به نام خدا
زن بد
امرأة سوء
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: پنج چیز از مصائب دنیاست مرگ دوست و تلف شدن مال و سرزنش دشمنان و ترک دانش و زن بد.
نهج الفصاحة مجموعه کلمات قصار حضرت رسول ص 461
1458
خمسة من مصائب الدّنیا فوت الحبیب و ذهاب المال و شماتة الأعداء و ترک العلم و امرأة سوء.
زن بد اخلاق آدم را پیر میکند :
از امام باقر (علیه السلام ) نقل شده
:
در میان بنى اسرائیل مردى عاقل و ثروتمند بود که از همسر عفیفه خود پسرى داشت که بسیار به او شبیه بود و از همسرى غیر عفیف و نابکار دو پسر دیگر داشت
.
وقتى زمان مرگ او فرا رسید به پسران خود گفت: این مال من متعلّق به یکى از شماست
.
وقتى که او از دنیا رفت هر کدام از پسرها ادّعا کرد که مال متعلّق به اوست، پس مرافعه خود را به نزد قاضى بردند، ولى او گفت: من نمىدانم، چطور میان شما قضاوت کنم، شما بسوى سه برادر چوپان بروید گره کار شما بدست آنهاست،
برادران به نزد اوّلى رفتند و او را پیر مردى کهنسال یافتند،
او گفت: به نزد برادر بزرگترم بروید، ولى وقتى آنها به نزد برادر دوّم رفتند او را جوانتر از اوّلى یافتند، او هم آنها را به برادر دیگر خود ارجاع داد و گفت: به نزد برادر بزرگترم بروید،
لیکن وقتى برادران به نزد برادر سوّمى رفتند او را بسیار جوانتر از دو برادر دیگر دیدند،
او از احوال آنها پرسش کرد و آنها ماجرا را گفتند، امّا از راز پیرى و جوانى او و برادرانش نیز سؤال کردند، چوپان سوّمگفت: قضیه این است که برادر اوّلى من کوچکترین ماست،
امّا او زنى بد اخلاق و لجباز دارد که همیشه از بیم آنکه به بلاى بزرگترى مبتلا شود با او مدارا و صبر مىکند و علّت پیر شدن او همین است، برادر دوّمى که از نظر سنّى برادر وسطى است
همسرى متوسط الحال دارد که گاهى باعث خوشحالى و گاهى باعث اندوه او مىشود
و او بخاطر همین میانسال به نظر مىرسد
و امّا من که بزرگترین برادر هستم، همسرى بسیار خوش اخلاق و مهربان دارم که همیشه باعث سرور و شادمانى من است
و هرگز امر ناپسندى از او ندیدهام، پس راز جوانى من در مصاحبت با اوست،
امّا حکم من میان شما این است که اوّل باید بروید و پدرتان را نبش قبر کنید و جسد او را بیرون آورده و بسوزانید، سپس باز گردید تا من میان شما قضاوت کنم
.
برادران به جانب قبر پدر رفتند، برادر کوچکتر شمشیر پدرش را برداشت و دو برادر دیگر کلنگ برداشتند، وقتى آن دو برادر با کلنگ قصد نبش قبر پدر را نمودند،
پسر کوچکتر با شمشیر مانع آنها شد و گفت: پدرم را نبش قبر نکنید،
من سهم خودم را به شما واگذار مىکنم، پس به نزد قاضى رفتند و ماجرا را گفتند،
قاضى گفت: مال را به من بدهید، آنگاه برادر کوچک را فرا خواند و مال را به او تفویض کرد
و به دو پسر دیگر گفت: اگر شما پسر آن مرد بودید مثل این پسر به حال پدر خود رقّت مىکردید و راضى به نبش قبر او نمىشدید
.
و عن الباقر علیه السلام قال کان فی بنی إسرائیل رجل عاقل کثیر المال و کان له ابن یشبهه فی الشمائل من زوجة عفیفة و کان له ابنان من زوجة غیر عفیفة فلما حضرته الوفاة قال لهم هذا مالی لواحد منکمفلما توفی قال الکبیر أنا ذلک الواحد و قال الأوسط أنا ذلک و قال الأصغر أنا ذلک فاختصموا إلى قاضیهم قال لیس عندی فی أمرکم شیء انطلق إلى بنی الاغنام الإخوة الثلاثة فانتهوا إلى واحد منهم فرأوا شیخا کبیرا فقال ادخلوا إلى أخی فلان فهو أکبر منی سنا فاسألوه فدخلوا علیه فخرج شیخ کهل فقال سلوا أخی الأکبر منی فدخلوا على الثالث فإذا هو فی المنظر أصغر فسألوه أولا عن حالهم فقال أما أخی الذی رأیتموه أولا هو الأصغر و إن له امرأة سوء تسوءه و قد صبر علیها مخافة أن یبتلى ببلاء لا صبر علیه فهو منه و أما أخی الثانی فإن عنده زوجة تسوءه و تسره فهو متماسک الشباب و أما أنا فزوجتی تسرنی و لا تسوءنی لم یلزمنی منها مکروه قط منذ صحبتنی فشبابی معها متماسک و أما حدیثکم الذی هو حدیث أبیکم انطلقوا أولا و انبشوا قبره و استخرجوا عظامه و أحرقوها ثم عودوا لأقضی بینکم فانصرفوا فأخذ الصبی سیف أبیه و أخذ الأخوان المعاول فلما أن هما بذلک قال لهما الصغیر لا تنبشا قبر أبی و أنا أدع لکما حصتی فانصرفوا إلى القاضی فقال یقنعکما هذا ائتونی بالمال فقال للصغیر خذ المال فلو کانا ابنیه لدخلهما من الرقة کما دخل على الصغیر
النور المبین فی قصص الأنبیاء و المرسلین 464 خاتمة الکتاب فی نوادر أخبار بنی إسرائیل و أحوال بعض الملوک
قصص الأنبیاء(قصص قرآن) 648 (در اخبار نادر بنى اسرائیل و ماجراى بعضى از پادشاهان) ..... ص : 644
چاره زن بد جدایی است
و روایت است از امام صادق (علیه السلام ) که فرمود
:
سه نفر دعایشان مستجاب نمیشود
:
مردى که در خانه بنشیند و بدنبال روزى نرود و سپس بگوید: بار خدایا روزیم ده و خدا تعالى به او میفرماید: آیا من راه طلب روزى برایت نساختم؟
و مردى که زن بدى دارد میگوید: بار خدایا مرا از او خلاص کن خدا میفرماید: طلاق او را بدست تو دادم
.
و مردى که مالى به دیگرى داده بدون گرفتن شاهد و گواه و او منکر آن شده و به او پس نمیدهد و صاحب مال او را نفرین میکند و خدا تعالى میفرماید: من به تو فرمودم گواه بگیر و نکردى (و خود کرده را گله نیست
).
کنز الفوائد ج2 198 فصل مما روی فی الأرزاق ..... ص : 197
و روی عن الصادق ع أنه قال ثلاثة یدعون فلا یستجاب لهم رجل جلس عن طلب الرزق ثم یقول اللهم ارزقنی یقول الله تعالى له أ لم أجعل لک طریقا إلى الطلب و رجل له امرأة سوء یقول اللهم خلصنی منها یقول الله تعالى أ لیس قد جعلت أمرها بیدک و رجل سلم ماله إلى رجل و لم یشهد علیه به فجحده إیاه فهو یدعو علیه فیقول الله تعالى قد أمرت بالإشهاد فلم تفعل
گنجینه معارف شیعه-ترجمه کنز الفوائد و التعجب ج2 217 فصل: روایاتى در باره روزى ..... ص : 215
پستهای مربوط:
پاداش صبر بر بد اخلاقی زن و جزای زن بد اخلاق
رابطه زن بهشت و بد اخلاقی با همسر
دیدگاه اسلام در مورد سپردن کارهای سنگین به زنان
بازيابى نگرش صحيح به شخصيت حقيقى يك زن از ديدگاه خدا
جهاد زنان صبر بر غیرت شوهراست و خداوند از سختی آن غافل نیست
چرا زنان پیامبر نشدند؟
چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 9 توسط حسام الدین ادیب
|