عالم خداترس

 

 الَّذينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ حَسيباً

  كسانى كه تبليغ رسالتهاى الهى مى‏كنند و از خدا میترسند ، و از هيچ كس جز خدا نمیترسند

  و همين بس كه خداوند حسابگر  است!

                                                                                         الأحزاب : 39 

 

عالمان ، به دلیل فراوانى جاهلان، همچون غربیانند و بيكسان !

به نام خدا

 

 

1- إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ، إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ

 تنها و تنها بندگان عالم خدا ، از خدا مى‏ترسند، قطعا خداوند، توانایی بي همتا و آمرزنده است. (28فاطر)

  

2- يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ، وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً، وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ

خداوند به هر كس که بخواهد حكمت مى‏دهد، و هر كه به او حكمت داده  شده ، به خير فراوان دست پیدا کرده است، و جز خردمندان كسى متذکر نمى‏گردد. (269بقره)

 

 3- أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ، كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها؟ كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ

  آيا آن كس كه  مرده بود، پس ما زنده‏اش كرديم ، و براى او نورى قرار داديم، كه با آن در ميان مردمان راه مى‏رود ؛ مانندكسیست كه در تاريكيهاست تاریکی هایی که از آن خارج نخواهد شد! (122 انعام)

 

قرآن نور است و علم .

 

4) فَالَّذينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ  

، پس كسانى كه به او ايمان آوردند، و حمايت و ياريش كردند، و از نورى كه با او نازل شده پيروى نمودند، آنان رستگارانند.( الأعراف : 157 )

 

5)  قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبينٌ

(آرى،)قطعا از طرف خدا، نور و كتاب آشكارى به سوى شما آمد. (المائدة : 15)

 

1) امام على «علیه السلام » فرمودند:

عالمان ، به دلیل فراوانى جاهلان، همچون غربیانند و بيكسان.

 

2) پيامبراکرم « صلی الله علیه وآله »فرمودند:

آگاه باشيد كه خداوند جويندگان علم را دوست دارد.

 

3)  پيامبراکرم  « صلی الله علیه وآله »فرمودند:

اى على! لحظه ای كه عالمى بر بستر خود تكيه میزند و در علمى می انديشد، بهتر از عبادت هفتاد سال است.

 

 4) امام حسن عسکری علیه السلام از امام باقر علیه السلام نقل میکنند :
که عالم مانند کسی است که با خود شمعى دارد و همه جا را براى مردمان روشن مى‏كند، و هركه با شمع او جايى را ببيند در حق او دعاى خير مى‏كند. پس عالم نيز با خود شمعى دارد كه تاريكى نادانى و سرگردانى را از ميان مى‏برد ..

 

 5)  امام صادق « علیه السلام »- از پدرانش، از على « علیه السلام »نقل فرمودند:

که  پيامبر « صلی الله علیه وآله » فرمودند:

 «سه نفر نزد خداى عز و جل شفاعت مى‏كنند و شفاعت ايشان پذيرفته مى‏شود: پيامبران، سپس علما و سپس شهدا».

 

6)  امام سجاد « علیه السلام » فرمودند:

حق آنكه تو را در فراگيرى علم مدیریت میکند، بزرگ داشتن او و احترام گذاشتن به محفل او  و خوب گوش کردن به سخنان او و رو کردن به او  و كمك گرفتن از او بر ضد خواهشهاى نفس خود است ، تا بتوانى آن اندازه از علم كه ضرورت دارد فراگيرى؛ اين است كه بايد نيروى عقلت را مهيّا سازى، و فهم خويش را آماده كنى، و قلب را پاكيزه نگاه دارى، و ديده را جلا بخشى؛ و همه اینها با ترك لذات و كاستن از شهوات ميسر مى‏شود ..

