُمْ عَفُّوا فَعَفَّتْ نِسَاؤُهُمْ وَ لَا تَزَوَّجُوا إِلَى آلِ فُلَانٍ فَإِنَّهُمْ بَغَوْا فَبَغَتْ نِسَاؤُهُمْ وَ قَالَ مَكْتُوبٌ فِي التَّوْرَاةِ أَنَا اللَّهُ قَاتِلُ الْقَاتِلِينَ وَ مُفْقِرُ الزَّانِينَ أَيُّهَا النَّاسُ لَا تَزْنُوا فَتَزْنِيَ نِسَاؤُكُمْ كَمَا تَدِينُ تُدَانُ .                     . الكافي     5     554   

 

پست های مربوط با این مطلب :

مناظره با خدا

 

شرط عمل به روایات و دوری از جعل و دسیسه وفاق روایت است با قرآن.

به نام خدا

 

حتما برای شما این  اتفاق افتاده  که یک انسان دروغ گو حرفی را به شخصی که برای شما دارای احترام است نسبت داده باشد تا از شما سوء استفاده کرده  یا شما را  گمراه کند .

گاهی اوقات هم این خبر دروغین را از یک شخصیت محترم برای شما نقل میکند .واصلا گاهی اوقات  خود شخصیت محترم برای شما  خبری را نقل میکند که واقعا از گوینده ای که در ذهن شما از عظمت برخوردار است  صادر نشده است .به این کار دسیسه گفته میشود .

امام صادق علیه السلام میفرمایند :

مغیره که شخصی خائن و از فرقه مخالف  اهل بیت علیهم السلام بوده، اصحابش را میفرستاد تا کتاب اصحاب و شاگردان مورد اعتماد پدرم امام باقر علیه السلام را  بگیرند .وبعد از پیش خودشان در آن کتابها روایاتی را جعل میکردند و به دروغ  آنها را به پدرم نسبت میدادند .

تا بعدها  هر کس کتاب شاگردان پدرم را  مطالعه میکند ،گمان کند این روایت ، واقعا روایت امام باقر علیه السلام است چرا که این نوشته ،نوشته شاگردان مورد اعتماد  حضرت میباشد .

به این ترتیب مغیره و شاگردانش و سایر افراد معاند کاری کردند که ما امروزه از روی شناختن افراد و بررسی گوینده نمیتوانیم اطمینان حاصل کنیم  که این روایت ، روایت امام معصوم هست  یا نه ؟

ما وقتی سند یک روایت را بررسی میکنیم هرچند  این  سند به یکی از شاگردان  مورد اعتماد امام باقر علیه السلام ختم میشود اما چون  مغیره وشاگردانش در کتاب او روایت جعل کرده اند ؛ نمیتوانیم بگوییم که  قطعا این روایت، روایت شاگرد حضرت میباشد .

بررسی سلسله اسناد یک روایت  این  اطمینان را به ما  میدهد که تمام گویندگان و ناقلین این روایت  انسانهای درستکار و عادلی هستند اما این اطمینان را به ما نمیدهند که آیا  این خبر واقعا خبر آنهاست یا نه .

وقتی ما در علم رجال بررسی سند یک روایت را شروع کردیم و ثابت کردیم که مثلا این روایت به  زراره که یکی از برجسته ترین شاگردان امام محمد باقر علیه السلام  است بر میگردد؛یعنی این روایت از کتاب زراره برای ما نقل شده است در این صورت چون ما احتمال دسیسه و جعل روایت را  در کتاب زراره  می دهیم ؛ نمیتوانیم به طور قطع بگوییم  که این روایت  حقیقتا از زراره میباشد چرا که ممکن است مغیره آنرا در کتاب زراره جعل کرده باشد ، چرا که مغیره در کتاب زراره ننوشته است  که این  خبر را من جعل کرده ام واصلا در کتاب زراره حتی خود زراره نگفته است که من  ، این روایت را از امام برایتان نقل میکنم . چرا که کتاب ، کتاب  زراره است و اصلا  نیازی به ذکر نام خودش در صدر هر روایت نمیباشد بلکه  اول دفتر یا کتاب اسم گوینده حک میشده ودر متن فقط نام شریف امام معصوم نوشته میشده بنابرین راه برای دسیسه در متن کتاب باز بوده و امروزه ما نمیتوانیم به طور قطع بگوییم این روایت ،روایت خود زراره است . هرچند  سندش به زراره بر گردد.

