ردی متقن بر بدعت ولایت فقیه

کتاب ارزشمند ولایت فقیه در زمان غیبت نوشتۀ دکتر شیخ عبد‌العالی منصوری، پژوهشی استدلالی برای مقطع دکتری در دانشکدۀ عالی پژوهش‌های دینی و زبان‌شناسی نجف اشرف بوده که پس از ترجمه، توسط انتشارات انصار امام مهدی(ع) در سال جاری به مرحلۀ نشر رسیده است.

مطالعۀ این پژوهش برای محقق منصف از درجۀ اهمیت بالایی برخوردار است؛ چراکه با بیانی شیوا و در عین حال محکم، همچون تیغی برّان درصدد ریشه‌کن کردن اعتقادات فاسد برآمده است؛ از طرفی طبق مبانی صحیح از قرآن کریم و احادیث اهل‌بیت با قطعیت در دلالت و صدور آن‌ها و نیز دلایل متقن عقلی به‌همراه بیان نظرات برخی از علمای شیعه، حجیت‌نداشتن ولایت فقیه و ولایت مطلقۀ فقیه را در زمان غیبت امام مهدی(ع) ثابت کرده و از سوی دیگر با این دو رویکرد عقلی و نقلی (قرآن و روایات) ولایت مطلقه را برای خداوند متعال و برای هر شخصی که خداوند سبحان به عصمتش نص نموده ـ‌یعنی خلیفۀ معصوم و منصوص الهی‌ـ اثبات می‌کند.

نویسندۀ محترم در یک نگاه کلی نسبت به مباحث مطرح‌شده در این پژوهش در قسمتی از مقدمۀ کتاب نوشته‌اند: به هر صورت این پژوهش ـ‌‌به‌شکل مختصر‌ـ امور مهم بسیاری را که با مسئلۀ ولایت فقیه در ارتباط است به ما گوشزد خواهد کرد و برای اینکه فهم این امور آسان شود، این پژوهش را در مباحثی زنجیره‌وار در قالب زیر مرتب کرده‌ام:

مسائل مربوط به ولایت فقیه

جانشینی معصوم

اختلاف دربارۀ مسئلۀ ولایت مطلقۀ فقیه

بررسی دلایل ولایت فقیه

مباحثی که اثبات اصل ولایت را نفی می‌کنند

لینک دانلود کتاب :

https://almahdyoon.co/?p=1856

https://almahdyoon.co/wp-content/uploads/2022/05/Velayat-Faghih.pdf

زشتی حجاب اجباری

«...در ایران، زنان به‌اجبار باید موهای خود را زیر حجاب قرار دهند و اگر این کار را نکنند، حکومت آن‌ها را مجازات می‌کند؛ و این مسئله حتی برای افراد ادیان دیگر هم وجود دارد ....
آیا مسئلۀ حجابِ اجباری که توسط حکومت اجرا می‌شود، کار درستی است؟ آیا در دولت عدل الهی، حجاب اجباری وجود دارد و هر‌کس حجاب نگذارد، حتی اگر مسلمان نباشد، مجازات می‌شود؟»

پاسخ سید احمدالحسن (ع):
«این‌ها دين را وارونه درک کرده‌اند و با اين كارهای نادرستشان به دين جفا می‌کنند؛ و به نام اسلام و تشيع و آل محمد (ع) لطمه وارد می‌کنند؛
زیرا محمد رسول خدا (ص) هیچ‌کس را برای پوشيدن حجاب مجبور نكرد و خداوند سبحانه و تعالی هیچ‌کس را برای پوشيدن حجاب يا دین‌داری و عبادت مجبور نكرد؛ بلكه دين خود را بر پيامبرش نازل نمود و بهشت را به كسانی كه ايمان می‌ورزند و به عبادت التزام دارند، وعده داد.
عبادت بدون نيت، ارزشی ندارد؛ و حجاب، عبادت و اطاعت از دستور خدا و پيغمبر است؛ پس باید نيتِ قرب و نزدیکی به خداوند سبحانه و تعالی محقق شود؛ پس کجاست نیت کسی که به زور او را مجبور به حجاب می‌کنند؟!
اما اجبار زنان غیرمسلمان بر حجاب، از اين هم قبیح‌تر است.»

(پیام فیس‌بوک، 2018/07/05)

سید احمدالحسن یمانی،وصی و فرستاده امام مهدی ع؛ یگانه صاحبِ تنها متن وصیت بازدارنده از گمراهی به ضمانت رسول الله ص و ذکرشده در ص ۱۵۰ کتاب الغیبه شیخ طوسی ره.

گروه پاسخگویی

https://t.me/MahdaviMedia10313

حجاب حکومتی

حجاب حکومتی


در ایرانِ پس از انقلاب، مسئلۀ حجاب رنگ تازه‌ای به خود گرفت و با اجبار حکومتی، به‌یک‌باره تبدیل به نمادی برای حاکمیت سیاسی اسلام شد. این در حالی بود که حتی در فقه مرسوم و متداول در حوزه‌های سنتی هم مبنایی شرعی برای این اجبار یافت نمی‌شد.

اگرچه بحث حجاب اجباری از همان روزهای اول پیروزی انقلاب مطرح و در عمل اِعمال شد، اما تا چند سال به‌صورت قانون درنیامد؛ تا اینکه در سال ۱۳۶۲ مجلس ایران با تصویب «قانون مجازات اسلامی»، برای عدم رعایت حجاب در محیط‌های عمومی، مجازات تعیین نمود.
در تبصرۀ مادۀ ۱۴۱ قانون مجازات اسلامی آمده‌ است: «زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه یا از ۵۰ هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.»

موافقان حجاب اجباری آن را مقتضای طبیعی وجود حکومت اسلامی و اهتمامش به امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر می‌دانند؛ اما مخالفان معتقدند که اجبار حجاب در ایران برخاسته از دغدغه‌های سیاسی است، نه فقهی. از این دیدگاه، حجاب زنان در ایران نماد حاکمیت مذهبی و اجبار به آن اقدامی برای جذب و حفظ پایگاه مذهبی است.

این اجبار حکومتی که از همان سال‌های نخست با واکنش‌های منفی فراوانی مواجه شد، در سال‌های اخیر تبدیل به نمادی برای اعتراض به سیاست‌مداران شده است؛ یعنی متأسفانه امروز شاهد آن هستیم که مخالفت با یک دستور دینی، به مستمسکی برای اعلان مخالفت بسیاری از جوانان با حاکمیت سیاسی بدل شده است.

اما به‌واقع، حجاب در دین الهی چه جایگاهی دارد؟
آیا اسلام حقیقی حجاب را صرفاً واجب عبادی می‌داند و یا قانون حکومتی و لازم الاتباع؟
اگر قانون است، آیا شامل غیرمسلمانانِ ساکن بلاد اسلامی هم می‌شود؟
آیا در دولت عدل الهیِ امام مهدی (ع)، حجاب اجباری خواهد بود؟

همۀ این‌ها سؤالاتی است که ذهن هر مسلمان اهل اندیشه‌ای را به خود مشغول می‌سازد.

سید احمدالحسن یمانی، وصی و فرستادۀ امام مهدی (ع) در پاسخ به پرسش یکی از ایرانیان مؤمن به دعوت مبارک، به زیبایی، موضع اسلام حقیقی و اصیل را در قبال حجاب زنان معرفی کردند:

سؤال:
«...در ایران، زنان به‌اجبار باید موهای خود را زیر حجاب قرار دهند و اگر این کار را نکنند، حکومت آن‌ها را مجازات می‌کند؛ و این مسئله حتی برای افراد ادیان دیگر هم وجود دارد ....
آیا مسئلۀ حجابِ اجباری که توسط حکومت اجرا می‌شود، کار درستی است؟ آیا در دولت عدل الهی، حجاب اجباری وجود دارد و هر‌کس حجاب نگذارد، حتی اگر مسلمان نباشد، مجازات می‌شود؟»

پاسخ سید احمدالحسن (ع):
«این‌ها دين را وارونه درک کرده‌اند و با اين كارهای نادرستشان به دين جفا می‌کنند؛ و به نام اسلام و تشيع و آل محمد (ع) لطمه وارد می‌کنند؛
زیرا محمد رسول خدا (ص) هیچ‌کس را برای پوشيدن حجاب مجبور نكرد و خداوند سبحانه و تعالی هیچ‌کس را برای پوشيدن حجاب يا دین‌داری و عبادت مجبور نكرد؛ بلكه دين خود را بر پيامبرش نازل نمود و بهشت را به كسانی كه ايمان می‌ورزند و به عبادت التزام دارند، وعده داد.
عبادت بدون نيت، ارزشی ندارد؛ و حجاب، عبادت و اطاعت از دستور خدا و پيغمبر است؛ پس باید نيتِ قرب و نزدیکی به خداوند سبحانه و تعالی محقق شود؛ پس کجاست نیت کسی که به زور او را مجبور به حجاب می‌کنند؟!
اما اجبار زنان غیرمسلمان بر حجاب، از اين هم قبیح‌تر است.»

(پیام فیس‌بوک، 2018/07/05)

سید احمدالحسن یمانی،وصی و فرستاده امام مهدی ع؛ یگانه صاحبِ تنها متن وصیت بازدارنده از گمراهی به ضمانت رسول الله ص و ذکرشده در ص ۱۵۰ کتاب الغیبه شیخ طوسی ره.

گروه پاسخگویی

https://t.me/MahdaviMedia10313


اختیار در حجاب

"اجبار به پوشیدن ‎#چادر در ‎#زیارت اماکن مقدسه روشی اشتباه است و چه‌بسا گاهی ضرر آن بسیار بیشتر از منفعتش باشد."

امام ‎#احمد_الحسن (ع)
وصی و فرستاده امام مهدی (ع)
پاسخ‌های فقهی (متفرقه)، ج ۴، پ ۱۱۲

احمدالحسن یمانی ع وصی امام زمان ع در بین ما هستند

کتب سيد احمدالحسن یمانی وصی امام مهدی(ع)

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

اللهم صل علی محمد وآل محمد الائمه والمهدیین وسلم تسلیما کثیرا

 

 

کتب ترجمه شده امام احمدالحسن (ع)

 


https://www.almahdyoon.co/index.php/2017-04-30-08-00-13/2017-04-30-08-04-19

 

 

آیا شامپانزه ها اجداد ما هستند؟

‍ ⁉️آیا شامپانزه ها اجداد ما هستند؟!!

👳🏼بارها در کلام علمای بی عمل ادیان و منکرین نظریه تکامل (فرگشت) شنیده ایم که می گویند:
🗣"نظریه تکامل می گوید جد ما، شامپانزه ها هستند"

✅ در حالیکه طبق نظریه تکامل، ما با شامپانزه ها نیای مشترک داریم و به هیچ وجه آنها جزو اجداد ما محسوب نمی شوند.

❌ و علمای ادیان سعی می کنند با گفتن این جملات، برخی اتباع راضی به جهل خود را نسبت به این نظریه علمی، بدبین کنند تا با حالت تمسخر بگویند: ما نمی خواهیم جدمان شامپانزه باشد!!!

👈 یعنی به جای گفتگوی دقیق و علمی در مورد واقعیت تائید شده تکامل حیات، بحث را به حواشی منحرف می کنند...!!

 

✍️ واقعیت آن است که :

1️⃣ نظریه تکامل با متون دینی هیچ گونه تعارضی ندارد.

2️⃣ طبق نظریه تکامل، اجداد ما شامپانزه ها نیستند.

3️⃣ نظریه تکامل نه تنها ما را بی نیاز از وجود خداوند نمی کند بلکه واقعیت تکامل اثر واضحی است که دلالت بر موثری آگاه (خدا) دارد.


📚 برای کسب اطلاعات بیشتر مطالعه فصل دوم و سوم کتاب توهم بی خدایی (تالیف احمدالحسن) را به شما توصیه می کنیم.


📘 https://almahdyoon.co/doa

 

 


با ما همراه باشید...
🆔 https://t.me/tavahomelhad

 

https://www.instagram.com/tahadi10313

 

🌐 https://almahdyoon.co

 

🌐 https://varesin.org

 

وقتی امنیت در خدمت امام زمان علیه السلام نباشد،فراری خواهد بود!

 


عالم از توست غریبانه چرا میگردی؟


در روایات ما وارد شده که فرمودند مهدی ع  غایب است چون میترسد او را بکشند1️⃣

سوالی مطرح میشود که  چطور جان مراجع و آقایان  توسط اسکورت ویژه حفظ میشود اما حضرت مهدی ع از خوف جانش آواره  و فراریست ؟

اگر وهابیت و آمریکا  قصد جان  حضرت را دارند چگونه میشود که این همه محافظ توان حفظ جان رهبری ایران و مراجع و   حسن نصر الله  را در کنار یهود دارند اما   حضرت مهدی از خوف جانش آواره و فراری باشد؟


در حالی که اگر آقا  بدانند، حکومت  شیعی منسوب به ایشان  جان ایشان  را  حفظ میکنند  قطعا خواهند  آمد

و این در حالیست که در کشور ما ایران  امنیت نسبت به شر آمریکا و  وهابیت  وجود دارد

اما چرا امام زمان  علیه السلام این جایگاه امن داخلی را  به عنوان پایگاه خود بر نمیگزینند؟

آیا حضرت  بخل میورزند از  وجود  پربرکت خود ؟ یا این امنیت موجود در خدمت ایشان نیست ؟


خود حضرت  جواب  این سوال ما را  به ابن مازیار داده اند  با هم  ببینیم :


حضرت فرمودند : پدرم از من عهد گرفتند که مجاور کسانی نشوم که  خداوند بر آنها  غضب کرده و آنها را  لعن کرده و برا ی آنها  خزی و عذاب الیم است  ..2️⃣.


بله حکومتی به اسم  امام زمان ع  اما  امام زمان فراری  در بیابان ها و قعر کوه ها !
یهودیان  از همه  بیشتر انتظار ظهور رسول الله ص را میکشیدند
اباعبد الله علیه السلام را  هم منتظرانش کشتند

آری سیزده  شهر همچون  تهران و  بصره و کوفه  که مراکز شیعه نشین  هستند با قائم میجنگند 3️⃣

آری شانزده هزار نفر فقیه پیشانی پینه بسته بر اثر مهر و نماز سلاح به دوش ،به جنگ با  مهدی خواهند آمد 4️⃣

 


و در نهایت  خود  حضرت میفرمایند : من از خود شما  فرار کردم زمانی که از شما بر جانم  ترسیدم .5️⃣

 

یخاف القتل  یعنی   ترس از آن فقهایی که  فتوا به قتل امام میدهند و ترس از مردمانی که گوش به فرمان آنهایند.

پس اگر میبینیم که شخصیت های برجسه همه دارای امنیت  هستند ولی قائم  همچنان خوف از  قتل دارد  یعنی  یا  شما  با ایشان مشکل دارید ! یا  قائم  خارج از صراط مستقیم است و  با این که جانش در امان است و  بیش از ده هزار  یار دارد اما  ظهور نمیکند !!

در حالی که  امام زمان ع   خود صراط مستقیم است  پس مشکل از کسانیست که  قائم از دست خود آنها  فراریست !

🔆ففَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ‏🔆


1️⃣ علل الشرائع / ج‏1 / 243 / 179 باب علة الغيبة .....  ص : 243
1...عَنْ أَبَانٍ وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

 لَا بُدَّ لِلْغُلَامِ مِنْ غَيْبَةٍ فَقِيلَ لَهُ وَ لِمَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ يَخَافُ‏ الْقَتْلَ‏.

2️⃣ الغيبة (للطوسي)/ كتاب الغيبة للحجة / النص / 266 / 3 -... لَقَدْ بَعُدَ الْوَطَنُ وَ طَالَ‏ الْمَطْلَبُ فَقَالَ يَا ابْنَ الْمَازِيَارِ أَبِي أَبُو مُحَمَّدٍ عَهِدَ إِلَيَّ أَنْ لَا أُجَاوِرَ قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ‏ وَ لَهُمُ الْخِزْيُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ وَ أَمَرَنِي أَنْ لَا أَسْكُنَ مِنَ الْجِبَالِ إِلَّا وَعْرَهَا وَ مِنَ الْبِلَادِ إِلَّا عَفْرَهَا ..

3️⃣بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏52 ؛ ص363. 136- ني، الغيبة للنعماني ...عَنْ يَعْقُوبَ السَّرَّاجِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ ثَلَاثَ عَشْرَةَ مَدِينَةً وَ طَائِفَةً يُحَارِبُ الْقَائِمُ أَهْلَهَا وَ يُحَارِبُونَهُ أَهْلُ مَكَّةَ وَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ وَ أَهْلُ الشَّامِ وَ بَنُو أُمَيَّةَ وَ أَهْلُ الْبَصْرَةِ وَ أَهْلُ دميسان وَ الْأَكْرَادُ وَ الْأَعْرَابُ وَ ضَبَّةُ وَ غَنِيٌّ وَ بَاهِلَةُ وَ أَزْدٌ وَ أَهْلُ الرَّيِّ.
 

4️⃣ الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد / ج‏2 / 384 / فصل سيرة الإمام المهدي ع .....  ص : 382
وَ رَوَى أَبُو الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ أَنَّهُ‏ إِذَا قَامَ الْقَائِمُ ع سَارَ إِلَى الْكُوفَةِ فَيَخْرُجُ مِنْهَا بِضْعَةَ عَشَرَ أَلْفَ نَفْسٍ يُدْعَوْنَ‏ الْبُتْرِيَّةَ عَلَيْهِمُ السِّلَاحُ فَيَقُولُونَ لَهُ ارْجِعْ مِنْ حَيْثُ جِئْتَ فَلَا حَاجَةَ لَنَا فِي بَنِي فَاطِمَةَ فَيَضَعُ فِيهِمُ السَّيْفَ حَتَّى يَأْتِيَ عَلَى آخِرِهِمْ ثُمَّ يَدْخُلُ الْكُوفَةَ فَيَقْتُلُ بِهَا كُلَّ مُنَافِقٍ مُرْتَابٍ وَ يَهْدِمُ قُصُورَهَا وَ يَقْتُلُ مُقَاتِلَتَهَا حَتَّى يَرْضَى اللَّهُ عَزَّ وَ عَلَا.

5️⃣الغيبة للنعماني / النص / 174 / فصل .....  ص : 170
11- ... عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: إِذَا قَامَ الْقَائِمُ‏ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ- فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ‏

 

حکم چادر




بسم الله الرحمن الرحیم 




پوشیدن چادر ،بالاپوش و یا هر چیزی بیشتر از حجاب شرعی ، بر زنان واجب نیست .


❓حکم شرعی پوشیدن شلوار همراه با حفظ حجاب موی سر، و همین‌طور حکم شرعی چادر چیست؟

🔰پوشانیدن #صورت، دو #کف دست و #پنجه‌های پا بر زن واجب #نیست و بقیه‌ی اعضا باید به طور کامل پوشانیده شود؛ جنس پوشش نباید نازک و به قدری تنگ باشد که زیرش را #نمایان سازد.
اما در خصوص👖شلوار، در صورتی که از روی آن مانتو یا کتی بپوشد که تا زانو را بپوشاند اشکالی ندارد، آن هم در صورتی که #تنگ نباشد تا هر آنچه زیرش است را نمایان سازد؛ اما اگر زنی شلوار  بپوشد و مانتو یا کتی روی آن نباشد و حجاب سرش را حفظ کند، اشکال #دارد و حجاب شرعی محسوب نمی‌شود؛ حتی #هتک حرمت پوشیدن شلوار به این صورت، از نمایان ساختن مو و کشف حجاب سر بیشتر است.
________________________


❓آیا تحنّک (پوشانیدن زیر چانه) بر زنان واجب است؟ محدوده‌ی تحنّک چه مقدار است؟

🔰 زن می‌تواند چهره‌اش را #آشکار کند. قسمتی که زیر #حَنَک قرار می‌گیرد جزو صورت نیست و #پوشاندن آن واجب می‌باشد. 

📖 قال تعالى: ﴿وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْأِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ ... وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾ النور:31.


❓آیا زن می‌تواند در حضور برادر بالغ یا پدرش یا پسر بالغ خود لباسی بپوشد که قسمتی از زیبایی‌ها و جاذبه‌هایش را نمایان می‌کند مثل پوشیدن لباس خواب یا چیزی شبیه به آن ـ‌البته همراه با پوشانیدن عورت که طبیعتاً واجب است‌ـ ، و اگر حرام است حدود و مقدار زیبایی و جاذبه‌هایی که در حضور اشخاص نام برده شد می‌تواند نمایان باشد چقدر است؟؟

📖حق تعالی می‌فرماید:
(و به زنان مؤمن بگو که چشمان خويش را ببندند و شرمگاه خود را نگه دارند و زينت‌های خود را جز آن مقدار که هویدا است آشکار نکنند و مقنعه‌های خود را تا گريبان فروگذارند و زينت‌های خود را آشکار نکنند، مگر برای شوهران خود يا پدران خود يا پدر شوهرهای خود يا پسران خود يا پسران شوهر خود يا برادران خود يا پسران برادر خود، يا پسران خواهر خود يا زنان همکيش خود، يا بندگان خود، يا مردان خدمتگزار خود که رغبت به زن ندارند، يا کودکانی که از شرمگاه زنان بی‌خبرند و نيز چنان پای بر زمين نزنند تا آن زينتی که پنهان کرده‌اند دانسته شود. ای مؤمنان، همگان به درگاه خدا توبه کنيد، باشد که رستگار گرديد).

✨ آنچه زن می‌تواند در برابر #نامحرمان آشکار کند عبارت است از صورت، کف دست‌ها و کف پاها و آنچه زن می‌تواند در برابر محارم  آشکار سازد عبارت است از #گردن و بالاتر از آن، آن مقدار از دست‌ها که باید برای #وضو گرفتن آشکار نماید، و وسط #ساق و پایین‌تر از آن، و برای شوهرش #تمام بدنش را .

 

علی بن ابی طالب موذن اعراف است، در دنیا وآخرت.

به نام خدا

 

وَ بَيْنهَُمَا حِجَابٌ وَ عَلىَ الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلَّا بِسِيمَئهُمْ وَ نَادَوْاْ أَصحَْابَ الجَْنَّةِ أَن سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَ هُمْ يَطْمَعُونَ(46 اعراف )

و در ميان آن دو [بهشتيان و دوزخيان]، حجابى است و بر «اعراف» مردانى هستند كه هر يك از آن دو را از چهره هاشان مى شناسند و آن مردان  بهشتيان را صدا مى زنند كه: «درود بر شما باد!»

آنها داخل بهشت نمى شوند، در حالى كه طمع (امید ) آن را دارند.

 

امیر مومنین علی علیه السلام در مناظره خود با ابوبکر چنین فرمودند :

تو را به خدا قسم میدهم

من آن اذان و اعلام برای اهل موسم حج و برای تمام امت ، بوسیله سوره توبه هستم یا تو ؟
ابوبکر گفت:بلکه شمائید (1)

رجوع شود به کتب روایی شیعه و سنی در مورد تفسیر سوره توبه که نقل متواتر است به این مضمون که در ابتدا، اعلان سوره توبه را نبی اکرم صلی الله علیه وآله به ابوبکر سپردند اما در نهایت بر اساس وحی الهی می بایست نبی اکرم اعلان این سوره را یا خود انجام میداد یا به مردی از خودش واگذار میکردند از این رو اعلان و اذان این سوره را به علی بن ابی طالب وصی خود واگذار کردند .

موافق با آیه 61 سوره آل عمران .  (۲)

 

امیرمومنین علی علیه السلام نیز در ذیل آیه چهل و ششم سوره اعراف میفرمایند :

بدانید که در قرآن نامهایی وجود دارد که فقط مخصوص من است

مواظب باشید که آن ها را به خود نسبت ندهید که گمراه خواهید شد

و من آن موذن در دنیا و آخرتم که خداوند فرمود: پس موذنی در بین آنها ندا میدهدکه لعنت خداوند بر ظالمین (۳)

 

حضرت در پاسخ کسی که میپرسد منظور خداوند در این آیه چیست (وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ؟) میفرمایند:

ما همان مردانی هستیم که بر اعرافیم

ما یاران خود را با چهره هاشان میشناسیم

ما اعرافی هستیم که طریق خداوند جزبا معرفت ما شناخته نمیشود

ما اعرافی هستیم که خداوند ما را در روز قیامت بر صراط نگه میدارد

و کسی داخل در بهشت نمیشود مگر این که ما را بشناسد و ما او را بشناسیم

و کسی داخل در جهنم نمیشود مگر این که ما را انکار کند و ما او را انکار کنیم (۴)

 

پست های مرتبط و شاخه اصلی :

 

.........................................................................

 منابع :  

1) تفسير نور الثقلين، ج2، ص: 184

..... 33- في كتاب الخصال في احتجاج على عليه السلام على ابى بكر قال: فأنشدك بالله انا الأذان لأهل الموسم و لجميع الامة بسورة برائة أم أنت؟ قال: بل أنت

 

۲) آلعمران : 61 فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبينَ

هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود آن گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.

۳) تفسير نور الثقلين، ج2، ص: 32

يها نعم الله عز و جل عليه و فيها يقول عليه السلام: الا و انى مخصوص في القرآن بأسماء، احذروا أن تغلبوا عليها فتضلوا في دينكم، و انا المؤذن في الدنيا و الاخرة قال الله عز و جل: «فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ» انا ذلك المؤذن و قال: «وَ أَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ» و انا ذلك الأذان.

 

۴) عبد الله بن عبد الرحمن الأصم، عن الهيثم بن واقد، عن مقرن، قال: سمعت أبا عبد الله (عليه السلام) يقول: «جاء ابن الكواء إلى أمير المؤمنين (عليه السلام) فقال: يا أمير المؤمنين، وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ؟

فقال: نحن على الأعراف، و نحن نعرف أنصارنا بسيماهم، و نحن الأعراف الذين لا يعرف الله عز و جل إلا بسبيل معرفتنا، و نحن الأعراف يوقفنا «1» الله عز و جل يوم القيامة على الصراط «2»، فلا يدخل الجنة إلا من عرفنا و عرفناه، و لا يدخل النار إلا من أنكرنا و أنكرناه.

 

 

 قسمتی از مدارک شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

به نام خدا

 

 

 

با وجود  دلایل محکمی که بر شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها  دلالت دارند خصوصا  مخفی بودن  قبر ایشان و نارضایتی حضرت از خلیفه وقت اما بعضی از سایتها شهادت حضرت زهرا را  یک خرافه میداند و روایات شیعه و روایات عامه را در این باب رد مینمایند.

 

قسمتی از روایات اهل سنت  (عامه ) در این باب:

1- ابن أبي شيبه در  المصنف ، ج8 ، ص 572 می گوید :

هنگامى كه مردم با ابى بكر بيعت كردند ، على و زبير در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره مى پرداختند ، و اين مطلب به عمر بن خطاب رسيد . او به خانه فاطمه آمد ، و گفت : اى دختر رسول خدا ! محبوب ترين فرد براى ما پدر تو است و بعد از پدر تو خود تو !!! ولى سوگند به خدا اين محبت مانع از آن نيست كه اگر اين افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند .

 

2-علامه بلاذري در انساب الاشراف، بلاذرى، ج1، ص586 می گوید :
3-ابن قتيبه دينوري در الامامة والسياسة ، تحقيق الشيري - ج 1 - ص 30 می گوید :

4-محمد بن جرير طبري در تاريخ الطبرى ، ج2 ،‌ ص443 می گوید :


5-مسعودي شافعي در اثبات الوصية ، ص143 می گوید :

به او هجوم آورده و درب خانه او را آتش زدند و او را به زور از آن بيرون آوردند و سرور زنان را با در چنان فشار دادند که سبب سقط محسن گرديد .

 

پاداش نشر معارف دین در بیان فاطمه زهرا سلام الله علیها

بسم الله الرحمن الرحیم

 

امام حسن عسکری از پدرشان ، امیرمومنین  على عليهما السّلام نقل می‌کنند که :

زنى به حضور فاطمه زهرا سلام الله عليها رسيد و عرض کرد:

مادرى ناتوان دارم كه در نمازش مشکل دارد و مرا به سوى شما فرستاده تا از آن بپرسم. 

 او پرسش خود را مطرح کرد و حضرت فاطمه به آن پاسخ داد.

آن زن پرسش ديگری پرسيد و پاسخ گرفت. سپس پرسش سوم و چهارم و تا ده پرسش پرسيد و حضرت همه را پاسخ داد.

زن از فراوانى پرسشها خجالت كشيد و گفت: اى دختر پيامبر خدا ! ديگر مزاحم نمى‌شوم.

  فاطمه عليها السّلام فرمود: نه. بيا و هرچه مى‌خواهى بپرس.

به نظر تو اگر كسى را يک روز براى بالا بردن بارى سنگين به پشت بام استخدام کنند و در عوض به او يکصد هزار دينار مزد دهند، آيا اين کار برای او دشوار و سنگين به نظر مى‌آيد؟

آن زن گفت: نه.

حضرت فرمود: مزدی که من در برابر پاسخ هر پرسش می‌گيرم ارزشش بيش از مرواريدهايی است که از زمين تا آسمان را پر کرده باشد! پس چنين کاری با چنين مزدی سزاوارتر است كه بر من گران نيايد.

 از پدرم شنيدم كه مى‌فرمودند:

 دانشمندان شيعيان ما پس از آن که محشور ‌شوند به اندازه فراوانی دانششان و مقداری که در راه هدايت بندگان خدا تلاش کرده باشند بر آنها خلعتهاى كرامات پوشانده خواهد شد، تا آنجا كه بر برخى از آنها هزار هزار خلعت نور بپوشانند.

سپس منادى پروردگارمان (جلّ جلاله) ندا مى‌دهد:

 اى سرپرستان يتيمان آل محمّد!

اى كسانى كه هنگام جدايى آنان از پدرانشان ـ كه همان پيشوايان آنها بودند ـ دست آنان را گرفتيد!

اينان شاگردان شمايند و يتيمانى كه سرپرستى آنها را برعهده گرفتيد و آنها را بر پا نگه‌داشتيد، پس همان‌گونه كه در دنيا خلعتهای دانش را بر آنها پوشانديد، اکنون نيز به آنها خلعت دهيد.

پس بر هريك از آن يتيمان به اندازه دانشى كه از عالمان فرا گرفته‌اند خلعت مى‌پوشانند، تا آنجا كه بر برخى از آنها صدهزار خلعت پوشانده مى‌شود و همين گونه اين يتيمان نيز بر هركسی که دانشی از آنها آموخته است خلعت مى‌پوشانند.

سپس خداوند متعال مى‌فرمايد:

 دوباره به اين دانشمندان سرپرست يتيمان خلعت دهيد تا خلعتشان را كامل و دوچندان گردانند. پس به همان اندازه ، دوباره به آنها خلعت مى‌دهند و همين‌‌گونه به اندازه منزلت هركس خلعتش را دوچندان مى‌كنند.

  فاطمه عليها سلام گفت: اى بنده خدا !

يك نخ اين خلعتها هزار هزار بار از آنچه خورشيد بر آن تابيده برتر است.

و چه فضيلتى دارد آنچه که آمیخته به تيرگى و كدورت است؟!

 

 

منبع :

مستدرك‏الوسائل     17     317  

و بحارالأنوار     2     3    باب 8- ثواب الهداية و التعليم

[تفسير الإمام عليه السلام‏] قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيُّ ع حَضَرَتِ امْرَأَةٌ عِنْدَ الصِّدِّيقَةِ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ ع فَقَالَتْ إِنَّ لِي وَالِدَةً ضَعِيفَةً وَ قَدْ لُبِسَ عَلَيْهَا فِي أَمْرِ صَلَاتِهَا شَيْ‏ءٌ وَ قَدْ بَعَثَتْنِي إِلَيْكِ أَسْأَلُكِ فَأَجَابَتْهَا فَاطِمَةُ ع عَنْ ذَلِكَ فَثَنَّتْ فَأَجَابَتْ ثُمَّ ثَلَّثَتْ إِلَى أَنْ عَشَّرَتْ فَأَجَابَتْ ثُمَّ خَجِلَتْ مِنَ الْكَثْرَةِ فَقَالَتْ لَا أَشُقُّ عَلَيْكِ يَا ابْنَةَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَتْ فَاطِمَةُ هَاتِي وَ سَلِي عَمَّا بَدَا لَكِ أَ رَأَيْتِ مَنِ اكْتُرِيَ يَوْماً يَصْعَدُ إِلَى سَطْحٍ بِحِمْلٍ ثَقِيلٍ وَ كِرَاهُ مِائَةُ أَلْفِ دِينَارٍ يَثْقُلُ عَلَيْهِ فَقَالَتْ لَا فَقَالَتْ اكْتُرِيتُ أَنَا لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ بِأَكْثَرَ مِنْ مِلْ‏ءِ مَا بَيْنَ الثَّرَى إِلَى الْعَرْشِ لُؤْلُؤاً فَأَحْرَى أَنْ لَا يَثْقُلَ عَلَيَّ سَمِعْتُ أَبِي ص يَقُولُ إِنَّ عُلَمَاءَ شِيعَتِنَا يُحْشَرُونَ فَيُخْلَعُ عَلَيْهِمْ مِنْ خِلَعِ الْكَرَامَاتِ عَلَى قَدْرِ كَثْرَةِ عُلُومِهِمْ وَ جِدِّهِمْ فِي إِرْشَادِ عِبَادِ اللَّهِ حَتَّى يُخْلَعُ عَلَى الْوَاحِدِ مِنْهُمْ أَلْفُ أَلْفِ حُلَّةٍ مِنْ نُورٍ ثُمَّ يُنَادِي مُنَادِي رَبِّنَا عَزَّ وَ جَلَّ أَيُّهَا الْكَافِلُونَ لِأَيْتَامِ آلِ مُحَمَّدٍ ص النَّاعِشُونَ لَهُمْ عِنْدَ انْقِطَاعِهِمْ عَنْ آبَائِهِمُ الَّذِينَ هُمْ أَئِمَّتُهُمْ هَؤُلَاءِ تَلَامِذَتُكُمْ وَ الْأَيْتَامُ الَّذِينَ كَفَلْتُمُوهُمْ وَ نَعَشْتُمُوهُمْ فَاخْلَعُوا عَلَيْهِمْ خِلَعَ الْعُلُومِ فِي الدُّنْيَا فَيَخْلَعُونَ عَلَى كُلِّ وَاحِدٍ مِنْ أُولَئِكَ الْأَيْتَامِ عَلَى قَدْرِ مَا أَخَذُوا عَنْهُمْ مِنَ الْعُلُومِ حَتَّى إِنَّ فِيهِمْ يَعْنِي فِي الْأَيْتَامِ لَمَنْ يُخْلَعُ عَلَيْهِ مِائَةُ أَلْفِ خِلْعَةٍ وَ كَذَلِكَ يَخْلَعُ هَؤُلَاءِ الْأَيْتَامُ عَلَى مَنْ تَعَلَّمَ مِنْهُمْ ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ أَعِيدُوا عَلَى هَؤُلَاءِ الْعُلَمَاءِ الْكَافِلِينَ لِلْأَيْتَامِ حَتَّى تُتِمُّوا لَهُمْ خِلَعَهُمْ وَ تُضَعِّفُوهَا لَهُمْ فَيَتِمُّ لَهُمْ مَا كَانَ لَهُمْ قَبْلَ أَنْ يَخْلَعُوا عَلَيْهِمْ وَ يُضَاعَفُ لَهُمْ وَ كَذَلِكَ مَنْ يَلِيهِمْ مِمَّنْ خَلَعَ عَلَى مَنْ يَلِيهِمْ وَ قَالَتْ فَاطِمَةُ ع يَا أَمَةَ اللَّهِ إِنَّ سِلْكَةً مِنْ تِلْكَ الْخِلَعِ لَأَفْضَلُ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ أَلْفَ أَلْفِ مَرَّةٍ وَ مَا فَضَلَ فَإِنَّهُ مَشُوبٌ بِالتَّنْغِيصِ وَ الْكَدَرِ

 

قم و اهلش در آخرالزمان

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 1) عفان از امام صادق علیه السلام روایت میکند که حضرت به من فرمودند:
آیا میدانی چرا قم را قم نامیدند؟
عرض کردم : خدا و رسولش و شما داناترید .

فرمودند: قم نامیدند برای آنکه اهلش با قائم آل محمد ( صلوات الله علیهم اجمعین) جمع میشوند و با او ایستادگی میکنند و یاریش می نمایند .

 

 2) عبد العظیم حسنی میگوید:
شنیدم که امام حسن عسکری علیه السلام  میفرمودند:

اهل قم و اهل آبه گناهانشان بخشیده شده و مغفورند. چرا که جد غریبم علی بن موسی الرضا علیه السلام را در طوس زیارت میکنند.

آگاه باشید هر کس او را زیارت کند و در راه  یک قطره باران به او برسد  خداوند  جسدش را بر آتش حرام میکند.

 

 3) امیرمومنین علی علیه السلام میفرمایند :
حسنی صاحب طبرستان با جمع زیادی از لشکریانش ؛ از سواره و پیاده خروج میکند و به سمت نیشابور میروند .

آنجا را فتح کنند و دروازه های آن را تقسیم کنند .وسپس به اصفهان می روند و سپس به قم !
بین آنها و اهل قم جنگ بزرگی واقع میشود و مردم بسیاری در این جنگ کشته میشوند  سپس اهل قم شکست میخورند و فرار میکنند پس حسنی اموالشان را جمع آوری میکند و زنان و فرزندانشان را اسیر میکند و خانه هایشان را خراب میکند پس از ان اهل قم به کوهی که آن را واردهار( اردهال) میگویند پناهنده شوند .

حسنی چهل روز در قم اقامت کند و بیست نفر را بکشد و دو نفر را به دار میکشد و سپس کوچ میکند.

 

 4) روایت شده است که امام صادق علیه السلام فرمودند:
اهل خراسان از بزرگان ما هستند

و اهل قم از یاران ما

و اهل کوفه از اوتاد ما و اهل این سواد ( عراق) از مایند و ما از ایشانیم.

 

 5) امام صادق علیه السلام فرمودند:
وقتی  امنیت از بندگان برداشته شد و مردم بر اسبها سوار شدند و از زنها  کناره گرفتند و از عطرها استفاده نکردند ، از شدت بلا و گرفتاری !

در این زمان از کنار آنها فرار کنید ! فرار کنید !

راوی عرض کرد : فدایتان شوم به کجا بروم؟
فرمودند: به کوفه و اطراف آن  

و به قم و اطراف آن

به درستی که بلا  از این دو شهر دفع شده است .

 

 

 6) از ابو موسی اشعری روایت شده که گفت:

از امیر مومنین علی علیه السلام در مورد سالم ترین شهرها و بهترین جایگاه ها در هنگام نزول فتنه و ظهور شمشیر سوال شد .

فرمودند: بهترین جا در آن روز بر روی زمین ، کوهسار است .

چرا که خراسان مضطرب میشود و جنگ بین گرگان و طبرستان رخ میدهد و سیستان خراب میشود .

پس سالم ترین جاها قصبه قم  میباشد.( قم قسمتی از کوهسار است)

قم  شهری است که خارج میشود از آن یاوران بهترین مردم از جهت پدر و مادر جد و جده  ، عمو و عمه ، آن جاییست که آن را زهرا ( روشن ونورانی) نامند.

در آنجا جای قدم جبرییل است و آنجاست که آب از آن جوشید .

و هر کس از آن بیاشاماد از مرض ایمن شود و از آن آب حضرت عیسی علیه السلام گلی خمیر کرد و از آن گل به شکل پرنده درست شد و از آن آب حضرت رضا علیه السلام  غسل کرد و از آنجا قوچ حضرت ابراهیم و عصای موسی و انگشتر سلیمان علیهم السلام خارج میشود .

 

7 ) از امام صادق  علیه السلام روایت شده که حضرت فرمودند:

وقتی که بلا و خستگی به شما رسید ، پس بر شما باد به رفتن به قم

 که آن جا ماوای (پناه گاه)  فاطمیین است و استراحتگاه مومنین است و زود باشد که اولیاء و دوستان ما را از کنار (مرقد های ) ما کوچ دهند و دور سازند و همین کار به مصلحت ایشان است تا شناخته نشوند که ایشان دوستان ما هستند و همین سبب شود که جان و مالشان محفوظ بماند و هر کس اراده بدی نسبت به قم و اهلش داشته باشد خداوند او را ذلیل گرداند و از رحمتش دور سازد.

 

8 ) صفوان بن یحی می گوید روزی نزد موسی بن جعفر علیه السلام بودم که از قم و اهل آن ذکری صورت گرفت و این که آنها دوستداران مهدی علیه السلام هستند.

حضرت فرمودند: مرحبا بر ایشان

خدا راضی شود از ایشان و سپس فرمودند :
به درستی که برای بهشت هشت در میباشد که یکی از آنها برای اهل قم خواهد بود و آنها  از بین سایر بلاد به یقین شیعیان ما هستند.

خداوند ولایت ما را در خمیر مایه وجودی ایشان قرار داده است .

 

9 ) از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمودند:

وقتی بلا عمومی  بشود پس امنیت در کوفه و نواحی آن است و قم از بلاد کوهستان است و چه خوب جایگاهی  است قم برای کسی که ترسان باشد

 

 

10 )  امام صادق علیه السلام فرمودند:

وقتی بلا و فتنه  شهرها را گرفت ، بر شما باد  به پناه بردن به قم و حوالی و نواحی آن که بلاء از قم دفع شده است .

 

11 )  پیرامون روایتی از امام صادق علیه السلام فرمودند:

دین و اهل آن  در قم ذلیلند (یعنی مردمان قم در نظر مردم سایر شهرها ذلیلند )

واگر این طور نبود مردم به سوی قم می شتافتند در این صورت قم و اهلش خراب  میشدند.

 

 12 )  عده ای از مردم ری خدمت امام صادق علیه السلام رسیدند و عرض کردند : ما اهل ری هستیم

پس حضرت فرمودند : مرحبا به برادران ما در قم .

عرض کردند : ما از اهل ری هستیم !
حضرت دوباره کلام اول را تکرار کردند.

پس ایشان چند مرتبه کلام اول را گفتند.

و باز حضرت همان جواب اول را تکرار کردند ( مرحبا به برادران ما از اهل قم )

پس از آن فرمودند: به درستی که برای خدا حرمی است و آن مکه است ،

و برای رسول خدا صلی الله علیه واله و سلم حرمی است و آن مدینه است ،

و برای امیر مومنین علی علیه السلام حرمی است و آن کوفه است،

 و برای ما نیز حرمیست و آن شهر قم است .

و زود است که خانمی از اولاد من در آنجا دفن شود که او را فاطمه نامند پس هر کس او را زیارت کند ، بهشت بر او واجب میشود .

راوی گفت : این کلام از امام صادق علیه السلام قبل از تولد  فرزنداشان موسی الکاظم که پدر حضرت فاطمه معصومه علیها السلام هستند بود.

 

13 ) در روایات شیعه نقل شده است که عمارت های قم به جایی برسد که به اندازه جای یک اسب به هزار درهم خریده شود.

 

 14 ) از یکی از اصحاب روایت شده که گفت :

نزد امام صادق علیه السلام بودم که ناگاه این آیه را خواندند:

( الإسراء : 5   فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولي‏ بَأْسٍ شَديدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولاً

 (اى بنى اسرائيل ) پس آن‏گاه كه وعده‏ى اولين از بين آن دو وعده فرا رسيد، بندگانى از خود را كه جنگاورانى نيرومندند بر شما برانگيزيم تا [براى تعقيب شما]  لابه لاى خانه‏ها را جست جو كنند، و اين وعده انجام شدنى است.)

 

عرض کردیم :فدایتان شویم آن بندگان خدا چه کسانی هستند :

حضرت سه مرتبه فرمودند انها به خدا  اهل قم هستند.

 

15 )  از امام صادق علیه السلام فرمودند:

مردی وارد شد و عرض کرد ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه وآله )

من میخواهم از شما در مورد مسئله ای سوال کنم که قبل از من کسی از شما سوال نکرده باشد.

و بعد از من نیز کسی سوال نکند.

حضرت فرمودند:از حشر و نشر( قیامت) میخواهی سوال کنی؟

عرض کرد: بلی به حق آنکه محمد را بشیر و نذیر مبعوث کرد ، از شما سوال نمیکنم مگر از همین مسئله.

پس فرمود: حشر مردم همه در بیت المقدس است .

مگر یک بقعه در زمین  کوهسار که آن را قم مینامند، که ایشان در قبرهایشان حساب کرده میشوندو از قبرهایشان به بهشت میروند.

سپس فرمودند: اهل قم بخشیده شده اند.

پس آن مرد روی دوپای خود نشست و عرض کرد: یابن رسول الله آیا این مختص اهل قم است؟

حضرت فرمودند : بلی و هر کس هم قول ایشان باشد .

پس از آن حضرت فرمودند میخواهی زیاد تر بگویم ؟
عرض کردم بلی.

حضرت فرمودند: پدرم  به نقل از پدرشان به نقل از جدشان رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند:نظر کردم به سوی بقعه ای از زمین کوهسار که سبز رنگ و از زعفران رنگش بهتر و از مشک خوشبوتر بود که ناگهان دیدم پیرمردی بساط انداخته و بر سرش کلاهیست.

پس به جبریل گفتم این بقعه کیست؟
عرض کرد: در آن شیعیان وصی تو علی بن ابی طالب علیه السلام ، میباشند.

گفتم آن پیرمرد کیست؟
عرض کرد ابلیس لعین.

گفتم از ایشان چه میخواهد؟
عرض کرد : میخواهد از ولایت وصی تو بازشان دارد و به فسق و فجور دعوتشان کند.

پس گفتم ای جبریل مرا به سوی او ببر ، آنگاه به سرعت به پیش او رسیدیم .

به او گفتم :

قم یا ملعون! برو ای ملعون و در اموال و زنان گمراهان شراکت کن.(نه در اموال و زنان مردم قم)

چرا که اهل قم شیعه من و شیعه وصی من علی بن ابی طالب هستند.


16 )  امام صادق علیه السلام:

خاک قم مقدس است و اهلش از مایند و ما از آنهاییم .
هیچ ستمگری اراده سوء به آنها نمیکند مگر این که عذابش نزدیک میشود.
و این تا زمانیست که آنها به برادران خود خیانت نکنند ، همین که خیانت کردند خداوند ستمگران را بر آنان مسلط میکند .
آگاه باشید آنها یاوران قائم مایند و طلب کنندگان حق مایند .
سپس حضرت سر خود را به سمت آسمان بالا آوردند و دعا کردند :
خدایا آنها را از هر فتنه ای حفظ فرما و از هر هلاکتی نجات ده .

بحارالأنوار 57 218 باب 36


 

 ..........................................................................................

 متن اصلی به همراه ذکر منابع :  قم و اهلها فی اخر الزمان

 
  
 

قد قال الصادق علیه السلام :  وَيْلٌ لِطُغَاةِ الْعَرَبِ مِنْ شَرٍّ قَدِ اقْتَرَبَ  

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

قد قال الصادق علیه السلام فی روایه قبل الف سنه و اخبر عن واقعه انا نراها باعیننا و هذا الامر من معجزات الصادقین (علیهم السلام )

ایها الناس آمنوا بالله و اطیعوه  و اعتصموا بحبل الله المتین و صراط المستقیم ، بولایه علی امیر المومنین

من قبل ان یاتیکم العذاب بغته و انتم لا تشعرون.

 

فاقروا ما قال الله و وعدنا بان الامر لله و لرسوله و للمومنین

و ان فی هذا لبلاغا لقوم عابدین  (الأنبياء : 106  )

 

النور : 55       

    وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ

 لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ   كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ

وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‏ لَهُمْ

وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَني‏ لا يُشْرِكُونَ بي‏ شَيْئاً

 وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ

 

الأنبياء : ۱۰۵و ۱۰۶

 وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ

إِنَّ في‏ هذا لَبَلاغاً لِقَوْمٍ عابِدينَ

 

المائدة : 54  

  يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ  (کما تکونون ایها العرب والعجم )

 فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ  وَ يُحِبُّونَهُ

أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ

يُجاهِدُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ

وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ 

 

و قد قال الصادق علیه السلام ایضا:

وَ اللَّهِ لَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِ  بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ

يُبَايِعُ النَّاسَ عَلَى كِتَابٍ جَدِيدٍ

( وهو کتاب القرآن ، الذی بایدینا فی الحال ولکن  من اجل تحریف مواضعه عن الواقع و اخذ الناس بمتشابهاته و مجملاته (۷ آلعمران )  و ترکهم المحکمات و عصیانهم عن آیات القرآن کانما کان یقرا قرآنا جدیدا  کما انزل علی النبی  صلی الله علیه وآله بین الجهال فیکون القران بینهم ایضا جدیدا  ) 

 عَلَى الْعَرَبِ شَدِيدٌ  (شدید مواضع الحق و مرارته و اجراء حدوده بین من تفاخر بغیر الحق و حکم بینهم بغیر ما انزل الله )

 وَ (قد ) قَالَ  الصادق علیه السلام  :

 

وَيْلٌ لِطُغَاةِ الْعَرَبِ مِنْ شَرٍّ قَدِ اقْتَرَبَ

 

و ایضا یقول :

وَ إِذَا كَانَ ذَلِكَ فَكُونُوا أَحْلَاسَ بُيُوتِكُمْ وَ أَلْبِدُوا مَا أَلْبَدْنَا

 

فَإِذَا تَحَرَّكَ مُتَحَرِّكُنَا فَاسْعَوْا إِلَيْهِ وَ لَوْ حَبْواً

 

----------------

بحارالأنوار     52     135    باب 22- فضل انتظار الفرج و مدح الشي

عَنِ ابْنِ الْبَطَائِنِيِّ عَنْ أَبِيهِ وَ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ قَالَ لِيَ أَبِي ع لَا بُدَّ لَنَا مِنْ آذَرْبِيجَانَ لَا يَقُومُ لَهَا شَيْ‏ءٌ وَ إِذَا كَانَ ذَلِكَ فَكُونُوا أَحْلَاسَ بُيُوتِكُمْ وَ أَلْبِدُوا مَا أَلْبَدْنَا فَإِذَا تَحَرَّكَ مُتَحَرِّكُنَا فَاسْعَوْا إِلَيْهِ وَ لَوْ حَبْواً وَ اللَّهِ لَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِ بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ يُبَايِعُ النَّاسَ عَلَى كِتَابٍ جَدِيدٍ عَلَى الْعَرَبِ شَدِيدٌ وَ قَالَ وَيْلٌ لِطُغَاةِ الْعَرَبِ مِنْ شَرٍّ قَدِ اقْتَرَبَ

 

مرتبط :

علامات ظهور المهدی الحی (عجل الله تعالی فرجه ) 

وشرح ممزوج عربیه بالفارسیه :   علائم آخر الزمان بیان نبی اکرم صلی الله علیه وآله

 

ترجمه این صفحه به همراه ترجمه علامات ظهور:

 

مهدی به حکم قرآن خون چه کسانی را میریزد؟ (لیس شانه الا السیف) 

لا ایمان بلا عمل و لا عمل بلا یقین  (رابطه پلکانی ایمان و عمل )

به نام خدا

 

محمد : 17   وَ الَّذينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً وَ آتاهُمْ تَقْواهُمْ
كسانى كه هدايت (ابتدايى ) را  پذيرا شدند خداوند بر هدايتشان مى‏افزايد و روح تقوا را به آنان مى‏بخشد!

 

امام صادق علیه السلام به عبدالله بن جندب وصیت میفرمایند که :


خداوند تبارک و تعالی در ایه 82 سوره طه  میفرماید :

من هر آینه آمرزنده کسی هستم که توبه کند و ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد سپس هدایت شود

پس  هیچ کدام قبول نمیشود مگر به واسطه ایمان

و ایمان وجود ندارد مگر با عمل

و عمل پذیرفته نیست مگر با یقین

و یقین بدست نمی اید مگر با خشوع

 و ملاک همه این موارد هدایت خداست

پس هر کس هدایت شود عملش قبول میشود و قبول شده  بالا میرود

وخداوند هر کس را که بخواهد به سوی صراط مستقیم هدایت میکند  (213 بقره )

 

 

 

 


بحارالأنوار     75     281    باب 24- ما روي عن الصادق ع من وصايا

فَإِنَّ اللَّهَ يَقُولُ وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى‏ فَلَا يُقْبَلُ إِلَّا الْإِيمَانُ وَ لَا إِيمَانَ إِلَّا بِعَمَلٍ وَ لَا عَمَلَ إِلَّا بِيَقِينٍ وَ لَا يَقِينَ إِلَّا بِالْخُشُوعِ وَ مِلَاكُهَا كُلُّهَا الْهُدَى فَمَنِ اهْتَدَى يُقْبَلُ عَمَلُهُ وَ صَعِدَ إِلَى الْمَلَكُوتِ مُتَقَبَّلًا وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيم

پرسشی پیرامون خمس

خمس که  تا قبل از ظهور امر اهلبیت ع برای شیعیان  حلال و بخشیده شده بود را علمای سوء با چه مجوزی دریافت میکردند و میخوردند؟


كمال الدين و تمام النعمة / ج‏2 / 485 / 45 باب ذكر التوقيعات الواردة عن القائم ع .....  ص : 482
وَ أَمَّا مُحَمَّدُ بْنُ عُثْمَانَ الْعَمْرِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ وَ عَنْ أَبِيهِ مِنْ قَبْلُ فَإِنَّهُ ثِقَتِي وَ كِتَابُهُ كِتَابِي وَ أَمَّا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ الْأَهْوَازِيُّ فَسَيُصْلِحُ اللَّهُ لَهُ قَلْبَهُ وَ يُزِيلُ عَنْهُ شَكَّهُ وَ أَمَّا مَا وَصَلْتَنَا بِهِ فَلَا قَبُولَ عِنْدَنَا إِلَّا لِمَا طَابَ وَ طَهُرَ وَ ثَمَنُ الْمُغَنِّيَةِ حَرَامٌ وَ أَمَّا مُحَمَّدُ بْنُ شَاذَانَ بْنِ نُعَيْمٍ فَهُوَ رَجُلٌ مِنْ شِيعَتِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ أَمَّا أَبُو الْخَطَّابِ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي زَيْنَبَ الْأَجْدَعُ فَمَلْعُونٌ وَ أَصْحَابُهُ مَلْعُونُونَ فَلَا تُجَالِسْ أَهْلَ مَقَالَتِهِمْ فَإِنِّي مِنْهُمْ بَرِي‏ءٌ وَ آبَائِي ع مِنْهُمْ بِرَاءٌ


وَ أَمَّا الْمُتَلَبِّسُونَ بِأَمْوَالِنَا فَمَنِ اسْتَحَلَّ مِنْهَا شَيْئاً فَأَكَلَهُ فَإِنَّمَا يَأْكُلُ النِّيرَانَ

وَ أَمَّا الْخُمُسُ‏ فَقَدْ أُبِيحَ لِ شِيعَتِنَا وَ جُعِلُوا مِنْهُ فِي حِلٍّ إِلَى وَقْتِ ظُهُورِ أَمْرِنَا لِتَطِيبَ وِلَادَتُهُمْ وَ لَا تَخْبُثَ



وَ أَمَّا نَدَامَةُ قَوْمٍ قَدْ شَكُّوا فِي دِينِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى مَا وَصَلُونَا بِهِ فَقَدْ أَقَلْنَا مَنِ اسْتَقَالَ وَ لَا حَاجَةَ فِي صِلَةِ الشَّاكِّينَ وَ أَمَّا عِلَّةُ مَا وَقَعَ مِنَ الْغَيْبَةِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ‏ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ‏ إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ لِأَحَدٍ مِنْ آبَائِي ع إِلَّا وَ قَدْ وَقَعَتْ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ لِطَاغِيَةِ زَمَانِهِ وَ إِنِّي أَخْرُجُ حِينَ أَخْرُجُ وَ لَا بَيْعَةَ لِأَحَدٍ مِنَ الطَّوَاغِيتِ فِي عُنُقِي وَ أَمَّا وَجْهُ الِانْتِفَاعِ بِي فِي غَيْبَتِي فَكَالانْتِفَاعِ بِالشَّمْسِ إِذَا غَيَّبَتْهَا عَنِ الْأَبْصَارِ السَّحَابُ وَ إِنِّي لَأَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ كَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ فَأَغْلِقُوا بَابَ السُّؤَالِ عَمَّا لَا يَعْنِيكُمْ وَ لَا تَتَكَلَّفُوا عِلْمَ مَا قَدْ كُفِيتُمْ وَ أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُمْ وَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا إِسْحَاقَ بْنَ يَعْقُوبَ وَ عَلى‏ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى‏.

 

 

رد اختلاف شیعه و سنی در مسئله خمس به محکمات قرآن ( مناظره من با یک سنی)

به نام خدا

 

سلام دوستان من

اهل سنت  بر اساس اجتهادات خلاف قران و سنت که  قبلا نیز حرمت این کار خدمت شما عرض شد معتقدند ، پرداخت خمس تمامی سودها و غنیمت هایی که از هر راه حلالی به دست آمده باشد واجب نیست.

 
در این پست  بحث من با یک سنی در همین موضوع ارائه شده
به امید روزی که با تسلیم شدن در برابر خواست خدا  اتحاد بین همه مسلمین برقرار شود .


 kamal saedi:hi


hesamoddin.adib: سلام مسلمان


kamal saedi: khobin?


hesamoddin.adib: شکر خدا


kamal saedi: bale
kamal saedi: bale
kamal saedi: khob che khabar


hesamoddin.adib: سلامتی
hesamoddin.adib: شما چه خبر


kamal saedi: ma ham khobim
kamal saedi: che khabar az ghoran


hesamoddin.adib: قران ؟


kamal saedi: chizi jadidi bar zede in ahale sonata peyda nakardi
kamal saedi: ?


hesamoddin.adib: المائدة : 16   يَهْدي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْديهِمْ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ

خدا هر كس را كه از رضایت او پیروی کند ، به وسيله آن [كتاب‏] به راه‏هاى امن و سلامت رهنمون مى‏کند، و به خواست خود، آنها را از تاريكى‏ها به نور مى‏برد و به راهى راست هدايتشان مى‏كند.

hesamoddin.adib: وقتي حق بيان بشه  خود به خود  مخالفينش  رسوا ميشن


hesamoddin.adib: نميشن ؟


kamal saedi: شقث ئهساشد
kamal saedi: are mishan


hesamoddin.adib: راستي ديروز يه روايت از امير مومنين علي عليه السلام  خليفه  چهارم ديدم که کتاب جامع احادیث الشیعه در صفحه ۴۹ کتاب الخمس از یکی از بزرگان اهل سنت  به نام ابی بکر احمدبن موسی بن مردویه  نقل میکنه  
hesamoddin.adib: سوالي برام  مطرح شد
hesamoddin.adib: ميتوني جوابشو به من بدي؟


kamal saedi: befarma


hesamoddin.adib: الأنفال : 41   وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‏ عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ


hesamoddin.adib: بدانيد هر گونه غنيمتى از هر چیزی که به دست آوريد، خمس آن براى خدا، و براى پيامبر، و براى ذى القربى و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه (از بین ذی القربی) است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى حق از باطل، روز درگيرى دو گروه (باايمان و بى‏ايمان) [روز جنگ بدر] نازل كرديم، ايمان آورده‏ايد و خداوند بر هر چيزى تواناست!


hesamoddin.adib: حضرت در مورد اين ايه  اين طوري فرمودند  که
hesamoddin.adib: آيا در بين شما کسي بود غير از من  و فاطمه  که خمس را از شما  بگيرد؟
hesamoddin.adib: مردم  گفتند  نه
hesamoddin.adib: چرا  مردم در دوران خلافت  خلفاء ثلاثه  خمس  نميدادند ؟


kamal saedi: dost dashtand


hesamoddin.adib: يعني خلاف خواست خدا  دوست داشتند که خمس ندن ؟


kamal saedi: are dg


hesamoddin.adib: مومن چيزي رو دوست داره که خدا دوست داشته باشه


kamal saedi: na


hesamoddin.adib: الأحزاب : 36   وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً
هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند، اختيارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد و هر كس نافرمانى خدا و رسولش را كند، به گمراهى آشكارى گرفتار شده است!


kamal saedi: nemidonam
kamal saedi: ehtemalan kholafa dost dashtan nagiran az ona
kamal saedi:


hesamoddin.adib: دوست داشتن خلاف حکم خدا رفتار کنن؟

kamal saedi: are dg


hesamoddin.adib: اصلا  خمس مال  خلفا  بوده  که  بگيرن يا نگيرن؟
 
hesamoddin.adib:  لله و للرسول ولذي القربي الرسول


kamal saedi: are dg
kamal saedi: vase khodeshon bod

kamal saedi: khomso az mardom migerftan
kamal saedi: ke sarmayashon zeyad beshe


hesamoddin.adib: خداوند  در ايه ۴۱   انفال  که فرستادم  بيان ميکنه  يک پنجم  هرغنيمت و سودی که از هر چیزی به دست آوردید  براي خدا و رسول و نزديکان رسول  هست ( عمومیت (انما ) در انما غنمتم  و عمومیت لفظ ( من شی)  محل استناد است )


kamal saedi: va jahan ham ro eghtesade
kamal saedi: har kesi pol bishtar dashte bashe on bardast


hesamoddin.adib: ممنون از جواب قانع کننده اي که داديد 


kamal saedi: akhe bi shor
kamal saedi: hazrate abobakry ke tamame daraiisho bakhshid be rasole khoda

 

 hesamoddin.adib: دين به شما اجازه ميده توهين کنيد ديگه!


kamal saedi: avaln to dary tohin mikoni


hesamoddin.adib: اين طوري با اخلاق فاضله اي که نوشته بوديد  داريد دين اسلام رو ترويج ميکنيد؟

kamal saedi: avalan in bi shory ke goftam vaghean vaghiat dare
kamal saedi: vaghean khejalat bekeshid
kamal saedi: be khoda oft dare

 

 

پستهای مرتبط:

تفقّه یا اجتهاد ، تشیّع یا تسنّن ؟ ( اساسی ترین تفاوت شیعه و سنی )

 گستاخى خلیفه دوم نسبت به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) حدیث دوات و قلم

وحدتی ارزشمند است که نتیجه پافشاری بر اصول باشد و نه کم رنگ کردن آنها !

