گستاخى خلیفه دوم نسبت به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) حدیث دوات و قلم

به نام خدا

 

در این پست یکی از اجتهادات خلیفه دوم را از کتب اهل سنت نقل میکنیم که در هنگام رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) اتفاق افتاده است. این متن عینا از کتاب (اجتهاد در مقابل نص) نوشته سید عبدالحسین شرف الدین برگرفته شده است.

 

البته اگر خلیفه دوم از فرمان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) سرپیچی نمیکرد و در لشکر اسامه بن زید حاضر میشد هرگز چنین اتفاقی نمی افتاد.به نظر شما عمر و ابوبکر منتظر چه مسئله مهمی بوده اند که حاضر به ترک مدینه نمیشدند با اینکه رسول خدا تخلف از لشکر اسامه را نهی کرده بودند و متخلف را لعن .

و البته این سرکشی آنها نیز نوعی اجتهاد است!

 

عجیب بوده که با وجود چنین مجتهدینی ، محمد (صلی الله علیه وآله) پیامبری میکرده است؟!

 

محمدی که به شهادت خدا هر سخنش وحیی است از ناحیه خدا

 

النجم : 3 وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى

النجم : 4 إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى

 

سخنی که هیچ کسی حق انتخاب و اختیار در مقابل آن را ندارد البته اگر مومن باشد.

 

الأحزاب : 36 وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً

هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند، اختيارى (از خود) داشته باشد و هر كس نافرمانى خدا و رسولش را كند، به گمراهى آشكارى گرفتار شده است!

 

 

اصل متن:

 

فصل دوم : اجتهادات عمر و اتباع وى در مقابل نصّ صريح قرآن و سنّت نبوى (صلی الله علیه وآله)

16 - گستاخى نسبت به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و جلوگيرى از نوشتن منشور ابدى آن حضرت(که البته حضرت رسول الله صلوات الله علیه و اله سه روز بعد در شب دوشنبه  یعنی شب شهادتشان این متن را  برای امیرالمومنین املا نموده و نوشتند و متن آن در الغیبه طوسی  ص 150 موجود است )

 

موضوعى كه هم اكنون در صدد بيان آن هستيم ، يكى از حوادث مسلم تاريخ اسلام است . منابع صحاح و معتبر اهل سنت ! و ساير مسانيد ايشان ، آن را ثبت نموده و مورخان و سيره نويسان آنها، آن را بطور ارسال مسلم نقل كرده اند.

 

اين موضوع كه عبارت است از گستاخى عمر به ساحت قدس نبوى - صلّى اللّه عليه وآله - و جلوگيرى وى از نوشتن فرمانى توسط پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - - كه براى هميشه مسلمانان را از پراكندگى و گمراهى نجات دهد - اندكى پيش از رحلت رسول خدا - صلّى اللّه عليه وآله -، رخ داد.

اينك قسمتى از روايات اهل سنّت در اين زمينه را بيان مى كنيم :

 

بخارى به سند خود از عبيداللّه بن عبداللّه بن مسعود روايت مى كند كه ابن عبّاس گفت : هنگامى كه وفات پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - فرا رسيد، گروهى از رجال از جمله عمر خطّاب در بيت پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - حضور داشتند. پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - فرمود: بياييد تا فرمانى براى شما بنويسم كه بعد از آن گمراه نشويد.

عمر گفت : درد بيمارى بر وى غالب شده ! قرآن در دسترس شماست ، همين كتاب خدا براى ما كافى است .

 

در اين هنگام ، حضّار به گفتگو و كشمكش پرداختند؛ برخى مى گفتند: نزديكتر شويد تا پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - فرمانى براى شما بنويسد كه بعد از وى هرگز گمراه نگرديد. و گروهى حرف عمر را تكرار مى كردند. وقتى سخنان بيهوده و گفتگوى آنان بالا گرفت ، پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - فرمود: برخيزيد! (و از من دور شوید )

 

عبداللّه مسعود مى گويد: ابن عبّاس مى گفت : مصيبت بزرگ اين بود كه اختلافها و مهمل گويى آنان ، مانع از اين شد كه پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - چنين فرمانى را براى ايشان بنويسد 

(صحیح بخاری جلد 1 کتاب العلم وکتاب المرضی ج4 باب قول المریض ( قوموا عنی) ) .

 

اين روايت را ((مسلم )) در آخر باب وصايا، اوايل جزء دوم صحيح خود هم نقل كرده است . احمد حنبل نيز آن را در مسند، جلد اوّل ، صفحه 325 از عبداللّه عبّاس آورده است . ساير اصحاب سنن و اخبار نيز اين حديث را نقل كرده و در آن تصرّف نموده و نقل به معنا نموده اند؛ زيرا لفظ مسلمى كه عمر گفت : پيغمبر هذيان مى گويد! (انّ النبى يهجر) ولى آنها نوشته اند كه درد بر پيغمبر فشار آورده است (انّ النبى غلب عليه الوجع ) تا گفتار عمر را اصلاح كنند و جلو رسوايى آن را بگيرند.

 

دليل بر اين ، روايتى است كه ابوبكر احمدبن عبدالعزيز جوهرى در كتاب ((سقيفه )) به اسناد خود از ابن عبّاس آورده است (شرح نهج البلاغه بان ابی الحدید ج 2 ص20 ) ابن عبّاس ‍ مى گويد: ((چون وفات پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - رسيد در حالى كه گروهى از مردم از جمله عمر خطّاب در خانه پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - بودند، حضرت فرمود: دوات و صحيفه اى براى من بياوريد تا فرمانى براى شما بنويسم كه بعد از من گمراه نشويد.

عمر سخنى گفت كه معناى آن اين بود كه درد بر پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - غلبه يافته است . سپس عمر گفت : قرآن در نزد ماست ، كتاب خدا براى ما كافى است !

آنها كه در خانه بودند به گفتگو و مشاجره پرداختند يكى مى گفت : نزديك شويد تا پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - چنين فرمانى برايتان بنويسد، وديگرى آن را مى گفت كه عمر گفته بود. وقتى مهمل بافى و پريشان گويى ومشاجره ايشان فزونى يافت ، پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - برآشفت و فرمود: برخيزيد!...)).( و از من دور شوید .)

 

مى بينيد كه محدّثان و مورّخان ، اعتراض عمر را نقل به معنا نموده اند و عيناً نقل نكرده اند؟!

و نيز دليل بر اين ، اين است كه محدّثين اهل تسنّن چون در آن ايّام نمى توانستند نام معترض (عمر) را ببرند، در عوض اعتراض عمر را عيناً و به همان الفاظ نقل كرده اند.

 

بخارى در كتاب صحيح خود، جلد دوّم از كتاب : الجهاد والسير، باب : جوائز الوفد، ص 118 به سند خود از ابن عباس روايت مى كند كه گفت : ((روز پنجشنبه ، چه روز پنجشنبه اى ! سپس چندان گريست كه زمين از قطرات اشكش تر شد، آنگاه گفت : آرى ، در روز پنجشنبه درد بيمارى بر پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - فشارآورد. حضرت فرمود: نامه اى براى من بياوريد تا برايتان فرمانى بنويسم كه بعد از آن هرگز گمراه نشويد.

اصحاب به نزاع پرداختند، با اينكه مناسب نبود در نزد پيغمبر نزاع كنند. اصحاب گفتند: پيغمبر هذيان مى گويد!

 

پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - فرمود: مرا رها كنيد، حالى كه دارم از آنچه به من نسبت مى دهيد بهتر است .