 

7) امام باقر « علیه السلام » فرمودند: چون با عالمى مى‏نشينى، حرصت  بر شنيدن بيشتر باشد تا بر سخن گفتن. و همان گونه كه نيكو سخن گفتن را مى‏آموزى، نيكو شنيدن را نيز بیاموز. و سخن استادت را بر هیچ کسی قطع نکن . ( وقتی که فکر میکنی تو بهتر مطلب را فهمیده ای و بهتر جواب را بلدی)

 

8)  امام صادق « علیه السلام » فرمودند:که  امير المؤمنين همیشه می فرمودند : حق عالم بر تو آنست كه او را سوال پیچ نكنى، و لباس او را با دستت نگيرى. و چون بر محفل او وارد مى‏شوى و  گروهى نزد او نشسته‏اند، بر همگان سلام كنی، اما به او بيشتر درود و تحيت بگویی؛ و مقابل او بنشين نه پشت سر او، و با گوشه چشم اشاره مكن، نيز با دست اشاره نكن، و بر خلاف سخن او نقل قول نكن كه پس چرا «فلانی و فلانی چنين‏ گفته‏اند»،

 و با زیاد سخن گفتن و همصحبتی با او ملالت خاطر او را فراهم نکن .

به درستی که مثل عالم مثل درخت خرما است كه بايد چشم به راه آن بمانى تا دانه‏اى از آن بر تو فرو افتد ..

 

پاورقی

 -----------------------

ماخوذ از کتاب الحياة  ج‏2   باب هشتم باب العلماء

 

1) الامام علي «علیه السلام »: العلماء غرباء، لكثرة الجهّال

 2) النبي «صلی الله علیه وآله »: .. ألا إنّ اللَّه يحبّ بغاة العلم

3) قال النبي « صلی الله علیه وآله »: يا عليّ! ساعة العالم يتّكي على فراشه ينظر في العلم (علم)، خير من عبادة سبعين سنة

4) الامام العسكري « علیه السلام »: قال محمد بن علي الباقر « علیه السلام »: العالم كمن معه شمعة تضي‏ء للناس؛ فكلّ من أبصر شمعته دعا له بخير. كذلك العالم مع شمعة، تزيل ظلمة الجهل و الحيرة

5) الامام الصادق « علیه السلام »- عن آبائه، عن عليّ « علیه السلام »: قال رسول اللَّه «ص»: «ثلاثة يشفعون الى اللَّه عز و جل فيشفّعون: الأنبياء، ثم العلماء، ثم الشّهداء».

6) الامام السجاد « علیه السلام »- من رسالته في الحقوق: .. امّا حقّ سائسك بالعلم، فالتعظيم له، و التوقير لمجلسه، و حسن الاستماع اليه، و الاقبال عليه، و المعونة له على نفسك، فيما لا غنى بك عنه من العلم، بأن تفرّغ له عقلك، و تحضره فهمك، و تزكّي له (قلبك)، و تجلّي له بصرك، بترك اللّذات، و نقص الشّهوات

7) الامام الباقر « علیه السلام »: اذا جلست الى عالم، فكن على أن تسمع أحرص منك على أن تقول. و تعلّم حسن الاستماع كما تتعلّم حسن القول. و لا تقطع على احد حديثه

8) الامام الصادق « علیه السلام »: كان امير المؤمنين يقول: إنّ من حقّ العالم أن لا تكثر عليه السؤال، و لا تأخذ بثوبه. و اذا دخلت عليه و عنده قوم، فسلّم عليهم جميعا، و خصّه بالتحيّة دونهم. و اجلس بين يديه، و لا تجلس خلفه، و لا تغمز بعينك، و لا تشر بيدك؛ و لا تكثر من القول: «قال فلان و قال فلان» خلافا لقوله؛ و لا تضجر بطول صحبته، فإنّما مثل العالم مثل النخلة، تنتظرها حتى يسقط عليك منها شي‏ء

خیری در کثرت نماز و روزه نیست وقتی ...

سلام علیکم و رحمه الله و برکاته

در نزدیکی ماه رمضان ...
خداوند تعالی میفرماید(( لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِّن نَّجْوَاهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاَحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتَغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً))

خیری نیست در  کثرت نماز و روزه و عبادت

_زمانی که این عبادات، تو را به انصاف در مورد دیگران  حتی اگر دشمنت باشند  وادار نکند . خداوند   نسبت به ابلیس انصاف به خرج داد و به او فرصت داد تا  نظرش را بیان کند و مهلت داد تا وعده اش را  محقق کند
 (قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ* قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ* قَالَ أَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ* قَالَ إِنَّكَ مِنَ المُنظَرِينَ* قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ)