 

حال چاره  چیست ؟

آیا باید به طور کل قید روایات را زد؟
در حالی که بر طبق ده ها دلیل که محکم ترین آنها متن شریف قرآن است دین ما از دومنبع تشکیل  شده : یکی قرآن و دیگری سنت .

ونماد سنت روایاتی میباشد که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت ایشان به دست ما رسیده است .

حدیث ثقلین گویای این مطلب است که همیشه باید در کنار قرآن متن روایات  اهل بیت علیهم السلام قرار داشته باشد .چرا که جانشین خود فرد ،کلام اوست و گرفتن قرآن بدون کلام اهل بیت به شهادت رسول خدا صلی الله علیه وآله سبب گمراهی میشود .

واصلا برای عمل به متن ده ها آیه ای که به ما امر به اطاعت از رسول خدا در تمام سخنانش میکند ، باید روایات خود نبی اکرم و اهل بیت او را در کنار قرآن ، وجزء منابع دین اسلام  قرار داد  والا به متن  خود قرآن عمل نشده و شعار حسبنا کتاب الله  دروغ  ترین  شعار دنیا خواهد بود .

حال دوباره میپرسم .

اگر دسیسه در متن کتب روایی صورت گرفته و از طرفی  حق کنار گذاشتن روایات را نداریم چون منبع  دین ماست پس ، چگونه و با چه ملاکی حدیث واقعی را از غیر واقعی بشناسیم ؟
چگونه بفهمیم این روایت واقعا  روایت امام معصوم یا پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله میباشد؟

راه و چاره چیست ؟

برای پی بردن به راه و چاره  ؛  متن دو روایت را برای شما ترجمه میکنم و خدمت شما عرض میکنم که (سی و دو ) روایت دیگر از طریق راویان مختلف به دست ما رسیده که همین مضمون را برای ما  نقل میکنند واین به معنای تواتر در روایت بوده  و از طرفی متن تمامی این روایات موافقت  قطعی و صد در صدی با قرآن  داشته و احتمال  هر گونه دسیسه و جعل را در مورد  خود این روایات برطرف میکند .

قبل از هر گونه  قضاوت متن روایت را مطالعه فرموده و منتظر ترجمه سایر روایات به حول و قوه خداوند منان باشید .

 

 

1  )  یقطینی میگوید :

بعضی از شیعیان از یونس بن عبد الرحمن سوالی را پرسیدند در حالی که من نیز در جمع آنها  حاضر بودم.

پرسیدند چرا شما  این همه با شدت با روایات بر خورد میکنید؟
چرا بیشتر روایاتی راکه برای شما  نقل  میکنیم ، انکار میکنید؟
چه چیزی موجب شده  تا شما  روایات را رد کنید؟
یونس گفت : هشام از قول امام صادق علیه السلام چنین برای من روایت کرده است که :

امام صادق علیه السلام فرمودند :

حدیث ما را از ما قبول نکنید مگر به شرطی که موافق با قرآن و سنت رسول خدا صلی الله علیه آله باشد یا موافق با  احادیث متقدمه ما که با قرآن و سنت  ثابت  شده .

چرا که مغیره بن سعید  که لعنت خدا بر او باد در کتاب شاگردان پدرم روایاتی را  نوشته که پدرم آن روایات  را هرگز نفرموده اند . پس از خدا بترسید و کلامی را که به ما نسبت داده میشود و مخالف قرآن و سنت رسول خداست را قبول نکنید چرا که ما هر وقت  سخن میگوییم ،  سخن خدا و رسولش را برای شما میگوییم .

یونس در ادامه فرمود:

من به عراق رفتم .عده زیادی  از شاگردان امام باقر و امام صادق علیهما السلام را دیدم واز آنها روایات زیادی را شنیدم و کتاب های آنها را از آنها امانت گرفتم و بعد خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم و آن روایات را به  حضرت عرضه کردم .اما حضرت تعداد زیادی از آن روایات را انکار کردند و فرمودند اینها روایت امام صادق علیه السلام نیست .اینها روایاتی است که ابی الخطاب بر پدرم به دروغ  بسته است خداوند ابا الخطاب وشاگردانش را لعنت کند که تا به امروز در کتاب های شاگردان امام صادق روایات را دسیسه میکنند و به حضرت نسبت میدهند .

پس آگاه باشید از ما اهل بیت روایتی را  که خلاف قرآن است قبول نکنید ما هر وقت سخن میگوییم  ، سخنمان موافق با قرآن و موافق با سنت رسول خدا صلی الله علیه وآله میباشد .

ما از خدا و رسولش سخن میگوییم .

ما مثل سایر افراد از این و آن برای شما  سخن نقل نمیکنیم که کلاممان یکدیگر را  نقض کند .