 

پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - هنگام وفات به سه چيز وصيت نمود: مشركان را از جزيرة العرب بيرون برانيد، ستونهاى مجاهدين را همانطور كه من روانه مى كردم ، شما هم روانه جهاد كنيد. ابن عباس گفت : سومى را فراموش كردم ))!

 

مؤ لّف :

موضوع سوم نيز چيزى جز اين نبوده كه پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - خواسته بود چيزى براى ايشان بنويسد تا از گمراهى مصون بمانند، ولى سياست ، محدّثين را ناگزير ساخته بود كه خود را به فراموشى بزنند! چنانكه شيخ ابو سليمان حاج داوود دادا، مفتى حنفيان در شهر صور، متذكر شده است .

 

حديث مزبور را مسلم نيز در آخر كتاب وصيّت صحيح خود ، و احمد حنبل از حديث ابن عبّاس در مسند، جلد اوّل ، صفحه 222 روايت نموده اند. ساير محدثين هم نقل كرده اند.

 

نيز مسلم در كتاب وصيت از سعيد بن جبير به طريق ديگرى از ابن عبّاس روايت مى كند كه گفت :((روز پنجشنبه ، چه روز پنجشنبه اى !)) سپس چندان گريست كه قطرات اشكهايش بر رخسارش جارى شد . آنگاه گفت : پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - فرمود: ((كتف گوسفند و دوات يا لوح و دوات براى من بياوريد، تا فرمانى برايتان بنويسم كه بعد از آن هرگز گمراه نشويد)).

اصحاب گفتند: پيغمبر هذيان مى گويد.

 (احمدحنبل نیز این حدیث را با همین الفاظ در جلد اول از مسند خود صفحه 355و برخی دیگر از محدثان اهل سنت در کتب سنن خویش روایت کرده اند ) .

هر كس پيرامون اين گستاخى بزرگ كه كتب معتبر و صحاح اهل سنّت نقل كرده اند، دقت نموده باشد، به خوبى مى داند كه نخستين كسى كه آن روز گفت : ((پيغمير هذيان مى گويد)) عمر خطّاب بود.

 

سپس دسته اى از حاضران نيز او را تأ ييد كردند.

 

قبلاً در حديث اول - روايت ابن عباس - گذشت كه گفت : كسانى كه در خانه بودند به گفتگو پرداختند و كارشان به نزاع كشيد؛ عده اى گفتند: نزديكتر شويد تا پيغمبر فرمانى برايتان بنويسد كه بعد از وى هرگز گمراه نگرديد، و دسته اى هم سخن عمر را تكرار كردند؛ يعنى گفتند: پيغمبر هذيان مى گويد!

در حديثى كه طبرانى در كتاب ((اوسط)) از عمر نقل كرده است (کنزل العمال جلد 3 صفحه 138) ، عمر گفت : ((وقتى پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - بيمار شد، فرمود: صحيفه و دواتى براى من بياوريد، تا فرمانى براى شما بنويسم كه بعد از آن ، هرگز گمراه نشويد، زنان از پشت پرده گفتند: نمى شنويد پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - چه مى گويد؟

عمر گفت : من گفتم : شما زنان ، همچون زنانى هستيد كه در برابر يوسف قرار داشتند. وقتى پيغمبر بيمار مى شود، چشمان خود را فشار مى دهيد، و هنگامى كه سالم باشد سوار گردنش مى شويد!! (گستاخی عمر به زنان پیامبر!) .

عمر گفت : در اين موقع پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - فرمود: ايشان را رها كنيد كه اينان بهتر از شما هستند.

طلب معرفت از غیر امام صادق مساویست با انکار امام صادق (صلوات الله علیه و علی آبائه)

 به نام خدا

 

شهادت امام صادق علیه السلام خدمت امام عصر علیه السلام و پیروان راستین حضرت تسلیم عرض میکنم .

 

 یکی از بزرگ ترین غصه های امام صادق علیه السلام این بوده است که مدعیان علم که خود در ردیف شاگرد حضرت بوده اند ، بر صندلی تدریس تکیه میزدند و دین را برای دنیا استخدام میکردند و مردم که همیشه واژه شناسی شیعه را بلد نبوده اند ، گمان میکردند میشود از آنها نیز بهره مند شد.

و ما امروزه میبینیم  که پیدایش  هر چهار فرقه گمراه اهل تسنن و همچنین این وضعیت شیعیان مراجع  ثمره همین طمع ورزی دین فروشان دنیا طلب و حماقت و سهل انگاری مردم در یافتن مسیر شیعه واقعی بوده است .

 

اهل حدیث درک میکنند علت حجم  عظیم روایاتی که امام صادق علیه السلام مردم را از تبعیت  از غیر خودشان نهی میکردند ،

واز افتادن به ورطه قیاس و استحسان

واز زانو زدن در مقابل غیر خودشان ،

از شنیدن و ملازمت با غیر اهل بیت نهی میکردند و می فرمودند کسی به سر منزل مقصود خواهد رسید که ملازم با ما و سوار بر کشتی نجات باشد (5) ،

 

و چه زیبا میفرمودند :

 

عده ای  با حدیث ما و با  محبت ما  ، آن چه که نزد  خداست را نمیخواهند بلکه از این طریق دنیا را طلب میکنند .

و هر کدامشان دوست دارد  که کسی باشد و سری باشد کنار سرها .(4)

 

 

با هم چند آیه و روایت در این موضوع را مطالعه میکنیم :

 

  

1) هارون بن خارجه میگوید

به امام صادق علیه السلام عرض کردم ما نزد  مخالفین شما میرویم و از آنها حدیث میشنویم

تا علیه آنها حجتی پیدا کنیم

حضرت فرمودند نزد آنها نروید و از آنها چیزی را نشنوید

خدا آنها را و پیروان مشرک انها را لعنت کند

 

 

2) امام صادق علیه السلام میفرمایند مردم سه دسته اند

عالم و شاگرد و کف روی آب

پس ما عالم هستیم و شیعیان ما شاگردند

و سایر مردم کف های روی آب .

 

3)امام صادق علیه السلام فرمودند :

ما قومی هستیم که خداوند اطاعت از ما را واجب کرده است

انفال برای ماست برگزیده اموال ازآن ماست

ما راسخان در علم هستیم (7 آل عمران )

ما کسانی هستیم که مورد حسادت قرار گرفته ایم همانهایی که خداوند میگوید :

 آیا به مردم  بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشيده، حسد مى‏ورزند؟

  ما قطعا به آل ابراهيم  كتاب و حكمت داديم و حكومت عظيمى در اختيار آنها قرار داديم.

 

نساء : 54   أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ

فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظيماً

 

 

4) مفضل میگوید :

شنیدم که روزی امام صادق علیه السلام ،

شخصی بر ایشان داخل شد و آیه ای از قرآن را برایشان خواند و امام صادق علیه السلام تاویلش را بیان کردند

آن شخص به حضرت عرض کرد : فدایتان شوم این اختلافی که بین شیعیان شماست ، چیست و چرا؟
حضرت فرمودند کدام اختلاف؟
فیض گفت :من در حلقه علمی آنها در کوفه مینشینم  و  تا حدی امور پیش میرود که نزدیک است در گرداب اختلاف آنها در  احادیثشان گرفتار شوم 

تا اینکه به مفضل رجوع میکنم و او مرا  از این ورطه نگه میدارد و به من حقایقی را میگوید  که نفسم  آرام میگیرد و قلبم  مطمئن میشود

امام صادق علیه السلام فرمودند:

مردم حرص و ولع دارند برای دروغ بستن به ما

خداوند چیز هایی را برآنها واجب کرده  و  غیر آن را از آنها نمیخواهد و من حدیثی در همان باب برای آنها میخوانم اما آنها  هنوز از پیش من نرفته به غیر آنچه باید باشد تاویلش میکنند.

