شرط عمل به روایات و دوری از جعل و دسیسه وفاق روایت است با قرآن.
به نام خدا
حتما برای شما این اتفاق افتاده که یک انسان دروغ گو حرفی را به شخصی که برای شما دارای احترام است نسبت داده باشد تا از شما سوء استفاده کرده یا شما را گمراه کند .
گاهی اوقات هم این خبر دروغین را از یک شخصیت محترم برای شما نقل میکند .واصلا گاهی اوقات خود شخصیت محترم برای شما خبری را نقل میکند که واقعا از گوینده ای که در ذهن شما از عظمت برخوردار است صادر نشده است .به این کار دسیسه گفته میشود .
امام صادق علیه السلام میفرمایند :
مغیره که شخصی خائن و از فرقه مخالف اهل بیت علیهم السلام بوده، اصحابش را میفرستاد تا کتاب اصحاب و شاگردان مورد اعتماد پدرم امام باقر علیه السلام را بگیرند .وبعد از پیش خودشان در آن کتابها روایاتی را جعل میکردند و به دروغ آنها را به پدرم نسبت میدادند .
تا بعدها هر کس کتاب شاگردان پدرم را مطالعه میکند ،گمان کند این روایت ، واقعا روایت امام باقر علیه السلام است چرا که این نوشته ،نوشته شاگردان مورد اعتماد حضرت میباشد .
به این ترتیب مغیره و شاگردانش و سایر افراد معاند کاری کردند که ما امروزه از روی شناختن افراد و بررسی گوینده نمیتوانیم اطمینان حاصل کنیم که این روایت ، روایت امام معصوم هست یا نه ؟
ما وقتی سند یک روایت را بررسی میکنیم هرچند این سند به یکی از شاگردان مورد اعتماد امام باقر علیه السلام ختم میشود اما چون مغیره وشاگردانش در کتاب او روایت جعل کرده اند ؛ نمیتوانیم بگوییم که قطعا این روایت، روایت شاگرد حضرت میباشد .
بررسی سلسله اسناد یک روایت این اطمینان را به ما میدهد که تمام گویندگان و ناقلین این روایت انسانهای درستکار و عادلی هستند اما این اطمینان را به ما نمیدهند که آیا این خبر واقعا خبر آنهاست یا نه .
وقتی ما در علم رجال بررسی سند یک روایت را شروع کردیم و ثابت کردیم که مثلا این روایت به زراره که یکی از برجسته ترین شاگردان امام محمد باقر علیه السلام است بر میگردد؛یعنی این روایت از کتاب زراره برای ما نقل شده است در این صورت چون ما احتمال دسیسه و جعل روایت را در کتاب زراره می دهیم ؛ نمیتوانیم به طور قطع بگوییم که این روایت حقیقتا از زراره میباشد چرا که ممکن است مغیره آنرا در کتاب زراره جعل کرده باشد ، چرا که مغیره در کتاب زراره ننوشته است که این خبر را من جعل کرده ام واصلا در کتاب زراره حتی خود زراره نگفته است که من ، این روایت را از امام برایتان نقل میکنم . چرا که کتاب ، کتاب زراره است و اصلا نیازی به ذکر نام خودش در صدر هر روایت نمیباشد بلکه اول دفتر یا کتاب اسم گوینده حک میشده ودر متن فقط نام شریف امام معصوم نوشته میشده بنابرین راه برای دسیسه در متن کتاب باز بوده و امروزه ما نمیتوانیم به طور قطع بگوییم این روایت ،روایت خود زراره است . هرچند سندش به زراره بر گردد.
حال چاره چیست ؟
آیا باید به طور کل قید روایات را زد؟
در حالی که بر طبق ده ها دلیل که محکم ترین آنها متن شریف قرآن است دین ما از دومنبع تشکیل شده : یکی قرآن و دیگری سنت .
ونماد سنت روایاتی میباشد که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت ایشان به دست ما رسیده است .
