رد روایات جایز نیست ( فاضربوه علی الجدار مثالی بر زبان عوام )
۱) امام موسی کاظم علیه السلام می فرمایند:
به آنچه از ما به تو میرسد و به آنچه که به ما نسبت داده میشود نگو باطل و غلط است
هرچند دقیقا ضد آنرا از ما شنیده باشی .
چرا که تو نمیدانی ما برای چه این چنین دستور دادیم و برای چه جهتی این چنین توصیف کرده ایم.
در مورد روایاتی که از معصومین نقل میشود باید با احتیاط رفتار کرد چرا که احتمال صدور آن از ناحیه معصوم علیه السلام وجود دارد
اگر چه به صرف احتمال صدور حق عمل به روایات را نداریم اما باید بدانیم که قطعا حق رد آن ها را نیز نخواهیم داشت و باید با عرضه به قران که تنها ملاک قطعی از دین در زمان ماست ُ روایات را اثبات کنیم.
اگر ثابت شد عمل کنیم وگرنه توقف .
این مطلب در پست زیر تفصیلا بررسی شده است
شرط عمل به روایات و دوری از جعل و دسیسه وفاق روایت است با قرآن.
حرمت رد روایات :
۲) شخصی میگوید به امام جعفر صادق علیه السلام چنین گفتم که مردی از طرف شما به سمت ما می آید که مشهور به دروغ گویی است .از شما حدیثی را برای ما نقل میکند . از پذیرفتن آن روایت کراهت داریم .
امام صادق علیه السلام فرمودند : آیا به تو میگوید که من گفته ام شب روز است و روز شب؟
گفتم :نه
حضرت فرمودند :اگر به تو بگوید من این را گفته ام او را تکذیب نکن که در آن صورت من را تکذیب کرده ای.
۳) امام محمد باقر علیه السلام فرمودند : دوست داشتنی ترین اصحاب من برای من کسانی هستند که از همه ورعشان بیشتر است و از همه فقیه ترند و از همه بیشتر احادیث ما را پنهان میکند و بد حال ترین آنها نزد من ومبغوض ترین آنها نزد من آن کسی است که زمانی که میشنود حدیثی به من نسبت داده شده یا از ما روایت شده آنرا قبول نمیکند (ودر مورد آن تفکر نمیکند ) واز آن بدش می آید و آن را انکار میکند و کسی را که آن روایت را پذیرفته کافر میداند .در حالی که او خبر ندارد ،شاید آن روایت از سخنان ما باشد و منتسب به ما باشد پس با این کارش از ولایت ما خارج خوهد شد .
منابع
---------------------
۱)ٍ قَال أَبِو الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام :
وَ لَا تَقُلْ لِمَا بَلَغَکَ عَنَّا وَ نُسِبَ إِلَیْنَا هَذَا بَاطِلٌ وَ إِنْ کُنْتَ تَعْرِفُ مِنَّا خِلَافَهُ فَإِنَّکَ لَا تَدْرِی لِمَا قُلْنَاهُ وَ عَلَى أَیِّ وَجْهٍ وَصَفْنَاه -- الکافی 8 125 –
۲) بحارالأنوار ج : 2 ص : 212 ( و َجَدْتُ بِخَطِّ الشَّیْخِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْجُبَاعِیِّ قُدِّسَ سِرُّهُ نَقْلًا مِنْ کِتَابِ الْبَصَائِرِ لِسَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی خَلَفٍ الْقُمِّى عَنْ سُفْیَانَ بْنِ السِّمْطِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ رَجُلًا یَأْتِینَا مِنْ قِبَلِکُمْ یُعْرَفُ بِالْکَذِبِ فَیُحَدِّثُ بِالْحَدِیثِ فَنَسْتَبْشِعُهُ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ لَکَ إِنِّی قُلْتُ لِلَّیْلِ إِنَّهُ نَهَارٌ أَوْ لِلنَّهَارِ إِنَّهُ لَیْلٌ قَالَ لَا قَالَ فَإِنْ قَالَ لَکَ هَذَا إِنِّی قُلْتُهُ فَلَا تُکَذِّبْ بِهِ فَإِنَّکَ إِنَّمَا تُکَذِّبُنِی ) .
-۳) مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِی عُبَیْدَةَ الْحَذَّاءِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ وَ اللَّهِ إِنَّ أَحَبَّ أَصْحَابِی إِلَیَّ أَوْرَعُهُمْ وَ أَفْقَهُهُمْ وَ أَکْتَمُهُمْ لِحَدِیثِنَا وَ إِنَّ أَسْوَأَهُمْ عِنْدِی حَالًا وَ أَمْقَتَهُم إِلَیَّ الَّذِى ( لَلَّذِی . کا ) إِذَا سَمِعَ الْحَدِیثَ یُنْسَبُ إِلَیْنَا وَ یُرْوَى عَنَّا ( فَلَمْ یَعْقِلْهُ و . لیس فى الکافى ) فَلَمْ یَقْبَلْهُ ( قَلْبُه . لیس فى الکافى ) اشْمَأَزَّ مِنْهُ وَ جَحَدَهُ وَ کَفَّرَ مَنْ دَانَ بِهِ وَ هُوَ لَا یَدْرِی لَعَلَّ الْحَدِیثَ مِنْ عِنْدِنَا خَرَجَ وَ إِلَیْنَا أُسْنِدَ فَیَکُونَ بِذَلِکَ خَارِجاً عَنْ وَلَایَتِنَا . الکافی ج : 2 ص : 223