به نام خدا

جشن شادی میلاد نبی اکرم محمد مصطفی ( صلی الله علیه وآله ) و فرزندش امام جعفر صادق (علیه السلام ) را به تمامی مومنین تبریک میگوییم.

 

ای شیعیان محمد!

و ای کسانی که خود را اهل سنت او می نامید!

 

اختلاف خود را به قرآن رد کنید            (10 شوری و 59 نساء و..)

که قرآن کتابیست بدون اختلاف !          (82 نساء)

و آن گاه که اختلافی نباشد ، یک پارچگی و وحدت کلمه در بین شما موج خواهد زد !    (105 آل عمران)

بیایید به محکمات قرآنی چنگ زنیم که قرآن حبل الله است و تنها اصل مشترک بین ما   (103 آل عمران)

 

وحدتی ارزشمند است که نتیجه پافشاری بر اصول باشد و نه کم رنگ کردن آنها !

بیایید تا مسلمان شویم!

 

 سوره انعام:

* قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشرِْكُواْ بِهِ شَيًْا وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَنًا وَ لَا تَقْتُلُواْ أَوْلَادَكُم مِّنْ إِمْلَاقٍ نحَّْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُمْ وَ لَا تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَنَ وَ لَا تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتىِ حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذَالِكمُْ وَصَّئكُم بِهِ لَعَلَّكمُْ تَعْقِلُونَ(151)

وَ لَا تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتىِ هِىَ أَحْسَنُ حَتىَ يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَ أَوْفُواْ الْكَيْلَ وَ الْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لَا نُكلَِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَ إِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَ لَوْ كَانَ ذَا قُرْبىَ وَ بِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَالِكُمْ وَصَّئكُم بِهِ لَعَلَّكمُْ تَذَكَّرُونَ(152)

وَ أَنَّ هَذَا صرَِاطِى مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ

وَ لَا تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَالِكُمْ وَصَّئكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ(153)

 

محمد بگو: بياييد تا آنچه را كه پروردگارتان بر شما حرام كرده است برايتان بخوانم:

 

اينكه چيزى را شريك خدا قرار ندهيد!

و به پدر و مادر نيكى كنيد!

و فرزندانتان را از (ترس) فقر، نكشيد!

ما شما و آنها را روزى مى دهيم

و نزديك كارهاى زشت نرويد، چه آشكارا باشد چه پنهانی!

و انسانى را كه خداوند محترم شمرده، به قتل نرسانيد!

مگر بحق (آن مواردی که خود خدا استثناء کرده و نام برده است مثل قصاص قاتل )

 

اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش كرده، شايد درك كنيد! (151)

 

و به مال يتيم نزدیک نشوید ، جز به بهترين صورت (و براى اصلاح)، تا اینکه خودش به حد رشد برسد!

و حق پيمانه و وزن را بعدالت ادا كنيد!

- هيچ كس را، جز بمقدار تواناييش، تكليف نمى كنيم- (یعنی اجرا کردن احکام ذکر شده در توان شماست)

و هنگامى كه سخنى مى گوييد، عدالت را رعايت نماييد،

حتى اگر در مورد نزديكان (شما  ) بوده باشد

و به پيمان خدا وفا كنيد،

اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش مىكند، تا متذكّر شويد! (152)

اين راه مستقيم من است،

از آن پيروى كنيد!

و از راههاى پراكنده (و انحرافى) پيروى نكنيد، كه شما را از طريق حق، متفرق و پراکنده مى سازد!

اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش مى كند،

شايد پرهيزگارى پيشه كنيد!» (153) سوره انعام

 

ازدواج موقت و موسیقی در اسلام

گستاخى خلیفه دوم نسبت به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) حدیث دوات و قلم

به نام خدا

 

در این پست یکی از اجتهادات خلیفه دوم را از کتب اهل سنت نقل میکنیم که در هنگام رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) اتفاق افتاده است. این متن عینا از کتاب (اجتهاد در مقابل نص) نوشته سید عبدالحسین شرف الدین برگرفته شده است.

 

البته اگر خلیفه دوم از فرمان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) سرپیچی نمیکرد و در لشکر اسامه بن زید حاضر میشد هرگز چنین اتفاقی نمی افتاد.به نظر شما عمر و ابوبکر منتظر چه مسئله مهمی بوده اند که حاضر به ترک مدینه نمیشدند با اینکه رسول خدا تخلف از لشکر اسامه را نهی کرده بودند و متخلف را لعن .

و البته این سرکشی آنها نیز نوعی اجتهاد است!

 

عجیب بوده که با وجود چنین مجتهدینی ، محمد (صلی الله علیه وآله) پیامبری میکرده است؟!

 

محمدی که به شهادت خدا هر سخنش وحیی است از ناحیه خدا

 

النجم : 3 وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى

النجم : 4 إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى

 

سخنی که هیچ کسی حق انتخاب و اختیار در مقابل آن را ندارد البته اگر مومن باشد.

 

الأحزاب : 36 وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً

هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند، اختيارى (از خود) داشته باشد و هر كس نافرمانى خدا و رسولش را كند، به گمراهى آشكارى گرفتار شده است!

 

 

اصل متن:

 

فصل دوم : اجتهادات عمر و اتباع وى در مقابل نصّ صريح قرآن و سنّت نبوى (صلی الله علیه وآله)

16 - گستاخى نسبت به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و جلوگيرى از نوشتن منشور ابدى آن حضرت(که البته حضرت رسول الله صلوات الله علیه و اله سه روز بعد در شب دوشنبه  یعنی شب شهادتشان این متن را  برای امیرالمومنین املا نموده و نوشتند و متن آن در الغیبه طوسی  ص 150 موجود است )

 

موضوعى كه هم اكنون در صدد بيان آن هستيم ، يكى از حوادث مسلم تاريخ اسلام است . منابع صحاح و معتبر اهل سنت ! و ساير مسانيد ايشان ، آن را ثبت نموده و مورخان و سيره نويسان آنها، آن را بطور ارسال مسلم نقل كرده اند.

 

اين موضوع كه عبارت است از گستاخى عمر به ساحت قدس نبوى - صلّى اللّه عليه وآله - و جلوگيرى وى از نوشتن فرمانى توسط پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - - كه براى هميشه مسلمانان را از پراكندگى و گمراهى نجات دهد - اندكى پيش از رحلت رسول خدا - صلّى اللّه عليه وآله -، رخ داد.

اينك قسمتى از روايات اهل سنّت در اين زمينه را بيان مى كنيم :

 

بخارى به سند خود از عبيداللّه بن عبداللّه بن مسعود روايت مى كند كه ابن عبّاس گفت : هنگامى كه وفات پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - فرا رسيد، گروهى از رجال از جمله عمر خطّاب در بيت پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - حضور داشتند. پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - فرمود: بياييد تا فرمانى براى شما بنويسم كه بعد از آن گمراه نشويد.

عمر گفت : درد بيمارى بر وى غالب شده ! قرآن در دسترس شماست ، همين كتاب خدا براى ما كافى است .

 

در اين هنگام ، حضّار به گفتگو و كشمكش پرداختند؛ برخى مى گفتند: نزديكتر شويد تا پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - فرمانى براى شما بنويسد كه بعد از وى هرگز گمراه نگرديد. و گروهى حرف عمر را تكرار مى كردند. وقتى سخنان بيهوده و گفتگوى آنان بالا گرفت ، پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - فرمود: برخيزيد! (و از من دور شوید )

 

عبداللّه مسعود مى گويد: ابن عبّاس مى گفت : مصيبت بزرگ اين بود كه اختلافها و مهمل گويى آنان ، مانع از اين شد كه پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - چنين فرمانى را براى ايشان بنويسد 

(صحیح بخاری جلد 1 کتاب العلم وکتاب المرضی ج4 باب قول المریض ( قوموا عنی) ) .

 

اين روايت را ((مسلم )) در آخر باب وصايا، اوايل جزء دوم صحيح خود هم نقل كرده است . احمد حنبل نيز آن را در مسند، جلد اوّل ، صفحه 325 از عبداللّه عبّاس آورده است . ساير اصحاب سنن و اخبار نيز اين حديث را نقل كرده و در آن تصرّف نموده و نقل به معنا نموده اند؛ زيرا لفظ مسلمى كه عمر گفت : پيغمبر هذيان مى گويد! (انّ النبى يهجر) ولى آنها نوشته اند كه درد بر پيغمبر فشار آورده است (انّ النبى غلب عليه الوجع ) تا گفتار عمر را اصلاح كنند و جلو رسوايى آن را بگيرند.

 

دليل بر اين ، روايتى است كه ابوبكر احمدبن عبدالعزيز جوهرى در كتاب ((سقيفه )) به اسناد خود از ابن عبّاس آورده است (شرح نهج البلاغه بان ابی الحدید ج 2 ص20 ) ابن عبّاس ‍ مى گويد: ((چون وفات پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - رسيد در حالى كه گروهى از مردم از جمله عمر خطّاب در خانه پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - بودند، حضرت فرمود: دوات و صحيفه اى براى من بياوريد تا فرمانى براى شما بنويسم كه بعد از من گمراه نشويد.

عمر سخنى گفت كه معناى آن اين بود كه درد بر پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - غلبه يافته است . سپس عمر گفت : قرآن در نزد ماست ، كتاب خدا براى ما كافى است !

آنها كه در خانه بودند به گفتگو و مشاجره پرداختند يكى مى گفت : نزديك شويد تا پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - چنين فرمانى برايتان بنويسد، وديگرى آن را مى گفت كه عمر گفته بود. وقتى مهمل بافى و پريشان گويى ومشاجره ايشان فزونى يافت ، پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - برآشفت و فرمود: برخيزيد!...)).( و از من دور شوید .)

 

مى بينيد كه محدّثان و مورّخان ، اعتراض عمر را نقل به معنا نموده اند و عيناً نقل نكرده اند؟!

و نيز دليل بر اين ، اين است كه محدّثين اهل تسنّن چون در آن ايّام نمى توانستند نام معترض (عمر) را ببرند، در عوض اعتراض عمر را عيناً و به همان الفاظ نقل كرده اند.

 

بخارى در كتاب صحيح خود، جلد دوّم از كتاب : الجهاد والسير، باب : جوائز الوفد، ص 118 به سند خود از ابن عباس روايت مى كند كه گفت : ((روز پنجشنبه ، چه روز پنجشنبه اى ! سپس چندان گريست كه زمين از قطرات اشكش تر شد، آنگاه گفت : آرى ، در روز پنجشنبه درد بيمارى بر پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - فشارآورد. حضرت فرمود: نامه اى براى من بياوريد تا برايتان فرمانى بنويسم كه بعد از آن هرگز گمراه نشويد.

اصحاب به نزاع پرداختند، با اينكه مناسب نبود در نزد پيغمبر نزاع كنند. اصحاب گفتند: پيغمبر هذيان مى گويد!

 

پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - فرمود: مرا رها كنيد، حالى كه دارم از آنچه به من نسبت مى دهيد بهتر است .

 

پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - هنگام وفات به سه چيز وصيت نمود: مشركان را از جزيرة العرب بيرون برانيد، ستونهاى مجاهدين را همانطور كه من روانه مى كردم ، شما هم روانه جهاد كنيد. ابن عباس گفت : سومى را فراموش كردم ))!

 

مؤ لّف :

موضوع سوم نيز چيزى جز اين نبوده كه پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - خواسته بود چيزى براى ايشان بنويسد تا از گمراهى مصون بمانند، ولى سياست ، محدّثين را ناگزير ساخته بود كه خود را به فراموشى بزنند! چنانكه شيخ ابو سليمان حاج داوود دادا، مفتى حنفيان در شهر صور، متذكر شده است .

 

حديث مزبور را مسلم نيز در آخر كتاب وصيّت صحيح خود ، و احمد حنبل از حديث ابن عبّاس در مسند، جلد اوّل ، صفحه 222 روايت نموده اند. ساير محدثين هم نقل كرده اند.

 

نيز مسلم در كتاب وصيت از سعيد بن جبير به طريق ديگرى از ابن عبّاس روايت مى كند كه گفت :((روز پنجشنبه ، چه روز پنجشنبه اى !)) سپس چندان گريست كه قطرات اشكهايش بر رخسارش جارى شد . آنگاه گفت : پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - فرمود: ((كتف گوسفند و دوات يا لوح و دوات براى من بياوريد، تا فرمانى برايتان بنويسم كه بعد از آن هرگز گمراه نشويد)).

اصحاب گفتند: پيغمبر هذيان مى گويد.

 (احمدحنبل نیز این حدیث را با همین الفاظ در جلد اول از مسند خود صفحه 355و برخی دیگر از محدثان اهل سنت در کتب سنن خویش روایت کرده اند ) .

هر كس پيرامون اين گستاخى بزرگ كه كتب معتبر و صحاح اهل سنّت نقل كرده اند، دقت نموده باشد، به خوبى مى داند كه نخستين كسى كه آن روز گفت : ((پيغمير هذيان مى گويد)) عمر خطّاب بود.

 

سپس دسته اى از حاضران نيز او را تأ ييد كردند.

 

قبلاً در حديث اول - روايت ابن عباس - گذشت كه گفت : كسانى كه در خانه بودند به گفتگو پرداختند و كارشان به نزاع كشيد؛ عده اى گفتند: نزديكتر شويد تا پيغمبر فرمانى برايتان بنويسد كه بعد از وى هرگز گمراه نگرديد، و دسته اى هم سخن عمر را تكرار كردند؛ يعنى گفتند: پيغمبر هذيان مى گويد!

در حديثى كه طبرانى در كتاب ((اوسط)) از عمر نقل كرده است (کنزل العمال جلد 3 صفحه 138) ، عمر گفت : ((وقتى پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - بيمار شد، فرمود: صحيفه و دواتى براى من بياوريد، تا فرمانى براى شما بنويسم كه بعد از آن ، هرگز گمراه نشويد، زنان از پشت پرده گفتند: نمى شنويد پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - چه مى گويد؟

عمر گفت : من گفتم : شما زنان ، همچون زنانى هستيد كه در برابر يوسف قرار داشتند. وقتى پيغمبر بيمار مى شود، چشمان خود را فشار مى دهيد، و هنگامى كه سالم باشد سوار گردنش مى شويد!! (گستاخی عمر به زنان پیامبر!) .

عمر گفت : در اين موقع پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - فرمود: ايشان را رها كنيد كه اينان بهتر از شما هستند.

علت اختلاف آرای مجتهدین و مذمت آنها   ( کلام امیرالمومنین علی علیه السلام )

به نام خدا

 

دوستان من سلام

 

دنباله بحث تفقه و اجتهاد در نظر شیعه و سنی، به بررسی یکی دیگر از نتایج زشت اجتهاد میپردازیم که وجود اختلاف بین آرای مجتهدین است.

اگر همه در برابر قرآن و روایات موافق با قرآن تسلیم باشند  در حالی که هم قرآن جامع و کامل است و هم بدون اختلاف؛

و فقط حکم خدا را تفقّه کنند و نه اینکه از پیش خود  به خدا حکمی را نسبت دهند آنهم به این خاطر که خود را مجتهد میدانند ، آنگاه از دین تعریف واحدی در دست مردم وجود می داشت.

و البته مسیر تفقّه باز است و صدای پیامبر خدا در گوش ها می پیچد که فرمود :

 

الأنعام : 153 وَ أَنَّ هذا صِراطي مُسْتَقيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ

 

آگاه باشید

این صراط مستقیم من است ،

پس از آن پيروى كنيد .

و از راهها پیروی نکنید که میان شما و راه خدا تفرقه ایجاد خواهد شد

اين همان چیزی است که خدا شما را به آن سفارش كرد، امید است که شما پرهيزكار شويد.

 

 

عده ای از شما سوال میپرسند که اگر ملاک دین تنها قرآن و روایات موافق با قرآن است پس چرا این همه اختلاف بین عالمان دینی وجود دارد در حالی که قرآن هم کامل است و جامع و هم بدون اختلاف ؟

جواب این سوال را میتوان از ابعاد مختلفی پردازش کرد اما به چند نکته اصلی اشاره میکنم و بعد روایتی زیبا از امیرمومنین علی علیه السلام را بیان میکنم تا همگان احساس کنند باید در برابر منطق استوار امیر شیعیان سر تعظیم فرود آورند.

 

 

نکته ) منظور از لفظ عالم همین علمای سوء و مراجع و مجتهدین فعلی است .

 

 

1) متاسفانه تنها ملاک برای اخذ دین در نزد بعض علماء که بهتر است بگویم اکثر علماء فعلی ، تنها قرآن و روایات نیست بلکه آنها عقل و اجماع را نیز منبع اخذ دین معرفی میکنند .

2) ملاک اثبات روایات در نزد بعض علماء بلکه بهتر است بگویم اکثر علماء ، وفاق و همخوانی آن روایت با قرآن نیست بلکه ملاکات مختلفی را با عقل خود ساخته و پرداخته اند و بدین گونه روایاتی را که خود میخواهند معتبر میکنند و آنها را که نمیخواهند از اعتبار ساقط میکنند؛ در نتیجه احکام صادره با هم مختلف میشود .

3) اکثر علماء خود قرآن را به تنهایی جامع بر تمامی موضوعات دینی نمیدانند بلکه معتقدند باید روایت در بین باشد تا دین کامل شود و گرنه عقل اجتهاد خواهد کرد. از این رو ملاکات دینی مختلف خواهد شد ( این اعتقادشان مخالف آیات زیادی همچون كهف : 54 وَ لَقَدْ صَرَّفْنا في هذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ ما در این قران هرچیزی را صرف و بیان کرده ایم )

 

بگذریم

نتیجه این بحث این خواهد بود که :

اگر دو عالم با هم در یک مسئله واحد دچار اختلاف شدند یا یکی از آندو باطل میگوید یا هر دویشان .

اما وظیفه ما این است که آیات محکم قرآن را به داوری برگزینیم تا سخن حق را از باطل تشخیص دهیم و به تکلیف شرعی خود عمل کنیم .

 

 

 

سر زنش اختلاف رأى عالمان در احكام اسلام و بیان منشاء آن :

 

 

امیر مومنین علی علیه السلام میفرمایند :

دعوايى نسبت به يكى از احكام نزد عالمى مى برند ، پس به رأى خود حكمى در آن مسئله صادر مى كند.

سپس همان دعوا را نزد عالم ديگرى مى برند كه او دقیقا برخلاف رأى و نظر عالم اوّل ، حكم مى دهد.

 

سپس همه عالمان نزد رييس خود كه آنان را به قضاوت منصوب كرده، جمع مى گردند.و او رأى همه را بر حق مى شمارد!!!!

 

در صورتى كه خدايشان يكى، پيغمبرشان يكى، و كتابشان يكى است.

 

 

آيا خداى سبحان، آنها را به اختلاف، امر فرمود، كه اطاعت كردند؟

يا آنها را از اختلاف پرهيز داد ولی آنها معصيت خدا نمودند؟

آيا خداى سبحان، دين ناقصى فرستاد و در تكميل آن دین از آنها طلب یاری كرده است؟

آيا آنها شركاء خدايند كه هر چه مى خواهند در احكام دين بگويند و خدا رضايت دهد؟

آيا خداى سبحان، دين كاملى فرستاد ولی پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در ابلاغ آن كوتاهى ورزيد؟

 

در حالى كه خداى سبحان مى فرمايد:

«ما در قرآن ( از بیان ) چيزى فروگذار نكرديم 38 انعام ».

و فرمود: «در قرآن بيان هر چيزى است 89 نحل ».

و ياد آور شديم كه:

بعض قرآن گواه و شاهد بعض ديگر است( 23 زمر ) و اختلافى در آن نيست.

پس خداى سبحان فرمود: «اگر قرآن از طرف غير خدا نازل مى شد اختلافات زيادى در آن مى يافتند 82 نساء »

همانا قرآن داراى ظاهرى زيبا و باطنى ژرف و  ناپيداست، مطالب شگفت آور آن تمام نمى شود، و اسرار نهفته آن پايان نمى پذيرد و تاريكى ها بدون قرآن بر طرف نخواهد شد.

 

 

منبع :

برگرفته و اصلاح شده از ترجمه نهج البلاغة-دشتى، ص: 65

 

ذم أهل الرأي فی دین الله

تَرِدُ عَلَى أَحَدِهِمُ الْقَضِيَّةُ فِي حُكْمٍ مِنَ الْأَحْكَامِ فَيَحْكُمُ فِيهَا بِرَأْيِهِ ثُمَّ تَرِدُ تِلْكَ الْقَضِيَّةُ بِعَيْنِهَا عَلَى غَيْرِهِ فَيَحْكُمُ فِيهَا بِخِلَافِ قَوْلِهِ ثُمَّ يَجْتَمِعُ الْقُضَاةُ بِذَلِكَ عِنْدَ الْإِمَامِ الَّذِي اسْتَقْضَاهُمْ فَيُصَوِّبُ آرَاءَهُمْ جَمِيعاً وَ إِلَهُهُمْ وَاحِدٌ وَ نَبِيُّهُمْ وَاحِدٌ وَ كِتَابُهُمْ وَاحِدٌ أَ فَأَمَرَهُمُ اللَّهُ [تَعَالَى سُبْحَانَهُ بِالاخْتِلَافِ فَأَطَاعُوهُ أَمْ نَهَاهُمْ عَنْهُ فَعَصَوْهُ أَمْ أَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ دِيناً نَاقِصاً فَاسْتَعَانَ بِهِمْ عَلَى إِتْمَامِهِ أَمْ كَانُوا شُرَكَاءَ لَهُ فَلَهُمْ أَنْ يَقُولُوا وَ عَلَيْهِ أَنْ يَرْضَى أَمْ أَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ دِيناً تَامّاً فَقَصَّرَ الرَّسُولُ ص عَنْ تَبْلِيغِهِ وَ أَدَائِهِ وَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ يَقُولُ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ وَ فِيهِ [تِبْيَانُ كُلِّ تِبْيَانٌ لِكُلِّ شَيْءٍ وَ ذَكَرَ أَنَّ الْكِتَابَ يُصَدِّقُ بَعْضُهُ بَعْضاً وَ أَنَّهُ لَا اخْتِلَافَ فِيهِ فَقَالَ سُبْحَانَهُ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً وَ إِنَّ الْقُرْآنَ ظَاهِرُهُ أَنِيقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِيقٌ لَا تَفْنَى عَجَائِبُهُ وَ لَا تَنْقَضِي غَرَائِبُهُ وَ لَا تُكْشَفُ الظُّلُمَاتُ إِلَّا بِه

- نهج البلاغة، ص: 61

 

ای قوم من استغفار کنید  تا خداوند باران رحمتش را بر شما نازل کند (52 هود)

به نام خدا

هر گاه سخن از توبه و استغفار به میان می آید  ذهن ها به سمت واژه هایی چون (  الهی  العفو  ) یا (استغفر الله ربی و اتوب الیه )  منصرف میشود .

و در روایات گفتن ذکر های فوق  سبب شکسته شدن امید شیطان دانسته شده است چرا که کسی که با زبان استغفار کند به اصلاح رفتار زشت خود  بسیار  نزدیک تر میباشد .

البته شرط اصلاح رفتار آگاهی از وظایفی است که خدا  در قرآن و روایات موافق با آن از ما خواسته است .

 

در هر حال

یادمان باشد که امام رضا علیه السلام فرمودند :

کسی که با زبان از گناهی توبه میکند که در دل به آن میل دارد خدا را به مسخره گرفته است .

 

 

آل‏عمران : 135   وَ الَّذينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ

متقین کسانی  هستند كه هر گاه كار ناشايسته از ايشان سر زند يا ظلمى به نفس خويش كنند

خدا را به ياد آورند

و از گناه خود به درگاه خدا توبه و استغفار كنند

 (و البته ) کیست  كه گناهان را ببخشد مگر خدا ،

 و متقین آنهایی هستند كه ( دیگر پس از توبه  )  اصرار در كار زشت نكنند چون به زشتى معصيت آگاهند

 

 

هود : 52   وَ يا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى‏ قُوَّتِكُمْ وَ لا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمينَ
و اى قوم من، از پروردگارتان آمرزش بخواهيد، آن گاه بر آستان او توبه كنيد تا باران را پى در پى بر شما فروريزد و بر نيرويتان بيفزايد. و مانند  گناهكاران رو  بر متابيد. (52)

المائدة : 39   فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ
 پس هر كس  كه بعد از ستم كردنش  ( به خود ) توبه  كند وآنرا  اصلاح نمايد، خدا توبه او را مى‏پذيرد كه خدا  غفور و رحيم است.

النحل : 119   ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذينَ عَمِلُوا السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ أَصْلَحُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحيمٌ
آن گاه پروردگارتو  نسبت به كسانى كه از روى نادانى و جهالت  زشتى و بدى كرده اند  سپس توبه نموده اند و  آن را  اصلاح نمودند پروردگار  تو بعد از آن  غفور و رحيم است (119).

تفقّه یا اجتهاد ، تشیّع یا تسنّن ؟ ( اساسی ترین تفاوت شیعه و سنی )

به نام خدا

 


یکی از فرق های اساسی دو مذهب تشیّع و تسنّن که هر کدام آن دو خود را مسلمان به قرآن میدانند ، به تعریفشان از دو واژه تفقه و اجتهاد بر میگردد.

 

البته باید تذکر داد که حق ثابت و واحد است و هرگز هر دو تعریفی که مخالف هم هستند حق نخواهند بود.

 

اکنون قضاوت با قرآن است که تعریف دقیق ودرست را به ما نشان دهد ( ِ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ 57 و أَلا لَهُ الْحُكْمُ 62 انعام )

 

در این بحث به یاری خداوند ابتدا به بیان تعریف تفقه از دیدگاه شیعه و تعریف اجتهاد از دیدگاه اهل تسنن خواهیم پرداخت ،آنگاه هرکدام از این دو دیدگاه را به قرآن عرضه خواهیم نمود. چرا که قطعا تنها سخنی حق است که موافق با قرآن باشد و سخنی که مخالف قران باشد باطل است.

 

قبل از شروع بحث از اعتقادات کسانی که علاقه داشتند ازگروه تشیع باشند و حال آنکه معتقد بودند برای نزدیکی به اهل سنت باید با الفاظ بازی کرد و واژه اجتهاد را بر تعریف تفقه تطبیق دادند تا دل اهل سنت را به دست آورند، اعلام برائت و دوری میکنیم.

و معتقدیم هر لفظی باید در معنای خود به کار رود حتی اگر اصطلاح شده باشد. ومعتقدیم ایجاد دوستی با تغییر تعاریف به دست نمی آید بلکه تنها راه رسیدن به دوستی پافشاری بر تعاریف اصولی ای است که خداوند در قران بیان کرده است.

 

 

تفقه یعنی :   کاری که یک شخص برای فهم دقیق و عمیق حکم خداوند انجام میدهد تا حکم خدا را از منبع آن یعنی قرآن که به طور کامل احکام مورد نیاز بشریت را بیان نموده است استخراج کند. (3مائده و89 نحل و 38 انعام)

 

بر اساس تعریف فوق ، عقل تنها یک وظیفه دارد و آن یافتن حکم است و نه ساختن آن . طبق این تعریف عقل فقط یک ابزار است که به انسان کمک میکند در راستای بندگی و عمل به حکم خدا ، حکم خدا را خوب بفهمد تا بتواند خوب عمل کند.

بعلاوه تعریف تفقه ، کامل بودن منبع دین را نیز در بر میگیرد .

 

به طور خلاصه اصل تفقه به صورت ضمنی این دو نکته مهم را در بر دارد:

 

1) ابزاریت عقل (حکم یابی شان عقل است و نه حکم سازی)

2)کامل بودن متن دین یعنی وحی الهیِ قرآن

 

در روایتی از امام کاظم علیه السلام بیان شده است که یکی از یارانشان به ایشان چنین گفت که ما در دین تفقه کرده ایم و روایات را دیده ایم اما گاهی اوقات شخصی از ما سوالی میپرسد که برای آن دلیلی نزد ما نیست اما موضوعی هست که شبیه به آن است و حکمش را میدانیم .آیا بر اساس آن فتوا بدهیم ؟

حضرت فرمودند : شما را چه به قیاس ؟ هلاک شده است هر کس گرفتار قیاس شده است .

میگوید از حضرت پرسیدم آیا رسول خدا آنچه ما را کفایت کند آورده است ؟
حضرت فرمودند:

رسول خدا صلی الله علیه وآله همه چیز هایی که مردم زمانشان را بینیاز کند و بعدی ها را کفایت کند بیان نموده اند .

پرسیدم چیزی از آن نابود شده است ؟

حضرت فرمودند: خیر تمام آن نزد اهلش میباشد.

 

- مستدرك الوسائل 17 258

( کلیک بفرمائید :  تمام موضوعات مورد نیاز در قرآن هست  )

 

 

در پایان روایتی را از خلیفه اول نقل میکنم که منشاء همه این گرفتاری ها به او برمیگردد . اگر او با این که میدانست نمیداند ، در جایگاهی قرار نمیگرفت که باید بداند ، آنگاه مردم به اهلش رجوع میکردند و شما می دیدید که هیچ کسی گرفتار اجتهاد نمیشد چرا که حکم هر مسئله ای آشکارا بیان شده بود.

 

 

 

 

تعریف اجتهاد از دیدگاه اهل تسنن:

 

اجتهاد تلاشیست عقلی ، که منجر میشود  یک حکم از موضوعش به موضوعی دیگر که حکمی برای آن وجود ندارد  سرایت کند منتها به واسطه شباهتی که عقل بین آن دو موضوع درک میکند.

 

در حقیقت سرایت دادن حکم یک جزئی به یک جزئی دیگر به واسطه شباهتی که بین این دو جزئی وجود دارد. و به خاطر این که برای جزئی دوم حکمی بیان نشده است.

 

در پایان متن نمونه ای از اجتهادات اهل سنت را که منجر به صدور اصل جواز اجتهاد شده است ، برایتان بیان کرده ایم .

 

 

نکات زیر به صورت خلاصه از تعریف فوق فهمیده میشود:

 

1) عقل به گفته آنان منبع صدور حکم است ( چرا که یافتن این وجوه شباهت بر عهده عقل خواهد بود)

2) از دید آنان قرآن به تمام احکام مورد نیاز اشاره نکرده و کامل نیست.

 

 

 

نقد تعریف اجتهاد:

اولا در وحی الهی به صورت کامل حکم تمام مسائل مورد نیاز بشریت برای رسیدن به سعادت بیان شده است و به شهادت خداوند دین کامل شده و حتی خداوند از این اکمال دین نیز اعلام رضایت مینماید:

 

المائدة : 3 الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً

امروز من دین را برای شما کامل کردم و نعمتم را برای شما تمام نمودم و به اسلام به عنوان دین راضی شدم .

 

النحل : 89 وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمينَ

و اين كتاب ( قرآن ) را كه بيانگر همه چيز و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتى است بر تو نازل كرديم.

 

الأنعام : 38 ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ

. ما در اين كتاب (قرآن) از [توضيح] چيزى فروگذار نكردهايم، آنگاه [همه] به سوى پروردگارشان محشور مىگردند.

 

گذشته از کامل بودن وحی و بینیازی ما از هر منبع دیگری برای اخذ حکم ، باز هم بیان میکنیم عقل صلاحیت منبع بودن را ندارد

و سوال این است :

عقلی که حتی بر تمام اسباب و علل و عوامل مادی احاطه ندارد و هر حکمی که بدهد و هر شباهتی که درک کند ، حکمی ظنی و شایدی خواهد بود ، چگونه چنین عقلی منبع مناسبی برای صدور حکم خدا خواهد بود؟

چگونه آیات حرمت عمل به ظنیات را توجیه میکنید و حال آنکه به شهادت خداوند ظن و گمان حتی ذره ای شما را از حق بینیاز نمیکند ؟

يونس : 36 إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْني مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ بِما يَفْعَلُونَ

ظن و گمان به هيچ وجه [آدمى را] از حقيقت بىنياز نمىگرداند. همانا خدا به آنچه مىكنند داناست.


چگونه آیاتی که از نسبت دادن حکم دروغین به خدا نهی کرده و فرموده است با گردش زبان در کام به خدا حلال و حرام نبندید. چگونه چنین آیاتی را توجیه میکنید ؟

 

النحل : 116 وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ

و در باره آنچه زبانتان به دروغ و بىسند توصيف مىكند، نگوييد اين حلال است و آن حرام، تا بر خدا دروغ بسته باشيد. زيرا كسانى كه بر خدا دروغ مىبندند رستگار نمىشوند.

 

و حال آن که همه باید فقط تسلیم آیات قرآن باشند و حق ندارند آیات آن را بر اساس خواهش های خود تفسیر و توجیه کنند.

 

 

نکته : اهل سنت برای اعتبار بخشی به اجتهاد، چه خودشان آن را انجام بدهند و چه بخواهند رفتار اجتهادی بعضی از صحابه همچون خلفاء ثلاثه و اجتهادات بعضی از علمائشان ( همچون شافعی ومالک وو) که هرگز نه رسول خدا را دیده بودند و نه به دلیل بعد زمانی حشری با اصحاب داشتند را ؛ توجیه کنند به بعضی از روایاتی که به رسول خدا صلی الله علیه وآله اسناد داده شده است، چنگ میزنند تا دلیلی برای اجتهاد و تعریفش اقامه کنند.

از تعریف کیفیت عدالت برای اثبات عدالت رجال روایت کننده این روایات که بگذریم و از احتمال جعل اصل سند هم که بگذریم و اگر همه اینها را هم نادیده بگیریم ، از مخالفت این روایات با آیات محکم قرآن که اشاره شد نمیتوان گذشت.

 

به عنوان مثال:

نقل میکنند که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وقتی سعدبن معاذ را به سمت یمن فرستاد از او پرسید:

هر گاه مسئله ای برای تو پیش آید در باره آن چگونه حکم میکنی؟
معاذ گفت: بر اساس کتاب خدا حکم میکنم .

پیامبر فرمود: اگر در کتاب خدا حکم آن را نیافتی چه میکنی؟

معاذ گفت : طبق سنت رسول خدا عمل میکنم

پیامبر فرمود : اگر در کتاب خدا و سنت رسولش چیزی نیافتی چه میکنی؟

معاذ گفت: به رای خود اجتهاد میکنم

گفته شده است که پیامبر صلی الله علیه وآله رفتار او را تایید کردند.

 

مخالفت این روایت با متن قران کاملا آشکار است چرا که اولا وحی خدا کامل میباشد و عدم علم ما به تمام وحی مجوز ، سخن گفتن در آن مسئله نخواهد شد چرا که خداوند از گفتن چیزی که به آن علم نداریم ما را نهی میکند

( البقرة : 168 وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ البقرة : 169 إِنَّما يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشاءِ وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ شیطان شما را به بدى و زشتى فرمان مىدهد و فرمان میدهد که به خدا چیزی را نسبت دهید که به آن علم ندارید )

گذشته از این ، سخن ما جایگزین سخن و حکم خدا نخواهد شد و برداشت عقلی ما را حکم خدا دانستن ، نوعی افترا و دروغ بستن به خداست که حرمتش بیان شد(116نحل) .

و به هیچ عنوان الزامی برای عمل به چنین حکمی وجود نخواهد داشت .

 

از طرفی گفتار رسول خدا صلی الله علیه و آله که به صریح قرآن باید مورد اطاعت قرار گیرد ، تماما وحیی است که بر او نازل شده است و به هیچ عنوان نمیتوان کلام و سخن کسی که به شهادت خداوند تمام گفتارش وحی الهی است را با کلام انسانهای معمولی مقایسه کرد.

( البته باید صحت اسناد یک روایت به رسول خدا صلی الله علیه و آله ، به وسیله عرضه به قرآن و اثبات موافقت آن کلام با قرآن اثبات شود اما به طور کلی پیروی از سخنان پیامبر دستور صریح قرآن است -النساء : 80 مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ )

 

النجم : 3 وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى

و پیامبر ، سخن از روى هواى نفس نمىگويد.

النجم : 4 إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى

سخنان او چیزی نیست مگر وحیی که به او شده است

 

 

عده ای از جاهلان که حکم رسول خدا را اجتهاد شخص او میدانند ، خودشان را با شخص پیامبر مقایسه میکنند و از این مقایسه جزء با جزء (منظور از جزء ، جزء در اصطلاح منطق است) به این نتیجه میرسند که اجتهاد برای آنان نیز جایز است!

و حال آنکه خداوند در مورد رسولش شهادت میدهد تمام سخنان او بر اساس وحی است

ولی آنها اقلا ( با اغماض از رفتارشان نمیگوییم قطعا از هوای نفسشان پیروی کردند ) ولی امکان این وجود دارد که از هوای نفسشان هم پیروی کنند .

واین دو جزئی اساسا با هم متفاوتند.

 

حکم به جواز اجتهاد بر اساس مقایسه مجتهد با شخص رسول خدا صلی الله علیه وآله ، مثالی بود برای تعریف اجتهاد که قول بیانش را داده بودیم.

 

 

اهل سنت در کتابهاشان نقل میکنند که ابوبکر اگر در مسئله ای حکمش را در کتاب خدا نمی دانست از مردم سوال میکرد : آیا کسی در بین شما هست که روایتی در این زمینه از پیامبر شنیده باشد؟

اگر جوابی نمیشنید به رای خود اجتهاد میکرد.

 

اگرچه اصل انحراف خلافت از مسیر وحی ، خود نوعی اجتهاد بود آنهم اجتهادی در مقابل نص .

 

 

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم.




علمای سوء در آخرالزمان  مذهبشان همان مذهب علمای عمریه است همانطور که امام حسن عسکری علیه السلام در روایت  مشهور خود فرمودند:  

التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام / 300 / [سورة البقرة(2): الآيات 78 الى 79] .....  ص : 298
وَ ذَلِكَ لَا يَكُونُ إِلَّا [فِي‏] بَعْضِ فُقَهَاءِ الشِّيعَةِ لَا جَمِيعِهِمْ، فَإِنَّ مَنْ رَكِبَ مِنَ الْقَبَائِحِ وَ الْفَوَاحِشِ- مَرَاكِبَ‏ فَسَقَةِ فُقَهَاءِ الْعَامَّةِ فَلَا تَقْبَلُوا مِنْهُمْ عَنَّا شَيْئاً، وَ لَا كَرَامَةَ لَهُمْ، وَ إِنَّمَا كَثُرَ التَّخْلِيطُ- فِيمَا يَتَحَمَّلُ عَنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ لِذَلِكَ، لِأَنَّ الْفَسَقَةَ يَتَحَمَّلُونَ عَنَّا، فَهُمْ يُحَرِّفُونَهُ بِأَسْرِهِ لِجَهْلِهِمْ، وَ يَضَعُونَ الْأَشْيَاءَ عَلَى غَيْرِ [مَوَاضِعِهَا وَ] وُجُوهِهَا- لِقِلَّةِ مَعْرِفَتِهِمْ وَ آخَرِينَ يَتَعَمَّدُونَ الْكَذِبَ عَلَيْنَا- لِيَجُرُّوا مِنْ عَرَضِ الدُّنْيَا- مَا هُوَ زَادُهُمْ إِلَى نَارِ جَهَنَّمَ.

 

 

از خدا به خدا فرار کنید من برای شما از او بیم دهنده ای آشکارم ( آیه 50 ذاریات )

 

 

الذاريات : 50   فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذيرٌ مُبينٌ


 

امام سجاد علیه السلام :

ای کسیکه پناهگاه و نجات دهنده ای از خدا وجود ندارد مگر به سمت او !

 

 

اکنون که چه بخواهی و چه نخواهی بازگشتت به سمت خداست

پس با اراده خود  به سمت او در حرکت باش .

 

اخبار بیست و سی : ایرانیان عزیز سلمان باشید و محمدی ( صلی الله علیه وآله )

پیامبر اکرم صلی الله علیه واله میفرمایند هرکس ذره ای تعصب در دل داشته باشد خدا او را با اعراب جاهلیت محشور خواهد کرد ( چرا که هر دو بر امور بی ارزش تعصب میورزند )

ایرانیان عزیز سلمان باشید و محمدی!

 

اول های آخر و آخر های اول

اجماع بر خلافت زمانی صحیح است که موافق قرآن باشد

به نام خدا


پاسخ امام هادی علیه السلام به اهل اهواز در جواب مسئله جبرو تفویض.

تمام امت بدون اینکه هیچ اختلافی  بین آنها وجود داشته باشد بر این مسئله اتفاق نظر دارند که قرآن حقی است که هیچ شکی در آن نیست .

تمام فرق اسلامی این را میگویند و آنها اگر در مطلبی همه با هم اتفاق نظر داشته باشند ، قطعا  به راه درست میروند و هدایت شده بر تصدیق  آنچیزی هستند که خدا نازل کرده است .

چرا که رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند : 

امت  من در چیزی که سبب گمراهی شود با هم اتفاق نظر  پیدا نخواهند کرد. (قاعده لطف= بر حکیم قبیح است اختلاف مردم بر باطل را نشکند ) 

 تا اینکه پیامبر فرمودند : هر چیزی را که امت بر آن با هم اتفاق نظر داشتند و عده ای از آنها با  عده ای دیگر مخالفت نکنند آن چیز قطعا  حق است . این است معنای حدیث پیامبر نه آنچیزی که جهّال برداشت میکنند ونه آنچیزی که دشمنان میگویند : یعنی اتفاق نظرهایی که سبب باطل شدن حکم قرآن میشود واین کار را آنها انجام میدهند تا  اینکه از روایات آمیخته به باطل و روایات باطل و از هوای نفسی که به هلاکت می کشاند و با نص صریح قرآن مخالف است و با ثابت شده به وسیله آیات واضح و روشن مخالف است پیروی کنند .  

 وما از خدا می خواهیم که مارا موافق با حق قرار دهد و به سوی کمال  هدایت کند . 

تا اینکه حضرت فرمودند : 

زمانی که قرآن به  صحت و حقانیت  خبری شهادت داد  آنگاه اگر عده ای از امت ، آن خبر موافق با قرآن را انکار کنند و ادعا کنند که خبر موافق با قرآن  با خبری که مورد  قبول همه مسلمین است مخالفت دارد در آن هنکام با این کارشان و با انکار روایت ثابت شده با قرآن  که سبب کنار زدن خود قرآن میشود ، آنها از دسته کفار و گمراهان خواهند بود . وصحیح ترین خبر ، خبری است که حقانیتش با قرآن ثابت شود مثل خبری که همه برآن اتفاق نظر دارند که رسول  خدا فرمودند : 

من در بین شما دو جانشین بجا میگذارم  یکی کتاب خدا و دیگری عترت من ، تا زمانی که به هر دو  چنگ زده اید بعد از من گمراه نخواهید شد والبته این دو از هم جدا نمیشوند تا روز قیامت  که در کنار حوض بر من وارد شوند .

 عبارت دیگری از این  حدیث که بین  همه مورد قبول و اتفاق نظر است این عبارت است که :

من در بین شما  دو شیء سنگین و ارزشمند  را ترک میکنم . یکی قرآن و دیگری عترتم و اهل بیتم .واین دو از هم جدا نمیشوند تا اینکه  در کنار حوض بر من وارد شوند .اگر آنها را با هم گرفتید گمراه نخواهید شد . 

حضرت در ادامه می فرمایند : 

وقتی که ما شواهد این روایت را در نص شریف قرآن پیدا کردیم مثلا آنجا که میفرماید :  

 سرپرست و ولىّ شما، تنها خدا و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‏اند  میباشند همانهایی که نماز را برپا مى‏دارند، و در حال رکوع، زکات مى‏دهند. مائده 55 . 

سپس روایات تمام علماء اتفاق دارند که  این آیه در شان امیر مومنین علی علیه السلام نازل  شده است که امیر مومنین بود که انگشترش را صدقه داد در حالی که رکوع کرده بود و در آن حال  خداوند از این کار او شکر کرد  و آن  آیه را در شان او نازل  کرد .و ما در جای دیگر میبینیم که رسول خدا صلی الله علیه و آله ، علی علیه السلام را از بین اصحابش جدا کرد با این لفظ که فرمود :  هر کس من مولای اویم  علی نیز مولای اوست خدایا دوستش را دوست بدار و با دشمنش  دشمن باش .

و در جای دیگری حضرت رسول  میفرمایند : 

علی است که دِین من را به جا می آورد  و ووعده مرا  حتمی میکند او جانشین من بر شما بعد از من است

وجای دیگر میفرمایند : 

آنهم  در زمانی که علی را در مدینه به جای خودشان قرار دادند و علی عرضه کرد ای رسول خدا آیا مرا  بر زنان و کودکان  سرپرست قرار میدهید ؟  

میفرمایند : آیا راضی نمیشوی که تو برای من  مانند هارون برای موسی باشی؟

مگر اینکه بعد از من پیامبری وجود نخواهد داشت .

پس ما از تمام این قرائن میفهمیم  که قرآن  شهادت داده است که این روایات  صحیح است و این شواهد روایی حقیقت دارد .

پس بر تمام امت  لازم و واجب است به این مسئله اقرار کنند چرا  که این روایات موافق با قرآن است و خود قرآن نیز با این روایات موافق است . پس وقتی ما این  روایات را موافق با کتاب خدا یافتیم و کتاب خدا را  موافق با  آنها و دلیل بر آنها دیدیم  اقتدا و پیروی از این روایات بر ما  فرض و وواجب میشود و از این امر واجب تعدی نمیکنند مگر کسانی که اهل  لجاجت و عناد   و فساد هستند .

حضرت در ادامه میفرمایند : البته مراد ما وقصد ما صحبت در پیرامون جبرو تفویض و شرح این دو بود و این مقدمه ای بود برای اینکه بگوییم اتفاق بر کتاب خدا و خبری که موافق با  قرآن است  یک دلیل  محکم است بر آنچه که می خواهیم بیان کنیم به حول و قوه الهی

 

پستهای مربوط با این موضوع :

۱) راه درمان جعل و دسیسه در روایات وفاق با قرآن است

۲)رسوایی عمر و ابوبکر در روایات مخالف قرآن

۳) قرآن ملاکی برای شناخت حق از باطل

 

ج، [الإحتجاج‏] وَ مِمَّا أَجَابَ بِهِ أَبُو الْحَسَنِ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَسْکَرِیُّ ع فِی رِسَالَتِهِ إِلَى أَهْلِ الْأَهْوَازِ حِینَ سَأَلُوهُ عَنِ الْجَبْرِ وَ التَّفْوِیضِ  

أَنْ قَالَ اجْتَمَعَتِ الْأُمَّةُ قَاطِبَةً لَا اخْتِلَافَ بَیْنَهُمْ فِی ذَلِکَ أَنَّ الْقُرْآنَ حَقٌّ لَا رَیْبَ فِیهِ عِنْدَ جَمِیعِ فِرَقِهَا فَهُمْ فِی حَالَةِ الِاجْتِمَاعِ عَلَیْهِ مُصِیبُونَ وَ عَلَى تَصْدِیقِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مُهْتَدُونَ لِقَوْلِ النَّبِیِّ ص لَا تَجْتَمِعُ أُمَّتِی عَلَى ضَلَالَةٍ فَأَخْبَرَ ص أَنَّ مَا اجْتَمَعَتْ عَلَیْهِ الْأُمَّةُ وَ لَمْ یُخَالِفْ بَعْضُهَا بَعْضاً هُوَ الْحَقُّ فَهَذَا مَعْنَى الْحَدِیثِ لَا مَا تَأَوَّلَهُ الْجَاهِلُونَ وَ لَا مَا قَالَهُ الْمُعَانِدُونَ مِنْ إِبْطَالِ حُکْمِ الْکِتَابِ وَ اتِّبَاعِ حُکْمِ الْأَحَادِیثِ الْمُزَوَّرَةِ وَ الرِّوَایَاتِ الْمُزَخْرَفَةِ وَ اتِّبَاعِ‏ الْأَهْوَاءِ الْمُرْدِیَةِ الْمُهْلِکَةِ الَّتِی تُخَالِفُ نَصَّ الْکِتَابِ وَ تَحْقِیقَ الْآیَاتِ الْوَاضِحَاتِ النَّیِّرَاتِ وَ نَحْنُ نَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ یُوَفِّقَنَا لِلثَّوَابِ وَ یَهْدِیَنَا إِلَى الرَّشَادِ ثُمَّ قَالَ ع فَإِذَا شَهِدَ الْکِتَابُ بِتَصْدِیقِ خَبَرٍ وَ تَحْقِیقِهِ فَأَنْکَرَتْهُ طَائِفَةٌ مِنَ الْأُمَّةِ وَ عَارَضَتْهُ بِحَدِیثٍ مِنْ هَذِهِ الْأَحَادِیثِ الْمُزَوَّرَةِ صَارَتْ بِإِنْکَارِهَا وَ دَفْعِهَا الْکِتَابَ کُفَّاراً ضُلَّالًا وَ أَصَحُّ خَبَرٍ مَا عُرِفَ تَحْقِیقُهُ مِنَ الْکِتَابِ مِثْلُ الْخَبَرِ الْمُجْمَعِ عَلَیْهِ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص حَیْثُ قَالَ إِنِّی مُسْتَخْلِفٌ فِیکُمْ خَلِیفَتَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ وَ اللَّفْظَةُ الْأُخْرَى عَنْهُ فِی هَذَا الْمَعْنَى بِعَیْنِهِ قَوْلُهُ ص إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَمْ تَضِلُّوا فَلَمَّا وَجَدْنَا شَوَاهِدَ هَذَا الْحَدِیثِ نَصّاً فِی کِتَابِ اللَّهِ مِثْلَ قَوْلِهِ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ ثُمَّ اتَّفَقَتْ رِوَایَاتُ الْعُلَمَاءِ فِی ذَلِکَ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع أَنَّهُ تَصَدَّقَ بِخَاتَمِهِ وَ هُوَ رَاکِعٌ فَشَکَرَ اللَّهُ ذَلِکَ لَهُ وَ أَنْزَلَ الْآیَةَ فِیهِ ثُمَّ وَجَدْنَا رَسُولَ اللَّهِ ص قَدْ أَبَانَهُ مِنْ أَصْحَابِهِ بِهَذِهِ اللَّفْظَةِ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ قَوْلِهِ ص عَلِیٌّ یَقْضِی دَیْنِی وَ یُنْجِزُ مَوْعِدِی وَ هُوَ خَلِیفَتِی عَلَیْکُمْ بَعْدِی وَ قَوْلِهِ ص حَیْثُ اسْتَخْلَفَهُ عَلَى الْمَدِینَةِ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَ تُخْلِفُنِی عَلَى النِّسَاءِ وَ الصِّبْیَانِ فَقَالَ أَ مَا تَرْضَى أَنْ تَکُونَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِیَّ بَعْدِی فَعَلِمْنَا أَنَّ الْکِتَابَ شَهِدَ بِتَصْدِیقِ هَذِهِ الْأَخْبَارِ وَ تَحْقِیقِ هَذِهِ الشَّوَاهِدِ فَیَلْزَمُ الْأُمَّةَ الْإِقْرَارُ بِهَا إِذْ کَانَتْ هَذِهِ الْأَخْبَارُ وَافَقَتِ الْقُرْآنَ وَ وَافَقَ الْقُرْآنُ هَذِهِ الْأَخْبَارَ فَلَمَّا وَجَدْنَا ذَلِکَ مُوَافِقاً لِکِتَابِ اللَّهِ وَ وَجَدْنَا کِتَابَ اللَّهِ مُوَافِقاً لِهَذِهِ الْأَخْبَارِ وَ عَلَیْهَا دَلِیلًا کَانَ الِاقْتِدَاءُ بِهَذِهِ الْأَخْبَارِ فَرْضاً لَا یَتَعَدَّاهُ إِلَّا أَهْلُ الْعِنَادِ وَ الْفَسَادِ ثُمَّ قَالَ ع وَ مُرَادُنَا وَ قَصْدُنَا الْکَلَامُ فِی الْجَبْرِ وَ التَّفْوِیضِ وَ شَرْحِهِمَا وَ بَیَانِهِمَا وَ إِنَّمَا قَدَّمْنَا مَا قَدَّمْنَا لِکَوْنِ اتِّفَاقِ الْکِتَابِ وَ الْخَبَرِ إِذَا اتَّفَقَا دَلِیلًا لِمَا أَرَدْنَاهُ وَ قُوَّةً لِمَا نَحْنُ مُبَیِّنُوهُ مِنْ ذَلِکَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ الْخَبَرُ طَوِیلٌ‏نَذْکُرُهُ بِتَمَامِهِ فِی بَابِ الْجَبْرِ وَ التَّفْوِیضِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى

                         بحارالأنوار ج : 2 ص : 226

 

روحی فداک و فدا ابیک یابن الحسن .

۹/11/1387

دعوت خدا به تدبر در قرآن

به نام خدا

 

عجیب است!

 

 النساء : 82   أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً

آيا در قرآن تدبر نمى‏كنند؟ اگر از جانب غير خدا بود قطعا در آن اختلاف فراوان مى‏يافتند.

 

عجب سوال عجیبی!

معلوم است که تدبر نمیکنند .

اصلا نمیتوانند تدبر کنند.

در توانشان نیست !

 

 محمد : 24   أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها

آيا در قرآن تدبر نمى‏كنند يا بر دل‏ها [يشان‏] قفل‏هاى [عناد] است؟

 

خدایا هزار بار هم که بپرسی جواب من تغییر نمیکند

تدبر نمیکنند .

اما !

خدایا حق با توست

نمیخواهند تدبر کنند

مهر عناد و لجاجت بر قلب هایشان خورده .

 

میتوانند تدبر کنند

اقلا چون تو از آنها خواسته ای که این کار  را بکنند

و تو حکیمی

و حکیم کار نشدنی نمیخواهد .

تو حکیمی و میخواهی به وسیله قرآن ما را هدایت کنی .

محال است هم بخواهی ما را هدایت کنی و هم قرآنی  بفرستی که ما نتوانیم آنرا بفهمیم .

عجیب تر ، ما را بر ترک چیزی که نمیتوانیم بفهمیم  عذاب کنی و وعده عذاب بدهی!

 

 

مشکل از ماست که نمی شنویم تا بخواهیم تدبر بکنیم والا ...

اصلا خاصیت این کتاب ، حرکت دادن فکر آدمیست!

 

ص : 29   كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ

 قرآن  كتابیست مبارك كه آن را به سوى تو نازل كرديم

 تا مردم  در آيات آن تدبر و تفکر کنند و خردمندان پند گيرند.

 

اما فقط کسانی پند می گیرند  که اولا آنرا بشنوند  در ثانی خردمند باشند !

 

الأنعام : 36   إِنَّما يَسْتَجيبُ الَّذينَ يَسْمَعُونَ وَ الْمَوْتى‏ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ

تنها كسانى اجابت مى‏كنند كه گوش شنوا دارند، و مردگان را خداوند [در قيامت‏] بر مى‏انگيزد و سپس به سوى او بازگردانده مى‏شوند.

 

 1 ) امیر مومنین علی علیه السلام هم اشتباه نکردندکه فرمودند :

زمانی که فتنه ها  شما را  چون شب تیره و ظلمانی فرا گرفت بر شما باد به پناه بردن به قرآن .

 

2)  آنرا بخوانید و آیاتش را بفهمید و در آیات محکم آن دقت کنید و از آیات متشابه آن دوری کنید .( موافق با آیه 7 آلعمران)  .

 

3) شخصیت گرا نباشید  بلکه حقیقت گرا باشید .

 حق را بشناسید  تا اهلش برای شما آشنا شوند .

 

خدا اشتباه نکرده است و با این حال فرموده :

 در هر جایی که اختلاف کردید  آن را به خدا رد کنید .

 

و آنگاه قرآن را ملاک رفع اختلاف معرفی میکند .

فرضا  که قرآن را نمیفهمیم  !

اما آیا بعد از تبیین اهلبیت ع هم  نمیتوانیم آنرا  بفهمیم ؟

 

 

النساء : 59   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! خدا را اطاعت كنيد و از پيامبر و صاحبان امرتان  فرمان ببريد.

پس هرگاه در چيزى اختلاف كرديد آن را به خدا و پيامبر ارجاع دهيد اگر به خدا و روز واپسين ايمان داريد، كه اين بهتر و نيكو فرجام‏تر است.

النحل : 64   وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فيهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ

64 و ما اين كتاب را بر تو نازل نكرديم مگر براى اين كه  آنچه را در آن اختلاف دارند برايشان  بيان كنى و هدايت و رحمتى باشد براى مردمى كه ايمان مى‏آورند.

 

تدبر کنید که فکر حیات قلب انسان عاقل است

امام حسن عسکری علیه السلام .

 ------

 1)  الكافي     2     598    كتاب فضل القرآن .....  ص : 596

فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَيْكُمُ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآن‏

 2)  وسائل‏الشيعة     27     193    13- باب عدم جواز استنباط الأحكام ال

عن امیر المومنین علی علیه السلام :ِ مَعَاشِرَ النَّاسِ تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ وَ افْهَمُوا آيَاتِهِ وَ انْظُرُوا فِي مُحْكَمَاتِهِ وَ لَا تَتَّبِعُوا مُتَشَابِهَهُ فَوَ اللَّه‏

 3)  بحارالأنوار     40     125    باب 92- ما جرى من مناقبه و مناقب ال

 يف، [الطرائف‏] ذَكَرَ الْغَزَّالِيُّ فِي كِتَابِ الْمُنْقِذِ مِنَ الضَّلَالِ مَا هَذَا لَفْظُهُ وَ الْعَاقِلُ يَقْتَدِي بِسَيِّدِ الْعُقَلَاءِ عَلِيٍّ ع حَيْثُ قَالَ لَا يُعْرَفُ الْحَقُّ بِالرِّجَالِ اعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَه‏

 و  وسائل‏الشيعة     27     135    10- باب عدم جواز تقليد غير المعصوم

عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي حَدِيثٍ أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ اخْتِلَافِ الشِّيعَةِ فَقَالَ إِنَّ دِينَ اللَّهِ لَا يُعْرَفُ بِالرِّجَالِ بَلْ بِآيَةِ الْحَقِّ فَاعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَهُ إِنَّ الْحَقَّ أَحْسَنُ الْحَدِيثِ وَ الصَّادِعَ بِهِ مُجَاهِدٌ وَ بِالْحَقِّ أُخْبِرُكَ فَأَرِعْنِي سَمْعَكَ وَ ذَكَرَ كَلَاماً طَوِيلًا حَاصِلُهُ الْأَمْرُ بِالرُّجُوعِ إِلَيْهِمْ ع فِي الْأَحْكَامِ وَ تَفْسِيرِ الْقُرْآنِ وَ غَيْرِ ذَلِكَ

 

هدیه :

 بحارالأنوار     57     217    باب 36- الممدوح من البلدان و المذمو

44-  وَ رُوِيَ مَرْفُوعاً إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ الْكُلَيْنِيِّ بِإِسْنَادِهِ إِلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع قَالَ إِذَا عَمَّتِ الْبُلْدَانَ الْفِتَنُ فَعَلَيْكُمْ بِقُمَّ وَ حَوَالَيْهَا وَ نَوَاحِيهَا فَإِنَّ الْبَلَاءَ مَرْفُوعٌ عَنْهَا

در عجبم از مردمانی که حسین را میکشند آنگاه برای او گریه میکنند!

به نام خدا

 

 

حسین که سلام خدا بر او باد ، شهید شد و حال آنکه هم معروف را میشناخت و هم قیام کرد تا آن را بشناساند.

و آنها بر حسین میگریند در حالیکه نه معروف را میشناسند و نه به آن امر میکنند ، نه منکر را میشناسند و نه از آن نهی میکنند!

بلکه عجیب تر

حسین برای امر به معروف شهید شد و آنها بر حسین گریه میکنند در حالی که نهی ازمعروف میکنند و امر به منکر !

بلکه عجیب تر

حسین برای امر به معروف شهید شد و آنها بر حسین گریه میکنند در حالی که منکر را معروف میدانند و معروف را منکر!

 

 

همانگونه که از امام باقر علیه السلام نقل شده است :

«رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمودند: چگونه است حال شما ، زمانى كه زنان شما فاسد ، و جوانان شما فاسق شوند ، و حال آن كه امر به معروف و نهى از منكر نكرده اید؟

گفته شد: این چنین خواهد شد یا رسول الله؟

فرمود: بلى ، و بدتر از آن هم خواهد شد ، چگونه است حال شما ، زمانى كه امر كنید به منكر ، و نهى كنید از معروف؟

گفته شد: یا رسول الله این چنین خواهد شد؟

فرمود: بلى ، و بدتر از آن هم خواهد شد ، چگونه است حال شما زمانى كه معروف را منكر و منكر را معروف ببینید

 

 

ای حسین سلام خدا بر تو باد !