کلام آخرین ما اهل بیت مانند کلام  اولین  ما یعنی امیر مومنین علی علیه السلام  است .

کلام اول ما  تصدیق کننده و موید کلام آخر ماست . پس هرگاه کسی برای شما  سخنی را نقل  کرد که با قرآن مخالف بود آن سخن را به خودش رد کنید و به او بگویید تو نسبت به آنچه آورده ای آگاه تری  و خوب میدانی که این دروغ است .

آگاه باشید که هر کلام ما دارای یک حقیقت و نور میباشد که با نور قرآن  هم خوانی دارد .و هر کلامی که  نور و حقیقت نداشته باشد کلام  شیطان است .

 

 

بیان شیوه دسیسه توسط امام صادق علیه السلام .

 

2 ) امام صادق علیه السلام میفرمایند :

مغیره بن سعید به عمد بر پدرم دروغ میبست . و کتابهای اصحاب پدرم را میگرفت و این کار را توسط شاگردانش که بین  شاگردان پدرم مخفی و پراکنده بودند انجام میداد .

آنها کتابهای شاگردان پدرم را میگرفتند و به مغیره  تحویل میدادند و مغیره در آن کتابها کفر و خرافات و عقائد شرک را دسیسه میکرد و به پدرم  نسبت میداد وبعد آن کتابها را به اصحابش میداد و به آنها دستور میداد  تا این کتابها را  نسخه برداری کرده و بین  شیعه پراکنده سازند .پس هرچه در کتابهای شاگردان پدرم از غلو وجود دارد دسیسه مغیره میباشد .

 

--- دو روایت  دیگر پیرامون وجوب  اخذ  آنچه موافق  با قران است :

 

۳) امام محمد باقر علیه السلام چنین میفرمایند :

بنگرید  امر ما را وآنچه  که از جانب ما به سمت  شما  می آید .اگر آنرا موافق  قرآن  یافتید آنرا بگیرید و به آن عمل  کنید.

واگر آنرا  موافق   با قرآن  نیافتید(بلکه مخالف قرآن بود)  آنرا  رد نمایید و اگر  امر بر شما  مشتبه شد توقف  کنید و آنرا  به ما رد کنید تا برایتان  توضیح  دهیم  همچنانکه که برای  خودمان توضیح داده  شده  است .

 

 ۴) هم امام محمد  باقر و هم امام صادق علیهماالسلام  چنین میفرمایند : 

 هیچ چیزرا ازما و برما تصدیق نکنید مگر آنچه که با کتاب خدا و سنت رسولش موافق باشد  . 

 

 

اثبات  این روایات  با قرآن  به نحو اختصار :

 

 آیاتی که به ما امر میکنند که سخن  موافق با قرآن را بگیریم :

 1) الحجرات : 6   یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصیبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى‏ ما فَعَلْتُمْ نادِمینَ

اى کسانى که ایمان آورده‏اید! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما آورد، درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهى از روى نادانى آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید! (6)

 

این آیه  شریفه  امکان  و احتمال  برخورد  از  سر  جهالت و آسیب  زدن  به خود و دیگران  را   از آثار  رد  یا قبول  خبر فاسق  میداند و برای  اینکه  گرفتار چنین  ضرر ممکن الوقوعی نشویم  امربه  تحقیق میکند.

نکته )  مفاد  آیه ما را  از این که  حتی روایتی را بدون تحقیق رها کنیم  نهی میکند  چرا که در این صورت نیز  احتمال ضرر  وجود دارد و تنها  راه  مقابله  با  ضرر   را  بررسی  خبر  معرفی  میکند .

 

معرفی  منبع و  ملاک تبین :

2 )  النساء : 59   یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً  

 اى کسانى که ایمان آورده‏اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر  را!

 و هر گاه در چیزى اختلاف داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (وآنها را داور قرار دهید ) البته اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! که این (کار) براى شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است.  

 

این آیه   به همراه  چندین  ایه  دیگر  به ما  امر میکند  که  در هر چیزی که درآن اختلاف وجود دارد باید آنرا  به  کتاب  خدا  که نماد  وجود  خدا و آیت  خداست  و به سنت  رسول  خدا  که شامل روایات  قطعیه نبوی صلی الله علیه و اله و  روایات  قطعیه  اهل بیت علیهم السلام است  بر گردانیم و هر چه موافق با آنها بود را بپذیریم و اگر نه مامور به توقف وسکوت خواهیم بود .