حدیث ثقلین گویای این مطلب است که همیشه باید در کنار قرآن متن روایات اهل بیت علیهم السلام قرار داشته باشد .چرا که جانشین خود فرد ،کلام اوست و گرفتن قرآن بدون کلام اهل بیت به شهادت رسول خدا صلی الله علیه وآله سبب گمراهی میشود .
واصلا برای عمل به متن ده ها آیه ای که به ما امر به اطاعت از رسول خدا در تمام سخنانش میکند ، باید روایات خود نبی اکرم و اهل بیت او را در کنار قرآن ، وجزء منابع دین اسلام قرار داد والا به متن خود قرآن عمل نشده و شعار حسبنا کتاب الله دروغ ترین شعار دنیا خواهد بود .
حال دوباره میپرسم .
اگر دسیسه در متن کتب روایی صورت گرفته و از طرفی حق کنار گذاشتن روایات را نداریم چون منبع دین ماست پس ، چگونه و با چه ملاکی حدیث واقعی را از غیر واقعی بشناسیم ؟
چگونه بفهمیم این روایت واقعا روایت امام معصوم یا پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله میباشد؟
راه و چاره چیست ؟
برای پی بردن به راه و چاره ؛ متن دو روایت را برای شما ترجمه میکنم و خدمت شما عرض میکنم که (سی و دو ) روایت دیگر از طریق راویان مختلف به دست ما رسیده که همین مضمون را برای ما نقل میکنند واین به معنای تواتر در روایت بوده و از طرفی متن تمامی این روایات موافقت قطعی و صد در صدی با قرآن داشته و احتمال هر گونه دسیسه و جعل را در مورد خود این روایات برطرف میکند .
قبل از هر گونه قضاوت متن روایت را مطالعه فرموده و منتظر ترجمه سایر روایات به حول و قوه خداوند منان باشید .
1 ) یقطینی میگوید :
بعضی از شیعیان از یونس بن عبد الرحمن سوالی را پرسیدند در حالی که من نیز در جمع آنها حاضر بودم.
پرسیدند چرا شما این همه با شدت با روایات بر خورد میکنید؟
چرا بیشتر روایاتی راکه برای شما نقل میکنیم ، انکار میکنید؟
چه چیزی موجب شده تا شما روایات را رد کنید؟
یونس گفت : هشام از قول امام صادق علیه السلام چنین برای من روایت کرده است که :
امام صادق علیه السلام فرمودند :
حدیث ما را از ما قبول نکنید مگر به شرطی که موافق با قرآن و سنت رسول خدا صلی الله علیه آله باشد یا موافق با احادیث متقدمه ما که با قرآن و سنت ثابت شده .
چرا که مغیره بن سعید که لعنت خدا بر او باد در کتاب شاگردان پدرم روایاتی را نوشته که پدرم آن روایات را هرگز نفرموده اند . پس از خدا بترسید و کلامی را که به ما نسبت داده میشود و مخالف قرآن و سنت رسول خداست را قبول نکنید چرا که ما هر وقت سخن میگوییم ، سخن خدا و رسولش را برای شما میگوییم .
یونس در ادامه فرمود:
من به عراق رفتم .عده زیادی از شاگردان امام باقر و امام صادق علیهما السلام را دیدم واز آنها روایات زیادی را شنیدم و کتاب های آنها را از آنها امانت گرفتم و بعد خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم و آن روایات را به حضرت عرضه کردم .اما حضرت تعداد زیادی از آن روایات را انکار کردند و فرمودند اینها روایت امام صادق علیه السلام نیست .اینها روایاتی است که ابی الخطاب بر پدرم به دروغ بسته است خداوند ابا الخطاب وشاگردانش را لعنت کند که تا به امروز در کتاب های شاگردان امام صادق روایات را دسیسه میکنند و به حضرت نسبت میدهند .
پس آگاه باشید از ما اهل بیت روایتی را که خلاف قرآن است قبول نکنید ما هر وقت سخن میگوییم ، سخنمان موافق با قرآن و موافق با سنت رسول خدا صلی الله علیه وآله میباشد .