که اینان بر تو گریه میکنند در حالی که روزی هزاران بار تو را میکشند .

خدایا مارا از حماقت برهان و آنگه از همراهی با احمقان.

 

 

 

امیر مومنین علی علیه السلام میفرمایند:

بعد از من زمانی خواهد آمد که

چیزی از حق مخفی تر نخواهد بود و از باطل آشکارتر.

هیچ چیز شایع تر از دروغ بر خدا و رسولش وجود نخواهد داشت.

برای مردمان آن زمان ، کالایی بی ارزش تر از قرآن نخواهد بود ، اگرآنگونه که هست خوانده شود.

و کالایی پرفروش تر و پر سود تر از قرآن نخواهد بود اگراز مواضع و جایگاه های خودش منحرف شود .

 

و نه در میان بندگان و نه در شهرها چیزی زشت تر از معروف و زیباتر از منکر وجود نخواهد داشت .

و هیچ عملی زشت تر و هیچ کیفرخواست و عقوبتی شدیدتر از پیمودن راه درست در هنگام گمراهی ها در آن زمان نخواهد بود .

حاملان قرآن آنرا رها کرده اند و حافظان قرآن آنرا به فراموشی سپرده اند.

به گونه ای که خواهش ها برآنان غلبه کرده و فقط قرآن را از پدرانشان به ارث برده اند و به تحریف قرآن از جایگاه هایش می پردازند ؛ چه به دروغ بستن به خدا و چه با دروغ خواندن حرف خدا.

با چه بخلی قرآن را خریدند و با چه بی رغبتی ای با آن برخورد کردند.

 

پس قرآن و اهل قرآن در اين زمان طرد شده و تبعيد شده از بین مردمند.

و دو رفیق همراهند در یک راه و هیچ کسی آنها را در پناه خود جای نمیدهد.

خوشا به حال این دو همراه و افسوس برآن دو و بر آنچه برای آن تلاش میکنند.

پس قرآن و اهل قرآن در این زمان در میان مردمند و با آنها نیستند و در بین آنهایند و همراه آنها نیستند.

علتش این است که گمراهی موافق با هدایت نیست اگرچه با هم در مکانی جمع شوند.

و مردم بر تفرقه اجتماع کردند و از جماعت متفرق شدند.

و به یقین، امور آنها را و امور دین آنها را کسانی بر عهده گرفتند که در بین آنها مکر و منکر و رشوه و کشتار می کنند

گویا آنها امام قرآنند و نه قرآن امام آنها.

 

از حق چیزی نزد آنها نمانده جز اسمش!

آنها از قرآن چیزی نمیشناسند جز خطش و حرکاتش!

 

کسی از آنها می آید که احکام قرآن را بشنود اما قلبش آرام نمیگیرد مگر اینکه از دینش خارج میشود.

پیوسته از دین فرمانروایی به دین فرمانروایی دیگر و از ولایت پادشاهی به ولایت پادشاهی دیگر و از اطاعت ملکی به اطاعت ملکی دیگر و از عهد و پیمان ملکی به عهدو پیمان ملکی دیگر در می آید.

و خداوند به گونه ای که آنها نمیدانند با آرزوهای تدریجی و امیدهای پی در پی ، آنها را رو به نابودی میکشاند به درستی که مکر خداوند پایدار و استوار است.

آرزو ها و امیدهایی دارند که منجر میشود آنها در معصیت و گناه تکثیر نسل کنند و به ستم و ستم کاری نزدیک شوند و حال آنکه قرآن از هیچ یک از رفتار آنها نخواهد گذشت.

آنها گمراهانی سرگردانند که متدین به غیر دین خدایند و غیر خدا را میپرستند.

مساجد آنها در آن زمان آباد از گمراهی و خراب از هر هدایتیست.

هدایت در میان آنها دگرگون شده است.

قاریان آن مساجد و سازندگان آن زیانکارترین خلق خدا و آفریدگان اویند.

از ناحیه آنها گمراهی آغاز میشود و به آنها برمیگردد.

پس حاضر شدن آنها در مساجدشان و رفتن به سوی آن مساجد، کفر به خداوند عظیم است مگر کسی که از گمراهی آنها آگاه است.

پس مساجد آنها بر اساس رفتارشان به همین نحو ، خراب از هر گونه هدایتی شده است و آباد از گمراهی.

سنت خدا در آن زمان دگرگون شده است و از حدود خدا تعدی صورت گرفته است.

آنها به سمت هدایت دعوت نمیکنند و سود و غنیمت را تقسیم نمیکنند و ذمه و عهدی را وفا نمیکنند.

 

اگر کسی از آنها در این اوضاع کشته شود او را شهید میخوانند ، قطعا به خدا دروغ بسته اند و او را انکار کرده اند.

 

آنها با جهل ، خود را از دانش بی نیاز کرده اند .

و قبل از این چه شکنجه هایی که اهل علم را ندادند و چه بسیار که صدق گفتار آنها را بر خدا ، دروغ نامیدند.

بر انجام کارهای نیکو و حسنات ، عقوبت و کیفرخواست گناهان و سیئات را قرار دادند.

در حالی که خداوند تعالی به سوی شما رسولی را از بین خودتان فرستاد که برای او سخت و ناگوار است سختی شما و حریص است به آن چه نفع شماست و برای مومنین رئوف و مهربانست.صلی الله علیه وآله .(سوره توبه 128)

 

وخداوند بر او کتابی عزیز فرستاد که هیچ باطلی به سمت آن کتاب نمی آید.چه در مقابلش وچه در پشتش.(فصلت 42)

نازل شده ای از خداوندی حکیم و حمید.

قرآنی عربی ، بدون هیچ کجی (زمر 28)

برای این که محمد صلی الله علیه واله هر کسی که زنده به نور حق است را بیم دهد و قول و کلام بر ضد کافرین ثابت و استوار شود و بر آنها اتمام حجت شود (یس 70)

 

(ادامه ترجمه نقل شده ازروضه كافى-ترجمه كمرهاى همراه با تغییر در افعال و به روزآوری متن)

 

مبادا آرزوى بيجا شما را از توجه به حق بازدارد و مبادا عمر خود را دراز بشماريد (و كار خدا را بتاخير اندازيد) زيرا همانا آنانی كه پيش از شما بودند آرزوى دراز و سرپوش گذاردن بر مرگ، آنها را به هلاكت رسانيد تا آنكه زمان مرگشان رسيد.

 

همان مرگى كه هنگام آن پوزشى پذيرفته نگردد و پذیرش توبه تمام شود و سختىِ كوبنده و نقمت ، فرارسد و قطعاخداوند عز و جل وعده خود را به شما رسانيده و گفتار حق را براى شما شرح داده و سنت و روش مسلمانى را به شما آموخته و راه ها را براى شما توضيح داده تا عذر شما را برطرف كند و بر يادآورى و توجه ، تشويق كرده و راه نجات را بیان نموده است.

و راستش اينست كه هر كه اندرز خدا را پذيرفت و گفتار او را رهنماى خود ساخت خداوند او را به راستترين راه ، راهنمائى كند و او را براى رشد توفيق دهد و به او كمك كند و براى كارهاى هر چه بهترش آماده سازد.

راستش اينست كه پناهنده به خدا آسوده و محفوظ است و دشمنش ترسان و فريبخورده.

از خدا عز و جل خود را نگهداريد بوسيله ذكر بسيار و از او بترسيد با پرهيزكارى و به او نزديك شويد به فرمانبرى. زيرا او نزديكست و اجابتكننده است.

خدا عز و جل فرموده است (186- البقره) و هر گاه بندگانم تو را از من بپرسند راستى كه من نزديكم و اجابت كنم دعاگو را در آن هنگام که بسوى من دعا كند.پس بايد آنها نیز طلب مرا اجابت كنند و به من ايمان بیآورند شايد رشد يابند.

از خدا جوياى اجابت شويد و باو بگرويد و خدا را بزرگ شماريد كه هر كه خدا را ببزرگى شناخت سزاوار نيست خود را بزرگ شمارد، زيرا سربلندى كسانى كه عظمت خدا را دانستند همين است كه براى او تواضع كنند و عزت آن كسانى كه جلال خدا را ميدانند اينست كه در برابر خود را خوار و زبون شناسند و سلامت كسانى كه مىدانند نيروى خدا چيست؟ اينست كه بحضرت او تسليم باشند و دانسته خود را ناشناس بخداوند نسازند و پس از هدايت و ره يافتن بحق گمراه نشوند از حق كناره نكنيد چونان كه آدم تندرست از بيمار جربدار كناره كند و بهبود از بيمار گريزد.

« و بدانيد كه شما رشد و صواب را نتوانيد شناخت مگر این که بشناسيد كسى را كه ترك کننده و مخالف آن است و نتوانيد بعهد و ميثاق قرآن بچسبيد مگر اینکه كسانى كه آن را نقض كرده و شكستهاند بشناسيد و بدان تمسك نداريد مگر این که كسي را بشناسيد كه آن را پشت سر انداخته است و هرگز قرآن را چنانچه شايد و بايد نخوانيد مگراین که كسى كه آن را سوزانيده بشناسيد.

شما ضلالت را نمی فهميد مگر اینکه هدايت را بشناسید و هرگز تقوى و پرهيزكارى را تشخيص نمی دهيد مگر این که كسى كه از حق تجاوز كرده بشناسيد و چون اين مطالب را فهميديد بدعتها و دروغ گویی ها را ميتوانيد بفهميد و ميتوانيد بدانيد كه بخدا و رسولش افتراها بستهاند و قرآن را از جایگاه خود تحريف كرده و از مجراى خود به در بردهاند و مىدانيد كه چگونه خداوند هدايت كرده است آنها را كه هدايت يافتهاند.

مبادا كسانى كه حقيقت را نمىدانند شماها را بنادانى برانند، علم و حقيقت قرآن را كس نداند كه چيست و مقصود حقيقى كدامست جز كسى كه طعم آن را چشيده و بواقعيت آن رسيده و با دانش آن نادانى خود را برطرف ساخته و كورى دل خود را بينا نموده و گوش دل خود را بدان شنوا ساخته و بوسيله آن دانسته آنچه گذشته و از دست رفته. و زنده شده بوسيله آن پس از مردنش (مردن از کفر و زنده شدن به ایمان )

و نام خود را پيش خداوند ( عز ذكره ) در دفتر حسنات ثبت كرده و از دفتر سيئات بیرون كرده و به این وسیله به رضوان خدا تبارك و تعالى رسيده و آن را از نزد اهلش بخصوص بجوئيد.

زيرا آنان نور ويژهاى باشند كه از آن بايد پرتو گرفت و امامانى هستند كه بآنها اقتدا شود آنان زندگى و رواج دانشند و مايه مرگ و نابودى جهل.

آنانند كه قضاوتشان شما را از علم و دانششان با خبر ميكند و خاموشى آنان گواه منطق وفرزانگى آنها است و برونشان از درونشان حكايت دارد با دين و مقرراتش مخالف نيستند و در آن اختلافى ندارند و آن دين ميان آنان گواهى است صادق.

 

با اينكه دم بسته گويا است پس آنان گواهان برحقند و خبرگزاران راست گو، نه با حق مخالفند و نه در آن اختلافى دارند آنان در نزد خداوند گذشته روشن و خوبى دارند و قضاوت درست خدا عز و جل در باره آنها صادر شده است و در همين يادآورى خوبيست براى يادآوران،

حقرا درك كنيد

و هر گاه آن را شنیدید ،طوری بشنوید كه مورد عمل و رعايت قرار بدهید و نه براى محض اينكه آن را ياد بگيريد و نقل كنيد زيرا راويان و ناقلان قرآن بسيارند و مراعاتكنندههاى قرآن و عملكنندههاى بدان اندكند.

و اللَّه المستعان.

الكافي 8 386 خطبة لأمير المؤمنين ع ..... ص : 86

َّ إِنَّهُ سَيَأْتِي عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِي زَمَانٌ لَيْسَ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ شَيْءٌ أَخْفَى مِنَ الْحَقِّ وَ لَا أَظْهَرَ مِنَ الْبَاطِلِ وَ لَا أَكْثَرَ مِنَ الْكَذِبِ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ رَسُولِهِ ص وَ لَيْسَ عِنْدَ أَهْلِ ذَلِكَ الزَّمَانِ سِلْعَةٌ أَبْوَرَ مِنَ الْكِتَابِ إِذَا تُلِيَ حَقَّ تِلَاوَتِهِ وَ لَا سِلْعَةٌ أَنْفَقَ بَيْعاً وَ لَا أَغْلَى ثَمَناً مِنَ الْكِتَابِ إِذَا حُرِّفَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَ لَيْسَ فِي الْعِبَادِ وَ لَا فِي الْبِلَادِ شَيْءٌ هُوَ أَنْكَرَ مِنَ الْمَعْرُوفِ وَ لَا أَعْرَفَ مِنَ الْمُنْكَرِ وَ لَيْسَ فِيهَا فَاحِشَةٌ أَنْكَرَ وَ لَا عُقُوبَةٌ أَنْكَى مِنَ الْهُدَى عِنْدَ الضَّلَالِ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ

فَقَدْ نَبَذَ الْكِتَابَ حَمَلَتُهُ وَ تَنَاسَاهُ حَفَظَتُهُ حَتَّى تَمَالَتْ بِهِمُ الْأَهْوَاءُ وَ تَوَارَثُوا ذَلِكَ مِنَ الْآبَاءِ وَ عَمِلُوا بِتَحْرِيفِ الْكِتَابِ كَذِباً وَ تَكْذِيباً فَبَاعُوهُ بِالْبَخْسِ وَ كَانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ

فَالْكِتَابُ وَ أَهْلُ الْكِتَابِ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ طَرِيدَانِ مَنْفِيَّانِ وَ صَاحِبَانِ مُصْطَحِبَانِ فِي طَرِيقٍ وَاحِدٍ لَا يَأْوِيهِمَا مُؤْوٍ فَحَبَّذَا ذَانِكَ الصَّاحِبَانِ وَاهاً لَهُمَا وَ لِمَا يَعْمَلَانِ لَهُ

فَالْكِتَابُ وَ أَهْلُ الْكِتَابِ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ فِي النَّاسِ وَ لَيْسُوا فِيهِمْ وَ مَعَهُمْ وَ لَيْسُوا مَعَهُمْ وَ ذَلِكَ لِأَنَّ الضَّلَالَةَ لَا تُوَافِقُ الْهُدَى وَ إِنِ اجْتَمَعَا وَ قَدِ اجْتَمَعَ الْقَوْمُ عَلَى الْفُرْقَةِ وَ افْتَرَقُوا عَنِ الْجَمَاعَةِ قَدْ وَلَّوْا أَمْرَهُمْ وَ أَمْرَ دِينِهِمْ مَنْ يَعْمَلُ فِيهِمْ بِالْمَكْرِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الرِّشَا وَ الْقَتْلِ كَأَنَّهُمْ أَئِمَّةُ الْكِتَابِ وَ لَيْسَ الْكِتَابُ إِمَامَهُمْ

لَمْ يَبْقَ عِنْدَهُمْ مِنَ الْحَقِّ إِلَّا اسْمُهُ وَ لَمْ يَعْرِفُوا مِنَ الْكِتَابِ إِلَّا خَطَّهُ وَ زَبْرَهُ يَدْخُلُ الدَّاخِلُ لِمَا يَسْمَعُ مِنْ حِكَمِ الْقُرْآنِ فَلَا يَطْمَئِنُّ جَالِساً حَتَّى يَخْرُجَ مِنَ الدِّينِ يَنْتَقِلُ مِنْ دِينِ مَلِكٍ إِلَى دِينِ مَلِكٍ وَ مِنْ وَلَايَةِ مَلِكٍ إِلَى وَلَايَةِ مَلِكٍ وَ مِنْ طَاعَةِ مَلِكٍ إِلَى طَاعَةِ مَلِكٍ وَ مِنْ عُهُودِ مَلِكٍ إِلَى عُهُودِ مَلِكٍ

فَاسْتَدْرَجَهُمُ اللَّهُ تَعَالَى مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ وَ إِنَّ كَيْدَهُ مَتِينٌ بِالْأَمَلِ وَ الرَّجَاءِ حَتَّى تَوَالَدُوا فِي الْمَعْصِيَةِ وَ دَانُوا بِالْجَوْرِ وَ الْكِتَابُ لَمْ يَضْرِبْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ صَفْحاً ضُلَّالًا تَائِهِينَ قَدْ دَانُوا بِغَيْرِ دِينِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَدَانُوا لِغَيْرِ اللَّهِ مَسَاجِدُهُمْ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ عَامِرَةٌ مِنَ الضَّلَالَةِ خَرِبَةٌ مِنَ الْهُدَى قَدْ بُدِّلَ فِيهَا مِنَ الْهُدَى فَقُرَّاؤُهَا وَ عُمَّارُهَا أَخَائِبُ خَلْقِ اللَّهِ وَ خَلِيقَتِهِ

مِنْ عِنْدِهِمْ جَرَتِ الضَّلَالَةُ وَ إِلَيْهِمْ تَعُودُ فَحُضُورُ مَسَاجِدِهِمْ وَ الْمَشْيُ إِلَيْهَا كُفْرٌ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ إِلَّا مَنْ مَشَى إِلَيْهَا وَ هُوَ عَارِفٌ بِضَلَالِهِمْ فَصَارَتْ مَسَاجِدُهُمْ مِنْ فِعَالِهِمْ عَلَى ذَلِكَ النَّحْوِ خَرِبَةً مِنَ الْهُدَى عَامِرَةً مِنَ الضَّلَالَةِ قَدْ بُدِّلَتْ سُنَّةُ اللَّهِ وَ تُعُدِّيَتْ حُدُودُهُ وَ لَا يَدْعُونَ إِلَى الْهُدَى وَ لَا يَقْسِمُونَ الْفَيْءَ وَ لَا يُوفُونَ بِذِمَّةٍ

يَدْعُونَ الْقَتِيلَ مِنْهُمْ عَلَى ذَلِكَ شَهِيداً قَدْ أَتَوُا اللَّهَ بِالِافْتِرَاءِ وَ الْجُحُودِ وَ اسْتَغْنَوْا بِالْجَهْلِ عَنِ الْعِلْمِ وَ مِنْ قَبْلُ مَا مَثَّلُوا بِالصَّالِحِينَ كُلَّ مُثْلَةٍ وَ سَمَّوْا صِدْقَهُمْ عَلَى اللَّهِ فِرْيَةً وَ جَعَلُوا فِي الْحَسَنَةِ الْعُقُوبَةَ السَّيِّئَةَ وَ قَدْ بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْكُمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ ص

وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ كِتَاباً عَزِيزاً لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ قُرْآناً عَرَبِيّاً غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لِيُنْذِرَ مَنْ كانَ حَيًّا وَ يَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكافِرِينَ

فَلَا يُلْهِيَنَّكُمُ الْأَمَلُ وَ لَا يَطُولَنَّ عَلَيْكُمُ الْأَجَلُ فَإِنَّمَا أَهْلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ أَمَدُ أَمَلِهِمْ وَ تَغْطِيَةُ الْآجَالِ عَنْهُمْ حَتَّى نَزَلَ بِهِمُ الْمَوْعُودُ الَّذِي تُرَدُّ عَنْهُ الْمَعْذِرَةُ وَ تُرْفَعُ عَنْهُ التَّوْبَةُ وَ تَحُلُّ مَعَهُ الْقَارِعَةُ وَ النَّقِمَةُ وَ قَدْ أَبْلَغَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْكُمْ بِالْوَعْدِ وَ فَصَّلَ لَكُمُ الْقَوْلَ وَ عَلَّمَكُمُ السُّنَّةَ وَ شَرَحَ لَكُمُ الْمَنَاهِجَ لِيُزِيحَ الْعِلَّةَ وَ حَثَّ عَلَى الذِّكْرِ وَ دَلَّ عَلَى النَّجَاةِ وَ إِنَّهُ مَنِ انْتَصَحَ لِلَّهِ وَ اتَّخَذَ قَوْلَهُ دَلِيلًا هَدَاهُ لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَ وَفَّقَهُ لِلرَّشَادِ وَ سَدَّدَهُ

وَ يَسَّرَهُ لِلْحُسْنَى فَإِنَّ جَارَ اللَّهِ آمِنٌ مَحْفُوظٌ وَ عَدُوَّهُ خَائِفٌ مَغْرُورٌ فَاحْتَرِسُوا مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِكَثْرَةِ الذِّكْرِ وَ اخْشَوْا مِنْهُ بِالتُّقَى وَ تَقَرَّبُوا إِلَيْهِ بِالطَّاعَةِ فَإِنَّهُ قَرِيبٌ مُجِيبٌ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ فَاسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ آمِنُوا بِهِ وَ عَظِّمُوا اللَّهَ الَّذِي لَا يَنْبَغِي لِمَنْ عَرَفَ عَظَمَةَ اللَّهِ أَنْ يَتَعَظَّمَ فَإِنَّ رِفْعَةَ الَّذِينَ يَعْلَمُونَ مَا عَظَمَةُ اللَّهِ أَنْ يَتَوَاضَعُوا لَهُ وَ عِزَّ الَّذِينَ يَعْلَمُونَ مَا جَلَالُ اللَّهِ أَنْ يَذِلُّوا لَهُ وَ سَلَامَةَ الَّذِينَ يَعْلَمُونَ مَا قُدْرَةُ اللَّهِ أَنْ يَسْتَسْلِمُوا لَهُ فَلَا يُنْكِرُونَ أَنْفُسَهُمْ بَعْدَ حَدِّ الْمَعْرِفَةِ وَ لَا يَضِلُّونَ بَعْدَ الْهُدَى فَلَا تَنْفِرُوا مِنَ الْحَقِّ نِفَارَ الصَّحِيحِ مِنَ الْأَجْرَبِ وَ الْبَارِئِ مِنْ ذِي السُّقْمِ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ لَنْ تَعْرِفُوا الرُّشْدَ حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِي تَرَكَهُ وَ لَمْ تَأْخُذُوا بِمِيثَاقِ الْكِتَابِ حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِي نَقَضَهُ وَ لَنْ تَمَسَّكُوا بِهِ حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِي نَبَذَهُ وَ لَنْ تَتْلُوا الْكِتَابَ حَقَّ تِلَاوَتِهِ حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِي حَرَّفَهُ وَ لَنْ تَعْرِفُوا الضَّلَالَةَ حَتَّى تَعْرِفُوا الْهُدَى وَ لَنْ تَعْرِفُوا التَّقْوَى حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِي تَعَدَّى فَإِذَا عَرَفْتُمْ ذَلِكَ عَرَفْتُمُ الْبِدَعَ وَ التَّكَلُّفَ وَ رَأَيْتُمُ الْفِرْيَةَ عَلَى اللَّهِ وَ عَلَى رَسُولِهِ وَ التَّحْرِيفَ لِكِتَابِهِ وَ رَأَيْتُمْ كَيْفَ هَدَى اللَّهُ مَنْ هَدَى فَلَا يُجْهِلَنَّكُمُ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّ عِلْمَ الْقُرْآنِ لَيْسَ يَعْلَمُ مَا هُوَ إِلَّا مَنْ ذَاقَ طَعْمَهُ فَعُلِّمَ بِالْعِلْمِ جَهْلَهُ وَ بُصِّرَ بِهِ عَمَاهُ وَ سُمِّعَ بِهِ صَمَمَهُ وَ أَدْرَكَ بِهِ عِلْمَ مَا فَاتَ وَ حَيِيَ بِهِ بَعْدَ إِذْ مَاتَ

وَ أَثْبَتَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ الْحَسَنَاتِ وَ مَحَا بِهِ السَّيِّئَاتِ وَ أَدْرَكَ بِهِ رِضْوَاناً مِنَ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَاطْلُبُوا ذَلِكَ مِنْ عِنْدِ أَهْلِهِ خَاصَّةً فَإِنَّهُمْ خَاصَّةً نُورٌ يُسْتَضَاءُ بِهِ وَ أَئِمَّةٌ يُقْتَدَى بِهِمْ وَ هُمْ عَيْشُ الْعِلْمِ وَ مَوْتُ الْجَهْلِ هُمُ الَّذِينَ يُخْبِرُكُمْ حُكْمُهُمْ عَنْ عِلْمِهِمْ وَ صَمْتُهُمْ عَنْ مَنْطِقِهِمْ وَ ظَاهِرُهُمْ عَنْ بَاطِنِهِمْ لَا يُخَالِفُونَ الدِّينَ وَ لَا يَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَهُوَ بَيْنَهُمْ شَاهِدٌ صَادِقٌ وَ صَامِتٌ نَاطِقٌ فَهُمْ مِنْ شَأْنِهِمْ شُهَدَاءُ بِالْحَقِّ وَ مُخْبِرٌ صَادِقٌ لَا يُخَالِفُونَ الْحَقَّ وَ لَا يَخْتَلِفُونَ فِيهِ قَدْ خَلَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ السَّابِقَةُ وَ مَضَى فِيهِمْ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حُكْمٌ صَادِقٌ وَ فِي ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ فَاعْقِلُوا الْحَقَّ إِذَا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعَايَةٍ وَ لَا تَعْقِلُوهُ عَقْلَ رِوَايَةٍ فَإِنَّ رُوَاةَ الْكِتَابِ كَثِيرٌ وَ رُعَاتَهُ قَلِيلٌ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعَانُ

 

 

چشمها خواب است بی نام حسین .

به نام خدا

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمدو عجل فرجهم

 

ای حسین ای نفس آرام خدا

ای بدی ها را زحق کره جدا

ای توجان عشق ای سبط نبی

ای عزیز فاطمه ابن علی

 

ای تو راعباس یاور، یا حسین

ای که گشتی بی برادر، یا حسین

ای که زینب بود غمخوارش حسین

ای که بیسر بود سردارش حسین

 

ای تو را شش ماهه نامی اصغرست

یا که زین العابدین و اکبر است

آمدم با کوله باری از گناه

تا بگریم بر غمی بی انتها

 

آب بی آب است بی نام حسین

چشمها خواب است بی نام حسین

قلبها خونین غمین و پر حزین

ناله ها محکم عظیم و سهمگین

گامها مان استوار استوار

دستهامان خشمگین خشمگین

 

شمرها را بر حذر همچون یزید

سیفنا یُعلی الی حبل الورید

گررسد دستم به گردن هایشان

بشکنم آنگه بُرَم سرهایشان

 

آه از این شرمساری آه آه

آه از این سو گواری آه آه

ای خدا ای کاش سنگ آسمان

غصه خاطی برد ازعمق جان

 

7محرم الحرام 1430

رشد عقل و ایمان در آخرالزمان

به نام خدا

 

 کلیک بفرمائید:  تعبّد تنها نتیجه تعقّل است. (عقل در درون دین حکم ساز است یا حکم یاب ؟)

 

 

صبر والا  نتیجه معرفتی عمیق و ایمانی واقعی به وعده های خداست وایمان و معرفت  ثمره تفکر و تعقل .

رشد عقلی آخر الزمانی ها به قدری بالاست که از آنها مومنانی ساخته که ذره ای نسبت به وعده های خدا دچار شک و تردید نیستند. بنابرین درجه ایمان و به تبع آن درجه صبر آنها بسیار بالاست.

همانگونه که با عقل و منطقی قوی و بدون ملاقات با حجت خدا به او ایمان دارند حتی ایمانی عمیق تر و قوی تر از کسانی که او را ملاقات کرده اند .

روایاتی را در این موضوع برایتان ترجمه کرده ایم مشاهده بفرمائید :

 

 1) امام زین العابدین علیه السلام به ابوخالد میفرمایند:

غیبت دوازدهمین ولی خدا از جانشینان رسول خدا صلی الله علیه واله طولانی میشود .

ای ابوخالد!

مردمان زمان غیبت او ، همانهایی که معتقدند او امام است ،همان هایی که منتظر ظهور او هستند ؛

آنها برترین مردمان تمام زمانها هستند.

چرا که خداوند تبارک و تعالی به آنها عقل و فهمی داده است که غیبت برای آنها مانند حضور و مشاهده است . و خداوند آنها را در آن زمان مانند مجاهدین با شمشیر،آن هم در زمان رسول هدا صلی الله علیه وآله قرار داده است. آنها واقعا خالص هستند و آنها به راستی شیعیان ما هستند. آنها دعوت کنندگان به سوی دین خدا هستند پنهانی و آشکارا .

سپس حضرت فرمودند : این انتظار فرج از بزرگ ترین گشایش هاست .

 

 

2) نبی اکرم صلی الله علیه وآله دعا میکردند :

خدایا کاری کن که با برادرانم ملاقات کنم .خدایا مرا با آنها روبرو کن.

اصحاب حضرت که اطرافشان را گرفته بودند،پرسیدند:

آیا ما برادران تو نیستیم ای رسول خدا؟
حضرت فرمودند: نه شما اصحاب من هستید و برادران من گروهی هستند که در آخرالزمان ایمان می آورند در حالی که مرا ندیده اند.

خداوند تبارک و تعالی مرا از اسم آنها و اسم پدارانشان آگاه کرده قبل از آنکه آنها را از صلب پدرانشان و رحم مادرانشان خارج کند.

چه افرادی هستند !

هر کدام از آنها پافشارییشان بر دینشان بسیار بیشتر است از پافشاری کسانی که در شب تاریک چوبی خاردار، یا یا تکه ای آتش را به دست گرفته اند تا نجات پیدا کنند.

(یا اینکه پافشاری آنها بر دینشان به قدری زیاد است که کندن خار از درختی که خارهایی محکم دارد آنهم در شب تاریک بسیار راحت ترست از کندن آنها از دینشان و حتی در دست گرفتن آتشی پایدار و سوزان نیز از این کار راحت تر است)

آنها ستارگان درخشنده شب تار هستند .

خداوند آنها را از هر فتنه تیره و تاری نجات میدهد.

 

3) امام صادق از پدارنشان علیهم السلام نقل میفرمایند:

نبی اکرم صلی الله علیه وآله به امیر مومنین علی علیه السلام فرمودند:

یا علی بدان که بزرگترین مردم از لحاظ یقین ، قومی هستند که در آخرالزمان زندگی میکنند ، با این که ملازم و همراه نبی خدا نبوده اند و حجت خدا نیز از آنها پنهان است اما ایمان می آورند به نوشتهای سیاه بر روی کاغذهای سفید.

(یعنی با عقل ، اعتبار قرآن را کشف میکنند و یقین میکنند که قرآن معجزه است آنگاه به تمام آن نوشته ها و بدون هیچ تبعیضی بین آیات آن ، به آن ایمان می آورند وعمل میکنند. چنین عملی فقط مبتنی بر عقل است و نه مشاهده و حضور حجت خدا و نبی او )

 

 

4) امام صادق علیه السلام میفرمایند:

نبی اکرم صلی الله علیه وآله به اصحابشان فرمودند:

افرادی بعد از شما خواهند آمد که یک فرد تنها از آنها ، معادل پنجاه نفر از شما پاداش خواهد داشت !

عرضه کردند ای رسول خدا ما با تو بودیم در بدر و حنین و قرآن در بین ما نازل شده است ؟!

فرمودند: اگر آنچه که آنها تحمل میکنند به شما عرضه شود صبری مانند صبر آنها را نخواهید داشت.

 

نکته : صبر بالا نتیجه معرفت عمیق و ایمان واقعی به وعده های خداست .ایمان و معرفت ثمره تفکر و عقل است .

رشد عقلی آخر الزمانی ها به قدری بالاست که از آنها مومنانی ساخته که ذره ای نسبت به وعده های خدا دچار شک و تردید نیستند .بنابرین درجه ایمان و به تبع آن درجه صبر آنها بسیار بالاست. همانگونه که با عقل و منطقی قوی و بدون ملاقات حجت خدا به او ایمان دارند .

 

 

پاورقی

---------------

 

1) [الإحتجاج] عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْكَابُلِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ تَمْتَدُّ الْغَيْبَةُ بِوَلِيِّ اللَّهِ الثَّانِي عَشَرَ مِنْ أَوْصِيَاءِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ الْأَئِمَّةِ بَعْدَهُ يَا أَبَا خَالِدٍ إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَيْبَتِهِ الْقَائِلُونَ [الْقَائِلِينَ] بِإِمَامَتِهِ الْمُنْتَظِرُونَ [الْمُنْتَظِرِينَ] لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى ذِكْرُهُ أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَ الْأَفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَةِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَيْبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَةِ وَ جَعَلَهُمْ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِينَ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ ص بِالسَّيْفِ أُولَئِكَ الْمُخْلَصُونَ حَقّاً وَ شِيعَتُنَا صِدْقاً وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِينِ اللَّهِ سِرّاً وَ جَهْراً وَ قَالَ ع انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنْ أَعْظَمِ الْفَرَجِ

 

2) بحارالأنوار ج : 52 ص : 124 للَّهُمَّ لَقِّنِي إِخْوَانِي مَرَّتَيْنِ فَقَالَ مَنْ حَوْلَهُ مِنْ أَصْحَابِهِ أَ مَا نَحْنُ إِخْوَانَكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ لَا إِنَّكُمْ أَصْحَابِي وَ إِخْوَانِي قَوْمٌ فِي آخِرِ الزَّمَانِ آمَنُوا وَ لَمْ يَرَوْنِي لَقَدْ عَرَّفَنِيهِمُ اللَّهُ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُخْرِجَهُمْ مِنْ أَصْلَابِ آبَائِهِمْ وَ أَرْحَامِ أُمَّهَاتِهِمْ لَأَحَدُهُمْ أَشَدُّ بَقِيَّةً عَلَى دِينِهِ مِنْ خَرْطِ الْقَتَادِ فِي اللَّيْلَةِ الظَّلْمَاءِ أَوْ كَالْقَابِضِ عَلَى جَمْرِ الْغَضَا أُولَئِكَ مَصَابِيحُ الدُّجَى يُنْجِيهِمُ اللَّهُ مِنْ كُلِّ فِتْنَةٍ غَبْرَاءَ مُظْلِمَةٍ

 

3) [إكمال الدين] مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الشَّاهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ خَالِدٍ الْخَالِدِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ صَالِحٍ التَّمِيمِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَاتِمٍ الْقَطَّانِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عَمْرٍو عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ النَّبِيُّ ص لِعَلِيٍّ ع يَا عَلِيُّ وَ اعْلَمْ أَنَّ أَعْظَمَ النَّاسِ يَقِيناً قَوْمٌ يَكُونُونَ فِي آخِرِ الزَّمَانِ لَمْ يَلْحَقُوا النَّبِيَّ وَ حُجِبَ عَنْهُمُ الْحُجَّةُ فَآمَنُوا بِسَوَادٍ فِي بَيَاضٍ

 

4) غط، [الغيبة للشيخ الطوسي] الْفَضْلُ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص سَيَأْتِي قَوْمٌ مِنْ بَعْدِكُمْ الرَّجُلُ الْوَاحِدُ مِنْهُمْ لَهُ أَجْرُ خَمْسِينَ مِنْكُمْ قَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ نَحْنُ كُنَّا مَعَكَ بِبَدْرٍ وَ أُحُدٍ وَ حُنَيْنٍ وَ نَزَلَ فِينَا الْقُرْآنُ فَقَالَ إِنَّكُمْ لَوْ تَحَمَّلُوا [تُحَمَّلُونَ] لِمَا حُمِّلُوا لَمْ تَصْبِرُوا صَبْرَهُمْ

  

خدای من! چه اتفاق بزرگیست با تو بودن من !

به نام خدا

 

به اطرافم که مینگرم

مردمانی را میبینم که بزرگی را نقش  بازی میکنند

آنقدر خوب که خودشان هم باور میکنند بزرگند.

چه بیچاره اند این مردم

و چه بیچاره تر کسانی که گرفتار آنهایند.

 

مگر خداوند برای بنده اش کافی نبود که خود را گرفتار غیر اوکردند؟

 

 أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ

 وَ يُخَوِّفُونَكَ بِالَّذينَ مِنْ دُونِهِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ

آيا خداوند  بنده‏اش را كافى نيست؟ كه تو را از كسانى كه غير اويند مى‏ترسانند،

 و هر كه را خدا گمراه كند، برايش هيچ راهنمايى نخواهد بود.  الزمر : 36  

حسادت مردم نسبت  به ذریه ابراهیم خلیل (علیهم السلام)

به نام خدا

 

خداوند کریم ندای ابراهیم خلیل را استجابت نمود.

و به او وعده داد که علاوه بر انتخاب او به عنوان امام ، فرزندان او را نیز برای این مقام انتخاب کند.

اما به یک شرط.

به شرطی که ظالم نباشند حتی در حق خودشان . (البقرة : 124)

 

از این آیه چنین فهمیده میشود که :

1)  تا آخرین روز جهان ، خداوند از فرزندان ابراهیم ، اشخاصی را به عنوان امام انتخاب خواهد کرد. که آیه ۲۶ سوره حدید نیز تاییدگر همین مطلب است .

2)  آن فرزندان برای قرار گرفتن در مقام امامت باید از هر گونه ظلمی حتی ظلم به خود پاک باشند و گرنه حقیقتا آنها امام نخواهند بود اگرچه در مقام خلافت باشند. و باید به دنبال  امام واقعی گشت.

چه رسد به این که خلیفه باشند ، ظالم هم باشند و از فرزندان ابراهیم نباشند!!

 

دوستان عزیز

 

در آیه ( النساء : 54 ) خداوند میفرماید :

عده ای نسبت به امتیازی که به گروه خاصی داده شده حسادت میورزند .

و در ادامه به بیان آن امتیاز میپردازد که :

ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت اعطا نمودیم و به آنها ملکی عظیم بخشیدیم .

 

نتیجه ای که از این آیات فهمیده میشود از این قرار است :

حسودان به آنچه خداوند به عده ای از فرزندان ابراهیم علیه السلام داده ، حسادت میورزند که این حسادت در حادثه غدیر خم ، به وضوح دیده میشود .

امامان معصوم و اهل بیت پیامبر که از فرزندان حضرت اسماعیل و ابراهیم هستند و  به شهادت آیات 33 احزاب و 4 و5 تحریم ، در تمام عمرشان هیچ خطایی از آنها سر نزده و حتی به خود کوچکترین ظلمی نکردند مورد حسادت قرار گرفتند. ( 1)

آیات 33 احزاب و 4 و 5 تحریم در این پست مورد بررسی قرار گرفته است .

 

از این گذشته ، به نظر شما اکنون آن فرزندی از ابراهیم علیه السلام که امامت در دستان اوست ، کجاست؟

 

 

 

پاورقی

.........

1)   الكافي     1     186    باب فرض طاعة الأئمة ع .....  ص : 85

َ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع نَحْنُ قَوْمٌ فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ طَاعَتَنَا لَنَا الْأَنْفَالُ وَ لَنَا صَفْوُ الْمَالِ وَ نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ وَ نَحْنُ الْمَحْسُودُونَ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ  أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ‏

امام صادق علیه السلام : ما گروهی هستیم که اطاعت از ما واجب است و ما آن کسانی هستیم که مورد حسادت قرار گرفته اند  همانهایی که خداوند میفرماید : يا اينكه نسبت به مردم [پيامبر و خاندانش‏]، و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشيده، حسد مى‏ورزند؟(54 نساء)

 

البقرة : 124   وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمينَ

 و هنگامى كه خداوند، ابراهيم را با وسايل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده اين آزمايشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم!» ابراهيم عرض كرد: «از فرزندان  من (نيز امامانى قرار بده!)»

خداوند فرمود: «پيمان من، به ستمكاران نمى‏رسد!

 

نکته :

جاعل بر وزن فاعل  اسم فاعل بوده و دلالت بر استمرار فعل میکند علاوه بر این  فعل (ینال)  نیز مضارع است و پیوستگی را تا روز قیامت در خود تضمین نموده است .

 

 الحديد : 26   وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً وَ إِبْراهيمَ وَ جَعَلْنا في‏ ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْكِتابَ فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ وَ كَثيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ
ما نوح و ابراهيم را فرستاديم، و فقط در فرزندان  آن دو نبوّت و كتاب  را قرار داديم بعضى از آنها هدايت يافته‏اند و بسيارى از آنها گنهكارند.           

  ( تقدم جار و مجرور- فى ذريتهما- بر- النبوه و الكتاب - حصر بر -ذريتهما- رانشان ميدهد)

 

النساء : 54   أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظيماً

يا اينكه نسبت به مردم [پيامبر و خاندانش‏]، و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشيده، حسد مى‏ورزند؟ ما به آل ابراهيم،  كتاب و حكمت داديم و حكومت عظيمى در اختيار آنها قرار داديم.

چگونه کسی که تحت ولایت خدا نیست ، تحت ولایت علی برود؟

به نام خدا

 

 خداوند بر صالحین  ولایت و سرپرستی دارد (196 اعراف)

و نبی خدا  (صلی الله علیه وآله)  نسبت به مومنین  از خودشان به آنها سزاوارتر است (6 احزاب)

یعنی اگر مخیر شدند بین خواسته خودشان و خواسته پیامبر باید خواسته پیامبر را انتخاب کنند و الا

 مومن به خدا و رسولش نخواهند بود (36 احزاب)

 

اکنون رسول خدا میگوید :

آیا مگر من همان کسی نیستم که بر شما  از خودتان سزاوارترم ؟

همه گفتند آری ( انت اولی بالمومنین من انفسهم )

پیامبر هر راه فراری را بر آنان بست.

اقرارشان در تاریخ ثبت شده است.

خودشان ثبت کرده اند.

اقرار به ولایت و برتری  پیامبر .

و نه اقرار به محبت و مودت .

 

پیامبر فرمود:

پس بدانید هر کس من بر او ولایت دارم ، علی نیز بر او ولایت دارد

من کنت مولاه فهذا علی مولاه

 اما چه میشود کرد که خداوند فقط بر صالحین ولایت دارد .

  

حادثه غدیر حادثه ایست که در کتب اهل سنت  در سلسله روایاتی مستقل بیان شده است که اصطلاحا به آن تواتر میگویند .

اگر بخواهیم تعریف ساده ای از تواتر داشته باشیم چنین خواهیم گفت:

وقتی افرادی که هرگز یکدیگر را ندیده اند به دلیل این که مکان آنها از یکدیگر دور بوده در حالی که وسایل ارتباطات جمعی وجود نداشته  و یا در زمان های مختلفی زندگی میکرده اند  که  عقلا محال است که دست به دست هم داده باشند  تا به دروغ خبری را نقل کنند  ، همه  یک واقعه و یک حادثه را نقل کنند ، یقین به صحت و وقوع آن حادثه ایجاد میشود .

 

حادثه غدیر با محتوایی که ذکر شد در کتب اهل سنت عمر در بیش از 170 طریق و مجرای مستقل بیان شده است  به گونه ای که جای هیچ تردیدی حتی برای انسانهای عنود و سرکش نیز باقی نمانده است .

از این رو برای انکار نتیجه این واقعه آنها سعی کردند به تحریف ترجمه الفاظ خصوصا لفظ ( ولی)بپردازند و تلاش کنند  ترجمه این لغت را طوری دیگر نشان دهند.

والبته همان طور که بیان شد میتوان با دقت در قرائن و شواهد ، معنای دقیقی از واژه (ولی) بر اساس جملات قبل و بعد روایت بدست آورد .

 

حضرت استاد نقل میفرمودند حق همچون قطرات آبی است که اینان آن را در مشت خود میفشارند .  بخواهند یا نخواهند از لابلای انگشتانشان تراوش میکند . و بعد به نقل این داستان می پرداختند :

یکی از کتبی که واژه ولی را تحریف کرده  و سعی در الغاء معنای غلط از این واژه داشته است ، دقیقا بعد از نقل حادثه غدیر خم ، به نقل حادثه ای میپردازد که نتنها معنای واژه ( من کنت مولاه ) را مشخص میکند بلکه دقیقا در مقابل ترجمه غلطی است که او از واژه ولی ارائه میکند . و این چنین به اراده خداوند حق آشکار میشود بدون آنکه نویسنده متوجه اشتباه خود بشود .

 

روایتی که نقل میکند از این قرار است :

عربی منافق نزد رسول خدا آمد و گفت :

گفتی نماز بخوان ، خواندیم .گفتی روزه بگیر ، گرفتیم . حج بجا آور ، آوردیم .

کار به جایی رسیده که ( فضّلت ابن عمک علینا )

پسر عمویت را بر ما برتری دادی؟
پیامبر خدا فرمودند:

این دستور خدا بود که آن را اجرا کردم .

 

آن مرد گفت : اگر این دستور خداست پس همین الان سنگی بر سرم فرو افتد .که چنین شد و مرد به درک واصل شد( رجوع شود به آیات ابتدایی سوره معارج)

 

سوالی که از این نویسنده ملعون باید پرسیده شود اینست که :

اگر پیامبر فرمود علی را دوست داشته باشید ،پس این بیابان گرد منافق ، معنای تفضیل و برتری جایگاه علی را بر همه از کجا فهمید ؟

 

.....

الأعراف : 196   إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذي نَزَّلَ الْكِتابَ وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحينَ

تنها ولی و سرپرست من کسیست که قران را نازل کرده  واو متولی صالحین است.

الأحزاب : 6   النَّبِيُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ

نبی ما به مومنین  از خودشان سزاوارتر است

 الأحزاب : 36   وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً

هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند، اختيارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد و هر كس نافرمانى خدا و رسولش را كند، به گمراهى آشكارى گرفتار شده است! (36)

الأحزاب : 15   وَ لَقَدْ كانُوا عاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لا يُوَلُّونَ الْأَدْبارَ وَ كانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْؤُلاً

 قطعا آنها پيش از اين با خدا پيمان بسته بودند كه پشت [به دشمن‏] نكنند، و در حالی که  پيمان خدا همواره بازخواست شدنى است.

 

آخرین خورشید

به نام خدا

 

اگرچه مردگان را بهتر میتوان دریافت ولی اینجا مکانی برای زندگانیست

ومن مدتهاست چشم به راه فردایم

فردایی که برای طلوعش ، خورشیدی باقی نمانده مگر!

 

قسم میخورم اگر تمام ستاره ها خاموش شوند

و تمام روز ها تسلیم شب؛

و یا اگر تمام روشنایی ها جای خود را به تاریکی ها بدهند ،

چشم به راهت خواهم ماند

و امید را برای همراهی خورشید وجودت  رهسپار خواهم کرد

ای منتظر موعود

و ای باقی مانده خدا در زمین.

 

عالم خداترس

 

 الَّذينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ حَسيباً

  كسانى كه تبليغ رسالتهاى الهى مى‏كنند و از خدا میترسند ، و از هيچ كس جز خدا نمیترسند

  و همين بس كه خداوند حسابگر  است!

                                                                                         الأحزاب : 39 

 

عالمان ، به دلیل فراوانى جاهلان، همچون غربیانند و بيكسان !

به نام خدا

 

 

1- إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ، إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ

 تنها و تنها بندگان عالم خدا ، از خدا مى‏ترسند، قطعا خداوند، توانایی بي همتا و آمرزنده است. (28فاطر)

  

2- يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ، وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً، وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ

خداوند به هر كس که بخواهد حكمت مى‏دهد، و هر كه به او حكمت داده  شده ، به خير فراوان دست پیدا کرده است، و جز خردمندان كسى متذکر نمى‏گردد. (269بقره)

 

 3- أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ، كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها؟ كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ

  آيا آن كس كه  مرده بود، پس ما زنده‏اش كرديم ، و براى او نورى قرار داديم، كه با آن در ميان مردمان راه مى‏رود ؛ مانندكسیست كه در تاريكيهاست تاریکی هایی که از آن خارج نخواهد شد! (122 انعام)

 

قرآن نور است و علم .

 

4) فَالَّذينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ  

، پس كسانى كه به او ايمان آوردند، و حمايت و ياريش كردند، و از نورى كه با او نازل شده پيروى نمودند، آنان رستگارانند.( الأعراف : 157 )

 

5)  قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبينٌ

(آرى،)قطعا از طرف خدا، نور و كتاب آشكارى به سوى شما آمد. (المائدة : 15)

 

1) امام على «علیه السلام » فرمودند:

عالمان ، به دلیل فراوانى جاهلان، همچون غربیانند و بيكسان.

 

2) پيامبراکرم « صلی الله علیه وآله »فرمودند:

آگاه باشيد كه خداوند جويندگان علم را دوست دارد.

 

3)  پيامبراکرم  « صلی الله علیه وآله »فرمودند:

اى على! لحظه ای كه عالمى بر بستر خود تكيه میزند و در علمى می انديشد، بهتر از عبادت هفتاد سال است.

 

 4) امام حسن عسکری علیه السلام از امام باقر علیه السلام نقل میکنند :
که عالم مانند کسی است که با خود شمعى دارد و همه جا را براى مردمان روشن مى‏كند، و هركه با شمع او جايى را ببيند در حق او دعاى خير مى‏كند. پس عالم نيز با خود شمعى دارد كه تاريكى نادانى و سرگردانى را از ميان مى‏برد ..

 

 5)  امام صادق « علیه السلام »- از پدرانش، از على « علیه السلام »نقل فرمودند:

که  پيامبر « صلی الله علیه وآله » فرمودند:

 «سه نفر نزد خداى عز و جل شفاعت مى‏كنند و شفاعت ايشان پذيرفته مى‏شود: پيامبران، سپس علما و سپس شهدا».

 

6)  امام سجاد « علیه السلام » فرمودند:

حق آنكه تو را در فراگيرى علم مدیریت میکند، بزرگ داشتن او و احترام گذاشتن به محفل او  و خوب گوش کردن به سخنان او و رو کردن به او  و كمك گرفتن از او بر ضد خواهشهاى نفس خود است ، تا بتوانى آن اندازه از علم كه ضرورت دارد فراگيرى؛ اين است كه بايد نيروى عقلت را مهيّا سازى، و فهم خويش را آماده كنى، و قلب را پاكيزه نگاه دارى، و ديده را جلا بخشى؛ و همه اینها با ترك لذات و كاستن از شهوات ميسر مى‏شود ..

 

7) امام باقر « علیه السلام » فرمودند: چون با عالمى مى‏نشينى، حرصت  بر شنيدن بيشتر باشد تا بر سخن گفتن. و همان گونه كه نيكو سخن گفتن را مى‏آموزى، نيكو شنيدن را نيز بیاموز. و سخن استادت را بر هیچ کسی قطع نکن . ( وقتی که فکر میکنی تو بهتر مطلب را فهمیده ای و بهتر جواب را بلدی)

 

8)  امام صادق « علیه السلام » فرمودند:که  امير المؤمنين همیشه می فرمودند : حق عالم بر تو آنست كه او را سوال پیچ نكنى، و لباس او را با دستت نگيرى. و چون بر محفل او وارد مى‏شوى و  گروهى نزد او نشسته‏اند، بر همگان سلام كنی، اما به او بيشتر درود و تحيت بگویی؛ و مقابل او بنشين نه پشت سر او، و با گوشه چشم اشاره مكن، نيز با دست اشاره نكن، و بر خلاف سخن او نقل قول نكن كه پس چرا «فلانی و فلانی چنين‏ گفته‏اند»،

 و با زیاد سخن گفتن و همصحبتی با او ملالت خاطر او را فراهم نکن .

به درستی که مثل عالم مثل درخت خرما است كه بايد چشم به راه آن بمانى تا دانه‏اى از آن بر تو فرو افتد ..

 

پاورقی

 -----------------------

ماخوذ از کتاب الحياة  ج‏2   باب هشتم باب العلماء

 

1) الامام علي «علیه السلام »: العلماء غرباء، لكثرة الجهّال

 2) النبي «صلی الله علیه وآله »: .. ألا إنّ اللَّه يحبّ بغاة العلم

3) قال النبي « صلی الله علیه وآله »: يا عليّ! ساعة العالم يتّكي على فراشه ينظر في العلم (علم)، خير من عبادة سبعين سنة

4) الامام العسكري « علیه السلام »: قال محمد بن علي الباقر « علیه السلام »: العالم كمن معه شمعة تضي‏ء للناس؛ فكلّ من أبصر شمعته دعا له بخير. كذلك العالم مع شمعة، تزيل ظلمة الجهل و الحيرة

5) الامام الصادق « علیه السلام »- عن آبائه، عن عليّ « علیه السلام »: قال رسول اللَّه «ص»: «ثلاثة يشفعون الى اللَّه عز و جل فيشفّعون: الأنبياء، ثم العلماء، ثم الشّهداء».

6) الامام السجاد « علیه السلام »- من رسالته في الحقوق: .. امّا حقّ سائسك بالعلم، فالتعظيم له، و التوقير لمجلسه، و حسن الاستماع اليه، و الاقبال عليه، و المعونة له على نفسك، فيما لا غنى بك عنه من العلم، بأن تفرّغ له عقلك، و تحضره فهمك، و تزكّي له (قلبك)، و تجلّي له بصرك، بترك اللّذات، و نقص الشّهوات

7) الامام الباقر « علیه السلام »: اذا جلست الى عالم، فكن على أن تسمع أحرص منك على أن تقول. و تعلّم حسن الاستماع كما تتعلّم حسن القول. و لا تقطع على احد حديثه

8) الامام الصادق « علیه السلام »: كان امير المؤمنين يقول: إنّ من حقّ العالم أن لا تكثر عليه السؤال، و لا تأخذ بثوبه. و اذا دخلت عليه و عنده قوم، فسلّم عليهم جميعا، و خصّه بالتحيّة دونهم. و اجلس بين يديه، و لا تجلس خلفه، و لا تغمز بعينك، و لا تشر بيدك؛ و لا تكثر من القول: «قال فلان و قال فلان» خلافا لقوله؛ و لا تضجر بطول صحبته، فإنّما مثل العالم مثل النخلة، تنتظرها حتى يسقط عليك منها شي‏ء

خیری در کثرت نماز و روزه نیست وقتی ...

سلام علیکم و رحمه الله و برکاته

در نزدیکی ماه رمضان ...
خداوند تعالی میفرماید(( لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِّن نَّجْوَاهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاَحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتَغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً))

خیری نیست در  کثرت نماز و روزه و عبادت

_زمانی که این عبادات، تو را به انصاف در مورد دیگران  حتی اگر دشمنت باشند  وادار نکند . خداوند   نسبت به ابلیس انصاف به خرج داد و به او فرصت داد تا  نظرش را بیان کند و مهلت داد تا وعده اش را  محقق کند
 (قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ* قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ* قَالَ أَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ* قَالَ إِنَّكَ مِنَ المُنظَرِينَ* قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ)

_زمانی که این عبادات مانع  ارتکاب حرمت های الهی  و  مانع هتک حرمت  دیگران و آبروی آنها نشود
_زمانی که این عبادات در تو  ایجاد نفرت نکند نسبت به دروغ  چه رسد به افتراء و تهمت
_زمانی که این عبادات مانع تو از غیبت و سخن چینی و  جدال و مراء بی ثمر نشود
_زمانی که این عبادات تو را وادار نکند به ندامت و تاسف  (و عذر خواهی اگر لازم شد) زمانی که فهمیدی تو خطا کردی
_زمانی که این عبادات تو را وادار به قناعت و اکتفاء به چیزی که  خدا روزیت کرده  نکند
_زمانی که این عبادات سبب نشود دیگران را در خوشی و سعادت خودت شریک کنی و برای آنها  طلب سعادت کنی
_زمانی که این عبادات سبب نشود که تو  با گشایشی که خدا از فضلش به تو داده، با کسی که  روزیش تنگ است  مواسات کنی
_زمانی که این عبادات سبب نشود عملت را محکم انجام دهی و واجبت را به بهترین  صورت ادا کنی
_زمانی که این عبادات قلب تو را از یقین و آرامش پر نکند
_زمانی که این عبادات تو را به خداوند  نزدیک نکند و برای تو ابواب ملکوت را باز نکند
_زمانی که این عبادات  سبب نشود که اقلا  سعی کنی متخلّق به اخلاق الله شوی

امام جواد علیه السلام: رسوایی عمر و ابوبکر در روایات مخالف قرآن  

به نام خدا 

 شهادت امام جواد علیه السلام را تسلیت عرض میکنم

 

در این روایت که از امام جواد علیه السلام  نقل شده است ما شاهد رسوایی ابوبکر و عمر  در مناظره  یحیی بن اکثم  با  امام خواهیم بود.

 

بد نیست بدانیم که امام جواد در سن هفت سالگی بعد از شهادت  پدر بزرگوارشان امام رضا علیه السلام ؛ به امامت رسیدند و یک سال بعد  مامون  دخترش رابه تزویج  حضرت در آورد . البته  با زور  و اکراه .

واینکه این  مناظره  در سن  هشت سالگی حضرت  صورت گرفته است . ببینید :

 

 

پس از آنکه مامون دخترش را به امام جواد تزویج کرد در مجلسی که مامون وامام ویحیی بن اکثم و گروه بسیاری در آن حضور داشتند ، یحیی به امام گفت :

روایت شده است که جبرئیل به حضور پیامبر رسید و گفت:یا محمد!خدا به شما سلام می رساند و میگوید: من از ابوبکر راضی هستم  از او بپرس که آیا او هم از من راضی هست ؟

نظر شما درباره این حدیث چیست ؟

امام فرمودند: من منکر فضیلت ابوبکر نیستم  ولی کسی که این خبر را نقل می کند باید خبر دیگری را نیز که پیامبر اسلام در حجه الوداع بیان کرد، از نظر دور ندارد . پیامبر فرمودند:

تعداد کسانی که به من دروغ می بندند ، زیاد شده  است  و بعد از من نیز زیاد خواهند بود . هر کس عمدا به من دروغ ببندد، جایگاهش در آتش خواهد بود.  پس وقتی حدیثی از من برای شما نقل شدآن را به کتاب خدا و سنت من عرضه کنید. آنچه را که با کتاب خدا وسنت من موافق بود بگیرید و آنچه را که مخالف کتاب خدا و سنت من بود رها کنید.

 امام جواد افزود: این روایت( درباره ابوبکر) با کتاب خدا سازگار نیست. زیرا خداوند فرمودست:((ما انسان را آفریدیم و می دانیم در دلش چه چیز می گذرد و ما از رگ گردن به او نزدیک تریم))

ق : 16   وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ

 

آیا خشنودی و نا خشنودی ابوبکر بر خدا پوشیده بوده که لازم باشد آن را از پیامبر بپرسد؟!

این مطلب عقلا محال است .

 

یحیی گفت : روایت شده است که:

(( ابوبکر وعمر در زمین ، مانند جبرئیل درآسمان هستند ))

حضرت فرمود: درباره این حدیث نیز باید دقت شود: چرا که جبرئیل و میکائیل دو فرشته مقرب درگاه خداوند هستند و هرگز گناهی ازآن دو سر نزده است و لحظه ای از دایره اطاعت خدا خارج نشده اند؛ ولی ابوبکر وعمر مشرک بوده اند ،  و هر چند پس از ظهور اسلام مسلمان شده اند،  اما اکثر دوران عمرشان را در شرک و بت پرستی سپری کرده اند، بنا بر این محال است که خدا آن دو را به جبرئیل و میکائیل تشبیه کند.

یحیی گفت : همچنین روایت شده است که : ابوبکر وعمر دو سرور پیران اهل بهشتند ، درباره این چه می گویید؟

حضرت فرمود:  این روایت نیز محال است که درست باشد، زیرا بهشتیان همگی جوانند و پیری در میان آنان یافت نمیشود ؛ تا اینکه  ابوبکر وعمر سرور آنان باشند!

این روایت را بنی امیه در مقابل حدیثی که از پیامبر صلی الله علیه وآله درباره حسن و حسین علیهما السلام  نقل شده است که حسن و حسین دو سرور جوانان اهل بهشتند ؛ جعل کرده اند .

 

یحیی گفت : روایت شده است که  (( عمر بن خطاب چراغ اهل بهشت است ))

حضرت فرمود: این نیز محال است؛ زیرا در بهشت ، فرشتگان مقرب خدا،آدم،محمد صلی الله علیه وآله و همه انبیاء  و فرستادگان خدا حضور دارند،چطور بهشت با نور اینها روشن نمی شود ولی با نور عمر روشن می گردد ؟!

یحیی اظهار داشت : روایت شده است که (( سکینه )) به زبان عمر سخن می گوید (  یعنی عمر هر چه میگوید ، از جانب ملک و فرشته می گوید )

حضرت فرمود : من منکر فضیلت عمر نیستم ؛ ولی  ابوبکر ، با آنکه از عمر افضل است ، بالای منبر می گفت : (( من شیطانی دارم که مرا منحرف می کند ، هر گاه دیدید از راه راست منحرف شدم ، مرا به راه درست بازگردانید ))

یحیی گفت : روایت شده است که پیامبر فرمودند : (( اگر من به پیامبری مبعوث نمی شدم ، حتما عمر مبعوث می شد ))

حضرت فرمود: کتاب خدا (قرآن ) از این حدیث راست تر است ، خدا در کتابش فرموده است : ((به خاطر بیاور هنگامی را که از پیامبران پیمان گرفتیم ، و از تو واز نوح ... ))

الأحزاب : 7   وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ ميثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهيمَ وَ مُوسى‏ وَ عيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ ميثاقاً غَليظاً

 از این آیه صریحا بر می آید که خداوند از پیامبران پیمان گرفته است ، در این صورت چگونه ممکن است پیمان خود را بشکند و تغییر دهد ؟

 هیچ یک از پیامبران به قدر چشم بر هم زدن به خدا شرک نورزیده اند ، چگونه خدا کسی را به پیامبری مبعوث می کند که بیشتر عمر خود را با شرک به خدا سپری کرده است ؟!