_زمانی که این عبادات مانع  ارتکاب حرمت های الهی  و  مانع هتک حرمت  دیگران و آبروی آنها نشود
_زمانی که این عبادات در تو  ایجاد نفرت نکند نسبت به دروغ  چه رسد به افتراء و تهمت
_زمانی که این عبادات مانع تو از غیبت و سخن چینی و  جدال و مراء بی ثمر نشود
_زمانی که این عبادات تو را وادار نکند به ندامت و تاسف  (و عذر خواهی اگر لازم شد) زمانی که فهمیدی تو خطا کردی
_زمانی که این عبادات تو را وادار به قناعت و اکتفاء به چیزی که  خدا روزیت کرده  نکند
_زمانی که این عبادات سبب نشود دیگران را در خوشی و سعادت خودت شریک کنی و برای آنها  طلب سعادت کنی
_زمانی که این عبادات سبب نشود که تو  با گشایشی که خدا از فضلش به تو داده، با کسی که  روزیش تنگ است  مواسات کنی
_زمانی که این عبادات سبب نشود عملت را محکم انجام دهی و واجبت را به بهترین  صورت ادا کنی
_زمانی که این عبادات قلب تو را از یقین و آرامش پر نکند
_زمانی که این عبادات تو را به خداوند  نزدیک نکند و برای تو ابواب ملکوت را باز نکند
_زمانی که این عبادات  سبب نشود که اقلا  سعی کنی متخلّق به اخلاق الله شوی

امام جواد علیه السلام: رسوایی عمر و ابوبکر در روایات مخالف قرآن  

به نام خدا 

 شهادت امام جواد علیه السلام را تسلیت عرض میکنم

 

در این روایت که از امام جواد علیه السلام  نقل شده است ما شاهد رسوایی ابوبکر و عمر  در مناظره  یحیی بن اکثم  با  امام خواهیم بود.

 

بد نیست بدانیم که امام جواد در سن هفت سالگی بعد از شهادت  پدر بزرگوارشان امام رضا علیه السلام ؛ به امامت رسیدند و یک سال بعد  مامون  دخترش رابه تزویج  حضرت در آورد . البته  با زور  و اکراه .

واینکه این  مناظره  در سن  هشت سالگی حضرت  صورت گرفته است . ببینید :

 

 

پس از آنکه مامون دخترش را به امام جواد تزویج کرد در مجلسی که مامون وامام ویحیی بن اکثم و گروه بسیاری در آن حضور داشتند ، یحیی به امام گفت :

روایت شده است که جبرئیل به حضور پیامبر رسید و گفت:یا محمد!خدا به شما سلام می رساند و میگوید: من از ابوبکر راضی هستم  از او بپرس که آیا او هم از من راضی هست ؟

نظر شما درباره این حدیث چیست ؟

امام فرمودند: من منکر فضیلت ابوبکر نیستم  ولی کسی که این خبر را نقل می کند باید خبر دیگری را نیز که پیامبر اسلام در حجه الوداع بیان کرد، از نظر دور ندارد . پیامبر فرمودند:

تعداد کسانی که به من دروغ می بندند ، زیاد شده  است  و بعد از من نیز زیاد خواهند بود . هر کس عمدا به من دروغ ببندد، جایگاهش در آتش خواهد بود.  پس وقتی حدیثی از من برای شما نقل شدآن را به کتاب خدا و سنت من عرضه کنید. آنچه را که با کتاب خدا وسنت من موافق بود بگیرید و آنچه را که مخالف کتاب خدا و سنت من بود رها کنید.

 امام جواد افزود: این روایت( درباره ابوبکر) با کتاب خدا سازگار نیست. زیرا خداوند فرمودست:((ما انسان را آفریدیم و می دانیم در دلش چه چیز می گذرد و ما از رگ گردن به او نزدیک تریم))

ق : 16   وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ

 

آیا خشنودی و نا خشنودی ابوبکر بر خدا پوشیده بوده که لازم باشد آن را از پیامبر بپرسد؟!

این مطلب عقلا محال است .

 

یحیی گفت : روایت شده است که:

(( ابوبکر وعمر در زمین ، مانند جبرئیل درآسمان هستند ))

حضرت فرمود: درباره این حدیث نیز باید دقت شود: چرا که جبرئیل و میکائیل دو فرشته مقرب درگاه خداوند هستند و هرگز گناهی ازآن دو سر نزده است و لحظه ای از دایره اطاعت خدا خارج نشده اند؛ ولی ابوبکر وعمر مشرک بوده اند ،  و هر چند پس از ظهور اسلام مسلمان شده اند،  اما اکثر دوران عمرشان را در شرک و بت پرستی سپری کرده اند، بنا بر این محال است که خدا آن دو را به جبرئیل و میکائیل تشبیه کند.

یحیی گفت : همچنین روایت شده است که : ابوبکر وعمر دو سرور پیران اهل بهشتند ، درباره این چه می گویید؟

حضرت فرمود:  این روایت نیز محال است که درست باشد، زیرا بهشتیان همگی جوانند و پیری در میان آنان یافت نمیشود ؛ تا اینکه  ابوبکر وعمر سرور آنان باشند!

این روایت را بنی امیه در مقابل حدیثی که از پیامبر صلی الله علیه وآله درباره حسن و حسین علیهما السلام  نقل شده است که حسن و حسین دو سرور جوانان اهل بهشتند ؛ جعل کرده اند .

 

یحیی گفت : روایت شده است که  (( عمر بن خطاب چراغ اهل بهشت است ))

حضرت فرمود: این نیز محال است؛ زیرا در بهشت ، فرشتگان مقرب خدا،آدم،محمد صلی الله علیه وآله و همه انبیاء  و فرستادگان خدا حضور دارند،چطور بهشت با نور اینها روشن نمی شود ولی با نور عمر روشن می گردد ؟!

یحیی اظهار داشت : روایت شده است که (( سکینه )) به زبان عمر سخن می گوید (  یعنی عمر هر چه میگوید ، از جانب ملک و فرشته می گوید )

حضرت فرمود : من منکر فضیلت عمر نیستم ؛ ولی  ابوبکر ، با آنکه از عمر افضل است ، بالای منبر می گفت : (( من شیطانی دارم که مرا منحرف می کند ، هر گاه دیدید از راه راست منحرف شدم ، مرا به راه درست بازگردانید ))

یحیی گفت : روایت شده است که پیامبر فرمودند : (( اگر من به پیامبری مبعوث نمی شدم ، حتما عمر مبعوث می شد ))

حضرت فرمود: کتاب خدا (قرآن ) از این حدیث راست تر است ، خدا در کتابش فرموده است : ((به خاطر بیاور هنگامی را که از پیامبران پیمان گرفتیم ، و از تو واز نوح ... ))

الأحزاب : 7   وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ ميثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهيمَ وَ مُوسى‏ وَ عيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ ميثاقاً غَليظاً

 از این آیه صریحا بر می آید که خداوند از پیامبران پیمان گرفته است ، در این صورت چگونه ممکن است پیمان خود را بشکند و تغییر دهد ؟

 هیچ یک از پیامبران به قدر چشم بر هم زدن به خدا شرک نورزیده اند ، چگونه خدا کسی را به پیامبری مبعوث می کند که بیشتر عمر خود را با شرک به خدا سپری کرده است ؟!

 و نیز پیامبر فرمودند: در حالی که آدم بین روح و جسدش بود ( هنوز آفریده نشده بود ) من پیامبر شده بودم )) .

 

باز یحیی گفت:

روایت شده است که پیامبر فرمودند : (( هیچگاه وحی از من قطع نشد ، مگر انکه گمان بردم که به خاندان خطاب ( پدر عمر) نازل شده است ))، یعنی نبوت از من به آنها منتقل شده است .

 حضرت فرمود : این نیز محال است ، زیرا امکان ندارد که پیامبر در نبوت خود شک کند ، خداوند میفرماید: (( خداوند از فرشتگان و همچنین از انسانها رسولانی بر می گزیند ))

الحج : 75   اللَّهُ يَصْطَفي‏ مِنَ الْمَلائِكَةِ رُسُلاً وَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَميعٌ بَصيرٌ

( بنا بر این ، با گزینش الهی ، دیگر جای شکی برای پیامبر در باب پیامبری خویش وجود ندارد)

یحیی گفت :

روایت شده است که پیامبر فرمود : (( اگر عذاب نازل می شد ، کسی جز عمر ازآن نجات نمی یافت ))

حضرت فرمود : این نیز محال است ، زیرا خداوند به پیامبر اسلام فرموده است : (( وتازمانیکه  تو در میان آنان هستی ، خداوند آنان را عذاب نمیکند و نیز تازمانی که استغفار می کنند ، خدا عذاب شان نمیکند ))

الأنفال : 33   وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ

 

 بدین ترتیب  تا زمانی که پیامبر در میان مردم است و تا زمانی که مسلمانان استغفار می کنند ، خداوند آنان را عذاب نمیکند .