و علتش این است  که آنها با حدیث ما و با  محبت ما  ، آن چه که نزد  خداست را نمیخواهند بلکه از این طریق دنیا را طلب میکنند .

و هر کدامشان دوست دارد  که کسی باشد و سری باشد کنار سرها .

اما  هیچ بنده ای  نیست که خودش را بالا ببرد مگر این که خدا  او را به ذلت  خواهد کشاند و هیچ بنده ای نیست  که خود را  متواضع گرداند  مگر این که خدا او را بزرگ خواهد  کرد

پس زمانی که  روایتی را خواستید  به این شخصی که این  جا نشسته  رجوع کنید

منظورشان زراره بن اعین بود

 

 

 

آیات مرتبط با این روایت :

 

الفرقان : 33   وَ لا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلاَّ جِئْناكَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسيراً

آنان هيچ مثلى براى تو نمى‏آورند مگر اينكه ما حق را براى تو ‏آورديم، و همچنین  تفسيرى بهتر را.

 

محمد : 2   وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ

و كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند و به آنچه بر محمد (صلی الله علیه وآله ) نازل شده- و همه حقّ است و از سوى پروردگارشان- نيز ايمان آوردند، خداوند گناهانشان را مى‏بخشد و كارشان را اصلاح مى‏كند!

 

يونس : 32   فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ

آن است خداوند، پروردگار حقّ شما .

پس  بعد از حق، چه چيزى وجود دارد جز گمراهى ؟!

پس  به کجا  روى گردان مى‏شويد؟!

 

همچنین آیات 17 و 18 در کنار آیات 23 و 55 زمر

 

 

 

پاورقی

 ---------------------------------------------------

1) وسائل‏الشيعة     21     477    84- باب استحباب تعليم الأولاد في صغ

-        مُحَمَّدُ بْنُ إِدْرِيسَ فِي آخِرِ السَّرَائِرِ نَقْلًا مِنْ كِتَابِ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ إِنَّا نَأْتِي هَؤُلَاءِ الْمُخَالِفِينَ فَنَسْمَعُ مِنْهُمُ الْحَدِيثَ فَيَكُونُ حُجَّةً لَنَا عَلَيْهِمْ قَالَ فَقَالَ لَا تَأْتِهِمْ وَ لَا تَسْمَعْ مِنْهُمْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ لَعَنَ مِلَلَهُمُ الْمُشْرِكَةَ

2)الكافي     1     34    باب أصناف الناس .....  ص : 33

  عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ يَغْدُو النَّاسُ عَلَى ثَلَاثَةِ أَصْنَافٍ عَالِمٍ وَ مُتَعَلِّمٍ وَ غُثَاءٍ فَنَحْنُ الْعُلَمَاءُ وَ شِيعَتُنَا الْمُتَعَلِّمُونَ وَ سَائِرُ النَّاسِ غُثَاءٌ

 

3)الكافي     1     186    باب فرض طاعة الأئمة ع .....  ص : 85

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع نَحْنُ قَوْمٌ فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ طَاعَتَنَا لَنَا الْأَنْفَالُ وَ لَنَا صَفْوُ الْمَالِ وَ نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ وَ نَحْنُ الْمَحْسُودُونَ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ‏

4) بحارالأنوار     2     246    باب 29- علل اختلاف الأخبار و كيفية

  كش، [رجال الكشي‏] ابْنُ قُولَوَيْهِ عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَوْماً وَ دَخَلَ عَلَيْهِ الْفَيْضُ بْنُ الْمُخْتَارِ فَذَكَرَ لَهُ آيَةً مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يُأَوِّلُهَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ لَهُ الْفَيْضُ جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ مَا هَذَا الِاخْتِلَافُ الَّذِي بَيْنَ شِيعَتِكُمْ قَالَ وَ أَيُّ الِاخْتِلَافِ يَا فَيْضُ فَقَالَ لَهُ الْفَيْضُ إِنِّي لَأَجْلِسُ فِي حَلَقِهِمْ بِالْكُوفَةِ فَأَكَادُ أَنْ أَشُكَّ فِي اخْتِلَافِهِمْ فِي حَدِيثِهِمْ حَتَّى أَرْجِعَ إِلَى الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ فَيُوقِفُنِي مِنْ ذَلِكَ عَلَى مَا تَسْتَرِيحُ إِلَيْهِ نَفْسِي وَ تَطْمَئِنُّ إِلَيْهِ قَلْبِي فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَجَلْ هُوَ كَمَا ذَكَرْتَ يَا فَيْضُ إِنَّ النَّاسَ أُوْلِعُوا بِالْكَذِبِ عَلَيْنَا إِنَّ اللَّهَ افْتَرَضَ عَلَيْهِمْ لَا يُرِيدُ مِنْهُمْ غَيْرَهُ وَ إِنِّي أُحَدِّثُ أَحَدَهُمْ بِالْحَدِيثِ فَلَا يَخْرُجُ مِنْ عِنْدِي حَتَّى يَتَأَوَّلَهُ عَلَى غَيْرِ تَأْوِيلِهِ وَ ذَلِكَ أَنَّهُمْ لَا يَطْلُبُونَ بِحَدِيثِنَا وَ بِحُبِّنَا مَا عِنْدَ اللَّهِ وَ إِنَّمَا يَطْلُبُونَ الدُّنْيَا وَ كُلٌّ يُحِبُّ أَنْ يُدْعَى رَأْساً إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ عَبْدٍ يَرْفَعُ نَفْسَهُ إِلَّا وَضَعَهُ اللَّهُ وَ مَا مِنْ عَبْدٍ وَضَعَ نَفْسَهُ إِلَّا رَفَعَهُ اللَّهُ وَ شَرَّفَهُ فَإِذَا أَرَدْتَ حَدِيثَنَا فَعَلَيْكَ بِهَذَا الْجَالِسِ وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ فَسَأَلْتُ أَصْحَابَنَا عَنْهُ فَقَالُوا زُرَارَةُ بْنُ أَعْيَنَ

 

5) من‏لايحضره‏الفقيه     2     609  

زِيَارَةٌ جَامِعَةٌ لِجَمِيعِ الْأَئِمَّةِ ع

3213-  رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ الْبَرْمَكِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عَبْدِ اللَّهِ النَّخَعِيُّ قَالَ قُلْتُ لِعَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع عَلِّمْنِي يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَوْلًا أَقُولُهُ بَلِيغاً كَامِلا

.....

َ اللَّازِمُ لَكُمْ لَاحِق‏

َ فَازَ مَنْ تَمَسَّكَ بِكُمْ وَ أَمِنَ مَنْ لَجَأَ إِلَيْكُمْ وَ سَلِمَ مَنْ صَدَّقَكُمْ وَ هُدِيَ مَنِ اعْتَصَمَ بِكُمْ مَنِ اتَّبَعَكُمْ فَالْجَنَّةُ مَأْوَاهُ وَ مَنْ خَالَفَكُمْ فَالنَّارُ مَثْوَاه‏

 

چرا عمر و ابوبکر در شب قدر  نگران بودند ؟!