 و نیز پیامبر فرمودند: در حالی که آدم بین روح و جسدش بود ( هنوز آفریده نشده بود ) من پیامبر شده بودم )) .

 

باز یحیی گفت:

روایت شده است که پیامبر فرمودند : (( هیچگاه وحی از من قطع نشد ، مگر انکه گمان بردم که به خاندان خطاب ( پدر عمر) نازل شده است ))، یعنی نبوت از من به آنها منتقل شده است .

 حضرت فرمود : این نیز محال است ، زیرا امکان ندارد که پیامبر در نبوت خود شک کند ، خداوند میفرماید: (( خداوند از فرشتگان و همچنین از انسانها رسولانی بر می گزیند ))

الحج : 75   اللَّهُ يَصْطَفي‏ مِنَ الْمَلائِكَةِ رُسُلاً وَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَميعٌ بَصيرٌ

( بنا بر این ، با گزینش الهی ، دیگر جای شکی برای پیامبر در باب پیامبری خویش وجود ندارد)

یحیی گفت :

روایت شده است که پیامبر فرمود : (( اگر عذاب نازل می شد ، کسی جز عمر ازآن نجات نمی یافت ))

حضرت فرمود : این نیز محال است ، زیرا خداوند به پیامبر اسلام فرموده است : (( وتازمانیکه  تو در میان آنان هستی ، خداوند آنان را عذاب نمیکند و نیز تازمانی که استغفار می کنند ، خدا عذاب شان نمیکند ))

الأنفال : 33   وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ

 

 بدین ترتیب  تا زمانی که پیامبر در میان مردم است و تا زمانی که مسلمانان استغفار می کنند ، خداوند آنان را عذاب نمیکند .

 

 

بحارالأنوار     30     254  

6-  ج، [الإحتجاج‏] وَ رُوِيَ أَنَّ الْمَأْمُونَ بَعْدَ مَا زَوَّجَ ابْنَتَهُ أُمَّ الْفَضْلِ أَبَا جَعْفَرٍ ع كَانَ فِي مَجْلِسٍ وَ عِنْدَهُ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَ يَحْيَى بْنُ أَكْثَمَ وَ جَمَاعَةٌ كَثِيرَةٌ فَقَالَ لَهُ يَحْيَى بْنُ أَكْثَمَ مَا تَقُولُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فِي الْخَبَرِ الَّذِي رُوِيَ أَنَّهُ نَزَلَ جَبْرَئِيلُ ع عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ قَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ سَلْ أَبَا بَكْرٍ هَلْ هُوَ عَنِّي رَاضٍ فَإِنِّي عَنْهُ رَاضٍ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ لَسْتُ بِمُنْكِرِ فَضْلِ أَبِي بَكْرٍ وَ لَكِنْ يَجِبُ عَلَى صَاحِبِ هَذَا الْخَبَرِ أَنْ يَأْخُذَ مِثَالَ الْخَبَرِ الَّذِي قَالَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص فِي حَجَّةِ الْوَدَاعِ قَدْ كَثُرَتْ عَلَيَّ الْكَذَّابَةُ وَ سَتَكْثُرُ فَمَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّداً فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ فَإِذَا أَتَاكُمُ الْحَدِيثُ فَاعْرِضُوهُ عَلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّتِي فَمَا وَافَقَ كِتَابَ اللَّهِ وَ سُنَّتِي فَخُذُوا بِهِ وَ مَا خَالَفَ كِتَابَ اللَّهِ وَ سُنَّتِي فَلَا تَأْخُذُوا بِهِ وَ لَيْسَ يُوَافِقُ هَذَا الْخَبَرُ كِتَابَ اللَّهِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ فَاللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ خَفِيَ عَلَيْهِ رِضَا أَبِي بَكْرٍ مِنْ سَخَطِهِ حَتَّى سَأَلَ مِنْ مَكْنُونِ سِرِّهِ هَذَا مُسْتَحِيلٌ فِي الْعُقُولِ ثُمَّ قَالَ يَحْيَى بْنُ أَكْثَمَ وَ قَدْ رُوِيَ أَنَّ مَثَلَ أَبِي بَكْرٍ وَ عُمَرَ فِي الْأَرْضِ كَمَثَلِ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ فِي السَّمَاءِ فَقَالَ وَ هَذَا أَيْضاً يَجِبُ أَنْ يُنْظَرَ فِيهِ لِأَنَّ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ مَلَكَانِ لِلَّهِ مُقَرَّبَانِ لَمْ يَعْصِيَا اللَّهَ قَطُّ وَ لَمْ يُفَارِقَا طَاعَتَهُ لَحْظَةً وَاحِدَةً وَ هُمَا قَدْ أَشْرَكَا بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنْ أَسْلَمَا بَعْدَ الشِّرْكِ وَ كَانَ أَكْثَرُ أَيَّامِهِمَا فِي الشِّرْكِ بِاللَّهِ فَمُحَالٌ أَنْ يُشْبِهَهُمَا بِهِمَا قَالَ يَحْيَى وَ قَدْ رُوِيَ أَيْضاً أَنَّهُمَا سَيِّدَا كُهُولِ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَمَا تَقُولُ فِيهِ فَقَالَ ع وَ هَذَا الْخَبَرُ مُحَالٌ أَيْضاً لِأَنَّ أَهْلَ الْجَنَّةِ كُلَّهُمْ يَكُونُونَ شَبَاباً وَ لَا يَكُونُ‏ فِيهِمْ كَهْلٌ وَ هَذَا الْخَبَرُ وَضَعَهُ بَنُو أُمَيَّةَ لِمُضَادَّةِ الْخَبَرِ الَّذِي قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِي الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ بِأَنَّهُمَا سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَقَالَ يَحْيَى بْنُ أَكْثَمَ وَ رُوِيَ أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ سِرَاجُ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَقَالَ ع وَ هَذَا أَيْضاً مُحَالٌ لِأَنَّ فِي الْجَنَّةِ مَلَائِكَةَ اللَّهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ آدَمَ وَ محمد [مُحَمَّداً] وَ جَمِيعَ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِينَ لَا تُضِي‏ءُ بِأَنْوَارِهِمْ حَتَّى تُضِي‏ءَ بِنُورِ عُمَرَ فَقَالَ يَحْيَى وَ قَدْ رُوِيَ أَنَّ السَّكِينَةَ تَنْطِقُ عَلَى لِسَانِ عُمَرَ فَقَالَ ع لَسْتُ بِمُنْكِرِ فَضَائِلِ عُمَرَ وَ لَكِنَّ أَبَا بَكْرٍ أَفْضَلُ مِنْ عُمَرَ فَقَالَ عَلَى رَأْسِ الْمِنْبَرِ إِنَّ لِي‏شَيْطَاناً يَعْتَرِينِي فَإِذَا مِلْتُ فَسَدِّدُونِي فَقَالَ يَحْيَى قَدْ رُوِيَ أَنَّ النَّبِيَّ ص قَالَ لَوْ لَمْ أُبْعَثْ لَبُعِثَ عُمَرُ فَقَالَ ع كِتَابُ اللَّهِ أَصْدَقُ مِنْ هَذَا الْحَدِيثِ يَقُولُ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ فَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ فَكَيْفَ يُمْكِنُ أَنْ يُبَدِّلَ مِيثَاقَهُ وَ كَانَ الْأَنْبِيَاءُ ع لَمْ يُشْرِكُوا طَرْفَةَ عَيْنٍ فَكَيْفَ يُبْعَثُ بِالنُّبُوَّةِ مَنْ أَشْرَكَ وَ كَانَ أَكْثَرُ أَيَّامِهِ مَعَ الشِّرْكِ بِاللَّهِ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص نُبِّئْتُ وَ آدَمُ بَيْنَ الرُّوحِ وَ الْجَسَدِ فَقَالَ يَحْيَى بْنُ أَكْثَمَ وَ قَدْ رُوِيَ أَنَّ النَّبِيَّ ص قَالَ مَا احْتَبَسَ الْوَحْيُ عَنِّي قَطُّ إِلَّا ظَنَنْتُهُ قَدْ نَزَلَ عَلَى آلِ الْخَطَّابِ فَقَالَ ع وَ هَذَا مُحَالٌ أَيْضاً لِأَنَّهُ لَا يَجُوزُ أَنْ يَشُكَّ النَّبِيُّ ص فِي نُبُوَّتِهِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلائِكَةِ رُسُلًا وَ مِنَ النَّاسِ فَكَيْفَ يُمْكِنُ أَنْ تَنْتَقِلَ النُّبُوَّةُ مِمَّنِ اصْطَفَاهُ اللَّهُ تَعَالَى إِلَى مَنْ أَشْرَكَ بِهِ قَالَ يَحْيَى بْنُ أَكْثَمَ رُوِيَ أَنَّ النَّبِيَّ ص قَالَ لَوْ نَزَلَ الْعَذَابُ لَمَا نَجَا مِنْهُ إِلَّا عُمَرُ فَقَالَ ع وَ هَذَا مُحَالٌ أَيْضاً إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ فَأَخْبَرَ سُبْحَانَهُ أَنْ لَا يُعَذِّبَ أَحَداً مَا دَامَ فِيهِمْ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ مَا دَامُوا يَسْتَغْفِرُونَ اللَّهُ تَعَالَى‏

 

فقه و حرمت قیاس و اجتهاد

به نام خدا

  

إبراهيم : 52   هذا بَلاغٌ لِلنَّاسِ وَ لِيُنْذَرُوا بِهِ وَ لِيَعْلَمُوا أَنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ لِيَذَّكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ

الأحقاف : 35   .... بَلاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفاسِقُونَ

الجاثية : 20   هذا بَصائِرُ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ

 

 

سماعه میگوید که به امام موسی علیه السلام عرض کردم :

ما دور هم جمع میشویم و با هم مذاکره علمی داریم و به هیچ مسئله ای بر نمیخوریم مگر اینکه در آن موضوع ،  حدیثی وجود دارد که خداوند به واسطه شما ، ما را بهرمنده کرده است.

اما گاهی اوقات به  مسئله ای کوچک برمیخوریم که سخنی از شما در آن زمینه نداریم ، به یکدیگر نگاه میکنیم و حکم مسئله ای که بسیار شبیه به این مسئله است را به بهترین شیوه بر این موضوع نیز پیاده میکنیم .

حضرت فرمودند:

شما را چه به قیاس!

هلاک شدند کسانی که قبل از شما از قیاس استفاده کردند.

سپس فرمودند:

آنچه علم ویقین دارید بگویید

اما در آنچه علم ندارد دهانتان را ببندید ( این قسمت را  حضرت با اشاره به دهانشان تفهیم کردند)

سپس فرمودند:

خدا ابوحنیفه را لعنت کندکه میگفت علی این چنین گفته من هم این چنین میگویم و نظر و و فتوا میدهم صحابه نیز این چنین فتوا دادند .(نظیر آنچه امروزه در حوزه های علمیه رخ میدهد)

سپس از من پرسیدند آیا با او نشسته ای ؟   ( با قرینه سایر روایات حضرت این سوال را برای نهی او از نشستن با او پرسیدند و پرس و جو کردند تا نهی کنند)

 

جواب دادم خیر اما او همین میکند که فرمودید .

سپس گفتم آیا رسول خدا صلی الله علیه وآله  تمام آنچه مورد نیاز مردم عهدش بوده است آورده است ؟

حضرت فرمودند:

بله تمام آنچه که مردم  تا روز قیامت به آن نیاز دارند را آورده است .

پرسیدم آیا چیزی ازآن نابود شده است؟

فرمودند : خیر تمام آن مسائل در نزد اهلش میباشد (۱)

 

 -----------

۱ )  الكافي     1     57    باب البدع و الرأي و المقاييس .....

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى ع قَالَ قُلْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ إِنَّا نَجْتَمِعُ فَنَتَذَاكَرُ مَا عِنْدَنَا فَلَا يَرِدُ عَلَيْنَا شَيْ‏ءٌ إِلَّا وَ عِنْدَنَا فِيهِ شَيْ‏ءٌ مُسَطَّرٌ وَ ذَلِكَ مِمَّا أَنْعَمَ اللَّهُ بِهِ عَلَيْنَا بِكُمْ ثُمَّ يَرِدُ عَلَيْنَا الشَّيْ‏ءُ الصَّغِيرُ لَيْسَ عِنْدَنَا فِيهِ شَيْ‏ءٌ فَيَنْظُرُ بَعْضُنَا إِلَى بَعْضٍ وَ عِنْدَنَا مَا يُشْبِهُهُ فَنَقِيسُ عَلَى أَحْسَنِهِ فَقَالَ وَ مَا لَكُمْ وَ لِلْقِيَاسِ إِنَّمَا هَلَكَ مَنْ هَلَكَ مِنْ قَبْلِكُمْ بِالْقِيَاسِ ثُمَّ قَالَ إِذَا جَاءَكُمْ مَا تَعْلَمُونَ فَقُولُوا بِهِ وَ إِنْ جَاءَكُمْ مَا لَا تَعْلَمُونَ فَهَا وَ أَهْوَى بِيَدِهِ إِلَى فِيهِ ثُمَّ قَالَ لَعَنَ اللَّهُ أَبَا حَنِيفَةَ كَانَ يَقُولُ قَالَ عَلِيٌّ وَ قُلْتُ أَنَا وَ قَالَتِ الصَّحَابَةُ وَ قُلْتُ ثُمَّ قَالَ أَ كُنْتَ تَجْلِسُ إِلَيْهِ فَقُلْتُ لَا وَ لَكِنْ هَذَا كَلَامُهُ فَقُلْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ أَتَى رَسُولُ اللَّهِ ص النَّاسَ بِمَا يَكْتَفُونَ بِهِ فِي عَهْدِهِ قَالَ نَعَمْ وَ مَا يَحْتَاجُونَ إِلَيْهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَقُلْتُ فَضَاعَ مِنْ ذَلِكَ شَيْ‏ءٌ فَقَالَ لَا هُوَ عِنْدَ أَهْلِهِ

مناظره قرآن ناطق (امام رضا علیه السلام) با سران یهود مسیحیت و زردشت

به نام خدا

سلام علیکم و رحمه الله  

به نظرم رسید با تکرار گوشه ای از سخنان عالم اهل البیت امام رضا علیه السلام ، گامی در جهت نشر سخنان زیبای ایشان  بردارم تا موجبات خشنودی امام زمان عجل الله فرجه الشریف و حضرت معصومه علیها السلام ،  صاحب نعمت قمیون  را فراهم کنم .

 

همانگونه که آگاه هستید در زمان امام رضا علیه السلام ، بیشترین مباحث علمی بین ادیان و بیشترین ترجمه کتب منحرفه از جمله کتب فلسفی صورت گرفت ، به طوری که راه یافت آثار فلسفی به حوزه مملکت اسلامی نیز  به همین دوره بر میگردد.

هدف حاکم وقت یعنی مامون (لعنه الله علیه)از ترتیب دادن این مناظره ها و تشویق به ترجمه این کتب ، به چالش کشیدن امام رضا علیه السلام و شکست دادن ایشان در مناظرات علمی بود .

 

گوشه ای از مناظره امام علیه السلام با سران ادیان همچون یهودیت ، مسیحیت ،و زردشت را برای شما به نمایش گذاشته ایم تا زیبایی منطق یک مسلمان برای باری دیگر به جهانیان عرضه شود .

 

از متخصصین زبان انگلیسی خواهش میکنم که برای ترجمه این متن به زبان انگلیسی مرا یاری کنند

تا این متن ، پیامی باشد زیبا به سوزندگان قرآن .

 

و امام رضا  علیه السلام ، چه زیبا میفرمایند :

خدارحمت کند کسی که امر ما را زنده  کرد.

از ایشان پرسیدند : چگونه امر شما  زنده میشود؟

حضرت فرمودند : علوم ما را یاد بگیرد و آن را به مردم بیاموزد

به درستی که اگر مردم زیبایی کلام ما را بدانند ، از ما  پیروی میکنند(1)

 

 

اصل مناظره :

 

۱)  حسن بن محمّد نوفلىّ نقل میکند :

 وقتى حضرت رضا عليه السّلام به مرو  ونزد مامون ( لعنت خدا بر مامون )  وارد شدند،

 خليفه به فضل بن سهل دستور داد تا علماى اديان و متكلّمين مثل جاثليق ، رأس الجالوت، رؤساى صابئين، هربذ بزرگ، و زردشتى‏ها، عالم روميان و علماى علم كلام را گرد هم آورده تا گفتار و عقائد حضرت رضا و نيز اقوال آنان را بشنود (شاید بتواند به این وسیله حضرت رضا علیه السلام را در حضور مردم و علماء ناتوان و بیسواد جلوه دهد ) .

 فضل بن سهل نيز آنان را فرا خواند و مأمون را از حضور ايشان آگاه کرد، خليفه نيز دستور داد همه را نزد او حاضر كنند، و پس از خوش آمد گويى به ايشان گفت: شما را براى كار خوبی  فراخوانده‏ام، مايلم با پسر عمويم كه از مدينه به اينجا آمده مناظره كنيد، فردا أوّل وقت به اينجا بياييد و كسى از اين دستور سرپيچى نكند.

ايشان نيز اطاعت كرده و گفتند: اى امير المؤمنين به خواست خدا فردا أوّل وقت در اين محلّ حاضر خواهيم شد.

 

نوفلىّ در ادامه میگوید :

ما نزد آن حضرت سرگرم صحبت بوديم كه ناگاه ياسر؛ خادم آن حضرت وارد شده و گفت: سرور من! أمير المؤمنين به شما سلام رسانده و فرمود: برادرت قربانت شود! دانشمندان مذاهب مختلف، و علماى علم كلام، همگى نزد من حضور دارند، آيا مايليد نزد ما آمده و با ايشان به بحث و گفتگو پردازيد؟ و گر نه خود را به زحمت نينداخته در صورت تمايل ما به خدمت شما بياييم.

حضرت فرمود: به او سلام برسان و بگو متوجّه منظور شما شدم، به خواست خدا فردا صبح خواهم آمد.

راوى ادامه داد: هنگامى كه ياسر رفت، آن حضرت رو بمن كرده فرمود: اى نوفلىّ، تو عراقىّ هستى و أهل عراق طبع ظريف و نكته‏سنجى دارند، نظرت در باره اين گردهمايى از علماى اديان و أهل شرك توسّط مأمون چيست؟

عرضه کردم: او قصد آزمودن شما را دارد، و كار نامطمئنّ و خطرناكى كرده است، حضرت فرمود: چطور؟ گفتم: متكلّمين و أهل بدعت؛ مثل علما نيستند، چون عالم؛ مطالب درست و صحيح را انكار نمى‏كند، ولى ايشان همه؛ أهل انكار و مغالطه‏اند، اگر بر اساس وحدانيّت خدا با ايشان بحث كنيد، خواهند گفت: وحدانيّتش را ثابت كن، و اگر بگوئيد:

محمّد صلّى اللَّه عليه و آله رسول خدا است، مى‏گويند: رسالتش را ثابت كن، سپس مغلطه مى‏كنند، و باعث مى‏شوند خود شخص؛ دليل خود را باطل كند و دست از حرف خويش بردارد، قربانت گردم، از ايشان بر حذر باشيد ومواظب خودتان باشید.( این سخن نوفلی بیانگر ضعف اعتقادی او وشناخت ضعیف او از امام معصوم میباشد )

 

حضرت ضمن تبسّمى فرمود: اى نوفلىّ، آيا ترس آن دارى ايشان دلائل مرا باطل كرده و مرا مجاب کنند؟! گفتم: نه بخدا، در باره شما چنين هراسى ندارم و اميدوارم خداوند شما را بر ايشان پيروز فرمايد.

فرمود: اى نوفلىّ، مى‏خواهى بدانى مأمون چه وقت از اين كار پشيمان خواهد شد؟

گفتم: آرى،

 فرمود: وقتى كه ببیند  كه با أهل تورات با توراتشان و با اهل انجيل با انجيلشان و با أهل زبور با زبورشان و با صابئين با عبرى و با زردشتيان به فارسى و با روميان به رومى و با هر فرقه‏اى از علما بزبان خودشان بحث مى‏كنم، و وقتی  كه ببنید  همه را مجاب كردم و در بحث بر همه چيره شدم و تمام ايشان سخنم را پذيرفتند، مأمون درخواهد يافت آنچه بدنبال آن مى‏باشد درخور او نيست، در اين زمان است كه او پشيمان خواهد شد، لا حول و لا قوّة إلّا باللَّه العليّ العظيم.

 

 بامدادان، فضل بن سهل نزد امام رضا علیه السلام  آمده و گفت: فدايت شوم، پسر عموى شما منتظر است، و تمام علما و دعوت‏شدگان حاضرند، كى تشريف مى‏آوريد؟

حضرت فرمود: شما زودتر برويد، من هم بخواست خدا خواهم آمد. سپس وضو گرفته، و مقدارى سويق (نوعى خوراكى از قبيل آش يا حليم است) ميل فرموده و قدرى نيز به ما دادند، آنگاه همه خارج شده نزد مأمون رسيديم،

 مجلس پر از جمعيّت بود و محمّد ابن جعفر (عموى امام ) به همراه گروهى از سادات و نيز فرماندهان لشكر در آن مجلس حضور داشتند.

                       

 وقتى آن حضرت وارد مجلس شدند، مأمون و محمّد بن جعفر و تمام سادات حاضر در مجلس به احترام امام رضا عليه السّلام برخاستند، حضرت و مأمون نشستند ولى بقيّه به احترام حضرت ،  همان طور ايستاده بودند تا اينكه خليفه دستور نشستن داد، و مأمون مدّتى با آن حضرت گرم صحبت شد،

 سپس رو به جاثليق كرده گفت: اى جاثليق، اين فرد علىّ بن موسى بن جعفر؛ پسر عمويم، و از اولاد فاطمه- دخت پيامبرمان- و علىّ بن أبى طالب- صلوات اللَّه عليهم- مى‏باشد، ميل دارم با او صحبت كنى و بحث نمايى و حجّت آورى و انصاف را رعايت كنى.

 

جاثليق گفت:

اى أمير المؤمنين، چگونه با كسى بحث كنم كه به كتابى استدلال مى‏كند كه من آن را قبول ندارم، و به گفتار پيامبرى احتجاج ميكند كه من به او ايمان ندارم؟

امام فرمود: اى مرد مسيحى، اگر از انجيل برايت دليل بياورم آيا مى‏پذيرى؟

جاثليق گفت: مگر مى‏توانم آنچه انجيل فرموده ردّ كنم؟

بخدا قسم بر خلاف ميل باطنى‏ام آن را قبول خواهم كرد.

امام فرمود: اكنون، هر چه مى‏خواهى سؤال كن و جوابت را بگير.

جاثلیق پرسيد: در باره نبوّت عيسى و كتابش چه عقيده دارى؟ آيا منكر آن دو هستى؟

 

 امام فرمود: من به نبوّت عيسى و كتابش و به آنچه امّتش را بدان بشارت داده و حواريّون نيز آن را قبول كرده‏اند ايمان دارم و به عيسايى كه به نبوّت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و كتاب او ايمان نداشته و امّت خود را به او بشارت نداده؛ كافرم.

 

جاثليق گفت: مگر هر حكمى نياز به دو شاهد عادل ندارد؟

 

امام فرمود: آرى، او گفت: پس دو گواه عادل از غير همدينان خود كه مسيحيان نيز او را قبول داشته باشند معرّفى فرما، و از ما نيز از غير هم دينانت دو شاهد عادل بخواه.

 

امام فرمود: اكنون منصفانه سخن گفتی ، آيا فردى كه نزد حضرت مسيح داراى مقام و منزلتى بود قبول دارى؟

جاثليق گفت: اين شخص عادل كيست؛ نامش را بگو؟

امام فرمود: نظرت در باره يوحنّا ديلمى چيست؟

جاثليق گفت: به به!! نام محبوبترين شخص نزد مسيح را بردى!

 امام فرمود: تو را سوگند مى‏دهم آيا در انجيل نيامده كه يوحنّا گفت: مسيح مرا به كيش محمّد عربى آگاه نمود و بشارت داد كه بعد از او خواهم آمد و من نيز به حواريّون مژده دادم و آنان به او ايمان آوردند؟

 جاثليق گفت: بله، يوحنّا از قول حضرت مسيح اين طور نقل كرده و نبوّت مردى را بشارت داده و هم به أهل بيت و وصىّ او مژده داده، ولى معيّن نكرده كه اين ماجرا چه وقت اتّفاق خواهد افتاد و ايشان را براى ما معرّفى نكرده است تا ايشان را بشناسيم.

 

امام فرمود: اگر فردى كه بتواند انجيل بخواند را در اينجا حاضر كنم و مطالب مربوط به محمّد و أهل بيت و امّت او را برايت تلاوت كند آيا ايمان مى‏آورى؟

جاثليق گفت: سخن نيكى است، آن حضرت نيز پس از  احضار نسطاس رومى ، به او  فرمود: سفر سوم انجيل «1» را تا چه حدّى در حفظ دارى؟

گفت: به تمام و كمال آن را حفظ مى‏باشم، سپس رو به رأس الجالوت نموده و فرمود:

آيا انجيل خوانده‏اى؟

گفت: آرى،

 امام فرمود: من سفر سوم را مى‏خوانم، اگر در آنجا مطلبى در باره محمّد و أهل بيت او- عليهم السّلام و امّتش بود، شهادت دهيد و اگر مطلبى در اين باره نبود، شهادت ندهيد،

 سپس امام عليه السّلام ضمن خواندن سفر سوم تا به ذكر پيامبر رسيد؛ توقّف كرده فرمود:

اى نصرانى تو را به حقّ مسيح و مادرش قسم، آيا دريافتى كه من عالم به انجيل مى‏باشم؟

 

گفت: آرى،

 سپس مطلب مربوط به محمّد و أهل بيت و امّتش را تلاوت فرمود،

 گفت: حال چه مى‏گويى؟

اين عين سخن مسيح عليه السّلام است،

 اگر مطالب انجيل را تكذيب كنى، موسى و عيسى عليهما السّلام را تكذيب كرده‏اى و اگر اين مطلب را منكر شوى، قتل تو واجب است، زيرا به خدا و پيامبر و كتاب خود كافرشده‏اى، جاثليق گفت: مطلبى را كه از انجيل برايم روشن شود انكار نمى‏كنم، بلكه بدان اذعان دارم.

امام فرمود: شاهد بر اقرار او باشيد!.

 

امام در ادامه فرمود : هر چه مى‏خواهى سؤال كن.

 جاثليق گفت: حواريّون حضرت مسيح و نيز علماى انجيل چند نفر بودند؟

حضرت رضا عليه السّلام فرمود: از خوب كسى پرسيدى؛ حواريّون دوازده نفر و عالم و برترشان ألوقا بود.

 و علماى مسيحيان سه نفر بودند: يوحنّاى اكبر در «أج»،

يوحنّا در «قرقيسيا»،

 و يوحنّا ديلمىّ در رجّاز

و مطالب مربوط به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و أهل بيت و امّت او نزد وى بوده و هم او بود كه امّت عيسى و بنى اسرائيل را به نبوّت حضرت محمّد و أهل بيت و امّتش، مژده داد.

 

سپس فرمود: اى مسيحى، قسم به خدا ما به عيسايى كه به محمّد صلّى اللَّه عليه و آله مؤمن بود، ايمان داريم،

 و نسبت به عيساى شما ايرادى نداريم جز ضعف و ناتوانى و كمى نماز و روزه او!

 جاثليق گفت: بخدا سوگند، دانش خود را تباه ساخته و خود را تضعيف نمودى، مى‏پنداشتم تو عالمترين فرد در بين مسلمين هستى!

 امام فرمود: مگر چطور شده؟

جاثليق گفت: شما معتقدى كه عيسى ضعيف بود و كم روزه مى‏گرفت و كم نماز مى‏خواند و حال آنكه آن حضرت حتّى يك روز هم بدون روزه سپرى نکرد  و يك شب نيز بخواب نرفت، و هميشه روزها روزه بود و شبها شب زنده‏دار!

 امام فرمود: براى نزديكى و تقرّب به چه كسى روزه مى‏گرفت و نماز مى‏خواند؟!

 جاثليق  نتوانست جوابى دهد و ساكت ماند!!. ( چرا که  بندگی حضرت عیسی و نمازو روزه و عبادت او با خدا بودنش در تضاد است .خدا که خودش را عبادت نمیکند )

 

امام فرمود: اى نصرانىّ از تو سؤالى دارم،

 جاثليق گفت: بفرماييد، اگر بدانم جواب مى‏دهم، امام فرمود: چرا قبول ندارى كه عيسى با اذن خدا مرده‏ها را حيات مى‏بخشيد؟

جاثليق گفت: زيرا احياكننده مردگان و شفا دهنده كوران و شفاد هنده کسانی که مبتلا به پيسى هستند ، چنين كسى معبود و شايسته پرستيدن است.

امام فرمود: «يسع» نيز اعمالی  مانند كارهاى عيسى انجام مى‏داد،

 او بر آب راه مى‏رفت و مرده را حيات مى‏بخشيد، و نابينا و بيمار پيسى را شفا مى‏داد، ولى امّتش وى را خدا ندانسته و هيچ كس وى را پرستش نكرد،

 و «حزقيل» پيامبر نيز همچون عيسى بن مريم مرده زنده كرد؛

 سى و پنج هزار نفر را پس از گذشت شصت سال از مرگشان، زنده كرد.

 سپس آن حضرت رو به رأس الجالوت كرده فرمود:

 آيا ماجراى اين تعداد از جوانان بنى اسرائيل را در تورات ديده‏اى؟

 بخت‏نصّر ايشان را از بين اسيران بنى اسرائيل كه در وقت حمله به بيت المقدّس اسير شده بودند برگزيده و به بابل برد، خداوند نيز وى را به سوى ايشان فرستاد و او آنان را زنده نمود، اين مطلب در تورات موجود است و هر كدام‏ از شما انكار كند كافر است.

رأس الجالوت گفت:

 اين ماجرا را شنيده‏ام، و از آن باخبرم.

 

امام فرمود: صحيح است، اكنون نيك دقّت كن و بنگر آيا اين سفر از تورات را صحيح مى‏خوانم؟

سپس حضرت آن  آيات از تورات را بر ما تلاوت نمود، يهودى با شنيدن تلاوت و صوت آن حضرت، با شگفتى، جسم خود را به راست و چپ حركت مى‏داد، سپس حضرت  رو به جاثليق كرده پرسيدند: آيا اينها پيش از عيسى بوده‏اند يا عيسى پيش از آنان؟

جاثليق گفت: آنان پيش از عيسى بوده‏اند،

فرمود: قريش ،  همگى نزد آن حضرت  محمد صلّى اللَّه عليه و آله آمده و خواستند كه آن جناب مرده‏هايشان را زنده‏كند، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله؛ علىّ بن أبى طالب عليه السّلام را همراه ايشان به صحراء (قبرستان) فرستاده و فرمود: در آنجا با صداى بلند افرادى را كه اينان خواهان زنده‏شدنشان هستند صدا بزن و تك تك نام ايشان را ببر و بگو: محمّد رسول خدا مى‏گويد:

به اذن خدا برخيزيد!

 پس همه برخاسته، خاكهاى سرشان را مى‏تكاندند، و مردان قريش نيز از ايشان در باره امورشان پرسش مى‏كردند و در ضمن گفتند: محمّد پيامبر شده است، مردگان از خاك برخاسته گفتند: اى كاش، ما نيز وى را دريافته به او ايمان مى‏آورديم،

 و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نيز افراد نابينا يا مبتلا به پيسى و ديوانگان را شفا داده است،

 با حيوانات، پرندگان جنّ و شياطين صحبت كرده است، ولى ما آن حضرت را خدا نمى‏دانيم،

 

و در عين حال منكر فضائل اين دسته از پيامبران نيستيم، شما كه عيسى را معبود خود مى‏خوانيد، بايد دو پيامبر: يسع و حزقيل را نيز معبود خود بدانيد،

 زيرا آن دو نيز نظير عيسى مردگان را زنده مى‏كردند،

 و معجزات ديگر او را نيز انجام مى‏دادند.

و همچنين تعدادى از بنى اسرائيل كه به هزاران نفر مى‏رسيدند، از بيم طاعون از ديار خود خارج شدند، ولى خداوند جان ايشان را در يك لحظه گرفت، أهل آن ديار، اطراف آن مردگان حصارى كشيدند و آنان را به همان حال رها كردند تا استخوانهايشان پوسيد، روزى يكى از انبياء بنى اسرائيل از آنجا عبور ميكرد، از كثرت استخوانهاى پوسيده به شگفت آمد، خداوند به او وحى فرمود كه: آيا ميل دارى ايشان را براى تو زنده كنم تا آنان را انذار كرده و دين خود را تبليغ كنى؟ گفت: آرى، اى پروردگار من.

                       

پس خداوند وحى فرستاد كه ايشان را صدا بزن، او نيز چنين ندا كرد: اى استخوانهاى پوسيده! به فرمان خدا برخيزيد!

در يك آن ،  همه زنده شده و با تكاندن خاك از سر خود برخاستند.

و ديگر حضرت ابراهيم خليل عليه السّلام وقتى پرندگانى را گرفته و تكّه تكّه نمود، و هر قسمت را بر روى كوهى قرار داد؛ سپس همه را خواند و زنده شدند و به سوى او آمدند.

 

و همچنين حضرت موسى عليه السّلام و هفتاد نفر همراهش كه از بين بنى اسرائيل انتخاب كرده بود وقتى به كوه رفتند و گفتند: تو خدا را ديده‏اى، او را به ما نيز نشان بده، او گفت:

من او را نديده‏ام، ولى ايشان اصرار كرده گفتند: «ما كلام تو را تصديق نمى‏كنيم مگر اينكه آشكارا خدا را ببينيم- بقره: 55»، در نتيجه صاعقه‏اى آنان را سوزاند و نابود ساخت.

 

و موسى تنها ماند و به خداوند عرض كرد: خداوندا! من هفتاد تن از بنى اسرائيل را برگزيدم و همراه خود آوردم، و اكنون تنها برميگردم، چطور امكان دارد قوم من سخنانم را در اين واقعه بپذيرند؟ اگر مى‏خواستى؛ هم من و هم ايشان را قبلًا از بين مى‏بردى، آيا ما را بخاطر كار بى‏خردان هلاك ميسازى؟، خدا نيز ايشان را پس از مرگشان زنده نمود.

) [سپس امام افزود:] هيچ يك از مواردى را كه برايت ذكر كردم نمى‏توانى ردّ كنى، زيرا همگى مضمون آياتى از تورات، انجيل، زبور و قرآن است، اگر هر كس كه مرده زنده مى‏كند و نابينايان و مبتلايان به پيسى و ديوانگان را شفا مى‏دهد، خدا باشد، پس اينها را هم خدا بدان، حال، چه مى‏گويى؟

 

جاثليق گفت: بله، حرف، حرف شماست، معبودى جز اللَّه نيست!!.

 

سپس امام عليه السّلام به رأس الجالوت فرمود: تو را به ده آيه‏اى كه بر حضرت موسى نازل شد سوگند مى‏دهم كه آيا خبر محمّد و امّتش در تورات، موجود هست؟ كه: «آن زمان كه امّت آخر، پيروان آن شتر سوار، بيايند، و خداوند را بسيار بسيار تسبيح گويند، تسبيحى جديد در معبدهايى جديد، در آن روزگار، بنى اسرائيل بايد به سوى ايشان و به سوى پادشاه ايشان روان شوند تا دلهاشان آرام گيرد، چون آنان شمشيرهايى بدست دارند كه توسّط آن از كفّار در گوشه و كنار زمين انتقام مى‏گيرند» آيا اين مطلب، همين طور در تورات مكتوب نيست؟

 

رأس الجالوت گفت: آرى، ما نيز آن را همين گونه در تورات يافته‏ايم.

 سپس به جاثليق فرمود: با كتاب «شعيا» تا چه حدّ آشنايى؟

گفت: حرف به حرفش را مى‏دانم.

سپس به آن دو فرمود: آيا قبول داريد كه اين مطلب از گفته‏هاى شیعاست ؟ «اى مردم، من تصوير آن شخص سوار بر درازگوش را ديدم در حالى كه لباسهايى از نور بر تن داشت و آن شتر سوار را ديدم كه نورش همچون نور ماه بود»؟

آن دو جواب دادند: بله، شعيا اين گونه گفته است.

امام فرمود: آيا با اين گفته عيسى عليه السّلام در انجيل آشنا هستيد: «من به سوى خداى شما و خداى خودم خواهم رفت، و فارقليطا خواهد آمد «1» و اوست كه به نفع من و به حقّ‏

شهادت خواهد داد همان طور كه من براى او شهادت دادم، و اوست كه همه چيز را براى شما تفسير خواهد كرد، و اوست كه رسوائيهاى امّتهاى را آشكار خواهد كرد، و اوست كه ستون خيمه كفر را خواهد شكست».

 جاثليق گفت: هر چه از انجيل بخوانى آن را قبول داريم.

امام فرمود: آيا قبول دارى اين مطلب در انجيل موجود است؟

 گفت: آرى.

حضرت افزود: آن زمان كه انجيل نخست را گم كرديد، آن را نزد چه كسى يافتيد و چه كسى اين انجيل را براى شما وضع كرد؟.

جاثليق گفت: ما فقطّ يك روز انجيل را گم كرديم و سپس آن را تر و تازه يافتيم، يوحنّا و متّى آن را براى ما پيدا كردند.

فرمود: چقدر نسبت به قصّه اين انجيل و علماى آن بى‏اطّلاع هستى؟ اگر اين مطلب‏ همان طور باشد كه تو مى‏گويى، پس چرا در مورد انجيل دچار اختلاف شديد؟

 اين اختلاف در همين انجيلى است كه امروزه در دست داريد، اگر مثل روز نخست بود كه در آن دچار اختلاف نمى‏شديد، ولى من مطلب را برايت روشن مى‏كنم:

آن زمان كه انجيل نخست گم شد، مسيحيان نزد علماى خود گرد آمده و گفتند: عيسى بن مريم كشته شده و انجيل را نيز گم كرده‏ايم، شما علما نزد خود چه داريد؟

 الوقا و مرقابوس و يوحنّا و متّى گفتند: ما انجيل را از حفظ هستيم و هر روز يك شنبه يك سفر از آن را براى شما خواهيم آورد، محزون نباشيد و كنيسه‏ها را خالى نگذاريد، هر يك شنبه، يك سفر از آن را براى شما خواهيم خواند تا تمام انجيل را گرد آوريم.

 سپس آن حضرت فرمود: الوقا، مرقابوس، يوحنّا و متّى نشستند و اين انجيل را پس از گم شدن انجيل نخست براى شما نگاشتند، و اين چهار نفر شاگرد شاگردان اوّلين بودند، آيا اين مطلب را مى‏دانستى؟

جاثليق گفت: اين مطلب را تا به حال نمى‏دانستم، و از بركت آگاهى شما نسبت به انجيل، امروز برايم روشن شد، و مطالب ديگرى را كه تو مى‏دانستى از شما شنيدم، قلبم شهادت مى‏دهد كه آنها همه حقّ است، از فرمايشات شما بسيار استفاده كردم.

 

 امام فرمود: به نظر تو، گواهى اين افراد چطور است؟

 

جاثليق گفت: گواهى اينان قابل قبول مى‏باشد، اينان علماى انجيل هستند و هر چه را تأييد كنند و بدان شهادت دهند حقّ و درست است.

امام عليه السّلام به مأمون و أهل بيتش و ساير حضّار فرمود: شما گواه باشيد، گفتند: ما گواهيم، سپس به جاثليق فرمود: تو را به حقّ پسر (عيسى) و مادرش (مريم عليهما السّلام) سوگند مى‏دهم، آيا مى‏دانى كه متّى گفته است: مسيح، فرزند داود بن ابراهيم بن اسحاق بن- يعقوب بن يهوذا بن خضرون است و مرقابوس در باره اصل و نسب عيسى بن مريم عليهما السّلام گفته است: او «كلمه» خدا است كه خداوند او را در جسد انسانى قرار داد و به صورت انسان درآمد، و الوقا گفته است: عيسى بن مريم عليهما السّلام و مادرش انسانهايى بودند از خون و گوشت كه روح القدس در آنان حلول كرد، و در ضمن قبول دارى كه از قسمتى از مطالب اين است كه فرموده: «اى حواريّون، براستى و صداقت برايتان مى‏گويم: تنها كسى مى‏تواند به آسمان صعود كند كه از همان جا آمده باشد جز راكب شتر؛ خاتم الأنبياء، كه او به آسمان صعود مى‏كند و فرود مى‏آيد»، نظرت راجع به اين كلام چيست؟

 جاثليق گفت: اين سخن عيسى است و ما آن را انكار نمى‏كنيم، امام فرمود: نظرت در باره شهادت و گواهى الوقا، مرقابوس و متّى در باره عيسى و اصل و نسب او چيست؟

 

جاثليق گفت: به عيسى افتراء زده‏اند،

 امام عليه السّلام به حاضران فرمود: مگر او هم اكنون پاكى و صداقت ايشان را تأييد نكرد و نگفت آنان علماى انجيل هستند و گفتارشان كاملًا حقّ و حقيقت است؟

جاثليق گفت: اى عالم أهل اسلام، ميل دارم مرا در مورد اين چهار تن معاف دارى، امام فرمود: قبول است، تو را معاف كرديم، حال هر چه مى‏خواهى پرسش كن.

جاثليق گفت: بهتر است ديگرى سؤال كند، سوگند به حقّ مسيح كه من فكر نمى‏كردم در علماى مسلمين كسى مثل شما وجود داشته باشد.

امام رو به رأس الجالوت كرده فرمود: اكنون، من از تو پرسش كنم يا تو مى‏پرسى؟

گفت: من مى‏پرسم، و تنها جوابى را قبول مى‏كنم كه يا از تورات باشد يا از انجيل و يا از زبور داود، يا صحف ابراهيم و موسى.

 

امام فرمود: پاسخى را از من نپذير مگر اينكه از تورات موسى يا انجيل عيسى و يا زبور داود باشد.

رأس الجالوت گفت: از كجا نبوّت محمّد را اثبات مى‏كنى؟

امام فرمود: يهودى! موسى بن عمران، عيسى بن مريم، داود خليفه خدا در زمين، به نبوّت او گواهى داده‏اند.

رأس الجالوت گفت:

گفته موسى بن عمران را ثابت كن،

 امام فرمود: مگر قبول ندارى كه موسى به بنى اسرائيل سفارش نموده و گفت:

 «پيامبرى از برادران شما خواهد آمد، او را تصديق كرده و از وى اطاعت نمائيد»، حال اگر خويشاوندى بين اسرائيل (يعقوب) و اسماعيل و رابطه بين آن دو را از طرف ابراهيم عليه السّلام مى‏دانى، آيا قبول دارى كه بنى اسرائيل برادرانى غير از فرزندان اسماعيل نداشتند؟

رأس الجالوت گفت: آرى، اين همان گفته حضرت موسى است و ما آن را ردّ نمى‏كنيم، فرمود: آيا از برادران بنى اسرائيل پيامبرى غير از محمّد صلّى اللَّه عليه و آله آمده؟

 گفت: نه.

 

 فرمود: آيا از نظر شما اين مطلب صحيح نيست؟

گفت: آرى صحيح است،

 ولى دوست دارم صحّت آن را از تورات برايم ثابت كنى،

 امام فرمود: آيا منكر اين مطلب هستى كه تورات به شما مى‏گويد: «نور از جانب طور سينا آمد و از كوه ساعير بر ما درخشيد و از كوه فاران بر ما آشكار گرديد»؟

رأس الجالوت گفت:

 با اين كلمات آشنا هستم ولى تفسير آن را نمى‏دانم.

امام فرمود: من برايت خواهم گفت، جمله «نور از جانب طور سينا آمده» اشاره به وحى خداوند است كه در كوه طور سينا بر موسى عليه السّلام نازل كرد،

 و جمله: «از كوه ساعير بر ما درخشيد» اشاره به كوهى است كه خداوند در آن بر عيسى بن مريم عليهما السّلام وحى فرمود،

 و جمله «از كوه فاران بر ما آشكار گرديد» اشاره به كوهى از كوههاى مكّه است كه فاصله‏اش تا مكّه يك يا دو روز مى‏باشد، و شعياى پيامبر طبق گفته تو و دوستانت در تورات گفته است: «دو سوار را مى‏بينم كه زمين برايشان مى‏درخشد، يكى از آنان سوار بر درازگوشى است و آن ديگرى سوار بر شتر»، سوار بر درازگوش و سوار بر شتر كيستند؟

 

 رأس الجالوت گفت: آنان را نمى‏شناسم، ايشان را معرّفى كن،

امام فرمود: آنكه بر درازگوش سوار است؛ عيسى است و آن شتر سوار محمّد صلّى اللَّه عليه و آله، آيا اين مطلب تورات را منكر هستى؟

 گفت: نه، انكار نمى‏كنم.

 

امام عليه السّلام پرسيد: آيا حيقوق پيامبر را مى‏شناسى؟

گفت: بله، مى‏شناسم.

امام فرمود: حيقوق چنين گفته است- و كتاب شما نيز همين مطلب را مى‏گويد-:

((خداوند از كوه فاران « بيان » آورد و آسمانها از تسبيح گفتن محمّد و امّتش پر شده است، سوارانش را بر دريا و خشكى سوار مى‏كند- و كنايه از تسلّط امّت اوست بر دريا و خشكى-، بعد از خرابى بيت المقدّس كتابى جديد براى ما مى‏آورد- و منظور از كتاب فرقان است- ))

آيا به اين مطالب ايمان دارى؟

رأس الجالوت گفت: اين مطالب را حيقوق گفته است و ما منكر آن نيستيم.

 

امام فرمود: داود در زبورش- كه تو نيز آن را مى‏خوانى گفته است:

«خداوندا! برپاكننده سنّت بعد از فترت را مبعوث كن»،

 آيا پيامبرى غير از محمّد صلّى اللَّه عليه و آله را مى‏شناسى كه بعد از دوران فترت، سنّت را احياء و برپا كرده باشد؟!  (فترت یعنی فاصله طولانی ودر این جا  منظور فاصله طولانی بین انبیاء الهی میباشد )

                       

 رأس الجالوت گفت: اين سخن داود است و آن را قبول دارم، منكر نيستم، ولى منظور او عيسى بوده است و روزگار عيسى همان دوران فترت است،

امام فرمود: تو نمى‏دانى و اشتباه مى‏كنى، عيسى با سنّت تورات مخالفت نكرد بلكه موافق آن سنّت و روش بود تا آن هنگام كه خداوند او را به نزد خود بالا برد، و در انجيل چنين آمده است: «پس زن نيكوكار مى‏رود و فارقليطا بعد از او خواهد آمد و او كسى است كه سنگينى‏ها و سختى‏ها را آسان كرده و همه چيز را برايتان تفسير مى‏كند، و همان طور كه من براى او شهادت مى‏دهم او نيز براى من شهادت مى‏دهد، من امثال را براى شما آوردم، او تأويل را برايتان خواهد آورد»، آيا به اين مطلب در انجيل ايمان دارى؟

 گفت: بله، آن را انكار نمى‏كنم.

امام فرمود: اى رأس الجالوت، از تو در باره پيامبرت موسى بن عمران مى‏پرسم، گفت: بفرمائيد، فرمود: چه دليلى بر نبوّت موسى هست؟

مرد يهودى گفت: معجزاتى آورد كه انبياى پيشين نياورده بودند،

 امام فرمود: مثل چه چيز؟

گفت: مثل شكافتن دريا و تبديل كردن عصا به مار و ضربه زدن به سنگ و روان شدن چند چشمه از آن، يد بيضاء و نيز آيات و نشانه‏هايى كه ديگران قدرت بر آن نداشتند و ندارند، امام فرمود: در مورد اينكه دليل موسى بر حقّانيّت دعوتش اين بود كه كارى كرد كه ديگران نتوانستند انجام دهند، درست مى‏گويى، حال، هر كس كه ادّعاى نبوّت كند سپس كارى انجام دهد كه ديگران قادر به انجام آن نباشند آيا تصديقش بر شما واجب نيست؟

گفت: نه، زيرا موسى به خاطر قرب و منزلتش نزد خداوند، نظير نداشت و هر كس كه ادّعاى نبوّت كند، بر ما واجب نيست كه به او ايمان بياوريم، مگر اينكه معجزاتى مثل معجزات موسى داشته باشد،

 امام فرمود: پس چگونه به انبيائى كه قبل از موسى عليه السّلام بودند ايمان داريد و حال آنكه آنان دريا را نشكافتند و از سنگ، دوازده چشمه ايجاد نكردند، و مثل موسى «يد

بيضاء» نداشتند، و عصا را به مار تبديل نكردند،

 يهودى گفت: من كه گفتم، هر گاه براى اثبات نبوّتشان معجزاتى بياورند- هر چند غير از معجزات موسى باشد- تصديقشان واجب است.

 

امام فرمود: پس چرا به عيسى بن مريم ايمان نمى‏آورى؟

 با اينكه او مرده زنده مى‏كرد و افراد نابينا و مبتلا به پيسى را شفا مى‏داد و از گل؛ پرنده‏اى گلى مى‏ساخت و در آن مى‏دميد و آن مجسّمه گلى به اذن خداوند به پرنده‏اى زنده تبديل مى‏شد؟

رأس الجالوت گفت: مى‏گويند كه او اين كارها را انجام مى‏داد، ولى ما نديده‏ايم، امام فرمود: آيا معجزات موسى را ديده‏اى؟

 آيا اخبار اين معجزات از طريق افراد قابل اطمينان به شما نرسيده است؟

گفت: بله، همين طور است، امام فرمود: بسيار خوب، همچنين در باره معجزات عيسى اخبار متواتر براى شما نقل شده، پس چرا موسى را تصديق كرديد و به او ايمان آورديد ولى به عيسى ايمان نياورديد؟ مرد يهودى جوابى نداد.

 حضرت  در ادامه فرمودند:

 و همچنين است موضوع نبوّت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و نيز هر پيامبر ديگرى كه از طرف خدا مبعوث شده باشد، و از جمله معجزات پيامبر ما اين است كه يتيمى بوده فقير كه چوپانى مى‏كرد و اجرت مى‏گرفت، دانشى نياموخته بود و نزد معلّمى نيز آمد و شد نداشت

 و با همه اين اوصاف، قرآنى آورد كه قصص انبياء عليهم السّلام و سرگذشت آنان را حرف به حرف در بردارد و اخبار گذشتگان و آيندگان را تا قيامت بازگو كرده است و از اسرار آنها و كارهايى كه در خانه انجام مى‏داند خبر مى‏داد، و آيات و معجزات بى‏شمارى ارائه دارد.

 

رأس الجالوت گفت: مسأله عيسى و محمّد از نظر ما به ثبوت نرسيده است و براى ما جائز نيست به آنچه كه ثابت نشده است ايمان آوريم،

 امام فرمود: پس شاهدى كه براى عيسى و محمّد صلّى اللَّه عليه و آله گواهى داد، شهادت باطل داده است؟ ( منظور از شاهد همان تصدیق شیعا  بر نبوت عیسی و محمد صلی الله علیهماو علی آلهما میباشد که مورد قبول یهودیان و نقل کننده تورات  است )

 يهودى جوابى نداد.

آنگه امام؛ هربذ بزرگ را فراخواند و فرمود: دليل تو به پيامبرى زردشت چيست؟

گفت: چيزهايى آورده كه قبل از او كسى نياورده است، البتّه ما، خود او را نديده‏ايم ولى اخبارى از گذشتگان ما در دست است كه او چيزهايى را كه ديگران حلال نكرده‏اند بر ما حلال كرد، لذا از او پيروى مى‏كنيم.

امام فرمود: مگر نه اين است كه به خاطر اخبارى كه به شما رسيده، از او پيروى مى‏كنيد. گفت: بله همين طور است، امام فرمود: ساير امّتهاى گذشته نيز چنين‏اند، اخبارى مبنى بر دين پيامبران و موسى، عيسى و محمّد- صلوات اللَّه عليهم- به دستشان رسيده است، عذر شما در عدم ايمان به آنان و ايمان به غير آنان بدين امور چيست؟

 هربذ خشكش زد!!.

سپس حضرت خطاب به جمعيّت فرمود: اگر در بين شما، كسى مخالف اسلام هست و مى‏خواهد سؤال كند، بدون خجالت پرسش كند!

 در اين موقع عمران صابىّ كه يكى از متكلّمين بود، برخاست و گفت: اى دانشمند، اگر دعوت به پرسش نكرده بودى، اقدام به سؤال نمى‏كردم،

 من به كوفه، بصره، شام، و جزيره سفر نموده و با متكلّمين بسيارى برخورد كرده‏ام، ولى كسى را نيافته‏ام كه بتواند وجود «واحد» ى را كه غير از او كس ديگرى قائم به وحدانيّت نباشد را برايم ثابت كند،

آيا اجازه پرسش به من مى‏دهى؟

امام فرمود: اگر در بين جمعيّت عمران صابىّ حاضر باشد؛ حتماً تو هستى،

گفت: آرى خودم هستم،

 امام فرمود: بپرس ولى انصاف را از دست مده و از سخن باطل و فاسد و منحرف از حقّ بپرهيز،

عمران گفت: بخدا سوگند اى آقاى من، فقط مى‏خواهم چيزى را برايم ثابت كنى كه بتوانم به آن چنگ زده و تمسّك جويم و به سراغ چيز ديگر نروم.

امام فرمود: آنچه مى‏خواهى بپرس، أهل مجلس همگى ازدحام كرده و به هم نزديك شدند.

عمران گفت: اوّلين موجود و آنچه را خلق كرد چه بود؟

امام فرمود: پرسيدى، پس خوب دقّت كن!

 «واحد» هميشه واحد بوده، هميشه موجود بوده، بدون اينكه چيزى به همراهش باشد، بى‏هيچ سابقه قبلى، مخلوقى را به گونه‏اى ديگر آفريد، با اعراض و حدودى مختلف، نه آن را در چيزى قرار داد، و نه در چيزى محدود نمود و نه به مانند و مثل چيزى، ايجادش‏ كرد، و نه چيزى را مثل او نمود، و بعد از آن، مخلوقات را صور مختلف و گوناگون، از جمله:

خالص و ناخالص، مختلف و يكسان، به رنگها و طعمهاى متفاوت آفريد، بدون اينكه نيازى به آنها داشته باشد، و يا براى رسيدن به مقام و منزلتى به اين خلقت محتاج باشد و در اين آفرينش، در خود، زيادى يا نقصانى نديد، آيا اين مطالب را مى‏فهمى؟

 گفت: بله به خدا، اى آقاى من.

حضرت ادامه داد: و بدان كه اگر خداوند، به خاطر نياز و احتياج، مخلوقات را خلق مى‏كرد، فقط چيزهايى را خلق مى‏كرد كه بتواند از آنها براى برآوردن حاجتش كمك بگيرد، و نيز در اين صورت شايسته بود كه چندين برابر آنچه خلق كرده بود خلق كند، زيرا هر قدر اعوان و انصار بيشتر باشند، شخص كمك‏گيرنده قوى‏تر خواهد شد.

سپس سؤال و جواب ميان آن حضرت و عمران صابى به طول انجاميد و آن حضرت وى را در بيشتر پرسشهايش ملزم نمود تا اينكه پايان كار بدان جا انجاميد كه گفت:

 اى آقاى من، شهادت مى‏دهم كه او همان گونه است كه وصفش نمودى، ولى پرسشى باقى مانده.

فرمود: هر چه مى‏خواهى پرسش كن.

گفت: در باره خداى حكيم مى‏پرسم كه او در چه چيزى مى‏باشد؟ و آيا چيزى او را احاطه نموده است؟ و آيا از چيزى به چيزى ديگر تغيير مكان مى‏دهد؟ يا نيازى به چيزى دارد؟

 فرمود: اين از پيچيده‏ترين نكاتى است كه مورد پرسش همه مردم مى‏باشد، و افرادى كه دچار كاستى در عقل و علم و فهم هستند آن را نمى‏فهمند، و در مقابل، عقلاى منصف از درك آن عاجز نيستند، پس خوب در جواب من دقّت كن و آن را بفهم اى عمران.

امّا مطلب نخست آن: اگر خداوند مخلوقات را به خاطر نياز به ايشان خلق كرده بود، جائز بود كه بگوييم به سمت مخلوقاتش تغيير مكان مى‏دهد چون نياز به آنان دارد، ولى او چيزى را از روى نياز خلق نكرده است و هميشه ثابت بوده است نه در چيزى و نه بر روى چيز، إلّا اينكه مخلوقات يك ديگر را نگاه مى‏دارند و برخى در برخى ديگر داخل شده و برخى از برخى ديگر خارج مى‏شوند، و خداوند متعال با قدرت خود تمام اينها را نگاه مى‏دارد، و نه در چيزى داخل مى‏شود، و نه از چيزى خارج مى‏گردد، و نه نگاهدارى آنان او را خسته و ناتوان مى‏سازد، و نه از نگاهدارى آنان عاجز است، و هيچ يك از مخلوقات چگونگى اين امر را نمى‏داند، مگر خود خداوند و آن كسانى كه خود، آنها را بر اين امر مطّلع ساخته باشد، كه عبارتند از: پيامبران الهى و خواصّ‏ و آشنايان به اسرار او، حافظان و نگاهبانان شريعت او، فرمان او در يك چشم بر هم زدن بلكه زودتر به اجرا در مى‏آيد، هر آنچه را اراده فرمايد، فقط به او مى‏گويد: موجود شو، و آن شي‏ء نيز به خواست و اراده الهى موجود مى‏شود، و هيچ چيز از مخلوقاتش از چيز ديگرى به او نزديكتر نيست، و هيچ چيز نيز از چيز ديگر از او دورتر نيست، آيا فهميدى عمران؟!

 گفت: بله سرورم، فهميدم، و گواهى مى‏دهم كه خداوند تعالى همان گونه است كه توضيح دادى و به يكتايى وصفش نمودى، و گواهى مى‏دهم كه محمّد بنده اوست كه به نور هدايت و دين حقّ مبعوث شده است، آنگاه رو به قبله، به سجده افتاده اسلام آورد.

حسن بن محمّد نوفلىّ گويد:

 وقتى ساير متكلّمين، عمران صابى را چنين ديدند- با آنكه سرسخت بود و تا به حال كسى در بحث بر او غلبه نكرده بود- هيچ كس به حضرت رضا عليه السّلام نزديك نشد، و ديگر از حضرت سؤالى نكردند،

 كم كم مغرب در آمده و مأمون و حضرت رضا عليه السّلام برخاسته واز مجلس خارج شدند، و مردم نيز متفرّق شدند.

سپس حضرت رضا عليه السّلام پس از بازگشت از منزل فرمود: اى غلام، نزد عمران صابى برو و او را نزد من بياور.

گفتم: فدايت شوم، من مى‏دانم او كجاست، او نزد يكى از برادران شيعه ما است،

 امام فرمود: مانعى ندارد، مركبى به او بدهيد تا سوار شود.

من نزد عمران رفتم و او را آوردم، امام عليه السّلام به او خوش آمد گفتند و لباسى طلبيدند و بر او پوشاندند و مركبى به او دادند و ده هزار دينار خواستند و بعنوان هديّه به او دادند، عرض كردم: فدايت شوم مانند جدّت أمير المؤمنين عليه السّلام رفتار كرديد.

امام فرمود: اين گونه واجب است، سپس دستور شام دادند و مرا سمت راست و عمران را سمت چپ خود نشاندند، بعد از شام به عمران گفتند: به منزل بازگرد و فردا أوّل وقت نزد ما بيا تا از غذاى مدينه به تو بدهيم.

بعد از اين قضيّه متكلّمان از گروههاى مختلف نزد عمران مى‏آمدند و او سخنان و ادلّه ايشان را جواب داده، باطل مى‏كرد، تا اينكه از او كناره گرفتند، و مأمون ده هزار درهم به او هديّه داد و فضل نيز به او اموالى بخشيد و مركبى به او داد و حضرت رضا عليه السّلام او را مأمور صدقات بلخ نمود «1» و از اين راه به منافع زيادى دست يافت.

 

 

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

 

 

 پست مرتبط:

هدیه امام رضا علیه السلام به انسانها

چهل حدیث زیبای رضوی علیه السلام

  

منابع :

 ----------------

 

(1) مع، [معاني الأخبار] ن، [عيون أخبار الرضا عليه السلام‏] ابْنُ عُبْدُوسٍ عَنِ ابْنِ قُتَيْبَةَ عَنْ حَمْدَانَ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنِ الْهَرَوِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا ع يَقُولُ رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْيَا أَمْرَنَا فَقُلْتُ لَهُ وَ كَيْفَ يُحْيِي أَمْرَكُمْ قَالَ يَتَعَلَّمُ عُلُومَنَا وَ يُعَلِّمُهَا النَّاسَ فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ كَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا

 

 ۲) الإحتجاج على أهل اللجاج    ج‏2    417    احتجاج الرضا ع على أهل الكتاب و المجوس و رئيس الصابئين و غيرهم .....  ص : 415

احتجاج الرضا ع على أهل الكتاب و المجوس و رئيس الصابئين و غيرهم‏

 

مسلمانان و مسیحیان

توصیه میکنم کتاب سیزدهمین حواری  را  مطالعه بفرمایید 

برای دانلود کتاب به ادرس تلگرامی زیر 

https://t.me/book10313/121

 

یا سایت   http://almahdyoon.co   مراجعه فرمایید

ملاک اخذ هدایت

به نام خدا

امام صادق علیه السلام میفرمایند
روز قیامت ما را و دیگران را خدا  حاضر میکند
از ما میپرسد بر چه اساس فتوا و نظر دادید ؟
ما خواهیم گفت : نگفتیم مگر آن چرا خدا و رسولش گفته بود .
و از آنها میپرسند بر چه اساس نظر دادید ؟
خواهند  فلانی گفت و فلانی .


