چگونه کسی که تحت ولایت خدا نیست ، تحت ولایت علی برود؟
به نام خدا
خداوند بر صالحین ولایت و سرپرستی دارد (196 اعراف)
و نبی خدا (صلی الله علیه وآله) نسبت به مومنین از خودشان به آنها سزاوارتر است (6 احزاب)
یعنی اگر مخیر شدند بین خواسته خودشان و خواسته پیامبر باید خواسته پیامبر را انتخاب کنند و الا
مومن به خدا و رسولش نخواهند بود (36 احزاب)
اکنون رسول خدا میگوید :
آیا مگر من همان کسی نیستم که بر شما از خودتان سزاوارترم ؟
همه گفتند آری ( انت اولی بالمومنین من انفسهم )
پیامبر هر راه فراری را بر آنان بست.
اقرارشان در تاریخ ثبت شده است.
خودشان ثبت کرده اند.
اقرار به ولایت و برتری پیامبر .
و نه اقرار به محبت و مودت .
پیامبر فرمود:
پس بدانید هر کس من بر او ولایت دارم ، علی نیز بر او ولایت دارد
من کنت مولاه فهذا علی مولاه
اما چه میشود کرد که خداوند فقط بر صالحین ولایت دارد .
حادثه غدیر حادثه ایست که در کتب اهل سنت در سلسله روایاتی مستقل بیان شده است که اصطلاحا به آن تواتر میگویند .
اگر بخواهیم تعریف ساده ای از تواتر داشته باشیم چنین خواهیم گفت:
وقتی افرادی که هرگز یکدیگر را ندیده اند به دلیل این که مکان آنها از یکدیگر دور بوده در حالی که وسایل ارتباطات جمعی وجود نداشته و یا در زمان های مختلفی زندگی میکرده اند که عقلا محال است که دست به دست هم داده باشند تا به دروغ خبری را نقل کنند ، همه یک واقعه و یک حادثه را نقل کنند ، یقین به صحت و وقوع آن حادثه ایجاد میشود .
حادثه غدیر با محتوایی که ذکر شد در کتب اهل سنت عمر در بیش از 170 طریق و مجرای مستقل بیان شده است به گونه ای که جای هیچ تردیدی حتی برای انسانهای عنود و سرکش نیز باقی نمانده است .
از این رو برای انکار نتیجه این واقعه آنها سعی کردند به تحریف ترجمه الفاظ خصوصا لفظ ( ولی)بپردازند و تلاش کنند ترجمه این لغت را طوری دیگر نشان دهند.
والبته همان طور که بیان شد میتوان با دقت در قرائن و شواهد ، معنای دقیقی از واژه (ولی) بر اساس جملات قبل و بعد روایت بدست آورد .
حضرت استاد نقل میفرمودند حق همچون قطرات آبی است که اینان آن را در مشت خود میفشارند . بخواهند یا نخواهند از لابلای انگشتانشان تراوش میکند . و بعد به نقل این داستان می پرداختند :
یکی از کتبی که واژه ولی را تحریف کرده و سعی در الغاء معنای غلط از این واژه داشته است ، دقیقا بعد از نقل حادثه غدیر خم ، به نقل حادثه ای میپردازد که نتنها معنای واژه ( من کنت مولاه ) را مشخص میکند بلکه دقیقا در مقابل ترجمه غلطی است که او از واژه ولی ارائه میکند . و این چنین به اراده خداوند حق آشکار میشود بدون آنکه نویسنده متوجه اشتباه خود بشود .
روایتی که نقل میکند از این قرار است :
عربی منافق نزد رسول خدا آمد و گفت :
گفتی نماز بخوان ، خواندیم .گفتی روزه بگیر ، گرفتیم . حج بجا آور ، آوردیم .
کار به جایی رسیده که ( فضّلت ابن عمک علینا )
پسر عمویت را بر ما برتری دادی؟
پیامبر خدا فرمودند:
این دستور خدا بود که آن را اجرا کردم .
آن مرد گفت : اگر این دستور خداست پس همین الان سنگی بر سرم فرو افتد .که چنین شد و مرد به درک واصل شد( رجوع شود به آیات ابتدایی سوره معارج)
سوالی که از این نویسنده ملعون باید پرسیده شود اینست که :
اگر پیامبر فرمود علی را دوست داشته باشید ،پس این بیابان گرد منافق ، معنای تفضیل و برتری جایگاه علی را بر همه از کجا فهمید ؟
.....
الأعراف : 196 إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذي نَزَّلَ الْكِتابَ وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحينَ
تنها ولی و سرپرست من کسیست که قران را نازل کرده واو متولی صالحین است.
الأحزاب : 6 النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ
نبی ما به مومنین از خودشان سزاوارتر است
الأحزاب : 36 وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً
هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند، اختيارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد و هر كس نافرمانى خدا و رسولش را كند، به گمراهى آشكارى گرفتار شده است! (36)
الأحزاب : 15 وَ لَقَدْ كانُوا عاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لا يُوَلُّونَ الْأَدْبارَ وَ كانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْؤُلاً
قطعا آنها پيش از اين با خدا پيمان بسته بودند كه پشت [به دشمن] نكنند، و در حالی که پيمان خدا همواره بازخواست شدنى است.