چون  موضوع  بعد  مهم بود خواستم  گم نشه  برای  همین  ادامه  مطلب رو  ببنید

ادامه نوشته

علائم ظهور مهدی موعود علیه السلام

 
َبه نام خدا

 

 

1) امام صادق علیه السلام میفرمایند :

صیحه ای که در شب رمضان است در شب جمعه بیست و سومین شبی که ازماه رمضان گذشته است اتفاق خواهد افتاد .

 

 

2) ابو بصير نقل میکند :

 

از امام صادق عليه السّلام پرسيدم:

فدایتان شوم ، قيام قائم كى خواهد بود؟

حضرت فرمود: ما اهل بيتى هستيم كه وقت آن را تعيين نميكنيم، زيرا پيامبرصلی الله علیه وآله فرمودند:

آنها كه وقت ظهور را معين ميكنند، دروغگو هستند.

 

( اما ) پيش از ظهور قائم پنج علامت اتفاق خواهد افتاد :

 

اول صداى آسمانى كه در ماه رمضان شنيده مىشود.

دوم خروج سفيانى

سوم خروج مردى از اهل خراسان

چهارم كشته شدن نفس الزكيه

پنجم فرو رفتن در بیداء (  ما بین مکه و مدینه به فاصله یک میلی از ذو الحلیفه  به سمت مکه- بیدائ اخذ شده از اباده به معنای هلاکت میباشد  ).

 

آنگاه حضرت فرمودند: قبل از ظهور قائم دو طاعون پديد مىآيد: يكى طاعون سفيد و ديگرى طاعون سرخ

 

عرضكردم: فدایتان شوم ! طاعون سفيد چيست و طاعون سرخ كدام است؟ فرمود: طاعون سفيد مرگ سريع است و طاعون سرخ شمشير ميباشد

قائم قيام نميكند مگر بعد از آنكه در شب جمعه که مصادف با شب بيست و سوم ماه رمضان است ، از وسط آسمان او را بنام صدا زنند.

عرض كردم: چطور او را صدا ميزنند؟ فرمود: نام او و نام پدرش را ميبرند، و ميگويند آگاه باشيد فلانى پسر فلانى قائم آل محمد آشكار شد.

بفرمان او گوش فرا دهيد و از وى پيروى كنيد.

بعد از اين ندا هيچ جانداری نميماند جز اينكه اين صدا را ميشنوند و آنها كه خوابيده اند بيدار ميشوند و به حياط خانه خود مى آيند و دوشيزگان از پس پرده بيرون مي دوند و با آن صدا قائم قيام ميكند و آن صدا هم صداى جبرئيل است.

 

 

 3) ابو بصير از امام محمد باقر عليه السّلام نقل میکند که حضرت فرمودند:

هر گاه ديديد آتشى مانند هراتى بزرگ سه روز يا هفت روز از مشرق طلوع كرد بخواست خداوند منتظر فرج و ظهور دولت آل محمد باشيد!

زيرا خداوند بر همه چيز غالب و حكيم است.

آنگاه فرمودند: صداى آسمانى فقط در ماه رمضان است.

يعنى ماه خدا و آن هم صداى جبرئيل به مردم است.

سپس فرمودند : گوينده اى از آسمان نام قائم را ميبرد به طورى كه از مشرق تا مغرب آن را ميشنوند.

هر كس خواب است بيدار مىشود و هر كس ايستاده مى نشيند و هر كس نشسته از وحشت آن صدا برميخيزد. خدا رحمت كند كسى را كه از آن صدا عبرت ميگيرد. زيرا صداى اول صداى جبرئيل امين است.

 

ودر ادامه فرمودند:

آن صدا در شب جمعه بيست و سوم ماه رمضان است: از آن شك ننمائيد و آن را بشنويد و پيروى كنيد.

 

در آخر آن روز صداى شيطان ملعون بگوش ميرسد كه ميگويد:

آگاه باشيد! فلانى مظلوم كشته شده است تا بدين وسيله مردم را بشك بياندازد، و در ميان آنها فتنه انگيزد چه بسيار مردم مردد و متحيرى كه در آن روز بواسطه اين شك به آتش دوزخ درافتند.

 

ولى شما اگر صداى اول را در ماه رمضان شنيديد شك نكنيد كه صداى جبرئيل است، و علامت آن اينست كه اسم قائم و پدرش را ميبرد، بطورى كه دختران پرده نشين نيز آن را ميشنوند و پدر و برادر خود را تشويق به بيرون آمدن ميكنند.

 

و در ادامه فرمودند: قائم قيام نمى كند مگر زمانی كه ترس شديدى مردم را فرا گيرد و زلزله ها پى در پى بيايد، و مردم در آشوب و بلا و طاعون بسر برند، و شمشير برنده ميان عرب كارگر باشد.

و اختلاف شديدى در بين مردم ایجاد میشود . همه در امر دين خود متفرق و حالشان متغير میشود

تا جايى كه آرزومندان از سختى آنچه از مردم سگ صفت مىبينند كه چگونه يك ديگر را ميدرند، صبح و شام انتظار قيام او را ميكشند

آمدن او در زمانی است كه مردم از ديدن ظهور دولت آل محمد مأيوس و نا اميدند!

خوش به حال كسى كه او را مى بيند و از ياران او ميباشد.

واى واى بر كسى كه دشمنى و مخالفت ميكند و از دشمنان او ميباشد.

 

و در ادامه فرمودند: قائم بامر جديد و كتاب جديد و قضاى جديد كه بر عرب دشوار است، قيام ميكند كار او جز جنگ و كشتن بي دينان نيست

يك نفر بي دين را در روى زمين باقى نميگذارد و سرزنش و ملامت كنندگان او را و از تعقيب هدفش باز نميدارد.

 

آنگاه اضافه فرمود كه: هر وقت اولاد فلان با هم اختلاف نمودند موقع فرج است.

صبر و بردبارى در اختلاف اولاد فلان است.

هنگامى كه با هم اختلاف نمودند، شما منتظر صيحه آسمانى در ماه رمضان باشيد كه مژده به آمدن قائم ميدهد.

 

زيرا خداوند آنچه خواهد ميكند، قائم خروج نميكند و آنچه را ميخواهيد نمىبينيد مگر هنگامى كه اولاد فلان با هم اختلاف پيدا كردند وقتى چنين شد، مردم نيز چشم بدولت آنها ميدوزند و از هر طرف گفتگو در ميگيرد، و سفيانى خروج ميكند.

 

و در ادامه فرمودند: بنى فلان حتما سلطنت ميكنند وقتى سلطنت نمودند و كارشان باختلاف كشيد، پراكنده ميشوند و دولتشان از دستشان ميرود،

تا آنگاه كه خراسانى و سفيانى يكى از مشرق و ديگرى از مغرب مانند اسبانى كه مسابقه ميدهند يكى از اين طرف و ديگرى از آن طرف سعى مىكنند زودتر وارد كوفه شوند!

و نابودى بنى فلان بدست آنها خواهد بود. و يكنفر از آنها باقى نميماند.

سپس فرمودند:

آمدن سفيانى و يمانى و خراسانى در يك سال و يك ماه و يك روز مىباشد مانند گردن بندى كه دانه هاى آن منظم و يكى از پى ديگرى است.

در آن وقت منتظران از هر جهت مأيوس ميگردند.

بيچاره كسانى كه با آنها مخالفت كنند، در ميان آنها پرچم حقى جز پرچم يمانى نيست.

جمعيت او در طريق حق گام برميدارند زيرا او مردم را به پيروى از صاحب شما دعوت ميكند.