الزمر : 17   فَبَشِّرْ عِبادِ

بشارت ده بندگان را

الزمر : 18   الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ

18 همان‏هايى كه به سخن گوش فرا مى‏دهند و بهترين آن را پيروى مى‏كنند.

الزمر : 23   اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَديثِ كِتاباً مُتَشابِهاً

23 خدا زيباترين سخن را به صورت كتابى كه [آياتش‏] همانند يكديگر و با هم سازگار است نازل كرده است.

خداوند شهادت میدهد  که بندگان خوبش فقط از قران تبعیت میکنند
چرا که قران  حقی است  که بعد از آن چیزی جز گمراهی نیست

يونس : 32   فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ
بعد از حق چیست جز گمراهی پس به کجا روی گردان میشوید

امام رضا علیه السلام میفرمایند
هدایت را از قرآن طلب کنید و از آن تعدی نکنید  که گمراه خواهید شد .

طلب معرفت از غیر امام صادق مساویست با انکار امام صادق (صلوات الله علیه و علی آبائه)

 به نام خدا

 

شهادت امام صادق علیه السلام خدمت امام عصر علیه السلام و پیروان راستین حضرت تسلیم عرض میکنم .

 

 یکی از بزرگ ترین غصه های امام صادق علیه السلام این بوده است که مدعیان علم که خود در ردیف شاگرد حضرت بوده اند ، بر صندلی تدریس تکیه میزدند و دین را برای دنیا استخدام میکردند و مردم که همیشه واژه شناسی شیعه را بلد نبوده اند ، گمان میکردند میشود از آنها نیز بهره مند شد.

و ما امروزه میبینیم  که پیدایش  هر چهار فرقه گمراه اهل تسنن و همچنین این وضعیت شیعیان مراجع  ثمره همین طمع ورزی دین فروشان دنیا طلب و حماقت و سهل انگاری مردم در یافتن مسیر شیعه واقعی بوده است .

 

اهل حدیث درک میکنند علت حجم  عظیم روایاتی که امام صادق علیه السلام مردم را از تبعیت  از غیر خودشان نهی میکردند ،

واز افتادن به ورطه قیاس و استحسان

واز زانو زدن در مقابل غیر خودشان ،

از شنیدن و ملازمت با غیر اهل بیت نهی میکردند و می فرمودند کسی به سر منزل مقصود خواهد رسید که ملازم با ما و سوار بر کشتی نجات باشد (5) ،

 

و چه زیبا میفرمودند :

 

عده ای  با حدیث ما و با  محبت ما  ، آن چه که نزد  خداست را نمیخواهند بلکه از این طریق دنیا را طلب میکنند .

و هر کدامشان دوست دارد  که کسی باشد و سری باشد کنار سرها .(4)

 

 

با هم چند آیه و روایت در این موضوع را مطالعه میکنیم :

 

  

1) هارون بن خارجه میگوید

به امام صادق علیه السلام عرض کردم ما نزد  مخالفین شما میرویم و از آنها حدیث میشنویم

تا علیه آنها حجتی پیدا کنیم

حضرت فرمودند نزد آنها نروید و از آنها چیزی را نشنوید

خدا آنها را و پیروان مشرک انها را لعنت کند

 

 

2) امام صادق علیه السلام میفرمایند مردم سه دسته اند

عالم و شاگرد و کف روی آب

پس ما عالم هستیم و شیعیان ما شاگردند

و سایر مردم کف های روی آب .

 

3)امام صادق علیه السلام فرمودند :

ما قومی هستیم که خداوند اطاعت از ما را واجب کرده است

انفال برای ماست برگزیده اموال ازآن ماست

ما راسخان در علم هستیم (7 آل عمران )

ما کسانی هستیم که مورد حسادت قرار گرفته ایم همانهایی که خداوند میگوید :

 آیا به مردم  بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشيده، حسد مى‏ورزند؟

  ما قطعا به آل ابراهيم  كتاب و حكمت داديم و حكومت عظيمى در اختيار آنها قرار داديم.

 

نساء : 54   أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ

فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظيماً

 

 

4) مفضل میگوید :

شنیدم که روزی امام صادق علیه السلام ،

شخصی بر ایشان داخل شد و آیه ای از قرآن را برایشان خواند و امام صادق علیه السلام تاویلش را بیان کردند

آن شخص به حضرت عرض کرد : فدایتان شوم این اختلافی که بین شیعیان شماست ، چیست و چرا؟
حضرت فرمودند کدام اختلاف؟
فیض گفت :من در حلقه علمی آنها در کوفه مینشینم  و  تا حدی امور پیش میرود که نزدیک است در گرداب اختلاف آنها در  احادیثشان گرفتار شوم 

تا اینکه به مفضل رجوع میکنم و او مرا  از این ورطه نگه میدارد و به من حقایقی را میگوید  که نفسم  آرام میگیرد و قلبم  مطمئن میشود

امام صادق علیه السلام فرمودند:

مردم حرص و ولع دارند برای دروغ بستن به ما

خداوند چیز هایی را برآنها واجب کرده  و  غیر آن را از آنها نمیخواهد و من حدیثی در همان باب برای آنها میخوانم اما آنها  هنوز از پیش من نرفته به غیر آنچه باید باشد تاویلش میکنند.

و علتش این است  که آنها با حدیث ما و با  محبت ما  ، آن چه که نزد  خداست را نمیخواهند بلکه از این طریق دنیا را طلب میکنند .

و هر کدامشان دوست دارد  که کسی باشد و سری باشد کنار سرها .

اما  هیچ بنده ای  نیست که خودش را بالا ببرد مگر این که خدا  او را به ذلت  خواهد کشاند و هیچ بنده ای نیست  که خود را  متواضع گرداند  مگر این که خدا او را بزرگ خواهد  کرد

پس زمانی که  روایتی را خواستید  به این شخصی که این  جا نشسته  رجوع کنید

منظورشان زراره بن اعین بود

 

 

 

آیات مرتبط با این روایت :

 

الفرقان : 33   وَ لا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلاَّ جِئْناكَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسيراً

آنان هيچ مثلى براى تو نمى‏آورند مگر اينكه ما حق را براى تو ‏آورديم، و همچنین  تفسيرى بهتر را.

 

محمد : 2   وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ

و كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند و به آنچه بر محمد (صلی الله علیه وآله ) نازل شده- و همه حقّ است و از سوى پروردگارشان- نيز ايمان آوردند، خداوند گناهانشان را مى‏بخشد و كارشان را اصلاح مى‏كند!

 

يونس : 32   فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ

آن است خداوند، پروردگار حقّ شما .

پس  بعد از حق، چه چيزى وجود دارد جز گمراهى ؟!

پس  به کجا  روى گردان مى‏شويد؟!

 

همچنین آیات 17 و 18 در کنار آیات 23 و 55 زمر

 

 

 

پاورقی

 ---------------------------------------------------

1) وسائل‏الشيعة     21     477    84- باب استحباب تعليم الأولاد في صغ

-        مُحَمَّدُ بْنُ إِدْرِيسَ فِي آخِرِ السَّرَائِرِ نَقْلًا مِنْ كِتَابِ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ إِنَّا نَأْتِي هَؤُلَاءِ الْمُخَالِفِينَ فَنَسْمَعُ مِنْهُمُ الْحَدِيثَ فَيَكُونُ حُجَّةً لَنَا عَلَيْهِمْ قَالَ فَقَالَ لَا تَأْتِهِمْ وَ لَا تَسْمَعْ مِنْهُمْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ لَعَنَ مِلَلَهُمُ الْمُشْرِكَةَ

2)الكافي     1     34    باب أصناف الناس .....  ص : 33

  عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ يَغْدُو النَّاسُ عَلَى ثَلَاثَةِ أَصْنَافٍ عَالِمٍ وَ مُتَعَلِّمٍ وَ غُثَاءٍ فَنَحْنُ الْعُلَمَاءُ وَ شِيعَتُنَا الْمُتَعَلِّمُونَ وَ سَائِرُ النَّاسِ غُثَاءٌ

 

3)الكافي     1     186    باب فرض طاعة الأئمة ع .....  ص : 85

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع نَحْنُ قَوْمٌ فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ طَاعَتَنَا لَنَا الْأَنْفَالُ وَ لَنَا صَفْوُ الْمَالِ وَ نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ وَ نَحْنُ الْمَحْسُودُونَ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ‏

4) بحارالأنوار     2     246    باب 29- علل اختلاف الأخبار و كيفية

  كش، [رجال الكشي‏] ابْنُ قُولَوَيْهِ عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَوْماً وَ دَخَلَ عَلَيْهِ الْفَيْضُ بْنُ الْمُخْتَارِ فَذَكَرَ لَهُ آيَةً مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يُأَوِّلُهَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ لَهُ الْفَيْضُ جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ مَا هَذَا الِاخْتِلَافُ الَّذِي بَيْنَ شِيعَتِكُمْ قَالَ وَ أَيُّ الِاخْتِلَافِ يَا فَيْضُ فَقَالَ لَهُ الْفَيْضُ إِنِّي لَأَجْلِسُ فِي حَلَقِهِمْ بِالْكُوفَةِ فَأَكَادُ أَنْ أَشُكَّ فِي اخْتِلَافِهِمْ فِي حَدِيثِهِمْ حَتَّى أَرْجِعَ إِلَى الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ فَيُوقِفُنِي مِنْ ذَلِكَ عَلَى مَا تَسْتَرِيحُ إِلَيْهِ نَفْسِي وَ تَطْمَئِنُّ إِلَيْهِ قَلْبِي فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَجَلْ هُوَ كَمَا ذَكَرْتَ يَا فَيْضُ إِنَّ النَّاسَ أُوْلِعُوا بِالْكَذِبِ عَلَيْنَا إِنَّ اللَّهَ افْتَرَضَ عَلَيْهِمْ لَا يُرِيدُ مِنْهُمْ غَيْرَهُ وَ إِنِّي أُحَدِّثُ أَحَدَهُمْ بِالْحَدِيثِ فَلَا يَخْرُجُ مِنْ عِنْدِي حَتَّى يَتَأَوَّلَهُ عَلَى غَيْرِ تَأْوِيلِهِ وَ ذَلِكَ أَنَّهُمْ لَا يَطْلُبُونَ بِحَدِيثِنَا وَ بِحُبِّنَا مَا عِنْدَ اللَّهِ وَ إِنَّمَا يَطْلُبُونَ الدُّنْيَا وَ كُلٌّ يُحِبُّ أَنْ يُدْعَى رَأْساً إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ عَبْدٍ يَرْفَعُ نَفْسَهُ إِلَّا وَضَعَهُ اللَّهُ وَ مَا مِنْ عَبْدٍ وَضَعَ نَفْسَهُ إِلَّا رَفَعَهُ اللَّهُ وَ شَرَّفَهُ فَإِذَا أَرَدْتَ حَدِيثَنَا فَعَلَيْكَ بِهَذَا الْجَالِسِ وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ فَسَأَلْتُ أَصْحَابَنَا عَنْهُ فَقَالُوا زُرَارَةُ بْنُ أَعْيَنَ

 

5) من‏لايحضره‏الفقيه     2     609  

زِيَارَةٌ جَامِعَةٌ لِجَمِيعِ الْأَئِمَّةِ ع

3213-  رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ الْبَرْمَكِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عَبْدِ اللَّهِ النَّخَعِيُّ قَالَ قُلْتُ لِعَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع عَلِّمْنِي يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَوْلًا أَقُولُهُ بَلِيغاً كَامِلا

.....

َ اللَّازِمُ لَكُمْ لَاحِق‏

َ فَازَ مَنْ تَمَسَّكَ بِكُمْ وَ أَمِنَ مَنْ لَجَأَ إِلَيْكُمْ وَ سَلِمَ مَنْ صَدَّقَكُمْ وَ هُدِيَ مَنِ اعْتَصَمَ بِكُمْ مَنِ اتَّبَعَكُمْ فَالْجَنَّةُ مَأْوَاهُ وَ مَنْ خَالَفَكُمْ فَالنَّارُ مَثْوَاه‏

 

نافع ترین  و نزدیک ترین دعا به استجابت (دعای انسان برای برادرش در پنهان و پشت سرش)

 به نام خدا

 

1) امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:

نزدیک ترین خواندن و سریع ترین  اجابت ، دعای  انسان است برای برادرش ، در پنهان و پشت سرش.

 

2) امام صادق علیه السلام فرمودند:

دعای پنهانی  انسان برای برادرش ، رزق را فرو میریزد و بلا  را دفع میکند .

 

3) امام باقر علیه السلام ذیل آیه شریفه

 (الشورى : 26   -- و خداوند [دعاى‏] كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند اجابت مى‏كند و از فضل خويش آنها را  زياد مى‏کند)

فرمودند:

منظور شخص مومنی است که  برای  برادرش در پنهان و پشت سرش  دعا میکند .

در آن هنگام فرشته  میگوید: آمین .

و خداوند عزیز جبار میفرماید : مانند آنچه برای برادرت خواستی  ، در انتظار توست

و قطعا  به تو داده شد آنچه را از روی محبت برای  او  خواسته بودی.

 

 ......

 

1) الكافي     2     507    باب الدعاء للإخوان بظهر الغيب .....

الكافي     2     507    باب الدعاء للإخوان بظهر الغيب .....

علِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ أَوْشَكُ دَعْوَةٍ وَ أَسْرَعُ إِجَابَةٍ دُعَاءُ الْمَرْءِ لِأَخِيهِ بِظَهْرِ الْغَيْبِ

 

2)الكافي     2     507    باب الدعاء للإخوان بظهر الغيب .....

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ دُعَاءُ الْمَرْءِ لِأَخِيهِ بِظَهْرِ الْغَيْبِ يُدِرُّ الرِّزْقَ وَ يَدْفَعُ الْمَكْرُوهَ

 

3) الكافي     2     507    باب الدعاء للإخوان بظهر الغيب .....

3-  عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى ( وَ يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ يَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ  الشورى : 26    )قَالَ هُوَ الْمُؤْمِنُ يَدْعُو لِأَخِيهِ بِظَهْرِ الْغَيْبِ فَيَقُولُ لَهُ الْمَلَكُ آمِينَ وَ يَقُولُ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ وَ لَكَ مِثْلَا مَا سَأَلْتَ وَ قَدْ أُعْطِيتَ مَا سَأَلْتَ بِحُبِّكَ إِيَّاهُ

الكافي     2     507    باب الدعاء للإخوان بظهر الغيب ..... 

راز این جهان خداست

به نام خدا

 

راز اشکهاچکیدن است
راز جوی اب
راز بالها پریدن است
راز صبح افتاب
رازهای واقعی رازهای بر ملاست
مثل روز روشن است
راز این جهان خداست

 

آل‏عمران : 190   إِنَّ في خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ


مسلماً در آفرينش آسمانها و زمين، و رفت  و آمد شب و روز، نشانه‏هاى (روشنى) براى خردمندان است. (190)


Most surely in the creation of the heavens and the earth and the alternation of the night and the day there are signs for men who understand

 

الروم : 8   أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا في أَنْفُسِهِمْ ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى وَ إِنَّ كَثيراً مِنَ النَّاسِ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ لَكافِرُونَ


( 8 )Do they not reflect within themselves? Allah did not create the heavens and the earth and what is between them two but with truth, and) for (an appointed term And most surely most of the people are deniers of the meeting of their Lord

آيا آنان در خود نينديشيدند كه خداوند، آسمانها و زمين و آنچه را ميان آن دو است جز بحق و براى زمان معيّنى نيافريده است؟!

 ولى بسيارى از مردم (رستاخيز و) لقاى پروردگارشان را منكرند! (8)

 

 

ترجمه معصوم از خطا و اشتباه  نیست

the translate not inerrant

 

رد روایات  جایز  نیست  ( فاضربوه  علی الجدار مثالی بر زبان عوام )

به نام خدا

 

 

۱)  امام موسی کاظم علیه السلام  می فرمایند:

به آنچه از ما به تو میرسد و به  آنچه که به ما نسبت داده میشود نگو باطل  و غلط است

 هرچند دقیقا  ضد آنرا از ما شنیده باشی .

چرا که  تو نمیدانی ما برای چه  این چنین دستور دادیم و برای چه جهتی این چنین  توصیف کرده ایم.


 
در مورد  روایاتی  که از معصومین  نقل  میشود باید  با  احتیاط  رفتار  کرد چرا  که  احتمال  صدور  آن از  ناحیه معصوم  علیه  السلام وجود  دارد

اگر چه به  صرف  احتمال صدور   حق عمل  به  روایات  را  نداریم   اما باید  بدانیم که  قطعا  حق  رد آن ها را نیز  نخواهیم داشت  و باید  با عرضه به قران  که تنها ملاک  قطعی  از دین  در  زمان ماست ُ  روایات  را  اثبات  کنیم.

اگر ثابت شد عمل کنیم وگرنه توقف .

این  مطلب  در  پست  زیر  تفصیلا بررسی  شده  است

شرط عمل به روایات و دوری از جعل و دسیسه وفاق روایت است با قرآن.

 

حرمت رد روایات :

 

۲)  شخصی میگوید به امام جعفر صادق علیه السلام چنین گفتم که مردی از طرف  شما به سمت ما می آید که مشهور به دروغ گویی است .از شما  حدیثی را برای ما نقل میکند . از پذیرفتن آن روایت کراهت داریم .

امام صادق علیه السلام فرمودند : آیا به تو میگوید که من گفته ام شب روز است و روز شب؟

گفتم :نه

حضرت فرمودند :اگر به تو بگوید من این را گفته ام او را تکذیب نکن که در آن صورت من را تکذیب کرده ای.

 

۳)  امام محمد باقر علیه السلام فرمودند : دوست داشتنی ترین اصحاب من برای من کسانی هستند که از همه ورعشان بیشتر است و از همه فقیه ترند و از همه بیشتر احادیث ما را پنهان میکند و بد حال ترین آنها نزد من ومبغوض ترین آنها نزد من آن کسی است که زمانی که میشنود حدیثی به من نسبت داده شده یا از ما روایت شده آنرا قبول نمیکند (ودر مورد آن تفکر نمیکند ) واز آن بدش می آید و آن را انکار میکند و کسی را که آن روایت را پذیرفته  کافر میداند .در حالی که او خبر ندارد ،شاید آن روایت از سخنان  ما  باشد و منتسب به ما باشد پس با این کارش از ولایت ما خارج خوهد شد .

 

منابع

---------------------

۱)ٍ قَال  أَبِو الْحَسَنِ مُوسَى علیه  السلام :

وَ لَا تَقُلْ لِمَا بَلَغَکَ عَنَّا وَ نُسِبَ إِلَیْنَا هَذَا بَاطِلٌ وَ إِنْ کُنْتَ تَعْرِفُ مِنَّا خِلَافَهُ فَإِنَّکَ لَا تَدْرِی لِمَا قُلْنَاهُ وَ عَلَى أَیِّ وَجْهٍ وَصَفْنَاه -- الکافی     8     125 – 

 ۲) بحارالأنوار ج : 2 ص : 212 ( و َجَدْتُ بِخَطِّ الشَّیْخِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْجُبَاعِیِّ قُدِّسَ سِرُّهُ نَقْلًا مِنْ کِتَابِ الْبَصَائِرِ لِسَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی خَلَفٍ الْقُمِّى عَنْ سُفْیَانَ بْنِ السِّمْطِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ رَجُلًا یَأْتِینَا مِنْ قِبَلِکُمْ یُعْرَفُ بِالْکَذِبِ فَیُحَدِّثُ بِالْحَدِیثِ فَنَسْتَبْشِعُهُ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ لَکَ إِنِّی قُلْتُ لِلَّیْلِ إِنَّهُ نَهَارٌ أَوْ لِلنَّهَارِ إِنَّهُ لَیْلٌ قَالَ لَا قَالَ فَإِنْ قَالَ لَکَ هَذَا إِنِّی قُلْتُهُ فَلَا تُکَذِّبْ بِهِ فَإِنَّکَ إِنَّمَا تُکَذِّبُنِی ) .

) مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِی عُبَیْدَةَ الْحَذَّاءِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ وَ اللَّهِ إِنَّ أَحَبَّ أَصْحَابِی إِلَیَّ أَوْرَعُهُمْ وَ أَفْقَهُهُمْ وَ أَکْتَمُهُمْ لِحَدِیثِنَا وَ إِنَّ أَسْوَأَهُمْ عِنْدِی حَالًا وَ أَمْقَتَهُم إِلَیَّ الَّذِى ( لَلَّذِی . کا ) إِذَا سَمِعَ الْحَدِیثَ یُنْسَبُ إِلَیْنَا وَ یُرْوَى عَنَّا  ( فَلَمْ یَعْقِلْهُ و . لیس فى الکافى ) فَلَمْ یَقْبَلْهُ ( قَلْبُه . لیس فى الکافى ) اشْمَأَزَّ مِنْهُ وَ جَحَدَهُ وَ کَفَّرَ مَنْ دَانَ بِهِ وَ هُوَ لَا یَدْرِی لَعَلَّ الْحَدِیثَ مِنْ عِنْدِنَا خَرَجَ وَ إِلَیْنَا أُسْنِدَ فَیَکُونَ بِذَلِکَ خَارِجاً عَنْ وَلَایَتِنَا . الکافی ج : 2 ص : 223

 

پیام قرآن به یهود و مسیحیت ، پافشاری بر نقطه مشترک (خداوند یکتا)

به نام خدا

 آل‏عمران : 64   قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ

 

بگو: «اى اهل كتاب! به سوی سخنی بیایید  که ميان ما و شما یکیست؛ این كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزى را شریک او قرار ندهيم و بعضى از ما، بعضى ديگر را به پروردگاری نپذيرد.»

پس هر گاه (به  اين دعوت شما ،) پشت کردند ، شما  بگوييد: «گواه باشيد كه ما مسلمانيم!» (64)

Say: O followers of the Book! come to an equitable proposition between us and you that we shall not serve any but Allah and) that (we shall not associate aught with Him, and) that (some of us shall not take others for lords besides Allah But if they turn back, then say: Bear witness that we are Muslims

ترجمه معصوم از خطا و اشتباه  نیست

the translate not inerrant

 






توصیه میکنیم دوستان علاقمند کتاب سیزدهمین حواری  نوشته احمد الحسن ع را مطالعه بفرمایید

فقیه کسیست که فقط کلام اهلبیت علیهم السلام را روایت و درایت کند

به نام خدا

سلام

همان طور  که دوستان  عزیز  و اندیشمندان  گرامی  آگاهند

فقیه  یعنی  کسی که  فقه  و  فهم دقیق  حکم خدا را  کرده است

از این رو باید  حکم  خدا  در کتابی  و متنی  ثابت    وجود  داشته باشد  که  فقیه  آن را  خوب درک  کرده باشد

بنابرین  فقیه  فقط  یک  انتقال دهنده است  به  حکم خدا

و نقش  یک وسیله و ابزار  برای  فهم دقیق دین را  بازی میکند

او موضوعیتی  در دین ندارد  بلکه طریقیست برای  رسیدن به دین .

حال  روایات  زیر را با دقت مطالعه  بفرمائید چرا که  قصد داریم  به  بررسی  حالات فقیهان آخرالزمان بپردازیم تا از فتنه شرور  فقیهانش در امان بمانیم .

 

 

1) امام صادق علیه السلام فرمودند:

جایگاه شیعیان ما را به اندازه زیبایی کلامی که از ما نقل میکنند بشناسید

حقیقتا ما شخصی از آنها را فقیه نمیدانیم تا این که روایتگر باشد

 

گفته شد آیا مومن روایتگر هم میشود ؟
فرمودند:

مومن خوب میفهمد و کسی که خوب بفهمد روایتگر هم میشود.

 

 

 کسی که حافظ  روایات است  در صورتی  فقیه محسوب میشود که بداند  این  روایت  او را در امر دین یاریش  میکند پس  قطعا  باید در آن روایت  تدبر کرده باشد ! 

 

 

2) نبی اکرم صلی الله علیه واله مفرمایند:

هر کس از امت من چهل روایت از بین انچه در امر دینش به ان نیاز دارد حفظ کند خداوند او را در روز قیامت فقیهی عالم مبعوث میکند .

 

فقه باید مبتنی بر سنت (روایات معصومین علیهم السلام ) باشد

 

 

3) مردی از امام محمد باقر علیه السلام سوالی پرسید و حضرت جوابش را در آن مسئله دادند

آن مرد گفت : اما فقیهان چیز دیگری میگویند !

حضرت فرمودند وای برتو اصلا تو تا به حال  فقیهی دیده ای ؟
فقیه آن که واقعا فقیه  است  کسی است که در دنیا زهد داشته باشد و به آخرت رغبت .

فقیه آن که واقعا فقیه است  کسی است که به سنت نبی اکرم صلی الله علیه واله تمسک کرده باشد .

 

 ودر خاتمه این روایت زیبا از امام زمان علیه السلام را که خطاب  به همه  ماست را برایتات  نقل  میکنم  تا  از شر فتنه های آخر الزمان  و فقیهان خائن در امان  باشیم

 

 

 1) وسائلالشيعة 27 149 11- باب وجوب الرجوع في القضاء و الف

ُ قَالَ قَالَ الصَّادِقُ ع اعْرِفُوا مَنَازِلَ شِيعَتِنَا بِقَدْرِ مَا يُحْسِنُونَ مِنْ رِوَايَاتِهِمْ عَنَّا فَإِنَّا لَا نَعُدُّ الْفَقِيهَ مِنْهُمْ فَقِيهاً حَتَّى يَكُونَ مُحَدَّثاً فَقِيلَ لَهُ أَ وَ يَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُحَدَّثاً قَالَ يَكُونُ مُفْهَماً وَ الْمُفْهَمُ الْمُحَدَّثُ

2) مستدركالوسائل 17 289 8- باب وجوب العمل بأحاديث النبي و ا

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ حَفِظَ مِنْ أُمَّتِي أَرْبَعِينَ حَدِيثاً مِمَّا يَحْتَاجُونَ إِلَيْهِ مِنْ أَمْرِ دِينِهِمْ بَعَثَهُ اللَّهُ تَعَالَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَقِيهاً عَالِماً

 

3) الكافي 1 70 باب الأخذ بالسنة و شواهد الكتاب ...

َ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَأَجَابَ فِيهَا قَالَ فَقَالَ الرَّجُلُ إِنَّ الْفُقَهَاءَ لَا يَقُولُونَ هَذَا فَقَالَ يَا وَيْحَكَ وَ هَلْ رَأَيْتَ فَقِيهاً قَطُّ إِنَّ الْفَقِيهَ حَقَّ الْفَقِيهِ الزَّاهِدُ فِي الدُّنْيَا الرَّاغِبُ فِي الْآخِرَةِ الْمُتَمَسِّكُ بِسُنَّةِ النَّبِيِّ صلی الله علیه واله

 

اثبات  وجود نازنین  امام عصر علیه السلام  بر اساس سوره  قدر

ادامه نوشته

چرا عمر و ابوبکر در شب قدر  نگران بودند ؟!

چون  موضوع  بعد  مهم بود خواستم  گم نشه  برای  همین  ادامه  مطلب رو  ببنید

ادامه نوشته

علائم ظهور مهدی موعود علیه السلام

 
َبه نام خدا

 

 

1) امام صادق علیه السلام میفرمایند :

صیحه ای که در شب رمضان است در شب جمعه بیست و سومین شبی که ازماه رمضان گذشته است اتفاق خواهد افتاد .

 

 

2) ابو بصير نقل میکند :

 

از امام صادق عليه السّلام پرسيدم:

فدایتان شوم ، قيام قائم كى خواهد بود؟

حضرت فرمود: ما اهل بيتى هستيم كه وقت آن را تعيين نميكنيم، زيرا پيامبرصلی الله علیه وآله فرمودند:

آنها كه وقت ظهور را معين ميكنند، دروغگو هستند.

 

( اما ) پيش از ظهور قائم پنج علامت اتفاق خواهد افتاد :

 

اول صداى آسمانى كه در ماه رمضان شنيده مىشود.

دوم خروج سفيانى

سوم خروج مردى از اهل خراسان

چهارم كشته شدن نفس الزكيه

پنجم فرو رفتن در بیداء (  ما بین مکه و مدینه به فاصله یک میلی از ذو الحلیفه  به سمت مکه- بیدائ اخذ شده از اباده به معنای هلاکت میباشد  ).

 

آنگاه حضرت فرمودند: قبل از ظهور قائم دو طاعون پديد مىآيد: يكى طاعون سفيد و ديگرى طاعون سرخ

 

عرضكردم: فدایتان شوم ! طاعون سفيد چيست و طاعون سرخ كدام است؟ فرمود: طاعون سفيد مرگ سريع است و طاعون سرخ شمشير ميباشد

قائم قيام نميكند مگر بعد از آنكه در شب جمعه که مصادف با شب بيست و سوم ماه رمضان است ، از وسط آسمان او را بنام صدا زنند.

عرض كردم: چطور او را صدا ميزنند؟ فرمود: نام او و نام پدرش را ميبرند، و ميگويند آگاه باشيد فلانى پسر فلانى قائم آل محمد آشكار شد.

بفرمان او گوش فرا دهيد و از وى پيروى كنيد.

بعد از اين ندا هيچ جانداری نميماند جز اينكه اين صدا را ميشنوند و آنها كه خوابيده اند بيدار ميشوند و به حياط خانه خود مى آيند و دوشيزگان از پس پرده بيرون مي دوند و با آن صدا قائم قيام ميكند و آن صدا هم صداى جبرئيل است.

 

 

 3) ابو بصير از امام محمد باقر عليه السّلام نقل میکند که حضرت فرمودند:

هر گاه ديديد آتشى مانند هراتى بزرگ سه روز يا هفت روز از مشرق طلوع كرد بخواست خداوند منتظر فرج و ظهور دولت آل محمد باشيد!

زيرا خداوند بر همه چيز غالب و حكيم است.

آنگاه فرمودند: صداى آسمانى فقط در ماه رمضان است.

يعنى ماه خدا و آن هم صداى جبرئيل به مردم است.

سپس فرمودند : گوينده اى از آسمان نام قائم را ميبرد به طورى كه از مشرق تا مغرب آن را ميشنوند.

هر كس خواب است بيدار مىشود و هر كس ايستاده مى نشيند و هر كس نشسته از وحشت آن صدا برميخيزد. خدا رحمت كند كسى را كه از آن صدا عبرت ميگيرد. زيرا صداى اول صداى جبرئيل امين است.

 

ودر ادامه فرمودند:

آن صدا در شب جمعه بيست و سوم ماه رمضان است: از آن شك ننمائيد و آن را بشنويد و پيروى كنيد.

 

در آخر آن روز صداى شيطان ملعون بگوش ميرسد كه ميگويد:

آگاه باشيد! فلانى مظلوم كشته شده است تا بدين وسيله مردم را بشك بياندازد، و در ميان آنها فتنه انگيزد چه بسيار مردم مردد و متحيرى كه در آن روز بواسطه اين شك به آتش دوزخ درافتند.

 

ولى شما اگر صداى اول را در ماه رمضان شنيديد شك نكنيد كه صداى جبرئيل است، و علامت آن اينست كه اسم قائم و پدرش را ميبرد، بطورى كه دختران پرده نشين نيز آن را ميشنوند و پدر و برادر خود را تشويق به بيرون آمدن ميكنند.

 

و در ادامه فرمودند: قائم قيام نمى كند مگر زمانی كه ترس شديدى مردم را فرا گيرد و زلزله ها پى در پى بيايد، و مردم در آشوب و بلا و طاعون بسر برند، و شمشير برنده ميان عرب كارگر باشد.

و اختلاف شديدى در بين مردم ایجاد میشود . همه در امر دين خود متفرق و حالشان متغير میشود

تا جايى كه آرزومندان از سختى آنچه از مردم سگ صفت مىبينند كه چگونه يك ديگر را ميدرند، صبح و شام انتظار قيام او را ميكشند

آمدن او در زمانی است كه مردم از ديدن ظهور دولت آل محمد مأيوس و نا اميدند!

خوش به حال كسى كه او را مى بيند و از ياران او ميباشد.

واى واى بر كسى كه دشمنى و مخالفت ميكند و از دشمنان او ميباشد.

 

و در ادامه فرمودند: قائم بامر جديد و كتاب جديد و قضاى جديد كه بر عرب دشوار است، قيام ميكند كار او جز جنگ و كشتن بي دينان نيست

يك نفر بي دين را در روى زمين باقى نميگذارد و سرزنش و ملامت كنندگان او را و از تعقيب هدفش باز نميدارد.

 

آنگاه اضافه فرمود كه: هر وقت اولاد فلان با هم اختلاف نمودند موقع فرج است.

صبر و بردبارى در اختلاف اولاد فلان است.

هنگامى كه با هم اختلاف نمودند، شما منتظر صيحه آسمانى در ماه رمضان باشيد كه مژده به آمدن قائم ميدهد.

 

زيرا خداوند آنچه خواهد ميكند، قائم خروج نميكند و آنچه را ميخواهيد نمىبينيد مگر هنگامى كه اولاد فلان با هم اختلاف پيدا كردند وقتى چنين شد، مردم نيز چشم بدولت آنها ميدوزند و از هر طرف گفتگو در ميگيرد، و سفيانى خروج ميكند.

 

و در ادامه فرمودند: بنى فلان حتما سلطنت ميكنند وقتى سلطنت نمودند و كارشان باختلاف كشيد، پراكنده ميشوند و دولتشان از دستشان ميرود،

تا آنگاه كه خراسانى و سفيانى يكى از مشرق و ديگرى از مغرب مانند اسبانى كه مسابقه ميدهند يكى از اين طرف و ديگرى از آن طرف سعى مىكنند زودتر وارد كوفه شوند!

و نابودى بنى فلان بدست آنها خواهد بود. و يكنفر از آنها باقى نميماند.

سپس فرمودند:

آمدن سفيانى و يمانى و خراسانى در يك سال و يك ماه و يك روز مىباشد مانند گردن بندى كه دانه هاى آن منظم و يكى از پى ديگرى است.

در آن وقت منتظران از هر جهت مأيوس ميگردند.

بيچاره كسانى كه با آنها مخالفت كنند، در ميان آنها پرچم حقى جز پرچم يمانى نيست.

جمعيت او در طريق حق گام برميدارند زيرا او مردم را به پيروى از صاحب شما دعوت ميكند.

وقتى يمانى قيام كرد، فروش اسلحه بر هر مسلمانى حرام است وقتى او خروج كرد بطرف وى برويد.

زيرا لشكر او لشكر بر حق است، و نمى بايد كه مسلمانى از وى سرپيچى كند. هر كس از دعوت وى سرپيچيد، از اهل دوزخ محسوب میشود چرا که او مردم را دعوت به حق و راه راست مىكند.

 

 

 

 شاخه اصلی :            آخرالزمان و علائم ظهور (شر الازمنه) 

 

 

منبع ومتن عربی :

 

1) بحارالأنوار 52 204 باب 25- علامات ظهوره صلوات الله علي

ِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ الصَّيْحَةُ الَّتِي فِي شَهْرِ رَمَضَانَ تَكُونُ لَيْلَةَ الْجُمُعَةِ لِثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ مَضَيْنَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ

 

 

2) بحارالأنوار 52 119 باب 21- التمحيص و النهي عن التوقيت

48- ني، [الغيبة للنعماني] عن أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام :

قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَتَى خُرُوجُ الْقَائِمِ ع فَقَالَ يَا بَا مُحَمَّدٍ إِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ لَا نُوَقِّتُ وَ قَدْ قَالَ مُحَمَّدٌ ع كَذَبَ الْوَقَّاتُونَ يَا بَا مُحَمَّدٍ إِنَّ قُدَّامَ هَذَا الْأَمْرِ خَمْسَ عَلَامَاتٍ أَوَّلُهُنَّ النِّدَاءُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ خُرُوجُ السُّفْيَانِيِّ وَ خُرُوجُ الْخُرَاسَانِيِّ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّكِيَّةِ وَ خَسْفٌ بِالْبَيْدَاءِ ثُمَّ قَالَ يَا بَا مُحَمَّدٍ إِنَّهُ لَا بُدَّ أَنْ يَكُونَ قُدَّامَ ذَلِكَ الطَّاعُونَانِ الطَّاعُونُ الْأَبْيَضُ وَ الطَّاعُونُ الْأَحْمَرُ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَيُّ شَيْءٍ الطَّاعُونُ الْأَبْيَضُ وَ أَيُّ شَيْءٍ الطَّاعُونُ الْأَحْمَرُ قَالَ الطَّاعُونُ الْأَبْيَضُ الْمَوْتُ الْجَاذِفُ وَ الطَّاعُونُ الْأَحْمَرُ السَّيْفُ وَ لَا يَخْرُجُ الْقَائِمُ حَتَّى يُنَادَى بِاسْمِهِ مِنْ جَوْفِ السَّمَاءِ فِي لَيْلَةِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ لَيْلَةَ جُمُعَةٍ قُلْتُ بِمَ يُنَادَى قَالَ بِاسْمِهِ وَ اسْمِ أَبِيهِ أَلَا إِنَّ فُلَانَ بْنَ فُلَانٍ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِيعُوهُ فَلَا يَبْقَى شَيْءٌ خَلَقَ اللَّهُ فِيهِ الرُّوحَ إِلَّا سَمِعَ الصَّيْحَةَ فَتُوقِظُ النَّائِمَ وَ يَخْرُجُ إِلَى صَحْنِ دَارِهِ وَ تَخْرُجُ الْعَذْرَاءُ مِنْ خِدْرِهَا وَ يَخْرُجُ الْقَائِمُ مِمَّا يَسْمَعُ وَ هِيَ صَيْحَةُ جَبْرَئِيلَ ع

 

3) ني، [الغيبة للنعماني] ابْنُ عُقْدَةَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ يُوسُفَ عَنِ ابْنِ مِهْرَانَ عَنِ ابْنِ الْبَطَائِنِيِّ عَنْ أَبِيهِ وَ وُهَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ إِذَا رَأَيْتُمْ نَاراً مِنَ الْمَشْرِقِ شِبْهَ الْهَرَوِيِّ الْعَظِيمِ تَطْلُعُ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ أَوْ سَبْعَةً فَتَوَقَّعُوا فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ ع إِنْ شَاءَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ثُمَّ قَالَ الصَّيْحَةُ لَا تَكُونُ إِلَّا فِي شَهْرِ رَمَضَانَ شَهْرِ اللَّهِ وَ هِيَ صَيْحَةُ جَبْرَئِيلَ إِلَى هَذَا الْخَلْقِ ثُمَّ قَالَ يُنَادِي مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ بِاسْمِ الْقَائِمِ ع فَيَسْمَعُ مَنْ بِالْمَشْرِقِ وَ مَنْ بِالْمَغْرِبِ لَا يَبْقَى رَاقِدٌ إِلَّا اسْتَيْقَظَ وَ لَا قَائِمٌ إِلَّا قَعَدَ وَ لَا قَاعِدٌ إِلَّا قَامَ عَلَى رِجْلَيْهِ فَزَعاً مِنْ ذَلِكَ الصَّوْتِ فَرَحِمَ اللَّهُ مَنِ اعْتَبَرَ بِذَلِكَ الصَّوْتِ فَأَجَابَ فَإِنَّ الصَّوْتَ الْأَوَّلَ هُوَ صَوْتُ جَبْرَئِيلَ الرُّوحِ الْأَمِينِ وَ قَالَ ع الصَّوْتُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فِي لَيْلَةِ جُمُعَةٍ لَيْلَةِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ فَلَا تَشُكُّوا فِي ذَلِكَ وَ اسْمَعُوا وَ أَطِيعُوا وَ فِي آخِرِ النَّهَارِ صَوْتُ إِبْلِيسَ اللَّعِينِ يُنَادِي أَلَا إِنَّ فُلَاناً قُتِلَ مَظْلُوماً لِيُشَكِّكَ النَّاسَ وَ يُفْتِنَهُمْ فَكَمْ ذَلِكَ الْيَوْمَ مِنْ شَاكٍّ مُتَحَيِّرٍ قَدْ هَوَى فِي النَّارِ وَ إِذَا سَمِعْتُمُ الصَّوْتَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَلَا تَشُكُّوا أَنَّهُ صَوْتُ جَبْرَئِيلَ وَ عَلَامَةُ ذَلِكَ أَنَّهُ يُنَادِي بِاسْمِ الْقَائِمِ وَ اسْمِ أَبِيهِ حَتَّى تَسْمَعَهُ الْعَذْرَاءُ فِي خِدْرِهَا فَتُحَرِّضُ أَبَاهَا وَ أَخَاهَا عَلَى الْخُرُوجِ وَ قَالَ ع لَا بُدَّ مِنْ هَذَيْنِ الصَّوْتَيْنِ قَبْلَ خُرُوجِ الْقَائِمِ ع صَوْتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَ هُوَ صَوْتُ جَبْرَئِيلَ وَ صَوْتٍ مِنَ الْأَرْضِ فَهُوَ صَوْتُ إِبْلِيسَ اللَّعِينِ يُنَادِي بِاسْمِ فُلَانٍ أَنَّهُ قُتِلَ مَظْلُوماً يُرِيدُ الْفِتْنَةَ فَاتَّبِعُوا الصَّوْتَ الْأَوَّلَ وَ إِيَّاكُمْ وَ الْأَخِيرَ أَنْ تَفْتَتِنُوا بِهِ وَ قَالَ ع لَا يَقُومُ الْقَائِمُ إِلَّا عَلَى خَوْفٍ شَدِيدٍ مِنَ النَّاسِ وَ زَلَازِلَ وَ فِتْنَةٍ وَ بَلَاءٍ يُصِيبُ النَّاسَ وَ طَاعُونٍ قَبْلَ ذَلِكَ وَ سَيْفٍ قَاطِعٍ بَيْنَ الْعَرَبِ وَ اخْتِلَافٍ شَدِيدٍ بَيْنَ النَّاسِ وَ تَشْتِيتٍ فِي دِينِهِمْ وَ تَغْيِيرٍ فِي حَالِهِمْ حَتَّى يَتَمَنَّى الْمُتَمَنِّي الْمَوْتَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً مِنْ عِظَمِ مَا يَرَى مِنْ كَلَبِ النَّاسِ وَ أَكْلِ بَعْضِهِمْ بَعْضاً فَخُرُوجُهُ ع إِذَا خَرَجَ يَكُونُ عِنْدَ الْيَأْسِ وَ الْقُنُوطِ مِنْ أَنْ يَرَوْا فَرَجاً فَيَا طُوبَى لِمَنْ أَدْرَكَهُ وَ كَانَ مِنْ أَنْصَارِهِ وَ الْوَيْلُ كُلُّ الْوَيْلِ لِمَنْ نَاوَاهُ [أي عاداه] وَ خَالَفَهُ وَ خَالَفَ أَمْرَهُ وَ كَانَ مِنْ أَعْدَائِهِ وَ قَالَ ع يَقُومُ بِأَمْرٍ جَدِيدٍ وَ كِتَابٍ جَدِيدٍ وَ سُنَّةٍ جَدِيدَةٍ وَ قَضَاءٍ جَدِيدٍ عَلَى الْعَرَبِ شَدِيدٌ وَ لَيْسَ شَأْنُهُ إِلَّا الْقَتْلَ لَا يَسْتَبْقِي أَحَداً وَ لَا يَأْخُذُهُ فِي اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ ثُمَّ قَالَ ع إِذَا اخْتَلَفَ بَنُو فُلَانٍ فِيمَا بَيْنَهُمْ فَعِنْدَ ذَلِكَ فَانْتَظِرُوا الْفَرَجَ وَ لَيْسَ فَرَجُكُمْ إِلَّا فِي اخْتِلَافِ بَنِي فُلَانٍ فَإِذَا اخْتَلَفُوا فَتَوَقَّعُوا الصَّيْحَةَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ بِخُرُوجِ الْقَائِمِ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يَشاءُ وَ لَنْ يَخْرُجَ الْقَائِمُ وَ لَا تَرَوْنَ مَا تُحِبُّونَ حَتَّى يَخْتَلِفَ بَنُو فُلَانٍ فِيمَا بَيْنَهُمْ فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ طَمَعَ النَّاسُ فِيهِمْ وَ اخْتَلَفَتِ الْكَلِمَةُ وَ خَرَجَ السُّفْيَانِيُّ وَ قَالَ لَا بُدَّ لِبَنِي فُلَانٍ أَنْ يَمْلِكُوا فَإِذَا مَلَكُوا ثُمَّ اخْتَلَفُوا تَفَرَّقَ كُلُّهُمْ وَ تَشَتَّتَ أَمْرُهُمْ حَتَّى يَخْرُجَ عَلَيْهِمُ الْخُرَاسَانِيُّ وَ السُّفْيَانِيُّ هَذَا مِنَ الْمَشْرِقِ وَ هَذَا مِنَ الْمَغْرِبِ يَسْتَبِقَانِ إِلَى الْكُوفَةِ كَفَرَسَيْ رِهَانٍ هَذَا مِنْ هُنَا وَ هَذَا مِنْ هُنَا حَتَّى يَكُونَ هَلَاكُ بَنِي فُلَانٍ عَلَى أَيْدِيهِمَا أَمَا إِنَّهُمَا لَا يُبْقُونَ مِنْهُمْ أَحَداً ثُمَّ قَالَ ع خُرُوجُ السُّفْيَانِيِّ وَ الْيَمَانِيِّ وَ الْخُرَاسَانِيِّ فِي سَنَةٍ وَاحِدَةٍ وَ فِي شَهْرٍ وَاحِدٍ فِي يَوْمٍ وَاحِدٍ وَ نِظَامٍ كَنِظَامِ الْخَرَزِ يَتْبَعُ بَعْضُهُ بَعْضاً فَيَكُونُ الْبَأْسُ مِنْ كُلِّ وَجْهٍ وَيْلٌ لِمَنْ نَاوَاهُمْ وَ لَيْسَ فِي الرَّايَاتِ أَهْدَى مِنْ رَايَةِ الْيَمَانِيِّ هِيَ رَايَةُ هُدًى لِأَنَّهُ يَدْعُو إِلَى صَاحِبِكُمْ فَإِذَا خَرَجَ الْيَمَانِيُّ حَرَّمَ بَيْعَ السِّلَاحِ عَلَى النَّاسِ وَ كُلِّ مُسْلِمٍ وَ إِذَا خَرَجَ الْيَمَانِيُّ فَانْهَضْ إِلَيْهِ فَإِنَّ رَايَتَهُ رَايَةُ هُدًى وَ لَا يَحِلُّ لِمُسْلِمٍ أَنْ يَلْتَوِيَ عَلَيْهِ فَمَنْ فَعَلَ فَهُوَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ لِأَنَّهُ يَدْعُو إِلَى الْحَقِّ وَ إِلى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ ثُمَّ قَالَ لِي إِنَّ ذَهَابَ مُلْكِ بَنِي فُلَانٍ كَقِصَعِ الْفَخَّارِ وَ كَرَجُلٍ كَانَتْ فِي يَدِهِ فَخَّارَةٌ وَ هُوَ يَمْشِي إِذْ سَقَطَتْ مِنْ يَدِهِ وَ هُوَ سَاهٍ عَنْهَا فَانْكَسَرَتْ فَقَالَ حِينَ سَقَطَتْ هَاهْ شِبْهَ الْفَزَعِ فَذَهَابُ مُلْكِهِمْ هَكَذَا أَغْفَلُ مَا كَانُوا عَنْ ذَهَابِهِ

بحارالأنوار ج : 52 ص : 232

 

 

 و البته خداوند  امر او را در شبی  اصلاح خواهد  کرد :

 

نبی اکرم صلی الله علیه واله فرمودند:

مهدی از ما اهل البیت است

خداوند امر او را درشبی اصلاح میکند

و در روایتی دیگر است خداوند او را درشبی اصلاح میکند

 

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله :

الْمَهْدِيُّ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ يُصْلِحُ اللَّهُ لَهُ أَمْرَهُ فِي لَيْلَةٍ وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى يُصْلِحُهُ اللَّهُ فِي لَيْلَةٍ

 

بحارالأنوار ج : 52 ص : 281

 

روایاتی مختلف در مورد روز قیام:

 

 

 

 

 قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ الْقَائِمَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ يُنَادَى بِاسْمِهِ لَيْلَةَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ وَ يَقُومُ يَوْمَ عَاشُورَاءَ يَوْمَ قُتِلَ فِيهِ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ علیهما السلام .

 

امام صادق علیه السلام فرمودند :

قائم صلوات الله علیه با اسمش صدا زده میشود در شب بیست و سه قیام میکند در روز عاشورا روزی که حسین بن علی علیهما السلام در آن کشته شد.

 

 

 

 بحارالأنوار 52 290 باب 26- يوم خروجه و ما يدل عليه و م

- غط، [الغيبة للشيخ الطوسي] الْفَضْلُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْكُوفِيِّ عَنْ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ الْقَائِمَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ يُنَادَى بِاسْمِهِ لَيْلَةَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ وَ يَقُومُ يَوْمَ عَاشُورَاءَ يَوْمَ قُتِلَ فِيهِ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع

 

 

بحارالأنوار 52 279 باب 26- يوم خروجه و ما يدل عليه و م

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ يَخْرُجُ قَائِمُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ الْخَبَرَ

 

قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع كَأَنِّي بِالْقَائِمِ يَوْمَ عَاشُورَاءَ يَوْمَ السَّبْتِ قَائِماً بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ بَيْنَ يَدَيْهِ جَبْرَئِيلُ ع يُنَادِي الْبَيْعَةَ لِلَّهِ فَيَمْلَؤُهَا عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً

 

 

َ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام

انْتَظِرُوا الْفَرَجَ فِي ثَلَاثٍ قِيلَ وَ مَا هُنَّ قَالَ اخْتِلَافُ أَهْلِ الشَّامِ بَيْنَهُمْ وَ الرَّايَاتُ السُّودُ مِنْ خُرَاسَانَ وَ الْفَزْعَةُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَقِيلَ لَهُ وَ مَا الْفَزْعَةُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ قَالَ أَ مَا سَمِعْتُمْ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي الْقُرْآنِ إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ قَالَ إِنَّهُ يُخْرِجُ الْفَتَاةَ مِنْ خِدْرِهَا وَ يَسْتَيْقِظُ النَّائِمَ وَ يُفْزِعُ الْيَقْظَانَ

 

َ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع يَخْرُجُ الْقَائِمُ ع يَوْمَ السَّبْتِ يَوْمَ عَاشُورَاءَ الْيَوْمَ الَّذِي قُتِلَ فِيهِ الْحُسَيْنُ ع

 

 

يوم الجمعة و هو يوم صاحب الزمان صلوات الله عليه و باسمه و هو اليوم الذي يظهر فيه عجله الله زيارته ع

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللَّهِ الَّذِي بِهِ يَهْتَدِي الْمُهْتَدُونَ وَ يُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخَائِفُ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْوَلِيُّ النَّاصِحُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا سَفِينَةَ النَّجَاةِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ الْحَيَاةِ السَّلَامُ عَلَيْكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ السَّلَامُ عَلَيْكَ عَجَّلَ اللَّهُ لَكَ مَا وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَ ظُهُورِ الْأَمْرِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَايَ أَنَا مَوْلَاكَ عَارِفٌ بِأُولَاكَ وَ أُخْرَاكَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِكَ وَ بِآلِ بَيْتِكَ وَ أَنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلَى يَدِكَ وَ أَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ يُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ يَجْعَلَنِي مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ لَكَ وَ التَّابِعِينَ وَ النَّاصِرِينَ لَكَ عَلَى أَعْدَائِكَ وَ الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْكَ فِي جُمْلَةِ أَوْلِيَائِكَ يَا مَوْلَايَ

يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ عَلَى آلِ بَيْتِكَ

هَذَا يَوْمُ الْجُمُعَةِ

وَ هُوَ يَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فِيهِ ظُهُورُكَ وَ الْفَرَجُ فِيهِ لِلْمُؤْمِنِينَ عَلَى يَدِكَ

وَ قَتْلُ الْكَافِرِينَ بِسَيْفِكَ وَ أَنَا يَا مَوْلَايَ فِيهِ ضَيْفُكَ وَ جَارُكَ وَ أَنْتَ يَا مَوْلَايَ كَرِيمٌ مِنْ أَوْلَادِ الْكِرَامِ وَ مَأْمُورٌ بِالْإِجَارَةِ فَأَضِفْنِي وَ أَجِرْنِي صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِكَ الطَّاهِرِينَ

 

بحارالأنوار ج : 99 ص : 216

 

علت غیبت از زبان حضرت حجت  (علیه السلام )

 

به نام خدا

امام صادق علیه السلام میفرمایند :

زمانی که قائم قیام کند چنین خواهد گفت :

( آیه 21 سوره شعراء :

پس هنگامى كه از شما ترسيدم فرار كردم و پروردگارم به من حكمت و دانش بخشيد، و مرا از پيامبران قرار داد )

 

بحارالأنوار     52     281    باب 26- يوم خروجه و ما يدل عليه و م
َ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ ع أَنَّهُ قَالَ إِذَا قَامَ الْقَائِمُ قَالَ فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْماً وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ

ادامه نوشته

اهل سنت بگویند :سهم آنها از حکومت آخر الزمان چیست ؟

به نام خدا


آیا این  ایه  شریفه قرآن  تا به حال  محقق شده  است ؟

و اگر محقق نشده و باید  انتظار  تحقق آن را داشت
سوال  این است سهم  شما  از این  ایه چیست ؟

النور : 55   وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَني‏ لا يُشْرِكُونَ بي‏ شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ
 
خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند وعده مى‏دهد كه قطعاً آنان را حكمران روى زمين خواهد كرد، همان گونه كه به پيشينيان آنها خلافت روى زمين را بخشيد و دين و آيينى را كه براى آنان پسنديده، پابرجا و ريشه‏دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنيّت و آرامش مبدّل مى‏كند، آن چنان كه تنها مرا مى پرستند و چيزى را شريك من نخواهند ساخت. و كسانى كه پس از آن كافر شوند، آنها فاسقانند. (55)

آیا  شما در سایه سار چنین حکومتی  خواهید  زیست ؟
و آیا حاکمی که عادل است و به شهادت  خداوند اجرای حدود خواهد کرد با شما  چه رفتاری  خواهد داشت

الأحقاف : 35   بَلاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفاسِقُونَ

 اين ابلاغى است براى همگان پس آيا جز قوم فاسق هلاك مى‏شوند؟! (35)





توصیه میکنم کتاب  وصیت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهی  نوشته احمد الحسن ع را که بر اساس مبانی مورد قبول اهلسنت  خلافت مهدی ع را  اثبات کرده است مطالعه بفرمایید .

ایمان مومنان و کافران آخرالزمان و عاقبت هر کدام از آنان !

به نام خدا

 سلام

گمان میکردم که باید در یک نسبت رو به افزایش انسانهای خالص جمع شوند تا تعدادشان به ۳۱۳ نفر برسد آنگاه زمینه برای قیام فراهم شود !

اما به نظر میرسد باید در یک نسبت رو به کاهش منتظران مدعی یا بمیرند  یا از ادعای خود دست بردارند و به هر نحو ممکنی غربال  شده تا این که تعداد منتظران حقیقی به همان تعداد معهود رسیده و قیام قائم صورت گیرد . و فقط خدا میداند .

با هم روایات ذیل را بررسی کنیم :

 1) نبی اکرم صلی الله علیه وآله در وصیتشان به علی علیه السلام فرمودند :

ای علی شگفت آورترین مردم در ایمان و محکم ترین آنها در یقین قومی هستند که در آخر الزمان زندگی میکنند و حال آنکه ملازم و همراه با نبی خدا صلی الله علیه واله نبوده اند و حجت خدا نیز از آنها پوشیده است ، پس آنها ایمان می آورند به ( نوشته های ) سیاه بر سفیدی ( کاغذ)

حقیقتا نگهداری ایمان در میان چنین کسانی که امیرمومنین علی علیه السلام آنها را توصیف میکنند ، کاری بس مشکل و عظیم است، آنهم ایمانی که فقط بر اساس آیات قرآن و روایات مستحکم باشد و نه از روی کشف و شهود و وجود حضرت حجت !

2) امیرمومنین علی علیه السلام در بصره بر منبر رفته و پس از حمد خدا فرمودند :

در آخرزمانها اقوامی خواهند آمد که چهره هاشان چون چهره آدمیان است اما قلبهایشان چون قلبهای شیاطین .

خونها میریزند مانند گرگان درنده ؛اگر از آنها پیروی کنی تو را متهم میکنند و اگر از آنها غایب شوی از تو غیبت میکنند .

حلیم و صبور در میان آنها گمراه است و گمراه در میان آنها حلیم .

مومن در میان آنها ضعیف شمرده میشود و فاسق در میان آنها شریف دانسته میشود .

کودکان آنها تند خود هستند و جوانان آنها نافرمان و پیران آنها منافق .

کودکان آنها احترام بزرگان خود را نمیدارند.

ثروتمندان آنها بازگشت به فقیرانشان نمیکنند .

پناه بردن به آنها پستی وذلت است و طلب آنچه در دستان آنهاست فقر.

عزت با آنها ، ذلت است .

دوستان عیان و آشکارا و دشمنان خلوت و پنهانند.

زمان به این مرحله که برسد ؛ خداوند اشرارشان را بر آنها مسلط میکند .

خوبان آنها دعا میکنند اما خداوند دعای آنها را مستجاب نمیکند .

در آن هنگام پادشاهان و حاکمان ، به دنبال اقاویل و سخنان باطل هستند .

قاضیانشان به دنبال رشوه هستند و

فقیهان به دنبال احکامی که خود تاویل کرده اند و

انسانهای صالح با دینشان دنیا را میخورند .

 

3) نبی اکرم صلی الله علیه وآله می فرمایند :

در آخر الزمان قومی خواهند آمد که گناهان را انجام می دهند و میگویند که خداوند تقدیرشان را چنین قرار داده است ، کسی که با این قوم مخالفت کند مانند این است که در راه خدا شمشیر کشیده است .

 

4) ابو بصیر میگوید: از امام صادق علیه السلام در مورد فرمایش امیرمومنین علی علیه السلام پرسیدم که حضرت فرمودند :

اسلام آغاز شد در حالی که غریب بود و دوباره نیز غریب خواهد شد همانگونه که بوده است پس خوشا به حال غریبان .

امام صادق فرمودند:

دعوت کننده از ما ( قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه ) دعوتی جدید خواهد داشت همانگونه که رسول خدا صلی الله علیه وآله دعوتش جدید بود .

توضیح :

اسلام در آغاز کار غریب و تنها بود به خاطر کمی تعداد مسلمانان و دوباره نیز غریب خواهد شد یعنی این که مسلمانان تعدادشان کم خواهد شد پس آنها در آخر الزمان مانند غریبان خواهد بود پس خوشا به حال غریبان .

در روایتی دیگر از امام صادق منقول است که حضرت فرمودند : مومن غریب است پس خوشا به حال غریبان .

 

5) امام صادق علیه السلام ذیل آیه شریفه هشت هود می فرمایند :

این که خداوند میفرماید : واگر به تاخیر بیاندازیم عذاب را از آنها تا امت معدوده ؛ یعنی تا آمدن امتی که تعدادشان به اندازه اصحاب بدر است (313نفر)

آنوقت آنها خواهند گفت: چه کسی این عذاب را نگه داشته . آگاه باشید روزی که خواهد از آنها صرف نظر نخواهد کرد : یعنی عذاب.

 

6) در روایتی دیگر امام باقر علیه السلام می فرمایند:

اصحاب قائم علیه السلام سیصد و سیزده نفرند آنها به خدا قسم همان امت معدوده ای هستند که خداوند در کتابش میفرماید : واگر به تاخیر بیاندازیم عذاب را از آنها تا امت معدوده ؛ حضرت در ادامه فرمودند : آنها برای او در یک لحظه ،جمع میشوند مانند تکه های ابر در فصل پاییز.

 

7) ابی بصیر از امام صادق علیه السلام نقل میکند :

که حضرت فرمودند :از عرب با قائم ما تعداد کمی هستند ،

شخصی پرسید : اما از بین انها تعداد زیادی این واقعه را نقل میکنند!

حضرت فرمودند :

( آری ) ولى بايد مردم آزمايش شوند و از يك ديگر امتياز يابند و غربال شوند و مردم بسيارى از غربال درآيند (و مردود شوند ).

 

8) از امام صادق علیه السلام روایت می کنند که حضرت فرمودند :

شيعيان در دولت قائم رؤساى روى زمين و حكمرانان آن ميباشند.