ما از خدا و رسولش سخن میگوییم .
ما مثل سایر افراد از این و آن برای شما سخن نقل نمیکنیم که کلاممان یکدیگر را نقض کند .
کلام آخرین ما اهل بیت مانند کلام اولین ما یعنی امیر مومنین علی علیه السلام است .
کلام اول ما تصدیق کننده و موید کلام آخر ماست . پس هرگاه کسی برای شما سخنی را نقل کرد که با قرآن مخالف بود آن سخن را به خودش رد کنید و به او بگویید تو نسبت به آنچه آورده ای آگاه تری و خوب میدانی که این دروغ است .
آگاه باشید که هر کلام ما دارای یک حقیقت و نور میباشد که با نور قرآن هم خوانی دارد .و هر کلامی که نور و حقیقت نداشته باشد کلام شیطان است .
بیان شیوه دسیسه توسط امام صادق علیه السلام .
2 ) امام صادق علیه السلام میفرمایند :
مغیره بن سعید به عمد بر پدرم دروغ میبست . و کتابهای اصحاب پدرم را میگرفت و این کار را توسط شاگردانش که بین شاگردان پدرم مخفی و پراکنده بودند انجام میداد .
آنها کتابهای شاگردان پدرم را میگرفتند و به مغیره تحویل میدادند و مغیره در آن کتابها کفر و خرافات و عقائد شرک را دسیسه میکرد و به پدرم نسبت میداد وبعد آن کتابها را به اصحابش میداد و به آنها دستور میداد تا این کتابها را نسخه برداری کرده و بین شیعه پراکنده سازند .پس هرچه در کتابهای شاگردان پدرم از غلو وجود دارد دسیسه مغیره میباشد .
--- دو روایت دیگر پیرامون وجوب اخذ آنچه موافق با قران است :
۳) امام محمد باقر علیه السلام چنین میفرمایند :
بنگرید امر ما را وآنچه که از جانب ما به سمت شما می آید .اگر آنرا موافق قرآن یافتید آنرا بگیرید و به آن عمل کنید.
واگر آنرا موافق با قرآن نیافتید(بلکه مخالف قرآن بود) آنرا رد نمایید و اگر امر بر شما مشتبه شد توقف کنید و آنرا به ما رد کنید تا برایتان توضیح دهیم همچنانکه که برای خودمان توضیح داده شده است .
۴) هم امام محمد باقر و هم امام صادق علیهماالسلام چنین میفرمایند :
هیچ چیزرا ازما و برما تصدیق نکنید مگر آنچه که با کتاب خدا و سنت رسولش موافق باشد .
اثبات این روایات با قرآن به نحو اختصار :
آیاتی که به ما امر میکنند که سخن موافق با قرآن را بگیریم :
1) الحجرات : 6 یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصیبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمینَ
اى کسانى که ایمان آوردهاید! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما آورد، درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهى از روى نادانى آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید! (6)
این آیه شریفه امکان و احتمال برخورد از سر جهالت و آسیب زدن به خود و دیگران را از آثار رد یا قبول خبر فاسق میداند و برای اینکه گرفتار چنین ضرر ممکن الوقوعی نشویم امربه تحقیق میکند.
نکته ) مفاد آیه ما را از این که حتی روایتی را بدون تحقیق رها کنیم نهی میکند چرا که در این صورت نیز احتمال ضرر وجود دارد و تنها راه مقابله با ضرر را بررسی خبر معرفی میکند .
معرفی منبع و ملاک تبین :
2 ) النساء : 59 یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً
اى کسانى که ایمان آوردهاید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر را!
و هر گاه در چیزى اختلاف داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (وآنها را داور قرار دهید ) البته اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! که این (کار) براى شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است.