 

 

بحارالأنوار     30     254  

6-  ج، [الإحتجاج‏] وَ رُوِيَ أَنَّ الْمَأْمُونَ بَعْدَ مَا زَوَّجَ ابْنَتَهُ أُمَّ الْفَضْلِ أَبَا جَعْفَرٍ ع كَانَ فِي مَجْلِسٍ وَ عِنْدَهُ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَ يَحْيَى بْنُ أَكْثَمَ وَ جَمَاعَةٌ كَثِيرَةٌ فَقَالَ لَهُ يَحْيَى بْنُ أَكْثَمَ مَا تَقُولُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فِي الْخَبَرِ الَّذِي رُوِيَ أَنَّهُ نَزَلَ جَبْرَئِيلُ ع عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ قَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ سَلْ أَبَا بَكْرٍ هَلْ هُوَ عَنِّي رَاضٍ فَإِنِّي عَنْهُ رَاضٍ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ لَسْتُ بِمُنْكِرِ فَضْلِ أَبِي بَكْرٍ وَ لَكِنْ يَجِبُ عَلَى صَاحِبِ هَذَا الْخَبَرِ أَنْ يَأْخُذَ مِثَالَ الْخَبَرِ الَّذِي قَالَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص فِي حَجَّةِ الْوَدَاعِ قَدْ كَثُرَتْ عَلَيَّ الْكَذَّابَةُ وَ سَتَكْثُرُ فَمَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّداً فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ فَإِذَا أَتَاكُمُ الْحَدِيثُ فَاعْرِضُوهُ عَلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّتِي فَمَا وَافَقَ كِتَابَ اللَّهِ وَ سُنَّتِي فَخُذُوا بِهِ وَ مَا خَالَفَ كِتَابَ اللَّهِ وَ سُنَّتِي فَلَا تَأْخُذُوا بِهِ وَ لَيْسَ يُوَافِقُ هَذَا الْخَبَرُ كِتَابَ اللَّهِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ فَاللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ خَفِيَ عَلَيْهِ رِضَا أَبِي بَكْرٍ مِنْ سَخَطِهِ حَتَّى سَأَلَ مِنْ مَكْنُونِ سِرِّهِ هَذَا مُسْتَحِيلٌ فِي الْعُقُولِ ثُمَّ قَالَ يَحْيَى بْنُ أَكْثَمَ وَ قَدْ رُوِيَ أَنَّ مَثَلَ أَبِي بَكْرٍ وَ عُمَرَ فِي الْأَرْضِ كَمَثَلِ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ فِي السَّمَاءِ فَقَالَ وَ هَذَا أَيْضاً يَجِبُ أَنْ يُنْظَرَ فِيهِ لِأَنَّ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ مَلَكَانِ لِلَّهِ مُقَرَّبَانِ لَمْ يَعْصِيَا اللَّهَ قَطُّ وَ لَمْ يُفَارِقَا طَاعَتَهُ لَحْظَةً وَاحِدَةً وَ هُمَا قَدْ أَشْرَكَا بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنْ أَسْلَمَا بَعْدَ الشِّرْكِ وَ كَانَ أَكْثَرُ أَيَّامِهِمَا فِي الشِّرْكِ بِاللَّهِ فَمُحَالٌ أَنْ يُشْبِهَهُمَا بِهِمَا قَالَ يَحْيَى وَ قَدْ رُوِيَ أَيْضاً أَنَّهُمَا سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَمَا تَقُولُ فِيهِ فَقَالَ ع وَ هَذَا الْخَبَرُ مُحَالٌ أَيْضاً لِأَنَّ أَهْلَ الْجَنَّةِ كُلَّهُمْ يَكُونُونَ شَبَاباً وَ لَا يَكُونُ‏ فِيهِمْ كَهْلٌ وَ هَذَا الْخَبَرُ وَضَعَهُ بَنُو أُمَيَّةَ لِمُضَادَّةِ الْخَبَرِ الَّذِي قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِي الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ بِأَنَّهُمَا سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَقَالَ يَحْيَى بْنُ أَكْثَمَ وَ رُوِيَ أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ سِرَاجُ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَقَالَ ع وَ هَذَا أَيْضاً مُحَالٌ لِأَنَّ فِي الْجَنَّةِ مَلَائِكَةَ اللَّهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ آدَمَ وَ محمد [مُحَمَّداً] وَ جَمِيعَ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِينَ لَا تُضِي‏ءُ بِأَنْوَارِهِمْ حَتَّى تُضِي‏ءَ بِنُورِ عُمَرَ فَقَالَ يَحْيَى وَ قَدْ رُوِيَ أَنَّ السَّكِينَةَ تَنْطِقُ عَلَى لِسَانِ عُمَرَ فَقَالَ ع لَسْتُ بِمُنْكِرِ فَضَائِلِ عُمَرَ وَ لَكِنَّ أَبَا بَكْرٍ أَفْضَلُ مِنْ عُمَرَ فَقَالَ عَلَى رَأْسِ الْمِنْبَرِ إِنَّ لِي‏شَيْطَاناً يَعْتَرِينِي فَإِذَا مِلْتُ فَسَدِّدُونِي فَقَالَ يَحْيَى قَدْ رُوِيَ أَنَّ النَّبِيَّ ص قَالَ لَوْ لَمْ أُبْعَثْ لَبُعِثَ عُمَرُ فَقَالَ ع كِتَابُ اللَّهِ أَصْدَقُ مِنْ هَذَا الْحَدِيثِ يَقُولُ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ فَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ فَكَيْفَ يُمْكِنُ أَنْ يُبَدِّلَ مِيثَاقَهُ وَ كَانَ الْأَنْبِيَاءُ ع لَمْ يُشْرِكُوا طَرْفَةَ عَيْنٍ فَكَيْفَ يُبْعَثُ بِالنُّبُوَّةِ مَنْ أَشْرَكَ وَ كَانَ أَكْثَرُ أَيَّامِهِ مَعَ الشِّرْكِ بِاللَّهِ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص نُبِّئْتُ وَ آدَمُ بَيْنَ الرُّوحِ وَ الْجَسَدِ فَقَالَ يَحْيَى بْنُ أَكْثَمَ وَ قَدْ رُوِيَ أَنَّ النَّبِيَّ ص قَالَ مَا احْتَبَسَ الْوَحْيُ عَنِّي قَطُّ إِلَّا ظَنَنْتُهُ قَدْ نَزَلَ عَلَى آلِ الْخَطَّابِ فَقَالَ ع وَ هَذَا مُحَالٌ أَيْضاً لِأَنَّهُ لَا يَجُوزُ أَنْ يَشُكَّ النَّبِيُّ ص فِي نُبُوَّتِهِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلائِكَةِ رُسُلًا وَ مِنَ النَّاسِ فَكَيْفَ يُمْكِنُ أَنْ تَنْتَقِلَ النُّبُوَّةُ مِمَّنِ اصْطَفَاهُ اللَّهُ تَعَالَى إِلَى مَنْ أَشْرَكَ بِهِ قَالَ يَحْيَى بْنُ أَكْثَمَ رُوِيَ أَنَّ النَّبِيَّ ص قَالَ لَوْ نَزَلَ الْعَذَابُ لَمَا نَجَا مِنْهُ إِلَّا عُمَرُ فَقَالَ ع وَ هَذَا مُحَالٌ أَيْضاً إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ فَأَخْبَرَ سُبْحَانَهُ أَنْ لَا يُعَذِّبَ أَحَداً مَا دَامَ فِيهِمْ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ مَا دَامُوا يَسْتَغْفِرُونَ اللَّهُ تَعَالَى‏