به هر مردى از آنها قوت چهل مرد داده مىشود سپس فرمودند: پدرم فرمودند: پيش از قيام قائم وحشت دشمنان در دل شيعيان ما جاى ميگيرد.اما وقتى قائم ما ظاهر گردد، و مهدى ما خروج كند، هر يك از آنها از شير دليرتر و از نيزه چابك تر میشوند ، بطورى كه دشمن ما را زير پاهاى خود له ميكنند و با كف دست به قتل مىرسانند.

 

 

 

1) وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عَمْرٍو وَ أَنَسِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ ع فِي وَصِيَّةِ النَّبِيِّ ص لِعَلِيٍّ ع قَالَ يَا عَلِيُّ أَعْجَبُ النَّاسِ إِيمَاناً وَ أَعْظَمُهُمْ يَقِيناً قَوْمٌ يَكُونُونَ فِي آخِرِ الزَّمَانِ لَمْ يَلْحَقُوا النَّبِيَّ ص وَ حُجِبَ عَنْهُمُ الْحُجَّةُ فَآمَنُوا بِسَوَادٍ عَلَى بَيَاضٍ

(- وسائلالشيعة 27 92 8- باب وجوب العمل بأحاديث النبي صلی الله علیه وآله وکتاب منلايحضرهالفقيه 4 365 باب النوادر و هو آخر أبواب الكتاب )

2) مستدركالوسائل 11 377 49- باب جملة مما ينبغي تركه من الخص

عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ رَقِيَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع مِنْبَرَ الْبَصْرَةِ خَطِيباً فَخَطَبَ خُطْبَةً بَلِيغَةً فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَال

يَظْهَرُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ أَقْوَامٌ وُجُوهُهُمْ وُجُوهُ الْآدَمِيِّينَ وَ قُلُوبُهُمْ قُلُوبُ الشَّيَاطِينِ سَفَّاكُونَ الدِّمَاءَ أَمْثَالُ الذِّئَابِ الضَّوَارِي إِنْ تَابَعْتَهُمْ عَابُوكَ وَ إِنْ غِبْتَ عَنْهُمْ اغْتَابُوكَ فَالْحَلِيمُ فِيهِمْ غَاوٍ وَ الْغَاوِي فِيهِمْ حَلِيمٌ وَ الْمُؤْمِنُ فِيهِمْ مُسْتَضْعَفٌ وَ الْفَاسِقُ فِيهِمْ شَرِيفٌ صَبِيُّهُمْ عَارِمٌ وَ شَابُّهُمْ شَاطِرٌ وَ شَيْخُهُمْ مُنَافِقٌ لَا يُوَقِّرُ صَغِيرُهُمْ كَبِيرَهُمْ وَ لَا يَعُودُ غَنِيُّهُمْ فَقِيرَهُمْ وَ الِالْتِجَاءُ إِلَيْهِمْ خِزْيٌ وَ طَلَبُ مَا فِي أَيْدِيهِمْ فَقْرٌ وَ الْعِزُّ بِهِمْ ذُلٌّ إِخْوَانُ الْعَلَانِيَةِ أَعْدَاءُ السَّرِيرَةِ فَحِينَئِذٍ يُسَلِّطُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ أَشْرَارَهُمْ وَ يَدْعُو خِيَارُهُمْ فَلَا يُسْتَجَابُ لَهُمْ دُعَاؤُهُمْ فَعِنْدَ ذَلِكَ تَأْخُذُ السَّلَاطِينُ بِالْأَقَاوِيلِ وَ الْقُضَاةُ بِالْبَرَاطِيلِ وَ الْفُقَهَاءُ بِمَا يَحْكُمُونَ بِالتَّأْوِيلِ وَ الصَّالِحُونَ يَأْكُلُونَ الدُّنْيَا بِالدِّينِ الْخَبَرَ

3) وَ رَوَى صَاحِبُ الْفَائِقِ وَ غَيْرُهُ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ يَكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ قَوْمٌ يَعْمَلُونَ الْمَعَاصِيَ وَ يَقُولُونَ إِنَّ اللَّهَ قَدْ قَدَّرَهَا عَلَيْهِمْ الرَّادُّ عَلَيْهِمْ كَشَاهِرِ سَيْفِهِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ

(بحارالأنوار 5 47 باب 1- نفي الظلم و الجور عنه تعالى )

4) ، [تفسير العياشي] عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع الْإِسْلَامُ بَدَأَ غَرِيباً وَ سَيَعُودُ غَرِيباً كَمَا كَانَ فَطُوبَى لِلْغُرَبَاءِ فَقَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ يَسْتَأْنِفُ الدَّاعِي مِنَّا دُعَاءً جَدِيداً كَمَا دَعَا إِلَيْهِ رَسُولُ اللَّهِ ص فَأَخَذْتُ بِفَخِذِهِ فَقُلْتُ أَشْهَدُ أَنَّكَ إِمَامِي فَقَالَ أَمَا إِنَّهُ سَيُدْعَى كُلُّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ أَصْحَابُ الشَّمْسِ بِالشَّمْسِ وَ أَصْحَابُ الْقَمَرِ بِالْقَمَرِ وَ أَصْحَابُ النَّارِ بِالنَّارِ وَ أَصْحَابُ الْحِجَارَةِ بِالْحِجَارَةِ

توضيح قال الجزري فيه إن الإسلام بدأ غريبا و سيعود غريبا كما بدأ فطوبى للغرباء أي أنه كان في أول أمره كالغريب الوحيد الذي لا أهل له عنده لقلّة المسلمين يومئذ و سيعود غريبا كما كان أي يقلّ المسلمون في آخر الزمان فيصيرون كالغرباء فطوبى للغرباء أي الجنة لأولئك المسلمين الذين كانوا في أول الإسلام و يكونون في آخره و إنما خصّهم بها لصبرهم على أذى الكفار أولا و آخرا و لزومهم دين الإسلام

 

5) في تفسير العياشي عن أبان بن مسافر عن ابى عبد الله عليه السلام في قول الله ( هود آیه ۸) : وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ يعنى عدة كعدة بدر لَيَقُولُنَّ ما يَحْبِسُهُ أَلا يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ قال: العذاب.

6) - عن عبد الأعلى الحلبي قال: قال ابو جعفر عليه السلام: أصحاب القائم عليه السلام الثلاثمأة و البضعة عشر رجلا، هم و الله الامة المعدودة التي قال الله في كتابه: «وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ» قال: يجتمعون له في ساعة واحدة قزعا كقزع الخريف «2».

7 ( عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ مَعَ الْقَائِمِ ع مِنَ الْعَرَبِ شَيْءٌ يَسِيرٌ فَقِيلَ لَهُ إِنَّ مَنْ يَصِفُ هَذَا الْأَمْرَ مِنْهُمْ لَكَثِيرٌ قَالَ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَنْ يُمَحَّصُوا وَ يُمَيَّزُوا وَ يُغَرْبَلُوا وَ سَيَخْرُجُ مِنَ الْغِرْبَالِ خَلْقٌ كَثِير

8) بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج52 372 و ، الإختصاص قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام

يَكُونُ شِيعَتُنَا فِي دَوْلَةِ الْقَائِمِ عَلَيْهِ السَّلَامُ سَنَامَ الْأَرْضِ وَ حُكَّامَهَا يُعْطَى كُلُّ رَجُلٍ مِنْهُمْ قُوَّةَ أَرْبَعِينَ رَجُلًا وَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع أُلْقِيَ الرُّعْبُ فِي قُلُوبِ شِيعَتِنَا مِنْ عَدُوِّنَا فَإِذَا وَقَعَ أَمْرُنَا وَ خَرَجَ مَهْدِيُّنَا كَانَ أَحَدُهُمْ أَجْرَى مِنَ اللَّيْثِ وَ أَمْضَى مِنَ السِّنَانِ يَطَأُ عَدُوَّنَا بِقَدَمَيْهِ وَ يَقْتُلُهُ بِكَفَّيْه

زنان تهران ، همان زنان آخرالزمان

به نام خدا

 

 

از اميرمومنين على ابن ابى طالب عليه السلام نقل شده است كه حضرت فرمودند :

در آخر زمانها  و در نزديكى قيامت كه بدترين زمانهاست ؛ زنانى ظاهر خواهند شد كه خيابان گرد هستند و عريان و زیور آلود ،

از دين بيگانه اند و داخل در فتنه ها

میلشان به شهوات است و شتابانند به سوی لذتها،

حرام های خدا را حلال میدانند و برای همیشه گرفتار جهنم ...

 

من لايحضره الفقيه 3 390   باب المذموم من أخلاق النساء و صفاته

4374- وَ رَوَى الْأَصْبَغُ بْنُ نُبَاتَةَ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علی  علیه السلام 

قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ يَظْهَرُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ وَ اقْتِرَابِ السَّاعَةِ وَ هُوَ شَرُّ الْأَزْمِنَةِ نِسْوَةٌ كَاشِفَاتٌ عَارِيَاتٌ مُتَبَرِّجَاتٌ مِنَ الدِّينِ دَاخِلَاتٌ فِي الْفِتَنِ مَائِلَاتٌ إِلَى الشَّهَوَاتِ مُسْرِعَاتٌ إِلَى اللَّذَّاتِ مُسْتَحِلَّاتٌ لِلْمُحَرَّمَاتِ فِي جَهَنَّمَ خَالِدَاتٌ

شعر  انتظار

به نام خدا

 

  یک نظراز روی ناز؛ یک نظراز روی باز

 هرکه در این بادیه ناظر نبود  گو بمیر

  

آه ندارم به بر  جاه ندارم به سر

 غصه من  قصه شیدایی مردانِ پیر

  

وقت خریدن شده یوسفِ زیبای من

 تو که عزیز منی ، من که اسیرم اسیر

  

عاشق دل سوخته،  بی تو بسی ساخته

 خاطیِ سر گشته بیچاره دور از امیر

  

این همه دوری زیار ، این همه صبر از نگار

 عمر من رو به مرگ ،  آمدنت دیرِ دیر

  

مهدی موعود ما،  جان به کف آمد بیا

 سر به هوای توام،  در به دری سر به زیر

  

23 ذی الحجه 1429 مصادف با 2 دیماه 1387





آمدی ای ماه ما رونق بازار ما
کاش ببیند تو  چشم منی سیر سیر

 
آمده بودی عزیز
لیک من بی خرد ظلم و ستم داشتم
قامت انکار را پیش تو افراشتم

عفو کن ای مهربان جان جهان، جانِ جان  

قصد دلم را ببین  
مهدی موعود را  غیر تو پنداشتم 

مهدی به حکم قرآن خون چه کسانی را میریزد؟ (لیس شانه الا السیف)

 

به نام خدا

 

مهدی خواهد آمد  در حالی که از مادر برای مومنین مهربان تر است .

نبی اکرم صلی الله علیه وآله

 

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ  (    المائدة : 54   )

 

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد هر كس از شما از دين خود برگردد،

پس به زودى خداوند قومى را مى‏آورد

 كه خدا را دوست دارند

و خدا نیز آنها را دوست دارد،

آنها  بر مؤمنان نرم و متواضع هستند

 و بر كافران سخت و با عزت ،

 در راه خدا جهاد مى‏كنند

و در راه خدا  ملامت ملامت گران آنها را نخواهد گرفت .( توجهی به ملامت آنها  نخواهند کرد ).

اين فضل خداست که آن را  به هر كس بخواهد مى‏دهد، خدا كرمش وسيع است وبسیار داناست.

 

 

1) امام باقر  علیه السلام با اشاره به آیه  فوق میفرمایند :

قائم آل محمد قیام میکند به امری جدید و کتابی  جدید و قضاوتی جدید که بر قوم عرب بسیار شدید است ،

او به جز شمشیر زدن  جایگاهی ندارد و هیچ کسی نمیتواند او را منصرف کند  و در راه خدا  ملامت ملامت گران او را نخواهد گرفت .( توجهی به ملامت آنها  نخواهد کرد ).

 

2) و در روایتی دیگر میفرمایند : او به جز کشتن کاری نخواهد داشت . و در راه خدا  ملامت ملامت گران او را نخواهد گرفت .( توجهی به ملامت آنها  نخواهد کرد ).

 

 

 

3)  غيبت نعمانى از ابو بصير از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرده كه حضرت  فرمودند:

پدرم فرمودند: ناچار براى ما است آذربايجان. هيچ چيز نميتواند با آن برابرى كند  وقتى چنين شد،

 همچون گليم پاره‏هاى خانه‏هاى خود باشيد و شما نيز مانند ما در جاى خود آرام گيريد، تا موقعى كه حرکت کنند ما حركت كند آنگاه بسوى او بشتابيد هر چند مانند كودكان با دست و شكم راه برويد.

به خدا قسم

گویا من هم اکنون به قائم  آل محمد صلی الله علیه واله  نگاه میکنم که بین رکن و مقام ایستاده استاده است و مردم با او بیعت میکنند .

بیعتی بر کتابی جدید همراه  با شدت بر  قوم عرب .

سپس فرمودند :

وای  بر طغیانگران عرب ؛ از شری که به آنها نزدیک میشود.

  

 

اما یک سوال اساسی:

چه کسانی باید از شمشیر برّان مهدی موعود علیه السلام بترسند؟

آیا مومنین باید از او بترسند ، یا  آن کسانی که مصداق حقیقی این آیاتند ؟
وآیا مگر مهدی علیه السلام ، زنده کننده قرآن ، خصوصا آیات ذیل نمیباشد ؟
 ببینیم:

 

 

التوبة : 29   قاتِلُوا الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا يَدينُونَ دينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ

 بکشید آنهایی را که  به خدا و روز قيامت ايمان نمى‏آورند

 و آنهایی را  که آنچه را كه خدا و رسول حرام كرده، حرام نمى‏دانند،

 وآنهایی را که  به دين حق گردن نمى‏نهند، از كسانى كه به آنها كتاب داده شده تا اینکه مگر جزيه معين را با دست بدهند در حالى كه به حكومت اسلامى خاضع هستند.

 

التوبة : 5   فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَخَلُّوا سَبيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ

5- وقتى كه ماههاى محترم تمام شد مشركان را هر جا كه يافتيد بكشيد، آنها را بگيريد و حبس كنيد و براى آنها در هر كمينى بنشينيد اگر توبه كردند و نماز خواندند و زكاة دادند، راه‏شان را باز كنيد كه خدا آمرزنده و مهربان است.

 

التوبة : 123   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَ لْيَجِدُوا فيكُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقينَ

123- اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد بکشید كفارى را كه به ديار شما نزديك هستند و باید در شما قاطعيت و خشم را بيابند و بدانيد كه خدا با پرهيزكاران است.

 

 

وهزاران آیه دیگر که بیان میکند ؛ تنها کسانی  محترمند که ایمان به خدا و رسولش بیاورند

و

نوبت خلافت کفار  به سر آمده وحال  وقت خلافت مومنین است که زمین به آنها به ارث خواهد رسید  همان گونه  که به موسی کلیم الله و پیروانش به ارث رسید.

 

الأنبياء : 105   وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ

105- در زبور بعد از تورات، نوشته‏ايم كه زمين را بندگان صالح من به ارث مى‏برند.

 

مگر نه این است که هدف خدا  از خلقت جن  و انس ، پرستش و بندگی اوست ؟
وآیا خداوند توان رسیدن  به هدفش را ندارد؟





مهدیین بندگان صالح خدایند
الذاريات : 56   وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ

56- جن و انس را نيافريده‏ام مگر آنكه مرا عبادت كنند.

 

خداوند قادراست و چنین خواهد کرد همانگونه  که وعده داده است :

 

النور : 55   وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَني‏ لا يُشْرِكُونَ بي‏ شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ

55- خدا از شما به آنان كه ايمان آورده و عمل شايسته كرده‏اند وعده كرده است  كه:

آنها را  در زمين خليفه‏ كند، چنان كه گذشتگان را  خلیفه كرده است

 و براى آنها دينشان را که خودش به آن راضییست ، استقرار بخشد

 و خوفشان را به امنیت مبدل نمايد

تا (به هدف خلقت جن  و انس نائل  شوند یعنی این ) كه مرا عبادت كنند

 و چيزى با من شريك نكنند، وکسانی که  بعد از آن كافر شوند پس آنها فاسقانند.

 

واین وعده خداست به مومنین ، وعده اجرایی شدن هدف نهایی وعده ای که تخلف ناپذیر است :

 

الروم : 6   وَعْدَ اللَّهِ لا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ

6- وعده خدا را !

خدا در وعده‏اش تخلف نمى‏كند، ليكن بيشتر مردم نمى‏دانند.

 

هر چند کفار تحقق این وعده را دور می پندارند

اما ما نیز مانند امامان ، صادق آل محمد صلی الله علیه وآله ، گویا مهدی را  در خانه خدا ایستاده میبینیم که مردم برای عمل  به قرآن با او بیعت میکنند .

 

و یا لیتنا کنا معهم

 

فَاصْبرِْ صَبرًْا جَمِيلاً(5)

إِنهَُّمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا(6)

وَ نَرَئهُ قَرِيبًا(7) سوره معارج

 

5- پس صبر كن صبرى نيكو.

6- مشركان آن را دور مى‏دانند.

7- و ما آن را نزدیک مى‏بينيم.

 

و با آنها خواهیم بود اگر بر حکم خدا و اجرای آن در زمانی که هیچ کس به آن  عمل نمیکند ، صبر کنیم و میکنیم به لطف خدا :

الكهف : 28   وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُريدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُريدُ زينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً

28- خودت را صبور كن به بودن با كسانى كه صبح و عصر پروردگار خويش را مى‏خوانند و رضاى او را مى‏جويند،

 ديدگانت از آنها منصرف نشود كه زيور زندگى دنيا را بخواهى، اطاعت مكن از آنكه قلبش را از ياد خود غافل كرده‏ايم و از هواى خود پيروى كرده و كارش تجاوز است.

 

مولای  من

ما زجر میکشیم

ما تحقیر میشویم

مولای من  تمام جرم ما این است  که میخواهیم زنان پوشیده نگاه داشته شوند و متهجر شده ایم

تمام جرم  ما این است  که راست گفتیم وبه ما احمق و ساده لوح  گفته اند.

تمام جرم ما این است که حرف از ذلت خواری  کفار زده ایم و متهم به نفی حقوق بشریت  شده ایم .

نه ؛ شاید جرم ما این است  که تو را سرور خود انتخاب کرده ایم و چه جرمی زیبا تر از این.

انتظارت را میکشیم و همه سختی  ها را  به خدایمان شکایت میکنیم .

 

خدایا ما به سوی تو از غیبت ولی خودمان شکایت میکنیم

خدایا از کمی تعدادمان و زیادی دشمنانمان به تو شکایت میکنیم

از غلبه دشمنانمان بر ما و وقوع  فتنه ها بر ما  به تو شکایت میکنیم

خدایا گشایش!

خدایا تو را  به عدلی قسم میدهیم که ظاهرش خواهی کرد

و امام حقی که او را میشناسیم .

( سخنانی از امیر مومنین علی علیه السلام )

 

مستدرك‏الوسائل     4     404    6- باب استحباب الدعاء في القنوت بال

يروى عن أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي الْقُنُوتِ اللَّهُمَّ إِلَيْكَ شَخَصَتِ الْأَبْصَارُ وَ نُقِلَتِ الْأَقْدَامُ وَ رُفِعَتِ الْأَيْدِي وَ مُدَّتِ الْأَعْنَاقُ وَ أَنْتَ دُعِيتَ بِالْأَلْسُنِ وَ إِلَيْكَ سِرُّهُمْ وَ نَجْوَاهُمْ فِي الْأَعْمَالِ رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفَاتِحِينَ اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ (فَقْدَ نَبِيِّنَا وَ غَيْبَةَ إِمَامِنَا ) وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا وَ كَثْرَةَ أَعْدَائِنَا وَ تَظَاهُرَ الْأَعْدَاءِ عَلَيْنَا وَ وُقُوعَ الْفِتَنِ بِنَا فَفَرِّجْ ذَلِكَ اللَّهُمَّ بِعَدْلٍ تُظْهِرُهُ وَ إِمَامِ حَقٍّ نَعْرِفُهُ إِلَهَ الْحَقِّ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ قَالَ وَ بَلَغَنِي أَنَّ الصَّادِقَ ع كَانَ يَأْمُرُ شِيعَتَهُ أَنْ يَقْنُتُوا بِهَذَا بَعْدَ كَلِمَاتِ الْفَرَجِ

 

 

1) بحارالأنوار     52     354    باب 27- سيره و أخلاقه و عدد أصحابه

-  ني، [الغيبة للنعماني‏] بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنِ الْبَزَنْطِيِّ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ الْحَنَّاطِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع يَقُومُ الْقَائِمُ بِأَمْرٍ جَدِيدٍ وَ كِتَابٍ جَدِيدٍ وَ قَضَاءٍ جَدِيدٍ عَلَى الْعَرَبِ شَدِيدٌ لَيْسَ شَأْنُهُ إِلَّا بِالسَّيْفِ لَا يَسْتَتِيبُ أَحَداً وَ لَا يَأْخُذُهُ فِي اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ

 

2) بحارالأنوار     52     230    باب 25- علامات ظهوره صلوات الله علي

وَ لَيْسَ شَأْنُهُ إِلَّا الْقَتْلَ لَا يَسْتَبْقِي أَحَداً وَ لَا يَأْخُذُهُ فِي اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ

 

3) بحارالأنوار     52     135    باب 22- فضل انتظار الفرج و مدح الشي

عَنِ ابْنِ الْبَطَائِنِيِّ عَنْ أَبِيهِ وَ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ قَالَ لِيَ أَبِي ع لَا بُدَّ لَنَا مِنْ آذَرْبِيجَانَ لَا يَقُومُ لَهَا شَيْ‏ءٌ وَ إِذَا كَانَ ذَلِكَ فَكُونُوا أَحْلَاسَ بُيُوتِكُمْ وَ أَلْبِدُوا مَا أَلْبَدْنَا فَإِذَا تَحَرَّكَ مُتَحَرِّكُنَا فَاسْعَوْا إِلَيْهِ وَ لَوْ حَبْواً وَ اللَّهِ لَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِ بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ يُبَايِعُ النَّاسَ عَلَى كِتَابٍ جَدِيدٍ عَلَى الْعَرَبِ شَدِيدٌ وَ قَالَ وَيْلٌ لِطُغَاةِ الْعَرَبِ مِنْ شَرٍّ قَدِ اقْتَرَبَ

خروج قائم ع

 به نام خدا

 

 

النحل : 33   هَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ أَمْرُ رَبِّكَ

آيا آنها جز اين انتظار دارند كه فرشتگان به سويشان بيايند يا اینکه  امر پروردگارت بيايد؟

 

امام محمد باقر علیه السلام ذیل آیه  شریفه 33 نحل می فرمایند :

منظور از امر خدا ، خروج  قائم  علیه السلام  است .

 

تفسيرالقمي ج : 1 ص : 385

 

 

ظهور دین مبین در پرتو ماء معین  (انکشاف  حقایق و  ظهور امامی جدید )

به نام خدا

 ضمن عرض تبریک میلاد  حضرت ولی عصر عج الله تعالی فرجه

خط سیری از استحاله دین داران را مرور میکنیم

امید است  عاقلان  میان تغییر پذیری دین داران و تغییر نا پذیری دین آنها تفکیک  قائل شوند .

 

 

قسمتی از دعای عهد  

امام صادق علیه السلام :

پروردگارا! او را پناه بندگان ستمديده‏ات و ياور مردمى كه جز تو ياورى ندارند قرار ده!

 او را بفرست تا احكام تعطيل شده كتابت (قرآن) را تجديد و آثار از بین رفته  دينت را

 و سنت‏هاى پيامبرت را محكم كند.

 

اللَّهُمَّ وَ اجْعَلْهُ مَفْزَعاً لِلْمَظْلُومِ مِنْ عِبَادِكَ وَ نَاصِراً لِمَنْ لَمْ يَجِدْ لَهُ نَاصِراً غَيْرَكَ وَ مُجَدِّداً لِمَا عُطِّلَ مِنْ أَحْكَامِ كِتَابِكَ وَ مُشَيِّداً لِمَا دَرَسَ مِنْ أَعْلَامِ دِينِكَ وَ سُنَنِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ عَلَى آلِه

بحارالأنوار     91     41    باب 28- الاستشفاع بمحمد و آل محمد

 

امام صادق علیه السلام می فرمایند :

زمانی که قائم قیام کند مردم را به  اسلامی جدید دعوت میکند و مردم را به سوی امری دعوت میکند که منقلب شده و همه از آن گمراه شده اند .

به قائم مهدی میگویند چرا که مردم را به سوی امری که از آن گمراهند فرا می خواند و به او قائم میگویند چرا که به حق  قیام میکند .

 

بحارالأنوار     51     30    باب 2- أسمائه ع و ألقابه و كناه و ع

] رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ عَجْلَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا قَامَ الْقَائِمُ ع دَعَا النَّاسَ إِلَى الْإِسْلَامِ جَدِيداً وَ هَدَاهُمْ إِلَى أَمْرٍ قَدْ دَثَرَ وَ ضَلَّ عَنْهُ الْجُمْهُورُ وَ إِنَّمَا سُمِّيَ الْقَائِمُ مَهْدِيّاً لِأَنَّهُ يُهْدَى إِلَى أَمْرٍ مَضْلُولٍ عَنْهُ وَ سُمِّيَ الْقَائِمَ لِقِيَامِهِ بِالْحَقِّ

 

امام صادق علیه السلام :

زمانی که قائم قیام میکند امری غیر از آنچه که هست  می آورد.

 

 الفرقان : 30   وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً__ ودر روز قيامت پيامبر گويد: پروردگارا! قوم من اين قرآن را رها كردند.

 

بحارالأنوار     52     332    باب 27- سيره و أخلاقه و عدد أصحابه

َ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا قَامَ الْقَائِمُ جَاءَ بِأَمْرٍ غَيْرِ الَّذِي كَانَ

 

 

امام صادق علیه السلام :

 زمانی که قائم قیام کند امری جدید می آورد ، همانگونه که رسول الله در ابتدای اسلام امری جدید آورد.

 

بحارالأنوار     52     338    باب 27- سيره و أخلاقه و عدد أصحابه

شا، [الإرشاد] رَوَى أَبُو خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا قَامَ الْقَائِمُ ع جَاءَ بِأَمْرٍ جَدِيدٍ كَمَا دَعَا رَسُولُ اللَّهِ فِي بَدْوِ الْإِسْلَامِ إِلَى أَمْرٍ جَدِيدٍ

 

 

 

امام صادق علیه السلام در مورد آیه 83آل  عمران ( هر كه در آسمان‏ها و زمين است خواه ناخواه فرمانبردار اوست و همه به سوى او بازگردانده مى‏شوند)

میفرمایند :

زمانی که قائم ما قیام کند هیچ  زمینی نیست مگر این که در آن  شهادت  لااله الا الله و محمد رسول الله  شنیده میشود .

 

 

بحارالأنوار     52     340    باب 27- سيره و أخلاقه و عدد أصحابه

عَنْ رِفَاعَةَ بْنِ مُوسَى قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً قَالَ إِذَا قَامَ الْقَائِمُ لَا يَبْقَى أَرْضٌ إِلَّا نُودِيَ فِيهَا شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ

 

 

شخصی میگوید از امام جعفر علیه السلام پرسیدم زمانی که  قائم قیام کند  چه روشی را در بین مردم اجرا خواهد کرد ؟
حضرت فرمودند:

تمام چیزهایی که  قبلش بوده  نابود میکند مانند رسول خدا  صلی الله علیه وآله و اسلام را آغاز میکند از اول و جدید .

 

بحارالأنوار     52     354    باب 27- سيره و أخلاقه و عدد أصحابه

َنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَطَاءٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ الْبَاقِرَ ع فَقُلْتُ إِذَا قَامَ الْقَائِمُ ع بِأَيِّ سِيرَةٍ يَسِيرُ فِي النَّاسِ فَقَالَ يَهْدِمُ مَا قَبْلَهُ كَمَا صَنَعَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ يَسْتَأْنِفُ الْإِسْلَامَ جَدِيدا

 

 

زمانی که قائم قیام میکند  میگوید :

ای مردم !

ما همان کسانی هستیم که خداوند در کتابش چنین  به شما وعده  داده است :

آیه 41 سوره حج ( كسانى كه اگر  در زمين به آنها توانايى دهيم نماز برپا مى‏دارند و زكات مى‏دهند و امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند، ( البته )و سر انجام همه كارها براى  خداست.)

 

بحارالأنوار     52     373    باب 27- سيره و أخلاقه و عدد أصحابه

ً عَنْ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ قَالَ إِذَا قَامَ الْقَائِمُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ يَقُولُ أَيُّهَا النَّاسُ نَحْنُ الَّذِينَ وَعَدَكُمُ اللَّهُ تَعَالَى فِي كِتَابِهِ الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ

 

 

قال الصادق علیه السلام :

قائم ما  قیام نمیکند مگر زمانی که خوفی شدید  بین  مردم حاکم است وزلزله ها و فتنه و بلاء و طاعون  دامن مردم را  گرفته است ، شمشیر برنده در بین عرب و اختلاف شدید بین مردم و شک و تردید در مورد  دینشان و تغیّر در احوالشان قابل مشاهده است به گونه ای که آرزومندان ، مرگ را  آرزو میکنند  صبح و شب ؛ بس آنچه بر آنان وارد میشود  بزرگ است . مردم همچون سگان به جان هم افتاده وبعضیشان بعض دیگر را میخورند .

پس خروج او در هنگام نا امیدی و یاس از فرج اوست .

وخوشا به حال کسی که او را درک کند و از یاوران او باشد و ننگ و تمام ننگ ، بر کسی که او را  دشمنی کند و با او و امر او مخالفت کند واز دشمنان او باشد

حضرت در ادامه فرمودند :

او با امری جدید و کتابی جدید و سنتی جدید و قضاوتی جدید و شدید  ، قیام خواهد کرد .

 

بحارالأنوار     52     230    باب 25- علامات ظهوره صلوات الله علي

َ قَالَ ع لَا يَقُومُ الْقَائِمُ إِلَّا عَلَى خَوْفٍ شَدِيدٍ مِنَ النَّاسِ وَ زَلَازِلَ وَ فِتْنَةٍ وَ بَلَاءٍ يُصِيبُ النَّاسَ وَ طَاعُونٍ قَبْلَ ذَلِكَ وَ سَيْفٍ قَاطِعٍ بَيْنَ الْعَرَبِ وَ اخْتِلَافٍ شَدِيدٍ بَيْنَ النَّاسِ وَ تَشْتِيتٍ فِي دِينِهِمْ وَ تَغْيِيرٍ فِي حَالِهِمْ حَتَّى يَتَمَنَّى الْمُتَمَنِّي الْمَوْتَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً مِنْ عِظَمِ مَا يَرَى مِنْ كَلَبِ النَّاسِ وَ أَكْلِ بَعْضِهِمْ بَعْضاً فَخُرُوجُهُ ع إِذَا خَرَجَ يَكُونُ عِنْدَ الْيَأْسِ وَ الْقُنُوطِ مِنْ أَنْ يَرَوْا فَرَجاً فَيَا طُوبَى لِمَنْ أَدْرَكَهُ وَ كَانَ مِنْ أَنْصَارِهِ وَ الْوَيْلُ كُلُّ الْوَيْلِ لِمَنْ نَاوَاهُ [أي عاداه‏] وَ خَالَفَهُ وَ خَالَفَ أَمْرَهُ وَ كَانَ مِنْ أَعْدَائِهِ وَ قَالَ ع يَقُومُ بِأَمْرٍ جَدِيدٍ وَ كِتَابٍ جَدِيدٍ وَ سُنَّةٍ جَدِيدَةٍ وَ قَضَاءٍ جَدِيدٍ عَلَى الْعَرَبِ شَدِيد

 

 

امام صادق علیه السلام میفرمایند :

آزردگی هایی که مهدی ما از سوی نادانان روزگار خود متحمل می شود, بیش از زحماتی است که به پیامبر از جاهلان زمان خود وارد شده.

گفتم چگونه؟

فرمود: پیامبر در زمانی بر انگیگخته شد که مردم سنگ و درخت و چوب می پرستیدند.

اما  قائم, آن گاه که قیام می کند, مردم علیه او قرآن را تاویل می کنند. به خدا سوگند, همانند سرما و گرما عدالت وارد خانه های  آنان خواهد شد.    الغیبه النعمانی صفحه297

 

 

 

 

امام موسی کاظم علیه السلام در مورد آیه30 سوره ملك ( بگو: به من خبر دهيد، اگر آب شما [در زمين‏] فرو رود، چه كسى آب روان برايتان خواهد آورد؟)  فرمودند:

اگر امامتان از شما  غائب شود ، پس کیست که برایتان امامی جدید آورد ؟

الكافي     1     339    باب في الغيبة .....  ص : 335

14-  عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُعَاوِيَةَ الْبَجَلِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ قَالَ إِذَا غَابَ عَنْكُمْ إِمَامُكُمْ فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِإِمَامٍ جَدِيدٍ

 

خدایا چشمانمان را  بینا کن

ومارا از یاری دهندگان او قرار ده .

نفس کشیدن علامت حیات نیست

به نام خدا

 الأنعام : 122   أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشي‏ بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ

 آیا کسی که مرده بود آنگاه ما او را زنده کردیم و برای او نوری قرار دادیم که با آن  در میان مردم راه میرود ، مانند کسی است که در تاریکی هاست  و  حال آن که توان خارج شدن از آن را نیز ندارد ؟

 این چنین برای کافرین زینت داده میشود ، آنچه که میکنند .

 و هنگامی که منطق  کاری از پیش نمی برد ، سکوت مانع ریختن خون خواهد شد، وما شیشه نازک سکوت را با فریادمان خواهیم شکست

و شما خواهید دید غلبه خون را  بر شمشیر.

 طناب عشق را نبرید

ای کافران زشت پیشه ی شمشیر به دست

مردنتان مبارک باد .

نهایتی در کار است که مخلوق خداست .

منتهای زندگیتان ، گوشه ای از حیات ماست

و انتهای نفس کشیدن ما ، مرگ واقعی شماست، شاید که دیگران زنده شوند !

که زنده بودنمان به زنده بودن دین خداست .

 

 آل‏عمران : 169   وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ

هرگز گمان نکن که  آنهایی  كه در راه خدا كشته شده اند، مردگانند!

بلكه آنها زنده‏اند،

نزد پروردگارشانند در حالی که روزى داده مى‏شوند.

مناظره حضرت محمد صلی الله علیه وآله  با زردشتیان

 به نام خدا

 

وَ الَّذينَ يُحَاجُّونَ فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ما اسْتُجيبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ داحِضَةٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ عَلَيْهِمْ غَضَبٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ شَديدٌ

كسانى كه درباره خدا پس از آنكه دعوتش اجابت شده مجادله و ستيزه مى‏كنند، دليلشان نزد پروردگارشان باطل است و (از سوى خدا ) غضب وخشمى بر آنان است و براى آنان عذابى سخت خواهد بود. (الشورى : 16)

 

نبی اکرم محمد مصطفی صلی الله علیه و آله

در مناظره ای که با زردشتیان داشتند فرمودند: چه چیزی منجر شده که شما معتقد شوید نور و ظلمت تدبیر کننده امور  هستند؟

زرتشتیان گفتند :

ما در جهان،خیر و شر را یافتیم که ضد یک دیگرند. و محال است که یک فاعل چیزی را و ضد آن چیز را انجام دهد. آیا نمی بینی که محال است برف ، آب را  گرم کند و آتش محال است  که سرد کند!!

پس برای هر کدام خالقی قدیم (و ازلی ) ثابت نمودیم .

 

حضرت محمد (صلی الله علیه و اله) فرمودند:

شما قطعاً رنگهای سیاه و سفید و سرخ و سبز و آبی را دیده اید در حالی که هر کدام از آنها ضد دیگری است ، چراکه با هم در یک جا جمع نمی شوند همانطور که گرما و سرما ضد هم هستند و یک جا جمع نمی شوند!

زرتشتیان گفتند: آری

حضرت محمد (صلی علیه  و اله)فرمودند:

پس چرا برای هر کدام از این رنگها یک خالق قدیم (ازلی ) ثابت نمی کنید تا سازنده هر کدام غیر از دیگری باشد ؟

زرتشتیان ساکت شدند.

سپس حضرت سوالی دیگر پرسیدند:

فرمودند:  نور و ظلمت چگونه مخلوط شده است  (و این عالم چگونه از ترکیب آن دو درست شده است )، در حالی که خاصیت نورصعود (حرکت به سمت بالا) و خاصیت تاریکی نزول (حرکت به سمت پایین )  است ؟

 به من خبر دهید که اگر شخصی به طرف مشرق و دیگری به طرف مغرب برود آیا ممکن است همدیگر را در حالی که سیر میکنند، ملاقات کنند؟

  آنها گفتند : نه

حضرت فرمودند: پس قطعا نور و ظلمت باهم مخلوط نمی شوند زیرا هر کدام در  غیر جهت دیگری در حرکت است .(قابل امتزاج نیستند )

پس چگونه این عالم را ترکیب شده از نور و ظلمت که محال است با هم  ترکیب شوند یافتید؟

 بلکه آن دو  (نور و ظلمت )تدبیر شده و  مخلوق هستند .

زرتشتیان گفتند  بزودی در کارمان فکر می کنیم .

 

 قابل توجه که آنها 25نفر از پنج گروه بودند که در این مناظره شرکت داشتند و به نقل امام صادق  علیه السلام همه آنها بعد از سه روز ، شهادت به نبوت حضرت محمد( صلی الله علیه و اله) دادند.

 

الحج : 17   إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ الصَّابِئينَ وَ النَّصارى‏ وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهيدٌ

به درستى كسانى كه ايمان آوردند و آنان كه يهودى شدند و صابئى‏ها و نصارى و مجوس (زردتشتى ها) و كسانى كه شرك آوردند خدا در روز رستاخيز ميانشان  فرق مى‏نهد، و از هم جدايشان مى‏كند كه خدا به همه چيز گواه است (17)   ))

 

پستهای مرتبط:

مناظره حضرت محمد صلی الله علیه وآله با زردشتیان

زرتشتی، والنتاین ، نوروز ، مهرگان : مشابهت به کفار!

زرتشتی، والنتاین ، نوروز ، مهرگان : مشابهت به کفار!! (2)  آیا اهل کتاب کافرند ؟

 مجوس اهل کتاب نیستند

مناظره امام رضا علیه السلام با زردشتیان

 

........................................

منبع: أقبل رسول الله ص على الثنوية الذين قالوا النور و الظلمة هما المدبران فقال و أنتم فما الذي دعاكم إلى ما قلتموه من هذا فقالوا لأنا وجدنا العالم صنفين خيرا و شرا و وجدنا الخير ضدا للشر فأنكرنا أن يكون فاعل واحد يفعل الشي‏ء و ضده بل لكل واحد منهما فاعل أ لا ترى أن الثلج محال أن يسخن كما أن النار محال أن تبرد فأثبتنا لذلك صانعين قديمين ظلمة و نورا فقال لهم رسول الله ص أ فلستم قد وجدتم سوادا و بياضا و حمرة و صفرة و خضرة و زرقة و كل واحدة ضد لسائرها لاستحالة اجتماع مثلين منهما في محل واحد كما كان الحر و البرد ضدين لاستحالة اجتماعهما في محل واحد قالوا نعم قال فهلا أثبتم بعدد كل لون صانعا قديما ليكون فاعل كل ضد من هذه الألوان غير فاعل الضد الآخر قال فسكتوا ثم قال فكيف اختلط النور و الظلمة و هذا من طبعه الصعود و هذه من طبعها النزول أ رأيتم لو أن رجلا أخذ شرقا يمشي إليه و الآخر غربا أ كان يجوز عندكم أن يلتقيا ما داما سائرين على وجههما قالوا لا قال فوجب أن لا يختلط النور و الظلمة لذهاب كل واحد منهما في غير جهة الآخر فكيف وجدتم حدث هذا العالم من امتزاج ما هو محال أن يمتزج بل هما مدبران جميعا مخلوقان فقالوا سننظر في أمورنا

 

الاحتجاج جلد يك صفحه 26

پیام آور محزون

به نام خدا

 

وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُ في‏ ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ(127)

إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوْا وَ الَّذينَ هُمْ مُحْسِنُونَ (128سوره نحل )

 

ای نبی ما

صبر کن

وصبر تو نیست مگر بالله.

و بر آنها محزون نباش .

وخودت را در تنگنای مکر و حیله آنها قرار نده .

 قطعا خداوند همراه کسانی است که تقوا دارند و همراه کسانی که نیکوکارند .

 

 

 ای کسی که مجنون خوانده شدی

ای کسی که متهم شدی که هزیان گفتی و حال آنکه خداوند فرمود : نمیگویی مگر این که وحی است که بر تو صورت گرفته 

 

ای کاش ما را هم با خود برده بودی

که ما نتنها محزون نبودن تو هستیم که مانند تو ، حزن نبودن حکم خدا را در دل داریم .

ما از کسانی نیستیم که در دین نظر بدهند

به نام خدا

 

شخصی خدمت امام صادق علیه السلام رسیده و از مسئله ای سوال کرد

حضرت جوابش را دادند

آن مرد پرسید اگر این مورد این گونه یا آن گونه بشود ، به نظر شما جواب چه خواهد بود  ؟
حضرت به او فرمودند ساکت باش ، من هر جوابی که به تو دادم سخنی بود از سخنان رسول خدا صلی الله علیه وآله

ما از کسانی نیستیم که به آنها میگویند نظر شما در این مورد چیست  .

 الكافي     1     58    باب البدع و الرأي و المقاييس .....

 

با چرخش زبانتان در کامتان به من خدا چیزی نبندید !!!

 

النحل : 116   وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ

برای آنچه  كه بر زبانتان به دروغ جارى مى‏شود نگویید : «اين حلال است و آن حرام»، تا بر خدا دروغ  ببنديد ، به يقين كسانى كه به خدا دروغ مى‏بندند، رستگار نخواهند شد! (116)

 الحاقة : 44   وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاويلِ

اگر او بعض سخنان را بر ما مى‏بست،

 لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمينِ

قطعا او را با دست راست میگرفتیم

ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتينَ

سپس گردنش را میزدیم

 النجم : 3   وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏

 إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى‏

پیامبر از روی هوای نفس سخن نمیگوید ، سخن او نیست مگر وحی که به سوی او وحی میشود

  

 امام رضا علیه السلام فرمودند :

 که رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند :

خداوند تبارک وتعالی گفت : به من ایمان  نیاورده کسی که  کلام من را  با نظر  خود   تفسیر کند

 مستدرک‏الوسائل     17     327   

  

 حرمت فتوای به رای 

 

 اسحاق بن عمار نقل  میکند امام صادق علیه السلام در حدیثی چنین فرمودند :

 این کسانی که  ادعامیکنند  فقهاء و علماء هستند گمان میکنند جمیع فقه و دین وهر آنچه امت به  آن نیاز دارند را  اثبات کرده اند در حالی که آنها در حالتی  نیستند که  تمام علم  رسول  خدا  صلی الله علیه وآله  را بدانند واصلا آن علم  به سمت  آنها حرکت  نکرده و هرگز آنها  آن علم را  نمیشناسند .علتش  این است که  وقتی چیزی از حلال و حرام و احکام به آنها  میرسد و در آن مورد سوال  میشوند و نزد  آنها اثر و روایتی از پیامبراکرم صلی الله علیه واله  نیست و علاوه بر این میترسند که مردم آنها را به جهالت  متهم کنند و علاوه بر این دلشان نمیخواهد  که وقتی سوالی از آنها پرسیده  شد نتوانند جواب آنرا بدهند تا مردم به معدن علم رجوع کنند و علم را از اهلش بگیرند ؛ به این خاطر از قیاس استفاده  میکنند واز نظر  خود در دین خدا  استفاده میکنند و آثار رسیده  از رسول خدا  صلی الله علیه واله  را رها  میکنند و به  بدعت ها  نزدیک  میشوند واین در حالی  است که رسول  خدا  صلی الله علیه واله  فرمودند هر بدعتی گمراهیست واگر آنها  زمانی که  از مسئله ای سوال  میشوند که در آن زمینه روایتی از رسول خدا  ندارند آن  مسئله را  به خدا و رسولش وصاحبان امرشان رد کنند آنگاه متوجه میشدید آن کسانی که  اهل  استنباط احکام هستند واز آل محمد صلی الله علیه واله  هستند  به ان مسئله آگاه میباشند .

 

 (1) وسائل‏الشیعة     27     61    6- باب عدم جواز القضاء و الحکم بالرای

  

 روایتی دیگر:

  

امام صادق علیه السلام فرمودند :

 هیچ مسئله ای نیست که دو نفر در آن مسئله اختلاف با هم پیدا کنند مگر این که برای آن مسئله اصلی در قرآن خواهد بود ؛ لکن عقل های مردان به آن نمیرسد

  الكافي     1     6۰

  

  روایتی دیگر:

  

عبد الرحمن پسر سمره نقل میکند که

 رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند:

 کسانی  كه در دين خدا  جدال  وستیزه جویی می کنند در زبان هفتاد پيامبرخدا لعن شده‏اند.

 وهر كس در آيات خدا جدال و ستیزه جویی  كند كافر است.

  خداى عز وجل (در سوره غافر آيه 4) فرموده است (  در آيات خدا جدال نمی كنند مگر آن كسانى كه كافرشده اند ،دگرگونی آنان در شهرها تو را فریب ندهد)

  هر كس قرآن را به رأى خودش تفسير كند به  خدا دروغ بسته است

 و هر كس بدون علم  به مردم فتوى بدهد، ملائكه آسمان و زمين او را لعن می كنند،

 هر بدعتى گمراهى است و هر گمراهى به سوی آتش ختم میشود ،

   عبد الرحمن بن سمره در ادامه می گويد به رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) عرض كردم:

  يا رسول اللَّه مرا به سوی نجات هدایت فرمایید ،

  فرمودند:  اى عبد الرحمن  هر گاه خواسته های مردم مختلف شد و آراء و نظرات از یکدیگر جداشدند و تفرقه پیدا کردند ، در آن زمان بر تو واجب است که همراه و ملازم على بن ابى طالب باشی .

  زيرا او امام امت و خليفه من ، بعد از من است.

 زیرا  او همان ( فاروقى ) است  كه ميان حق و باطل را جدا ميكند (و فرق خواهد گذاشت )

 هر كس از اوچیزی را بپرسد، او جواب دهد

  و هر كس از او راهنمایی بخواهد او راهنماییش کند

 و هر كس حق را از او طلب کند حق را پیدا خواهد کرد

 وهر كس هدايت را از پیش او طلب کند آنرا بدست خواهد آورد

 هر كس به او پناه ببرد ، او را در امنيت قرار دهد،

 هر كس به او تمسک کند ، نجاتش دهد

  و هر كس به او اقتداء كند او را هدايت نمايد

  اى عبد الرحمن

 هر كس تسلیم او شود سلامت خواهد ماند

  و هر کس با او  دشمنى كند هلاك میشود

 اى عبد الرحمن

  على از من است

  روحش از روح من است

  و خاكش از خاك من است

 او برادر من است و من برادر او

  و او شوهر دختر من فاطمه است

 فاطمه ای  كه سيده زنان عالم است ، زنان اولين و آخرين .

 و دو امام امت من  و دو سيد جوانان اهل بهشت حسن و حسين از او هستند

 و نه نفر از فرزندان حسين ( عليهم السلام) از او هستند

 که  نهمين آنان قائم امت من است ،

 که او زمين را از عدل و داد پر میکند  همانگونه که از ظلم و جور پر شده است .

  

 آدرس به همراه  متن عربی :

 كمال الدين و تمام النعمة    ج‏1    257    24 باب ما روي عن النبي ص في النص على القائم ع و أنه الثاني عشر من الأئمة ع .....  ص : 256

 

محکم و متشابه ظاهر و باطن قرآن

به نام خدا

 

آل‏عمران : 7
  هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ

او كسى است كه اين كتاب (قرآن ) را بر تو نازل كرد،
كه قسمتى از آن، آيات «محكم» [صريح و روشن‏] است كه اساس اين كتاب مى‏باشد
 و قسمتى از آن، «متشابه» است [آياتى كه  احتمالات مختلف معنایی در آن وجود دارد که با توجه به آيات محكم، معنایشان واحد و آشکار مى‏گردد.]
 
اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند،( به دو انگیزه )
تا اینکه یا فتنه‏انگيزى كنند (و مردم را گمراه سازند) و یا اینکه تاویل و تفسیر قرآن را بیان کنند
در حالی که تفسیر قرآن را
، جز خدا و راسخان در علم، نمى‏دانند.
مى‏گويند: «ما به همه آن ايمان آورديم همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذكر نمى‏شوند (و اين حقيقت را درك نمى‏كنند). (7)


جمله  (ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ )

ضمیر (ه ) برای اشاره به مفرد مذکر است بنابر این به لفظ ( الکتاب که در صدر آیه بیان شده ) بر میگردد نه به  لفظ متشابهات چرا که متشابهات مونث میباشد در این صورت باید گفته میشد ابتغا’ تاویلها !!

از این رو تمام ایات قرآن هم ظاهر دارد هم باطن
که بیان باطن قران که همان تاویل و تفسیر است فقط شان خدا و راسخان در علم که اهل بیت هستند میباشد


امام رضا علیه  السلام میفرمایند

کسی که متشابهات قرانی را به محکمات ارجاع بدهد  چنین کسی به صراط مستقیم هدایت شده است

یعنی محکمات قرانی قرینه ای هستند که اجمال یا چند پهلو بودن متشابهات را بر طرف میکنند و زمینه را برای صدق هدایت گری تمام قران فراهم می نمایند


البقرة : 2   ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدىً لِلْمُتَّقينَ
تمام این کتاب بدون هیچ شکی هدایت متقین است

 

 


موفق باشید

چرا ،کی و چگونه با قرآن استخاره کنیم ؟

به نام خدا

  استخاره  یعنی طلب خیر کردن یعنی درخواست بهترین ها از خداوند

بنابرین یک مومن در تمامی حالات در حال دعا و درخواست خیر از خدای خود میباشد روایاتی در این مورد نیز وجود دارد که ذکر خواهد شد و آن روایات به ما دستور میدهد ما دائما از خداوند استخاره کنیم .

در مرحله بعد خواندن نماز استخاره و طلب خیر بعد از نماز شب یا نماز مستحبی یا نماز های واجب است .

  

جایگاه استخاره با قرآن

 

وسائل‏الشيعة     6     233    ٍّ عَنِ الْيَسَعِ الْقُمِّيِّ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أُرِيدُ الشَّيْ‏ءَ وَ أَسْتَخِيرُ اللَّهَ فِيهِ فَلَا يُوَفَّقُ فِيهِ الرَّأْيُ إِلَى أَنْ قَالَ فَقَالَ افْتَتِحِ الْمُصْحَفَ فَانْظُرْ إِلَى أَوَّلِ مَا تَرَى فَخُذْ بِهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ

جناب یسع میگوید :

به امام صادق علیه السلام گفتم :

میخواهم کاری را انجام بدم و از خداوند در آن مورد طلب خیر کرده ام اما در آن مطلب به رای ثابتی نرسیدم ( که آنرا انجام بدهم یا رها کنم )

حضرت فرمودند :

قرآن را باز کن و به اولین چیزی که دیدی عمل کن به یاری خدا .

  

نماز طلب خیر ( نماز استخاره )

 

مستدرك‏الوسائل     6     236    1- باب استحبابها حتى في العبادات ال

وَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ وَ يَقُولُ فِي دُبُرِهِمَا أَسْتَخِيرُ اللَّهَ مِائَةَ مَرَّةٍ ثُمَّ يَقُولُ اللَّهُمَّ إِنِّي قَدْ هَمَمْتُ بِأَمْرٍ قَدْ عَلِمْتَهُ فَإِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ خَيْرٌ لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي فَيَسِّرْهُ لِي وَ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ شَرٌّ لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي فَاصْرِفْهُ عَنِّي كَرِهَتْ نَفْسِي ذَلِكَ أَمْ أَحَبَّتْ فَإِنَّكَ تَعْلَمُ وَ لَا أَعْلَمُ وَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ثُمَّ يَعْزِمُ

امیرمومنین علی علیه السلام دائما دو رکعت نماز میخواندند و در انتهای آن نماز از خداوند صد مرتبه طلب خیر میکردند و میفرمودند : أَسْتَخِيرُ اللَّهَ   سپس میفرمودند :

خدای من ، من قصد انجام کاری را دارم که تو به آن آگاهی

اگر در آن  برای دین من و دنیای من و آخرت من خیری می بینی ، پس انجام آن را برای من آسان کن

واگر برای  دین من و دنیای من و آخرت من  در آن مطلب شری می بینی پس آن را از من دور کن

چه من به انجام این امور علاقه مند باشم چه از انجام آن بدم بیاید

چرا که تو میدانی و من نمیدانم و تو عَلَّامُ الْغُيُوب هستی

وبعد از این جملات حضرت عزم  انجام آن فعل را میکردند .

 

طلب خیر از خداوند در تمامی اوقات:

 

امام صادق علیه السلام فرمودند :

زمانی که اراده انجام کاری را داری پس با هیچ کس در آن زمینه مشورت نکن مگر این که با خدای خودت مشورت کنی.

روایت کننده میگوید : پرسیدم چگونه با خدا مشاوره کنم

حضرت فرمودند :

صد مرتبه بگو : أَسْتَخِيرُ اللَّهَ   بعد از آن با مردم مشاوره کن . پس خداوند خیر تو را بر زبان هر کس که دوست داشته باشد جاری میکند .

 

بحارالأنوار     88     253    باب 6- الاستخارة بالاستشارة ..... 

قَالَ الصَّادِقُ ع إِذَا أَرَدْتَ أَمْراً فَلَا تُشَاوِرْ فِيهِ أَحَداً حَتَّى تُشَاوِرَ رَبَّكَ قَالَ قُلْتُ وَ كَيْفَ أُشَاوِرُ رَبِّي قَالَ تَقُولُ أَسْتَخِيرُ اللَّهَ مِائَةَ مَرَّةٍ ثُمَّ تُشَاوِرُ النَّاسَ فَإِنَّ اللَّهَ يُجْرِي لَكَ الْخِيَرَةَ عَلَى لِسَانِ مَنْ أَحَبَّ

 

بحارالأنوار     88     263    باب 7- الاستخارة بالدعاء فقط من غير

 أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ تَقُولُ فِي الِاسْتِخَارَةِ أَسْتَخِيرُ اللَّهَ وَ أَسْتَقْدِرُ اللَّهَ وَ أَتَوَكَّلُ عَلَى اللَّهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ أَرَدْتُ أَمْراً فَأَسْأَلُ إِلَهِي إِنْ كَانَ ذَلِكَ لَهُ رِضًا أَنْ يَقْضِيَ لِي حَاجَتِي وَ إِنْ كَانَ لَهُ سَخَطاً أَنْ يَصْرِفَنِي عَنْهُ وَ أَنْ يُوَفِّقَنِي لِرِضَاهُ

 

امام صادق علیه السلام فرمودند :

در هنگام استخاره و طلب خیر بگو :

از خداوند طلب خیر میکنم و بر او توکل میکنم و هیچ قوت و نیرویی نیست مگر به قدرت خدا

اراده انجام کاری را کردم  پس از خداوند میخواهم  اگر به آن کار راضیست پس حاجت من را برآورده کند و اگر نسبت به آن ناراضیست پس من را از آن منصرف کند و مرا با رضای خودش موافق گرداند .

 

غلام سیاه و شاهزاده پریان ( ماجرای خواستگاری جویبر از ذلقا’)

 به نام خدا

 

داستانی زیبا از زبان امام محمد باقر علیه السلام ، که در زمان رسول اکرم صلی الله علیه وآله رخ داده امیدوارم با تمام توجه مورد نظرتان قرار گیرد :

 

ابو حمزه ثمالی نقل میکند که من  نزد امام باقر  علیه السلام نشسته بودم که مردی از حضرت اجازه ورود خواست و حضرت به او  اجازه دادند و او داخل شد و سلام کرد و حضرت به گرمی از او استقبال کردند و در نزدیکی خودشان او را نشاندند و احوال او رو پرسیدند .

مرد گفت : فدای شما بشوم ، از دختر فلان دوست دار شما خواستگاری کرده ام اما او مرا رد کرده و از من دوری کرده است و مرا ذلیل دانسته به خاطر عیب و حاجت و تنهاییم .

در حالی که دلم برای او به تنگ آمده و به خاطر او آرزوی مرگ کرده ام .

امام باقر علیه السلام فرمودند :برو که تو رسول من هستی به سوی او و به او بگو محمد فرزند علی فرزند حسین فرزند علی بن ابی طالب علیهم السلام  به  تو گفته است که منحج را به ازدواج دخترت در آور و او را رد نکن .ابو حمزه می گوید : آن مرد در حالی که خوش حال شده بود با سرعت  نامه حضرت را برد وزمانی که مجلس را ترک کرد امام باقر علیه السلام فرمودند :

 

مردی بود  از اهل یمامه ، به او میگفتند جویبر .

هنگامی که آوازه پیغمبر  صلی الله علیه و آله  را شنید، به مدینه آمد و اسلام آورد. و چه زیبا  هم مسلمان شد .جويبرمردي كوتاه قد ، سيه چهره نازيبا ، فقير و برهنه بود .

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) ، اين ياور تازه وارد را به گرمي پذيرفت ، و چون فردي تهي دست و بي چيز بود ، برايش جيره اي از غذا كه شامل مقداري خرما بود قرار داد . دو دست لباس هم برايش تهيه كرد و او را در مسجد خود جـاي داد . جـويبـر شبها هم در مسجد پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) مي خوابيد .

مدتي اينچنين سپري شد ، كم كم تعداد غريب ها و مساكين روبه فزوني گذاشت و فضاي محدود مسجد برآنها تنگ شد .

پيك وحي فرا رسيد ، و پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) مأمور شد كه مسجد را از وجود اين افراد خالي كند ، و همه دربهايي را كه از خانه هاي انصار به مسجد باز مي شد ببندد ، مگر درب خانه حضرت علي (عليه السلام)  و بيت حضرت فاطمه (سلام الله عليها) را .

و از آن تاريخ به بعد قرار شد نه فرد جنب از مسجد عبور كند و نه غريبي در مسجد بخوابد .

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) دستور داد جايگاهي سقف دار در كنار مسجد ساختند كه بعدها آن جايگاه به « صُفَّه » معروف شد .

 غريب ها و فقرا را در آنجا مسكن داد ، تا روزها در سايه آن استراحت کنند و شبها هم ، همانجا بخوابند . و كساني كه در آنجا زندگي مي كردند « اصحاب صفَّه » نام گرفتند .

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) خود ، از خرما و كشمش و گندم و جو سهمي براي آنها معين كرده بود ، بقيه مسلمانان هم به پيروي از پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) ، آنها را در غذاي خود شريك ساختند و زكات و صدقات خود را هم به آنان مي دادند .

وجود نازنين پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) همواره ايشان را مورد تفقد قرار مي داد ، او درجمعشان حضور پيدا مي كرد و با آنان اُنس و مجالست داشت .

روزي در حالي كه با نگاه شفقت آميز خود به جويبر مي نگريست ، با عطوفت او را مورد خطاب قرار داده ، فرمود :

جويبر ! تو نمي خواهي ازدواج كني ؟

اگر همسري انتخاب كني ، هم خود را از لغزش و گناه حفظ كرده اي و هم او تو را در دين و دنيا ياور خواهد بود .

جويبر با لبخندي كه حاكي از رضايت باطني او بود پاسخ داد :

پدر و مادرم فداي شما باد ، چه كسي حاضر است با من ازدواج كند ؟ !

به خدا سوگند من نه حَسَبي دارم نه نَسَبي ، نه مالي و نه جمالي ، كدام زن حاضر است همسر چون مني بشود ؟ !

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمود : كساني كه در جاهليت از اشراف بودند  پست شدند ، و كساني كه پست بودند با قبول اسلام شريف و عزيز شدند . اسلام كبر وتفاخر جاهليت را نابود كرد و امروز همه مردم ، چه سياه و چه سفيد ، چه عرب و چه عجم ، قُرَشي و غير قُرَشي همه با هم برابرند . هيچ كس را بر ديگري فضيلتي نيست ؛ زيرا همه از آدم هستند و آدم از خاك . بهترين و محبوبترين مردم نزد خداوند در روز قيامت ، مطيع ترين و باتقواترين آنان است . ( موافق با آیه 13 حجرات )

جويبر، نمیبینم کسی بر تو برتر باشد مگر اینکه ترسش از خدا نسبت به تو بیشتر باشد  و مطیع تر از تو نسبت به خدا  باشد .

آنگاه پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمودند : مي روي پيش « زيادبن لَبيْد » او از نظر خانوادگي شريف ترين فرد قبيله « بني بياضة » است و از قول من به او مي گويي كه من رسول  رسول خدا به سوی تو هستم  وبه او میگویی رسول خدا میگوید  دخترت  « ذَلْفاء » را به عقد ازدواج جویبر  در آور.

جويبر به نزد زيادبن لبيد رفت .

زياد با جمعي از ميهمانانش در منزل نشسته بود .

جويبر اجازه ورود خواست و  وارد شد و براي زياد پيغام داد كه : من فرستاده رسول خدايم و حامل پيامي از جانب او هستم .

او زيادبن لبيد را مخاطب قرار داد و گفت :

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) ، مرا براي رساندن پيامي فرستاده ، آيا آشكارا و بلند بگويم ، يا در خلوت و آهسته به خود شما ؟

زياد در پاسخ گفت : نه بلند بگو و در حضور ، اين براي من شرف و افتخار است .

جويبر اظهار داشت ؛ يبامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرموده كه : دخترت ذلفاء را به عقد ازدواج من درآوري .

زياد  پرسيد : آیا واقعا  پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) تو را براي چنين امري فرستاده ؟

جويبر در پاسخ گفت : بله ، من هرگز بنا ندارم بر پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) دروغ ببندم . زياد ادامه داد :

ما دخترانمان را به افراد هم شأن خود از انـصار مـي دهيم ، تـو برگـرد تا من خودم پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) را ملاقات كنم و عذرم را به او بگويم .

جويبر بي درنگ بازگشت در حالی که میگفت به خدا سوگند نه قرآن به چنين چيزي نازل شده و نه پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) براي چنين امري ظهور كرده !

سخنان ِ پدر را ، دخترش ذلفاء از اندرون خانه شنيد .

كسي را پيش پدر فرستاده او را به نزد خود طلبيد .

پدر وقتي به اندرون آمد ، دخترش به او گفت : پدرجان اين چه سخني بود كه تو گفتي ؟

پدر گفت : تو مي داني او چه گفت ؟ ! او آمده مي گويد : پيغمبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) گفته ، من تو را به عقد ازدواجش در آورم !

دختر در پاسخ پدر گفت : به خدا قسم جویبر کسی نیست که به  پيغمبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) در حالي كه زنده است دروغ ببندد .

فوراً كسي را بفرست كه او را برگرداند .

زياد ، قاصدی را به دنبال جویبر فرستاد تا اینکه جویبر برگشت و زياد به استقبال جويبر شتافت و از او عذرخواهي كرد ، او را به گرمي پذيرفت و تقاضا كرد در منزلش استراحت كند تا او برگردد . و فوراً خود را به پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) رساند و گفت :

پدر و مادرم به فداي شماباد ، جويبر از طرف شما پيش من آمده تقاضاي ازدواج با دخترم را دارد ، قلبم با حرف او نرم نشده وتصمیم گرفتم خودم شخصا شما را ملاقات کنم در حالی که ما  دخترانمان را به افراد هم شأن خود از انصار شوهر مي دهيم .

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمود :

اي زياد ! جويبر مؤمن است و  مرد مؤمن كفو و هم شأن زن مؤمنه است ، و زن مسلمان کفو و هم شان مرد مسلمان .پس  دخترت را به عقد او درآور  و از او روی گردان  نباش .

زياد ، با شنيدن اين سخنان برگشت ، و آنچه شنيده بود براي دخترش بازگو كرد .

دختر ، ضمن اظهار رضايت گفت : پدرجان اگر از فرمان پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) اطاعت نكني كافر شده اي .پس او را به ازدواج در آور.  ( موافق با آیات زیادی از قران از جمله :51 نور)

پدر دست جويبر را گرفت ، او را به ميان قوم خود برد و طبق سنت خدا و رسولش ذلفاء را به عقد او درآورد .

زياد ، مَهر و خرج عروسي را هم خود بر عهده گرفت .

از جويبر پرسيدند : آيا منزلي داري كه عروس را آنجا بياوريم ؟

جويبر پاسخ داد : به خدا سوگند نه ، منزل ندارم .

زيادبن لبيد برايش خانه اي با كليه وسايل تهيه كرد و دو لباس زیبا  به تن جویبر کردند  ، و ذلفا  را به خانه او بردند .

جويبر داخل  منزل شد  . هنگامي كه وارد خانه شد يكّه خورد . او با ديدن خانه وسيع ، و وسايل آماده وآن عروس زيبا و خوشبو به گوشه اي از اتاق رفت ، شروع كرد به تلاوت قرآن و خواندن نماز.

آن شب را تا صبح به شب زنده داري و راز ونياز با معبود گذراند . سحرگاهان نداي مؤذن در شهر مدينه طنين انداخت ، دو زوج جوان وضو گرفتند و رفته نماز گزاردند .

از ذلفاء پرسيدندکه آیا با تو همبستر شد ؟ ، او گفت : ديشب تا صبح مشغول تلاوت قرآن و خواندن نماز بود . شب دوم نیز همین گونه سپری شد و خانواده ذلفاء سعي كردند اين امر را از پدرش زياد مخفي نگه دارند .

با فرارسيدن شب ، جويبر دوباره به راز و نياز و نيايش با پروردگار پرداخت و تا سه شبانه روز اين وضع ادامه داشت .

 

سرانجام خبر به گوش پدرش زياد رسيد .

زياد نزدپيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) رفت كه :

يا رسول الله ! شما مرا به ازدواج دخترم امر كردي ، با اينكه بر خلاف ميلم بود ، اما اطاعت شما بر من واجب كرد كه اين كار را بكنم .

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمود : مگر چه عمل زشتي از جويبر مشاهده كرده اي ؟

زياد ادامه داد : او را به گرمي پذيرفتم ، برايش خانه خريدم ، همه وسايل زندگي را مهيا كردم ، عروس را به خانه اش فرستادم ، اما سه شب از ازدواج آنها مي گذرد ولي جويبر نه نگاهي به دخترم مي كند و نه اعتنايي به او مي كند ، من فكر مي كنم كه او اصلا به زن نيازي ندارد . شبانه روز كارش تلاوت قرآن و ركوع و سجود است ؛ شما خود هرطور صلاح مي دانيد حكم كنيد .

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) به دنبال جويبر فرستاد .

جويبر فوراً آمد . پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) از او پرسيد : تو به زنان علاقه اي نداري ؟

جويبر با تعجب پاسخ داد : آیا من  مرد نیستم ؟ ! هرگز اينظور نيست ، اتفاقاً بسيار شهوتی و زن دوست هستم .

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمود : به خلاف ادعاي تو من مطالبي شنيده ام ، مي گويند برای تو خانه آماده کرده اند و عروسی زیبا و خوش بو را بر تو وارد کرده اند  ولی تو حتي به زن خود نگاه هم نمي كني .

جويبر در پاسخ پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) عرض كرد :

يارسول الله ! من وقتي وارد خانه اي بزرگ شدم و همه وسايل زندگي را در آن مهيا ديدم با همسري زيبا ، به ياد پيچارگيهاي قبل از ازدواجم افتادم . روزهايي كه نه خانه اي داشتم و نه كاشانه اي ، غريب بودم و تنها ، با عده اي فقير و مسكين زندگي مي كردم كه نه غذاي درستي داشتيم و نه لباسي ، دلم مي خواست در پاسخ اين همه نعمتي كه خداوند بزرگ بر من ارزاني داشته شكر او را به جاي آورم . لذا اين سه شبانه روز را به نماز و روزه گذراندم تا بدين وسيله حدّاقلِ اطاعت را به جاي آورده باشم . و فكر مي كنم در برابر اين همه نعمت اصلا كاري نكرده ام . اما شما مطمئن باشيد كه امشب هم همسرم و هم خانواده او را راضي خواهم کرد به یاری خدا .

پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) كسي را به نزد زياد فرستاد و او را به نزد خود فرا خواند .

هنگامي كه زياد خدمت پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) آمد ، او را از اين عمل پسنديده جويبر آگاه ساخت .

زياد و همه افراد فاميلش خوشحال شدند .

و جويبر نیز  به آنچه وعده داده بود عمل كرد .

بعدها  جنگي پيش آمد و جويبر در ركاب پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) براي دفاع از اسلام عازم جبهه نبرد شد .

در آن جنگ جويبر شهيد شد . و پس ازشهادت جویبر  ، در بین انصار زن بیوه ای نبود که خواستگاری بیشتر از ذلفا داشته باشد .

  الكافي ج : 5 ص : 343

 

محتوای روایت فوق با کثیری از آیات و روایات ثابتات موافقت دارد از جمله :

الحجرات : 13   يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ

اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست خداوند دانا و آگاه است! (13))

سوره نور

وَ إِذَا دُعُواْ إِلىَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنهَُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنهُْم مُّعْرِضُونَ(48)وَ إِن يَكُن لهَُّمُ الحَْقُّ يَأْتُواْ إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ(49)أَ فىِ قُلُوبهِِم مَّرَضٌ أَمِ ارْتَابُواْ أَمْ يخََافُونَ أَن يحَِيفَ اللَّهُ عَلَيهِْمْ وَ رَسُولُهُ  بَلْ أُوْلَئكَ هُمُ الظَّالِمُونَ(50)و هنگامى كه از آنان دعوت شود كه بسوى خدا و پيامبرش بيايند تا در ميانشان داورى كند، ناگهان گروهى از آنان رويگردان مى‏شوند! (48)ولى اگر حق داشته باشند (و داورى به نفع آنان شود) با سرعت و تسليم بسوى او مى‏آيند! (49)آيا در دلهاى آنان بيمارى است، يا شكّ و ترديد دارند، يا مى‏ترسند خدا و رسولش بر آنان ستم كنند؟! نه، بلكه آنها خودشان ستمگرند! (50)

 إِنَّما كانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنينَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ 51) سخن مؤمنان، هنگامى كه بسوى خدا و رسولش دعوت شوند تا ميان آنان داورى كند، تنها اين است كه مى‏گويند: «شنيديم و اطاعت كرديم!» و اينها همان رستگاران واقعى هستند. (51)

 

خدای من تو آروزی منی

به نام خدا


خدای من چگونه نا امید شوم در حالی که تو آروزی منی

یا چگونه خوار شوم در حالی که تو تکیه گاه  منی

 خدای من  چگونه عزیز باشم در حالی که تو مرا درمرکز ذلت ها قرار داده ای

یا چگونه عزیز نباشم در حالی که تو مرا به خود نسبت دادی

خدای من چگونه نیازمند نباشم در حالی که تو مرا در جمع نیازمندان قرار دادی

یا چگونه فقیر باشم در حالی که تو مرا با بخششت بی نیاز کردی

تو آن کسی هستی که خدایی غیر تو نیست

آشنای همه چیز هستی پس هیچ چیزی نسبت به تو در جهالت نیست .

و تو آن کسی هستی که خود را به من معرفی کردی در هر چیزی ، پس من تو را در همه چیز آشکارا میبینم و تو آشکار برای همه چیزی .

دعای امام حسین علیه السلام در روز عرفه

 

دُعَاءُ مَوْلَانَا الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْه‏فِي يَوْمِ عَرَفَةَ:

إِلَهِي كَيْفَ أَخِيبُ وَ أَنْتَ أَمَلِي أَمْ كَيْفَ أُهَانُ وَ عَلَيْكَ مُتَّكَلِي إِلَهِي كَيْفَ أَسْتَعِزُّ وَ فِي الذِّلَّةِ أَرْكَزْتَنِي أَمْ كَيْفَ لَا أَسْتَعِزُّ وَ إِلَيْكَ نَسَبْتَنِي إِلَهِي كَيْفَ لَا أَفْتَقِرُ وَ أَنْتَ الَّذِي فِي الْفُقَرَاءِ أَقَمْتَنِي أَمْ كَيْفَ أَفْتَقِرُ وَ أَنْتَ الَّذِي بِجُودِكَ أَغْنَيْتَنِي وَ أَنْتَ الَّذِي لَا إِلَهَ غَيْرُكَ تَعَرَّفْتَ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ فَمَا جَهِلَكَ شَيْ‏ءٌ وَ أَنْتَ الَّذِي تَعَرَّفْتَ إِلَيَّ فِي كُلِّ شَيْ‏ءٍ فَرَأَيْتُكَ ظَاهِراً فِي كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ أَنْتَ الظَّاهِرُ لِكُلِّ شَيْ‏ء

بحارالأنوار     95     226    باب 2- أعمال خصوص يوم عرفة و ليلتها

 

قطعا کسانی که میگویند مسیح بن مریم خداست کافرند

به نام خدا

 

 

 

 هم شما  و هم مسیح علیه السلام خداوندی  الله را قبول دارید

اما الله خدا بودن مسیح را قبول ندارد

نتیجه :
مسیح بن مریم خدا نیست .

 و هر کس به غیر این اعتقاد داشته باشد  اولین چیزی را که کافر شده کلام عیسی و خدای اوست .

 

سوره مائده :

لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ  قُلْ فَمَن يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيًْا إِنْ أَرَادَ أَن يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَن فىِ الْأَرْضِ جَمِيعًا  وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا بَيْنَهُمَا  يخَْلُقُ مَا يَشَاءُ  وَ اللَّهُ عَلىَ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ قَدِيرٌ(17)مائده


بطور مسلّم آنهایی كه گفتند: «خدا، همان مسيح بن مريم است»،  كافر شدند

 بگو: «اگر خدا بخواهد مسيح بن مريم و مادرش و همه كسانى را كه روى زمين هستند هلاك كند، چه كسى مى‏تواند از خواست خدا چیزی را جلوگيرى كند؟

 فقط حكومت آسمانها و زمين، و آنچه ميان آن دو قرار دارد از آن خداست

 هر چه بخواهد، مى‏آفريند (حتّى انسانى بدون پدر، مانند مسيح) و او، بر هر چيزى تواناست.» (17)


وَ قَالَتِ الْيَهُودُ وَ النَّصَارَى‏ نحَْنُ أَبْنَؤُاْ اللَّهِ وَ أَحِبَّؤُهُ  قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُم بِذُنُوبِكُم  بَلْ أَنتُم بَشرٌَ مِّمَّنْ خَلَقَ  يَغْفِرُ لِمَن يَشَاءُ وَ يُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ  وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا بَيْنَهُمَا  وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ(18)

يهود و نصارى گفتند: «ما، فرزندان خدا و دوستان (خاصّ) او هستيم.»

 بگو: «پس چرا شما را در برابر گناهانتان مجازات مى‏كند؟!

بلكه شما هم بشرى هستيد از مخلوقاتى كه خدا آفريده

هر كس را بخواهد (و شايسته بداند)، مى‏بخشد و هر كس را بخواهد (و مستحق بداند)، مجازات مى‏كند

 و حكومت آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنهاست، از آن اوست

و بازگشت همه موجودات، به سوى اوست.» (18)


يَأَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَينِ‏ُّ لَكُمْ عَلىَ‏ فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ أَن تَقُولُواْ مَا جَاءَنَا مِن بَشِيرٍ وَ لَا نَذِيرٍ  فَقَدْ جَاءَكُم بَشِيرٌ وَ نَذِيرٌ  وَ اللَّهُ عَلىَ‏ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ قَدِيرٌ(19)

اى اهل كتاب! رسول ما، پس از فاصله و فترتى ميان پيامبران، به سوى شما آمد

در حالى كه حقايق را براى شما بيان مى‏كند

تا مبادا (روز قيامت) بگوييد:

«نه بشارت دهنده‏اى به سراغ ما آمد، و نه بيم دهنده‏اى»!

(هم اكنون، پيامبر) بشارت‏دهنده و بيم‏دهنده، به سوى شما آمد!

 و خداوند بر همه چيز تواناست. (19)

 


قُلْ يَأَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلىَ‏ شىَ‏ْءٍ حَتىَ‏ تُقِيمُواْ التَّوْرَئةَ وَ الْانجِيلَ وَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ  وَ لَيزَِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنهُْم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَ كُفْرًا  فَلَا تَأْسَ عَلىَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ(68)


اى اهل كتاب! شما بر هيچ آيينی نیستید

 مگر اينكه تورات و انجيل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا داريد.

ولى آنچه بر تو از سوى پروردگارت نازل شده، (نه تنها مايه بيدارى آنها نمى‏گردد، بلكه) بر طغيان و كفر بسيارى از آنها مى‏افزايد. بنا بر اين، از اين قوم كافر، (و مخالفت آنها،) غمگين مباش! (68)


لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ  وَ قَالَ الْمَسِيحُ يَابَنىِ إِسرَْ ءِيلَ اعْبُدُواْ اللَّهَ رَبىّ‏ِ وَ رَبَّكُمْ  إِنَّهُ مَن يُشرِْكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْوَئهُ النَّارُ  وَ مَا لِلظَّلِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ(72)


یقینا آنهایی كه گفتند: «خداوند همان مسيح بن مريم است»، كافر شدند،

و مسيح گفت: اى بنى اسرائيل! خداوند يگانه را، كه پروردگار من و شماست، پرستش كنيد!

زيرا هر كس شريكى براى خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام كرده است و جايگاه او دوزخ است و ستمكاران، يار و ياورى ندارند. (72)


لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَثَةٍ  وَ مَا مِنْ إِلَاهٍ إِلَّا إِلَاهٌ وَاحِدٌ  وَ إِن لَّمْ يَنتَهُواْ عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ(73)

یقینا آنهایی كه گفتند: «الله ، يكى از سه خداست» كافر شدند

و معبودى جز معبود يگانه نيست

 و اگر از آنچه مى‏گويند دست بر ندارند، عذاب دردناكى به كافران آنها (كه روى اين عقيده ايستادگى كنند،) خواهد رسيد. (73)

مَّا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ  كَانَا يَأْكُلَانِ الطَّعَامَ  انظُرْ كَيْفَ نُبَينِ‏ُّ لَهُمُ الاَْيَاتِ ثُمَّ انظُرْ أَنىَ‏ يُؤْفَكُونَ(75)


مسيح فرزند مريم،  نیست  مگر فرستاده (خدا)

پيش از وى نيز، فرستادگان ديگرى بودند، مادرش، زن بسيار راستگويى بود هر دو، غذا مى‏خوردند

 (با اين حال، چگونه دعوى الوهيّت مسيح و پرستش مريم را داريد؟!)

بنگر چگونه نشانه را براى آنها آشكار مى‏سازيم! سپس بنگر چگونه از حق بازگردانده مى‏شوند! (75)

 

آیا تو به مردم گفتی من خدا هستم ؟

وَ إِذْ قَالَ اللَّهُ يَاعِيسىَ ابْنَ مَرْيَمَ ءَ أَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتخَِّذُونىِ وَ أُمِّىَ إِلَاهَينْ‏ِ مِن دُونِ اللَّهِ  قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لىِ أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لىِ بِحَقّ‏ٍ  إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ  تَعْلَمُ مَا فىِ نَفْسىِ وَ لَا أَعْلَمُ مَا فىِ نَفْسِكَ  إِنَّكَ أَنتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ(116)

و آن گاه كه خداوند به عيسى بن مريم مى‏گويد: «آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را بعنوان دو معبود غير از خدا انتخاب كنيد؟!

 او مى‏گويد: «منزهى تو! من حق ندارم آنچه را كه شايسته من نيست، بگويم!

 اگر چنين سخنى را گفته باشم، قطعا تو مى‏دانى!

تو از آنچه در نفس  من است، آگاهى

و من از آنچه در ذات (پاك) توست، آگاه نيستم!

بيقين تو از تمام اسرار و پنهانيها با خبرى. (116)

 

مَا قُلْتُ لهَُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنىِ بِهِ أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ رَبىّ‏ِ وَ رَبَّكُمْ  وَ كُنتُ عَلَيهِْمْ شهَِيدًا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ  فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنىِ كُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ عَلَيهِْمْ  وَ أَنتَ عَلىَ‏ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ شهَِيدٌ(117)

من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادى، چيزى به آنها نگفتم

(به آنها گفتم:) خداوندى را بپرستيد كه پروردگار من و پروردگار شماست!

و تا زمانى كه در ميان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم ولى هنگامى كه مرا از ميانشان برگرفتى، تو خود مراقب آنها بودى و تو بر هر چيز، گواهى! (117)

 

إِن تُعَذِّبهُْمْ فَإِنهَُّمْ عِبَادُكَ  وَ إِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الحَْكِيمُ(118)
 

(با اين حال،) اگر آنها را مجازات كنى، بندگان تواند. (و قادر به فرار از مجازات تو نيستند)

 و اگر آنان را ببخشى، توانا و حكيمى!

 

 

 

سالگرد ازدواج علی و فاطمه سلام الله علیهما مبارک

به نام خدا

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند:


یا علی خداوند فاطمه را به ازدواج تو در آورد و مهریه اش را زمین قرار داد

پس هر کس بر روی زمین راه رود در حالی که به تو بغض دارد

راه رفتنش راه رفتنی حرام است .( غصب)


َ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله :

 يَا عَلِيُّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ زَوَّجَكَ فَاطِمَةَ وَ جَعَلَ صَدَاقَهَا الْأَرْضَ فَمَنْ مَشَى عَلَيْهَا مُبْغِضاً لَكَ مَشَى حَرَاماً (بحارالأنوار     37     70    باب 50- مناقب أصحاب الكساء و فضلهم )

 

نبوت زنان مهم تر است یا وزارت ؟

به نام خدا

 

امیر مومنین علی علیه السلام فرمودند:

 ملعون است هر مردی که  امور  او را  زنی  تدبیر  کند .

 

 الكافي     5     518    وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ص كُلُّ امْرِئٍ تُدَبِّرُهُ امْرَأَةٌ فَهُوَ مَلْعُونٌ

 

 

 

هدیه امام رضا علیه السلام به انسانها

 به نام خدا

 

امام رضا علیه السلام  فرمودند :

هدایت را فقط از قرآن طلب کنبد و از قرآن تعدی نکنید که گمراه  خواهید شد .

 

اثبات روایت امام رضا علیه السلام با قرآن :

در آیه (يونس : 32 ) خداوند میفرماید بعد از حق فقط گمراهی است و در آیه ( محمد : 2 )بیان میکند که  اسم این قرآن حق است بنابراین بعد از قرآن چیزی نیست جز گمراهی.

 

يونس : 32   فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ

این است پروردگار حق شما

پس بعد از حق چیست جز گمراهی؟
پس به کجا رومیگردانید ؟

 محمد : 2   وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ

و كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند و به آنچه بر محمد (صلى الله عليه واله ) نازل شده ايمان آوردند -كه آن چيز حقى  است و از سوى پروردگارشان- ، خداوند گناهانشان را مى‏بخشد و كارشان را اصلاح مى‏كند

 پستهای مرتبط:

مناظره قرآن ناطق (امام رضا علیه السلام) با سران یهود مسیحیت و زردشت

چهل حدیث زیبای رضوی علیه السلام

چهره مومنین  ستاره آسمانیان بروی زمین

به نام خدا

 

 امام حسن عسكرى از پدرانشان از موسى بن جعفر عليهم السّلام روايت مى‏كنند كه حضرت فرمودند:

  گروهى از خواص ومقرّبین  امام صادق عليه السّلام در خدمت حضرت نشسته بودند،

 شبى بود مهتابی ، و هوا و آکنده از روشنائى .

عرضه کردند :  يا ابن رسول اللَّه چه زیباست صفحه آسمان و ستارگان .

امام صادق عليه السّلام فرمودند:

 شما اين چنين مى‏گوئيد در حالى كه گردانندگان چهارگانه ،یعنی جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و ملك الموت ، وقتی به زمين نگاه مى‏كنند  و شما  و برادرانتان را در اطراف زمین  مشاهده مى‏کننددر حالی که نور شما بطرف آسمان‏ها و آنان روشن‏تر از نور اين ستارگان مى‏باشد، و آنها هم مانند شما مى‏گويند چه اندازه نور اين‏ها درخشندگى دارد.

 [عيون أخبار الرضا عليه السلام‏] عَنِ الْمُفَسِّرِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْحُسَيْنِيِّ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيِّ عَنْ آبَائِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ كَانَ قَوْمٌ مِنْ خَوَاصِّ الصَّادِقِ ع جُلُوساً بِحَضْرَتِهِ فِي لَيْلَةٍ مُقْمِرَةٍ مُصْحِيَةٍ فَقَالُوا يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا أَحْسَنَ أَدِيمَ هَذِهِ السَّمَاءِ وَ أَنْوَرَ هَذِهِ النُّجُومَ وَ الْكَوَاكِبَ فَقَالَ الصَّادِقُ ع إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ هَذَا وَ إِنَّ الْمُدَبِّرَاتِ الْأَرْبَعَةَ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ وَ إِسْرَافِيلَ وَ مَلَكَ الْمَوْتِ ع يَنْظُرُونَ إِلَى الْأَرْضِ فَيَرَوْنَكُمْ وَ إِخْوَانَكُمْ فِي أَقْطَارِ الْأَرْضِ وَ نُورُكُمْ إِلَى السَّمَاوَاتِ وَ إِلَيْهِمْ أَحْسَنُ مِنْ نُورِ هَذِهِ الْكَوَاكِبِ وَ إِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ كَمَا تَقُولُونَ مَا أَحْسَنَ أَنْوَارَ هَؤُلَاءِ الْمُؤْمِنِينَ

 

قرآن :

آیا کسی که ایمان به خدا و رسولش آورده و تقوای الهی پیشه کرده ،

آیا او همان کسی نیست که خداوند برای او نور قرار داده است ؟
نور قرآن بر دلش تابیده است و

زنده شده .

میان مردمان راه میرود

وروز قیامت نیز منافقان ملتمسانه از او درخواست نور خواهند کرد

اما اکنون دیگر دیر شده

 الحديد : 12   يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ يَسْعى‏ نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ بُشْراكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ

در روزى است كه مردان و زنان باايمان را مى‏نگرى كه نورشان پيش‏رو و در سمت راستشان بسرعت حركت مى‏كند (در آن روز به آنها گفته میشود ) بشارت باد بر شما امروز به باغهايى از بهشت كه نهرها زير (درختان) آن جارى است جاودانه در آن خواهيد ماند! و اين همان رستگارى بزرگ است! (12)

 الحديد : 13   يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذينَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ

 روزى كه مردان و زنان منافق به مؤمنان مى‏گويند: «نظرى به ما بيفكنيد تا از نور شما پرتوى برگيريم!» به آنها گفته مى‏شود: «به پشت سر خود بازگرديد و كسب نور كنيد!» در اين هنگام ديوارى ميان آنها زده مى‏شود كه درى دارد، درونش رحمت است و برونش عذاب! (13)

 الأنعام : 122   أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشي‏ بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ

آيا كسى كه مرده بود، سپس او را زنده كرديم، و نورى برايش قرار داديم كه با آن در ميان مردم راه برود، همانند كسى است كه در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد؟! اين گونه براى كافران، اعمال (زشتى) كه انجام مى‏دادند، تزيين شده (و زيبا جلوه كرده) است. (122)

 

الحديد : 28   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! تقواى الهى پيشه كنيد و به رسولش ايمان بياوريد تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشد و براى شما نورى قرار دهد كه با آن (در ميان مردم و در مسير زندگى خود) راه برويد و گناهان شما را ببخشد و خداوند غفور و رحيم است. (28)

 

منور به نور قرآن

 

النساء : 174   يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبيناً

اى مردم! دليل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمد و نورى  آشكار به سوى شما نازل كرديم (قرآن)

  

التحريم : 8   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسى‏ رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعى‏ بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد بسوى خدا توبه كنيد، توبه‏اى خالص اميد است (با اين كار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهايى از بهشت كه نهرها از زير درختانش جارى است وارد كند، در آن روزى كه خداوند پيامبر و كسانى را كه با او ايمان آوردند خوار نمى‏كند اين در حالى است كه نورشان پيشاپيش آنان و از سوى راستشان در حركت است، و مى‏گويند: «پروردگارا! نور ما را كامل كن و ما را ببخش كه تو بر هر چيز توانايى!» (8)

عید فطر و آل محمد صلی الله علیه وآله

به نام خدا

امام محمد باقر عليه السلام فرمودند:

هيچ عيدى از مسلمين چه فطر و چه قربان فرا نميرسد مگر اين كه در آن عيد براى آل محمد صلى الله عليه وآله غم و غصه ها تجديد ميشود

گفته شد چرا؟

حضرت فرمودند : چون آنها حقشان را در دست غير خودشان ميبينند .

 

(اقامه نماز عید فطر در زمان حضور امام معصوم واجب بوده این امر از شئون مخصوص امام معصوم میباشد )

 

 

من‏لايحضره‏الفقيه     1     511    باب صلاة العيدين .....  ص : 504

َ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع مَا مِنْ عِيدٍ لِلْمُسْلِمِينَ أَضْحًى وَ لَا فِطْرٍ إِلَّا وَ هُوَ يُجَدَّدُ فِيهِ لآِلِ مُحَمَّدٍ حُزْنٌ قِيلَ وَ لِمَ ذَلِكَ قَالَ لِأَنَّهُمْ يَرَوْنَ حَقَّهُمْ فِي يَدِ غَيْرِهِمْ

عکس العمل ابوبکر و عمر در شب قدر (علیهما من الرحمن مایستحقان)

 به نام خدا

 

در این روایت که وفاق قطعی با ایات قرآن خصوصا آیات سوره قدر  دارد ما با عکس العمل عمر و ابوبکر علیهما من الرحمن ما یستحقان آشنا میشویم و سپس با  توجه به ایه تنزل الملائکه والروح  که در سوره قدر میباشد و استمراری بودن فعل مضارع و از آنجایی که  لازم است  در شب قدر هر سال  امام و معصومی وجود داشته باشد که امر از جانب خداوند بر او به طور پیوسته نازل شود  از این رو این آیه یک استدلال محکم است بر وجود امام زمان علیه السلام در بین ما انسانها .

 بادقت استدلال هر دو روایت به خصوص روایت دوم رو مطالعه بفرمایید

  

امام صادق (علیه السلام ) فرمودند:
 
 على (علیه السلام ) بسیار مى‏فرمود: هر گاه تَیْمِى و عَدَوِى (ابو بکر و عمر) خدمت رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) بودند و آن حضرت انا انزلناه را با خشوع و گریه تلاوت مى‏کرد .

آن دوچنین میگفتند: یا رسول الله براى این سوره چه سخت دلت نازک است؟

آنگاه  رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) مى‏فرمود: علتش آن چیزى است که به چشم خود دیده ام  و با دل خود فهمیده‏ام و براى آن است که دل این مرد (على علیه السلام ) بعد از من خواهد فهمید .

 مى‏گفتند: شما چه دیدید و او چه خواهد دید؟

امیر مومنین علی علیه السلام  فرمود: پیامبر صلی الله علیه وآله  روى خاک براى آنها نقش مى‏کرد «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ» وبعد  پیغمبر مى‏فرمود:آیا چیزی هست که (من کل  امر =همه امور ) شامل آن چیز نشود ؟

 مى‏گفتند: نه،

 مى‏فرمود: مى‏دانید بر قلب  چه کسی همه امور را نازل مى‏کنند؟

 مى‏گفتند: یا رسول اللَّه به شما،

 مى‏فرمود: آرى درست است.

 مى‏فرمود: ولى آیا شب قدر بعد از من هست؟

 مى‏گفتند:آرى،

رسول خدا (ص) مى‏فرمود: آیا این امر در آن شب نازل مى‏شود؟

مى‏گفتند: آرى،

مى‏فرمود: بر چه کسى؟

 میگفتند: ما نمى‏دانیم،

آنگاه علی علیه السلام فرمود :پیامبر صلی الله علیه وآله سر مرا در آغوش مى‏گرفت و مى‏فرمود: اگر نمى‏دانید، بدانید: آن کس بعد از من این مرد است،

وهمیشه علی علیه السلام  می فرمود:

 به راستى مطلب این است که آن دو نفر این شب را بعد از رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) از  روی شدت هراسى که به دل آنها مى‏افتاد مى‏شناختند. 

 

5 وَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ کَانَ عَلِیٌّ ع کَثِیراً مَا یَقُولُ- مَا اجْتَمَعَ التَّیْمِیُّ وَ الْعَدَوِیُّ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ هُوَ یَقْرَأُ- إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ بِتَخَشُّعٍ وَ بُکَاءٍ فَیَقُولَانِ مَا أَشَدَّ رِقَّتَکَ لِهَذِهِ السُّورَةِ فَیَقُولُ رَسُولُ اللَّهِ ص لِمَا رَأَتْ عَیْنِی وَ وَعَى قَلْبِی وَ لِمَا یَرَى قَلْبُ هَذَا مِنْ بَعْدِی فَیَقُولَانِ وَ مَا الَّذِی رَأَیْتَ وَ مَا الَّذِی یَرَى قَالَ فَیَکْتُبُ لَهُمَا فِی التُّرَابِ تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ قَالَ ثُمَّ یَقُولُ هَلْ بَقِیَ شَیْ‏ءٌ بَعْدَ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ- کُلِّ أَمْرٍ فَیَقُولَانِ لَا فَیَقُولُ هَلْ تَعْلَمَانِ مَنِ الْمُنْزَلُ إِلَیْهِ بِذَلِکَ فَیَقُولَانِ أَنْتَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَیَقُولُ نَعَمْ فَیَقُولُ هَلْ تَکُونُ لَیْلَةُ الْقَدْرِ مِنْ بَعْدِی فَیَقُولَانِ نَعَمْ قَالَ فَیَقُولُ فَهَلْ یَنْزِلُ ذَلِکَ الْأَمْرُ فِیهَا فَیَقُولَانِ نَعَمْ قَالَ فَیَقُولُ إِلَى مَنْ فَیَقُولَانِ لَا نَدْرِی فَیَأْخُذُ بِرَأْسِی وَ یَقُولُ إِنْ لَمْ تَدْرِیَا فَادْرِیَا هُوَ هَذَا مِنْ بَعْدِی قَالَ فَإِنْ کَانَا لَیَعْرِفَانِ تِلْکَ اللَّیْلَةَ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص مِنْ شِدَّةِ مَا یُدَاخِلُهُمَا مِنَ الرُّعْب

 

یک روایت دیگر:

 

 امام صادق علیه السلام فرمودند:

امام سجاد علیه السلام دائما این ایه (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ ) را میخواند

 وبعد چنین میفرمود:

خداى عز و جل راست گفته، قرآن در شب قدر نازل شد.خداوند در این شب  از پیامبرش صلی الله علیه واله پرسید : «تو چه مى‏دانى شب قدر چیست» رسول خدا (ص) فرمود: من نمى‏دانم، خداى عز و جل فرمود: «شب قدر بهتر از هزار ماه است» که شب قدر نداشته باشد ،

خداوند به رسول خدا (ص) فرمود: مى‏دانى چرا شب قدر بهتر از هزار ماه است؟

گفت: نه، فرمود: براى آنکه «ملائکه و روح در آن شب به اذن پروردگار خود نازل مى‏شوند از براى هر امرى» واینکه خداوند به آنها  اذن چنین کاری را  داده  یعنی به این کار آنها راضیست  و « شب قدر تا هنگام سپیده دم  سلامی است از جانب پروردگارت »

فرشته‏ها و روح مخصوص من در آن شب سلام مرا به تو مى‏رسانند تا بر آمدن سپیده دم

امام سجاد علیه السلام در ادامه میفرمایند :

این دو آیه در رابطه  با سوره قدر نازل  شده است :

(27 سوره انفال): «بپرهیزید از فتنه‏اى که تنها به آن کسانى که ستم کنند از شماها نمى‏رسد»

(138 سوره آل عمران): «محمد نیست جز رسولى که پیش از او رسولانى درگذشته‏اند آیا اگرمحمد مرد یا کشته شد به دوران قبل از او  بر میگردید؟ هر که به عقب برگردد به خدا زیانى نرساند و محققاً خدا به شاکران پاداش دهد»

امام سجاد  میفرمودند :آنهایی که  بعد از رحلت رسول خدا  صلی الله علیه وآله در مورد  جانشین او اختلاف پیدا  کردند همان  کسانی بودند که گمان  کردند رسول خدا که رفت  شب قدر نیز با او رفته است . واین  همان  فتنه ای بود  که  به این گروه فقط اصابت  کرد و شما  باید از آن فتنه بترسید وآنها  با این حرفشان  به دوران  قبل از رسول  خدا صلی الله علیه واله  بازگشت  کردند چرا که اگر قبول  میکردند که  شب  قدر هنوز وجود دارد حتما باید  قبول میکردند  که در این شب  ( امر ) نازل  میشود واگر اقرار به نزول  امر میکردند باید اقرار به وجود  صاحب الامر نیز میکردند .

کافی جلد 1 ص 249

1 وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ یَقُولُ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ صَدَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْزَلَ اللَّهُ الْقُرْآنَ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ- وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا أَدْرِی قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ لَیْسَ فِیهَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ قَالَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص وَ هَلْ تَدْرِی لِمَ هِیَ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ قَالَ لَا قَالَ لِأَنَّهَا- تَنَزَّلُ فِیهَا الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ- بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ وَ إِذَا أَذِنَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِشَیْ‏ءٍ فَقَدْ رَضِیَهُ سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ یَقُولُ تُسَلِّمُ عَلَیْکَ یَا مُحَمَّدُ مَلَائِکَتِی وَ رُوحِی بِسَلَامِی مِنْ أَوَّلِ مَا یَهْبِطُونَ إِلَى مَطْلَعِ الْفَجْرِ- ثُمَّ قَالَ فِی بَعْضِ کِتَابِهِ- وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّةً فِی إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ قَالَ فِی بَعْضِ کِتَابِهِ- وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ‏ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى‏ عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرِینَ یَقُولُ فِی الْآیَةِ الْأُولَى إِنَّ مُحَمَّداً حِینَ یَمُوتُ یَقُولُ أَهْلُ الْخِلَافِ لِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَضَتْ لَیْلَةُ الْقَدْرِ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص فَهَذِهِ فِتْنَةٌ أَصَابَتْهُمْ خَاصَّةً وَ بِهَا ارْتَدُّوا عَلَى أَعْقَابِهِمْ لِأَنَّهُمْ إِنْ قَالُوا لَمْ تَذْهَبْ فَلَا بُدَّ أَنْ یَکُونَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهَا أَمْرٌ وَ إِذَا أَقَرُّوا بِالْأَمْرِ لَمْ یَکُنْ لَهُ مِنْ صَاحِبٍ بُدٌّ

 

هر کس از ذکر روی گردان شود بیچاره خواهد شد

به نام خدا

 

 

طه : 124   وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى‏
و هر كس از ذكر من روى گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت و روز قيامت، او را نابينا محشور مى‏كنيم!» (124)

 

 

الحديد : 16   أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لا يَكُونُوا كَالَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَثيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ

آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حقّ نازل شده  است خاشع گردد؟! و آیا وقت آن نرسیده که مومنین ، مانند كسانى نباشند كه در گذشته به آنها كتاب آسمانى داده شد، سپس زمانى طولانى بر آنها گذشت و قلبهايشان قساوت پيدا كرد و بسيارى از آنها گنهكارند .

الرعد : 28   الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ

آنها كسانى هستند كه ايمان آورده‏اند، و دلهايشان به ذکرخدا مطمئن (و آرام) گردید

 آگاه باشيد، تنها با ذکر خدا دلها آرامش مى‏يابد.

 

در سوره فصلت : 41و ۴۲

   إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزيزٌ
كسانى كه به اين ذكر هنگامى كه برایشان آمد كافر شدند! در  حالى كه اين ذكر  كتابى است قطعاً شكست ناپذير ... (41)

 42   لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزيلٌ مِنْ حَكيمٍ حَميدٍ
كتابى كه هيچ گونه باطلى، نه از پيش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمى‏آيد چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايسته ستايش نازل شده است! (42)

و در سوره الحجر : 9  

 إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
ما ذكر  را نازل كرديم و ما بطور قطع نگهدار آنيم! (9)

 

 

 

پستهای مرتبط:

ایمنی از فتنه های آخر الزمان در پناهگاه قرآن

دنیای یک روزه

بسم الله الرحمن الرحیم

 

باید یکی از این دو را انتخاب کرد

صبر  بر سختی عمل به احکام  خدا که اگر طول هم بکشد آخرش آخر دنیاست

و صبر بر سختی ترک احکام خدا که اولش همین اکنون ولی آخرش با خداست

 

عده کمی از بندگان من میگویند :
پروردگارا

ایمان آورده ایم

پس برای ما ببخش

و مارا رحم کن که تو بهترین رحم کنندگان هستی

ولی شما انسانهای بد  آنها را به سخره گرفتید

تا این که من هم یاد خودم را از ذهنتان بردم  و این در آن  هنگامی بود که به آنها میخندیدید.

من به بندگانم گفتم

امروز به شما پاداش میدهم

به واسطه صبری که بر سختی بندگی من کردید

و همانها رستگارانند .

از آنها پرسیدم مگر چند سال زندگی کردیدو  مگر چند مدت سختی ها با جانتان قرار همسایگی داشت ؟
میگویند یک روز شاید هم کمتر اصلا چرا از شمارشگران نمی پرسید ؟

آری شما مدت کمی سختی  کش رنج و بلا  می بودید

ای کاش شما بدها هم متوجه این حقیقت میشدید

نکند گمان میکردید پایان این مدت کم حساب و کتابی در کار نیست ؟
و عبث خلق شده اید و به سمت ما بر نمیگردید ؟

اما خدا و کار بیهوده ؟
بزرگ است خداوندی که مالک است و حق

هیچ خدایی جز او نیست و پروردگار عرش کریم است .

و من که خدا هستم به شما خبر میدهم

هر کس خدایی غیر من را در کنار من  بخواند

نه دلیلی  دارد و نه دیگر یاوری

حسابش نیز نزد من است کافر شده است و کافران رستگار نیستند

دوباره بگو

خدای مهربان

مرا ببخش

رحم کن که تو بهترین رحم کنندگانی

سوره مومنون

إِنَّهُ كاَنَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِى يَقُولُونَ رَبَّنَا ءَامَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَ ارْحمَْنَا وَ أَنتَ خَيرُْ الرَّاحِمِينَ(109)
فَاتخََّذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتىَّ أَنسَوْكُمْ ذِكْرِى وَ كُنتُم مِّنهُْمْ تَضْحَكُونَ(110)
إِنىّ‏ِ جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبرَُواْ أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائزُونَ(111)
قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فىِ الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ(112)
قَالُواْ لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَسَْلِ الْعَادِّينَ(113)
قَلَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا  لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ(114)
أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ(115)
فَتَعَلىَ اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ  لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ(116)
وَ مَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا ءَاخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ  إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ(117)
وَ قُل رَّبّ‏ِ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ أَنتَ خَيرُْ الرَّاحِمِينَ(118)


 گروهى از بندگانم مى‏گفتند: پروردگارا! ما ايمان آورديم ما را ببخش و بر ما رحم كن و تو بهترين رحم كنندگانى! (109)
امّا شما آنها را به باد مسخره گرفتيد تا شما را از ياد من غافل كردند و شما به آنان مى‏خنديديد! (110)
ولى من امروز آنها را بخاطر صبر و استقامتشان پاداش دادم آنها پيروز و رستگارند!» (111)
 (خداوند) مى‏گويد: «چند سال در روى زمين توقّف كرديد؟» (112)
 (در پاسخ) مى‏گويند: «تنها به اندازه يك روز، يا قسمتى از يك روز! از آنها كه مى‏توانند بشمارند بپرس!» (113)
مى‏گويد: « (آرى،) شما مقدار كمى توقّف نموديد اگر مى‏دانستيد!» (114)
آيا گمان كرديد شما را بيهوده آفريده‏ايم، و بسوى ما باز نمى‏گرديد؟ (115)
پس برتر است خداوندى كه فرمانرواى حقّ است (از اينكه شما را بى‏هدف آفريده باشد)! معبودى جز او نيست و او پروردگار عرش كريم است! (116)
و هر كس معبود ديگرى را با خدا بخواند- و مسلّماً هيچ دليلى بر آن نخواهد داشت- حساب او نزد پروردگارش خواهد بود يقيناً كافران رستگار نخواهند شد! (117)
و بگو: «پروردگارا! مرا ببخش و رحمت كن و تو بهترين رحم كنندگانى! (118)

میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک باد

 به نام خدا

 

میلاد مسعود امام حسن مجتبی را به جد بزرگوارشان نبی گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و به پدر و مادر گرامیشان و امامان معصوم علیهم السلام تبریک عرض میکنیم

 

عَنِ الْحَسَنِ علیه السلام :
 إِنَّ أَحْسَنَ الْحَسَنِ الْخُلُقُ الْحَسَنُ

امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند :

زیباترین زیبایی ها اخلاق زیباست .

وسائل‏الشيعة     12     153 

 

پاداش صبر بر بد اخلاقی زن و جزای زن بد اخلاق

 به نام خدا  

   

  ابو هریره و عبد الله بن  عباس میگویند :

پیامبر اکرم صلی الله  علیه و اله  درآخرین  خطبه ای که  در مدینه  ایراد فرمودند و دیگر بعد  ازآن به سوی خدا  رحلت فرمودند ؛ چشمان مان پر از  اشک شد و قلب های ما  به لرزه درآمد پوست  بدنمان در هم  کشیده شد  و لرزه برآن افتاد.

حضرت  جنین فرمود :

... وهر کس که بر بد اخلاقی زنش صبر کند ومنتظر اجری بر  این صبر  خود باشد خداوند به خاطر  هر مرتبه  که صبر میکند به  او همان  پاداشی میدهد که  به ایّوب  علیه السلام به خاطر  صبر بر  بلاهایی که بر او نازل  شد داده است  .و البته زن او سنگینی بار بد رفتارش را  در هر روز و شب بر دوش خواهد  کشید آنهم  به سنگینی  تپه های انبوه  شن ...

 

 

منبع روایت :

[ثواب الأعمال‏] ابْنُ الْمُتَوَکِّلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَیْنِ بْنِ یَزِیدَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عَمْرٍو النَّصِیبِیِّ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْخُرَاسَانِیِّ عَنْ مَیْسَرَةَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِی عَائِشَةَ السَّعْدِیِّ عَنْ یَزِیدَ بْنِ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِیزِ عَنْ أَبِی سَلَمَةَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَا خَطَبَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص قَبْلَ وَفَاتِهِ وَ هِیَ آخِرُ خُطْبَةٍ خَطَبَهَا بِالْمَدِینَةِ حَتَّى لَحِقَ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَوَعَظَنَا بِمَوَاعِظَ ذَرَفَتْ مِنْهَا الْعُیُونُ وَ وَجِلَتْ مِنْهَا الْقُلُوبُ وَ اقْشَعَرَّتْ مِنْهَا الْجُلُود : َ...... وَ مَنْ صَبَرَ عَلَى سُوءِ خُلُقِ امْرَأَتِهِ وَ احْتَسَبَهُ أَعْطَاهُ اللَّهُ بِکُلِّ مَرَّةٍ یَصْبِرُ عَلَیْهَا مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا أَعْطَى أَیُّوبَ ع عَلَى بَلَائِهِ وَ کَانَ عَلَیْهَا مِنَ الْوِزْرِ فِی کُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ مِثْلُ رَمْلِ عَالِجٍ فَإِنْ مَاتَتْ قَبْلَ أَنْ تُعِینَهُ وَ قَبْلَ أَنْ یَرْضَى عَنْهَا حُشِرَتْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مَنْکُوسَةً مَعَ الْمُنَافِقِینَ فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ مَنْ کَانَتْ لَهُ امْرَأَةٌ لَمْ تُوَافِقْهُ وَ لَمْ تَصْبِرْ عَلَى مَا رَزَقَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ شَقَّتْ عَلَیْهِ وَ حَمَلَتْهُ مَا لَمْ یَقْدِرْ عَلَیْهِ لَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ مِنْهَا حَسَنَةً تَتَّقِی بِهَا النَّارَ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهَا مَا دَامَتْ کَذَلِک‏

رابطه زن جهنم و کیفیت بر خورد با شوهر

به نام خدا

 

زن بد

امرأة سوء

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: پنج چیز از مصائب دنیاست مرگ دوست و تلف شدن مال و سرزنش دشمنان و ترک دانش و زن بد.

نهج الفصاحة مجموعه کلمات قصار حضرت رسول ص 461

1458

خمسة من مصائب الدّنیا فوت الحبیب و ذهاب المال و شماتة الأعداء و ترک العلم و امرأة سوء.

 

زن بد اخلاق آدم را پیر میکند :

از امام باقر (علیه السلام ) نقل شده

:

در میان بنى اسرائیل مردى عاقل و ثروتمند بود که از همسر عفیفه خود پسرى داشت که بسیار به او شبیه بود و از همسرى غیر عفیف و نابکار دو پسر دیگر داشت

.

وقتى زمان مرگ او فرا رسید به پسران خود گفت: این مال من متعلّق به یکى از شماست

.

وقتى که او از دنیا رفت هر کدام از پسرها ادّعا کرد که مال متعلّق به اوست، پس مرافعه خود را به نزد قاضى بردند، ولى او گفت: من نمىدانم، چطور میان شما قضاوت کنم، شما بسوى سه برادر چوپان بروید گره کار شما بدست آنهاست،

برادران به نزد اوّلى رفتند و او را پیر مردى کهنسال یافتند،

او گفت: به نزد برادر بزرگترم بروید، ولى وقتى آنها به نزد برادر دوّم رفتند او را جوانتر از اوّلى یافتند، او هم آنها را به برادر دیگر خود ارجاع داد و گفت: به نزد برادر بزرگترم بروید،

لیکن وقتى برادران به نزد برادر سوّمى رفتند او را بسیار جوانتر از دو برادر دیگر دیدند،

او از احوال آنها پرسش کرد و آنها ماجرا را گفتند، امّا از راز پیرى و جوانى او و برادرانش نیز سؤال کردند، چوپان سوّمگفت: قضیه این است که برادر اوّلى من کوچکترین ماست،

امّا او زنى بد اخلاق و لجباز دارد که همیشه از بیم آنکه به بلاى بزرگترى مبتلا شود با او مدارا و صبر مىکند و علّت پیر شدن او همین است، برادر دوّمى که از نظر سنّى برادر وسطى است

همسرى متوسط الحال دارد که گاهى باعث خوشحالى و گاهى باعث اندوه او مىشود

و او بخاطر همین میانسال به نظر مىرسد

و امّا من که بزرگترین برادر هستم، همسرى بسیار خوش اخلاق و مهربان دارم که همیشه باعث سرور و شادمانى من است

و هرگز امر ناپسندى از او ندیدهام، پس راز جوانى من در مصاحبت با اوست،

امّا حکم من میان شما این است که اوّل باید بروید و پدرتان را نبش قبر کنید و جسد او را بیرون آورده و بسوزانید، سپس باز گردید تا من میان شما قضاوت کنم

.

برادران به جانب قبر پدر رفتند، برادر کوچکتر شمشیر پدرش را برداشت و دو برادر دیگر کلنگ برداشتند، وقتى آن دو برادر با کلنگ قصد نبش قبر پدر را نمودند،

پسر کوچکتر با شمشیر مانع آنها شد و گفت: پدرم را نبش قبر نکنید،

من سهم خودم را به شما واگذار مىکنم، پس به نزد قاضى رفتند و ماجرا را گفتند،

قاضى گفت: مال را به من بدهید، آنگاه برادر کوچک را فرا خواند و مال را به او تفویض کرد

و به دو پسر دیگر گفت: اگر شما پسر آن مرد بودید مثل این پسر به حال پدر خود رقّت مىکردید و راضى به نبش قبر او نمىشدید

.

و عن الباقر علیه السلام قال کان فی بنی إسرائیل رجل عاقل کثیر المال و کان له ابن یشبهه فی الشمائل من زوجة عفیفة و کان له ابنان من زوجة غیر عفیفة فلما حضرته الوفاة قال لهم هذا مالی لواحد منکمفلما توفی قال الکبیر أنا ذلک الواحد و قال الأوسط أنا ذلک و قال الأصغر أنا ذلک فاختصموا إلى قاضیهم قال لیس عندی فی أمرکم شیء انطلق إلى بنی الاغنام الإخوة الثلاثة فانتهوا إلى واحد منهم فرأوا شیخا کبیرا فقال ادخلوا إلى أخی فلان فهو أکبر منی سنا فاسألوه فدخلوا علیه فخرج شیخ کهل فقال سلوا أخی الأکبر منی فدخلوا على الثالث فإذا هو فی المنظر أصغر فسألوه أولا عن حالهم فقال أما أخی الذی رأیتموه أولا هو الأصغر و إن له امرأة سوء تسوءه و قد صبر علیها مخافة أن یبتلى ببلاء لا صبر علیه فهو منه و أما أخی الثانی فإن عنده زوجة تسوءه و تسره فهو متماسک الشباب و أما أنا فزوجتی تسرنی و لا تسوءنی لم یلزمنی منها مکروه قط منذ صحبتنی فشبابی معها متماسک و أما حدیثکم الذی هو حدیث أبیکم انطلقوا أولا و انبشوا قبره و استخرجوا عظامه و أحرقوها ثم عودوا لأقضی بینکم فانصرفوا فأخذ الصبی سیف أبیه و أخذ الأخوان المعاول فلما أن هما بذلک قال لهما الصغیر لا تنبشا قبر أبی و أنا أدع لکما حصتی فانصرفوا إلى القاضی فقال یقنعکما هذا ائتونی بالمال فقال للصغیر خذ المال فلو کانا ابنیه لدخلهما من الرقة کما دخل على الصغیر

النور المبین فی قصص الأنبیاء و المرسلین 464 خاتمة الکتاب فی نوادر أخبار بنی إسرائیل و أحوال بعض الملوک

قصص الأنبیاء(قصص قرآن) 648 (در اخبار نادر بنى اسرائیل و ماجراى بعضى از پادشاهان) ..... ص : 644

 

چاره زن بد جدایی است

 

و روایت است از امام صادق (علیه السلام ) که فرمود

:

سه نفر دعایشان مستجاب نمیشود

:

مردى که در خانه بنشیند و بدنبال روزى نرود و سپس بگوید: بار خدایا روزیم ده و خدا تعالى به او میفرماید: آیا من راه طلب روزى برایت نساختم؟

و مردى که زن بدى دارد میگوید: بار خدایا مرا از او خلاص کن خدا میفرماید: طلاق او را بدست تو دادم

.

و مردى که مالى به دیگرى داده بدون گرفتن شاهد و گواه و او منکر آن شده و به او پس نمیدهد و صاحب مال او را نفرین میکند و خدا تعالى میفرماید: من به تو فرمودم گواه بگیر و نکردى (و خود کرده را گله نیست

).

 

کنز الفوائد ج2 198 فصل مما روی فی الأرزاق ..... ص : 197

و روی عن الصادق ع أنه قال ثلاثة یدعون فلا یستجاب لهم رجل جلس عن طلب الرزق ثم یقول اللهم ارزقنی یقول الله تعالى له أ لم أجعل لک طریقا إلى الطلب و رجل له امرأة سوء یقول اللهم خلصنی منها یقول الله تعالى أ لیس قد جعلت أمرها بیدک و رجل سلم ماله إلى رجل و لم یشهد علیه به فجحده إیاه فهو یدعو علیه فیقول الله تعالى قد أمرت بالإشهاد فلم تفعل

گنجینه معارف شیعه-ترجمه کنز الفوائد و التعجب ج2 217 فصل: روایاتى در باره روزى ..... ص : 215

پستهای مربوط:

پاداش صبر بر بد اخلاقی زن و جزای زن بد اخلاق
رابطه زن بهشت و بد اخلاقی با همسر
دیدگاه اسلام در مورد سپردن کارهای سنگین به زنان
بازيابى نگرش صحيح به شخصيت حقيقى يك زن از ديدگاه خدا
جهاد زنان صبر بر غیرت شوهراست و خداوند از سختی آن غافل نیست
چرا زنان پیامبر نشدند؟

چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟

رابطه زن بهشت و بد اخلاقی با همسر  

به نام خدا  

 

ابو بصیر  میگوید :

امام صادق علیه السلام  میفرمودند:

روزی پیامبر صلی الله علیه واله   با  گروهی از زنان  مواجه  شدند وبه آنها  چنین  فرمودند :

ای گروه  زنان صدقه  بدهید حتی  اگر شده از  زینت و جواهر خود  حتی اگر شده  به اندازه یک شقه خرما

بدرستی که  شما  چوب  جهنمید

شما زیاد  لعن  میکنید و زندگی نیک و نعمتها را   کفران  میورزید و ناشکری میکنید

 در این  هنگام  زنی از  قبیله بنی سلیم  که  شخصی مشهور به  تعقل  بود  چنین  عرضه  کرد 

یا رسول الله  ایا  ما  همان  مادرانی  نیستیم  که  درد  حمل  را  تحمل  میکنیم و به  فرزندانمان  شیر  میدهیم (در  اسلام  برای حمل و شیر  دادن  صواب  فراوانی  ذکر شده  به گونه ای  که زن پس  از  حمل  همانند  طفلش  بدون  گناه و بی حساب میشود )

ایا  دخترانی  که  احکام  خدا را  اقامه  میکنند و برادرانی  که  شفقت  و جوانمردی  دارند  از  ما   نیستند؟

حضرت  رسول صلی الله  علیه و اله  غمگین  شدند و فرمودند  آری شما  زنانی  هستید  که حامله میشوید و فرزندانتان  را  به  دنیا  می اورید و  به انها  شیر  میدهید و  بسیار مهربان هستید

و اگر  آن رفتاری  که با  شوهران  خود  میکنید  نمی بود  هیچ  کدام  شما  که  فقط  یک  نماز  خوانده  باشد  (وهیچ  کدام  از  احکام  خدا را  عمل  نکرده و فقط یک  نماز خوانده )  داخل  در  جهنم   نمیشد .

یعنی بد رفتاری  شما  اگر با  همسرتان  نمیبود هیچ وقت  داخل  جهنم  نمیشدید  حتی  اگر فقط از بین  تمام  عبادات  یک  نماز  میخواندید

 

موافق با  آیه ۳۴ نساء

فالصالحات قانتات حافظات للغیب بما حفظ الله

در مقابل مردان مدیر   همسران صالحه  زنانی هستند که در برابر شوهرشان متواضع و مطیع باشند و حفظ اسرار کنند البته در چهارچوب حدود خدا

 

 

 الکافی     5     513    باب ما یجب من طاعة الزوج على المرأة

25351-  وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع

 یَقُولُ خَطَبَ رَسُولُ اللَّهِ ص النِّسَاءَ فَقَالَ یَا مَعْشَرَ النِّسَاءِ تَصَدَّقْنَ وَ لَوْ مِنْ حُلِیِّکُنَّ وَ لَوْ بِتَمْرَةٍ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ فَإِنَّ أَکْثَرَکُنَّ حَطَبُ جَهَنَّمَ إِنَّکُنَّ تُکْثِرْنَ اللَّعْنَ وَ تَکْفُرْنَ الْعِشْرَةَ فَقَالَتِ امْرَأَةٌ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَ لَیْسَ نَحْنُ الْأُمَّهَاتُ الْحَامِلَاتُ الْمُرْضِعَاتُ أَ لَیْسَ مِنَّا الْبَنَاتُ الْمُقِیمَاتُ وَ الْأَخَوَاتُ الْمُشْفِقَاتُ فَقَالَ حَامِلَاتٌ وَالِدَاتٌ مُرْضِعَاتٌ رَحِیمَاتٌ لَوْ لَا مَا یَأْتِینَ إِلَى بُعُولَتِهِنَّ مَا دَخَلَتْ مُصَلِّیَةٌ مِنْهُنَّ النَّارَ

پستهای مربوط:

پاداش صبر بر بد اخلاقی زن و جزای زن بد اخلاق
رابطه زن جهنم و کیفیت بر خورد با شوهر
دیدگاه اسلام در مورد سپردن کارهای سنگین به زنان
بازيابى نگرش صحيح به شخصيت حقيقى يك زن از ديدگاه خدا
جهاد زنان صبر بر غیرت شوهراست و خداوند از سختی آن غافل نیست
چرا زنان پیامبر نشدند؟

چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟

سپردن کارهای سنگین به زنان

به نام خدا

 


الزخرف : 18   أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبينٍ


آيا كسى را كه در لابلاى زينتها پرورش مى‏يابد

 و به هنگام جدال قادر به تبيين مقصود خود نيست (فرزند خدا مى‏خوانيد)؟!

(اين جمله در پاسخ كسانيست كه ميگويند دختران فرزند خدايند )

 

آیا خداوند زشت است که مخلوقی زشت بیافریند ؟

واگر این طور نیست  پس چرا این گونه خلقت زنان را زشت میدانید ؟
خدا زیباست و جز زیبایی از او سر نمیزند

زن مخلوق زیبای خداست

او را همان گونه که هست بخواهید

که اگر غیر این باشد زشت خواهد شد

 

امام صادق علیه السلام میفرمایند :

امیر مومنین علی علیه السلام در وصیتشان به امام حسن مجتبی علیهما السلام  فرمودند :


کاری که بیش از توان زن است به او واگذار نکن که واگذار نکردن این گونه کار ها به زن برای احوالات اوبهتر و برای زندگیش راحت تر میباشد و زیبایی او را بیشتر و بهتر حفظ میکند و او را تا دیر مدت زیبا نگه میدارد

چرا که زن ریحانه است و قهرمان  نیست . 


ٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فِي رِسَالَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع إِلَى الْحَسَنِ علیهم السلام

 لَا تُمَلِّكِ الْمَرْأَةَ مِنَ الْأَمْرِ مَا يُجَاوِزُ نَفْسَهَا فَإِنَّ ذَلِكَ أَنْعَمُ لِحَالِهَا وَ أَرْخَى لِبَالِهَا وَ أَدْوَمُ لِجَمَالِهَا فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَة

الكافي     5     510    باب إكرام الزوجة .....  ص : 509

 

 

جهاد صبر بر غیرت شوهر

بسم الله الرحمن الرحیم

 

التوبة : 16   أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَکُوا وَ لَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذینَ جاهَدُوا مِنْکُمْ وَ لَمْ یَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لاَ الْمُؤْمِنینَ وَلیجَةً وَ اللَّهُ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ

آیا گمان کرده اید که رها شده اید؟

وخداوند آن کسانی از شما را که در راه او جهاد میکنند نمیشناسد ؟

گمان کرده اید خدا  آن کسانی که غیر خدا ورسولش و مومنین دوست و محرم اسراری انتخاب نمیکنند را نمیشناسد ؟  (نه بلکه ) خداوند بسی آگاه به آنچه شما انجام میدهید میباشد.