 بنابرین دو آیه و آیات دیگر به ما امر میکنند که اخبار اهل بیت علیهم السلام را به قرآن عرضه کنیم . 

 --------------

 

در این دو پست هم دو روایت زیبا از امام جواد و امام هادی علیهما السلام به نمایش گذاشته شده و در این دوروایت  حضرات  ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام را   توسط قرآن اثبات کرده و اثبات میکنند روایات  ابوبکر و عمر علیهما من الرحمن ما یستحقا  مخالف نص قرآن میباشد .

تمام پافشاری حضرات بر عمل به روایتی است که موافق متن شریف قران باشد و حتی میفرمایند اجماع  امت بر مطلبی که مخالف قرآن  است سبب خروج همه آنها از دین و مخالفت با  نص قران خواهد بود .

 

 
 
 
 
 
متن روایات :

1)  مُحَمَّدُ بْنُ قُولَوَيْهِ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ بُنْدَارَ مَعاً عَنْ سَعْدٍ عَنِ الْيَقْطِينِيِّ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ أَنَّ بَعْضَ أَصْحَابِنَا سَأَلَهُ وَ أَنَا حَاضِرٌ فَقَالَ لَهُ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ مَا أَشَدَّكَ فِي الْحَدِيثِ وَ أَكْثَرَ إِنْكَارَكَ لِمَا يَرْوِيهِ أَصْحَابُنَا فَمَا الَّذِي يَحْمِلُكَ عَلَى رَدِّ الْأَحَادِيثِ‏ .       . فَقَالَ حَدَّثَنِي هِشَامُ بْنُ الْحَكَمِ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ لَا تَقْبَلُوا عَلَيْنَا حَدِيثَنَا إِلَّا مَا وَافَقَ الْقُرْآنَ وَ السُّنَّةَ أَوْ تَجِدُونَ مَعَهُ شَاهِداً مِنْ أَحَادِيثِنَا الْمُتَقَدِّمَةِ فَإِنَّ الْمُغِيرَةَ بْنَ سَعِيدٍ لَعَنَهُ اللَّهُ دَسَّ فِي كُتُبِ أَصْحَابِ أَبِي أَحَادِيثَ لَمْ يُحَدِّثْ بِهَا أَبِي فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لَا تَقْبَلُوا عَلَيْنَا مَا خَالَفَ قَوْلَ رَبِّنَا تَعَالَى وَ سُنَّةَ نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ ص فَإِنَّا إِذَا حَدَّثْنَا قُلْنَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله .           .

قَالَ يُونُسُ وَافَيْتُ الْعِرَاقَ فَوَجَدْتُ بِهَا قِطْعَةً مِنْ أَصْحَابِ أَبِي جَعْفَرٍ ع وَ وَجَدْتُ أَصْحَابَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع مُتَوَافِرِينَ فَسَمِعْتُ مِنْهُمْ وَ أَخَذْتُ كُتُبَهُمْ فَعَرَضْتُهَا بَعْدُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع فَأَنْكَرَ مِنْهَا أَحَادِيثَ كَثِيرَةً أَنْ يَكُونَ مِنْ أَحَادِيثِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ قَالَ لِي إِنَّ أَبَا الْخَطَّابِ كَذَبَ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع لَعَنَ اللَّهُ أَبَا الْخَطَّابِ وَ كَذَلِكَ أَصْحَابُ أَبِي الْخَطَّابِ يَدُسُّونَ هَذِهِ الْأَحَادِيثَ إِلَى يَوْمِنَا هَذَا فِي كُتُبِ أَصْحَابِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَلَا تَقْبَلُوا عَلَيْنَا خِلَافَ الْقُرْآنِ فَإِنَّا إِنْ تَحَدَّثْنَا [حَدَّثْنَا] حَدَّثْنَا بِمُوَافَقَةِ الْقُرْآنِ وَ مُوَافَقَةِ السُّنَّةِ إِنَّا عَنِ اللَّهِ وَ عَنْ رَسُولِهِ نُحَدِّثُ وَ لَا نَقُولُ قَالَ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ فَيَتَنَاقَضُ كَلَامُنَا إِنَّ كَلَامَ آخِرِنَا مِثْلُ كَلَامِ أَوَّلِنَا وَ كَلَامَ أَوَّلِنَا مِصْدَاقٌ لِكَلَامِ  آخِرِنَا وَ إِذَا أَتَاكُمْ مَنْ يُحَدِّثُكُمْ بِخِلَافِ ذَلِكَ فَرُدُّوهُ عَلَيْهِ وَ قُولُوا أَنْتَ أَعْلَمُ وَ مَا جِئْتَ بِهِ فَإِنَّ مَعَ كُلِّ قَوْلٍ مِنَّا حَقِيقَةً وَ عَلَيْهِ نُورٌ فَمَا لَا حَقِيقَةَ مَعَهُ وَ لَا نُورَ عَلَيْهِ فَذَلِكَ قَوْلُ الشَّيْطَانِ