 

فقه و حرمت قیاس و اجتهاد

به نام خدا

  

إبراهيم : 52   هذا بَلاغٌ لِلنَّاسِ وَ لِيُنْذَرُوا بِهِ وَ لِيَعْلَمُوا أَنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ لِيَذَّكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ

الأحقاف : 35   .... بَلاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفاسِقُونَ

الجاثية : 20   هذا بَصائِرُ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ

 

 

سماعه میگوید که به امام موسی علیه السلام عرض کردم :

ما دور هم جمع میشویم و با هم مذاکره علمی داریم و به هیچ مسئله ای بر نمیخوریم مگر اینکه در آن موضوع ،  حدیثی وجود دارد که خداوند به واسطه شما ، ما را بهرمنده کرده است.

اما گاهی اوقات به  مسئله ای کوچک برمیخوریم که سخنی از شما در آن زمینه نداریم ، به یکدیگر نگاه میکنیم و حکم مسئله ای که بسیار شبیه به این مسئله است را به بهترین شیوه بر این موضوع نیز پیاده میکنیم .

حضرت فرمودند:

شما را چه به قیاس!

هلاک شدند کسانی که قبل از شما از قیاس استفاده کردند.

سپس فرمودند:

آنچه علم ویقین دارید بگویید

اما در آنچه علم ندارد دهانتان را ببندید ( این قسمت را  حضرت با اشاره به دهانشان تفهیم کردند)

سپس فرمودند:

خدا ابوحنیفه را لعنت کندکه میگفت علی این چنین گفته من هم این چنین میگویم و نظر و و فتوا میدهم صحابه نیز این چنین فتوا دادند .(نظیر آنچه امروزه در حوزه های علمیه رخ میدهد)

سپس از من پرسیدند آیا با او نشسته ای ؟   ( با قرینه سایر روایات حضرت این سوال را برای نهی او از نشستن با او پرسیدند و پرس و جو کردند تا نهی کنند)

 

جواب دادم خیر اما او همین میکند که فرمودید .

سپس گفتم آیا رسول خدا صلی الله علیه وآله  تمام آنچه مورد نیاز مردم عهدش بوده است آورده است ؟

حضرت فرمودند:

بله تمام آنچه که مردم  تا روز قیامت به آن نیاز دارند را آورده است .

پرسیدم آیا چیزی ازآن نابود شده است؟

فرمودند : خیر تمام آن مسائل در نزد اهلش میباشد (۱)

 

 -----------

۱ )  الكافي     1     57    باب البدع و الرأي و المقاييس .....

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى ع قَالَ قُلْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ إِنَّا نَجْتَمِعُ فَنَتَذَاكَرُ مَا عِنْدَنَا فَلَا يَرِدُ عَلَيْنَا شَيْ‏ءٌ إِلَّا وَ عِنْدَنَا فِيهِ شَيْ‏ءٌ مُسَطَّرٌ وَ ذَلِكَ مِمَّا أَنْعَمَ اللَّهُ بِهِ عَلَيْنَا بِكُمْ ثُمَّ يَرِدُ عَلَيْنَا الشَّيْ‏ءُ الصَّغِيرُ لَيْسَ عِنْدَنَا فِيهِ شَيْ‏ءٌ فَيَنْظُرُ بَعْضُنَا إِلَى بَعْضٍ وَ عِنْدَنَا مَا يُشْبِهُهُ فَنَقِيسُ عَلَى أَحْسَنِهِ فَقَالَ وَ مَا لَكُمْ وَ لِلْقِيَاسِ إِنَّمَا هَلَكَ مَنْ هَلَكَ مِنْ قَبْلِكُمْ بِالْقِيَاسِ ثُمَّ قَالَ إِذَا جَاءَكُمْ مَا تَعْلَمُونَ فَقُولُوا بِهِ وَ إِنْ جَاءَكُمْ مَا لَا تَعْلَمُونَ فَهَا وَ أَهْوَى بِيَدِهِ إِلَى فِيهِ ثُمَّ قَالَ لَعَنَ اللَّهُ أَبَا حَنِيفَةَ كَانَ يَقُولُ قَالَ عَلِيٌّ وَ قُلْتُ أَنَا وَ قَالَتِ الصَّحَابَةُ وَ قُلْتُ ثُمَّ قَالَ أَ كُنْتَ تَجْلِسُ إِلَيْهِ فَقُلْتُ لَا وَ لَكِنْ هَذَا كَلَامُهُ فَقُلْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ أَتَى رَسُولُ اللَّهِ ص النَّاسَ بِمَا يَكْتَفُونَ بِهِ فِي عَهْدِهِ قَالَ نَعَمْ وَ مَا يَحْتَاجُونَ إِلَيْهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَقُلْتُ فَضَاعَ مِنْ ذَلِكَ شَيْ‏ءٌ فَقَالَ لَا هُوَ عِنْدَ أَهْلِهِ