عَنْ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَالَ إِنَّ مِنْ جِهَادِ الْمَرْأَةِ حُسْنَ التَّبَعُّلِ لِزَوْجِهَا

امام علی علیه السلام فرمودند :

یکی از موارد جهاد زن محبت او به همسرش می باشد .

مستدرک‏الوسائل     14    246 

آری خداوند کسانی از شما را که در راه او جهاد میکنند را می شناسد و از شما غافل  نیست.

سوره توبه آیه 16

                         الکافی ج : 5 ص : 9

َ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع کَتَبَ اللَّهُ الْجِهَادَ عَلَى الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ فَجِهَادُ الرَّجُلِ بَذْلُ مَالِهِ وَ نَفْسِهِ حَتَّى یُقْتَلَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ جِهَادُ الْمَرْأَةِ أَنْ تَصْبِرَ عَلَى مَا تَرَى مِنْ أَذَى زَوْجِهَا وَ غَیْرَتِه

امیر مومنین علی علیه السلام فرمودند :

خداوند جهاد را هم بر مردان وهم بر زنان واجب کرده است

اما جهاد مرد بخشش مال و جانش در راه خدا است تا اینکه کشته شود .

و جهاد زن این استکه بر سختی هایی که از همسرش به او مرسد و بر غیرت او صبر کند .

وخداوند آگاه است به کسانی از شما که در راه  او جهاد میکنند .سوره توبه ایه 16ِ

 

ایمنی از فتنه علمای آخر الزمان در پناهگاه قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم 

 

 

امام صادق علیه السلام میفرمایند

نبی اکرم صلی الله علیه و آله به امیر مومنین علی علیه السلام فرمودند

زمانی خواهد آمد که از قرآن  فقط شکل شمائل ظاهری و خطوط آن باقی خواهد ماندو از اسلام فقط نام .مردم آن زمان بسیار از حقیقت اسلام دورند .مساجد آنها زیبا و شلوغ  است اما خالی از هر گونه هدایت . فقهاء آنها  بد ترین فقهایی هستند که تا بحال آسمان بر آنها  سایه افکنده. فتنه از آنها بر میخیزد و به آنها  نیز بر میگردد.                                                الكافي     8     307

 

 

در این زمان منشاء  فتنه مردم جاهل نیستند

بلکه فتنه از بعضی از فقهاء نشات میگیرد و به آنها نیز ختم میشود

بر شما باد که در پناه قرآن بسر ببرید

 

والبته  تنها مردمان جاهل  هستند که در فتنه ها  دست و پا میزنند

مردمان عاقل  به فرموده امامشان امیرمونین علی علیه السلام عمل میکنندکه فرمود:

 1) در فتنه ها مانند بچه شتر باش که نه شیر دارد دوشیده شود و نه پشت دارد که سواری بدهد

2) هنگامی که فتنه ها  مانند پاره ای از شب ظلمانی  شما را فراگرفت بر شما باد به همراهی با قرآن

 

همچنین امام رضا علیه السلام فرمودند :
هدایت را فقط ار قرآن طلب کنید و از آن تجاوز نکنید  که در این صورت گمراه خواهید شد

 آدرس:

[1) نهج البلاغة] قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع كُنْ فِي الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَب

2)الكافي     2     598    كتاب فضل القرآن .....  ص : 596

قال اميرالمومنين على عليه السلام

فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَيْكُمُ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآن

 

 

نا امیدی از رحمت خدا بزرگترین گناه

به نام خدا

خداوند میفرماید :

من در نزديكي گمان بنده مومن خودم هستم .

گمان نيك  نيكي و گمان بد  بدي براي او به همراه دارد . امام رضا علیه السلام

 

الحجر : 56   قالَ وَ مَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّالُّونَ


حضرت ابراهیم علیه السلام گفت: «جز گمراهان، چه كسى از رحمت پروردگارش نا امید مى‏شود؟!»


يوسف : 87   يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخيهِ

وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُونَ


حضرت یعقوب  علیه السلام به فرزندانش فرمود:
پسرانم! برويد، و از يوسف و برادرش جستجو كنيد و از رحمت خدا نا امید نشويد كه تنها گروه كافران، از رحمت خدا مأيوس مى‏شوند!»


الزمر : 53   قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ

لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ


خداوند به آخرین نبی خود محمد صلی الله علیه وآله میفرماید :

بگو: «اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده‏ايد! از رحمت خداوند نا اميد نشويد كه خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است.

 


الحج : 15   مَنْ كانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ

 فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ ثُمَّ لْيَقْطَعْ فَلْيَنْظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ ما يَغيظُ


هر كس گمان مى‏كند كه خدا او را در دنيا و آخرت يارى نخواهد كرد

 (و از اين نظر عصبانى است، هر كارى از دستش ساخته است بكند)،

 ريسمانى به سقف خانه خود بياويزد،

و خود را حلق آويز کند  و آنگاه طناب را  قطع كند

(تا با سر به زمین بخورد )

پس ببيند آيا اين كار خشم او را فرو مى‏نشاند؟!

 

 
عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام  قَالَ أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ:

 أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ بِي إِنْ خَيْراً فَخَيْراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّا      الكافي     2     72   


امام رضا عليه السلام فرمودند :
به خداوندخوش گمان باش كه خداوند ميگويد من در نزديكي گمان بنده مومن خودم هستم .

گمان نيك  نيكي و گمان بد  بدي براي او به همراه دارد .

نااميدي از رحمت خدا
حرامترین حرام‏ها .                     

برای دیدن موضوع  مقاله ها و متون روی نوار متحرک کلیک بفرمائید

به نام خدا 

 

موضوعات اصلی :

مباحث عقلی و اعتقادی         مقدمات تفقه در قران و روایات       قرآن خلافت و امامت  

ولایت فقیه و حکومت               زنان از منظر قرآن                      خانواده و همسریابی    

 آموزش آمیزش                      احکام ازدواج موقت                    احکام فقهی از منظر قرآن و روایت    

 مناظرات                              نقدنامه های سیاسی               متون ادبی (دکلمه های قرآنی)  

 وقایع تاریخی                       روایات اخلاقی و دعا                  آخرالزمان و علائم ظهور (شر الازمنه)  

 

 

 

موضوعات زیر در شاخه های بالا تنظیم شده است  و فقط کافیست روی شاخه های بالا کلیک کنید تا موضوعات مربوط به آن را به صورت منظم مشاهده کنید .

 

معرفی مقاله ها  :

The lady of moon -

پاداش نشر معارف دین در بیان فاطمه زهرا سلام الله علیها -

قم و اهلش در آخرالزمان -

تعریف عید چیست و آیا نوروز عید مسلمین است ؟ -

برای پی بردن به نظر اسلام در مورد موسیقی نیاز نیست آنرا درک کنید آقای مشائی! -

قد قال الصادق علیه السلام : وَيْلٌ لِطُغَاةِ الْعَرَبِ مِنْ شَرٍّ قَدِ اقْتَرَبَ -

لا ایمان بلا عمل و لا عمل بلا یقین (رابطه پلکانی ایمان و عمل ) -

رد اختلاف شیعه و سنی در مسئله خمس به محکمات قرآن ( مناظره من با یک سنی) -

وحدتی ارزشمند است که نتیجه پافشاری بر اصول باشد و نه کم رنگ کردن آنها ! -

زرتشتی، والنتاین ، نوروز ، مهرگان : مشابهت به کفار!! (2) -

نهم ربیع سالروز ازدواج موقت مبارک -

ازدواج موقت و موسیقی در اسلام ( قابل توجه مقلدین آقای مشائی و سامی یوسف ) -

آمادگی برای سالروز عقد موقت (نهم ربیع الاول) -

تعبّد تنها نتیجه تعقّل است. (عقل در درون دین حکم ساز است یا حکم یاب ؟) -

گستاخى خلیفه دوم نسبت به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) حدیث دوات و قلم -

علت اختلاف آرای مجتهدین و مذمت آنها ( کلام امیرالمومنین علی علیه السلام ) -

تفقّه یا اجتهاد ، تشیّع یا تسنّن ؟ ( اساسی ترین تفاوت شیعه و سنی ) -

از خدا به خدا فرار کنید من برای شما از او بیم دهنده ای آشکارم ( آیه 50 ذاریات ) -

محکمات قرآن در باب خوردنی های حلال و حرام -

خدایا نفهمیدی که نمیتوانم بفهمم و گفتی بفهم !( دعوت خدا به تدبر در قرآن) -

چرا قرآن تحریف نمیشود ؟ -

کودکانتان را دریابید قبل از آن که سینمایی کیمیاگر را ببینند! -

نه هر روحانیی طلبه است و نه هر طلبه ای روحانی! -

در عجبم از مردمانی که حسین را میکشند آنگاه برای او گریه میکنند! -

چشمها خواب است بی نام حسین . -

رشد عقل و ایمان در آخرالزمان -

خدای من! چه اتفاق بزرگیست با تو بودن من ! -

حسادت مردم نسبت به ذریه ابراهیم خلیل (علیهم السلام) -

چگونه کسی که تحت ولایت خدا نیست ، تحت ولایت علی برود؟ -

آخرین خورشید -

اوقات پنجگانه نمازهای واجب در قرآن -

کتاب المتعه شیخ حسام -

عالم ِدربار یا دربارِ علماء ! -

قرآن کریم : حجاب چادر و مقنعه ،دریچه ای بروی عفاف . -

عید قربان عید مشترک مسلمین جهان (با تشکر از 20:30) -

عالمان ، به دلیل فراوانى جاهلان، همچون غربیانند و بيكسان ! -

 سینمایی اتاق مرگ

حکم ساکینگ و استفاده از آلت مصنوعی در قرآن

محکمات ملاک رفع اختلافست نه متشابهات(پاسخی به قائلین حرمت سلاح هسته ای)

خوبی فقط در رو به قبله شدن نیست بلکه !؟

نماز دهه اول ذی الحجه

امام جواد علیه السلام: رسوایی عمر و ابوبکر در روایات مخالف قرآن

بصیرت نتیجه پیروی از بصائر است

فلسفه فقه بینازی از فلسفه است

ولایت فقیه ، مقید به فقهی مطلق است

مناظره قرآن ناطق (امام رضا علیه السلام) با سران یهود مسیحیت و زردشت

مسلمانان مسیحی و مسیحیان کافر

طلب معرفت از غیر امام صادق مساویست با انکار امام صادق (صلوات الله علیه و علی آبائه)

اخراجی ها فیلم سال ناسیونالیسم (فیلم نامه نویسان رحیم مشائی و فرامرز رفیع پور ،علی اکبر ولایتی )

نافع ترین و نزدیک ترین دعا به استجابت چیست؟

معجزه شکاف ديوار کعبه و تلاش وهابيها در مخفي نمودن آن!(+عكس)

راز این جهان خداست

 
 
 
 

منتظر صیحه آسمانی در شب جمعه بیست و سه رمضان باشید !!

علت غیبت از زبان حضرت حجت (علیه السلام )

اهل سنت بگویند :سهم آنها از حکومت آخر الزمان چیست ؟

ایمان مومنان و کافران آخرالزمان و عاقبت هر کدام از آنان !

زنان تهران (بعضیشان!)، همان زنان آخرالزمان

شعر انتظار

مهدی به حکم قرآن خون چه کسانی را میریزد؟ (لیس شانه الا السیف)

بنشینید و جهاد نکنید تا مهدی بیاید . ( و البته خداوند فاسقین را هدایت نمیکند)

ظهور دین مبین در پرتو ماء معین (انکشاف حقایق و ظهور امامی جدید )

امام شاخص نیست حتی اگر صادق باشد

روایت معلی بن خنیس در مقام تقیه است

نقد و بررسی روایت معلی بن خنیس در خصوص نوروز :

نفس کشیدن علامت حیات نیست

نهم ربیع الاول روز عقد موقت

شیخ فضل الله : سردار قیام برای خدا

 زرتشتی، والنتاین ، نوروز ، مهرگان : مشابهت به کفار!! (2)

مناظره حضرت محمد صلی الله علیه وآله با زردشتیان

زرتشتی، والنتاین ، نوروز ، مهرگان : مشابهت به کفار!

پیام آور محزون

ما از کسانی نیستیم که در دین نظر بدهند

صله رحم پیوست پنجم

صله رحم پیوست چهار

مومنین از جمله ارحامند

آیا تقوای حقوق ارحام به معنای طرح دوستی با آنهاست ؟

صله رحم پیوست اول

صله رحم

محکم و متشابه ظاهر و باطن قرآن

چرا ،کی و چگونه با قرآن استخاره کنیم ؟

غلام سیاه و شاهزاده پریان ( ماجرای خواستگاری جویبر از ذلقا’)

گزیده ای از کتاب متعه شیخ مفید ( ازدواج موقت)

قطعا کسانی که میگویند مسیح بن مریم خداست کافرند

چرا نباید به زنان سوره یوسف علیه السلام را آموخت ؟


سالگرد ازدواج علی و فاطمه سلام الله علیهما مبارک

صعود به آسمان

چرا آیه تطهیر شامل عایشه و حفصه نمیشود؟

اهل بیت کیست و کارش چیست ؟ ( رد اختلاف شیعه و سنی به قرآن )

قبله یابی با تلنگر

نبوت زنان مهم تر است یا وزارت ؟

اثبات جواز ازدواج مجدد مرد حتی بدون رضایت همسر اول در قرآن

هدیه امام رضا علیه السلام به انسانها

چهره مومنین ستاره آسمانیان بروی زمین

عید فطر و آل محمد صلی الله علیه وآله 

 اثبات وجوب قرائت قرآن در حد توان

عکس العمل ابوبکر و عمر در شب قدر (علیهما من الرحمن مایستحق)

قرآن ذکر است و هر کس از ذکر روی گردان شود بیچاره خواهد شد

دنیای یک روزه

زیادی ما به ایمان ماست نه به تعداد

 
 
 
 
 
 
 

ذکر یعنی از خدا سخن گفتن و سخن خدا را گفتن .

آیا در قرآن سخن از ازدواج موقت آمده است ؟

علائم آخر الزمان بیان نبی اکرم صلی الله علیه وآله

شب قدر صاحب الامر میخواهد ؟(اثبات بر اساس قرآن)

معنای قانون تساوی از دیدآقای صانعی

مقدمه کتاب نقد و بررسی احکام مربوط به زنان

 عیسای مسیحیان خدا را خوب عبادت نمیکرد

اتحاد کتب آسمانی در تشریع اصول و فروع و بیان حکم قصاص درتورات انجیل و قرآن

چرا شیطان شیطان شد؟و بر چه کسی سلطه دارد ؟

نظر قرآن در مورد طلاق خلع مبارات و رجعی

علت حرمت زنا لواط و استمنا’

حقوق الزوج

یک نمونه کار فقهی با قرآن (ازدواج موقت)

آموزش آمیزش

اثبات ولایت توسط روایات موافق با قرآن

راه درمان جعل و دسیسه در روایات وفاق با قرآن است

تبعیض در احکام خدا کفر حقیقیست

جشنهای عید نوروز حرام است

ازدواج موقت

رسوایی عمرو ابوبکر در روایات مخالف قرآن

عمل به حکم خدا واجب است نه تقلید

لذت از غیر حرام

ویژگیهای همسرخوب

زنان بهشتی

  

 

معرفی موضوعات متن وبلاگ : 

 

 علی بن ابی طالب کیست و اعتقاد شیعه چیست ؟

امامت در قرآن -

چرا ما از داشتن انرژی هسته ای محروم هستیم ؟ -

ادعای رویت امام زمان علیه السلام دروغ است -

آیا در قرآن سخن از ازدواج موقت آمده است ؟ -

سیاست آخر الزمان در بیان نبی اکرم صلی الله علیه وآله -

فتنه و آشوب نتیجه حزب گرایی است -

بیعتی مجدد با ولایت فقیه -

نتیجه دلسوزی برای آشوبگران کشته شدن انسانهای بیگناه است -

محاربین و آشوبگران باید اعدام شوند ( قابل توجه مراجع عظام ) -

صانعی مردی که خلاف قرآن فتوا میدهد -

خدایا چرا مردان را بر زنان برتری دادی؟ -

رنگ شما چیه ؟ -

این هم نتیجه حفظ نظام از اوجب واجبات است !!! -

بنده خوبی برای خدا باشید تا حمایتتان کنیم -

نتیجه مناظره : نامشروع بودن نظام -

اهل تسنن بگویند : چرا قبر فاطمه سلام الله علیها پنهان است ؟ -

بازگشت همه به سوی خداست -

چرا قران یک معجزه است ؟ -

قرآن کلام خداست نه کلام محمد ( صلی الله علیه وآله ) -

تمام موضوعات مورد نیاز در قرآن هست -

مصلحت اندیشی در برابر احکام خدا -

سلاح هسته از نظر قرآن -

آیا اگر کسی غیر عمر ازدواج موقت را حرام میکرد ، زنا ترویج نمیشد ؟ -

چرازبان قرآن عربیست ؟ -

آیا اهل کتاب کافرند ؟ -

چرا زنان پیامبر نشدند؟ -

فرق ازدواج موقت با زنا -

خدایا تبعیضی ها را از زمین بر دار -

دوست دارم اما به خاطر خدا -

آخرین موضوعات -

زیبایی فراق در لذت وصال است -

جایگاه علماء‌ در عصر غیبت -

حرمت تفسیر به رای قرآن -

زمین ارث صالحان است -

تمسخر خدا -

عاقبت متقین در تقواست -

نظر امام صادق علیه السلام در مورد دیرینه پر افتخار ایرانیان !!! -

چرا پیامبر تکلیف زنان را در مورد حضور در جامعه مشخص نکرد؟ -

باران برای بهاریان -

معرفی جن در قرآن -

دخترکان عاشق -

شرط عمل به روایات و دوری از جعل و دسیسه وفاق روایت است با قرآن. -

اعلام برائت -

دعوت به بازگشت به محکمات قرآن و پرهیز از جدال و منازعه و اختلاف -

رگ گردن رسول خدا مهمتر است یا رگ گردن فقیهان ؟ -

فقیه موضوعیتی در دین ندارد و نباید داشته باشد -

نقدی عالمانه ؟ -

نقد دو نظر -

شباهت به کفار حرام است پس جشنهای نوروزی هم حرام است . -

قرآن ملاکی برای شناخت حق از باطل -

جشن انتقام -

ارث پدری -

مناظره با خدا -

پیامبری که ویلا نداشت -

عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد -

اول های آخر و آخر های اول -

وجه اشتراک عاشق و معشوق -

تعصب -

اگر زیبایی دین در کلامتان نیست علتش بی دینی شماست -

بازگشت به جهالت در نبود محمد ( صلی الله علیه و آله ) -

زنده به نوریم -

دل یا خدا !! -

شفاعت تنها راه بازگشت -

نگاه من برای تو -

وقت نرمی قلبها -

نه خود خالق خویشند و نه هیچ -

معامله با خدا -

اتمام حجت وارسال رسل -

خدا به من توهین کرد -

زیباترین دین تسلیم در برابر خدا -

رحمت خدا و گناه من ! -

از خدا بترس نه از مردم -

تنهایی ولی با خدا ... -

باران برای بهاریان -

فرق من با شیطان -

ایمان تا عمل -

ایمان بیاورید یا نه ... -

سوی بهشت . -

حق آمده باطل رفته خبر ندارید ؟ -

مرگ و زندگی کفر و ایمان -

اخراجی ها -

قحطیست یا فراوانی؟ -

عالم یا جاهل -

ایستاده یا نشسته -

خوب و بد -

حقیقت باطل و باطل حقیقی -

شب و روز -

کور و بینا -

آنکه نباید ببیند حاکمیست که همیشه شاهد است -

یا خدا یا خود -

تاریکی ها یا نور؟ -

سه سو !!! -

باور نمیکنم ولی تو باور کن -

این طرف و اون طرف -

یا خدا یا غیر خدا -

بسم الله الرحمن الرحیم -

فصل بهاران -

شعر در غير مدح اهل بيت عليهم السلام و بیان صفات خدا كراهت دارد -

 

آیا خداوند میتواند سنگی را خلق کند که نتواند آنرا بردارد ؟

به نام خدا

 

ما در زندگی با حقایقی رو برو هستیم که قابل  انکار نیستند

 

اما همه حقایق ما  از جمله بدیهات نمیباشند .

حقایق بدیهی نسبت  به حقایق غیر بدیهی  اصل  میباشند

و حقایق غیر بدیهی نسبت به بدیهات  فرع .

چرا که بدیهیات وسیله  ای هستند برای دست یافتن  به غیر بدیهات .

البته  یک حقیقت  غیر بدیهی بعد از  اثبات  و تکرار  اثبات آن  تبدیل  به یک حقیقت بدیهی خواهد شد

به طور مثال  وجود انسان و نقص این وجود  اولین حقیقت بدیهی عالم میباشد که برای هیچ کسی قابل انکار نیست  ( الا الصم البکم الذین لایعقلون  ۲۲ انفال )


نقص وجود  انسان  که ناشی از مرکب بودن اوست بدیهی ای است برای رسیدن به حقیقت وجود خدا.

 
بنابر این اثبات وجود خدا فرع نقص وجود ماست

 (  البته باید دقت کنیم که خط سیر عقلی همیشه از مخلوق به خالق است  والا  نحوه دید ما به  عالم حقیقت  تاثیری در آن ندارد )


بعد از اثبات وجود خدا و تکرار این مسئله  خودمسئله  وجود خدا  از بدیهیاتی خواهد شد که هم منشا’ اثبات سایر حقایق میشود  وهم برای هیچ کس قابل  انکار نیست ( الا الصم البکم الذین لایعقلون )

پس اثبات حقیقت وجود خدا  فرع نقص وجود ما و اصل  وجود انبیاء است البته در سیر عقلی و منطقی.

 

شبهاتی از قبیل  اینکه  ایا خداوند میتواند سنگی بزرگ خلق کند  که نتواند آنرا بردارد  دو نکته در بردارد
اول اینکه  این شبه  اصل  ثابت عقلی ما را که خدا را اثبات کرده نابود نمیکند ولو ما در جواب آن عاجز باشیم

مسئله دوم  به خود شبه بر میگردد که به چند دلیل  محال  عقلی است :


یک خلق کردن یک شی مساوی با برداشتن ان  شی است و دیگر  نیازی به برداشتن ان نیست
2 لازمه برداشتن  سنگ بودن آن بر روی جسمی بزرگ تر است  که باز هم آن جسم مخلوق خداست
3 و4و...

 

مانند این سوال از امیر مومنین علی علیه السلام پرسیده شد

حضرت در جواب فرمودند : بدرستی که خدا به عجز و ناتوانی نسبت داده نمیشود ولی آنچه تو میپرسی نشدنی است.

پست مربوط:

آیا خدا میتواند....!؟

پرچم حاکمیت خدا

به نام خدا

 

 

آیا اگر مردم سراغ علی علیه السلام نیایند حکومت بر او حرام است ؟

فرق یک شیعه با سنی در چیست ؟

شعیان معتقدند خلافت بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله انتصابی از جانب خداوند است

چرا که خلیفه رسول خدا  باید  معصوم در اجرای احکام خدا و  معصوم در تبیین  متشابهات و بیان تاویلات قرآنی باشد و  فقط خداست که میداند چه کسی معصوم است و چه کسی نه .

اما  اهل  تسنن میگویند ما شورا میکنیم و تشخیص میدهیم  ابوبکر (علیه من الرحمن ما یستحق) باید  خلیفه باشد پس خلیفه میشود چرا که رسول خدا هم  معصوم نبود چه رسد به جانشین او .

 

همین سخن را از دهان مسئولین مدعی حکومت اسلامی هم میشنویم

 

رهبری هم بارها میگوید ما افتخار میکنیم که در نظامی زندگی میکنیم که  همه مسئولین آن حتی رهبری توسط انتخابات مردم سر کار می آیند !!

اما

آیا چون مردم به سراغ علی بن ابی طالب امدند ولایت علی علیه السلام ثابت شد ؟
آیا رای مردم  ولایت را برای کسی ثابت میکرد که عدم رای انها به او  و اجتماع اکثر آرای بر خلافت ابوبکر

ولایت را از علی بگیرد  و به ابوبکر بدهد ؟

آیا چون مردم  به سمت علی نیامدند حکومت  بر علی حرام است ؟

فرق تو با یک سنی چیست ؟
چرا ما باید  سخنان اهل سنت را از دهان  امام جمعه  شیعیان  بشنویم ؟( البته  نه امام جمعه پا در جای پای علی گذاشته  و نه کسانی که به چنین امام جمعه ای اقتدا میکنند )

آقای هاشمی رفسنجانی آیا واقعا  حضور مردم  به علی بن ابی طالب شرعیت بخشید ؟

واگر مردم به سراغ  علی نیایند قیام برای تشکیل حکومت بر علی حرام است ؟
آیا به شهادت قرآن فاطمه زهرا سلام الله علیها  معصومه نبود ؟

آیا مگر همین فاطمه نبود که  علی را  عتاب کرد که مگر صدای  شهادت به نبوت  پدرم را بر ماذنه  ها نمینشوی؟

پس چرا شمشیر در نیام کرده ای؟
چرا  قیام نمیکنی؟

آیا فاطمه از علی درخواست  حرام کرده است ؟
خدایا با تو پناه میبریم

و  وای بر تو و مامومینت  جناب هاشمی

 

 

یا رسول الله چگونه تو ولایت را در زمان  حضورت  به علی تفویض کردی اما اینان حکومت را بعد از تو بر علی حرام میدانند ؟
اینان چگونه  خون علی و فاطمه  سلام الله علیهما را پایمال میکنند ؟


یا رسول الله من در شب مبعث تو گریه میکنم

به امید مکنت فرزندت حضرت  حجت علیه السلام .

 

بحارالأنوار     67     107    -  نهج، [نهج البلاغة] قَالَ علیه السلام

 لَا يَتْرُكُ النَّاسُ شَيْئاً مِنْ أَمْرِ دِينِهِمْ لِاسْتِصْلَاحِ دُنْيَاهُمْ إِلَّا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مَا هُوَ أَضَرُّ مِنْهُ

امیر مومنین علی علیه السلام فرمودند :

مردم هیچ حکمی را از دین برای اصلاح امور دنیایشان ترک نمیکنند مگر این که خداوند بابی را برای آنها باز میکند که سختیش بیشتر خواهد بود .

 

بحارالأنوار     52     140   

 أَبِو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام  قَالَ

مَنْ سُرَّ أَنْ يَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْيَنْتَظِرْ وَ لْيَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ وَ هُوَ مُنْتَظِرٌ فَإِنْ مَاتَ وَ قَامَ الْقَائِمُ بَعْدَهُ كَانَ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ أَدْرَكَهُ فَجِدُّوا وَ انْتَظِرُوا هَنِيئاً لَكُمْ أَيَّتُهَا الْعِصَابَةُ الْمَرْحُومَةُ

امام صادق علیه السلام فرمودند

هر کس دوست دارد از اصحاب امام قایم باشد  باید  منتظر باشد و باید  به ورع و  زیبایی های  اخلاق   عمل کند

چنین کسی منتظر حقیقی است

اگر بمیرد و قائم بعد از او  ظهور کند  پاداش کسی را خواهد داشت که  قائم را  درک کرده

پس  تلاش کنید و منتظر بمانید ای گروه آمرزیده شده .


 

آیا اگر مردم سراغ علی علیه السلام نیایند حکومت بر او حرام است ؟

کلیک کنید :   در شب مبعثت ای رسول خدا نمیدانم گریه کنم یا شادی؟

نقد نماز جمعه هاشمی رفسنجانی دو روز قبل از بعثت رسول اکرم صلی الله علیه وآله ۱۴۳۰هجری قمری

سکوت در برابر  بدعتها !

 به نام خدا

شهادت امام موسی بن جعفر علیهما السلام  را تسلیت عرض میکنم

 

 البقرة : 159   إِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى‏ مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ

کسانی که  دلايل روشن، و  هدايتى را كه نازل كرده‏ايم،  آنهم  بعد از آنكه در كتاب  قرآن  آنرا براى مردم بيان نموديم، كتمان کردند ، خدا آنها را لعنت مى‏كند و همه لعن‏كنندگان نيز، آنها را لعن مى‏كنند .

 

تمامی امامان علهیم السلام فرموده اند :

زمانی که بدعتها آشکار شد بر علما’ واجب است  علم خود را آشکار کنند
که اگر این کار را نکنند  نور ایمان از آنها سلب میشود

 


مخاطب این آیه و روایت کسیت ؟
آیا مخاطب ایه کسانی هستند که خطا میکنند ؟
یا مخاطب آن علمائی هستند که در برابر بدعتها  سکوت اختیار کرده اند ؟


امام حسن عسکری علیه السلام  میفرمایند : 

 و امّا آن كسى از فقهاء  كه مراقب  نفس خود میباشد

و حافظ دين خودش می باشد

 و مخالف هوای نفس خود است

 و مطيع أمر مولاى خود  می باشد

بر مردم  واجب است از او تقلید کنند

 و البته تمام فقهاء اینگونه نیستند.

 وفقط بعضی از فقهاء  این صفات را دارند ، پس هر كه از فقهاء ما مانند فقهای عامه  مرتكب عمل زشت و و بدی شد.دیگر نبايد از او چیزی را  که به ما نسبت میدهد بپذیریدوآنها هیچ حرمتی ندارند ...

 علماء زمانی که فاسد شوند ، در آن زمان باطل  را آشکار کرده و تبلیغ میکنند . حق را پنهان  کرده و کتمان میکنند . وخداوند در مورد آنها این چنین میفرمایند :

کسانی که  دلايل روشن، و  هدايتى را كه نازل كرده‏ايم،  آنهم  بعد از آنكه در كتاب  قرآن  آنرا براى مردم بيان نموديم، كتمان کردند ، خدا آنها را لعنت مى‏كند و همه لعن‏كنندگان نيز، آنها را لعن مى‏كنند .

 البقرة : 159  

 

فإِنَّا رُوِّينَا عَنِ الصَّادِقِينَ ع أَنَّهُمْ قَالُوا إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فَعَلَى الْعَالِمِ أَنْ يُظْهِرَ عِلْمَهُ فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ سُلِبَ نُورَ الْإِيمَانِ .

وسائل‏الشيعة     16     271

 

 

رد فقیهی که مبتنی بر حکم خدا فتوا میدهد و عادل است چه حکمی دارد ؟

به نام خدا

عمر بن حنظله میگوید:

از امام صادق علیه السلام در مورد  دو مردی پرسیدم که با هم درگیری در مورد بدهی و ارث و میراث داشتند و برای حل درگیریشان به  سلطانی که شما او را نصب نکرده اید رجوع کرده اند آیا این کار جایز است ؟
حضرت فرمودند : هر کس از طاغوت حکم خود را  بپرسد و طاغوت  حکم او را بگوید حکمش باطل است هرچند حق با او باشد چرا  که او حکم  طاغوت را گرفته در حالی که خدا  در قرآن ( سوره نساء آیه 60) امر کرده که طاغوت را انکار کنیم .

پرسیدم پس چه کاری باید بکنند ؟

حضرت فرمودند : باید جستجو کنند و کسی را  از بین خودتان ( یعنی شیعیان ) پیدا کنند که حدیث ما را روایت میکند و در حلال و حرام ما نظر میکند و احکام  ما را میشناسد .

پس من او را برای شما  حاکم قرار دادم .

پس زمانی که به حکم ما  حکم کرد و از او قبول نکردند .حواسشان باشد  که حکم خدارا  خار و پست کرده اند و در مقابلش سستی کرده اند و ما را رد کرده اند و هر کس مارا رد کند خدا را  رد کرده است و این  عمل او  مساوی با شرک به خداست .

(النساء : 60 

  أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُريدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعيداً


آيا نديدى كسانى را كه گمان مى‏كنند به آنچه (از كتابهاى آسمانى كه) بر تو و بر پيشينيان نازل شده، ايمان آورده‏اند، ولى مى‏خواهند براى داورى نزد طاغوت و حكّام باطل بروند؟! با اينكه به آنها دستور داده شده كه به طاغوت كافر شوند. امّا شيطان مى‏خواهد آنان را گمراه كند، و به بيراهه‏هاى دور دستى بيفكند.)

 

الکافی     7     412    باب کراهیة الارتفاع إلى قضاة الجور

5-  مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ صَفْوَانَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَیْنِ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلَیْنِ مِنْ أَصْحَابِنَا یَکُونُ بَیْنَهُمَا مُنَازَعَةٌ فِی دَیْنٍ أَوْ مِیرَاثٍ فَتَحَاکَمَا إِلَى السُّلْطَانِ أَوْ إِلَى الْقُضَاةِ أَ یَحِلُّ ذَلِکَ فَقَالَ مَنْ تَحَاکَمَ إِلَى الطَّاغُوتِ فَحَکَمَ لَهُ فَإِنَّمَا یَأْخُذُ سُحْتاً وَ إِنْ کَانَ حَقُّهُ ثَابِتاً لِأَنَّهُ أَخَذَ بِحُکْمِ الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أَمَرَ اللَّهُ أَنْ یُکْفَرَ بِهِ قُلْتُ کَیْفَ یَصْنَعَانِ قَالَ انْظُرُوا إِلَى مَنْ کَانَ مِنْکُمْ قَدْ رَوَى حَدِیثَنَا وَ نَظَرَ فِی حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْکَامَنَا فَارْضَوْا بِهِ حَکَماً فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حَاکِماً فَإِذَا حَکَمَ بِحُکْمِنَا فَلَمْ یَقْبَلْهُ مِنْهُ فَإِنَّمَا بِحُکْمِ اللَّهِ قَدِ اسْتَخَفَّ وَ عَلَیْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَیْنَا الرَّادُّ عَلَى اللَّهِ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ الشِّرْکِ بِاللَّهِ

 

 

 و این روایت که ترجمه اش با خود شما

الکافی     8     146    حدیث محاسبة النفس .....  ص : 143

120-  یَحْیَى الْحَلَبِیُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَ رَأَیْتَ الرَّادَّ عَلَیَّ هَذَا الْأَمْرَ فَهُوَ کَالرَّادِّ عَلَیْکُمْ فَقَالَ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ مَنْ رَدَّ عَلَیْکَ هَذَا الْأَمْرَ فَهُوَ کَالرَّادِّ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ عَلَى اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ الْمَیِّتَ مِنْکُمْ عَلَى هَذَا الْأَمْرِ شَهِیدٌ قَالَ قُلْتُ وَ إِنْ مَاتَ عَلَى فِرَاشِهِ قَالَ إِی وَ اللَّهِ وَ إِنْ مَاتَ عَلَى فِرَاشِهِ حَیٌّ عِنْدَ رَبِّهِ یُرْزَقُ

 

 پستهای مربوط: 

عمل به حکم خدا واجب است نه تقلید

 فقیه موضوعیتی در دین ندارد و نباید داشته باشد

جایگاه علماء‌ در عصر غیبت

 رگ گردن رسول خدا مهمتر است یا رگ گردن فقیهان ؟

چرا پلیس عوض شلیک به قاتل خانم «مروه الشربینی»  به شوهر او شلیک کرد؟

 به نام خدا

التوبة : 8   كَيْفَ وَ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لا يَرْقُبُوا فيكُمْ إِلاًّ وَ لا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْواهِهِمْ وَ تَأْبى‏ قُلُوبُهُمْ وَ أَكْثَرُهُمْ فاسِقُونَ

چگونه است که اگر آن مشرکان و کافران بر شما غالب شوند، نه ملاحظه خويشاوندى با شما را مى‏كنند، و نه پيمان را؟! شما را با زبان خود خشنود مى‏كنند، ولى دلهايشان ابا دارد و بيشتر آنها فرمانبردار نيستند! (8)

 

تحقق این آیه رو ما  بارها  مشاهده کرده ایم خصوصا در قضیه اخیر که  در آلمان اتفاق افتاد

 

وقتی شوهر زنی که حامله هم بود برای دفاع از او حرکت میکند پلیس به او شلیک میکند اما به ضارب چاقو شلیک نمیکند ؟!!!!

 

حواسمان باشد صدر اعظم مرکل آلمانی از چه کسی حمایت میکنه ؟

 

در حالی که هنوز جمهوری اسلامی رو به رسمیت نمیشناشند چه اتفاقی افتاده که به  بعضی ها آنهم  قبل از اعلام نتایج ، تبریک ریاست جمهوری رو میگن ؟

شهید حجاب

بسم الله الرحمن الرحيم

 

انا لله و انا الیه راجعون  

 

بار دیگر چهره خونخوار غرب ، از چاه تاریک جهل و ظلم آلمان دیده شد و خون محترم یک انسان بدست یک ستمگر ریخته شد .

نژاد پرستان آلمان و انگلیس و آمریکا و فرانسه و دیگر همشکلان آنها برای بشر به خواب رفته هویدا و آشکار شدند .

آنها که خون بیگناهان بر گرده نجسشان سنگینی می کند .

آنها که در پس پرچم دولتشان ، خون مظلومان ایران و عراق و افغانستان و هندوستان و پاکستان فلسطین و لبنان و بوسنی ، فریاد داد خواهی میکند .

و کشته شدگان جنگهای خونینی که ساخته آنها بود مثل هیروشیما و ناکازاکی و کره دیده مشوند .

و به خاک و خون کشیده شدگان سرخپوست آمریکا نیز به یاد آورده می شود.

 و صدای انسانهای بی دفاع که در کشتار خونین نژاد پرستیشان در آلمان و ویتنام و بوسنی و آفریقا و آمریکا به گوش می رسد .

خون کشته شده گان و مفقودان پاناما و شیلی برچهره آنها نقش بسته است .

آری ، پرچم انگلیس و آلمان و آمریکا و فرانسه انسانها را به یاد خونهای بسیار که به ناحق ریخته شده اند می اندازد .

در پس پرده فریب و نیرگ بازی و دروغ پردازیشان ، به راحتی هدفهای شومشان را میتوان دید .

و دست خون آلود آنها و دندانهای آغشته شان به گوشت و پوست متلاشی شده انسانهای بی دفاع ( که قربانی نژاد پرستی کثیف آنها شده اند ) ، از پس ژستهای سسته رفته و بوی ادکلانهایی که برای دور کردن بوی گندشان به خود می زنند هویدا و آشکار است .

به راحتی می توان خباثت و خیانت را در چهره کریهشان دید .

در پس خنده های شیطانی آنها ، مظلومیت بنده های خوب خداوند دیده می شود .

پشت سر ظاهر ایستاده به تبلیغات دروغینشان ، افسرگی مستضعفان احساس می شود .

یک زن مسلمان که بندگی خویش را به خدای تعالی اظهار نموده در اوج مظلومیت در مقابل چشمان همسر و فرزدش به ناحق به خاک و خون کشیده می شود .

چه آبرویی برای انسانیت باقی است .

در این سکوت مرگ بار ، تعاریف انسان ها از خوبیها در خطر است .

آری ،

هم اکنون عمق نیاز بشریت به امیر المؤمنین صلوات الله علیه شناخته و احساس می شود ، به طنین عدالت گستر آن ابر مرد خدای  تعالی ، به فریادهای داد خواهی او از دو زن که نه تجاوزی به آنها روا شده بود و نه خونی از آنها ریخته شده بود و فقط مال آنها به یغما برده شده بود آن هم به وسیله انسانهایی که به این خون خوار ها شرف دارند .

قلب انسانهای آزاده با طنین کلام او آرام می گیرد و سوز حزن و غضب و اندوه سراپای تشنگان آزادگی و عدالت را فرا می گیرد که می فرمود :

( وَ قَدْ بَلَغَنِي أَنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ كَانَ يَدْخُلُ عَلَى الْمَرْأَةِ الْمُسْلِمَةِ وَ الْأُخْرَى الْمُعَاهَدَةِ فَيَنْتَزِعُ حِجْلَهَا وَ قُلْبَهَا وَ قَلَائِدَهَا وَ رِعَاثَهَا مَا تُمْنَعُ مِنْهُ إِلَّا بِالِاسْتِرْجَاعِ وَ الِاسْتِرْحَامِ ثُمَّ انْصَرَفُوا وَافِرِينَ مَا نَالَ رَجُلًا مِنْهُمْ كَلْمٌ وَ لَا أُرِيقَ لَهُ دَمٌ فَلَوْ أَنَّ امْرَأً مُسْلِماً مَاتَ مِنْ بَعْدِ هَذَا أَسَفاً مَا كَانَ بِهِ مَلُوماً بَلْ كَانَ عِنْدِي بِهِ جَدِيراً فَيَا عَجَباً عَجَباً وَ اللَّهِ يَمِيثُ الْقَلْبَ وَ يَجْلِبُ الْهَمَّ مِنِ اجْتِمَاعِ هَؤُلَاءِ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُمْ فَقُبْحاً لَكُمْ وَ تَرَحاً حِينَ صِرْتُمْ غَرَضاً يُرْمَى يُغَارُ عَلَيْكُمْ وَ لَا تُغِيرُونَ وَ تُغْزَوْنَ وَ لَا تَغْزُونَ وَ يُعْصَى اللَّهُ وَ تَرْضَوْن‏ )

( به من خبر رسیده که مردی از لشگر معاویه  بر دو زن که  یکی مسلمان و دیگری غیر مسلمانی بوده است که با حکومت اسلام عهد بسته   وارد شده و از آنها لباس ها و زیور آلاتشان را گرفته و رفته است و آن دو هیچ حمایت کننده ای نداشته اند جز التماس و زاری کردن .  

 و بعد ، آن متجاوزین با دست پر برگشته اند در حالی که خونی از آنان نریخته و تقاصی گرفته نشده است  .

پس اگر مسلمانی از این غصه بمیرد هیچ سرزنشی براو نیست بلکه نزد من  این کارسزاوار است . 

پس چقدر شگفت آور است و به خداوند قسم قلب را میکشند و اندوه را زنده می کند اتحاد اهل باطل بر باطل و تفرقه اهل حق در حق ،

اما زشتی و حقارت ، بر اهل سکوت سزاوار است آن زمان که علیه آنها  در باطل غیرت ورزیده می شود ولی آنها در حق غیرت نمی وزند و به آنها حمله می شود ولی از خود دفاع نمی کنند و خداوند بزرگ را نافرمانی می شود ولی آنان راضی هستند ) . 

 

سلام بر تو ای صدای عدالت الهی انسان ، سلامی به پهنای تاریخ بشریت ، سلامی از به خاک و خون خفتگان بیابان مظلومیت ، سلام برتو ای پشوای سراسر نور و زیبایی ، ای جلودار عرصه دفاع از مظلومین ، ای امام عزیز تنها مانده در میدان مبارزه با ستمگران جانم و هر آنچه با من است فدای آه سوزان شما باد .

امید آنکه فرزندتان که منجی بشریت و به پا کننده قوانین عدالت گستر دین عزیز اسلام است به اراده خداوند ظهور فرماید و غصه هارا برطرف و ظالمین را محو سازد .

بر امت اسلام و انسانهای آزاده است که غریو دادخواهی از خون آن زن مظلومه را فریاد کنند و طومار ظالمین را در هم پیچند که خون محترم یک انسان اینگونه غریبانه بر زمین نقش نبندد .

و السلام علی من اتبع الحق و الهدی

بیایید شب های آرزو را با حجت بن الحسن العسگري علیه السلام سپری کنیم

به نام خدا

با تشکر از دوست خوبم علی و با امید که این قطره کوچک به دریا عشق مولایمان بپیوندد برای اعلام حضور در طرح دعایی برای ظهور حضرت به آدرس  زیر مراجعه فرمایید :


http://saheledoor.parsiblog.com/

 

تا الان به غربت امام زمان انديشيده ايم؟

به بي کسي و تنهايي او فکر کرده ايم؟

آيا انديشيده ايم که بيش از هزار و سيصد سال است که امام زمان گرفتار غيبت است؟

رسم دوستي اين است که اگر دوستمان مشکلي داشت؛ اگر گرفتاري در زندگيش به وجود آمد او را کمک کنيم. اگر کمک بدني از ما ساخته نبود حداقل براي او دعا مي کنيم تا به خواست خدا مشکلش برطرف شود.

 


به راستي دوستان امام زمان چه کساني هستند؟ آيا غير از کساني هستند که از ايشان پيروي مي کنند؟ مگر ما خود را از پيروان و دوستان آن جناب نمي دانيم؟


مهدي جان!


سال هاست که از غيبتت مي گذرد و من بي خيال نشسته ام. گرچه نامت بر زبانم جاري است؛ گرچه گهگاه برايت دعا مي‌کنم؛ اما اعتراف مي کنم که اين‌ها فقط لق لقه‌ي زبان است، نه سوز دل.


آقا جان!


گرچه گناهکارم اما با تمام وجود مي گويم: «دوستت دارم». رسم رفاقت است که اگر دوستمان مشکلي داشت ياريش کنيم. من هم مي‌خواهم به اندازه توانم ياريت کنم اي بهترين رفيق! اين بار مي خواهم نه فقط با زبانِ سر، که با تمام وجود فرياد برآورم.


 امام صادق مي فرمود: «هيچ چهل نفري نيستند که باهم جمع شوند و درباره ي موضوعي به درگاه خدا دعا کنند مگر اينکه دعايشان مستجاب مي شود» (اصول کافي، ج4، کتاب دعا)       قرار است ما هم جمع شويم، 2 رکعت نماز مستحب بخوانيم و با اشک و آه، گريه و زاري، ظهورت را از گره گشاي مشکلات بخواهيم. راستي فراموش کردم، خواستم بگويم:        «غمگين نباش آقا؛ ما دوستت داريم»


دعا کردن وظيفه ي ماست. از آن جا که دعاي گروهي تأثير بسيار زيادي دارد تصميم داريم در زماني مشخص و بسيار حساس، از سراسر نقاط ايران براي آقايمان دعا کنيم و دعوتش را لبيک گوييم.


چه زماني بهتر از نيمه شب. پنج شنبه شب _نيمه شب جمعه_ که اختصاص به آقايمان دارد.


آن هم چه زماني؟ در تاريکي شب آن هنگام که مردم در خواب به سر مي برند، بر مي خيزيم و پس از دو رکعت نماز مستحبي يا نماز شب براي امام زمان دعا مي کنيم. ممکن است افرادي تا کنون نماز شب نخوانده باشند. اما اين بار به خاطر رضاي خدا برمي خيزند و مي خوانند تا آماده ي دعا براي ظهور شوند.


زمان: پنجشنبه شب _شب جمعه_ 18/4/1388بعد از خواندن نماز شب يا دو رکعت نماز مستحبي.


از دوستاني که مي خواهند شرکت کنند خواهشمندم از طريق نظرات وبلاگ به من خبر دهند و در صورت امکان اين طرح را در وبلاگ خود قرار داده تا بهتر و پرشکوه تر برگزار شود.


نکته: دوستان مي توانند يا دو رکعت نماز مستحبي (همانند نماز صبح با نيت نماز مستحبي) بخوانند يا نماز شب بخوانند بعد براي ظهور دعا کنند. مطمئنا نماز شب بهتر است اما انتخاب را به عهده ي دوستان مي گذاريم.


نکته: مطمئناً شيطان از اين برنامه ها بسيار هراس ناک است و در تلاش است به هر طريقي انسان را از اين کارها باز دارد. از طريق خواب ماندن و بيدار نشدن افراد و ... . مواظب باشيم


 آقا جان، يابن الحسن!


غمگين نباش. شما هم دوستاني داريد که برايتان دعا مي کنند. 

علی بن ابی طالب کیست و اعتقاد شیعه چیست ؟

به نام خدا

 

ضمن عرض تبریک و شاد باش این ایام خجسته میلاد امیر مومنین علی علیه السلام

امروز به صورت اتفاقی با این روایت مواجه شدم  و متوجه شدم این روایت مجموعه ای کوچک و در عین حال بسیار دقیق از عقاید شیعه

در مورد حرمت تفسیر به رای و اظهار نظر در دین خدا

و همچنین مسئله خلافت رسول خدا صلی الله علیه وآله میباشد

که با ایات و روایات زیادی موافقت قطعی داره .

از این رو تصمیم گرفتم این روایت رو ترجمه کنم تا به طور خلاصه  عقاید شیعیان رو مرور کنیم

 

عبد الرحمن پسر سمره نقل میکند که

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند:

کسانی  كه در دين خدا  جدال  وستیزه جویی می کنند در زبان هفتاد پيامبرخدا لعن شده‏اند.

وهر كس در آيات خدا جدال و ستیزه جویی  كند كافر است.

 خداى عز وجل (در سوره غافر آيه 4) فرموده است (  در آيات خدا جدال نمی كنند مگر آن كسانى كه كافرشده اند ،دگرگونی آنان در شهرها تو را فریب ندهد)

 

 هر كس قرآن را به رأى خودش تفسير كند به  خدا دروغ بسته است

و هر كس بدون علم  به مردم فتوى بدهد، ملائكه آسمان و زمين او را لعن می كنند،

هر بدعتى گمراهى است و هر گمراهى به سوی آتش ختم میشود ،

 

 عبد الرحمن بن سمره در ادامه می گويد به رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) عرض كردم:

 يا رسول اللَّه مرا به سوی نجات هدایت فرمایید ،

 فرمودند:  اى عبد الرحمن  هر گاه خواسته های مردم مختلف شد و آراء و نظرات از یکدیگر جداشدند و تفرقه پیدا کردند ، در آن زمان بر تو واجب است که همراه و ملازم على بن ابى طالب باشی .

 زيرا او امام امت و خليفه من ، بعد از من است.

زیرا  او همان ( فاروقى ) است  كه ميان حق و باطل را جدا ميكند (و فرق خواهد گذاشت )

هر كس از اوچیزی را بپرسد، او جواب دهد

 و هر كس از او راهنمایی بخواهد او راهنماییش کند

و هر كس حق را از او طلب کند حق را پیدا خواهد کرد

وهر كس هدايت را از پیش او طلب کند آنرا بدست خواهد آورد

هر كس به او پناه ببرد ، او را در امنيت قرار دهد،

هر كس به او تمسک کند ، نجاتش دهد

 و هر كس به او اقتداء كند او را هدايت نمايد

 اى عبد الرحمن

هر كس تسلیم او شود سلامت خواهد ماند

 و هر کس با او  دشمنى كند هلاك میشود

اى عبد الرحمن

 على از من است

 روحش از روح من است

 و خاكش از خاك من است

او برادر من است و من برادر او

 و او شوهر دختر من فاطمه است

فاطمه ای  كه سيده زنان عالم است ، زنان اولين و آخرين .

و دو امام امت من  و دو سيد جوانان اهل بهشت حسن و حسين از او هستند

و نه نفر از فرزندان حسين ( عليهم السلام) از او هستند

که  نهمين آنان قائم امت من است ،

که او زمين را از عدل و داد پر میکند  همانگونه که از ظلم و جور پر شده است .

 

پستهای مربوط:

 

آدرس روایت  به همراه  متن عربی :

كمال الدين و تمام النعمة    ج‏1    257    24 باب ما روي عن النبي ص في النص على القائم ع و أنه الثاني عشر من الأئمة ع .....  ص : 256

1 حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنِي عَمِّي مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي الْقَاسِمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الصَّيْرَفِيِّ الْكُوفِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ الْجُعْفِيِّ عَنْ سَعِيدِ بْنِ الْمُسَيَّبِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَمُرَةَ قال :

 قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله :

 لُعِنَ الْمُجَادِلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ عَلَى لِسَانِ سَبْعِينَ نَبِيّاً وَ مَنْ جَادَلَ فِي آيَاتِ اللَّهِ فَقَدْ كَفَرَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ما يُجادِلُ فِي آياتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلادِ وَ مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَأْيِهِ فَقَدِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ مَنْ أَفْتَى النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَلَعَنَتْهُ مَلَائِكَةُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ كُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ وَ كُلُّ ضَلَالَةٍ سَبِيلُهَا إِلَى النَّارِ قَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ سَمُرَةَ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَرْشِدْنِي إِلَى النَّجَاةِ فَقَالَ يَا ابْنَ سَمُرَةَ إِذَا اخْتَلَفَتِ الْأَهْوَاءُ وَ تَفَرَّقَتِ الْآرَاءُ فَعَلَيْكَ بِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَإِنَّهُ إِمَامُ أُمَّتِي وَ خَلِيفَتِي عَلَيْهِمْ مِنْ بَعْدِي وَ هُوَ الْفَارُوقُ الَّذِي يُمَيِّزُ بِهِ بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ مَنْ سَأَلَهُ أَجَابَهُ وَ مَنِ اسْتَرْشَدَهُ أَرْشَدَهُ وَ مَنْ طَلَبَ الْحَقَّ عِنْدَهُ وَجَدَهُ وَ مَنِ الْتَمَسَ الْهُدَى لَدَيْهِ صَادَفَهُ وَ مَنْ لَجَأَ إِلَيْهِ آمَنَهُ وَ مَنِ اسْتَمْسَكَ بِهِ نَجَّاهُ وَ مَنِ اقْتَدَى بِهِ هَدَاهُ يَا ابْنَ سَمُرَةَ سَلِمَ مِنْكُمْ مَنْ سَلَّمَ لَهُ وَ وَالاهُ وَ هَلَكَ مَنْ رَدَّ عَلَيْهِ وَ عَادَاهُ يَا ابْنَ سَمُرَةَ إِنَّ عَلِيّاً مِنِّي رُوحُهُ مِنْ رُوحِي وَ طِينَتُهُ مِنْ طِينَتِي وَ هُوَ أَخِي وَ أَنَا أَخُوهُ وَ هُوَ زَوْجُ ابْنَتِي فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ إِنَّ مِنْهُ إِمَامَيْ أُمَّتِي وَ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ تِسْعَةً مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ تَاسِعُهُمْ قَائِمُ أُمَّتِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما

آیا صانعی یک آیه الله است ؟ به کدام معنا؟

به نام خدا

سلام

 اگر شما انسانی امین هستید باید بدانید که آقای صانعی آدم خائنی است .

البته قصد من این نیست که از کسانی که امروز در مقابل صانعی هستند حمایت کنم ولی باید بدانید که

 امروز تکرار تاریخ دیروز می باشد .

 

شخصی خدمت امیر مومنین علی علیه السلام رسید
از حضرت چنین پرسید
تو هم نماز میخوانی معاویه هم نماز میخواند
تو هم روزه میگیری معاویه هم روزه میگیرد
تو هم قران میخوانی معاویه هم قران می خواند
من مانده ام از کدامتان حق هستید ؟

حضرت به او فرمودند :
مشکل تو این است که حق را در افراد جستجو میکنی

حق را جایی نصب نکردی و آنگاه افراد را به آن عرضه کنی

تا بفهمی هر کس با حق موافق بود حق است و هر کس با حق مخالف بود باطل  .

 

بهتره بدونید  ایشون با چه جراتی اول اقرار میکنه که ایه 282سوره بقره  از نصوص است و بعد با صراحت تمام خلافش فتوا میده !!

همون طلبه هایی که یکیشون خود اقای صانعی هست میگن قرآن یا نص میباشد یا ظاهر.

وفرق نص با ظاهر رو در این میدونن که نص با هیچ قرینه ای از معنای خودش تغییر نمیکنه  اون وقت ایشون اقرار به نص بودن میکنه و بعد خلافش فتوا میده !!!

به این جمله آقای صانعی دقت کنیدآنها را در یک صفحه وبا فاصله بیان کرده اند :

(اگرچه آيه شريفه قرآن نصّ صريحى است كه شهادت و گواهى دو زن در برابر يك مرد است _ امّا اين جانب با توجه به احترام و يژه اى كه به فقهاى بزرگ شيعه داشته و دارم _ ولى با تحقيق و پژوهشى كه ساليان پى در پى در فقه داشته ام اخيراً بدين نتيجه رسيدم كه هيچ گونه تفاوتى بين شهادت زن و مرد وجود ندارد ، بلكه آنچه مى تواند تساوى بين آنان را مسلّم نمايد عدالت آنهاست ) 

 

282 سوره بقره     وَ اسْتَشْهِدُوا شَهيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى

و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر اين حقّ) شاهد بگيريد! و اگر دو مرد نبودند، يك مرد و دو زن، از كسانى كه مورد رضايت و اطمينان شما هستند، انتخاب كنيد! تا اگر يكى انحرافى يافت، ديگرى به او يادآورى كند

کلیک بفرمائید «تفاوت دیدگاه اقای صانعی با قرآن درمسئله شهادت زنان»


در هر حال کسی حق نداره خلاف قرآن فتوا بده .

 

با دقت پست زیر رو مطالعه بفرمایید  :

 

موفق باشید .

امامت در قرآن

به نام خدا

سلام

امام هادی علیه السلام در روایتی که بیان خواهد شد به زیبایی تمام و با کمک گرفتن از استدلال هایی قرآنی و با کمک گرفتن از روایاتی که به وسیله متن شریف قرآن اثبات میکنند به تبیین جایگاه ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام میپردازند . 

اثبات ولایت به وسیله قرآن سوالی است که حقیقتا ذهن افراد بیشماری را به خود مشغول کرده که علت آنرا باید در انتصابی بودن این جایگاه که همان خلافت رسول خدا صلی الله علیه و آله میباشد جستجو کرد

عصمت از خطا و اشتباه لازمه صحت اجرا و صحت تبیین و تفسیر آیات خداست .

والبته تشخیص اصل عصمت و فرد معصوم از توان افراد بشر  خارج میباشد و تنها کسی میتواند خبر از معصوم بودن فردی از خطا و اشتباه و گناه بدهد که عالم به اسرار آسمانها و زمین  باشد و علمش بر همه چیز احاطه داشته باشد .

و او کسی نخواهد بود جز خدا :

  قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ كانَ غَفُوراً رَحيماً
بگو: «كسى قرآن را نازل كرده كه اسرار آسمانها و زمين را مى‏داند او (هميشه) آمرزنده و مهربان بوده است!» (الفرقان : 6 )

 اللَّهُ الَّذي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عِلْماً
خداوند همان كسى است كه هفت آسمان را آفريد، و از زمين نيز همانند آنها را فرمان او در ميان آنها پيوسته فرود مى‏آيد تا بدانيد خداوند بر هر چيز تواناست و اينكه علم او به همه چيز احاطه دارد!

 (الطلاق : 12 )

 

از این رو ما باید در قرآن به دنبال  دلایلی باشیم که جایگاه خلافت رسول خدا صلی الله علیه وآله را اثبات می کند .

بنابر این اگر تمایلی به دیدن ادامه بحث دارید کلیک رنجه بفرمائید :


اثبات ولایت توسط روایات موافق با قرآن

رسوایی عمر و ابوبکر در روایات مخالف قرآن


شب قدر صاحب الامر میخواهد ؟(اثبات بر اساس قرآن)

چرا ما از داشتن انرژی هسته ای محروم هستیم ؟

به نام خدا

چرا باید ما از داشتن انرژی هسته ای محروم باشیم ؟

چرا آمریکا و کشورهای اروپایی مخالف این هستند که ایران انرژی هسته ای داشته باشد ؟

جواب:

چون آنها میترسند ما بمب هسته ای ایجاد کنیم .

چه جالب!

پس نتیجه میگیریم که ما باید بمب هسته ای داشته باشیم

چراکه خدا گفته است :

وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فی سَبیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُون (الأنفال : 60 )

براى مقابله با دشمنان ، هر چه در توان دارید،آماده کنید ! و اسبهاى ورزیده را هم آماده کنید ، تا به وسیله همه این وسائل ، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید!

( نقش ارهابی اسلحه )

و (همچنین) گروه دیگرى غیر از اینها را، که شما آنها را نمى شناسید البته خدا آنها را میشناسد

(آنها را هم بترسانید )

و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعى اسلام) انفاق کنید،

بطور کامل به شما بازگردانده مى شود، و به شما ستم نخواهد شد!

ادعای رویت امام زمان علیه السلام دروغ است

به نام خدا

با توجه به این که یکی از علائم زمان آخر این است که افراد زیادی ادعای رویت امام زمان علیه السلام را میکند وظیفه ما در قبال کسانی که همچون (محمد علی باب .لعنت خدا بر او باد.)  ادعای رویت امام زمان علیه السلام را می کنند چیست ؟
چه کنیم که از خرافات و ایجاد فرقه های منحرف جلوگیری کنیم ؟
این پست رو با هم ببینیم :

 

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

آیا در قرآن سخن از ازدواج موقت آمده است ؟

به نام خدا

قابل توجه اهل سنت و شیعیانی که از عمر پیروی میکنند :

آیا در قرآن سخن از ازدواج موقت آمده است ؟

امام صادق علیه السلام میفرمایند :

امیر مومنین علی علیه السلام دائما میفرمودند :
اگر عمر به خاطر سبقت گرفتن بر من ازدواج موقت را حرام نمیکرد هیچ کسی زنا نمیکرد مگر کسی که انسانی شقی و بد بخت باشد .

این پست رو هم بخونید جالبه :