رجال کشی صفحه 224

 

2 )   بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ يُونُسَ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ كَانَ الْمُغِيرَةُ بْنُ سَعِيدٍ يَتَعَمَّدُ الْكَذِبَ عَلَى أَبِي ع وَ يَأْخُذُ كُتُبَ أَصْحَابِهِ وَ كَانَ أَصْحَابُهُ الْمُسْتَتِرُونَ بِأَصْحَابِ أَبِي يَأْخُذُونَ الْكُتُبَ مِنْ أَصْحَابِ أَبِي فَيَدْفَعُونَهَا إِلَى الْمُغِيرَةِ فَكَانَ يَدُسُّ فِيهَا الْكُفْرَ وَ الزَّنْدَقَةَ وَ يُسْنِدُهَا إِلَى أَبِي ع ثُمَّ يَدْفَعُهَا إِلَى أَصْحَابِهِ فَيَأْمُرُهُمْ أَنْ يَبُثُّوهَا فِي الشِّيعَةِ فَكُلُّ مَا كَانَ فِي كُتُبِ أَصْحَابِ أَبِي ع مِنَ الْغُلُوِّ فَذَاكَ مِمَّا دَسَّهُ الْمُغِيرَةُ بْنُ سَعِيدٍ فِي كُتُبِهِمْ      رجال کشی صفحه 225

۳) وسائل‏الشیعة     27     120    9- باب وجوه الجمع بین الأحادیث المخ

33370-  الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الطُّوسِیُّ فِی الْأَمَالِی عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْمُفِیدِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ انْظُرُوا أَمْرَنَا وَ مَا جَاءَکُمْ عَنَّا فَإِنْ وَجَدْتُمُوهُ لِلْقُرْآنِ مُوَافِقاً فَخُذُوا بِهِ وَ إِنْ لَمْ تَجِدُوهُ مُوَافِقاً فَرُدُّوهُ وَ إِنِ اشْتَبَهَ الْأَمْرُ عَلَیْکُمْ فَقِفُوا عِنْدَهُ وَ رُدُّوهُ إِلَیْنَا حَتَّى نَشْرَحَ لَکُمْ مِنْ ذَلِکَ مَا شُرِحَ لَنَا

 ۴)وسائل‏الشیعة     27     123    9- باب وجوه الجمع بین الأحادیث المخ

33380-  مُحَمَّدُ بْنُ مَسْعُودٍ الْعَیَّاشِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ عَنْ سَدِیرٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ وَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا تُصَدِّقْ عَلَیْنَا إِلَّا مَا وَافَقَ کِتَابَ اللَّهِ وَ سُنَّةَ نَبِیِّهِ ص

 

  اللهم صل  علی محمد وآل  محمد وعجل فرجهم . 

اعلام برائت

به نام خدا

 

خویشانت را بیم ده

با کسانی که به آیات ما ایمان آوردند و مومنند مهربان باش

اما آنهایی که از کلام خدا سرکشی کردند

از آنها اعلام برائت کن

بر خدا توکل  کن

که خدا مهربانی شکست نا پذیر است .

 

 کسانی که متشابهات قرآن را  اخذ میکنند دو هدف بیشتر ندارند .

یا برای آنچه خواسته دلشان است  دنبال دلیل میگردند

که متشبهات دلیل بر اشتباهات آنها میتواند باشد

یا دنبال فتنه میگردند .

در هر حال :

از کسانی که  به متشبهات قرآن عمل میکنند دوری کن

که آنها عصیان و نافرمانی خدا و رسولش را کردند

بر آنها حجت  تمام است

بر تو نیز  

پس بر خدایت توکل کن

و از آنها  دوری کن .

 

 

سوره شعراء

 

وَ أَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ(214)

وَ اخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ(215)

فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنىّ‏ِ بَرِى‏ءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ(216)

وَ تَوَكلَ‏ْ عَلىَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ(217)

و خويشاوندان نزديكت را بترسان ! (214)

و بال و پر مهربانی  خود را براى مؤمنانى كه از تو پيروى مى‏كنند بگستر! (215)

پس اگر تو را نافرمانى كردند بگو: «من از آنچه شما انجام مى‏دهيد بيزارم!» (216)

و بر خداوند عزيز و رحيم توكّل كن! (217)

 

یکی از فرمانهای خدا دوری از متشابهات است

در حالی که آنها برای  القاء مقاصد  زشت خود به متشابهات پناهنده میشوند

از آنها دوری کن .

 

آل‏عمران : 7   هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ

خداوند كسى است كه اين كتاب  را بر تو نازل كرد، كه قسمتى از آن کتاب، آيات «محكم» [صريح و روشن‏] است كه اساس اين كتاب مى‏باشد و قسمتى از آن، «متشابه» است [آياتى كه به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات ديگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مى‏رود ولى با توجه به آيات محكم، تفسير آنها آشكار مى‏گردد.]

 اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‏انگيزى كنند (و مردم را گمراه سازند) و تفسير  براى آن مى‏طلبند در حالى كه تفسير آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‏دانند. راسخون کسانی هستند  كه مى‏گويند: «ما به همه آن ايمان آورديم همه قرآن از طرف پروردگارِ ماست.» والبته  جز انسانهای عاقل کسی ، متذكر به این مطلب نمیشود.

دعوت به بازگشت به محکمات قرآن و پرهیز از جدال و منازعه و اختلاف

به نام خدا

 

در پست های زیر به ترتیب راه فرار از اختلاف و درگیری و تفرقه بیان شده و در نهایت گفتگویی با یکی از دوستان که بنده ایشان را دعوت به بازگشت به محکمات قرانی کرده ام ارائه شده و یک نمونه از رفع اختلافها به وسیله قران به نمایش در امده است :

 

محکمات قرآن ملاک رفع اختلافست نه متشابهات(پاسخ به قائلین حرمت سلاح هسته ای)

 
 
 
 
 
نمونه :
 

1) سلام و خسته نباشید از پیگیری شما و ابراز ناراحتی از صدور حکم بر اساس ظن و گمان .

2) به فرض که روایت امام موسی کاظم علیه السلام کنار برود بازهم روایت معلی بن خنیس حجیت پیدا نخواهد کرد  به دو دلیل یک : سند صحیح و معتبر ندارد . دو: مخالفت صد درصد با قرآن دارد .

3) تنها روایتی که از عید نوروز مارا نهی میکند ، روایت امام موسی کاظم علیه السلام نیست بلکه روایت پیامبر صلی الله علیه و آله میفرماید:خداوند دوروز عید فطر و قربان را به جای روز نوروز و مهرگان  برای مومنین عید کرده است  و این دو روز را با آن دوروز عوض کرده است . اصل روایت رو در متن حرمت شباهت گذاشتم .

4) در کنار روایت پیامبر اکرم روایات زیاد دیگری وجود دارد که  میفرمایند اعیاد مسلمین  فقط محصور در چهار عید  میباشد : جمعه . عید غدیر . فطر. و قربان .

5) اگرتمام روایات و آیاتی که دلالت بر حرمت تشبه به کفار و حرمت  عید میکنند کنار برود بازهم روایت  معلی بن خنیس اعتبار پیدا نخواهد کرد چون سندش غیر معتبر و مخالف قرآن  است .

6) در مقام تقیه انسان باید برای حفظ جان  خود یا دوستانش از مخالفت با پادشاهان  دوری کند  در حالی که امام موسی کاظم صریحا در مقام مخالفت با منصور بر آمده و دست رد به خواسته او میزنند و میفرمایند این از سنت رسول خدا نیست بلکه من دوست  ندارم چیزی رازنده کنم  که اسلام آنرا میراند .

7) منصور از خلفاء عرب و بنی عباس بوده و شدیدا دارای  عرق ملی گرایی عرب و تعصبات  جاهلانه بوده اما در متن روایت ما شاهدیم  که او از حضرت در خواست میکند که این روز را زنده کنند .

8) امام موسی کاظم در اواخر عمر منصور زندگی میکردند یعنی در انتهای قدرت او و از بیان آزاد تری بر خوردار بوده اند بخلاف امام صادق علیه السلام و زمان صدور روایت معلی بن خنیس که در اوایل حکومت منصور لعنتی بوده و فشار شدیدتری بر جامعه و خصوصا امام صادق علیه السلام حاکم بوده است .

9) تقیه یعنی خلاف حقایق ثابت شده در قرآن و سیره پیامبر صلی الله علیه و اله ، حکم کردن.