وقتى يمانى قيام كرد، فروش اسلحه بر هر مسلمانى حرام است وقتى او خروج كرد بطرف وى برويد.

زيرا لشكر او لشكر بر حق است، و نمى بايد كه مسلمانى از وى سرپيچى كند. هر كس از دعوت وى سرپيچيد، از اهل دوزخ محسوب میشود چرا که او مردم را دعوت به حق و راه راست مىكند.

 

 

 

 شاخه اصلی :            آخرالزمان و علائم ظهور (شر الازمنه) 

 

 

منبع ومتن عربی :

 

1) بحارالأنوار 52 204 باب 25- علامات ظهوره صلوات الله علي

ِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ الصَّيْحَةُ الَّتِي فِي شَهْرِ رَمَضَانَ تَكُونُ لَيْلَةَ الْجُمُعَةِ لِثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ مَضَيْنَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ

 

 

2) بحارالأنوار 52 119 باب 21- التمحيص و النهي عن التوقيت

48- ني، [الغيبة للنعماني] عن أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام :

قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَتَى خُرُوجُ الْقَائِمِ ع فَقَالَ يَا بَا مُحَمَّدٍ إِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ لَا نُوَقِّتُ وَ قَدْ قَالَ مُحَمَّدٌ ع كَذَبَ الْوَقَّاتُونَ يَا بَا مُحَمَّدٍ إِنَّ قُدَّامَ هَذَا الْأَمْرِ خَمْسَ عَلَامَاتٍ أَوَّلُهُنَّ النِّدَاءُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ خُرُوجُ السُّفْيَانِيِّ وَ خُرُوجُ الْخُرَاسَانِيِّ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّكِيَّةِ وَ خَسْفٌ بِالْبَيْدَاءِ ثُمَّ قَالَ يَا بَا مُحَمَّدٍ إِنَّهُ لَا بُدَّ أَنْ يَكُونَ قُدَّامَ ذَلِكَ الطَّاعُونَانِ الطَّاعُونُ الْأَبْيَضُ وَ الطَّاعُونُ الْأَحْمَرُ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَيُّ شَيْءٍ الطَّاعُونُ الْأَبْيَضُ وَ أَيُّ شَيْءٍ الطَّاعُونُ الْأَحْمَرُ قَالَ الطَّاعُونُ الْأَبْيَضُ الْمَوْتُ الْجَاذِفُ وَ الطَّاعُونُ الْأَحْمَرُ السَّيْفُ وَ لَا يَخْرُجُ الْقَائِمُ حَتَّى يُنَادَى بِاسْمِهِ مِنْ جَوْفِ السَّمَاءِ فِي لَيْلَةِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ لَيْلَةَ جُمُعَةٍ قُلْتُ بِمَ يُنَادَى قَالَ بِاسْمِهِ وَ اسْمِ أَبِيهِ أَلَا إِنَّ فُلَانَ بْنَ فُلَانٍ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِيعُوهُ فَلَا يَبْقَى شَيْءٌ خَلَقَ اللَّهُ فِيهِ الرُّوحَ إِلَّا سَمِعَ الصَّيْحَةَ فَتُوقِظُ النَّائِمَ وَ يَخْرُجُ إِلَى صَحْنِ دَارِهِ وَ تَخْرُجُ الْعَذْرَاءُ مِنْ خِدْرِهَا وَ يَخْرُجُ الْقَائِمُ مِمَّا يَسْمَعُ وَ هِيَ صَيْحَةُ جَبْرَئِيلَ ع

 