این آیه به همراه چندین ایه دیگر به ما امر میکند که در هر چیزی که درآن اختلاف وجود دارد باید آنرا به کتاب خدا که نماد وجود خدا و آیت خداست و به سنت رسول خدا که شامل روایات قطعیه نبوی صلی الله علیه و اله و روایات قطعیه اهل بیت علیهم السلام است بر گردانیم و هر چه موافق با آنها بود را بپذیریم و اگر نه مامور به توقف وسکوت خواهیم بود .
بنابرین دو آیه و آیات دیگر به ما امر میکنند که اخبار اهل بیت علیهم السلام را به قرآن عرضه کنیم .
--------------
در این دو پست هم دو روایت زیبا از امام جواد و امام هادی علیهما السلام به نمایش گذاشته شده و در این دوروایت حضرات ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام را توسط قرآن اثبات کرده و اثبات میکنند روایات ابوبکر و عمر علیهما من الرحمن ما یستحقا مخالف نص قرآن میباشد .
تمام پافشاری حضرات بر عمل به روایتی است که موافق متن شریف قران باشد و حتی میفرمایند اجماع امت بر مطلبی که مخالف قرآن است سبب خروج همه آنها از دین و مخالفت با نص قران خواهد بود .
1) مُحَمَّدُ بْنُ قُولَوَيْهِ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ بُنْدَارَ مَعاً عَنْ سَعْدٍ عَنِ الْيَقْطِينِيِّ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ أَنَّ بَعْضَ أَصْحَابِنَا سَأَلَهُ وَ أَنَا حَاضِرٌ فَقَالَ لَهُ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ مَا أَشَدَّكَ فِي الْحَدِيثِ وَ أَكْثَرَ إِنْكَارَكَ لِمَا يَرْوِيهِ أَصْحَابُنَا فَمَا الَّذِي يَحْمِلُكَ عَلَى رَدِّ الْأَحَادِيثِ . . فَقَالَ حَدَّثَنِي هِشَامُ بْنُ الْحَكَمِ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ لَا تَقْبَلُوا عَلَيْنَا حَدِيثَنَا إِلَّا مَا وَافَقَ الْقُرْآنَ وَ السُّنَّةَ أَوْ تَجِدُونَ مَعَهُ شَاهِداً مِنْ أَحَادِيثِنَا الْمُتَقَدِّمَةِ فَإِنَّ الْمُغِيرَةَ بْنَ سَعِيدٍ لَعَنَهُ اللَّهُ دَسَّ فِي كُتُبِ أَصْحَابِ أَبِي أَحَادِيثَ لَمْ يُحَدِّثْ بِهَا أَبِي فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لَا تَقْبَلُوا عَلَيْنَا مَا خَالَفَ قَوْلَ رَبِّنَا تَعَالَى وَ سُنَّةَ نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ ص فَإِنَّا إِذَا حَدَّثْنَا قُلْنَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله . .
قَالَ يُونُسُ وَافَيْتُ الْعِرَاقَ فَوَجَدْتُ بِهَا قِطْعَةً مِنْ أَصْحَابِ أَبِي جَعْفَرٍ ع وَ وَجَدْتُ أَصْحَابَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع مُتَوَافِرِينَ فَسَمِعْتُ مِنْهُمْ وَ أَخَذْتُ كُتُبَهُمْ فَعَرَضْتُهَا بَعْدُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع فَأَنْكَرَ مِنْهَا أَحَادِيثَ كَثِيرَةً أَنْ يَكُونَ مِنْ أَحَادِيثِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ قَالَ لِي إِنَّ أَبَا الْخَطَّابِ كَذَبَ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع لَعَنَ اللَّهُ أَبَا الْخَطَّابِ وَ كَذَلِكَ أَصْحَابُ أَبِي الْخَطَّابِ يَدُسُّونَ هَذِهِ الْأَحَادِيثَ إِلَى يَوْمِنَا هَذَا فِي كُتُبِ أَصْحَابِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَلَا تَقْبَلُوا عَلَيْنَا خِلَافَ الْقُرْآنِ فَإِنَّا إِنْ تَحَدَّثْنَا [حَدَّثْنَا] حَدَّثْنَا بِمُوَافَقَةِ الْقُرْآنِ وَ مُوَافَقَةِ السُّنَّةِ إِنَّا عَنِ اللَّهِ وَ عَنْ رَسُولِهِ نُحَدِّثُ وَ لَا نَقُولُ قَالَ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ فَيَتَنَاقَضُ كَلَامُنَا إِنَّ كَلَامَ آخِرِنَا مِثْلُ كَلَامِ أَوَّلِنَا وَ كَلَامَ أَوَّلِنَا مِصْدَاقٌ لِكَلَامِ آخِرِنَا وَ إِذَا أَتَاكُمْ مَنْ يُحَدِّثُكُمْ بِخِلَافِ ذَلِكَ فَرُدُّوهُ عَلَيْهِ وَ قُولُوا أَنْتَ أَعْلَمُ وَ مَا جِئْتَ بِهِ فَإِنَّ مَعَ كُلِّ قَوْلٍ مِنَّا حَقِيقَةً وَ عَلَيْهِ نُورٌ فَمَا لَا حَقِيقَةَ مَعَهُ وَ لَا نُورَ عَلَيْهِ فَذَلِكَ قَوْلُ الشَّيْطَانِ
رجال کشی صفحه 224
2 ) بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ يُونُسَ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ كَانَ الْمُغِيرَةُ بْنُ سَعِيدٍ يَتَعَمَّدُ الْكَذِبَ عَلَى أَبِي ع وَ يَأْخُذُ كُتُبَ أَصْحَابِهِ وَ كَانَ أَصْحَابُهُ الْمُسْتَتِرُونَ بِأَصْحَابِ أَبِي يَأْخُذُونَ الْكُتُبَ مِنْ أَصْحَابِ أَبِي فَيَدْفَعُونَهَا إِلَى الْمُغِيرَةِ فَكَانَ يَدُسُّ فِيهَا الْكُفْرَ وَ الزَّنْدَقَةَ وَ يُسْنِدُهَا إِلَى أَبِي ع ثُمَّ يَدْفَعُهَا إِلَى أَصْحَابِهِ فَيَأْمُرُهُمْ أَنْ يَبُثُّوهَا فِي الشِّيعَةِ فَكُلُّ مَا كَانَ فِي كُتُبِ أَصْحَابِ أَبِي ع مِنَ الْغُلُوِّ فَذَاكَ مِمَّا دَسَّهُ الْمُغِيرَةُ بْنُ سَعِيدٍ فِي كُتُبِهِمْ رجال کشی صفحه 225
۳) وسائلالشیعة 27 120 9- باب وجوه الجمع بین الأحادیث المخ
33370- الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الطُّوسِیُّ فِی الْأَمَالِی عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْمُفِیدِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ انْظُرُوا أَمْرَنَا وَ مَا جَاءَکُمْ عَنَّا فَإِنْ وَجَدْتُمُوهُ لِلْقُرْآنِ مُوَافِقاً فَخُذُوا بِهِ وَ إِنْ لَمْ تَجِدُوهُ مُوَافِقاً فَرُدُّوهُ وَ إِنِ اشْتَبَهَ الْأَمْرُ عَلَیْکُمْ فَقِفُوا عِنْدَهُ وَ رُدُّوهُ إِلَیْنَا حَتَّى نَشْرَحَ لَکُمْ مِنْ ذَلِکَ مَا شُرِحَ لَنَا
۴)وسائلالشیعة 27 123 9- باب وجوه الجمع بین الأحادیث المخ
33380- مُحَمَّدُ بْنُ مَسْعُودٍ الْعَیَّاشِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ عَنْ سَدِیرٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ وَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا تُصَدِّقْ عَلَیْنَا إِلَّا مَا وَافَقَ کِتَابَ اللَّهِ وَ سُنَّةَ نَبِیِّهِ ص
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم .