شعر انتظار
به نام خدا
یک نظراز روی ناز؛ یک نظراز روی باز
هرکه در این بادیه ناظر نبود گو بمیر
آه ندارم به بر جاه ندارم به سر
غصه من قصه شیدایی مردانِ پیر
وقت خریدن شده یوسفِ زیبای من
تو که عزیز منی ، من که اسیرم اسیر
عاشق دل سوخته، بی تو بسی ساخته
خاطیِ سر گشته بیچاره دور از امیر
این همه دوری زیار ، این همه صبر از نگار
عمر من رو به مرگ ، آمدنت دیرِ دیر
مهدی موعود ما، جان به کف آمد بیا
سر به هوای توام، در به دری سر به زیر
23 ذی الحجه 1429 مصادف با 2 دیماه 1387
آمدی ای ماه ما رونق بازار ما
کاش ببیند تو چشم منی سیر سیر
آمده بودی عزیز
لیک من بی خرد ظلم و ستم داشتم
قامت انکار را پیش تو افراشتم
عفو کن ای مهربان جان جهان، جانِ جان
قصد دلم را ببین
مهدی موعود را غیر تو پنداشتم
+ نوشته شده در شنبه نهم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 16 توسط حسام الدین ادیب
|