3) ني، [الغيبة للنعماني] ابْنُ عُقْدَةَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ يُوسُفَ عَنِ ابْنِ مِهْرَانَ عَنِ ابْنِ الْبَطَائِنِيِّ عَنْ أَبِيهِ وَ وُهَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ إِذَا رَأَيْتُمْ نَاراً مِنَ الْمَشْرِقِ شِبْهَ الْهَرَوِيِّ الْعَظِيمِ تَطْلُعُ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ أَوْ سَبْعَةً فَتَوَقَّعُوا فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ ع إِنْ شَاءَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ثُمَّ قَالَ الصَّيْحَةُ لَا تَكُونُ إِلَّا فِي شَهْرِ رَمَضَانَ شَهْرِ اللَّهِ وَ هِيَ صَيْحَةُ جَبْرَئِيلَ إِلَى هَذَا الْخَلْقِ ثُمَّ قَالَ يُنَادِي مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ بِاسْمِ الْقَائِمِ ع فَيَسْمَعُ مَنْ بِالْمَشْرِقِ وَ مَنْ بِالْمَغْرِبِ لَا يَبْقَى رَاقِدٌ إِلَّا اسْتَيْقَظَ وَ لَا قَائِمٌ إِلَّا قَعَدَ وَ لَا قَاعِدٌ إِلَّا قَامَ عَلَى رِجْلَيْهِ فَزَعاً مِنْ ذَلِكَ الصَّوْتِ فَرَحِمَ اللَّهُ مَنِ اعْتَبَرَ بِذَلِكَ الصَّوْتِ فَأَجَابَ فَإِنَّ الصَّوْتَ الْأَوَّلَ هُوَ صَوْتُ جَبْرَئِيلَ الرُّوحِ الْأَمِينِ وَ قَالَ ع الصَّوْتُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فِي لَيْلَةِ جُمُعَةٍ لَيْلَةِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ فَلَا تَشُكُّوا فِي ذَلِكَ وَ اسْمَعُوا وَ أَطِيعُوا وَ فِي آخِرِ النَّهَارِ صَوْتُ إِبْلِيسَ اللَّعِينِ يُنَادِي أَلَا إِنَّ فُلَاناً قُتِلَ مَظْلُوماً لِيُشَكِّكَ النَّاسَ وَ يُفْتِنَهُمْ فَكَمْ ذَلِكَ الْيَوْمَ مِنْ شَاكٍّ مُتَحَيِّرٍ قَدْ هَوَى فِي النَّارِ وَ إِذَا سَمِعْتُمُ الصَّوْتَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَلَا تَشُكُّوا أَنَّهُ صَوْتُ جَبْرَئِيلَ وَ عَلَامَةُ ذَلِكَ أَنَّهُ يُنَادِي بِاسْمِ الْقَائِمِ وَ اسْمِ أَبِيهِ حَتَّى تَسْمَعَهُ الْعَذْرَاءُ فِي خِدْرِهَا فَتُحَرِّضُ أَبَاهَا وَ أَخَاهَا عَلَى الْخُرُوجِ وَ قَالَ ع لَا بُدَّ مِنْ هَذَيْنِ الصَّوْتَيْنِ قَبْلَ خُرُوجِ الْقَائِمِ ع صَوْتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَ هُوَ صَوْتُ جَبْرَئِيلَ وَ صَوْتٍ مِنَ الْأَرْضِ فَهُوَ صَوْتُ إِبْلِيسَ اللَّعِينِ يُنَادِي بِاسْمِ فُلَانٍ أَنَّهُ قُتِلَ مَظْلُوماً يُرِيدُ الْفِتْنَةَ فَاتَّبِعُوا الصَّوْتَ الْأَوَّلَ وَ إِيَّاكُمْ وَ الْأَخِيرَ أَنْ تَفْتَتِنُوا بِهِ وَ قَالَ ع لَا يَقُومُ الْقَائِمُ إِلَّا عَلَى خَوْفٍ شَدِيدٍ مِنَ النَّاسِ وَ زَلَازِلَ وَ فِتْنَةٍ وَ بَلَاءٍ يُصِيبُ النَّاسَ وَ طَاعُونٍ قَبْلَ ذَلِكَ وَ سَيْفٍ قَاطِعٍ بَيْنَ الْعَرَبِ وَ اخْتِلَافٍ شَدِيدٍ بَيْنَ النَّاسِ وَ تَشْتِيتٍ فِي دِينِهِمْ وَ تَغْيِيرٍ فِي حَالِهِمْ حَتَّى يَتَمَنَّى الْمُتَمَنِّي الْمَوْتَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً مِنْ عِظَمِ مَا يَرَى مِنْ كَلَبِ النَّاسِ وَ أَكْلِ بَعْضِهِمْ بَعْضاً فَخُرُوجُهُ ع إِذَا خَرَجَ يَكُونُ عِنْدَ الْيَأْسِ وَ الْقُنُوطِ مِنْ أَنْ يَرَوْا فَرَجاً فَيَا طُوبَى لِمَنْ أَدْرَكَهُ وَ كَانَ مِنْ أَنْصَارِهِ وَ الْوَيْلُ كُلُّ الْوَيْلِ لِمَنْ نَاوَاهُ [أي عاداه] وَ خَالَفَهُ وَ خَالَفَ أَمْرَهُ وَ كَانَ مِنْ أَعْدَائِهِ وَ قَالَ ع يَقُومُ بِأَمْرٍ جَدِيدٍ وَ كِتَابٍ جَدِيدٍ وَ سُنَّةٍ جَدِيدَةٍ وَ قَضَاءٍ جَدِيدٍ عَلَى الْعَرَبِ شَدِيدٌ وَ لَيْسَ شَأْنُهُ إِلَّا الْقَتْلَ لَا يَسْتَبْقِي أَحَداً وَ لَا يَأْخُذُهُ فِي اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ ثُمَّ قَالَ ع إِذَا اخْتَلَفَ بَنُو فُلَانٍ فِيمَا بَيْنَهُمْ فَعِنْدَ ذَلِكَ فَانْتَظِرُوا الْفَرَجَ وَ لَيْسَ فَرَجُكُمْ إِلَّا فِي اخْتِلَافِ بَنِي فُلَانٍ فَإِذَا اخْتَلَفُوا فَتَوَقَّعُوا الصَّيْحَةَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ بِخُرُوجِ الْقَائِمِ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يَشاءُ وَ لَنْ يَخْرُجَ الْقَائِمُ وَ لَا تَرَوْنَ مَا تُحِبُّونَ حَتَّى يَخْتَلِفَ بَنُو فُلَانٍ فِيمَا بَيْنَهُمْ فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ طَمَعَ النَّاسُ فِيهِمْ وَ اخْتَلَفَتِ الْكَلِمَةُ وَ خَرَجَ السُّفْيَانِيُّ وَ قَالَ لَا بُدَّ لِبَنِي فُلَانٍ أَنْ يَمْلِكُوا فَإِذَا مَلَكُوا ثُمَّ اخْتَلَفُوا تَفَرَّقَ كُلُّهُمْ وَ تَشَتَّتَ أَمْرُهُمْ حَتَّى يَخْرُجَ عَلَيْهِمُ الْخُرَاسَانِيُّ وَ السُّفْيَانِيُّ هَذَا مِنَ الْمَشْرِقِ وَ هَذَا مِنَ الْمَغْرِبِ يَسْتَبِقَانِ إِلَى الْكُوفَةِ كَفَرَسَيْ رِهَانٍ هَذَا مِنْ هُنَا وَ هَذَا مِنْ هُنَا حَتَّى يَكُونَ هَلَاكُ بَنِي فُلَانٍ عَلَى أَيْدِيهِمَا أَمَا إِنَّهُمَا لَا يُبْقُونَ مِنْهُمْ أَحَداً ثُمَّ قَالَ ع خُرُوجُ السُّفْيَانِيِّ وَ الْيَمَانِيِّ وَ الْخُرَاسَانِيِّ فِي سَنَةٍ وَاحِدَةٍ وَ فِي شَهْرٍ وَاحِدٍ فِي يَوْمٍ وَاحِدٍ وَ نِظَامٍ كَنِظَامِ الْخَرَزِ يَتْبَعُ بَعْضُهُ بَعْضاً فَيَكُونُ الْبَأْسُ مِنْ كُلِّ وَجْهٍ وَيْلٌ لِمَنْ نَاوَاهُمْ وَ لَيْسَ فِي الرَّايَاتِ أَهْدَى مِنْ رَايَةِ الْيَمَانِيِّ هِيَ رَايَةُ هُدًى لِأَنَّهُ يَدْعُو إِلَى صَاحِبِكُمْ فَإِذَا خَرَجَ الْيَمَانِيُّ حَرَّمَ بَيْعَ السِّلَاحِ عَلَى النَّاسِ وَ كُلِّ مُسْلِمٍ وَ إِذَا خَرَجَ الْيَمَانِيُّ فَانْهَضْ إِلَيْهِ فَإِنَّ رَايَتَهُ رَايَةُ هُدًى وَ لَا يَحِلُّ لِمُسْلِمٍ أَنْ يَلْتَوِيَ عَلَيْهِ فَمَنْ فَعَلَ فَهُوَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ لِأَنَّهُ يَدْعُو إِلَى الْحَقِّ وَ إِلى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ ثُمَّ قَالَ لِي إِنَّ ذَهَابَ مُلْكِ بَنِي فُلَانٍ كَقِصَعِ الْفَخَّارِ وَ كَرَجُلٍ كَانَتْ فِي يَدِهِ فَخَّارَةٌ وَ هُوَ يَمْشِي إِذْ سَقَطَتْ مِنْ يَدِهِ وَ هُوَ سَاهٍ عَنْهَا فَانْكَسَرَتْ فَقَالَ حِينَ سَقَطَتْ هَاهْ شِبْهَ الْفَزَعِ فَذَهَابُ مُلْكِهِمْ هَكَذَا أَغْفَلُ مَا كَانُوا عَنْ ذَهَابِهِ

بحارالأنوار ج : 52 ص : 232

 

 

 و البته خداوند  امر او را در شبی  اصلاح خواهد  کرد :

 

نبی اکرم صلی الله علیه واله فرمودند:

مهدی از ما اهل البیت است

خداوند امر او را درشبی اصلاح میکند

و در روایتی دیگر است خداوند او را درشبی اصلاح میکند

 

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله :

الْمَهْدِيُّ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ يُصْلِحُ اللَّهُ لَهُ أَمْرَهُ فِي لَيْلَةٍ وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى يُصْلِحُهُ اللَّهُ فِي لَيْلَةٍ

 

بحارالأنوار ج : 52 ص : 281

 

روایاتی مختلف در مورد روز قیام:

 

 

 

 

 قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ الْقَائِمَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ يُنَادَى بِاسْمِهِ لَيْلَةَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ وَ يَقُومُ يَوْمَ عَاشُورَاءَ يَوْمَ قُتِلَ فِيهِ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ علیهما السلام .

 

امام صادق علیه السلام فرمودند :

قائم صلوات الله علیه با اسمش صدا زده میشود در شب بیست و سه قیام میکند در روز عاشورا روزی که حسین بن علی علیهما السلام در آن کشته شد.