آنهم برای حفظ جان خود و شیعیان . روایت امام صادق خلاف حقایق قرآن و سنت بوده و این مطلب با توجه به فشار شدید اوایل حکومت منصور بیانگر تقیه بودن روایت معلی بن خنیس میباشد.( امام صادق علیه السلام به دست منصور لعنت الله علیه  به شهادت رسیدند)

 

در پایان :

 

النساء : 59   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! خدا را اطاعت كنيد! وپيامبر خدا و اولو الأمر [اوصياى پيامبر] را اطاعت كنيد! و هر گاه در چيزى اختلاف  داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آنها داورى بطلبيد) البته اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين (كار) براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است. (59)

 

قال امیرالمومنین علی علیه السلام :

اما الرد الی الله الاخذ بحکم کتابه .

رد به خدا ، گرفتن محکمات قرآن است .

 

 در هر حال با  رد حکم  به کلام  خدا و پذیرش آیات  محکمات حرمت تشابه به کفار، شما را دعوت به دوستی با مومنین و پرهیز ار تفرقه و دشمنی میکنم .

این آیات مورد اتفاق تمام علماء بوده بر این اساس کلیت حرمت تشبه به کفار را  اثبات میکنند.

 

الأنفال : 46   وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرينَ

و (فرمان) خدا و پيامبرش را اطاعت نماييد! و نزاع (و كشمكش) نكنيد، تا سست نشويد، و قدرت (و شوكت) شما از ميان نرود! و صبر و استقامت كنيد كه خداوند با استقامت كنندگان است! (46)

 

 

متن دوستم :

در روایت معلى بن‏حنیس از حضرت امام صادق(ع) اشاره به همین حقیقت است. «...

این روز از روزهاى ماست و از روزهاى شیعیان ما به شمار مى‏رود، كه ایرانیان آن‏را حفظ كرده، و شما عرب‏ها آن را ضایع ساخته‏اید.»
اعراب به پیروى از دستگاه خلافت‏بنى‏امیه و بنى‏عباس چون نوروز را روز ولایت وخلافت الهى مى‏شناختند، سخت كوشیدند كه این روز را مخفى كرده، ضایع سازند. و لذابراى لكه‏دار كردن نوروز، این روز را از بازمانده‏هاى مجوس معرفى كرده‏اند. تاجایى كه مى‏بینیم حضرت امام موسى بن‏جعفر(ع) نیز در مقام تقیه به منصور دوانقى‏مى‏فرماید: «از رسم‏هاى فرس است و اسلام آن را از بین برده است ...» بعضى افراداین روایت را دلیل بر عدم مشروعیت نوروز گرفته‏اند; اما با توجه به روایات‏معارض، حمل بر تقیه شده است، و بهترین دلیل بر عظمت نوروز میباشد.

 ادرس اصل بحث :

شباهت به کفار حرام است پس عید نوروز هم حرام است

 

 

رگ گردن رسول خدا مهمتر است یا رگ گردن فقیهان ؟

 به نام خدا

 

رگ گردنت را خواهم زد .

با دست قدرتم تو را خواهم گرفت . 

و با دیگری گردنت را خواهم زد .

میخواستی آنها را جذب دین کنی؟!!!


میخواستی سر سازشِ با آنها را باز کنی؟!!!


به چه قیمیتی؟

به قیمت  کوتاه آمدن از سخنان من ؟
به قیمت دروغ بستن  به من ؟

 آنها هم همین را میخواهند .

آنها میخواهند کمی در دین خود سست  شوی.

آنها  میخواهند کمی کوتاه بیایی .

تا غیر آن چیزی که به تو وحی کرده ام را به من نسبت  دهی .

اگر این کار را میکردی  آنها  یقینا  با تو دوست می شدند .

واگر دستت  را نگرفته بودم ؛

ویاریت نکرده بودم ،

تو  مرتکب چنین خطایی میشدی .

نزدیک بود کمی ، اندکی ،کمی،  به سمت آنها و خواسته هاشان نزدیک شوی.

میخواستی دلهاشان را بدست آوری ،

تا به این  بهانه آنها را به دین خود متمایل کنی،

یاریت کردم .

اجازه ندادم چنین کاری را بکنی .

اما اگر مرتکب چنین کاری میشدی ...

رگ گردنت را میزدم  .

زندگی را برایت  تلخ میکردم .

عذاب دنیا و آخرت را بر تو نازل میکردم  .

دوبرابر مشرکین عذابت میکردم .

چه در دنیا و چه در آخرت .

ودیگر هیچ کس نبود که تو را در مقابل من  یاری کند .

پیامبر من هستی که هستی .

قرار نیست  نزدیکی تو به من مجوز  اظهار نظر تو ، در دین من بشود .