 

 

 

 بحارالأنوار 52 290 باب 26- يوم خروجه و ما يدل عليه و م

- غط، [الغيبة للشيخ الطوسي] الْفَضْلُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْكُوفِيِّ عَنْ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ الْقَائِمَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ يُنَادَى بِاسْمِهِ لَيْلَةَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ وَ يَقُومُ يَوْمَ عَاشُورَاءَ يَوْمَ قُتِلَ فِيهِ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع

 

 

بحارالأنوار 52 279 باب 26- يوم خروجه و ما يدل عليه و م

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ يَخْرُجُ قَائِمُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ الْخَبَرَ

 

قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع كَأَنِّي بِالْقَائِمِ يَوْمَ عَاشُورَاءَ يَوْمَ السَّبْتِ قَائِماً بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ بَيْنَ يَدَيْهِ جَبْرَئِيلُ ع يُنَادِي الْبَيْعَةَ لِلَّهِ فَيَمْلَؤُهَا عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً

 

 

َ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام

انْتَظِرُوا الْفَرَجَ فِي ثَلَاثٍ قِيلَ وَ مَا هُنَّ قَالَ اخْتِلَافُ أَهْلِ الشَّامِ بَيْنَهُمْ وَ الرَّايَاتُ السُّودُ مِنْ خُرَاسَانَ وَ الْفَزْعَةُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَقِيلَ لَهُ وَ مَا الْفَزْعَةُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ قَالَ أَ مَا سَمِعْتُمْ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي الْقُرْآنِ إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ قَالَ إِنَّهُ يُخْرِجُ الْفَتَاةَ مِنْ خِدْرِهَا وَ يَسْتَيْقِظُ النَّائِمَ وَ يُفْزِعُ الْيَقْظَانَ

 

َ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع يَخْرُجُ الْقَائِمُ ع يَوْمَ السَّبْتِ يَوْمَ عَاشُورَاءَ الْيَوْمَ الَّذِي قُتِلَ فِيهِ الْحُسَيْنُ ع

 

 

يوم الجمعة و هو يوم صاحب الزمان صلوات الله عليه و باسمه و هو اليوم الذي يظهر فيه عجله الله زيارته ع

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللَّهِ الَّذِي بِهِ يَهْتَدِي الْمُهْتَدُونَ وَ يُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخَائِفُ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْوَلِيُّ النَّاصِحُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا سَفِينَةَ النَّجَاةِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ الْحَيَاةِ السَّلَامُ عَلَيْكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ السَّلَامُ عَلَيْكَ عَجَّلَ اللَّهُ لَكَ مَا وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَ ظُهُورِ الْأَمْرِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَايَ أَنَا مَوْلَاكَ عَارِفٌ بِأُولَاكَ وَ أُخْرَاكَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِكَ وَ بِآلِ بَيْتِكَ وَ أَنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلَى يَدِكَ وَ أَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ يُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ يَجْعَلَنِي مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ لَكَ وَ التَّابِعِينَ وَ النَّاصِرِينَ لَكَ عَلَى أَعْدَائِكَ وَ الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْكَ فِي جُمْلَةِ أَوْلِيَائِكَ يَا مَوْلَايَ

يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ عَلَى آلِ بَيْتِكَ

هَذَا يَوْمُ الْجُمُعَةِ

وَ هُوَ يَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فِيهِ ظُهُورُكَ وَ الْفَرَجُ فِيهِ لِلْمُؤْمِنِينَ عَلَى يَدِكَ

وَ قَتْلُ الْكَافِرِينَ بِسَيْفِكَ وَ أَنَا يَا مَوْلَايَ فِيهِ ضَيْفُكَ وَ جَارُكَ وَ أَنْتَ يَا مَوْلَايَ كَرِيمٌ مِنْ أَوْلَادِ الْكِرَامِ وَ مَأْمُورٌ بِالْإِجَارَةِ فَأَضِفْنِي وَ أَجِرْنِي صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِكَ الطَّاهِرِينَ

 

بحارالأنوار ج : 99 ص : 216

 

سالگرد ازدواج علی و فاطمه سلام الله علیهما مبارک

به نام خدا

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند:


یا علی خداوند فاطمه را به ازدواج تو در آورد و مهریه اش را زمین قرار داد

پس هر کس بر روی زمین راه رود در حالی که به تو بغض دارد

راه رفتنش راه رفتنی حرام است .( غصب)


َ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله :

 يَا عَلِيُّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ زَوَّجَكَ فَاطِمَةَ وَ جَعَلَ صَدَاقَهَا الْأَرْضَ فَمَنْ مَشَى عَلَيْهَا مُبْغِضاً لَكَ مَشَى حَرَاماً (بحارالأنوار     37     70    باب 50- مناقب أصحاب الكساء و فضلهم )

 

عید فطر و آل محمد صلی الله علیه وآله

به نام خدا

امام محمد باقر عليه السلام فرمودند:

هيچ عيدى از مسلمين چه فطر و چه قربان فرا نميرسد مگر اين كه در آن عيد براى آل محمد صلى الله عليه وآله غم و غصه ها تجديد ميشود

گفته شد چرا؟

حضرت فرمودند : چون آنها حقشان را در دست غير خودشان ميبينند .

 

(اقامه نماز عید فطر در زمان حضور امام معصوم واجب بوده این امر از شئون مخصوص امام معصوم میباشد )

 

 

من‏لايحضره‏الفقيه     1     511    باب صلاة العيدين .....  ص : 504

َ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع مَا مِنْ عِيدٍ لِلْمُسْلِمِينَ أَضْحًى وَ لَا فِطْرٍ إِلَّا وَ هُوَ يُجَدَّدُ فِيهِ لآِلِ مُحَمَّدٍ حُزْنٌ قِيلَ وَ لِمَ ذَلِكَ قَالَ لِأَنَّهُمْ يَرَوْنَ حَقَّهُمْ فِي يَدِ غَيْرِهِمْ

میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک باد

 به نام خدا

 

میلاد مسعود امام حسن مجتبی را به جد بزرگوارشان نبی گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و به پدر و مادر گرامیشان و امامان معصوم علیهم السلام تبریک عرض میکنیم

 

عَنِ الْحَسَنِ علیه السلام :
 إِنَّ أَحْسَنَ الْحَسَنِ الْخُلُقُ الْحَسَنُ

امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند :

زیباترین زیبایی ها اخلاق زیباست .

وسائل‏الشيعة     12     153 

 

علی بن ابی طالب کیست و اعتقاد شیعه چیست ؟

به نام خدا

 

ضمن عرض تبریک و شاد باش این ایام خجسته میلاد امیر مومنین علی علیه السلام

امروز به صورت اتفاقی با این روایت مواجه شدم  و متوجه شدم این روایت مجموعه ای کوچک و در عین حال بسیار دقیق از عقاید شیعه

در مورد حرمت تفسیر به رای و اظهار نظر در دین خدا

و همچنین مسئله خلافت رسول خدا صلی الله علیه وآله میباشد

که با ایات و روایات زیادی موافقت قطعی داره .

از این رو تصمیم گرفتم این روایت رو ترجمه کنم تا به طور خلاصه  عقاید شیعیان رو مرور کنیم

 

عبد الرحمن پسر سمره نقل میکند که

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند:

کسانی  كه در دين خدا  جدال  وستیزه جویی می کنند در زبان هفتاد پيامبرخدا لعن شده‏اند.

وهر كس در آيات خدا جدال و ستیزه جویی  كند كافر است.

 خداى عز وجل (در سوره غافر آيه 4) فرموده است (  در آيات خدا جدال نمی كنند مگر آن كسانى كه كافرشده اند ،دگرگونی آنان در شهرها تو را فریب ندهد)

 

 هر كس قرآن را به رأى خودش تفسير كند به  خدا دروغ بسته است

و هر كس بدون علم  به مردم فتوى بدهد، ملائكه آسمان و زمين او را لعن می كنند،

هر بدعتى گمراهى است و هر گمراهى به سوی آتش ختم میشود ،

 

 عبد الرحمن بن سمره در ادامه می گويد به رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) عرض كردم:

 يا رسول اللَّه مرا به سوی نجات هدایت فرمایید ،

 فرمودند:  اى عبد الرحمن  هر گاه خواسته های مردم مختلف شد و آراء و نظرات از یکدیگر جداشدند و تفرقه پیدا کردند ، در آن زمان بر تو واجب است که همراه و ملازم على بن ابى طالب باشی .

 زيرا او امام امت و خليفه من ، بعد از من است.

زیرا  او همان ( فاروقى ) است  كه ميان حق و باطل را جدا ميكند (و فرق خواهد گذاشت )

هر كس از اوچیزی را بپرسد، او جواب دهد

 و هر كس از او راهنمایی بخواهد او راهنماییش کند

و هر كس حق را از او طلب کند حق را پیدا خواهد کرد

وهر كس هدايت را از پیش او طلب کند آنرا بدست خواهد آورد

هر كس به او پناه ببرد ، او را در امنيت قرار دهد،

هر كس به او تمسک کند ، نجاتش دهد

 و هر كس به او اقتداء كند او را هدايت نمايد

 اى عبد الرحمن

هر كس تسلیم او شود سلامت خواهد ماند

 و هر کس با او  دشمنى كند هلاك میشود

اى عبد الرحمن

 على از من است

 روحش از روح من است

 و خاكش از خاك من است

او برادر من است و من برادر او

 و او شوهر دختر من فاطمه است

فاطمه ای  كه سيده زنان عالم است ، زنان اولين و آخرين .

و دو امام امت من  و دو سيد جوانان اهل بهشت حسن و حسين از او هستند

و نه نفر از فرزندان حسين ( عليهم السلام) از او هستند

که  نهمين آنان قائم امت من است ،

که او زمين را از عدل و داد پر میکند  همانگونه که از ظلم و جور پر شده است .

 

پستهای مربوط:

 

آدرس روایت  به همراه  متن عربی :

كمال الدين و تمام النعمة    ج‏1    257    24 باب ما روي عن النبي ص في النص على القائم ع و أنه الثاني عشر من الأئمة ع .....  ص : 256

1 حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنِي عَمِّي مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي الْقَاسِمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الصَّيْرَفِيِّ الْكُوفِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ الْجُعْفِيِّ عَنْ سَعِيدِ بْنِ الْمُسَيَّبِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَمُرَةَ قال :

 قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله :

 لُعِنَ الْمُجَادِلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ عَلَى لِسَانِ سَبْعِينَ نَبِيّاً وَ مَنْ جَادَلَ فِي آيَاتِ اللَّهِ فَقَدْ كَفَرَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ما يُجادِلُ فِي آياتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلادِ وَ مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَأْيِهِ فَقَدِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ مَنْ أَفْتَى النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَلَعَنَتْهُ مَلَائِكَةُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ كُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ وَ كُلُّ ضَلَالَةٍ سَبِيلُهَا إِلَى النَّارِ قَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ سَمُرَةَ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَرْشِدْنِي إِلَى النَّجَاةِ فَقَالَ يَا ابْنَ سَمُرَةَ إِذَا اخْتَلَفَتِ الْأَهْوَاءُ وَ تَفَرَّقَتِ الْآرَاءُ فَعَلَيْكَ بِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَإِنَّهُ إِمَامُ أُمَّتِي وَ خَلِيفَتِي عَلَيْهِمْ مِنْ بَعْدِي وَ هُوَ الْفَارُوقُ الَّذِي يُمَيِّزُ بِهِ بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ مَنْ سَأَلَهُ أَجَابَهُ وَ مَنِ اسْتَرْشَدَهُ أَرْشَدَهُ وَ مَنْ طَلَبَ الْحَقَّ عِنْدَهُ وَجَدَهُ وَ مَنِ الْتَمَسَ الْهُدَى لَدَيْهِ صَادَفَهُ وَ مَنْ لَجَأَ إِلَيْهِ آمَنَهُ وَ مَنِ اسْتَمْسَكَ بِهِ نَجَّاهُ وَ مَنِ اقْتَدَى بِهِ هَدَاهُ يَا ابْنَ سَمُرَةَ سَلِمَ مِنْكُمْ مَنْ سَلَّمَ لَهُ وَ وَالاهُ وَ هَلَكَ مَنْ رَدَّ عَلَيْهِ وَ عَادَاهُ يَا ابْنَ سَمُرَةَ إِنَّ عَلِيّاً مِنِّي رُوحُهُ مِنْ رُوحِي وَ طِينَتُهُ مِنْ طِينَتِي وَ هُوَ أَخِي وَ أَنَا أَخُوهُ وَ هُوَ زَوْجُ ابْنَتِي فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ إِنَّ مِنْهُ إِمَامَيْ أُمَّتِي وَ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ تِسْعَةً مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ تَاسِعُهُمْ قَائِمُ أُمَّتِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما

امامت در قرآن

به نام خدا

سلام

امام هادی علیه السلام در روایتی که بیان خواهد شد به زیبایی تمام و با کمک گرفتن از استدلال هایی قرآنی و با کمک گرفتن از روایاتی که به وسیله متن شریف قرآن اثبات میکنند به تبیین جایگاه ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام میپردازند . 

اثبات ولایت به وسیله قرآن سوالی است که حقیقتا ذهن افراد بیشماری را به خود مشغول کرده که علت آنرا باید در انتصابی بودن این جایگاه که همان خلافت رسول خدا صلی الله علیه و آله میباشد جستجو کرد

عصمت از خطا و اشتباه لازمه صحت اجرا و صحت تبیین و تفسیر آیات خداست .

والبته تشخیص اصل عصمت و فرد معصوم از توان افراد بشر  خارج میباشد و تنها کسی میتواند خبر از معصوم بودن فردی از خطا و اشتباه و گناه بدهد که عالم به اسرار آسمانها و زمین  باشد و علمش بر همه چیز احاطه داشته باشد .

و او کسی نخواهد بود جز خدا :

  قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ كانَ غَفُوراً رَحيماً
بگو: «كسى قرآن را نازل كرده كه اسرار آسمانها و زمين را مى‏داند او (هميشه) آمرزنده و مهربان بوده است!» (الفرقان : 6 )

 اللَّهُ الَّذي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عِلْماً
خداوند همان كسى است كه هفت آسمان را آفريد، و از زمين نيز همانند آنها را فرمان او در ميان آنها پيوسته فرود مى‏آيد تا بدانيد خداوند بر هر چيز تواناست و اينكه علم او به همه چيز احاطه دارد!

 (الطلاق : 12 )

 

از این رو ما باید در قرآن به دنبال  دلایلی باشیم که جایگاه خلافت رسول خدا صلی الله علیه وآله را اثبات می کند .

بنابر این اگر تمایلی به دیدن ادامه بحث دارید کلیک رنجه بفرمائید :


اثبات ولایت توسط روایات موافق با قرآن

رسوایی عمر و ابوبکر در روایات مخالف قرآن


شب قدر صاحب الامر میخواهد ؟(اثبات بر اساس قرآن)