.....

این است سخن خدا  با بهترین مخلوقاتش .

اشرف انسانهای زمین ،

حتی اگر او خلاف کند ،

یا با دین خدا بازی کند ،

شدید ترین عذابها در انتظار اوست .

شاید خدا میخواهد با فقیهان سخن بگوید .

وبگوید ای متظاهرین فقاهت ،

حواستان را جمع کنید ،

حتی نبی من  حق مصلحت اندیشی  در مقابل  من  را ندارد .

(صلوات الله علیه و علی آله الطیبین )

اما  چه زیبا فرمود امیرمومنین علی علیه السلام :

می آید زمانی که فقهاء در دین قیاس و مصلحت اندیشی میکنند .

آگاه باشید آنها دشمن دین خدایند .

 

چرا  که دین خداحتی به رسولش اجازه  قیاس و مصلحت اندیشی نمیدهد .

 

وسائل‏الشيعة     27     52  

ٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فِي كِتَابِ آدَابِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع لَا تَقِيسُوا الدِّينَ فَإِنَّ أَمْرَ اللَّهِ لَا يُقَاسُ وَ سَيَأْتِي قَوْمٌ يَقِيسُونَ وَ هُمْ أَعْدَاءُ الدِّينِ

 


سوره الحاقه

وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ  44

لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ  45

ثمُ‏َّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ  46

اگر او سخنى غیر سخن ما را به  ما نسبت،میداد    44

ما او را با دست قدرتمان  مى‏گرفتيم،   45

سپس رگ گردنش  را قطع مى‏كرديم،  46

سوره اسراء

وَ إِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِى أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتَفْترَِىَ عَلَيْنَا غَيرَْهُ  وَ إِذًا لاَّتخََّذُوكَ خَلِيلًا   73

وَ لَوْ لَا أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيًْا قَلِيلاً   74

إِذًا لَّأَذَقْنَكَ ضِعْفَ الْحَيَوةِ وَ ضِعْفَ الْمَمَاتِ ثمُ‏َّ لَا تجَِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا   75

 76   وَ إِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْها وَ إِذاً لا يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلاَّ قَليلاً

نزديك بود آنها تو را  از آنچه بر تو وحى كرده‏ايم فریب دهند ، که  غير وحی  را به ما نسبت دهى و در آن صورت، با تو دوست میشدند !     73

و اگر ما تو را ثابت قدم نمى‏ساختيم ، نزديك بود کمی به آنها  تمايل پیدا كنى.   74 

اگر چنين مى‏كردى، ما دو برابر مجازات (مشركان) در زندگى دنيا، و دو برابر (مجازات) آنها را بعد از مرگ، تو را عذاب میکردیم  سپس در برابر ما، ياورى براى خود نمى‏يافتى!   ۷۵

 
و نزديك بود (با نيرنگ و توطئه) تو را از اين سرزمين بلغزانند، تا از آن بيرونت كنند! و هر گاه چنين مى‏كردند، (گرفتار مجازات سخت الهى شده،) و پس از تو، جز مدت كمى باقى نمى‏ماندند! (76)

 

برای این که متوجه شان رسول صلی الله علیه و آله باشیم خداوند  در آیه  ۷۶   اسراء میفرماید:

شما تصمیم  داشتید که او را بیرون کنید

و اگر این کار را میکردید بعد از او جز مدتی کم زنده نمی ماندید

تا این حد  وجود او با ارزش  است که حیات شما  بسته  به حیات اوست

نبود او مساوی با نابودی شماست .

با این حال  اگر در کار وحی خطایی میکرد  همان که گفتم با  او میکردم

سایر افراد  که باید حساب کار خویش کنند !!!

 

این پست رو در همین موضوع حتما بخونید .نوشته امروز من  دنباله این مطلب هست :

 

 فقیه موضوعیتی در دین ندارد و نباید داشته باشد

رد فقیهی که مبتنی بر حکم خدا فتوا میدهد و عادل است چه حکمی دارد ؟

 جایگاه علماء‌ در عصر غیبت

  رگ گردن رسول خدا مهمتر است یا رگ گردن فقیهان ؟

عمل به حکم خدا واجب است نه تقلید 

در پستی بعدی قصد دارم به یاری خدا جایگاه رسول خدا  صلی الله علیه وآله و عظمت او را در پیشگاه خدا برایتان تبیین کنم .تا ببینم چقدر خدا نسبت به احکامش دقیق است و حتی از بهترین  مخلوقاتش نخواهد گذشت چه رسد به دیگران .